8355
📢 Ad (تبلیغ): @SasanianAdv 🏛 Sasanian Empire studies, featuring content from reputable online academic sources. 🌐 Our Other Channels: @TheMedes (مادها) @Achapedia (هخامنشیان) @ArsacidEmpire (اشکانیان)
🔸ایرانیان و عربها از پیش از اسلام تا عصر فتوح
✍🏻 نوشتۀ عنایتالله فاتحینژاد
🔺این نوشتار برگرفته از جلد ششم تاریخ جامع ایران (تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۹۳) تحت عنوان «از سقوط ساسانیان تا حکومتهای محلی شرق ایران» است.
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
📕بررسی مقایسهای عوامل تداوم دین بودایی و زوال دین زرتشتی در چین باستان
✍🏻 امین یزدخواستی و حمیدرضا پاشازانوس
«بنا بر شواهد تاریخی و منابع چینی، ایرانیان دینهای بودایی و زرتشتی را به چین وارد کردند. پژوهشهای پیشین در این حوزه عمدتاً به شرح نحوۀ ورود این ادیان به چین بسنده کردهاند و به بررسی عمیق علل تداوم دین بودایی و زوال دین زرتشتی از اواسط قرن نهم میلادی به بعد نپرداختهاند. این پژوهش با اتکا به روش کتابخانهای و مطالعۀ مقایسهای دادههای تاریخی استخراجشده از منابع چینی، برای نخستین بار به واکاوی علل تداوم دین بودایی و زوال دین زرتشتی در چین باستان میپردازد. فرضیۀ اصلی پژوهش آن است که دین بودایی بهدلیل انطباق و همگونی با تفکر و جامعۀ چینی و عدم رویکرد سیاسی، بهویژه از قرن نهم میلادی تا به امروز در این سرزمین تداوم یافته است. در مقابل، دین زرتشتی بهدلیل ناهمگونی آموزهها و مناسک دینی با فرهنگ و شاخصههای فرهنگی مردم چین، نتوانست با این سرزمین سازگار شود و از بین رفت.»
🔻همچنین بخوانید:
🔸ساسانیان از نگاه چینیان
🔹«خویدوده» در منابع شرق دور
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
📕مدافعان و دشمنان صلیب راستین؛ فتح اورشلیم بهدست ساسانیان و ایدئولوژی جنگ ضدپارسی بیزانس
✍️یوری استویانف - ترجمۀ سارا مشایخ
🗓نشر حکمت - ۱۴۰۳
«این کتاب پژوهشی مفید و خردمندانه دربارۀ یکی از موضوعات اصلی تاریخ مسیحیت است. استویانف روایات مرتبط با تسخیر صلیب راستین توسط ساسانیان را در بستر تبلیغات هراکلیوسی در آخرین جنگ بزرگ دوران باستان قرار میدهد و با استفاده از طیف وسیعی از منابع نشان میدهد که چگونه هراکلیوس این نبرد را بهعنوان جنگی مذهبی، که هم برای شهروندان رومی در قسطنطنیه و هم برای متحدان احتمالی او در قفقاز مطلوب و جذاب بود، بازتعریف کرده است.»
🏛📚به دنیای دانش و تاریخ سفر کنید!
🌍 گلچین بهترین کانالهای علمی، تاریخی، آموزشی و فرهنگی در یک لیست!✨
🔎 این لینک را از دست ندهید! 👇
🎁 /channel/addlist/UyR3Ch51qhk0NjVk
🔻«خویدوده» در منابع شرق دور؛ سنتی قومی یا دینی؟
✍🏻 حمیدرضا پاشازانوس
🔸اصطلاح «خوئدوده» یکی از مهمترین مفاهیم فقه زرتشتی میباشد که به «ازدواج با خویشان نزدیک» تعبیر میشود. از جمله شواهد مربوط به وجود این رسم در میان زرتشتیان، متون غیرایرانی بهویژه یونانی و رومی هستند که بارها توسط محققان مورد کنکاش قرار گرفتهاند. اما یونانیان و رومیان تنها مللی نبودند که به این نوع از ازدواج بین ایرانیان اشاره کردهاند. باید دانست که متون چینی، بودایی، ژاپنی و کرهای نیز در این مورد اطلاعات بسیار مهم و جالبی دارند.
🔸مقالۀ حاضر بر آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی و بررسی تطبیقی شواهد مربوطه در متون شرقی و غربی، سنت خوئدوده را در میان زرتشتیان داخل و خارج ایرانشهر بررسی کند. مداقه در این متون نتایجی را در بر دارد. نخست آنکه، اطلاعات این متون را میتوان به دو دسته تقسیم کرد. قسمتی از این اطلاعات گزارشهایی را شامل میشوند که به این رسم در بین زرتشتیان و دیگر اقوام زرتشتی خارج از ایران میپردازند. بخش دیگر مربوط به ایرانیان زرتشتی مهاجر در شرق دور است. کتیبۀ مقبرۀ ماشی در چانگ آن، از جملۀ مهمترین این دادههاست که چگونگی این رسم در بین ایرانیان مهاجر در چین را نشان میدهد.
🔸بر اساس همین متون، رسم ازدواج با محارم، عملی دینی بوده که تنها متعلق به ایرانیان باستان نبوده، بلکه در میان بیشتر آریاییهایی که بر دین زرتشتی بودند، رواج داشته است. بنابر مستندات مهمی که در این مقاله ارائه شده، میتوان گفت که خویدوده بهعنوان یک سنت دینی میان زرتشتیهای درون ایرانشهر و خارج از مرزهای آن رواج داشته است.
