bestdiplomacy | Unsorted

Telegram-канал bestdiplomacy - دیپلماسی

19840

MA International relations Visiting Lecturer of Political Science Instagram.com/diplomacy_cha بهترین تحلیلهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی

Subscribe to a channel

دیپلماسی

خودت را بساز تا آدم امنی شوی، برای روزهایی که نمی‌شود به کسی پناه برد.

کارل گوستاو یونگ
@bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴از شمار خرد هزاران بیش: در سوگ‌  پیروز مجتهد زاده

دیشب پیروز مجتهدزاده در انگلستان درگذشت و ژئوپولیتیک ایران را تنها گذاشت. دلش پردرد بود؛ همواره اندوهی سنگین با خود حمل می‌کرد: غم رنج‌های بی‌پایان وطن. از همین رو، کافی بود دهان باز کند تا مرثیه‌های ایران آغاز شود. چند باری دیدار داشتیم، هر بار هنگام بازگفتن مصیبت‌های میهن، چنان می‌گریست که هق‌هق گریه امانش نمی‌داد.
پیروز بخش بزرگی از زندگی علمی خود را صرف دفاع از هویت تاریخی و حقوق سرزمینی ایران کرد؛ با رویکردی آکادمیک، خردمندانه و در عین حال میهن‌گرایانه.
۱. فراتر از نقشه‌ها
مجتهدزاده جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک را به مطالعه مرزها و سرزمین‌ها محدود نمی‌کرد. او در پی شناخت پیوند پیچیده قدرت، تاریخ، جغرافیا و منافع ملی بود. پژوهشگری برخوردار از دانش، تجربه و قدرت استدلال.
۲. خلیج فارس؛ نامی به بلندای تاریخ
پیروز از پژوهشگرانی بود که برای تثبیت نام تاریخی خلیج فارس و مقابله با تحریف آن، پیگیرانه به میدان پژوهش و کنشگری علمی و رسانه‌ای آمد. برای او، خلیج فارس فقط یک پهنه آبی نبود؛ بخشی از حافظه تاریخی، هویت جغرافیایی و میراث ملی ایرانیان بود. در این زمینه، دانش را به دفاع از میهن پیوند زد.
۳. جزایر سه‌گانه؛ حقوق سرزمینی ایران
بخش مهمی از کارنامه علمی او به تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی اختصاص داشت. پژوهش‌هایش درباره این جزایر، ابعاد تاریخی، جغرافیایی و حقوقی حاکمیت ایران را به بحث گذاشت و در برابر ادعاهای امارات متحده عربی، بر اهمیت اسناد و استدلال‌های مستند تأکید کرد. دفاع از حقوق سرزمینی ایران برای او نه تعارفی سیاسی، بلکه مسئولیتی علمی و ملی بود.
۴. تاریخ در خدمت فهم ژئوپولیتیک
پژوهش‌های استاد درباره مرزهای خاوری ایران و رقابت روسیه و بریتانیا نشان می‌داد که چگونه بازی قدرت‌های بزرگ می‌تواند سرنوشت ملت‌ها و قلمروها را دگرگون کند. کتاب بازیگران کوچک بازی بزرگ از آثار شناخته‌شده این حوزه است. او به ما یادآوری می‌کرد که برای فهم جغرافیای سیاسی امروز، نمی‌توان تاریخ را نادیده گرفت.
۵. ایران؛ دغدغه همیشگی
برای پیروز، ایران تنها موضوع پژوهش نبود؛ دغدغه زندگی و فعالیت سیاسی‌اش بود. تمامیت سرزمینی، هویت تاریخی و منافع ملی ایران در کانون توجه او قرار داشت. در روزگاری که مسائل سرزمینی گاه قربانی مصلحت‌اندیشی‌های زودگذر سیاسی می‌شوند، او بر ضرورت شناخت عمیق تاریخ و جغرافیای کشور پافشاری می‌کرد.
۶. استقلال فکری
دیدگاه‌های سیاسی مجتهدزاده در بسیاری از زمینه‌ها با روایت رسمی جمهوری اسلامی تفاوت داشت. او از انقلاب ۱۳۵۷ و پیامدهای آن انتقاد می‌کرد و در ارزیابی بخش‌هایی از تاریخ ایران پیش از انقلاب، رویکردی متفاوت از روایت رسمی داشت. من، مستقل از داوری درباره درستی یا نادرستی برخی نوشته‌ها و تفسیرهای تاریخی او، مجذوب استقلال فکری‌اش بودم. برای من، توانایی اندیشیدن بیرون از چارچوب‌های مسلط و ایستادگی بر سر دیدگاه خویش، ویژگی کوچکی نبود.
۷. دانشگاه جهانی
تحصیلات و تجربه دانشگاهی بین‌المللی، از جمله در بریتانیا، تسلط بر زبان و آشنایی با روش‌های پژوهش دانشگاهی، به پیروز امکان داد مسائل ژئوپولیتیک ایران را در محیط‌های علمی فراتر از مرزهای کشور مطرح کند. آثار فارسی و انگلیسی او در گسترش مطالعات مربوط به مرزها، جزایر و خلیج فارس سهم داشتند. از همه مهمتر پیروز از شاگردان استاد گنجی افسانه ای بود.
در کنار استادانی چون دره میرحیدر و پاپلی یزدی، مجتهدزاده از چهره‌هایی بود که چراغ کم‌فروغ جغرافیای سیاسی ایران را روشن نگه داشتند.
۸. نقد علمی، نه نفی شخصیت
البته ارج‌گذاری به مجتهدزاده به معنای مصون دانستن آثار و دیدگاه‌هایش از نقد نیست. من نیز منتقد برخی تفسیرهای تاریخی و سیاسی او بوده‌ام و همچنان میان دوستی و احترام شخصی با داوری علمی تفاوت قائلم. اتفاقاً ارزش جامعه علمی در همین است که بتواند اختلاف‌نظر را تحمل کند، بی‌آنکه شخصیت و جایگاه علمی صاحب‌نظر را انکار کند.
پیروز رفت، ولی پرسش او باقی است: با ایران چه کرده‌ایم و با ایران چه می‌کنیم؟
من در سوگ انسانی می‌نویسم که با همه اختلاف‌نظرهایم با او، درد ایران را از نزدیک در چشمان گریانش دیده بودم. برخی آدم‌ها را باید از ورای اختلاف‌ها شناخت؛ از آنچه دوست می‌دارند، برایش رنج می‌کشند و تا پایان عمر از آن دل نمی‌کنند.
در باره او به حق توان‌گفت:
از شمار دو چشم یک‌تن کم
وز شمار خرد، هزاران بیش
مردی که ایران را با همه زخم‌هایش دوست می‌داشت.
یادش گرامی و نام ایران پایدار باد.
✍ #یدالله_کریمی_پور

T.me/bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

⁨ ⁨ من درباره ناسیونالیسم صحبت نمیکنم، بحث من درباره ایران یعنی جایی است که در تاریخش واقعیتهای عینی مانند ملت و دولت شکل گرفته
بود قبل از اینکه مفاهیمش ایجاد شود.
روانشاد استاد #جواد_طباطبایی

@bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

🔴 بهای آبشده !

👈 ثروت‌ و دارایی‌ها در ایران، تفاوت‌های چشمگیری با سایر کشورها دارد و این به روند تورم خواهی دولت و ملت ربط داشته و خواهد داشت؛ تورمی که همه داشته‌ها را می‌گیرد و بالاتر رفتن قیمت‌ها، بیشتر ارزش‌ها را می‌کاهد و روزبه‌روز کوچک‌تر می‌کند.

داشته‌هایی که بیشتر در مسکن و املاک خلاصه می‌شوند و همیشه هم رو به افزایش بوده‌اند ولی همین دارایی‌ها نسبت به طلا، دلار و شاخص‌هایی دیگر، رو به کاهش بوده و هستند.

افتی که نشانگر عدم رشد واقعیست و هرآنچه بازدهی هم داشته، تنها تورمی بوده که قبل‌تر ساخته شده و حالا به این دارایی و کالاها رسیده و بیشتر از تورم، توهم ساخته است.

ثروت بیشتر از آنکه به قیمت مرتبط باشد به ارزش ربط دارد و ارزش واقعی چیزیست که در ایران کمتر داریم و آپارتمانی که قیمت بالاتری نسبت به خانه‌ای بهتر در نیویورک دارد، حبابیست که در تهران معامله می‌شود.

