civilizers | Unsorted

Telegram-канал civilizers - شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

1401

Subscribe to a channel

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

رای به بردگی
منصور خضاعی

خلاف آنچه سلطنت طلب تبلیغ می کند، شما نمی توانید رفراندومی برگزار کنید که مردم در آن بین دموکراسی و پادشاهی یکی را انتخاب کنند، رای به پادشاهی، یعنی به بردگی و تحت قیمومیت دیگری درآمدن، کسی که کمترین فهم و درکی از نظامات سیاسی داشته باشد با دست خودش از خودش سلب آزادی نمی کند و رضایت نخواهد داد که خود و جامعه اش به رعیت سلطان تبدیل شوند، رفراندوم برای تعیین سلطنت نقض غرض و عین جهالت است. بعید است کسی به اسارت خود تن دهد مگر آنکه از پیش شستشوی فکری خورده باشد.

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

اینقدر اختلاف سلیقه و رویکرد

منصور خضاعی

درباره کریدور زنگزور که قرار است از خاک ارمنستان تا کشور آذربایجان کشیده شود و اروپا را به قفقاز و آسیای میانه وصل کند، بین نهادهای رسمی حکومت، یعنی دقیقا میان دولت پزشکیان و وزارت خارجه اش از یک طرف و نهادهای زیر نظر رهبری و اصولکرایان از طرف دیگر اختلاف رویکرد عمیق در حد دره وجود دارد، وزارت خارجه و خود آقای پزشکیان معتقدند هیچ جای نگرانی نیست زیرا احتیاط های امنیتی ما توسط ارمنستان و آذربایجان رعایت شده، حتی آقای عراقچی از صلح بین ارمنستان و آذربایجان استقبال کرده و تنها نگرانی این است که ممکن است یک شرکت آمریکایی مسئولیت ساخت آن را عهده دار شود.

از سوی دیگر آقای ولایتی مشاور رهبر می گوید آنجا، یعنی کریدور زنگزور یا همان راه ترامپ تبدیل به گورستان نیروهای آمریکایی خواهد شد، آقای یدالله جوانی معاونت سیاسی سپاه هم خط و نشان سنگینی برای طرف های غربی کشیده است، سایر اصولگرایان هم شدیدا از همین الان بدنبال رویارویی اند. خب یک شهر مگر چند کلانتر دارد؟ مگر این مسائل به حوزه امنیت کلان کشور مربوط نیست؟ چرا هر کسی ساز خودش را می زند؟ مگر سیاست واحدی در آن بالادست حکم فرما نیست که تا این اندازه اختلاف وجود دارد؟


@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

دکتر آذرخش مکری

‌️‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چرا متولدین پاییز و زمستان یک سال در تحصیل و ورزش از متولدین بهار و تابستان همان سال خیلی موفق‌ترند؟

تاثیر چندماه‌، که کل زندگی فرد و آینده‌اش را تغییر می‌دهد.

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

✍️ قربان عباسی

🖊 ذهن استبدادزده: زنجیرهایی که خودمان به دست و زبان خود بسته‌ایم


@sokhanranihaa
بزرگ‌ترین مصیبت یک ملت، فقط حاکمان ستمگرش نیستند؛ بلکه مردمانی هستند که استبداد را درونی کرده‌اند، آن را بخشی از هویت خود می‌دانند، و در کلام و کردارشان بازتولیدش می‌کنند. ذهن استبدادزده، زهر هزارساله‌ای است که در جان ما ایرانیان رسوب کرده و از آن خلاصی نیافته‌ایم.

ما با هزار سال استبداد زیسته‌ایم. حکومت‌ها سرکوب کردند، ما اطاعت کردیم؛ حکومت‌ها غارت کردند، ما خاموش ماندیم؛ حکومت‌ها فریب دادند، ما تکرار کردیم. اما آیا این فقط به خاطر زور بود؟ یا بخشی از ما این زور را در درون خود پذیرفت؟

استبداد فقط در کاخ‌ها و زندان‌ها نیست. استبداد در زبان ماست. وقتی می‌گوییم «باید یک نفر بیاید که همه را جمع کند»، وقتی می‌گوییم «ملت ما لیاقت آزادی ندارد»، وقتی می‌گوییم «اینجا فقط با چماق می‌شود حکومت کرد»، در واقع نه‌تنها قربانی استبدادیم، بلکه مبلغ آن هم شده‌ایم.

ذهن استبدادزده، همیشه به دنبال یک قَدَر قُدرت می‌گردد. در نگاهش، مردم «رعیت»‌اند و دولت «صاحب»؛ و همیشه تصور می‌کند بدون یک ارباب، جامعه فرو می‌پاشد. این ذهن، مسئولیت نمی‌پذیرد، چون همیشه می‌گوید «کار از ما گذشته»، یا «کاری از دست ما برنمی‌آید». خودش را در برابر ظلم ناتوان می‌بیند و از همین ناتوانی، برای مشروعیت‌بخشی به ظلم استفاده می‌کند.