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
پویش سیمرغ را در یوتیوب دنبال کنید
این برنامه: ساسانیان و یمن بخش دوم: نفوذ و قدرت ساسانیان در عربستان و یمن
https://youtu.be/dL45EYthZ8E?si=2sTp6CgsOcd0L0_I
📖 ازدواج، ثروت و تغییر دین در میان زردشتیان: از اواخر دورۀ ساسانی تا ایرانِ اسلامی
👤 نوشتۀ تورج دریایی
✍🏻 ترجمۀ محمد حیدرزاده
💢 «متون فارسی میانۀ متعلق به اواخر دورۀ ساسانیان و اوایل دوران اسلامی، مواردی را ارائه میدهند که در آنها احکام مرتبط با خویدوده و تشویق به ازدواج با محارم توصیه شده است. در حالی که برخی از زردشتیان و پژوهشگران ایرانی تلاش کردهاند انجام چنین عملی را رد کنند، اما برخلاف این تلاشها، اسناد و مدارک فراوانی مربوط به سدۀ ششم تا دهم میلادی در دست است. در این مقاله مایلم چند نکته را روشن کنم که ممکن است بهمثابۀ نقاط مرکزی این پیوند اجتماعی باشد. این پژوهش دربارۀ قانون و احکام این نوع از ازدواج و مهمتر از آن، دربارۀ ضرورت اقتصادی چنین عملی در اجتماع زردشتی بحث میکند. به نظر میرسد که پس از ورود اسلام به ایران و با وجود قانونی مبنی بر ازدواج با محارم در کتابهای دینی زردشتی، این نوع از ازدواج عملکردی مناسب در واکنش به تلاش اعراب برای اسلامی کردن فلات ایران بود.»
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
📺 ازدواج با محارم: بین دین اسلام و دین زرتشتی
🎙پژواک: «یکی از اسلامستیزان اینستاگرام ادعا کرده که نسبت ازدواج با محارم به زرتشتیان یک «تهمت» است و این مسلمانان هستند که چنین ازدواجی را روا میشمارند. در این ویدئو علاوه بر نشاندادن بیمایگی امثال او، فرصت را غنیمت میشماریم تا برخی حقیقتهای تاریخی و دینی را آشکار سازیم.»
• مقدمه 00:00
• فردوسی ازدواج با محارم را به دین پهلوی نسبت میدهد. 01:21
• نقل برتراند راسل 01:40
• گزارش مسلمانان قرون نخست هجری 01:55
• گواهی چند تاریخپژوه متخصص 02:42
• تصریح آثار دینی زرتشتیان 04:05
• قاعدهای راجعبه اشکال غیر مسلمانان به آراء اجتهادی 05:14
• ازدواج با محارم در فقه اسلامی؟! 05:36
• ازدواج با محارم در بهشت؟! 08:30
• ازدواج فرزندان آدم (علیه السلام) 10:10
• ازدواج با محارم در زمان جاهلیت و ابتدای اسلام 13:18
• پایان 15:40
🎞 در یوتوب، با کیفیت دلخواه تماشا کنید.
📚کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥@Sasanian_Sources
📖 مقالۀ «ساسان که بود؟» اثر منصور شکی
📚کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥@Sasanian_Sources
📕 مقالۀ یلدا نوشتۀ پدرام جم
«یلدا نام دیگری است که ایرانیان برای شب چلّه به کار میبرند. معنای این واژه، یعنی میلاد، دو نظر متفاوت را دربارۀ منشأ این مراسم پدید آورده است. گروهی آن را نامی بهجامانده از رسم بزرگداشت میلاد حضرت عیسی مسیح (ع) توسط ایرانیان دانستهاند، و عدهای آن را یادمانی کهن از رسم بزرگداشت میلاد خورشید یا ایزد مهر در دینی بهنام مهرپرستی که بهزعم طرفدارانش در گذشتۀ باستانی ایران رایج بوده است، تصور کردهاند. این مقاله با ملاحظۀ متون تاریخی و ادبی، اعتبار این دو نظر را بررسی میکند و نشان میدهد که بر خلاف تصور عمومی، معنای لغوی یلدا (میلاد) ارتباطی با منشأ این مراسم کهن ندارد و این نام از متون ادبی به زبان روزمرۀ مردم عادی راه یافته است و در دورۀ اسلامی به مراسمی که از دوران کهن در موعد انقلاب زمستانی برگزار میشد و با نامهایی همچون آذرجشن و شب چله معروف بود، اطلاق شده است.»
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
♦️رد ادعای اخیر مقصودعلی صادقی درمورد مکاتبات ترکی صفویان با عثمانی
متأثر از توصیف نادرست برنارد لوئیس دربارۀ نامهنگاریهای دو پادشاه صفوی و عثمانی در آستانۀ جنگ چالدران، برخی پنداشتهاند که سلطان سلیم شاه به دشمن خود نامۀ فارسی مینوشت ولی شاه اسماعیل اول پاسخ ترکی میداد که از عجایب روزگار بوده است.[۱] اما باید دانست که برداشت یادشده نادرست و نابجاست؛ زیرا پیش از نبرد، سلیم دو نامۀ فارسی و دو نامۀ ترکی نوشت و تنها پاسخ اسماعیل نیز فارسی بود. لوئیس میبایست متناسب با سخن خود که فارسی را زبان شهرنشینان فرهیختۀ آسیای صغیر و ترکی را زبان مادری قبایل صفوی برخاسته از آنجا دانسته، به زبان ادبی دو پادشاه اشاره میکرد و مینوشت که شاه ایران ترکیسرا بود و خداوندگار روم فارسی میسرود؛ امری که البته جای هیچ شگفتی ندارد، زیرا دو عنصر نژاد و زبان نقشی در اختلافات عقیدتی عثمانیان با قزلباشان غالی ایفا نمیکرد.
اما جدا از نادرستی سخن برنارد لوئیس، نباید از یاد برد که نامههایی ترکی از صفویان به دولت عثمانی در دست است. دراینباره نیز بررسی حاضر ضمن استناد بر یکی از مجموعهمنشآت دستاول عثمانی، به رد ادعای اخیر مقصودعلی صادقی گندمانی میپردازد که حین یک مصاحبه، منکر وجود نامههای ترکی شاهان صفوی به پادشاهان عثمانی شده است.