حبابی که در همه‌ چيز نهفته شده و حتی در طلای ایران هم هست و دلار و سهام ایرانی هم پر از همین حباب‌هاست و قیمت‌ها بهایی هستند که پرداخت می‌شوند و کمتر ارزشی می‌سازند و هرچه‌ هست هم به سرعت آب می‌شود !

✍ علیرضا مهدیه

#ایران
#تورم

@industromy

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴مخاطرات امنیتی در بلوچستان را باید جدی گرفت

اگرچه این رویداد اولین بار نیست و زمانی عبدالمالک ریگی بلوچستان ایران را کاملا ناامن کرده بود
اما دهه هشتاد کشور از ثبات سیاسی و امنیتی بیشتری برخوردار بود
اما امروز در شرایط جنگی بسر میبریم
و رشد گروه های تروریستی قومگرا
در آن منطقه می تواند زمینه ساز گسل های امنیتی دیگر در مناطق مرزی شود جایی که در زمان جنگ احتمالی دیگر، بعنوان کارتی از سوی آنان استفاده شود.
@bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴 #مجارستان ۱۹۵۶
بعد از تانک‌ها، سکوتی آمد که از تانک‌ها سنگین‌تر بود

نوامبر ۱۹۵۶، تانک‌های شوروی وارد بوداپست شدند و ظرف چند روز، انقلابی که مردم مجارستان آغاز کرده بودند سرکوب شد.

حدود ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ مجار کشته شدند و بیش از ۲۰۰ هزار نفر، نزدیک به ۲ درصد جمعیت، از کشور گریختند.

اما قصه اصلی از «روز بعد» شروع می‌شود.
ایمره ناگی، نخست‌وزیر انقلاب، در ۱۹۵۸ اعدام شد و در گوری بی‌نشان، با صورتی رو به پایین و دستانی با سیم بسته، دفن شد.

نام او و حتی واژه «انقلاب» از زبان رسمی حذف شد.
حکومت تازه به رهبری یانوش کادار آن روزها را «ضدانقلاب» می‌نامید.
خانواده‌ها نمی‌توانستند علناً برای کشته‌هایشان سوگواری کنند. بسیاری یاد گرفتند در جمع حرف نزنند و در خانه هم آهسته‌تر.

بعد، معامله‌ای نانوشته شکل گرفت: سیاست را رها کنید، ما زندگی را کمی آسان‌تر می‌کنیم. جامعهٔ خسته و داغدار پذیرفت. مجارستان به «شادترین سربازخانه بلوک شرق» شهرت یافت، تعبیری رایج درباره آن دوران. اما پشت این ظاهر، مجارستان دهه‌ها در میان کشورهای با بالاترین نرخ خودکشی در جهان بود.
این روایت فقط درباره یک کشور نیست. وقتی جامعه‌ای می‌بیند صدایش بی‌جواب مانده و بهای فریادش سنگین بوده، گاهی دلسرد نمی‌شود چون اهمیت نمی‌دهد؛ دلسرد می‌شود چون زیادی اهمیت داده است.
سکوت همیشه بی‌تفاوتی نیست. گاهی سوگی است که اجازه گفتن نداشته.

سی‌وسه سال بعد، در ۱۹۸۹، مراسم بازخاکسپاری علنی ایمره ناگی در میدان قهرمانان بوداپست برگزار شد و بنا بر گزارش‌های رایج حدود ۲۵۰ هزار نفر آمدند.
جامعه‌ای که «خاموش» به نظر می‌رسید، منتظر روزی بود که بتواند سوگش را بلند بگوید.


آیا سکوت یک جامعه، پایان صدایش است یا مکثی طولانی پیش از آن؟/توانا
T.me/bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴سعید مدنی: به آینده امیدوارم؛ «انجماد در بالا ساختار» و «ولع آگاهی در پایین»/ عصبانیت از تحلیل‌های ساختاری تا «سنجش امید در فرآیند گذار» 

سعید مدنی گفت:‌ من به‌شدت نسبت به تحولات آینده ایران امیدوارم. عمده این امیدواری من به موقعیت و روندی بازمی‌گردد که جامعه مدنی ایران در حال طی کردن آن است.
جامعه مدنی ایران از سال‌ها پیش روند قدرتمندتر و تواناتر شدن را طی کرده، و جامعه ایرانی دارد گذار از جامعه توده‌ای به جامعه مدنی را طی می‌کند که این نقطه امید هر تحول اجتماعی در ایران است.....
متن کامل در
https://www.khabaronline.ir/news/2286509/%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AF



@bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴 #اکبرمختاری در گفت و گو با تلویزیون مدار در پاسخ به سوال راه حل عبور از بحران در شرایط فعلی که بار دیگر خطر حمله به ایران
و جود دارد چیست؟

ج.ا.ایران فرصت های بسیاری را از دست داده است
#تفاهم شکل گرفته تفاهم بدی نبود اما...

با این وضع موجود در شرایط بسیار آسیب پذیر و سخت ترین شرایط در پسا انقلاب ۵۷ هستیم.....

اجماع ملی برای استفاده از راه حل دیپلماتیک
تلاش در جهت کاستن از دردهای اقتصادی مردم
و تلاش حاکمیت در جهت #آشتی_ملی
باید بعنوان بخشی از راه حل بکار گرفته شود.

T.me/bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

جواد #ظریف در جلسه ای از عهدنامه ترکمانچای دفاع کرده، چراکه اگر پذیرفته نمی شد بخش های بیشتری از ایران در آن زمان تاریخی جدا می شد.

با عینک خوش بینانه این سخن وی را میتوان در چارچوب استراتژی بقا توجیه کرد اما اگر واقع گرایانه تر بنگریم

جواد ظریف باید بداند هر عهدنامه ای که سبب ساز جدایی بخشی از سرزمین ایران در تاریخ شده است داغی بر دل ایران و ایرانی بوده و خواهد بود.

چه نیکست که از عادی سازی عهدنامه ای که سبب جدایی سرزمینی از ایران زمین شده است بپرهیزیم و در شرایط جنگی راه هایی بیابیم که بتوانیم تمامیت ارضی ایران را بطورکامل حفظ کنیم و با کم ترین هزینه ایران و ملت ایران را از بحران عبور دهیم.
✍دیپلماسی در یک نگاه
T.me/bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

دیپلماسی مطالعه این مطلب را به مخاطبانش پیشنهاد میدهد

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴ادعای نخست‌وزیر بریتانیا درباره نقش ایران در حمله به پایگاه هوایی آمریکا

👤 اندی برنهام:


"می‌توانم تأیید کنم که ارزیابی ما این است که به احتمال بسیار زیاد، این حمله در ایران هماهنگ شده و تقریباً به‌طور قطع، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران آن را هدایت کرده است."

@Americana_ir

سخنان نخست وزیر بریتانیا نشان از اجماع بیشتر جهانی علیه ایران دارد
(البته نسبت به جنگ ۳۸ روزه مدنظر است که مخالفان اروپایی جنگ کم نبودند)

فراموش نباید کرد چه در جنگ افغانستان چه در جنگ عراق متحد استراتژیک آمریکا در حمله ، بریتانیا بود.

همکاری  و همراهی بریتانیا در شرایط فعلی با آمریکا فضا را برای حمله احتمالی علیه ج.ا.ایران افزایش میدهد....‌
T.me/bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴 پذیرندگان #دیکتاتوری مقصر تر از اعمال کنندگان دیکتاتوری هستند
تک بعدی بودن در جوامع بسته خطرناکه
یک خطر جدی است!....

محمدرضا اصلانی (متولد ۱۳۲۲، رشت) شاعر، نویسنده، فیلم‌ساز، مستندساز و پژوهشگر هنر ایرانی و از چهره‌های شاخص روشنفکری و هنر معاصر ایران است. او از پیشگامان جریان «موج نو» در شعر و سینمای ایران به شمار می‌رود و فعالیت هنری خود را از دهه ۱۳۴۰ با شعر آغاز کرد. اصلانی دانش‌آموخته ادبیات فارسی است و در کنار سرودن شعر، سال‌ها در زمینه پژوهش تاریخ، فرهنگ و هنر ایران فعالیت کرده است.


@bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴سنگاپور؛ غولی از لی‌لی‌پوت

✍محمدحسین باقی؛ روزنامه‌‌نگار

🔹سنگاپور که زمانی سرزمینی کوچک، بدون منابع زیرزمینی و دچار تنش‌های قومی بود، با رهبری «لی کوان یو» به یکی از قدرت‌های اقتصادی جهان تبدیل شد. موفقیت این «دولت-شهر» که «لی» آن را با عمل‌گرایی محض هدایت کرد، بر پنج محور اصلی استوار است:

۱. تقدم اقتصاد بر ایدئولوژی: او به‌جای درگیر شدن در رقابت‌های ایدئولوژیک، اقتصاد را اولویت قرار داد و با سیاست موازنه‌سازی، بدون اینکه سنگاپور به قربانیِ رقابت قدرت‌های بزرگ (آمریکا و چین) تبدیل شود، با همه تعامل داشت.

۲. بهره‌گیری از دانش جهانی: «لی» کمک‌گرفتن از مشاوران بین‌المللی (مانند دکتر آلبرت وینسمیوس) را برای صنعتی‌شدن و کارآمدسازی تولید عار نمی‌دانست.

۳. مدیریت تنوع: او به‌جای سرکوب تنوع قومی، آن را به مؤلفه‌ای برای قدرت تبدیل کرد و با نگاهی عمل‌گرایانه، ظرفیت‌های نیروی کار (از جمله زنان) را برای توسعه به‌کار گرفت.

۴. توازن در روابط: «لی» معتقد بود کشورهای کوچک باید با درایت از رقابت قدرت‌ها (فیل‌ها) بهره ببرند تا زیر پای آن‌ها له نشوند.

۵. تمرکز بر آینده: میراث «لی» ایجاد نهادهایی کارآمد برای چالش‌های پیش‌رو بود؛ او با پرهیز از کیش شخصیت و زیارتگاه‌سازی، بر ساختن آینده به‌جای پرستش گذشته تأکید داشت.

🔹سنگاپور اکنون الگویی از مدیریت توسعه است؛ کشوری که به لحاظ وسعت کوچک، اما در شاخص‌های رفاه و اعتبار، به غولی جهانی تبدیل شده است.

🔗متن کامل

@bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

‌
🔴 روبیو، هرودوت و بازسازی دوگانهٔ تاریخی غرب و شرق

✍️ امین داودی؛ پژوهشگر تاریخ ایران

سخنان مارک روبیو، وزیر امور خارجهٔ ایالات متحده، دربارهٔ حملهٔ خشایارشا به یونان با بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های ایرانی همراه شده است. اما برای فهم این سخنان، شاید بهتر باشد به‌جای تمرکز بر درستی یا نادرستی روایت تاریخی او، از خود بپرسیم: چرا یک سیاستمدار آمریکایی در چنین موقعیتی به تقابل تاریخی ایران و یونان ارجاع می‌دهد و این روایت چه کارکردی در سیاست امروز غرب دارد؟

جواد طباطبایی در بحث از تاریخ‌نگاری هرودوت، به نکته‌ای اساسی اشاره می‌کند: هرودوت با قرار دادن یونانیان در برابر کسانی که آنان را «بربر» می‌نامید، صرفاً روایتی از گذشته ارائه نمی‌کرد، بلکه به شکل‌گیری آگاهی یونانیان از تمایز خود با دیگری نیز کمک می‌کرد. در این برداشت، تاریخ‌نگاری هرودوت را نمی‌توان تنها بازتاب واقعیت‌های تاریخی دانست؛ این تاریخ‌نگاری با برجسته کردن تفاوت میان دو جهان، به ساختن معنایی تازه از آن تفاوت و در گذر زمان، به تثبیت آن در واقعیت تاریخی کمک کرد. به بیان دیگر، روایت گذشته می‌توانست به ابزاری برای تعریف هویت جمعی در برابر دیگری تبدیل شود.

این منطق را در روایت‌های بعدی غرب از شرق و ایران نیز می‌توان پی گرفت. برای مثال، در سفرنامه ژان شاردن، ایران صرفاً جامعه‌ای برای مشاهده و توصیف نیست؛ تصویر ایران در کنار تصویری که اروپاییان از خود می‌ساختند، معنا پیدا می‌کند. اساساً بخشی از خودآگاهی تاریخی غرب در جریان مقایسه با شرق شکل گرفته است؛ مقایسه‌ای که در آن، دیگری گاه نه بر اساس پیچیدگی‌های تاریخی و اجتماعی خود، بلکه بر پایه نیازهای فکری و سیاسی جامعه‌ای که او را توصیف می‌کند، بازنمایی می‌شود. از این منظر، دوگانه‌هایی چون یونان و ایران، غرب و شرق یا تمدن و بربریت، تنها یادگارهای مناقشات گذشته نیستند؛ این دوگانه‌ها می‌توانند در دوره‌های مختلف، در خدمت بازتعریف هویت و منافع سیاسی قرار گیرند.

با این نگاه، سخنان روبیو را نیز می‌توان در چارچوب تلاش برای بازسازی هویت تمدنی غرب فهمید. هنگامی که او به تقابل تاریخی یونان و ایران ارجاع می‌دهد، مسئله فقط یادآوری یک رویداد باستانی نیست؛ این ارجاع می‌تواند به احضار روایتی تاریخی کمک کند که در آن، غرب خود را وارث تمدنی خاص و در تقابل با دیگری تعریف می‌کند. چنین روایتی، افزون بر بازنمایی گذشته، کارکردی در زمان حال دارد: یادآوری ریشه‌های مشترک ادعایی تمدن غرب و ترغیب دولت‌های اروپایی به بازشناسی و احیای هویت تمدنی خود. از این حیث، سخنان روبیو را می‌توان نوعی خطاب سیاسی به اروپا نیز دانست؛ خطابی که در آن، گذشته باستانی به ابزاری برای صورت‌بندی دوبارهٔ هویت و جایگاه غرب در جهان امروز تبدیل می‌شود.

در چنین تحلیلی، مسئلهٔ اصلی این نیست که روایت روبیو از جنگ‌های ایران و یونان تا چه اندازه با اسناد و پژوهش‌های تاریخی سازگار است؛ هرچند بررسی صحت تاریخی آن در جای خود اهمیت دارد؛ مسئله این است که چرا او این روایت مشخص را برمی‌گزیند، کدام بخش از گذشته را برجسته می‌کند و این انتخاب قرار است چه تصویری از غرب و دیگری به دست دهد. همان‌گونه که روایت هرودوت را می‌توان در نسبت با شکل‌گیری خودآگاهی یونانیان فهمید، ارجاع روبیو به تقابل ایران و یونان نیز می‌تواند بیش از آنکه چیزی دربارهٔ ایران امروز بگوید، از چگونگی بازنمایی غرب از خویشتن و نیازهای سیاسی آن پرده بردارد. ...


🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴 سعید مدنی: با سازوکارهای پیش‌بینی‌شده در آن، امکان حل مسائل موجود وجود ندارد

سعید مدنی:
«از نظر من ساختار جمهوری اسلامی—که ترکیبی از قوانین، مناسبات و رویه‌هاست—دچار بحران است؛ به این معنا که با سازوکارهای پیش‌بینی‌شده در آن، امکان حل مسائل موجود وجود ندارد. جمهوری اسلامی سال‌هاست که نتوانسته مسائلی مانند تورم، سیاست خارجی، فساد، فقر و نابرابری را حل کند، چرا که تلاش کرده این مسائل را در چارچوب همین ساختار موجود حل کند.

در مواجهه با این شرایط، دو نگاه غیرواقع‌بینانه وجود دارد:

خوش‌بینی افراطی: تصور این‌که این بحران در کوتاه‌مدت منجر به سقوط حکومت می‌شود؛ در حالی که نظام‌ها می‌توانند در عین بحران تا مدت‌ها به حیات خود ادامه دهند.

بدبینی مفرط: این فرض که حکومت چون سال‌ها با این بحران ادامه داده، تا الی‌الابد نیز به همین شکل باقی می‌ماند.

رژیم‌های سیاسی هنگام بروز بحران، یا باید اصلاح ساختار انجام دهند یا در همان بحران زیست کنند که در نهایت به سقوط آن‌ها منجر خواهد شد. بنابراین باید نگاهی واقع‌بینانه داشت؛ این شرایط بحرانی نه به این زودی‌ها تمام می‌شود و نه در درازمدت پایدار خواهد ماند و باید تکلیف آن مشخص شود.»/برگرفته

T.me/bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

‌
🔵🔴بانک جهانی:
فقر در ایران به رکورد تاریخی رسید

بانک جهانی در تازه‌ترین گزارش خود (اکتبر ۲۰۲۶) تصویری ویرانگر از اقتصاد ایران ترسیم کرده است: تولید ناخالص داخلی کشور در سال جاری میلادی حدود ۷.۷ درصد کوچک‌تر خواهد شد؛ یکی از شدیدترین رکودهای کل منطقه خاورمیانه.

