utopianist_nasravi | Unsorted

Telegram-канал utopianist_nasravi - اتوپیانیست | محمد نصراوی

3323

«من هستم، ما هستیم و این کافی است» ارنست بلوخ • اتوپیا • امید • آگاهی برای ارتباط با ما 🔻 https://zil.ink/utopianist

Subscribe to a channel

اتوپیانیست | محمد نصراوی

📚 معرفی کتاب

عنوان: «من و تو»
✍🏼 نویسنده: مارتین بوبر

سال ۱۹۲۳، فیلسوفِ یهودیِ اهلِ وین کتابی نوشت به نازکیِ یک جزوه و به سنگینیِ یک عمر. حرفش این است که آدمی دو جور با جهان روبه‌رو می‌شود: «من–آن» و «من–تو». در نسبتِ «من–آن»، دیگری چیزی است برای من: به کاری می‌آید، اطلاعاتی می‌دهد، لذتی می‌رساند. در نسبتِ «من–تو»، دیگری هیچ «چیزی» نیست؛ حاضر است، تمام‌قد — و من در برابرش تمام‌قد حاضرم.

بوبر نمی‌گوید «من–آن» بد است؛ می‌گوید زندگی بی‌آن نمی‌چرخد، اما هر که تنها با «آن» زندگی کند، هنوز به انسان‌بودنِ خود نرسیده. و هشدارش انگار برای قرنِ ما نوشته شده: هر چه واسطه‌ها بیشتر، لغزیدن از «تو» به «آن» آسان‌تر. مخاطبی که فقط پروفایل است و پیامی که فقط اعلان، هنوز «تو» نشده است.

در هفته‌ای که از تنهاییِ متصل حرف می‌زنیم، این کتابِ کوچک شاید دقیق‌ترین قطب‌نما باشد.

🆔 @nasravi_com

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

#اتوپیا_و_هوش_مصنوعی — قسمت چهاردهم

قسمتِ پیش مارکوزه نشانمان داد که برای رام‌کردنِ آدم لازم نیست رفتارش را بسازند؛ کافی است خواسته‌هایش را بسازند. امشب سراغِ متفکری می‌رویم که یک قدمِ دیگر عقب رفت و گفت: قصه از این هم بزرگ‌تر است. مسئله نه این ابزار است و نه آن شرکت و نه حتی آن نظام؛ خودِ «تکنیک» به محیطِ زندگی بدل شده و منطقِ خودش را پیش می‌برد — و ما مثلِ ماهی در آبِ آن شناوریم.

ژاک الول (۱۹۱۲–۱۹۹۴) در بوردوی فرانسه حقوق درس می‌داد؛ در سال‌های اشغال عضوِ نهضتِ مقاومت بود و به یهودیانِ گریخته پناه می‌داد. در ۱۹۵۴ کتابی نوشت که سال‌ها کسی جدی‌اش نگرفت و امروز از بیشترِ کتاب‌های سالِ ما تازه‌تر است: «جامعه‌ی تکنولوژیک».

«تکنیک» نزدِ الول ماشین نیست؛ ماشین فقط آشکارترین چهره‌ی آن است. تکنیک یعنی مجموعِ روش‌هایی که در هر قلمرویی «کارآمدترین»‌اند — و این منطق دیگر از کارخانه بیرون زده: به اداره رسیده، به تبلیغات، به آموزش، به تفریح، حتی به رابطه. الول سه صفت برایش می‌شمارد که هر سه امروز آشناتر از دیروزند. تکنیک خودافزاست: هر مشکلی که می‌سازد، با تکنیکِ بیشتری «حل» می‌شود. خودمختار است: نمی‌پرسد «باید؟»، فقط می‌پرسد «می‌شود؟» — و هر چه بشود، دیر یا زود می‌شود. و تک‌معیار است: در دادگاهِ تکنیک فقط یک قانون هست — کارایی — و هر چیزی که به آن دادگاه پا بگذارد با همان یک قانون سنجیده می‌شود؛ حتی چیزهایی که با آن قانون از اساس بیگانه‌اند: بازی، آموزش، دوستی.

نتیجه را الول در تصویری می‌گوید که مو بر تن راست می‌کند: در جامعه‌ی تکنولوژیک، این ماشین نیست که به قامتِ انسان درمی‌آید؛ انسان است که به قامتِ ماشین بریده می‌شود.