استبدادزدگی در رفتار ما هم هست. وقتی در صف نانوایی، همدیگر را له می‌کنیم اما در برابر مأمور زورگو سکوت می‌کنیم. وقتی در خانه، بر فرزند یا زن یا زیردست خود همان سلطه‌ای را اعمال می‌کنیم که از آن متنفر بودیم. وقتی در یک جمع، به جای دفاع از مظلوم، با قوی‌تر هم‌صدا می‌شویم و مظلوم را تنها می‌گذاریم.

این ذهن، حتی زبان آزادی‌خواهی ما را هم آلوده کرده است. ما حتی وقتی از آزادی حرف می‌زنیم، اغلب آزادی را نه برای همه، که فقط برای «ما» می‌خواهیم. وقتی می‌گوییم «اگر ما به قدرت برسیم، حساب همه را می‌رسیم»، وقتی می‌گوییم «این ملت فقط با داغ و درفش آدم می‌شود»، یعنی هنوز در همان مدار بسته‌ی استبداد گرفتاریم.

استبداد فقط بیرون از ما نیست؛ در ماست. بیرون، فقط حاکمی با چکمه و شلاق و زندان می‌بینیم؛ اما در درون، ذهنی داریم که خودش را به زنجیر کشیده. ذهنی که به زور احترام می‌گذارد، به آزادی بی‌اعتماد است، و همیشه برای ظلم بهانه می‌تراشد.

ذهن استبدادزده از ترس تغذیه می‌کند. چون می‌ترسد، ترجیح می‌دهد به قدرتمند بچسبد. اما فقط ترس نیست؛ تنبلی هم هست. آزادی دردناک است، چون مسئولیت می‌آورد. ذهن استبدادزده از آزادی فراری است، چون نمی‌خواهد بپذیرد که خودش مسئول است: مسئول حرفی که می‌زند، سکوتی که می‌کند، ظلمی که می‌بیند و تحمل می‌کند.

برای شکستن این چرخه، باید از درون خودمان آغاز کنیم. باید یاد بگیریم که در برابر ظلم کوچک مقاومت کنیم، حتی اگر زورمان به ظلم بزرگ نرسد. باید در زبانمان، به جای زانو زدن، مطالبه‌گری و جسارت بیاوریم. به جای گفتن «مملکت همین است»، بگوییم «می‌تواند بهتر باشد». به جای گفتن «ما کاری از دستمان برنمی‌آید»، بگوییم «هر تغییر از من شروع می‌شود».

راه آزادی فقط از سقوط یک دیکتاتور نمی‌گذرد. اگر ذهن استبدادزده تغییر نکند، حتی اگر دیکتاتور امروز برود، دیکتاتوری فردا دوباره بازخواهد گشت، این بار با چهره‌ای تازه و شعارهایی تازه.

ما باید با همان شدت که با زندانبان بیرونی می‌جنگیم، با زندانبان درون بجنگیم. تا این زنجیرهای ذهنی را پاره نکنیم، زنجیرهای اجتماعی و سیاسی هم پابرجا می‌مانند.

بیایید صادق باشیم: ما ایرانیان بیش از هرچیز، باید جرات کنیم ذهن خود را آزاد کنیم. تنها یک ملت با ذهن آزاد می‌تواند آزاد زندگی کند.

کانال سخنرانی ها

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

وقتی مشروطه شد، به‌ خیال آن افتادیم که همه‌ی مشکل ما حل شد، چون که تمام مشکل را در تغییر قدرت می‌دیدیم و هیچ‌کس ما را نگفت که باید خود را نیز تغییر دهیم، همه‌ی خیالمان این بود که قدرت را کوتاه‌ کنیم، قدرت شاه را و هیچ به اندیشه‌ی قامتِ خود نبودیم که آن را هم بالا ببریم..."

"سیدحسن_تقی‌زاده" (1348_1257)
از رهبران انقلاب جنبش مشروطه در ایران

#فرهیختگان راهی به رهایی

پانوشت: گیریم که دیکتاتور را بیرون کردیم، با دیکتاتور درون خود چه کنیم؟


@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

حتی یک دولت توسعه یافته با حاکمیت استبدادی در جهان وجود ندارد

منصور خضاعی

حتی در جهان، یک دولت و کشور را نمی توان یافت که رشد یافته و پیشرفته باشد اما نظام حاکمیتی آن استبدادی باشد، استبداد از بنیاد با توسعه تناقض دارد و یک جا جمع نمی شوند، باید در نظر داشت که مقصود از دولت و کشورهای پیشرفته، کشورهایی هستند که از توسعه همه جانبه و درونزار برخوردار باشند و با این تعریف کشورهایی مانند امارات، قطر و حتی چین هم پیشرفته محسوب نمی شوند، زیرا رشد کشورهای امیرنشین نظیر امارات و قطر مبتنی بر نفت بوده و در بخش های علمی، تکنولوژی، فرهنگی به طور کامل وابسته به دولت های غربی می باشند، چین هم اگرچه دولتی استبدادی نیست اما دموکراتیک هم نیست؛ چین توسط هیئت حاکمه حزب کمونیست که بدنه آن حدود دویست و پنجاه میلیون عضو دارد اداره می شود و رهبر آن هر پنج سال یک بار توسط همین هئیت عالی رتبه برگزیده و اختیارات بدو واگذار می گردد. اگرچه که نشانه هایی از تداوم قدرت بشکل دیکتاتوری در رهبر فعلی آن شی جین پینگ دیده می شود. لازم به ذکر است که چین نیز اگر در آینده بخواهد به مسیر توسعه همه جانبه ادامه دهد هیچ راه گریزی از باز کردن درهای توسعه سیاسی و مشارکت دادن تمام بخش های جامعه در مدیریت کلان سیاسی کشورش ندارد واگرنه دچار استبداد شده و روند پیشرفت آن متوقف خواهد شد.

