notes_on_liberty | Unsorted

Telegram-канал notes_on_liberty - On Liberty | درباره‌ی آزادی

6131

مهم‌ترین پی‌آمد حکومت قانون آزادی همه‌ی شهروندانِ برابر و تأمین آزادی‌های آنان است. تا زمانی‌که شالوده‌ی این نظامِ آزادی، و نهادهایی که آزادی شهروندان برابر را تضمین می‌کنند، استوار نشده باشد، هیچ پیشرفت مادّی صورت نخواهد گرفت.

Subscribe to a channel

On Liberty | درباره‌ی آزادی

اگر کسی که کارهای ماندگاری انجام داده، نتواند در مقام الگو و راهنما عمل کند، دست‌کم می‌تواند برای ما همچون فانوس دریایی باشد که صخره‌های خطرناک را نشان می‌دهد.

برای درک جهان، اغلب باید از انبوه جمعیّت دور ایستاد و از پناهگاهی امن، به تماشای هیاهوی کشمکش‌ها و شور و هیجان‌ها نشست. بدین‌سان، آنگاه که در میان گورها می‌نشینیم، حماقتِ طمع و جاه‌طلبی را آشکارتر درمی‌یابیم؛ وقتی به ستارگان صبور چشم می‌دوزیم، جنون آن‌همه شتاب‌زدگی و نگرانی بر ما آشکار می‌شود؛ و هنگامی‌که زیر آسمانی آرام در آغوش زمین می‌آرمیم، درمی‌یابیم که غوغای پرهیاهوی جمعیّت تا چه اندازه مضحک است.

برای جلب ​​تأیید اکثریّت، باید در چارچوب «میان‌مایگی متعارف» باقی ماند. هر آنچه فراتر از این حد باشد -خواه بینش و فضیلتی والاتر، و خواه حماقت و رذیلتی افزون‌تر- محکوم می‌شود. شریف‌ترین انسان‌ها نیز، همچون بدترین جنایتکاران، به کام مرگ فرستاده شده‌اند. با این حال، این واقعیّت نباید مایه‌ی تسلّی هیچ قهرمان پوشالی یا محبوب توده‌ها باشد.

● جان لنکستر اسپالدینگ، گزیده‌ها و تأمّلات

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

در طول ۱۵۰ سال گذشته، بسیاری از روشنفکران غربی انزجار خود از سرمایه‌داری و سرمایه‌داران را با صدای بلند ابراز داشته‌اند. آن‌ها رمان‌ها و نمایشنامه‌ها و مانیفست‌ها نوشته‌اند تا پلیدی‌های نظام اقتصادی حاکم بر جامعه‌ی خود را آشکار سازند.

این روشنفکران مخالفت خود با سرمایه‌داری را با مشارکت در جنبش‌های گوناگونی همچون ناسیونالیسم، یهودی‌ستیزی، سوسیالیسم، فاشیسم، کمونیسم و ​​جنبش‌های ضدّفرهنگی ابراز کرده‌اند. امروزه نیز مخالفت با سرمایه‌داری همچنان اشکال تازه‌ای به خود می‌گیرد؛ جنبش‌های ضدّجهانی‌سازی، جنبش‌های سبز، جماعت‌گرایی و جنبش‌های «عصر جدید» (New Age) از آن جمله‌اند. روشنفکران به تمامی این جنبش‌ها نیرو و مشروعیّت بخشیده و برای آن رهبری پدید آورده‌اند؛ عناصری که این جنبش‌ها در غیر این صورت فاقد آن‌ می‌بودند. وجه اشتراک روشنفکران رادیکال سده‌ی نوزدهم، هواداران کمونیسم و ​​فاشیسم در سده‌ی بیستم و معترضان به جهانی‌سازی در سده‌ی بیست‌ویکم -در کنار بسیاری از روشنفکران دیگر- همانا ردّ سرمایه‌داری است. هرچه فرد روشنفکرتر باشد، احتمال اینکه مخالف تمام‌عیار سرمایه‌داری باشد نیز بیشتر است.

یکی از مواردی که از سده‌ی نوزدهم تاکنون تغییری نکرده، کارهایی است که روشنفکران برای امرار معاش انجام «نمی‌دهند»؛ آنان بخشی از دنیای کسب‌وکار نیستند. به‌عنوان یک قاعده‌ی کلّی، هرچه یک گروه اجتماعی از فرآیند تولید و تجارت دورتر باشد و این انزوا پایدارتر بماند، تمایل آن گروه به اخذ مواضع به‌شدّت ضدّسرمایه‌دارانه بیشتر خواهد بود. به همین دلیل است که روشنفکران اغلب نسبت به سرمایه‌داری خصومت بیشتری نشان داده‌اند تا کارگرانی که در خطوط تولید کار می‌کنند.


● نبرد میان روشنفکران و سرمایه‌داری

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 استبداد نوین و شیوه‌های آن | ✍🏻 ویلیام هنری چمبرلین

➣ @Notes_On_Liberty

پیش از جنگ [جهانی اوّل]، دشمن معمولی آزادی، خودکامه‌ی سنّتی یا نظامی جاه‌طلبی بود که با پشتیبانی سربازانش می‌توانست خود را به صورت ناپلئون کوچک درآورد. هم پادشاه مطلقه و هم دیکتاتور نظامی نوظهور، با کمک سربازان و پلیس حکومت می‌کردند و عمدتاً مشغول کشف و سرکوب هرگونه فعّالیّت سیاسی در میان اتباع خود بودند. نتیجه‌ی منطقی این نظام حکمرانی، بی‌تفاوتی‌ای بود که تزار روس‌ها یا دیکتاتور مکزیکی همچون پورفیریو دیاز نسبت به هر تلاشی برای گسترش آموزش بین توده‌ی مردم نشان می‌دادند. آن‌ها بیش از هر چیز از «افکار خطرناک» می‌ترسیدند. حاکم کهن صریحاً ترجیح می‌داد که مردم تحت فرمانش حتّی‌الامکان کم‌تر فکر کنند...