چرخش به امروز؟ الول این‌ها را وقتی نوشت که نه اینترنتی بود، نه گوشی‌ای، نه مدلِ زبانی‌ای. اما توصیفش انگار صورت‌جلسه‌ی دیروزِ ماست: هر ابزارِ تازه با «می‌شود» از راه می‌رسد و پرسشِ «برای چه» همیشه بعد از نصب به ذهنمان می‌رسد — اگر برسد. من که نانم را از همین ابزارها درمی‌آورم، درسِ الول را این‌طور برای خودم ترجمه کرده‌ام: تکنیک همه‌ی پرسش‌ها را بلد است جز یکی. «چطور» را از ما بهتر جواب می‌دهد؛ «برای چه» را نمی‌فهمد. پس هر جا آن پرسش هنوز پرسیده می‌شود، هنوز آدمی آن‌جاست.

و نخِ این هفته‌ی ما هم از همین‌جا می‌گذرد: حتی نزدیکی‌مان به هم تکنیکی شده است. پیام «کارآمدتر» از تماس است و تماس «کارآمدتر» از دیدار — و ما پله‌پله، به حکمِ همان یک قانون، از صدا و صورتِ هم دور شده‌ایم.

سؤالی که این قسمت با من می‌ماند: کدام کار را هنوز عمداً به روشِ ناکارآمدترش انجام می‌دهید — و اگر روزی آن را هم «بهینه» کنید، چه چیزی از دست می‌رود؟

قسمتِ بعد سراغِ کشیشِ سرکشی می‌رویم که تشخیصِ الول را پذیرفت اما تسلیمش نشد؛ می‌پرسید: ابزاری که آدم را بزرگ کند، نه کوچک، چه شکلی است؟ ایوان ایلیچ و «ابزارهای همایش‌پذیر».

🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
⭕ اتوپیا، امید، آگاهی ...

🆔 @nasravi_com

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

رپلیت بی‌سر‌و‌صدا مغز اصلی سیستم کدنویسی‌اش را عوض کرد.

مدل‌های OpenAI پیش‌فرض جدید پلتفرم رپلیت شدند
مدیرعامل رپلیت اعلام کرد که OpenAI به عنوان ارائه‌دهنده مدل پیش‌فرض، جایگزین آنتروپیک شده است. البته دسترسی کاربران به مدل‌های کلود همچنان روی این پلتفرم حفظ می‌شود.
منبع: TechCrunch

اگر برای نوشتن و بررسی کدها از رپلیت استفاده می‌کنید، ممکن است سبک پاسخ‌ها کمی فرق کند. اگر به منطق کلود عادت کرده بودید، در تنظیمات پروژه می‌توانید مدل را دستی به حالت قبل برگردانید.

کوتاه‌تر:
🔹 آنتروپیک به یک ناظر خارجی دسترسی سطح کارمندی داده تا بتواند بدون نیاز به تأیید این شرکت، گزارش‌هایش را منتشر کند. · Ars Technica
🔹 دیجیاتو نوشت اپل دلیل ورود دیرهنگام به سخت‌افزار اختصاصی خانه هوشمند را انتظار برای بلوغ سیری اعلام کرده است. · دیجیاتو

🌐 تازه‌ترین گزارشِ سایت: Kling 4.0 آمد؛ برداشت ۳۰ ثانیه‌ای

🆔 @nasravi_com
#خبر_هوش_مصنوعی

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🖋 جستارک

مادرم هنوز زنگ می‌زند. نسلِ من پیام می‌دهد. و به این عادت اسمِ «ملاحظه» داده‌ایم: مزاحمِ کسی نشویم، هر وقت خواست جواب بدهد. اما راستش را که بگویم، آن‌که راحت‌تر می‌شود منم، نه او: پیام را می‌شود سبک‌سنگین کرد، پاک کرد، از نو نوشت. صدا اما لخت است؛ لرزش دارد، مکث دارد، وسطش نمی‌شود «ادیت» زد.

