yousefimohamadreza | Unsorted

Telegram-канал yousefimohamadreza - محمدرضا یوسفی

863

✔️کانال دکتر محمدرضا یوسفی @yousefimohamadreza ♻️ دانشیار دانشکده اقتصاد دانشگاه مفید مدرس دوره خارج فقه در حوزه علمیه قم. 📚حوزه مطالعاتی: اقتصاد پولی, اقتصاد اسلامی و فقه معاملات فعالیت های علمی و اجرایی👇 http://yun.ir/ey56g8

Subscribe to a channel

محمدرضا یوسفی

تحلیل فقهی - اقتصادی وقف پول و سهام

سخنرانان:
دکتر مصطفی کاظمی
دکتر سید محمدرضا سیدی

ناقدان:
دکتر حسین قشقایی
دکتر محمدرضا یوسفی

🕙 زمان:
چهارشنبه ۱۶ اسفند ماه
ساعت ۱۰ الی ۱۲

اطلاعات بیشتر در بنر

🆔@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

💠 ضرورت تکذیب مدعیان ملاقات با امام زمان

❖ آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی:


شخصی نزد اینجانب آمد و مدعی بود امام زمان "عجل الله فرجه الشریف" را زیارت کرده و حضرت سیادت او را امضا کرده است.
من به او تند شدم و او را تکذیب کردم؛ ما مأمور به تکذیب این گونه افراد مدعی ارتباط با حضرت هستیم اگر روایتی هم در این باب نبود عقل حکم می‌کرد [بايد] جلوی این چنین ادعاهایی گرفته شود وگرنه سنگ روی سنگ بند نمی‌شود و فردا کسی ادعا خواهد کرد که امام زمان را زیارت کردم و حضرت فرمودند که این مال از فلانی نیست این زن همسر فلانی نیست و ... اگر تکذیب نکنیم نظام‌ها به هم خواهد ریخت.

📚جرعه‌ای از دریا، ج۳، ص۴۶۴

@yousefimohamadreza

@ayine_ensani

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

انتخابات و مقدسات
محمدرضا يوسفي

🔹 در دنياي سنتي، بيعت به منزلة يك امر عرفي براي پذيرش حكومت و تعهد به پيروي از قوانين در چارچوب حقوق متقابل، بوده است. پيامبر در بدو ورود به مدينه، كار خود را با بيعت در چارچوب يك پيمان نامه شروع كرد. اميرالمومنين پس از قتل خليفة سوم با اصرار مردم و بيعت آنان به قدرت رسيد. وي بارها در مقابل معاويه به همين بيعت عمومي تمسك كرد و از اين طريق بر مشروعيت خود تاكيد ورزيد. هنگامي كه چند نفر از بيعت وي سر باز زدند، حضرت آنان را آزاد گذارد و بيعت نكردن را حق آنان دانسته، در تمام دوران حكومت نيز هيچ مزاحمتي از سوي حكومت وي براي آنان ايجاد نشد. حضرت نه در برابر معاويه و نه در برابر كساني كه بيعت نكردند، پاي مقدسات را وسط نكشيد. زيرا بيعت يك امري عرفي بوده و بر پايه آن، بر اقليت است كه به آن پايبند باشند و البته آنان نيز از آزادي بيان كاملا برخوردار بودند و تا زماني كه از طريق نظامي و روشهاي خشونت آميز اقدامي نكنند، اميرالمومنين حكومت را موظف مي دانست تا حقوق سياسي، اجتماعي آنان را رعايت و از بيت المال نيز حقوق مالي آنها را پرداخت كند.

🔹 در دنياي امروز، انتخابات به عنوان يك ركن دموكراسي مطرح بوده كه امكان مهار قدرت را عملي مي سازد. گرچه انتخابات با بيعت در گذشته تفاوتهاي زيادي دارد، اما هر دو بر عرفي بودن قدرت و تعهد متقابل حكومت و مردم تاكيد دارند.
فلسفة انتخابات، گذار آرام قدرت براي مدت زمان محدود است. در انتخابات، مردم اين فرصت را پيدا مي كنند تا شايسته ترين افرادي كه تصور مي كنند مي توانند به خواسته هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي آنان جامة عمل بپوشانند، انتخاب نمايند و البته در دورة مورد نظر نيز احزاب، رسانه ها و ديگر نهادهاي مدني به نظارت و كنترل صاحبان قدرت مي پردازند و در صورتي كه آنان نمرة قبولي از مردم نگرفتند با عدم انتخاب مجدد، مجازات مي شوند.

🔹 اما پرسش اين است كه چه زماني انتخابات مي تواند فرايند كنترل و مهار قدرت را به خوبي انجام دهد؟ به نظر مي رسد كه اين امر هنگامي رخ مي دهد كه موازنه ميان دولت و مردم برقرار باشد. فقدان موازنه در دنياي سنتي موجب شده بود تا بيعت نتواند مانعي در برابر قدرتهاي حاكم باشد و از اين رو معمولا حكومتها به تعهدات خود پايبند نمي ماندند. در دنياي جديد اين اتفاق با توانمندسازي جامعه و ابزارهاي موثر جهت كنترل مانند انتخابات آزاد به همراه احزاب، نهادهاي مدني و رسانه هاي آزاد رخ مي دهد. از اين رو تضعيف هر كدام از اين چهار اركان موجب بر هم خوردن موازنة قوا ميان مردم و حكومت مي شود.

🔹 چنانچه گذشت، انتخابات امري عرفي و مبتني بر تجربة بشري است تا شايسته ترين ها قدرت را به دست گرفته و پاسخگوي رفتار خود باشند. در نتيجه، محدود كردن دامنة قدرت انتخاب مردم با روشهايي مانند نظارت استصوابي موجب كژكاركردي انتخابات مي شود. اعمال شرايطي كه تنها يك نگرش بتواند از فيلترها بيرون آمده و در معرض انتخاب مردم با نگرشهاي مختلف شود، به معناي انحراف از مفهوم واقعي انتخابات است.

🔹 دومين امري كه موجب مي شود تا انتخابات دچار كژكاركردي شود، مغفول گذاردن فلسفة انتخابات است. در واقع، انتخابات براي اين است كه شايسته ترين افراد از منظر مردم با ديدگاه هاي مختلف براي تدوين بهترين قوانين در مجلس و يا توانمندترين فرد براي ادارة قوة مجريه در رياست جمهوري و يا متخصص ترين افراد در فهم فقاهت، اقتصاد، سياست و روابط بين الملل در مجلس خبرگان در يك رقابت كاملا عادلانه انتخاب شوند. اما بي توجهي به اين كاركرد، تقليل انتخابات به پاي صندوق رأي رفتن و افرادي را انتخاب نمودن است. اين امر نشان مي دهد فلسفة مهار قدرت ناديده گرفته شده و اصل بر صورت انتخابات است.

🔹 سومين امري كه موجب مي شود تا انتخابات دچار كژكاركردي شود، ورود مفاهيم مقدس به اين امر عرفي است. طبيعي است كه تقليل انتخابات از ماهيت مهار قدرت به برگزاري در چارجوب محدود بيان شده، موجب كاهش علاقه مندي از سوي داوطلبان و مردم براي انتخابات مي شود. حال اگر در اين شرايط برخي افراد، از مقدسات براي ايجاد شور انتخاباتي استفاده كنند، انتخابات را از مسير اصلي خود كه انتخاب شايسته ترين است خارج كرده و آن را از حق شهروندي به يك تكليف شرعي كه فقط گويندگان و ذينفعان آن را درك مي كنند، تبديل كرده اند. امري كه متاسفانه در انتخاباتي مانند سال 84 قبلا شاهد بوده ايم و پس از مدتي همان افراد مورد نظر امام زمان، جريان انحرافي ناميده شدند. اين درست است كه با سوء استفاده از مقدسات گروهي از مردم به فرد يادشده رأي دادند اما عملكرد آنان براي كشور و نامگذاري جريان انحرافي توسط همان افراد موجب تضعيف اعتقادي مردم بيش از پيش شد. بنابراين براي منافع زودگذر، ارزشهاي ديني را بيش از اين حراج نكنيم.

@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

🔸بیست ونهمین سالگرد درگذشت مهندس بازرگان

🔹مجمع محققین و مدرسین قم

🔹سخنران:دکتر محمدرضا یوسفی

🔹جمعه ١٣بهمن ماه ١۴٠٢

@nehzatazadiiran
@yousefimohamadreza
📌جوامع بشری را می توان به دو دسته تقسیم کرد. دسته اول جوامعی که به رشد و تعالی انسان ها حساس هستند و در آن ها عدالت جاری است و جوامع دوم جوامعی فاسدی است که در آن انسان جای رشد و پیشرفت ندارند.

📌مرحوم بازرگان همیشه با انگیزه دینی دغدغه جامعه را داشتند. ایشان دین را برای تعالی انسان در نظر داشتند و نه برای تعیین سیاست ها و نظام ها

📌از نظر امیر المومنین حکومت تنها برای تحقق عدالت در جامعه است و نه قدرت.

📌با توجه به قرآن و روایات دین باید از نهاد حکومت جدا باشد. و نهاد های دینی باید مستقل از حکومت ها و در جایگاه نصیحت کننده باشند.

@nehzatazadiiran
@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

فساد سيستماتيك و تسخير دولت
محمدرضا يوسفي


 🔹 گرچه همۀ کشورهای دنیا با سطحی از فساد همواره مواجه هستند، اما آنچه فساد در ایران دهۀ اخیر را از دهه‌های پیشین و بسیاری از کشورها متمایز می‌کند؛ سرعت، شدت، عمق و سیستماتیک شدن آن است. از این رو اعلام مصادیق جدید فساد، موجی زودگذر بوده و به امری عادی تبدیل شده است.

🔹 بر اساس گزارش بانک جهانی و سازمان شفافیت بین‌الملل، ایران به‌طور پیوسته در میان کشورهایی با درجۀ بالای سطح ادراک فساد بوده و در آخرین گزارش سازمان شفافیت بین الملل، رتبه ایران در شاخص ادراک فساد از رتبۀ 147 در میان 180 کشور در سال 2022 به 149 در سال 2023 رسیده است.

🔹اهمیت شكل گيري فساد سيستماتيك از آن جهت است که از طريق نفوذ در دولت، در نظام تصميم گيري اختلال ايجاد شده، حاکمیت قانون و پاسخگویی از میان مي رود و منافع ذي نفعان موجب انحراف در تخصیص منابع مي شود. از آنجا که آنان تمايلي به شفافيت و پاسخگويي ندارند، دولت توان خوداصلاحي را از دست مي دهد. اين امر موجب كاهش مشروعيت و كارآمدي نظام مي شود. زيرا ذي نفعان از طريق فشار بر دولت و مجلس، بستر تصميماتي را فراهم مي آورند كه به زيان عموم مردم و به نفع اقليتي رانتخوار است. اگر مروري بر برخي از سياست هاي عمومي شود، متوجه مي شويم كه اين سياست، منافع عمومي را در نظر نمي گيرد. گران كردن اينترنت در عصر اطلاعات، همراه با كاهش دامنه آن و فيلتر كردن برخي از شبكه ها، سياستي به نفع اقليت ممتاز و عليه اكثريت جامعه است. در حاليكه تورم در مرز 40 درصد است و اين روزها نيز نرخ ارز از ثبات چند ماه گذشته فاصله گرفته و سير صعودي را در پيش گرفته است و دستمزد و حقوق تنها 20 درصد افزايش يافته است، اما مالياتها 51 درصد رشد داشته كه عمدتا از حقوق بگيران و توليدكنندگان اخذ مي شود و به نفع دلالان و گروههاي خاص بهره مند و شبه دولتی ها خواهد بود.

🔹 رانتخواران از طريق لابی‌گری، تامین مالی هزینه‌های کاندیداها و یا اعطای امتیاز، باعث می شوند تا تصمیمات بر مدار منافع آنان بچرخد. مصوبه واردات خودرو دست دوم و وضعیت کنونی آن نیز یکی از مصادیق آن است.

🔹به عنوان مثال گرچه شفافیت در بهبود حکمرانی ضرورت دارد اما آنان عمیقأ با شفافیت مخالفند. یکی از دلایل عدم شفافیت و شاید مهمترین دلیل عدم شفافیت در مواجهه با موارد فساد مالی، ارتباط مفسدان با ساختار درونی قدرت به شکل های مختلف بوده است. اظهارات چندی پیش رئیس سازمان بازرسی کل کشور مبنی بر مشکلات دستگاه متبوع وی در مواجهۀ با فساد و همچنین هشدار وزیر کشور ایران در دولت دوازدهم مبنی بر اثرات «پول‌های کثیف و قاچاق»، در عرصه سیاست و قدرت در ایران، در نوع خود تکان دهنده بوده است ( ایسنا،11 / 12 / 1393). به طور قطع و مستند، نتیجه قدرت و نفوذ گروههای ذینفع، کاهش رفاه جامعه است.

🔹از منظری دیگر، حلقه حکومت که در دهه اخیر بیشتر از گذشته بسته شده است، ادامه حیات خود را با حامی پروری دنبال می کند. اقتضای نظام بسته، حامی پروری و اقتصاد رانتی بوده که با وضع تحریم ها علیه کشور بر شدت آن افزوده شده است. در نتیجه، این گروهها که به یمن تحریم، به عاملان دور زدن تحریم و کاهش فشار بر کشور تبدیل شده اند، نفوذ گسترده تری در نظام تصمیم گیری خواهند داشت.