صادقی بعد از تأکید بر اینکه اغلب مکاتبات داخلی و خارجی دولت صفوی صرفاً فارسی بوده و اسناد ترکی موجود علل خاصی داشته، مکاتبههای تاریخی دولتهای صفوی و عثمانی را مؤکد و مجزا متذکر شده است. او با گوشزد اینکه عثمانیان از زمان سلیم اول به بعد سعی میکردند به همهجا فقط ترکی نامه بنگارند، با تأکید خاصی میافزاید که هر پادشاه صفوی «هیچوقت» پاسخ ترکی به نامههای عثمانی نمیداده، بلکه همیشه فارسی جواب مینوشته است! سپس با لحنی مطمئن میگوید که این وضعیت یک امر خیلی روشن است و حتی میتوانید در مجموعۀ موسوم به منشآتالسلاطین که تألیف منشی دیوان و دربار عثمانی یعنی احمدپاشا فریدونبیگ توقیعی بوده، همۀ نامهها را ببینید تا دریابید که پادشاه عثمانی به ترکی مینوشته ولی پادشاه ایران فقط به فارسی جواب میداده است.
البته بیان چنین سخنانی تازگی ندارد و پیشتر نیز مدیرمسئول وبسایت موسوم به «آذریها» در بخشی از یادداشتی پراشتباه نوشت که «حتی یک نامه از شاهان صفوی به خلفای عثمانی نمییابید که به ترکی باشد، اما همۀ نامههای خلفای عثمانی به صفویه فارسی است.» سپس افزود که «دراینباره میتوان به منشآتالسلاطین (منبع دستاول عثمانی) و مجموعۀ چندجلدی مکاتبات عصر صفوی تألیف عبدالحسین نوائی (مرجع ایرانی) نگریست.» این اظهارنظر ناشیانه دقیقاً نقطۀ مقابل اشارۀ کلی صادقی به زبان رایج نامههای پادشاهان عثمانی به صفویان است که البته، نقطۀ مشترک نظرات هردو در تأکید کاذب بر منابع و اصرار قاطع بر عدم وجود نامۀ ترکی از سوی صفویها به عثمانیان است.
اما برخلاف تصور مذکور، حداقل مروری دقیق بر دومین مجلد مجموعۀ منشآتالسلاطین، حاکی از وجود چهار نامۀ ترکی از سوی صفویان به عثمانیان است که اتفاقاً جملگی نیز توسط نوایی نقل و تصحیح شدهاند و البته، نظر به حفظ ایجاز ردیۀ حاضر با تمرکز بر منبع اصلی، لزومی به ذکر آثار مجزای نوایی و قید رقم صفحات مربوطه نیست. مسلماً بررسی تفصیلی محتوای مکاتبات مذکور در ذیل نیز مجال جدا میطلبد.
نامۀ نخست، جواب ترکی شاه طهماسب اول به مکاتبۀ سلطان سلیمان شاه دربارۀ پسرش بایزید است که با برادر مهترش جنگید و بر پدرش شورید، ولی سرانجام ناکام ماند و شکستخورده رهسپار و پناهندۀ دربار صفوی شد؛ دومی نیز شفاعتنامۀ ترکی طهماسب به شاهزاده سلیم برای درخواست بخشیدن برادر کهترش است؛ سومین مکتوب مندرج نیز نامۀ ترکی شاه صفی اول به سلطان ابراهیم خان با هدف تأیید مؤکد عهدنامۀ صلح دو همسایه همراه با ذکر هدایای ارسالی دولت ایران به دربار خداوندگار است؛ مکاتبۀ چهارم نیز نامۀ ترکی شاه عباس اول به سردار عثمانی فرهادپاشا در زمان سلطان مراد سوم، جهت اعلام تمایل به مصالحه و تهیۀ مقدمات عقد معاهدۀ صلح است.[۲]
فلذا کذب محض ادعای صادقی و امثال وی با ملاحظۀ موارد مذکور کاملاً مبرهن است. معالوصف، اگر مدعای ایشان تعمدی و مغرضانه نباشد، قطعاً بدون مطالعۀ دقیق مستندات موجود و خاصه منشآتالسلاطین فریدونبیگ، مرتکب قضاوت عجولانه و اظهارنظر غلط شده است. بیان چنین برداشت نابجای شتابزدهای توسط یک مدرس دانشگاه تأسفآور است! در خاتمه ناگفته نماند که سایر مکاتیب و منشآت عثمانی و صفوی نیز هریک از حیث وجود مکاتبات ترکی صفویان قابل تحقیق و لایق تدقیق هستند.
🔻یادداشتها:
۱. برنارد لوئیس. خاورمیانه، ترجمۀ حسن کامشاد (تهران: نشر نی، ۱۳۹۶)، ص ۱۲۰.
۲. منشآت السلاطين (استانبول: دار الطباعة العامرة، ۱۲۷۵)، ج ۲، ص ۳۴-۳۳، ۳۸-۳۶، ۳۰۱، ۳۲۳.
🔰 @SafavidStudies | مطالعات صفویه
📖 ری در عصر ساسانیان بر اساس منابع پایه
👤 مقالۀ ریکا گیزلن با همکاری تورج دریایی
✍️ ترجمۀ فرزانه زارعی
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
📕 مبانی تاریخ ساسانیان
👤 نوشتۀ کلاوس شیپمان
✍️ ترجمۀ کیکاووس جهانداری
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
📕ستیز و سازش: زرتشتیان مغلوب و مسلمانان غالب در جامعۀ ایرانِ نخستین سدههای اسلامی
✍️ نوشتۀ جمشید گرشاسپ چوکسی؛ ترجمۀ نادر میرسعیدی.
این کتاب به بازسازی رخدادهای چهار سده (از سدۀ هفتم تا یازدهم میلادی) و تحلیل آنها میپردازد و میکوشد نیروهای محرکۀ تغییرات سیاسی و مذهبی این دوره از تاریخ ایران را بشکافد. شکست شاهنشاهی ساسانی، ظاهراً به خاطر محاسبات غلط نظامی و نیز نزاعهای دستهها در دورن دربار سلطنتی ایران بوده است. مؤلف با رویکردی برخوردار از تصور قوی و نیز تحلیلهای صریح و بیپرده، شرح میدهد که چگونه بزرگان نوظهور و طبقات زیردست تازه، این تغییرات را دامن زدند و چگونه «ستیز و سازش، سازوکارهایی شدند که پیدایی تشکیلات تازه از بحران اجتماعی را سهولت بخشید.»
