notes_on_liberty | Unsorted

Telegram-канал notes_on_liberty - On Liberty | درباره‌ی آزادی

6131

مهم‌ترین پی‌آمد حکومت قانون آزادی همه‌ی شهروندانِ برابر و تأمین آزادی‌های آنان است. تا زمانی‌که شالوده‌ی این نظامِ آزادی، و نهادهایی که آزادی شهروندان برابر را تضمین می‌کنند، استوار نشده باشد، هیچ پیشرفت مادّی صورت نخواهد گرفت.

Subscribe to a channel

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📖 کتاب «تئوری بانکداری آزاد» توسط نشر آماره منتشر شد.
● نویسنده: جورج سلجین
● مترجمان: محمد جوادی، محمد سرافراز

◈ از متن:

از زمان آدام اسمیت یک قاعدهٔ کلی به اندیشه‌ها و سیاست‌های اقتصاد جریان اصلی جهت داده است، مبنی بر اینکه رقابت در تولید می‌تواند منافع مصرف‌کنندگان را تٲمین کند و انحصار در تولید با منافع آن‌ها در تضاد است. این قاعده‌ٔ کلی درمورد اغلب بنگاه به‌کار گرفته شده اما انتشار ارز از این قاعده مستثنا شده است. در قرن‌های هفدهم، هجدهم و نوزدهم تنها شمار اندکی از نظریه‌پردازان به تأسیس بانک‌های دارای انحصار یا شبه‌انحصار در انتشار ارز از سوی دولت اعتراض داشتند؛ برخی از همین بانک‌ها به‌مرور زمان به شکل بانک مرکزی (به‌عنوان بانکی که انحصار در عرضه‌ی ارز را در اختیار دارد ولی ... رفتاری خیرخواهانه و از سََرِ وظیفه‌شناسی خواهد داشت) درآمدند و به‌عنوان بخشی ضروری و تفکیک‌ناپذیر از سیاست پولی ملّی در نظر گرفته شدند. در نتیجه‌ی این تحولات، تئوری و دلالت‌های عرضهٔ غیرمتمرکز و بدون مقررات‌گذاری مرکزی ارز تا حد زیاد نادیده گرفته شده است.

برای خرید کتاب به سایت نشر آماره (لینک خرید) مراجعه کنید.

#معرفی_کتاب

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

در چهل‌وششمین شماره‌ی قلم‌یاران بخش دوم رساله‌ی فرانک چودوروف در باب مالیات بر درآمد «ریشه‌ی تمام شرارت‌ها» منتشر شد (بخش اول). چودوروف نشان می‌دهد مالیات بر درآمد، که ریشه در حسادت فقرا به ثروتمندان داشت، چگونه به گسترش قدرت دولت و تحول کل نظام سیاسی و حقوقی انجامید و در نهایت خود فقرا را غارت کرد.

از متن:

فقرا که از سیاستمداران در طلب مالیات بر درآمد حمایت می‌کنند، این کار را تنها بدین خاطر انجام می‌دهند که از داراها متنفرند...

در ظاهر، این اصلاح مالیاتی بود. در حقیقت، این یک انقلاب بود. چون متمم شانزدهم قانون اساسی، مفهوم حقوق طبیعی را خدشه‌دار کرد؛ در نهایت شهروند آمریکایی را به جایگاه یک رعیت تقلیل داد، آن چنان که خودش از آن آگاه نیست؛ ...حکومت مرکزی را قادر ساخت تا ایالت‌ها را که زمانی واحدهای مستقلی بودند، با تطمیع به خدمت خود درآورد. هیچ پادشاهی در تاریخ جهان هرگز قدرتی به‌اندازه‌ی ریاست جمهوری ما اعمال نکرده، یا ثروت مردم را بیشتر از او مصادره نکرده است... ما شکل و صورت یک جمهوری را حفظ کرده‌ایم، ولی در واقعیت، تحت‌لوای یک الیگارشی زندگی می‌کنیم، نه الیگارشی درباریان، بلکه الیگارشی بوروکرات‌ها.

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

ای آذر ای آفریده‌ی اهورامزدا!
فروزان باش در اين خانه، فروزان باش در اين خانه تا دير زمان.

❈ شبه چله شاد و فرخنده باد. به امید صبح روشنایی!
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

وضعیت جامعه‌ی دولت‌زده اینطوریه که قدرت تصمیم‌گیری نداره و درباره‌ی بدیهیات هم دولت باید تصمیم بگیره. مثلاً سیل و آلودگی رو جلوی چشمش می‌بینه ولی تصمیم اینکه بره تو دل سیل و آلودگی بر عهده‌ی دولته. اگه دولت توی آلودگی شدید مدارس رو تعطیل نکنه، برده‌ی دولت باید بچه رو به مدرسه بفرسته و اخلاق بردگان رو به نسل بعدی منتقل کنه و همزمان گله‌مند باشه که چرا وضع‌مون اینه!

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 نقش نامرئی واسطه‌ها | ✍🏻 اولریش فرومی

➣ @Notes_On_Liberty

واسطه‌ها -بازرگانان، پخش‌کنندگان و تاجران- چه نقشی در بازار بازی می‌کنند؟ این واسطه‌ها به‌جای اینکه صرفاً سودجو باشند، نقش اساسی در تقسیم کار دارند. جامعه بدون آن‌ها نمی‌تواند فعّالیّت کند.

   فردریک باستیا در رساله‌ی خود به نام «آنچه دیده می‌شود و آنچه دیده نمی‌شود» (فصل ۶- «واسطه‌ها»)، به سوءتعبیری عظیمی که درباره‌ی نقش واسطه‌ها در زمان او، به‌ویژه در میان سوسیالیست‌ها، وجود داشت، می‌پردازد. واسطه‌ها اغلب به‌اتّهام سودجو و دلال بودن نادیده گرفته می‌شدند. برخی از سوسیالیست‌ها حتّی از الغای این حرفه‌ها پشتیبانی می‌کردند. سوسیالیست‌ها آن‌ها را به «مداخله‌گری بین تولید و مصرف برای اخّاذی از هر دو طرف، بدون دادن چیزی در ازای آن» متّهم می‌کردند، و در عین حال طرفدار یک سازمان عمومی و جمعی برای مدیریّت و توزیع منابع اقتصادی بودند.

