saeed_maadani | Unsorted

Telegram-канал saeed_maadani - هفت اقلیم (سعید معدنی)

654

جامعه شناسی ادبیات، سینما مسایل اجتماعی و مباحث روزمره @Saeed_Maadani سعید معدنی (هیات علمی گروه جامعه شناسی تهران مرکز) ارتباط: @SaeedMaadani

Subscribe to a channel

هفت اقلیم (سعید معدنی)

آنان مردم خود را نمی کشند

✍سعید معدنی

جنایت های امپریالیسم آمریکا نسبت به سایر ملل را می‌شناسیم. آنها در جهت تحقق منافع ملی‌شان ده‌ها کودتای خونین در سراسر جهان انجام داده‌ و مردم سایر ملل را غارت کرده و کشور خود را به توسعه و پیشرفت رسانده‌اند. اما بندرت اتفاق افتاده که مردم خود را بکشند.
داستان جورج فلوید که یادتان هست. یک جوان سیاه‌پوست به‌دست پلیس کشته شد. چه غوغایی در کانال های تلویزیونی و شبکه‌های اجتماعی و سراسر آمریکا ایجاد شد. در جریان حمله انبوهی از جمعیت معترض و تسخیر مجلس (کنگره)  آمریکا در دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ، که در تاریخ آمریکا بی سابقه بود فقط یک معترض کشته شد. آن هم زنی بود که می‌خواست وارد اتاق نمایندگان مجلس شود که به ضرب گلوله از پا درآمد. البته چند نفری هم بر اثر فشار جمعیت خفه شدند. یک افسر هم سکته کرد.‌ اما نکته اساسی این است که در جریان این حرکت و طغیان به این بزرگی که قصد تسخیر مجلس را داشت فقط یک نفر کشته شد!

جنایات اسرائیل علیه مردم فلسطین، غزه و بخشی از مردم لبنان و سایر مسلمانان جهان در ۷۰‌سال گذشته را  می دانید . شاید جنایتکارترین حکومت نسبت به مردمان کشورهای همسایه خود همین کشور اسرائیل باشد، اما این حکومت با این همه جنایات، مردم خود را نمی کشد، مگر در موارد بسیار استثنایی. جالب تر آنکه اگر چه در اسرائیل قانون منع اعدام وجود ندارد اما در تاریخ هفتاد ساله این کشور به دلیل حساسیت بالای تشکل های مدنی اعدام صورت نمی‌گیرد و حتی برخی مبارزان فلسطینی که دستگیر می شوند و ار نظر حکومت تروریست هستند باز هم اعدام نمی شوند. به همین دلیل امثال یحیی سنوار و بسیاری دیگر مبارزان فلسطینی به حبس طویل المدت و یا حبس ابد محکوم شده و می شوند.

هم آمریکا و هم اسرائیل بیشترین جنایت و کشتارشان علیه دشمنان شان را دارا هستند. ولی مردم خود را نمی‌کشند. آنان در جستجوی رفاه و امنیت و توسعه و پیشرفت مردم خود هستند. گاهی با خود می‌گویم ما مسلمانیم اما آنها آیه قرآن « أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» [بر كافران سختگير [و] با همديگر مهربانند] را بهتر از هر کشور مسلمان دیگری نسبت به مردم خود اجرا می کنند.

همگان می‌دانیم اعتصاب جلیقه زردها در فرانسه ماه‌ها طول کشید معترضان بسیاری از راهها را بسته بودند و تقریبا همه امور کشور فلج شده بود اما تعداد کشته‌ها آنقدر کم بود که اصلا به حساب نیامد. فرانسویان با تفنگ ساچمه‌ای جوانان شان را کور نکردند. آنان با سلاح گرم به معترضان حمله نکردند و در زندان‌ها شورشیان دستگیر شده را اعدام نکردند. زیرا می‌دانند خشونت، خشونت می‌آورد و اگر حکومتی وارد چرخه خشونت شود، این چرخه‌ی شومِ بی پایان تا آخر ادامه خواهد داشت. در جهان مدرن کشتن مردم خود توسط حکومت ها یعنی پایان راه صلح و گفتگو. یعنی ایجاد جامعه ناامن با عقده های فروخورده فراوان و تکرار اعتراض و نارضایتی مداوم.

در جریان جنبش موسوم به جنبش مهسا در سال ۱۴۰۱، وقتی صبحگاهان شنیدم که محسن شکاری، ۲۲ ساله، اولین جوان اعدام شد. با خود گفتم این حکومت با خود چه می کند؟ چرا اینگونه به کشتن خویش ایستاده است؟! الان عصر صفویه و ناصرالدین شاه نیست. اکنون جامعه را جهان ارتباطی، فضای مجازی، شبکه های ماهواره ای، اخبار و پروپاگاندا اداره می‌کند. چرا حکومت به این اشتباه بزرگ دست زد؟ او فقط خیابانی را بسته بود به باور حکومت رعب ایجاد کرده بود. آیا از او و امثال او که اکثرا بیکار و بی‌آینده هستند سوال شد که چرا دست به شورش می‌زنند؟ بی شک حکومت و قدرت همیشه فرصت اعدام آنها را داشت. شاید اگر آنها اعدام نمی‌شدند کمتر شاهد حوادث تلخ و غم انگیز امروز بودیم. حکومت های عقلانی در عصر مدرن با مردم شان با تامل و صبر و درایت رفتار می‌کنند. بسیاری از حاکمان کشورهای توسعه یافته در عصر مدرن مردم خود را نمی کشند.

۱۷ دی‌ماه ۱۴۰۴

#سعید_معدنی
#حکومت
#شورش
#اعتراض
#اعدام

  @Saeed_Maadani

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

هفته نامه نسیم جنوب، سال بیست و هشتم، شماره ۱۱۶۴

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

🔴زلنسکی (وابسته به غرب) : چهار سال جنگید
‌مادورو (وابسته به شرق) : چهار ساعت هم دوام نیاورد


دکتر محمد یوسفی متخصص امور روسیه

🔸️اگرچه حمله آمریکایی‌ها به ونزوئلا نشان داد که ترامپ در تجاوزگری شباهت به همتای روسش پوتین دارد، اما اثبات‌گر یک نکته دیگر نیز بود

🔸️اینکه شرقی‌ها نه قدرت دفاع از متحدین خود را دارند و نه انگیزه‌ی آنرا، سرنوشت مادورو و اسد شاهدی بر همین مدعا‌ست‌

🔸️البته شرقی‌ها پیشتر در مورد لیبی نیز بر اساس همین الگو عمل کرده بودند و با چراغ سبز روسیه و چین به قطعنامهٔ شمارهٔ ۱۹۷۳ سازمان ملل ، قذافی توسط غربی‌ها سرنگون شد

🔸️اکنون با تکمیل دومینوی سقوط حکام سیاسی متمایل به شرق و سقوط مادورو و انفعال روسیه و چین، بعید به نظر می‌رسد روسای جمهور یا پادشاهان سایر ملل تمایلی به همکاری استراتژیک به شرق نشان دهند و یا بخواهند سیاست اتکا به شرق را جایگزین سیاست همکاری با غرب نمایند

🔸️مادورو رئیس جمهور در بند اسارت ونزوئلا، چندی پیش با روس‌ها به توافق همکاری استراتژیک ده ساله دست پیدا کرده بود اما این شراکت با روسیه و امضای توافق راهبردی و همکاری نظامی با روس‌ها نتوانست مانع از حمله ایالات متحده و اسارت شخص  رئیس جمهور و همسرش شود

🔸️اکنون رهبران کشورها بجای دل بستن به یادداشت همکاری استراتژیک با شرقی‌ها، به تماشای سرنوشت هم قطارانشان می‌نشینند و از آن درس عبرت می‌گیرند، این مسائل تعیین می‌کنند که چه زمانی انتقال قدرت از شرق به غرب می‌تواند صورت گیرد.

@iran_times

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

🔴بودجه نهادهای مذهبی

🔺اعتماد ۱۰ دی ۱۴۰۴

✍️عباس عبدی

🔘از سال‌های ۱۳۸۴ به بعد به مرور و با سرعت بالا بودجه نهادهای مذهبی و یا فعالیت‌های قرارگاهی به نام انقلاب و دین افزایش چشمگیری یافت. در آن سال‌ها مشکل خاصی نبود، زیرا درآمدهای نفتی سر به فلک می‌ساییدند، و سالانه با حدود صد میلیارد دلار درآمد نفتی (۲٫۵ برابر بودجه کنونی) هر چه خواسنتد بریدند و دوختند و بردند، و روند رشد این نهادها و نیز نهادهای دولتی مرتبط با سیاست‌های محدودکننده مشارکت مردم نیز افزایشی بود، و در عوض این بودجه آموزش و پرورش بود که تکان نمی‌خورد، کمتر می‌شد که بیش‌تر نمی‌شد (به قیمت ثابت).

