freemarketeconomy | Unsorted

Telegram-канал freemarketeconomy - بازار آزاد

3437

کپی تمام پستها با یا بدون ذکر منبع، بلامانع است. غرض نشر مفاهیم آزادیخواهانه و دفاع از مالکیت خصوصی و بازار آزادست. این کانال، یک کتابخانهٔ تلگرامی و بانک اطلاعاتی برای آزادیخواهان، مدافعان بازار آزاد و علاقمندان به مکتب اتریشی است.

Subscribe to a channel

بازار آزاد

مهم‌ترین اصول و نکات کلیدی
کتاب «اصول اقتصاد» کارل منگر


۱. نظریه عمومی کالا
(The General Theory of the Good)

یک شیء تنها زمانی «کالا» محسوب می‌شود که چهار شرط هم‌زمان برقرار باشد:

۱. نیاز انسانی وجود داشته باشد.
۲. شیء ویژگی‌هایی داشته باشد که بتواند با ارضای آن نیاز ارتباط علّی برقرار کند.
۳. انسان از این ارتباط علّی آگاه باشد.
۴. قدرت کنترل و هدایت شیء به سوی ارضای نیاز را داشته باشد.

اگر هر یک از این شرایط از بین برود، شیء کالا بودنش را از دست می‌دهد. این تعریف رابطه‌محور و ذهنی است، نه ذاتی.

۲. سلسله‌مراتب کالاها (کالاهای مرتبه اول و بالاتر) و مکمل بودن

کالاها در یک سلسله‌مراتب علّی قرار دارند:

- کالاهای مرتبه اول (مصرفی): مستقیماً نیازها را ارضا می‌کنند (مثل نان).
- کالاهای مرتبه بالاتر (تولیدی/سرمایه‌ای): به‌طور غیرمستقیم و از طریق تولید کالاهای مرتبه پایین‌تر به ارضای نیاز کمک می‌کنند (مثل آرد، آسیاب، نیروی کار، زمین).

کالا بودن کالاهای مرتبه بالاتر وابسته به وجود کالاهای مکمل (complementary goods) است. اگر یکی از مکمل‌ها نباشد، کالاهای دیگر نیز، کالا بودن‌شان را از دست می‌دهند. ارزش از کالاهای مصرفی به‌سمت عوامل تولید جریان می‌یابد (نه برعکس).

۳. نظریه ارزش ذهنی
(Subjective Theory of Value)

ارزش، ویژگی ذاتی کالا نیست، بل‌که قضاوت ذهنی فرد درباره اهمیت کالا برای ارضای نیازهایش است. ارزش، از آگاهی فرد به وابستگی‌اش به‌آن کالا برای حفظ زندگی و رفاه ناشی می‌شود. این نظریه، نظریه ارزش کار (کلاسیک و مارکسی) را رد می‌کند: ارزش کالا از کار صرف‌شده ناشی نمی‌شود، بل‌که ارزش عوامل تولید (از جمله کار) از ارزش کالاهای نهایی مشتق می‌شود.

۴. مطلوبیت نهایی (Marginal Utility) و حل پارادوکس آب و الماس

ارزش هر واحد مشخص از یک کالا برابر است با اهمیتِ کم‌اهمیت‌ترین ارضایی که با کل مقدار موجود آن کالا تأمین می‌شود (یعنی واحد نهایی یا حاشیه‌ای). 
با افزایش مقدار کالا، واحدهای اضافی به نیازهای کم‌اهمیت‌تر اختصاص می‌یابند و ارزش نهایی کاهش می‌یابد.

این اصل پارادوکس آب-الماس را حل می‌کند: آب فراوان است، پس واحد نهایی‌اش ارزش کمی دارد؛ الماس کمیاب است، پس واحد نهایی‌اش ارزش بالایی دارد.

۵. کالاهای اقتصادی در برابر غیراقتصادی و منشأ مالکیت

کالاهای اقتصادی آن‌هایی هستند که مقدار موجودشان کمتر از نیاز انسان‌هاست (کمیابی). کالاهای غیراقتصادی (مثل هوای آزاد در شرایط عادی) ارزش ندارند.

اقتصاد و مالکیت خصوصی هر دو از همین کمیابی ناشی می‌شوند: انسان‌ها برای تأمین بهتر نیازها، کالاهای کمیاب را اقتصاد می‌کنند و حقوق مالکیت شکل می‌گیرد.

۶. نظریه مبادله و نفع متقابل

مبادله زمانی رخ می‌دهد که دو طرف ارزش‌گذاری معکوس نسبت به کالاهای یک‌دیگر داشته باشند: هر یک کالایی را که ارزش کمتری برایش دارد با کالایی که ارزش بیشتری دارد مبادله می‌کند.

هر دو طرف از مبادله سود می‌برند (نه مبادله ارزش‌های برابر). قیمت‌ها صرفاً نشانه‌های ثانویه و عینی این فرآیند هستند، نه هدف اصلی. حد مبادله جایی است که منافع متقابل تمام شود.

۷. نظریه قیمت

قیمت‌ها نتیجه کنش‌های هدفمند افراد برای تأمین بهتر نیازها هستند و در محدوده‌ای بین حداکثر تمایل خریدار و حداقل تمایل فروشنده شکل می‌گیرند. منگر نظریه قیمت واحدی ارائه می‌دهد که هم بازارهای رقابتی و هم انحصاری را پوشش می‌دهد. قیمت‌ها بازتاب تعادل اقتصادی میان اقتصادهای فردی هستند.

۸. منشأ پول (نظریه ارگانیک پول)

پول، نه محصول قرارداد اجتماعی و نه فرمان دولت، بل‌که نتیجه تکامل خودجوش (ارگانیک) است. در مبادله پایاپای، مشکل «تصادف دوگانه خواسته‌ها» وجود دارد. افراد به‌طور خودبه‌خودی کالاهایی را که قابل‌فروش‌تر (marketable) هستند ترجیح می‌دهند و در نهایت یک کالا (مثل دام، فلزات گران‌بها) به پول تبدیل می‌شود. پول مشکل مبادله مستقیم را حل می‌کند و امکان تقسیم کار گسترده‌تر را فراهم می‌آورد.

۹. نقش زمان، عدم‌قطعیت و کارآفرین

تولید زمان‌بر است و عدم‌قطعیت ذاتی دارد (دانش کامل وجود ندارد). کارآفرین اطلاعات را جمع‌آوری و ارزیابی می‌کند، ریسک می‌پذیرد و منابع را به‌سمت تولید کالاهای مرتبه بالاتر هدایت می‌کند. این دیدگاه در تضاد با فرض «انسان اقتصادی کاملاً عقلانی و آگاه» است.

۱۰. فردگرایی روش‌شناختی و رئالیسم علّی

پدیده‌های پیچیده اقتصادی (قیمت، بازار، نهادها) باید به‌عناصر ساده و قابل‌مشاهده (کنش‌های هدفمند افراد) تجزیه شوند و سپس قوانین ترکیب آن‌ها بررسی گردد. اقتصاد از نیازهای واقعی انسان و روابط علّی واقعی شروع می‌شود، نه از مدل‌های انتزاعی یا جمع‌گرایی.

این اصول هسته مرکزی مکتب اتریشی اقتصاد را تشکیل می‌دهند. منگر با این کتاب اقتصاد را از نظریه هزینه/کار به نظریه ذهنی و نهایی‌گرا تغییر داد.

@antileft01

Читать полностью…

بازار آزاد

این ویدئو با الهام از اندیشه‌های ابن‌خلدون و تحلیل او از چرخه شکل‌گیری، شکوفایی و زوال دولت‌ها و تمدن‌ها در کتاب مشهور مقدمه تولید شده است. ابن‌خلدون قرن‌ها پیش، رابطه میان انسجام اجتماعی، تولید، مالیات، ثروت، قدرت و فروپاشی تمدن‌ها را مورد بررسی قرار داد؛ دیدگاه‌هایی که بخش‌هایی از آن با برخی مفاهیم اقتصادی و اجتماعی امروز نیز قابل مقایسه است.