🔹مفهوم ديگر اين پيام اين است كه فساد سيستماتيك موجب مي شود تا دولت در تسخير خواص درآمده و نظام فاقد مشروعيت و كارآمدي كه دو ركن پايداري يك نظام سياسي است شوند. از اين رو مبارزه با آن در اولويت است.

@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

بحرانهای اقتصادی و گناه
محمدرضا یوسفی

🔹 زیاد می شنویم و یا خوانده ایم که برخی از افراد وقوع حوادث تلخ اعم از قحطی، گرانی، خشکسالی و ... را ناشی از معصیت انسانها و غضب خداوند ذکر می کنند و گاه در بیان این معاصی نیز جانبدارانه بر برخی گناهان تاکید می کنند.
دژکام امام جمعه شیراز نیز در نماز جمعه گفته است که خشکسالی و بچه دار نشدن مردم بخاطر گناهان است، سپس توصیه به استغفار کرده است. (عصر ایران، ۳۰ دی ۱۴۰۲)

🔹 مصر در سال 796 قمری( مصادف با 1394 میلادی) به مدت 12 سال قحطی و رکود شدیدی را تجربه کرد. نیمی از مردم به دلیل گرسنگی جان دادند. گزارشهای تاریخی حاکی است که برخی از مردم، انسانهای دیگر را کشته و از گوشت آنان استفاده میکردند تا بدانجا که زنان و بچه ها،ج شب جرأت نمی کردند بیرون بیایند.

🔹 علت این وضع فجیع چه بود؟ عده ای علت را گناه و آلودگی مردم بیان کردند و راه حل را نیز توبه مردم و دعا جهت بخشش خداوند ذکر می کردند.

🔹 مقریزی در سال 808 سال پایانی بحران، کتابی تحت عنوان اغاثه الامه بکشف الغمه در تحلیل علل قحطی بزرگ دوازده ساله مصر می نویسد. این کتاب از مهمترین کتب در حوزه تحلیلهای اقتصادی در تاریخ اندیشه اقتصادی مسلمانان است که به توصیف منطقی بحران یادشده پرداخته است.

🔹 وی علت ناامیدی مردم در شرایط بحرانی را بی اطلاعی آنان بیان می کند. به نظر او تحلیل درست جامعه از چگونگی وقوع این بحران موجب می شد تا یافتن راه حل نیز آسان شود. اما فقدان تحلیل منطقی و برخی ذهنیتها مانع درک این پدیده شده، در نتیجه علت را معصیت و غضب خداوند بیان می کنند.

🔹 از دیدگاه مقریزی, علت بحران سوء تدبیر حکومت است. زیرا در ابتدا در سال 796 ق، آب نیل کاهش یافت و در نتیجهٔ کمبود، گندم کاهش یافت و قیمت گندم به 70 درهم رسید. سال بعد وضع آب خوب شد اما کشاورزی نیازمند بذر است که به دلیل گرانی گندم در سال قبل، قیمت بذر هم گران شد. دولت در این فاصله زمانی تدبیری نیندیشید. با افزایش قیمت گندم، قیمت سایر اقلام نیز به مرور افزایش یافتند. در نتیجه با وجود بهبود وضع آب، قیمتها بالا رفت تا در سال 806 به 400 درهم رسید. بنابراین افزایش هزینه های تولید عامل اول بحران بود که بی تدبیری دولت بر سرعت و شدت بحران افزود.

🔹 افزایش قیمتها نیاز به پول را افزایش داد دولت به کاهش عیار درهم و افزایش پول جدید اقدام کرد و اقتصاد از سیستم دو پولی به اقتصاد با سیستم سه پولی تغییر وضعیت داد و عملا موازنهٔ پولها به هم ریخت. دستکاری نادرست دولت از عوامل تشدید بحران بود.

🔹 عامل سوم، فساد حکومتی بود. به اعتقاد مقریزی, مناصب دولتی و حتی دینی از طریق رشوه به دست می آیند. به عبارتی افراد نه تنها بر اساس مولفه های شایستگی و لیاقت مناصب را به دست نمی آورند بلکه با فساد به قدرت می رسند. از این رو منصبها توسط افراد جاهل، فاسد، ظالم و ... اشغال می شود. اینان به هنگام بحران به مصالح جامعه کمتر می اندیشند. از این افراد انتظار کارهای بزرگ و ارزشمند را نباید داشت. لذا آنان تنها به فکر جبران کسری بودجه دولت می افتند و راه حل را افزایش مالیات می دانند. جامعهٔ بحران زده، توان پرداخت این مالیات را ندارد، پس بحران تشدید میشود. برخی از مقامات در این شرایط سعی می کنند از گرانی ها سوء استفاده کرده، جیب خود را پر کنند و..ِ

🔹 بنابراین مقریزی علت مهم تداوم بحران را سوء تدبیر و فساد حکومتی میداند نه گناه و معصیت مردم. سپس ایشان ایجاد ثبات پولی را راه حل مهم بیان میکند.

🔹 تفصیل مطلب: سیر اندیشه اقتصادی متفکران مسلمان ( صص 453 - 433)


@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

در دعایی که در روزهای ماه رجب خوانده می شود آمده که:
🔸« ای آن‌که هر خیری را از او امید دارم و از خشمش در هر شرّی ایمنی جویم، ای آن‌که در برابر عبادت اندک، مزد بسیار عطا می‌کند ای آن‌که به هرکه از او بخواهد می‌بخشد، ای آن‌که حتی به کسی که از او درخواستی ندارد و او را نمی شناسد نیز می‌بخشد، عطایش از روی مهربانی و رحمت است، با درخواستم از تو، همه‌ی خیر دنیا و خیر آخرت را به من عطا کن و با درخواستم از تو همه شر دنیا و شر آخرت را بازگردان، زیرا آنچه را تو عطا کردی کاستی ندارد و از احسانت بر من بیفزای ای مهمان‌نواز».                                                                                                                                                                                   
🔸 خداوند یگانه ما این چنین است. می بخشد و عطا میکند به آنکه حتی درخواست نکرده. آشنای نیاز همگان است. گر چه به زبان نیآورند.
و اینچنین است خدای یگانه ما که نه فقط به  عطایای او میتوانیم به چشم امید بنگریم بلکه میتوانیم علیرغم اشتباهاتمان، از سوی او إحساس امنیت کنیم.

🔸 آیا هرگز شده که ما نیز سعی کرده باشیم در قبال دیگران اینچنین رفتار کنیم؟ وقتی متوجه نیاز دیگران شدیم بدون هیچ در خواستی از سوی وی، نیازش را برطرف کنیم؟ یا کسانی که خطایی نسبت به ما مرتکب شدند، از انتقام ما احساس امنیت کنند؟

🔸 برگرفته از کانال طنین آفرینش، نوشته سرکار خانم دکتر بارئی گرامی

@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

چرا در حل بحرانها ناتوانيم؟
محمدرضا يوسفي

🔹امروز ايران با انواع معضلات اجتماعي، سياسي، اقتصادي و زيست محيطي مواجه است. كارشناسان در بسياري از موارد درك خوبي از اين معضلات و علت آنان داشته، راه حل هايي ارائه مي كنند. اما اين پيشنهادات مورد استقبال مقامات قرار نمي گيرند و گاه آنان علاقه اي به شنيدن آن راه حل ها نيز ندارند. از اين رو مشكلات به مرور به بحران تبديل شده و بحران ها نيز عميق تر و شديدتر مي شوند. سوال اين است كه چرا مقامات با وجود اطلاع نسبي از بحرانها، اين راه حل ها كه در اكثر موارد نيز درست هستند را دنبال نمي كنند و به راه حل هاي وصله پينه اي علاقه نشان مي دهند؟

🔹 به نظر مي رسد علت مهم عدم استقبال از اين پيشنهادات اين است كه از ديدگاه مقامات اين پيشنهادها، انقلابي بوده و منجر به تغيير در ساختار قدرت و جابجايي هاي نسبي در مناسبات حاكم مي شوند و اين امر مطلوب آنان نيست.

🔹فرض كنيد جواني به خاطر موقعيت شغلي، تصميم مي گيرد از شهر خود مهاجرت كند. زندگي در شهر جديد موجب شكل گيري روابط نويني مي شود. او اكنون همسايگان، همكاران و دوستان جديدي يافته است و پس از چندي فرزنداني خواهد داشت كه اين شهر را شهر خودشان مي دانند و در اين شهر ازدواج كرده و داراي شغل مي شوند. حال فرد بازنشسته شده و دوست دارد به شهر خود بازگردد اما مجموعه مناسباتي كه به دليل انتخاب دوران جواني مبني بر مهاجرت به وجود آمده اند را نمي تواند به سادگي ناديده گيرد. همسر، فرزندان، نوه ها و دوستانش را چه كند لذا عليرغم تمايل شخصي، تصميم مي گيرد در وضعيت موجود باقي بماند. بنابراين يك انتخاب در گذشته بر انتخاب ها و ترجيحات وي در زمان آينده و مسير زندگي وي اثر گذارده و او را با محدويت مواجه مي كند.

🔹در حوزه فعاليت هاي اقتصادي نيز وضعيت مشابهي قابل ترسيم است. بسياري از تصميمات بنگاه ها و محدوديت هاي آنان به دليل انتخاب هاي گذشته صاحبان بنگاه هاست. تصميماتي مانند اخذ وام همراه با شرايط خاص، نوع فعاليت، نوع خط توليد، قراردادهاي منعقده، شركاي تجاري و امثال آن موجب شكل گيري مناسباتي مي شوند كه به راحتي نمي توان آنان را تغيير داد.

🔹 زماني به دليل علاقه شخصي يك وزير، جايابي نامناسبي صورت گرفته و به جاي اينكه كارخانه در مناطق حاشيه اي كشور استقرار يابد، كارخانه در مناطق مركزي تاسيس شده است. گرچه دلايل موجهي براي اين امر وجود نداشته است اما سعي شد تا دلايل توجيهي و به ظاهر قانع كننده براي اين تاسيس ارائه شود. تاسيس كارخانه موجب مهاجرت تعداد زيادي از شهرهاي مختلف به اين شهر و ايجاد شغل هاي جانبي و تابعي شده است. شهر يادشده بي رويه رشد كرده است و به مرور زمان و همراه شدن عوامل ديگر، معضل آلودگي به سطح آزاردهنده اي رسيده است. اكنون آيا مي توان پيشنهاد به انتقال كارخانه داد و تبعات آن را پذيرفت. روشن است كه اين تصميم موجب به هم خوردن مناسبات زيادي مي شود كه در برابر اين تغيير مقاومت خواهد شد از اين رو راه حل هاي وصله پينه اي دنبال مي شود.

🔹در سطح كلان تصميم گيري هاي كشوري نيز همين قاعده حاكم است. نرخ ارز ترجيحي، نرخ بهره دستوري، قيمت گذاري ها و دخالت هاي مكرر دولت موجب شكل گيري مناسبات گسترده اي شده و رانت هاي بزرگي در اين ارتباط شكل گرفته، ذينفعان بسياري از اين طريق به منافع كلان رسيده اند. خودروسازي غيررقابتي و ناكارآمد امروز يكي از معضلات كنوني است. اميرآبادي نماينده چند دوره مجلس و از اعضاي هيات رئيسه اظهار داشته است كه از 12 هزار نفر كاركنان موجود ايران خودرو، 8 هزار نفر توسط نمايندگان در ادوار مختلف معرفي شده اند( همشهري، 13 دي 1402). در نتيجه رقابتي كردن خودروسازي به معناي تغيير مناسبات ذينفعان خواهد بود.

🔹تحريم موجب شد تا كشور براي دور زدن آن از روشهاي مختلفي استفاده كند اين امر نيز موجب شكل گيري مناسبات جديدي شده و گروههايي از اين مناسبات نفع برده اند طبيعي است كه هر عاملي كه به سمت پايان دادن به تحريم حركت كند، مطلوب ذينفعان نخواهد بود.
بنابراين تصميمات ديروز ما موجب مناسباتي شده است كه به هم زدن آن با منافع افرادي گره خورده است و از اين رو با مقاومت روبرو مي شود. چنانچه تصميمات امروز ما نيز محدويت هاي فردا را رقم مي زنند. نهادگرايان، اصطلاح وابستگي به مسير را براي چنين وضعيتي به كار مي برند. از اين منظر، يكي از دلايل مهم ناكارآمدي مبارزه با فساد نيز وابستگي به مسير و منافعي است كه در مناسبات جديد شكل گرفته كه بر هم زدن آنها يك عمل انقلابي محسوب شده و داراي هزينه است. از اين رو به جاي برهم زدن ساختار فاسد و بستر فسادزا، توجه به برخورد با برخي از فاسدان در دستور كار قرار مي گيرد.