چیزی در این جابه‌جایی از دست می‌رود که در هیچ متنی جا نمی‌شود. نوشته می‌گوید چه گفتی؛ صدا می‌گوید در چه حالی گفتی. «خوبم»ِ تایپ‌شده یک کلمه است؛ «خوبم»ِ پشتِ تلفن گاهی اعتراف است، گاهی بغض، گاهی هم واقعاً خوبم. ما کارآمدترین شکلِ ارتباط را انتخاب کرده‌ایم — و کم‌خون‌ترینش را.

و شاید «انتخاب» هم کلمه‌ی دقیقی نباشد. فردا شب سراغِ متفکری فرانسوی می‌رویم که می‌گفت در زمانه‌ی ما انتخاب‌ها را «کارایی» برایمان انجام می‌دهد، پیش از آن‌که بپرسیم چه چیزی را داریم وا می‌گذاریم: ژاک الول و «جامعه‌ی تکنولوژیک».

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🖋 جستار

سه‌شنبه‌ی هفته‌ی پیش خبرِ خوبی به من رسید؛ از آن خبرها که آدم دلش می‌خواهد بلند بگوید. گوشی را برداشتم و در فهرستِ مخاطب‌ها پایین رفتم: سیصد و چند اسم. جلوی چندتایی مکث کردم — این یکی حتماً سرِ کار است، آن یکی چند ماه است بی‌خبریم و شروعِ دوباره سخت است، آن دیگری را این وقتِ شب نمی‌شود... آخرش خبر را استوری کردم. تا نیمه‌شب هفتاد قلب آمد و دو سه «مبارکه». و من نشسته بودم وسطِ آن‌همه واکنش، با خبری که هنوز به هیچ‌کس نگفته بودمش.

شری ترکل، پژوهشگری که سال‌هاست در MIT نسبتِ آدم و تکنولوژی را تماشا می‌کند، اسمِ کتابش را گذاشته «تنها با هم». حرفِ اصلی‌اش یک جمله است و از هزار صفحه سنگین‌تر: از تکنولوژی بیشتر و بیشتر انتظار داریم، و از همدیگر کمتر و کمتر. و توضیحش از خودِ حرف تکان‌دهنده‌تر است: ما به ارتباطِ آنلاین پناه نمی‌بریم چون بی‌کسیم؛ پناه می‌بریم چون ارتباطِ واقعی زیادی از ما می‌خواهد. آدمِ واقعی وسطِ حرفت می‌پرد، وقتِ بدی زنگ می‌زند، جوابی می‌دهد که انتظارش را نداری. پیام اما اهلی است: هر وقت بخواهی می‌آید، هر جور بخواهی ویرایش می‌شود، هر وقت نخواهی تمام می‌شود.

ما ارتباط را برداشته‌ایم و لبه‌های تیزش را سوهان زده‌ایم — و حالا چیزی در دست داریم صاف و بی‌خطر و کم‌جان. گمان می‌کنم تنهاییِ تازه‌ی ما از بی‌کسی نیست؛ از همین سوهان‌کاری است. پیوند، زورش به همان لبه‌هاست: به این‌که کسی بی‌اجازه واردِ لحظه‌ات شود و تو راهش بدهی. سیصد مخاطب داشتن و شماره‌ای برای گرفتن نداشتن، تناقض نیست؛ کارنامه‌ی همین معامله است.

آن خبر را فردایش تلفنی به دوستی گفتم. وسطِ حرفم پرید، سؤالِ بی‌ربط پرسید، و آخرش چیزی داشت که هیچ استوری‌ای ندارد: صدایش واقعاً خوشحال بود.

🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
⭕ اتوپیا، امید، آگاهی ...
🆔 @nasravi_com

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🕐🕐🕐🕐🕐🕐🕐🕐🕐🕐🕐

🛎کانال vip #رایگان شد !

پکیج های آموزشی #برنامه_نویسی ، #هک و #امنیت #دانشگاهی و کتاب خانه و کلی دوره های دیگه رو #رایگان گذاشته توی کانال 👇✅
#قیمت پکیج های آپلود شده بالای 300 میلیونه 😍
/channel/addlist/YYg8JR9zeBA1YmRk
اینم لینک کانال فقط سریع عضو بشید 👆
🆕🆕🆕🆕🆕🆕🆕🆕🆕🆕🆕
برای شرکت در تبادل پیام بدین

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

جمعه‌ست 🙂

این هفته یه قرارِ کوچیک با خودم گذاشتم: روزی یه کارِ بی‌فایده. مثلا سه‌شنبه بعد از کار، بیست دقیقه فقط ابرا رو نگاه کردم. هیچی ازش درنیومد، هیچ عکسی هم نگرفتم. ولی شبش انگار یه اتاقِ اضافه تو سرم باز شده بود.