در سپیده‌دم شکل‌گیری یک نظام اقتصادی، سختی‌ها اغلب مایه اتحاد و انسجام جامعه‌اند. نرخ مالیات پایین است، دخالت قدرت در بازار به حداقل می‌رسد و میان تلاش و پاداش رابطه‌ای مستقیم و قابل‌درک وجود دارد. در چنین مرحله‌ای، ثروت همچون خون در رگ‌های جامعه جریان دارد؛ در قالب تولید، اشتغال و دستمزد واقعی.

اما با انباشت ثروت، خصلت‌های اصیل جامعه به‌تدریج دگرگون می‌شوند. رفاه ممکن است به‌جای آنکه حاصل تلاش و انگیزه‌ای برای پیشرفت باشد، به زمینه‌ای برای تن‌پروری نسل‌های بعدی تبدیل شود. هم‌زمان، نخبگان و صاحبان قدرت به‌تدریج از بدنه مولد جامعه فاصله می‌گیرند و شکاف میان تولیدکنندگان واقعی و ساختار قدرت افزایش می‌یابد.

در ادامه، جامعه وارد گذار شومی از تولید به سفته‌بازی و رانت می‌شود. با فربه‌شدن بروکراسی و گسترش ساختارهای حکومتی، هزینه اداره سیستم افزایش می‌یابد. حکومت‌ها برای تأمین این هزینه‌ها به افزایش مالیات و در مراحل بعد، به دست‌کاری ارزش پول ملی و خلق پول بی‌پشتوانه روی می‌آورند.

در چنین شرایطی، انگیزه کار و تولید واقعی به‌تدریج تضعیف می‌شود. زمانی که سود دلالی، نوسان‌گیری و نزدیکی به کانون‌های قدرت از تخصص، خلاقیت و کار مولد سودآورتر شود، فرسایش سیستم آغاز شده است. در این فضا، ارزش‌های اخلاقی نیز دگرگون می‌شوند؛ صداقت ممکن است نشانه ساده‌لوحی تلقی شود و تقلب و فرصت‌طلبی، لباس عقلانیت و زرنگی به تن کند.

در مرحله نهایی زوال، حاکمیت تصور می‌کند می‌تواند واقعیت‌های اقتصادی را با فرمان و دستور تغییر دهد؛ غافل از آنکه قوانین اقتصادی را نمی‌توان برای همیشه با دستور متوقف کرد. مالیات‌های سنگین‌تر و انباشت بدهی‌ها در نهایت چیزی جز مصرف سهمی از تولید آینده برای حفظ ظاهر و ویترین امروز نیست.

در این مرحله، قیمت دارایی‌ها ممکن است به‌صورت حبابی افزایش یابد، در حالی که سفره طبقه مولد روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شود. ثروت، به جای آنکه در بخش حقیقی اقتصاد و فعالیت‌های مولد جریان داشته باشد، در لایه‌های بالایی جامعه رسوب می‌کند و سیستم به‌تدریج دچار انسداد می‌شود!


ثروت همواره به دنبال امنیت و اعتماد حرکت می‌کند. هنگامی که اعتماد از میان برود، هیچ سیاست حمایتی، دستور حکومتی یا سرکوب مالی نمی‌تواند برای همیشه مانع خروج سرمایه و مهاجرت استعدادها شود.

🆓 @freemarketeconomy

https://youtu.be/6TGLL5r5ASM?si=RaXUYrwiwcvKVYbM

Читать полностью…

بازار آزاد

دلار آمریکا از زمان تأسیس فدرال رزرو تاکنون، ۹۷٪ از قدرت خرید خود را از دست داده است.

کالایی که در سال ۱۹۱۳ قیمتش ۳ دلار بود، امروز حدود ۱۰۰ دلار قیمت دارد.

🆓 @freemarketeconomy

Читать полностью…

بازار آزاد

سوئد… دیگر آن بهشت سوسیالیستی دیروز نیست.

کشوری که دهه‌ها نماد دولت رفاه «از گهواره تا گور» بود، با مالیات‌های ۹۰ درصدی و اقتصادی تحت کنترل کامل دولت، امروز در سکوتی شگفت‌انگیز، یکی از جسورانه‌ترین چرخش‌های سرمایه‌داری جهان را رقم زده است.

فرید زکریا در جدیدترین روایت خود پرده از این دگرگونی برمی‌دارد:

پس از بحران سهمگین اوایل دهه ۱۹۹۰، سوئد تصمیم گرفت از مدل قدیمی خود عبور کند.

مالیات بر درآمدهای بالا از نزدیک ۹۰ درصد به حدود ۵۰ درصد رسید.

نیمی از کلینیک‌های بهداشت اولیه خصوصی شدند.

یک‌سوم دبیرستان‌ها به بخش خصوصی سپرده شدند و حتی شرکت‌های مدرسه‌داری وارد بورس شدند.

هزینه‌های اجتماعی دولت به ۲۴ درصد تولید ناخالص داخلی کاهش یافت؛ نزدیک به آمریکا و بسیار کمتر از فرانسه و ایتالیا.

بدهی دولتی تنها ۳۶ درصد GDP است، در حالی که آمریکا از ۱۲۰ درصد گذشته است.

با جمعیتی کمتر از ۱۱ میلیون نفر، سوئد به کارخانه تولید یونیکورن‌های فناوری تبدیل شده است: اسپاتیفای، اسکایپ، کلارنا و ده‌ها شرکت میلیارد دلاری دیگر.

@freemarketeconomy

Читать полностью…

بازار آزاد

رالف رایکو در مقاله «چرا اروپا رشد کرد و دیگران نکردند» به این پرسش می‌پردازد که چرا اروپا توانست به سرمایه‌داری مدرن، رشد اقتصادی و انقلاب صنعتی برسد، در حالی که تمدن‌های بزرگ دیگری مانند چین، هند و جهان اسلام با وجود پیشرفت‌های مهم، مسیر مشابهی را طی نکردند. از نظر رایکو، پاسخ اصلی را نباید فقط در منابع طبیعی، استعمار یا عوامل جغرافیایی جست‌وجو کرد، بلکه باید به نهادهای سیاسی و حقوقی اروپا توجه کرد.

رایکو معتقد است یکی از ویژگی‌های مهم اروپا، پراکندگی قدرت سیاسی بود. اروپا برای قرن‌ها یک حکومت واحد و متمرکز نداشت، بلکه از مجموعه‌ای از پادشاهی‌ها، شهرهای آزاد و دولت‌های رقیب تشکیل شده بود. این رقابت میان حکومت‌ها باعث می‌شد قدرت حاکمان محدودتر شود و افراد، بازرگانان و اندیشمندان بتوانند در مناطقی که آزادی بیشتری وجود داشت فعالیت کنند.

او تأکید می‌کند که رشد اقتصادی نیازمند امنیت مالکیت خصوصی، اجرای قراردادها و محدود بودن قدرت دولت است. در بخش‌هایی از اروپا، به‌تدریج چنین نهادهایی شکل گرفتند و به مردم اجازه دادند سرمایه‌گذاری کنند، تجارت کنند و نوآوری داشته باشند، بدون اینکه همیشه نگران دخالت یا مصادره اموال توسط حکومت باشند.

رایکو همچنین نگاه مثبتی‌تر از دیدگاه سنتی به قرون وسطی دارد. او معتقد است این دوره فقط دوران عقب‌ماندگی نبود؛ بلکه در آن شهرهای آزاد، اتحادیه‌های تجاری، حقوق بازرگانی و برخی نهادهای مستقل شکل گرفتند که بعدها به پایه‌های جامعه سرمایه‌داری تبدیل شدند.

