1101
📌ارتباط با ما: 🆔️ @R_labbaf 📌ما را در اینستاگرام دنبال کنید: Instagram: @rajabalilabbaf
⭕️آئینه خانه مفخم (بخش دوم)
🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی
🔸آئینه خانه مفخم همچون دیگر بناهای عصر قاجار از الگوهای معماری رایج (تلفیق شیوه سنتی و مدرنِ رهآورد غرب) پیروی کرده و در دوران ناصرالدین شاه قاجار به دستور سهامالدوله، توسط معماری تحصیل کرده در کشور فرانسه و سازنده مدرسهٔ سپهسالار (مدرسه شهید مطهری کنونی) تهران به نام «ممتحن الملک شقاقی» ساخته شده است.
کاشیکاریهای هفت رنگ و معرق، طاقنماها، طاقهای جناقی و کلیل، منارههای متقارن، نقوش اساطیری، کتیبههای معقلی، مقرنسها و درهای خاتمکاری سنتهای معماری و هنری ایرانی به کار رفته در این بنا هستند و پلان و طرح دو طبقه، ستونهای استوانه، تعبیهٔ تاج یا استوری بر فراز نمای ورودی بنا، طاقهای افقی، بام شیروانی شیبدار،، آئینه کاریها، قاب بندیها و نقاشیهای واقعگرایانه، جزو شیوهها و اِلِمانهای ره آورد غرب محسوب میشوند که با معماری سنتی ایران دمساز شده و آئینه خانه را شکل دادهاند.
🔸بنای کوشک مانند آئینه خانه در پلانی به ابعاد ۱۸×۱۱ متر به بلندای ۱۰ متر (با احتساب منارهها) در میان باغی مصفا قرار داشته است.
مصالح ساختمانی آن آجر، ماسه،آهک و گچ است و جهت استحکام، در شالودهٔ بنا از سنگ استفاده شده است.
از جمله بناهایی که در بجنورد و اطراف آن به دستور سهامالدوله ساخته شدهاند، آئینه خانه، عمارت مفخم، کلاه فرنگی، حوضخانه و بنای آرامگاهی بش قارداش بودند که مهمترین آنها آئینه خانه است.
آئینه خانه به مثابه «دار الحکومهٔ» سردار مفخم بود و دیدارهای رسمی او با ناصرالدین شاه و سایر مقامات سیاسی در آن عمارت انجام میشد.
این بنا در دههٔ ۱۲۵۰ خ همزمان با حکومت ناصرالدین شاه ساخته شد و با کاربری اداری و دیوانی برای انجام دیدارهای رسمی با رجال سیاسی عهد قاجار و نیز برگزاری مراسم تشریفاتی و رایزنی درباره مسائل سیاسی اجتماعی سران ایلهای مناطق تحت حکومت سردار مفخم مورد استفاده قرار میگرفت. این بنا که مقابل بنای دیگری به نام «عمارت سردار مفخم» واقع شده، روزگاری جزو مجموعهٔ تاریخی «دارالحکومه» بوده و به همراه سردر، کلاه فرنگی، عمارت و حوضخانه در باغ بزرگی واقع شده بود.
🔸آئینه خانه به لحاظ کاربرد کاشیهای هفت رنگ در جهت آرایش آن از نوآوریهای مدرن برخوردار شده است. نمای ورودی بنا را کاشیهای فیروزهای، لاجوردی، سیاه، سفید و زرد در قالب نقوش هندسی، جانوری و کتیبه پوشش داده از جمله بر بدنهٔ هر یک از منارهها ١٢ بار نام پیامبر (محمد) به خط معقلی نوشته شده و در میان دو منارهٔ وسطی و ناحیهٔ پیشانی بنا تاج یا استوری تعبیه شده و درون ترنجی بر میان استوری نقش شیری در حال جدال با اژدها نقش بسته است در حالی که دو سرباز در دو طرف صحنه زانو زده و با تفنگ صحنه جدال شیر و اژدها را نشانه گرفتهاند. در دو طرف ورودی نیز دو سرباز تفنگدار به قرینه بر روی کاشی نقاشی شدهاند. نقش این سربازها، گل و برگهای رنگارنگ که بر اسپر هلالی بالای ورودی نقش بستهاند به وضوح انعکاس شیوه نگارگری واقعگرایانهٔ اروپایی را در آرایش بنا نشان میدهند.
🔸آئینه خانه دارای ۸ اطاق و ۲ تالار و ۳ ورودی است که هر سه ورودی به راهرو طبقه اول ختم میشود.
در بدو ورود به داخل ساختمان با حجرههایی در یک سمت و ۴ اطاق در سمت دیگر مواجه میشویم و در انتهای راهرو پلکان ما را به تالار آئینه در طبقه دوم هدایت خواهد کرد. در این طبقه علاوه بر تالار آئینه ۴ اطاق دیگر نیز وجود دارد.
اصلیترین و تماشاییترین بخش آئینه خانه، «تالار آئینه» است که ظاهرا بنای «آئینه خانه» نامِ خود را از آن گرفته است. تالار آئینه دارای ۸ متر طول و ۳متر عرض است.
رویهٔ دیوارهای این تالار پوشیده از قطعات ریز و درشتِ آئینه در اشکال هندسی مختلف است که با مهارت در کنار هم چیده شده و اشکال بدیع، زیبا و متنوعی را ایجاد کردهاند. در مجموع ۱۷ طرح هندسی و گیاهی در آئینهکاریهای این تالار اجرا شده است. درخشش آئینههایی که بازدیدکنندگان را محاصره کردهاند، خیره کننده و حیرت آور است. قطعات آئینه طرحهای گوناگون مانند چلچراغ، اسلیمی، مقرنس و نقوشی هندسی گوناگون را تشکیل دادهاند از جمله نوادر ارزشمند دیگر تالار آئینه تصاویر و عکسهای قدیمی ۱۳۴ نفر از شخصیتها و رجال سیاسی دوران صفوی، زند و قاجار است که بر فراز دیوارها در ناحیهٔ گیلوئی(حدفاصل سقف و قاعدهها) در درون قابِهای آئینه نصب شدهاند.
از جملهٔ آن تصاویر و عکسها، تصویر شاه طهماسب و شاه عباس صفوی، کریمخان زند، آقا محمدخان قاجار، فتحعلیشاه قاجار، سردار مفخم و عکسهای سران و شخصیتهای والا مقام کشورهای همسایه و رؤسای ایلات تحت حاکمیت سردار مفخم می باشند...
🆔 @labbafkhaniki
📌موسی(ع) درویشی را دید برهنه، گفت: ای موسی دعایی کن تا خداوند عزَِوجل مرا کفافی دهد که از بیطاقتي به جان آمدهام!
موسی عليهالسلام دعا کرد و رفت.
پس از چند روزی که باز آمد، او را دید گرفتار و خَلقی انبوه گرد آمده، حالت پرسید.
گفتند: خمر خورده و عربده کرده و کسی را کشته و اکنون به قصاص وی را داشتهاند.
موسی به حکمت و عدل جهان آفرین اقرار کرد و از جسارت خویش استغفار.
📚"سعدی _ گلستان"
🆔 @labbafkhaniki
#خبر
#باستانشناسی
🔺کشف «آخرین تصویر از آخرین شاه ساسانی» در آتشکدهای باستانی در خراسان
🔹باستانشناسان دانشگاه تهران در جریان کاوشهای آتشکده «بازههور» در شمال شرق ایران، بخشی از یک گچبری ساسانی را کشف کردهاند که به باور پژوهشگران، احتمالا واپسین تصویر شناختهشده از یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی، را نشان میدهد.