🔘در نهایت این واقعیت در زمان تحریم‌ها و کاهش درامدهای نفتی به صورت بومرنگ عمل کرده و بازگشته و به پرتاب‌کننده می‌خورد. چرا؟ به این علت که کفگیر درآمدهای نفتی و رانتی به ته دیگ خورده است، در نقطه مقابل هزینه‌های حکومت با سرعت رو به افزایش است. هم در بخش یارانه‌ها، و هم در بخش بازنشستگی و هم در بخش افزایش نیرو و حقوق و دستمزد و بالاخره هم در بخش دفاع.

🔘در این مرحله صدای مردم در آمده است. به این علت روشن که با ساختار فاصله گرفته‌اند و آن را از خود نمی‌دانند، و هیچ توجیه منطقی برای پرداخت مالیات نمی‌بینند. گر چه مجموعه سهم این نهادها و تبصره‌های عجیب و غریب، حداکثر ۱ تا ۲ درصد کل بودجه است، و تأثیر تعیین‌کننده در بودجه ندارد ولی ارقام واقعی آنها بسیار بالاست، هنگامی که کل آنها ممکن تا ۴۰ هزار میلیارد تومان و بیش‌تر برسد، هر کس گمان می‌کند اگر اینها حذف شوند، حقوق آنان که خیلی خیلی کمتر است افزایش می‌یابد.

🔘در واقع مردم منطقاً هم درست فکر می‌کنند و شاید به همین علت است که اکثریت مردم این حرف آقای پزشکیان را قبول ندارند که دولت پول ندارد، می‌گویند اگر ندارید اینها چیست که می‌پردازید؟ واقعیت این است که هیچ کدام از این نهادها هم در برابر بودجه‌ای که می‌گیرند پاسخگو نیستند. البته ریشه اعتراضات به بودجه انها، جای دیگری هم هست.

🔘مسأله این است که جایگاه نهاد دین و تبلیغات دینی به دلیل حکومتی شدن به شدت تضعیف شده است. در واقع همین بودجه‌ها نهادهای دینی را دولتی و بزرگ و حجیم کرد، ولی همزمان استقلال آنها را گرفت و به یک زایده حکومتی و قدرت تبدیل کرد. تبلیغ دین که باید داوطلبانه و با ادبیاتی صمیمانه و دوستانه انجام شود، تبدیل شد به یک فعالیت اداری همراه با حقوق و مزایا و بازنشستگی و از این مهم‌تر تبعیت از یک رییس که خودت انتخاب نکرده‌ای و باید تابع فرامین او باشی.

🔘ادبیات این نهاد مبتنی بر قدرت و اقتدار سیاسی و به کلی با نهادهای دینی که پیش از انقلاب بود متفاوت شد. این نهادها به میزانی که در بیرون بزرگ و به ظاهر قدرتمند و پرطمطراق می‌نمودند، از داخل تهی و کم‌ارزش می‌شدند. بودجه‌ای که قرار بود قاتق تبلیغ دین شود، قاتل جان آن شد، و مخالفت با این بودجه‌ها بازتابی است از واقعیت‌های جامعه.

🔘آیا این نهادها می‌توانند مسیر دیگری را بروند؟ قطعاً خیر. یکی از دلایلی که برخی مراجع چون آقای سیستانی نسبت به منابع مالی دولتی حساس هستند، همین اثرات است. نهادهایی که وابسته به این منابع مالی شده‌اند، در کوتاه‌مدت قادر به جدا شدن از آن نیستند، ضمن اینکه آنان هزینه‌های حفظ این بودجه را از طریق تعامل با مجلس و نمایندگان می‌پردازند، و هزینه افراد و امکانات آنها از این طریق تأمین می‌شود، پس راهی برای جبران ندارند، بویژه که ورودی منابع مالی مردمی به نهاد دین نیز کاهش چشمگیری یافته و وابستگی آنها را به بودجه‌های دولتی بیش‌تر کرده است.

🔘بنابراین امکان جدا شدن آنان از این منبع وجود ندارد ولی چون این منبع با گذشت زمان کوچک‌تر شده و دیگر به شیر نفت وصل نیست به علاوه نیازهای این نهادها نیز روزافزون شده، لذا مردم حساسیت پیدا کرده‌اند و همین امر موجب تضعیف بیش‌تر نهاد دین گردیده است.

🔘تا دیر نشده باید سیاست تبلیغ و آموزش دین را به نحوی اصلاح کنند که در کوتاه‌مدت جلوی روند افزایشی آن گرفته شود سپس فرآیند کاهش این وابستگی از طریق کاهش هزینه‌ها و پیدا کردن منابع جدید کلید خورده شود، در غیر این صورت اوضاع تبلیغ و آموزش دین از اینکه هست بدتر و بدتر خواهد شد.

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

کتاب *«دلپذیر کردن زندگی»*
(با ذهن‌آگاهی و توجه به لحظه حال)
نوشته دکتر یونس قیصی‌زاده
را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/245646

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

ابتدا شر موش (تحریم) را دفع کنید!

✍سعید معدنی

یک نماینده مجلس گفته است : آقای عراقچی، با اعصاب و روان مردم بازی نکنید؛ اگر بیمار سرطانی در خانواده داشتید باز هم از «برکات تحریم» می‌گفتید؟

پاسخ کاملا واضح است. اصولاً کسانی که در راس امور قرار دارند از همه امکانات برخوردارند و دهه هاست که نه پایشان به بیمارستان دولتی باز شده، نه سوار تاکسی و مترو و اتوبوس و ماشین های خطی شده‌اند، نه در صف خرید کالابرگ ایستاده اند و نه از اثرات تورم دورقمی چهل ساله و فقر جانسوز توده مردم خبر دارند.

حتی اگر به بیمارستان دولتی هم بروند باز آنجا پزشک و کادری آشنا و خدمات ویژه دارند. سالهاست که حضرات بالانشین در خانه‌های گرانقیمت زندگی می‌کنند و از فقر و رنج و خواری جماعت پایین دست خبر ندارند. فرقی نمی کند حتی اگر همین نمایندگان مجلس پستی داشته باشند و نیاز به رای مردم برای دور بعد نداشته باشند قطعا چنین سخنانی را نمی‌گویند و چنین سوالی را هم نمی پرسند.

سال‌ هاست که مردم با این دولتمردان و با این نمایندگان - که با رای اقلیت مردم به مجلس راه‌ یافته‌اند - امید و توقعی به بهبودی امور ندارند. تحریم و تورم و گرانی و بیکاری و بی‌آیندگی مثل موریانه جامعه را بتدریج از درون تهی کرده و نابود می کند. خانواده‌های زیادی از هم پاشیده و بسیاری نیز در آستانه فروپاشی قرار گرفته اند. متاسفانه در همیشه تاریخ بالانشینان زمانی می‌فهمند که کار از کار گذشته و دیگر خیلی دیر شده است.....

همگان می دانیم در شرایط تحریم هیچ گره‌ای از کار مردم باز نمی شود و اوضاع جامعه بدتر و بدتر خواهد شد. زمانی که همتی وزیر اقتصاد استیضاح و برکنار شد، نمایندگان قول دادند که وضع بهتر می شود اما نشد. ده‌ها امثال همتی و پزشکیان هم عوض شوند وضع کشور خوب نمی شود که بدتر هم می‌شود. نمایندگان می‌دانند در شرایط تحریم فلج کننده کنونی دولت در ایران در حل مسائل کلان قدرت ندارد و وجودش یک شوخی بیش نیست. از خرداد ۱۳۷۶ تا دولت روحانی و.... دولت های منتخب مردم تلاش کردند که مناسبات با غرب بویژه آمریکا را بهتر کنند اما آنقدر سنگ اندازی کردند تا فردی مثل ترامپ آمد که به هیچ گفتگو و دیپلماسی و تعاملی پایبند نیست. بالا نشین‌ها باید تلاش کنند تا با جهان تعامل داشته و تحریم ها را کاهش دهند. تا تحریم هست وضعیت هم همین است و وضع بدتر و بدتر خواهد شد.