برخی استدلال می کنند کشورهایی مثل انگلستان و دانمارک و سوئد هم از زمره ملل پیشرفته جهان اند و ضمنا نظام حاکمیتی شان، پادشاهی و پادشاهی مشروطه است و نهایتا نتیجه می گیرند که نظام مشروطه پادشاهی برابر با دولت توسعه یافته است و اضافه می کنند که اگر این کشورها در نظام پادشاهی منفعتی نمی دیدند حتما آن را ملغی می کردند. در این استدلال مغالطه وجود دارد زیرا اولا نظام پادشاهی در این کشورها کاملا تشریفاتی است لذا پادشاه و دربار هیچ دخالتی نه در امر قانونگذاری و نه در امر اجراء ندارند، بدین نحو که اگر کل نهاد سلطنت را به یکباره از آن کشورها حذف کنیم هیچ تغییر و تاثیری در آن کشورها رخ نمی دهد مگر اینکه به عدالت و برابری کمک کرده و تبعیض اولویت بی منطق یک خانواده بر کل ملت را کنار زده باشد، از این رو رشد و توسعه نتیجه انتصاب و چرخش نخبگان یک جامعه با رای ملت بر کرسی های قدرت و توانایی عزل بلا شرط آنهاست. و ثانیا اینکه وجود نهاد سلطنت در این کشورها از جهت این بوده که براندازی شان هزینه بیشتری نسبت به نگهداری شان داشته و خود بدین جهت بوده که نظام پادشاهی در روند تاریخی تحولات خودش به این درک رسیده که باید بتدریج جای خودش را به نظام دموکراسی داده و اولویت حضور آن را پذیرفته و خودش درانزوا قرار گیرد.

بخاطر داشته باشیم که این تحمل و درک در همه کشورها مثل فرانسه و آلمان وجود نداشت و درنتیجه این ملت ها درخت استبداد را از بن برکنده و برای همیشه به دفینه تاریخ سپردند. کشور ما ایران نیز بیش از یکصد سال است در مسیر مردمسالاری و دموکراسی حرکت می کند، باوجود اینکه از ۱۲۰ سال پیش تاکنون نظام حاکمیتی مان چندین بار بین سلطنت و جمهوری دست به دست شده ( و از این بابت شباهت نسبی به فرانسه پس از انقلاب قرن هجده آن داریم) اما روند کلی تاریخ ما بشکل دیالکتیکی بسمت دموکراسی و نظام جمهوری در حرکت است حتی اگر در میانه راه آینده بازهم اشکال دیگری از وضعیت های غیردموکراتیک پدیدار شوند که وضعیتی موقت خواهند بود. لذا دموکراسی و مشارکت حداکثری سرنوشت محتوم همه ملت هایی است که بدنبال توسعه پایدار و درونزا هستند. همواره طبیعت انسان میل به قدرت دارد و میخواهد بر دیگری تسلط یافته و دیگر انسانها را به خدمت و برده گی خویش درآورد، از اینرو به هر شکل ممکن باید این میل را مهار کرد و این نهادینه کردن دموکراسی در قالب نظام جمهوری است که طی سیصد سال اخیر در برخی دول پیشرفته از عهده این مسئولیت مهم برآمده است. از قضا همین کشورها بیرق دار توسعه در نظام بین الملل هستند.

#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

#گفتارهای_فلسفی


«تا زمانی که اندیشیدن ممکن است، تسلیم شدن خیانت است.»

تئودور آدورنو، فیلسوف مکتب فرانکفورت اهل آلمان

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

#گفتارهای_فلسفی

«بزرگ‌ترین خطر زمانی رخ می‌دهد که شرارت در قالب زبان بوروکراتیک و با چهره‌ای «عادی» و «وظیفه‌شناسانه» ظاهر شود و افراد بدون تأمل اخلاقی، ابزار یک ساختار اقتدارگرا شوند.»

هانا آرنت

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

#گفتارهای_فلسفی
منصور خضاعی

ژان پل سارتر، فیلسوف اهل فرانسه درباره اخلاق نظریاتی چنین دارد:


«آزادی من یگانه مبنای ارزش هاست و هیچ چیز، مطلقا هیچ چیز مرا در پذیرش این یا آن ارزش خاص، این یا آن معیار خاص برای ارزش ها توجیه نمی کند. من به عنوان موجودی که به وسیله آن، ارزش ها وجود دارد، توجیه ناپذیر هستم.»