جایگزین‌های واسطه‌های بازار

   باستیا در دفاع از واسطه‌ها یا به‌اصطلاح «دلّالان» نوشت:

وقتی شکم گرسنه در پاریس است و ذرّتی که می‌تواند آن را سیر کند در اودسا، تا زمانی‌که ذرّت وارد معده نشود، رنج متوقّف نمی‌شود. سه راه برای ورود ذرّت به معده وجود دارد. نخست، گرسنگان می‌توانند خودشان بروند و ذرّت را بیاورند. دوم، می‌توانند این وظیفه را به متخصّصان این حرفه واگذار کنند. سوم، می‌توانند با هم متّحد شوند و مسئولیّت را به کارمندان دولتی بدهند.
🖇 متن کامل: نقش نامرئی واسطه‌ها

#بازار_آزاد #واسطه‌ها #دلالی
#بازار #هماهنگی_اقتصادی
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

دودهایی از آتش مالکیت عمومی

فرض کنید اسکله بندرعباس مالک یا مالکان خصوصی داشت، یا این که توسط بخش خصوصی اداره و کنترل می‌شد. آیا به همین راحتی می‌شد محموله‌های بسیار خطرناک مواد منفجره را در آن انبار کرد و جان و مال شهروندان کاملاً بی‌دفاع و بی‌گناه و بی‌خبر از همه جا را به خطر انداخت؟ و به فرض محال هم که چنین اهمالی صورت می‌گرفت و چنان فاجعه‌ای رخ می‌داد، آیا کشف حقیقت و پیگرد و تعقیب مجرمان و مقصّران مثل امروز غیرممکن بود؟ عقل سلیم به هر دو سؤال با قاطعیت پاسخ منفی می‌دهد.

حالا فرض کنید که روز و روزگاری جنگل‌های هیرکانی را به حراج گذاشته بودند و به کسانی فروخته بودند. به نظرتان آیا مالکان جنگل دارایی‌شان را با «علفزار» اشتباه می‌گرفتند؟ آیا می‌نشستند و نگاه می‌کردند تا مِلکشان آتش بگیرد؟ آیا روزها وقوع آتش‌سوزی را انکار می‌کردند؟ آیا با تأخیری طولانی و با کاهلی تمام دست به کار اطفاء حریق می‌شدند؟ باورش سخت است.

حال که زحمت کشیدید و این همه احتمالات بعید را از قوه ‌مخیله‌تان گذراندید، لطفاً یک حالت دیگر را هم فرض کنید، و آن اینکه حفظ کیفیت هوای کلان‌شهرها را هم به یک یا چند بنگاه خصوصی سپرده بودند. یعنی بنگاه‌هایی که سودشان از پاکیزگی هوای شهر تأمین می‌شد و برای رسیدن به این سود احتمالاً هزاران ترفند حقوقی یا تکنولوژیک خلاقانه‌ای را امتحان می‌کردند که امروز حتّی یکی از آن‌ها هم به فکر من و شما نمی‌رسد. البته که در این صورت دنیا بهشت نمی‌شد و مشکل آلودگی از میان نمی‌رفت، ولی حتماً روزگارمان به از امروز بود که دم به دقیقه وضع بدتر می‌شود و دست هیچکس هم به هیچ‌جا بند نیست. حداقل این بود که در مسیر دشوار اصلاح و بهبود حرکت می‌کردیم، نه در برهوت بلاتکلیفی.

تصوّر می‌کنم اگر واقعاً دل‌نگران زندگی و بسترهای حفظ و رشد و ترقّی زندگی بودیم (از جنگل و هوا و آب گرفته تا آموزش و بهداشت و فرهنگ)، دیگر خیلی به این فکر نمی‌کردیم که این‌ ثروت‌ها «مال» چه کسی هستند، و دیگر برایمان عجیب و نپذیرفتنی نبود که فلان جنگل یا رودخانه یا جادّه «مال» فلان سرمایه‌دار یا فلان شرکت باشد، بلکه در درجه اوّل به این فکر می‌کردیم که با کدام روش می‌توان این ساز و برگ‌های زندگی را از شرّ اتلاف و اسراف و نابودی در امان نگاه داشت. امّا به نظر می‌رسد دغدغه‌ها و اولویت‌های مهمتری وجود دارند.

می‌دانیم و می‌بینیم که مالکیت و اداره عمومی روش خوبی برای حفظ ثروت‌هایی که ملّی نامیده می‌شوند نیست؛ به‌خصوص در مناطقی از جهان که طبق سنّت‌های کهن دولتمردان همیشه طلبکارند و هیچ تصوّری از مسئول بودن ندارند. ولی علی‌رغم این دانستن و دیدن، همچنان بر مشاع بودن مهم‌ترین منابع ثروت اصرار داریم و همه مشکلات را به بی‌کفایتی «این» دولت یا «این» حکومت خاص نسبت می‌دهیم. شاید به این خاطر که عدالت (به معنای نفی حتّی‌المقدور همه نابرابری‌ها) آن‌قدر ضروری به نظرمان می‌رسد که اگر شده حاضریم حتّی خود زندگی را هم به پایش قربانی کنیم. به بیان بسیار عامیانه‌: اگر دیگی عادلانه نمی‌جوشد، می‌خواهم سر سگ در آن بجوشد.