موش تا انبارِ ما حفره زدست
وز فنش انبار ما ویران شدست

اوّل ای جان دفع شَرِّ موش کن
وانگهان در جمع گندم جوش کن ( مولوی)


۸ دی‌ماه ۱۴۰۴

#سعید_معدنی
#تحریم
#بیکاری
#تورم
#گرانی
#بی‌آیندگی

@Saeed_Maadani

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

نسخه الکترونیکی
*هفته نامه نسیم جنوب*
سال بیست و هشتم
شماره ۱۱۶۳
🌺🌺🌺🌺
*نسیم جنوب، دیرپاترین نشریه تاریخ بوشهر*

«این هفته‌نامه با هزینه شخصی و بدون استفاده از یارانه‌های دولتی مطبوعات و آگهی دولتی، منتشر می‌شود»

تلفن تماس و ارسال مطلب از طریق واتساب:
۰۹۱۷۷۷۲۳۹۰۹
@Saeed_Maadani

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

دیالوگ های ماندگار؛

موبد: باید به سراسر ایران‌ زمین پندنامه بفرستیم
زن آسیابان: پندنامه بفرست ‌ای موبد، اما اندکی نان نیز بر آن بیفزای! ما مردمان از پند سیر آمده‌ایم و بر نان گرسنه‌ایم.

مرگ یزدگرد/ بهرام بیضایی


@Saeed_Maadani

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

✔️در سوگ بهرام

✍🏻سهند ایرانمهر

درگذشت بهرام بیضایی، آن‌هم در روز تولدش، فقط پایان زندگی یک فرد نیست؛ اتفاقی معنادار است که گویی پایان یک دوره فکری در فرهنگ ما را یادآوری می‌کند.گویی حلقه‌ای از یک سنت فکری در فرهنگ ایران، بسته شد. سنتی که در آن هنر شیوه‌ای برای اندیشیدن بود؛ و سینما و تئاتر فقط صحنه نمایش نبود که میدان داوری تاریخ بود.

بیضایی را غالباً «کارگردان» می‌نامند، اما این نام‌گذاری، اگرچه درست، به‌شدت نارساست. از نظر من، او پیش و بیش از آنکه کارگردان باشد، ادیب بود؛ و پیش از آن، جامعه‌شناسی تاریخ‌خوان که به سازوکار قدرت، خشونت، حذف و روایت حساس بود. سینما و تئاتر برای او رسانه بودند، نه هویت. هویت او اما در نسبتش با زبان و تاریخ شکل می‌گرفت.

شاخصه اصلی آثار بیضایی نه تکنیک سینمایی است و نه صرف رجوع به اسطوره؛ بلکه نحوه صورت‌بندی معنا از طریق زبان است. دیالوگ‌های او بیش از آنکه حامل اطلاعات باشند، حامل تاریخ‌اند. واژه‌های گزیده او تصادفی نبودند و جایی از ادبیات که نقطه کانونی توجه او‌ بود، پیش از او چنین رصد نشده بود، این همان‌جاست که تفاوت «دانستن ادبیات» با «ادیب بودن» آشکار می‌شود. بیضایی ادبیات را نمی‌شناخت؛ در آن سکونت داشت.

نثر او نثری سخت‌جان است. نه لغزنده است، نه رها، نه سهل‌الوصول و نه متظاهرانه. جمله‌ها وزن دارند، مکث دارند، ایستادگی دارند. این استحکام زبانی، نتیجه ذوق شاعرانه صرف نیست؛ محصول انضباط فکری است. بیضایی به کلمه اعتماد نمی‌کرد مگر آنکه آزموده شده باشد. به همین دلیل زبان در آثارش نه ابزار تزئین، که میدان کشمکش معناست.

از این منظر، او بیش از آنکه فیلم بسازد، متن تولید می‌کرد؛ متنی که مستق از تصویر، قابلیت خوانده‌شدن دارد. ذهن را تکان می‌دهد و خودش تصویر است. این خصیصه در تاریخ سینمای ایران نادر است. بسیاری تصویر می‌سازند و بعد به‌دنبال معنا می‌گردند؛ بیضایی معنا را می‌ساخت و تصویر را در خدمت آن می‌گرفت. به همین دلیل است که آثارش کهنه نمی‌شوند؛ زیرا به زمانه‌ای خاص پاسخ نمی‌دهند، بلکه به مسئله‌ای تکرارشونده در تاریخ ایران نظیر مسئله روایت، قدرت و حقیقت می‌پردازند.

نگاه او به تاریخ، نگاه ستایش‌گرانه یا نوستالژیک نبود. تاریخ در جهان بیضایی میدان افتخار نیست میدان اتهام است. او تاریخ را می‌کاود تا نشان دهد چگونه قربانیان خاموش می‌شوند و چگونه روایت رسمی جای حقیقت را می‌گیرد. در «مرگ یزدگرد»، در «چریکه تارا»، و حتی سایه‌بازی «جانا و بلادور»، تاریخ نه پشت سر ما، که در کنج فراموش شده درون ما به عنوان یک ایرانی است.

همین نگاه است که او را به جامعه‌شناسی تاریخ نزدیک می‌کند، بی‌آنکه به زبان آکادمیک پناه ببرد. بیضایی نظریه نمی‌نوشت، ام با صحنه و دیالوگ نظریه می‌ساخت. بیضایی متواضعانه می‌گذاشت تا مدعیان خوانش غلط خود را از تاریخ و ادبیات بخوانند آنگاه در زمانش به دقت نشان می‌داد که از فردوسی تا زن و از قدرت تا ادبیات چگونه به نام نظریه به مسلخ ایدئولوژی و خوانشی وارونه رفتند.

اندوهِ فقدان بیضایی، از دست‌دادن یک فیلمساز نیست؛ از دست‌دادن الگویی از اندیشیدن سخت‌گیرانه در فرهنگ ایرانی است. الگویی که زبان را جدی می‌گرفت، تاریخ را ساده نمی‌کرد و مخاطب را تحقیر نمی‌نمود و از همه مهم‌تر در این راه نه وقعی به قدرت می‌گذاشت و نه مجیز مردم را می‌گفت او‌ به جوهره هرچیز کار داشت نه مزاج و مذاق زمانه و خلق آن. او از ما تماشاگر نمی‌خواست؛ شریک فکری می‌خواست و شاید به همین دلیل است که با رفتن او، حس می‌کنیم چیزی بیش از یک فرد از دست رفته است. آنچه رفت بیضایی نبود، امکان پیوند میان ادبیات، تاریخ و هنر با سلیقه و آرایه بی‌نظیر بیضایی بود، پیوندی که او یکی از آخرین حاملان جدی آن بود.

@sahandiranmehr

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

⚫️ هنرمندی که در دوری و در روز تولد ۸۷ سالگی‌اش، چهره در نقاب خاک کشید


▫️بهرام بیضایی سال‌هاست که رفته است؛ بار و بندیلش را بسته و تن به کوچیدن داده است. ما نیز سال‌هاست که او را در عرصه هنر ایران کم داریم. در این سال‌ها نتوانست یا نخواست که درونمایه‌هایش را با ما به اشتراک بگذارد، نمایشی روی صحنه ببرد یا برایمان بنویسد. پنجم دی‌ماه تولد اوست و پانزدهمین سالی است که دور از وطن زندگی می‌کند.

▫️در سال‌های دوری از ایران، بیضایی نمایش‌هایی را در آمریکا اجرا کرد؛ از جمله سایه‌بازی «جانا و بلادور» که در تیرماه ۱۳۹۱ در مرکز اجتماعات محلی کابرلی روی صحنه رفت. زمستان همان سال، تولد بیضایی با محمدرضا شجریان دور از وطن گذشت. پس از نمایشنامه‌خوانی «آرش» در سال بعد و گزارش «ارداویراف» در ۱۳۹۳، نمایش بعدی او، «طرب‌نامه»، در سال ۱۳۹۵ در دو قسمت با فاصله چند ماه در کالج دی انزا اجرا شد.

▫️حالا بهرام بیضایی در غربت ۸۷ ساله شده است. نویسنده‌ای که هفتاد سال از انتشار «آرش» او می‌گذرد و او از معدود هنرمندانی است همواره با جنبش فکری عصر خویش همراه شده است. هنرمندی صاحب سبک در عرصه ادبیات نمایشی ایران که اگر در هر جای دیگری از این کره خاکی چشم می‌گشود جایگاهی متفاوت از آن چیزی داشت که در وطن خویشتن دارد.

📌 گزارش زینب کاظم‌خواه را در #خبرآنلاین بخوانید:
khabaronline.ir/xppkc


@KhabarOnline_ir | khabaronline.ir

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

💥شکایت همزمانِ محمدرضاشاه، ملک فاروق
و ملکه الیزابت انگلستان از عزیز نسین!
✍️علی مرادی مراغه ای

مقاله طنزی که عزیز نسین در ۱۹۴۹م (۱۳۲۸ش) نوشته و طلاق و ازدواج این سه شاه، پادشاه و ملکه را به طنز کشیده بود، باعث شکایت هر سه شد. البته این سه شکایت، عزیز نسین را بیشتر مشهور ساخت چرا که در تاریخ به عنوان «نویسنده‌ای که سه پادشاه از او شکایت کرده اند» ثبت شد، که نه تنها شجاعت او را نشان می‌دهد، بلکه نشان می‌دهد که چگونه طنز می‌تواند به یک نیروی سیاسی قوی بدل گردد.