ادامه...👇
▪️ @HistoriumClub ▪️
🔺عمارت آئینه خانهٔ بجنورد، دارالحکومهٔ سردار مفخم نشانهٔ اقتدار یک حکومت مقتدر محلی در عصر قاجار.
⭕️ عمارت آئینه خانه مفخم
#بجنورد
#آئینه_خانه_مفخم
#رجبعلی_لباف_خانیکی
🆔 @labbafkhaniki
⭕️ رباط خاکستری
🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی
🔸در فاصله حدود ۱۷ کیلومتری جنوب مشهد و بر کناره شرقی جاده آسفالته قدیم مشهدـنیشابور بنایی تاریخی معروف به «رباط خاکستری» در مجاورت روستایی به همین نام واقع است.
این مکان از قدیم در مسیر راه توس_نیشابور و هرات_نیشابور بین دیزباد و سنگ بست قرار داشته و در برخی متنهای جغرافیای تاریخی از آن در قریه «خاستر» در ناحیهای به نام «ماکالکاباد» یاد شده است.
ساختار بنا به گونهای است که میتوان آن را از جملهٔ رباطها یا خانقاههای قرن سوم و چهارم ه.ق به حساب آورد و شاید همان کارکرد موجب شده است تا بُن مایهٔ داستانوارهٔ رویدادی مهم در تاریخ ایران شود.
در سال ۳۸۴ ه.ق و زمانی که «سبکتکین» غزنوی «ابو علي سیمجور» را شکست داد و عازم نیشابور شد، در رباط خاکستری قصهای عبرت آموز از سرگذشت خود بگفت و «ابوالحسن علي بن زید بیهقی» آن را به تفصیل در کتاب تاریخ بیهق آورده و در این جا خلاصهای از آن را نقل میکنیم:
«چون امیر (سبکتکین) به منزلی رسید که آن را خاکستر گویند، یک روز آن جا بار افکند و بسیار صدقه فرمود درویشان را و پس از نماز دیگر برنشست و در صحرا میگشت در جای جای آن صحرا.
در موضعی امیر سبکتکین گفت: یافتم! و فرمود فلان جای را بکاویدند و لختی فرو رفتند، میخی آهنین پیدا آمد، آن را برکشیدند. امیر سبکتکین آن را دید، از اسب فرود آمد و خدای را عزوجل شکر کرد و سجدهٔ کرد و دو رکعت نماز کرد. بزرگان گفتند: این چه حالت است؟
گفت: قصه نادر است بشنوید:
پیش از آن که به سرای آلپتکین در آیم، من و یارانم را پیش پادشاه کوزکانان بردند، هفت تن را جز من بخرید. چون به این منزل خاکستر رسیدیم، اسب من ریش شده بود، زين بر گردن من نهادند، من سخت غمناک بودم از حال و روزگار و بیدولتی خویش که کس مرا نمیخرید. آن شب با غمی بزرگ بخفتم در خواب دیدم خضر را که مرا پرسید و گفت: غم چرا میخوری؟ گفتم از بخت بد. گفت: غم مدار، بشارت دهم تو را که مردی بزرگ و بانام خواهی شد و چون این پایگاه بیافتی، با خلق نیکویی کن و داد بده تا عمرت دراز گردد و دولت بر فرزندان تو بماند. گفتم: سپاس دارم.
برخاسته نیم شب غسل کردم و در نماز ایستادم و بسیار دعاکردم، در خود قوتی بیشتر دیدم.
پس این میخ برداشتم و در صحرا به نشانهٔ آن خواب در زمین فرو کردم چون روز شد اربابم بارها بر نهاد و میخ طلب کرد نیافت، مرا بسیار بزد به تازیانه و سوگند خورد که به هر جا تو را بخواهند خرید، فروشم. تا نیشابور پیاده رفتیم و آلپتکین با حشمتی بزرگ در نیشابور بود مرا بدو بفروخت و قصه پس از آن دراز است تا بدین درجه رسیدم که میبینید»
با مرور آن قصه قدمت، ماهیت و کارکرد رباط خاکستری تا حدودی مشخص میشود.
رباط خاکستری امروزه تغيیرات زیادی یافته اما با مشاهده شواهد و مدارک میتوان این گونه آن را توضیح داد:
این بنا از نوع رباطهای سرپوشیده با نقشهای نامنظم و مستطیل شکل به طول ۳۵ و عرض ۳۰ متر است. ورودی اصلی بنا به سمت جنوب گشوده میشود و از طریق یک درگاهی ایوان مانند با طاقی جناغی به تالار مستطیلشکل ستونداری راه یافته که بعدها تبدیل به مستطیل شده است. پوشش تالار به وسیله گنبد آجری عرقچین متکی بر شانهٔ ستونها آجرا شده است. ستونها با قاعده مربع در ابعاد ۲×۲ متر است. طاقها نیز آجری و جناغی میباشند.
دور تا دور تالار ایوانچههایی با طاق جناغی جهت استقرار مسافران تعبیه شده است. در گوشهها و دو طرف راهرو نیز اطاقکهای دخمه مانندی ایجاد شده که چلهخانهها یا زوایای صوفیان معتکف را تداعی میکنند.
در جبههٔ شمالی و پشت تالار مرکزی، تالار کوچکتری قرار گرفته که غرفههایی در اطراف و یک اطاق مستطیل شکل در گوشه جنوب غربی آن ایجاد شده، ورودی این تالار از گوشهٔ شمال شرقی به درون باز میشود.
بخش سوم رباط سالنی مستطیل شکل است که در جبههٔ غربی بنا قرار گرفته و ورودی آن در ضلع جنوبی و در امتداد مدخل تالار اول به جنوب باز میشود. این سالن نیز به وسیله دو گنبد پوشش شده است.
این سه بخش از طریق مدخلهایی به یکدیگر ارتباط داشته که در ادوار بعد مسدود شدهاند.
ستونها و دیوارها تا پاکار طاق سنگ لاشه و طاقها و گنبدها با آجر و گچ ساخته شدهاند. در جای جای بنا آثار و نشانههایی از مرمت بنا مشاهده میشود.
سالها این بنا به عنوان آغل گوسفندان توسط اهالی مورد استفاده بوده و تغییرات و آسیبهای زیادی دید از سال ۱۳۸۰ به همت اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی پاکسازی و مرمتهایی در آن صورت گرفته و از سال ۱۳۹۰ رباط خاکستری به عنوان پایگاه خدمت رسانی به زائران پیاده حرم مطهر رضوی کاربرد جدید یافته و ساختار آن تا حدودی باز پیرایی و دگرگون شده است.
📌این بنا در تاریخ هشتم مرداد ۱۳۸۱ به شماره ٥٩٠٤ در فهرست آثار ملی ثبت شده است.
