9611
﷽ 📚📚کتابخانه ای همراه؛ همراه با شما تا هنر زندگی🌹🌹 خرید کتاب: ⬇️⬇️⬇️⬇️ www.sayehsokhan.com 📚ثبت سفارش مستقیم کتاب در دایرکت اینستاگرام: 👇👇👇👇 https://b2n.ir/s05391 آدرس: خ 12فروردین، کوچه بهشت آیین، پ 19 همکف تلفن:66496410
#از_شما
انسان خوب کیست؟
این سؤال مدتها بود با من زندگی میکرد.
هر بار که از کنار مهربانی میگذشتم،
هر بار که دروغی را میدیدم،
هر بار که کسی بیصدا حق دیگری را نادیده میگرفت،
دوباره از خودم میپرسیدم:
انسان خوب کیست؟
تصمیم گرفتم پاسخ را از یک نفر نخواهم.
این سؤال را برداشتم
و میان قرنها راه رفتم.
اگر از بودا میپرسیدم،
شاید میگفت:
انسان خوب،
کسی است که میداند هر موجود زندهای از رنج میگریزد.
پس تا آنجا که میتواند،
رنجی به این جهان اضافه نمیکند.
اگر از تیچ نات هان میپرسیدم،
شاید میگفت:
وقتی کسی را عمیقاً میفهمی،
دیگر به آسانی نمیتوانی از او متنفر باشی.
فهمیدن،
آغازِ شفقت است.
اگر از اسپینوزا میپرسیدم،
شاید میگفت:
به جای آنکه شتابزده داوری کنی،
بکوش بفهمی.
زیرا فهم،
نفرت را کوچکتر
و انسان را بزرگتر میکند.
اگر از مولانا میپرسیدم،
شاید میگفت:
بزرگترین پیروزی،
پیروزی بر دیگری نیست؛
پیروزی بر خویشتن است.
هر بار که از خودخواهی فاصله میگیری،
به انسان بودن نزدیکتر میشوی.
اگر از مارکوس اورلیوس میپرسیدم،
شاید میگفت:
از خوبی کمتر حرف بزن؛
بیشتر خوب باش.
فضیلت،
به دیده شدن نیاز ندارد.
اگر از ویکتور فرانکل میپرسیدم،
شاید میگفت:
میان هر اتفاق
و واکنش تو،
فاصلهای هست.
در همان فاصله،
شخصیت تو ساخته میشود.
بعد،
از وجدان پرسیدم.
گفت:
من فریاد نمیزنم.
فقط شبها،
وقتی همهچیز ساکت میشود،
کنار بالش آدمها مینشینم.
از قدرت پرسیدم.
گفت:
انسان خوب را
وقتی بشناس
که بتواند آسیب بزند،
اما نزند.
از یک مادربزرگ پرسیدم.
گفت:
نانی که بوی حقالناس بدهد،
برکت ندارد.
از یک دامپزشک پرسیدم.
گفت:
گاهی رفتار آدمها با حیوانات،
راستگوتر از رفتارشان با انسانهاست.
از یک کودک پرسیدم.
لبخند زد و گفت:
آدم خوب،
کسی است که پیش او احساس امنیت کنم.
بعد…
از مرگ پرسیدم.
مدتی سکوت کرد.
بعد آرام گفت:
آخرِ راه،
کمتر کسی از تو میپرسد
چقدر ثروت داشتی،
چقدر مشهور بودی،
یا چند نفر تشویقت کردند.
شاید فقط یک سؤال باقی بماند:
«بودنِ تو، رنجِ چند نفر را کمتر کرد؟»
به خودم نگاه کردم.
دیدم هیچکدام،
تعریف کاملی از انسان خوب ندادند.
اما همه،
به یک سو اشاره داشتند.
شاید انسان خوب،
کسی نباشد که هرگز اشتباه نمیکند.
کسی باشد که
وقتی خطا میکند،
میپذیرد.
اگر حقی را ضایع کرده،
جبران میکند.
اگر قدرتی دارد،
از آن برای حمایت استفاده میکند،
نه تحقیر.
اگر با رنجی روبهرو میشود،
بیتفاوت از کنارش نمیگذرد.
و هر روز،
تلاش میکند
فاصلهٔ میان آنچه میاندیشد،
آنچه میگوید
و آنچه انجام میدهد،
کمی کمتر از دیروز باشد.
حالا نوبت شماست…
اگر فقط یک جمله فرصت داشتید، «انسان خوب» را چگونه تعریف میکردید؟
فهیمه احمدی _ روانشناس
با سپاس فراوان از همکار گرامی سرکار خانم احمدی عزیز
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
قاعده 18: "از رؤیاپردازی نترسید"
شاید این کار برای شما بینهایت ساده به نظر برسد؛ اما تعجب خواهید کرد اگر بدانید چه تعدادی از انسانها واقعاً رؤیاهای خود را محدود میکنند. به خدا قسم، اینها رؤیاهای شمایند نه رؤیاهای دیگری. نباید آنها را محدود کنید.
این برنامهها هستند که باید واقعگرایانه باشند نه رؤیاها.
حرفم این است: آدمها همانطور که بردهایشان را محدود میکنند رؤیاهایشان را نیز محدود مینمایند. تازه، رؤیاپردازی که ضرری ندارد. آنها را رها کنید. این رؤیاها و خیالپردازیها تا جایی که دوست دارید میتوانند بلند، گسترده، بزرگ، گزاف، عجیب و غریب، ناممکن، احمقانه و مزخرف باشند.
میتوانید هر آرزویی که میخواهید، بکنید. آرزوها و رؤیاها شخصیاند. پزشک یا پلیسی نیست که بخواهد شما را به خاطر رؤیاها یا خواستههای غیرواقعگرایانه درمان کرده یا تحت تعقیب قرار دهد.
موضوعی شخصی بین شما و خودتان است. خودت فقط خودت.
تجربهی شخصیام فقط یک هشدار به شما میدهد: خیلی دقت کنید چه آرزویی میکنید و چه رؤیایی در سر دارید. ممکن است به حقیقت بپیوندد. ببینید در این صورت کجا خواهید بود؟
خیلیها فکر میکنند رؤیاهایشان باید واقعگرایانه باشد تا ارزشمند شود. اما این برنامه است که باید واقع گرایانه باشد نه رؤیا. مثلاً من برنامههایی دارم و گامهای معقولی برمیدارم تا آنها به ثمر بنشینند.
رؤیاها میتوانند آنقدر نامتعارف باشند که هیچگاه به حقیقت نپیوندند. هیچوقت آیهی یأس نخوانید. بعضی از موفقترین آدمها کسانی بودهاند که بیشترین رؤیاها و خیالپردازیها را داشتهاند. این اتفاقی نیست.