تمرین این آخرهفته: یه کارِ بی‌فایده برای خودتون. نه برای استوری، نه برای رزومه، نه حتی برای «آروم شدن». فقط برای خودش 😁

هوای همدیگه رو داشته باشیم. جمعه‌تون آروم.


🆔 @nasravi_com

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🎬 یک کانالِ دیگر هم دارم

در «نقد» هر روز یک درسِ کوتاهِ سینما می‌گذارم — از اینکه یک نما چطور ساخته می‌شود تا اینکه چرا بعضی فیلم‌ها سال‌ها با آدم می‌مانند.

این هفته این پست بیشترین خواننده را داشت:
«ساختارِ سه‌پرده‌ای»
/channel/naghd_ir_rise/465

اگر سینما را فقط تماشا نمی‌کنی و دوست داری بفهمی‌اش، سر بزن:
🔹 @naghd_ir_rise

🆔 @nasravi_com

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🎵 موسیقیِ صبح

«مهتاب» (Clair de lune) — کلود دبوسی

دبوسی این قطعه را در جوانی، حدودِ ۱۸۹۰، نوشت و سال‌ها بعد در ۱۹۰۵ در «سوئیتِ برگاماسک» منتشر کرد؛ عنوانش را از شعری از پل ورلن گرفت. چند دقیقه پیانو که هیچ ادعایی ندارد، چیزی نمی‌آموزد، به هیچ کاری نمی‌آید — و صد و بیست سال است شب‌های آدم‌ها را قابلِ سکونت می‌کند.

برای هفته‌ی بی‌فایدگیِ ضروری، شنیدنش خودِ تمرین است: چیزی که فقط زیباست، و همین کافی است.

🆔 @nasravi_com


https://www.youtube.com/watch?v=XpVX2AwPDmE&t=2s

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🎬 معرفی فیلم

«پترسون» (Paterson) — ساخته‌ی جیم جارموش، ۲۰۱۶

پترسون راننده‌ی اتوبوس است در شهری که اسمش هم پترسون است. هر روز یک مسیر، یک ساندویچ، یک پیاده‌روی با سگ. و در فاصله‌ها، در دفترچه‌ای که به هیچ‌کس نشانش نمی‌دهد، شعر می‌نویسد. نه چاپی در کار است، نه مسابقه‌ای، نه حتی رؤیای دیده‌شدن. شعر برای او مثل نفس‌کشیدن است، نه مثل شغلِ دوم.

جارموش با این فیلمِ آرام چیزی را نشان می‌دهد که کمتر فیلمی جرئتش را دارد: زندگیِ کسی که هنرش هیچ فایده‌ای ندارد و همان هنر، ستونِ فقراتِ روزهایش است. و وقتی بدترین اتفاقِ ممکن برای دفترچه می‌افتد، فیلم به جای فاجعه آرام‌ترین جمله‌اش را می‌گوید: گاهی صفحه‌ی خالی، بیشترین امکان است.

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

📚 معرفی کتاب

عنوان: «نامه‌هایی به شاعری جوان»
✍🏼 نویسنده: راینر ماریا ریلکه

سال ۱۹۰۳، دانشجوی جوانی به نام فرانتس کاپوس شعرهایش را برای ریلکه فرستاد و پرسید: خوب‌اند؟ ریلکه در جواب چیزی نوشت که هنوز، بعد از صد و بیست سال، سؤالِ هر آدمی را که چیزی می‌سازد جابه‌جا می‌کند: از بیرون نپرس. در دلِ شب از خودت بپرس آیا اگر ننویسم، می‌میرم؟

ده نامه‌ی این کتابِ کوچک درباره‌ی شعر است و درباره‌ی شعر نیست؛ درباره‌ی هر کاری است که ارزشش را از بازارش نمی‌گیرد. ریلکه به جوان می‌گوید عجله نکن، مقایسه نکن، و سنجش را از دستِ دیگران پس بگیر — حرفی که در روزگارِ لایک و بازدید، از روزگارِ خودش هم لازم‌تر شده.

