619
مرزباننامه، سعدالدّین وراوینی
دستنویس شمارهٔ Fy 686 دانشگاه استانبول، نسخ، کاتب محسنبن محمّدبن محمّدبن محمودبن ابیعبّاس یزدی، کتابت ۲۲ شوّال ۷۴۲ هق، ۲۱۸گ، ۱۵س.
@n_kh_f_j
https://portal.yek.gov.tr/works/detail/706639
نسخهای شگفت از مرزباننامه سعدالدین وراوینی
نسخه شماره ۲۱۶ کتابخانه موزه هنرهای اسلام و ترک(موزه باستانشناسی) استانبول؛ این نسخه به تازگی در پورتال دولتی نسخه های خطی کشور ترکیه بصورت برخط منتشر شده است که پیوند آن را در بالا قرار دادم
(برای مشاهده نسخه نیاز به ثبت نام در سایت هست)
نسخهای است کتابتشده در بغداد در ۶۹۸ قمری توسط مرتضی بن ابی طاهر بن احمد الکاشی، که از اقدم نسخههای مرزبان نامه است و تا کنون در هیچ یک از چاپهای این متن -اهم آنها: تصحیح علامه قزوینی- مورد رجوع نبوده است. با نگاهی اجمالی به آن، بنظر میرسد که ارزش زیادی در حل مشکلات تصحیح متن مرزبان نامه داشته باشد خصوصا که از همه نسخه های مورد تحقیق قدیم تر است ( اقدم نسخ تصحیح علامه قزوینی مورخ ۷۶۲ ق. است یعنی ۶۴ سال پس از نسخه حاضر؛ اقدم نسخ چاپ استاد محمد روشن هم مورخ ۷۴۲ است، یعنی ۴۴ سال پس از نسخهٔ حاضر)
اولین بار پنج سال پیش، استاد عزیزم جناب آقای دکتر جواد بشری بنده را از وجود این نسخه مطلع ساختند ( خود استاد در نشستی دربارهٔ نفایس آثار فارسی کتابتشده در بغداد، این نسخه را معرفی کرده بودند).
همچنین، در مقالهای از م.س. سیمپسون در مجموعهٔ
Art et société dans le monde iranien
به همت زندهیاد شهریار عدل، نمونه هایی از نگارگریهای شگفتآور این نسخه ارائه شده بود.
بسیار خوشحالم که این گنجینه نفیس بالاخره در دسترس عموم قرار گرفت
از ضبطهای جالب این نسخه:
در همان اولین عبارت از مقدمهٔ مشهور:
حمد و ثنایی که فوایح ذکر آن چون ثنایای صبح بر نکهت دهان گل خندد
(ضبط چاپهای قبل: خنده زند)
سلام الله کل صباح یوم / علی تلك الضرائب والشمائل (ضبط چاپهای قبل: سلام الصب)
و اگرچه او از خسران صفقه خویش فردوسیوار بحکم تندم از آن مقالت استقالتی کرده و از مخلص خویش تملصی نموده (ضبط چاپهای قبل: تخلص؛ بنظر بنده باتوجه به قراین سبکشناختی، و قراین درونمتنی از خود مرزباننامه، ضبط مخلص بهتر است)
@khaghaniliterature
مقالهای بسیار خواندنی و جالب از احمد الجلاد
https://www.academia.edu/144853577/Al_Jallad_Pre_Print_A_Safaitic_abecedary_in_the_Greek_letter_order_implications_for_the_phonology_of_both_languages_and_pre_Islamic_Greek_Arabic_language_contact
(نسخهٔ پیش از چاپ مقاله است که بناست در مجموعهای در انتشارات بریل سال ۲۰۲۶ چاپ شود).
موضوع بحث این مقاله کتیبهای به خط صفایی است که نگارندهاش حروف خط صفایی را به ترتیبی خاص نوشته که تا کنون شناخته نبوده است (صفایی خطی از خانواده خطوط عربستانی شمالی است که تعداد بسیار زیادی کتیبه به آن، بهلهجاتی از عربی، تخمینا بین قرن نخست پیش از میلاد تا قرن چهارم میلادی و عمدتا در قرن نخست میلادی، غالبا در نواحی جنوبی سوریه و شمال اردن و قسمتهایی از شمال عربستان نوشته شده است).
