4201
NDE – near death experience تجربه ایست که طی آن شخص به علت بیماری و حوادث مرگبار بهطورموقت علائم حیات را از دست میدهد اما دوباره احیاء شده وبه زندگی برمیگردد، بسیاری ازاین افراد ازدیدن یک دنیای متفاوت واحساسی معنوی سخن میگویند
📚 بهزودی منتشر میشود:
✨«کاوش در ماوراء»
به روایت چهار گروه از تجربهکنندگان نزدیک به مرگ: پزشکان، کودکان، بازماندگان خودکشی، تجربههای جهنمی
⚡️روایتهایی شگفتانگیز از یکی از بزرگترین رازهای هستی:
آنسوی مرز زندگی و مرگ چه میگذرد؟ و پیام اصلی تجربهکنندگان نزدیک به مرگ چیست؟
بهزودی منتظر انتشار این مجموعه باشید.
📔نسخه الکترونیکی
گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران
@IranNDE
📝📝📝
🔰 قسمتی از تجربۀ سرباز ارتش آمریکا، جرج ریچی
📌 من این پدیده را مکرراً مشاهده کردم، ارواحی که در میان مردم بودند (و هنوز متوجه مرگ خود نبودند یا آن را قبول نمیکردند). من روح یک زن را دیدم که از زن دیگری (که زنده بود) با عجز، التماس میکرد که یک سیگار به او بدهد، گویی بیشتر از هر چیز دیگر در دنیا به آن نیاز دارد. ولی آن زن که کاملاً از وجود او غافل بود یک سیگار برای خودش روشن کرده و مشغول به پک زدن به آن شد. روح آن زن با نیاز و اشتیاق فراوان پیوسته سعی میکرد که به سیگار او پکی بزند، که البته بدون فایده بود. این صحنه برای من سرد و مورمور کننده بودند. من به یاد خودم افتادم؛ وقتی که میخواستم با افراد در راهروی بیمارستان حرف بزنم، در حالی که هیچ کس به من توجهی نمیکرد. آنها هم مانند من مرده بودند.
📌 من زنی حدود ۵۰ ساله را دیدم که در خیابان، مردی با همان سن و سال را دنبال میکرد. او به نظر خیلی زنده میرسید و در حالتی پر اضطراب و با چشمانی پر از اشک مرتباً آن مرد را نصیحت میکرد و نکات مختلفی را به او گوشزد مینمود. آن مرد او را نمیدید و هیچ توجهی به او نمیکرد. من فهمیدم که او مادر آن مرد است و از اینکه هر دو حدوداً هم سن به نظر میرسیدند معلوم بود که سالهاست که از مرگ او میگذرد ولی هنوز آن مرد را دنبال میکند. در انجیل آمده است: «به دنبال گنجهای خود بر روی زمین نگرد، زیرا آنجا که گنجهای توست، قلب تو خواهد بود».
📌 تمام این افراد ارواحی بودند که باوجود عدم امکان تماس و ارتباط با دنیای زمینی، هنوز هم قلب و دلشان اسیر دنیا بود. در یک خانه، مردی جوان را دیدم که مرد مسنی را اتاق به اتاق دنبال میکرد و میگفت: «متأسفم پدر. نمیدانستم این کارم با مادر چه خواهد کرد، نفهم بودم». با اینکه من صدای او را میشنیدم، خیلی واضح بود که مرد مسن آن را نمیشنید و او را نمیدید. مرد مسن در حال حمل یک سینی به اتاقی بود که در آن زن سالمندی در رختخواب دراز کشیده بود. مرد جوان میگفت: «متأسفم پدر… متأسفم مادر».
📌 ما به یک کلوپ که فضای تاریکی داشت رفتیم که به نظر نزدیک به یک پایگاه نیروی دریایی بود. ملوانهای زیادی جلوی پیشخوان صف کشیده بودند و در حال نوشیدن ویسکی و الکلهای دیگر بودند. در آنجا ارواحی را میدیدم که سعی میکردند از نوشیدنی این ملوانها بنوشند. آنها بیهوده تلاش میکردند که جام الکلها را از روی پیشخوان بردارند ولی دست آنها در جام فرو میرفت. این ملوانها متوجه حضور این ارواح در آنجا نبودند و تلاش سخت و ملتمسانۀ آنها را برای نوشیدن جرعهای الکل نمیدیدند. ولی این ارواح یکدیگر را میدیدند و میشنیدند و گاه گاهی بین آنها جنگ و نزاع سختی بر سر یک جام الکل، که هیچ یک نیز نمیتوانستند از آن بنوشند، رخ میداد. تمام این ارواح کسانی بودند که گرچه دستشان از زمین بریده و ارتباط آنها با دنیای مادی قطع شده بود اما هنوز هم دل و نیازشان به دنیا بود.
📌 من متوجه شدم که تمامی انسانهایی که میبینم نوعی از هالۀ نور در اطراف خود دارند، نوعی مرز خفیف مانند یک میدان الکتریکی. ولی ارواحی که آنجا بودند این هالۀ نور را نداشتند. یک بار دیدم که یکی از ملوانان در اثر نوشیدن الکل زیاد از حال رفت. دو مرد دیگر زیر بغل او را گرفته و به کناری بردند. دیدم که هالۀ نورانی اطراف بدن او از ناحیۀ سر باز شده و بلافاصله یکی از ارواح وارد بدن او شد. به نظر میرسید که این ارواح نیز زمانی بدنی داشتهاند، ولی چنان خود را به نوشیدن الکل وابسته کرده بودند که وابستگی آنها از حد جسم گذشته و به یک وابستگی فکری و روحی تبدیل شده است. حال که آنها بدن خود را از دست دادهاند، تا ابد از چیزی که تا این حد به آن وابسته هستند بریده شدهاند، مگر برای زمانهای کوتاهی که مالکیت بدن یک شخص الکلی دیگر را در دست بگیرند. تصور تا ابدیت اینگونه زیستن برایم سرد و مورمور کننده بود.
🔰 این تجربه را به شکل کامل میتوانید در لینکهای زیر مطالعه کنید:
منبع فارسی:
http://neardeath.org/lifereview/george_ritchie/
منبع انگلیسی:
Kevin Williams NDE Website: http://www.near-death.com/experiences/notable/george-ritchie.html
کتاب:
“Return from Tomorrow” by George C. Ritchie and Elizabeth Sherrill, Revell Publication, December 1, 1996, ISBN-13: 978-0800784126.
💫 @NDEchanel
🌎🌎🌎
✔️ این ویدیوی پرنکته و پرمعنا رو تماشا کنید!
⭐️@NDEchanel⭐️
پیتر پاناگور (Peter Panagore) در طول تجربه نزدیک به مرگ خود، صدای پر از عشق یک موجود هوشمند و قدرتمند را شنید که باعث شد او احساس کند مورد محبت قرار گرفته و شناخته شده است.
به او چیزی نشان داده شد که خیلیها آن را «اثر نمای کلی» (Overview Effect) توصیف میکنند؛ یعنی دیدن تمام زمین و بشریت و احساس یک پیوند عمیق و پر از عشق با تمامی انسانها.
گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات
تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران
DNDSI.ir
«جیمز رندی»؛ شعبدهبازی غیرقابلاعتماد
✍️ احمد بهزادی
...من این آزمایش رو توی مؤسسه انجام ندادم، بلکه سالها قبل (!) انجام دادم... این یک آزمایش ”غیررسمی“ بود... دادههای این آزمایش هم براثر سیل از بین رفتهن... سگهایی که آزمایش کردم الان توی مکزیکن و سرپرستشون هم سال پیش در یک حادثۀ وحشتناک فوت شد... من زیادهروی کردم و براساس دادههای اندک نسبت به توانایی فراحسی سگها اون مطالب رو گفتم. این کار ازجانب من عجولانه و نادرست بود و از این بابت صمیمانه عذرخواهی میکنم.