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
📕دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت؟
🔻معرفی کتابی جدید از عبدالنبی قیم
عبدالحسین زرینکوب زمانی دیده به جهان گشود که ناسیونالیسم رمانتیک در کشور ما گفتمان مسلط بود. همچنین این دوران مقارن بود با تبلیغات پانژرمنی نازیها مبنی بر برتری نژاد آریا که در ایران نیز طرفدارانی داشت. زرینکوب در چنین فضایی بزرگ شد و پرورش یافت. ازاینرو هنگامی که نویسندگان مجلهٔ مهرگان از زرینکوب جوان خواستند تا دورنمایی از گذشتۀ ادبی ایران ترسیم کند، او بهجای ترسیم گذشتۀ ادبی ایران در پی یافتن مابازای تاریخی برای سخن سِر جان ملکم دربارۀ دو قرن اول هجری بود و از آنجایی که مورخ نبود و ادیب بود، لذا مجموعهمقالات خود را نه بهروش تحلیلی و علمی، بلکه بهروش روایی و با جنبۀ داستانی و نثری تهییجی و احساسی نوشت. زرینکوب بهتر از هر کس میدانست آنچه نوشته تاریخ نیست، به همین دلیل نام نوشتههای خود را «یادداشتها» گذاشت. «یادداشتهایی که او جرئت نمیکند آنها را تاریخ بخواند.» یادداشتهایی که «از روزنۀ وجدان و عواطف خویش و از پشت شیشههای تاریک یا رنگارنگ اسناد و منابع موجود تصویر کرده است.» این بزرگترین اِشکال زرینکوب است، تاریخ را نباید از روزنۀ «وجدان و عواطف» دید. تاریخ را باید از روزنۀ اسناد و منابع و مآخذ معتبر دید. اسناد و منابعی که ممکن است با وجدان و عواطف تاریخنگار همخوانی نداشته باشند و گاهی در تضاد با آنها باشد.
زمستان ۱۳۸۸، پس از انتشار کتاب پانصد سال تاریخ خوزستان، در نشستی دوستانه که بههمت یکی از استادان دانشگاه شهید چمران اهواز برگزار شده بود، میزبان خطاب به من گفت حالا که شما کتاب احمد کسروی را نقد کردید، ضروری است کتاب دو قرن سكوت تأليف عبدالحسین زرینکوب را نیز نقد کنید. چون این کتاب مغرضانه است و بهقصد تحقیر و نفرتپراکنی نوشته شده است.
به هنگامی که دوستِ اهلِ فضل ما، چند جمله از کتاب را قرائت کرد، باورم نشد آقای زرینکوب چنین جملات و چنین عباراتی را به کار برده باشد، چون برداشت و تصورم از او چیز دیگری بود.
پس از آن نشست، کتاب دو قرن سکوت را مطالعه کردم. هر صفحه از کتاب را که میخواندم، غرضورزی و کینهتوزی در لابهلای سطور آن موج میزد و تعصب، نفرت، تحقیر دیگران، جعل و تحریف حقایق در آن عیان بود. بر جامعۀ علمی افسوس خوردم که چرا یک استاد دانشگاه اینچنین غیرآکادمیک و کینهتوزانه کتاب نوشته است و چرا خردمندان و اهلعلم تاکنون جوابی کامل و جامع به او ندادهاند تا غیرعلمی بودن و مغرضانه بودن نوشتههای او را برملا سازند؟!
با وجود این، در اندیشۀ بررسی و نقد کتابِ زرینکوب نبودم، چون از دامن زدن به اینگونه بحثها اجتناب میکردم. اما نوشتههایی که جستهگریخته در برخی جاها و بهویژه در فضای مجازی میدیدم و برخی مباحثهها و اظهارنظرهایی که اینجا و آنجا میشنیدم، بررسی و نقد کتاب دو قرن سکوت را بیش از پیش ضروری کرد. علاوه بر این مشاهده شده است برخی متعصبان که در اندیشۀ نفرتپراکنی و کینهتوزیاند، مطالبی کوتاه و کینهتوزانه از خود خلق کرده و بهاسم دو قرن سکوتِ عبدالحسین زرینکوب در فضای مجازی منتشر میکنند. حال آنکه حتی یک جمله از نوشتههای مزبور در کتاب دو قرن سکوت نیست.
آنچه نگارنده را در این مهم مصممتر کرد، این بود که در خلال این مدت، یعنی از ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵، افراد دیگری مصّرانه خواستار نقد و بررسی دو قرن سکوت بودهاند. دیگر اینکه برخی افراد و حتی برخی نویسندگان دو قرن سکوت را همچون حقیقت مسلّم تاریخی پذیرفتهاند و از پایان آن هم سخن میگویند. حتی زمانی که موضوعِ بحث تاریخ دورۀ ساسانی است از عنوان دو قرن سکوت استفاده میکنند. در صورتی که اطلاعاتی که زرینکوب بر مبنای آنها مقولۀ دو قرن سکوت را استوار کرده نادرستاند و خود زرینکوب بسیاری از آنها را در کتابهای بعدی رد کرده است. همچنین از زمان تحریر دو قرن سکوت یعنی سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۶، بیش از شصت سال میگذرد. در این شصت و اندی سال پژوهشها و مطالعات گرانسنگی چاپ و منتشر شده که پرده از عهد باستان برداشته و دورۀ اسلامی را بیش از پیش آشکار کرده است و دیگر نمیتوان به نوشتههای زرینکوب اتکا کرد.
ذکر این نکته ضروری است که ممکن است مطالب این کتاب به مذاق بسیاری از هموطنان من بهویژه آنهایی که عمری را با کتابهایی چون دو قرن سکوت سپری کردهاند خوش نیاید. اما آنچه در این رهگذر مهم است این است که تاریخ را نباید بر مبنای عواطف و احساسات نوشت. تاریخ را باید بر مبنای حقیقت نوشت. ... تاریخنویسیِ باستانگرایان و ناسیونالیستها بر مبنای کینه، نفرت، تحقیر دیگران و تفاخر، به رشتۀ تحریر درآمده و از همین رو اولاً از جادۀ حقیقت منحرف میشود و حقایق را دگرگونه نشان میدهد، ثانیاً خواننده را کینهتوز بار میآورد.