از دیدگاه او، سرمایه‌داری اروپا نتیجه یک تحول تدریجی در نهادها بود؛ یعنی وجود رقابت سیاسی، آزادی نسبی اقتصادی، احترام بیشتر به مالکیت و محدود شدن قدرت دولت. به همین دلیل، او با این دیدگاه که پیشرفت اروپا فقط حاصل استعمار و غارت دیگر مناطق جهان بوده مخالفت می‌کند و معتقد است عوامل درونی اروپا، پیش از دوره استعمار گسترده، نقش مهمی در شکل‌گیری این مسیر داشتند.

در مجموع، استدلال اصلی رایکو این است که «معجزه اروپایی» به دلیل وجود جامعه‌ای بود که در آن قدرت سیاسی پراکنده‌تر بود، دولت‌ها با یکدیگر رقابت می‌کردند، و فضای بیشتری برای آزادی اقتصادی، تجارت و نوآوری به وجود آمد.

🆓 @freemarketeconomy


https://fee.org/articles/why-europe-rose-and-others-didnt/?utm_source=chatgpt.com

Читать полностью…

بازار آزاد

🎯به زودی منتشر می شود:

📚تئوری بانکداری آزاد؛
عرضۀ پول با استفاده از رقابت در انتشار ارز

🖊از جورج سلجین

🖊ترجمه محمد جوادی و محمد سرافراز

@austro_libertarian

Читать полностью…

بازار آزاد

📌 سقوط از کجا آغاز شد؟
ایدئولوژی ضد تولید ثروت؛ منشأ بحران ایران


✍ جعفر ساعی‌نیا

مشکل بنیادین ایران این است که ما به‌جای آنکه تولید ثروت را فضیلت بدانیم، آن را امری ثانوی و حتی غیراخلاقی تصور کرده‌ایم. این نگاه، ریشه‌ عمیق ایدئولوژیک دارد. ایدئولوژی‌ای که در ظاهر شعار عدالت می‌دهد اما در باطن، به‌گونه‌ای عمل می‌کند که نه عدالت را محقق می‌کند و نه ثروت را.

در فلسفه توسعه، تولید ثروت تنها یک کنش اقتصادی نیست؛ یک باور اخلاقی است. جامعه‌ای که تولید را ارزشمند بداند، به کار، خلاقیت، مسئولیت‌پذیری و مالکیت احترام می‌گذارد. اما جامعه‌ای که ثروت را «مشکوک»، سود را «پلید» و سرمایه‌داری را «استثمار» می‌بیند، ناگزیر به سمت الگوی دیگری حرکت می‌کند: الگوی توزیع‌محورِ چپ‌گرایانه! الگوی کنترل، نه آفرینش! الگوی تقسیم، نه تولید!

در ایران، همین ذهنیت چپ‌گرایانه—چه در دولت، چه در فرهنگ عمومی—تولید را از ابتدا در جایگاه «گناه» و «طمع» نشانده است. سرمایه‌داری را با بدگمانی نگاه می‌کنیم. سود را نجس می‌دانیم. بخش خصوصی را تهدید می‌بینیم و دولت را قهرمان عدالت فرض می‌کنیم. و این دقیقاً همان نگاه ایدئولوژیکی است که در اقتصادهای کمونیستی به فروپاشی انجامید: جامعه‌ای که ارزش تولید ثروت تولیدکننده را نفی کند، به‌ناچار محتاج توزیع‌کننده می‌شود؛ و توزیع‌کننده هم همیشه دولت است.

در چنین چارچوب فکری، ثروت‌سازی نه تنها تشویق نمی‌شود، بلکه نوعی بی‌اخلاقی تلقی می‌گردد؛ انگار تولید ثروت خیانت به مردم است، اما مصرف منابع عمومی افتخار. این وارونگی اخلاقی باعث شده است که:
سرمایه‌گذاری متوقف شود،
نوآوری بی‌معنا شود،
ریسک‌پذیری نابود شود،
دولت بزرگ شود،
و جامعه در انتظار سهمی از منبعی بنام «دولت» بماند، نه سهمی از نتیجه کار خودش.

نتیجه؟ همان چیزی که امروز در آن گرفتاریم:
بحران انرژی در سرزمین انرژی، بحران مالی در کشور منابع، آلودگی در کشوری با سرمایه طبیعی عظیم، تورم مزمن، نابسامانی شهری، بیکاری گسترده و سقوط مداوم امید.

این‌ مشکلات بی‌انتها تصادفی نیستند؛ محصول یک ایدئولوژی‌اند. ایدئولوژی‌ای که تولید ثروت را غیراخلاقی می‌انگارد و توزیع را اخلاقی؛ در حالی که تجربه جهان ثابت کرده: توزیع دولتی، نه عدالت می‌آورد و نه رفاه. تنها فقر را پخش می‌کند.

ایران امروز درگیر پیامدهای همان ذهنیتی است که دهه‌ها ما را از فلسفه تولید دور نگه داشت. کشوری که تولید را فضیلت اخلاقی نداند، سرانجام در چرخه معیوب توزیع دولتی که نتیجه آن فروپاشی اقتصادی است، غرق می‌شود. و تا زمانی که این ریشه فکری اصلاح نشود، هیچ برنامه اقتصادی کار نمی‌کند.

ما از فقر تولید رنج نمی‌بریم؛
از فقر ایدئولوژیِ تولید رنج می‌بریم.


🆔 Telegram
🆔 Instagram

Читать полностью…

بازار آزاد

تاریخ مبارزات طبقاتی:
آنچه مارکس درست فهمیده بود!


هانس هرمان هوپه، متفکر لیبرتارین، معتقد است تاریخ، همان‌طور که مارکس به درستی فهمیده بود، تاریخ نبرد طبقاتی‌است! اما اشتباه مارکس در این بود که گمان می‌کرد این نبرد، بین کارگر و سرمایه‌دار است. درحالی که در واقعیت، نبرد بین تولیدکنندگان و غارتگران است! بین کسانی که ثروت مشروع می‌آفرینند و کسانی که دسترنج بقیه را می‌دزدند؛ نبردی بین مردم و دولت!

Читать полностью…

بازار آزاد

https://www.bbc.com/persian/articles/c2emx33kleyo

چرا برنده نوبل اقتصاد می‌گوید برای پیشرفت باید ساختارهای قدیمی را ویران کرد؟

اعضای کمیته نوبل توضیح داده‌اند: «رشد اقتصادی از دل تخریب خلاق پدید می‌آید. این فرآیند از آن رو خلاق است که بر پایه نوآوری بنا شده، اما در عین حال ویرانگر است، زیرا محصولات قدیمی را منسوخ می‌کند و ارزش تجاری‌شان را از میان می‌برد.»

Читать полностью…

بازار آزاد

چین در سال ۲۰۲۵ در حال اجرای یکی از مهم‌ترین چرخش‌های اقتصادی خود از زمان اصلاحات دنگ شیائوپینگ است: باز کردن تدریجی بخش‌های کلیدی تحت سلطه دولت به سرمایه خصوصی و کاهش موانع ورود سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی، در حالی که حزب کمونیست همچنان کنترل استراتژیک را در دست دارد.

در ۱۱ نوامبر ۲۰۲۵، دولت مرکزی رسماً اعلام کرد که سقف مالکیت بخش خصوصی در صنایع حساس مانند انرژی، حمل‌ونقل، مخابرات و فناوری‌های پیشرفته افزایش می‌یابد و برخی محدودیت‌های قدیمی مجوز و سهام‌داری حذف می‌شود. هدف اصلی، جذب سرمایه خصوصی برای جبران بدهی عظیم دولت‌های محلی (حدود سه برابر تولید ناخالص داخلی) و تأمین مالی پروژه‌های مدرن‌سازی بدون افزایش بیشتر بدهی دولتی است.

این حرکت بخشی از استراتژی بلندمدت «گردش دوگانه» است که از سال ۲۰۲۰ آغاز شد و در سال ۲۰۲۵ شتاب چشمگیری گرفته: کاهش وابستگی به صادرات و تقویت بازار داخلی، همزمان با حفظ رهبری حزب در جهت‌گیری کلی اقتصاد. در عمل، بخش خصوصی اکنون ۸۷ درصد اشتغال شهری، ۸۸ درصد صادرات و ۶۵ درصد سرمایه‌گذاری ثابت را در اختیار دارد، در حالی که شرکت‌های دولتی فقط ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی را تولید می‌کنند، اما همچنان دو سوم سرمایه‌گذاری‌های خارجی بزرگ و صنایع استراتژیک را کنترل می‌کنند.

