2499
از یک عکس، یک جمله؛ از یک جمله، یک زاویهی تازه. نوشتن را با نگاه آغاز میکنیم. با هم میآموزیم متنهای کوتاه، الهامهای بلند، و آموزههایی موجز برای نوشتن. @ShSepehri1 ادمین @shotnote1 ✍️ #شهلا_سپهری 🎬کانال سینمایی @Honarefilmnameh
هوشنگ گلشیری از منابع کتاب «شازده احتجاب» میگوید.
@shotnote1 ✍
اگر دنبال یک فیلم آرام، انسانی و مناسب مطالعهٔ شخصیتپردازی و روایت مینیمال هستید، A Brand New Life انتخاب خوبی است.⬇️
/channel/honarefilmnameh/7142
کانال هنر فیلمنامه کارگردان مولف
اگر میخواهید تغییر شخصیت باورپذیر باشد، لازم نیست شخصیت دربارهٔ تغییرش حرف بزند. یک رفتار را در چند موقعیت تکرار کنید و هر بار کمی تغییرش دهید. تماشاگر خودش از مقایسهٔ واکنش اول و آخر، تغییر مسیر درونی شخصیت را میفهمد.@shotnote1 ✍
اصغرفرهادی
🔲🔲🔲▫️▫️
کارگاه فیلمنامه نویسی
⭕️قسمت اول در لینک زیر
⬇️⬇️
/channel/honarefilmnameh/7134
🔲▫️ آموزههای پدرو آلمودوار در کارگاه
عنصر دیگری که بخشی از فیلمنامههای من را تشکیل میدهد، متنهایی است که در مقاطع مختلف زندگی نوشتهام و در قالب یادداشت نگهداری کردم. نظرات شخصی، داستانهای کوتاه، یا فیلمنامههای ناقص. در طول نگارش با او حرف بزن با شخصیت روانپریش من با شیرینی که خاویر کامارا بازی میکرد، حس همدردی داشتم. همانطور که در ابتدا گفتم، من خبر زنی را که در شهر نیویورک در کما بود، برای این ماجرا استفاده کردم.
کمی توصیه برای نویسندگان، بازیگران، فیلمسازان: هرگز شخصیتی را که باید به او زندگی دهید، قضاوت نکنید، حتی اگر روانپریش باشد. شخصاً حتی اگر نتوانم با کاراکتری همذاتپنداری کنم، نوشتن داستان او را ادامه نمیدهم.
🔲▫️
دنیا دچار دردسر شده و فقط هم دو راه حل وجود دارد، آنقدر بخندیم تا منفجر شویم یا فقط منفجر شویم.
✍ رومن گاری
📸 ش.سپهری
وقتی هنر تحت الحمايهی سياست قرار میگیرد درست به اين ميماند كه زنی بدون اجازه شوهرش نتواند جايی برود يا كار مستقلی انجام دهد.
محمود_دولت آبادی
نون نوشتن
🧠 مغزت مسیرهای قدیمی را ترجیح میدهد!
هر بار که سعی میکنید رفتاری را تغییر بدهید، انگار باید یک مسیر عصبی تازه بسازید. برای همین، شروع یک عادت جدید گاهی سخت و سنگین به نظر میرسد.
✍️ تمرین امروز:
اگر هر روز نوشتن را به فردا موکول میکنی، امروز فقط ۵ دقیقه بنویس.
مثلاً همین حالا، بدون فکر کردن به کیفیت متن، سه جمله دربارهی چیزی که امروز از آن فرار کردی بنویس.
منتظر انگیزه نباش. گاهی باید اول بنویسی تا مغزت به مسیر تازه عادت کند.
@shotnote1 ✍
بهترین چیز درباره مرگ برای شما چیست؟
از چه به خود میبالد انسان
که لقاحش یک اشتباه،
ولادتش یک رنج
و زندگی اش یک ملال است
و محکوم به مرگ میباشد...
▫️ شوپنهاور
✍️ تمرین پارودی
حالا شما امتحان کنید!