عزیز نسین با اشاره به فقر و فلاکت میلیونها نفر در این کشورها، حیف و میل و اسراف و تجملات این ازدواجها و طلاق را به نقد کشیده و در مورد شاه ایران نیز بشوخی دماغ او را به طنز کشیده و نوشته بود که بزرگی آن، باعث شده فوزیه از او طلاق بگیرد!

ازدواج فوزیه با محمدرضاشاه بدستور رضاشاه بود که نه تنها ازدواج او بلکه ازدواج دو خواهرش شمس و اشرف نیز به دستور رضاشاه بود. دیکتاتور مثل همه امور، در ازدواج هر سه فرزندش نیز به دستور دادن متوسل شده بود.
اما البته با سقوط‌ و تبعیدش از ایران، هر سه ازدواج اجباری به طلاق انجامید!
یک مانعی که بر سر ازدواج محمدرضاشاه با فوزیه بود اصل ۳۷ متمم قانون اساسى بود که در آن آمده بود مادر ولیعهد باید ایرانى الاصل باشد! اما در مقابل اراده دیکتاتور، قانون اساسی دیگه چه خریه؟!
لذا مجلس شورا بلافاصله طبق فرموده، دست بکار شد در نتیجه، فرمان ایرانى بودن فوزیه صادر گشت، با این توجیه که، در دورۀ كیانی زمانى کشور مصر جزء متصرفات ایران بوده است پس فوزیه ایرانی است!
اما عبرت تاریخ بین! که فوزیه طلاق گرفته از ایران رفت و ایرانی نشد، اما محمدرضاشاه سرانجام مصری شد و در مصر دفن گردید!
در مورد ازدواج فوزیه با محمدرضاشاه در این پست نوشته‌ام بخوانید:
ازدواج رضاشاهی!.

اما برگردم به مقاله طنز عزیز نسین:
طنز عزیز نسین آن زمان منجر به حساسیت‌های دیپلماتیک و شکایت رسمی سفارتخانه‌های سه کشور به وزارت امور خارجه ترکیه شد. از آنجایی که ملکه الیزابت رسماً رئیس دولت (ملکه) نبود، دادخواستی که او ارائه کرده بود از نظر قانونی بی‌اعتبار تشخیص داده شد و رد شد، اما شکایت محمدرضاشاه و ملک فاروق باعث شد، عزیز نسین توسط دادگاه به ۷ ماه زندان محکوم گردد.

عزیز نسین در خاطراتش می‌نویسد:
«مأموری که از سفارت ایران اعزام شده بود، در حال تعارف پاکت سیگار، به من پیشنهادی کرد: عذرخواهی در ازای بخشش. اما عزیز نسین پاکت سیگار را به صورت مأمور پرتاب کرده، ضمن رد پیشنهاد بخشش، گفت:
«بگذارید شاه تان بیاید و از من عذرخواهی کند»

البته همیشه سرانجام طنز بر دیکتاتور‌ها و حاکمان پیروز می‌گردد!
سال‌ها پس از این واقعه، عزیز نسین در طنزی چنین نوشت:
تمام آن مقامات عالی‌رتبه که سعی در دخالت در کار من داشتند، یکی یکی از کشور‌هایشان اخراج شدند. فاروق مصر را ترک کرد، محمدرضا ایران را ترک کرد، پرونده ملکه انگلیس نیز مختومه شد. از این به بعد، هیچ‌کس نمی‌تواند حریف من گردد»!


❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما
◀️تصویر زیر:

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

درگذشت دکتر جواد صفی نژاد، استاد محترم دانشگاه تهران را به استادان و دانشجویان علوم اجتماعی و تمامی دوستداران ایشان تسلیت عرض می‌کنم.

آن مرحوم در حوزه جغرافیا، مردم‌شناسی، امور عشایری و روستایی تخصص و فعالیت داشت. حدود ۴۰ سال پیش ایشان در دانشگاه تهران استاد من و همدوره‌ای‌های من بود. وی معلمی خوب، متواضع، شریف و خستگی‌ناپذیر در عرصه پژوهش و جستجوگری بود.

از دکتر جواد صفی نژاد کتاب‌ها، مقالات و تحقیقات متعددی به جا مانده است. وی برای نگارش اثری تحت عنوان «کاریز در ایران و شیوه سنتی بهره‌گیری از آن» برگزیده دهمین جشنواره بین‌المللی فارابی و نیز کتاب سال ۱۳۹۷ شناخته شد. همچنین فیلم مستندی با عنوان «زنده‌ام به جستجو» به کارگردانی منوچهر مشیری براساس زندگی و فعالیت علمی ایشان ساخته شده است.

مرحوم دکتر صفی‌نژاد ۹ شهریور ۱۳۰۸ در شهرری به دنیا آمده بود و در ۹۶ سالگی درگذشت.

یاد و نامش گرامی باد.
دوم دی‌ماه ۱۴۰۴
سعید معدنی


@Saeed_Maadani

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

بازتاب...


🔹 فانتزی به اندازه کلّ مجموعه‌ی ارباب حلقه‌ها

اول دی ۲۴۰۴

ایران‌مهر @alborzology

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

🔹 میراث نامبارک عبدالله شهبازی در البرز

حسین عسکری
اول زمستان ۱۴۰۴

ایران‌مهر @alborzology

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

نسخه الکترونیکی
*هفته نامه نسیم جنوب*
سال بیست و هشتم
شماره ۱۱۶۲
🌺🌺🌺🌺
*نسیم جنوب، دیرپاترین نشریه تاریخ بوشهر*

«این هفته‌نامه با هزینه شخصی و بدون استفاده از یارانه‌های دولتی مطبوعات و آگهی دولتی، منتشر می‌شود»

تلفن تماس و ارسال مطلب از طریق واتساب:
۰۹۱۷۷۷۲۳۹۰۹
@Saeed_Maadani

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

🔴دولت مراقب توطئهء شبکهء فساد اقتصادی باشد
۱۶ دی ۱۴۰۴

یک نکته جرمشناسانهء مهم در موضوع حذف ترجیحی نهان است.

کارشناسان همواره گفته و نوشته‌اند که ارز ترجیحی موجب فساد و رانتهای عظیمی است که در روابط ائتلاف شرکتهای بزرگ و نظام مدیریتی تولید می‌شود.

فاصله قیمت ارز ترجیحی و ارز آزاد آنقدر هنگفت است که ثروتهای عظیم پنهانی را به حساب برخی شرکتها می‌ریزد. در اقتصاد سازمان یافتهء قانونی امکان کسب چنین منافعی اصلا وجود ندارد.

قاعده این بود که نهادهای دولتی و نظارتی و قضایی مانع از آن شوند که دریافت‌کنندگان ارز ترجیحی مبالغ تخصیص‌یافته را در مجاری قانونی به‌کار اندازند. اما هیچگاه هیچ دولت و دستگاه نظارتی نتوانست به این شبکهء قدرتمند فاسد دست بزند.

این شبکه با فروش ارز ترجیحی در بازار آزاد یا بازنگرداندن آن به داخل و روشهای دیگر پول هنگفتی را در جیبهای کثیف و گشاد خود ریخت.

شبکهء فساد چنان گسترش یافته و ریشه دوانده است که هیچگاه زور دولتها و دستگاههای نظارتی به این شرکتها نرسید تا مانع از آن شوند که پول ملت به چپاول نرود.

به عبارت دیگر شبکهء ائتلاف چند شرکت بزرگ و ساخت مدیریتی بسیار قدرتمندتر از بوده‌است که کسی حریف آنها شود.
حذف ارز ترجیحی اقدامی است تا با از بین بردن فاصلهء قیمت، امکان این چپاول از بین برود.