بر اساس این گزارش، ایران عملا بار اصلی زیان جنگ منطقه‌ای را به تنهایی به دوش کشیده، در حالی‌که سایر اقتصادهای جهان همچنان در مسیر رشد پیش می‌روند.

اما شاید تکان‌دهنده‌ترین رقم گزارش به تولید ناخالص داخلی سرانه واقعی ایران مربوط باشد: بانک جهانی تأکید می‌کند این شاخص اکنون به سطح ۱۵ سال پیش بازگشته؛ یعنی یک نسل کامل از ایرانیان، هیچ بهبود واقعی در سطح زندگی خود تجربه نکرده‌اند.
در همین حال، نرخ فقر بر اساس خط فقر بین‌المللی به ۳۵.۵ درصد رسیده؛ یعنی بیش از یک‌سوم جمعیت ایران اکنون زیر خط فقر زندگی می‌کند.

شاخص‌های دیگر نیز همین روایت تلخ را تکرار می‌کنند: نرخ بیکاری تنها در یک فصل از ۷.۳ به ۹.۱ درصد جهش کرده، صادرات غیرنفتی ۲۶ درصد سقوط کرده و تورم متوسط به ۸۴.۸ درصد رسیده است.

بانک جهانی علت این فروپاشی را نه صرفا جنگ، بلکه «دهه‌ها سوءمدیریت اقتصادی، کم‌سرمایه‌گذاری مزمن و بی‌ثباتی کلان» می‌داند.....



T.me/bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

دکتر مجتهدزاده؛ استاد خونگرم!

جواد رنجبر درخشیلر

منظورم از خونگرم آن ویژگی عمدتا ریاکارانه نیست که برخی افراد دارند و بر اثر آن بی وقفه «قربونتون برم» و «دوستتون دارم» نثار ملت می کنند در حالی که خنجرشان را تیز می کنند.

دکتر پیروز مجتهد زاده در جهان علم خونگرم بود. برخلاف برخی استادان که به محیط و تاریخ و وطن جز به عنوان سوژه پژوهشی نگاه نمی کنند!

اولین بار ایشان را در سال ۷۸ در همایش خلیج فارس در وزارت خارجه دیدم. بی تردید از اغلب سخنرانان آن همایش برتر بود؛ حتی از خارجی ها! تسلط ایشان بر مباحث و زبان انگلیسی و قدرت بیان و تی شرت سفیدی که با کت و شلوار پوشیده بود من را متوجه ایشان کرد.

رفتم جلو و این آغازی بود برای آشنایی با استاد.

کمی بعد برای پرسشی علمی به ایشان تلفن کردم، با خجالت و تردید. نیم ساعت در تلفن توضیح دادند. گویی توضیح دادن به من دانشجوی ساده مهم ترین کار استاد پرمشغله بود در آن روز. همین ویژگی است که استاد را از یک متخصص ساده به انسانی برمنش و اجتماعی و خونگرم تبدیل می کند.

من در حد یک علاقه مند اگر پرسشی بشنوم با حوصله و مفصل توضیح می دهم، از دکتر مجتهدزاده آموخته ام.

دکتر مجتهدزاده که دریغا که از میان ما رفت، از جمله استادان واقعی بودند با علم واقعی که نقشی اجتماعی هم در تداوم آن علم بر عهده گرفته بودند.

مذهب مختار در ایران آن است که معمولا کسانی نقش اجتماعی بر عهده می گیرند که هیاهو و فریبکاری را خوب بلد باشند. به ندرت دانشمند خونگرم در ایران داریم. البته در دانش دانشمندان خونسرد هم باید تردید جدی کرد.

دکتر مجتهدزاده همچون مرحوم استاد دکتر طباطبایی دانشمندی خونگرم بود. نوعی لطیف و کارآمد از ترکیب دانش و امر اجتماعی که متاسفانه با حضور فریبنده روشنفکران حسابی آلوده شده است.

آثار دکتر مجتهد زاده را چون هر کار علمی دیگر می توان نقد کرد و در آن سره از ناسره بازشناخت. خود استاد هم نقدپذیر بودند، البته از نااهل و ناوارد سخن نمی پذیرفتند.

یک بار به ایشان گفتم حاکمان عرب را «شاهک» می نامید. شاه مفهومی ایرانی است و برای نامیدن حاکمان عرب روا نیست؛ حتی با ک تحقیر. پذیرفتند. شیخک و امیرک واژه های مناسبتری هستند.

ما چون کاروانی هستیم که وقتی راه افتادیم بسیار بزرگ و محتشم بودیم. هر چه پیش می رویم کم می شویم و از شکوه مان کاسته می شود. در هر منزل استادانی و بزرگانی جدا می شوند. کاروان سالارها هم خسته می شوند. نیرویی باید و انگیزه ای و روحیه ای که کاروان را بار دیگر بسازیم.

نفرت کور و ایدئولوژی هایی که چون غبار چشم ها را پوشانده محصول لاغر شدن کاروان علم است. جای استادان باید پر شود و پرگویان پررو که فریبکارانه ایران را به نابودی می برند باید به حاشیه رانده شوند.

عالم ایرانی کسی است که در دفاع از ایران خجل نباشد و تبصره نیاورد. دکتر مجتهدزاده چنین بود.
روانش به مینو!

/channel/melliiran

Читать полностью…

دیپلماسی

‍ #استالین ،دیکتاتور شوروی، اینطوری انتخابات برگزار می‌کرد. مثلا کمیته مرکزی حزب کمونیست(حزب حاکم) نیاز به دویست و پنجاه و سه عضو داشت که باید از بین چهار هزار نماینده حاضر در کنگره حزب انتخاب می‌شدند.استالین با مشاورانش اسامی دویست و پنجاه و سه کمونیست معتقد و ملتزم به خط عمومی حزب(یعنی شخص خودش) را تعیین می‌کرد و دستور می‌داد اسامی آن ها را روی برگه رای چاپ کنند و سپس برگه‌های رای بین چهار هزار نماینده کنگره توزیع می‌شد.توجه کردید ؟دویست و پنجاه و سه نفر باید انتخاب می‌شدند و روی برگه رای هم فقط اسامی دویست و پنجاه و سه «نامزد» درج شده بود.یعنی فقط کفایت می‌کرد که فرد به خودش رای بدهد تا با همین یک رای انتخاب شود.«پرشور» بودن انتخابات استالین در این بود که شما به عنوان رای‌دهنده می‌توانستید روی اسم نامزدهای غیرمورد‌علاقه خودتان ضربدر بزنید.در پایان هر کس که ضربدر کمتری دریافت کرده بود در بالای فهرست برگزیدگان قرار می‌گرفت.البته این هم قطعی نبود چون استالین باید تشخیص می‌داد نهایتا پس از شمارش آرا اسامی چه کسانی باید به عنوان دارندگان بیشترین آرا اعلام شود.یک بار خودش نفر ششم شده بود اما دستور داد که اسمش به عنوان نفر اول اعلام شود و البته بعداً هم ترتیبی داد تا هفتاد درصد اعضای آن کنگره را که پنج درصد نمایندگانش جرات کرده و روی اسمش ضربدر کشیده بودند سر به نیست شوند.باری،حتما این جمله معروف استالین را شنیده‌اید:«در انتخابات آن هابی که آرا را می‌خوانند اهمیت دارند نه آن هایی که آرا را به صندوق می‌ریزند.» انتخابات اعضای کنگره و نهادهای پایینی حزب نیز به همین منوالی بود که خدمتتان عرض کردم.
اما با این حال، موقعی که استالین صندوق رای را برپا کرد و مردم (یا در واقع کمونیست ها)را فراخواند که فعالانه در انتخابات شرکت کنند برخی از روشنفکران آن زمان ، از جمله اوسیپ ماندلشتام و بوریس پاسترناک ، فریب ظواهر را خوردند و انتخابات استالینی را به رغم همه کم و کسری‌هایش «امری مثبت» ارزیابی کردند.ماندلشتام به همسرش گفت:«درست است که این انتخابات آزاد و دموکراتیک نیست اما برای شروع خوب است، چون به هر حال مردم یک صندوق اخذ رای می‌بینند و یک برگه رای و در نتیجه با ملزومات رای دادن آشنایی اولیه پیدا می‌کنند و در آینده به تدریج معایب فعلی برطرف خواهد شد و عاقبت انتخابات واقعی برگزار خواهد شد.» اما ماندلشتام اشتباه می‌کرد.خودش چند سال بعد در اردوگاه کار اجباری به دستور استالین کشته شد و نظام شوروی هم تا دهه‌ها بعد،تا زمان سرنگونی‌اش، به همین انتخابات‌های ظاهری و دروغین ادامه داد.