در هر صورت که کار از کار گذشته، ولی اگر قرار بود در یک جمله به همه فرزندان آینده این سرزمین وصیت کنم احتمالاً می‌گفتم: باقی ماندن زندگی از عادلانه به نظر رسیدن آن مهم‌تر است.


/channel/AmirrezaAbdolii/

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

یکی از بارزترین نمونه‌های استفاده‌ی دولت از اختیارات مقرّرات‌گذارانه و نظارتی خود قانون «ضبط دارایی‌های مدنی» در ایالات متّحده است. این قانون به پلیس اختیار می‌دهد تا طی «جنگ علیه موادّ مخدر»، دارایی خصوصی را مصادره کند، بدون اینکه مالک حتّی دستگیر شود، چه برسد به اینکه محکوم شود.

برای دارایی توقیف‌شده چه رخ می‌دهد؟ قوانین فدرال و برخی ایالت‌ها به پلیس اجازه می‌دهند تمام یا بخشی از عواید حاصل از مصادره یا فروش اموال توقیف‌شده را برای خود نگه دارند. این مجوَز انگیزه‌ای قوی برای توقیف دارایی‌های بیشتر به‌وجود می‌آورد، زیرا این عواید، بودجه‌ی دریافتی پلیس را تکمیل می‌کند. در واقع، به همین دلیل است که چنین توقیف‌هایی با گذشت زمان به‌طرز چشمگیری افزایش یافته‌اند (کدام نیروی پلیسی نمی‌خواهد پول بیشتری برای تجهیزات جدید و پرزرق‌وبرق خرج کند؟).

این سازوکار انگیزه‌های عجیبی به‌وجود می‌آورد. برای مثال، اگر پلیس، موادّ مخدر را توقیف کند، کسب درآمد قانونی از آن و، بنابراین، تکمیل بودجه‌ی پلیس دشوار است. با این‌حال، اگر پلیس ابتدا به قاچاقچیان موادّ مخدر اجازه‌ی فروش مواد را بدهد، می‌تواند درآمد حاصل از آن را توقیف کند؛ و سود بردن از آن برای پلیس بسیار آسان‌تر خواهد بود. در واقع مواردی وجود دارد که نشان می‌دهد پلیس پیش از اقدام برای توقیف درآمد، اجازه‌ی فروش موادّ مخدر را داده است.

افزون بر این، به‌دلیل انگیزه‌های مالی پلیس برای مصادره‌ی دارایی‌های مدنی و «جنگ با موادّ مخدر»، آن‌ها زمان و منابع کمتری را به رویارویی با جرایم خشونت‌آمیز واقعی مانند قتل، سرقت، تجاوز و غیره اختصاص می‌دهند. کار کردن بر روی این جرایم خشونت‌آمیز به هیچ‌روی برای پلیس دستاورد مالی یکسانی ندارد و تخصیص منابع بیشتر برای جنگ با موادّ مخدر باعث ضرر پلیس نمی‌شود. اگر میزان این جرایم خشونت‌آمیز افزایش یابد، پلیس اخراج نمی‌شود؛ در واقع، اگر میزان جرایم خشونت‌آمیز افزایش یابد، معمولاً دولت‌گرایان برای پلیس بودجه‌ای عظیم‌تر، از پول مالیات‌دهندگان، می‌طلبند.

● زک روفر. درهم‌شکستن افسانه‌ها

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

وضعیت خزعبل‌گویی و وقاحت دولت‌گرایان ایران به سطح بحرانی رسیده و اگر در دارالمجانین بسته نشوند، وضعیت فاجعه‌بار خواهد شد. بیش از صد سال تمام امکانات اقتصادی و آموزشی، صادرات و واردات، سرمایه‌ها رو در اختیار گرفته‌اند. اجازه‌ی هیچ سرمایه‌گذاری آزادی رو نداده‌اند، یک خط از زیر تیغ سانسورشون جان سالم به در نبرده، برای کل کشور برنامه‌ریزی کردند، مردم رو طبق امیال خودشون آموزش داده‌اند، تمام اختیارات و آزادی مردم رو گرفته‌اند؛ حالا طلبکار شده‌اند که محرومیت شما حاصل محرومیت فکری شماست! باید بافرهنگ بشید تا پیشرفت کنید. ظاهراً سالیان دیگه هم باید آموزش ببینیم تا بتونیم آزاد بشیم!

پرسشی که میشه مطرح کرد اینه که تا پیش از عصر دولت‌گرایی که بنادر ایران مراکز تجاری خلیج فارس بودند و بندر لنگه و لارستان قطب اقتصادی و تجاری کشور بودند (و به‌لطف همین حضرات فرهنگ‌ساز و محرومیت‌زدا همه‌ی بازرگانانش به جنوب خلیج فارس گریختند)، محرومیت فکری وجود نداشت؟ اگه محرومیت فکری وجود داشته پس فقر کنونی ربطی به محرومیت فکری نداره! اگه محرومیت فکری وجود نداشته، پس باید درباره‌ی پیآمدهای صد سال آموزش دولتی تعمق و تأمل کنیم!

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

رهبران نازی به‌خاطر عشق به حیوانات خانگی خود و برخی حیوانات، به‌ویژه شکارچیان اصلی مانند گرگ و شیر، مشهور بودند. هیتلر، گیاهخوار بود و متنفر از شکار؛ سگ‌ها را دوست داشت و ساعات پایانی عمرش را در کنار سگش، بلوندی، گذراند، کسی که با وجود خطر برای خودش، او را برای پیاده‌روی به بیرون از پناهگاه می‌برد. او علاقه‌ی خاصی به پرندگان و بیش از همه به گرگ‌ها داشت. گوبلز جمله‌ی معروفی دارد: «تنها دوست واقعی که انسان در نهایت دارد، سگ است... هرچه بیشتر با گونه‌های انسانی آشنا می‌شوم، بیشتر به سگم بنو اهمیت می‌دهم.» گوبلز با هیتلر هم‌رای بود که «گوشتخواری انحرافی در طبیعت انسانی ماست» و مسیحیت «نشانه‌ای از فساد» است، زیرا گیاهخواری را تشویق نمی‌کند. از یک سو، هیولاهایی بی‌رحم نسبت به همنوعان خود؛ از سوی دیگر، مهربان با حیوانات و دوستدار منافع آن‌ها. بسیاری از رهبران نازی به حیوانات محبت داشتند ولی از انسان‌ها بیزار بودند. یک مهاراجه به هیتلر فیلم‌هایی داد که حیوانات را در حال کشتن انسان‌ها نشان می‌داد. پیشوا با خونسردی تماشا می‌کرد. فیلم دیگری انسان‌ها را در حال کشتن جانوران نشان می‌داد. هیتلر چشمانش را بست و التماس کرد که زمان پایان کشتار را به او بگویند.