الجلاد به خوبی استدلال کرده که ترتیب حروف الفبا در کتیبه موردبحث، مطابق با ترتیب الفبای یونانی است. کاتب کتیبه از طرفی، از حروف یونانیای که مابهازایی در نظام آوایی/نوشتاری صفایی ندارند (مثل Ε, Η, Ξ, Π, Ψ, Ω) صرف نظر کرده و آنها را در ترتیب الفبا لحاظ نکرده است، و از طرف دیگر، حروف صفاییای را که در دستگاه آوایی/نوشتاری یونانی مابهازایی نداشتهاند پس از آخرین حرف در ترتیب الفبای یونانی آورده است (یعنی ḥ <ح>، ḏ <ذ>، ġ <غ>، ḍ <ض>،s1 <س>، ḫ <خ>، ẓ <ظ>، ṯ <ث> و نیز احتمالا دو حذف s2 [ɬ] <ش> و ʿ [ʕ] <ع> که در کتیبه دیده نمیشود و شاید پس از حرف ث و در قسمتی از کتیبه نوشته شده که دچار هوازدگی شده است). گذاشتن حروف فاقد مابهازا در نظام نوشتاری موردتقلید، پس از آخرین حرف، طبق همان قاعدهٔ مشهور حروف روادف در ابجد عربی صورت گرفته است؛ روادف عبارتند از ثخذ ضظغ که در ابجد مابهازایی ندارند، و بنابراین در ابجد عربی، پس از قرشت میآیند)
الجلاد در مقاله حاضر به سابقه اتخاذ قاعده روادف در کتیبهای حسمایی نیز اشاره کرده که آن هم ترتیب ابجدی را الگو قرار داده است.
اما مطلب مهم در اینجا فوائد لغوی و واجی/آواییای است که از نحوه تطبیق حروف صفایی با یونانی به دست میآید و اطلاعات مهمی که درباب کیفیت واجها در صفائی و البته، در گویشهای یونانی حدود سدهٔ اول میلادی در حواشی غرب آسیا به دست ما می آید. الجلاد این بحث را به خوبی در مقاله طرح کرده است.
الجلاد نتیجهٔ جالبی هم از این بحث گرفته است. غیر از کتیبهٔ موردبحث، تعداد قابلتوجهی کتیبهٔ صفایی دیگر هم شناخته شده که در آنها نیز صرفا حروف الفبای صفائی نوشته شده است. جالب این است که ترتیب حروف هیچ یک از این کتیبه ها با کتیبهٔ دیگری همخوانی ندارد و این مبین این است که سواد در منطقهٔ حضور خط صفائی، امری فردی بوده و نظام آموزشی یکپارچهای که بصورت یکدست، ترتیبی را برای حروف الفبا اشاعه کند وجود نداشته است (این مطلب را ابتدا مایکل مکدانلد، کتیبهشناس برجسته و محقق زبانهای باستانی عربستان طرح کرده است). کتیبهٔ موردبحث در مقالهٔ الجلاد، حاصل خلاقیت نویسندهای است که نظام الفبای یونانی را بخوبی میشناخته و خواسته تا با ابتکار خود، حروف صفایی که فاقد هرگونه ترتیب الفبایی اجماعی بوده، با ترتیب الفبای یونانی تطبیق دهد. البته که تماس زبانی و فرهنگی میان گویشوران صفایی با زبان یونانی امری غریب نیست و شواهد بسیار دارد (ازجمله کتیبه های متعدد دوزبانه یونانی صفایی که الجلاد خود نقش مهمی در اکتشاف و قرائت بسیاری از آنها داشته است)
آثار موسی اسوار معرفی و بررسی میشود
در نشستی با عنوان «از مزامیر گل سرخ» که دوشنبه پنجم آبان برپا میشود، بخشی از کارنامۀ ادبی موسی اسوار، معرفی و بررسی میشود.
به گزارش روابط عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در این نشست که دوشنبه پنجم آبانماه به همت گروه پژوهشهای زبانی و ادبی فرهنگستان برگزار میشود، بخشی از کارنامۀ ادبی موسی اسوار، ادیب، مترجم و عضو درگذشتۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی بررسی میشود.
نشست علمی «از مزامیر گل سرخ» ساعت ۱۰:۳۰ دوشنبه پنجم آبانماه در تالار دکتر شهیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزار میشود و شرکت علاقهمندان در آزاد است.