برای هفته‌ای که از چیزهای بی‌فایده و ضروری حرف می‌زنیم، کتابی مناسب‌تر از این پیدا نکردم.

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
توجه!!!! این کانال های VIPرو از دست نده 📣
هزینه عضویت در این کانال ها نفری 5 میلیون ورودی هست !!📣
لینکشونو پیدا کردم به صورت رایگان برا نیم ساعت فری میزارم 📣📣👇
📎
/channel/addlist/YYg8JR9zeBA1YmRk

🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

#از_کار_واقعی

برای یک شیرینی نارگیلی، تبلیغی ۲۴ ثانیه‌ای ساختیم که همه‌چیزش از کاموا بافته شده: آدم‌ها، استخر، نخل‌ها، ابرها، حتی بشقاب شیرینی.

سهم من طراحی شخصیت‌ها و دنیای فیلم بود و ساختن تصویرها و نماها با هوش مصنوعی. دو دوست بافتنی کنار استخر: یکی با ژاکت طوسی و کلاه، یکی با شال صورتی. یک عصر تابستانی که با شیرینی خوردنِ دونفره تمام می‌شود.

یک قاعده در کل فیلم برقرار است: همه‌چیز کاموست جز خود بسته. بسته در همهٔ نماها همان بستهٔ چاپی می‌ماند. وقتی دنیای اطراف این‌قدر نرم و پشمی است، محصول بدون هیچ تأکیدی در یک نگاه دیده می‌شود.

فیلم و روند ساختش:
https://nasravi.com/?p=1807

🌐 nasravi.com
🆔 @nasravi_com

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🖋 جستارک

چهارشنبه عصر، بی‌دلیل، یک ایستگاه زودتر پیاده شدم و باقی راه را قدم زدم. ده دقیقه نگذشته بود که صدایی در سرم شروع کرد: «داری وقت تلف می‌کنی. این نیم‌ساعت را می‌شد پادکست گوش داد، ایمیل‌ها را جواب داد...» جالب این‌جاست که هیچ‌کس منتظرِ آن ایمیل‌ها نبود. حسابرسِ درونم فقط طاقتِ دیدنِ یک ساعتِ بی‌خروجی را نداشت.

بایونگ‌چول هان جایی می‌گوید ما فراغت را هم به پروژه تبدیل کرده‌ایم: تعطیلات باید «بازدهی» داشته باشد، تفریح باید مستند شود، استراحت شده «ریکاوری» — یعنی خدمتکارِ کار. آن نیم‌ساعت پیاده‌روی به هیچ کاری نیامد؛ و شاید سال‌هاست هیچ نیم‌ساعتی به اندازه‌اش مالِ خودم نبوده.

فردا شب سراغِ فیلسوفی می‌رویم که می‌گفت این فقط عادتِ من و تو نیست؛ نظمی است که از خواسته‌هایمان نان می‌خورد: هربرت مارکوزه و «انسانِ تک‌ساحتی».

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

«همه‌ی هنر یکسره بی‌فایده است.»

— اسکار وایلد، دیباچه‌ی «تصویر دوریان گری»

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

💗💗💗 ©️💗🅰💗💗💗💗

لیستی از بهترین کانال های VIPپولی تلگرام که برای چند دقیقه به صورت رایگان در اختیار شما عزیزان قرار گرفت ⏳⏳⬇️⬇️

/channel/addlist/YYg8JR9zeBA1YmRk
🔴🟠🟡🟢🔵🔴⚪️
برای شرکت در تبادل پیام بدین

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

اولین ایده‌ای که هوش مصنوعی می‌دهد، معمولاً معمولی‌ترین جواب است.

چت‌بات‌ها طوری طراحی شده‌اند که عمومی‌ترین پاسخ را تحویل دهند. اگر همان اولین پیشنهاد را بردارید، خروجی کارتان معمولی می‌شود و بین بقیه خروجی‌ها گم می‌شود.