● الکساندر کاکبرن. گیاهخواران: نازی‌های مدافع حقوق حیوانات، حمله‌ی برق‌آسای سُم‌داران

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

🫆 با انتخاب کلید موردنظر، به جامعه دوستداران دانش، هنر و فلسفه بپیوندید.

🎵 موسیقی | 🥯 فلسفه

🎨 هنر |  📼 سینما

🧪🧪 علم | 🌎 سیاست

این پست تبلیغاتی نیست، برای پیشرفت و رشد شماست،
مجموعه ای از بهترین ها.

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 تراژدی جلای وطن: آینده‌ی ازدست‌رفته | ✍🏻 اولریش فرومی

➣ @Notes_On_Liberty

نظرسنجی جدیدی در فرانسه سروصدای زیادی به پا کرده و واقعیّت جدیدی را که اروپای در حال دگرگونی با آن دست به گریبان است، آشکار می‌کند: فرار مغزها و مهاجرت پربازده‌ترین افراد آن. «فرار مغزها پدیده‌ای است که اروپا عموماً به قارّه‌ی آفریقا نسبت می‌دهد. اکنون، فرانسه کاملاً به آن دچار شده است.»

براساس این پژوهش، هر ساله نزدیک به ۱۵۰۰۰ فارغ‌التحصیل جوان از دانشکده‌های مهندسی و مدیریّت فرانسه تصمیم به آغاز حرفه‌ی خود در خارج از کشور می‌گیرند. دلایل اصلی؟ حقوق پایین به‌خاطر مالیات بالا، و همچنین احساس زوال. در واقع، ۷۰ درصد از افراد بااستعداد معتقدند که فرانسه در حال زوال است، در همین حال ۸۱ درصد و ۷۴ درصد به‌ترتیب نگران وضعیّت سیاسی و اقتصادی کشور هستند. ارقام دیگر این روند را نشان می‌دهند: تعداد بنیانگذاران فرانسوی شرکت‌های تک‌شاخ (شرکت‌هایی با ارزش بیش از یک میلیارد دلار) در ایالات متّحده (۴۶ نفر) بیشتر از فرانسه (حدود ۲۲ نفر تا سال ۲۰۲۴) است.

این روند منحصر به فرانسه نیست. در آلمان نیز می‌توان آن را مشاهده کرد، جایی‌که برخی از استعدادهای جوان به مقاصدی با چشم‌اندازهای بهتر، مانند سوئیس، نقل مکان می‌کنند. در بریتانیا، کارآفرینان مشهوری این کشور را ترک کرده‌اند، مانند نیکولای استورونسکی، مدیرعامل ریوالوت، که به‌تازگی محلّ اقامت مالیاتی خود را به امارات متّحده عربی منتقل کرده است.

🖇 متن کامل: تراژدی جلای وطن: آینده‌ی ازدست‌رفته

#مهاجرت #فرار_مغزها #مالیات
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

فرد روان‌رنجور فاقد توانایی برای سازگاری با محیط خویش است. او غیر اجتماعی است؛ او هرگز با واقعیّت‌ها سازگاری ندارد. ولی چه بخواهد چه نخواهد، واقعیّت کار خودش را می‌کند. این فراتر از قدرت روان‌رنجور است که اراده و کنش‌های همنوعان خود را از بین ببرد و همه‌چیز را از پیش روی خود بردارد. بنابراین او به خیال‌پردازی و اوهام پناه می‌برد. افراد ضعیف که قدرت ادامه‌ی زندگی و همراهی با واقعیّت را ندارند، به دیکتاتوری و قدرت تسلیم کردن دیگران روی می‌آورند. سرزمین رویاهای او سرزمینی است که اراده‌ی او تنها در آن تصمیم می‌گیرد؛ قلمرویی است که او به‌تنهایی در آن دستور می‌دهد و دیگران اطاعت می‌کنند. در این بهشت ​​تنها آن چیزی که او می‌خواهد، رخ می‌دهد. همه‌چیز درست و معقول است، یعنی همه‌چیز دقیقاً مطابق با عقاید و خواسته‌های اوست؛ از نظر عقل او معقول است.

روان‌رنجور در پناه این رویاها نقش دیکتاتور را به خود اختصاص می‌دهد؛ او خودش را سزار می‌بیند. هنگام خطاب همشهریان خود باید متواضع‌تر باشد. او دیکتاتوری را به تصویر می‌کشد که توسّط شخص دیگری اداره می‌شود. ولی این دیکتاتور تنها جانشین و خادم اوست؛ او آن‌طور که روان‌رنجور از او می‌خواهد، عمل می‌کند. فردی خیال‌پرداز که از این محدودیّت خودداری می‌کرد و خود را برای پست دیکتاتور پیشنهاد می‌کرد، خطر دیوانه در‌ نظرگرفته‌شدن و دیوانه خوانده شدن را به جان می‌خرید. روانپزشکان دیوانگی او را خودبزرگ‌بینی می‌نامند.

