1237
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه فردوسی مشهد برای ارتباط با ادمین کانال @MafakherFUM
گزارش تصویری یازدهمین نشست از سلسله نشستهای «درخت معرفت» در باشگاه مفاخر و پیشکسوتان دانشگاه فردوسی مشهد
با حضور
دکتر هما زنجانیزاده
استاد پیشکسوت گروه علوم اجتماعی دانشکدهٔ ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد
⏱️ دوشنبه، ۱۱ آبان ماه ۱۴۰۵
📍باشگاه مفاخر و پیشکسوتان دانشگاه
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
🔸خراسانشناسی _ مسجد جامع گناباد 🔸
#خراسانشناسی
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
دستگاه پرتابل بیهوشی
یکی از اشیای جالب توجه موزۀ دانشگاه فردوسی مشهد، دستگاه بیهوشی ساخت شرکت انگلیسی Airmed Limited است که با نام «دستگاه بیهوشی مارت» (Marrett Anaesthetic Head) شناخته میشود.
دانشگاه فردوسی و دانشگاه علوم پزشکی مشهد از بدو تأسیس تا سال ۱۳۶۵ خورشیدی یک دانشگاه بودند. بنابراین این دو دانشگاه، تاریخی مشترک دارند که باعث میشود موزۀ دانشگاه فردوسی مورد توجه استادان و دیگر اعضای دانشگاه علوم پزشکی نیز باشد.
خانم نیکو آراسته، فرزند دکتر عباسعلی آراسته (۱۳۱۰_۱۳۹۴) از قدیمیترین متخصصان بیهوشی مشهد، این دستگاه را که از وسایل مورداستفادۀ مرحوم دکتر آراسته بود، در اوایل دی ماه سال گذشته به موزۀ دانشگاه اهدا کرد. پدر ایشان، دکتر عباسعلی آراسته متولد ۲۵ فروردین سال ۱۳۱۰ در مشهد است که تحصیلات ابتدایی را در شهرهای مشهد، کاشمر و گناباد گذراند و دورۀ دبیرستان را در مدرسۀ فردوسی مشهد تحصیل کرد. پس از پایان دورۀ دبیرستان همزمان در کنکور پزشکی و کشاورزی پذیرفته شد و برای ادامۀ تحصیل رشتۀ پزشکی را انتخاب کرد.
او پس از استخدام به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه مشهد، در بخشهای مختلف بیمارستانهای مشهد فعالیت کرد و اولین اپیدورال (بیحسی نخاعی) را در بخش زنان انجام داد. پس از انقلاب اسلامی، زندهیاد دکتر آراسته مسئولیت بیمارستان و دانشکدۀ پزشکی امام رضا (ع) را بهعهده گرفت. در دورۀ ریاست ایشان، طرح توسعۀ بیمارستان امام رضا (ع) و تجهیز بخشهای مختلف آن انجام شد.
دستگاه بیهوشی اهدائی خانواده دکتر آراسته در سال ۱۹۴۸ میلادی، بر اساس طراحی هنری رکس مارت (Henry Rex Marrett)، پزشک متخصص بیهوشی انگلیسی، تولید شده است. مارِت در جنگ جهانی دوم بهعنوان پزشک نظامی خدمت کرد. تجربۀ او از شرایط دشوار جراحی در میدان جنگ به طراحی دستگاهی کمک کرد که بیهوشی را با تجهیزات نسبتا کمحجم امکانپذیر میکرد. از اینرو، مارت در سال ۱۹۴۵ مأمور طراحی دستگاهی شد که چند بخش ضروری بیهوشی را در مجموعهای فشرده کنار یکدیگر قرار دهد. کارکرد این دستگاه پس از جنگ جهانی دوم با توسعه و اصلاحات بیشتر در مراکز درمانی و بیمارستانها نیز گسترش یافت.
دستگاه بیهوشی مارت از محفظههای تبخیر مواد بیهوشی، لولههای مدرج تنظیم جریان گاز، مدار تنفسی و محفظۀ جذب دیاکسیدکربن تشکیل شده است و از طریق استنشاق داروهای بیهوشی استفاده میشد. روش کار این بود که مخلوط گاز و بخار مادۀ بیهوشی از طریق ماسک یا تجهیزات تنفسی به بیمار میرسید و هوای بازدمی نیز از مسیر مربوطه عبور میکرد.
دستگاه پرتابل بیهوشی، یادگاری از سالها خدمت ارزنده و شرافتمندانۀ زندهیاد دکتر آراسته در دانشگاه و شهر مشهد است.
۱۰ آبانماه ۱۴۰۵
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
http://instagram.com/mafakher.fum
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه فردوسی مشهد برگزار میکند:
یازدهمین نشست از سلسله نشستهای «درخت معرفت»
با حضور
سرکار خانم دکتر هما زنجانیزاده
استاد پیشکسوت گروه علوم اجتماعی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد
⏱️ دوشنبه، ۱۱ آبانماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۲
⛳️ باشگاه مفاخر و پیشکسوتان دانشگاه فردوسی مشهد (جنب غذاخوری یاس)
🔸 امکان حضور در نشست برای عموم فراهم است.