@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

در ميانه قيموميت و مردمسالاري
محمدرضا يوسفي


 🔹هنگامي كه در اواخر دهه 1980، پايه هاي كشورهاي وابسته به اردوگاه شرق لرزيد و در دهه 1990 مانند يك دومينو، يكي پس از ديگري سقوط كردند؛ دوران جنگ سرد به پايان رسيد. برخي از متفكران «پایان تاریخ» و پیروزی جهان سرمایه‌داری، بازار آزاد و دموكراسي را ادعا كردند. به اعتقاد آنان بشر در يك دو راهي تقابلي قرار گرفته بود كه با اعلام بن بست بودن يك راه، تنها يك مسير به روي او باقي ماند. از منظر ديگر در دنياي معاصر دو نوع حكومت اقتدارگرا كه در اردوگاه شرق تجلي يافته بود و حكومتهاي مبتني بر دموكراسي وجود دارد كه با به پايان رسيدن حكومتهاي اقتدارگراي جهان شرق، دموكراسي تنها گزينه در دسترس تلقي مي شد.

🔹اما اين امر در بسياري از كشورها به ويژه كشورهاي شوروي سابق اتفاق نيفتاد. در مطالعه اي كه بر 135 كشور داراي سابقه اقتدارگرايي در بازه زمانی 2000-1975 تمرکز کرده است، اين نتيجه به دست آمد كه اين كشورها از وضعيت تك حزبي حاكم به چند حزبي و گاه دهها حزبي تغيير يافته اند و انتخاباتي با وجود احزاب برگزار مي كنند اما معمولا تنها يك حزب، حزب حاكم بوده و قدرت را در دست داشته و ساير احزاب تا زماني فعال خواهند بود كه خطري براي قدرت حاكم نداشته باشند. اين نشان مي دهد كه گرچه حكومتهاي جديد از اقتدارگرايي پيشين فاصله گرفته اند اما دموكراسي در اين كشورها رخ نداده است. به عبارت ديگر عناصري تركيبي از دو نظام سياسي در اين نوع از حكومتها يافت مي شود. ماهيتي اقتدارگرا با پوششي از عناصر دموكراسي به نمايش درآمده است.

🔹در دنياي جديد شرط پايداري مردمسالاري، محدود شدن قدرت و دوره اي بودن آن است كه براي دستيابي به آن چهار عنصر اساسي نياز است:
اولين عنصر احزاب مستقل و قوي است. این احزاب كاركردهاي متعددي دارند. در اين احزاب، كادرهايي تربيت مي شوند كه توانايي اداره حكومت را در سطوح مختلف پيدا مي كنند. پشتوانه هاي علمي براي تبيين وضع موجود و ارائه سياستها شكل مي گيرد و از پوپوليسم تا حد زيادي فاصله مي گيرد و در زماني كه قدرت را در دست ندارند، دولت مستقر را ارزيابي كرده و از اين طريق روند مديريت جامعه اصلاح مي شود.
دومين عنصر، وجود نهادهاي مدني و صنفي است كه هر كدام در زمينه خاص در ارزيابي وضع موجود و ارايه راه حل ها سعي مي كنند.
سومين عنصر، رسانه هاي آزاد است كه رفتار حكومت را زير ذره بين مي برد.
چهارمين عنصر كه پس از عناصر يادشده، جايگاه دارد، انتخابات است. در واقع انتخابات عنصر چهارم و تكميل كننده اين حلقه است.

🔹 اما در حكومتهاي يادشده، بر عنصر انتخابات به عنوان عنصر مشروعيت بخش تاكيد مي شود تا حكومت حزب حاكم از مشروعيت لازم برخوردار باشد. احزاب مستقل قوي يا وجود ندارند و يا امكان حضور ندارند، نهادهاي مدني مستقل كنترل و تضعيف مي شوند و در نهايت رسانه ها نيز با محدوديت بسيار مواجه هستند.

🔹اكنون ايران نيز در يك دو راهي و ميانه راه قرار گرفته است. يك تلقي ديني حكومت را به مثابه خلافت ديده، خليفه را منصوب خدا دانسته، حكم او را حكم خدا مي داند و وظيفه مردم را اطاعت محض بيان كرده و براي مردم و احزاب و مانند آن هيچ جايگاهي قائل نيست. از آنجا كه قانون اساسي نيز ساختار دوگانه داشته و دو نهاد انتصابي و انتخابي را به رسميت شناخته است. اين عده همه تلاش خود را مصروف تسخير نهادهاي انتخابي و تداوم آن كرده اند. آنان در واقع انتخابات را ابزاري براي مشروعيت بخشي به اقليت خاص مي دانند.

🔹اسفندماه سال جاری دو انتخابات مجلس دوازدهم و مجلس خبرگان ششم برگزار خواهد شد و در شرايطي كه شايد ايران در پيچيده ترين دوران تاريخي خود به سر برده و با ابرچالش هايي در حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي، بين المللي و زيست محيطي مواجه است، اما افول شديد سرمايه اجتماعي و ناامیدی از تغییر شرایط امكان مشاركت را به حداقل رسانيده است. فائق آمدن بر بحرانهاي بزرگ نيازمند عزم ملي است و اين امر در شرايط كنوني فقط با درک موقعیت، تغيير نگاه و عمل نظام ممكن است.


@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

عوامل تورم و سیاست مدیریت نقدینگی
ارائه در ۲۹ آذر ۱۴۰۲
@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

B2n.ir/a90900
@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

از کجا به کجا رسیدیم.
به نظر شما چرا
@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

باز هم فساد
محمدرضا یوسفی
🔹این روزها بحث از یک فساد، فضای عمومی را درگیر خود کرده است. گرچه ارقام بیان شده، متفاوتند اما به هم نزدیک هستند. هر از چندی خبر یک فساد مالی منتشر می شود و ذهن شهروندان را به خود مشغول می کند و پس از مدتی به فراموشی سپرده می شود. فساد، طبیعی هر نظام اقتصادی است آنچه که اهمیت دارد درجه و چگونگی مواجه حاکمیت با آن است.
🔹 فساد به معنای اعمال قدرت به نفع خویش و وابستگان است. نگاه معمول در گذشته به این پدیده به صورت فردی بوده است. تصور می شد که فساد به توانایی اخلاقی فرد در برابر وسوسه های شیطانی بر می گردد. لذا در صورت وقوع سوء استفاده، فرد ملامت می شود. در حالی که در مطالعات اقتصاد فساد، بسترها اهمیت زیادی دارند. در فضای رانتی، زمینه رانتجویی فراهم است و لذا حتما عده ای آلوده خواهند شد.
🔹 اقتصاد ایران اقتصادی رانتی، دولتی رانتیر متکی بر نفت بوده و لذا فساد در قبل از انقلاب گسترده بود. انقلابیون تصور روشنی از سازوکار فسادزا نداشتند، دلیل آن را افراد فاسد در آن نظام می دانستند. از این رو پس از چندی فساد به گونه ای شده است که همه از آن خبر دارند. اگر آدم خوب بودن کافی بود، انقلاب ایران که با انگیزه های دینی و مدنی توسط انسان های بزرگ و وارسته رخ داد باید از فساد مبرا می بود اما اکنون جامعه ما، فساد گسترده و شکاف بزرگ طبقاتی به همراه فقر و تبعیض را دارد تجربه می کند.
🔹اقتصاد و سیاست در ایران ساختاری فسادزا دارد که برای آن دلایل و عللی وجود دارد که تا به آنها توجه لازم نشود نمی توان با آن مبارزه کرد. ساختار فاسد بستر فسادزایی را ایجاد می کند. شاید اگر برخی از شهدایی که به آنها افتخار هم می کنیم امروز در این فضای رانتی می بودند، مانند برخی از همرزمان دیروزشان می شدند، چنانچه طلحه شد و چنانچه زبیر شد و پس از انقلاب برخی ها شدند.
🔹 نگاه فردی به فساد، می تواند حتی مانع از مبارزه با فساد شود. زیرا در این حالت زمینه ها و بسترهای شکل گیری فساد توجه نمی شود. نگاهی که به نظر می رسد در قوه قضاییه بر فرض صداقت در مبارزه با فساد وجود دارد، نگاه فردی به فساد و محاکمه فرد فاسد است.
🔹 ساختارهای فسادزا موجب می شوند تا گروههایی سازمان یافته از خلأهای قانونی و یا قانونهای قابل تفسیرهای مختلف و یا متضاد سوء استفاده کرده و با بهره گیری از شبکه ارتباطی اقدام به فساد کنند. از این رو علاوه بر مبارزه با خاطیان باید به سازوکار شکل گیری فساد توجه شود تا مجاری ورودی آن بسته شود. به تعبیر نورث در برخی از اقتصادها، افشای فسادها با رویکرد تسویه حساب و با هدف حذف گروه دیگر و یا کاهش نفوذ آنان صورت می گیرد. از این رو با پدیده افشاگری در برابر افشاگری مواجه می شویم. به هر روی فقدان رویکرد ساختاری به فساد، موجب تکرار آن به همان روشهای سابق می شود زیرا منافذی که موجب فساد شده بودند هنوز پا بر جا بوده و فقط فرد خاطی محاکمه شده است. از این رو هر پرونده فساد اعم از بابک زنجانی، طبری، مورد چای یک مورد مطالعاتی جدید در عرصه اقتصاد فساد باید تلقی شود.
🔹 امروز در کشور ما فساد سیستماتیک رخ داده است. گاه به اشتباه فساد سیستماتیک را به معنای فاسد بودن همه مقامات حکومتی تلقی می کنند و از این نظر در برابر این اصطلاح درست، مقاومت می شود در حالیکه منظور از آن این است که سازوکارهای معیوب در ساختار سیاسی و اقتصادی وجود دارد و خود اصلاحی نیز در آن دیده نمیشود. فساد سیستماتیک سه نشانه دارد. اول؛ تکرار دائمی یک مشکل، دوم؛ جابجایی دائمی مشکل از جایی به جای دیگر یا از زمانی به زمان دیگر، سوم؛ بروز مشکل در کل سیستم بدون مشاهده آن در تک تک افراد.
🔹امروزه دلسوزان واقعی نظام باید به عمق فساد در کشور توجه کنند و برای اصلاح سازوکار شکل گیری فساد تلاش کنند این امر نیازمند دوری از احساسات، دوری از جناح بندی سیاسی، اراده ای جدی همراه با بهره گیری از دانش روز است. یکی از اقدامات فوریو ضروری، برگزاری دادگاه های علنی مفسدان و با حضور خبرنگاران است. طبیعی است این امر صداقت و جدیت قوه قضائیه را در مبارزه با فساد نشان خواهد داد.

@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

پيامدهاي گسست اجتماعي

✍ محمدرضا يوسفي
🔹 يكي از مولفه هاي مهم موثر بر توسعه اقتصادي، اجتماعي؛ انسجام اجتماعي است. منظور از انسجام اجتماعی، نیرویی است که افراد یک جامعه را به هم پیوند داده، به آنان حس يكي بودن و سرنوشت مشترك را القاء مي كند. اين امر، دستاوردهاي بزرگي براي كشور به همراه دارد. بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه از علل عدم موفقيت برنامه هاي پيش و پس از انقلاب، فقدان عزم و ارادة ملي بوده است. مك لئود از گروه مشاوران هاروارد، به صراحت اين نكته را در گزارش برنامه سوم پيش از انقلاب آورده است. این در حالی است كه یافته ها نشان میدهند، کشورهای توسعه یافته از انسجام اجتماعی بالايی برخوردارند. این مسئله اهمیت دستیابی به سطح مناسبی از انسجام اجتماعی براي دستيابي به توسعه را به ما نشان می دهد.
🔹انسجام ملي در سه سطح روابط بین افراد، در روابط میان شبکه های اجتماعی و در سطح کلان قابل بررسي است. وجود انسجام در سه سطح يادشده موجب كاهش تنش بين آحاد جامعه، جنسيت، گروههاي اجتماعي، اقوام، پيروان مذاهب، دولت و مردم، معتقدين به نظام هاي ارزشي متفاوت مي شود. هرچقدر نابرابری اجتماعی و احساس تبعیض قومی در یک نظام اجتماعی افزایش یابد، به همان میزان به نارضایتی افزوده شده و نظم دروني جامعه را تحت تأثیر قرار داده و باعث تجزیة جامعه به بخشهای مختلف و در نهايت فروپاشی كشور می شود. از اين رو، در چند دهة اخير با وقوع تحولات وسیع جهانی و تأثیرگذاری آن بر امور داخلی جوامع، بر اهمیت انسجام ملي افزوده شده است.
🔹 يكي از علل مهم رواج خشونت و تجزيه كشورها پس از دهة 1950 به بعد، گسست هاي اجتماعي بوده است. در واقع چسبي كه گروهها، اقوام و اديان را به هم پيوند دهد، از بين رفته، ديگر امكان همزيستي مسالمت آميز وجود نداشت. تجزيه كشورها و يا فروپاشي ها گاه به علل ديني مانند هند و پاك، گاه به علل قومي مانند فروپاشي شوروي سابق، يوگسلاوي و برخي كشورهاي آفريقايي رخ داده است.
🔹 يكي از اقتضاءات دنياي جديد، به ويژه با توجه به ورود به عصر دهكدة جهاني، گسترة زندگي شهري، نرخ بالاي تبادل اطلاعات و افزايش سطح علمي جوامع؛ وجود چندگانگی هنجاری و خرده فرهنگها در جامعه است. ارزشهاي سنتي جامعه و ارزشهاي متاثر از دنياي جديد در يك رويارويي قرار مي گيرند. از اين رو چگونگي تعامل ميان آنها نيازمند سياستگذاري دقيقي در ايجاد فضاي همزيستي مسالمت آميز براي تحقق انسجام ملي است. سياست هايي كه به شكاف اجتماعي دامن زده و به قطبي شدن هنجارها ميان گروههاي اجتماعي انجاميده و بستر تعارضات، خشونت و ديگر آسيب هاي اجتماعي را فراهم مي كند. قطبي شدن گروههاي اجتماعي و همينطور دولت و مردم منجر به جامعه چند پاره با ارزشها و اهداف متضاد، تضعيف تعهدات اجتماعي و قانون گريزي خواهد شد.
🇮🇷 ايران كشوري بزرگ به لحاظ جمعيت و وسعت بوده، دارای اقوام و پيروان اديان و مذاهب مختلف است. از اين رو، سياست هاي قومي و ديني حكومتها در طول تاريخ مهم بوده است. در دوره هايي كه سياستهاي قومي و ديني مناسب بوده است، انسجام و وحدت ملي تقويت شده، دستاوردهاي بزرگي براي كشور به دنبال داشته است اما خطا در سياستگذاري ها و بي توجهي به اين مسئله در تاريخ كشور، موجب تنشهاي زيادي در سطح ملي و سقوط سلسله هايي در ايران شده است. همچنين به دليل ساختار اجتماعي و سياسي، ايران با مشكل تضاد دولت ـ ملت مواجه بوده است. ورود به دوران جديد، ايران را با مسئلۀ تعدد نظام هاي هنجاري نيز مواجه كرده است. بنابراين در اين دوران نظام بايد با اعمال سياست هاي ديني، قومي و هنجاري خود، اين تنوع را به رسميت شناخته و به گونه تبعيض آميز با آنان برخورد نكند. به جاي تقسيم به خودي و غيرخودي، مفهوم شهروند را احياء كرده و حقوق شهروندي را در عمل به رسميت شناسد. سياست هايي كه در كشور موجب دوقطبي شدن جامعه شده و مردم را به شيعه و سني، قوميتهاي مختلف، مذهبي و غيرمذهبي، حزب اللهي و غير حزب اللهي، انقلابي و غيرانقلابي، زن و مرد، ايران و اسلام و مانند آن تقسيم كند، حس يكي شدن را از مردم مي گيرد. عده اي حس مالك بودن پيدا كرده و عده اي خود را مستاجر و مملوك مي بينند. در اين صورت تعلق به يك واحد مشترك به نام وطن از بين مي رود. هويت ملي، پرچم ملي، سرنوشت مشترك مفهوم خود را از دست مي دهند. و اينها همان فروپاشي اجتماعي است.
🔹 نتايج مطالعه اي كه بر اساس دورة زمانی سالهاي 1995 تا 2015 انجام شده و شامل 109 کشور میشود. نشان داد كه جوامعی با میزان بالاي چندگانگی هنجاری، میزان پایینی از انسجام اجتماعی را دارا میباشند. انسجام اجتماعی ایران در میان 109 کشور جهان رتبه 87 و از نظر تشتت هنجاری، رتبه 31 در میان 61 کشور را دارد. اين امر هشداري جدي براي سياستگذاران نظام است.