هیچ‌کس هرگز دیکتاتوری کسانی را، که اهدافی غیر از اهداف خودش دارند، توصیّه نکرده است. کسی که از دیکتاتوری دفاع می‌کند، همیشه از حکومت نامحدود باب میل خود دفاع می‌کند، اگرچه توسّط یک واسطه، یک نسخه‌بردار از امیال او، اداره می‌شود. او دیکتاتوری را می‌خواهد که به شکل خودش ساخته شود.

● لودویگ فون میزس. حکومت قادرمطلق: ظهور دولت تمامیّت‌خواه و جنگ تمام‌عیار

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 چرا مالیات در قرون وسطی منفور بود؟ | ✍🏻 رایان مک‌مکن

➣ @Notes_On_Liberty

امروزه روایت تاریخی بسیار مشهوری رواج دارد: در طول قرون وسطی، پادشاهان بر رعایای خود سلطه‌ی زیادی داشتند. آن‌ها با تکیه بر حقّ الهی حکومت می‌کردند و بنابراین می‌توانستند مالیات‌ها را به‌دلخواه خود افزایش دهند. از این گذشته، چه کسی با آن‌ها، که حاکمان برگزیده‌ی خدا بر روی زمین بودند، مخالفت می‌کرد؟ مطمئنّاً رعایای شاه که با کمک کلیسا، همگی کاملاً مرعوب این ایده شده بودند که نافرمانی از پادشاه خطر لعنت ابدی را به همراه دارد، دست به چنین مخالفتی نمی‌زدند.

ولی این روایت به ما می‌گوید که پس از آن رنسانس از راه رسید و مردم این ایده را کشف کردند که خود آن‌ها حقوقی دارند و حاکمان سیاسی باید به‌وسیله‌ی قانون مهار شوند. این ایده‌های نوین سپس در عصر «روشنگری» تقویّت شدند؛ عصری که سلطه‌ی کهن قرون وسطایی را بیشتر برانداخت و «اراده‌ی مردم» را پیروز گردانید.

با این‌حال، این روایت تا حدّ زیادی افسانه است. چنین نبود که شهریاران و شاهان قرون وسطی بتوانند بدون هیچ عواقبی مالیات افزایش دهند یا با قدرت نامحدود حکم برانند. همچنین این‌طور نیست که رعایای اربابان قرون وسطایی، سوءاستفاده از قدرت را فروتنانه پذیرفته باشند...


🖇 متن کامل: چرا مالیات در قرون وسطی منفور بود؟

#اقتصاد #تاریخ #مالیات #رم
#توماس_قدیس #قرون_وسطی
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

ما کلاً به یه جشن و پارتی راضی هستیم (البته کسی این حرف رو بهمون بزنه ناراحت میشیم)، درکی از آزادی هم نداریم، مسئولیت آزادی داشتن رو هم نمی‌پذیریم؛ حاضر به تلاش برای امرارمعاش هم نیستیم، کلاً دوست داریم یوغ بردگی رو بدیم دست یکی و اصلاً هم نمی‌فهمیم مشکل اصلی همین دولت‌گرایی و بردگیه، نه اینکه کی حاکم باشه. دلیل این هم که تو صد و پنجاه سال اخیر مملکت رو هوا بوده همین میل به «چوپان خوب» بوده!

به‌طور خلاصه: اگه از بردگی این ارباب آزاد بشیم سریع دنبال ارباب بعدی می‌گردیم؛ بالأخره همیشه یکی هست سوارمون بشه.

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

▪️چهل‌وپنجمین شمارۀ مجله قلم‌یاران منتشر شد.

▫️ پروندۀ ویژۀ این شمارۀ قلم‌یاران در باب دولتمردی است که جنگید اما شکست خورد، در سودای اصلاحات بود اما عمرش کفاف نداد، این پرونده روایتی دیگر از عباس‌میرزا دارد، عباس‌میرزایی که کمتر می‌شناسیم.

از مقالات مهم این شماره مقالۀ فرانک چودوروف در باب مالیات بر درآمد با عنوان مالیات ریشۀ تمام شرارت‌ها و مفاسد است. بحثی در باب پولیبیوس و ایدۀ او در باب محدودیت قدرت. مقاله‌هایی در نقد فردگرایی رادیکال، بوروکراتیزه شدن سیاست و عنوان مقالاتی ذیل«قدرت و فساد»، «آزادی از طریق فضیلت»،«معمای موزیکانچی‌باشی ناصرالدین‌شاه»و دیگر مقالات.


چهل‌وپنجمین شمارهٔ قلم‌یاران(در312صفحه) را می‌توانید از کتابفروشی‌ها و دکه‌های روزنامه‌فروشی تهیه بفرمایید.

◾️دوستانی که تمایل دارند مجله را از طریق پست دریافت کنند، می‌توانند تنها با پرداخت هزینه روی جلد مجله(220000 تومان)، مجله را با هزینۀ پستی رایگان دریافت کنند.

➖شمارۀ کارت: 6037997321603855  به نام سرکار خانم آذر ارکانی

✖️ارسال برگۀ واریز و آدرس به شمارۀ تلگرام ۰۹۳۵۶۶۱۷۹۰۹

#قلمیاران #قلم_یاران

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 چگونه شوروی کریسمس را با تعطیلات زمستانی سوسیالیستی جایگزین کرد | ✍🏻 رایان مک‌مکن

➣ @Notes_On_Liberty

انقلابیون چپ‌گرا مدّت‌هاست که قصد تغییر تقویم را دارند تا به‌راحتی بتوانند مردم را به عادات جدید و شیوه‌های جدید زندگی که از نظر انقلابیون مناسب‌تر است، وادار کنند.

انقلابیون فرانسوی تقویم رایج را لغو کردند و آن را با نظام هفته‌ای ده‌روزه با سه هفته در هر ماه جایگزین کردند. نام ماه‌ها همگی تغییر داده شد. روزهای جشن و تعطیلات مسیحی با بزرگداشت گیاهانی مانند شلغم و گل‌کلم جایگزین شد.