...

تکنیک کمونیستی-و فاشیستی برای حفظ قدرت بسیار به‌روزتر، زیرکانه‌تر و سهمگین‌تر است. این تکنیک، اوّل از همه، مبتنی بر شناخت امکانات عظیم پروپاگاندای انحصاری دولتی در زمانه‌ای که اغلب مردم به مدرسه می‌روند، روزنامه می‌خوانند، به رادیو گوش می‌دهند و به سینما می‌روند، مبتنی است...

کاری که دیکتاتوری دوران پس از جنگ جهانی اوّل انجام می‌دهد این است که مدرن‌ترین ابزارهای تبلیغاتی را به ارابه‌ی پروپاگاندای خود می‌بندد. دستگاه‌های چاپ را خرد نمی‌کنند؛ بلکه همه‌ی آن‌ها را برای پخش گسترده‌ی سیاست، اقتصاد و آموزه‌های اجتماعی واحدی به خدمت می‌گیرند.

...

بی‌شک، شیوه‌ی نوین استبداد نیازمند نوعی قشر روشنفکر است؛ چراکه ماشین‌های عظیم پروپاگاندا بدون «روغن» آموزش و دانش، از کار میفتند.

🖇 متن کامل: استبداد نوین و شیوه‌های آن

#استبداد #دولت #پروپاگاندا
#مطبوعات #کنترل_فکری
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 نگاهی به نبرد کربلا در منابع غیر اسلامی:


نبرد کربلا، که هر سال در سراسر جهان شیعی گرامی داشته می‌شود ظاهراً حدود بیست سال دیرتر تاریخ‌گذاری شده، یعنی در آغاز سال ۶۱ قمری (اکتبر ۶۸۰) قرار داده شده، در حالی‌که احتمالاً در سال‌های ۴۰-۴۱ قمری (۱۷ می ۶۶۰ و ۷ می ۶۶۱) رخ داده باشد شاهد این گمان را می‌توان در نوشته‌های تئوفیلوس ادسایی یافت. او نسبت به تحوّل دیدگاه اسلامی گذشته آگاه بود، ولی در این مورد با روایت رسمی اختلاف داشت. او صراحتاً می‌گوید که فتنه‌ی اوّل با ترور علی پایان نیافت. جنگ ادامه داشت و در جریان آن «معاویه در شرق با حسین جنگید» و حسین و بیشتر سپاهش «در مکانی به نام کربلا» به قتل رسیدند. همچنین به تشنگی قبل از مرگ حسین اشاره شده است.

بیایید به وقایع‌نگاری مارونی، وقایع‌نگاری سال به سال اواخر سده‌ی هفتم مسیحیان لبنان، و آنچه درباره‌ی چهارمین خلیفه علی می‌گوید، نگاهی بیاندازیم:

علی تهدید کرد که علیه معاویه قیام خواهد کرد. در حالی‌که در حیره مشغول نماز بود، او را زدند و کشتند. معاویه به حیره رفت و تمام لشکر عرب با او بیعت کردند و او به دمشق بازگشت. به سال ۹۷۰ [۶۵۹ میلادی]...


در همین حال، «تاریخ ارمنی منسوب به سبئوس»، اثر دیگری از سد‌ه‌ی هفتم، می‌گوید که بنی‌امیّه وفاداران علی را درهم‌شکستند و خلیفه را در جنگ صفّین کشتند:

آن شاهزاده‌ای که در منطقه‌ی آسورستان [سوریه] بود معاویه نام داشت، پس از پادشاه آن‌ها [عثمان] دومین نفر بود. وقتی دید که چه اتّفاقی افتاده است [یعنی پس از قتل عثمان] قشون خود را گرد آورد، خود نیز به صحرا رفت، آن پادشاه دیگر [علی] را که نصب کرده بودند کشت، در منطقه‌ی اعراب [عراق] با لشکریان جنگید و کشتار بزرگی از آنان کرد. او پیروزمندانه به آسورستان بازگشت.


تاریخ‌نگار سریانی دیونیسیوس یکم تلماهارویو (التلمحري) روایت تئوفیلوس را چنین نقل می‌کند:

پس از مرگ علی، پسرش حسن جانشین او شد که اندکی بعد مسموم شد و حسین نیز جانشین او شد. این دو پسر علی از فاطمه دختر محمّد، رسول عرب، زاده شدند.

هنوز جنگ داخلی تمام نشده بود. معاویه در شرق با حسین نبرد کرد و حسین شکست خورد. بیشتر لشکریان و خود حسین در مکانی به نام کربلا کشته شدند. الحسین به دست شمیر عرب کشته شد. ولی ابتدا با تشنگی شکنجه شد. فاتحان اکثر قبیله و خاندان علی را قربانی کردند. زنان و فرزندانشان را گرفتند و بیش از حدّ تحمّل عذابشان دادند. پس از آن تنها فرد بازمانده در قدرت، معاویه بود.