اما این شبکهء فاسد همچنان باقی‌است. دولت و دستگاه قضا بابد با تمام هوشیاری مراقب آنها باشد تا برای جبران سودهای غیرقانونی خود به شکلهای دیگر به خرابکاری در اقتصاد کشور دست نزنند.
قدرت اقتصادی و سیاسی این شبکهء فساد را نباید دست کم گرفت.
/channel/kambiznouroozi

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

نسخه الکترونیکی
*هفته نامه نسیم جنوب*
سال بیست و هشتم
شماره ۱۱۶۴
🌺🌺🌺🌺
*نسیم جنوب، دیرپاترین نشریه تاریخ بوشهر*

«این هفته‌نامه با هزینه شخصی و بدون استفاده از یارانه‌های دولتی مطبوعات و آگهی دولتی، منتشر می‌شود»

تلفن تماس و ارسال مطلب از طریق واتساب:
۰۹۱۷۷۷۲۳۹۰۹
@Saeed_Maadani

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

🔺سر قربانیان پل پوت

کشتار به بهانه‌ی ایجاد مدینه فاضله

✍سعید معدنی

دیکتاتورها معمولا برای ایجاد آینده خوب، زندگی امروز مردم را سیاه و تباه می‌کنند. یکی از این دیکتاتورها پل پوت رهبر خمرهای سرخ حاکم در کامبوج بین سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ است.

پل پوت با پیروی از اندیشه‌های مارکسیسم- مائوئیسم تلاش کرد تا با کوچ اجباری شهری‌‌ها به روستاها به نوعی سوسیالیسم دهقانی را ایجاد کند. حدود یک میلیون و هفتصد تا دو میلیون نفر در این کوچ و در این رویای استبدادی ایجاد مدینه فاضله کشته شدند. این درحالی است که جمعیت این کشور در آن زمان هشت میلیون نفر بود.

خيو سامفان مرد شماره 2 دولت خمر سرخ در حالي براي يک محاكمه بين المللي آماده مي‌شد، که در سوم و چهارم ژانويه( دی‌ماه) 2004 گفته بود: "ما قصد ساختن يك مدينه فاضله كشاورزي را در كامبوج كه مردم در آن برابر و برادر باشند داشتيم و براي اجراي انديشه خود مردم شهرها را كه جز مصرف دسترنج روستائيان هنر ديگري نداشتند به روستاها منتقل كرديم كه عمر شماري از آنان چون عادت به كاركردن و زندگي روستايي نداشتند كوتاه شد و بنابراين قصد آدمكشي در كار نبود...."!( منبع: سایت بیتوته)

@Saeed_Maadani

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

کتاب *«دلپذیر کردن زندگی»* نوشته دکتر یونس قیصی‌زاده، منتشر شد

نسخه الکترونیکی کتاب «دلپذیر کردن زندگی» نوشته دکتر یونس قیصی‌زاده توسط نشر بین المللی شمس، منتشر شد.
دکتر قیصی‌زاده در این اثر نشان می‌دهد که چرا ما آدم‌ها با وجود آرزوی زندگی جاودانه، اغلب از همین لحظات کوتاه و واقعی غافل می‌شویم. ذهن پرمشغله ما مدام بین گذشته و آینده در رفت‌وآمد است و همین باعث اضطراب، استرس، نگرانی و کم شدن لذت زندگی می‌شود.
در فصل اول، نویسنده پایه‌های ذهن‌آگاهی را توضیح می‌دهد: حضور در لحظه، پذیرش بدون قضاوت، رها کردن افکار مزاحم و مهربانی با خود و دیگران. او با مثال‌های ساده از زندگی روزمره نشان می‌دهد که چطور می‌توانیم به جای غرق شدن در نشخوار ذهنی، لحظه حال را بچشیم.
فصل دوم کاملاً عملی و کاربردی است. تمرین‌هایی مثل تنفس آگاهانه، اسکن بدن، راه رفتن یا غذا خوردن با توجه کامل و... به‌صورت گام‌به‌گام آموزش داده می‌شوند.
نویسنده حتی به موانعی مثل حواس‌پرتی یا قضاوت‌های ذهنی اشاره می‌کند و راه عبور از آنها را توضیح می‌دهد. این بخش مثل یک دفترچه تمرین است که می‌توانی هر روز سراغش بروید.
در فصل سوم، ذهن‌آگاهی وارد زندگی واقعی می‌شود: روابط خانوادگی، محیط کار، ورزش، حتی مواجهه با شرایط سخت.
قیصی‌زاده با مثال‌های ملموس نشان می‌دهد که حضور آگاهانه می‌تواند کیفیت تجربه‌ها را چند برابر کند؛ از کاهش استرس گرفته تا افزایش رضایت و صمیمیت در روابط.
در پایان، پرسشنامه‌ای برای سنجش میزان ذهن‌آگاهی و همچنین جمع‌بندی علمی ارائه شده است. اما مهم‌تر از همه، کتاب یادآوری می‌کند که ذهن‌آگاهی یک مهارت است، نه یک استعداد ذاتی؛ چیزی که با تمرین و تکرار در دسترس همه قرار دارد.
دلپذیر کردن زندگی کتابی است برای هر کسی که می‌خواهد کمتر درگیر اضطراب و بیشتر درگیر زندگی باشد؛ یک راهنمای ساده، صمیمی و کاربردی برای دلپذیرتر کردن روزهای عادی ما.
می‌توانید نسخه الکترونیکی کتاب *«دلپذیر کردن زندگی»* (با ذهن‌آگاهی و توجه به لحظه حال)
نوشته دکتر یونس قیصی‌زاده
را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/245646

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

جامعه توده‌وار، شمشیر دولبه

✍سعید معدنی

امروز نهم دی است. روزی که به باور حکومتیان تجمعی که در سال ۱۳۸۸، با گردآمدن مردم از اقصی نقاط تهران و اطراف آن، در میدان انقلاب شکل گرفت برای "رفع فتنه"! بوده است. سالی که بخشی از مردم معتقد بودند که در انتخابات خرداد ماه همان سال دست برده شده و از دل صندوق ها محمود احمدی نژاد، به ناحق در جایگاه ریاست جمهوری نشسته است. همان احمدی نژادی که در نهایت موجب عذاب حکومتگران جناح راست شد. بعدها از انتخاب او پشیمان شدند و در نهایت او و اعوان و انصارش را «جریان انحراف» نامیدند و در سالهای بعد هزینه های زیادی بابت کنترل و مدیریت و بایکوت‌ کردنش دادند.

حکومتگران جناح راست و اصولگرا از روز ۹ دی به بزرگی یاد می‌کنند و هرسال بزرگداشت می‌گیرند و اماکن زیادی از جمله میدانی در تهران را با عنوان «۹ دی» نامگذاری کرده‌اند. حال اگر از جناح راست حاکم پرسیده شود چه کسانی به راهپیمایی روز نهم دی آمدند پاسخ خواهند داد: "مردم و توده مردم". این پاسخ در عصر مدرن خطرناک است. در عصر مدرن، جوامعی با جمعیت انبوه، نیاز به احزاب قوی، تشکل های رسمی و صنفی و سندیکایی غیر تشریفاتی و برخاسته از دل صنوف دارند تا هم نارضایتی‌ها را به گوش حاکمان برسانند و هم در بزنگاههای اعتراضی آن را کنترل و به سوی اهداف مشخص هدایت نمایند. «مردم توده‌وار» می توانند روزی باتو و روزی علیه تو باشند. همان توده بی شکل مردمی که در انقلاب تظاهرات می‌کردند و نقل معروفی است که وقتی محمد رضاشاه چنین راهپیمایی‌هایی را دید از همراهانش با تعجب پرسید اینها چه کسانی هستند؟ پاسخ شنید: « "مردم. مردمی که دیگر تو را نمی‌خواهند".

جامعه توده‌وار بی‌شکل، فریبنده و در جای خود خطرناک است. روزی با تو و روز دیگر علیه تو خواهندبود. بشار اسد(سوریه)، صدام حسین(عراق)، معمر قذافی (لیبی)، حسنی مبارک (مصر)، بن علی (تونس) و...... همه و همه از این جامعه توده‌وار فریب و ضربه خوردند. جامعه توده‌وار بخشی در تظاهرات روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ و بخشی در تظاهرات روز ۹ دی ۱۳۸۸ مشارکت داشتند و جالب‌تر آنکه احتمالاً بخشی نیز در هر دو راهپیمایی حضور داشتند!

در جهان توسعه یافته و پیشرفته امروزی به جای جامعه توده‌وار بی‌شکل و هویت خطرناک، احزاب و تشکل‌های قوی شناسنامه‌دار حضور دارند. به عبارت دیگر امروزه وجود احزاب و سندیکاهای قدرتمند در جامعه نشانگر قدرت حکومت‌هاست و نبض جامعه را مدام در دست دارند و نارسایی‌ها را رصد می‌کنند. اما ما در چند دهه اخیر تا دلتان بخواهد احزاب و تشکل های منحله سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داشته‌ایم و مردم را بیشتر و بیشتر به جامعه بی شکل و قواره تبدیل کرده‌ایم و در مواقع بحرانی دچار شوک می شویم و نمی‌دانیم چکار کنیم. این همان سوالی‌ست که محمد رضا پهلوی پرسید. "اینها چه کسانی هستند؟". پاسخ حکومت قبل از انقلاب، "کمونیست ها"؛ و پاسخ حکومت گران فعلی، "تحریک شده گان از طریق رسانه های بیگانه" است.