🔸برای حضور در این برنامه لطفا مشخصات خود را به شمارهٔ ۳۰۰۰۸۰۵۶۱۳ پیامک کنید.
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
هفدهمین برنامهٔ نمایش فیلمهای تخصصی، در محل باشگاه مفاخر و پیشکسوتان دانشگاه فردوسی مشهد
هفدهمین برنامه از سلسله برنامههای نمایش فیلمهای تخصصی با پخش مستند «بدنامان تاریخ: چنگیزخان مغول»، به همت مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه، ظهر سهشنبه، ۵ آبانماه ۱۴۰۵ با حضور دانشجویان، استادان و دیگر علاقهمندان در محل باشگاه مفاخر و پیشکسوتان دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد.
دکتر مصطفی گوهری، استاد گروه تاریخ تمدن دانشکدهٔ الهیات و معارف اسلامی، این مستند و میزان وثاقت اطلاعات تاریخی آن را نقد کردند و گفتند مستندها اگرچه اطلاعات و امتیازات خوبی دارند اما به جهت تولید برای مخاطب عام و جذب مخاطب بیشتر، دچار کاستیهایی میشوند که آنها را میتوان با مطالعهٔ کتابهای مناسب و مرتبط با موضوع تا حدی رفع کرد. ایشان کتاب امپراتوری صحرانوردان اثر رنه گروسه، را اثری بسیار مناسب برای تصحیح و تکمیل اطلاعات در مورد مغولان و از جمله چنگیزخان دانستند. دکتر گوهری در ادامه شکل درست گفتههای این مستند را روایت کردند.
بخش پایانی نشست نیز به پرسش و پاسخ حاضران با دکتر گوهری اختصاص یافت.
۵ آبانماه ۱۴۰۵
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
اسلایدپروژکتور اهدایی گروه جغرافیای دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی
یکی از وسایل اهدایی گروه آموزشی جغرافیا به موزۀ دانشگاه اسلایدپروژکتور مدل Braun PA 2 است. این وسیله ساخت شرکت Max Braun در فرانکفورت آلمان غربی و از نخستین نسل پروژکتورهای اسلاید خودکار شرکت Braun است. این مدل در سال ۱۹۵۷ میلادی (۱۳۳۶ خورشیدی) تولید میشد.
دستگاه برخلاف ویدئو پروژکتورهای امروزی، قابلیت پخش ویدئو یا فیلم متحرک را نداشت و تنها برای نمایش اسلاید از آن استفاده میشد. اسلایدها معمولاً در قابهای ۵×۵ سانتیمتری قرار میگرفتند و داخل یک خشاب مخصوص با ظرفیت ۳۶ اسلاید جای میگرفتند. دستگاه اسلایدها را بهصورت مکانیکی و خودکار یکی پس از دیگری به محل نمایش منتقل میکرد و لامپ، تصویر هر اسلاید را روی پردهای بزرگ منعکس میکرد.
نکتۀ جالب اینکه این مدل کنترل از راه دور سیمدار نیز داشت و با آن میشد حرکت خشاب را به جلو و عقب کنترل کرد. همچنین امکان اتصال به ضبط صوت برای همگامسازی با تصویر اسلایدها در این دستگاه وجود داشت.
اسلایدپروژکتور از نظر طراحی نیز اهمیتی تاریخی دارد. طراحی این دستگاه به دیتِر رامس (Dieter Rams)، زادۀ ۱۹۳۲ میلادی، استاد بازنشستۀ طراحی صنعتی و از چهرههای برجستۀ این حوزه در آلمان، نسبت داده میشود. طراحی ساده، بدنۀ فلزی، خطوط تمیز و حذف تزئینات اضافی، از ویژگیهای همان زبان طراحی اولیۀ Braun است؛ زبانی که بعدها تأثیر زیادی بر طراحی صنعتی مدرن گذاشت.
۵ آبانماه ۱۴۰۵
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
۵ آبان ۱۴۰۵ مصادف است با دومین سالروز درگذشت زندهیاد دکتر محبوبه بهنام دهکردی، استاد پیشکسوت گروه شیمی دانشگاه فردوسی مشهد.
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه یاد و خاطرۀ این استاد پیشکسوت دانشگاه را گرامی میدارد.
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
🔸خراسانشناسی _ مدرسهٔ غیاثیه خرگرد 🔸
#خراسانشناسی
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
وسایل اهدایی خانواده استاد محمد قهرمان
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
۲۹ مهرماه ۱۴۰۵ مصادف است با اولین سالروز درگذشت زندهیاد دکتر عزتالله رادمنش، استاد پیشکسوت گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه یاد و خاطرۀ این استاد پیشکسوت دانشگاه را گرامی میدارد.
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
نسخۀ خطی منشآت خواجه اختیار منشی گنابادی
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
🔸خراسانشناسی _ بافت تاریخی بشرویه🔸
#خراسانشناسی
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
وسایل اهدایی خانوادۀ استاد حسین بمبئیچی
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
وسایل اهدایی خانوادۀ دکتر جمشید درویش
در موزۀ دانشگاه کفش، کلاه و ابزاری نگهداری میشود که حکایت از مسیرهای طولانیای دارد که صاحبشان به قصد کشف و علماندوزی در رشتۀ زیستشناسی پیموده است. این مجموعۀ ابزار و تجهیزات متعلق به دکتر جمشید درویش، از استادان پیشکسوت گروه آموزشی زیستشناسی دانشگاه فردوسی مشهد است.