در اگزیستانسیالیسم نوعی اومانیسم است هم می گوید:

«گفتن اینکه ما ارزش ها را ابداع می کنیم دقیقا به این معناست که زندگی هیچ معنای پیشینی ندارد. زندگی پیش از آنکه شما زندگی کنید هیچ معنایی ندارد، شما هستید که به آن معنا می دهید و ارزش زندگی چیزی نیست جز معنایی که شما انتخاب می کنید.»

نظریات سارتر درباره اخلاق و مفهوم زندگی تفاوت زیادی با کانت، فیلسوف آلمانی دارد، از نظر کانت ارزش های اخلاقی مطلق، پیشینی و قابل کشف هستند و گویی که خدایی آنها را در ضمیر بشر قرار داده است، از نگاه کانت ارزش ها ابداع نمی شوند بلکه از پیش در نهاد انسان وجود دارند، در حالیکه از نگاه سارتر این ارزش ها، قراردادی، پسینی و نسبی اند.


@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

“اندکی از مردم را می توان برای همیشه فریب داد. همه مردم را نیز می توان برای مدت اندکی فریب داد. اما نمی توان همه مردم را برای همیشه فریب داد”.

آبراهام لینکلن

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

🔴 دیدار با محصوران اختر پس از ۱۵ سال

پانزده سال پس از حصر خانگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، روز گذشته، سه نفر از دوستان‌شان با موافقت محصوران و مجوّز ماموران امنیتی به ملاقات ایشان در بن‌بست اختر رفته‌اند.

به گزارش کلمه، در این دیدار، مسیح مهاجری (مدیر و سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی)، محمدرضا بهشتی (فرزند ارشد شهید بهشتی) و غلامرضا آقازاده (وزیر نفت دوران دفاع مقدس) حضور داشتند. این ملاقات که با مرور خاطرات و گفت‌وگوهای دوستانه همراه بود دو ساعت به طول انجامید.

@kaleme
@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

آیا ایران قربانی ترور کسروی شده است؟!

محمد کوراوند:

ترور کسروی و تاوان اجتماعی آن



در خاطرات آیت الله مستجابی چنین آمده است:
« در نجف حین تحصیل با نواب صفوی آشنا شده بودم. با سید مجتبی نواب صفوی قرار گذاشتیم که بیاییم تهران با احمد کسروی و چند تا از علمایی که بعد از مشروطه منحرف شده بودند بحث و مناظره کنیم. آمدیم ایران با آشیخ باقر کمره‌ای بحث کردیم. اطراف این شیخ را کمونیست‌ها گرفته بودند. بعد از چند روز بحث قانع شد. دیگران هم به همین منوال، خیلی زود راه افتادند اما کسروی نه.

روزی که برای بحث رفتیم سراغ کسروی هر سه نفر ما را یک لقمه کرد. آدم کارکرده و بسیار باسوادی بود. وکیل هم بود. با همه آن حرارتی که نواب صفوی و ما داشتیم، ما را یک لقمه کرد. یاران نواب چند تا جلسه دیگر هم گرفتند و بعد دیدند فایده ندارد و حریفش نمی شوند. بالاخره رفتند و او را کشتند.
بار اول که نواب اقدام کرد کسروی کشته نشد. بار دوم سید حسین امامی کار را تمام کرد. در راهروی دادگستری۲۴ضربه چاقو بهش زد و البته چند تایی هم گلوله»
این چند خط بخش تلخی از تاریخ عبرت آموز معاصر ماست که نشان می دهد ما چه راه سختی از اعماق تصلب تا به امروز پیموده ایم.
اما تاسف بار تر از ترور، واکنش جامعه و رفتار خواص پس از قتل کسروی بود.

فردای واقعه برخی علماي نجف‌ به تهران تلگراف زدند و خواستار آزادی فوری عاملان ترور شدند. كاشاني و دیگر حامیان معنوی فداییان اعلاميه پخش كردند که درصورت محاکمه ضاربین دست به اقدامات جدي و اساسي خواهند زد.
دادگستری شاهنشاهی که راپورت زمان و مکان دادگاه کسروی را به فداییان داده بود، هیچ محافظتی از کسروی نکرد. چندی پس از ترور هم برادران امامی بلاقید آزاد شدند.

بازاریان ثروتمند علاوه بر اینکه وثیقه کلانی برای آزادی قاتلین مهیا کردند در خيابان نقل و شيريني پخش كردند‌ و گوسفند سر بريدند. بخشی از عوام و طبقات سنتی هم تعداد زیادی سند برای آزادی برادران امامی به دادگستری بردند.