سوال اینست که چرا حرکات توده وار بنیان‌برانداز در ژاپن و هند و کره جنوبی و آلمان و فرانسه و ایتالیا و آمریکا و مانند آن - برخلاف تونس و لیبی و مصر و عراق و سوریه - شکل نمی‌گیرد؟ چون دمکراسی، نظام حزبی و انتخاباتی دارند و دائماً همه یا بخشی از خواسته‌های مردم و نسل‌های جدید بتدریج برآورده می شود.
جامعه مدرن جامعه تغییرات تدریجی است و جامعه حزبی و تشکیلاتی در قالب انتخاب حاکمان موقت است نه حاکمان مادام‌العمر. بدین ترتیب همه یا بخشی از نیاز نسل های نوظهور را بر آورده می‌‌شود. این جوامع مثل جوامع توده‌وار در معرض شورش و انقلاب قرار نمی‌گیرند، آنها دائماً اصلاحات تدریجی انجام می‌دهند و جامعه‌شان هماره روبه پیشرفت و توسعه و ترقی است.

۹ دی ۱۴۰۴

#سعید_معدنی
#جامعه‌_توده‌وار
#انقلاب
#شورش
#اصلاحات

@Saeed_Maadani

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

✈️ هشدار جدی زیدآبادی: خشونت، گشودن درهای جهنم به روی جامعه است


احمد زیدآبادی در کانال تلگرام خود نوشت:
▫️در شرایط کنونی که جامعه با دشواری، ابهام و نومیدی روبه‌روست، آنچه می‌تواند در نهایت نجات‌بخش کشور باشد، پرهیز از خشونت در هر نوع حرکت، کنش، نقد و اعتراض است؛ آن هم از سوی همه طرف‌های دخیل و درگیر در سیاست کشور.

▫️هرگونه خشونت، یا تجویز، توجیه و تأیید آن از سوی هر جریان و طرفی، به معنای گشودن «درهای جهنم» به روی جامعه و کشور است؛ تجربه‌ای که تاریخ بارها پیامدهای ویرانگر آن را نشان داده است.

▫️اگر جامعه‌ای نتواند از تحولات تاریخی چنین درسی بگیرد، به این معناست که هنوز گامی در مسیر بلوغ برنداشته است. به گفته او، بلوغ سیاسی و اجتماعی نه در شرایط آرام، بلکه در موقعیت‌های سخت، دشوار و طاقت‌فرسا معنا پیدا می‌کند.

▫️در وضعیت‌های طبیعی و آرام، همه می‌توانند چهره‌ای بالغ از خود نشان دهند، اما سنجش واقعی بلوغ، نحوه رفتار و کنش در شرایط بحرانی است.


@KhabarOnline_ir | khabaronline.ir

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

زن، روایت، ایستادگی
سه صورتِ زن در جهان بهرام بیضایی

✔️بابک شاکر

زن در سینما و تئاتر بهرام بیضایی «قهرمان» به معنای کلاسیک نیست؛ زن، حاملِ حافظه و نقطه‌ی اختلالِ روایت است. او جایی می‌ایستد که داستان دیگر نمی‌تواند با منطق قدرت، تاریخ یا عادت پیش برود. از دهه پنجاه تا آثار متأخر، بیضایی با سه بازیگر زن—پروانه معصومی، سوسن تسلیمی و مژده شمسایی—سه وضعیت متفاوت از زن را صورت‌بندی می‌کند: زنِ درگیر با غیبت، زنِ مواجه با اسطوره و جنگ، و زنِ آگاه از سازوکار روایت و قدرت.

پروانه معصومی در غریبه و مه و کلاغ، زنِ زیستِ روزمره است؛ زنی که فقدان را زندگی می‌کند، نه خطابه. در غریبه و مه، رعنا با مردی مواجه است که از دل دریا و بی‌نام‌ونشان آمده؛ مردی که گذشته‌اش نامعلوم است و آینده‌اش ناپایدار. زن این‌جا نه منجی است و نه داور؛ او زندگی را در برابر افسانه می‌گذارد. در کلاغ نیز، زن درگیر حافظه‌ای است که مدام می‌لغزد؛ خاطره، تصویر، حقیقت، هیچ‌کدام تثبیت نمی‌شوند. بیضایی از خلال بازی معصومی نشان می‌دهد که زن نخستین کسی است که بی‌ثباتی روایت را حس می‌کند. او زودتر از مرد می‌فهمد که حقیقت، چیزی نیست که بتوان آن را مالک شد.

سوسن تسلیمی زنِ مرکزیِ اندیشه بیضایی است؛ زنی که مستقیماً با اسطوره، جنگ و تاریخ روبه‌رو می‌شود. در چریکه تارا، زن در برابر بازگشتِ خشونت تاریخی می‌ایستد؛ نه از سر ضعف، بلکه از سر آگاهی. مردِ شمشیر به‌دست از گذشته آمده، اما این زن است که اکنون را نمایندگی می‌کند. در باشو، غریبهٔ کوچک، همین منطق به شکل دیگری ادامه می‌یابد: نایی زبانی مشترک با کودک جنگ‌زده ندارد، اما زندگی را از او دریغ نمی‌کند. فهم در این‌جا نه زبانی است و نه ایدئولوژیک؛ فهم، زیستنِ مشترک است. حتی در شاید وقتی دیگر، زنِ تسلیمی در برابر فروپاشی هویت می‌ایستد؛ هویتی که جامعه و نگاه مردانه مدام آن را تکه‌تکه می‌کند. زنِ بیضایی این‌جا مقاومت می‌کند، چون روایتِ تحمیلی را نمی‌پذیرد.

مژده شمسایی زنِ دوره‌ی آگاهی است؛ زنی که می‌داند روایت چگونه ساخته می‌شود. در مسافران، زنان محور سوگ و انتظارند، اما این سوگ منفعل نیست؛ آن‌ها حافظان آیین و حافظه‌اند. در سگ‌کشی، زن به‌طور مستقیم وارد میدان قدرت اقتصادی و دروغ سازمان‌یافته می‌شود؛ او دیگر فقط قربانی نیست، پیگیر است، پرسش‌گر است و روایت رسمی را مختل می‌کند. در وقتی همه خوابیم، این آگاهی به اوج می‌رسد: زن می‌فهمد که حتی روایتِ هنری هم می‌تواند دروغ بگوید. این‌جا زن نه فقط درون داستان، بلکه در برابر خودِ سینما می‌ایستد.

نکوداشت این سه زن، در حقیقت نکوداشت نگاه بیضایی به زن است: زن به‌مثابه معیار سنجش حقیقت. اگر روایت لغزش دارد، زن آن را عیان می‌کند؛ اگر اسطوره می‌خواهد اکنون را ببلعد، زن مقاومت می‌کند؛ و اگر قدرت می‌خواهد داستان را مصادره کند، زن آن را پس می‌گیرد. در جهان بیضایی، زن نه حاشیه‌ی تاریخ، که حافظِ وجدانِ آن است...

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

دیالوگ های ماندگار؛

دختر: تو شوربخت شورچشم هر چه داری از آن کیست؟
آسیابان: هر چه ما داریم از پادشاه است.
زن: چه می گویی مرد، ما که چیزی نداریم.
آسیابان: آن نیز از پادشاه است.


📚 مرگ یزدگرد
🕴 بهرام بیضایی
□ ۵ دی ماه( ۱۳۱۷) روز تولد بهرام بیضایی است.
⚫️ ۵ دی ماه (۱۴۰۴) روز درگذشت بهرام بیضایی است.

@Saeed_Maadani

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

🗣‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بیانیه دانشگاه استنفورد به مناسبت درگذشت بهرام بیضایی


▫️گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد درگذشت فخر ادب و هنر ایران، استاد و همکار برجسته‌ ما در ۱۵ سال اخیر، بهرام بیضایی را به اطلاع همگان می‌رساند.

▫️او‌ درست در روز تولد هشتادو هفت‌سالگی‌اش درگذشت: پنجم‌ دی، که به احترامِ زادروزش (و درگذشتِ اکبر رادی) روزِ نمایشنامه‌نویس نامیده شده؛ پنج سال پس از تلاش حماسی و درخشانش برای تکمیل متن «داش‌آکل به‌گفته‌ی مرجان».

▫️بارها گفته بود موطن و مسلک او عالم فرهنگ است. عشقی عظیم به ایران داشت و به‌رغم تنگ‌نظری‌ها علیه او و خانواده‌اش لحظه‌ای از برکشیدن و پاس داشتن میراث فرهنگی ایران دست نکشید. دانشگاه ما بزودی جلسه‌ای در بزرگداشت زندگی و آثار این هنرمند بی‌بدیلِ ایران‌دوست و ایران‌شناس برگزار خواهد کرد.