اگرچه داشتههای افراد برای خانوادۀ خود آنها ارزش بالایی دارد اما بهنظر میرسد که خانوادۀ ایشان بهدرستی دریافته بودند که دکتر درویش بخش ارزشمندی از حافظۀ دانشگاه و دانشگاهیان نیز هستند. بنابراین در سال ۱۳۹۷ آنها را به موزۀ دانشگاه اهدا کردند. این مجموعه شامل میکروسکوپ، پوتین کوهنوردی، کلاه، دستکش، ارتفاعسنج عقربهای، رطوبتسنج، کولیس ورنیه و ذرهبین جیبی است. همه از تجهیزات شخصی دکتر درویش که در مطالعات میدانی و فعالیتهای علمی و پژوهشی خود در زمینۀ جانورشناسی از آنها استفاده میکرد.
نگاهی به مسیر علمی ایشان و دیدن روند چندین سالۀ تلاشهایشان میتواند دریچهای متفاوت به ارزش اشیای اهدایی خانواده ایشان باز کند. دکتر جمشید درویش در سال ۱۳۳۰ در شهرستان بیرجند دیده به جهان گشود. وی پس از دریافت مدرک دیپلم در سال ۱۳۴۹ برای ادامۀ تحصیل در رشتۀ زیستشناسی به دانشگاه تبریز رفت و در همانجا موفق به دریافت بورس تحصیلی شد. در سال ۱۳۵۳ برای تحصیل در مقاطع فوقلیسانس و دکتری به فرانسه مهاجرت کرد. در سال ۱۳۵۷، پس از دفاع از رساله دکتری در زمینۀ بیوسیستماتیک و تکامل جوندگان، به ایران بازگشت. او ابتدا در دانشگاه تبریز مشغول به کار شد، اما پس از مدتی به بیرجند منتقل شد. دکتر درویش در سال ۱۳۶۶ از ریاست دانشگاه بیرجند استعفا کرد و به دانشگاه فردوسی منتقل شد و در سال ۱۳۸۰ به مرتبۀ استادی دانشگاه فردوسی مشهد نائل آمد.
دکتر جمشید درویش در ۲۴ آبانماه ۱۳۹۶ چشم از جهان فروبست. لبخندها و خاطرات بازدیدکنندگانی که ایشان را میشناختند، میتواند تأثیرگذاری دکتر درویش و استادانی همچون ایشان را به ما یادآوری کند. یکی از اهداف موزه از به نمایش گذاشتن اشیای شخصی استادان دانشگاه نیز همین است که یاد و میراث علمی دانشگاه را برای آیندگان حفظ کند.
۲۲ مهرماه ۱۴۰۵
#معرفی_موزه_دانشگاه
@mafakherferdowsi
Instagram.com/mafakher.fum
یازدهمین نشست از سلسله نشستهای «درخت معرفت»، ظهر روز دوشنبه ۱۱ آبانماه ۱۴۰۵، با حضور جمعی از دانشجویان و استادان، در باشگاه مفاخر و پیشکسوتان دانشگاه برگزار شد.
در آغاز برنامه، دکتر مرتضی دانشیار، رئیس مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه، ضمن خوشامدگویی به حاضران، تاریخچهٔ مختصری را از راهاندازی رشتهٔ علوم اجتماعی در دانشگاه فردوسی مشهد روایت کردند و با اشاره به ساخته شدن مسیر زندگی در پیوند میان شرایط اجتماعی و انتخابهای فردی، از اهمیّت شنیدن تجربهٔ زیستهٔ استادان پیشکسوت، سخن گفتند.
در ادامه، دکتر زنجانیزاده ضمن قدردانی از حضور استادان و دانشجویان، به بیان خاطراتی از کودکی خود پرداختند و آنها را با وجود مشقت، سرمایهای گرانبها برای زندگی خود دانستند. ایشان با مرور بخشهایی از زندگی شخصی و مسیر علمی خود، از دوران تحصیل در دانشگاه مشهد، دانشگاه تهران و دانشگاه رنه دکارت پاریس یاد کردند. همچنین به تجربههای علمی و دانشگاهی و نیز بهرهمندی از محضر استادان برجسته، از جمله استاد رجایی بخارایی، اشاره کردند. سپس به شرایط و فضای اجتماعی و دانشگاهی آن دوران و تأثیر آن در شکلگیری و پرورش شخصیتهای علمی پرداختند.
بخش دیگری از سخنان ایشان به اهمیّت فرهنگ در شکلگیری هویّت جوامع اختصاص داشت. در این بخش، بر تحولات نگاه نظریهپردازان علوم اجتماعی و نظریات جدید در این حوزه نیز اشاره کردند.
از بخشهای ارزشمند و متمایز این نشست، حضور استادانی بود که روزگاری در محضر این استاد گرانقدر به تحصیل پرداختهاند و امروز خود در جایگاه استاد دانشگاه یا محقّق و مترجم در حوزهٔ این علم به فعالیّت مشغولاند. آنان ضمن بیان خاطرات و تجربههای مشترک خود، از تأثیر استادانی چون دکتر زنجانیزاده بر مسیر علمی و حرفهای خویش سخن گفتند و با روایت این خاطرات، جلوهای از تداوم پیوند علمی و آموزشی نسلهای مختلف دانشگاه را به نمایش گذاشتند.