به نظرم بهترین کار این است که هوش مصنوعی را مجبور کنید هم‌زمان سه مسیر متفاوت را امتحان کند. به‌جای یک پاسخ، از او سه نسخه با سه زاویه دید بگیرید. وقتی چند گزینه جلوی شماست، می‌توانید بهترین تکه‌های هر کدام را دست‌چین و با هم ترکیب کنید. این روش در تمام چت‌بات‌ها کار می‌کند.

پرامپت:
«برای این محصول سه شعارِ تبلیغاتی بنویس: یکی شوخ، یکی احساسی، یکی خیلی ساده و مستقیم.»

این ترفند موقع نوشتن ایمیل، انتخاب اسم، یا ایده‌پردازی خیلی به کار می‌آید. دیدن سه رویکردِ مختلف ذهن شما را باز می‌کند تا سریع‌تر به نتیجه‌ی اصلی برسید.

🆔 @nasravi_com · #ترفند_هوش_مصنوعی

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

☀️ سطرِ صبح

ماهی آخرین موجودی است که آب را کشف می‌کند.
ما هم دیگر از تکنیک «استفاده» نمی‌کنیم؛ در آن شنا می‌کنیم.

(امشب، قسمت چهاردهمِ «اتوپیا و هوش مصنوعی»: ژاک الول و «جامعه‌ی تکنولوژیک».)

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

#از_کار_واقعی

نوشتم «یک عکسِ قشنگ از قهوه» و Gemini معمولی‌ترین حالت را داد: افقی، شلوغ، با یک آدمِ غریبه.

هر جای خالیِ دستور، تصمیمی است که ماشین به جای ما می‌گیرد. استودیوی جیبی را برای همین ساختم: نُه تصمیمِ یک آرت‌دایرکتور، و آخرش دستورِ آماده برای ChatGPT، Gemini یا Flux. عکسِ دومِ ویدیو با همین دستور ساخته شده.

🔹 رایگان و بدونِ ثبت‌نام
🔹 دستورِ فارسی یا انگلیسی
🔹 ستِ سه‌تاییِ هم‌خانواده

امتحانش کن:
https://nasravi.com/fa/ساخت-پرامپت-عکس/

🌐 nasravi.com
🆔 @nasravi_com

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

☀️ سطرِ صبح

در گوشی‌ام سیصد و چند مخاطب هست؛ و شب‌هایی هست که شماره‌ای برای گرفتن نیست.
این هفته از تنهاییِ تازه‌ای حرف می‌زنیم که در آن هیچ‌کس «تنها» نیست.

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

❓ پرسشِ هفته

این هفته گفتیم چیزهایی هست که به هیچ دردی نمی‌خورند و بی‌آن‌ها زندگی به دردی نمی‌خورد؛ از وایلد شنیدیم که هنر یکسره بی‌فایده است؛ از مارکوزه شنیدیم که خواستن را می‌شود کاشت؛ و بر آنچه نگه‌مان می‌دارد اسم گذاشتیم: بی‌فایدگیِ ضروری.

حالا سؤالِ این جمعه:

کدام کارِ بی‌فایده است که اگر از زندگی‌تان بردارند، دیگر خودتان نیستید؟ چیزی که هیچ خروجی‌ای ندارد و برایتان عزیز است: گلدانی، دفترچه‌ای، مسیری، قطعه‌ای... و اگر دوست داشتید بنویسید آخرین بار کی برایش وقت گذاشتید.

کامنت‌ها باز است. فهرستِ همدیگر شاید یادمان بیندازد چه چیزهایی را داریم از قلم می‌اندازیم.

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🕯 گزین‌گویه

«زیبایی حقیقت است و حقیقت زیبایی — این تمامِ آن چیزی است که بر زمین می‌دانید، و تمامِ آنچه باید بدانید.»

— جان کیتس، «چکامه‌ای برای گلدانِ یونانی»، ۱۸۱۹


🆔 @nasravi_comi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🎼 Debussy: Clair de lune ∙ hr-Sinfonieorchester ∙ Alain Altinoglu


🎵 موسیقیِ صبح

«مهتاب» (Clair de lune) — کلود دبوسی

دبوسی این قطعه را در جوانی، حدودِ ۱۸۹۰، نوشت و سال‌ها بعد در ۱۹۰۵ در «سوئیتِ برگاماسک» منتشر کرد؛ عنوانش را از شعری از پل ورلن گرفت. چند دقیقه پیانو که هیچ ادعایی ندارد، چیزی نمی‌آموزد، به هیچ کاری نمی‌آید — و صد و بیست سال است شب‌های آدم‌ها را قابلِ سکونت می‌کند.