کمونیست‌های شوروی نیز کوشیدند اصلاحات اساسی در تقویم انجام دهند. از جمله این اصلاحات، لغو هفته‌ی سنّتی با تعطیلی یکشنبه‌ها و چرخه‌های هفت‌روزه‌ی قابل پیش‌بینی بود.

آن آزمایش در نهایت شکست خورد، ولی سران شوروی موفّق به ریشه‌کن کردن بسیاری از تعطیلات سنّتی مسیحی در کشوری که سده‌ها پایبند به مذهب مسیحی ارتدکس شرقی بود، شدند...

🖇 متن کامل: چگونه شوروی کریسمس را با تعطیلات زمستانی سوسیالیستی جایگزین کرد

#سوسیالیست #دولت #سنت
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

فرانک چودوروف: قهرمان آزادی

《...چودوروف یک منتقد سرسخت و دوراندیش دولت‌گرایی بود ... فرانک چودوروف تأثیر عمیقی بر راستگرایان آمریکایی پس از جنگ داشت. موری ان. روتبارد، ویلیام اف. باکلی جونیور.، جیمز جی. مارتین، و بسیاری دیگر از طرفداران بازار آزاد، نقش آثار چودوروف را در شکل‌گیری جهان‌بینی خود حیاتی دانسته‌اند...》

@LibertyReader
@Austro_libertarian

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

اگر مدرسه‌ی خصوصی تأسیس می‌کردید، چه مواد درسی و آموزش‌هایی برای آن در نظر می‌گرفتید؟ (نظری و عملی)

کامنت کنید.

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

ولیکن پدران، با توجّه به اینکه ثروت را اغلب مردان جسور و پرجنب‌وجوش خلق می‌کنند، از دیدن سرزندگی و پویایی پسرانشان خوشحال می‌شوند؛ این را به فال نیک می‌گیرند که آن‌ها مردانی موفّق خواهند بود و به فوت‌وفن‌ها و شگردهایی که آن‌ها با همکلاسی‌هایشان انجام می‌دهند یا از آن‌ها می‌آموزند، همچون مهارتی در هنر زندگی و راهیابی به جهان بیرون نگاه می‌کنند. ولی باید به جرأت بگویم کسی که پایه‌های ثروت پسرش را بر تقوا و تربیّت خوب بنا می‌کند، تنها راه مطمئنّ و موجّه را در پیش می‌گیرد.

و این حقّه‌ها یا زبان‌بازی‌هایی که بین بچه‌مدرسه‌ای‌ها رواج دارد، و خشونتی که آن‌ها نسبت به یکدیگر روا می‌دارند، و نقشه‌های حساب‌شده‌شان برای سرقت از یک باغ میوه، این‌ها مرد را توانمند نمی‌کند؛ بلکه اصول عدالت، سخاوت و متانت، همراه با قوّه‌ی مشاهده و سخت‌کوشی، ویژگی‌هایی هستند که، به‌نظر من، بچه‌مدرسه‌ای‌ها زیاد از یکدیگر یاد نمی‌گیرند.

و اگر به یک نجیب‌زاده‌ی جوان که در خانه بزرگ شده، بیشتر از آنچه که می‌توانست در مدرسه یاد بگیرد، آموزش داده نشود، پدرش در تربیّت او یا انتخاب آموزگار برای او کاهلی کرده است.

پسری را از مدرسه‌ای سطح بالا و پسری همسن‌ّوسال را که در کنار پدر خانواده‌ بزرگ شده، در نظر بگیرید و آن‌ها را در جمع معتبری قرار دهید، و سپس ببینید کدام‌یک از این دو رفتار مردانه‌تری خواهد داشت و با اعتماد‌به‌نفس بیشتری با غریبه‌ها صحبت خواهد کرد.

در اینجا تصوّر می‌کنم اعتماد‌به‌نفس پسر بچه‌ی مدرسه‌ای یا از بین خواهد رفت یا او را بی‌اعتبار خواهد کرد؛ و اگر این اعتماد‌به‌نفس چنان باشد که فقط به‌درد گفت‌وگو با پسران بخورد، بهتر است اصلاً چنین اعتمادبه‌نفسی نداشته باشد.


● جان لاک. نکاتی در باب آموزش

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

سید جوات هاشمی وقتی استبداد گریبان همکاراش رو می‌گیره:

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

بِدان که مثالِ تن چون شهری است و دست‌وپای و اعضا پیشه‌وران شهرند، و شهوت چون عامل خراج است و غضب چون شحنه‌ی شهر است و دلْ پادشاهِ شهر است و عقلْ وزیرِ پادشاه است؛ و پادشاه را بدین همه حاجت است تا مملکت راست کند. ولیکن شهوت که عامل خراج است دروغ‌زن و فضولی و تخلیط‌گر است و هرچه وزیرِ عقل گوید به مخالفت آن بیرون آید و همیشه خواهان آن باشد که هرچه در مملکت مال است همه به بهانه‌ی خراج بستاند... پادشاهِ دل چون کار به اشارت وزیرِ عقل کند و شهوت و غضب را زیردست و به فرمانِ عقل دارد و عقل را مسخّر ایشان نگرداند کارِ مملکتِ تن راست بُوَد و راه سعادت و رسیدن به حضرت الهیّت بر وی بُریده نشود و اگر عقل را اسیر شهوت و غضب گرداند مملکت ویران شود و پادشاه بدبخت گردد و هلاک شود.