🔴 متن کامل خبر:
🌐 https://apll.ir/?p=19010
.گفتگوی اشکان زارع با دکتر علیاشرف صادقی در برنامهٔ «درنگ دونفره» دربارهٔ ایران (نام و مفهوم و تاریخ آن) و فرهنگستان زبان فارسی و محمّدعلی فروغی
– پوشهٔ تصویری
/channel/aliashrafsadeqi
@aliashrafsadeqi
@aliashrafsadeqi
صفحات ابتدایی پایاننامهٔ بنده
تفصیل بعضی نکات مقالهٔ بنده در آینهٔ پژوهش، در این صفحات پایاننامه آمده است.
@khaghaniliterature
یادداشتهای لغوی و ادبی (۵): نکاتی دربارهٔ فارسیات ابونواس
آریا طبیبزاده
آینهٔ پژوهش، شمارهٔ ۲۱۳
در این یادداشت که برگرفته از رسالۀ کارشناسی ارشد این جانب است، به بررسی منشأ اصطلاح «فارسیات» (یعنی متون عربیای که در آنها از عناصر واژگانی فارسی و برخی زبانهای ایرانی دیگر جهت برجستهسازی در متن استفاده میشود) پرداختهام و نکاتی را پیرامون فارسیات منظوم طرح کردهام. در بخش اول یادداشت، بحث میکنم که استفاده از لفظ «فارسیة/فارسیات» برای اشاره به متونی که در آنها عناصر واژگانی فارسی -و برخی زبانهای ایرانی دیگر چون فارسی میانه و سغدی- در ضمن عبارات عربی درج شده، در متون قدیم عربی و فارسی شاهد ندارد و اصطلاح مذکور بسیار متأخر است. به باور نگارنده، این اصطلاح را نخستینبار مجتبی مینوی (1333) وضع کرد و پس از او آنچنان در تحقیقات محققان ایرانی و غربی دربارۀ ابونواس جاافتاد که منشأ آن فراموش شد، بهنحوی که گویی که این اصطلاح از زمان خود ابونواس در عربی رایج بوده است. همچنین، براساس تقریرات استاد علیاشرف صادقی، تصریح میکنیم که در فارسیات، عناصر واژگانیِ آمیخته به عبارات عربی صرفاً ریشۀ «فارسی» (بهمعنی «فارسی دری») ندارد و در این متون، لغاتی از زبانهای ایرانی دیگر همچون پهلوی و سغدی نیز درج شده است؛ بنابراین «فارسیات» یعنی متون عربی آمیخته به عناصر واژگانی مأخوذ از زبان ایرانیان (گفتنی است که در متون عربی کهن و متونِ فارسیِ متأثر از آن منابع عربی نیز، لفظ «فارسیة» میتواند دلالت بر مطلقِ زبان ایرانیان داشته باشد و لزوماً بهمعنای فارسی دری نیست). بهعبارت دیگر، میتوان گفت که «فارسیات» را باید بهمعنای «ایرانیات» دانست که البته لفظ اخیر، افزون بر ویژگی زبانشناختی این اشعار، اغراض و مضامین آنها را هم بهروشنی بیان میکند. در بخش دوم یادداشت، به بررسی انواع فارسیات منظوم پرداخته و انطباق این نوع در شعر عربی و نیز برخی نمونههای مشابه در ادب فارسی را با مفهومِ جهانی «شعر آمیخته» یا «شعر ماکارونی» (macaronic poetry) نشان میدهم، و همچنین از برخی اغراضِ شاعرانِ فارسیهسرا در سرودن این نوع شعر و برخی فوائد این اشعار در مطالعات تاریخ زبان و فرهنگ ایرانی بحث میکنم. نگارنده امیدوارست که بتواند بحث حاضر را در شمارههای آتی پیبگیرد و متن مصحَّح برخی فارسیات نویافته و مهمِ ابونواس را به همراه توضیحاتی دربارۀ آنها، از رسالۀ کارشناسی ارشد خود استخراج و ارائه کند.