برای هفته‌ی بی‌فایدگیِ ضروری، شنیدنش خودِ تمرین است: چیزی که فقط زیباست، و همین کافی است.

🆔 @nasravi_com


https://www.youtube.com/watch?v=XpVX2AwPDmE&t=2s

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

«به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست»

— سعدی

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🖋 جستارک

برای آنچه این هفته دورش می‌گردیم اسمی می‌گذارم: بی‌فایدگیِ ضروری (Necessary Uselessness).

بی‌فایده یعنی بیرون از حساب‌وکتاب: کاری که خروجی ندارد، رزومه را سنگین نمی‌کند، به هیچ هدفی خدمت نمی‌کند. شعرِ از بر کردن، گلدانِ آب‌دادن، پیاده‌رویِ بی‌مقصد، دوستی‌ای که «شبکه‌سازی» نیست. و ضروری یعنی بی‌آن، آدم نمی‌میرد اما چیزی در او می‌میرد: همان عضوی که با آن زنده‌بودن را حس می‌کنیم، نه فقط زنده‌ماندن را.

نکته این‌جاست که این دو صفت به هم محتاج‌اند. تا چیزی بی‌فایده نباشد، نمی‌تواند پناه باشد؛ هر چیزِ مفید بالاخره تو را به همان چرخه‌ای برمی‌گرداند که از آن گریخته‌ای. و چون بی‌فایده است، در هر تنگنایی اول قربانی می‌شود — از برنامه‌ی روز حذفش می‌کنیم، مثل شهری که در قحطی، اول باغچه‌های گلش را سیب‌زمینی می‌کارد.

مراقبِ سهمِ بی‌فایدگی‌مان باشیم؛ ضروری است.

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

⭕️‌فوری و رسمی/اینترنت کل کشور چند روز دیگه قراره سراسری ملی بشه❗️

🌐‌پروکسی‌های زیر #روسی هستن و هیچوقت قطع نمیشن حتما استفاده کنید تا اینترنت داشته باشید👇
Хэдоецфпилщнувяситьбджэээхгиуцйтбюкеглхэбсяыфцкаогшлэхзгор45полемХэдоецфпилщнувяситьбджэээхгиуцйтбюкеглхэбсяыфцкаогшлэхзгор45полем

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

#اتوپیا_و_هوش_مصنوعی — قسمت سیزدهم

قسمتِ پیش در «والدن دو»ی اسکینر دیدیم که رفتار را می‌شود مثل باغچه‌ای مهندسی کرد. امشب سراغِ فیلسوفی می‌رویم که یک قدم عقب‌تر ایستاد و گفت: لازم نیست کسی رفتارت را بسازد؛ کافی است خواسته‌هایت را بسازند — باقی را خودت با کمالِ میل انجام می‌دهی.

هربرت مارکوزه، فیلسوفِ آلمانی‌تبارِ مکتبِ فرانکفورت، از آلمانِ نازی گریخته بود و در آمریکا چیزی را از نزدیک تماشا می‌کرد که برایش از سرکوبِ آشنا غریب‌تر بود: جامعه‌ای که با رفاه رام می‌کند، نه با ترس. در ۱۹۶۴ «انسانِ تک‌ساحتی» را نوشت — کتابی که چند سال بعد کتابِ بالینیِ جنبش‌های دانشجویی شد.

حرفش از همان صفحه‌های اول تکان‌دهنده است: بر تمدنِ صنعتیِ پیشرفته «ناآزادیِ راحت، هموار، معقول و دموکراتیکی» حاکم است. نظام نیازهایی در ما می‌کارد — نیازهای کاذب — و بعد با برآوردنِ سخاوتمندانه‌شان ما را به خودش گره می‌زند. آدمی که «خودش را در کالاهایش بازمی‌شناسد» دیگر دلیلی برای شوریدن ندارد؛ و هر «نه»ای هم که بگوید، نظام جذبش می‌کند و به خودش برمی‌گرداند — شورش تی‌شرت می‌شود و اعتراض، ژانرِ تبلیغات. این است انسانِ تک‌ساحتی: آدمی که ساحتِ دومش — توانِ تصورِ اینکه جورِ دیگری هم می‌شود — تحلیل رفته است.

