austro_libertarian | Unsorted

Telegram-канал austro_libertarian - AUSTRO LIBERTARIAN

3345

لسه‌فر به این معنی است: بگذارید افراد انتخاب کنند که چگونه می‌خواهند در تقسیم کار اجتماعی شرکت کنند و بگذارید خودشان تعیین کنند که آنتروپرنرها چه چیزی باید تولید کنند. 👤لودویگ فون میزس کانال مطالعه: @LibertyReader

Subscribe to a channel

AUSTRO LIBERTARIAN

چنین روزی ...

در ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱، مسئول حقوق بشر سازمان ملل متحد گزارش داد که شمار افرادی که توسط نیروهای دولتی سوریه در جریان اعتراضات علیه بشار اسد، رئیس‌جمهور سوسیالیست حزب بعث، کشته شده‌اند به بیش از ۳۰۰۰ نفر رسیده است.

......

در ۱۴ اکتبر ۱۹۶۴، نیکیتا خروشچف به‌شدت تشویق شد تا پس از بحران موشکی کوبا و ناکامی‌های مختلف اقتصادی، «داوطلبانه» از رهبری شوروی کناره‌گیری کند. لئونید برژنف قدرت را به دست گرفت و تلاش کرد دست به اصلاحات بزند اما ناکام ماند و اقتصاد کمونیستی همچنان به رکود خود ادامه داد.

......

در ۱۴ اکتبر ۱۹۶۱، ورنر پروبستِ ۲۵ ساله در حالی که تلاش می‌کرد از طریق رود اشپری در نزدیکی پل شیلینگ شنا کند و از برلین شرقی بگریزد، توسط مرزبانان دیده شد. مرزبانان به سوی او آتش گشودند و او را به قتل رساندند.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

دعوتم کرده‌اند به جایی که قرار است چند اقتصاددان درباره مسیر پیش روی اقتصاد ایران تا سال 2035 گمانه‌زنی کنند. چند لحظه‌ای به عنوان رفع خستگی به اوضاع مملکت در آن سال فکر کردم.

لیلاز: اقتصاد ما داره سالی سه تریلیون دلار لنگ و نان خشک تولید می‌کنه. این از دوره سلجوقیان تا به امروز نظیر نداشته.
عبدالملکی: الان اگر غذا و آب و برق را در نظر نگیرید ما بحمدالله هیچ کمبود دیگری نداریم.
بانک مرکزی: دلار بیست میلیون تومانی جوّسازی رسانه‌های معاند است. ما در شعب منتخب به هر متقاضی تا سقف دو دلار و شصت سنت به قیمت هر دلار 19 میلیون و هشتصد و سی هزار تومان داریم ارائه می‌کنیم و بازار در تعادل می‌باشد.
مجلس: طرح حذف 22 صفر از پول ملّی از دستور کار خارج شد.
وزارت رفاه: شایعه حذف یارانه‌های صدک 85 بی‌اساس است.
وزارت بازرگانی: تعرفه واردات گوشت سوسک کاهش می‌یابد.
شهردار تهران: برنامه‌ای داریم که در فروشگاه شهروند قیمت‌ها از صبح تا ظهر بدون تغییر بمانند.
رسانه اقتصادی: شاخص بورس از 137 میلیون واحد عبور کرد.
رسانه اصلاح‌طلب: خبر فوت میرحسین موسوی صحت ندارد.
رسانه معاند: حکومت به زودی سقوط می‌کند.
فرهاد نیلی ... مشغول تهیه متن سخنرانی برای اجلاس مسیر پیش روی اقتصاد ایران تا 2045.
/channel/AmirrezaAbdolii

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

... درمان اتریشی در نهایت، احیای واقعیت اقتصادی است. تورم را نمی‌توان با سرزنش بازرگانان به خاطر واکنش به انگیزه‌های تحریف‌شده، به طور دائم درمان کرد. قیمت‌های بالا را نمی‌توان با قانون از بین برد. دستمزدهای پایین را نمی‌توان با حکم به دستمزدهای واقعی بالا تبدیل کرد. رفاه را نمی‌توان به صورت قرضی به وجود آورد و برابری را نمی‌توان بدون تأثیر بر تولیدی که همه را ثروتمندتر می‌کند، به طور پایدار مهندسی کرد. پاسخ پایدار، احیای شرایط نهادی است که تحت آن میلیون‌ها نفر بتوانند برنامه‌های خود را داوطلبانه هماهنگ کنند: پول سالم، قیمت‌های صادقانه، بازارهای رقابتی، دارایی امن، انباشت سرمایه، آزادی کارآفرینی و انضباط واقعی سود و زیان.


این در نهایت فلسفه فروتنی است. زندگی اقتصادی برای هر کمیته‌ای بسیار پیچیده است که بتواند به آن دستور دهد، اما برای افرادی که آزادانه عمل می‌کنند تا از طریق نهادهایی که داوطلبانه می‌سازند، درک می‌کنند، آزمایش می‌کنند، اصلاح می‌کنند و وقتی شکست می‌خورند، رها می‌کنند، هماهنگ شوند، چندان پیچیده نیست. شرط مکتب اتریشی این است که رفاه نیازی به دستور ندارد، بلکه باید کشف شود.

Justin M. Ptak

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

تا امروز، مجموعه‌ی «سرمایه‌داری‌های» فرضی چنان گسترده شده است که دنبال کردن همه‌ی آن‌ها، تقریباً ناممکن است. بسیاری از این انواع، اگر جوهر سرمایه‌داری را بشناسیم، آشکارا متناقض‌اند. برخی صرفاً تلاش‌هایی ضعیف برای دفاع از سرمایه‌داری و تعدیل آن به‌منظور جلب نظر محافظه‌کاران مذهبی‌اند. بیشتر این انواع با هدف رقیق کردن، محدود ساختن یا پایان دادن به سرمایه‌داری مطرح می‌شوند.

سرمایه‌داری پاسخگو، سرمایه‌داری آنارشیست، سرمایه‌داری اقتدارگرا، سرمایه‌داری خیر عمومی، سرمایه‌داری دلسوز، سرمایه‌داری آگاه، سرمایه‌داری رفاقتی، سرمایه‌داری دموکراتیک، سرمایه‌داری گانگستری، سرمایه‌داری غیرلیبرال، سرمایه‌داری لسه‌فر، سرمایه‌داری متأخر، سرمایه‌داری نئولیبرال، سرمایه‌داری معمولی، سرمایه‌داری پدرسالار، سرمایه‌داری سیاسی، سرمایه‌داری نژادی، سرمایه‌داری احیاگر، سرمایه‌داری مسئول، سرمایه‌داری اجتماعی، سرمایه‌داری ذی‌نفعان، سرمایه‌داری دولتی، سرمایه‌داری نظارتی، سرمایه‌داری تمامیت‌خواه، سرمایه‌داری رفاهی و سرمایه‌داری «ووک».