یک موقعیت کاملاً معمولی انتخاب کنید، مثل خرید نان، دیر رسیدن به محل کار یا گمشدن کلید.
آن را طوری بنویسید که انگار صحنهای از یک فیلم ترسناک، گنگستری یا حماسی است.
🔲▫️
هیچ وقت نمی توانی چیزی را که قرار است از دست بدهی، نگه داری، فهمیدی؟!
تو فقط قادر هستی چیزی را که داری، قبل از آن که از دستت برود، عاشقانه دوست داشته باشی
کیت دی کاملو
@shotnote1 ✍
من گریسته ام، آری مدتی است که با هر ضربه کوچکی، با هر بهانه اندکی به گریه می افتم.
دوست من، دلم زخم دارد، همین!
نامه سیمین بهبهانی به منصور اوجی
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh🎬
ارنست همینگوی
🔲▫️
میدونی بدترین قسمت خیانت چیه؟
اینه که هیچوقت از طرف دشمن نیست...
📽 جادهای بهسوی تباهی
کارگردان: سم مندز
•روزگار دوزخی آقای ایاز؛ رضا براهنی
🔲▫️برای شخصیت خود، یک تناقض بسازید.
«یک مضمون یا تناقض روانی پیدا کن، بعد آن را به خواسته و رفتار تبدیل کن.»
مثلاً:حالا این تناقض را وارد داستان کنید.
•«زنی که از تنهایی میترسد، اما هر بار کسی به او نزدیک میشود، او را پس میزند.»
•«آدمی است که همیشه به دیگران کمک میکند، اما وقتی خودش به کمک نیاز دارد، آن را پنهان میکند.»
♦️متن توصیفی از داستان کوتاه آنتوان چخوف / 《سوگواری》یا《اندوه》
《همين است كه مي گويم، اسب پير من! ديگر پسرم وجود ندارد. ما را گذاشته و رفته. اين طور بگويم: تو، مادر يك كره اسب بوده اي، و آن وقت ناگاه كره اسب، تو را میگذارد و می رود. ناراحت كننده نيست؟
اسب كوچك مشغول جويدن است. گوش مي دهد و نفسش به دستهای صاحبش مي خورد.
...هوا گرگ و ميش است. دانه هاي درشت برف گرداگرد چراغ برقهای خيابان كه تازه روشن شده اند، چرخ میخورد و به شكل لايه های نرم و نازك روی بامها، پشت اسبها، شانه و كلاه آدمها مي نشيند. «ايونا»ی درشكه چی، سراپا سفيد است و به صورت شبح درآمده است. پشتش را تا آنجا كه يك انسان توانايی دارد، خم كرده، روي صندلي خود نشسته و كوچكترين تكانی نمي خورد. هربار كه انبوهی برف به رويش ريخته مي شود، گويي لازم نمي داند كه آنها را از خود بتكاند. اسب كوچكش نيز سراپا سفيد است و بی حركت ايستاده و با آن حال تكيده، بی تحرك، و پاهای راست چوب مانند،حتی از فاصله نزديك، به يك اسب زنجبيلي مي ماند.》
✨اصل مهم این است که صحنه با جزییات جوری تعریف شده که خواننده خود را در آن می یابد.
@shotnote1 ✨🍃✨
🔲▫️آندره تارکوفسکی
زندگی توی قرون وسطی جالب بود
هر خانه روح خودش رو داشت
هر کلیسایی خدای خودش رو داشت
مردم جوان بودند
ولی حالا یه بچه ی چهار ساله هم پیره.
اندیشه انسان محور
اصغرفرهادی:
کارگاه فیلمنامه نویسی
قسمت دوم
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh🎬
🔲▫️
احتیاجی نمیبینم بروم کلیسا، وسایل نقرهاش را ببوسم و به خرج خودم یک مشت دلقک را پروار کنم که خورد و خوراکشان از خود ما بهتر است.
چون که خدا را می شود توی جنگل ، توی مزرعه هم نیایش کرد ، یا حتی فقط با تماشای گنبد نیلگون، آن طوری که قدما می کردند.