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
📖 از دخمه تا خویدوده؛ چرا چینیها دین زرتشتی را نمیپذیرفتند؟!
✍🏻 امین یزدخواستی و حمیدرضا پاشازانوس
📜دین زرتشتی از قرن ششم میلادی در زمان ساسانیان بهطور جدی وارد چین شد. ردپای این دین در برخی از مناطق چین، بهخصوص در شمال این سرزمین، به چشم میخورد؛ با این حال، دین زرتشتی که بیشتر بهواسطۀ برهمکنشهای فرهنگی منتقل شده بود، بنابه علل گوناگون، هیچگاه در سرزمین چین نتوانست به محبوبیت و قدرت برسد. اما در مقابل، دین بودایی رونقی چشمگیر در چین باستان داشت. این دین در مقایسه با زرتشتیگری، محبوبیت بیشتری در میان مردم چین به دست آورد.
🔥برخی از رسوم و اعمال دینی زرتشتیها همانند ازدواج با محارم (شامل مادر و خواهر و دختر) یا همان خویدودَه (در اوستایی: xᵛaētuuadaθa) و همچنین گذاشتن اجساد مردگان در دخمه، نزد چینیان کاری بسیار زشت و شنیع و ناپسند بوده است. در منبع چینی موسوم به تونگدین (Tongdian) آمده است: «علاوهبر این، در امر ازدواج، آنها [یعنی زرتشتیها] هیچ تفاوتی بین طبقۀ نجیب و پست قائل نیستند، این رسم آنها بدترین سنتها بین بربرهاست».
📕در ادامه در کتاب بیشی (Beishi) میخوانیم: «در بیشتر موارد، بسیاری از آنها (زرتشتیان) خواهران بزرگ و کوچک خود را بهعنوان همسر یا معشوقه برمیگزینند. شکلهای گوناگونی از ازدواج را برپا میدارند. در انتخاب زنان خود به مقام اجتماعی طرف مقابل اهمیت نمیدهند. این رسم در میان ملتهای غربی از چیزهای دیگر ناپسندتر است.» همین قطعه در ویشو (Weishu) و البته سوئیشو (Suí Shū) نیز آمده است.
🪦یکی دیگر از شواهد، کتیبهای دوزبانه به چینی و پهلوی است که روی یک اَستودان (استخواندان) در چین کشف شده است. در این کتیبه، نام شخصی به اسم ماشی (Ma Shi) ذکر شده است. ماشی از خاندان اشرافی سورن، یکی از هفت خاندان بزرگ و اشرافی اشکانی بوده و در سال ۸۷۴ میلادی در ۲۶ سالگی درگذشته است. در کتیبۀ چینی، ماشی همسر و در کتیبۀ پهلوی، دختر شخصی به نام سو لیانگ (Su Liang) خوانده شده است. این امر میتواند نشاندهندۀ مخفی نگه داشتن ازدواج ماشی و سو لیانگ در زبان چینی باشد؛ زیرا در دوره تانگ قانونی به نام «ده عمل شنیع» وجود داشت که دهمین عمل زشت و مذموم آن، زنای با محارم (از جمله مادر و خواهر و دختر) بود. انجام علنی این رسم میتوانست تبعات بسیار سختی برای زرتشتیان در چین داشته باشد و به همین دلیل از دید حکومت دور نگاه داشته میشده است و طبعاً مخفیانه انجام میدادند.
⚖️ دین زرتشتی در چین تقریباً منحصر به سغدیان و ایرانیان مقیم این سرزمین بود. نبود متون زرتشتی بهزبان چینی، نشاندهندۀ عدم وجود فعالیت گستردۀ تبلیغی برای جذب چینیها به این دین است. در مقایسه با فعالیتهای تبلیغی بوداییان در چین، تلاشهای زرتشتیان در این زمینه بسیار ناچیز بوده است. دلایل مختلفی برای تمایل نداشتن زرتشتیان به تبلیغ گستردۀ دین خودشان در چین وجود داشت. از یک سو، برخی از اعتقادات زرتشتی همانند ازدواج با محارم و شیوۀ دفن مردگان با رسوم چینی در تناقض بود و از سوی دیگر، زرتشتیان بهعنوان یک اقلیت دینی در چین، از پیامدهای سیاسی تبلیغ دین خود آگاه بودند.
📌مأخذ: یزدخواستی، امین، و پاشازانوس، حمیدرضا. (۱۴۰۳). «بررسی مقایسهای عوامل تداوم دین بودایی و زوال دین زرتشتی در چین باستان.» الهیات تطبیقی، ۱۵(۱): ۱۴۷-۱۶۴.
👈برای آگاهی بیشتر دربارۀ گزارشات چینی خویدوده بنگرید:
پاشازانوس، حمیدرضا. ۱۴۰۳. «خویدوده در منابع شرق دور؛ سنتی قومی یا دینی؟» تحقیقات تاریخ اجتماعی ۱۴(۱): ۱-۲۷.
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
📕 آخرین امپراتوری ایران (گزارشی روزآمد از ۴۰۰ سال امپراتوری ساسانی)
✍️ مایکل بانر - ترجمه اکبر بتویی
🗓 نشر مهراندیش - ۱۴۰۳
«کتاب حاضر مروری بر تاریخ چهارصد سالۀ امپراتوری ساسانی است. این کتاب مهمترین جنبههای تاریخ سیاسی و نظامی سلسلۀ ساسانی را در قالبی روایی و برگرفته از منابع دستاول و نیز مآخذ شاخص امروزی واکاوی میکند. نویسنده تلاش کرده است روایتی ساده و روان و بدون تأکید اضافی بر بحثهای کارشناسانه و مسائل تاریخشناسی از تاریخ ایران در اواخر عهد باستان ارائه کند که علاوه بر متخصصین، برای خوانندۀ عام هم جذاب و قابل فهم باشد. در این کتاب بهطور هوشمندانهای به تمامی سرزمینهای تحت سیطرۀ قدرت ساسانی و نیز تمامی قدرتها و حکومتهایی که با آنها تعامل دیپلماتیک و نظامی داشتهاند پرداخته شده است. یکی از نکات مهم در مورد این کتاب، گستردگی منابع دستاول و معاصر مورد استناد و واکاوی دقیق و موشکافانۀ آنها توسط نویسنده است.»