بیشتر انواع فرضی سرمایه‌داری را می‌توان در سه دسته جای داد: تلاش‌هایی برای عذرخواهانه کردن سرمایه‌داری، تغییر دادن آن یا نفی آن. کسانی که می‌خواهند از سرمایه‌داری دفاع کنند اما این فرض نادرست را می‌پذیرند که سرمایه‌داری بی‌ملاحظه و غیرمسئولانه است، انواعی مانند سرمایه‌داری «پاسخگو» و «مسئول» می‌سازند؛ نظام‌هایی که در آن‌ها مدیران شرکت‌ها نه در برابر مالکان واقعی، یعنی سهام‌داران، بلکه در برابر مجموعه‌ای گسترده از کسانی که مالک شرکت نیستند و خواسته‌های سیری‌ناپذیر جامعه‌ی «دموکراتیک» پاسخگو هستند.

کسانی که سرمایه‌داری را بیش از حد عقلانی، خودخواهانه و فردگرایانه می‌دانند، انواعی مانند سرمایه‌داری «دلسوز»، «آگاه»، «اجتماعی» و «پدرسالار» را ابداع می‌کنند که قرار است وقف رفاه انسان و «خیر عمومی» باشند. کسانی که سرمایه‌داری را ناعادلانه می‌دانند یا می‌خواهند با آمیختن آن به نظام‌های رقیب از میان ببرندش، انواعی مانند سرمایه‌داری «نژادی»، «غیرلیبرال»، «اقتدارگرا»، «تمامیت‌خواه» یا گونه‌هایی از سرمایه‌داری دولتی تحت اداره‌ی رفقا و گانگسترها را مطرح می‌کنند.

سرمایه‌داری مفهومی انتزاعی اما تعریف‌پذیر است؛ نظامی اجتماعی با هویتی مشخص. این نظام چیزی معین است، نه چیزی دیگر. در نقطه‌ای، تغییر دادن یا دگرگون ساختن بنیادین آن باعث می‌شود که به چیزی کاملاً متفاوت، یا حتی به ضد خود، تبدیل شود.

یکی از مشکلات جدی رویکرد مبتنی بر «انواع» این است که تشخیص علت شکست نظام‌ها و یافتن راهی برای رفع آن را دشوارتر یا حتی ناممکن می‌کند. امروزه بیشتر نظام‌های سیاسی‌ـ‌اقتصادی ترکیبی از عناصر سرمایه‌داری و دولت‌گرایی‌اند. ازاین‌رو، رویکرد انواع در نگاه نخست معقول به نظر می‌رسد؛ اما این رویکرد چنین القا می‌کند که نظام‌ها ناگزیر باید ترکیبی باشند و هیچ نظامی نمی‌تواند خالص باشد یا حتی در جهت خالص‌تر شدن حرکت کند.

هنگامی که یک نظام شکست می‌خورد، آیا علت آن عناصر سرمایه‌داری است یا عناصر دولت‌گرایی؟ عناصر نخست زیستگاهی مطلوب برای بشریت فراهم می‌کنند؛ عناصر دوم چنین نمی‌کنند. بااین‌حال، هر بخشی از این ترکیب که مورد ستایش قرار گیرد، به‌مرور گسترش می‌یابد و بخشی که مورد تحقیر باشد کوچک‌تر می‌شود؛ به‌ویژه در دوران بحران. در بیشتر نظام‌های ترکیبی امروز، پیامدهای زیان‌بار دولت‌گرایی به گردن سرمایه‌داری انداخته می‌شود و این امر به چرخشی بیشتر به‌سوی دولت‌گرایی می‌انجامد؛ چرخشی که شکست‌ها و آسیب‌های بیشتری را در آینده به دنبال خواهد داشت.

رویکرد «انواع سرمایه‌داری» در ظاهر نشان‌دهنده‌ی پژوهشی دقیق و ظریف است. گویی هرچه صفت‌های بیشتری اضافه کنیم، نتیجه بهتر خواهد بود. اما صفت‌ها باید مفاهیم را روشن کنند، به ما بیاموزند و راهنمای ما باشند؛ نه آنکه مسائل را مبهم سازند، فریب دهند و ما را به بیراهه ببرند.

سرمایه‌داری بهترین زیستگاه برای بشریت است؛ بااین‌حال، بسیاری از رهبران فکری بشریت، یعنی روشنفکران، آن را تحقیر می‌کنند و می‌کوشند زیر بهمنی از واژه‌ها مدفونش کنند. این یکی از دلایل متعددی است که سرمایه‌داری برای بسیاری از مردم همچنان آرمانی ناشناخته باقی مانده است.

به خاطر بشریت، سرمایه‌داری سزاوار برخوردی بهتر و روشن‌تر است.

—Supposed “Varieties” of Capitalism by Richard M Salsman

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

📚 کتابچه: #ریچارد_کانتیلون پدر بنیان گذار اقتصاد مدرن
🖊 نویسنده: #مورای_روتبارد
🖊 مترجم: #سلیمان_عبدی

◽️18 صفحه

برشی از متن:


بسیاری از اقتصاددانان و مردم عادی، تصور می‌کنند که علم اقتصاد به ‌یک‌باره و کامل در اواخر قرن هجدهم از ذهن آدام اسمیت سر برآورده است.با این حال، اکنون می‌دانیم که این روایت کاملاً نادرست است؛ زیرا اندیشه اقتصادی مدرن ، یعنی تحلیلی که بر تبیین اقتصاد بازار متمرکز است ، نیم‌قرن پیش از انتشار کتاب ثروت ملل اسمیت و نه در بریتانیا بلکه در فرانسه، پدید آمده بود. نکته مهم‌تر اینکه نویسندگان فرانسوی، با وجود تنوع دیدگاه‌هایشان، نباید صرفاً به عنوان متفکرانی پیش از دوران ریکاردو، بلکه باید به عنوان پیشگامان رویکرد اتریشی در نظر گرفته شوند؛ یعنی پیش‌قراولانِ آن رویکرد فردگرایانه، اقتصاد خُرد ، قیاسی و مبتنی بر ارزش ذهنی که در دهه ۱۸۷۰ در وین شکل گرفت.

@kazive_institute

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

ما برای اینکه بدانیم بخش بزرگی از مردم این کشور خواهان خانه‌ای هستند که به آن افتخار کنند و بتوانند زندگی شخصی خود را در محیط دلخواهشان در آن سپری کنند، نیازی به آمار و ارقام نداریم.

به‌طور خلاصه، هرچقدر هم که این حرف برای مخالفان سوسیالیست ما ناخوشایند باشد، حقیقت این است که مردم می‌خواهند صاحب دارایی شخصی باشند.

آن‌ها برای رسیدن به این هدف، حاضرند پول خود را پس‌انداز کنند.

آن‌ها آماده‌اند تا از برخی لذت‌ها یا تجملاتِ آنی بگذرند، به این امید که به رضایت بزرگ‌ترِ «مالکیت» دست یابند.

شایسته است دو پرسش دیگر را از خود بپرسیم: چرا آن‌ها در مالکیت چنین رضایتی می‌یابند؟
چرا برای رسیدن به آن، آماده‌ی فداکاری و سختی کشیدن هستند؟

پاسخ این است: زیرا مالکیت به آن‌ها حس استقلال، اتکا به خود و فردیت می‌بخشد. آن‌ها بخشی از غرور ناشی از مالکیت را احساس می‌کنند.

استقلال، اتکا به خود، و فردیت: این‌ها ارزش‌هایی هستند که برای بسیاری از مردم بیشترین اهمیت را دارند.