۱۱ آبانماه ۱۴۰۵
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
مسجد جامع گناباد؛ بنایی از دورهٔ خوارزمشاهیان
معماری خوارزمشاهی (حک: ۴۷۰–۶۲۸ ق.) ادامه و استمرار معماری دورهٔ سلجوقی (حک: ۴۲۸-۵۹۰ ق.) است و ارتباط خود را از نظر شکل، مصالح و تزیینات با بناهای این دوره حفظ کرده است. آثار معماری بهجامانده از دوران حکومت خوارزمشاهیان در سرزمین خراسان ویژگیهای مشترک بسیاری دارند؛ برای نمونه مسجد ملک زوزن و مسجد جامع فریومد پلانی دو ایوانی دارند و از اولین نمونههای کاربرد تلفیقی آجر و کاشی، طرحهای مختلف گرهچینی و بکارگیری کتیبه در تزئینات معماری هستند. مسجد جامع گناباد نیز نمونهای از این معماری است که برخی ویژگیهای یادشده را در ساختار و تزئیناتش میتوان دید.
این مسجد در بخش تاریخی شهر گناباد، معروف به قصبۀ شهر، واقع است. بنا دارای دو ایوان شمالی و جنوبی، صحن مستطیلشکل، دو شبستان و دو رشته رواق در اضلاع شرقی و غربی است. تزیینات این مسجد مانند بیشتر بناهای سبک رازی، شامل آجرکاری در تزیینات هندسی، کتیبه و گچبری در تزیینات گیاهی است.
ایوان جنوبی مسجد با ارتفاعی نزدیک به ۱۵ متر در جهت قبله قرار دارد. ایوان با چهار طاق کجاوهای پوشیده شده است. پنجره مشبک آجری انتهای ایوان، نور را به شکلی ملایم به داخل آن هدایت میکند. تزیین ایوان جنوبی شامل کتیبههای خط کوفی در بخش فوقانی بغلکش، سرپایهها و پیشانی ایوان است. کتیبههای بغلکش سمت غربی شامل کلمۀ شهادتین و سمت شرقی، شامل نام استادکار بناست: «عمل نیکی شهابی البنا غفرالله له». کتیبۀ سرپایهها و پیشانی ایوان جنوبی نیز به طول ۳۲.۵ متر و عرض ۶۰ سانتیمتر، آیۀ یکم تا پنجم سورۀ فتح است. در پایان کتیبه نیز در سمت چپ سرپایۀ ایوان عبارت: «فی شهر ذیالحجه سنه تسع و ستمائه» (۶۰۹ ق.) دیده میشود که تاریخ ساختِ مسجد را نشان میدهد.
نمای ایوان شمالی با قطعات کاشی فیروزهای یکرنگ و آجرکاری به شکل گلمیخ و طرح هشتضلعی تزیین شده است.
این بنا در ۲۰ بهمن ۱۳۱۸ با شماره ۳۲۵ در فهرست آثار ملی به ثبت رسید.
۱۱ آبانماه ۱۴۰۵
#خراسانشناسی
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
—————
منابع:
مقاله «مطالعهای در نقوش هندسی تزیینات معماری در مسجد گناباد» نوشتۀ مهسا خوارزمی
مقالۀ «مطالعه کتیبهها و آرایههای تزیینی مسجد جامع گناباد» نوشتۀ علیرضا شیخی
کتاب «مساجد خراسان» نوشتۀ محسن حسینی
کتاب «بناهای تاریخی خراسان» نوشتۀ علی اصغر مقری
۱۱ آبانماه ۱۴۰۵ مصادف است با اولین سالروز درگذشت زندهیاد دکتر مهرداد لاهوتی، استاد پیشکسوت گروه زیستشناسی دانشگاه فردوسی مشهد
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه یاد و خاطرۀ این استاد پیشکسوت دانشگاه را گرامی میدارد.
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
دستگاه پرتابل بیهوشی
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
۶ آبان ۱۴۰۵ مصادف است با سیزدهمین سالروز درگذشت زندهیاد دکتر هدایت الله حبیب اللهی، استاد پیشکسوت دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد.
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه یاد و خاطرۀ این استاد پیشکسوت دانشگاه را گرامی میدارد.
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
هفدهمین برنامهٔ نمایش فیلمهای تخصصی، در محل باشگاه مفاخر و پیشکسوتان دانشگاه فردوسی مشهد
۵ آبانماه ۱۴۰۵
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
اسلایدپروژکتور اهدایی گروه آموزشی جغرافیا
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
مدرسه غیاثیه خرگرد
خرگرد روستای کوچک در پنج کیلومتری جنوب شرقی خواف است که در دوره سلجوقیان نظامیهای در آنجا ساخته شد. اما «نظامیه خرگرد» ظاهراً در هجوم ویرانگر مغولان و آشفتگی بعد از آن نابود شد. در دوره تیموریان که یکی از بومیان این منطقه به نام خواجه غیاثالدین پیر احمد خوافی (د: ۸۵۷ق.) وزیر شاهرخ تیموری (حک: ۸۰۷ تا ۸۵۰ق.) گشت، مدرسه دیگری در آنجا بنا نهاد که به نام خود او به مدرسه «غیاثیه» مشهور شد.