اما تاسف بارتر از همه واکنش روشنفکران بود!
جز اندک مقاله‌هایی در روزنامه‌های چپ‌گرا، قتل کسروی با سکوت محض رسانه‌ها ، سکولارهای روشنفکر و نواندیشان مذهبی و حتی ملی گرایان مواجه شد. قتل یک پژوهشگر، زبان شناس و مورخ ملی گرا، اندیشمند خردگرا و منتقد نظام فکری- فرهنگی معیوب ایران(و نه صرفا نظام مذهبی) [آخرین و بزرگترین و عمیق ترین مصلح اجتماعی ایران ]  در سالهایی که بانگ مشروطه خواهی، حکومت قانون و نوگرایی ملی و مذهبی در هر محفل روشنفکری بلند بود، نمی توانست بدون تاوان باشد.
تاوان این سکوت و همراهی را جریان روشنفکری و کل جامعه ایران بعدها با ضرباتی که از واپس‌گرایان خورد به سختی پرداخت کرد. برای جامعه ایران نیز سکوت در برابر حذف روشنفکران به رویه ای مرسوم بدل گشت و روشنگری به خاموشی گرایید.

گفتنی است علت عدم حمایت حکومت سلطنتی از کسروی این بود که وی همان قاضی بود که حکم به رفع تصرف رضاخان از املاک مردم حاشیه تهران داد و رییس دادگستری رضاشاه برای خوش خدمتی اورا منتظر خدمت کرد اما کسروی در پایین این حکم نوشت : من منتظر خدمت نمی مانم ، این خدمت است که باید منتظر من بماند !
و اکنون بیش از هفتاد سال است که خدمت منتظر یک کسروی مانده است!!

- علیرغم اینکه صادق هدایت با کسروی روابط نزدیکی نداشت، اما تنها روشنفکری بود که صراحتا این ترور را محکوم کرد.

می‌گویند زهرخند تاریخ بزرگ زهرخندیست تحمل ناپذیر، عبدالحسین هژیر که در دهه ۲۰ خورشیدی مدتی نخست وزیر و وزیر دربار بود و کسروی را مهدورالدم می‌دانست خود در ۱۳ آبان ۱۳۲۸ خورشیدی توسط فداییان اسلام در مقام وزیر دربار  به قتل رسید، زهرخند تاریخ را وقتی شاه در سال ۵۷ متوجه شد که کسروی در سال ۱۳۲۳ در ملاقاتی حضوری به ایشان گفته بود:
من هم خود روحانی بوده‌ام و هم روحانی‌زاده ،ملایان در تدارک برپایی حکومت اسلامی هستند اگر اقدامی در جهت محدود کردن آنها نشود و اینان به قدرت برسند هم دودمان شما و هم ملت ایران را بر باد خواهند داد،
بعد از قتل کسروی بسیاری از سیاسیون مخالف و حتی موافق شاه هشدار های به صراحت و یا به صورت تلویحی به او می‌دادند اما هیچکس ندانست و یا نمی‌داند و یا نمی‌خواهد بداند و یا می‌داند و نمی‌خواهد بگوید چرا تا روز آخر که ایران را ترک کرد و تا آن روز هم قدرت مطلق داشت به نصیحت احمد کسروی عمل نکرد.

از کانال فرهیختگان

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

#گفتارهای_فلسفی
سارتر و انتخاب
تقدم وجود بر ماهیت

منصور خضاعی

«واقعیت بشری غایاتش را نه از بیرون می تواند دریافت نماید نه از باصطلاح طبیعت درونی، واقعیت بشری غایاتش را انتخاب می کند.»

نوشته فوق از ژان پل سارتر، فیلسوف اهل فرانسه است. به عقیده سارتر، برخلاف تمام موجودات جهان اعم از اشیاء، حیوانات و گیاهان که ماهیت شان بر وجودشان مقدم است، این وجود آدمی است که بر ماهیت او تقدم دارد، سارتر می گوید وقتی شخصی تصمیم می گیرد یک چاقوی کوچک جیبی بسازد، از قبل شکل و اندازه و نحوه ساخت و هدف از ساختن آن چاقو را در ذهنش طراحی کرده است، لذا چاقوی کوچک جیبی پیش از آنکه موجود شود، ماهیتی در ذهن سازنده اش پیدا کرده است، اما انسان چنین نیست، انسان ابتدا موجود است، موجودی میان تهی و آزاد، انسان ابتدا موجودی سرشار از عدم و نیستی است، اما در جریان زندگی و تکامل خودش دست به انتخاب می زند و بتدریج اما بشکل مداوم، ماهیت و چیستی خود را می سازد، او با انتخاب هایی که در هر لحظه از زندگی اش می کند، خودش را تعریف کرده و ماهیت خود را می تراشد. بنابراین در نگاه سارتر انسان در ابتدا موجودی تهی و فاقد ماهیت است، اما چون در مسیر زندگی همواره مجبور است میان وضعیت ها و چندراهی های متعدد، دست به انتخاب زند، پس مسئولیت ساختن ماهیت و چیستی فردی خود را، خود به گردن دارد. سارتر در پایبندی بدین باور تا بدانجا پیش می رود که می گوید:

«اگر یک فلج مادرزاد نتواند قهرمان المپیک شود فقط و فقط خودش مقصر است.»