این پایه‌ای محکم برای بنا نهادن یک سیاست‌گذاری است؛ بنیادی به‌مراتب قابل‌اعتمادتر از نظریاتِ بی‌اعتبارِ کارل مارکس.

مارگارت تاچر؛ سخنرانی در کنفرانس زنان محافظه‌کار (۱۹۷۵)

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

«نامه‌‌ای‌ سرگشاده به کودکان غزه»

👤 نویسنده: والتر بلاک

✍️ مترجم: بی‌بی

📌 مقدمه مترجم:

«والتر بلاک، یکی از تاثیرگذار ترین و مهم‌ترین اقتصاددان‌های زنده مکتب اتریش است که هایک برای یکی از کتاب‌های او نوشته بود: من را به یاد میزس می‌اندازد.

تراژدی زمانه این است که امروز او از موسسه میزس به دلیل نوشتن این مقاله اخراج شده است.
اینک ترجمه‌ی این مقاله‌ی مهم و متفاوت را در اختیار شما عزیزان قرار داده‌ایم. به مهر بخوانید.»

◽️@utfinance◽️

#والتر_بلاک
#انستیتو_میزس
#موسسه_میزس

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

فردریک باستیا، اقتصاددان و دولتمرد فرانسوی، یکی از اثرگذارترین مدافعان تجارت آزاد، مالکیت خصوصی و دولت محدود در قرن نوزدهم بود.

باستیا که بیشتر به خاطر آثارش از جمله «قانون» و «آنچه دیده می‌شود و آنچه دیده نمی‌شود» شناخته می‌شود، استدلال می‌کرد که تفکر اقتصادی درست مستلزم آن است که فراتر از منافعِ عیانِ یک سیاست، به هزینه‌ها و فرصت‌هایی که در ظاهر دیده نمی‌شوند، نگریسته شود. ایده‌های او به شکل‌دهی اندیشه لیبرال کلاسیک کمک کرد و همچنان بر اقتصاد امروز تأثیرگذار است.

ترجمه نقل‌ قول آمده در تصویر: آن‌گاه که قانون و اخلاق در تعارض با یکدیگر قرار می‌گیرند، شهروند خود را در برابر یک انتخاب سخت می‌یابد: یا باید حس اخلاقی‌اش را از دست بدهد، یا احترامش را به قانون.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

آزادی بیان و آزادی اقتصادی جدایی‌ناپذیرند.

اگر دولت کنترل شغل، مسکن، تأمین مواد غذایی و حساب بانکی شما را در دست داشته باشد، نمی‌توانید بدون به خطر افتادن امنیت خود، از حکومت انتقاد کنید.

استقلال اقتصادی، زره حقیقیِ محافظِ آزادی بیان است.

کمونیسم را در تمامی اشکال آن رد کنید.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

سرقت اکتبر


در ۶ ژوئیه ۱۹۶۰، کاستروئیسم «قانون ۸۵۱» را امضا کرد که به «قانون سپر» معروف است. یک ماه بعد، در ۶ اوت، کاسترو و دورتی‌کوس «قطعنامه ۱» را صادر کردند و شرکت برق کوبا، شرکت تلفن کوبا، پالایشگاه‌های «اسو»، «تکزاکو» و «سینکلر» و ۳۶ کارخانه قند با سرمایه ایالات متحده را مصادره کردند. در آن زمان، مجموع سرمایه‌گذاری‌های آمریکا در جزیره به حدود ۸۲۹ میلیون دلار می‌رسید. پرداخت وعده‌داده‌شده به صورت اوراق قرضه با سررسید حداقل ۳۰ ساله و سود ۲ درصد بود که قرار بود از محل ۲۵ درصد مازاد شکری تأمین شود که ایالات متحده دیگر آن را نمی‌خرید. هیچ‌کس هرگز مبلغی دریافت نکرد.

در شب ۱۳ اکتبر ۱۹۶۰، شورای وزیران «قانون ۸۹۰» را تصویب کرد. روز بعد، رادیو اسامی شرکت‌ها را اعلام کرد. حدود ۳۷۶ شرکت بزرگ با سرمایه کوبایی (برخی منابع عدد ۳۸۲ را ذکر می‌کنند) یک‌شبه به دارایی‌های رژیم ملحق شدند. این فهرست شامل ۱۰۵ کارخانه قند، ۱۸ کارخانه تقطیر، ۶۰ کارخانه نساجی، ۱۳ فروشگاه بزرگ، ۸ شرکت راه‌آهن، ۴۷ انبار مواد غذایی، داروخانه‌های «سارا» و «جانسون»، کارخانه‌های صابون‌سازی «کروسیاس» و «ساباتس»، فروشگاه «ال‌کانتو» و کارخانه‌های تقطیر «باکاردی» و «خوزه آرچابالا» (مالک هاوانا کلاب) بود. «قانون ۸۹۱» نیز همان روز بانک‌های خصوصی را بلعید. تنها دو بانک کانادایی از این سرنوشت در امان ماندند.

در ۱۴ اکتبر، افسران مسلح با یک پرونده وارد دفتر فروش «باکاردی» در هاوانا شدند. در ۱۵ اکتبر، همین کار را در دفتر مرکزی سانتیاگو انجام دادند. آن‌ها خانواده‌ها را مجبور به امضای سند سلب مالکیت کردند. خانواده‌ها پیش‌تر مخمرها و علائم تجاری خود را خارج کرده بودند. در کاردناس، به خانواده «آرچابالا» دستور داده شد که فقط با لباسی که به تن دارند، آنجا را ترک کنند. دو تن از مدیران آن کارخانه تقطیر ده سال را در زندان سپری کردند. کارلوس نونز پرز، مالک «بانکو نونز» که دومین بانک جزیره با ۲۲ شعبه و ارزشی در حدود ۸ میلیون دلار بود، تنها پیشنهادی معادل ۱۰ هزار پزو دریافت کرد.

تا پایان سال ۱۹۶۰، کاستروئیسم ۹۵ درصد اقتصاد را تحت کنترل داشت. «اصلاحات شهری» در ۱۴ اکتبر، هر کسی را که بیش از یک خانه داشت، خلع ید کرد. «دومین اصلاحات ارضی» در سال ۱۹۶۳، سقف مالکیت مزارع خصوصی را به ۶۷ هکتار کاهش داد. رژیم در متن خودِ قانون ۸۹۰ نوشت که این شرکت‌ها «سیاستی مغایر با منافع انقلاب دنبال کرده بودند.» هیچ راهکار قانونی برای مقابله با این مصادره وجود نداشت. دودکش کارخانه‌ها و حروف تراشیده‌شده «باکاردی» در سانتیاگو، به عنوان سیاهه فهرستی از یک سرقت باقی ماند که هرگز غرامت آن پرداخت نشد.