@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

انتخابات و وعده هاي نافرجام
محمدرضا يوسفي

🔹 انتخابات حتي در كشورهاي پيشرفته و داراي دموكراسي نيز همراه با قدري پوپوليسم است. مطالعات انجام شده در شعارهاي كانديداها به ويژه در عرصه انتخابات رياست جمهوري كشورهايي مانند امريكا به وضوح اين امر را نشان مي دهند. مطالعات آلسينا، پروتي و ديگران اين امر به به خوبي نشان مي دهند. با وجود اين، منتخبان در تلاش خواهند بود تا بخشي از وعده هاي خويش را عملي سازند.

🔹 مطالعه مقايسه اي عملكرد دو حزب دموكرات و جمهوري خواه در بيش از نيم قرن نشان مي دهد كه همه دموكراتها در دو سال نخست به ايجاد رونق اقتصادي و كاهش نرخ بيكاري توجه داشته و در دو سال پاياني دوره رياست جمهوري به مديريت تورم توجه داشته اند. بر عكس جمهوري خواهان در دو سال نخست، به مديريت تورم توجه داشته و سياستي انقباضي پيش گرفته اند. آنان در دوسال پاياني دوره به سياستهاي اشتغال زايي رو مي آورند. اين چرخش سياستي با نگاه به اقتصاد سياسي انتخابات قابل توضيح است.

🔹با وجود اين، درجه پوپوليسم در آن جوامع محدود است. زيرا كانديداها، احزاب را نمايندگي مي كنند و احزاب نگاهي بلندمدت به سياست دارند. به علاوه اينكه به دليل شكل گيري ساختار بلندمدت حكومت و احزاب، دامنه اختلافات و تاكيدات نيز محدود مي باشد. از اين گذشته، احزاب پشتوانه هاي فكري وعده هاي انتخاباتي كانديداها را فراهم مي كنند و علاوه بر اصل وعده انتخاباتي به چگونگي تحقق بخشيدن به وعده ها و منابع مالي آن نيز توجه نسبي دارند.

🔹 در كشورهايي مانند ما، احزاب و تشكل هاي سياسي مستقل به دلايل فرهنگي، حكومتي و هزينه داشتن فعاليت هاي حزبي؛ رشد مناسبي نداشته و بيشتر در قالب محفل و يا تشكل هاي نخبه گرا تعريف مي شوند. نتيجة چنين وضعيتي در انتخابات قابل مشاهده است. كانديداها در انتخابات رياست جمهوري، وعده هاي نشدني و غير علمي مي دهند. وعدة ساخت سالانه يك ميليون مسكن، كاهش تورم به نصف سال 1399 يعني تحقق تورم 18 درصدي، مبارزة با فساد و مانند آن؛ اما نه تنها هيچكدام رخ نمي دهد بلكه بدتر نيز مي شود با وجود اين، هيچكس مسئوليت چنين وضعيتي را نمي پذيرد. يك دليل آن اطمينان از رأي مجدد بدون حصول وعده هاي يادشده است. شرايط به گونه اي در انتخابات رقم مي خورد كه مردم ناراضي توانايي مجازات مقام يادشده را با رأي ندادن و انتخاب رقيب قابل قبول ندارند.

🔹 خسارات فقدان تشكل هاي سياسي توانمند در انتخابات مجلس شورا و خبرگان مشهودتر است. تنگ تر كردن نظارت استصوابي و القاء حس نااميدي به مردم موجب شده است كه شاهد حضور افرادي باشيم كه القاء كننده حس نااميدي بيشتر به مردم هستند.

🔹 سه نمونه از خبرگان را مي توان نام برد. كانديداي خبرگان رهبري در گيلان، از ضرورت تاسيس نانوايي در استان گيلان مي گويد. ( شعار سال، 29 بهمن 1402) و كانديداي خبرگان خراسان جنوبي به مردم وعده مي دهد كه در صورت رأي مردم خراسان جنوبی، او در کنار مسئولان استان برای شهرها و روستاهاي استان برای رفع مشکلات تلاش خواهد كرد. ( خبر آنلاين، 5 اسفند 1402) و اين در حالي است كه وظيفه خبرگان رهبري نظارت بر عملكرد رهبري و انتخاب جانشين‌وی است. به علاوه اينكه جناب رئيسي خود رياست قوه مجريه را بر عهده دارد و چنين وعده هايي سوء استفاده از قدرت محسوب مي شود. در نشست ائتلاف كانديداهاي خبرگان تهران نيز، مسائلي گذشت كه دون شأن خبرگان بوده است. كانديداهاي مجلس وضعيتي به مراتب عجیب تر دارند. وعده هايي كه هيچ ارتباطي به جايگاه نمايندگي ندارد و نوع تبليغاتي كه وزانت لازم براي يك مقام سياسي در آن ديده نمي شود.

🔹 از جمله مواد قانون اساسي، قسم نامه نمايندگان است. نمايندگان به شرافت انساني خود قسم مي خورند كه همواره به استقلال و اعتلاي كشور، حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پايبند باشند. در اين ماده تصريح شده است كه اين پايبندي به دليل وكالتي است كه از مردم اخذ مي گيرند. وكيل بايد به مصلحت موكل خود عمل كند. آيا طرح هايي مانند افزايش سن بازنشستگي با ويژ گي هايي كه مصوب شد، طرح حجاب اجباري، طرح جمعيت به گونه اي كه مصوب شد، افزايش هزينه هاي بودجه اي و تحميل كسري بودجه اي فراتر از لايحه و در نتيجه تحميل تورم بيشتر بر موكلان و تصويب ماليات بر عايدي سرمايه كه آثار خود را در سال آينده نشان خواهد داد، مي تواند نشان از عمل به وكالت باشد.
فقدان نظام حزبي و تمايل شديد و سريع به خالص سازي و تشدید مشکلات اقتصادی مردم موجب شده است كه پوپوليسم رشد زيادي یافته، وعده های ناشدنی برای گروهی از مردم فریبندگی داشته باشد. و البته نماينده مجلس فعلي در صورتي كه مجدد راي نياورد در مقام و جایگاهی بهتر مشغول فعاليت خواهد شد.

@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

مجلس و فساد رو به گسترش
محمدرضا يوسفي

🔹 از سال 1384، افشاي فساد و اتهام مخالفان سياسي به فساد به عنوان يكي از حربه هاي انتخاباتي وارد فضاي سياسي شد. اما آنان بعد از انتخابات، خود در معرض اين اتهام قرار گرفتند. از جمله شعارهاي جناب رئيسي نيز در انتخابات 1400 مبارزه با فساد بود، اما اكنون فسادهاي متعددي سر باز مي زند. البته ايشان پيش از سال 1400 در مشاغلي مانند رياست سازمان بازرسي كل كشور و رياست قوه قضائيه كه مهمترين مكان براي مبارزه با فساد است، خدمت مي كرد.

🔹اگر دستگاه قضايي مستقل و مقتدر باشد. به پرونده ها، سريع رسيدگي كند و هزينه هاي رسيدگي به دعاوي، ارزان باشد و در نهايت سالم و قانونمند عمل كند، به يقين فساد در اشكال رشوه، اختلاس، سوء استفاده از موقعيت و ... امري بسيار هزينه بر بوده و از درجه فساد در سطح وسيعي كاسته خواهد شد. اينكه ايشان چگونه شاهد گسترش دامنه آن بوده و نتوانست ويژگي هاي يادشده كه براي مبارزه با فساد ضروري هستند را تحقق دهد‌ و مسند اصلی مبارزه با فساد را رها كرده و به دنبال مبارزه با فساد از مسير قوه مجريه برآمد مي تواند سوال برانگيز باشد.

🔹به هر روي، امروز با پديدهٔ عادي شدن فسادهاي بزرگ روبرو هستيم. اخيرا در ايام انتخابات، برخي از نمايندگان سابق مجلس كه اكنون رد صلاحيت شده اند در مصاحبه هايي از گسترۀ فساد در ميان مجلسيان مي گويند. رشيدي كوچي نماينده مجلس دوازدهم از پيشنهاد حدود 200 ميليارد تومان براي انجام يك مصاحبه به نفع مافیای خودرو سخن گفته است. او پيش از اين نيز افشاگري هايي در مورد خودروسازان داشته است. هدايت خادمي، ديگر نماينده مجلس مدعي است كه دلالان از وي ده ميليارد تومان براي تاييد صلاحيتش طلب كرده اند. ( انتخاب، 21 بهمن 1402)

🔹 پروندۀ چای دبش يكي از بزرگترين موارد فساد است كه مهمترين اقلام آن در دولت رئيسي رخ داده است. اما دولت، مجلس و حتي تشكل هاي سياسي نيز واكنشي به هيچكدام از اين موارد نشان نداده اند. مردم نيز تنها به نقل خبر در فضاي مجازي با كلماتي از روي عصبانيت و نااميدي بسنده مي كنند. روشن است كه هر حاكميتي با انتشار اين دست از اخبار، فاقد هر گونه مشروعيتي در نزد مردمان كشورش خواهد شد و از اين رو نسبت به اينگونه مسائل واكنش نشان مي دهد. اما چرا حاكميت در كشور ما بي حس شده و در شرايط تخديري به سر مي برد. اين امر آژير خطر عبور از فساد سيستماتيكي است كه مقامات اصرار بر انكار آن دارند. اما به نظر مي رسد اكنون در حال گذر از آن هستيم.

🔹 اين در حالي است كه فساد چاي دبش از چند جهت از اهميت زيادي برخوردار است.
اول اينكه بزرگترين فساد ثبت شده در دوران پس از انقلاب مي باشد.
دوم اينكه بر خلاف گذشته كه فسادها در حوزه هاي بانكي، نفتي و مانند آن كه منابع مالي عظيمي در آنها در گردش بوده، فساد دبش در صنعت چاي كه تنها حدودا سالانه به دويست ميليون دلار ارز نياز دارد، رخ داده است.
سوم اينكه پس از كنار گذاردن وزير جهاد كشاورزي و اطلاع از جريان، اين وضع ادامه يافته است.

🔹 بي حسي مقامات نسبت به گستره روزافزون فساد و بي توجهي به ابعاد و پيامدهاي آن، براي كشور مخاطرات زيادي را در پي دارد. فساد گسترده؛ ناكارآمدي حاكميت، فقدان مشروعيت در نزد مردم، تعميق توسعه نيافتگي و عقب ماندگي را موجب مي شود. در نشست سازمان ملل در سال 1996، بزرگترين مانع توسعه يك كشور، فساد بيان شده است از اين رو، اين حجم از بي تفاوتي مقامات نسبت به اين پديده مايه شگفتي است. با وجود اين، مسائلي مانند فيلترينگ و حجاب در اولويت قرار داده شده است.