@khaghaniliterature
منتشر شد
«عروض و قافیهٔ عربی»
تلفیق عروض خلیل و عروض جدید
علیاصغر قهرمانی مقبل
عروض خلیل، با قدمتی بیش از دوازده قرن، همچنان کارآمد است و از عهدهٔ توصیف بسیاری از ویژگیهای وزن شعر عربی برمیآید. بنابراین، مؤلف کتاب درصدد مخالفت با روش خلیل نبوده، بلکه کوشیده است روش این نابغه را امروزی کرده و برخی خلأهای آن را پر کند. از این رو، در کنار پرداختن به عروض شعر نو، بدون آنکه منکرِ کارآیی سبب و وتد باشد، توصیف هجایی را جایگزین روش سنتیِ متحرک و ساکن کرده است و، بدون آنکه زحاف و عله را کنار گذاشته باشد، از اصطلاح «جواز وزنی» برای توصیف اختیارات شاعری، و اصطلاح «ممیِّز وزنی» برای تعیین وزنهای هر بحر بهره برده است.
کتاب حاضر، علاوه بر اهداف پژوهشی، آموزش عروض و قافیه را به صورت کاربردی و با استفاده از جداول متعدد و شواهد متنوع، از سطح مقدماتی تا پیشرفته دنبال میکند. نگارش این کتاب محصول بیست سال تحقیق مستمر و تدریس عروض و قافیهٔ عربی است.
▫️بخشی از کتاب
رمزگشایی الفبای ظفاری
@khaghaniliterature
شاد باشید که جشن مهرگان آمد
بانگ و آوای درای کاروان آمد
کاروان مهرگان از خزران آمد
یا ز اقصای بلاد چینیان آمد
نه از این آمد والله نه از آن آمد
کز فردوس برین بر آسمان آمد
این ابیات بند اول از مسمط منوچهری بمناسبت جشن مهرگان است. وزن این شعر ثقیل است و به تناسب آن، وزن موسیقی هم دارای لنگیها و ناهمواریهای خاصی شده. در قسمت رنگی آخر هم بیت نوروزی حافظ را با قدری تغییر در الفاظ مناسب جشن مهرگان کردهام:
مهرگان است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی تاک دهد بار و تو در گل باشی
*وزن شعر فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع است که خود وزنی نادر و شاذ بوده، و منوچهری در آن از دو اختیار شاعری کهن نیز استفاده کرده که در ادوار پس از خود به کلی منسوخ شده است: یکی اختیار اضمار در رکن اول این وزن در مصراع (کز فردوس برین بر آسمان آمد) که در آن وزن رکن اول، بجای فعلاتن، فعلاتن است). دومی، اختیار قلب است که در آن دو رکن متوالی سالم یعنی «فعلاتن فعلاتن» تبدیل به «فعلاتُ فاعلاتن» میشود. این اختیار تا عهد غزنوی اول بسیار شایع بوده ولی بعد از آن به سرعت منسوخ شده است)
**ضبط ابیات عمدتا براساس تصحیح جدید دیوان منوچهری به کوشش خانم دکتر راضیه آبادیان، انتشارات بنیاد موقوفات افشار است، اما در چند مورد برای هموارتربودن شعر در سمع مخاطب موسیقی و نیز هماهنگی بهتر شعر روی موسیقی، ضبط هایی نااصیل را انتخاب کردهام، مثلا بهجای ضبط غریب «رواح»، «درای» و بجای ضبط ثقیل «مهرماه»، «مهرگان» را برداشتهام
@aryatabibzadeh
امید طبیبزاده، «یک اقتراح عروضی»، در: جشننامهٔ دکتر فتحالله مجتبایی، به همت علیاشرف صادقی و ابوالفضل خطیبی، تهران، هرمس، ۱۳۹۲.
Читать полностью…
باگذاشتن اقدم نسخ مرزباننامه (نسخهٔ موزهٔ باستانشناسی استانبول، مورخ ۶۹۸ ق.) با استقبال و اظهار لطف بسیاری از دوستان مواجه شدم. این شد که دو نسخهٔ دیگر از اقدم نسخههای این متن را هم اینجا قرار میدهم تا در دسترس علاقمندان باشد. به مرور سعی میکنم درباره برخی نکات این نسخهها چیزی هم بنویسم.
@khaghaniliterature
شب عروض ایرانی
به مناسبت انتشار کتاب عروض و قافیۀ عربی نوشتۀ علیاصغر قهرمانی مقبل که از سوی نشر نی منتشر شده است، نهصد و هجدهمین شب از شبهای بخارا به مبحث عروض ایرانی و نقد و بررسی این کتاب اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه نهم آذر ۱۴۰۴ با سخنرانی علیاشرف صادقی، امید طبیبزاده، علیاصغر قهرمانی مقبل، آریا طبیبزاده و علی دهباشی در خانۀ هنرمندان ایران، تالار استاد جلیل شهناز برگزار میشود.