خدای من ، خدای سقراط است ، خدای فرانکلین و ولتر و برانژه...
مادام بوواری /گوستاو فلوبر
🔲▫️ «دو قدرت جذاب یک نویسنده، آشنا کردن چیزهای جدید و نو کردن امور آشناست.»
ساموئل جانسون
@shotnote1 ✍
🔲▫️ آيا منظور نویسنده همان پارودی نیست؟
این جمله بهخودیخود تعریف پارودی (Parody) نیست، اما میتواند به یکی از شیوههای خلق پارودی نزدیک شود.Читать полностью…
ساموئل جانسون به دو توانایی نویسنده اشاره میکند:
1. آشنا کردن چیزهای جدید: ارائهی ایدهها، تجربهها یا موقعیتهایی که برای مخاطب تازگی دارند، اما نویسنده آنها را قابلدرک و ملموس میکند.
2. نو کردن امور آشنا: نشان دادن چیزهای معمولی از زاویهای تازه، بهطوری که مخاطب چیزی را که بارها دیده، دوباره کشف کند.
پارودی زمانی شکل میگیرد که نویسنده با تقلید از یک اثر، سبک یا قرارداد آشنا، آن را به شکلی تازه، اغلب طنزآمیز یا انتقادی، بازآفرینی کند.
مثلاً اگر نویسنده سبک پرطمطراق یک فیلم حماسی را برای روایت ماجرای گم شدن یک جوراب تقلید کند، از یک فرم آشنا برای خلق موقعیتی تازه و طنزآمیز استفاده کرده است.
🔲▫️پست موقت
به کانال نویسنده تک شات بپیوندید.
نکته مهم این است که هر چیزی که نشان میدهی الزاماً نباید در پایان کاربرد داشته باشد؛ اما هر چیزی که قرار است اهمیت پیدا کند، بهتر است پیشتر کاشته شده باشد.@shotnote1 ✍
🎯 تمرین: یک شیء معمولی وارد صحنه کن؛ طوری که در ابتدا بیاهمیت به نظر برسد، اما در پایان نقش تعیینکنندهای پیدا کند.
ما زنان وقتی عاشق میشویم همهی قلب و وجودمان را به مردِ محبوبمان میسپاریم، آنگونه همه زیباییها و لذات دیگر در رابطه با او معنا مییابند؛
اما شما مردان وقتی عاشق میشوید تنها قسمتی از قلب و وجود خود را در اختیار زن محبوبتان میگذارید، بقیه را برای موفقیتها و کسب قدرتها و خودخواهی خود نگه میدارید. حرفی نیست شاید اگر ما هم مرد بودیم چنین میکردیم اما آنچه از شما میخواهیم این است که آن قسمتی از قلبتان را که به ما سپردید دیگر ملعبهی هوسبازیهایتان نکنید. ما به همان سهمِ هر چند کوچک، اگر زلال و اطمینان بخش باشد، قانعیم..
🔲▫️ شبهای روشن
📝 یک پارودی کودکانه
🔴 پارودی (Parody) چیست؟
پارودی یا نقیضه، تقلید طنزآمیز و اغراقشده از یک اثر، سبک یا ژانر است؛ بهطوریکه ویژگیهای آن اثر برجسته یا به شوخی گرفته شود.
🎬 مثال سینمایی:
فیلم «Scary Movie» پارودی فیلمهای ترسناک معروفی مثل «جیغ» (Scream) است. صحنههای ترسناک آنقدر اغراق میشوند که خندهدار به نظر میرسند، شخصیتها رفتارهای کلیشهای و احمقانه دارند و قواعد آشنای ژانر وحشت، مثل تنها رفتن به زیرزمین تاریک، به شوخی گرفته میشوند.
در سینما و ادبیات پسامدرن، پارودی یکی از راههایی است که هنرمند با آن کلیشهها و قواعد آشنا را به بازی میگیرد.