بر اساس کتیبۀ اصلی پشت ایوان ورودی، ساخت مدرسۀ غیاثیه بهکوشش خواجه غیاثالدین پیر احمد خوافی، در سال ۸۴۸ق. پایان یافت. پایان کتیبۀ دیوار ورودیِ اصلیِ این ایوان، امضای خوشنویس جلالالدین محمد بن جعفر نقش بسته است؛ همان هنرمندی که در تایباد و مدرسۀ گوهرشاد هرات کار کرده است. در طاقچهنمای سمت راست ایوان ورودی، عبارت «تحت مراقبت بندۀ حقیر خواجه پیر احمد ریحان» نگاشته شده است. او احتمالاً ناظر و سرپرست بنا بود. در قاببندی چوبی پشت ایوان غربی نیز نقل شده است که استاد مرحوم قوامالدین شیرازی مدرسه را بنا کرد و غیاثالدین شیرازی آن را در سال ۸۴۸ق. به پایان رساند.
گذشته از آنکه زادگاه پیر احمد منطقهی خواف بود و او به جهت تعلق به زادگاهش مایل به ساخت چنین بنایی در آنجا بوده است، احتمالهای دیگری درباره سبب ساخت مدرسه در آنجا مطرح شده است. از جمله اینکه احتمالاً او میخواست که داراییهایش را برای بازماندگان خود حفظ کند. اگر بازماندگان او متکفل یا متولی وقف میشدند، دارایی یا ملک از مصادره اجباری معاف میشد و خانواده از درآمد اضافی وقف بهره میبرد. با این حال، این نظر منتقدانی هم دارد: موقوفات مدرسه در سراسر خراسان چشمگیر بوده است و اگر مدرسه حتی در هرات ساخته میشد نیز میتوانست زمینهای مشابهی را وقف کند و خانواده از امتیازات مشابه برخوردار شود. احتمال دیگر این است که پیر احمد میخواست سنت آموزشی شکلگرفته در نظامیه همجوار را ادامه دهد.
عامل دیگری که احتمالاً در تصمیمگیری برای ساخت بنا در خواف تأثیر داشته، این بوده است که شاید بیشتر داراییهای پیر احمد در شهرستان خواف قرار داشت. هرچه ساختمان وقفشده به منابع درآمد نزدیکتر بود، احتمال اختلاس آنها پیش از رسیدن به دست متولیان کمتر میشد؛ البته به شرطی که متولی نزدیک بنا اقامت میداشت. پیر احمد به سبب شغلش ناچار بود در هرات بماند، اما برخی اعضای خانوادهاش که او احتمالاً برای اداره وقف منصوب کرده بود، میتوانستند در زادگاه او بمانند.
مدرسه در دهکدهای کوچک ساخته شد؛ بنابراین ساختمانهای مجاور مانع اجرای نقشۀ آرمانی قوامالدین نبودند. از دید کسی که از هرات به خرگرد میرود، مدرسه نخستین اثر خرگرد است. جهتگیری آن رو به قبله است و نمای بیرونی مدرسه بهگونهای طراحی شده است که از همه طرف دیده میشود.
این بنا به شیوه چهارایوانی ساخته شده و با کاشی معرّق و آجرتراش تزیین گشته است. مدرسه دارای حیاط مرکزی است و تقارن و تعادل در نقشه و نمای آن دیده میشود. حجرهها در دو طبقه و در چهار جهتِ پیرامون حیاط قرار دارند و در مجموع ۳۲ حجره میشوند. در میانۀ هر ضلع، ایوانی به عرض ۴.۵ متر و ارتفاع ۱۱ متر قرار دارد.
مدرسه یک ورودی اصلی با سردری بلند در میانۀ ضلع شمال شرقی دارد. قاعده و ارتفاع این سردر از سطح نما بیرون آمده و تزئینات کاشی آبی، کبود و سفید آن یادآور معماری تیموری در نماهای پرشکوه است. سردر ورودی به هشتی مربعی در داخل بنا میرسد که سقف آن با کاربندی تزیین شده و مستقیماً به ایوان و صحن راه مییابد. دهانههای دو طرف دیگر هشتی به تالارهای گنبددار پشت نمای مدرسه منتهی میشوند. این اتاقها چلیپایی هستند؛ یکی از آنها به عنوان مدرَس استفاده میشده و با طاقی زیبا و گریو پنجرهدار پوشیده شده است. اتاق دیگر دارای محراب است و به عنوان مسجد شناخته میشود.
این بنا در ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شماره ۱۲۶ به عنوان یکی از آثار ملی به ثبت رسیده است.