منبع یونانی، در باب اداره‌ی امپراتوری، که تصوّر می‌شود بهتر از دیونوسیوس (که در یک محیط اسلامی نوشته) به تئوفیلوس وفادار است، نیز می‌گوید:

پس از مرگ عثمان، ماویاس به حکومت اعراب رسید. و بر شهر مقدّس [اورشلیم] و نواحی فلسطین و دمشق و انطاکیه و تمامی شهرهای مصر حکومت کرد. ولی علیم که داماد موآمس بود، پس از ازدواج با دخترش فاطمه، بر اتریبوس [یثرب] و تمام عربستان فرمانروایی کرد.

اکنون، در این روزگار، علیم و ماویاس به جنگ علیه یکدیگر شمشیر کشیده بودند... [شرح حکمیّت در نبرد صفین در ادامه آمده، که در آن علی عملاً تسلیم معاویه شده است.]

پس، علیم لشکر خود را گرفت و با تمام خویشاوندان خود به منطقه اتریبوس رفت و در آنجا به زندگی‌اش پایان داد [خودکشی؟!]. پس از درگذشت علیم، پسرانش تصمیم پدرشان [یعنی تسلیم] را تصمیمی مزخرف خواندند، علیه ماویاس شورش کردند، و نبرد شدید با ماویاس در گرفت، و تحت فشار قرار گرفت، از جلوی او فرار کرد، و ماویاس تعقیب کرد و همه‌ی آن‌ها را به قتل رساند. و پس از آن حکومت بر همه‌ی اعراب به ماویاس رسید.


بنابراین شواهد اوّلیّه‌ی زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد نبرد کربلا در حدود سال ۶۶۰ میلادی، در بطن فتنه‌ی اوّل بین علی و معاویه رخ داده، و نه در سال ۶۸۰ که تاریخ‌نگاران مسلمان ذکر می‌کنند، و این توضیح دقیق‌تر از برخی از عناصر روایت استاندارد اسلامی است:

چرا حسین در زمان صلح حسن و معاویه در حاشیه بود؟ چرا حسین مجبور شد خطر سفر بیابانی از مکّه به کوفه را به جان بخرد؟ اگر حسین در حدود سال ۶۶۰ صرفاً جانشین علی شده باشد، مسئله بهتر فهم می‌شود. زیرا به‌هرحال پایتخت او در کوفه بود و مکان نبرد در کربلا منطقی است.

آیا گرما و تشنگی که حسین و یاران وفادارش را گرفتار کرده در ماه اکتبر (عاشورای سال ۶۱ هجری) معنادارتر است یا در می/ ژوئن (عاشورای ۴۰ هجری)؟»

جیمز هوارد جانستونِ تاریخ‌نگار بیان می‌کند که معقول‌ترین توضیح این است که حسن با معاویه صلح کرد؛ همانطور که منابع اسلامی ادّعا می‌کنند. ولی حسین از تسلیم در برابر حاکم ظالم خودداری کرد. (چنین روایتی را می‌توان در ادّعای طبری که حسین مخالف پیمان صلح حسن و معاویه بود، دید.) حسین با پیروان اندک به مقاومت ادامه داد و متعاقباً سال‌ها زودتر از نبرد ادّعایی کربلا توسط سپاهیان معاویه کشته شد.

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

پیشنهادهایی برای تغییر روابط بین دو جنس، مدت‌هاست که همراه با طرح‌های سوسیالیستی‌سازی ابزار تولید مطرح شده‌اند. ظاهراً قرار است ازدواج همراه با مالکیت خصوصی از بین برود و جای خود را به ترتیبی بدهد که با حقایق اساسی رابطه‌ی جنسی هماهنگ‌تر باشد. وقتی انسان از یوغ کار اقتصادی آزاد شود، عشق نیز از تمام قید‌وبندهای اقتصادی که آن را خوار و بی‌حرمت کرده‌اند، آزاد خواهد شد. سوسیالیسم نه‌تنها رفاه -یعنی ثروت برای همگان- بلکه شادی همگانی در امر عشق را نیز وعده می‌دهد.


● لودویگ فون میزس؛ سوسیالیسم

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

الان وضعیت این‌طوریه که اگه جمهوری بین مخالفانش سلاح و مهمات پخش کنه و بگه ما رو بکشید و کشورتون رو آزاد کنید، اپوزیسیون میگه نه ما خشانت‌پرهیزیم و می‌خوایم با راهپیمایی و شعار و روش‌های نافرمانی معدنی شما رو ساقط کنیم. یا در خوش‌بینانه‌ترین حالت میگه شما ما رو به رگبار ببندید تا ما دفاع مشروع! کنیم (ما رو بکشید بعد زنده میشیم دفاع می‌کنیم).

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

✅شماره جدید فصلنامه جهان‌اشراقی منتشر شد.



/channel/Jahan_Eshraghi_QUARTERLY

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

می‌توان استدلال‌های محکمی، چه از تاریخ و چه از طبیعت امور، اقامه کرد تا نشان دهد دموکراسی اغلب نقطه‌ی مقابل آزادی است. در رُم باستان، جمهوری اشرافی کهن به‌تدریج به دموکراسی تبدیل شد و سپس، به‌سرعت، به استبداد امپراتوری بدل گشت. در فرانسه، تغییر مشابهی بیش از یک بار رخ داده است. استبداد مبتنی بر رفراندوم، مانند جمهوری، شکلی از دموکراسی نیز هست و برخی از قوی‌ترین گرایش‌های دموکراتیک آشکارا با آزادی در تضادند. برابری، بُتِ دموکراسی است، ولی با ظرفیت‌ها و انرژی‌های بی‌نهایت متنوع انسان، این امر تنها با سرکوب پیوسته، نظام‌مند و سختگیرانه‌ی توسعه‌ی طبیعی انسان قابل دستیابی است.