البته پرواضح است که چنین کاری احتمالا غیر ممکن باشد، اما سارتر با این بیان، صرفا مسئولیت ساختن ماهیت و چگونه بودن در آینده را از دیگران سلب و به عهده خود فرد می گذارد.

فلسفه سارتر، فلسفه آزادی موجودی بنام انسان یا همان لنفسه است که آزادی و اختیار دارد و قادر به شکل دادن، ماهیت بخشیدن و معنا دادن به خود خویشتن در آینده است، فلسفه سارتر بیش از فلسفه های دیگر رنگ و بوی اومانیستی و انسان محوری دارد.

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

#گفتارهای_فلسفی

#آگاهی


«آگاهی صورت محض است، هیچ

گونه محتوایی ندارد، خالی از

هرگونه محتوایی است که ذاتا

متعلق به خودش باشد، محتوای

آگاهی در هر لحظه، آن چیزی

است که ابژه آگاهی قرار می گیرد.»

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

الان "نگران سرنوشت ایرانیم" را امضا کردم. برای حمایت از این دادخواست همراهی کنید. https://www.daadkhast.org/fa/petition/5892/

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

سیاست خارجی یعنی چه؟

هنوز بعد از گذشت نزدیک ۳۰ سال از شروع مذاکرات ایران با کشورهای غربی، امروز عارف معاون اول رئیس جمهور هنوز داره درجا میزنه، گفته اگر شرایط مهیا باشد شاید با آمریکا مذاکره مستقیم کنیم. هنوز تو مستقیم و غیرمستقیم گیر کردند. یا تخت روانچی گفته در برابر لغو تحریم ها حاضریم محدودیت درصد غنی سازی و میزان ان را بپذیریم. هنوز از سی سال پیش تا امروز حتی یک گام به جلو برنداشتید. هنوز با تکرار حرف های کودکانه درصدد فریب دیگران هستید، فریب کسانی که خودشان استاد فریب کاری اند.

در این سرزمین چیزهای کمی برای زندگی و دلخوشی باقی مانده، همین طور به فرسایش منابع ادامه دهید، تا سرزمین سوخته فاصله زیادی نداریم.

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

#گفتارهای_فلسفی
امانوئل کانت

‍ انسان مراسم دینی را به خصایل اخلاقی ترجیح می‌دهد زیرا خصایل اخلاقی دشوار و پر زحمت اند و انسان پیوسته و هر لحظه باید مراقب آنها باشد، به این جهت انسان در زندگی خود نظامی از مراسم به وجود می آورد. تاثیر این مراسم این است که انسان از دین به عنوان تسکین دهنده ی احساسات خود استفاده می کند یعنی این مراسم را جبران گناهانی تلقی می کندکه در مقابل خداوند مرتکب شده است. پس مراسم دینی از ابداعات انسان است. انسان هر قدر از لحاظ اخلاق فاقد دقت است در عوض در اجرای مراسم دینی دقیق است زیرا می خواهد از طریق این مراسم، اخلاق خود را تثبیت کند.
مابعدالطبیعه اخلاق
از کانال جامعه شناسی و فلسفه

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

سلاوی ژیژک: " در ١٩٤٦، چندين نفر از جمله آلبرت انشتن و هانا آرنت نامه اى به روزنامه نيويورک تايمز نوشتند كه، صهيونيسم نوعى فاشيسم است".

ژیژک: "نبايد اجازه داد كه جنايات اسراييل نورماليزه و عادى سازى شود."

از کانال فرهیختگان


@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

انقلاب ما
منصور خضاعی


یکصد و نوزده سال از انقلاب مشروطه می گذرد، جماعت ایرانی که از ظلم و بی لیاقتی شاه پنجاه ساله قاجار به تنگ آمده بود، طلب حکومت قانون و دارالشورای و عدلیه مستقل میکرد، این خواسته ها در انقلاب مشروطه تبلور یافت، متاسفانه پس از زنگ انقلاب مشروطه در ۱۲۸۵ شمسی، از میان اختلاف روشنفکران با مذهبیون و خلف وعده شاه جدید، دیکتاتوری رضاخان برآمد، تبعید رضا خان بدلیل خودمحوری و درگیری اش با متفقین با استقبال مردم تحت رنج ایران مواجه شد و کسی آخ نگفت ، پسرش محمد رضا با رویای تمدن ایرانی بر تخت نشست اما او که خودسری را از پدر به ارث برده بود با کارناشناسی موجبات انقلاب ایران علیه حکومتش را فراهم کرد، از بد حادثه سکان بدست روحانیتی افتاد که هفتاد سال برای چنین روزی لحظه شماری کرده بود، بخش جمهوری، هر روز نحیف تر و بخش ولایت اسلامی فربه تر شد تا نهایتا، ولایت، جمهوری را کنار گذاشت. پس از دست بدست شدن چندباره قدرت بین شاه و شیخ، این شد سرنوشت انقلاب ما..... امید ما اکنون به دموکراسی است، چرخه ای از قدرت که هیچ احدی نتواند در مقام قدرت انتصابی جا خوش کند، بیاید، کار کند، برود و هرگز به پشت سرش نگاه نکند.