🆔 @Sayehsokhan
امروز شنبه است....
و شاید بد نباشد هفته را با یک سؤال خیلی ساده شروع کنیم:
آخرین باری که واقعاً حوصلهتان سر رفت، یادتان هست؟ کی بود؟
نه اینکه خسته باشید،
نه اینکه کاری برای انجام دادن نداشته باشید؛
بلکه واقعاً چند دقیقه، هیچ کاری نکرده باشید.
نه گوشی،
نه پیام،
نه موسیقی،
نه پادکست،
نه چرخیدن بیهدف بین صفحهها.
نه گذاشتن استوری
فقط… هیچ کاری.
ما به شکل عجیبی از «بیکاری» فرار میکنیم.
به محض اینکه چند ثانیه فرصت خالی پیدا میکنیم، دستمان به سمت گوشی میرود؛ فرقی نمیکند کجاها باشیم، در صف، آسانسور، پشت چراغ قرمز، وقتی که کنار دوستمان هستیم، حتی چند لحظه قبل از خواب. طوری زیستهایم که
انگار ذهن ما دیگر تحمل خلأ را ندارد.
اما یک اتفاق جالب در مغز میافتد وقتی برای مدتی ورودیهای بیرونی کمتر میشوند.
ذهن وارد حالتی میشود که در علوم اعصاب به آن شبکهٔ حالت پیشفرض مغز یا
Default Mode Network
میگویند؛ شبکهای که وقتی مشغول یک کار مشخص نیستیم، بیشتر فعال میشود.
در این حالت، ذهن فرصت پیدا میکند بین خاطرات، تجربهها، احساسات و ایدهها ارتباط برقرار کند؛
گذشته را مرور کند، آینده را تصور کند، داستانسرای کند ، به دنبال متقاعدکردن ما باشد و گاهی حتی به راهحل مسئلهای برسد که مدتهاست ذهنمان را درگیر کرده است.
برای همین است که بعضی از بهترین فکرهایمان نه پشت میز کار،
بلکه زیر دوش آب، هنگام قدم زدن، در مسیر رانندگی یا درست زمانی که چشممان به نقطهای خیره شده، به سراغمان میآیند.
شاید ذهن، همیشه به «بیشتر فکر کردن» احتیاج ندارد؛
گاهی به کمتر مزاحم شدن احتیاج دارد.
ما برای بدنمان زمان استراحت در نظر میگیریم،
اما برای ذهنمان تقریباً هیچ.
تمام روز چیزی به خوردش میدهیم:
خبر، تصویر، پیام، تحلیل، نظر، ویدئو، اعلان...
و بعد تعجب میکنیم چرا ذهنمان اینقدر شلوغ است.🌱
قرار نیست از امروز گوشی را کنار بگذاریم و تبدیل به آدم دیگری شویم. ایکاش میشد!
فقط شاید بد نباشد این هفته، هر روز چند دقیقه را عمداً خالی نگه داریم.
نه برای اینکه کاری انجام بدهیم؛
برای اینکه اجازه بدهیم ذهنمان خودش کاری انجام بدهد.
امروز، اگر پا داد و جایی چند دقیقه تنها ماندیم،
فوراً سراغ گوشی نرویم.
بگذارید حوصلهمان سر برود.
شاید پشت همین چند دقیقهی به ظاهر بیفایده،
فکری منتظر باشد که مدتهاست فرصت پیدا نکرده خودش را به ما نشان بدهد.
شنبهتان آرام باشه،
ذهنتان خلوت خلوت،
و هفتهتان پر از فکرها و سخنهای تازه. 🌿
🆔 @Sayehsokhan
در جنگ آدمی آرام آرام میمیرد
نه فقط با گلوله ،
بلکه ؛
با هر دوستی که از دست میدهد،
با هر خواب شبانهای که دیگر بر نمیگردد،
با هر لحظهای که باید به زندگی ،
عشق بورزد،
اما به جای آن پنهان میشود ؛
پشت یک سنگر، پشت یک هراس،
پشت یک اضطراب از دست دادن ها ....
پشت یک کابوس های تمام نشدنی ...
و وقتی جنگ تمام میشود
آنچه باقی میماند؛
آدمهایی هستند با قلبهای شکسته
که باید دوباره یاد بگیرند زندگی کنند..
✍ #ارنست_همینگوی
🙏🌻🦒🌱🙏🌻🦒🌱🙏🌻🦒🌱🙏
در جنگ، نخست خانهها ویران نمیشوند؛ نخست دلها ترک برمیدارند.
صدای خندهٔ کودکان، جای خود را به سکوتی میدهد که سالها در گوش زمان میپیچد.
آدمها زنده میمانند ؛
اما گاهی آنقدر زخمیاند که دیگر خودِ گذشتهشان نیستند.
و شاید تلخترین حقیقتِ جنگ ؛
این باشد که وقتی آتش خاموش میشود،
ویرانههای شهر را میتوان دوباره ساخت،
اما ساختنِ دلهایی که طعم ترس، داغ و جدایی را چشیدهاند،
سالها زمان میخواهد.
🆔 @Sayehsokhan
📚 #برشی_از_کتاب : #یکصد_قاعده_زندگی
✍️ اثر: #ریچارد_تمپلار
👌 ترجمه: #ابوذر_کرمی
📕 چاپ: #پنجم
📇 انتشارات: #سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
«وقتی دفترچه تلفنِ مادرت زنگ میزند…»
دیروز وسط یک مهمانی، تلفنم زنگ خورد.
شمارهای ناشناس.
دختری جوان بود. گفت: «من دخترِ … خانم هستم.»
چند ثانیه طول کشید تا حافظهام در را باز کند.
سه سال پیش.
پشت درِ مطبی در تهران.
زنی شوخطبع، گرم، پرانرژی.
هر هفته همسر بیمارش را از شهری دیگر میآورد.
خسته بود، اما فرو نریخته بود.
نگران بود، اما تلخ نشده بود.
و در میان اضطرابِ نتیجهها، بلد بود با یک شوخی، دلِ مضطربی را آرام کند.
آن روزها نمیدانست خودش درگیر جنگی خاموش است.
نمیدانست سرطان، آرام و بیصدا، در بندبند سلولهایش خانه کرده.
او برای زنده نگه داشتن مرد زندگیاش میدوید،
بیخبر از اینکه زمان برای خودش کوتاهتر نوشته شده است.
دخترش گفت:
«مامانم چند ماهی است که رفته… هنوز باورم نمیشود… این همه تلاش کرد… بابا را سر پا کرد… اما خودش…»
و من یک ساعت شنوندهی سوگ دختری بودم که هرگز ندیده بودمش.