● محمد غزالی. کیمیای سعادت

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

🎞 فاجعه‌ی خشکاندن دریاچه‌ی آرال به‌دست برنامه‌ریزان مرکزی شوروی

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

#موقت

به مناسبت هفته کتاب، نشر آماره بر روی تمام محصولاتش تخفیف سی درصدی لحاظ کرده است. برخی از کتاب‌هایی که با موضوعات مرتبط با لیبرالیسم و اندیشه آزادی‌خواهی توسط این انتشارات منتشر شده‌اند عبارتند از:

کتاب «برای روشنفکر جدید»
کتاب «حکومت قادر مطلق»
کتاب «بازار آزاد و دشمنان آن»
کتاب «نظریه آشوب»
پکیج ۲ عنوان کتاب : “استاندارد بیت کوین” و “استاندارد دستوری”
کتاب «حکومت با پول ما چه کرده است؟»
کتاب «نظریه‌ی اعتباری پول»
کتاب «بنیان‌های خرد اقتصاد کلان (از دیدگاه مکتب اتریشی اقتصاد)»
کتاب «انتخاب ارز؛ راهی به سوی خاتمه تورم»
کتاب «علیه مالکیت فکری»
کتاب «تغییر اقلیم و اقتصاد بازار»
کتاب «طبقه و محیط‌زیست»
کتاب «بیست مغلطه اقتصادی»
کتاب «اقتصاد اتریشی به زبان ساده
کتاب «خصوصی‌سازی پول»
کتاب «اصول علم اقتصاد» به قلم کارل منگر

@austro_libertarian

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

🌟 به زودی این پست حذف خواهد شد لطفاً
زودتر وارد شوید .
💎〰

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

کمونیست‌های شوروی اغلب به‌خاطر تلاش برای برپایی جامعه‌ی سوسیالیستی که به برپایی چیزی شبیه زندان انجامیده، سرزنش می‌شوند. ولی چنین اتّهامی کاملاً بی‌پایه است. در اتّحاد جماهیر شوروی، برخی از زندانیان سلول‌های بزرگ‌تری نسبت به دیگران دارند، برخی خوب غذا می‌خورند و برخی دیگر بد. آشفتگی کاملی وجود دارد؛ هنوز کارهای زیادی برای ساماندهی اوضاع باید انجام شود. سوسیالیسم واقعی، که در آن همگان واقعاً برابرند، تنها شبیه زندان نیست، بلکه خود زندان است! سوسیالیسم نمی‌تواند وجود داشته باشد مگر اینکه دیوارهای بلند، برج‌های دیده‌بانی و سگ‌های نگهبان آن را احاطه کرده باشند، زیرا مردم همیشه می‌خواهند از رژیم‌های سوسیالیستی فرار کنند، همانطور که از زندان می‌گریزند. اگر بخواهید پزشکی را ملّی کنید و با بهترین انگیزه‌های ممکن، اشتغال را برای همه‌ی پزشکان تضمین کنید، خواهید دید که آن‌ها چمدان‌های خود را می‌بندند و کشور را ترک می‌کنند. اگر بخواهید کمی بیشتر به اوضاع نظم بدهید مهندسان شما (بهترین‌هایشان)، طرّاحان شما، بالرین‌های شما (باز هم بهترین‌هایشان) و بسیاری دیگر نیز از کشور خواهند گریخت. اگر به تلاش‌های خود برای برپایی یک جامعه‌ی نمونه ادامه دهید، باید دور آن دیوار بکشید. زیرا دیر یا زود سیل فراریان شما را مجبور به دیوار کشیدن کار خواهد کرد.

● ویکتور سووروف، درون ارتش شوروی

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 دشمنان مردم: بوروکرات‌های حکومتی، انگل‌های اجتماعی | ✍🏻 توماس دی‌لورنزو

➣ @Notes_On_Liberty

مدّت‌هاست که اقتصاددانان درباره‌ی بوروکراسی حکومتی مطالعه کرده و می‌نویسند. لودویگ فون میزس نخستین اقتصاددان «مدرن» بود که با کتاب «بوروکراسی» خود در سال ۱۹۴۴، مطالبی در این زمینه نوشت. مکتب اقتصادی انتخاب عمومی، که با جیمز بوکانان و گوردون تالوک و دیگران تأسیس شد، مطالب عظیمی درباره‌ی اقتصاد بوروکراسی تولید کرده، که بخش عمده‌ای از آن مکمّل کار پیشگامانه‌ی میزس است.

این مطالب، ماهیّت رفتار بوروکراتیک دولتی را قابل‌فهم‌تر کرده‌اند. نخست آنکه، این رفتار با تصمیم‌گیری در بازار بسیار متفاوت است. مردم در بازار داوطلبانه با پول خود «رأی می‌دهند» تا ترجیحات خود را بیان کنند. در بازار سازوکار بازخورد وجود دارد که در آن اگر کسی مشتریان خود را راضی کند، موفّق می‌شود و اگر کسی مشتریان خود را ناراضی نگه دارد، شکست می‌خورد. در مقابل، دولت اساساً به ما می‌گوید: شما به این، این، این، این و این نیاز دارید و اگر هزینه‌ی آن را نپردازید، شما را مجبور می‌کنیم چندین سال مثل سگ در قفس زندگی کنید. به این می‌گویند محکومیّت به زندان به‌دلیل فرار مالیاتی. هیچ چیز داوطلبانه‌ای در این زمینه وجود ندارد.

ارزیابی «خدمات» دولت، اصلاً ارزیابی واقعی بر اساس رفتار شهروندان نیست؛ بوروکرات‌های حکومتی و سیاستمداران به ما می‌گویند که «خدمات» آن‌ها چقدر شگفت‌انگیز است و اگر مخالف باشیم، ما را علناً اهریمن جلوه می‌دهند. حکومت امروز چنان غول‌پیکر است که هیچ ذهن بشری نمی‌تواند یک درصد از آنچه را که حکومت واقعاً انجام می‌دهد، درک کند. در نتیجه، اکثر شهروندان از همه‌ی چیزهایی که دولتشان در آن دخیل است، به‌جز چند مورد، «منطقاً ناآگاه» هستند.