📖 وضعیت اصل و نسب زنان ایرانی دربار ساسانی بر اساس منابع مکتوب و مصور تاریخی
✍🏻 میترا میربخش و دیگران
«مسئلۀ اصلونسب یکی از دغدغههای مهم سیاسی و اجتماعی در ایران باستان بود که ارتباط نزدیکی با مشروعیت داشت. ساسانیان بیش از چهارصد سال بر قلمرو وسیعی حکم راندند و شاهنشاهی آنان نیز دغدغۀ اصالت نسب داشت. این اهمیت علاوه بر نژاده بودن تبار پدر، برای تبار مادر نیز مطرح بوده است؛ بهحدی که توصیه و اقدام به خویدوده یا همان ازدواج با محارم (شامل خواهر و مادر و دختر) میکردند. مسئلهای که در اینجا مطرح است، چگونگی تأثیر این رویکرد بر وضعیت زنان و اصلونسب آنها در دورۀ ساسانی است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که در این دوران همسران پادشاهان ساسانی از خاندانهای بزرگ اشکانی نیز انتخاب میشدند و میتوان گفت در سلسلۀ ساسانی، حداقل در بدو تأسیس، از عنوان خانوادگی این زنان، بهواقع یا بهصورت تبلیغی برای کسب مشروعیت استفاده میشد. همچنین چندین مورد ازدواج با محارم (خویدوده) رخ داده بوده است.»
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
📕ساسانیان از نگاه چینیان؛ مروری بر کتاب «ایران ساسانی از دیدگاه منابع چینی» اثر پائولو دَفینا
✍🏻 حامد مقامی
«ایران ساسانی از دیدگاه منابع چینی» که گزارشی است از اشارات منابع چینی به ایرانشهر ساسانی، عنوان مقالهای است مفصل بهقلم پائولو دَفینا، خاورشناس ایتالیایی، که در سال ۱۹۸۵ در شمارهی پنجاهوهفتم مجلهی مطالعات شرقی دانشگاه رم منتشر شده است. کتاب «ایران از دیدگاه منابع چینی» اثر پائولو دفینا را نازنین خلیلیپور از ایتالیایی به فارسی ترجمه کرده و انتشارات آوای خاور آن را در سال ۱۳۹۴ در ۱۳۲ صفحه منتشر کرده است.
🌐 در نشرپرس بخوانید.
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
🔻خویدُدَه / خویدودَس (خویشاوندْپیوندی)، رازوارهای در آموزۀ پسینِ زرتشتی
✍️ نوشتۀ جلیل دوستخواه
🔸نگارنده در این مقاله با نگاهی گذرا به درونمایۀ «همکردواژۀ» خویدوده یعنی «ازدواج با محارم» در متون پارسیگ زرتشتی و بازتاب آن در دو متن ادبی فارسی دری (شاهنامۀ فردوسی و منظومۀ ویس و رامین)، افزون بر اشاره به آرای خاورشناسان، به بیان دیدگاههای پژوهشگران ایرانی و زرتشتیان کنونی دراینباره پرداخته است و سپس نیز، با یادآوری تلاشهای سوگیرانۀ امروزیها در لاپوشانی یا افسانهپنداری ازدواج با محارم در ایران باستان، میگوید: «این برداشتها، نهتنها پاسخی روشنگر به پرسمان «خویشاوندپیوندی» در آموزۀ زرتشتی نمیدهد؛ بلکه در اشارهای سربسته، ارزش و اعتبار متنهای فارسی میانه را بدون هیچگونه روشنگری در سایه میگذارد.» همچنین میافزاید که چنین کاری «برازندۀ رویکرد و پژوهش فرهیختۀ امروزین نیست.»
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
پویش سیمرغ را در یوتیوب دنبال کنید
این برنامه: ساسانیان و یمن بخش نخست: اقتصاد ساسانیان و یافتن راه درآمدی جدید: https://youtu.be/t9OKX2ycrG4?si=SDC8LWL54MQyjJG4
📖 بررسی تحلیلی حق ارث و میراث زن در ازدواجهای عصر ساسانی
✍🏻 پروین داوری و اسماعیل سنگاری
🔖 این پژوهش بهصورت توصیفیتحلیلی و بر اساس منابع کتابخانهای، به بررسی میزان سهمالارث وراث در شرایط گوناگون ازدواج و وظایف آنان نسبت به متوفی پرداخته است. بررسیها حاکی از آن است که بهرهمندی وراث از ترکه متغیر بود. در وهلۀ نخست، ریشۀ چنین تفاوتی در نوع و نحوۀ ازدواج زن یا دختر نهفته بود. در وهلۀ دوم، اندیشهای در باب اهمیت فرزند پسر بهعنوان عامل پلسازی برای عبور روان از پل چینوت و زنده نگه داشتن آیین نیاکان وجود داشت که ایجاد طبقات گوناگون وراث را به دنبال داشته است که بدینسان، در کیش زرتشتی (زردشتی) با گونههای مختلف وراث روبهرو میشویم.
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
📖 بازنمایی جنبش مزدک در دو تاریخنگاری رسمی و چپ دورۀ پهلوی
✍🏻 شهناز حجتی نجفآبادی
جنبش مزدک در عهد انوشیروان جزو مهمترین پدیدههای اجتماعی و سیاسی تاریخ باستان متأخر ایران بود که بعدها در سنتهای تاریخنگاری بهصورتهای گوناگونی بازخوانی و بازنمایی شد. در دورۀ پهلوی گونهای روایت رسمی دربارۀ این رخداد تاریخی شکل گرفت که میتوان آن را بهمثابۀ نوعی خوانش معطوف به ایدئولوژی رسمی این دوره قلمداد کرد. پرسش این است که مزدک در تاریخنگاری رسمی پهلوی چگونه روایت شد و چرا این روایت رسمی در سنخیت با گفتمان رسمی این دوره قرار گرفت؟ بنابه یافتههای این پژوهش، جنبش مزدک در تاریخنگاری رسمی دورۀ پهلوی خصلتهایی ویژه و دلالتهای معناییِ خاصی داشت که خادم گفتمان ایدئولوژیکی این دوره حول محور مؤلفههایی همچون تاریخگرایی شاهمحور، تمرکزگرایی اجتماعی و سرزمینی و نیز نقد هرگونه شورش و اعتراض در تقابل با ساختِ سیاسی بود. در تقابل با این گفتمان رسمی، خوانش مورخان و محققان چپ مارکسیستی روایتی خلاف این عرضه کرد که این قرائت رسمی دربارۀ مزدک را به چالش میکشید.