@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

ترجیح نظام پادشاهی، چه نوع مطلقه و چه نوع مشروطه آن، بر نظام جمهوری و دموکراسی، همانند ترجیح خیش و گاوآهن و داس بر تراکتور و کمباین است؛ آنچه به تاریخ پیوسته و بلااستفاده شده را به همان تاریخ واگذاریم، جای آن در موزه ها و دفینه های باستانی است.

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

🔊فایل صوتی
این روزها سالگرد انقلاب مشروطه است، ۱۱۹ سال از آن رویداد بسیار مهم در تاریخ معاصرمان می گذرد. اگر کسی که امروز زندگی می کند از چیستی و چگونگی این رویداد مهم تاریخی ما اطلاعی هر چند جزئی نداشته باشد گویی که موجودی اضافی در این پهنه خاکی است. در این صوت با انقلاب مشروطه آشنا شوید.

آرمان حافظی

انقلاب مشروطه: چرا انقلاب مشروطه اتفاق افتاد؟


کانال سخنرانی ها

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

#گفتارهای_فلسفی

از نظر راسل، فلسفه برزخی است که در میان "علم" و "دین" قرار دارد و از جانب هردو مورد حمله قرار گرفته،  هرگونه دانش قطعی علم است و هر نوع عقیده جزمی که از دانش های قطعی فراتر قدم بگذارد دین است.
حال فلسفه از این جهت مورد حمله قرار میگیرد که اهالی علم آن را امری بیهوده، و اهالی دین آن را امری کفر آمیز می‌دانند.
اما کاربرد فلسفه در مسائلی است که علم نمیتواند به آن ها پاسخ دهد و پاسخ هایِ اهلِ دین نیز همچون قرن های گذشته قانع کننده نیستند. مثل این مسائل که آیا جهان از روح و ماده تشکیل شده؟ و اصلا روح چیست؟ و اگر وجود دارد، ماده تابع آن است یا خود ماده دارای نیروهای مستقل است؟یا این مسئله که عدل و نیکی اموری یکسان و واقعیتی ثابت است یا نسبی اند؟
بله، آنجا که دیگر نمی‌توان پاسخی برای این مسائل پیدا کرد، کارکرد فلسفه نمایان می‌شود.

-برتراند راسل
از کانال جامعه شناسی و فلسفه

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

نکته

بازتاب نظرات فیلسوفان در اینجا یکی از ماموریت های این کانال با توجه به موضوعات دربرگیرنده کانال ماست و صرفا جهت آشنایی مخاطبین علاقمند به فلسفه می باشد و واضح است که نظرات فیلسوفان حاصل جهان بینی و کندوکاو شخصی ایشان در پروژه های اپیستمیک(معرفت شناسانه) و اونتولوژیک(وجودشناسانه) شان است و خالی از خطا و اشتباه نیست، لذا بازتاب این نظرات لزوما به معنی اعتقاد ما بدانها نبوده، بلکه تلاشی است در جهت پویایی و رونق بخشی به اندیشه ما، از این جهت که سپهر اندیشه و تفکر تا چه اندازه می تواند متفاوت، متنوع و بیکرانه باشد. این خود به تنهایی کوششی است به منظور پرهیز و اجتناب از تعصب، کوته نظری و کوتاه بینی.

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

#گفتارهای_فلسفی

«حقیقت این است که مردم همدیگر را دوست نمی دارند،
می دانی مانع دوستی چیست؟
اختلاف طبقاتی، فقر، مذلت.»

شیطان و خدا، ژان پل سارتر

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

#گفتارهای_فلسفی
ژان پل سارتر

در باب آزادی، مسئولیت و خود فریبی

منصور خضاعی

«من کسانی که این آزادی کامل را در لفافه متانت یا با عذر های جبری پنهان می سازند بزدل می نامم، و کسانی را که می کوشند نشان دهند که وجودشان ضروری است، در حالیکه ظهور نژاد بشر بر روی زمین صرفا یک امر تصادفی است، رذل می خوانم.»

عبارات بالا از مقاله «اگزیستانسیالیسم نوعی اومانیسم است» اخذ شده و بیانگر نگرش افراطی سارتر به دو مفهوم آزادی و نحوه پیدایش انسان در جهان است،