در مارس ۲۰۲۵، در جلسات سالانه «دو مجلس»، دولت هدف رشد ۵ درصد را برای سال جاری تعیین کرد و همزمان بزرگ‌ترین بسته اوراق قرضه ویژه محلی در تاریخ چین (۴٫۴ تریلیون یوان) را برای خرید مسکن مازاد، تسویه بدهی‌های دولتی به شرکت‌ها و سرمایه‌گذاری در صنایع نوظهور مانند خودروهای برقی، انرژی تجدیدپذیر و اقتصاد کم‌ارتفاع (پهپادها و تاکسی‌های پرنده) تصویب کرد. وزارت بازرگانی نیز طرح اقدام ۲۰۲۵ برای تثبیت و جذب سرمایه‌گذاری خارجی را منتشر کرد که شامل واگذاری اختیارات بیشتر به مناطق ویژه اقتصادی و تضمین دسترسی برابر به زمین، نیروی کار و انرژی برای سرمایه‌گذاران خارجی است.

قانون ترویج اقتصاد خصوصی که قرار است تا پایان ۲۰۲۵ به تصویب نهایی برسد، برای اولین بار رقابت عادلانه‌تر بین بخش دولتی و خصوصی را تضمین قانونی می‌کند، هرچند همچنان اقتصاد را به سه دسته دولتی، خصوصی داخلی و خارجی تقسیم می‌کند و شرکت‌های خارجی با مالکیت اکثریت را کاملاً زیر چتر این قانون قرار نمی‌دهد.

در مجموع، چین در سال ۲۰۲۵ بیش از هر زمان دیگری به سمت یک مدل سرمایه‌داری هدایت‌شده توسط دولت حرکت کرده است؛ مدلی که در آن بازار و انگیزه سود نقش بزرگ‌تری بازی می‌کند، اما حزب کمونیست از طریق صندوق‌های راهنمایی صنعتی، کمیته‌های حزبی در شرکت‌ها و برنامه‌ریزی پنج‌ساله، جهت‌گیری نهایی را تعیین می‌کند. این همان «اقتصاد بازار سوسیالیستی با ویژگی‌های چینی» است که اکنون وارد مرحله جدیدی از باز شدن کنترل‌شده شده، بدون اینکه حتی یک لحظه از کنترل سیاسی حزب کوتاه بیاید.


https://www.bloomberg.com/news/articles/2025-11-11/china-opens-state-dominated-sectors-wider-to-private-investments

Читать полностью…

بازار آزاد

در نه ماهی که از آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ گذشته است، دولت آمریکا اقداماتی بی‌سابقه در بخش خصوصی این کشور انجام داده است. وزارتخانه‌های بازرگانی، دفاع و انرژی در شرکت‌های خاص سهام خریداری کرده‌اند و وعده داده‌اند از قدرت دولت برای افزایش ارزش سرمایه‌گذاری‌های خود استفاده کنند. رئیس‌جمهور شخصاً در معاملات شرکت‌ها و تخصیص سرمایه دخالت می‌کند و در فعالیت‌های شرکت‌های خدمات حرفه‌ای و تصمیم‌گیری‌های نیروی انسانی شرکت‌های بزرگ ۱۰۰تایی (Fortune 100) نقش دارد. دولت همچنین از ابزارهایی مانند کنترل صادرات و تعرفه‌ها برای دریافت پرداخت‌ها و تأثیرگذاری بر تصمیمات سرمایه‌گذاری شرکت‌های خصوصی خاص، از جمله اپل و انویدیا، استفاده می‌کند. این اقدامات نمونه‌ای از شکل نوظهور سرمایه‌داری دولتی آمریکایی است.

سیاستمداران از چپ مشکوک به بازار تا راست پوپولیست از تلاش‌ها برای مهار بازار استقبال کرده‌اند، از جمله سناتور برنی سندرز و معاون رئیس‌جمهور جی‌دی ونس. در مقابل، طرفداران سرمایه‌داری آزاد این اقدامات را محکوم کرده و دولت ترامپ را به «انتخاب برندگان و بازندگان» متهم می‌کنند. آزادی‌خواهان مانند سناتور رند پل و لیبرال‌هایی مانند رهبر اقلیت سنا چاک شومر در این نقد مشترک هستند. برخی مفسران راست‌گرا این اقدامات را سوسیالیسم توصیف کرده‌اند و بخش‌هایی از مطبوعات تجاری آن را «اقتصاد فرماندهی و کنترل» خوانده‌اند. مخالفان این اقدامات آن را نشانه‌ای از گرایش به سمت اقتدارگرایی می‌دانند.

مداخله دولت در اقتصاد آمریکا چیز جدیدی نیست؛ اما آنچه دوره کنونی را متمایز می‌کند، آمادگی دولت برای هدایت مستقیم تصمیمات شرکت‌ها و سرمایه‌گذاری در آن‌ها برای کسب رانت است. این رویکرد بسیار هدفمند است و از نفوذ دولت برای حمایت از شرکت‌ها و صنایع خاص استفاده می‌کند، که می‌تواند رقابت آزاد بازار را کاهش دهد و فرصت‌ها را به نفع شرکت‌هایی که روابط نزدیکی با دولت دارند، تغییر دهد.

پیامدهای این رویکرد انتقادی است. این اقدامات می‌تواند منجر به تحریف بازار، کاهش رقابت، رفتار رانت‌جویانه و محدود شدن فرصت‌های واقعی برای شرکت‌های مستقل و نوآور شود. شرکت‌هایی که با اولویت‌های دولت همسو هستند، مزیت پیدا می‌کنند، در حالی که شرکت‌های مستقل با چالش‌های جدی روبرو می‌شوند. این وضعیت نشان‌دهنده یک تغییر ساختاری نگران‌کننده در رابطه دولت و بخش خصوصی است و اصول سرمایه‌داری آزاد که پایه رشد اقتصادی آمریکا بوده، را تهدید می‌کند.

🆓 @freemarketeconomy

https://www.cfr.org/article/state-capitalism-america-government-investor-broker-rentierthug

Читать полностью…

بازار آزاد

بیل ماهر: «تمام عمرت رو صرف گفتن این کردی که دولت زیادی وارد کارها می‌شه، که واقعاً هم می‌شه، و زیادی خرج می‌کنه. و اینجا ترامپ رو داری… و از اون طرف، یه نفر تو نیویورک هست به اسم ممدانی که کاملاً کمونیسته.»

جورج ویل: «من می‌خوام اون برنده بشه. فکر می‌کنم هر بیست سال یه‌بار لازمه یه آزمایش واضح و محدود از سوسیالیسم داشته باشیم تا دوباره بتونیم مسخره‌ش کنیم.»

🆓 @freemarketeconomy

Читать полностью…

بازار آزاد

خشت کج
بررسی ماهیت و کارکرد بخش تعاون در اقتصاد ایران در میزگرد موسی غنی‌نژاد و عباس آخوندی
مجله تجارت فردا، شماره ۶۰۴
۸ شهریور ۱۴۰۴

Читать полностью…

بازار آزاد

قطبی شدن عرصه سیاست امریکا اینگونه است که مردم امریکا آزادی‌هایی را که خودشان نمی‌خواهند، یا برای‌شان‌ مهم نیست، یا نمی‌خواهند دیگران داشته باشند، با تنظیم‌گری یا ممنوع‌کردن‌شان توسط دولت مشکلی ندارند.