📚کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥@Sasanian_Sources
📙آثار ساسانی خلیج فارس (جزیرۀ قشم)
✍️ جواد بابکراد
📚کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥@Sasanian_Sources
📕 شاهنشاهی ساسانی
👤 نوشتۀ تورج دریایی
✍️ ترجمۀ مرتضی ثاقبفر
«این اثر ترجمۀ فارسی کتابی است که برای مخاطبان انگلیسیزبان نوشته شده است. فکر نوشتن این کتاب از هنگامی که نگارندۀ آن دانشجوی دورۀ دکترا در دانشگاه کالیفرنیا-لوسآنجلس بوده شکل گرفت. هنگامی که بدانیم صدها کتاب دربارۀ تاریخ روم باستان نوشته شده بود ولی یک کتاب بهزبان انگلیسی دربارۀ تاریخ ساسانی وجود نداشت و این انگیزهای شد برای نگارش کتاب شاهنشاهی ساسانی. نویسندۀ کتاب بر این باور است که برای درک تاریخ یک قوم باید آن را در تمامیت و جامعیتش درک کرد: تاریخ، زبان، دین، جامعه و... . ازاینرو کتاب شاهنشاهی ساسانی رویکردی کلی به ساسانیان دارد.»
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
📕ایران، روم و قدرتهای منطقهای؛ برخورد امپراتوریها در عهد باستان متاخر
✍️گلن وارن باورساک - ترجمۀ مهناز بابایی
📆نشر مروارید - ۱۴۰۳
💬«کتاب حاضر در واقع متن سه سخنرانی گلن وارن باورساک (متولد ۱۹۳۶، استاد برجستۀ تاریخ باستان در ایالات متحدۀ آمریکا) در سال ۲۰۱۱ بوده است. وی در این سخنرانیهای علمی با دقت نشان میدهد که چگونه امپراتوریهای ایران و روم در اوایل قرن هفتم میلادی درگیری مخرب متقابلی را آغاز کردند که در نهایت، فتوحات عربهای مسلمان در شام و بینالنهرین و ایران در طول دهههای ۶۳۰ و ۶۴۰ میلادی را امکانپذیر ساخت. اهمیت عمدۀ این سخنرانیها در این نکته نهفته است که تحولات جاری در نواحی اطراف دریای سرخ طی قرن ششم میلادی را در مرکز «برخورد» یا «تصادم» عظیم بین امپراتوریهای روم شرقی و ایران ساسانی و گسترش اسلام در قرن هفتم میلادی بررسی میکند. این سخنرانیها همچنین اهمیت پژوهشهای تاریخی و کتیبهشناسی و باستانشناسی اخیر در دریای سرخ، قلمرو پادشاهی آکسوم در اتیوپی، عربستان و فلسطین در اواخر دوران باستان را به شیوهای ساده اما مستند در دسترس طیف وسیعی از مخاطبان عادی و محقق قرار میدهد»
📘@Sasanian_Sources
♦️نقد اظهارنظر غلط مقصودعلی صادقی دربارۀ زبان ترکی در ایران صفوی
زبان ترکی در تمام مدت حکومت صفویان بر ایران، زبان رایج و مرسوم دربار و اردوی صفوی بود و حتی انتقال پایتخت از تبریز به قزوین و اصفهان نیز هیچگاه از اهمیت آن نکاست، زیرا ترکی زبان مادری شاهان و قزلباشان صفوی بود. قوای بانی این حکومت عمدتاً ترک بودند و زبان ترکی با تکلم شایع میان رجال دربار و افراد قشون صفوی اهمیت سیاسی زیادی یافت، وضعیتی که توسط معاصران صفویان و محققان متأخر، صریحاً ذکر و تأیید شده است.[۱]
اما علیرغم وضوح قضیه، اخیراً مقصودعلی صادقی گندمانی در اظهارنظری عجولانه، ضمن نقل ناقص و غیردقیق نظرات محققان و تحریف سهوی محتوای صریح گزارشات تاریخی، با تعریف مؤکد مفهوم «زبان رسمی» در معنای صرف «زبان دیوان و مکاتبات»، سعی بر تحاشی از نقش بارز ترکی داشته است.
او مدعی وجود نوعی «خلط مبحث» شده و بانی آن را بعضی از سفرنامهنویسان اروپایی دانسته که وقتی درون دربار صفوی شاهد «محاورۀ بالاجبارِ» شاهان با قزلباشان بودند، اشتباهاً میپنداشتند که زبان رسمی دربار صفویان ترکی است! بعد با لحن و تأکید خاصی افزوده که «متأسفانه»، محققان امروزی نیز ترکی را زبان رسمی دربار معرفی کردهاند، غافل از اینکه زبان رسمی در درجۀ اول و به معنای دقیق کلمه، نه زبان محاورات پادشاه و اطرافیان، بلکه زبان دیوان اداری بوده که غالباً فارسی بود.
تعبیر «بالاجبار» در توصیف محاورۀ ترکی شاهان و قزلباشان بس غریب و ناصواب است! سلطنت صفویان محصول اتکای عمده بر قوای ترکمانان غالباً برخاسته از آناتولی و شام بود. حضور مستمر قوای ترک در مساعی ناموفق نهضت جنید و حیدر، منجر به صیانت از اسماعیل خردسال و رشد او توسط سران قبایل قزلباش شد. لذا ترکی از بدو صفویه زبان مادری شاهان و دودمان سلطنتی بود و اصلاً مجبور نبودند تا فراتر از دو قرن ترکی بگویند! از طرفی، حضور قاطع قزلباشان و تکلم ترکی نیز امری دال بر رواج آن در دربار بوده است. فلذا دقیقاً شخص صادقی مرتکب خلط مبحث شده است!