🆔 @labbafkhaniki
آرامگاه فردوسی(بخش چهارم)
🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی
طی سه بخش گذشته در این مقوله که در پیام رسان تلگرام به اشتراک گذاشته میشد، با تاریخچهای از آرامگاه فردوسی، چگونگی روند گزینش جایگاه آرامگاه، طرحهای ارائه شدهٔ بنای آرامگاه، فرایند شکلگیری و تخریب آرامگاه اولیه و بازسازی و بازپیرایی آرامگاه فعلی، تزئینات معماری و الحاقات نوشتاری آرامگاه آشنا شدیم. در این بخش با ساعیان و بانیان آرامگاه (اعضای انجمن آثار ملی) آشنا میشویم و تاسیسات و فضاهای کاربردی جانبی آرامگاه فردوسی را مرور میکنیم:
در جبههٔ غربی آرامگاه فردوسی دو ورودی پلکانی از سمت شمال و جنوب، مقابل یکدیگر آغاز شده و در انتها پس از چرخش ۹۰درجه به فضای اصلی زیر زمینی آرامگاه منتهی میشود. در محل تلاقی دو راهرو و بر دیوار غربی، درست مقابل ورودی آرامگاه لوحهٔ سنگی سفید رنگی نصب شده که بر روی آن متنی با خط خوش نستعلیق به قلم سیاه نقش بسته و مضمون کتیبه به شکلگیری انجمن آثار ملی و اعضای آن انجمن به شرح زیر اشاره دارد:
ابراهیم حکیمی، محمد علی فروغی، حسن مستوفی، حسن پیرنیا، عبدالحسین تیمورتاش، کیخسرو شاهرخ، حسن اسفندیاری، حسین علاء، علی اصغر حکمت، حسن سمیعی، سید حسن تقی زاده، قاسم غنی، محمد قزوینی.
در مقابل کتیبهٔ فوقالذکر و بر پیشانی ورودی آرامگاه این بیت از قصیدهٔ بلند شادروان جلال همائی نقش بسته است:
جلوهٔ عرش است این درگه کلاه از سر بنه
وادي طور است اینجا موزه از پایت بکن
پس از اتمام بنای آرامگاه فضای باغ آرامگاه مورد توجه قرارگرفت مالکان اراضی مجاور آرامگاه فردوسی نسبت به واگذاری زمینهای خود به انجمن آثار ملی جهت احداث باغ توافق کردند و باغ از هر سو ۵۰ متر توسعه یافت و به باغی مشجر و سرسبز تبدیل شد.
بر اساس طرح مهندس هوشنگ سیحون در نقاط مناسب باغ و حفظ فاصلهٔ نسبی با آرامگاه فضاهای کاربردیِ فرهنگی، اداری و خدماتی جایابی و بنیاد آنها متناسب با ساختار آرامگاه ریخته شد،
از جمله: در سمت شمال باغ ضمن حفظ بخشی از باروی قدیم و بقایای دروازه رزان، گلخانه و ساختمانهای مسکونی جهت اسکان کارکنانِ مجموعه ساخته شد. در سمت شرق باغ بنایی با کاربری رستوران و در سمت غرب بنایی با کاربری موزه احداث گردید.
در جنوب آرامگاه و با فاصله نسبتا کمی از آن استخری کم عمق با حاشیهٔ تزیینی زیبا و فوارهای در میانِ آن ساخته شد که بعدها به ابتکار دکتر یعقوب دانشدوست ۳۰ عدد فواره به نشانه ۳۰ سال تلاش فردوسی جهت سرایش شاهنامه در کف استخر نصب و حاشیه تجدید بنا شد. در جنوب شرق آرامگاه حوض مربع شکلی ساخته شد و در میان آن پیکرهٔ شکوهمند فردوسی که به دست توانای استاد «ابوالحسن صدیقی » خلق شده بود قد برافراشت و بعدها نیلوفرهای آبی آن را محاصره کرد و به آن زیبایی مضاعف و مفهومی بخشید.
در سمت جنوب شرقی باغ دو واحد ساختمانی به عنوان مهمانسرا ساخته شد که بعدها کاربری اداری یافت و در گوشه جنوب غربی نیز سه واحد معماری همجوار به عنوان کتابخانه ساخته شد.
بعد از دههٔ۱۳۴۰ خورشیدی تغییر و تحولات مختصری در باغ آرایی مجموعه داده شد. آخرین رویدادهای نسبتا مهم خاکسپاری شادروان مهدی اخوان ثالث به سال ۱۳۶۹خ در سمت غربی باغ و جنوب ساختمان موزه و خاکسپاری شادروان محمدرضا شجریان به سال۱۳۹۹خ در سمت جنوب غربی آرامگاه و سمت غرب استخر بود. در حال حاضر باغ محصور و با صفای آرامگاه فردوسی ۵۶۷۵۳ متر مربع وسعت دارد و با مدیریت و نظارت اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی اداره میشود. این مجموعه پس از حرم مطهر رضوی بیشترین بازدید کنندهٔ مشتاق دارد.
آرامگاه فردوسی در تاریخ ۱۸ آذر ماه ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
🆔 @labbafkhaniki
همه عالم تن است و ایران دل
از گذشتههای دور باورِ غالب این بود که: «کشور خونیرس (ایران) همهٔ گیتی را سرور است» و «نیکی در خونیرس بیش آفریده شده و اهریمن نیز به سبب صدمهای که از آن بیند، با خونیرس بیش نبرد کند زیرا کیان و یلان در خونیرس آفریده شوند»
(نقل ازبندهش)
اینک نشانههای برتری خونیرس و نیکوییهای این سرزمین اهورایی را در متنهای بر جای مانده و بر قامت یادمانهای کهن ایران زمین شاهد هستیم.
در عظمت و اصالت آن یادمانها همین بس که تا کنون ۲۷ اثر فرخنده «میراث بشری» در ایران شایستهٔ ثبت در فهرست یونسکو تشخیص داده شده است.
به استناد یافتههای باستان شناسی کهنترین ابزار سنگی دست ساخته بشر متعلق به هشتصد هزار تا یک میلیون سال پیش در کرانههای کشف رود خراسان توسط دانشمندانِ دیرین شناس مشاهده و جمعآوری شده و پس از آن نیز غارها، درهها و دشتهای خراسان خاستگاه اقوام فرهنگمدار و متمدن و شهرها و روستاهای خراسان مهد اندیشمندان و صاحبنظران در وادی اندیشه، خرد، فرهنگ و هنر بوده که نشانههای نبوغ و خلاقیت آنها نیز در آثار به جا مانده از کهنترین ایام متجلی است.
این کانال که سالها پیش با عنوان «رجبعلی لباف خانیکی» در تلگرام بنیاد گرفته و به حضور بیش از هزار و صد فرهیخته ارجمند مفتخر شده و اکنون به طور موقت به پیام رسان "بله" انتقال مییابد، محملی است جهت معرفی گزیدههای معماری، فرهنگی و هنری خراسان از کهنترین دوران تا عصرِ حاضر. سعی بر این است که این درگاه حتی الامکان باز و پذیرای عزیزان فرهیخته و ایراندوست باشد.
بعد از کفایت مقولات جاری، به شرح و توصیف شهرها و برخی آبادیها و مکان_ رویدادهای مهم خراسان خواهیم پرداخت. باشد که از این قِبَل با خانهٔ پدری و آنچه در آنست بیشتر آشنا شویم و با اطمینان باور کنیم که: «خونیرس همهٔ عالم را سرور است».
پاینده ایران
✍️رجبعلی لباف خانیکی
۱۴۰۵/۱/۲۷
🆔 @labbafkhaniki
یادگاری تلخ پویا و نادیا برای تخت جمشید / مشکل فقط یادگارینویسی نیست https://share.google/o9jIrZOu6wrTujy99
Читать полностью…
⭕️آرامگاه فردوسی ۳
🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی
🔹در سال ۱۳۴۳ خ بازسازی آرامگاه فردوسی بر اساس طرح "طاهر زاده بهزاد" و با نظارت «مهندس هوشنگ سیحون» آغاز شد و جهت نیل به اهداف تعیین شده، نخست سنگهای نمای بنا شمارهگذاری شد؛ سپس خاکبرداری در فضایی به عمق پنج متر در ابعاد ۳۰×۳۰متر آغاز و دیوارها با بتن پی سازی گردید، آنگاه با بکارگیری مصالح مقاوم، دیگر بار آرامگاه فردوسی همانند بنای اولیه شکل گرفت.