بعضی‌ها در مسائل مربوط به سکس یا مواد مخدر فوق‌العاده آزادی‌خواه‌اند، اما در موضوع اسلحه یا اقتصاد کاملاً غیرِ آزادی‌خواه. نوعی آزادی‌خواهِ چپ وجود دارد که مثلاً درباره ازدواج همجنس‌گرایان بسیار پرشور است؛ اما همان باورهای فرهنگی که او را وامی‌دارد بگوید دولت باید «از اتاق‌خواب بیرون بماند»، او را به این نتیجه هم می‌رساند که دولت باید در کار نانوایی دخالت کند و نانوا را مجبور کند برای یک زوج همجنس کیک عروسی درست کند.

یا جناح راست! حامیان بی‌شرم‌ ترامپ. همه کسانی که ادعا می‌کنند عاشق و پیرو ثابت‌قدم بازار آزاد هستند ولی با تعرفه‌ها و سیاست‌های صنعتی او هیچ مشکلی ندارند.

🆓 @freemarketeconomy


https://thedispatch.com/newsletter/gfile/libertarianism-both-sidesism-politics/

Читать полностью…

بازار آزاد

بیل ماهر: «تمام عمرت رو صرف گفتن این کردی که دولت زیادی وارد کارها می‌شه، که واقعاً هم می‌شه، و زیادی خرج می‌کنه. و اینجا ترامپ رو داری… و از اون طرف، یه نفر تو نیویورک هست به اسم ممدانی که کاملاً کمونیسته.»

جورج ویل: «من می‌خوام اون برنده بشه. فکر می‌کنم هر بیست سال یه‌بار لازمه یه آزمایش واضح و محدود از سوسیالیسم داشته باشیم تا دوباره بتونیم مسخره‌ش کنیم.»

🆓 @freemarketeconomy

Читать полностью…

بازار آزاد

داده‌های کلان اقتصادی در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهند که آزادی اقتصادی در جهان، پس از سال‌ها عقب‌گرد ناشی از سیاست‌های دوران همه‌گیری کرونا، بار دیگر در مسیر احیا و بهبود قرار گرفته است. بااین‌حال، شکاف میان اقتصادهای آزاد و اقتصادهای بسته همچنان عمیق و چشمگیر است.

مهم‌ترین یافته‌های پژوهش‌های جهانی

1. آزادترین اقتصادهای جهان

هنگ‌کنگ، سوئیس و سنگاپور همچنان در میان سه اقتصاد آزاد برتر جهان قرار دارند؛ درحالی‌که ایالات متحده رتبه پنجم را به خود اختصاص داده است.

2. شکاف درآمدی و سطح رفاه

شهروندان ساکن در ۲۵ درصد از آزادترین اقتصادهای جهان، به‌طور میانگین درآمدی معادل ۶.۹ برابر درآمد ساکنان ۲۵ درصد از بسته‌ترین اقتصادهای جهان دارند.

3. کاهش فقر و افزایش درآمد اقشار کم‌درآمد

درآمد ۱۰ درصد از فقیرترین افراد جامعه در کشورهای دارای اقتصاد آزاد، به‌طور متوسط ۷.۱ برابر بیشتر از درآمد افراد هم‌سطح خود در اقتصادهای بسته و تحت مقررات شدید دولتی است.

4. امید به زندگی و کیفیت زندگی

مردم در جوامع دارای آزادی اقتصادی بیشتر، به‌طور متوسط ۱۴ سال عمر طولانی‌تری دارند، در هفته حدود ۶ ساعت کمتر کار می‌کنند و از رضایت بیشتری نسبت به زندگی خود برخوردارند.

5. آزادی اقتصادی و حفاظت از محیط‌زیست

برخلاف این تصور که بازارهای آزاد لزوماً به تخریب طبیعت منجر می‌شوند، داده‌های مورد اشاره نشان می‌دهند که آزادی اقتصادی و برخورداری از حقوق مالکیت مستحکم می‌توانند انگیزه‌های مؤثرتری برای مدیریت پایدار منابع و حفاظت از محیط‌زیست ایجاد کنند.

جمع‌بندی

در مجموع، یافته‌های این پژوهش‌ها نشان می‌دهند که آزادی اقتصادی با درآمد بالاتر، فقر کمتر، امید به زندگی طولانی‌تر و رضایت بیشتر از زندگی ارتباط دارد. همچنین، وجود حقوق مالکیت مستحکم و سازوکارهای مناسب بازار می‌تواند به مدیریت بهتر منابع طبیعی و حفاظت از محیط‌زیست کمک کند.

از این منظر، آزادی اقتصادی صرفاً به معنای افزایش فعالیت‌های تجاری نیست، بلکه می‌تواند یکی از عوامل مهم در بهبود رفاه عمومی، ارتقای کیفیت زندگی و افزایش فرصت‌های اقتصادی برای شهروندان باشد.


🆓 @freemarketeconomy

https://youtu.be/oQg-8zvq-ao?si=Bl-YVRUTQBq6ivWv

Читать полностью…

بازار آزاد

این دقیقاً سرطان پوپولیسمه؛ فقط این‌بار با پرچم راست افراطی. ترامپ وعده می‌ده اگر جمهوری‌خواهان مجلس و سنا رو ببرند، به هر شهروند بزرگسال ۵ هزار دلار بده؛ وعده‌ای که هزینه‌اش می‌تونه بیش از یک تریلیون دلار باشه.

آدم واقعاً یاد احمدی‌نژاد و همان وعده‌های پولی و عوام‌فریبانه می‌افته؛ با این تفاوت که اینجا یک سیاستمدار راست افراطی، همون بازی رو با ادبیات «موفقیت اقتصادی» و «آمریکا اول» انجام می‌ده.

نکبتِ بی‌شعور سال‌ها به چپ‌ها برای این مدل سیاست‌ها حمله کرده، حالا خودش داره همون نسخه رو می‌پیچه. اگر ترامپ در ایران بود، با این استعداد در پوپولیسم و این حجم از بی‌شرمی، احتمالاً یک برادر سپاهی تا خرخره فاسد می‌شد.

Читать полностью…

بازار آزاد

‏برگردان فارسی مقاله‌ی امیر طاهری: با عنوان «شبحی که آمریکا را تسخیر کرده است.»

‏پس از شکست سنگین انقلاب‌های اروپایی در سال ۱۸۴۸، بسیاری از رهبران کمونیست، از جمله فریدریش آدولف زورگه، برای فرار از دست پلیس‌های اروپایی به آمریکا پناه بردند. اگرچه برخی از آنها بعدها به سرمایه‌دار تبدیل شدند، اما به سیاست داخلی آمریکا رنگ‌وبویی چپ‌گرایانه دادند که هنوز هم وجود دارد.

‏انجیلِ نئوکمونیست‌های آمریکایی مملو از تناقض است. آنها خواهان قطع بودجه پلیس و تقریباً منحل کردن نیروهای مسلح هستند، در حالی که تمام نظام‌های کمونیستی تاکنون دقیقاً برعکس عمل کرده‌اند؛ یعنی با ایجاد یک دولت پلیسی که توسط یک ماشین عظیم نظامی پشتیبانی میشود.

‏آنها همچنین از مالکیت جمعی بر «ابزارهای تولید و مبادله» سخن میگویند. اما این «ابزارها» در حال حاضر متعلق به ۵۸ درصد آمریکایی‌هایی است که سهام دارند و بعید است از اینکه به نام «کنترل جمعی» مالکیتشان از آنها گرفته شود، استقبال کنند.

‏این البته جدا از شمار بی‌شمار آمریکایی‌هایی است که مالک کسب‌وکارهای کوچک و متوسط هستند.

‏«شبحی در آمریکا در حال پرسه زدن است؛ شبح کمونیسم!»

‏تا همین اواخر، این بازنویسی جمله آغازین مانیفست کمونیست اثر کارل مارکس و فریدریش انگلس شاید صرفاً یک شوخی تلخ به نظر میرسید. اما اکنون در ایالات متحده سیاستمدارانی داریم که خود را گاهی سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا و گاهی مستقیماً کمونیست معرفی میکنند.