برخلاف مغالطۀ صادقی، آنچه شاهدان اروپایی نوشتهاند نیز دربارۀ زبان مادری مرسوم و معمول دربار سلطنتی و قوای نظامی بوده که در آنها ندرتاً به فارسی تکلم میشد و بعلاوه، اتفاقاً جملگی بر رواج فارسی در دیوان و مکاتبات اداری تأکید کردهاند. اما اگر واقعاً تداول درباری زبان فارسی بیش از ترکی یا حتی نسبتاً مساوی بود، مسلماً درک و ذکر آن برای شاهدان دشوار نبود. وقتی محققان معاصر ما نیز همین تفکیک را قائلاند و تعبیر «رسمی» را فقط در معنای رواج و شیوع سیاسی ترکی در دربار و اردو دانستهاند، دیگر چه جای تأسف و تأکید بر زبان اداری و کتابی دارد؟! آنان غافل از زبان مرسوم دیوان صفویان نبودهاند و ضعف صادقی در نقل دقیق مقوله جای تأمل دارد! وقتی علیرغم وجود برخی مکاتبات ترکی فقط فارسی زبان رسمی «دیوان» بوده، چرا مجزا نباید ترکی را زبان رسمی «دربار» یاد کرد؟!
دراینباره گزارشات اروپایی پرشماری در دست است که قبلاً تورخان گنجهای و حسن جوادی و ویلم فلور شماری از آنها را عیناً در مقالات ارزندۀ خود نقل کردهاند و مطالعۀ آنها توصیه میشود. اما محض حفظ ایجاز و البته نظر به اشارۀ مبهم صادقی، در اینجا به نقل گزارش یک سیاح ایتالیایی بسنده میکنم.
صادقی جهت تقلیل صبغۀ تکلم ترکی بین درباریان صفوی، از ترجمۀ ترکی محاورۀ فارسی سفیر اروپایی توسط شاه عباس اول برای قزلباشان یاد میکند. احتمالاً منظور او پیِترو دلا واله باشد که البته، او نوشته شاه با وی خوشامدگویی و گفتگوی ترکی میکرده و برای برخی به فارسی بازمیگفته است.[۲] این جهانگرد چند تصریح دیگر نیز به رواج ترکی در ایران صفوی داشته است.
او نوشته که ترکی در ایران به اندازۀ فارسی رایج است و علیرغم نقش مهم فارسی در مکاتبات اداری، ترکی زبان عادی و جاری عموم درباریان و نظامیان است و رجال کشوری و لشکری همه بدان سخن میگویند و قسم اعظم مردم هر دو زبان را میآموزند. پیترو این وضعیت را ناشی از کثرت ترکان در دستگاه و سپاه صفویان میداند و حتی یادآور میشود که بزرگان قزلباش فارسی را زبانی ادبی و زنانه ولی ترکی را زبان جنگی و مردانه میدانند. نکتۀ حائز توجه آنکه مینویسد شاه عباس اول نیز غالباً ترکی میگوید و از اینکه ترکیزبان است به خود میبالد![۳]
مسلماً اظهارنظر یکسویه بدون مرور و نقل دقیق منابع تاریخی و مآخذ تحقیقی، دور از شأن یک مدرس دانشگاه است.
🔻یادداشتها:
۱. برای اطلاع جامع رک: گنجهای، تورخان. ۱۹۹۹. «زبان ترکی در دربار صفویه در اصفهان.» تریبون ۴: ۷۹-۷۳؛
Floor, W., & Javadi, H. 2013. "The Role of Azerbaijani Turkish in Safavid Iran." Iranian Studies, 46(4): 569-581.
۲. ترجمۀ فارسی سفرنامۀ پیترو دلا واله (تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۷۰)، ص ۲۲۹، ۲۳۸.
۳. همان، ص ۹، ۸۷، ۱۲۹.
🔰 @SafavidStudies | مطالعات صفویه
📙ناگفتههای امپراتوری ساسانیان
👤 تألیف تورج دریایی
✍️ ترجمۀ آهنگ حقانی و محمود فاضلی بیرجندی
این کتاب شامل مجموعهمقالاتی دربارۀ تاریخ و فرهنگ عهد ساسانی میباشد. نویسنده در این مقالات، اساس کار خود را بر منابع دستاول و آخرین پژوهشهای انجامشده در حوزۀ سیاست و فرهنگ و اجتماع ساسانی قرار داده است.
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
📕مطالعاتی دربارۀ ساسانیان
👤 کنستانتین اینوسترانتسف
✍️ ترجمۀ کاظم کاظمزاده
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources
📖 نقش دیلمیان در فروپاشی دولت ساسانی
✍🏻 محمدتقی ایمانپور و طهمورث مهرابی
🔖 اگرچه مورخان عوامل مختلفی نظیر جنگاوری و سختکوشی مجاهدان مسلمان در مقابل فرسودگی و ضعف دولت ساسانی بهخصوص در اواخر عمر این دولت و همچنین عوامل خارجی را باعث سقوط دولت ساسانی میدانند، اما به نظر میرسد نقش سرزمین دیلم و ویژگیهای مردمان آن که بارها به مقابله با فرمانروایان ساسانی پرداختند، در نگاه به فروپاشی این دولت از سوی مورخان نادیده انگاشته شده است. هرچند از اوضاع سرزمین دیلم در دورۀ ساسانیان اطلاعات محدودی در دست داریم و از اینرو، تاکنون به این موضوع پرداخته نشده است. اما با تکیه بر برخی منابع میتوان از بعضی از تحولات سیاسی و نظامی در این سرزمین اطلاعات مفیدی به دست آورد. فلذا این پژوهش با درک این مطلب تلاش دارد تا با استناد به منابع تاریخی و با استفاده از شیوۀ پژوهشهای تاریخی به نقش سرزمین دیلَمیان در فروپاشی دولت ساسانیان بپردازد.
📚 کانال منابع و مآخذ تاریخ ساسانیان:
🔥 @Sasanian_Sources