● اریک فون کوینلت-لدین؛ آزادی یا برابری

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

شهریار باید در باور کردن سخنان و واکنش نشان‌دادن به پاره‌ای ادعاها، سنجیده رفتار کند و از سایه‌ی خویش نهراسد. او باید با متانت، احتیاط و خوی انسانی پیش برود؛ زیرا اعتماد بیش از حد، او را به وادیِ غفلت و بی‌احتیاطی می‌کشاند و بدگمانی مفرط نیز، وی را به شخصیتی تحمل‌ناپذیر بدل می‌سازد.

بهتر است محبوب باشیم یا ترسناک؟ (مردم ما را دوست بدارند یا از ما بترسند؟) یا برعکس؟ پاسخ این است که هر کسی آرزو دارد هر دو باشد، ولی از آنجاکه جمع این دو در یک نفر چندان ممکن نیست، اگر ناگزیر به انتخاب یکی از آن‌ها باشید، بهتر است که از تو بترسند تا آنکه دوستت بدارند.

درباره‌ی اکثریت مردمان می‌توان چنین گفت: که آنان ناسپاس و بی‌ثبات‌اند؛ دروغگو و ریاکارند؛ از خطر می‌گریزند و تشنه‌ی مال و ثروت‌اند. تا زمانی‌که به آنان نیکی می‌کنی و در معرض خطری فوری نیستی، همگی در کنار تو هستند؛ خونشان را برای تو می‌دهند و اموال، جان و فرزندانشان را فدایت می‌کنند؛ ولی همین که به آنان نیاز پیدا کنی، به تو پشت می‌کنند.

شهریاری که به‌کلی بر وعده‌های ایشان تکیه کرده و تدبیر دیگری نیاندیشیده باشد، نابود می‌شود. دوستی‌ای که با پول خریداری شود و نه از سر ستایش بزرگواری و توانمندی تو، اگرچه بهایی برایش پرداخته شده، ولی در حقیقت از آنِ تو نیست و در روز سختی نمی‌توانی روی آن حساب کنی.

آدمیان در آزردن کسی که خود را محبوب کرده، کمتر پروا دارند تا کسی که خود را ترسناک ساخته است؛ چراکه پیوند عشق بر مدار «تعهد و سپاسگزاری» استوار است، ولی از آنجاکه مردمان موجوداتی فرومایه‌اند، به‌محض آنکه سودی در میان نباشد، این پیوند را می‌گسلند. ولی ترس، ترس از مجازات است، و این واهمه‌ای است که هرگز از یاد مردمان نمی‌رود.

● نیکولو ماکیاولی؛ شهریار

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

تمام کسانی که می‌کوشیدند بین مردم و باورهای مذهبی‌شان شکاف ایجاد کنند؛ تمام کسانی که سفسطه‌های متافیزیکی در مخالفت با قوانین مالکیت علم کردند؛ تمام کسانی که گفتند: «ضربه بزنید، به شرطی که از آن سود ببریم»؛ تمام کسانی که اصول اساسی مملکت را تباه کردند؛ تمام کسانی که اقدامات خشونت‌آمیز علیه پادشاه را توصیه، تأیید و تشویق کردند و غیره؛ همه‌ی این افراد خواهان انقلاب بودند و تمام کسانی که خواهان آن بودند، به‌حق، قربانی آن شدند.

آدمی از دیدن دانشمندان نامداری که زیر تبر [گیوتین] روبسپیر جان می‌بازند، متأسف می‌شود. از منظر انسانی، نمی‌توان برای آنان متأسف نبود؛ ولی عدالت الهی کمترین احترامی برای هندسه‌دانان یا فیزیک‌دانان قائل نیست. بسیاری از دانشمندان فرانسوی معماران اصلی انقلاب بودند؛ بسیاری از دانشمندان فرانسوی که تا وقتی انقلاب همچون عصای تارکوین تنها سرهای اشراف را قطع می‌کرد، به آن عشق ورزیدند و یاری‌اش رساندند. آن‌ها نیز مانند بسیاری دیگر می‌گفتند: «غیرممکن است انقلابی بزرگ به ثمر رسد بدون آنکه سیه‌روزی‌هایی به بار آورد». ولی هنگامی‌که فیلسوفی به امید نتایج آینده، خود را با این سیه‌روزی‌ها تسلّی می‌دهد؛ وقتی در دل خود می‌گوید: «باکی نیست اگر صد هزار قتل رخ دهد، به شرط آنکه آزاد شویم»؛ اگر مشیّت الهی به او پاسخ دهد: «سخنت را می‌پذیرم، ولی تو نیز یکی از آن قربانیان خواهی بود»، آن‌گاه آیا بی‌عدالتی رخ داده است؟ آیا ما در دادگاه‌های خودمان جز این قضاوت می‌کردیم؟

چند روز پس از اعدام لویی شانزدهم، کسی در نشریّه‌ی مرکور یونیورسال نوشت: «شاید نباید کار به اینجا می‌کشید؛ ولی از آنجاکه قانون‌گذاران ما مسئولیّت این واقعه را بر عهده گرفته‌اند، بیایید گرد هم آییم: تمام کینه‌ها را خاموش کنیم و دیگر حرفی از آن به میان نیاوریم.» بسیار خوب! شاید بهتر بود پادشاه را ترور نمی‌کردند؛ ولی حالا که کار از کار گذشته، دیگر درباره‌اش صحبت نکنیم و همگی با هم دوست باشیم. اوه، چه جنونی!