🖇 متن کامل: دشمنان مردم: بوروکرات‌های حکومتی، انگل‌های اجتماعی

#بوروکراسی #دولت #استبداد
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

«عصر جوانمردی به پایان رسیده؛ عصر سفسطه‌گران، اقتصاددانان و حسابگران برآمده است؛ و شکوه اروپا برای همیشه خاموش شده است. دیگر هرگز، هرگز آن وفاداری سخاوتمندانه به مقام و جنسیت را نخواهیم دید.» (ادموند برک)

❈ شانزدهم اکتبر سالروز اعدام دهشتناک ملکه ماری آنتوانت، به‌دست وحوش جمهوری‌طلب فرانسه است.

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

«روز تو نیک و سال تو نیک و مه تو نیک
تو تندرست و هر که نخواهد چنین، فگار

فرخنده باد بر تو و بر دوستان تو
این مهرگان فرخ و این روز و روزگار»
(فرخی سیستانی)

❈ شانزدهم مهر، جشن مهرگان، جشن پاییزی مهر و دوستی، شاد باد!

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

دولت‌گرا، دولت را گروهی از افراد می‌بیند که فداکارانه در راستای «خیر عمومی» تلاش می‌کنند و، از طریق فرآیند انتخابات، موظّف می‌شوند قوانینی را به صلاحدید خود برای تغییر رفتار مردم تصویب کنند. دولت‌گرا «خدمت عمومی» را می‌ستاید و معتقد است که افراد حاضر در دولت، با توجّه به فداکاری و قدرت فوق‌العاده‌ای که دارند، شایسته‌ی امتیازها و احترام ویژه هستند. در واقع، بسیاری از قدرتمندترین چهره‌های دولت، به‌ویژه رهبران ملّی، پیروانی فرقه‌مانند به‌وجود می‌آورند، جایی‌که دولت‌گرایان با شور و اشتیاق با این رهبران همذات‌پنداری می‌کنند، به هر کلمه‌ی آن‌ها پایبند هستند، برای هدایت و رستگاری ملّی به آن‌ها چشم می‌دوزند و معتقدند که نه‌تنها وظیفه‌‌ی آن‌ها اصلاح هر اشتباهی است، بلکه توانایی و خرد انجام این کار را هم دارند. حتّی اگر هر از گاهی چند «دانه‌ی آفت‌زده» در دولت وجود داشته باشد، این ایراد دولت قلمداد نمی‌شود، بلکه ایراد خود آن افراد دانسته می‌شود. وقتی دولت اشتباه می‌کند، دولت‌گرا بسیار رئوف و بخشنده می‌شود و این را امری طبیعی می‌داند. این اشتباهات سبب نمی‌شود که دولت‌گرا ایده‌ی دولت را زیر سؤال ببرد، بلکه صرفاً به دولت‌گرا نشان می‌دهد که جامعه باید در انتخابات بعدی نمایندگان بهتری انتخاب کند.

● زک روفر. درهم‌شکستن افسانه‌ها

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

همه‌ی ما با انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و دولت کمونیستی برآمده از آن آشناییم. با این‌حال، آنچه کمتر شناخته شده این است که تجربه‌ی روسیه نخستین شورش کمونیستی نبود.

یک شورش کمونیستی در سال ۱۹۱۰ در مکزیک به پیروزی دست یافت. حکومت جدید به رهبری پانچو ویلا، زاپاتا و دیگران، توانست برنامه‌ی «اصلاحات کشاورزی» را اجرا کند. پیش از این زمان، مکزیک تحت اشرافیّت مزرعه‌دار قرار داشت و فریاد «زمین و آزادی» (Tierra y Libertad) احساسات دهقانان مکزیکی را علیه اقلیت ممتاز متّحد می‌کرد.

بنابراین، حکومت جدید مکزیک دارایی‌های بزرگ (زمین، کارخانه‌ها، مراکز تجاری و غیره) را مصادره کرد. تصوّر می‌شد که دهقانان در نتیجه‌ی انقلاب، خیلی راحت به این نهادها نقل مکان کرده و اداره‌ی آن‌ها را به‌دست می‌گیرند. افسوس که چنین نشد و حکومت کنترل این موارد را در دست گرفت.

پیش از شورش کمونیستی در مکزیک، سرنوشت کارگران اسفناک بود. اندک مالکان ثروتمند زمین تقریباً تمام زمین‌های کشور را کنترل می‌کردند که بیشتر آن‌ها پشتیبانی یک باند فاسد و بی‌احساس متشکّل از سیاستمداران و پلیس را داشتند. از نظر مارکس، راه‌حل ساده بود: حکومت را به‌دست بگیرید، زمین را تصرّف کنید و آن را به قطعات کوچک تقسیم کنید تا هر خانواده‌ی کارگر بتواند تقریباً ده هکتار زمین برای امرارمعاش خود داشته باشد.

نظریّه‌ی اقتصادی مارکسیستی مو‌به‌مو اجرا شد. کشاورزانی که زمین دریافت می‌کردند، هیچ دانشی از فنون کشاورزی نداشتند، هیچ ابزاری نداشتند و به‌دلیل تقسیم زمین به قطعات کوچک، هیچ فرصتی برای تجاری‌سازی و سودآوری محصولات کشاورزی نداشتند. در حالی‌که آن‌ها پیشتر با حمایت مردم و مهربانی‌های گاه‌به‌گاه یک حامی یا مدیریّت بی‌طرفانه در سطح مدیریّت میانی، موفّق به زنده‌ماندن شده بودند، اکنون به برهوتی از بی‌ثمری و بی‌محصولی پرتاب شدند. پیآمد این امر چیزی جز یک فاجعه‌ی اقتصادی برای مکزیک نبود.

● رابرت لفور. مبانی آزادی

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…
Subscribe to a channel