▫️گروه ایرانشناسی دانشگاه استانفورد به‌ویژه سپاسگزار مژده شمسایی است که بی‌همدلی‌ و همراهی‌ او زندگی بیضایی در این سالها از لونی دیگر می‌بود.

▫️به قول شاهنامه که بیضایی عمری در آن زیست، اگر مرگ داد است بیداد چیست.


@KhabarOnline_ir | khabaronline.ir

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

⚫️ بهرام بیضایی، کارگردان سرشناس سینما و تئاتر ایران در روز تولدش درگذشت‌


@KhabarOnline_ir | khabaronline.ir

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

🚨 Trump admits:

“I’m the one who gave Israel the Syrian Golan Heights.
They’ve been after it for 70 years.

After I signed it over, I realized it’s worth billions Maybe I should ask them to pay me.”

Colonization rebranded as real estate.
🚨 ترامپ اعتراف می‌کند:

«من کسی بودم که بلندی‌های جولانِ سوریه را به اسرائیل دادم.
آن‌ها ۷۰ سال دنبال آن بودند.

بعد از این‌که امضایش کردم و واگذار شد، فهمیدم میلیاردها دلار می‌ارزد.
شاید باید از آن‌ها می‌خواستم به من پول بدهند.»

استعمار، با برچسب جدیدِ معاملهٔ املاک.

🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

بازتاب...


🔹 فانتزی به اندازه کلّ مجموعه‌ی ارباب حلقه‌ها

امروز وقتی متن دکتر حسین عسکری عزیز را با عنوان "میراث نامبارک عبدالله شهبازی در البرز" خواندم، بر تیزبینی و شهامت علمی- اجتماعی ایشان درود فرستادم.

کیست که نداند شهبازی، یک‌تنه با تاریخ نگاری مجعول خود در حیطه‌ی تاریخ معاصر ایران چه کرد. نه تنها استان عزیز البرزمان، که تمامی ایران بزرگ، از سوءبرداشت‌ها، توهم‌بافی‌ها و جعلیّات وی در امان نمانده است. برخی از نیروهای ساده‌دل و مغرض شبه‌مذهبی و قوم گرا نیز بر گردونه‌ی این شبه‌علمِ شبه‌تاریخ سوار شده، دیرزمانی است عِرضِ خود می‌برند و زحمت ما می‌دارند.

اگرچه سالهاست که دانشگاهیان فرهیخته و استادان مبرز تاریخ، بر روش‌شناسی نادرست و اثرات نامطلوب "توهم توطئه" بر تحلیل و تفسیر ابرگزاره‌های تاریخی - اندیشگانی تاکید دارند، متاسفانه هنوزِ هنوز شاهد برداشت‌هایی سطحی و محیّرالعقول از مقولاتی هستیم که با وجود هزاران هزار سندِ مکتوب و شواهد ملموس، مقلوب و وارونه جلوه داده می‌شوند. فقط کافی است در یک مجلسِ مثلاً افشاگرانه‌ی این حضرات حاضر شد تا به اندازه کلّ مجموعه‌ی ارباب حلقه‌ها، فانتزی شنید!

دکتر همایون کاتوزیان در کتاب مستطاب "جستارهایی درباره توهم توطئه در ایران"، این مقوله را حاصل تنبلی فکری می‌داند. حال اگر این تنبلی فکری با ایدئولوژی‌های رنگارنگ نیز همراه شود، فاجعه‌ای تاسّف‌بار خلق می‌کند.

شهبازی به عنوان سمپات رسمی حزب توده، علیرغم ادّعای تائب بودن و به دلیل پدرکشتگی با نظام سابق، پس از انقلاب، عزیز دُردانه‌یِ جریان‌هایی در مطبوعات حاکمیتی شد که حقیقت برای آنها حتّی به قدر پشیزی ارزش نداشت. آنها قصه‌بافی‌ها و روایت‌های مجعول وی را همچون کاغذ زر خریدند و او را بر مصطبه‌ی داوری نشاندند و نگاشته‌ها و یافته‌های دیگران را با او سنجیدند. امّا حاصل چه بود؟ جز گسترش بدفهمی‌ها و خیالات! و نام و نانش را که‌ها بردند و خوردند؟ جز همان‌ها که دشمنان پنهان و عیان ایران بودند!

شادروان دکتر باستانی پاریزی می‌گوید توی راهروهای دانشکده‌ی ادبیّاتِ دانشگاه تهران قدم می‌زدم که اسماعیل رائین - صاحب کتاب فراموشخانه و فراماسونری در ایران - یقه‌ام را گرفت که فلانی من می‌دانم که تو ماسونی، ولی هیچ سندی پیدا نکردم که اسمت را توی کتابم بگذارم، زود اقرار کن که عضو کدام لُژ بوده‌ای و خط و ربطت به کدام فلان‌فلان شده می‌رسد. باستانی می‌گوید هرچه قسم خوردم که به پیر به پیغمبر، من عضو هیچ لژی نبوده‌ام، افاقه نکرد و اگر لطف برخی دوستان نبود، چا بسا رائین مرا از نان خوردن انداخته بود! حالا همین کتاب، شده بود کتاب بالینی شهبازی و دار و دسته‌اش. کتابی مالامال از دروغ‌های شاخدار و بافته‌های ذهنی یک نویسنده‌ی هپروتی و مخبّط. حتّی سکته‌ی رائین در نشر امیرکبیر که منجر به فوتش شد را توطئه برای حذف فیزیکی او دانستند و بعدها کاری کردند که یک آب خوش از گلوی مرحوم جعفری (بنیان گذار و مدیر انتشارات امیرکبیر) پایین نرود. هم اموالش را مصادره کردند، هم او را پیرانه‌سر گرفتار دستگاه قضا و محبس و هزار گرفتاری دیگر کردند و هم در اراجیف‌نامه‌هایشان برایش قصه‌های عجیب اخلاقی ساختند.

حالا ما مانده‌ایم و میراث جنون. شهبازی آن سوی آب‌ها به ریشِ همه‌مان می‌خندد، شاگردان و مریدانش پُست‌های کشوری و اجرایی دارند و چهره‌ی حقیقت در مصاف با لشکرِ بی‌خردی زخمناک و خونین است...

شروین حمیده
معلّمِ کوچکِ ایران بزرگ
اول دی ۱۴۰۴

ایران‌مهر @alborzology

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

🔹 میراث نامبارک عبدالله شهبازی در البرز

از دهه ۸۰ خورشیدی یکی دو تن از خبرنگاران استان البرز که خود را شاگرد مکتب عبدالله شهبازی (گردآورنده کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی) می‌دانند، سوگیرانه و با توهم توطئه به تحریف و تحذیف برخی رویدادهای فرهنگی و تاریخی استان البرز پرداختند.

آنان همانند پیشوای خود - که گرایش چپ مارکسیستی دارد - به مرحوم محمدصادق فاتح یزدی (نیکوکار، کارآفرین و نقش آفرین در توسعه شهر کرج) تاختند و ترور ناجوانمردانه و دهشتناک او در کهنسالی توسط سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران و کشتار بی رحمانه کارگران کارخانه جهان‌چیت کرج با تیراندازی ماموران امنیتی حکومت پهلوی را تحریف، توجیه و تطهیر کردند. ایرانی نبودن و بهایی، طاغوتی، ساواکی و ماسون بودن، بخشی از برچسب‌های مریدان شهبازی به فاتح است! در دهه ۹۰ خورشیدی همگام با مرادشان به دکتر علی اکبر صالحی (فرزند دانشمند البرز) هجوم آوردند و او را نفوذی و بهایی قلمداد کردند!

همچنین آنان اهالی مظلوم روستای ایستا را در رسانه‌های خود شیخی، بهایی و وابسته به انگلیس و انجمن حجتیه توصیف کردند! عجیب آنکه این عناوین ناراست و متناقض را از کرت بندی زمین‌های کشاورزی اهل توقف طالقان نتیجه گرفتند!

از دیگر سو در برنامه‌های زنده رادیو البرز به نام کارشناس تاریخ و البرز پژوه، جانمایی و ساخت سد کرج و جاده چالوس و تونل کندوان را حاصل طراحی‌های مخوف و پیچیده غربزدگان و محافل ماسونی با همکاری آمریکا دانستند!