خلیل احمد فراهیدی اگر ایرانیالاصل هم نبوده باشد، قطعاً تحت تأثیر سنت ایرانی، به تبیین قواعد عروض شعر عربی پرداخت و در قرن دوم هجری بنیادی برای این علم پی افکند که تا به امروز نیز معتبر و کارآمد است. به همین دلیل عروض عربی را میتوان و بل باید ذیل عروض ایرانی قرار داد. ایرانیان نیز از ابتدای شعر فارسی در قرون سه و چهار هجری چنان تحت تأثیر عروض خلیل احمد بودند که بجای تبیین قواعد خاص عروض شعر فارسی، قواعد عروض خلیل را بر عروض شعر فارسی تحمیل میکردند. این وضعیت که قرنها به طول انجامید، نهایتاً با تلاشهای اساتیدی چون پرویز ناتل خانلری و مخصوصاً شاگرد خلف وی استاد ابوالحسن نجفی، به پایان رسید و عروض فارسی بهتدریج صاحب قواعد خاص شد. در شب عروض ایرانی کوشش میشود تا هم از سابقهٔ وزن شعر فارسی در پیش از اسلام سخن رود، هم از دستاوردهای جدید عروضدانان ایرانی بحث شود، و هم به میراث خلیل احمد در شعر عربی پرداخته شود.
کتاب «عروض و قافیهٔ عربی» نوشتهٔ علیاصغر قهرمانی مقبل، کاملترین کتابی است که از زمان وضع عروض خلیل بن احمد، دربارۀ عروض و قافیهٔ عربی، به زبان فارسی نوشته شده است. این کتاب درواقع صورت بسیار مفصلتری از کتاب دیگری است که قهرمانی مقبل، خود پیشتر نوشته بود و تنها مرجع موجود درباب عروض و قافیهٔ عربی به زبان فارسی بود. مؤلف در این کتاب، نهتنها به توصیف کامل قواعد عروض خلیل پرداخته، عروض خلیل را با بیانی جدید و علمی معرفی کرده و افزون بر تمام جزئیات عروض خلیل، از برخی سنتها، قالبها و ویژگیهای خارج از عروض خلیل در شعر عربی و همچنین وزن شعر معاصر عربی نیز سخن گفته است. جامعیت و روش علمی کتاب، آن را نهتنها به اثری ممتاز در زبان فارسی بدل کرده است، بلکه حتی در زبان عربی هم اثری با محاسن کتاب حاضر نمیتوان نشان داد.
خیابان طالقانی، خیابان موسوی شمالی، بوستان هنرمندان، خانۀ هنرمندان ایران، تالار استاد جلیل شهناز
@khaghaniliterature
عرایض بنده در جلسهٔ امروز به یاد استاد موسی اسوار
در فرهنگستان زبان و ادب فارسی
@khaghaniliterature
در این نشست، موسی بیدج، شکوه حسینی، مریم حسینی، آریا طبیبزاده، امید طبیبزاده، نرگس قندیلزاده و آبتین گلکار سخن خواهند گفت. موضوع سخنرانی شرکتکنندگان در این نشست چنین است: موسی بیدج: «مترجمی تواناتر از موسی اسوار سراغ ندارم»، شکوه حسینی: «به یاد مترجم نامدار، موسی اسوار، با نگاهی به کتاب ادبیات و تاریخنگاری آن اثر طه حسین»، مریم حسینی: «فرودستان از ساحل دجله تا لب کارون، مقایسۀ تطبیقی رمان درخت نخل و همسایهها از غائب طعمه فرمان و همسایهها از احمد محمود»، آریا طبیبزاده: «میراث استاد اسوار در ترجمۀ متنبی و عربیات سعدی»، امید طبیبزاده: «موسی اسوار و مجموعهداستانِ تا هروقت که برگردیم اثر غسّان کنفانی»، نرگس قندیلزاده: «نقد و تحلیل رمان پنج صدا نوشتۀ غائب طعمه فرمان»، آبتین گلکار: «رؤیای عربی در درختها و قتل مرزوق».
@khaghaniliterature
برای نخستینبار، دستنویس هدایة المتعلمین فی الطب را به استادان، پژوهشگران و علاقهمندانِ به زبان پارسی تقدیم میکنیم.