آیا یک جنایت می‌تواند شکوه و جلال پادشاهی را محو کند؟ در جایگاه سابق آن شکوه، مغاکی هولناک شکل می‌گیرد و هر آنچه در پیرامون آن است به درونش سقوط می‌کند.

از هر قطره‌ی خون لویی سیلاب‌هایی از خون برای فرانسه جاری خواهد شد. شاید چهار میلیون فرانسوی، با سرِ خود تاوان این جنایت بزرگ ملّی را بدهند؛ جنایتی که یک شورش ضدّ مذهبی و ضدّ اجتماعی بود و با «شاه‌کشی» به اوج خود رسید.

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

ننه من غریبم بازی را کنار بگذارید.
غم برای کشته شدن یک نفر، ده نفر یا صد نفر است نه چند ده هزار نفر.
سوگ برای یک ساعت است نه بیشتر.

از هرگونه چسناله بپرهیزید.

از عباراتی همچون "تو آنجا تیر میخوری من اینجا میمیرم"،
"کاش بعدی من باشم اما آخرین نفر باشم"
"از خون جوانان وطن..."
"از زنده بودن خود پشیمانم"
و سایر جملات ادایی دوری کنید.

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

ساموئل آدامز خیلی زود دریافت که پیروزی انقلاب‌ها به اکثریت نیاز ندارد، بلکه به اقلیتی خشمگین و خستگی‌ناپذیر نیاز دارد که آتش آزادی را شعله‌ور سازند.

● دایان آکرمن. مردی که انقلاب کرد

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

«فرهنگ کوهستانی «پیشرفته» نیست. با این وجود، همزمان اشرافی و «دموکراتیک» (دموفیل) است. این فرهنگ ذاتاً مردسالارانه است و ما پیشتر به این واقعیت اشاره کرده‌ایم که نظام ارباب-رعیتی عملاً هرگز در میان کوهنشینان وجود نداشته است. کوه‌ها اساساً آزاد بودند. شیلر به‌حق فریاد می‌زند: «آزادی در کوه‌ها شکوفا می‌شود.» با این‌حال، جالب است که دهقان کوهستانی به‌خاطر وفاداری‌اش به سنت‌ها چقدر خشونت‌آمیز مورد حمله‌ی نویسندگان شهری نیمه‌ی دوم سده‌ی نوزدهم قرار گرفت و بدنام شد.

روشنفکران ناکام، که در شهرهای عظیم زیر سنگین‌ترین فشارها به بردگی کشیده می‌شدند، اغلب کینه‌ای اهریمنی نسبت به کوه‌ها و قله‌های پوشیده از برف در دل داشتند؛ روشنفکر حداقل خود را «مدرن» می‌دانست، در حالی‌که کوهنشین در تاریک‌ترین خرافات به سر می‌برد. با این‌حال، کوهنشین همیشه مردم دشت‌ها و شهرهای بزرگ را تحقیر می‌کرد و آن‌ها را بدبخت‌های نگون‌بخت، پرولتاریا و اراذل‌واوباش اشتراکی‌مسلک فاقد شخصیت می‌دانست.»

● اریک فون کوینلت-لدین. مخاطره‌ی توده؛ یا پروکروسْتِس (دیو کشنده)

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

«وقتی رسیدیم به دشمن، هیچ حرکتی انجام نمیدیم میذاریم دشمن هر کاری خواست بکنه و ضربه‌ی اول رو بهمون بزنه. بعد که ترس و وحشت بر ما چیره شد و شیرازه‌ی سپاه‌مون پاشید، دفاع مشروع می‌کنیم؛ پیروزی‌مون قطعیه.»

- اصول جنگ‌های حرفه‌ای

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

شعار «نیروی انتزامی حمایت حمایت» یادتون نره، خیلی مؤثره. همه‌ی انقلابا با همین شعار به ثمر رسید. این شعار ابتدا در انقلاب باشکوه انگلستان به‌وجود اومد و بعد از اون در همه‌ی انقلاب‌ها تا امروز تأثیرگذار بوده.

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

مارکسیسم و ​​جریان‌های برخاسته از آن -یعنی لنینیسم، استالینیسم و ​​مائوئیسم- را نمی‌توان صرفاً بر اساس عملکرد اقتصادی‌شان قضاوت کرد. بهای انسانی این مکاتب بسیار هولناک‌تر بود. اجرای این ایدئولوژی‌ها در سده‌ی بیستم، چه بسا موجب مرگ نزدیک به ۱۰۰ میلیون انسان شده باشد. شمار کسانی‌که جان سالم به در بردند ولی زندگی‌شان تحت تأثیر این افکار و سرکوب‌های توجیه‌شده با آن‌ها تباه شد، از حدّ شمارش بیرون است. در تاریخ، نمونه‌های اندکی را می‌توان یافت که در آن‌ها، نیّت‌های خیر به چنین مصیبت عظیمی انجامیده باشد. تابلویی که پس از فروریختن دیوار برلین بر دیوار کارخانه‌ای در آلمان شرقی نصب شد، کاملاً بجا -هرچند دیرهنگام- بود: «خطاب به کارگران جهان: متأسّفم.» نیازی به امضا هم نبود.