چرا به من زنگ زده بود؟
چرا به تکتک مخاطبان گوشی مادرش زنگ میزد؟
سالها در روانشناسی سوگ، تصور میشد برای سالم ماندن باید «رها کرد».
اما امروز میدانیم انسانها قرار نیست پیوند را قطع کنند؛
یاد میگیرند شکلش را عوض کنند.
آن دختر مادرش را رها نمیکرد.
داشت شبکهی پیوندهای او را دوباره لمس میکرد.
داشت مطمئن میشد مادرش فقط در قاب عکس خانهشان زندانی نشده.
داشت اثرش را در حافظهی جهان جمعآوری میکرد.
سوگ، فقط دلتنگی نیست.
تلاش برای تداوم رابطه است — در شکلی تازه.
وقتی گفتم مادرت را یادم هست؛
لبخندش را، انرژیاش را، شوخیهایش را…
در واقع به او کمک کردم رابطهاش را با مادرش بازتعریف کند.
نه به عنوان «فقدان مطلق»،
بلکه به عنوان «حضوری که شکلش عوض شده».
آن زن هنوز هست.
در آرامشی که سه سال پیش به من داد.
در لبخندی که هنوز در ذهنم زنده است.
در تنظیم هیجانی که ناخواسته برای یک غریبه انجام داد.
و این شاید عمیقترین پیام سوگ باشد:
ما از دست نمیدهیم تا همهچیز تمام شود؛
از دست میدهیم تا یاد بگیریم چگونه جور دیگری نگه داریم.
و اگر تو این روزها در سوگی…
اگر میترسی عزیزت در حال محو شدن است…
اگر از کمرنگ شدن صدا و تصویرش وحشت داری…
شاید لازم نباشد رهایش کنی.
شاید فقط لازم است راه تازهای برای ادامه دادنِ رابطهتان پیدا کنی.
پیوند قطع نمیشود.
شکلش عوض میشود.
و سؤال امروز من — هم از خودم، هم از شما — این است:
اگر فردا کسی دفترچه تلفنمان را ورق بزند،
چه ردّی از ما در دلهای دیگران زنده خواهد شد؟
فهیمه احمدی، روانشناس
@TreatmentOfGrief
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
♈️ تعریف زندگی از زبان بزرگان حوزه اندیشه و خردورزی جهان،
از داستایوفسکی تا نیچه و ...
⚛ @jomhuriyat
🆔 @Sayehsokhan
📢کتاب "معلم الهامبخش" به چاپ سوم رسید📢
📚 کتاب: #معلم_الهام_بخش
✍️ نویسنده: #باب_سولو
👩🏫مترجم: #سعید_مادح_خاکسار، #حسن_ملکیان
📇 ناشر: #سایه_سخن
🗞 نوبت چاپ: #چاپ_سوم
📖برشی از کتاب:
علاقمندی به موضوع درس مهم است؛ اما کافی نیست. در حقیقت، اگر به درس بیش از دانشآموزان اهمیت دهید، هرگز معلمی الهامبخش نخواهد بود. شما با دانشآموزانی که برای درس ارزش قائل میشوند، به موفقیت میرسید؛ اما این را آموزش خوب میگویند نه آموزش الهامبخش.
🟢🟢مطالعه این کتاب🟢🟢
🆔 @sayehsokhan👇👇👇
✍ یاد این داستان افتادم که بیربط نیست برخی همیشه خواهان مرگ و انحطاط غرب هستند در حالیکه ژاپن اینگونه نبود کشور خودش را رشد داد.
حکيم بزرگ ژاپني روي شنها نشسته و در حال مراقبه بود. مردي به او نزديک شد و گفت: مرا به شاگردي بپذير! حکيم با انگشت خطي راست بر روي شن کشيد و گفت: کوتاهش کن!
مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد. حکيم گفت: برو يک سال بعد بيا! يک سال بعد باز حکيم خطي کشيد و گفت: کوتاهش کن! مرد اين بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند. حکيم نپذيرفت و گفت: برو يک سال بعد بيا!
سال بعد باز حکيم خطي روي شن کشيد و از مرد خواست آن را کوتاه کند. مرد اين بار گفت: نميدانم! و از حکيم خواهش کرد تا پاسخ را بگويد.
حکيم، خطي بلند کنار آن خط کشيد و گفت: حالا کوتاه شد! اين حکايت، يکي از رموز فرهنگ ژاپنيها را در مسير پيشرفت نشان ميدهد: نيازي به دشمني و درگيري با ديگران نيست. با رشد و پيشرفت تو، ديگران خود به خود شکست ميخورند.
به ديگران کاري نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام بده. با کوتاه کردن ديگران ما بلند نميشويم و برعکس؛ بازتاب رفتار ما باعث کوتاهيمان ميشود…
🆔 @Sayehsokhan
#عزت_نفس داشتن خوب است یا بد؟
✅داشتن عزت نفس سالم میتواند بر انگیزه، رفاه ذهنی و کیفیت کلی زندگی شما تأثیر بگذارد. با این حال، داشتن عزت نفس بسیار بالا یا بسیار پایین میتواند مشکل ساز باشد. درک بهتر از سطح عزت نفس شما میتواند به شما کمک کند تا #تعادلی را ایجاد کنید که برای شما مناسب است.
👌عناصر کلیدی عزت نفس عبارتند از:
🔴اعتماد به نفس
🟡احساس امنیت
🟣هویت
🔵حس تعلق
🟢احساس شایستگی
عزت نفس در دوران کودکی به پایینترین حد خود میرسد و در دوران نوجوانی و همچنین بزرگسالی افزایش مییابد و در نهایت به یک سطح نسبتاً پایدار و پایدار میرسد. این باعث میشود که عزت نفس شبیه به ثبات ویژگیهای شخصیتی در طول زمان باشد.
چرا عزت نفس مهم است؟
عزت نفس بر فرآیند تصمیم گیری، روابط، سلامت عاطفی و رفاه کلی شما تأثیر میگذارد. همچنین بر انگیزه تأثیر میگذارد، زیرا افرادی که دید سالم و مثبتی نسبت به خود دارند، پتانسیل خود را درک میکنند و ممکن است برای مقابله با چالشهای جدید الهامبخش باشند.
چهار ویژگی کلیدی عزت نفس سالم عبارتند از:
۱. درک محکم از مهارتهای خود.
۲. توانایی حفظ روابط سالم با دیگران در نتیجه داشتن رابطه سالم با خود.
۳.انتظارات شخصی واقعبینانه و مناسب
۴.درک نیازهای خود و توانایی بیان آن نیازها
➖➖➖➖➖
افراد با عزت نفس پایین تمایل کمتری به تواناییهای خود دارند و ممکن است در فرآیند تصمیمگیری خود شک کنند. آنها ممکن است برای امتحان کردن چیزهای جدید انگیزه نداشته باشند زیرا باور ندارند که میتوانند به اهداف خود برسند.
کسانی که عزت نفس پایینی دارند ممکن است مشکلاتی در روابط و بیان نیازهای خود داشته باشند. آنها همچنین ممکن است سطح پایینی از اعتماد به نفس را تجربه کنند و احساس کنند دوست داشتنی و باارزش نیستند.
افراد با عزت نفس بیش از حد بالا ممکن است مهارتهای خود را بیش از حد ارزیابی کنند و ممکن است احساس کنند که مستحق موفقیت هستند حتی بدون اینکه توانایی پشتیبانی از باور خود را داشته باشند.
آنها ممکن است با مسائل مربوط به رابطه دست و پنجه نرم کنند و جلوی خودسازی را بگیرند، زیرا به این فکر میکنند که خود را کامل ببینند.
عوامل موثر بر عزت نفس:
عوامل زیادی وجود دارد که میتواند بر عزت نفس تأثیر بگذارد. عزت نفس شما ممکن است تحت تأثیر موارد زیر باشد:
سن
ناتوانی
ژنتیک
بیماری
توانایی های بدنی
وضعیت اجتماعی و اقتصادی
الگوهای فکری
نشان داده شده است که نژادپرستی و تبعیض نیز اثرات منفی بر عزت نفس دارند. بعلاوه، عوامل ژنتیکی که به شکلگیری شخصیت افراد کمک میکنند میتوانند نقش داشته باشند، اما تصور میشود که تجربیات زندگی و شخصی مهمترین عامل است.
اغلب این تجربیات ما هستند که اساس عزت نفس کلی را تشکیل میدهند. به عنوان مثال،
عزت نفس پایین ممکن است ناشی از ارزیابیهای بیش از حد انتقادی یا منفی از طرف خانواده و دوستان باشد. کسانی که آنچه را کارل راجرز از آن به عنوان نگاه مثبت بدون قید و شرط یاد میکند، تجربه میکنند، احتمال بیشتری دارد که عزت نفس سالم داشته باشند.
عزت نفس سالم راههای سادهای برای تشخیص اینکه آیا عزت نفس سالمی دارید وجود دارد. شما احتمالاً عزت نفس سالمی دارید اگر:
- از تمرکز بر تجربیات منفی گذشته خودداری کنید
- باور کنید با بقیه برابرید، نه بهتر و نه بدتر -نیازهای خود را بیان کنید
- احساس اطمینانخاطر کنید
- نگرش مثبت به زندگی داشته باشید
- وقتی میخواهید «نه» بگویید
- نقاط قوت و ضعف کلی خود را ببینید و آنها را بپذیرید
داشتن عزت نفس سالم میتواند به شما برای رسیدن به اهدافتان انگیزه بخش باشد زیرا میتوانید با دانستن اینکه قادر به انجام آنچه در ذهن خود هستید، زندگی را طی کنید.
علاوه بر این، وقتی عزت نفس سالمی دارید، میتوانید مرزهای مناسبی را در روابط تعیین کنید و رابطه سالم با خود و دیگران را حفظ کنید.
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
یک روز نوجوانت دیگر با تو حرف نمیزند...
نه چون لجباز شده، نه چون تو را دوست ندارد...
فقط بخوبی میبیند که کنار تو دیده نمیشود.
#دکتر_ویلیام_گلسر در #تئوری_انتخاب_برای_والدین_و_نوجوانان میگوید:
بیشترِ فاصلهای که بین والد و فرزند میافتد، از تفاوت نسلها نیست؛ از تلاش بیوقفه ما برای کنترل یکدیگر است.
فرزندت قرار نیست نسخهای از تو باشد. او آمده تا زندگی خودش را انتخاب کند.
هنر پدر و مادر بودن این نیست که فرمان بدهی؛ هنر واقعی این است که کاری کنی فرزندت، حتی وقتی اشتباه کرده، اولین کسی که به ذهنش میرسد «تو» باشی. بکوشی تا تصویر اول دنیای مطلوب او باشی.
خانهای که در آن فقط صدای دستور شنیده میشود، کمکم از صدای دردِ فرزندان خالی میشود...
بایستی قبل از اینکه دیر شود، رابطه را نجات داد.
آموزههای #دکتر_ویلیام_گلسر به ما میگوید:
«شما نمیتوانید فرزندتان را کنترل کنید؛ فقط میتوانید رابطهای بسازید تا او دلش بخواهد به حرفتان گوش دهد.»
از همان روزی که خیال میکنیم با اجبار، تهدید یا سرزنش میتوانیم آینده فرزندمان را بسازیم، آرامآرام رابطهای را خراب میکنیم که قرار بود بزرگترین سرمایه تربیت باشد.
📚 کودکان فقط کوچکتر از ما نیستند؛ جهان را به شیوهای متفاوت میبینند.
یک کودک چگونه میفهمد چیزی واقعی است و چیزی خیالی؟
چرا بعضی ترسها برای او کاملاً واقعیاند؟
چرا مدام «چرا؟» میپرسد؟
آیا کودکان از همان ابتدا میدانند دیگران ممکن است فکر و باور متفاوتی داشته باشند؟
و اصلاً ذهن کودک چگونه جهان را میسازد؟
🔹 بهزودی از انتشارات سایه سخن کتابی منتشر میشود که به سراغ همین پرسشهای بنیادی میرود:
📖 ۱۲ پرسش در روانشناسی کودک
✍️ نویسنده: #پل_هریس
🔸 ترجمه: #محمود_رافع
#پل_هریس، از چهرههای برجستهی روانشناسی رشد، در این کتاب از ۱۲ پرسش اساسی آغاز میکند و ما را قدمبهقدم وارد دنیای شگفتانگیز ذهن کودکان میکند؛
دنیایی که در آن خیال، باور، ترس، کنجکاوی و واقعیت در مسیر رشد ذهنی کودک به هم پیوند میخورند.
اما اهمیت این کتاب فقط در پاسخهایی که ارائه میکند نیست؛
شاید ارزش اصلی آن در این باشد که ما را وادار میکند بعضی رفتارهای آشنای کودکان را از نو ببینیم و نظارهگر باشیم.
شاید پشت یک «چرای؟» ساده، تلاشی برای فهم جهان باشد.
پشت یک ترس کودکانه، تصویری متفاوت از واقعیت باشد.
و پشت یک خیالپردازی، ذهنی که دارد جهان را تجربه و معنا میکند.
🌱 ۱۲ پرسش در روانشناسی کودک دعوتی است برای نزدیکتر شدن به دنیای ذهنی کودکان؛ برای والدین، مربیان، معلمان، مشاوران، دانشجویان روانشناسی و همهی کسانی که میخواهند کودک را نه فقط از بیرون، بلکه از درونِ جهان ذهنی او بشناسند.
📚 این کتاب بهزودی پس از پایان مراحل چاپ و صحافی در دسترس همهی علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
✨ شاید برای شناختن کودکان، گاهی لازم باشد به جای اینکه از آنها بپرسیم «چرا اینطور رفتار میکنی؟»، از خودمان بپرسیم:
«تو دنیا را چگونه میبینی؟»
🆔 @Sayehsokhan
#رقص
رقص عشقِ نصرت کریمی، هنرمند کم همتای سینما و نمایش ایران همراه با ویالُن همایون خُرّم.
رقص نماد و نشانِ ادراکِ عمیقِ هستی و زیبایی آن است. کاش همیشه برقصیم.
اگر در تنهایی نیز شده برقصیم تا بر خرافههای رقص ستیز، چیره شده باشیم. رقص، حُرمتِ زیباییِ رفتارِ موزون است.
/channel/ezzatiparvar
🆔 @Sayehsokhan
📚 #برشی_از_کتاب : #یکصد_قاعده_زندگی
✍️ اثر: #ریچارد_تمپلار
👌 ترجمه: #ابوذر_کرمی
📕 چاپ: #پنجم
📇 انتشارات: #سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
🌟 @sayehsokhan 🌟
قاعده 17: "در هر کاری اول باشید. به دوم شدن راضی نشوید."
چه کار سختی! واقعاً هم سخت است! اگر کار میکنید، کار خود را در نهایت انسانیت انجام دهید؛ اگر پدر یا مادر هستید، بهترین پدر یا مادر ممکن باشید؛ اگر باغبان هستید، بهترین باغبان ممکن باشید؛ اگر نباشید پس دنبال چه هستید و هدفتان چیست؟
چرا نباشید؟ چه غمانگیز است که اول شدن را بیخیال شوید. این قاعده واقعاً ساده و راحت است.
مثالی میزنم. بهترین پدر یا مادر ممکن کیست؟ نظرها متفاوت است.
شما خودتان چه نظری دارید؟
آیا میخواهید به کمتر از آن راضی شوید؟ البته که نه.
مطلب فوق در مورد هر کار دیگری که انجام میدهید صادق است. شما میخواهید بهترین فرد ممکن باشید.
وقتی به هدفتان برسید، به همه انتظارات جامهی عمل پوشیدهاید چون آنها چیزی جز "خودتان" نیستند. هیچکس دیگری نمیتواند بگوید که شما باختهاید یا موفق شدهاید. هیچکس دیگری نمیتواند معیاری برای اهداف و اقداماتتان تعیین کند.
خیلی خوب. بعضیها میگویند معلوم است که آدم خودش را تأیید میکند و هیچکس نمیگوید که «دوغ من ترش» است.
تعجب خواهید کرد اگر بدانید بعضی از افراد چقدر به خود سخت میگیرند در حالی که کسی آنها را نمیپاید. اگر بخواهیم خودمان را هم گول بزنیم که وامصیبتا.
نکتهی جالب در مورد معیارهای شخصی این است که هیچکس بهجز شما قدرت قضاوت ندارد و نمیتواند درست را از نادرست بازشناسد. این حالت چقدر رهاییبخش است؟ بینهایت.
بعد از اینکه تصمیم گرفتید اول شوید و معیارهایتان را تعیین کردید، تنها کاری که میماند این است که حرکت کنید و هر از گاهی معیارهای خود را چک کنید.
لازم نیست زیاد وارد جزئیات شوید.
به عنوان مثال، نگرش شما در مورد بهترین مادر یا پدر بودن میتواند این باشد که:
«من همیشه در خدمت فرزندانم و آمادهی کمک به آنها خواهم بود.» لازم نیست وارد جزئیات شوید که مثلاً روزی چندبار به آنها بگویید «دوستتان دارم» یا اینکه هر روز حواستان باشد بچهها جورابهایشان را بپوشند.
خیر همان نگرش و هدف فوقالذکر کافی است.
اگر قصوری کنید مشخص میشود که علت آن، عدم پیروی از این نگرش بوده است. اشتباه پیش میآید؛ اما اینکه هدفتان دوم شدن باشد بد است.
تنها کاری که باید بکنید این است که در مورد کاری که انجام میدهید و در مورد هدفتان یعنی اول شدن، آگاهانه فکر کنید.
کلید موفقیت این است که بدانید دارید چه کار میکنید و معیاری برای ارزیابی موقعیتتان داشته باشید و تنها خودتان، عملکرد خودتان را کنترل و نظارت کنید.
اهدافتان را ساده و دستیافتنی کنید.
اطمینان حاصل کنید که چه اولویتهایی دارید.
🆔 @Sayehsokhan
#از_شما
*❣️با درود و تقدیم مهر❣️*
*🌹 آدینهتان سرشار از آرامش و لبخند و نشاط باد🌿🌺*
🔰فاصلهای که کیفیت زندگی را تغییر میدهد!
بین «اتفاقی که میافتد» و «واکنشی که نشان میدهیم»، فاصلهای بسیار کوتاه وجود دارد. اما کیفیت زندگی ما دقیقاً در همان فاصله ساخته میشود.
بیشتر پشیمانیهای انسان، نتیجهی واکنشهای فوری است:
پاسخی که نباید همان لحظه داده میشد،
تصمیمی که در اوج خشم گرفته شد،
یا قضاوتی که بدون مکث انجام شد.
افراد پخته، الزاماً آرامتر نیستند، آنها فقط یاد گرفتهاند قبل از واکنش، چند ثانیه بیشتر مکث کنند.
همین چند ثانیه، گاهی مسیر یک رابطه، یک تصمیم یا حتی یک زندگی را تغییر میدهد.
*✅بلوغ، یعنی بین احساس و عمل، به اندازه چند نفس فاصله ایجاد کردن.*
🌹🍃🌺🍃🌹🍃🌺
محمدحسین فرقانی
با سپاس فراوان از دوست عزیزمان مهندس فرقانی از یزد
🆔 @Sayehsokhan
▪️انسان معنوی کیست؟
مراد من از انسان معنوی، انسانی است که زندگیِ نیک دارد و کسی دارای زندگی نیک است که:
🔹اولاً: مطلوبهای اخلاقی در او تحقّق یافته باشد؛ یعنی مثلاً اهل «صداقت، عدالت، احسان، عشق و شفقت» باشد.
🔹 ثانیاً: مطلوبهای روانشناختی وی تحقّق یافته باشد؛ به این معنا که مثلاً دارای «آرامش، شادی و رضایت از خود» باشد؛
🔹ثالثاً: برای زندگی خود معنا و ارزشی قائل باشد.
#مصطفی_ملکیان
🍷@Hezar_bade
🆔 @Sayehsokhan
سیمون دوبووار فیلسوف، نویسنده و اندیشمند برجستهٔ فرانسوی بود که در ۱۹۰۸ میلادی در پاریس متولد شد و در سال ۱۹۸۶ درگذشت. او یکی از چهرههای اصلی اندیشهٔ اگزیستانسیالیسم و از تأثیرگذارترین نظریهپردازان جنبش زنان در قرن بیستم به شمار میرود
.
دوبووار بیشتر بهخاطر کتاب «جنس دوم» شناخته میشود؛ اثری مهم که در آن به بررسی جایگاه تاریخی، اجتماعی و فرهنگی زنان پرداخت.
او در این کتاب نشان داد که بسیاری از نابرابریهای میان زن و مرد، ریشه در ساختارهای اجتماعی دارد، نه در طبیعت انسان.
جملهٔ معروف او که میگوید: «انسان زن زاده نمیشود، بلکه زن میشود» به یکی از شعارهای اصلی جنبش برابریخواهی تبدیل شد
.
او علاوه بر فعالیتهای فلسفی، رماننویس و خاطرهنویس نیز بود و سالها با ژان پل سارتر رابطهای فکری و عاطفی داشت.
سیمون دوبووار شخصیتی مستقل، منتقد، سنتهای محدودکننده و مدافع آزادی فردی بود. اندیشهها و آثارش همچنان الهامبخش مبارزه برای عدالت و برابری در سراسر جهان است.
#سیمون_دوبووار
🆔 @Sayehsokhan
🌹🌷چکلیست خودآزمایی:
آیا من یک دیکتاتور هستم؟
آیا در روابط خانوادگی و عاطفی خود قهر میکنیم؟
آیا تحمل انتقاد نداریم و از شنیدن نقد برآشفته میشویم؟
آیا همواره در پی اثبات حقانیت خود هستیم؟
آیا اعتراف به اشتباه برایمان دشوار است؟
آیا مخالفان خود را صرفاً به دلیل گرایش سیاسی، مذهبی یا فکریشان بلاک و حذف میکنیم؟
دیکتاتوری نه با تصاحب یک صندلی سیاسی، بلکه از روزی آغاز میشود که توانایی همزیستی با «دیگریِ متفاوت» را در درون خود از دست میدهیم.
دیکتاتوری پیش از آنکه یک جایگاه سیاسی یا یک ساختار مدنی باشد، یک وضعیت روانی است؛ انقباضی درونی که اگر ابزار قدرت مادی را نیابد، خود را در روابط خانوادگی، عاطفی، محیط کار و حتی صفحههای شبکههای اجتماعی بازتولید میکند.
نفست اژدهاست او کی مرده است
از غم و بیآلتی افسرده است
اگر امروز اختلاف نظر را با قهر، حذف، تحقیر یا خاموش کردن دیگری پاسخ میدهیم، در صورت دسترسی به ابزارهای قدرت نیز همان الگوی روانی میتواند خود را در مقیاسی بزرگتر بازتولید کند. اژدهای خودکامگی همیشه نمیخوابد؛ گاهی فقط دندان و چنگال در اختیار ندارد.
برای انسانِ خودکامه، نقد یا زاویهٔ دید متفاوت، صرفاً یک اختلاف نظر نیست. از آنجا که ارزش روانی خود را به «محق بودن» گره زده است، هر مخالفتی برای دستگاه عصبی او به یک تهدید وجودی تبدیل میشود. در چنین وضعیتی، به جای ارزیابی نقد، وارد فاز «جنگ یا گریز» میشود و برای حفظ هویت خود، به منتقد حمله میکند یا او را حذف میکند.
یکی از رایجترین مغالطههای استدلالی در زندگی روزمره و عرصهٔ سیاست، مغالطهٔ «تو هم همینطور» (Tu quoque) است.
همهٔ ما کسانی را دیدهایم که کافی است کوچکترین نقدی، حتی در حد «بالای چشمت ابروست» بشنوند، تا فوراً عیبهای منتقد را فهرست کنند. این همان سازوکار دفاعی «تو هم همینطور» است؛ فرد به جای روبهرو شدن با نقد، به جستوجوی خطای منتقد میرود، گویی وجود خطایی در دیگری، خطای خودش را از میان میبرد. حال آنکه یک کار زشت، حتی اگر تمام دنیا آن را انجام دهند، از زشتیاش کاسته نمیشود.
از فساد انتقاد میکنی. میگویند:
همه جای دنیا فساد هست.
از اختلاس انتقاد میکنی. میگویند:
هیچ کشوری بیاختلاس نیست.
از فقر میگویی. پاسخ میدهند:
هیچ کجای دنیا بهشت نیست.
از سرکوب انتقاد میکنی. میگویند:
پلیس کشورهای دیگر هم همین کار را میکند؛ حتی بدتر.
در ظاهر، این پاسخها منطقی به نظر میرسند، اما در حقیقت هیچکدام پاسخی به پرسش اولیه نیستند. پرسش این نبود که «آیا جای دیگری هم این مشکل وجود دارد؟»
پرسش این بود: آیا این رفتار درست است؟
وجود فساد در کشوری دیگر، فساد اینجا را توجیه نمیکند. وجود اختلاس در جایی دیگر، اختلاس اینجا را مشروع نمیکند. وجود فقر در گوشهای از جهان، مسئولیت ما را در برابر فقر از میان نمیبرد. وجود سرکوب در کشوری دیگر، سرکوب را به عدالت تبدیل نمیکند. باطل، با کثرتِ پیروان، حق نمیشود.
یکی از دقیقترین نشانههای دیکتاتوری درون، پناه بردن به پرخاشگری منفعلانه (Passive-Aggressive) است؛ قهر، سکوت تنبیهی، بایکوت و باجگیری عاطفی. کسی که امروز در موقعیت ضعف، با این ابزارها فضای روانی اطرافیان را ناامن میکند، همان منطق سلطه را در مقیاسی کوچک به نمایش گذاشته است.
حذف یا بلاک کردن دیگران همیشه نشانهٔ دیکتاتوری نیست؛ گاهی مرزبندی سالم در برابر توهین، آزار، تهدید یا خشونت است. اما بلاک کردن صرفاً به دلیل شنیدن یک نظر متفاوت، میتواند نشانهای از تحمل پایین تفاوت و گرایشهای اقتدارگرایانه باشد؛ نوعی انکار مکانیکی، شبیه کودکی که چشمهایش را میبندد و گمان میکند جهان ناپدید شده است. دکمهٔ بلاک، دکمهٔ نابودی انسانها نیست؛ حذفِ دیگری از صفحهٔ نمایش، او را از واقعیت حذف نمیکند.
مهمترین تفاوت انسانِ بالغ با انسانِ خودکامه، نه در تعداد موافقان او، بلکه در کیفیت رابطهاش با مخالفان است. انسانِ بالغ میتواند با کسی که جهان را متفاوت میبیند گفتوگو کند، بیآنکه برای حفظ هویت خود ناچار به حذف، تحقیر یا خاموش کردن او شود. بلوغ روانی، توانایی شنیدن حقیقت است؛ حتی وقتی از زبان کسی بیان میشود که دوستش نداریم.
آزادی نیز پیش از آنکه در صندوقهای رأی یا قوانین اساسی متولد شود، در ظرفیت روانی ما برای زیستن در کنار «دیگریِ متفاوت» شکل میگیرد.
قاسم_سلطانی
http://telegram.me/bavarh
🆔 @Sayehsokhan
چگونه معلمی الهامبخش باشیم؟
به عنوان یک معلم، آیا رویای الهام بخشیدن به دانش آموزان خود را به طور روزانه دارید؟ در این مقاله، روشهای مختلفی را به شما نشان خواهیم داد که میتوانید هر روز در کلاس درس الهامبخشتر باشید.
۱.همدلی داشته باشید.
احتمالاً بهترین کیفیتی که یک معلم میتواند داشته باشد ایجاد همدلی در ارتباط با دانشآموزان است. با آنها گریه کند، با آنها بخندید. سعی کنید در طول موج آنها باشید.
احساسات آنها را بشناسید و احساسات آنها را درک کنید. جوانان به راحتی تحت فشار قرار میگیرند و گاهی تحت فشار شدید قرار میگیرند، اما تنها چیزی که ممکن است مشاهده کنید خشم، پرخاشگری، نگرش بد یا بیحوصلگی است. در این زمان شما باید دلسوز باشید و متوجه شوید که برخی چیزهای بد در زندگی آنها در جریان است. به دنبال شخص واقعی در کلاس بگردید و وقتی آنها را پیدا کردید در به روی شما باز میشود.
۲. یک نگرش ذهنی مثبت ایجاد کنید.
معلمان مانند هر کس دیگری انسان هستند. با این حال، استرس کار با جوانان به ویژه آنهایی که مشکلات نگرشی و رفتاری دارند گاهی اوقات میتواند بسیار زیاد باشد. این زمانی است که شما باید قوی باشید؛ برای نگهداشتن لبخند بر لبانتان وقتی شرایط سخت میشود. برای دیدن جنبه روشن چیزها به دنبال یافتن نکات مثبت در هر موقعیت منفی باشید.
مثل یک فیلسوف باشید.چرا؟ چون نگرش شما مسری است. شما این انتخاب را دارید که نوری به کلاس خود بیاورید یا سایه بیاندازید.
۳.مهارتهای کلامی خود را رشد دهید.
هر معلم بزرگی یک خطیب بزرگ است. اگر بتوانید دانشآموزان خود را فقط با صحبت کردن با آنها، متمرکز و علاقهمند نگهدارید، کار بسیار خوبی انجام میدهید. آخرین باری که در مورد چیزی صحبت کردید و صدای افتادن خودکار را شنیدید کی بود؟
"فقط با آنها صحبت میکنم" به معنای استفاده از اشتیاق، احساسات، تماس چشمی عالی، زبان بدن فعال، مدولاسیون صدا و احساس است. با قاطعیت صحبت کنید به آنچه میگویید ایمان داشته باشید. دانش آموزان خود را با صحبتهایتان هر روز به یک سفر شگفت انگیز ببرید.
۴. احترام نشان دهید.
به هر انسانی که در کلاس شماست احترام بگذارید. با آنها همانطور صحبت کنید که با نزدیکترین دوستان خود صحبت میکنید. هیچکس در این دنیا مهمتر از دیگران نیست. یک معلم الهام بخش بزرگ انسانی است که به همه افراد بدون توجه به نگرش، رنگ، مذهب، عقیده و کشورشان احترام میگذارد.
هر یک از دانش آموزان شما جایی در این زمین دارند. میتوانید به آنها کمک کنید تا تأثیر مثبتی نیز روی آن بگذارند. شما این قدرت را دارید که زندگی آنها را تغییر دهید. قانون عمل متقابل (هر چه بکارید درو میکنید) تضمین میکند که احترامی که میکنید صد برابر به شما باز خواهد گشت.
۵. به یاد داشته باشید که دانش آموزان شما هر کدام منحصربفرد هستند.
دانشآموزان خود را از درون و بیرون بشناسید. برای همه دانشآموزان پاداش/تنبیه انتخاب نکنید، زیرا همه آنها افراد متفاوتی هستند. با دانش آموزان خود صحبت کنید و در زندگی آنها مشارکت داشته باشید. از سبکها و استراتژیهای مختلف تدریس در کلاس استفاده کنید، زیرا هرکسی متفاوت یاد میگیرد. گزینههایی برای پروژههای بزرگ یا ارائه در کلاس خود داشته باشید. مهمتر از همه، اجازه دهید دانش آموزانتان خلاق باشند، آنها را محدود نکنید. همچنین آنها را قضاوت نکنید. قبل از اینکه در کلاس شما قدم بزنند یا بعد از خروج آنها، در مورد آنها قضاوت نکنید. به جای عصبانی شدن یا ناراحت شدن، به دنبال معنای عمیقتر پشت اعمالشان باشید.
۶. بدانید که معلمی شغل شریفی است.
روزی که یک معلم متوجه میشود که یک هدیه بزرگ به او داده شده است - قدرت تغییر زندگی، روزی است که یک معلم الهام بخش متولد میشود. شما یک انتخاب دارید یا باور کنید که معلمی متوسط هستید که یک موضوع خسته کننده را به بچههای خسته کننده آموزش میدهد. یا اینکه انسانی به انسانهای دیگر کمک میکند تا تمام پتانسیلهای خود را بشناسند و ادامه دهند و تغییر مثبتی در دنیای خود ایجاد کنند.
👌باورهای شما دنیای شما را میسازد.