معماران آرامگاه فردوسی در این مرحله حسین لرزاده، حسین حجارباشی زنجانی و تقی درودیان بودند.
در فرایند بازسازی آرامگاه فضای کوچک قبلی زیرزمین به فضایی به مساحت ٩٠٠ مترمربع توسعه یافت که اکنون بنای باشکوه آرامگاه فردوسی بر فراز آن قرار دارد. اکنون کل مساحت آرامگاه با راهرو و فضاهای جانبی آن ١٠٤٣ متر مربع است.
🔹در حال حاضر #آرامگاه_فردوسی بنایی مطبًق به نظر میرسد و دلیل آن اینست که در طرح طاهرزاده بهزاد این بنا قابل مقایسه با آرامگاه کورش هخامنشی و زیگوراتهای عیلامی در نظر گرفته شده بود و جهت تحقق آن فرضیه سکوهای متعدد مربع شکل بر روی هم ساخته شدند تا آرامگاه را به ارتفاع ۱۸ متر عینیت بخشند. سکوی اول به طول قاعدهٔ ٢٨متر و بلندی۱/۷۰متر و عرض ۴متر پیرامون بنا را دور میزند. سکوی دوم با قاعدهای به طول ٢٠متر و عرض ٢متر معبر کم عرضی را تشکیل میدهد. سکوی سوم با قاعدهای به طول ١٥متر و سكوی چهارم در ابعاد ۱۳×۱۳متر است. هر یک از سکوها به بلندی ۱/۷۰ متر با لبهٔ قرنیز تزیینی است. بر نمای جنوبی دیوار سکوی چهارم کتیبهای برجسته به خط نستعلیق نوشته شده و مضمون آن ساخت آرامگاه و بزرگداشت فردوسی از سوی انجمن آثار ملی است. بر فراز سکوی چهارم بنای نمادین آرامگاه به شکل مکعب به ارتفاع ۱۰متر جای گرفته است.
🔹 بر بام آرامگاه نیز دو سکوی مربع در ابعاد ۶متر و بلندی ۱/۸۰متر و بر فراز آن سکوی کوچکتر مربع به طول قاعدهٔ ۴متر و بلندای ۱متر ساخته شده که در مجموع آرامگاه فردوسی را از سویی همانند آرامگاه کورش هخامنشی جلوه داده و از سوی دیگر معابد عیلامی یا زیگوراتها را تداعی میکند. بر میانه هر ضلع سازهٔ اصلی آرامگاه یک لوح مرمرین در ابعاد ۱/۵×۴متر در میان دو ستون نمای تزیینی تعبیه گردیده که بر هر یک ۱۲ بیت از اشعار حکیم توس نقش بسته است. بالای لوحهٔ جبههٔ جنوبی آرامگاه به نماد کهن ایرانی «فروهر» مزین شده است. بالاترین بخش آرامگاه را یک قرنیز تزئینی پیشآمده زینت داده است. در هر گوشهٔ بنا یک ستون الهام گرفته از ستونهای تخت جمشید به ارتفاع ۷/۵متر و قطر ۳۰سانتیمتر تعبیه شده است. بر فراز هر ستون پیکرهٔ دو سرِ گاو به هم چسبیده همانند ستونهای تخت جمشید استقرار یافته است.
🔹کل پیکرهٔ آرامگاه ، بر فراز یک تالار مستحکم استقرار یافته است. آن تالار بزرگ و وسیع با بیست ستون برافراشته، سنگینی بنای نمادین بیرونی آرامگاه را به دوش کشیدهاند. تالار مربع، "کاخ نیسا" پایتخت اشکانیان را تداعی میکند. بخش فوقانی داخل بنا برفراز مرقد فردوسی از قبل کشیدهتر، مجوف و توخالی ساخته شد تا نماد و تمثیلی باشد از عظمت معنوی کسی که زیر آن خفته است. سقف آن قسمت از زیرزمین با کاشی معرق و نقوشی الهام گرفته از هنر کهن ایرانی و قرن چهارم ه.ق (عصر فردوسی) زینت یافت. بر دیوارهای سقف راهروی افقی به عرض ۵متر اطراف را دور میزند. این راهرو که ورودی کوچکی از روی سکوی اولیه در سمت غرب آرامگاه دارد، گاه به عنوان نمایشگاه مورد استفاده قرار میگیرد.
🔹دیوارهای زیرزمین در سال۱۳۶۹ با نصب فرسک (نقش برجسته) صحنههایی از زندگی قهرمانان و شخصیتهای اسطورهای ایران را تجلی میدهند مانند رفتن رستم به نزد شاه مازندران، زال در پناه سیمرغ، صحنههایی از هفت خوان رستم، رفتن رستم به نزد کیکاووس، جنگ رستم با پیلتن مازندران، چاره جویی رستم از سیمرغ، آوردن رستم تیر سه شاخ از جنگل، داستان قیام کاوه آهنگر بر علیه ضحاک و دربار خسرو انوشیروان.
این نقش برجستهها توسط فریدون صدیقی طراحی و با موادی سنگ مانند اجرا شده است. برخی در پردازش آنها «شعبان پور جعفری» را هم سهیم دانستهاند، در کنار آنها کلیشهٔ دست نوشتهٔ رهبر انقلاب و سرودهای از استاد جلال همایی که بر روی سنگ مرمر نقش بسته، بر دیوارها نصب شدند. در سمت شمال تالار یک حیاط خلوت و در پشت دیوار غربی تالار اضافه بر راهرو ورودی به زیرزمین در دو سمت آن دو فضای معماری با کاربری خدماتی و تاسیساتی ساخته و درب سنگی و یکپارچهٔ آنها به گونهای با دقت و ظرافت بر دیوار نصب شد که قابل تشخیص از دیوار نباشند. در جبههٔ غربی آرامگاه دو ورودی پلکانی از شمال
و جنوب آغاز شده و پس از چرخشی ۹۰درجه به زیرزمین منتهی میشوند...
🆔 @labbafkhaniki
📌افلاطون گوید: هر پادشاه که او را بر دشمن ظفر خواهد بودن، علامتها و نشانههایی مر او راست: به تن قوی بُوَد، به زبان خاموش بُوَد، به دل با تدبیر و با خرد بُوَد، و در دل مردمان شیرین بُوَد و اندر دین با صلابت بُوَد و هر پادشاه که این خصلتها در وی بُوَد، اندر چشم دشمن با هیبت و بیعیب بُوَد و اگر چه دشمن قوی باشد، دست ظفر او را بود.
📚"امام محمد غزالی_ کیمیای سعادت"
🆔 T.me/labbafkhaniki
🔺آرامگاه اولیه فردوسی در ۲۰مهر ماه ۱۳۱۳ افتتاح شد اما چندان دوام نیاورد...!