👍👍👍
🚫 از مـــسابقهی بیپایانی که اکسپلور اینستاگرام به ما تحمیل کرده، بیرون بیایید. زندگی میدان رقابت نیست که بازنده و برنده داشته باشد. زندگی حقیقی بیرون از «الگوریتم»، به آرامی و در سکوت جریان دارد!
💎 زنــــدگی یک سفر کوتاه است؛ سفری برای تجربه کردن، آموختن و به دست آوردن آگاهی. هر تجربه چه تلخ چه شیرین، قدمی ما را به کشف معنای زندگی نزدیکتر میکند. آنوقت دیگر مهم نیست که در کجای صف ایستادهایم؛ عمیقترین احساسات، نابترین لحظات و لذت واقعیِ زندگی را لمس خواهیم کرد!
🌈 از ایــــن سفر کوتاه لذت ببرید، در پایان این راه، دوباره آغاز دیگری در انتظار ماست.
@NDEchanel
📌 کسی به جز خودمان، نمیتواند ما را از شر خودمان در امان نگه دارد!
💫 @NDEchanel
🟥🟥ارتباط و صحبت تله پاتییک روح دختر هجرت کرده با مادرش خانم خانم سیلویا فینک
مصاحبه کانال معنویت آلمان
🔴🔴مادر این بیقراری تو نمی گذارد که من اینجا به ارامش برسم.
به او می گویم؛ نمی توانم بیقراری نکنم.
من پر از خشم هستم از تو و از همه چیز. چرا تو در 18 سالگی باید بمیری؟
و او می گوید؛ 🔴🔴باید دنبال راه هایی بگردی که به آرامش برسی. این راه تکامل تو هست.
از او پرسیدم تو هیچ آیند ه ای دیگر نداری؟
جواب داد؛ مادر گوش کن! آینده اکنون است و اکنون گذشته هست همه چیز درهر لحظه و یک لحظه اتفاق می افتند. اینجا زمان وجود ندارد و زمان ساخته ی تخیل بشر است.
از او می پرسم. یعی زمان فقط برای ما وجود دارد و مرگ نوعی تولد در بعد دیگر و به فرمی دیگر زندگی کردن است؟ من هرگز قبل از مرگ تو به این مسائل فکر نکرده بودم. او به من می گوید؛ مادر همه چیز اصلا آنچه که شما روی زمین می بینید نیست.
باید یاد بگیرید که چگونه بدون ریا کاری و نفرت و خشم و دروغ زندگی کنید تا بتوانید دیگران را ببخشید. بخشش انسان ها را بر روی تعادل می آورد. باید خودمان و دیگران را ببخشیم برای آنچه که انجام داده ایم و آنچه که انجام نداده ایم.
🔴🔴انسان بر روی زمین است تا عشق حقیقی را بیاموزد و از نفرت پراکنی به شیوه های گوناگون دست بردارد.
🔴🔴 هر آنچه که پیرامونت اتفاق می افتد دلیلی دارد تا شنوایی و بینایی تو را تقویت کند.
@Nahtoderfahrung
✨✨✨
👍 نیکو سخن بگوییم!
#شعرومتن
✨ @NDEchanel ✨
✏️✏️✏️
✔️ مـــــا فرشـــــتهایم یا شـــــیطان؟!
🔸 در جــــهان امروز، «سیاست»، «فریب و نیرنگ رسانهای» و «پروپاگاندا حکومتی» چنان پیچیده و درهم تنیدهاند که برای بسیاری از مردم، تشخیص «حق» از «باطل» آسان نیست. جنگهای زمانهٔ ما نیز، مانند بیشتر جنگهای تاریخ، ریشه در «خودخواهی» و «تمامیتخواهی» سیاستمداران و حکومتها دارد، اما لباسی از «تقدس» بر تن میکند. به ندرت میتوان با اطمینان گفت که در یک نبرد، به روشنی، حق در برابر باطل ایستاده است؛ چرا که تشخیص «راستی» یا «ریاکاری»، در رنگولعاب «تبلیغات» و «افکارسازی» حکومتها، بهسادگی قابل شناسایی نیست. گذشته از این، رویدادهای جهان نیز به شکل مستقیم در کنترل ما نیستند و ما قادر نیستیم بهسرعت چیزی را تغییر دهیم.
🔹 امــــا در درون ما سرزمینیست که فرمانروایش خود ما هستیم. هر صبح که بیدار میشویم، در درون ما فرشتهای و شیطانی زاده میشوند. اگر مذهبی هستیم، میتوانیم نامشان را «حسین» و «یزید» بگذاریم؛ اگر نه، میتوانیم آنها را «نور» و «تاریکی»، «خیر» و «شر»، «وجدان» و «عدم وجدان» بنامیم. مهم نیست به چه چیزی اعتقاد دارید؛ به عنوان یک انسان، این نبرد هر روز صبح در درونتان آغاز میشود!
🔸 هــــر روز، با کارهایی که انجام میدهیم، با کلماتی که بر زبان میآوریم و با احساسی که در دل دیگران میکاریم، یا آن نور را گستردهتر میکنیم یا کمفروغتر!
🔹 وقتــــی دروغ میگوییم، حق کسی را پایمال میکنیم، تحقیر میکنیم، بدگویی میکنیم یا قلبی را میشکنیم، در حقیقت در لشکر «یزید» شمشیر زدهایم. اما وقتی در مقابل ظلم میایستیم، از مظلوم دفاع میکنیم، دستی را میگیریم، لبخندی میبخشیم، باری از دوش انسانی برمیداریم یا اندوهی را از دل کسی میزداییم، در واقع در کنار «حسین» جنگیدهایم.
🔸 و شــــب، هنگامی که سر بر بالین میگذاریم، یا شیطان را با اعمالمان قدرتمندتر کرده و فرشته را بالشکسته رها کردهایم، یا برعکس، از فرشتهٔ درونمان مراقبت کرده و صورت شیطان را به خاک مالیدهایم.
🔹 و فردا، روز دیگریست و این قصه تکرار میشود. برخی از انسانها تا پایان عمر در «مرداب ظلمت»ی که خود هر روز تاریکتر و عمیقترش کردهاند فرو میروند و برخی دیگر، همان «نور کوچک نخستین» را گسترش میدهند و زندگی خود، دیگران و جهان پیرامونشان را لبریز از روشنایی میکنند. اینها سرداران سپاه خیرند؛ «سربازان روشنایی»!
🟢 برای منی که ادعای دینداری ندارم، معنای «کلّ یومٍ عاشورا و کلّ أرضٍ کربلا» این است:
«وجود ما زمین کربلاست و هر روز در درونمان عاشورایی برپاست.»
پس هر روزی را که سپری میکنیم و به شب میرسانیم، یا در کنار «حسین» با ظلم جنگیدهایم، یا در کنار «یزید»، «حسین» را سر بریدهایم, و فردا صبح، نبردی دیگر آغاز خواهد شد...
🔴 در نهــــایت، بزرگترین میدان نبرد حق علیه باطل، نه در جهان بیرون، بلکه در درون خود انسان است. سرنوشت ما و جهانمان را انتخابهایی میسازند که هر روز، در سکوت دل خود انجام میدهیم. به عنوان یک انسان، به قدرت درونمان ایمان داشته باشیم و تلاش کنیم جهانمان را زیباتر بسازیم!
✨ @NDEchanel ✨
از دیدگاه یونگ انسان اگر ارتباطش را با معنا، حقیقتی برتر یا امر قدسی قطع کند، آن نیاز عمیق از بین نمیرود؛ فقط به لایههای پنهان روان رانده میشود.