🔹 در اين ايام نيز از سويي فضا براي يك رقابت عادلانه و سالم بسته شده و از سوي ديگر براي كشاندن مردم خسته و نااميد از بهبود شرايط، از مقدسات استفاده مي كنند. گاه ساده لوحانه به گونه اي سخن گفته مي شود كه انتخابات را به يك رفراندم تبديل مي كند كه نتيجه آن خوشايند نيست.

🆔@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

باز نشر نامه‌ی سه نفر از سران جبهه ملی ایران به محمدرضا پهلوی (۱۳۵۶ خورشیدی)


🔹 پیشگاه اعلی‌حضرت همایون شاهنشاهی
فزایندگی تنگناها و نابسامانی‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور چنان دورنمای خطرناکی را در برابر دیدگان هر ایرانی قرار داده که امضاکنندگان زیر بنا بر وظیفه ملی و دینی در برابر خلق و خدا با توجه به اینکه در مقامات پارلمانی و قضائی و دولتی کشور کسی را که صاحب تشخیص و تصمیم بوده و مسئولیت و مأموریتی غیر از پیروی از «منویات ملوکانه» داشته باشد نمیشناسیم و در حالیکه تمام امور مملکت از طریق صدور فرمانها انجام میشود و انتخاب نمایندگان ملّت و انشاء قوانین و تأسیس حزب و حتی انقلاب در کف اقتدار شخص اعلیحضرت قرار دارد که همه اختیارات و افتخارها و سپاسها و بنابراین مسئولیتها را منحصر و متوجه به خود فرموده‌اند، این مشروحه را علیرغم خطرات سنگین تقدیم حضور مینمائیم.

🔹 در زمانی مبادرت به چنین اقدامی میشود که مملکت از هر طرف در لبه‌های پرتگاه قرار گرفته، همه جریانها به بُن‌بست کشیده، نیازمندیهای عمومی بخصوص خواروبار و مسکن با قیمتهای تصاعدی بی‌نظیر دچار نایابی گشته، کشاورزی و دامداری رو به نیستی گذارده، صنایع نوپای ملی و نیر️وهای انسانی در بحران و تزلزل افتاده، تراز بازرگانی کشور و نابرابری صادرات و واردات وحشت‌آور گردیده، نفت این میراث گرانبهای خدادادی بشدّت تبذیر شده، برنامه‌های عنوان شده اصلاح و انقلاب ناکام مانده و از همه بدتر نادیده گرفتن حقوق انسانی و آزادیهای فردی و اجتماعی و نقض اصول قانون اساسی همراه با خشونتهای پلیسی به حداکثر رسیده و رواج فساد و فحشا و تملق فضیلت بشری و اخلاق ملی را به تباهی کشانده‌است.

🔹 حاصل تمام این اوضاع، توأم با وعده‌ها و ادعاهای پایان ناپذیر و گزافه گوئیها و تبلیغات و تحمیل جشنها و تظاهرات، نارضائی و نومیدی عمومی و ترک وطن و خروج سرمایه‌ها و عصیان نسل جوان شده که عاشقانه داوطلب زندان و شکنجه و مرگ میگردند و دست بکارهائی میزنند که دستگاه حاکمه آنرا خرابکاری و خیانت و خود آنها فداکاری و شرافت مینامند.

🔹این همه ناهنجاری در وضع زندگی ملی را ناگزیر باید مربوط به طرز مدیریت مملکت دانست، مدیریتی که بر خلاف نص صریح قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر جنبه فردی و استبدادی در آرایش نظام شاهنشاهی پیدا کرده‌است.
در حالیکه «نظام شاهنشاهی» خود برداشتی کلی از نهاد اجتماعی حکومت در پهنه تاریخ ایران میباشد که با انقلاب مشروطیت دارای تعریف قانونی گردیده و در قانون اساسی و متمم آن حدود «حقوق سلطنت» بدون کوچکترین ابهامی تعیین و «قوای مملکت ناشی از ملّت» و «شخص پادشاه از مسئولیت مبری» شناخته شده‌است.

🔹 در روزگار کنونی و موقعیت جغرافیائی حساس کشور ما، اداره امور چنان پیچیده گردیده که توفیق در آن تنها با استمداد از همکاری صمیمانه تمام نیروهای مردم در محیطی آزاد و قانونی و با احترام به شخصیت انسانها امکان‌پذیر میشود.

🔹این مشروحه سرگشاده به مقامی تقدیم میگردد که چند سال پیش در دانشگاه هاروارد فرموده‌اند: «نتیجه تجاوز به آزادیهای فردی و عدم توجه به احتیاجات روحی انسانها ایجاد سرخوردگی است و افراد سرخورده راه منفی پیش میگیرند تا ارتباط خود را با همه مقررات و سنن اجتماعی قطع کنند و تنها وسیله رفع این سرخوردگیها احترام به شخصیت و آزادی افراد و ایمان به این حقیقت است که انسانها برده دولت نیستند و بلکه دولت خدمتگزار افراد مملکت است» و نیز به تازگی در مشهد مقدس اعلام فرموده‌اند: «رفع عیب به وسیله هفت‌تیر نمی‌شود و بلکه بوسیله جهاد اجتماعی میتوان علیه فساد مبارزه کرد».

🔹 بنابراین تنها راه باز گشت و رشد ایمان و شخصیت فردی و همکاری ملّی و خلاصی از تنگناها و دشواریهائی که آینده ایران را تهدید میکند ترک حکومت استبدادی، تمکین مطلق به اصول مشروطیت، احیای حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، انصراف از حزب واحد، آزادی مطبوعات و اجتماعات، آزادی زندانیان و تبعید شدگان سیاسی و استقرار حکومتی است که متکی بر اکثریت نمایندگان منتخب از طرف ملّت باشد و خود را بر طبق قانون اساسی مسئول اداره مملکت بداند.
۲۲ خرداد ماه ۱۳۵۶
دکتر کریم سنجابی
دکتر شاپور بختیار
داریوش فروهر


▪️امام علی در نامه به فرزندش امام مجتبی: فرزندم درست است که من در میان گذشتگان نبودم و به اندازه آنان عمر نکردم، اما در کردار و اخبارشان نظر کرده و اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم تا آنجا که گویی یکی از آنان شدم. .. در این تاملات دریافتم که کدام اعمالشان سودمند و کدام زیانبار بوده است.

/channel/yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

انتخابات و توسعه نيافتگي
محمدرضا يوسفي

🔹امروزه کشورهای زیادی در دنیا انتخابات برگزار می کنند. شاید مضحک ترین آنها، انتخابات کره شمالی باشد. اما این سوال مطرح می شود که چرا انتخابات، کارکردی که در کشورهای توسعه یافته دارد در کشورهای توسعه نیافته و اقتدارگرا ندارد.

🔹انتخابات، آخرين حلقة دموكراسي است. در واقع جايگاه انتخابات پس از وجود احزاب مستقل و قوي، نهادهاي مدني و صنفي و در نهايت رسانه هاي آزاد معنادار است. انتخابات فرايندي است كه احزاب با نگرشهاي مختلف پيشنهادهايي براي بهبود شرايط كشور ارائه داده و مردم نيز با ارزيابي وضعيت موجود و چگونگي دولت مستقر، از ميان جريان هاي فكري كه در قالب احزاب فعاليت مي كنند، فرد يا افراد مورد نظر خود را به مجلس و يا دولت مي فرستند. در نگاه جديد، انتخابات از جمله حقوق شهروندي است كه با اتكاء به تجارب بشري براي مهار قدرت و پاسخگو كردن آن مطرح شده است.

🔹با وجود اين، گاهي انتخابات از مسير اصلي خود خارج مي شود. هر گاه به احزاب مستقل، قوي و نهادهاي مدني امكان رشد داده نشود. هر چند به ظاهر احزاب زيادي فعاليت مي كنند چنانچه صد و چهلمين تشكل سياسي نيز در آبان امسال آغاز به فعاليت كرد. ( پايگاه اطلاع رساني دولت، 9 آبان 1402) اما اين احزاب هيچگاه در قالب يك حزب واقعي عمل نكرده و بيشتر به حلقه ها و دورهمي هاي معدودي از افراد همفكر شبيه بوده كه در ايام انتخابات فعال مي شوند. از اين رو در ميان مردم جايگاهي نداشته و حتي بسياري از آنان در نزد مردم ناشناخته مي باشند.

🔹 احزاب واقعي داراي كميته هاي تخصصي بوده و در صورت به دست نياوردن كرسي در دولت به عنوان دولت سايه بر عملكرد دولت نظارت مي كنند. احزاب واقعي به تربيت نخبگان سياسي پرداخته و افراد را آماده گرفتن پست هاي تقنيني و اجرايي مي كنند. اما در فقدان چنين احزابي، انتخابات به رقابت ميان افراد و ائتلاف هاي شكننده تبديل مي شود. در اين صورت شعارهاي انتخاباتي بر اساس فضاي كشور و بدون هر گونه پشتوانه علمي گزينش مي شود شعارهايي كه يا امكان تحقق ندارند و يا نيازمند تحقق بستر مناسب هستند. در همين انتخابات 1400، وعدة ساخت يك ميليون مسكن سالانه داده شده. وعدة نصف شدن تورم در سال نخست و تورم تك رقمي در ساال پاياني داده شد. وعده هاي فرهنگي داده شد اما نه تنها هيچكدام تحقق نيافتند بلكه، محدوديت ها بر فضاي مجازي بيشتر شد بنا بود گشت ارشاد مسئولان جاي گشت ارشاد فعلي را بگيرد اما نشد.

🔹 در جامعه فاقد احزاب قوي و مستقل، شعارهاي انتخاباتي بايد جذاب و فريبنده باشند تا بتوانند مردم را به رأي دادن اميدوار كنند و البته اين شعارها فاقد هرگونه پشتوانة علمي است. در اينجا يك تفاوت آشكار ميان انتخابات در چنين جوامعي با انتخابات در جوامع توسعه يافته آشكار مي شود. وعده هاي انتخاباتي در جوامع توسعه يافته همراه با بيان منابع تامين مالي اين وعده هاست. اگر حزبي مدعي شد كه سالانه فلان مقدار مسكن ساخته خواهد شد بايد چگونگي تامين مالي آن، مجريان آن و ذينفعان اين طرح مشخص شوند و اينكه اين اقدام چه تاثيري بر نرخ هاي مالياتي خواهد گذارد اما در جامعه اي مانند ايران، شايد اين سوالات به ذهن كانديداي انتخاباتي هم خطور نكرده باشد. او ادعا مي كند كه حرفهايش هفت هزار صفحه پشتوانه دارد بدون اينكه پس از گذشت بيش از دو سال، مستند ادعاي خود را در معرض ديد همگان قرار دهد. بنابراين در اين شرايط انتخابات از مسير تاثيرگذاري بر كنترل قدرت و پاسخگو كردن آن خارج مي شود و تبديل به يك نمايش مي شود.

🔹 رسانه هاي آزاد و امنيت خبرنگاران نيز يكي از بسترهاي مهم براي انتخابات موثر است و فقدان آن، قدرت نظارت مردمي بر قدرت را به شدت كاهش مي دهد. در اين شرايط تريبونها يك سويه خواهد شد و دولت از موفقيت هاي خود سخن مي گويد و كسي نمي تواند به طور موثر پرسشگر باشد.

🔹 پوپوليسم از ديگر نتايج چنين وضعيتي است. در نتيجه انتخابات از مسير خارج شده است. چرايي خروج از مسير، دلايل فكري و اجرايي متعددي دارد. تضعيف احزاب و نهادهاي مدني و اعمال محدوديت بر رسانه ها موجب شده است تا مجلس و دولت كارآمد نباشند. مردم پس از مدتي عادت كرده اند كه در ايام انتخابات در باغ سبز نشان داده مي شود اما پس از آن، زندگي آنان نه تنها بهبود نمي يابد بلكه بدتر مي شود لذا علاقه مندي خود را به رأي دادن از دست مي دهند.

🔹 اين نااميدي با نظارت استصوابي كه روندي سخت گيرانه تر از گذشته پيدا كرده، تشديد شده است. در اين شرايط به كار بردن كلمات ديني بدون توجه به چرايي اين بي رمقي و عدم تمايل به بررسي آن مي تواند مفاهيم ديني را بيش از پيش زير سوال برده‌ و دين، ابزاري براي پيشبرد اهداف سياسي مي شود.

🆔 @yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

چگونه فساد با دین‌داری مقامات سازگار است؟
محمدرضا يوسفي

🔹 راهیابی به حوزة قدرت سياسي و مسندهاي اجرايي در ايران، نیازمند اثبات وفاداری و تعهد به نظام است. از آنجا که حکومت در ايران، دینی تلقی می‌شود، از این‌رو، شرط مهم ورود به قدرت، اظهار دین‌داری و انجام ظواهر شرع مانند نماز و حتي ظواهري مانند داشتن ريش و امثال آن است. از نظر سیاسی نيز داشتن وفاداری کامل به اصل پنجم و ديگر اصول مرتبط نيز شرط اساسي است به گونه اي كه در استخدام ها و انتخابات بر همين اساس گروههايي رد مي شوند و افرادي كه از اين صافي با موفقيت عبور مي كنند، مؤمن، متدین، دین‌دار و اخیراً مؤمن انقلابی تلقی می‌شوند.

🔹 اين در حالي است كه بر اساس گزارش سازمان شفافیت بین‌الملل، جايگاه ایران در شاخص ادراک فساد در سال ۲۰۲۲، از ميان 180 كشور دنيا، رتبة ۱۴۷ است که نشان‌دهندة درجة بالاي فساد نسبت به بسیاری از کشورها و همچنين نسبت به گذشتة خودمان است كه روند رشد فساد را در كشور بيان مي كند.

🔹 پرسش این است که چگونه میان اظهار تعهد به دين در مقامات و فساد گسترده می‌توان جمع کرد؟ چگونه حکومتی که ورود به آن به شرط تعهد به انجام تکالیف شرعی است و اگر محرز شود کسی چنین ويژگي اي ندارد و يا اگر اعتقاد و يا التزام به ولايت فقيه و اسلامِ كانديدايي توسط شوراي نگهبان محرز نشود، وي نمی‌تواند به عرصة قدرت ورود کند؛ با اين حال اين كشور چنین رتبة بالايي از فساد را داشته باشد؟ و هر از چندی، گزارشی از یک فساد و اختلاس کلان بدون مواجهة مشخص با آن منتشر ‌شود؟

🔹 اين پرسش را از زواياي مختلف مي توان مورد بررسي قرار داد. يكي از اين زوايا، تفاوت نوع نگرش به حكومت داري در دنياي گذشته و دنياي جديد است. در گذشته معمولا به هنگام بررسي يك حكومت، فرد حاكم مورد توجه بود. سوال اساسي اين بود كه چه كسي صلاحيت حكومت را دارد. اوصاف وي مورد بررسي قرار مي گرفت. اگر فردي، عالم به ضوابط شرع بوده، عادل باشد، در مقام تصميم گيري شجاع و دارای ديگر اوصاف باشد، فرد شايستة حكومت تشخيص داده مي شد. اين نوع نگاه با سادگي هاي دنياي كهن نيز تا اندازة زيادي سازگاري داشت. در دنياي گذشته، قانون به عنوان يك متن قابل استناد و به اصطلاح نهادگرايان، قاعدة بازي مكتوب، وجود خارجي نداشت. البته قواعد نانوشته وجود داشتند اما اين قواعد در مقام حكومتداري، در بسياري از موارد قابل توجيه و دور زدن توسط حكام بودند. بنابراين حكم حاكم، قانون تلقي مي شد و تا زماني كه توسط وي نقض نشده بود، اين حكم بايد اجرا مي شد. تفكيك قوا نيز مطرح نبود. حاكم خود قوة مجريه و مقننه بود و فردي را نيز براي مقام قضاء تعيين مي كرد و هر گاه نيز اراده مي كرد مي توانست وي را عزل کند. سادگي مناسبات اجتماعي و سطح توقعات و انتظارات مردم از حكومتها نيز اقتضاي بوروكراسي پيچيده را از دولت طلب نمي كرد. دولت كمترين دخالت در بازار و زندگي عادي مردم را داشت و بيشتر بر حفظ نظم، امنيت و دفاع متمركز بود و از مردم نيز مالياتي براي اين هزينه ها طلب مي شد، گرچه ماليات ستاني ها در بسياري از موارد ظالمانه بود. با همين نگاه، حاكم نيز استانداراني تعيين مي كرد كه به مثابة يك ايالت خودمختار عمل مي كردند. به علاوه اينكه، توازن قدرت با توجه به ساختارهاي جوامع سنتي ميان مردم و حاكم وجود نداشت. با توجه به اين نكات، طبيعي بود كه بررسي شرايط شخص حاكم در ادبيات سياسي آن روز از اهميت بسزايي برخوردار بود.

🔹 در دنياي امروز، پرسش تغيير كرده است. ديگر سوال اساسي چه كسي صلاحيت حكومت را دارد از اهميت بسان گذشته برخوردار نيست بلكه آنچه مهم است چگونه حكومت كردن است. پيچيدگي دنياي امروز در حوزة مديريت كشوري، روابط خارجي و بين المللي، افزايش سطح آگاهي هاي عمومي، شكل گيري طبقة نخبگان علمي و اجرايي خارج از حاكميت، شكست تجربه توصيه به حكام جهت اجراي عدالت در جامعه، گسترة تعهدات و وظايف دولت در برابر جامعه موجب شده است تا رويكرد از چه كسي حكومت كند به چگونگي حكمراني معطوف شود. و اين ضعفي است كه در وضعيت فعلي كشور مشاهده مي شود.

🔹 وجود فساد، معلول فقدان احزاب قوي و مستقل، نهادهاي مدني، رسانه هاي آزاد، انتخابات بدون فيلترهاي كيفي و سليقه اي، شفافيت و پاسخگويي حكومت است. تجربة كشور ما نشان مي دهد كه نمي توان در دنياي مدرن با معيارهاي جوامع گذشته، مديريت موفقي داشت. از اين رو به جاي فيلترهاي خاص گزينشي براي افراد، بايد به اجراي اصول يادشده پرداخت در غير اين صورت حكومت دينداران با معيارهاي ظاهري ديني همراه با گسترة فساد خواهد بود.

@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

اثر فساد سیستماتیک بر ناتوانی در انجام اصلاحات اقتصادی
محمدرضا یوسفی

🔹 یکی از پرسش های مهم این است که چرا با وجود هشدارهای مکرر متکی بر مبانی علمی متخصصان حوزۀ اقتصاد و سیاست؛ مقامات تمایلی به اجرای این توصیه ها ندارند. آنان به گونه ای رفتار می کنند که این هشدارها را نمی شنوند. گاه چنان تفاوتی میان اظهارات مقامات و کارشناسان وجود دارد که انسان انگشت حیرت به دهان می گیرد. در حالی که آمارها از تعطیلی تعداد زیادی از بنگاهها خبر می دهد، مقامات از راه اندازی بنگاهها اظهار خرسندی می کنند. در حالی که امروز جمعیت بیشتری در زیر خط فقر قرار دارند و مرکز پژوهشها هشدار داده است که با این روند جمعیت زیر خط فقر از سی درصد به چهل درصد خواهد رسید، مقامات از سرعت پیشرفت کشور و رسیدن به قله سخن می گویند. می توان موارد متعددی از این مخالف خوانی که حکایت از دو دنیای متفاوت می کند، بیان کرد.

🔹 سوال این است که چرا این شکاف رخ داده است و هر کس حرف خود را می زند. از زوایای مختلفی می توان به این پرسش پرداخته و پاسخهای متناسب با آن ارائه داد. یکی از جنبه هایی که می تواند بخشی از این دو گانگی را توضیح دهد، پدیدۀ فساد سیستماتیک است.

🔹 گرچه همۀ کشورهای دنیا با سطحی از فساد همواره مواجه بوده و هستند، اما آنچه فساد در ایران دهۀ اخیر را از دهه‌های پیشین و بسیاری از کشورها متمایز می‌کند؛ سرعت، شدت، عمق و سیستماتیک شدن فساد است. از این رو اعلام مصادیق جدید فساد در کشور، موجی زودگذر بوده و به امری عادی تبدیل شده و حساسیت زیادی را نه در بین مردم و نه مقامات بر نمی انگیزاند. کافی است که به مورد اخیر چای دبش اشاره شود. مردم در فضای مجازی مقداری در بارۀ آن به تلخی سخن گفتند و مقامات نیز یا سکوت کردند و یا مانند وزیر اقتصاد توجیه کردند و بدین ترتیب مثل اینکه پرونده چای دبش باز نشده، بدون هیچ توضیح قانع کننده ای و بدون هر گونه احساس ضرورت پاسخگویی، مختومه شد.

🔹از زمان انتشار گزارش ادراک فساد توسط بانک جهانی و سازمان شفافیت بین‌الملل، ایران به‌طور پیوسته در میان کشورهایی با درجۀ بالای سطح ادراک فساد بوده و در گزارش سازمان شفافیت بین الملل در سال 2022،شاخص ادراک فساد ایران، رتبۀ 147 در میان 180 کشور بوده است که نسبت به سال 2021، هفت پله بدتر شده است.

🔹فساد سیستماتیک موجب می شود تا ساختار دولت، حاکمیت قانون و پاسخگویی و شفافیت مخدوش شده، تخصیص منابع دچار انحراف شوند. البته یکی از مهمترین مسائل خدشه دار شدن نظام تصمیم گیری در دولت و مجلس است. اظهارات چندی پیش رئیس سازمان بازرسی کل کشور مبنی بر مشکلات دستگاه متبوع وی در مواجهۀ با فساد و همچنین هشدار وزیر کشور ایران در دولت دوازدهم مبنی بر اثرات «پول‌های کثیف و قاچاق»، در عرصه سیاست و قدرت در ایران، در نوع خود تکان دهنده بوده است ( ایسنا،11 / 12 / 1393).

🔹 در واقع گروه ذینفعان که با تحریم ها نیز قوی تر از گذشته شده اند، توانایی تاثیرگذاری بر مجاری قدرت را پیدا می کنند و در نتیجه تصمیمات بر اساس مصالح گروههای خاص گرفته و یا اجرا می شود. بحث واردات اتومبیل، رانت قیر در مجلس، پرداخت زیان سپرده گذاران در موسسات خاص، فساد فولاد مبارکۀ اصفهان و .. همگی نشان گر این امر است. از این زاویه گروههای ذینفع، ذینفوذ هم هستند و در نتیجه پاسخگویی و شفافیت را به نازل ترین درجه می رسانند و در نهایت به دلیل منافع به دست آمده و رانتخواری، در عمل در برابر هر گونه اصلاح اقتصادی مقاومت می کنند.

@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

اثر تحریم بر گستره و عمق فساد
محمدرضا یوسفی

🔹 هدف از تحریم، قراردادن کشور در تنگناهای اقتصادی و فشار بر نظام سیاسی همراه با اعتراضات داخلی ناشی از شرایط بد اقتصادی است. اما تجارب برخی کشورها نشان می دهد که نتیجۀ تحریم فشار گسترده بر مردم، تضعیف شدید زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی، تشدید فقر و نابرابری و به هم خوردن موازنه قدرت همراه با حفظ و بقای نظام سیاسی است.

🔹تحریم از چند جهت بر اقتصاد کشور موثر است:
اول، موجب کاهش شدید رشد اقتصادی و سرمایه گذاری، افزایش نرخ بیکاری و تورم، افزایش نرخ ارز و سایر متغیرهای وابسته شده شده، واحدهای تولیدی دچار مشکلات زیادی مانند تامین مواد اولیه و قطعات از خارج، مشکل سرمایه در گردش خواهند شد. افزایش نرخ بیکاری جوانان تا حدود 28 درصد، کاهش شدید نرخ مشارکت و به ویژه نرخ مشارکت زنان از آثار تحریم است. در حالیکه در اواخر دهه 1380، فقر در جامعه حدود 15 درصد بوده است در پایان دهه 1390 دو برابر شده و به 30 درصد رسیده است و بنابر هشدار مرکز پژوهشهای مجلس، با ادامه روند موجود، این رقم به 40 درصد خواهد رسید.
تحریم‌ها تاثیرات اجتماعی بسیار مهمی نیز مانند کیفیت پایین آموزش و بهداشت، رشد ترک تحصیل در میان خانوارهای ناتوان و در نتیجه در معرض خطر قرار گرفتن سلامتی و کارآمدی نیروی انسانی آینده، کاهش نرخ ازدواج و فرزندآوری و مانند آن ... که در بلندمدت پیامدهای چبران ناپذیری بر کشور خواهد داشت، از خود بر جای می گذارند.
اثر دوم تحریم کاهش تجارت خارجی است. به عنوان مثال در زمان جنگ تحمیلی سهم ایران از تجارت جهانی نزدیک به یک درصد بوده است اما در سال 2022، سهم ایران به 23 صدم درصد کاهش یافته است و این در حالی است که سهم امارات از تجارت جهانی دو درصد بوده است. این به معنای انزوای جهانی یک کشور بوده و کشوری که به لحاظ اقتصادی منزوی شود، به راحتی تحریم شده و تحریم ها تداوم می یابد زیرا هیچ کشوری از عدم تجارت با کشور ما زیان نمی بیند.

🔹اما از آنجایی که کشور تحریم شده ای به فکر خنثی کردن تحریم خواهد افتاد لذا تلاش برای افزایش صادرات غیرنفتی، تغییر در سبد ارزهای خارجی، بالا بردن توان نظامی مضاعف خواهد شد و البته دستاوردهایی نیز خواهد داشت.
اثر سوم تحریم، تفاوت اثرگذاری بر گروههای درآمدی است. در حالیکه بر شدت فقر گروههای فقیر افزوده می شود و سطح رفاه طبقه متوسط کاهش یافته و به دهک های پایین تر منتقل می شوند، گروههایی نهایت بهره را از تحریم برده، به ثروت هنگفتی دست یافته و بر قدرت اقتصادی آنها افزوده می گردد.
این گروه با تکیه بر ثروت به دست آمده، می‌توانند بر عناصر قدرت سیاسی نیز نفوذ داشته و بر تصمیم گیری ها موثر باشند. به عبارت دیگر، افزایش ثروت این گروه که از تحریم منتفع شده اند ابزاری در جهت گسترش فعالیت‌های سیاسی آنان می شود.