آنچه ملی‌سازی نامیده شد، در واقع سلب مالکیت آشکار از کارخانه‌ها، کارخانه‌های تقطیر، بانک‌ها و کسب‌وکارهای کوبایی بود تا حزب بتواند آن‌ها را مدیریت کند؛ تا زمانی که همه را به ویرانی کشاند. کسانی که «ال‌کانتو»، برندهای نوشیدنی یا کارخانه‌ها را ساخته بودند، دیگر هرگز در سرزمین خود حتی آجری روی آجر نگذاشتند.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

دربارهٔ ماجرای «میلی‌گلد»

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

اریک هونکر، جلاد دیوار مرگبار

اریک هونکر، متولد ۲۵ اوت ۱۹۱۲ در نوین‌کیرشنِ زارلند، از همان دوران جوانی به دلیل وفاداری مطلق به دستورات مسکو، در سلسله‌مراتب کمونیسم آلمان پله‌های ترقی را پیمود. در سال ۱۹۳۵، او به دلیل فعالیت‌های زیرزمینی توسط نازی‌ها دستگیر و به ده سال زندان محکوم شد؛ دوره‌ای که بعدها از آن برای ترسیم چهره‌ای قهرمان و قربانی از خود استفاده کرد. با پایان جنگ و آزادی، او به‌سرعت در حزب اتحاد سوسیالیستی (SED) رشد کرد و در سال ۱۹۶۱، به چهره اصلیِ مسئولِ ساخت «دیوار برلین» تبدیل شد؛ استحکاماتی مرگبار که شهر را به دو نیم کرد و مرز را به میدان تیراندازی علیه مردم بدل ساخت.

از سال ۱۹۷۱ که به مقام دبیرکلیِ SED رسید و از ۱۹۷۶ که ریاست شورای دولتی را بر عهده گرفت، هونکر کنترل مطلق خود را بر آلمان شرقی تثبیت کرد. تحت فرمان او، شبکه جاسوسی «اشتازی» گسترش یافت و با نفوذ به خانه‌ها، کارخانه‌ها و حتی حریم خصوصی خانواده‌ها، هرگونه نشانه‌ای از نارضایتی را در نطفه خفه کرد. دستور شلیک به کسانی که قصد عبور به غرب را داشتند، تنها در بخش برلین به مرگ بیش از ۱۴۰ نفر منجر شد و صدها تن دیگر نیز در طول نوار مرزی داخلی جان خود را از دست دادند. در حالی که تبلیغات رسمی، توهمِ «بهشتِ کارگران» را می‌فروخت، واقعیتِ روزمره چیزی جز کمبود کالا، صف‌های بی‌پایان و ترسِ مداوم نبود.

هونکر و همسرش مارگوت (وزیر آموزش و پرورش)، در انزوایی پرزرق‌وبرق در مجتمع مسکونی «واندلیتس» زندگی می‌کردند؛ منطقه‌ای محصور با ویلاهای لوکس، فروشگاه‌های اختصاصی مملو از کالاهای غربی و امکاناتی که شهروندان عادی حتی تصورش را هم نمی‌کردند. آن‌ها آنجا، دور از مردمی که بهشان فرمانِ فداکاری‌های ابدی می‌دادند، زندگی می‌کردند. او همچنین پیوندهای نزدیکی با دیکتاتورهایی نظیر فیدل کاسترو داشت؛ کسی که چندین بار میزبان رسمی‌اش بود و با او در دفاعِ سرسختانه از سخت‌گیرانه‌ترین مدلِ استالینیستی اشتراک نظر داشت.

در دهه ۱۹۸۰، زمانی که میخائیل گورباچف تلاش کرد فضا را کمی باز کند، هونکر قاطعانه مخالفت کرد و اصلاحات را «خیانت» خواند. لجاجت او، آتشِ نارضایتی‌هایی را شعله‌ور کرد که در نهایت به تظاهرات گسترده سال ۱۹۸۹ انجامید. در ۱۸ اکتبر همان سال، او تحت فشارِ عمومی و فروپاشی قریب‌الوقوع نظام، مجبور به استعفا شد. پس از اتحاد آلمان، مقامات او را به دلیل مسئولیت مستقیمش در مرگِ افراد در مرزها، بازداشت و محاکمه کردند. محاکمه در سال ۱۹۹۲ آغاز شد، اما در سال ۱۹۹۳ به دلیل وضعیت جسمانی وخیمش آزاد شد تا بتواند به شیلی تبعید شود و نزد خانواده‌اش برود.

او ماه‌های پایانی عمرش را در آنجا سپری کرد و در ۲۹ مه ۱۹۹۴ درگذشت، بدون آنکه تاوان کامل جنایاتش را بدهد. پس از آن، بخش‌هایی از چپِ غربی کوشیدند تصویر او را تلطیف کنند و او را عملاً پیرمردی رنجور جلوه دهند که قربانیِ تاریخ شده است؛ تلاشی برای به سکوت واداشتنِ سرکوب‌های سیستماتیک و امتیازاتِ وقیحانه‌ای که دوران قدرت او را رقم زد. هونکر به شکلی عریان، دروغین بودنِ پروژه‌ای را برملا کرد که وعده برابری می‌دهد، اما تنها زندان، امتیازات ویژه برای رهبران، و رنج برای مردم به بار می‌آورد.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

چنین روزی ...

در ۳۰ سپتامبر ۱۹۶۰، کمونیست‌ها ترونگ وان دانگ (Truong Van Dang)، کشاورز ۶۷ ساله‌ای را از لانگ تری (Long Tri) در استان لانگ آن (Long An) ویتنام ربودند. او را به یک «دادگاه خلق» بردند و به جرم... خرید زمین کشاورزی و خودداری از واگذاری آن به کشاورزی دیگر، به مرگ محکوم کردند.

......

در ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۲، فعالان گزارش دادند که حملات و بمباران‌های بی‌هدفِ رژیم سوسیالیست بعثی سوریه، منجر به کشته شدن حدود ۱۵۰ نفر شده است که اکثر آنان غیرنظامی بودند و نیمی از این تلفات تنها در حومه دمشق رخ داده است.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

چنین روزی ...

در ۲۹ سپتامبر ۱۹۵۷، در تأسیساتی در نزدیکی «کیشتیم» در اتحاد جماهیر شوروی کمونیستی، یک سیستم خنک‌کننده که فاقد نگهداریِ مناسب بود، از کار افتاد و یک مخزن پر از مواد رادیواکتیو منفجر شد. ۲۰۰ نفر جان باختند و صدها هزار نفر دیگر در معرض تابش قرار گرفتند. شوروی‌ها این واقعه را تا سال ۱۹۹۰ مخفی نگه داشتند.

......

در ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۶، واحدی از شبه‌نظامیان مارکسیست «فارک» (FARC)، یک هدف غیرنظامی را رهگیری کردند و معلم مدرسه‌ای محلی به نام «آگوستو سزار پارخا لوپز» را در ایتوانگو، واقع در استان آنتیوکیا در کلمبیا، برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه، به صورت صحرایی اعدام کردند.

......

در ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۲، فعالان گزارش دادند که بیش از ۱۲۰ نفر، که اکثریت قریب به اتفاق آنان غیرنظامی بودند، در حملات مداوم رژیم سوسیالیستی بعثی به پایگاه‌های مخالفان کشته شدند.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

از دید یک چپ، اگر پول کافی برای مخارجش نداشته باشد، حتما مقصر افراد زیر هستند:

کارآفرین
سرمایه‌داری
سوداگران
تجار
بانکدارها
رانت‌خوارها
سرمایه‌گذاران
همسایه‌ای که استخر دارد
کسی که قهوه‌ی گران می‌خورد
کسی که کتانی برند می‌پوشد
کسی که دو تا آپارتمان دارد
کسی که به جای خرج کردن، پس‌انداز می‌کند
کسی که پول خودش را سرمایه‌گذاری می‌کند
کسی که ترفیع شغلی می‌گیرد
همکارِ پردرآمدتر
آن فامیلی که خانه به ارث برده
کسی که مغازه باز کرده
کسی که اجاره می‌گیرد
کسی که سهام می‌خرد
کسی که کامپیوتر گران‌قیمت دارد
کسی که کسب‌وکار راه انداخته
کسی که حقوق خوب می‌گیرد
کسی که در دانشگاه خصوصی درس خوانده
کسی که خانه می‌خرد تا آن را اجاره دهد
کسی که رئیسش را «استثمارگر» نمی‌داند

🧐 به عبارت دیگر، همه مقصرند، جز خودش با تمام بی‌کفایتی‌اش.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

درمان اتریشی: بازسازی واقعیت اقتصادی


این روزها دغدغهٔ اصلی تقریباً همگان، مضیقهٔ اقتصادی است. تورم، قیمت‌های بالا، دستمزدهای راکد، کاهش قدرت خرید، نابرابری و بحران‌های مالیِ مکرر، اغلب به‌عنوان مشکلاتی جداگانه تلقی می‌شوند که نیازمند راه‌حل‌های جداگانهٔ دولتی هستند. اما «مکتب اتریش» نقطهٔ عزیمت متفاوتی دارد. اقتصاددانان اتریشی، از کارل منگر (Carl Menger) و اوگن فون بوم-باورک (Eugen von Böhm-Bawerk) گرفته تا لودویگ فون میزس (Ludwig von Mises)، فریدریش هایک (Friedrich A. Hayek) و موری روتبارد (Murray Rothbard)، استدلال کرده‌اند که این مشکلات اغلب پیامدهای به‌هم‌پیوستهٔ مداخله‌هایی هستند که «سیگنال‌هایی» را که یک اقتصاد بازاری توسط آن‌ها خود را هماهنگ می‌کند، منحرف می‌سازند. بنابراین، درمان نه در لایه‌ای دیگر از «مدیریت اقتصادی»، بلکه در بازسازی پول سالم (Sound money)، قیمت‌های آزاد، مالکیت امن، رقابت باز، انباشت سرمایه و انضباطِ سود و زیان نهفته است.

متن کامل مقاله در Instant view

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

چنین روزی...

در ۱۳ اکتبر ۱۹۴۴، در ریگای لتونی، خبرها دو دسته بودند؛ خبر خوب این بود که نیروهای آلمان نازی بیرون رانده شدند، و خبر بد این که نیروهای به همان اندازه وحشتناک اتحاد جماهیر شوروی کمونیستی دوباره آن را تسخیر کردند و حدود ۴۰ سال زیر یوغ خود کشیدند.

…

در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۱، «دیدبان حقوق بشر سوریه» (مستقر در بریتانیا) گزارش داد که در پی حمله سربازان وفادار به حزب سوسیالیست بعث به شهر بنش در شمال سوریه، ۱۰ غیرنظامی کشته شدند.

…

در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۲، فعالان سوری گزارش دادند که نزدیک به ۱۵۰ نفر، که غالباً غیرنظامی بودند، در حملات رژیم سوسیالیست بعث جان خود را از دست دادند که حدود ۵۰ نفر از آن‌ها در حومه دمشق بودند.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

فردریک باستیا (۱۸۰۱-۱۸۵۰)



کلود فردریک باستیا، اقتصاددان، نویسنده و دولتمرد، سهمی بنیادین در پیشبرد اصول و سیاست‌های لیبرترین ایفا کرد. تأثیر او شگرف بوده و به‌ویژه در حوزه‌های انتخاب عمومی (Public Choice)، تجارت بین‌الملل، و حقوق و اقتصاد مشهود است. آثار او همچنان الهام‌بخش پژوهشگرانی است که در پی ارتقای درک ما از چگونگی کارکرد دولت‌ها و اقتصادها هستند.

متن کامل مقاله در Instant view

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

داده‌های کلان اقتصادی در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهند که آزادی اقتصادی در جهان، پس از سال‌ها عقب‌گرد ناشی از سیاست‌های دوران همه‌گیری کرونا، بار دیگر در مسیر احیا و بهبود قرار گرفته است. بااین‌حال، شکاف میان اقتصادهای آزاد و اقتصادهای بسته همچنان عمیق و چشمگیر است.

مهم‌ترین یافته‌های پژوهش‌های جهانی

1. آزادترین اقتصادهای جهان

هنگ‌کنگ، سوئیس و سنگاپور همچنان در میان سه اقتصاد آزاد برتر جهان قرار دارند؛ درحالی‌که ایالات متحده رتبه پنجم را به خود اختصاص داده است.

2. شکاف درآمدی و سطح رفاه

شهروندان ساکن در ۲۵ درصد از آزادترین اقتصادهای جهان، به‌طور میانگین درآمدی معادل ۶.۹ برابر درآمد ساکنان ۲۵ درصد از بسته‌ترین اقتصادهای جهان دارند.

3. کاهش فقر و افزایش درآمد اقشار کم‌درآمد

درآمد ۱۰ درصد از فقیرترین افراد جامعه در کشورهای دارای اقتصاد آزاد، به‌طور متوسط ۷.۱ برابر بیشتر از درآمد افراد هم‌سطح خود در اقتصادهای بسته و تحت مقررات شدید دولتی است.

4. امید به زندگی و کیفیت زندگی

مردم در جوامع دارای آزادی اقتصادی بیشتر، به‌طور متوسط ۱۴ سال عمر طولانی‌تری دارند، در هفته حدود ۶ ساعت کمتر کار می‌کنند و از رضایت بیشتری نسبت به زندگی خود برخوردارند.

5. آزادی اقتصادی و حفاظت از محیط‌زیست

برخلاف این تصور که بازارهای آزاد لزوماً به تخریب طبیعت منجر می‌شوند، داده‌های مورد اشاره نشان می‌دهند که آزادی اقتصادی و برخورداری از حقوق مالکیت مستحکم می‌توانند انگیزه‌های مؤثرتری برای مدیریت پایدار منابع و حفاظت از محیط‌زیست ایجاد کنند.

جمع‌بندی

در مجموع، یافته‌های این پژوهش‌ها نشان می‌دهند که آزادی اقتصادی با درآمد بالاتر، فقر کمتر، امید به زندگی طولانی‌تر و رضایت بیشتر از زندگی ارتباط دارد. همچنین، وجود حقوق مالکیت مستحکم و سازوکارهای مناسب بازار می‌تواند به مدیریت بهتر منابع طبیعی و حفاظت از محیط‌زیست کمک کند.

از این منظر، آزادی اقتصادی صرفاً به معنای افزایش فعالیت‌های تجاری نیست، بلکه می‌تواند یکی از عوامل مهم در بهبود رفاه عمومی، ارتقای کیفیت زندگی و افزایش فرصت‌های اقتصادی برای شهروندان باشد.