⭕️ آرامگاه فردوسی
#طوس
#آرامگاه_فردوسی
#رجبعلی_لباف_خانیکی
🆔 T.me/labbafkhaniki
⭕️آرامگاه فردوسی
🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی
🔹آن گاه که فردوسی بزرگ در عسرت و تنگدستی به سال ۴۱۱ه.ق سر بر خاک نهاد، بنا به نوشته نظامی عروضی سمرقندی: «جنازهٔ فردوسی بدروازهٔ رزان بیرون همی بردند. درآن حال مُذَکًِری (واعظی) بود در طبران، تعصُب کرد و گفت: من رها نکنم (نگذارم) تا جنازهٔ او در گورستان مسلمان برند که او رافضی بود. و هرچند مردمان گفتند، در نگرفت.
درون دروازه، باغی بود مِلک فردوسی، او را در آن باغ دفن کردند. امروز هم در آنجاست و من در سنهٔ عشر و خمسمائه آن خاک را زیارت کردم»
این نشانی را دیگران نیز باور داشته و بر همان اساس از گذشتههای دور در جستجوی محل دقیق مدفن فردوسی بودهاند.
اگرچه عروضی سمرقندی در مشاهدات خود از بنای آرامگاهی بر فراز مدفن فردوسی ذکری به میان نیاورده، اما بر اساس روایت نه چندان معتبر دیباچهٔ بایسنغری که در سال ۱۰۰۰ ه.ق به قلم «قوام بن محمد شیرازی» نوشته شده، ساخت اولین بنای آرامگاه فردوسی را به «ارسلان جاذب» (سپهدار توس) نسبت دادهاند.
🔹«حمدالله مستوفی» هم در سال ۷۴۰ ه.ق تلویحا از مزار فردوسی در مجاورت قبر امام محمد غزالی و معشوق طوسی یاد کرده که با قياس به روایت عروضی سمرقندی صحت آن بعید به نظر میرسد.
برخی هم هارونیه یا بنایی در نزدیکی آن را آرامگاه فردوسی پنداشتهاند، اما به یقین نزدیکتر از همه نوشتهٔ «ملکالشعرای بهار» است که: «خانه و باغ فردوسی متصل به دروازه رزان طرف شمال شرق شهر بوده است و قبر وی هم به قول نظامی عروضی سمرقندی در باغ خود فردوسی، در دروازهٔ رزان واقع شده است»
در دوران حکومت «عبدالوهاب خان آصفالدوله» بر خراسان (۱۲۶۵-۱۲۰۵خ) جمعی از محققان و صاحبنظران ماموریت یافتند محل #آرامگاه_فردوسی را مشخص کنند. آنها پس از مطالعه و بررسیهای میدانی به این جمعبندی رسیدند که قبر حکیم توس در مجاورت دروازه رزان بوده و آثار و علائمی از آن برجای مانده بود. به دستور آصفالدوله در آن نقطه بنای آجری ساختند که به قول ملکالشعرای بهار: «تا چند سال قبل هم هنوز پايههای آن باقی بود».
🔹در سال ۱۳۰۵ خ گروهی به سرپرستی «ارباب کیخسرو شاهرخ» نماینده زرتشتیان و رئیس کارپردازی مجلس شورای ملی و علاقمند به فردوسی و خزانهٔدار انجمن آثار ملی از طرف انجمن آثار ملی ماموریت یافت تا برای تعیین مکان مقبرهٔ فردوسی به توس عزیمت نماید. آن هیأت پس از مشاهدهٔ محل و شنیدن روایات، محلی را واقع در باغی متعلق به «حاج قائم مقامالتولیه» که گویا همان باغ فردوسی بوده است، تشخیص دادند و آن سکویی آجری در ابعاد ۵×۶ متر و ارتفاع۱/۴ متر بود و اهالی آن را به آرامگاه فردوسی نسبت میدادند.
هیأت نامبرده به مشاهده سطحی اکتفا نکرده بر روی سکو اقدام به خاکبرداری کردند و بعد از حدود یک متر خاکبرداری بقایای مقبرهای را مشاهده کردند و اطمینان یافتند که به مدفن قطعی فردوسی دست یافتهاند. پس از مراجعت هیأت و ارائه گزارش، انجمن آثار ملی از صاحبنظران خواست تا نقشه و طرح و برنامه ساخت آرامگاه جدیدِ حکیم ابوالقاسم فردوسی را تهیه نمایند. سه نفر که اقدام به تهیه طرح کردند عبارت بودند از: «کریم طاهر زاده بهزاد»، «آندره گدار» و «ارنست هرتسفلد».
🔹نخست پروفسور هرتسفلد نقشهای تهیه کرد و سپس طاهرزاده بهزاد طرحی ارائه نمود که طرح طاهرزاده بهزاد مورد موافقت قرار گرفت؛ پس از مدتی از شروع کار طرح طاهرزاده کنار گذاشته شده طرح و نقشه جدید توسط آندره گدار تهیه گردید. طرح آندره گدار شبیه یک هرم بود. پس از عزل آندره گدار از ادامه کار و سپردن آن به «حسین لرزاده» از طرف ارباب کیخسرو، در دیداری «ذکاءالملک فروغی» به لرزاده میگوید: ما عرب نیستیم که اهرام را بسازیم و بهتر است که طرح آرامگاه فردوسی یک ایدهٔ ایرانی داشته باشد، همچنین معتقد بود که خدمات فردوسی را نسبت به حفظ مليت ایران و ایجاد وحدت ملی باید با خدمات کورش کبیر مشابه دانست و مزارش نیز باید شبیه به آرامگاه کورش باشد.
ساخت آرامگاه فردوسی که از سال ۱۳۰۷ آغاز شده بود از ۱۳۱۲ در مقیاسی بزرگتر از مقبره کورش و شبیه به آن بر اساس طرح طاهرزاده در مهر ماه ۱۳۱۳ خ مصادف با برگزاری جشن هزاره فردوسی و با حضور مستشرقین و میهمانان خارجی و داخلی شرکت کننده در این جشن افتتاح گردید.
بین سالهای ۱۲۹۹ تا۱۳۲۰ خ به اقتضای شرایط خاص اجتماعی و فرهنگی و بینالمللی شیوه معماری خاصی در ایران رواج یافت که اساس آن را «باستانگرایی»، «نظامیگرایی» و «مدرنگرایی» تشکیل میداد و هر سازهای با توجه به کاربری و موضوعیت آن از گرایش خاصی بهره میبرد...
🆔 @labbafkhaniki
مرزهای بسیاری از کشورها از اوایل قرن بیستم با خطکش قدرتهای استعماری ترسیم شده است - خبرگزاری میراث آریا https://share.google/uTpMfq1XIA3NTt2nk
Читать полностью…
🔺مسجد کوشک یکی از نخستین مسجدهای مسلمانان است که در نیمه اول سده یکم هجری در شهر تون(فردوس کنونی) ساخته شده است. معماران ایرانی با استقبال از دین اسلام به فرهنگ سرزمینی خود نیز وفادار ماندند و از همان آغاز مسجدها را با مصالح بومی و شیوه معماری خراسانی بر نقشه مسجدالنبی بنیان نهادند.
⭕️مسجد کوشک فردوس
#فردوس
#مسجد_کوشک
#رجبعلی_لباف_خانیکی
🆔 T.me/labbafkhaniki
📌مردی با شوق و دردی تمام گور اولیاء را طواف میکرد.
شبی ندایی به گوشش رسید که او را گفت: تا کی میخواهی گورِ مردانِ خدا را بپرستی؟
به گرد اعمال آنها بگرد تا رهایی یابی.
📚"عطار نیشابوری_ اسرارنامه"
🆔 @labbafkhaniki
🔺تالار آئینه در آئینه خانهٔ مفخمِ بجنورد تنها یک فضای پر زرق و برقِ اشرافی نیست بلکه گنجینهای از تزئینات معماری، اسناد تصویری و مکتوب است.