✍ روانشاد بیژن اشتری/مترجم و نویسنده

T.me/bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴بی‌هودگی!

✍احمد زیدآبادی

اگر به هر دلیل و علتی بار دیگر شعلهٔ جنگی در ابعاد جنگ ۴۰ روزه و یا شدیدتر از آن، دامن سرزمین و مردم ایران را بگیرد، حضور دکتر پزشکیان در نهاد ریاست‌جمهوری بی‌هوده بوده است، شرکت ما در انتخابات بی‌هوده بوده است، تمام تلاش‌های فکری و عملی معطوف به حفظ و اعتلای ایران بی‌هوده بوده است، بسیاری چیزهای بی‌نهایت ارزشمند، بی‌هوده بوده است، تقریباً همه چیزمان بی‌هوده بوده است.......!

خداوندا! ما را اسیر بی‌هودگی در این ابعاد دهشت‌ناک مکن!
@bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴 نفت دوباره از تنگه هرمز عبور می‌کند؛ اما نه سوختی که جهان بیش از همه به آن نیاز دارد

📄 وال‌استریت ژورنال | کالین ایتون

جریان نفت خام از تنگه هرمز در حال بازیابی است، اما بازار جهانی انرژی همچنان با کمبود فرآورده‌های پالایش‌شده، به‌ویژه گازوئیل، روبه‌روست. براساس داده‌های Kpler، میانگین هفت‌روزه عبور نفت خام به ۱۰.۳ میلیون بشکه در روز، معادل ۷۶ درصد سطح پیش از جنگ رسیده؛ درحالی‌که بنزین، گازوئیل و سایر فرآورده‌ها تنها ۱.۳ میلیون بشکه در روز بوده‌اند.

این شکاف مستقیماً به مصرف‌کنندگان منتقل شده است. قیمت متوسط گازوئیل در آمریکا در اواخر سپتامبر به رکورد ۶.۵۳ دلار در هر گالن و در کالیفرنیا به ۸.۴۴ دلار رسید. اهمیت گازوئیل نیز فراتر از پمپ‌بنزین است؛ زیرا افزایش هزینه سوخت کامیون‌ها می‌تواند هزینه حمل مواد غذایی و طیف گسترده‌ای از کالاهای مصرفی را افزایش دهد.

مشکل اصلی در ظرفیت پالایش قرار دارد. حملات و اختلالات جنگ فعالیت پالایشگاه‌هایی در عربستان، کویت، امارات، عراق و دیگر نقاط منطقه را کاهش داده یا متوقف کرده است. بنابراین افزایش صادرات نفت خام الزاماً کمبود گازوئیل را برطرف نمی‌کند. نفتی که اکنون راهی آسیا می‌شود نیز هفته‌ها بعد به مقصد می‌رسد و چین، ژاپن و کره جنوبی بخش عمده فرآورده‌های تولیدی خود را برای مصرف داخلی نگه می‌دارند.

آمریکا در نتیجه به یکی از معدود عرضه‌کنندگان مهم فرآورده‌های نفتی در بازار کمبودزده تبدیل شده است. دولت ترامپ برای کاهش فشار قیمت، استفاده جاده‌ای از گازوئیل رنگی معاف از مالیات را موقتاً مجاز کرده و گروه هفت نیز با عرضه ۱۰۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده از ذخایر اضطراری موافقت کرده است. بااین‌حال، تحلیلگران بازگشت کامل بازار به شرایط عادی را تا بخش قابل‌توجهی از سال ۲۰۲۷ بعید می‌دانند.

در همین حال، حملات تازه ایران به کشتی‌های اطراف هرمز می‌تواند روند بازیابی صادرات را مختل کند. مدیران صنعت نفت آمریکا خواستار آن شده‌اند که نیروی دریایی، اسکورت نفتکش‌های حامل گازوئیل و سایر فرآورده‌های پالایش‌شده را نسبت به نفتکش‌های حامل نفت خام در اولویت بالاتری قرار دهد؛ زیرا کمبود اصلی بازار اکنون در سوخت‌های پالایش‌شده متمرکز شده است.

عربستان نیز صادرات نفت خود را در سپتامبر به حدود ۷ میلیون بشکه در روز رسانده؛ تقریباً دو برابر ماه اوت. این افزایش با استفاده هم‌زمان از پایانه‌های خلیج فارس و دریای سرخ انجام شده است. تحلیلگران دو احتمال را مطرح می‌کنند: ریاض یا خطر امنیتی عبور از هرمز را قابل‌قبول‌تر ارزیابی کرده، یا پیش از دور احتمالی دیگری از تشدید درگیری در حال افزایش حداکثری صادرات است.

در مجموع، بازگشت نفتکش‌ها به هرمز به معنای عادی‌شدن بازار انرژی نیست. نفت خام بیشتری از تنگه عبور می‌کند، اما آنچه بازار بیش از همه کم دارد گازوئیل و سایر فرآورده‌های پالایش‌شده است. تعمیر پالایشگاه‌های آسیب‌دیده و جبران صدها میلیون بشکه عرضه ازدست‌رفته زمان می‌برد و هر موج تازه حملات می‌تواند این روند را دوباره معکوس کند./فوکوس

T.me/bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

«فوران خرده‌متن‌ها به بهای از دست رفتن توجه مستمر و عمیق به نوشته‌های طولانی‌تری تمام شده است که اطلاعات غنی و پیچیده را منتقل می‌کنند.
به گفته‌ی مِریان ولف، مردم در حال از دست دادن توانایی اندیشیدن عمیق درباره‌ی متون نوشتاری‌اند. این بدان معنا نیست که آنها دیگر توانایی رمزگشایی از کلمات منفرد را ندارند بلکه آنها به تدریج توانایی‌های سطح بالاتری همچون درک و ترکیب اطلاعات را از دست می‌دهند.
به بیان دیگر، وارد دوران پساسواد شده‌ایم.»/نشرآسو

@bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴ظرفیت جذب و پروژه های فیل سفید

خبرها حاکی از این است که بخش مهمی از طرح اولیه پروژه نئوم، به‌ویژه The Line، به‌شدت کوچک شده یا اجرای آن به سال‌های بعد منتقل شده و برخی قراردادهای زیرساختی نیز فسخ شده‌اند. در مقابل، سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی مانند Oxagon، بندر، لجستیک، انرژی و مراکز داده ادامه دارد.

مسئله مهم‌تر اما درس توسعه‌ای این تجربه است. دولت می‌تواند با منابع مالی عظیم در مدت کوتاهی شهر، بندر، فرودگاه یا راه‌آهن بسازد، اما نمی‌تواند با همان سرعت بازار، بنگاه رقابتی، نیروی انسانی، شبکه تأمین، نظام مالی و نهادهای لازم برای استفاده مولد از آنها را ایجاد کند. به بیان دیگر، توانایی ساختن یک پروژه با توانایی جذب اقتصادی آن یکسان نیست.

پروژه‌های بزرگ زمانی به «فیل سفید» تبدیل می‌شوند که مقیاس سرمایه‌گذاری فیزیکی از ظرفیت نهادی اقتصاد جلو بزند. بندر بدون جریان تجارت، راه‌آهن بدون تقاضای حمل‌ونقل، منطقه آزاد بدون شبکه تولید و صادرات و شهر جدید بدون اقتصاد شهری، صرفاً دارایی‌های فیزیکی پرهزینه‌اند. زیرساخت به خودی خود توسعه ایجاد نمی‌کند؛ زیرساخت باید درون شبکه‌ای از نهادها، بنگاه‌ها و جریان‌های واقعی اقتصادی قرار گیرد تا به ارزش تبدیل شود.