● جان لوئیس گدیس، جنگ سرد: تاریخ نوین

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

«می‌ستاییم ستاره‌ی شکوهمند تشتر را؛ آن در‌بردارنده‌ی نطفه‌ی آب‌ها و آن توانای بزرگ نیرومند را...

می‌ستاییم ستاره‌ی شکوهمند تشتر را؛ کسی که او را چشم‌به‌راهند چارپایان کوچک و بزرگ، و مردمانی که پیش از این ستمکار بودند، و نابه‌کارانی که پیش از این به بدکرداری می‌پرداختند. کدامین هنگام تشترِ درخشان و شکوهمند از برای ما بر خواهد دمید؟ کدامین هنگام سرچشمه‌های آب به نیرومندی اسبی دگرباره روان خواهند شد؟ برای فروغ و فرّش او را می‌ستاییم.» (تیر یشت)

ـ᪥ـ جشن تیرگان فرخنده باد!

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

واکنش روتبارد وقتی می‌فهمه کسخل‌هایی از ایران خودشون رو «لیبرتارین رادیکال» می‌نامند!

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

اَبَر بی‌گناهش به خنجر به زار
بریدند سر زان تن شاهوار

بنالد همی بلبل از شاخ سرو
چو دراج زیر گلان با تذرو

همه شهر توران پر از داغ و درد
به بیشه درون برگ گلنار زرد

گرفتند شیون به هر کوهسار
نه فریادرس بود و نه خواستار

برفتند با مویه ایرانیان
بدان سوگ بسته به زاری میان

همه دیده پرخون و رخساره زرد
زبان از سیاوش پر از یادکرد

چو طوس و چو گودرز و گیو دلیر
چو شاپور و فرهاد و رُهام شیر

همه جامه کرده کبود و سیاه
همه خاک بر سر به‌جای کلاه

که از شهر ایران برآمد خروش
همی خاک تیره برآمد به جوش

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

حال‌وهوای این روزهای اتحاد جماهیر سوسیالیستی اروپا

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📄 بیانیه‌ای برای دفاع از «ایران» یا «جمهوری اسلامی»؟

👤 سجاد فتاحی

توضیح: ۳۵۳ نفر از پژوهشگران و فعالان مدنی و سیاسی، در محکومیت جنگ و تجاوز علیه ایران بیانیه‌ای داده‌اند. این یادداشت سخنی با آنان است.

کاش پس از کشتار دی‌ماه نیز بيانيه‌ای می‌دادید تا می‌توانستیم باور کنیم که این بیانیه برای دفاع از ایران است نه جمهوری اسلامی...
در بیانیه نوشته‌اید:
«...جنگ آدم می‌کشد، ویران می‌کند، به عزا می‌نشاند، زیرساخت‌ها را نابود می‌کند، فقیر می‌کند، بی‌گناهان را قربانی می‌کند، خشونت می‌پرورد، مسائل و بحران‌ها را تشدید می‌کند و ظرفیت حل‌شان را می‌کاهد و افق توسعه، دموکراسی، عدالت و بهروزی در ایران را تیره می‌کند. هدف نتانیاهو و دیگر جنگ‌طلبان واشنگتن از جنگ‌افروزی و تحریم و تهدید به وضوح کلنگی‌کردن ایران ما است...» 

کلمهٔ «جنگ» را از ابتدای این نقل‌قول بردارید و به‌جای آن «جمهوری اسلامی» بگذارید و نتیجه را یکبار دیگر بخوانید.
ما با نظام سیاسی‌ای روبرو هستیم‌ که همهٔ شروری که برشمرده‌اید را نه احتمال دارد انجام دهد؛ که انجام داده است. بعلاوه اینکه می‌توانید این را هم اضافه کنید که جمهوری اسلامی در تمام دهه‌های گذشته ایران را به سمت جنگ و لحظهٔ کنونی برده است؛ یعنی علاوه بر همهٔ شروری که برشمرده‌اید و می‌تواند از جنگ برخیزد یا برنخیزد، مسئولیت حرکت دادن ایران به سمت جنگ نیز ناشی از اقدامات و سیاست‌گذاری‌های جمهوری اسلامی است.
نمی‌توان تصور کرد که منطق شما نمی‌تواند این موضوع را تشخیص دهد؛ یا تشخیص نداده است؛ که اگر نداده است نیز این خود دلیلی محکم بر ضرورت عدم حمایت از شمایی است که در تشخیص این موضوع ساده ناتوان بوده‌اید.
بنابراین این بیانیه برای دفاع از ایران نیست بلکه برای دفاع از جمهوری اسلامی به نام ایران است... و گرچه‌ تردیدی در ایران‌دوستی برخی از شما نیست اما متأسفانه به نظر می‌رسد بیش از آنکه منطق و تحلیلی در پس پشت این بیانیه باشد... ساده‌اندیشی یا ساختار پیچیده‌ای از منافع اقتصادی و سیاسی، دست‌کم در سطح ناخودآگاه، علت انتشار آن در این شرایط است.
نمی‌دانم چطور رویتان شد که سکوت جمعی سنگین و عدم صدور بیانیه‌ای جمعی در محکومیت کشتار دی‌ماه و آمران و عاملان آن را با صدور این بیانیه بشکنید.

و در نهایت یک پرسش:
آیا نتیجهٔ این‌گونه کنشگری های شما در جهت حفظ جمهوری اسلامی به وضوح کلنگی‌تر کردنِ ایرانِ کلنگی شده توسط جمهوری اسلامی نیست؟
شوربختانه پاسخ این پرسش با توجه به سابقهٔ دست‌کم ۲۸ سالهٔ اصلاحات و اصلاح‌طلبی در ایران که برخی از شما نمایندگان و حامیان آن هستید، «آری» است.