⭕️ آئینه خانه مفخم
#بجنورد
#آئینه_خانه_مفخم
#رجبعلی_لباف_خانیکی
🆔 @labbafkhaniki
✍در این گچبری، تصویر فردی نشسته بر تخت در مقابل سه شخصیت ایستاده دیده میشود. به گفته دکتر میثم لباف خانیکی، ویژگیهای پوشاک و تزئینات این شخصیت با نشانههای شاهان ساسانی مطابقت دارد.
🔹پژوهشگران با استناد به شواهد باستانشناسی و همچنین گزارشهای تاریخی مربوط به واپسین روزهای یزدگرد سوم در خراسان، احتمال میدهند این تصویر متعلق به خود او باشد؛ شاهی که پس از فروپاشی شاهنشاهی ساسانی، واپسین سالهای عمرش را در شرق ایران سپری کرد.
▪️آتشکده بازههور که در مسیر یکی از راههای مهم باستانی خراسان قرار داشته، از اواخر دوره اشکانی تا سدههای نخست اسلامی مورد استفاده بوده و در کاوشهای آن، گچبریها، نقاشیهای دیواری و کتیبههای فارسی میانه متعددی کشف شده است.
🔺پ.ن:
فارغ از اینکه این تصویر واقعا یزدگرد سوم را نشان دهد یا نه، اهمیت اصلی کشف در یادآوری لحظهای تاریخی است. دورانی که شاهنشاهی ساسانی در حال فروپاشی بود و بخشی از واپسین روایتهای آن، نه در پایتخت، بلکه در آتشکدهای دورافتاده در خراسان شکل میگرفت.
نتایج این پژوهش در مجله علمی East and West منتشر شده است.
منبع: پایگاه خبری دانشگاه تهران
تاریخ خبر: ۴ خرداد ۱۴۰۵
🔻 @HistoriumClub 🔻
⭕️عمارت آئینه خانه مفخم
🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی
🔸در دورهٔ قاجار به دلیل ضعف ساختاری دولت مرکزی و گستردگی جغرافیایی ایران، حکومت عملا ناچار بود قدرت را با خانها تقسیم کند بنابر این نقش و نفوذ آنها در حاکمیت و جامعه پر رنگتر شد.
یکی از دلایل مهم قدرت گرفتن خانها، شیوهٔ ادارهٔ مالی بود. دولت قاجار معمولا مالیات یک منطقه را به یک خان یا حاکم واگذار میکرد و در مقابل مبلغی ثابت از او میگرفت و باقي درآمد در اختیار همان خان باقي میماند. این روند موجب میشد، خان عملا مالک قدرت اقتصادی منطقه شود و علاوه بر آن به دلیل وسعت زیاد ایران و دوري از پایتخت گاه نسبت به سرکوب مخالفان و مهاجمان و دفاع از قلمرو خود و مرزهای کشور نیز اقدام کند. در نتیجه نوعی نظام تیولداری و حکمرانی غیرمستقیم شکل بگیرد.
🔸از جمله «یار محمدخان شادلو» معروف به «سهامالدوله» و ملقب به «سردار مفخم» یکی از مقتدرترین خانهای ایل شادلو در دوره قاجار بود که به مدت ۳۲ سال بر خراسان شمالی حکومت کرد.
مهمترین اقدام مقتدرانهٔ یار محمد خان قلع و قمع حملات مکرر ترکمانان به خراسان شمالی بوده است.
در سالهای قبل از شروع حکومت او، ترکمانان با حملات بیوقفهٔ خود امان از رعایای این منطقه بریده بودند. شهرنشینان و روستاییان خراسان شمالی که حالت کاملا دفاعی به خود گرفته بودند به جای کسب و کار بیشتر به حفظ جان خود فکر میکردند و مرتب دیوارهای دفاعی میساختند. مزرعهها و باغهای آنان توسط ترکمانها نابود میشد. دامداران و عشایر کوچرو نیز از دست ترکمانان قادر به ییلاق و قشلاق نبودند و ضعف حاکمان قاجاری خراسان و عدم حمایت مالی آنان از جانب دربار مزید بر علت شده بود.
در چنان شرایطی یارمحمد خان شادلو در عرصهٔ سیاسی و نظامی خراسان شمالی ظهور کرد. او با دریافت مالیاتهای دولتیِ منطقهٔ تحت حاکمیت خود، ماموریت مقابله با ترکمانان را عهدهدار شد و با تدارک دیدنِ سپاهی منظم توانست بسیاری از حملات ترکمانان را دفع کند.
🔸در دوران حکومت یار محمد خان سهامالدوله شهر بجنورد پیشرفتهای زیادی کرد و به دستور او بناهای متعددی در بجنورد ساخته شد که مهمترین آنها آئینهخانه بود.
آئینهخانه یا دارالحکومه، مقر حکومتی یارمحمد خان بود و دیدارهای رسمی او با ناصرالدین شاه و سایر مقامات سیاسی در آن عمارت انجام میشد.
این بنا در دههٔ ۱۲۵۰خ همزمان با حکومت ناصرالدین شاه به دستور یارمحمد خان ملقب به سردار مفخم ساخته شد و با کاربری اداری و دیوانی برای انجام دیداریهای رسمی او با رجال سیاسی عهد قاجار و نیز برگزاری مراسم تشریفاتی و رایزنی سیاسی _اجتماعی با سران ایلهای مناطق تحت حکومت او مورد استفاده قرار میگرفت. این بنا که مقابل بنای دیگری به نام «عمارت سردار مفخم» واقع شده، روزگاری جزو مجموعهٔ تاریخی «دارالحکومه» بوده و به همراه سردر، کلاه فرنگی، عمارت و حوضخانه در باغ بزرگی واقع شده بود...
🆔 @labbafkhaniki
📌حکیمی گفت: هر که فرهنگ نَوَرزد به چه ارزد؟ و هر که بیهنر باشد، درخت بیبر باشد و هر که شمشیر ستم کشد، خویشتن را کُشد و هر که داد ندهد، از داغ نرهد و هر که از گناه بپرهیزد، در آن نیاویزد.
📚امام محمد غزالی _ نصيحة الملوک
🆔 @labbafkhaniki
🔺رباط خاکستری به عنوان یک مکان _ رویداد مهم تاریخی و کاربری جدید آن به عنوان میعادگاه زائران پیاده.
#مشهد
#رباط_خاکستری
#رجبعلی_لباف_خانیکی
🆔 @labbafkhaniki
باغ با صفای توس با محوریت آرامگاه زیبا و باشکوه فردوسی هر روزه پذیرای خیل مشتاقانِ فرهنگ و ادب ایران است.
🆔 @labbafkhaniki
#خبر
#باستانشناسی
🔺کشف «آخرین تصویر از آخرین شاه ساسانی» در آتشکدهای باستانی در خراسان
🔹باستانشناسان دانشگاه تهران در جریان کاوشهای آتشکده «بازههور» در شمال شرق ایران، بخشی از یک گچبری ساسانی را کشف کردهاند که به باور پژوهشگران، احتمالا واپسین تصویر شناختهشده از یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی، را نشان میدهد.
ادامه...👇
▪️ @HistoriumClub ▪️
📌اعرابی از عطار قدری مُشک بدزدید. او را پیش قاضی بردند. قاضی پرسید: چرا چنین کردی؟ گفت: حدیثی دیدهام که هر که چیزی بدزدد، فردای قیامت آن چیز را در گردن او حمایل کنند !