البته نتیجه این نیست که ابتدا باید تمام نهادها ساخته شوند و سپس پروژه آغاز شود. نهادها نیز در جریان اجرای پروژه و از طریق آزمون، خطا و یادگیری شکل می‌گیرند. مسئله اصلی تناسب مقیاس است. پروژه باید ابتدا در مقیاسی متناسب با ظرفیت نهادی موجود آغاز شود تا جریان واقعی کالا، سرمایه و فعالیت اقتصادی شکل گیرد. این جریان ضعف‌های نهادی را آشکار می‌کند، یادگیری نهادی ظرفیت جذب را افزایش می‌دهد و با کاهش ریسک و اثبات تقاضا، بخش خصوصی وارد می‌شود. تنها در این مرحله افزایش مقیاس پروژه توجیه پیدا می‌کند.
مسیر مناسب آن است که پروژه ابتدا در مقیاسی محدود و متناسب با ظرفیت نهادی موجود آغاز شود تا بتواند جریان واقعی کالا، سرمایه، نیروی انسانی و فعالیت اقتصادی ایجاد کند. شکل‌گیری این جریان، امکان آزمون پروژه در دنیای واقعی را فراهم می‌کند و ضعف‌های نهادی، تنظیم‌گری و اجرایی را آشکار می‌سازد. در این مرحله، یادگیری حاصل از اجرای پروژه باید به اصلاح نهادها و افزایش ظرفیت جذب اقتصاد منجر شود. با کاهش عدم‌اطمینان و اثبات وجود تقاضا و بازده اقتصادی، زمینه برای ورود گسترده‌تر بخش خصوصی فراهم می‌شود. تنها پس از طی این مراحل است که افزایش مقیاس پروژه توجیه پیدا می‌کند. بنابراین، پروژه بزرگ نباید نقطه آغاز توسعه باشد، بلکه باید نتیجه انباشت تدریجی جریان اقتصادی، یادگیری نهادی، ظرفیت جذب و سرمایه‌گذاری خصوصی باشد. بنابراین پروژه بزرگ باید نتیجه موفقیت مراحل قبلی باشد، نه نقطه آغاز آنها.

درس نئوم مخالفت با پروژه‌های بزرگ نیست؛ مسئله این است که جاه‌طلبی عمرانی نمی‌تواند جای ظرفیت نهادی را بگیرد. پول می‌تواند بتن بخرد، ریل بکشد، بندر بسازد و شهری را از دل بیابان بیرون بیاورد؛ اما نمی‌تواند با همان سرعت بازار، اعتماد، بنگاه، مهارت و نهاد خلق کند.

مقیاس پروژه باید از ظرفیت نهادی پیروی کند، نه از مقیاس رؤیا. اگر نهادها توان جذب یک پروژه را نداشته باشند، بزرگ‌تر کردن پروژه توسعه نمی‌آورد؛ فقط هزینه شکست را بزرگ‌تر می‌کند.

ابرپروژه زمانی موتور توسعه است که بر شانه نهادها بایستد. در غیر این صورت، آنچه به‌عنوان نماد آینده ساخته می‌شود، ممکن است به یادمان پرهزینه‌ای از فاصله میان جاه‌طلبی دولت و ظرفیت واقعی اقتصاد تبدیل شود.
✍دکتر آرش رییسی نژاد

T.me/bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴نقشه گاردین از عبور کابل‌های مهم دیجیتال از تنگه هرمز

دست‌کم هفت کابل مهم داده و اینترنت زیردریایی از تنگه هرمز عبور می‌کنند.

یکی از مهم‌ترین آن‌ها کابل AAE-۱ است؛ سامانه‌ای حدود ۲۵ هزار کیلومتری که جنوب‌شرق آسیا را از مسیر خاورمیانه و آفریقا به اروپا متصل می‌کند.

همین موقعیت باعث شده هرمز، علاوه بر گلوگاه انرژی، به یکی از گلوگاه‌های حساس ارتباطات دیجیتال جهان نیز تبدیل شود./اسکان نیوز

@bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴 #اکبرمختاری در گفت و گو با تلویزیون اینترنتی مدار:

در انتخابات سوم نوامبر کنگره آمریکا احتمال پیروزی دموکراتها در مجلس نمایندگان بیش از جمهوریحواهان هست اما در سنا رقابت بسیار نزدیک است.

حتی اگر دموکراتها در کنگره پیروز شوند فاقد توانایی استیضاح ترامپ با هدف برکناری وی هستند چراکه برکناری رییس جمهور در آمریکا نیازمند ۶۷ رای در سناست و این عملا نزدیک به غیرممکن هست.
تفاهم پسا جنگ چهل روزه تفاهم خوبی بود که از دست رفت.
ترامپ در دو سال پایانی ریاست جمهوری خویش نیازمند دستاورد در سیاست خارجی است و #کنگره با فرض پیروزی دموکراتها در مواردی چون میزان بودجه تسلیحاتی و استیضاح برخی وزرای مهم چون خارجه و دفاع(جنگ) تا حدی می تواند در برابر ترامپ موانعی ایجاد کند.....
👇

این مصاحبه در هجدهم مهرماه بصورت زنده انجام شده است و به موضوع جنگ احتمالی و ساختار کنگره و اهمیت جایگاه رییس جمهور در آمریکا پرداخته است

@bestdiplomacy


T.me/bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

🟣تیموس و سیاست خارجی آمریکا
✍️فرانسیس فوکویاما
🔻۱۲ اکتبر ۲۰۲۶

🔸به نظر می‌رسد مارکو روبیو از نوشته‌های من درباره «شناخته‌شدن» (ارزیابی و به‌رسمیت‌شناخته‌شدن شایستگی) نقل‌قول کرده است، اما آن را درک نمی‌کند.

وزیر امور خارجه، مارکو روبیو، در روز ۷ اکتبر در «پنیکس» (Pnyx) در آتن سخنرانی کرد؛ مکانی درست زیر پارتنون که من نیز چند سال پیش در آنجا سخنرانی کرده بودم.

به نظر می‌رسد یکی از متن‌نویسان او کتاب‌های من را می‌خوانده است، چرا که در هسته اصلی سخنرانی‌اش از «تیموس» (Thymos)(او آن را به صورت thumos حرف‌نویسی می‌کند) به عنوان ارزش محوری تمدن غربی یاد می‌کند.

این سخن تا حدی درست است، اما درک روبیو از این مفهوم بسیار ناقص و دارای ضعف است.

وزیر امور خارجه چنین می‌گوید:

┌──────────────────────────────────────────────────────────┐
[نقل‌قول مارکو روبیو]

«برای یونانیان باستان، تلاش برای رسیدن به تعالی و برتری، اصلِ بنیادینِ وجودِ انسان بود. آنان تمامی زندگی مدنی را حول محور رقابت، جاه‌طلبی و هم‌آوردی سازماندهی کرده بودند: در فلسفه و شعر، در مجسمه‌سازی و نمایشنامه، در ورزش و هنر، و در جنگ و کشورداری. شهرِ کلاسیکِ یونانی، عرصه‌ای بود برای مردان بزرگ تا خود را بیازمایند و اثبات کنند؛ تا پتانسیل خود را از طریق کشمکش مداوم پرورش دهند—برای اینکه بهترین، قوی‌ترین و زیباترین باشند و جان‌فشانی کنند تا هرچه بیشتر به کمال نزدیک شوند.

می‌دانم که برای گوش‌های امروزی، آنچه توصیف کردم و این شیوه از زندگی ممکن است عجیب و حتی بی‌رحمانه به نظر برسد. ایده‌آلِ ایدئولوژی‌های متعددِ زمانه ما، صراحتاً به دنیایی از امنیتِ کامل، خالی از ریسک یا شکست تبدیل شده است؛ دنیایی بدون شکوهِ پیروزی و بدون شرمساریِ شکست...

شهر-دولت‌های یونان باستان پر از شور و اشتیاقِ شدید، رقابت، فرقه‌گرایی و کشمکش بودند. اما از دلِ همین تلاشِ مداوم برای تمایز و برتری بود که شکوفایی بزرگِ هنر، فلسفه، و انرژیِ سیاسی و فکری پدید آمد؛ همان انرژی‌ای که مجموعه‌ای از شهرهای مدیترانه‌ای را به زادگاهِ بزرگ‌ترین تمدنِ جهان تبدیل کرد.

«توموس» (Thumos)، آن‌گونه که یونانیان باستان می‌نامیدند—آتشِ اشتیاق، قدرت، شجاعت و غرور—قلبِ تمدن‌های بزرگ است. و بدون آن؟ بدون آن، ملت‌ها اراده خود برای جنگیدن، اراده برای تلاش کردن و اراده برای بقا را از دست می‌دهند.»

└──────────────────────────────────────────────────────────┘

من در سال ۱۹۹۲ در کتاب پایان تاریخ و انسان آخرین به تفصیل درباره «تیموس» نوشتم و در خاطرات جدیدم با عنوان در قلمرو انسان آخرین دوباره به آن بازگشته‌ام.

تیموس—غرور، غیرت/شورمندی، و میل به به‌رسمیت‌شناخته‌شدن—واقعاً برای تمدن غربی مهم است.