۴ آبانماه ۱۴۰۵
#خراسانشناسی
@Mafakherferdowsi
http://instagram.com/mafakher.fum
—————
منابع:
کتاب «معماری تیموری در ایران» نوشتۀ برنارد اوکین
مقالۀ «تحلیل سازمان فضایی مدرسۀ غیاثیۀ خرگرد» نوشتۀ نگین اوانی
مقالۀ «شناسایی تأثیرات عوامل اقلیمی بر معماری مدرسه غیاثیه خرگرد خواف» نوشتۀ آمنهسادات فتاحی معصوم
وسایل اهدایی خانوادۀ استاد محمد قهرمان
خانوادۀ استاد قهرمان در سالهای گذشته تعداد زیادی از وسایل، عکسها و اسناد متعلق به ایشان را به موزۀ دانشگاه اهدا کردند. بخشی از این وسایل اهدایی در فضای موزه به نمایش گذاشته شده بود.
نمایش این ویترین در موزه با تعداد نسبتا قابلتوجه وسایل، به بازدیدکنندگان و علاقهمندان به تاریخ دانشگاه این پیام را می رساند که دانشگاه فردوسی مشهد تنها با استادان و دانشجویان به این جایگاه علمی و فرهنگی دست نیافته است، بلکه از حضور کارمندان فعال، تأثیرگذار و برجستهای مانند استاد محمّد قهرمان نیز بهره برده است.
استاد محمد قهرمان، شاعر نامی خراسان، غزلسرا و محلیسرای بزرگ معاصر، در سال ۱۳۰۸ در روستای امیرآباد تربت حیدریه متولد شد. او در سال پنجم دبیرستان در مشهد با زندهیاد مهدی اخوان ثالث همکلاس بود که این دوستی تا زمان درگذشت اخوان (۱۳۶۹ ش.) ادامه یافت. قهرمان سپس به تهران رفت و سال ششم ادبی را در دبیرستان البرز تهران به پایان رساند. پس از آن در دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران در رشتۀ قضایی ادامه تحصیل داد.
استاد قهرمان چنان دلبستگی و کوششی در ادبیات فارسی داشت که او را پرچمدار سبک موسوم به سبک هندی در خراسان میشناسند. ایشان آثار مهم و فراوانی در این حوزه منتشر کردهاند،، از جمله آنها تصحیح دیوان صائب است که برندۀ جایزۀ کتابِ سال جمهوری اسلامی ایران شد.
دکتر فیاض، رئیس وقت دانشکدۀ ادبیات، در سال ۱۳۴۰ از او برای کار در دانشکدۀ ادبیات دعوت کرد. استاد قهرمان در ابتدا به عنوان مترجم و سپس به عنوان کارمند به کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی منتقل شد و مدت ۲۷ سال به عنوان مسئول و کتابدار، با همکاری دکتر گیتی فلاح رستگار، به طبقهبندی منابع و کتابها پرداخت. استاد قهرمان از همان ابتدای استخدام در دانشکدۀ ادبیات، انجمن ادبی قهرمان را تأسیس کرد و جلسات آن تا زمان فوت ایشان ادامه داشت. اینگونه مجالس و ارتباط ایشان با بزرگان فرهنگ و ادب این دوره، نمایانگر جایگاه ادبی ایشان در بستر فعالیتهای فرهنگی زمانه است.
او در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در سن ۸۴ سالگی در مشهد درگذشت. خانوادۀ استاد قهرمان مدتی پس از آن، در سال ۱۳۹۴، بنا به وصیت خودشان و به همت دکتر سلمان ساکت، رئیس سابق مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه، کتابخانۀ ایشان را به کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد اهدا کردند. به پاس اهمیت و تأثیرگذاری استاد قهرمان نیز در مراسم بزرگداشتشان از نقش برجسته و تمبر وی رونمایی شد.
ویترینی که در موزه به بخشی از وسایل اهدایی استاد محمّد قهرمان اختصاص یافته، شامل تعدادی از کتابهای تألیفی ایشان، عکسهایشان با افراد برجسته، و وسایل شخصی چون آینۀ قدیمی، قلمدان، گیرۀ کراوات، ساعت، جعبۀ گونیا و پرگار، عینک، خودنویس پارکر، کیف ابزار ضروری، دکمههای سردست کت و میکروسکوپ تزئینی است. همۀ این اشیا با ظرافت خود، شخصیت منظم و باریکبین صاحبشان را به بازدیدکنندگان نشان میدهند، ویژگیای که در نگهداری کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات در زمان ایشان نیز دیده میشود.
۳ آبانماه ۱۴۰۵
#معرفی_موزه_دانشگاه
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
📽پخش مستند
بدنامان تاریخ
تهیهکننده: The History Channel
محصول مشترک کانادا و انگلیس
روایتی از زندگی چنگیزخان مغول
با حضور
دکتر مصطفی گوهری
عضو هیئت علمی گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی
⏳ سهشنبه، ۵ آبانماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۲
⛳️ دانشگاه فردوسی مشهد، جنب غذاخوری یاس، باشگاه مفاخر و پیشکسوتان دانشگاه
🎬برای شرکت در این برنامه لطفا مشخصات خود را به شماره ۳۰۰۰۸۰۵۶۱۳ پیامککنید.
🎬شرکت برای عموم آزاد است.