📚"مجد خوافی _ روضة خلد"
🆔 T.me/labbafkhaniki
🔺آرامگاه فردوسی به سفارش انجمن آثار ملی و با نظارت مهندس هوشنگ سیحون با تمهیدات فنی در دو بخش بیرونی و زیر سطحی به شیوه باستانگرایی و مدرن تجدید بنا و به عنوان نماد فرهنگ و تمدن ایرانی در سال ۱۳۴۷ خ افتتاح شد.
⭕️آرامگاه فردوسی
#طوس
#آرامگاه_فردوسی
#رجبعلی_لباف_خانیکی
🆔 T.me/labbafkhaniki
⭕️آرامگاه فردوسی ۲
🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی
🔹فردوسی که به گفتهٔ «نظامی عروضی سمرقندی»: «سخن را به آسمان علیین برد و در عذوبت بماء معین رسانید»، شایسته این بود که با کورش مقایسه شود و آرامگاهش با شیوه «باستانگرایی» و نمادهای اسطورهای کهن ایرانی آراسته گردد.
باستانگرایی در معماری اصطلاحی تازه در فرهنگ و اخلاق جدید در سبک شناسی معماری دورهٔ اخیر است که ریشههای آن را میتوان در اصطلاح جدید"ناسیونالیسم معاصر" جستجو کرد.
در آغاز سده بیستم «ناسیونالیسم نوین» که تعریفی جهانی داشت به شکل جدی به صحنه آمد. ناسیونالیسم ایرانی به خوبی از اهمیت آن آگاهی داشته و میدانست که پیشینه تاریخی چگونه میتواند احساسات ملیگرایانه را اشاعه دهد.
🔹یکی از راههای رسیدن به آن مکتب سبک معماری «باستان گرایانه» بود که شکل نوین «ناسیونالیسم معاصر» را خلق کرد. پدیده ناسیونالیسم معاصر یا نوین تلاشی بود برای جایگزین کردن علایق ملی به جای وابستگیهای قومی. شاه و مشاورانش (اعضای انجمن آثار ملی) قصد داشتند ضمن نفی گذشتهٔ اخیر (عصر قاجار) نوعی میراث باستانی قبل از اسلام را با آیندهای مبتنی بر نوعی الگوی مدرن پیوند دهند.
در معماری دورهٔ بیست سالهٔ معاصر ایران و از میان تمام اندیشهها و آرمانهایی که میتوانست پدیدهای جدید و متفاوت با گذشته در معماری ایجاد کند، هیچ یک به اندازه تفکر و انگیزهٔ باستانگرایی برجسته نبود و اصول آن بر پایههای تاریخی، ملی و احساسی استوار نشده بود؛ آن سبک توانست در زمانی کوتاه موفقیتی حاصل کند و سایهٔ خود را بر حوزههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، ادبی و نیز معماری بگستراند که البته آن ایدهها بعد از سال ۱۳۲۰ خ دنبال نشد. اما چند بنای مهم و قابل توجه مانند آرامگاه فردوسی، کاخ دادگستری، وزارت امور خارجه و موزه ایران باستان آن ایده را شامل شدند و بر اساس طرحهای تهیه شده منطبق بر ایدهٔ «باستانگرایی» ساخته شدند.
🔹احداث #آرامگاه_فردوسی از ابتدای سال ۱۳۰۷ با خاکبرداری از محل آغاز شد و پس از احداث زیرزمین طرح آندره گدار کنار گذاشته شد و در ادامه از طرح طاهرزاده بهزاد استفاده شد. از طرح آندره گدار اطلاع دقیقی در دست نیست برخی از پوشش هرمی شکل زیرزمین آرامگاه به عنوان طرح نامبرده یاد میکنند حال این که پوشش فضای زیرزمین در نمای بیرونی جزء آن هرم نمیتواند باشد و به احتمال زیاد آن عکس بعد از اجرای پوشش و بعد از تصویب طرح طاهرزاده بهزاد برداشته شده زیرا در آن عکس قاعده دیوار های آرامگاه با سنگ سفید معروف به «سنگ خلج» که زیر نظر «استاد حسیننژاد باشی زنجانی» تهیه و انتخاب میشدند، چیده شد. حتی ممکن است آن پوشش هرمی حاصل چیدمان مرحله دوم بازسازی بعد از سال ۱۳۴۳خ باشد که قسمت فوقانی آرامگاه را مجوف و دو طبقه ساختهاند.
بنای اولیه آرامگاه با معماری «حسین لرزاده» و نظارت «ارباب کیخسرو شاهرخ» منطبق بر ایدههای طاهرزاده بهزاد با آجر و سیمان در دیوارها و سنگ خلج در نماسازی بعد از ۶ سال به پایان رسید و در مهرماه ١٣١٣خ مصادف با برگزاری جشن هزاره فردوسی و با حضور جمع کثیری از مستشرقین و میهمانان ایرانی و خارجی افتتاح شد. آن بنا که با زیرزمینی به مراتب کوچکتر از حال و در ابعاد ۵×۵ متر و عمق ۳ متر ساخته شده بود ١٨ متر از کف ارتفاع داشت.
🔹نماد بیرونی بنا از سویی معابد یا «زیگورات»های عیلامی و از سوی دیگر آرامگاه کورش هخامنشی را تداعی میکرد و بدنهٔ دیوارها ویژگیهای فرهنگی خاص منطبق بر فرهنگ و تمدن ایرانی را تجلی میداد. از جمله: بر پیشانی بنا نقش فروهر و بر جدارهها شعرهایی از فردوسی نگاشته شده و دیگر نمادهای ملی و اسطورهای نقش بسته بود، در گوشهها ستونوارههایی مشابه ستونهای بر افراشته در آپادانای تخت جمشید تعبیه شده بود.
یک سکوی سنگی به وسعت ٤٠ مترمربع بنای اصلی آرامگاه را احاطه کرده بود و ردیفی از پلکان از هر سو به سطح سکو منتهی میشد، دو ورودی کوچک از سمت شرق و غرب به فضای داخلی آرامگاه راه مییافت، سقف آرامگاه با کاشیهای معرق و متاثر از عناصر تزیینی دوره هخامنشی و عصر فردوسی آراسته شده بود. در مرکز بنا سنگ مرمر مکعب مستطیلی به نشانه مرقد حکیم توس نصب شده بود.
اولین بنای آرامگاه فردوسی به دلیل عدم رعایت اصول فنی و عدم محاسبه دقیق و پیشبینی نکردن مقاومت خاک، از همان سالهای نخست شروع به جذب رطوبت و نشست کرد و تعمیرات مکرر و زهکشی و ایجاد کانال هوا در اطراف بنا در طول ۳۰سال نتوانست کارساز شود تا این که اهل فن و متخصصان تشخیص دادند که آن بنا باید به کلی برچیده و آن گاه پس از پیشبینیهای لازم مانند پی بندی مستحکم و کاربرد مصالح مقاومتر با حفظ هیأت و نمای ظاهری قبل تجدید بنا شود...