این خبرنگاران پیرو شهبازی در مقاطعی، خوراک فکری برخی نهادهای دولتی و بعضاً انقلابی را در استان البرز تأمین می کردند و توهمات و تحلیل های توطئه انگارانه خود را با لعاب «جریان فکری و فرهنگی انقلاب» به تصمیم گیران و مدیران غافل، کتاب نخوان و بی سواد سرایت می دادند.

چند روزی است «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» هوشمندانه و البته دیر هنگام با انتشار تعدادی سند دیده نشده از شهبازی، نفوذ، نمک نشناسی، ناراستی، فرصت طلبی، نهان روشی و نمایشی بودن توبه اش از تفکرات مارکسیستی و حزب توده را نتيجه گرفته است. لو دادن حدود ۶۰۰ تن از اعضای حزب توده توسط شهبازی در دهه شصت، از فرازهای قابل توجه و خواندنی اسناد مورد اشاره است.

شهبازی مدتی است که از ایران گریخته و در ایالات متحده آمریکا در قامت اپوزیسیونی تمام عیار، سقوط جمهوری اسلامی و بازگشت سلطنت را انتظار می‌کشد! او در ۲۶ آذر ۱۴۰۴ نوشته است: «این تمایل به بازگشت به دوران پهلوی را از دهه ۱۳۷۰ می‌دیدم و حاصل اقامتم در آمریکا نبود. اگر اکنون در ایران ساکن بودم نیز به همین صراحت حرفم را می‌زدم و ابایی از پیامدهای آن نداشتم...»

مهم ترین بدکاری و میراث نامبارک شهبازی، سرایت «تاریخ نویسی چپ گرایانه و توطئه انگارانه» به «تاریخ نگاری رسمی کشور» است.

امیدوارم محبان البرزی شهبازی با بازگشت صادقانه و جدا کردن راه خود، به تصحیح  مواضع ناصواب خود بپردازند. نوشته ها و حرف های بی پایه، سوگیرانه و ایدئولوژیک که لایه به لایه حق الناس را بر ذمه آنان ثابت کرده و شوربختانه سالیانی است، برخی فرصت‌های طلایی توسعه فرهنگی و اجتماعی البرز را به باد داده است.

گفتند عینک سیاهت را بردار
دنیا پر از زیبایی است
عینک را برداشتم
وحشت کردم از هیاهوی رنگ‌ها
عینکم را بدهید
می‌خواهم به دنیای یکرنگم پناه برم...

حسین عسکری
اول زمستان ۱۴۰۴

گزارش مرکز اسناد انقلاب اسلامی

گزارش خبرگزاری تسنیم

ایران‌مهر @alborzology

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

سواد رسانه

🔴ویدیوی جعلی «کودتا در فرانسه» با هوش مصنوعی وایرال شد؛ حتی مکرون هم نتوانست فوراً آن را حذف کند

▫️در هفته دوم دسامبر، ویدیویی جعلی و ساخته‌شده با هوش مصنوعی در شبکه‌های اجتماعی فرانسوی‌زبان منتشر شد که سه خبرنگار در گزارش خیابانی، مدعی وقوع کودتا در فرانسه و برکناری احتمالی امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور این کشور بودند.

▫️این ویدیو که به شکل یک «خبر فوری» و با لوگوی یک شبکه خبری جعلی به نام «Live 24» منتشر شده بود، میلیون‌ها بازدید گرفت و حتی باعث نگرانی دست‌کم یک رهبر آفریقایی شد که مستقیماً با مکرون تماس گرفت.

▫️در پس‌زمینه گزارش یک خبرنگار درباره کودتا در فرانسه، تصویر یک سرباز دیده می‌شود که پرچم روی یونیفرمش با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده است.

▫️امانوئل مکرون در گفت‌وگو با روزنامه «لا پرووانس» گفت که ابتدا این ویدیو او را سرگرم کرده، اما خیلی زود متوجه خطر آن شده و از تیم خود خواسته آن را به متا (شرکت مادر فیس‌بوک و اینستاگرام) گزارش کنند.

▫️با این حال، متا برای چند روز از حذف ویدیو خودداری کرد و مدعی شد که این محتوا ناقض قوانین پلتفرم نیست. مکرون این رویکرد را «تمسخر دموکراسی و تهدیدی برای حاکمیت کشورها» توصیف کرد و گفت حتی رئیس‌جمهور فرانسه هم ابزار کافی برای مقابله سریع با چنین محتوایی ندارد.

▫️این ویدیو که بیش از ۱۳ میلیون بازدید داشت، پس از چند روز و تنها با یک برچسب هشدار کوچک درباره «احتمال ساخت یا دست‌کاری دیجیتال» در دسترس بود و سرانجام حذف شد.

▫️این ماجرا بار دیگر نگرانی‌ها درباره گسترش دیپ‌فیک‌ها، کاهش سیاست‌های راستی‌آزمایی در شبکه‌های اجتماعی و آسیب‌پذیری افکار عمومی در برابر اخبار جعلی را برجسته کرده است./فرانس ۲۴

فکت‌پرس را دنبال کنید :

@factpress_ir

Читать полностью…

هفت اقلیم (سعید معدنی)

‌‌

🔹 «یلدا» و دُکّـــانِ ایــــران‌فــروشی!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
▨ در مذمّت سره‌گرایی افراطی در زبان


[...] یادم آمد به این مسئله‌ای که دربارهٔ شب یلدا، یک کلیپی دست‌به‌دست می‌شود که در آن، یک بابایی درآمده گفته‌است که کلمهٔ «یلدا» یک کلمهٔ بیگانه است و ما نباید کلمات بیگانه را استفاده کنیم و باید بگوییم شب «چله» و شب «یلدا» خیلی بدچیزی است! این‌ها دکّان ایران‌فروشی باز کرده‌اند. در و دکّان است.
یادم آمد با دوستم ــ دکتر سعید حمیدیان‌ ــ که استاد برجستهٔ ادبیات است، پریشب، صحبت می‌کردیم. همین بحث‌ها بود. بعد، او یادآوری کرد (من این را خوانده بودم، اما فراموش کرده بودم)،¹ ایشان یادآوری کرد که دکتر امیرحسن یزدگردی نفثةالمصدور را که چاپ کرده بود، مرحوم قاضی طباطبایی، استادی بود در دانشگاه تبریز، ایشان یک نقدی نوشته بود بر کار دکتر یزدگردی. بعد، دکتر یزدگردی یک جواب مفصّلی داده بود. عنوانش را هم گذاشته بود:
«به دیدهٔ انصاف بنگریم».

آن انتقادکننده نوشته بود:

این کلمهٔ «خجالت» که شما در متن آورده‌اید، غلط است؛ چون در عربی «خجالت» به کار نمی‌رود؛ «خِجلت» به کار می‌رود و مصدر «خجالت» در عربی وجود ندارد و شما نباید این را می‌گذاشتید در متن کتاب.

دکتر یزگردی در پاسخ، نوشته بود:

این کلمهٔ «خجالت» از رودکی به بعد، بارها و بارها، در متونِ گذشتهٔ نظم و نثر ما به‌ کار رفته و من چنین کلمه‌ای را می‌بوسم می‌گذارم روی چشمم، روی سرم و به کار می‌برم؛ چون رودکی گفته، سعدی گفته، حافظ گفته.

چگونه سر ز خجالت برآورم برِ دوست

کلمه‌ای که سعدی و حافظ به کار برده‌اند، جزء سرمایهٔ زبان فارسی است. من می‌بوسم می‌گذارم روی چشمم و سرم و به کار می‌برم؛ حتّی اگر در کتاب المُنجد شما نیامده باشد!

این را دکتر یزدگردی نوشته بود؛ یعنی حالا می‌خواهد توی عربی باشد، می‌خواهد نباشد! وقتی حافظ به کار برده، سعدی به کار برده، دیگران به کار برده‌اند، از هر کلمهٔ فارسی، فارسی‌تر است!
«یلدا» هم وقتی سنایی و خاقانی و حافظ و سعدی و دیگران، بارها، این کلمه را به کار برده‌اند، بسیار کلمهٔ خوبی است. به‌کاربردنش هم هیچ اشکالی ندارد. هرکس هم که دم زد از فارسیِ سره و اینکه کلمات بیگانه را باید ما بریزیم دور و این‌ها، شما خیلی جدی‌اش نگیرید و اعتنا نکنید. این‌ها در و دکّان است. هیچ چیز دیگری اسمش را نمی‌شود گذاشت؛ جز در و دکّان. با سرمایهٔ زبان فارسی دیگر نباید شوخی کرد.

▨ درس‌گفتار #کلیله‌_و_دمنه
جلسهٔ سی‌اُم، ۲ دی ۱۴۰۳
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. اصحاب مذهب منسوخ

@dr_mehdi_nourian

Читать полностью…
Subscribe to a channel