اما روبیو درک بسیار سطحی و تقلیل‌یافته‌ای از آن دارد و نمی‌داند که تیموس چگونه می‌تواند یک تیغ دو لبه باشد.

تیموس نه تنها در هسته تمدن غربی، بلکه همان‌طور که هگل و مفسر او آلکساندر کوژو اشاره کرده‌اند، در هسته کلِ سیاست قرار دارد.

نخستین نبرد خونین میان انسان‌های اولیه، ناشی از میل به سلطه و به‌ رسمیت‌شناخته‌شدن و تمایل به ریسک‌کردن بر سر جان بود.

این نبرد برای سلطه، به جامعه‌ای از اربابان و بردگان منجر می‌شود که در آن هیچ‌یک از دو طرف کاملاً راضی نیستند—برده به دلایل مشخص، و ارباب نیز به این دلیل که توسط کسی به‌رسمیت شناخته شده که صرفاً یک برده است.

راه حل این مشکل در طول زمان تاریخی و با ظهور جامعه‌ای متکی بر به‌رسمیت‌شناختن متقابل و برابرِ همه انسان‌ها شکل می‌گیرد.

چنین جامعه‌ای برای نخستین بار در «اعلامیه حقوق بشر و شهروند» در انقلاب فرانسه و همچنین «منشور حقوق» در قانون اساسی ایالات متحده بیان شد.

هر دو بر یک فکره بنیادین مسیحی استوارند: برابری جهانی همه انسان‌ها در برابر خدا.

جوامع لیبرال، برابریِ کرامتِ انسانی را با اعطا و حمایت از حقوق پایه بشر به‌رسمیت می‌شناسند.

من در کتاب پایان تاریخ و انسان آخرین دو واژه جدید ساختم: ایزوتیمیا (Isothymia) و مگالوتیمیا (Megalothymia).

ایزوتیمیا عبارت است از میل به به‌رسمیت‌شناخته‌شدنِ برابر، که اساساً بنیاد هر دمکراسی مدرنی است.

انسان‌ها هنگامی که مورد بی‌احترامی قرار می‌گیرند یا کرامت بنیادی‌شان کمتر از گروه یا فرد دیگری تلقی می‌شود، جهانی از خشم و سرخوردگی را احساس می‌کنند.

سیاست قطبی‌شده امروز ناشی از ایزوتیمیاست: سیاستِ هویت در جناح چپ بر اساس خواست گروه‌های حاشیه‌ای برای به‌رسمیت‌شناخته‌شدنِ برابر است، و نسخه نوظهور جناح راست بر اساس روایتِ قربانی‌شدنِ سفیدپوستان یا مسیحیان شکل گرفته است.

مگالوتیمیا در مقابل، دو چهره (یقه‌چرکین/دوگانه) دارد.

می‌تواند منبع پیشرفت بشر باشد، یا سرچشمه بزرگ‌ترین جنایات و استبدادهایی که جوامع بشری تحمل کرده‌اند.

وزیر امور خارجه، روبیو، درست می‌گوید که تلاش برای برتر بودن از دیگران، منبع تمام تعالی‌های بشری در هنر، ورزش، اقتصاد یا سیاست است.

اما اراده برای برتر بودن از دیگران می‌تواند به سلطه‌گری، استبداد و جنایات توصیف‌ناپذیر منجر شود.

جورج واشنگتن، آبراام لینکلن و وینستون چرچیل هدایت‌شده توسط مگالوتیمیا بودند—اما هیتلر، استالین و پول پوت نیز دقیقاً همین‌طور بودند.

بنابراین، تیموس یک معمای پیچیده برای دمکراسی‌ها ایجاد می‌کند.

حقوق برابری که توسط یک دولت لیبرال محافظت می‌شود بر ایزوتیمیا (خواستِ به‌رسمیت‌شناختنِ برابرِ کرامت انسانی) استوار است.

اما یک جامعه موفق به تمام دلایلی که روبیو مطرح می‌کند به مگالوتیمیا نیز نیاز دارد: به ریسک‌پذیران، نوآوران و شهروندان شجاعی نیاز دارد که حاضرند به نمایندگی از هم‌نوعان خود بجنگند.

مسئله این است که نخست، فرم‌های خوب و بدِ مگالوتیمیا را از هم تشخیص دهیم، و دوم، این شور و اشتیاق را به سمت فعالیت‌هایی هدایت کنیم که به نفع جامعه بزرگ‌تر باشد.

من در سال ۱۹۹۲ در کتاب پایان تاریخ و انسان آخرین درباره دونالد ترامپ نوشتم.

من به دنبال خروجی‌های مثبت برای مگالوتیمیا بودم و استدلال کردم که یک اقتصاد سرمایه‌داری میل به سلطه‌گری را تخلیه کرده و آن را به سمت تجارت هدایت می‌کند.

هرگز تصور نمی‌کردم که چند دهه بعد، دونالد ترامپ به ثروتمند بودن قانع نباشد، بلکه قدرت سیاسی را نیز بخواهد.

ترامپ نمونه کاملِ یک مگالوتیمیای مهارنشدنی و بی‌حدومرز است.

او نمی‌تواند میان ویژگی‌های خوب و بدی که شایسته تقدیر هستند تمایز قائل شود، و نه کیفیتِ قضاوتِ کسانی که او را تحسین می‌کنند برایش مهم است.

او می‌خواهد چهره‌اش روی کوه راشمور به عنوان یکی از بزرگ‌ترین رؤسای جمهور آمریکا تراشیده شود، اما در عین حال به دنبال تمجیدهای حقیرانه‌تری مانند جایزه صلح نوبل یا ثبت نامش روی مرکز کندی است.

او اخیراً به مگی هابرمن فهرستی از قدرتمندترین حکمرانان تاریخ را نشان داد که به‌وضوح آنان را تحسین می‌کرد و می‌خواست با آنان برابری کند.

این فهرست شامل چنگیز خان، آتیلا، ناپلئون، مائو و استالین بود و حتی نام یک دولتمرد دمکراتیک در آن به چشم نمی‌خورد.

میلِ وزیر روبیو برای باقی ماندن در سمتِ خوبِ رپیس‌جمهورش باعث می‌شود که واقعیت را مانند یک چوب‌شور تاب دهد و تحریف کند.

او از اتحاد میان ایالات متحده و اروپا بر اساس ارزش‌های مشترک سخن می‌گوید، در حالی که چشم خود را بر روی رئیس‌جمهوری می‌بندد که به‌وضوح ولادیمیر پوتین و شی جین‌پینگ را بسیار بیشتر از رهبران کشورهای دمکراتیک تحسین می‌کند.

او از شگفتی‌های علم و فناوریِ خلق‌شده توسط تمدن غربی می‌گوید، در حالی که دولت او بودجه تحقیقات علمی را در سراسر کشور کاهش می‌دهد.

او توافق بر سر گرینلند را جشن می‌گیرد، بدون اینکه به تمایل خود برای قاپیدن آن از دانمارک اشاره کند.

وزیر روبیو، تیموس را بدون توجه به اهدافی که به سمت آن هدایت می‌شود، تحسین می‌کند.

شایسته است او به یاد آورد که زیاده‌روی در مگالوتیمیا بود که آلکیبیادس و آتنی‌ها را به سمت لشکرکشی فاجعه‌بار به سیسیلی کشاند؛ رویدادی که توسیدید توضیح می‌دهد آغازِ شکست آنان در جنگ پلوپونز بود.

وزیر همچنین باید کمی بر روی این خطوط از اعلامیه استقلال تمرکز کند: «ما این حقایق را بدیهی می‌دانیم که همه انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند.»

این اصلِ برابریِ انسان‌ها است—و نه تجلیل از افراد بزرگ—که طی دهه‌ها زیربنای بخش زیادی از سیاست خارجی آمریکا بوده است.

برای همین اصل است که بنیان‌گذاران، و همچنین نسل‌های متوالی از آمریکایی‌ها، سوگند یاد کردند که جان، مال و شرفِ مقدس خود را فدا کنند.

🔻درباره نویسنده:
فرانسیس فوکویاما، پژوهشگر ارشد اولیویه نوملینی در دانشگاه استنفورد است. جدیدترین کتاب او «در قلمرو انسان آخرین» نام دارد. او همچنین نویسنده ستون «صراحتاً فوکویاما» (Frankly Fukuyama) است که از نشریه American Purpose به Persuasion منتقل شده است.