◽️@utfinance◽️
#ایران
#انقلاب_ملی
#بیانیه_۳۵۳_نفر

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

این توکویل بود که دقیق‌تر و عینی‌تر از تمام معاصرانش، خطر گذار از دموکراسی -و به‌ویژه از جمهوریت دموکراتیک- به استبداد را پیش‌بینی کرد. او این تحول را نه همچون فرآیند دیالکتیکی، بلکه به‌صورت یک توالی مستقیم و منطقی می‌دید. این کنت نورمن، به‌دلیل واقع‌بینی و میانه روی‌اش در قضاوت، اغلب حامی تمام‌عیار دموکراسی معرفی شده است؛ در حالی‌که قطعاً چنین نبود. او با وحشت و ترسی آمیخته به اندوه به پیروزی قریب‌الوقوع دموکراسی می‌نگریست؛ هرچند باید اعتراف کرد که او از دموکراسی کمتر از «مرحله‌ی بعد از آن» متنفر بود. این لیبرال بزرگ با لحنی نومیدانه نوشت:

پادشاهی‌های مطلقه، استبداد را بدنام و بی‌اعتبار کرده‌اند؛ مراقب باشید که جمهوری‌های دموکراتیک دوباره به آن اعتبار نبخشند و آن را احیا نکنند.


توکویل معتقد بود شانس بقای آزادی در عصر دموکراتیک «کنونی»، کمتر از اعصار اشرافی پیشین است. او به گوبینو می‌نویسد:

از نظر من، جوامع انسانی نیز مانند افراد، اگر از آزادی بهره نبرند، ارزشی ندارند. من همیشه گفته‌ام که برقراری و حفظ آزادی در جوامع دموکراتیک، مانند جامعه‌ی ما، دشوارتر از برخی جوامع اشرافی پیشین است. ولی هرگز آن‌قدر بی‌پروا نخواهم بود که باور کنم این کار (حفظ آزادی در دموکراسی) غیرممکن است.


● اریک فون کوینلت-لدین؛ آزادی یا برابری

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

یادم هست یک بار سید حسین اوباما برای هیروشیما ابراز ناراحتی کرد و در خلال سخنانش گفت: «بمبی که از آسمان بر سر این شهر فرود آمد». حالا دژخیمان هم یاد گرفته‌اند: «گلوله‌هایی که از یک‌جایی در بدن مردم فرو رفت و ما را داغدار کرد.» #قحبه‌زادگی

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

- هر کس در نبرد، در زیر نظر گرفتن طرح‌های دشمن هوشیارتر باشد و در آموزش ارتش خود سختی‌های بسیار را تاب آورد، با خطرات کمتری روبه‌رو خواهد شد و امید بیشتری به پیروزی خواهد داشت.

- هرگز سربازان خود را به میدان کارزار گسیل ندار، مگر آنکه از شجاعتشان اطمینان یابی، بدانی که آنان نترس و سازمان‌یافته‌اند؛ و هرگز به اقدامی دست نزن، مگر آنکه ببینی آنان به پیروزی امیدوارند.

- دشمن را با گرسنگی شکست‌دادن بهتر است تا با شمشیر؛ در چنین پیروزی‌ای، بخت و اقبال (Fortune) نقشی پررنگ‌تر از فضیلت (Virtu) دارد.

- هیچ اقدامی برتر از آن نیست که تا لحظه‌ی اجرا، آن را از چشم دشمن پنهان نگاه داشته باشی.

- دانستن اینکه چگونه فرصتی را در جنگ تشخیص دهی و آن را غنیمت بشماری، بیش از هر چیز دیگری به سود تو خواهد بود.

- طبیعت، مردان شجاع اندکی می‌آفریند؛ ولی تدبیر و آموزش، بسیاری را شجاع می‌سازد.

- در جنگ، نظم و انضباط بیش از خشم ارزش دارد.

- اگر کسانی از جبهه‌ی دشمن بگریزند تا به خدمت تو درآیند، چنانچه وفادار باشند، همواره غنیمت بزرگی برای تو خواهند بود؛ چراکه نیروهای حریف با ازدست‌دادن کسانی که می‌گریزند، بیش از کسانی که کشته می‌شوند تحلیل می‌روند، هرچند که نامِ «فراری» نزد دوستان جدید مشکوک است و نزد دوستان قدیم منفور.

- در سازماندهی یک نبرد، بهتر است نیروی کمکی بزرگی را پشت خط مقدم ذخیره کنی، تا اینکه سربازانت را برای ساختن جبهه‌ای گسترده‌تر پراکنده سازی.

- کسی که بداند چگونه نیروهای خود و نیروهای دشمن را درست ارزیابی کند، به‌دشواری شکست خواهد خورد.

- فضیلت و شجاعت سربازان ارزشمندتر از کثرت آن‌هاست، و زمین نبرد غالباً سودمندتر از فضیلت است.

- چیزهای تازه و برق‌آسا ارتش‌ها را می‌هراساند، در حالی‌که امور رایج و کُند در نگاهشان ناچیز شمرده می‌شود؛ بنابراین، پیش از آنکه وارد نبردی تمام‌عیار با دشمنی جدید شوی، باید ارتش خود را با تجربه‌اندوزی و از طریق درگیری‌های کوچک، با قدرت او آشنا کنی.