🆓 @freemarketeconomy

https://youtu.be/oQg-8zvq-ao?si=Bl-YVRUTQBq6ivWv

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

آیا هوش مصنوعی می‌تواند «مسئله دانش» هایک را حل کند؟

هوش مصنوعی پرسش دیرینه‌ای را در علم اقتصاد دوباره زنده کرده است: اگر رایانه‌ها قادر به پردازش حجم عظیمی از اطلاعات هستند، آیا سرانجام می‌توانند بر دشواری‌های اطلاعاتی که «برنامه‌ریزی متمرکز اقتصادی» را ناممکن می‌سازد، فائق آیند؟
سامانه‌های مدرن هوش مصنوعی می‌توانند داده‌ها را در مقیاسی تحلیل کنند که هیچ شخصیت انسانی‌ای قادر به نزدیک شدن به آن نیست. آن‌ها می‌توانند قیمت‌ها، آمارهای تولید، رفتار مصرف‌کننده، موجودی کالا، داده‌های حمل‌ونقل و بی‌شمار متغیر دیگر را پردازش کنند. بنابراین، وسوسه‌انگیز است که استدلال کنیم نقد سنتی اتریشی بر برنامه‌ریزی متمرکز، ممکن است سرانجام منسوخ شود. شاید مسئله هرگز خودِ «تمرکز» نبوده، بلکه صرفاً کمبود توان پردازشی بوده است. با این حال، این استدلال ماهیت «مسئله دانش» را بد فهمیده است.

متن کامل مقاله در Instant view

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

سوسیالیسم غیرممکن است. این جمله را دوباره بخوانید.

دلیل آن اینجاست:
۱. لودویگ فون میزس و «مسئله محاسبه اقتصادی»؛ و سپس ۲. فریدریش هایک و «مسئله دانش».

این دو، مسائلی متمایز هستند و درک تفاوت میان آن‌ها اهمیت دارد.

میزس اولین تیر را شلیک کرد. او در مقاله سال ۱۹۲۰ خود با عنوان «محاسبه اقتصادی در کشورهای سوسیالیستی»، با اثبات اینکه محاسبه عقلانی اقتصادی بدون مالکیت خصوصی بر ابزار تولید غیرممکن است، تیر خلاص را به پیکر برنامه‌ریزی مرکزی زد. قیمت‌ها اعداد دلبخواه نیستند؛ آن‌ها سیگنال‌هایی هستند که از پیشنهادهای واقعی خرید و فروش میان مالکان خصوصی که با سود و زیان واقعی مواجه‌اند، پدید می‌آیند. اگر مالکیت خصوصی را حذف کنید، فرآیند پیشنهاد قیمت را هم حذف کرده‌اید. وقتی این فرآیند حذف شود، قیمت‌ها به حدس و گمان‌های بوروکراتیک بدل می‌شوند. یک برنامه‌ریز شوروی که باید تصمیم بگیرد چه مقدار فولاد به ساخت راه‌آهن و چه مقدار به تولید تراکتور اختصاص یابد، هیچ قیمت واقعی برای فولاد در اختیار ندارد، چون هیچ‌کس آزادانه آن را خرید و فروش نمی‌کند. او در تاریکی مطلق تصمیم می‌گیرد. مشکل، ساختاری است نه اجرایی. برنامه‌ریزهای باهوش‌تر استخدام کنید، به آن‌ها کامپیوترهای سریع‌تر بدهید؛ هیچ‌چیز تغییر نمی‌کند. آن اطلاعات، بدون فرآیند بازاری که آن‌ها را تولید می‌کند، اصلاً وجود ندارند.

کمونیست‌ها این را خواندند و فهمیدند میزس حق داشت. آن‌ها راهی میان‌بر برای ادامه کار پیدا کردند: اینکه صرفاً از قیمت‌های کشورهای سرمایه‌داری غربی استفاده کنند.

سپس هایک با مقاله سال ۱۹۴۵ خود، «کاربرد دانش در جامعه»، به آن‌ها ضربه زد. هدف او ظرافت متفاوتی داشت. هایک پذیرفت که قیمت‌ها اطلاعات را تجمیع می‌کنند. سهم او این بود که مشخص کند بازارها چه نوع اطلاعاتی را پردازش می‌کنند: دانشِ محلی، پراکنده و ضمنی که هیچ مقام مرکزی‌ای قادر به گردآوری آن نیست. مدیر انباری در دوسلدورف می‌داند که تأمین‌کننده‌ی خاص او سه هفته از برنامه عقب است. کشاورزی در کانزاس شرایط خاک زمینِ مشخصِ خود را پس از یخبندان ماه گذشته می‌داند. تاجر پارچه‌ای در لیون می‌داند که خریدارانش در حال حاضر چه نوع رنگ‌هایی را ترجیح می‌دهند. هیچ‌کدام از این دانش‌ها جایی ثبت نشده است. بسیاری از آن‌ها را حتی خودِ دارندگانش نمی‌توانند به‌طور کامل بیان کنند. این دانش در عادت‌ها، روابط، و تجربیات میدانی که طی سال‌ها انباشته شده، زندگی می‌کند. هیچ پرسشنامه‌ای، هیچ گزارش کمیسر دولتی‌ای، و هیچ الگوریتمی نمی‌تواند آن را به‌طور قابل‌اتکا استخراج کند. شما نمی‌توانید آن را از کشوری به کشور دیگر کپی کنید.

میزس نشان داد که برنامه‌ریزهای مرکزی مکانیزمی برای تولید قیمت‌های عقلانی ندارند. هایک نشان داد که حتی اگر آن‌ها به نحوی به آن قیمت‌ها دسترسی داشتند، باز هم نمی‌توانستند «دانش میدانی»‌ای که آن قیمت‌ها در خود نهفته دارند را در اختیار داشته باشند. مسئله میزس، محاسبه سوسیالیستی را در سطح ساختاری می‌کشد؛ مسئله هایک، آن را در سطح معرفت‌شناختی از پا درمی‌آورد. این دو استدلال مکمل یکدیگرند و مانند طبقات یک ساختمان روی هم قرار گرفته‌اند.

اتحاد جماهیر شوروی تمام این آزمایش را به‌طور کامل اجرا کرد. در اواخر دوره شوروی، برنامه‌ریزهای مرکزی در مسکو بیش از ۲۰ میلیون قیمت را تعیین کردند. کمبود و مازاد در همه‌جا در کنار هم وجود داشت. نان در یک شهر می‌گندید، در حالی که صف‌های نان در شهر دیگر به دور بلوک می‌پیچید. برنامه‌ریزها به شکل منحصربه‌فردی فاسد یا احمق نبودند؛ آن‌ها در ساختار نهادی‌ای عمل می‌کردند که تخصیص عقلانی را از نظر منطقی غیرممکن می‌ساخت؛ درست همان‌طور که میزس در سال ۱۹۲۰ پیش‌بینی کرده بود و همان‌طور که معرفت‌شناسی هایک در سال ۱۹۴۵ توضیح داد.

هر کنترل قیمت دولتی، هر سهمیه تولید، و هر طرح تخصیص مرکزی که امروز زیر سایه‌اش زندگی می‌کنید، همان اشتباه را در مقیاسی کوچک‌تر تکرار می‌کند. این مکانیزم، چه کالا فولاد باشد، چه مسکن یا خدمات درمانی، شکست می‌خورد. مقیاس تغییر می‌کند، اما منطق نه.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

کتاب کنش انسانی اثر لودویگ فون میزس از نشر کازیوه | کتابراه
https://ketabrah.com/book/108489-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C خوشبختانه کتاب کنش انسانی بازویرایش مجدد شده و از سوی عزیزان در کتابراه در اختیار علاقه مندان گذاشته شده.. دوستان می توانند نسخه نهایی را به صورت پی دی اف یا ای پاب در کتابراه دریافت کنند.

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

چنین روزی ...

در ۶ اکتبر ۱۹۷۶، یک ماه پس از مرگ مائو، «انقلاب فرهنگی» که در آن میلیون‌ها انسان قتل‌عام شده بودند، عملاً با دستگیری «باند چهارنفره» — گروهی که عمدتاً مسئول طراحی و هدایت آن بودند — به دستور نخست‌وزیر، هوآ گوئوفنگ، به پایان رسید.

......

در ۶ اکتبر ۲۰۱۶، یاندرسون گرانادوس، دانشجویی در کاراکاس، توسط مأموران رژیم سوسیالیستی ونزوئلا دستگیر شد. بر اساس روایت شاهدان عینی، او را به کوچه‌ای بردند و به ضرب گلوله کشتند. پلیس ادعا می‌کند که او در پی درگیری با «پلیس ملی بولیوار» جان باخته است.

......

در ۶ اکتبر ۲۰۱۲، ارتش رژیم سوسیالیستی بعثی سوریه برای دومین بار طی دو روز به خاک لبنان تجاوز کرد و چندین خانه روستایی را هدف آتشباری قرار داد. پیش از آنکه نیروهای مهاجم به آن سوی مرز عقب‌نشینی کنند، یک تن در این حملات کشته شد.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

«خانم تاچر، فردگرایی شما خودخواهانه، مادی‌گرایانه و تماماً در پی سود است، بنابراین خوب نیست. این رویکرد ضد اجتماع است.»

این استدلالی مضحک است. به آن نگاه کنید. آیا خودخواهانه است؟ کاش خدا می‌خواست که مردم واقعاً مسئولیت مراقبت از خانواده‌های خود را به عهده می‌گرفتند، به‌جای اینکه انتظار داشته باشند دیگران از آن‌ها مراقبت کنند.

این خودخواهی نیست. داشتن جاه‌طلبی و خواستنِ اینکه برای خانواده خود کارهای بیشتری انجام دهید تا آن‌ها سبک زندگی بهتری نسبت به شما داشته باشند، خودخواهی نیست.

اینکه بخواهید آن‌قدر داشته باشید که بتوانید به والدین خود کمک کنید، خودخواهی نیست.

اینکه بخواهید از تلاش‌های خودتان بهره‌مند شوید تا بتوانید پولی داشته باشید که آن را به اهدافی که خودتان انتخاب می‌کنید ببخشید، یا سبک زندگی و مسیری را که خودتان می‌خواهید برگزینید، خودخواهی نیست.

هیچ‌چیزِ خودخواهانه‌ای در این‌ها وجود ندارد. در واقع، وقتی می‌شنوم مردم درباره مادی‌گرایی صحبت می‌کنند، می‌گویم که کسبِ پول مهم نیست، بلکه مهم آن چیزی است که با آن انجام می‌دهید. آن‌جاست که روحِ انسانی و چیزهایی که این کشور را بزرگ کرد، نمود پیدا می‌کند. با این حال، آن‌ها ادامه می‌دهند و می‌گویند که این «ضد اجتماع» است. وقتی آن‌ها درباره «سود» صحبت می‌کنند، همیشه مرا بسیار عصبانی می‌کنند. فکر می‌کنم باید یک چیز را روشن کنیم.

همه برای سود کار می‌کنند. پرستاران پول بیشتری می‌خواهند چون می‌خواهند وضعیت بهتری داشته باشند. پزشکان پول بیشتری می‌خواهند چون می‌خواهند وضعیت بهتری داشته باشند. مردم در صنعت پول بیشتری می‌خواهند چون می‌خواهند وضعیت بهتری داشته باشند. اکثر مردم می‌خواهند فقر را از جهان بزدایند و به جهان کمک کنند تا وضعیت بهتری داشته باشد. بسیاری از امور به دلیل حرف‌های زیاد و تلاش برای اینکه بگویند «تلاش برای بهبودِ وضعیتِ خود با زحمتِ خود، مادی‌گرایی است»، به بیراهه رفته است.

گاهی به آن آقایان محترمی که چنین حرف‌هایی می‌زنند -که برخی از آن‌ها در مجلس اعیان نشسته‌اند- می‌گویم: «وقتی بخواهید کلیسایتان تمیز یا حفظ شود، به چه کسی مراجعه می‌کنید؟ وقتی بخواهید کارهایی انجام دهید که به نفع دیگران باشد، به چه کسی مراجعه می‌کنید؟ وقتی بخواهید مبالغ کلانی برای بیمارستان‌ها یا خیریه‌های بزرگ جمع‌آوری کنید، به چه کسی مراجعه می‌کنید؟»

بیایید کاملاً صریح باشیم. کسانی که با تلاش خودشان موفق می‌شوند، آجرهای واقعیِ اجتماع هستند. آن‌ها ستون‌های اصلی این بنا هستند. شما تنها زمانی جامعه‌ای خوب خواهید داشت که مردمی داشته باشید که مایل باشند با همان روحیه سخاوت و حس مسئولیت اجتماعی که پیش‌تر گفتم، از تلاش‌های خودشان مایه بگذارند.

مارگارت تاچر؛ سخنرانی در مرکز مطالعات سیاسی (۱۹۸۸)

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

⚜️فرانک.ای. فِتِر (۱۸۶۳-۱۹۴۹): شخصیت بزرگی که به فراموشی سپرده شده است⚜️

نویسنده: جفری هربنر*
برگردان به پارسی: محمد سرافراز

«هر تئوری در نهایت بایستی دو آزمون را پشت سر بگذارد: اول، سازگاری درونی و دوم، سازگاری با واقعیت».
مقدمه
در دورۀ مابین بنیان­‌گذاران مکتب اتریشی (منگر، بوهم باورک و وایزر) و نسل بعدی آن (به رهبری میزس و هایک)، فرانک آلبرت فِتِر پرچم­‌دار سنّت اتریشی بود. رسالۀ او در سال ۱۹۰۴ (اصول علم اقتصاد) تئوری عمومی اقتصادی در چارچوب سنّت اتریشی معرفی کرد که تا زمان انتشار رسالۀ لودویگ فون میزس (Nationaloekonomie)، بی­‌نظیر بود.
با این حال، فرانک فِتِر، اتریشیِ اهل آمریکایی بود که مدّت‌­ها قبل از مهاجرت بین دو جنگ از اتریش، به سبب نقش و مشارکتی که در سنّت اتریشی داشت، نادیده گرفته شد.


🔶@IIFOM_CO

🌐 https://iifom.com/eco63/

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

در نظام سرمایه‌داری، همه به شکلی چشمگیر از ثروت سرمایه‌داران منتفع می‌شوند؛ چراکه این ثروت در مسیر تولید کالاها و خدماتی سرمایه‌گذاری می‌شود که مردم می‌خرند.

به‌عنوان نمونه، وقتی فردی یک خودرو می‌خرد، در واقع دارد از تمام ثروت انباشته‌ای که سرمایه‌داران در خطوط تولید خودرو تزریق کرده‌اند بهره می‌برد—و نه فقط خودروسازی، بلکه از ثروتی که در کارخانه‌های فولاد، معادن سنگ‌آهن، و تمامی بخش‌هایی که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم برای ساخت آن خودرو لازم بوده‌اند نیز استفاده می‌کند؛ زنجیره‌ای که حتی میدان‌های نفتی و نیروگاه‌های برق را هم در بر می‌گیرد.

در سرمایه‌داری، نفع شخصی تک‌تک افراد در این است که دیگران تا جای ممکن ثروتمندتر شوند؛ زیرا هرچه ثروت آن‌ها بیشتر باشد، به عرضه کالاهای بیشتر، متنوع‌تر و باکیفیت‌تر در بازار می‌انجامد. از همین رو، وجود میلیاردرها در نهایت به نفع و در خدمت منافع همگان است.

جورج رایزمن

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

در اول اکتبر ۱۹۴۹، مائو تسه‎‌تونگ تأسیس جمهوری خلق چین را اعلام کرد. پس از آن چه رخ داد؟

رژیم کمونیستی مجموعه‌ای از «اصلاحات» فرهنگی، اقتصادی و کشاورزی را به اجرا گذاشت که به سرکوب گسترده، قحطی و مرگ‌ومیر انجامید. پژوهشگران برآورد می‌کنند که دست‌کم ۶۵ میلیون نفر بر اثر این سیاست‌های ناکام کمونیستی جان باختند.
کمونیسم یعنی همین.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

ده اصل اقتصاد بازار 📜

۱️⃣ مالکیت خصوصی (Property): افراد حق دارند آنچه متعلق به آن‌هاست را تملک کنند، به کار بگیرند و مبادله نمایند.

۲️⃣ مبادله داوطلبانه (Voluntary Exchange): تجارت بر پایه توافق متقابل شکل می‌گیرد، نه اجبار.

۳️⃣ قیمت‌ها (Prices): قیمت‌ها حامل اطلاعات حیاتی درباره کمیابی، تقاضا و ارزش هستند.

۴️⃣ رقابت (Competition): فضای رقابتی، نوآوری، کاهش هزینه‌ها و بهبود کیفیت کالاها را تشویق می‌کند.

۵️⃣ سود و زیان (Profit and Loss): موفقیت پاداش می‌گیرد و اشتباهات پیامد و هزینه در پی دارند.

۶️⃣ کارآفرینی (Enterprise): افراد در ایجاد کسب‌وکار، سرمایه‌گذاری و پذیرش ریسک آزادند.

۷️⃣ پول سالم (Sound Money): پولِ باثبات، امکان پس‌انداز، محاسبه اقتصادی و برنامه‌ریزی‌های بلندمدت را فراهم می‌کند.

۸️⃣ حاکمیت قانون (Rule of Law): قراردادها اجرا می‌شوند و حقوقِ آحاد جامعه به شکلی برابر محافظت می‌گردد.

۹️⃣ بازارهای باز (Open Markets): گردش آزاد کالا، خدمات، سرمایه و ایده‌ها، رفاه را گسترش می‌دهد.

🔟 مسئولیت‌پذیری (Responsibility): آزادی در حیات اقتصادی، در گروِ صداقت، اعتماد و مسئولیت‌پذیری فردی است.

بازارها بر پایه آزادی، قانون، مالکیت، اعتماد و حکمرانی باثبات بنا می‌شوند.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

ژنتیک مارکسیستی

اتحاد جماهیر شوروی زمانی سعی کرد علم ژنتیک را از میان بردارد.

تروفیم لیسنکو، بذرشناس کم‌سوادی که با وعده‌ی افزایش معجزه‌آسای محصولات کشاورزی به قدرت رسید (دقیقاً همان چیزی که رژیم در پی‌اش بود)، دهه‌ها تحقیق ژنتیکی تثبیت‌شده را به عنوان «شبه‌علم بورژوایی» رد کرد. او در عوض، این ایده را ترویج داد که ویژگی‌های اکتسابیِ یک جاندار در طول عمرش، می‌تواند به فرزندانش منتقل شود. به عقیده لیسنکو، اگر گندم «آموزش» می‌دید که در شرایط سرد زنده بماند، نسل‌های آینده‌ی آن، این مقاومت را به ارث می‌بردند.

با حمایت پرشور استالین، دیدگاه‌های لیسنکو به دکترین رسمی دولت تبدیل شد. ژنتیک در دانشگاه‌ها و موسسات تحقیقاتی ممنوع گشت. دانشمندان برجسته‌ای که از علم سنتی دفاع می‌کردند، محکوم، بازداشت و حتی اعدام شدند. برجسته‌ترین قربانی، نیکلای واویلف بود؛ یکی از بزرگترین ژنتیک‌دانان و به‌نژادگران گیاهی جهان که در سال ۱۹۴۳ در زندان شوروی بر اثر گرسنگی جان باخت.

روش‌های لیسنکو در سراسر کشاورزی شوروی با نتایج فاجعه‌باری به کار گرفته شد. تکنیک‌های او بارها در تحقق وعده‌های افزایش محصول شکست خورد و به کمبودهای مزمن مواد غذایی دامن زد. اما از آنجا که نظریات او با ایدئولوژی مارکسیستی همسو بود—ایدئولوژی‌ای که بر قدرت محیط تأکید داشت و مفاهیم «بورژواییِ» وراثتِ ثابت را رد می‌کرد—این نظریات از گزند انتقاد مصون ماندند.

این صرفاً نمونه‌ای از «علمِ بد» نبود؛ بلکه پروژه‌ای سیاسی و عامدانه بود که در آن دولت تلاش می‌کرد واقعیت بیولوژیکی را تابع الزامات ایدئولوژیک کند. هرگاه شواهد تجربی با جهان‌بینی رژیم تضاد پیدا می‌کرد، آن شواهد سرکوب شده و مدافعانش مجازات می‌شدند.
امروز نیز تکرار همین سناریو را می‌بینیم: جریان‌های سیاسی نهادها را وادار می‌کنند ادعاهای مناقشه‌برانگیز زیست‌شناختی—به‌ویژه پیرامون جنس و جنسیت—را بپذیرند، حتی وقتی آشکارا با اصول مسلم ژنتیک، غده‌شناسی و زیست‌شناسی تکاملی در تعارض‌اند. هر زمان که ایدئولوژی بخواهد بر حقیقت علمی حکم براند، ثمره‌ای جز تباهی علم و انحراف سیاست عمومی نخواهد داشت.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

چنین روزی، در ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۲، فعالان گزارش دادند که بر اثر تداوم بمباران‌ها و حملات رژیم سوسیالیست بعث در شهرهای مختلف سوریه، بیش از ۱۳۰ نفر کشته شده‌اند که اکثر آنان غیرنظامی بوده‌اند.

@austro_libertarian

Читать полностью…
Subscribe to a channel