🔻شرح تصویر:
وزیر امور خارجه ایالات متحده، مارکو روبیو، در ۷ اکتبر ۲۰۲۶ در پنیکسِ آتن سخنرانی می‌کند. (عکس: مارک شیفلبین / استخر خبری / ای‌اف‌پی از طریق گتی ایمیجز.)

🔻پیوند به اصل مقاله:
https://open.substack.com/pub/persuasion1/p/thymos-and-american-foreign-policy?utm_source=share&utm_medium=android&r=2sx805
🔻پیوند به این فرسته در
https://x.com/FGhoddoussi/status/2109730683077992702?s=20X:
@BetweenDichotomies

Читать полностью…

دیپلماسی

‍‍  ‍‍  🔵🔴"چند حرفی درباره‌ی حافظ؛ رازهای رند روشنفکر..."

✍ مالک رضایی

حیف است روز بزرگداشت حافظ باشد و سخنی از او به میان نیاید. زبان حافظ، زبانی سمبلیک است؛ به این معنا که سخنش به زبان حال می‌آید و غم و شادی و نگرانی‌های ما را به زبانی بهتر و بلیغ‌تر از زبان خود ما به ما باز می‌گوید.

به‌علاوه سخنش رمزپردازانه است. رمز ماندگاری او به‌رغم آنکه برخلاف سایر سخن‌سرایان ایران، سخن کمتری هم گفته؛ در همین رمزپردازی‌های زبان اوست.

او خود بیش از همه، بر این توانایی خود مباهی و مبتهج است. طوری‌که شاید هیچ سخنوری به اندازه حافظ ازخود ستایش نکرده است و از قضا این ستایش بر خواننده‌اش هم ناخوش نمی‌نماید.

وقتی که می‌گوید همه بیت‌های من بیت‌الغزل معرفت است و مانی نسخه می‌خواهد ز نوک کلک مشکینم و قبول خاطر و لطف و سخن من خداداد است و... بر این توانایی خود تاکید دارد.

ویژگی دیگر او رندی اوست؛ طوری‌که بر سر تربت او چون بگذری همت بخواهی که زیارتگه رندان جهان است آنجا.

ویژگی دیگر وی غرور و سرکشی اوست. دریوزگی در کار و مرام او نیست و هیچ گله‌ای هم از مشرب قسمت ندارد. از نظر وی، طبع چون آب و غزل‌های روان او را بس.

خصوصیت دیگرش طربناکی او و گریز از عبوسی و تندخویی است و غلام همت آن دردی‌کش خوشخوی است. از عبوسی زاهد و صوفی بیزار است. اعتقاد دارد عبوس زهد، هرگز به وجه خمار ننشیند و توصیه می‌کند به آن پشمینه‌پوش تندخویی هم که از عشق نشنیده است بو، از مستی‌اش رمزی بگویید تا ترک هوشیاری کند.

همانطور ویژگی دیگرش پرهیز مطلق از ریاکاری است؛ طوری‌که آن را در ردیف شرک می‌داند و به ریاورزان نهیب می‌زند که ریا و شرک حلال می‌شماری و جام و باده حرام؟!
زهی شریعت و ملت، زهی طریقت و کیش!

ویژگی دیگرش پرهیز از پنهانکاری است و از می خوردن پنهان هرکسی ملول است حافظ و راز دورویی‌ها را می‌خواهد به چنگ و بربط و نی آشکاره کند. آخر تا کی صراحی کشد پنهان و مردم دفتر انگارند؟ عجب دارد که این آتش چرا در دفتر نمی‌گیرد؟!

ویژگی دیگرش جانماز آب نکشیدن اوست و تاکید بر اینکه همه با گناه زاده شده‌اند و وقتی که برق عصیان بر آدم صفی زد، او را چگونه زیبد دعوی بی‌گناهی؟! ساقی بیار آبی از چشمه خرابات، تا خرقه‌ها بشوید از عجب خانقاهی...

ویژگی دیگرش گریز از ملامت است که اگر کسی خوب است و گر بد، بهتر است همگان بیش و پیش از همه، مراقب خودشان باشند که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت و نه‌تنها او از جاده تقوا بدر افتاده و بس، بلکه پدرش نیز بهشت ابد از دست بهشت.

درعین‌حال، اعتقاد دارد که مبادا از جنازه حافظ، کسی قدم دریغ بدارد؛ چراکه گرچه غرق گنه است، می‌برندش به بهشت. گویی خیلی مطمئن است...

ویژگی دیگرش این است که بگوید اگر خیلی‌ها در مسیری قرار گیرند، امکان لغزش دارند و آن‌کس که مدام ملامت می‌کند، ترسم اگر به میخانه بیاید، بر سر کار خرابات کند ایمان را...

و بالاخره مهمترین و حائزاهمیت‌ترین ویژگی وی نقادی اوست. محتسب و مفتی و واعظ و والی و حتی پیرمغان از نقد او در امان نیست.

این یک ویژگی تمام‌عیار روشنفکر است و اگر روشنفکری، پدیده عصر مدرنیته نبود. به‌طورقطع، حافظ را اولین روشنفکر نقاد تاریخ ایران می‌دانستند.

در قیاس با حافظ، سعدی یک ناصح برای وضع موجود است و مولوی در مثنوی یک معلم است؛ اما معلمی نابغه با نبوغی خارق‌العاده و معناگرا.

اما حافظ، نقاد است و عاصی و سرکش و مغرور...
T.me/bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

اگرمی خواهید ملتی را نابود کنید، کم هزینه ترین، راحت ترین و پنهان ترین ابزار، #تورم است.

یک تورم بلندمدت ایجاد کنید. زیرا آرام آرام تمام بنیان های اخلاقی و اقتصادی آن ملت نابود می شود.

✍️ جان مینارد کینز


@bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴تصاویر تکان‌دهنده از میدان تیان‌آن‌من‌ چین

تصاویر تکان‌دهنده و تاکنون منتشرنشده‌ای از وقایع چهارم ژوئن ۱۹۸۹ در میدان #تیان‌آن‌من چین منتشر شده است.

شبکه بریتانیایی ITN تصاویر اصلی این واقعه را که به مدت ۳۰ سال از دسترس عموم دور نگه داشته شده بودند، برای اولین بار منتشر کرده است.

@MohammadParsiii


T.me/bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

🔵🔴نگاهی به آخرین دیدگاه فوکویاما

فایل نشست رونمایی از کتاب جدید فوکویاما با عنوان «در قلمرو آخرین انسان» را که اخیراً در مدرسۀ اقتصاد و علوم سیاسی لندن برگزار شده است می‌توانید در اینجا بشنوید (فایل). کتاب دربارۀ مسیر تحول زندگی، مواضع، و چرخش فکری او طی پنج دههٔ اخیر است.

#فوکویاما در این کتاب توضیح داده که چگونه تحت تأثیر تحولات سیاسی و اقتصادی از نظریۀ «پایان تاریخ» عبور کرده و دیگر آیندۀ لیبرال‌دموکراسی را تضمین‌شده نمی‌داند.


او که زمانی از ایدئولوگ‌های جریان راست آمریکا شناخته می‌شد، امروزه خود را یک سوسیال‌دموکرات می‌داند و بر ضرورت بازتوزیع ثروت و تقویت اتحادیه‌های کارگری تأکید می‌کند.

او می‌گوید دو باور عمیق داشته که هر دو در تحولات این سال‌ها مخدوش شده‌اند: باور به اینکه مداخلۀ نظامی آمریکا می‌تواند به گسترش دموکراسی کمک کند، و باور به بازار آزاد حداکثری؛ نتایج حملۀ نظامی آمریکا به عراق باور اول، و بحران مالی ۲۰۰۸ باور دوم را گسسته است. او روی کار آمدن ترامپ در آمریکا را نشانه‌ای از وضعیت شکنندۀ دموکراسی در بازار آزاد می‌داند و تأکید می‌کند که جوامع باید نهادهای معتبری برای کنترل بازار و حفظ ظرفیت‌های نهادی دموکراسی داشته باشند.

@yousefimohammadreza




@bestdiplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی

📌نقش انتخابات میان دوره‌ای کنگره در وضعیت جنگ

🎙با حضور اکبر مختاری، کارشناس مسائل آمریکا در برنامه «پرگار»

🗓امشب | ⏰ 21:30 | تلویزیون اینترنتی مدار

🔹پخش زنده مدار در آپارات و روبیکا:
🔸 Aparat.com/MADAAR_TV/live?refererRef=channel_page
🔸 Rubika.ir/Madaar_Media

Читать полностью…
Subscribe to a channel