سارتر معتقد است انسان موجودی مطلقا رها و آزاد و در عین حال معدوم و میان تهی است و اتفاقا همین تهی بودن و دچار عدم بودن موجودیت اوست که موجبات آزادی مطلق او را فراهم آورده و وی را از تمام دیگر موجودات متمایز می گرداند. انسان تعین ندارد در حالیکه سایر موجودات عالم تعین و ثبات دارند. او معتقد است آدمی نمی تواند به بهانه چیزهایی نظیر وراثت، محیط پرورش، دین، خدا، حزب و کلیسا، آزادی مطلق و بی قید و شرط خود را پنهان کرده و مسئولیت اضطراب آور ناشی از این آزادی را انکار نماید. این کار از نظر سارتر خودفریبی است.
سارتر معتقد است محیط و شرایط زندگی و همچنین وراثت هرگز نمی تواند بهانه ای برای عدم رشد فردیت باشد، مثلا کسی که در باریکه غزه بدنیا آمده و از تمام امکانات مادی و معنوی و تربیتی و حتی از غذا و پوشاک و سرپناه محروم بوده و در قحطی زدگی مطلق رشد کرده و بطور مداوم زیر بمباران سیستماتیک ارتش متجاوزی قرار داشته با شخصی که در قلب لس آنجلس متولد شده و از تمام امکانات آموزشی و پرورشی و بهترین امکانات زندگی برخوردار بوده، تنها و تنها بدلیل برخورداری از آزادی مطلق، شرایط کاملا مساوی برای رسیدن به قله های رشد و پیشرفت دارند و اگر کودک غزه ای نتواند بیل گیتس شده و در پیک تکنولوژی سیلیکون ولی قرار گیرد، بزدل است و این فقط خود اوست که تقصیر دارد و نه هیچ چیز و هیچ کس دیگر.

در بخش دوم عبارت نیز سارتر کسانی که هدفمند بودن جهان و معناداری و مدلل بودن جهان و انسان به دلایل متقن را باور داشته و توعی ضرورت به معنای پوچ نبودن را در ان می بینند، و به بی معنایی و پوجی و تصادفی بودن آن معتقد نیستند، اشخاصی رذل می خواند.

پر واضح است که سارتر در بینش نیهیلیستی خود تا کجا دچار افراط و بدبینی مطلق است، گذشته از آن گویی تناقضی آشکار در اندیشه سارتر وجود دارد و شگفت اینکه در جایی دیگر در همین مقاله، زندگی اصیل و اخلاقی را برای انسان زندگی می داند که انسان در آن مطلقا آزاد و در عین حال زندگی او کاملا پوچ است و هیچ غایتی بر آن وجود ندارد و عدول از این نگرش را زندگی غیر اصیل و غیر اخلاقی می داند.

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

🖍 با جوانان: فلسفه را کجا بیاموزیم؟؛ خطاب به جوانانی که قصد تحصیل در علوم انسانی، به‌ویژه فلسفه، دارند:

دکتر سیدمسعود حسینی:

فلسفه را تنها و تنها نزد فیلسوفان می‌توان آموخت. در کشور ما بسیاری کسان آگاهانه یا ناآگاهانه شما را از راه درست منحرف می‌کنند. جوان وقتی قدم در راه فلسفه می‌گذارد نخست باید به سمت بزرگان گوش فرا دهد، به افلاطون، به ارسطو، کانت، هگل و .... .

کسانی که به شما می‌گویند بیایید پیرو من شوید، بیایید پای حرف‌های من بنشینید، خائن‌اند، چه آگاهانه چه ناآگاهانه. اهل فلسفه پیرو هیچ‌کس نمی‌شود. او فقط با «مفهوم» و «ایده» و «استدلال» سروکار دارد، و آن را نخست و همواره نزد کسانی جست‌وجو می‌کند که حقاً عمر خویش را صرف آن کرده‌اند: افلاطون، ارسطو، کانت، هگل و ... . بازیگران و نمایش‌پردازان و هوچی‌گران عرصه‌ی فلسفه و جامعه‌شناسی اراذلی هستند که به همان اندازه ممکن بود این اغفال‌گری و دودوزه‌بازی را در بسازبفروشی یا چیزی شبیه آن دنبال کنند، منتهی از بد حادثه راهشان به علم انسان کج شده است.

فلسفه اگر جایی باشد، آن‌جا متنِ فیلسوف است. متن! متن! هرجا فیلسوف متنی نوشته، فلسفه هم همان‌جا در حال زندگی‌ست. آبشخور فلسفه متن فیلسوف است، نه رطب و یابسِ فلان و بهمان. متن! اگر از پس متن فیلسوف برنمی‌آیید، برای فلسفه ساخته نشده‌اید.

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

#گفتارهای_فلسفی

«گمان می کنم که مدت هاست ما

مرده ایم، از همان لحظه معینی

که دیگر کاری از ما ساخته نبود

مرده ایم.»



شخصیت کانوریس در نمایشنامه
"مرده های بی کفن و دفن"
اثر ژان پل سارتر

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

نجات من بدست توست
از این محبس نجاتم ده
لباس کهنه تن را بسوزان و حیاتم ده...

«نجات»

ترانه سرا : اردلان سرفراز
آهنگساز : جمشید زندی
تنظیم : داوود اردلان
اجرا : داریوش
آلبوم : آی عشق
انتشار : ۱۳۵۷

/channel/marzockacademy

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

#گفتارهای_فلسفی

«وجود، یک پری است که انسان هرگز نمی تواند ترکش کند»

ژان پل سارتر

پری: سرشار بودن

@analizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

#دیکتاتور


دیکتاتور تمام منابع مادی و معنوی یک سرزمین را قربانی خواسته نامعقول و نامشروع خود می کند.

@civilizers

Читать полностью…
Subscribe to a channel