‏پیروزی زهران ممدانی در انتخابات شهرداری نیویورک و نامزدی عبدال السید برای کرسی سنای ایالت میشیگان در انتخابات پیش رو، روحیه آنها را تقویت کرده است. آنها آشکارا از به دست گرفتن کنترل حزب دموکرات و بازسازی آن بعنوان ابزاری برای ایجاد یک نظام «برابری‌خواه» در آمریکا سخن میگویند. یکی از چهره‌های برجسته آنها، الکساندریا اوکاسیو-کورتز، نماینده کنگره آمریکا، حتی نشانه‌هایی از احتمال نامزدی خود برای انتخابات ریاست‌ جمهوری سال ۲۰۲۸ مطرح کرده است.

‏این نخستین بار نیست که حزب دموکرات، که بر ائتلافی از اقلیت‌های قومی، مذهبی و فرهنگی بنا شده، چرخشی شدید به سمت چپ انجام میدهد. در سال ۱۹۷۲، این حزب جورج مک‌گاورن را برای ریاست ‌جمهوری نامزد کرد؛ نامزدی که بر پایه برنامه‌ای الهام‌گرفته از احزاب سوسیال ‌دموکرات اروپایی بود. با این حال، در آن دوران، این سوسیال‌دموکراسی اسکاندیناوی بود که به‌عنوان شکل ایده‌آل حکومت مورد ستایش قرار میگرفت.

‏اگرچه کمونیسم هرگز به نیرویی عمده در ایالات متحده تبدیل نشد، اغلب مانند همان شبحی که مارکس توصیف کرده بود، در پس‌ زمینه حضور داشت.

‏میتوان حتی برای وجود سابقه‌ای قدیمی‌تر از کمونیسم در آمریکا نیز استدلال کرد.

‏قوم‌شناس آمریکایی لوئیس هنری مورگان در نظریه «جامعه باستانی» خود در قرن نوزدهم، درباره کنفدراسیون‌هایی نوشت که قبایل بومی آمریکا در بخش‌هایی از ایالات متحده و کانادا تشکیل داده بودند.

‏در کنفدراسیون ایروکوا پول وجود داشت، زمین‌های کشاورزی بصورت جمعی توسط طایفه‌ها مدیریت میشد و غذا میان افراد تقسیم میشد؛ همچنین مفهومی شبیه به اصل «از هرکس به اندازه توانایی‌اش و به هرکس به اندازه نیازش» اجرا میشد.

‏بنجامین فرانکلین وحدت کنفدراسیون ایروکوا را تحسین میکرد و در سال ۱۷۵۴ پیشنهاد داد که ۱۳ مستعمره نیز ساختاری مشابه تشکیل دهند.

‏پس از شکست سنگین انقلاب‌های اروپایی در سال ۱۸۴۸، بسیاری از رهبران کمونیست، از جمله فریدریش آدولف زورگه، برای فرار از پلیس اروپا به آمریکا پناه آوردند. اگرچه برخی بعدها به سرمایه‌دار تبدیل شدند، اما به سیاست داخلی آمریکا رنگی چپ‌گرایانه دادند که همچنان باقی مانده است.

‏با این حال، کمونیسم هرگز به نیرویی عمده در سیاست آمریکا تبدیل نشد.

‏برخی مورخان معتقدند دلیل آن موفقیت آمریکا در معرفی کمونیسم به‌عنوان یک تهدید نظامی، امنیتی و حتی موجودیتی بود؛ تصویری که در شکار «سرخ‌ها زیر تخت» در دهه ۱۹۵۰ و فضای مک‌کارتیسم دیده میشد، نه بعنوان یک دیدگاه رقیب درباره جهان. بنابراین، به شکلی paradoxical، اتحاد جماهیر شوروی صرفاً با وجود خود به آمریکا کمک کرد تا از کمونیسم دور بماند.

‏در حالی که واژه «کمونیسم» تا همین اواخر یک واژه تابو محسوب میشد، برخی سیاستمداران آمریکایی به‌جای آن از واژه‌های رمزی مانند «اجتماعی» و «جمعی» استفاده میکردند.

@freemarketeconomy


https://x.com/amirtaheri4/status/2094690618366673312?s=46&t=avYmOgmxsAQvYD6xEY7TAg

Читать полностью…

بازار آزاد

شاهکار اقتصادی عصر طلایی دونالد ترامپ که پیشتر وعده داده بود؛

Rice: +45%
Cotton: +27%
Wheat: +25%
Wool: +21%
Rubber: +20%
Cheese: +16%
Tea: +15%
Sunflower oil: +15%
Palm oil: +15%
Lumber: +14%
Soybeans: +13%

می‌گفتند‌، Golden Age در راه است! بالاخره وعده « عصر طلایی » محقق شد، فقط یک سوءتفاهم پیش آمد؛ ما فکر می‌کریدم طلایی شدن یعنی رفاه، نه فاکتور خرید!


مهم‌ترین دلیل این جهش قیمت‌ها؟ تعرفه‌ها.

قرار بود تعرفه‌ها «کشور را دوباره بزرگ کنند»، اما فعلاً بزرگ‌ترین چیزی که رشد کرده، برچسب قیمت‌هاست.

🆓 @freemarketeconomy

Читать полностью…

بازار آزاد

جیمی دایمون، مدیرعامل جی‌پی‌مورگان، درباره حرف مارک کارنی که گفته بود «قدرت‌های متوسط باید با هم متحد شوند» می‌گوید:

«این یک خیال خام است. آن‌ها قبلاً با هم متحد شدند؛ اسمش اروپا است. اقتصاد اروپا که زمانی حدود ۹۰ درصد اقتصاد آمریکا بود، حالا به حدود ۷۰ درصد رسیده. از نظر ما هم احتمالاً با گذشت زمان باز بیشتر ضعیف می‌شود، چون مالیات‌ها بالاست.»


گفت‌وگوی کامل را تماشا کنید.

https://m.youtube.com/watch?v=wQWn6zf3Ty0&t=2s&pp=2AECkAIB

🆓@freemarketeconomy

Читать полностью…

بازار آزاد

اینجوری میشه وقتی زیاد مقررات می‌ذاری‌.

Читать полностью…

بازار آزاد

https://www.worldbank.org/en/topic/poverty/overview

از وقتی دنیا جدی‌تر به بازار آزاد و تجارت روی آورد، هر ۲۴ ساعت حدود ۱۲۰ هزار نفر برای همیشه از فقر شدید خارج می‌شوند. این عدد را یک لحظه تصور کنید: ۱۲۰ هزار زندگی تازه در یک روز.

در همین سی و چند سال اخیر، فقر شدید جهانی از ۳۸ درصد جمعیت دنیا به کمتر از ۸.۵ درصد رسیده است؛ یعنی بیش از یک و نیم میلیارد انسان از گرسنگی و بی‌چیزی مطلق نجات پیدا کرده‌اند. این بزرگ‌ترین پیروزی تاریخ بشریت علیه فقر است و دقیقاً در دورانی رخ داده که سرمایه‌داری بازار آزاد، تجارت آزاد و کارآفرینی خصوصی در بسیاری از کشورها آزادانه نفس کشیده‌اند.


🆓 @freemarketeconomy

Читать полностью…

بازار آزاد

مفهوم «تخریب خلاق» (Creative Destruction) اولین بار توسط جوزف شومپیتر‌ مطرح شد.

جمله معروف شومپیتر اینه:
«فرآیند انقلاب صنعتی را نمی‌توان بدون این طوفان دائمی که ما آن را تخریب خلاق می‌نامیم، فهمید.»

و دقیق‌تر:
«این فرآیند تخریب خلاق، جوهره اصلی سرمایه‌داری است… سرمایه‌داری یعنی تغییر مداوم از درون، نابود کردن ساختار قدیمی و آفریدن ساختار جدید.»