🆔 @labbafkhaniki
درود به فرهیختگان و دوستان جان
ضمن تبریک برقراری مجدد ارتباط کماکان و حتی الامکان به فعاليت فرهنگی و اطلاع رسانی در مورد هویت ایرانی و خراسانی ادامه خواهیم داد. سپاس از استقبال شما پاینده ایران، سپاس🙏💐
🔺آرامگاه فردوسی
تجلیگاه هویت ملی و شکوه ایران
⭕️آرامگاه فردوسی
#طوس
#آرامگاه_فردوسی
#رجبعلی_لباف_خانیکی
🆔 T.me/labbafkhaniki
⭕️مسجد کوشک فردوس
🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی
🔹یکی از قدیمیترین مسجدهای ایران « #مسجد_کوشک» واقع در سمت شمال شرقی شهر کهن تون واقع است (تا سال۱۳۱۴ خ شهر فردوس تون نامیده میشد).
اهمیت مساجد اولیه و ازجمله مسجد کوشک به لحاظ معماری در این است که با ساخت آنها فضای عبادی جدیدی به نام «مسجد» در ایران پایهگذاری شد و همان مسجد صدها سال نماد دین جدید ایرانیان به نام «اسلام» شد و البته ساختار آن به مقتضای زمان و به مذاق معماران ایرانی تغییر کرد.
مسجد کوشک مانند دیگر مسجدهای آغاز اسلام احتمالا در دههٔ سوم ه.ق بر روی نقشهای ساخته شده که مسلمانان با خود از مدینه آورده بودند و آن، نقشهٔ «مسجدالنبی» بود. مسجدی که به دستور پیامبر اسلام در سال ۱ ه/۶۲۲ م و در مجاورت خانه حضرت محمد (ص) در مدینه ساخته شد.
آن مسجد در ابتدا یک زمین مربعشکل محصور در دیوارهای خشت و گلی بود که بعدها در سمت قبله آن ۳۸ ستون چوبی (تنه نخل خرما) در دو ردیف ۱۹ تايی در زمین نصب شد و بر فراز آنها پوششی از برگ خرما استوار و آن فضای سرپوشیده به «ظلًَه» (سایهبان) معروف شد و نقشهٔ همان مسجد الگو و سرمشق مسجدهای اولیه در ایران قرار گرفت و بعدها به «سبک خراسانی» معروف شد، اما در آن زمان اوضاع فرهنگی و تمدنی ایران با عربستان متفاوت بود، مساکن مردم عربستان یا سیاه چادر بود یا خانههای محقر خشت و گلی در حالی که در ایران شاهکارهای معماری چون ایوان مدائن و گنبدهای بلند و باشکوه بر فراز معبدها و کاخها با آجر، سنگ و گچ ساخته میشد.
🔹ایرانیان و خراسانیان که از نابسانیهای انتهای عصر ساسانی و اشغال صفحات شرقی خراسان توسط هپتالیان رنج میبردند، دین مبین اسلام را پذیرا شدند و نقشه مسجدالنبی را جهت ساخت نخستین مسجدها الگو قرار دادند اما لزومی ندیدند که از تنه و برگ خرما در اسکلت و پوشش بنا استفاده کنند زیرا فنون بسیار پیشرفتهای جهت ایجاد ستونهای خشت و گلی، سنگی یا آجری داشتند و قادر بودند گنبدهای زیبا و طاقهای بلند گهوارهای بسازند بنابراین نخستین مسجدها در قاین، تون، خوسف، فهرج، اصفهان، شوش، تیسفون و دامغان را برگرفته از نقشه مسجدالنبی با ستونهای خشت و گلی، طاقهای هلالی و چشمه طاقهای گنبدی ساختند و با گچ و گاه با رنگ آنها را آراستند.
معماران ایرانی از همان آغاز ضمن پذیرش اسلام با معماری استقلال فرهنگی خود را از عربها نشان دادند به این معنی که دهانهٔ ميانی ظله (شبستان) را عریضتر گرفتند تا ایوان را در ذهن القا کنند. در سال ۳۶۳ ه.ق برای نخستین بار در سمت قبلهٔ مسجد «نیریز» فارس و شاید همزمان یا کمی بعد در مسجد «قاین» به قول ناصرخسرو بلندترین ایوان خراسان را تعبیه کردند و بالاخره در جهت پیمودن مسیر تکاملی، در دوران سلجوقی (۵۹۰ -۴۲۹ه.ق) نه تنها چهار ایوان در چهار سوی مسجد جامع اصفهانی تعبیه کردند بلکه یک چهارطاقی در انتهای ایوان قبله معروف به «گنبد خواجه نظامالملک» ساختند و دو عنصر معماری «چهارطاقی» و «ایوان» را که در حافظه تاریخیشان از قداست و محبوبیت برخوردار بود، به صحنه آوردند و سنتهای معماری ایرانی را احیاء کردند و شاهکارهای معماری اصفهانی، یزد، نائین، مشهد، شیراز، قم، ساوه و قزوین را ساختند.
🔹مسجد کوشک تون که همانند مسجد اولیه قاین احتمالا در سالهای ۲۹ یا ۳۰ ه.ق و در مسیر حرکت فاتحانهٔ اعراب به سمت نیشابور ساخته شد. شباهت تام به مسجد اولیه قاین در محلی به نام «شازده حسین» دارد که با انهدام یک بنای کهن بر روی یک کف گچاندود متعلق به عصر ساسانیان ساخته شده است.
در مسجد کوشک هم یک شبستان یا تالار ستوندار همانند مسجدالنبی وجود داشته که اکنون ۶ ستون با گوشههای تزیینی ستون نما در سمت قبله قابل تشخیص است. ستونها خشت و گلی با اندود گچ با قاعده مربع و حجیمتر از ستونهای مسجد اولیه قاین هستند شاید دلیلش این باشد که مسجد کوشک از وسعت زیاد یا ارتفاع زیادتر برخوردار بوده زیرا میزان ضخامت دیوارها و ستونها با وزنی که بر آنها تحميل میشده نسبت مستقیم داشته است. بر دیوار قبله احتمالا محرابی در عصر سلجوقیان تعبیه شده و کتیبهای به خط کوفی گلدار بر آن نوشته شده است. اگر این فرضیه درست باشد باید پذیرفت که مسجد کوشک همانند مسجدالنبی در ابتدا فاقد محراب بوده و بعدها محراب به آن افزوده شده است. بیتردید با توجه به ابعاد ستونها وسعت مسجد زیاد و ادامه آن به سمت شمال شرق بوده که به علت نامعلوم منهدم شده و به جای آن در دوران تیموریان صحن و شبستانی آجری ساخته شده است
مسجد کوشک با وسعت زیاد و ساختار منسجم و مستحکمی که داشته نشان از اهمیت و رونق تون در قرون اولیه اسلام داشته کما اینکه مقدسی، ناصرخسرو و حمدالله مستوفی آن شهر، برج و بارو، بازار، خندق و مسجدش را ستودهاند.
📌مسجد کوشک #فردوس به شماره ۱۱۹۹۰ در فهرست آثار ملی ثبت شده است.
🆔 @labbafkhaniki
📌به ایام عمر بن عبدالعزيز قحطی بود. مردم کسی را برگزیدند که سخن ایشان با خلیفه بگوید.
مرد گفت: یا امیرالمؤمنین! ما به ضرورت رسیدیم و پوست بر اندام ما خشک شد از بیطعامی و راحتِ ما اندر بيتالمالِ تُست و آن مال از سه چیز بیرون نیست، یا از آنِ خدایست، یا از آنِ بندگان خدای یا از آنِ تو. اما اگر از آنِ خدایست، خدای را بدان حاجت نیست و اگر از آنِ بندگان است بدیشان ده و اگر از آنِ توست بر ما صدقه کن!
📚"امام محمد غزالی _ کیمیای سعادت"
🆔 T.me/labbafkhaniki