📖 مثال ادبی:
اگر بیت معروف حافظ را اینطور تغییر دهیم:
«الا یا ایها الساقی بیار آن آبدار امشب
که من از درس و مشق و امتحان دلگیرم امشب»
با تقلید از لحن شعر اصلی و تغییر محتوای آن به موضوعی روزمره و طنزآمیز، نوعی پارودی ساختهایم.
پارودی با طنز معمولی فرق دارد؛ طنز میتواند بدون ارجاع به اثر خاصی شکل بگیرد، اما پارودی به یک اثر، سبک یا الگوی آشنا تکیه میکند و با تقلید و اغراق، آن را بازسازی میکند.
🔲▫️ ارنست همینگوی
سه گروه را هرگز فراموش نکن:
آنهایی که در شرایط دشوار کمکت کردند
آنها که در شرایط دشوار رهایت کردند
آنها که در شرایط دشوار قرارت دادند ...
@shotnote1
🔲▫️
این قطعه برای نوشتن یک تم مشخص خیلی مناسب است: مواجهه با مرگ، فقدان، روایتهایی که شخصیت بهتدریج با یک حقیقت اجتنابناپذیر روبهرو میشود، پایانهای باز، خیلی خوب جواب میدهد.
* کسی که هنوز منتظر چیزی است که خودش میداند دیگر برنمیگردد.
مرد هر روز به خانهای میرود، چراغ را روشن میکند، برای دو نفر چای میریزد و تا سرد شدن فنجان دوم منتظر میماند.
چطور اینچنین ثروتمند شدهای، ثروتمندتر از تمام میلیونرها، چون همهچیز همهچیز همهچیز داری؟ و او در جواب گفت:
- ثروت من با ثروتی که همگان میپندارند، فرق دارد.
پاپ حرفش را برید و گفت:
- من ژان نام دارم...
- من ثروتمند نیستم، یعنی ثروتمند بهخاطر چیزهایی که دارم، یعنی ثروتمند به صورتی که معمولاً این کلمه معنی میدهد، من مالک نیستم، مالک زمینهایی نیستم که بشود با متر و هکتار اندازهشان گرفت. ثروت من چیز دیگریست. مالک بودن من هم از نوع دیگریست...
پاپ ژان ابروهایش را در هم کشید:
- پس چگونه است؟...
- حضرت پاپ! هر انسانس مالک همهچیز، همهچیز و همهچیز است. اما بروز نمیدهد و به زبان نمیآورد. ثروت من و احساس مالکیت من نسبت به همهچیز همهچیز همهچیز این است: به زیر شب پرستاره رفتن، چشمها را به آسمان باز کردن، و خود را مالک تمام چیزهایی که به چشمم میآید، دانستن...
-این خیالبافی است...
-هر ثروتی خیالبافی است...
پاپ پذیرفت: «این تفکری عاقلانه و عجیب است.»
📚مردی که همهچیز همهچیز همهچیز داشت /میگل آنخل آستوریاس /"شاعر و نویسنده گواتمالائی"@shotnote1✍ Читать полностью…
به خدا اعتقاد داری...؟
شخصیت_پردازی /دیالوگ
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh🎬
🔲▫️ شخصیت پردازی داستان یا فیلمنامه را از کجا باید شروع کرد؟
برای شروع، فقط یک تضاد پیدا کن:
شخصیت چه میخواهد، و چه چیزی درون خودش مانع رسیدن به آن است؟
پس شخصیت را میتوان با چند سؤال ساخت:بعد، بهجای اینکه گذشته شخصیت را توضیح بدهی، آن را در رفتار او نشان بده.
چه میخواهد؟
از چه میترسد؟
چه باوری درباره خودش یا جهان دارد؟
نقطهضعفش چیست؟
برای رسیدن به خواستهاش حاضر است چه چیزی را از دست بدهد؟
🔲▫️ عجیبه، وقتی بچهای، زمان به سختی میگذره؛
بعد یهو پنجاه سالت میشه،
و همهٔ اون چیزی که از اون دوران باقی میمونه، یه قوطیِ کوچیکِ زنگزده است...
🎥 Amélie
@shotnote1 🍃✨🍃✨