🆓 @freemarketeconomy

Читать полностью…

بازار آزاد

در دنیای سیاست امروز، وعده‌های اقتصادی فوری مثل بارانی از پول و مزایا، همیشه جذاب‌ترین ابزار برای جلب قلب رأی‌دهندگان است. تصور کنید: یک رهبر بلندپرواز، با صدای رسا، از توزیع مستقیم ثروت حرف می‌زند – نه از جیب خزانه عمومی، بلکه از “دشمنان خارجی” یا منابع جادویی اقتصاد. این‌گونه وعده‌ها، مثل یک نمایش آتش‌بازی، هیجان ایجاد می‌کنند، اما اغلب ریشه در واقعیت ندارند و فقط برای یک هدف می‌درخشند: پیروزی در انتخابات. حالا بیایید نگاهی بیندازیم به یکی از تازه‌ترین نمونه‌ها از آن سوی اقیانوس، و آن را با الگوهای آشنا در ایران مقایسه کنیم.

اخیراً، در ۱۷ نوامبر ۲۰۲۵، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در یک پست جنجالی در شبکه‌های اجتماعی، وعده داد که تا اواسط سال ۲۰۲۶، هر آمریکایی (به جز افراد پردرآمد) مبلغ ۲۰۰۰ دلاری به عنوان “سود تعرفه‌ای” (tariff dividend) دریافت کند. او این را “هدیه تعرفه” نامید و ادعا کرد که درآمد هنگفت از تعرفه‌های وضع‌شده بر واردات خارجی – که به گفته‌اش، آمریکا را به ثروتمندترین و محترم‌ترین کشور جهان تبدیل کرده – مبنای این پرداخت‌هاست. ترامپ با لحنی پرطمطراق نوشت: “کسانی که مخالف تعرفه‌ها هستند، احمق‌اند! ما تریلیون‌ها دلار جمع کرده‌ایم و حالا وقت پرداخت بدهی‌های عظیم‌مان است، در حالی که سرمایه‌گذاری رکوردشکنی در کارخانه‌ها داریم.”

این اعلامیه، مثل بمب خبری، در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی ترکید و بحث‌های داغی درباره “چک‌های محرکه جدید” به راه انداخت. اما منتقدان سریع واکنش نشان دادند: هزینه سالانه این طرح می‌تواند به ۶۰۰ میلیارد دلار برسد، در حالی که درآمد تعرفه‌ها در سال مالی ۲۰۲۵ فقط حدود ۱۹۵ میلیارد دلار بوده – دو برابر بیشتر از آنچه جمع‌آوری شده! علاوه بر این، چنین پرداختی نیاز به تصویب کنگره دارد، و خزانه‌دار آمریکا، اسکات بسنت، بلافاصله گفت که تمرکز اصلی روی کاهش بدهی ملی ۳۸ تریلیون دلاری است، نه توزیع چک‌های پاپوشی.
حالا، چرا ترامپ دقیقاً در این لحظه – درست یک سال قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای – این کارت را رو می‌کند؟ انتخابات مجلس نمایندگان آمریکا (و ۳۵ کرسی سنا) در ۳ نوامبر ۲۰۲۶ برگزار می‌شود، و این وعده، مثل یک تیر مستقیم به هدف است: جلب حمایت طبقه متوسط و کارگر، که از تورم و هزینه‌های زندگی خسته‌اند.

ترامپ، استاد پوپولیسم اقتصادی، می‌داند که چنین وعده‌هایی – شبیه چک‌های محرکه دوران کووید – رأی‌ها را مثل آهن‌ربا جذب می‌کنند. هدف؟ حفظ اکثریت جمهوری‌خواهان در کنگره، تا سیاست‌هایش بدون مانع پیش برود. بدون این پیروزی، تعرفه‌ها و دیگر برنامه‌هایش در خطر خواهند بود. این نه یک سیاست پایدار، بلکه یک ترفند انتخاباتی است: بذل و بخشش موقت برای بردن صندلی‌های کلیدی.

این الگو، متأسفانه، در ایران هم تکراری و غم‌انگیز است. یادتان هست وعده‌های پرزرق‌وبرق دم انتخابات – از یارانه‌های نقدی فوری، تخفیف‌های مسکن، یا حتی “بخشش” بدهی‌های بانکی برای اقشار ضعیف؟ مثلاً در انتخابات ریاست‌جمهوری یا مجلس، کاندیداها و حامیان‌شان ناگهان از “هدایای انتخاباتی” حرف می‌زنند: پرداخت مستقیم پول به خانوارها، افزایش حقوق بازنشستگان بدون پشتوانه بودجه‌ای، یا وعده‌های تورم‌صفرکننده که بعد از رأی‌گیری، مثل حباب می‌ترکند. این‌ها هم مثل “airdrop تعرفه‌ای” ترامپ، ابزار پوپولیستی برای خرید رأی هستند – نه برنامه‌های بلندمدت، بلکه بذل‌های لحظه‌ای برای جلب توجه. تفاوت؟ در ایران، این وعده‌ها اغلب با شعارهای ایدئولوژیک آمیخته می‌شوند، در حالی که ترامپ آن را با ناسیونالیسم اقتصادی (آمریکا اول!) می‌پیچد. اما نتیجه یکی است: بدهی‌های انباشته، تورم پنهان، و رأی‌دهندگانی که بعد از انتخابات، با واقعیت تلخ روبرو می‌شوند.

در نهایت، این نمایش‌های پوپولیستی، چه در کاخ سفید و چه در صحن‌های تهران، یادآوری می‌کنند که سیاست واقعی فراتر از چک‌های کاغذی است. رأی‌دهندگان باید به جای هیجان لحظه، به پایداری وعده‌ها بنگرند. ترامپ با ۲۰۰۰ دلارش شاید صندلی‌های کنگره را ببرد، اما آیا آمریکا را واقعاً ثروتمندتر می‌کند؟ یا فقط یک چرخه جدید از بدهی و وعده‌های توخالی می‌سازد؟ زمان، قاضی نهایی است – و تاریخ، پر از چنین داستان‌هایی.

🆓 @freemarketeconomy

Читать полностью…

بازار آزاد

در مقاله‌ای تازه‌نشر از C2C Journal، متیو لاو با قلمی صریح و استدلالی، دو چهره برجسته سیاست امروز را زیر ذره‌بین می‌برد: زوهران ممدانی، شهردار سوسیالیست دموکراتیک نیویورک، و مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا.

ممدانی را چون نمادی از پیروزی افسانه‌های ضدسرمایه‌داری تصویر می‌کند؛ کسی که با شور و شعار، توده‌ها را به این باور رسانده که بازار آزاد کارگران را استثمار می‌کند، مصرف‌کنندگان را فریب می‌دهد و محیط زیست را ویران می‌سازد. اما نویسنده با استناد به گزارش موسسه فریزر، یادآوری می‌کند که در سرزمین‌های آزادی اقتصادی، درآمد سرانه شش برابر بیشتر، عمر متوسط هشت سال طولانی‌تر و فقر به مراتب کمتر است. او تأکید دارد که حتی در بدترین سناریوهای تغییرات آب‌وهوایی – کاهش ۱۶.۵ درصدی تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۲۰۰ – ترک بازار آزاد نه تنها راه‌حل نیست، بلکه تنها بازار آزاد است که می‌تواند نوآوری‌های ارزان و سریع برای حفاظت از طبیعت به بار آورد.

در سوی دیگر، کارنی را می‌نگرد که با چهره‌ای اطمینان‌بخش از لزوم کنترل هزینه‌های دولتی سخن می‌گوید، اما در بودجه اخیر فدرال، نه تنها هزینه‌ها را افزایش داده، بلکه قرض‌گیری را نیز بالا برده است. نویسنده این تناقض را چون آینه‌ای از ریاکاری سیاستمداران مداخله‌گر می‌داند؛ کسانی که در ظاهر مدافع انضباط مالی‌اند، اما در عمل منابع را هدر می‌دهند، رقابت را سرکوب می‌کنند و آزادی اقتصادی را به زنجیر می‌کشند. او هشدار می‌دهد که چنین سیاست‌هایی، درست مانند آنچه در بودجه کارنی دیده می‌شود، بحران‌ها را طولانی‌تر و عمیق‌تر می‌کنند.