آنچه سرکوب میکنیم، نابود نمیشود. ترسها، زخمها، تمایلات و پرسشهای بیپاسخ، در تاریکی ناخودآگاه جمع میشوند و روزی به شکلی دیگر خود را نشان میدهند؛ گاهی به صورت اضطراب، گاهی احساس پوچی، گاهی خشم بیدلیل و گاهی سرگردانیای که علتش را نمیدانیم.
انسان بیش از نان و آسایش، به معنا نیاز دارد. وقتی این معنا گم شود، روان برای جبران آن راههای دیگری پیدا میکند؛ راههایی که همیشه به آرامش ختم نمیشوند.
شاید به همین دلیل است که بسیاری از بحرانهای درونی، نه از کمبود امکانات، بلکه از گمکردن جهت و معنای زندگی آغاز میشوند. آنجا که روح تشنه است، هیچ موفقیت ظاهری نمیتواند عطش را فرو بنشاند.
گاهی آنچه ما «حمله ناخودآگاه» مینامیم، در حقیقت فریاد بخشی از وجود ماست که سالها نادیده گرفته شده؛ فریادی برای بازگشت به خویشتن، به معنا و به حقیقتی که بدون آن، انسان هرچقدر هم موفق باشد، در درون خود احساس غربت میکند.
🪷🔤🔤🔤🌷
🌈 نـــورهـــای جـــاری
✔️ نهـــرهای آب مالک آب نیستند. آب از دل زمین در سرچشمه میجوشد و نهرها تنها راهی برای عبور آناند؛ راهی که آب را به زمینهای تشنه میرساند تا سیراب شوند. اما در همین گذر، در حاشیه خودشان نیز سبزهها میرویند، گلها میشکفند و نهرها سرشار از زندگی میشوند.
✔️ مـــا نیز مالک هیچچیز نیستیم. هر کدام از ما تنها هدیهای در وجودمان داریم: یکی ثروت، دیگری جایگاه اجتماعی و آن دیگری قدرت یا دانشی خاص. اینها امانتهایی هستند که میتوانند مثل یک انرژی پاک به جریان بیفتند، ما از طریق آنها میتوانیم گره از کار کسی بگشاییم، دردی را درمان کنیم، و جانی تازه در زندگی دیگران بدمیم تا آنها به آدم بهتری تبدیل شوند، و در این مسیر، خود ما نیز از برکت این جریانِ پایانناپذیرِ هستی، بهرهمند میشویم و زیباییِ زندگی سرشارمان میکند!
👍 رفقـــای جان! مهم نیست در چه لباس و مسئولیتی هستیم، و در چه دورهای زندگی میکنیم، مهم این است که آنچه از دستمان برمیآید برای دیگران انجام دهیم. اگر جایی از جهان در تاریکی فرو رفته، دلیل نمیشود ما نیز چراغ درون خود را خاموش کنیم، چراکه بهترین راه انتقام گرفتن از بدی، خوب ماندن است.
✨ ایــــمان داشته باشیم کسانی که امروز در دل تاریکی به نور اندک وفادار میمانند، فردا نوری عظیم به آنان داده خواهد شد!
✍️ باقی بقایتان...
#شعرومتن #خودمونی
💡 @AR_NOSRATI 💡
تجارب نزدیک به مرگ ساختگی، فیک یا جعلی
(False or Feigned Near-Death Experiences)
تجارب نزدیک به مرگ فیک معمولاً به سه دسته اصلی تقسیم میشوند:
1⃣ جعل آگاهانه (ادعاهای دروغین برای منفعت): افرادی که هرگز چنین تجربهای نداشتهاند اما برای جلب توجه، کسب درآمد (نوشتن کتابهای پرفروش) یا انگیزههای مذهبی و فرقهای، یک داستان تخیلی را به عنوان تجربه واقعی خود جا میزنند.
2⃣خطاهای حافظه و القا (تجارب ساختگی ناخودآگاه): مواردی که فرد تحت تأثیر داروها، هیپنوتیزم، یا خواندن و شنیدن زیاد درباره NDE، تصویری ذهنی در حافظهاش شکل میگیرد و خودش واقعاً باور میکند که این اتفاق افتاده است (بدون قصد دروغگویی).
3⃣ شبیهسازهای پزشکی و آزمایشگاهی (تجارب شبه-NDE): تجاربی که بر اثر مصرف موادی مثل کتامین، DMT، کمبود اکسیژن (هیپوکسی) یا تحریک مغزی ایجاد میشوند. اینها تجربه واقعی خروج از بدن در آستانه مرگ نیستند، بلکه بازسازیهای مغزی هستند.
برخی نشانهها و معیارهای تشخیص NDE فیک از واقعی عبارتند از:
1⃣ بیش از حد ساختاریافته یا کلیشهای بودن: تجارب فیک اغلب دقیقاً شبیه فیلمها یا کتابهای معروف نوشته میشوند و فاقد آن جزئیات حسیِ منحصربهفرد، مبهم و عمیقِ تجارب واقعی هستند.
2⃣ تناقض در گزارشهای زمانی مختلف: کسی که داستان میسازد، اگر بعد از چند سال دوباره آن را تعریف کند، جزئیات کلیدی را فراموش کرده یا تغییر میدهد؛ در حالی که تجربهگران واقعی معمولاً بعد از دههها، با همان جزئیات اول روز، داستان را تعریف میکنند.
3⃣ تغییرات عمیق شخصیتی (بعد از تجربه): مهمترین نشانه یک NDE واقعی، تغییر سبک زندگی فرد است (کم شدن مادیگرایی، افزایش شدید همدلی، از بین رفتن ترس از مرگ). در تجارب فیک، فرد معمولاً همان رفتارها و الگوهای شخصیتی قبلی (یا حتی میل بیشتر به شهرت و پول) را نشان میدهد.
گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران
DNDSI.ir
Join → @IranNDE
🛑 لطفا تا می توانید گلستان نور را به عزیزان و آشنایان بیشتری معرفی بفرمایید تا همه با هم بتوانیم به افراد بیشتری با عشق و جان در سیستان و بلوچستان خدمت رسانی کنیم.🤲🙏✨💚🤍❤️
🤍⭐️در مسیر عشق و نور به
خیریه مابپیوندید!
👇👇
🆔: @nureshgheelahi
🆔: @nureshgheelahi
📺📺📺
🔠 ذهن سریع، ذهن آرام و ذهن متوقف!
#ویدیو
⭐️@NDEchanel
📌 در محضر حقیقت، انسانها فارغ از جایگاه روحی، به شکل بالقوه قابلیت طیالطریق و رسیدن به مقصود را دارند. ارواحی که در زمین زیست میکنند، پیشتر در جهان ماورا، دست به عملی شجاعانه زده و زندگی در زمین را انتخاب کردهاند که یکی از راههای تجربه و رشد است و البته که مسیر راحتی نیست.
📌 در مرامنامۀ خلقت هیچ روحی سیاهی لشگر و بیاهمیت نیست، و در این مسیر طولانی و پربلا فراموش نمیشود. مسافران این کاروان دیر یا زود به سرمنزل مقصود میرسند و هیچ روحی در انتهای این کاروان، تنها و خسته رها نمیشود. تمامی ارواح چون مخلوق دست مبارک حضرت حق هستند، صاحب ارزش و منزلت ذاتیاند و فرصت و امکانات لازم برای رشد و تعالی به آنها عطا شده است.
📌 بالا و پایین یا عقب و جلو بودن در این ساحت، محلی از اعراب ندارد. همه ما تار و پود یک پارچهایم، که در تکاپوی رشد و تعالی، موج میگیرد و بالا و پایین میشود، پس زمانی در فراز و زمانی دیگر در فرود هستیم. از نمایی فراتر و فراختر، ما تار و پود پیراهن زربفتی هستیم که حقیت بر تن دارد، ما بر تن حقیقت موج میگیریم و میرقصیم و میدرخشیم.
💫 @NDEchanel
دوستان و همراهان گرامی،
بسیاری از هموطنان مقیم خارج از کشور پیام میدادند که به دلیل محدودیتهای پرداختی و عدم امکان ارسال فیزیکی کتاب از ایران، امکان دسترسی به کتابهای جدید حوزه روانشناسی و معنویت را ندارند.
برای حل این مشکل، نسخه الکترونیکی کتاب «تجربهی نزدیک به مرگ و تسلی داغدیدگان» را در پلتفرم آمازون منتشر کردهایم تا به آسانی و با چند کلیک در دسترس همه فارسیزبانان سراسر جهان قرار گیرد.
این کتاب با تکیه بر تجارب نزدیک به مرگ و آموزههای تسلیبخش، همراهی است برای عبور از گذرگاههای سخت دلتنگی و داغدیدگی.
جهت دریافت آنی نسخه الکترونیکی میتوانید به صفحه کتاب در آمازون مراجعه فرمایید:
لینک تهیه کتاب
گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران
@IranNDE
🇳🇴🌚🇳🇴
✔️ واقـــــعا دم مـــــا گـــــرم...!
🔹 مــــا ایرانیها با تاریخ و فرهنگی چند هزارساله، رسمها و رفتارهای زیبایی داریم که شایسته است به دنیا نشانشان بدهیم و به آنها افتخار کنیم؛ اما متأسفانه در نیمقرن اخیر، تصویر ایران و ایرانی در بخش بزرگی از رسانههای جهان، بیشتر با مفاهیم منفی گره خورده است.
🔸 رســــانهها، قدرت زیادی در ساختن تصویر یک ملت دارند؛ تصویری که گاهی ناقص و حتی مغرضانه است. این همان اتفاقیست که شوربختانه برای ما ایرانیها افتاده، دلایلش را خودتان بهتر از من میدانید.
🔹 «حــــسام برآبادی» در نروژ زندگی میکند و در UiT (دانشگاه قطب شمال نروژ چه اسم جالبی) در شمالیترین نقطه نروژ، پزشکی میخواند. ایشان در ویدیوهایش با لهجهای شیرین، لبخندی گرم و انرژی بسیار، از زندگیاش در سرزمین وایکینگها میگوید، صمیمیت و صداقتش به دل مینشیند!
🔸 بســــیار خوشحال شدم وقتی دیدم یک ایرانی، با وجود سالها زندگی در آن سرزمینی دور، همچنان به ریشههای ایرانیش وفادار مانده و تلاش میکند چهرهای واقعی از فرهنگ ایرانیان را به مردم دنیا نشان دهد.
✍️ به «حــــسام» پیام دادم و برای انتشار ویدیوهایش اجازه گرفتم. خیلی زود جواب داد و با همین صدای شیرینش، یک پیام صوتی سرشار از مهربانی و عشق ایرانی برایم فرستاد. لینک صفحهاش را میگذارم؛ اگر دوست داشتید، ویدیوهایش را ببینید.
🔗https://www.instagram.com/hesam_barabadi?igsi=NXE1bDhid3FoMHIz
#ویدیو
💡@AR_ NOSRATI💡
🪽🪽🪽
👍 دوستان من!
✔️ جهان سیاه و تاریک نیست. زندگی رو از روی تیتر اخبار قضاوت نکنین، دنیا فقط در اون چیزی که هر روز در رسانهها و صفحات اجتماعی به ما نشون میدن، و در ابتذال و سطحینگری بزککردهی اکسپلور اینستاگرام خلاصه نمیشه. انسانیت واقعی رو در هیاهوی سلبریتیها خودنما و حاکمان ریاکار و صاحبان ثروتهای بادآورده، پیدا نمیکنین!
✔️ انسانیت واقعی، اغلب بیصداست:
در کسیه که میبخشه، بدون اینکه دیگری بفهمه.
در کسیه که با وجود ترس و ناامیدی، همچنان برای خوب ماندن تلاش میکنه.
در کسیه که بهجای کنترل کردن، کمک میکنه.
در قلبیه که وسط این همه تاریکی، هنوز نور رو انتخاب میکنه.
درسته که تاریخ، تنها اسم قدرتمندان رو ثبت میکنه اما آینده رو آدمهای آگاه، بیدار و ازخودگذشته میسازن!
✔️ میلیونها نفر همین حالا، بدون دوربین، بدون میکروفون و بدون هیاهو، دارن دنیا رو تغییر میدن؛
با یک مهربانی خالص
یک لبخند شیرین
یک ایثار کوچک
یک انتخاب درست
یک دستِ یاری
و یک قلب روشن
✔️ تغییر اثرگذار و پایدار، با سروصدا اتفاق نمیافته. گاهی بزرگترین رویدادهای جهان، در سکوت شروع میشن و در تنهایی رشد میکنن، و وقتی به بار مینشینن، دیگران تازه در جهان بیرون میتونن آثارش رو تماشا کنن و از مواهبش بهرهمند بشن، بدون اینکه حتی بدونن چه انسانهای ناشناس اما بزرگی، چنین روزهایی رو برای اونا رقم زدن!
✔️ پس تو هم اگر با وجود تمام دردها و مشکلاتت در این سالها، هنوز نور رو انتخاب میکنی، اما خستهای، بدان که تنها نیستی، ادامه بده و به تاریکی تن نده! شاید ما همان نسلی باشیم که سالهای بعد، تاریخ دربارهشان خواهد نوشت:
«آنها بیسروصدا جهان را تغییر دادند و آن را به جای بهتری تبدیل کردند.»
⭐️@NDEchanel⭐️
بتی جین ایدی، تجربهگر نزدیک به مرگ:
بهوضوح دیده و آموخته بودم که بسیار حائز اهمیت است که هرگز با عقاید و اعتقادات روحانی دیگران به مبارزه نپردازم و بهزور درصدد تحمیل اعتقادات و باورهای شخصی خودم نباشم. این را نیز میدانستم که هر انسان براساس سرعت و ضربآهنگ باطنی خویش و بنا به عقاید فعلی خود به پیشرفت معنوی محکمتر و عمیقتری نائل میگردد تا سرانجام به درکی ژرف از نظام عالم هستی دست یابد. با انتقاد از دین و آیین دیگران و یا با قضاوتهایی نادرست تنها میتوانستم موجب مسدود شدن عقاید دیگران در وجودشان گردم و مسیر آنها را در جهت رسیدن سریعتر به خدای متعال مسدود سازم. میتوانستم با این کار مانع رشد معنوی طبیعی آنها گردم و یا حتی آن مقدار معنویتی را هم که در وجودشان بود از باطنشان بزدایم...
بهخوبی مشاهده میکردم که این اشتباه را در ماههای گذشته به انجام رسانده بودم: آن هنگام که بیهوده تلاش کرده بودم تجربیاتم را با دیگران سهیم شوم. در شور و اشتیاق عمیقم در جهت آنکه بهعنوان موجودی درستکردار و شایسته معرفی گردم و کوششم برای تبدیل کردن دیگران به انسانهایی به همان اندازه «دستکردار»، با حالتی بیصبرانه و با اعمال نظر شخصی خود، قدم به داخل مسیر معنوی آنها نهاده و با نادیده انگاشتن عقاید آنها، به خود نیز آزاری شدید وارد آورده و و بدبختانه هیچ کار مثبتی به انجام نرسانده بودم.
حال دیگر به هیچوجه خواهان این نبودم که دیگران را به «راه راست» بیاورم و یا کاری کنم که آنها نظریات معنویشان را دستخوش تغییر سازند و به آنچه من میگفتم باور بیاورند.
بهوضوح مشاهده میکردم که عمل صحیح این است که اجازه دهم آنها خود بهتنهایی این نیاز مبرم در جهت تغییر، تحول و تکامل معنوی را از برای خود خواهان شوند.
دیگر دریافته بودم که خدای مهربان، خالق و آفریدگار همۀ موجودات، در زمانی که مناسب هر فرد باشد، این شوق و نیاز را در دل و جان او جای خواهد بخشید؛ بهویژه آن هنگام که فرد آمادۀ دریافت این تغییر و تحول باشد. آن هنگام که انسان به خدای خود اعتماد کند، خدای متعال با کمال بخشندگی و مهربانی به هدایت و راهبری ما میپردازد تا بتوانیم بر میزان دانش و آگاهی معنویمان بیفزاییم.
📺📺📺
📌 این داستان معروف آلن واتس را شاید شنیده باشید، اما شنیدن دوبارۀ آن در این روزهای ناخوشایند میتواند تسکیندهنده باشد. از آلن واتس نویسنده، سخنران و معلم معنوی بریتانیایی بیش از ۴۰۰ سخنرانی و ۲۵ کتاب برجا مانده است.
@NDEchanel
💠 آیا با هیپنوتیزم میشه تجربۀ نزدیک به مرگ داشت؟
بیایم یه نگاه مختصر به سه تحقیق مرتبط با این موضوع بندازیم:
▪️ تحقیقی که دکتر بروس گریسون (پدر تحقیقات تجربۀ نزدیک به مرگ) و پروفسور ماسایوکی اوکادو (پارسایکولوژیست ژاپنی) در سال 2018 منتشر کردن
توی این تحقیق، افرادی رو که تحت هیپنوتیزم بازگشت به زندگی گذشته، مرگ رو تجربه کرده بودن (تقریباً مشابه هیپنوتیزم دکتر مایکل نیوتن)، با افرادی که تجربۀ نزدیک به مرگ داشتن مقایسه کردن. افرادی که «مرگ هیپنوتیزمی» رو تجربه کرده بودن، بنابر «مقیاس اندیئی گریسون» تجربۀ نزدیک به مرگ داشتند؛ یعنی نمرهای بالاتر از 7 رو کسب کرده بودن و حتی نمرات این افراد از تجربهگران نزدیک به مرگ یک تحقیق دیگه بیشتر بود!
حتی پیامدها یا اثرات بعدی تجربۀ مرگ هیپنوتیزمی هم وضعیت مشابهی داشت. [1]
▪️ تحقیقی که محققان دانشگاه لیسبون در سال 2022 منتشر کردن
توی این تحقیق، دیگه سراغ بازگشت به زندگی گذشته نرفتن، بلکه با تلقین و القای مراحل تجربۀ نزدیک به مرگ، تلاش کردن این تجربه رو در 18 شرکتکننده ایجاد کنن. از این 18 نفر، 17 نفر نمرۀ بالاتر از هفت گرفتن و یک نفر از اونها پیامی رو از یکی از نزدیکان فوتشدهش دریافت کرد و این درحالی بود که دیدار با درگذشتگان جزو القائات محققان نبوده.
محققان این تحقیق هشدار میدن که «صرف کسب نمره از مقیاس گریسون الزاماً به معنای یکسانی این تجربهها با تجارب نزدیک به مرگ نیست» و معلوم نیست چه مقدار از این تجربهها ناشی از تلقین صرف بوده و چه مقدار ناشی از ورود به سطحی عمیقتر از هوشیاری (یا همون چیزی که تجربهگران نزدیک به مرگ تجربه میکنن). [2]
▪️ آزمایشهای «تجربۀ خروج از بدن» دکتر چارلز تارت فقید
اگرچه این تحقیق دربارۀ تجربۀ نزدیک به مرگ نیست، اما دربارۀ یکی از عناصر مهم این تجربهها یعنی «تجربۀ خروج از بدن»ه. توی آزمایشهای دکتر تارت یک نفر (خانم Z) میتونه از بدنش خارج بشه و عدد تصادفی پنجرقمی رو که فقط از سقف و در زاویۀ بالا به پایین قابلمشاهده بوده، ببینه و بهدرستی گزارشش بده.
البته توی این تحقیق دکتر تارت مواردی هم گزارش میکنه که افراد یک تجربۀ خارج از بدن کاملاً نادرست رو تجربه کردن.
مقالۀ دکتر تارت نکات بسیار جالبتوجهی داره که حتماً پیشنهاد میکنم اگر تونستید مطالعهش کنید. [3]
🔻 نتیجهگیری من:
به گمان من، اینکه بگیم با هر روشی و در هر کیسی هیپنوتیزم منجر به یک تجربۀ کاملاً درست از «دیگرسو» میشه، نتیجهگیری دقیقی نمیتونه باشه، اما هیپنوتیزم حتماً میتونه ابزار بسیار خوبی برای کشف و کسب اطلاعات بیشتر دربارۀ دیگرسو باشه و کاش محققان توجه بیشتری به این ابزار داشته باشن.
ضمناً باید توجه کنیم که شواهد مرتبط با هیپنوتیزم محدود به موارد مطرحشده در این مطلب نیست؛ مثلاً نگاهی بندازید به فصل دوم کتاب «علم و تناسخ»، قسمت «نمونهای دیگر از برخورد جامعۀ علمی با کارهای استیونسون».
منابع:
[1] Ohkado, M., & Greyson, B. (2018). A comparison of hypnotically-induced death experiences and near-death experiences. Journal of International Society of Life Information Science, 36(2), 73–77.
[2] Ferreira, A. S. M., Farinha, A. P., & Simões, M. (2022). Hypnotically induced near-death-like experiences: An exploratory study of phenomenological similarities to near-death experiences. Journal of Near-Death Studies, 40(1), 47–68.
[3] Tart, C. T. (1998). Six studies of out-of-body experiences. Journal of Near-Death Studies, 17(2), 73–99.
گاهی بزرگترین حقیقت را کسانی روایت میکنند که مرز میان زندگی و مرگ را تجربه کردهاند.
«عشق، جوهر واقعی زندگی است.»
این سخن، یادآوری میکند که شاید مهمترین رسالت ما در این دنیا، عشق ورزیدن و عشق را زندگی کردن باشد.
📺📺📺
✔️ مبــــارزه واقــــعی در «اینــــجا» و «اینــــجا» روی مــــیدهد!
📣 ایـــــن کلیپ رو با دقت ببینین و پست پیشین رو دوباره بخونین!
✨ @NDEchanel ✨
🖤🖤🖤
✔️ شــــیعیان شهر دالاس آمریکا، غذاهای نذری محرم را بین نیازمندان و بیخانمانها توزیع میکنند و گرسنگان واقعی را سیر میکنند. اونوقت اینجا بعضی از هموطنان ۱۰ تا ۱۰ تا غذا میبرن خونه، تا یه هفته خیالشون بابت غذا راحت باشه!
⛔️ یــــک صحنه که خودم چند سال پیش دبدم و بسیار ناراحتکننده بود؛ به خانمی چند پرس «زرشک پلو» گرفته بود، نشسته بود لب جدول، برنجاش رو میریخت توی جوی آب، و مرغاش رو جدا میکرد که ببره خونه!
👍 و یکــــی رو هم میشناسم که تو صف هیاتها وامیسته، غذا میگیره میاره تو ماشینش، بعد همون شب میره بین نیازمندان واقعی، بچههای کار، بیخانمانها و رفتگرانی که آشغالهایی که ملت ریختن رو جمع میکنن، پخش میکنه، حتی یه دونه غذا هم نه میخوره و نه میبره خونه.
میگه این نذر هرسالهی منه!
یه کارمند ساده با یه حقوق معمولیه، اما بعضی وقتا که کفش میخره، همون مدل رو با شماره پای خودش یه دونه اضافه میخره، و میره میده به بیخانمانهایی که کفش مناسبی ندارن، مخصوصا تو زمستونها!
👍 بهــــش میگم شک نکن که وقتی داری میری این غذاها و کفشها رو به نیازمندا بدی، تنها نیستی، خود خدا توی ماشین کنارت نشسته، تو رو با انگشت به فرشتههاش نشون میده میگه: ببینین! من همچین رفیقایی دارم!
✨ @NDEchanel ✨
💠 آیا با هیپنوتیزم میشه تجربۀ نزدیک به مرگ داشت؟
بیایم یه نگاه مختصر به سه تحقیق مرتبط با این موضوع بندازیم:
▪️ تحقیقی که دکتر بروس گریسون (پدر تحقیقات تجربۀ نزدیک به مرگ) و پروفسور ماسایوکی اوکادو (پارسایکولوژیست ژاپنی) در سال 2018 منتشر کردن
توی این تحقیق، افرادی رو که تحت هیپنوتیزم بازگشت به زندگی گذشته، مرگ رو تجربه کرده بودن (تقریباً مشابه هیپنوتیزم دکتر مایکل نیوتن)، با افرادی که تجربۀ نزدیک به مرگ داشتن مقایسه کردن. افرادی که «مرگ هیپنوتیزمی» رو تجربه کرده بودن، بنابر «مقیاس اندیئی گریسون» تجربۀ نزدیک به مرگ داشتند؛ یعنی نمرهای بالاتر از 7 رو کسب کرده بودن و حتی نمرات این افراد از تجربهگران نزدیک به مرگ یک تحقیق دیگه بیشتر بود!
حتی پیامدها یا اثرات بعدی تجربۀ مرگ هیپنوتیزمی هم وضعیت مشابهی داشت. [1]
▪️ تحقیقی که محققان دانشگاه لیسبون در سال 2022 منتشر کردن
توی این تحقیق، دیگه سراغ بازگشت به زندگی گذشته نرفتن، بلکه با تلقین و القای مراحل تجربۀ نزدیک به مرگ، تلاش کردن این تجربه رو در 18 شرکتکننده ایجاد کنن. از این 18 نفر، 17 نفر نمرۀ بالاتر از هفت گرفتن و یک نفر از اونها پیامی رو از یکی از نزدیکان فوتشدهش دریافت کرد و این درحالی بود که دیدار با درگذشتگان جزو القائات محققان نبوده.
محققان این تحقیق هشدار میدن که «صرف کسب نمره از مقیاس گریسون الزاماً به معنای یکسانی این تجربهها با تجارب نزدیک به مرگ نیست» و معلوم نیست چه مقدار از این تجربهها ناشی از تلقین صرف بوده و چه مقدار ناشی از ورود به سطحی عمیقتر از هوشیاری (یا همون چیزی که تجربهگران نزدیک به مرگ تجربه میکنن). [2]
▪️ آزمایشهای «تجربۀ خروج از بدن» دکتر چارلز تارت فقید
اگرچه این تحقیق دربارۀ تجربۀ نزدیک به مرگ نیست، اما دربارۀ یکی از عناصر مهم این تجربهها یعنی «تجربۀ خروج از بدن»ه. توی آزمایشهای دکتر تارت یک نفر (خانم Z) میتونه از بدنش خارج بشه و عدد تصادفی پنجرقمی رو که فقط از سقف و در زاویۀ بالا به پایین قابلمشاهده بوده، ببینه و بهدرستی گزارشش بده.
البته توی این تحقیق دکتر تارت مواردی هم گزارش میکنه که افراد یک تجربۀ خارج از بدن کاملاً نادرست رو تجربه کردن.
مقالۀ دکتر تارت نکات بسیار جالبتوجهی داره که حتماً پیشنهاد میکنم اگر تونستید مطالعهش کنید. [3]
🔻 نتیجهگیری من:
به گمان من، اینکه بگیم با هر روشی و در هر کیسی هیپنوتیزم منجر به یک تجربۀ کاملاً درست از «دیگرسو» میشه، نتیجهگیری دقیقی نمیتونه باشه، اما هیپنوتیزم حتماً میتونه ابزار بسیار خوبی برای کشف و کسب اطلاعات بیشتر دربارۀ دیگرسو باشه و کاش محققان توجه بیشتری به این ابزار داشته باشن.
ضمناً باید توجه کنیم که شواهد مرتبط با هیپنوتیزم محدود به موارد مطرحشده در این مطلب نیست؛ مثلاً نگاهی بندازید به فصل دوم کتاب «علم و تناسخ»، قسمت «نمونهای دیگر از برخورد جامعۀ علمی با کارهای استیونسون».
منابع:
[1] Ohkado, M., & Greyson, B. (2018). A comparison of hypnotically-induced death experiences and near-death experiences. Journal of International Society of Life Information Science, 36(2), 73–77.
[2] Ferreira, A. S. M., Farinha, A. P., & Simões, M. (2022). Hypnotically induced near-death-like experiences: An exploratory study of phenomenological similarities to near-death experiences. Journal of Near-Death Studies, 40(1), 47–68.
[3] Tart, C. T. (1998). Six studies of out-of-body experiences. Journal of Near-Death Studies, 17(2), 73–99.
📝 تجارب نزدیک به مرگ اصیل و واقعی
(Genuine Near-Death Experiences)
📌تجارب نزدیک به مرگ اصیل و واقعی پدیدههای عمیق روانشناختی و نورولوژیکی هستند که در آستانه مرگ فیزیکی رخ میدهند. برخلاف نمونههای فیک، توهمات دارویی یا خطاهای حافظه، تجارب اصیل دارای مؤلفههای ساختاری مشخصی هستند که محققان برجستهای مانند پروفسور بروس گریسون (استاد روانپزشکی و علوماعصابرفتاری دانشگاه ویرجینیا آمریکا و پدر تحقیقات آکادمیک NDE)، دکتر کنث رینگ (استاد ممتاز روانشناسی دانشگاه کانکتیکات و پایهگذار مدلسازی تجربی پدیده) و به ویژه دکتر جفری لانگ (پزشک انکولوژیست و مؤسس بنیاد تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ NDERF) در مقاله شاخص خود تحت عنوان «تجارب نزدیک به مرگ: شواهدی برای واقعیت آنها» (Near-Death Experiences: Evidence for Their Reality- منتشرشده در مجله علمی و پژوهشی پزشکی میسوری آمریکا با داوری همتا و نمایه بینالمللی در پابمد و مدلاین) با بررسی شواهد نهگانه، آنها را متمایز کردهاند.
📌مهمترین نشانهها و معیارهای علمی برای شناخت NDE واقعی و تمایز آن از ادعاهای جعلی عبارتند از:
1⃣ هوشیاری فوقالعاده در زمان ایست قلبی
از نظر فیزیولوژیکی در شرایط ایست قلبی یا کمای عمیق، مغز فاقد فعالیت الکتریکیِ سازمانیافته است. با این حال در تجارب واقعی، فرد فرآیند تفکر بسیار سریعتر، شفافتر و هوشیاری زندهتری را نسبت به زندگی روزمره گزارش میدهد که از نظر پزشکی در یک مغز آسیبدیده غیرممکن است.
2⃣ مشاهدات عینی خارج از بدن (OBE)
تجربهگران رویدادهای فیزیکی پیرامون خود (مانند جزئیات دقیق احیا، ابزارها یا اتفاقات راهروی بیمارستان) را گزارش میکنند. بررسیهای آماری جفری لانگ نشان میدهد بیش از ۹۷٪ از این مشاهدات کاملاً دقیق و منطبق بر واقعیت هستند و توسط کادر درمان تأیید میشوند؛ امری که فرض توهم را باطل میکند.
3⃣ تجارب نابینایان (حتی نابینایان مادرزادی)
طبق شواهد آماری لانگ، افراد نابینا در طول تجربه خروج از بدن، تصاویر، محیط و رنگها را با وضوح بصری کامل میبینند و پس از احیا با جزئیاتی توصیف میکنند که پیش از آن هرگز تجربه نکردهاند؛ پدیدهای که فرضیه «تصویرسازی بر اساس حافظه یا ادعای فیک» را کاملاً رد میکند.
4⃣ تجربه در شرایط بیهوشی عمومی
بسیاری از تجارب اصیل زمانی رخ میدهند که فرد تحت بیهوشی عمیق با داروهای قوی قرار دارد؛ یعنی زمانی که قشر مغز کاملاً غیرفعال است و امکان ساختن رویا، توهم هوشیارانه یا داستانسرایی ناخودآگاه در آن لحظه وجود ندارد.
5⃣ تجارب کودکان کمسن (بدون پیشفرض فرهنگی)
کودکان زیر ۵ سال که هیچ درک یا ذهنیتی از مرگ، مذهب و کلیشههای فرهنگی ندارند، دقیقاً همان مؤلفههای ساختاری NDE بزرگسالان (نور، تونل، احساس آرامش) را گزارش میدهند؛ موضوعی که نشان میدهد این پدیده مستقل از القائات محیطی است.
6⃣ ملاقاتهای واقعگرایانه با متوفیان و احساس واقعیتِ مطلق در تجارب واقعی، فرد با افرادی دیدار میکند که قبلاً فوت شدهاند (گاهی حتی بدون اینکه خودش از مرگ ناگهانی آنها باخبر بوده باشد). همچنین تجربهگران تأیید میکنند که این پدیده برای آنها «واقعیتر از واقعیتِ روزمره» (Realer than real) بوده است؛ برعکس رویاها یا توهمات ناشی از مواد (مثل کتامین) که ماهیتی گذرا و مبهم دارند.
7⃣ مرور جامع و چندبعدی زندگی (Life Review)
طبق پژوهشهای کنث رینگ، مرور زندگی در NDEهای اصیل یک یادآوری ساده یا فیلم خطی نیست؛ بلکه فرد تمام اقدامات، افکار و رفتارهای گذشته خود را به صورت همزمان، سهبعدی و از زاویه دید افرادی که تحت تأثیر رفتارهای او قرار گرفتهاند، با تمام وجود احساس و بازخوانی میکند.
8⃣ ثبات خیرهکننده خاطره در طول زمان
خاطره یک NDE واقعی برخلاف داستانهای ساختگی، هرگز در ذهن دگرگون نمیشود. بروس گریسون نشان داد که تجربهگران واقعی پس از گذشت چندین دهه، رویداد را با همان جزییات، احساسات و توالی روز اول تعریف میکنند، در حالی که در ادعاهای فیک، جزییات در طول زمان دچار فراموشی، تغییر و تناقض میشوند.
9⃣ دگرگونی عمیق و پایدار روانشناختی (Aftereffects) محکمترین نشانه اصالت تجربه، تغییر ساختار ارزشهای فرد است. بعد از یک NDE واقعی، ترس از مرگ برای همیشه از بین میرود، مادیگرایی و میل به شهرت به شدت افت میکند و حس نوعدوستی به اوج میرسد. این دگرگونیها به قدری عمیق و زلزلهوار است که فرد دیگر نمیتواند به الگوهای رفتاری سابق خود بازگردد؛ ویژگی ممتازی که در ادعاهای فیک هرگز دیده نمیشود.
گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران
DNDSI.ir
Join → @IranNDE
📝📝📝
🔰 عـــدهای از مـــحققین ایـــن پرســـش را از گـــروهى از بـــچههاى ۴ تا ٨ ســـاله پرســـیدند کـــه: «عـــشق یعـــنى چـــه؟»
پاسخهایى که دریافت شد عمیقتر و جامعتر از حدّ تصوّر بود.
🔹 عشـــق هنگامى است که به یک نفر بگوئید از پیراهنش خوشتان میآید و بعد از آن او هر روز آن پیراهن را بپوشد.
(نوئل، ٧ ساله)
🔸 عشـــق هنگامى است که مامانم براى پدرم قهوه درست میکند و قبل از آن که جلوى او بگذارد آن را میچشد تا مطمئن شود که مزهاش خوب است.
(دنى، ٧ ساله)
🔹 هنـگــامى که مادربزرگم آرتروز گرفت دیگر نمیتوانست دولا شود و ناخنهاى پایش را لاک بزند. پدربزرگم همیشه این کار را براى او میکرد، حتى وقتى دستهاى خودش هم آرتروز گرفت. این یعنى عشق.
(ربکا، ٨ ساله)
🔸 عـــشق هنگامى است که یک دختر به صورتش عطر میزند و یک پسر به صورتش ادوکلن میزند و با هم بیرون میروند و همدیگر را بو میکنند.
(کارل، ۵ ساله)
🔹 عـــشق هنگامى است که شما براى غذاخوردن به رستوران میروید و بیشتر سیبزمینى سرخ کردههایتان را به یک نفر میدهید بدون آن که او را وادار کنید تا او هم مال خودش را به شما بدهد.
(کریس، ۶ ساله)
🔸 اگـــر میخواهید یاد بگیرید که چه جورى عشق بورزید باید از دوستى که ازش بدتان میآید شروع کنید.
(نیکا، ۶ ساله)
🔹 عـــشق شبیه یک پیرزن کوچولو و یک پیرمرد کوچولو است که پس از سالهاى طولانى هنوز همدیگر را دوست دارند.
(تامى، ۸ ساله)
🔸 عشـــق هنگامى است که مامان بهترین تکه مرغ را به بابا میدهد.
(الین، ۵ ساله)
🔹 هنـــگامى که شما عاشق یک نفر باشید، مژههایتان بالا و پائین میرود و ستارههاى کوچک از بین آنها خارج میشود.
(کارن، ٧ ساله)
🔸 شـــما نباید به یک نفر بگویید که عاشقش هستید مگر وقتى که واقعاً منظورتان همین باشد. اما اگر واقعاً منظورتان این است باید آن را زیاد بگویید. مردم معمولاً فراموش میکنند.
(جسیکا، ۹ ساله)
#شعرومتن
@AR_NOSRATI
📝📝📝
📌 از چهار ماهِ پیش که به این شهرِ کوچیک اومدیم، من در محلِ کارم متوجه یک نکته جالب شدم. از میانِ مراجعه کنندگانِ زیادی که در سنین مختلف داشتیم و من آخرش نفهمیدم چرا مردمِ این شهر عاشقِ این هستند که صورتحساب شون رو با نوشتنِ چک پرداخت کنند، یک گروهِ خاص وجود داشت.
📌 روزایِ اول که چکها رو مینوشتن، فقط به نظرم میومد، چقدر تو این شهرِ کوچیک، آدمهایِ با دست خطِ خوب و زیبا زیاده. بیشتر که دقت کردم، دیدم تقریبا همه این آدمهایِ خوش خط زن هستند و همشون هم در رِنجِ سنیِ ۵۰ تا ۶۵ بودند. نه اینکه دیگران اصلا خوش خط نباشن، نه، ولی تو این گروه خیلی تعدادشون زیاد بود. به چند نفرشون گفتم: "تو این شهر خوش خط زیاده ها!" همشون بدونِ استثنا با تعجب میگفتن: "جدی؟ نمیدونم!" خیلی برام این مساله جالب بود.
📌 سوالمو عوض کردم، این دفعه پرسیدم: "کی باعث شد اینقدر خطتون خوب شه؟" جالب این بود همه جوابشون باز یکی بود: "خانومِ باربارا، معلمِ کلاسِ دوم! اون همیشه میگفت که خوش خط بنویسم."
📌 یه معلم تو یه شهرِ کوچیک در طولِ زمانِ کارش رویِ خوش خطیِ دانش آموزانش کار کرده بود. و من داشتم اثرِ کارشو بعدِ سالهایِ سال میدیدم. خودِ اون آدمها نمیدونستن چه موجِ زیبایی به راه انداختن.
📌 از یکیشون پرسیدم: "خانمِ باربارا آدمِ خاصی بود؟"
گفت: "نه!"
--"آدمِ معروفی بود؟"
--"نه!"
--"معلمِ معروفی بود؟"
--"نه!"
--"اون زنده ست؟"
-"نمیدونم!"
این سوالها رو از چند نفرِ دیگه هم پرسیدم و دقیقا همین جوابها رو شنیدم.
📌 این ماه سوالم رو عوض کردم. از هر زنی در اون گروهِ سنی که خطِ خوبی داشت میپرسیدم: "معلمِ کلاسِ دومت خانومِ باربارا بوده؟ " همشون با تعجب یه جواب میدادن: "آره، از کجا میدونی؟" و منم به همه یه جواب میدادم: "آخه من یه جادوگرم!" و از دیدنِ قیافههایِ حیرت زده شون لذت میبردم.
📌 خیلی دلم میخواست این خانومِ باربارا رو می دیدم، و براش این شعرِ مولوی رو که خودِ باربارا مظهرِ عینیِ اونه رو میخوندم:
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نهای، هزاری تو چراغ خود برافروز
📌 باید برایِ ساختنِ یک دنیایِ زیباتر تلاش کنیم. هر چقدر هم که به نظر کوچک، ولی دست از تلاش برنداریم. با هر تلاشِ کوچکی دنیا جایِ زیباتری برایِ آیندگان خواهد شد. ما به شدت بر هم تاثیر میگذاریم. تاثیری زیبا به جا بگذاریم.
تو یکی نهای هزاری تو چراغ خود برافروز.
✍ منبع: کانال فرنگنوشت
#شعرومتن
💫 @NDEchanel
🔹 فراسوی مغز: شواهد کوانتومی برای آگاهی غیرموضعی در مرز مرگ بالینی
در مارس ۲۰۲۶، مجلهٔ برجستهٔ The Innovation (از خانوادهٔ Cell Press با ضریب تأثیر ۳۳.۲) میزبان مقالهای شد که میتوان آن را نقطهعطفی در پژوهشهای مرز میان فیزیک، علوم اعصاب و فلسفهٔ ذهن دانست. این مطالعه، نخستین کارآزمایی تصادفیسازیشده و دوسوکور است که با طراحی دقیق و اجرا در ۱۳ بیمارستان در بریتانیا و اسپانیا، به پرسش بنیادین تداوم آگاهی در هنگام مرگ بالینی پرداخته است.
🔸 تیم پژوهشی به سرپرستی اسکولا-گاسکون و همکاران فرضیهای جسورانه را به آزمون گذاشت: آیا آگاهی انسان میتواند در شرایط توقف کامل گردش خون و فعالیت الکتریکی مغز، از چارچوب فیزیکی مغز فراتر رفته و بر اساس همبستگیهای کوانتومی عمل کند؟
برای آزمون این فرضیه، پژوهشگران یک مدار تحریک شنیداری را با ابررایانهٔ کوانتومی ۱۲۷-کیوبیتی IBM Brisbane همگامسازی کردند. ماهیت کوانتومی محرکها با استفاده از نقض معنادار نامساویهای مرمین به تأیید آماری رسید و این اطمینان حاصل شد که الگوی پخش صداها برآمده از پدیدهٔ درهمتنیدگی کوانتومی است.
🔹 سپس، از ۱۲۰ ثانیه پس از ایست قلبی-تنفسی داخل بیمارستانی – هنگامی که بیماران رسماً در وضعیت مرگ بالینی قرار داشتند – این محرکهای شنیداری برای آنان پخش میشد. در تمام این مدت، مجموعهای از زیستنشانگرهای عصبی-فیزیولوژیک مانند اکسیژنرسانی بافت مغز (NIRS)، دمای مغز، pH خون، لاکتات و فاکتور نورونزای مشتق از مغز (BDNF) بهطور پیوسته پایش میگردید.
🔸 هدف آن بود که معلوم شود آیا پس از احیای قلبی-ریوی موفق، بیماران چیزی از محتوای پخششده در دوران بیهوشی کامل و نبود گردش خون را به خاطر میآورند یا خیر.
یافتهها تصویری شگفتانگیز و تأملبرانگیز ترسیم کردند. از میان بیمارانی که از ایست قلبی جان سالم به در بردند، ۱۴۲ نفر وارد آزمونهای یادآوری شدند. نتایج آشکارا نشان داد که تنها گروهی که در معرض محرکهای درهمتنیدهٔ کوانتومی قرار گرفته بودند، توانستند محتوای شنیداری را با دقتی فراتر از حد شانس به یاد آورند.
🔹 نکتهٔ بسیار مهم آنکه سوگیری انتظار بهطور کامل حذف شده بود؛ توزیع یادآوری در گروههای دریافتکنندهٔ محرکهای کوانتومی، ضریب همپوشانی ۰.۸۴۳ را نشان میداد، به این معنا که الگوی پاسخها مستقل از انتظارات قبلی و بسیار همگون بود.
🔸 جالبتر آنکه برخلاف مدلهای کلاسیک آگاهی که آن را وابسته به سوختوساز مغز میدانند، شفافیت یادآوریها در این پژوهش لحظهبهلحظه با کاهش اکسیژنرسانی مغزی افزایش مییافت. گویی هرچه بستر فیزیولوژیک بیشتر فرو میپاشید، دسترسی به این ادراک غیرموضعی آسانتر میشد.
تحلیلهای آماری ژرفتر نیز نشان داد که تجارب نزدیک به مرگ با نشانگرهای نوروپلاستیسیته (BDNF) در حین ایست قلبی همبستگی مثبت دارند.
🔹 افزون بر این، وقتی پژوهشگران با یک تحلیل رگرسیون سلسلهمراتبی اثر علائم روانپریشی را بهطور آماری کنترل کردند، ادراک غیرموضعی همچنان بهتنهایی ۳۲٪ از واریانس تجربهٔ نزدیک به مرگ را پیشبینی میکرد. این بدان معناست که پدیدهٔ مشاهدهشده یک رویداد مستقل و واقعی در آستانهٔ مرگ است، نه صرفاً هذیان یا توهم ناشی از اختلالات روانپزشکی.
🔸 همچنین، مدلهای ترکیبی مبتنی بر زیستنشانگرها توانستند ۵۶.۸٪ از واریانس یادآوری محرکها را تبیین کنند، که از نظر علمی قدرت تبیینی بسیار بالایی به شمار میآید.
نویسندگان این پژوهش بر اساس این شواهد نتیجه میگیرند که بازنگریای رادیکال در مفهوم مرگ بالینی ضرورت یافته است.
🔹 از نگاه آنان، آگاهی میتواند در شرایطی که تمام معیارهای فیزیولوژیک مرگ برقرار است، پایداری خود را حفظ کند؛ پدیدهای که ظاهراً از اصول کوانتومی پیروی میکند، قابل ردیابی کمی است و تا آخرین لحظات فروپاشی زیستی مقاومت نشان میدهد.
🔸 در پایان مقاله، رهنمودهای بالینی تازهای برای پایش آستانههای حیاتی، شیوهٔ ارتباط با بیماران در وضعیت مرگ بالینی، مدیریت آرامبخشی و مراقبتهای پس از احیا ارائه شده است.
📚 منبع:
Escolà-Gascón, Á., Drinkwater, K., Denovan, A., Dagnall, N., & Benito-León, J. (2026). Quantum evidence of nonlocal consciousness during clinical death. The Innovation, 7(3), 101355.
🔗 https://doi.org/10.1016/j.xinn.2026.101355
گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران
DNDSI.ir
Join → @IranNDE