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
وقتی میگیم ایران زیباست .منظور اینه😍
🆔 @Sayehsokhan
📚 #کتاب : #پرورش_عزتنفس
✍️ اثر: #ماریلین_سورنسن
👌 ترجمه: #دکنر_عزتالله_میوهچی
و #دکتر_الهام_نوروزپور
📕چاپ: #سوم
📇 انتشارات: #سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
.
سگها حافظه دارند و تو را به یاد میسپارند. اما عجیبتر این است که به نظرم برخی از آنها حال و به اصطلاح مود تو را هم میفهمند. این را بارها با سگهای کوهستانهای تهران تجربه کردهام.
دم صبح که رسیدم ایستگاه دو، مچاله از درد و خسته و ملتهب، همهجا ساکت و تاریک بود جز چشمهای تولهسگ قهوهای و فسقلی توچال. نشستم نفس بگیرم، بیصدا آمد کنار پایم دراز کشید و وقتی لقمهی نانوپنیرم را با او قسمت کردم، راحت پذیرفت. به شکلی عجیب شروع کردم با او حرف زدن، مفصل و بیپروا و بیپرده. از ترس و خشم و تاریکیها. گفتم آمدهام طلوع را ببینم چون لازم دارم زندگی را به یاد بیاورم. چیزی نگفت، و وقتی به سمت بالا راه افتادم ساکت پشت سرم آمد.
در بیراهههای کوه نشستیم و طلوع را نگاه کردیم. بعد آمد سرش را گذاشت روی شکمم، درست همانجایی که همیشه درد دارد، و خوابش برد. تا امروز نمیدانستم تولهسگها خروپف میکنند. بیدار که شد برگشتیم و مادرش بالای ایستگاه منتظرش ایستادهبود. چندبار دم تکان داد و بعد دوید و رفت و با مادر زیبای نگرانش در دره ناپدید شد.
آفتاب رسیدهبود به لبههای کوه. آن پایین شهر داشت بیدار میشد. منگی مسکنها از سرم پریده بود و فکرهای شب قبل از ذهنم رفته بود. یاد پرستار بیمارستان افتادم که با مهربانی گفت فردا نری تو کانالت بنویسی ما بد بودیم. نه دختر زیبای کرد، نه. شما خوبید، من جای غلطی گیر افتادهام. من باید چوپان میشدم در جایی دور، صدها سال قبل. به درد این دنیای پیچیده نمیخورم و روی دست خودم ماندهام.
اسم سگ کوچولوی قهوهای را گذاشتم گیجو. دفعه بعد که بروم توچال، برایش بیشتر نانپنیر میبرم، سیر نشد بچه. برایش میبرم اگر یادم بماند. اگر دوباره بروم. اگر جنگ شدیدتر نشود. اگر نیفتم زندان. اگر مرضم حاد نشود. اگر نفسم تنگتر نشود. اگر درد امان بدهد. اگر سرعت پیرشدنم کمتر شود. اگر این کشور کمتر جهنم باشد. اگر زنده بمانم.
همین. ......
حمید سلیمی
یادداشت فرهنگ نو
سپاس دوستم جمیله ازکرج
نسرین قنواتی
.
................. لطفا نظر بدین : زن زندگی کیه؟
.
✍ از ننه بزرگ پرسیدم گفت:
زنی که نزاره گوشه چشم شوهرش بپره و حواسش باشه هر آخ بچهش یعنی کجاش درده...
مامان گفت:
زن زندگی منم، که با نداری آقات ساختم که الان خوشحالم که همه چی مهیاست.
پدر گفت: زن زندگی همونه که بی اذن مردش حرف بیراه نمیزنه تو مردم!
.
زنگ زدم به عمو پرویز که سال ها بود یه شهر دیگه یکه و تنها زندگی میکرد.
گفتم عمو زن زندگی کیه که تو هنوز مجردی
گفت: زن زندگی اونیه که قد علاقش بال بشه واسه پروازت و پیشرفتت..هنوز پرندمو پیدا نکردم عموجان..
.
خاله رویا داشت طلاق میگرفت از اونم پرسیدم:
گفت زن زندگی همون احمقیه که میگه چشم! که میگه باشه! که میگه میسازم! خاله جان زنای زندگی همشون یه روز میسوزن ...
همشون فقط کارگر و اشپزن همین !
.
علی پسر همسایمون هنرمند بود اهل شعر و کتاب
میگفت: زن زندگی هر آدمی تو دید اون آدم مشخص میشه
ولی زن زندگی من باید ازاد باشه
به دور از ابتذال و خرافات ...
حرف بشناسه
عشق و سکس بلد باشه
بفهمه و...
.
اما خواهر علی عقیدهی دیگهای داشت میگفت:
زن زندگی اونه که میدونه چجور مردشو رام کنه
یه روز با زبون چرب، یه روز با پیرهن زردقناری، یه روز با قهر و ناز...
.
دایی محمود هم میگفت زن همین که مو بده تو روسری و توخونه بمونه عالیه ...
چشم سیاه نکنه و لب قرمز... اهل زندگیه...مطیعه
و فقط هم برای مردشه نه همسایه !
متدین و سربه زیر و چادری و مومن .... همراه با نماز و روزه و روضه ...
.
مسیح هم میگفت: زن یعنی آزادی!
بگه نه به هرچی که اجباره...
.
خلاصه هرکی یه حرفی میزد
به خودم تو آینه نگاه کردم
من هم یک زنم
یکی از دو مخلوق اشرف
با هزاران هزار خواسته و آرزو از زندگیم
که اگه بهشون برسم میشه اسمشو گذاشت : زندگی!
من از زندگی کمی سلامتی و شادی میخوام ... کمی ازادی
کمی موهای باز و رقصان در باد...کمی حق اعتراض درخیابان ... و کمی درک و سواد و شعور
کمی نوازش ..کمی راحتی ...کمی عشق ....کمی سفر..کمی کتاب ...کمی غذا و خواب ....کمی هنر و شعر
کمی موسیقی ....کمی لباس و ارایش و عطر...کمی سکس ...کمی بچه ....
وکمی کار و پول و استقلال و شخصیت ...همین !
اما زندگی از من چی میخواد
خصوصا سطح زندگی دراین کشور ...
بشم قالب ننه بزرگ و باب دل دایی محمودها
یا بشم پرنده ی عمو پرویز ها...برم توقفس ...
حالا ....شما بگید...لطفا بنویسید
زن زندگی کیه؟؟
ایا زن اشپز و کارگر و بردهی مرده ؟
ایا زن یک اندام گشوده و ... یک سفره غذای رنگی و خوشمزه و شستشوگر لباس خانواده است؟
پس چیه ؟...لطفا بنویسید. لطفا!
🆔 @Sayehsokhan