نویسنده با این دو مثال، پرده از چهره‌ای برمی‌دارد که در آن مداخله دولتی نه تنها راه‌حل نیست، بلکه خود ریشه بسیاری از بحران‌هاست. در مقابل، بازار آزاد را چون جریانی زلال و پویا ستایش می‌کند؛ جریانی که ثروت می‌آفریند، قیمت‌ها را فرو می‌کشاند – مانند کاهش ۸۵ درصدی قیمت گوشی‌های هوشمند در پانزده سال – و حتی طبیعت را بهتر از هر سیستم دیگری پاس می‌دارد، زیرا در آن، نوآوری سودآور است و آلودگی، هزینه‌ای غیرقابل قبول.


🆓 @freemarketeconomy

https://c2cjournal.ca/2025/11/let-free-markets-reign-how-capitalism-protects-workers-consumers-and-the-environment

Читать полностью…

بازار آزاد

ناسیونالیسم بی‌مایهٔ ایرانی که ملت را متوهم و باد کرده است، بدون اینکه عایدی روشنی داشته باشد روی دیگر سکهٔ اسلامگرایی رادیکال و ستیزه‌جوی ایرانی است. ملّت باید سطحی از شعور را برای خود حفظ کند. اگر سابقاً از ناسیونالیسم باستان‌گرا خسته شد و به اسلامگرایی ضدآمریکایی پناه آورد، عاقلانه نیست دوباره دنده را معکوس کند. روزگاری برای اعتراض به حکومت مقنعه و لچک سر می‌کرد. الان برای اعتراض کشف حجاب می‌کند. تا کی می‌خواهد این بازی را تکرار کند؟ دستکاری جامعه موجب شده توازن عقلی مملکت بهم بریزد و یک ثنویت پوشالی باعث رفتارهای هیستریک و مبتذل توسط ناسیونالیست‌ها و اسلامیست‌ها شود. ناسیونالیست‌ها از تاریخ باستان برای ما ایدئولوژی ساختند و هزار دروغ و راست را مخلوط کرده و مهمل می‌بافند، اسلامیست‌ها نیز دین را بدل به مذهب مبارزه با استکبار و غرب‌ستیزی و اسلامی‌سازی‌های من‌درآوردی کرده‌اند. صد سال است همین دو ایدئولوژی حاکم بوده. مصادیق فراوان هم دارد که دل را می‌میراند و عقل را خسته می‌کند. ایرانی می‌تواند از این دو قطب نجات پیدا کند هرچند خیلی سخت است، این عفونت خیلی پیشرفته است.

صفحهٔ ۴۸

Читать полностью…

بازار آزاد

جنگ فلسفه به اوج خود رسیده است؛ تو در کدام سو هستی؟

تا زمانی که خود را به‌طور کامل به یکی از طرفین نسپاریم و آگاهانه در این نبرد فلسفی برای تصاحب کنترل ذهن‌مان شرکت نکنیم، همچنان قربانی باورهای محدودکننده‌ی خود خواهیم بود.

بی‌طرف ماندن یا منفعل بودن یعنی پذیرش شکست.

پس، خطوط نبرد کجا کشیده شده‌اند؟

«مسئله امروز همان است که در تمام تاریخ بوده است: آیا انسان باید حق داشته باشد خود را اداره کند یا تحت سلطه‌ی اقلیتی کوچک باشد.»
— توماس جفرسون

⸻

طرف آمریکایی

سیاست: دولت تنها از آزادی افراد در برابر دزدی و خشونت محافظت می‌کند؛ در غیر این صورت، مردم آزادند تا خودشان زندگی‌شان را بسازند.

اخلاق: زندگی، آزادی و جستجوی خوشبختی. بازار آزاد جایی است که هر فرد مسئول خلق چشم‌انداز زندگی خود است. اخلاق آمریکایی بر این اصل استوار است که انسان‌ها توانایی مراقبت از خود را دارند.

معرفت‌شناسی: چشم‌ها و ذهن خود را باز کنیم تا واقعیت را ببینیم. حقیقت را با تفکر و تجربه کشف کنیم، و با حواس خود با جهان ارتباط برقرار کنیم.

هستی‌شناسی: دنیایی که می‌بینیم واقعی است. هر انسانی با ابزارهایی که از تولد در اختیار دارد، می‌تواند حقیقت را بیاموزد.

⸻

طرف فلسفه مدرن

هستی‌شناسی: دنیایی که می‌بینیم، واقعی نیست.

معرفت‌شناسی: چشم‌ها و ذهن ما قابل اعتماد نیستند. ما نیازمند کسی هستیم که حقیقت را به ما بگوید، زیرا خودمان نمی‌توانیم آن را بیابیم—بذر دیکتاتوری. حقیقت چیزی نیست که با واقعیت مطابقت داشته باشد، بلکه با ایده‌هایی که ما «درست» می‌دانیم هماهنگ است—بذر ایدئولوژی.

اخلاق: ذهنیت‌گرایی و نسبی‌گرایی. تنها نخبگان قادر به درک واقعیت هستند و تنها آنها می‌توانند معیارهای اخلاقی تعیین کنند. ما موظفیم از ایدئولوژی آنها پیروی کنیم.

سیاست: دیکتاتوری. قدرت متمرکز برای تحقق اهداف اقلیت کوچک. مردم دیگر تنها نقش یک سلول در بدن دولت را دارند.

«دولت بر فرد حق مطلق دارد، و وظیفه‌ی نهایی فرد این است که عضوی از دولت باشد.» — هگل

«دولت یک اصل کاملاً الهی است، و شکوه و اقتدار مطلق آن باید به رسمیت شناخته شود.» — هگل

⸻

❗ تو در کدام سو هستی؟

🆓 @freemarketeconomy

Читать полностью…

بازار آزاد

نیاز است که قانون شفاف باشد؛ اگر کسی به خانه شما حمله کند، شما این حق را دارید که از خانه و خانواده‌ی‌ خود دفاع کنید. شما باید قادر باشید که هر آنچه که لازم است را انجام دهید تا از خودتان مراقبت کنید و آن‌ها‌ را متوقف کنید.

_ در دفاع از مالکیت خصوصی


🆓 @freemarketeconomy

Читать полностью…

بازار آزاد

به جای اینکه نظام سرمایه‌داری چین شبیه آمریکا شود، سرمایه‌داری آمریکا شبیه چین می‌شود.

‏ترامپ با تقلید از حزب کمونیست چین، از ابزارهای سیاسی برای کنترل اقتصادی استفاده می‌کند.


https://t.co/luFiLwOUkr

Читать полностью…

بازار آزاد

https://www.ft.com/content/85d57e0e-0c6f-4392-a68c-81866e1519c3


پس از کاهش موقت میزان تعرفه توسط ترامپ و توقف واکنش اروپا، واشنگتن این سکوت را نشانه تضعیف اعتبار اتحادیه دید. نهایتاً، اروپا پذیرفت تعرفه ثابت ۱۵٪ روی صادرات خود گمارده شود، به خصوص خودروسازی اروپا که ضربه سختی خورد. اروپا پذیرفت تعرفه‌ی پایه‌ی‌ آمریکا برای کالاهایش را با وجود مخالفان داخلی، از موضع آینده‌نگر بپذیرد، بی‌آنکه بتواند از مزایایی واقعی در توافق برخوردار شود.


توافق شامل مواد استراتژیکی مانند خودرو، نیمه‌رساناها و انرژی نیز می‌شود. ترامپ به اروپا از موضع برتر گفت که تعرفه‌های دیگر کشورها به زودی افزایش خواهد یافت و اروپا نباید تعلل کند. ترامپ همچنین درخواست کرد اروپا استانداردهای صنعتی و خودرویی آمریکا را بپذیرد که کمی به نوعی تحمیل به‌نظر می‌رسد!


🆓 @freemarketeconomy

Читать полностью…
Subscribe to a channel