و مارکوزه روزنه را کجا می‌دید؟ در آنچه «امتناعِ بزرگ» می‌نامید — و در هنر. اثرِ هنریِ اصیل چون به هیچ کاری نمی‌آید و چیزی نمی‌فروشد، تنها جایی است که هنوز می‌شود از آن به این زندگی «نه» گفت؛ زیبایی یادِ آدم می‌اندازد که واقعیتِ موجود، تمامِ واقعیت نیست. (این هفته‌ی «بی‌فایدگی» بی‌دلیل کنارِ مارکوزه ننشسته.)

چرخش به امروز را خودتان حدس زده‌اید. مارکوزه از تبلیغاتِ انبوه می‌ترسید؛ نیازِ کاذبِ زمانه‌ی او برای میلیون‌ها نفر یک‌جا دوخته می‌شد. نیازِ کاذبِ زمانه‌ی ما سفارشیِ تن‌خورِ تک‌تک‌مان است: الگوریتمی که سلیقه‌ام را پیش از خودم می‌داند، ویترینی که برای ضعف‌های من چیده می‌شود. و من که نانم را از ساختنِ تصویرهای خواستنی درمی‌آورم، این را از همه نزدیک‌تر می‌بینم — پرسشِ مارکوزه هر روز سرِ میزِ کارم نشسته است: این خواستنی که می‌سازم، جوابِ نیازی است یا سازنده‌ی آن؟

سؤالی که این قسمت با من می‌ماند: از کجا بفهمم خواسته‌ای مالِ خودِ من است؟ شاید نشانه‌اش این باشد: نیازِ کاذب با برآورده‌شدن بزرگ‌تر می‌شود؛ خواستِ اصیل با برآورده‌شدن آرام می‌گیرد.

قسمتِ بعد سراغِ متفکری فرانسوی می‌رویم که می‌گفت مسئله دیگر این ابزار و آن ابزار نیست؛ «تکنیک» خودش محیطِ زندگی شده و منطقِ خودش را پیش می‌برد: ژاک الول و «جامعه‌ی تکنولوژیک».

🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
⭕ اتوپیا، امید، آگاهی ...
🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

☀️ سطرِ صبح

از کجا معلوم چیزی که امروز «می‌خواهم»، خواسته‌ی خودِ من باشد — نه سفارشی که برایم نوشته‌اند؟

(امشب، قسمت سیزدهمِ «اتوپیا و هوش مصنوعی»: هربرت مارکوزه و «انسانِ تک‌ساحتی».)

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

#از_کار_واقعی

فهرست‌های «نمونه‌های تبلیغ با هوش مصنوعی» را که می‌خوانی، تقریباً هیچ‌کدام منبع ندارند. نتیجه هم ندارند. شکست‌ها را هم نمی‌گویند.

برای همین دوازده تبلیغ را برداشتم که نتیجه‌شان عمومی است و هر کدام را با منبع تاریخ‌دار نمره دادم.

الگو روشن بود. آن‌هایی که جواب دادند، ابزار را پشت یک ایده گذاشته بودند: برای شخصی‌سازی، نسخه‌سازی یا کم کردن هزینه. آن‌هایی که شکست خوردند، خودِ هوش مصنوعی را موضوع تبلیغ کرده بودند. مک‌دونالدز هلند تبلیغ کریسمسش را چند روز بعد از انتشار پایین کشید.

یک قانون را هم از کار خودم اضافه کردم: مدل هیچ‌وقت بسته‌بندی را نمی‌کشد. و ۶۰ تا ۷۰ درصد برداشت‌ها را رد می‌کنم. هزینهٔ واقعی این کار همین است.

مقاله، با هر دوازده نمونه و منبع‌هایش:
https://nasravi.com/ai-creative-insights/ai-ad-examples-that-worked/

🌐 nasravi.com
🆔 @nasravi_com

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

بخاطره شرایط اقتصادیVIP ما رایگان شد🎁🙏

Читать полностью…
Subscribe to a channel