🔹 مطالعات تجربی نشان می دهند که کشور تحریم شده در کوتاه مدت به دنبال استفاده از ابزار سیاسی جهت کنار گذاردن تحریم هستند لذا در عرصه اقتصادی فعالیت گسترده ای انجام نمی گیرد اما هر چه زمان تحریم طولانی تر باشد، کشورهای تحت تحریم به فکر خنثی سازی تحریم و یا کاهش اثرات آن خواهند بود. مباحثی مانند اقتصاد مقاومتی و دلارزدایی در ایران تحت تاثیر تلقی طولانی مدت بودن تحریم شکل گرفتند. از این رو این کشورها به فکر پیدا کردن راه‌های جایگزین برای تجارت با دنیای بیرون جهت تامین نیازهای کشور خواهند بود. این امر با توجه به قدرت کشور یا کشورهای تحریم کننده از طرق معمول ممکن نیست. به ناچار این کشورها از روشهای دور زدن اقدام به صادرات و واردات می کنند. بنابراین حکومت بقای خود را در شرایط تحریمی با ورود به بازارهای غیر رسمی جهانی از طریق اعتماد به افراد و گروههای ویژه دنبال می کند. این امر بجز با دادن رانت‌ به آن گروهها ممکن نیست. رانت از طرفی منجر به افزایش فساد در اقتصاد خواهد شد و از طرف دیگر منجر به شکل گیری گروههای پر قدرت اقتصادی و دارای نفوذ می شود. اگر به شاخص های منتشر شده بانک جهانی در زمینه کنترل فساد مراجعه شود و روند رشد فساد در دوران تحریم بررسی شود، این نکته کاملا مشهود خواهد بود که تداوم تحریم با گستره فساد مرتبط است. در بودجه 1402، دولت درصد قابل توجهی از صادرات نفتی را به گروههایی خارج از دولت واگذار کرده بود.
🔹 نکته مهم این است که این گروهها از قدرت انحصار به دست آمده به توانمندی اقتصادی بزرگی دست یافته اند، منافعشان با تحریم گره خورده است و در نتیجه تداوم تحریم هر چند برای مردم جز درد و رنج چیزی ندارد اما برای این گروهها افزایش ثروت را به دنبال دارد و در نتیجه از ابزار قدرت خود برای نفوذ سیاسی بهره خواهند برد.

@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

@yousefimohamadreza
/channel/+QmlBLe6KRuKpEgck

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

سلام و ارادت خدمت همه دوستان گرامی
ان شاء الله در پس این شب بلند، روزگاری روشن در انتظار شما و مردم ایران باشد.

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

فساد دبش و پرسشهايي كه پاسخ مي طلبند
محمدرضا یوسفی

🔹اين روزها سخن از فساد در چاي دبش در محافل عمومي و خصوصي مطرح است. اين اولين فسادي نيست كه افشاء شده است. مقامات هر كدام به اقتضاي حال، واكنشي نشان داده اند. وزير اقتصاد در مشهد گفته است: پرونده فساد چاي حدود ۹ ماه قبل از طريق رسانه ملي اطلاع‌رساني شده و موضوع جديدي به شمار نمي‌رود. لذا موضوع حاضر فقط يك كمپين رسانه‌اي وسيع است. او در ادامه گفته است پيش از اين، موارد مربوط به فساد چاي شناسايي شده و بركناري‌ها صورت گرفته بود و پرونده هم به دادگاه رفته است. ( اعتماد، 16 / 9 / 1402) بدين ترتيب او خبر از تشكيل پرونده در دادگاه در ماههاي قبل نيز داده است. رئيسي نيز در واكنش به موضوع فساد چاي گفته است: دولت در این زمینه پیش‌قدم شد و با شناسایی و پیگیری، دست‌اندرکاران را عزل کرد و به دستگاه قضایی سپرد. امیدواریم متخلفان در دستگاه قضایی مجازات شوند. ( تابناك، 15/ 9 / 1402) بدين ترتيب ايشان از خود سلب مسئوليت كرده و توپ را به زمين قوه قضائيه انداخت.

🔹 اما يك روز پس از سخنان رئيس جمهور، رئيس دستگاه قضايي بيان كرده است كه دولت تاكنون كسي را در اين ارتباط به قوه قضائيه معرفي نكرده است. ( خبر آنلاين، 16 / 9 / 1402)

🔹 عده اي نيز براي تطهير دولت، فساد را به دولت قبل نسبت دادند اما آقاي اژه اي در همان مصاحبه اعلام كرد كه تخلف گروه دبش در سالهاي ۹۸ و 99 در مجموع 23 میلیون دلار بوده است، اما در سال ۱۴۰۰، شصت درصد ارز واردات را به این گروه داده‌اند و در سال ۱۴۰۱ بیش از ۷۰ درصد ارز را این گروه گرفته است. با توجه به مطالب يادشده، دلايل استعفاي ساداتي نژاد وزير جهاد كشاورزي سابق در دولت سيزدهم روشن شد و عده اي نيز اظهار كردند كه دو فساد نهاده هاي دامي و چاي علت كنار گذاردن وي بوده است. يك نماينده مجلس اعلام كرد كه پس از فسادهاي يادشده در اواخر سال 1401، بنا بر استيضاح وي بود كه دولت پيش دستي كرده و ساداتي نژاد در 22 فروردين 1402 استعفا داد( عصر ايران، 23 / 9 / 1402). اما چرا پاي وي به دادگاه باز نشد و چرا دولت در باره وي تصميم به سكوت گرفت و اگر ادعاي اژه اي درست باشد، چرا به قوه قضائيه معرفي نشد؟ روزنامه سازندگي نيز از ثبت نام وي براي مجلس آينده و تاييد صلاحيتش خبر داد. ( خبر آنلاين، 23 / 9 / 1402) اگر اين خبر درست باشد، چرا منابع مطلع اطلاعات لازم را در اختيار هيات بررسي كننده صلاحيت وي نداده اند و يا داده اند ولي ترتيب اثر داده نشده است.

🔹مجموع اين اطلاعات به ما مي گويد كه فساد قبلا رخ داده و به گفته رئيسي 60 نفر بركنار شدند كه به گفته اژه اي به دستگاه قضايي معرفي نشدند. پرسش نخست اين است كه در تناقض گويي رئيس دو قوه، حق با كدام است؟ پرسش دوم اين است كه چرا اين ماجرا تاكنون بر ملا نشده بود؟ پرسش سوم اين است كه انگيزه افشاي اين خبر چيست؟ آيا يك نزاع درون نهاد قدرت براي از ميدان به در كردن رقيب است و يا انگيزه هاي ديگري در كار اين افشاء نهفته است؟ پرسش ديگر اين است كه با توجه به مصرف چاي در كشور، سالانه حدود 300 ميليون دلار ارز براي واردات نياز بوده است. بنابراين فساد اعلام شده براي دو سال 1400 و 1401، هفت تا هشت برابر حجم نياز وارداتي چاي بوده و هيچ تناسبي با نياز يادشده ندارد. اين امر مي تواند علامت يك پولشويي احتمالي نيز باشد. پرسش ديگر اينكه، اگر به گفته رئيس جمهور و وزير اقتصاد، اين فساد در يكسال گذشته كشف شده و عوامل آن به قوه قضائيه معرفي شده اند، قوه مجريه براي عدم تكرار چنين فسادهايي چه اقدامي تاكنون انجام داده است؟

🔹 در هر صورت منشأ چنين فسادهايي، ارز ترجيحي است كه رانت خواران را به وسوسه مي اندازد. در ازاء هر دلار تخصيصي، حدود 22 هزار تومان نفع وجود دارد و اين امر بستر رانت و فساد را ايجاد مي كند. از سوي ديگر دستگاه هاي دولتي هماهنگ عمل نمي كنند. دستگاه اجرايي، شركت واردكننده معرفي مي كند. بانك مركزي ارز را تخصيص مي دهد. وارد كننده در گمرك وارد مي كند و با قيمت بازار آن را مي فروشد و يا مي تواند همان را كه وارد كرده است مجدد صادر كند و عنوان صادركننده نمونه را هم به خود اختصاص دهد. ميان دستگاهها، هماهنگي، كنترل و نظارت لازم وجود ندارد. يكي خود را فقط معرفي كننده مي داند. يكي فقط خود را تخصيص دهنده و يكي هم فقط خود را موظف به كنترل واردات و تعيين تعرفه كرده است. بنابراين اگر بناي دولت بر تداوم ارز ترجيحي است بايد به اين موضوع نيز بپردازد.


@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

جدول فوق، پیش بینی آینده تا سال ۱۴۰۶ در سال ۱۴۰۰ در دفتر اقتصاد کلان سازمان مدیریت و برنامه ریزی در دو سناریوی لغو تحریم و ادامه تحریم است. در دولت جناب رئیسی، نویسنده به دلیل سیاه نمایی و ... از کار برکنار شد. اکنون پس از گذشت دو سال با توجه به ادامه تحریم، پیش بینی هایی که در آن زمان سیاه نمایی به نظر می رسید نه تنها تحقق یافته است بلکه تا حدی خوش بینانه بوده است. حال با توجه به تحقق پیش بینی ها در دو سال گذشته، می طلبد که دولت به دیده تامل در مورد پیش بینی های نویسنده در مورد ادامه تحریم بنگرد.

@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

گسست دولت ملت از منظر خطبه هاي نماز جمعه
محمدرضا يوسفي

🔹 نماز جمعه يكي از نمازهاي واجب است كه در قرآن نيز به آن دعوت شده است. هر چند در وجوب نماز جمعه در زمان غيبت، ترديد وجود دارد اما بر اساس يك ديدگاه فقهي، نماز جمعه در زمان غيبت نيز واجب است و بر همين اساس، امروز در ايران نماز جمعه جريان دارد. اين پرسش مطرح مي شود كه چرا در روز جمعه، به جاي نماز ظهر، نماز جمعه واجب شده است. مرحوم صدوق در روايتي معتبر از امام رضا نقل مي كند که هدف از نماز جمعه، موعظه و دعوت به تقوی و همچنين تبیین مسائلی است که رخ داده و بر زندگی مردم اثرگذار است. ( وسائل الشیعه، ج 5 / 40)

🔹 تفاوت مهم نماز جمعه با نماز ظهر اين است كه علاوه بر جنبه عبادي بودن آن، به مسائل سياسي و اجتماعي موثر بر زندگي مردم پرداخته مي شود و امامان جمعه به عنوان يك رسانه به بيان و تحليل خطراتي كه كليت جامعه را تهديد مي كنند، می پردازند. از اين رو در خطبه اول معمولا به بيان مباحث اخلاقي و ديني و در خطبه دوم نيز مسائل مهمي كه بر زندگي مردم اثرگذار است، بیان می شود. متاسفانه در دوران امويان و عباسيان، نماز جمعه به ابزاري در خدمت حكومت و در راستاي اقناع مردم براي كرنش در برابر حاكمان تبديل شد. در حالي كه حكمت اصلي نماز جمعه بيان، تحليل و هشدار خطراتي است كه جامعه و حكومت را تهديد مي كند.

🔹امروز جامعه ايران با انواع ناملايمات روبروست. يكي از راههاي رصد مهمترين موضوعات جاری در جامعه، تيتر روزنامه هاي مهم كشور است. موضوعاتی مانند ورشكستگي صندوق هاي بازنشستگي، خالص سازي، آلودگي هوا و تعطيلي هاي مكرر در كلان شهرها مانند تهران و اصفهان، افزايش سن بازنشستگي، چاي دبش، فساد مديران دولتي، افزايش ماليات 49 درصدي در بودجه سال آينده، تورم و گراني، استفاده از مازوت در سوخت و مانند آن صفحات این روزنامه ها را به خود اختصاص دادند. مروري بر چهار نماز جمعه در كلان شهرهاي ايران نشان مي دهد كه اين مسائل جايگاهي در نزد امامان جمعه ندارند.

🔹سيد احمد خاتمي به مسائل منطقه و به ويژه فلسطين پرداخته است. موضوع مهم ديگر از نظر امام جمعه موقت تهران، روز دانشجو و مطالبات رهبري از دانشجويان بوده است. موضوع بعدي ايشان بيان شايستگي هاي رهبري بود. ايشان به مناسبت شهادت آيه الله دستغيب، نقل قولي از اين شهيد بزرگوار در بيان شايستگي مقام رهبري بيان كردند ( عصر ايران، 17 آذر 1402 ). به وضوح دغدغه ملي و مردمي در اين خطبه ديده نمي شود.

🔹 سيد احمد علم الهدي در نماز جمعه مشهد به طور عمده بر دو موضوع دست گذارده است. موضوع نخست، روز دانشجو و مطالبه استكبارستيزي از آنان بوده و موضوع دوم، فلسطين و مسائل منطقه بوده است( ايسنا، 17 آذر1402).