- هرگاه متوجه شدی که دشمن نقشه‌ی تو را پیش‌بینی کرده است، شیوه‌ی عمل خود را تغییر ده.

- درباره‌ی آنچه باید انجام دهی، با افراد زیادی مشورت کن؛ ولی درباره‌ی آنچه در نهایت انجام می‌دهی، تنها با تعداد اندکی.

- هنگامی‌که سربازان در پادگان هستند، با بیم و مجازات در آنجا نگاه داشته می‌شوند؛ ولی آنگاه که به میدان جنگ گسیل شوند، امید و پاداش است که آنان را پیش می‌برد.

- فرماندهان لایق هرگز به کارزار تن نمی‌دهند، مگر آنکه ضرورت آنان را ناچار سازد یا فرصتی مناسب آنان را فراخواند.

- چنان عمل کن که دشمن نداند چگونه می‌خواهی ارتش خود را برای نبرد سازماندهی کنی؛ و به هر شکلی که آنان را آرایش دادی، چنان بیارا که خط اول بتواند در صورت نیاز، توسط خط دوم و سوم پشتیبانی شود.

- در میانه‌ی نبرد، هرگز دسته‌ای را برای هدفی غیر از آنچه برایشان معین کرده‌ای به کار نگیر، مگر آنکه بخواهی بی‌نظمی ایجاد کنی.

- پیشامدهای ناگهانی به‌دشواری چاره می‌شوند، مگر آنکه به‌سرعت از قوه‌ی تفکر و چاره‌جویی خود بهره بگیری.

- مردان، پولاد (سلاح)، پول و نان، رگ و پیِ جنگ هستند؛ ولی از میان این چهار، دو مورد نخست ضروری‌ترند؛ چراکه مردان و سلاح می‌توانند پول و نان را بیابند، ولی پول و نان هرگز برای تو مرد جنگی و سلاح فراهم نمی‌آورند.

- ثروتمند بی‌سلاح، طعمه‌ی تهیدست مسلح است.

- سربازان خود را چنان عادت ده که از زندگی تن‌آسایانه و پوشاک فاخر و پرزرق‌وبرق بیزار باشند.


● نیکولو ماکیاولی؛ هنر جنگ

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

نگرانی واقعی باید برای این‌ها باشه؛ برای سوگ وقت زیاده.

http://t.me/FIRSTBUZZ/19631
http://t.me/FIRSTBUZZ/19555
http://t.me/FIRSTBUZZ/19446
http://t.me/FIRSTBUZZ/19276

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

حلاج‌وشانیم که از دار نترسیم
مجنون‌صفتانیم که در عشق خداییم

ترسیدن ما چون که هم از بیم بلا بود
اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم؟

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

🎼 این شعر و آهنگ بسیار زیبا رو یکی از اعضای کانال سروده و با هوش مصنوعی اجرا کرده؛ با آرزوی موفقیت و به امید کارهای بیشتر:

آفَریدون شاهم بر تو چون ‌رفت؟
چَشمْ به راهَت خون شد دیدگانم
اَهرِمَنْ چَنگالَشْ خسته ایران
مَردُمانْ جُمْله درْ رنج و تیمار
سالیان‌ْسال از جور پَلیدان
بَرنَیامَدْ جز کامِ اَنیران
جان و مالِ ما شد خوانِ یَغما
خون شد از میهنْ چَشم و دل ما

بادِ نوشینَشْ آلوده کردند
خُرَّمِ باغَشْ آتَشْ کَشیدند
کاخِ  آبادَشْ ویرانه کردند
عاشقانَشْ را در خونْ کشیدند

دل نگیریمْ ما از مِهْرِ ایران
گَر سِتانند از ما جان مارا
قامَتِ خَـَمْ ایرانْ را رَوا نیست
مَردُمَشْ را دَر‌وی‌شی‌ سِزا نیست

داد ما مَردُمْ را دِه تو یَزدان
آفَریدون‌‌شاه را باز گَردان

کاوِگان بر آیینْ پایْمَردَند
پَهلوانا نَز مَردی نَگردند
مَرد و زنْ دوشادوشند در صَف
جان ز بَهرِ میهن داده بر کف
تا رهانند از چنگالِ ضحّاک
خاک پاکِ میهن را دِگَربار
فرّ دیروزَش را بازیابیم
دشمَنانَش را دوزَخ چَشانیم

داد ما مَردُمْ را دِه تو یَزدان
آفَریدون‌ شاه را باز گَردان
داد ما مَردُمْ را دِهْ تو یَزدان
آفَریدون‌ شاه را باز گَردان

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

در ۲۶ دسامبر نیروهای انقلابی آمریکا توانستند نیروهای لنت‌گراف‌نشین هسن-کاسل را درهم‌بکوبند، فرمانده‌شان را کشته و بیش از نیمی از نیروها را به اسارت بگیرند. شکست هسنی‌ها تأثیر روانی بزرگی در آمریکا داشت، شهرت واشینگتن را افزایش داد و روحیه‌ی جنگی مردم را بالا برد؛ به‌طوری‌که پیوستن به صفوف ارتش افزایش چشم‌گیری پیدا کرد.

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

«پس وقتی رسیدیم جلوی تفنگ‌هاشون، با صدای بلند میگید Redcoatها حمایت حمایت»

- تاریخ انقلاب آمریکا

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

اندر حکایت اپوزیسیون ایران طی ۵۰ سال گذشته:

Читать полностью…
Subscribe to a channel