دستنویس هدایة المتعلمین فی الطب که در کتابخانهی بادلیان نگاهداری میشود، بهروایتی، دومین دستنویس تاریخدار زبان پارسی است که بهسال ۴۷۸ ه.ق. استنساخ شده و از چند نظر اهمیت ویژه دارد:
۱- ابوبکر ربیع بن احمد الاخوینی البُخاری پزشکیست ایرانی و اهل بخارا و در این کتاب به کاربرد برخی واژگان بخارایی تصریح میکند:
...و اما آن دیگر که از جگر سوی اندامهای بَرین رَوَد بر مهرهاء پُشت بردَفسَد.
گفتگوی اشکان زارع با دکتر علیاشرف صادقی در برنامهٔ «درنگ دونفره» دربارهٔ ایران (نام و مفهوم و تاریخ آن) و فرهنگستان زبان فارسی و محمّدعلی فروغی
– پوشهٔ شنیداری
/channel/aliashrafsadeqi
@aliashrafsadeqi
یادداشتهای لغوی و ادبی (۵): نکاتی دربارهٔ فارسیات ابونواس
آریا طبیبزاده
آینهٔ پژوهش، شمارهٔ ۲۱۳
@khaghaniliterature
این کتاب نهتنها در زبان فارسی ممتاز است، که به عربی هم کتابی با چنین روش و دقت و جامعیت در باب عروض نوشته نشده است. تبریک فراوان خدمت استاد ارجمندم جناب آقای دکتر قهرمانی مقبل.
@khaghaniliterature
احمد الجلاد در پژوهشهای اخیر خود، موفق به رمزگشایی خطی موسوم به «ظفاری» شده که متعلق است به کتیبههایی در ظفار و نواحی مجاور آن در عمان و یمن. رمزگشایی این خط با توجه الجلاد به سه کتیبهٔ شگفتانگیز میسر گشت که درآنها فهرست الفبای ظفاری کتابت شده است. او با تطبیق ترتیب حروف این فهرست با ترتیب رایج حروف میان خانوادهٔ الفباهای سامی جنوبی (یعنی هلحم قوشربت ... بجای ابجد هوز حطی ...) و مقایسهٔ شکل حروف این الفبا با الفباهای سامی جنوبی و عربستانی شمالی، حروف را تشخیص، و نشان داده که ظفاری دارای گونههایی است که البته سیر تحول بعضی از این گونهها در کتیبهها منعکس شده است.
گرچه رمزگشایی او از گونههایی از الفبای مذکور تازه آغازی است برای بحث درباب این مکتوبات، اما او در همین مقاله و البته با تفصیل بیشتر، در پیکرهٔ اوسیانا (ر.ک متن مقاله) نکات مهم و جالبی را دربارهٔ گویشهای مکتوب به الفبای ظفاری طرح کرده و به نزدیکی این گویشها با خانواده زبانهای عربستان معاصر جنوبی (مثل مهری، جبالی، حرسوسی و سقطری) نیز اشاره کرده.
گفتنی است که تا قبل از الجلاد، لغت مربوط به واژهٔ «پسر» در متون ظفاری توسط محققان پیشین رمزگشایی شده بود، که آن را «بن» خوانده بودند (قس. ابن و بن در گونههای مختلف عربی). اما الجلاد بهشکلی قانعکننده و مستدل، نشان داده که این لفظ را باید متشکل از «ب» و «ر» دانست، که موافق صورت خاص واژهٔ «پسر» در زبانهای عربستانی معاصر جنوبی(و نیز آرامی) است (دربارهٔ این ویژگی رجوع شود به مقالهٔ دیوید تستن دربارهٔ واژهٔ بن/ابن در عربی و زبانهای سامی). بنابراین نظر محققان پیشین در رد وجود ارتباط تباری بین زبان مکتوبات ظفاری با زبانهای عربستانی جنوبی معاصر کنار گذاشته شده و همتباری زبان کتیبههای ظفاری با این زبانها در کنار قرائن قابل توجه دیگر، اثبات میشود.
@khaghaniliterature
بمناسبت جشن مهرگان
اجرای بنده با کمانچهٔ دوپوسته ساختهٔ استاد مازیار کربلایی، در دستگاه سهگاه
شعر از منوچهری دامغانی
@aryatabibzadeh
شاهنامه از چه سخن میگوید؟
قسمت اول از سخنرانی در نمایشگاه کتاب تهران به تاریخ اردیبهشت ۱۴۰۴.