🔹 يوسف طباطبايي نژاد پس از حدود هجده ماه كه به دليل بيماري نتوانسته بود خطبه بخواند براي اولين بار نماز جمعه اصفهان به امامت ايشان برگزار شد. وي نيز در ابتدا به موضوع فلسطين و مسائل منطقه و سپس به ضرورت شركت مردم در انتخابات اسفندماه مجلس پرداخت. او تنها امام جمعه اي بوده است كه به مسئله گراني توجه داشت. اما در مقام دفاع از دولت گفته است كه گراني ها را به گردن دولت نيندازيم. او سطح توقعات مردم از دولت را بالا و نادرست خوانده است. وي علت نادرستي توقع مردم را انحصار منابع درآمدي دولت در ماليات و نفت بيان كرده است و در پايان خطاب به مردم گفته است كه نگوييم انقلاب براي ما چكار كرد، بگوييم ما براي انقلاب چه كرديم. ( خبرگزاري فارس، 17 آذر 1402)

🔹 لطف الله دژكام نيز در نماز جمعه شيراز، به مسائل‌ فلسطين، سالگرد شهادت آيه الله دستغيب، هفته قرآن و عترت و نماز، اهميت ازدواج و مبارزه با ازدواج سفيد و همجنس بازان و در نهايت عدم مسئوليت پذيري برخي جوانان در تشكيل خانواده پرداخته است ( خبرگزاري جمهوري اسلامي، 17 آذر 1402).

🔹 وجه اشتراك همه اينان، توجه به مسئله فلسطين، فقدان دغدغه مردمي، مطالبات حاكميت از دانشجويان و مردم، بي توجهي به خواسته هاي مردم و دانشجويان است. به نظر مي رسد اينان در جريان مهمترين مسائل كشور در هفته گذشته نبودند و هنوز خبر چاي دبش به امامان جمعه منتخب نرسيده بود.

🔹 به واقع از آنجا كه تمامي امامان جمعه منصوب هستند در نتيجه مي توان خطبه دوم آنان را دغدغه هاي حاكميت دانست و از طرفي مي توان تيتر مهمترين روزنامه هاي كشور را دغدغه جامعه قلمداد كرد. تهران تمامي هفته و اصفهان چند روز به دليل آلودگي هوا تعطيل بوده است ولي امامان جمعه اين دو شهر هيچ اشاره اي به اين موضوع نداشتند. مقايسه اين دو نوع دغدغه ما را به عمق شكاف دولت و ملت مي رساند زيرا هيچكدام از دغدغه هاي مردم در سخنان آنان ديده نشد.

@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

B2n.ir/x69500
@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

زشتی دروغ به ویژه از مدعیان دین و اخلاق

🔹دروغ در منابع دینی، گناه کبیره است. امام عسکری در روایتی فرموده است که دروغ کلیدی برای ورود به دیگر زشتی هاست. در روایات متعددی از پیامبر اکرم و برخی از امامان آمده است که اگر می خواهید متوجه شوید که چه کسی دیندار است، صرفا به نماز و روزه و حج و دیگر عبادات فرد نگاه نکنید بلکه به راستگویی، وفای به عهد و امانتداری وی نگاه کنید. در این روایات، صداقت معیار دینداری بیان شده است زیرا هر گاه انسان در جایی که راست گفتن موجب زیان و یا از دست دادن منفعتی برای فرد شود و با وجود این، وی سخن راست می گوید هر چند به زبانش باشد، معلوم میشود در کنه وجودش اعتقاد به وجود آخرت و اینکه خدا دارد او را می بیند، وجود دارد. بنابراین در این روایات صداقت را از نشانه های دینداری بیان کرده اند.
🔹 علاوه بر قبح دینی یادشده، دروغ کارکردهای منفی زیادی دارد که مهمترین آنها سلب اعتماد است. اینکه مردم فردی را دروغگو بدانند، کافی است برای اینکه نسبت به تمامی سخنان وی بی اعتماد شوند. حال اگر این اتفاق توسط مقامات سیاسی و اجرایی رخ دهد، بی گمان بسیار خسارت بارتر خواهد بود. زیرا از سویی بی اعتمادی مردم به حکومت که تکیه گاه اصلی اقتدار حاکمیت است را از دست می دهند و هم از باب الناس علی دین ملوکهم، این عمل مقامات به رواج دروغ در جامعه منجر می شود و به ویژه اگر حکومت نام دینی هم داشته باشد به تضعیف بنیان های اعتقادی و اخلاقی مردم در تمامی سطوح خواهد انجامید.
🔹دنیای جدید با بهره گیری از تجارب بشری نسبت به خسارات دروغگویی مقامات، با شفافیت و پاسخگویی توانسته است که از دامنه دروغ در عرصه سیاست بکاهد.
🔹 متاسفانه علیرغم تمامی تاکیدات دینی و تجارب ارزشمند بشری، در مواقع متعددی مانند انتخابات با وعده های خلاف واقع روبرو می‌شویم و یا به هنگام گزارش عملکرد، گاه گزارشهایی داده میشود که با واقعیت فاصله ها دارد. بر همین اساس در یادداشت های اقتصاد، سیاست و دروغ و همچنین یادداشت ضرورت هدف‌گذاری کاهش دروغ در برنامه هفتم در همین کانال به اهمیت این موضوع پرداختم.
🔹 به عنوان نمونه، تکذیب میزان بدهی اعلام شده ایران توسط رسانه های خارجی در سال ۱۳۷۲ و بعد از مدتی اعتراف به آن یا دو روز خبررسانی خلاف واقع در باره هواپیمای اکراینی و سپس اعتراف به اشتباه و تایید خبر رسانه های خارجی را می توان بیان داشت. اخیرا نیز با پدیده حجاب بانان روبرو هستیم. از نظم و انتظام این گروهها هر عقل سلیمی به سازماندهی شدن این گروهها پی می برد. اینان آزادانه کار خود را انجام می دهند و مقامات ضمن استقبال از این گروهها اما حاضر نشدند مسئولیت آن را به عهده گیرند. وزیر کشور نیز از جمله این افراد بود تا اینکه برخی اسناد، نقش وزارت کشور را تایید کرد. رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر بیان کرد که این افراد داوطلبانه اقدام کردند و ما نیز با هماهنگی برخی نهادها آنان را آموزش دادیم. پس به مرور معلوم شد که حرکتی سازمان دهی شده است. چگونه است افرادی با تیپ های کاملا مشابه، تقسیم کار و آموزش دیده، ساعات متمادی به مانند یکی از کارکنان اداره در مترو و یا جای دیگر قرار می گیرند و به فعالیت خود ادامه می دهند. اگر فردا روزی سندی بر حقوق بگیری این افراد بیرون آمد آیا توقع می توان داشت که مردم به کوچکترین حرف یک مقام در کشور اعتماد کنند؟
🔹 مسئولیت گریزی، بیان خلاف واقع و تداوم این امور علاوه بر افول بیشتر اعتماد اجتماعی به نهاد حاکمیت، در صورت وقوع هر گونه حادثه ای به مانند سال ۱۴۰۱، ایران را ممکن است دچار شرایط مشابه کند.
از سوی دیگر اگر امر به معروف و نهی از منکر برای مقامات ما مهم است، الان شاید هیچ منکری بالاتر از فقر و فساد در کشور نباشد. بر اساس آیات و روایات، مهمترین مصداق امر به معروف و نهی از منکر، نقد صریح و‌ موثر حاکمان است. بنابراین فضا را به گونه موثری برای آن بگشاییم‌.‌
@yousefimohamadreza

Читать полностью…

محمدرضا یوسفی

سياستگذاري از منظر ذینفعان
محمدرضا يوسفي
🔹 گفته شده است كه هر گاه در رم باستان، جنايتي رخ مي دهد اولين پرسشي كه مطرح مي شد اين بودكه چه كسي از اين قتل، نفع مي برد. اين سوال كه انگيزه ارتكاب قتل چه بوده و چه كساني از آن سود مي برند، امروزه در دواير جنايي امري مرسوم است. وقوع اتفاقاتي در حوزه سياستگذاري ها و محرز بودن برخي خطاها در آنها موجب شده است كه در حوزه اقتصاد سياسي نيز به هنگام تدوين هر سياست، ذينفعان و زيان ديدگان از سياست يادشده را مورد بررسي قرار دهند تا بتوان انگيزه سياستگذار و عوامل موثر بر فرايند سياستگذاري را درك كرد.
🔹 شاید بتوان ادعا كرد كه سياستگذار به هنگام تدوين يك سياست، تمامي ابعاد آن را به گونه شفاف در نظر نداشته و از اين رو قصد نفع رساندن به گروهي خاص را نداشته است؛ اما پس از روشن شدن پيامدهاي سياست و انحرافات اقتصادی و همينطور درك ذينفعان و متضرران از آن، تداوم آن مي تواند ناشي از تاثيرگذاري ذينفعان در سياستگذاري باشد. از جمله شواهد بر اين امر، سخنان وزيران و مديران سابقي است كه ديگر مسئوليتي ندارند. آنان پس از دوران مسئوليت، در قامت يك كارشناس خبره، تحليل دقيقي از اوضاع ارائه مي دهند. يك وزير سابق، تداوم بحران آب در كشور را موجب تهديد تمدن ايران بيان كرده، سدسازي هاي كشور را در چارچوب نفع طلبي گروههاي خاص دانسته، ديگري قراردادهاي نفتي با شركتهاي چيني را در منطقه ايلام موجب وارد شدن خسارات زيادي به کشور بیان کرده است. از اين گونه موارد در مصاحبه ها و مكتوبات آنان به وفور مي توان يافت. خوشبختانه اكنون بيان تجارب كاري و خاطره نويسي مقامات در حال تبدیل به يك سنت است و ما مي توانيم به بررسي آنها بپردازيم. پرسش اين است كه اين كارشناسان خبره چرا به هنگام مسئوليت نتوانستند مانع از چنين قراردادهايي و يا تداوم چنين سياست هايي شوند؟ از اين رو نمي توان اتخاذ دسته اي از سياست هاي مخرب را ناشي از ناآگاهي مدير دانست و بايد از زاويه منافع ذی‌نفعان آن را بررسي كرد. توجه به اين نكته لازم است كه هر گاه هر سياستي اتخاذ مي شود، مقامات ادله اي در تاييد آن بيان كرده و با موجي از تبليغات رسانه اي، حمايت توده ها را نيز همراه مي كنند. به عنوان مثال، قيمت گذاري هاي دستوري يكي از اين اقدامات است. معمولا اين سياست تحت عنوان عدالت اجتماعي و حمايت از اقشار آسيب پذير جامعه صورت مي پذيرد و از اين جهت به ظاهر اين سياست موجه مي شود اما اين سياست موجب زيان برخي از بنگاههاي توليدي شده، برخي از بنگاه ها حاشيه سودشان كاهش يافته و يا به مرز ورشكستگي مي رسند و در نتيجه، عرضه كالاي قيمت گذاري شده كاهش مي يابد. گاهي قاچاق كالا به كشورهاي همسايه رخ مي دهد. در بلندمدت به دليل دخالت دولت، انگيزه سرمايه گذاري در اين صنعت كاهش مي يابد و در نتيجه عرضه، كاهش و قيمتها افزايش مي يابند. اگر دامنه اقتصاد دستوري گسترش يابد، تاثيرات تورمي آن دامنگير همه مردم به ويژه اقشار آسيب پذيرخواهد شد. سياستي كه با هدف حمايت از اقشار ضعيف اتخاذ شد به ضد خود تبديل می شود. دولت اعلام مي كند كه در راستاي حمايت از توليدات داخلي لوازم خانگي، واردات آن ممنوع و یا محدود خواهد شد. اما با از بين رفتن رقابت، كيفيت محصولات بهتر نشد ولي قيمتها افزايش يافته است. قاچاق لوزم خانگي افزايش يافته و در نتيجه گروههايي از اين سياست نفع مي برند كه البته قابل پيش بيني بود. در اينجا توليدكننده داخلي و گروههاي درگير قاچاق لوازم خانگي خارجي از اين سياست نفع كرده اند. دولت نيز از اين سياست متضرر مي شود زيرا در دوران پيش از اتحاذ چنين سياستي، لوزام خانگي خارجي از مجاري قانوني وارد شده و تعرفه هاي قانوني و ماليات پرداخته و درآمد دولت افزايش مي يافت اما اكنون چنين نيست. مثال بعد را مي توان ممنوعيت واردات گوشي ها در برخي ادوار ذكر كرد. بنابراين بررسي سياستها و يا تداوم آنها از زاويه ذينفعان امري ضروري است.
🔹 مهرابي نژاد در مقاله اي در سال 2007 به تاثير رانت در طولاني شدن جنگ عراق عليه ايران پرداخت. همين سخن را نيز مي توان در مورد تحريم بيان داشت. تحريم ظالمانه امريكا عليه ايران، موجب شد تا مقامات براي دور زدن تحريم به افراد و گروههايي اعتماد كنند. اين گروهها پس از مدتي صاحب درآمدهاي سرشار شدند. طبيعي است كه اتمام تحريم به زيان آنان خواهد بود. از اين رو اينان تلاش مي كنند با دادن شعارهاي تند و آرمان گرايانه و به دور از واقع گرايي، فضا را براي هر گونه حركتي كه به تحريم پايان دهد، سنگين كنند. بنابراين به نظر مي رسد كه پيش از هر اقدام سياسي و يا سياستگذاري، از منظر ذينفعان و متضرران بررسي صورت گيرد. زيرا اين دو از يكديگر جدايي ناپذيرند.

@yousefimohamadreza

Читать полностью…
Subscribe to a channel