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
نسخۀ خطی منشآت خواجه اختیار منشی گنابادی
نسخۀ خطی «منشآت خواجه اختیار منشی گنابادی» یکی از آثار ارزشمند دورۀ صفویه، مربوط به زمان شاه طهماسب اول صفوی (حک: ۹۳۰ تا ۹۸۴ ق.) است. این اثر به خط خواجه اختیارالدین گنابادی (د: 990 ق.) منشی دربار، در سال 965 ق. کتابت شده است.
این نسخه از ۱۸ قطعه تشکیل شده که همه با حاشیه و تزئینات تذهیب شدهاند. هر صفحه پنج سطر دارد و حروف آن با طلا، سفیدآب و مرکب نوشته شده است. فاصلۀ میان سطرها طلااندود و با تحریر مشکی تزئین شده است.
عبدالحمید مولوی (د: ۱۳۵۷ ش.)، اهداکنندۀ اغلب نسخههای خطی دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، مدتی پیش این نسخه را به دانشکدۀ الهیات اهدا کرده بود و پس از راهاندازی موزه، دانشکدۀ الهیات آن را به موزه هدیه کرد.
خواجه اختیار برای کتابت این نسخه از خط تعلیق استفاده کرده است؛ خطی که نمونۀ آن امروزه در کتیبههای لوزیشکل آرامگاه خیام نیز دیده میشود. در توضیح اهمیت این خط باید گفت که در واقع این شیوه، نخستین نوع خوشنویسی بود که برای خط پارسی -که از خط عربی منشعب شده بود- ابداع شد. خط تعلیق بیشتر به عنوان خط تحریری و برای نوشتن نامهها و فرمانهای حکومتی بهکار میرفت و بهنظر میرسد در اثر نیاز به تندنویسی در امور منشیگری شکل گرفته باشد. همانطور که در این نسخه نیز مشخص است کاتبها در نوشتن خط تعلیق، حروف را پیوسته مینوشتند و کمتر قلم را از کاغذ جدا میکردند، پیوستگی نوشتار میتوانست به افزایش سرعت کتابت کمک کند، این ویژگی همچنین امکان تغییر و تصرف در آن را کمتر میکرد؛ نکتهای که بهویژه برای فرمانها، منشورها و اسناد حکومتی اهمیت داشت.
منشآت خواجه اختیار در سال ۱۳۹۹ و به شمارۀ ۵۸۴، تنها اثر دانشگاه فردوسی مشهد است که در فهرست آثار ملی به ثبت رسید؛ از این نظر بعد از دانشگاه تهران، دومین دانشگاهی است که دارای اثر ثبت ملی است.
۲۸ مهرماه ۱۴۰۵
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
بافت تاریخی بشرویه
بشرویه امروزه یکی از شهرستانهای استان خراسان جنوبی و در شمال غربی این استان واقع است. این شهر در فاصلهٔ ۴۵۰ کیلومتری جنوب شرقی مشهد قرار دارد. وجه تسمیهٔ آن مورد اختلاف نظر پژوهشگران است. برخی این واژه را متشکل از دو جزء «بُش» و «رویه» و واژهٔ بش را در اصطلاح محلی برابر گیاه تاغ دانستهاند. بر اساس این نظر، بشرویه یعنی محل رویش بش/تاغ. برخی دیگر معتقدند بُش یا بَش به کشت دیم گفته میشود؛ یعنی محل کشت محصول دیم. با وجود این، صحت یکی از این دو وجه تسمیه یا احتمال وجه تسمیهٔ دیگری برای این شهر، نیازمند پژوهش بیشتر است.
قدیمیترین منبعی که از بشرویه نام برده است، کتاب جغرافیای حافظ ابرو است. شهابالدين عبدالله بن لطفالله خوافى معروف به حافظ ابرو (د: ۸۳۳ ق.) از جغرافیدانان و مورخان بزرگ عهد تیموری (حک: ۷۸۱-۹۱۳ ق.) است؛ او در کتاب خود در ذکر قریههای ولایت رقه، از بشرویه، بهعنوان یکی از روستاهای آن در کنار قریهٔ ارسک، قریهٔ ابوجعفری، قریهٔ کرند و قریهٔ طرژد نام برده است. این که حافظ ابرو برای نخستین بار از آنجا نام میبرد بدین معنی نیست که تاریخ پیدایی این روستا مربوط به این عهد است. لیکن میتوان مؤید این موضوع باشد که این روستا در دورهٔ ایلخانی چندان توسعه یافته بود که حافظ ابرو بهعنوان یکی از روستاهای بزرگ این منطقه، از آن یاد میکند.
دستِ کم از دورهٔ صفویه این روستا رو به ترقی بیشتر گذاشت و به تدریج به مرکز منطقه رقه تبدیل شد، چنان که در دورهٔ قاجاریه بهعنوان یکی از شهرها یا روستاهای بزرگ ولایت تون و طبس و بهعنوان مرکز تولید لباسی به نام بَرَک شهرت یافت. این شهر در سه دهه به شهرستان ارتقا یافت.
بافت تاریخی بشرویه سالمترین بافت تاریخی در استانهای خراسان است و نمونهای منحصربهفرد از معماری سنتی در محدودۀ کویر و مناطق گرم و خشک به شمار میرود. این بخش بشرویه دارای چهار محلۀ تاریخی به نامهای سَرپُل، پایینمحله، میانده و مُقری است. در گذشته، دور تا دور این محلهها را بارویی فراگرفته بود که در دورۀ زندیه ساخته شد. این بارو که بخشهایی از آن هنوز باقی مانده است، در بشرویه «دیوار شهربند» نامیده میشود. در چهار جانب این دیوار و در مسیر راههای ورودی به بشرویه، چهار دروازه وجود داشته است: دروازۀ گُودو یا کیانی در شمال شهر، دروازۀ احمد در شرق، دروازه باغ علی (سَقایه) در غرب و دروازۀ قبرستان در جنوب شهر.
در بافت تاریخی بشرویه تنوع معماری اصیل ایرانی دیده میشود. خانههای چهارصفه، دوصفه و تکصفۀ خشت و گلی از شاخصههای آن هستند. وجود زندگی در این بافت، آن را از دیگر شهرهای تاریخی خراسان متمایز کرده است. از دیگر شاخصههای معماری این بافت، بادگیرهای یکطرفهای هستند که بر فراز خانههای تاریخی ساخته شدهاند و جهت آنها نشاندهندۀ مطلوب بودن بادهای شمال و شمال غربی در این منطقه است.
بافت تاریخی بشرویه در سال ۱۳۸۱ و به شمارۀ ۷۸۳۶ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
—————
منابع:
کتاب «جغرافیای تاریخی خراسان در تاریخ حافظ ابرو» نوشته شهابالدین عبدالله خوافی
مقاله «معرفی بافت تاریخی بشرویه» نوشتۀ سعید سعیدپور
۲۷ مهرماه ۱۴۰۵
#خراسانشناسی
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
وسایل اهدایی خانوادهٔ استاد حسین بمبئیچی
از ویترینهای ثابت موزه که مورد توجه ویژه بازدیدکنندگان بوده است، وسایل استاد حسین بمبئیچی -اولین رئیس تربیت بدنی دانشگاه- است. این وسایل را فرزند ایشان، دکتر شهناز بمبئیچی، عضو هیأت علمی دانشکدهٔ علوم ورزشی، در سال ۱۳۹۶ به موزهٔ دانشگاه اهدا کردند.
استاد بمبئیچی افزون بر مربیگری و تدریس رشتههای مختلف ورزشی، خود در رشتههای مختلفی از جمله بسکتبال، فوتبال، والیبال، شنا و شیرجه، دو، ژیمناستیک، پینگ پونگ، کوهنوردی فنی، تنیس، اسکی، پرورش اندام، وزنهبرداری و دوچرخهسواری حرفهای قهرمان بود.
ایشان چندین سال پیش از برادران امیدوار، که در جهانگردی بسیار نامآورند، برای ارتقای سطح علمی و عملی خود و آشنایی بیشتر با فعالیتها و اماکن ورزشی کشورهای مختلف به تنهایی و با موتورسیکلت سفرشان را شروع کردند. نخستین سفرشان در خرداد ۱۳۳۰ از مشهد آغاز و به پاریس ختم شد. این سفر رفت و برگشت ۱۹۵۶۷ کیلومتر بود و ۱۳۸ روز طول کشید. دومین سفر نیز در مرداد ۱۳۳۲ از مشهد به مقصد هندوستان بود که پس از ۷۸ روز و طی مسافت ۱۵۴۱۵ کیلومتر در مشهد به پایان رسید. ایشان، با توجه به هدفشان، در تمام مسیر، هرکجا به رویدادی ورزشی میرسیدند، در آن شرکت میکردند و مدالهای بسیاری کسب کردند که در میان وسایل ویترینشان در موزه به چشم میخورد.
از جمله دیگر وسایل استاد بمبئیچی، ابزارهای مورد استفاده در سفر، آلبوم و عکسهای بسیار، لوپ، نقشه، چوب و دستکش بیسبال، محافظ صورت، کیف، کفش، کلاه، چراغ مسافرتی، گاز مسافرتی، کاپ و مدالهای مسابقات مختلف است.
استاد حسین بمبئیچی در سال ۱۳۳۸ به دانشگاه مشهد منتقل شد و با سمت رئیس تربیت بدنی دانشگاه، به آموزش دانشجویان رشتههای مختلف ورزشی و نیز تأسیس و ساخت میادین و اماکن ورزشی پرداخت. همزمان با بازنشستگی ایشان در سال ۱۳۵۸، به پاس فعالیتهای ارزندهٔ ایشان در زمینهٔ امور ورزشی دانشگاه و شهر مشهد، سالن ورزشی مجاور ساختمان دانشکدهٔ علوم (ساختمان قدیم، واقع در خیابان اسرار) به نام ایشان نامگذاری شد. استاد بمبئیچی در ۲۷ دی ۱۳۷۵ به جوار حق پیوستند.
۲۶ مهرماه ۱۴۰۵
#معرفی_موزه_دانشگاه
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
۲۵ مهرماه ۱۴۰۵ مصادف است با چهارمین سالروز درگذشت زندهیاد دکتر سید حسن مطیعی لنگرودی، استاد پیشکسوت گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه یاد و خاطرۀ این استاد پیشکسوت دانشگاه را گرامی میدارد.
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
وسایل اهدایی خانوادۀ دکتر جمشید درویش
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum