1716
مبارزه با پانکردیسم ستیز با کُرد نیست بلکه عین کُرد بودن است. هیچ ملاحظه ای بالاتر از ایران نیست. ارتباط با ما @iranban_kordbot
مواظب خودتون باشید ،به محل انفجار نرید ،کنار پنجره نباشید ،بیمورد بیرون نرید ، بیجهت نترسید .
ایران به همه شما نیاز داره .
پاینده ایران .
📸لایک مژگان افتخاری مادر ژینا امینی به برگه یک تجزیهطلب که با دشنامهای جنسی یک زن ایرانی مخالف احزاب کرد را مخاطب قرار داده است.
پستهای این مرد کُرد خطاب به فارسی زبانان و حتی گاه زنان کردستانی که چهره و بدن خود را عمل کردهاند به شدت رکیک است و قابلیت انتشار ندارد .
@iranban_kord
🎥 تحلیل سخنان عبدالله مهتدی، رهبر حزب کومله: «مرگ ژینا امینی اگرچه دلخراش است، اما خوشاقبالی بزرگی برای کردها بود.»
سخنان مهتدی و واکنش خانواده امینی، بازتابی از پایبندی آگاهانه به باورهای قومگرایانه و هویتهای قبیلهای است. حمایت بخش قابل توجهی از جامعه کرد از جریانهای تجزیهطلب، نه ناشی از ترس یا فشار اجتماعی، بلکه نتیجه انتخاب آگاهانه و یک باور هویتی است که فردگرایی و اخلاق مدنی را تحت تأثیر قرار میدهد.
این رویکرد، بحران اخلاقی و بازتولید ساختاری نفرت و قطبیسازی اجتماعی را در جامعه کرد نشان میدهد، جایی که قربانی شدن یک فرد بهعنوان ابزاری برای تحکیم روایت قبیلهای و سیاسی تلقی میشود. در این منظر، فردیت در جامعه قبیلهمحور نمود اندکی دارد و قربانیان انسانی صرفاً برای سفیدشویی منافع گروهی و روایت سیاسی مصرف میشوند .
از سوی دیگر، این «خوشاقبالی کردها» بدون همدستی بخشهایی از جریانهای ملیگرای ایرانی، به ویژه جریان ایرانشهری و پانایرانیستها، که با اسطورهسازیهای تحریفشده، تصویر متفاوتی از جامعه کرد ارائه کردند، تحقق نمییافت. در واقع، اگر ژینا امینی متعلق به سایر تیرههای ایرانی مانند آذری، لر، بلوچ یا عرب بود، هیچ یک از احزاب قبیلهگرا نمیتوانستند چنین موجی در سطح ملی ایجاد کنند و از آن بهرهبرداری سیاسی کنند چرا که در جریان ملی جادهصافکنی برای تقدس بخشی به آنان وجود نداشت .
طیف گستردهای از ملیگرایان ایرانی سالها تلاش کردهاند تا روایتی دروغین از جامعه کرد به ملت ایران ارائه کنند و آنان را بهعنوان متحد راهبردی در برابر پانترکیسم تلقی کنند، و از این رو شعارهای ایرانستیزانه و پرچمهای تجزیهطلبانه آنان را سانسور کرده و به ملت ایران دروغ گفتند ،اکنون پردهها یکی پس از دیگری به زمین میافتد با این حال، همان گروههایی که جریان ایرانشهری آنان را متهم به خیانت و بزرگترین دشمن ایران نشان میدادند، در نهایت هزینه سنگینی برای ایران پرداختند و همتباران توهمی آنان از هیچ دشمنی فروگذار نکردند و در شبکههای مجازی به ایرانیان وعده جنگ داخلی و نسلکشی میدهند، چیزی که لرها و به ویژه آذریها با حساسیت چشم انتظار آن هستند و امیدوارند عملی شود .
با وجود این، شگفتآور است که جریانهای ایرانشهری همچنان از ادامه رفتارهای خسارتآفرین خود رویگردان نیستند؛ این استمرار، ننگ و لکه سیاهی بر کارنامه تباه آنان است.
@Iranban_kord
میگویند آبدانان، مرودشت، چنار و ممسنی تا حالا کجا بودند؟ چرا زودتر با آنها آشنا نشدیم ؟
این شهرها همیشه بودهاند؛ اما در زمانهای که «دیدهشدن» جای «بودن» را گرفته است، آنها که اهل نمایش نیستند، دیر دیده میشوند. آنان، برخلاف برخی اهل جنجال و خودنمایی در شبکههای اجتماعی، مدعی «غیرت» و «اصالت» نیستند، اما غیرتمند و اصیلاند. در اینستاگرام و توییتر، از رقص، مظلومیت و قومیت، هویتِ نمایشی نساختند؛ برای خودنمایی و ایجاد حس کمبود در دیگری، خود را بزرگ نکردند و طلبکارانه جایگاه نخواستند.
در مقابل، مدعیان غیرت و اصالت، لباس و زبان و حتی زنانِ جوامع دیگر را به ابزار تحقیر بدل کردند؛ برای تولید احساس فرودستی در دیگری و بزرگنمایی «خود»؛ غروری پرهیاهو که بر تحقیر دیگری بنا میشود. اما کسی که واقعاً دارایی فرهنگی و اخلاقی دارد، نیازی به جار و جنجال ندارد. آنگاه که لحظهی عمل فرا رسید، آنها که دم از غیرت و شجاعت میزدند به پستو خزیدند و بیادعاها به میدان آمدند؛ اینجاست که مرزِ نمایش فضیلت و زیست فضیلت آشکار میشود.
اصالت ، دلیری ، پهلوانی و غیرت و عزت نفس در زیست روزمره و رفتارهای واقعی ظهور میکنند، نه در پستها و استوریها. مردمان آن شهرهای مهجور و کوچک و بیادعا، و نیز مردمان آن شهرهای بزرگ و پرجمعیت اما باز هم بیادعا، به میدان آمدند؛ برخلاف قهرمانان شبکههای اجتماعی که با تمسخر لباس، زبان و زنان این جوامع، برای خود عظمت نمایشی میساختند. اما جامعهای که به نمایش عادت کرده است، جواهر بدلی را بر گوهر اصیل ترجیح میدهد؛ بر شیشهی رنگی مهر اصالت میزند و گوهر واقعی را نمیبیند و برای همین شگفتزده میشود !
اصالت چیزی است که ادعا ندارد، تحقیر نمیکند و مرد میدان است، نه اهل جنجال و خودفروشی؛ کسی که واقعاً دارایی فرهنگی و اخلاقی دارد، نیازی به فریاد هویت ندارد، زیرا در منطق فضیلت زیسته، اصالت سرمایهی تبلیغاتی نیست، شیوهی بودن است.
@iranban_kord
🎥برآشفتهشدن شکریا برادوست، کارشناس اینترنشنال، از بیان واقعیت جنگهای احزاب کرد با یکدیگر
شکریه، از کارشناسان ثابت شبکه ایران اینترنشنال، در واکنش به بیان حقیقت دربارهٔ جنگها و درگیریهای خونین احزاب کرد با یکدیگر، مدعی شد که «اجازه نمیدهد» کسی به پیشمرگهها توهین کند. او ادعا کرد اگر اپوزسیون ایرانی نیز اسلحه در اختیار داشتند، حتماً یکدیگر را میکشتند ،همانگونه که بهزعم او در تجمعات خارج از کشور، بارها اپوزیسیون ایرانی با یکدیگر درگیر شدهاند!
لازم به ذکر است که در تجمعات ایرانیان خارج از کشور، بهجز کردها و در یک مورد حمله یک مجاهد با کامیون به جمعیت ایرانی، هیچ جریان اپوزسیون ایرانی به گردهماییها حمله نکرده است بنابراین حتی در شرایطی که نه کردها و نه ایرانیان سلاح در اختیار نداشتند، باز هم این کردها بودند که با حمله به ایرانیان آغازگر خشونت شدند.
کردها تاکنون چندین بار به تجمعات مردم ایران حمله کردهاند؛ پرچم ایران را لگدمال کرده، به آن تف انداخته و آن را به آتش کشیدهاند. در نتیجه، در این موارد نیز کردها بودهاند که تجمعات ملی ایرانیان را به خشونت کشاندهاند، اما شکریه در حالی که همزبانان او با افتخار فیلم هتاکیها و حملات خود به ایرانیان را منتشر میکنند این حملات را به ایرانیان منتسب میکند!
نکتهٔ قابلتوجه آن است که این زن کرد مدعی «دمکراسی» است، اما همزمان میگوید «اجازه نمیدهم به پیشمرگهها توهین شود» با این سطح دموکرات بودن ، واکنش او به مصاحبه ملکه سلطانی، خواهر فؤاد سلطانی رهبر کومله جالب میبود ،جایی که ملکه سلطانی بخشی از درگیریهای میان کومله و حزب دموکرات کردستان را توضیح داد و اعتراف کرد که نیروهای حزب دموکرات در درگیری با کومله ،به زنان پیشمرگ تجاوز میکردند!
🎥سخنان ملکه سلطانی خواهر فواد سلطانی رهبر کومله درباره تجاوز پیشمرگههای دموکرات به پیشمرگههای زن کومله.
@iranban_kord
📝 تأملی بر نوای حزنانگیز «چَمَری» و شاهنامهخوانی در میان لُرها و لَکها، و طنین ارگ یاماها در میان کُردهای اهلسنت
@iranban_kord
🎥تبریک شیخ مرشد غزنوی آخوند کرد سنی سوری به مناسبت اتحاد احزاب کرد ایرانی (به جز کومله مهتدی) .
شیخ مرشد غزنوی در پیامی به مناسبت از پنج حزب عضو این ائتلاف قدردانی و تبریک گفت:«از آن پنج حزبی که این ائتلاف را تشکیل دادهاند سپاسگزاری و تبریک میگویم. تمام تاریخ نشان داده که نبود اتحاد، همصدایی و همپیمانی چه پیامدهایی برای ملت کُرد داشته است. از این احزاب که دست به تشکیل ائتلاف زدهاند قدردانی میکنم و اطمینان دارم که موفق خواهند شد. شرق کردستان میراثدار مبارزان و پیشوا قاضی محمد است و تاریخ نشان داده که ما کردها هنگانی که متحد بودهایم چه کارهایی از ما ساخته بوده است.»
➖ شوربختانه این «نیزهٔ ایرانشهر» که مانند دیگر نیزهها، کمانه کرده و به آستین ایرانشهریها فرو رفته است حتی نمیتواند نمونهای واقعی از دستاوردهای بزرگی که کُردها در هنگام اتحاد انجام دادهاند، نام ببرد؛ چرا که در واقع هیچ اتحاد پایدار و کار بزرگ جمعی رخ نداده است.
ایرانشهریها، به عنوان متحدان و عاشقان یکطرفهٔ پانکردیسم، در دوران حملهٔ داعش و سپس اقدامات ترکیه، کُردها را متحدان و همتباران خیالی خود میپنداشتند و با «سفیدشویی» پانکردیسم، نقش مخرب و خیانتکارانهای در آگاهی ملی ایرانیان ایفا کردند. مردم ایران تنها به تازگی از رهرو اقدامات کردها تا حدودی توانستند کمکم چهرهٔ واقعی پانکردیسم را درک کنند.
با این حال، جریان ایرانشهری و پانایرانیسم همچنان در پی آن است که از کرد سوری و عراقی و ترکیه برای ایرانیان «همتبار» بسازد و حتی خواهان پیوستن کُردهای سه کشور دیگر به ایران شود. این لافها و ادعاهای متوهمانه احتمالاً در آینده نیز تکرار خواهد شد و مایهٔ دردسر خواهند بود؛ امید که با ادامهٔ تکرار کارهایی که کردها در تجربههای تاریخی خود در ایران کردهاند این توهمات فروکش کرده و واقعیت تاریخی و سیاسی جایگزین آنها شود.
@iranban_kord
🎥میلاد غلامی خواننده کرد ایلامی :من برای گرانی خواستم اعتراض کنم و اولین نفری بودم که استوری گذاشتم و گفتم به برفبازی نروید دلمان به چه خوش است و اولین نفری بودم میان خواننده و بلاگر این را گفتم ولی دیدم آن حرامزاده که پدر و پدربزرگم را کشته است و پدر و پدربزرگم را تبعید کرد و بزرگترین ظلم را در حق کُرد کرده است فراخوان داد ،عقب کشیدم چون او دشمن من است ، آن پدر و مادر سگ که عکسش را داخل پیجت گذاشتهای و برایم کامنت بد مینویسی دشمن اجداد توست ،چه لک هستی، چه لری و چه کُرد هستی، همه ما یک خانواده هستیم ،او سر مار است و با حرف او بود که مردم کُرد عقب کشیدند و کاری نکردند ،او آمد تا روزی که ما کار را تمام کردیم بگوید کار من بود و من کار را انجام دادم و ما لقمه آماده را جلوی دهانش بگذاریم و او زحمت بکشد دهنش را باز کند ولی ما گول او را نمیخوریم ،او در حق پدر و پدربزرگم بد کرده و در حق من هم بد خواهد کرد. برو تاریخ بخوان، کمی درباره تبعید کردها بخوان ،یارو آمده نوشته که مگه رشت و مشهد کرد دارند؟!همه کردهای تبعیدی ما در رشت و مشهد هستند، چه میگویی بیام با تو بحث کنم؟ تاریخ بخوانید عکس او را توی پیجت نگذار! او دشمن توست، اگر از حکومت کنونی ناراضی هستی باید از او هم ناراضی باشی چون او ظلم خیلی خیلی بزرگی به کرد کرده است .
➖البته کردهای خراسان عمدتاً در دورهٔ صفویان کوچ داده شدند، اما در دورهٔ رضاشاه، عشایر یکجانشین شدند و برخی قبایل شورشی به نقاط مختلف ایران تبعید گردیدند.
وضعیت کنونی نشان میدهد که مدرنیسم و تمدن یا باید مانند ترکیه نوین با قدرت تمام و بدون مماشات اعمال شوند، یا اساساً نباید بهصورت تحمیلی اجرا گردند و قبایل به حال خود رها شوند ؛ زیرا تداوم وضعیت بینابینی نه امکان تحقق کامل تمدن را فراهم میکند و نه مدرنیسم ناقص را به شکلی سازنده نهادینه میسازد.
نظر خودم درباره تخته قاپوی عشایر :چرا با ادامه زندگی وندالیستی و آموزش به زبانهای محلی موافق هستم؟
@iranban_kord
🎥احساس خطر کنشگران کرد از وطنپرستی لرها و التماس از ایشان برای متحد شدن با کردها
کنشگر کرد :زاگرس مانند یک نماد است و میتواند همکاری ما را با کسانی که آن ملتگرایی کردی را کمتر دارند (!) نه که ما آنان را به عنوان کرد قبول نداشته باشیم، منظور من لرهاست و بختیاری ،ما قبولشان داریم (!)منتها اینکه آنها خودشان را چگونه میشناسند این وظیفه ما نیست که ما تعیین کنیم که الا و بلا باید این باشی اگر این را (کرد بودن را) قبول داشته باشند آغوش ما باز است اما اگر آنها خودشان را مانند لر میشناسند بههر حال درست است که ما قبول داریم اما میتوانیم با آنها هم پیمان باشیم، برادر یکدیگریم ،برادر و خواهر یکدیگریم و آنها را بخشی از خودمان میدانیم، دفاع از حق آنان مانند دفاع از حق خودمان است ،زاگرس میتواند از اینجا از خلیج باشد (زاگرس =کردستان /خلیج =خلیج فارس، کردها خلیج فارس را خلیج ،خلیج کرد ،خلیج لر و خلیج عربی میخوانند .)و ما به جای اینکه روبروی یکدیگر بایستیم و از ما استفاده کنند (فارسها) تا ما را روبروی یکدیگر قرار دهند در کنار یکدیگر باشیم.
➖اینکه امروز برخی کنشگران کُرد میگویند «شما میتوانید هر هویتی که میخواهید داشته باشید»، نه از سر پذیرش تکثر هویتی بلکه پیامد شکست پروژههای قبلیِ هویتسازی از بالا به پایین در راستای کردیزه کردن لرها و لکهاست. سالها تبلیغات سازمانیافته، پولپاشی رسانهای و تحریک عاطفی برای جذب لُرها و لَکها به روایت پانکردیستی، در میدان اجتماعی نتیجهی چندان معناداری نداشته است ،آنها توانستند لباس آشوری/سورانی را بر برخی از لرها بپوشانند ،پرچم کردستان را دستشان دهند اما هنگامی که پای ایران به میان آمد زمین بازی تغییر کرد . عقبنشینی لفظیِ امروز، در واقع بازتعریف تاکتیکیِ گفتمان پس از ناکامی است: وقتی پروژهی استحالهی هویتی به بنبست میخورد، زبان «آزادی انتخاب هویت» جایگزین زبانِ مطالبهی جذب میشود؛ تغییری در بیان، نه دگرگونی در منطقِ پروژه.
این نوع «دعوت به اتحاد» از سوی کنشگران کُرد، در واقع واکنشی تدافعی به اوجگیری ناسیونالیسم ایرانی در میان لُرها و لَکهاست، وقتی این کرد میگوید «ما لُرها و بختیاریها را قبول داریم، حتی اگر خودشان را کُرد ندانند»، به آنها اتحاد مشروط به هضم شدن در افق ژئوپلیتیکیِ تعریفشده توسط پانکردیسم را پیشنهاد میدهند . این دقیقاً همان منطق همگونسازی نمادین (Symbolic Assimilation) است: «خودت هرچه میخواهی باش، اما در نهایت ذیل پروژهی من تعریف میشوی.»
ارجاع مکرر به «زاگرس» بهمثابه نماد وحدت، نمونه روشن مصادرهی نمادین جغرافیاست: رشتهکوهی که حامل تنوع هویتیِ تاریخی است، به برچسب ایدئولوژیک پروژهی کردیسازی باشندگان آن تقلیل داده میشود. اینجا زاگرس از یک واقعیت طبیعی–فرهنگیِ چندلایه به «کریدور هویتی» برای اتصال به خلیج فارس تقلیل مییابد؛ یعنی پیوند دادن سیاست هویت به تخیل ژئوپلیتیکی با هدف دسترسی نمادین–سیاسی به سواحل جنوبی و در اختیار گرفتن نفت ،گاز و آب این مناطق و گمان میکنند اگر لرها و لکها بر فرض محال به آنان بپیوندند بمباران و اشغال این منطقه برای ترکیه کمی بیشتر از چند ساعت طول خواهد کشید .
تاکید بر اینکه «فارسها ما را روبهروی هم قرار میدهند» سازوکار همیشگی پانکردها برای برونفکنی تعارض و دشمنسازی است: ناکامیهایشان در جهت کردسازی لرها را به توطئه فارسها نسبت میدهند تا شکافهای واقعیِ هویتی پنهان بماند. در این چارچوب، لُر و لَک نه بهمثابه کنشگرانی با سرمایهی هویتی مستقل، بلکه بهعنوان «حاشیههای قابل ائتلاف با کردها» بازنمایی میشوند که باید قیومیت کردها را بپذیرند.
یکی از ریشههای پنهان این «دعوت به اتحاد»، واقعگرایی سرد ژئواقتصادی است، نه همدلی هویتی. مناطق کُردنشین از منظر برخورداری از منابع راهبردیِ انرژی مانند نفت و گاز، مزیت قابلاتکایی ندارند و در عمل، به بازتوزیع منابع از طریق مالیات شهرهای بزرگ و درآمدهای نفت و گاز جنوب متکیاند. در این چارچوب، میل به «ائتلاف زاگرسی» بیش از آنکه اخلاقی باشد، محاسبهای منابعمحور است: چشمداشت به پهنههای انرژیِ مناطق لُرنشین و بهرهبرداری نمادین–سیاسی از پیوند به خلیج فارس.
همزمان، بازنمایی لُرها و لَکها بهمثابه سرمایهی انسانیِ جنگاور، در قالب کارکرد ابزاریِ نیروی اجتماعی فهمپذیر است: تقلیل لرها و لکها از انسان دارای فردیت به « سرباز کردها و منبع نیروی میدانی» برای پروژهای که خود کردها در بزنگاههای هزینهدادن، فهرستی از گریز از میدان نبرد را به یادگار گذاشتهاند .
@iranban_kord
پوزش میخوام دوستان من تازه فهمیدم این یارو خودش کُرده
تازه میخواستم لهجه عربیش رو هم مسخره کنم و بگم خیلی تو حس رفته :|
ولی خوب شد کردها اعتراضات رو بایکوت کردن
فکرش رو بکن اینها دارن میگن لرها به خاطر آرمان کردستان کشته شدن و جوانرود رو صدا میزدن اگه کردهای سنی مشارکت کرده بودن که دیگه واویلا
🎥ماموستا ابراهیم کریمی امام جمعه روستایی از توابع سنندج :هنوز در ایران هیچ نشده در خیالات خودش همه چیز تمام شده است .نمیدانم پسر گا (گاو)،پسر شاه،نمیدانم! اسمش چیست ؟ نامش رضاست یا تام؟ نمیدانم !همانی که از بیرون دارد نسخه میپیچد، هنوز هیچ نشده به کرد و کردستان لشکر کشی کرده است و راه پدر گور به گورش را پیش گرفته است، نمیداند کردستان بیشه شیران است اگر آن پدرش قازی(محمد) را اعدام کرد ،میلیونها قازی به جایش متولد شدند این خوابی خام است بچه جان که تو میبینی، تو برو دماغ و دهنت را کمی خوب کن (عمل کن) بعد به ما لشکرکشی کن .در بین فارسها مشهور است که میگویند شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه ،آنقدر شیرمرد و شیرزن داریم که اصلا ترسی نداریم و حرفایت مانند وزوز خرمگس است به خدا،اما مردانگی کن و اگر ارتشت را فرستادی تام مورلی را فرمانده ارتشت نکن .
@iranban_kord
ایرانشهری موجودی است که محض خالی نبودن عریضه در تلگرام سعی میکند یک کوچولو پاچه پانکردها را بگیرد اما در اینستاگرام برای آنها دم تکان میدهد.
Читать полностью…
📸 لایک پست سردار پاشاییِ تجزیهطلب توسط امجد امینی، پدر ژینا امینی
روزی که پدر و مادر ژینا امینی او را «فرزند ایران» خواندند، هزاران ایرانی به خیابانها آمدند، اگر با مردم ایران صادق بودند، اگر برگههای تجزیهطلبان را زودتر لایک میکردند ،اگر خود واقعیشان را زودتر نشان داده بودند ،اگر ،اگر ،اگر ....
اگر تنها سکوت کرده بودند میتوانستند از نابودی زندگی هزاران خانواده ایرانی جلوگیری کنند؛ اما چنین نکردند.
با این حال، مردم ایران حتی بیتوجه به فیلمی از صحبتهای امجد امینی در بیمارستان که از عمل قبلی دخترش میگفت (بیماری زمینهای ژینا امینی ابداً مرگ او را توجیه نمیکند و منظور تنها عدم صداقت این خانواده است)، به خیابان آمدند و هزینه سنگینی پرداختند؛ چرا که ذهن ایرانیان با افسانه کردهای اصیل، همتبار و… پر شده بود؛ هنوز هم پر است.
تهران و رشت بیشترین کشته و مجروح را دادند، ولی مادر ژینا پست تجزیهطلبانی را لایک میکند که میگفتند کردها در حال کشته شدناند و تهرانیها در حال رقص و بوس و آغوش رایگان هستند ،خانواده امینی مزد ایرانیان را کف دستشان گذاشتند.
جامعه ایران که از منظر انسان شهری واجد خصایص مدنی و از منظر انسان قبیلهای سادهلوح است، هرگز پدر و مادر ژینا را مسئول پیامدهای بسیج خیابانی ندانست؛ نه آنان را سرزنش کرد، نه درباره لایک و حمایت ضمنی آنان از جریانهای تجزیهطلب پرسشگری صورت داد، و نه حتی انتظار واکنش یا موضعگیری اخلاقی پس از وقایع دیماه را مطرح کرد. با این وجود، همچنان ژینا بهاشتباه «دختر ایران» خوانده میشود.
خانواده امینی تغییر نکردهاند؛ آنان همواره در همین چارچوب عمل کردهاند. هیچگونه بهانه ترس، ملاحظهکاری یا فشار سیاسی از سوی جریانهای تجزیهطلب نمیتواند پایمال کردن خون صدها ایرانی و معلول شدن شمار زیادی از شهروندان را از منظر اخلاقی مشروعیت ببخشد. آنها دستکم میتوانستند سکوت کنند، اما با لایک برگههای تجزیهطلب، انگشت به چشم مردم داغدار ایران کردند.
در ایران، اسطورههای ایدئولوژیک یکی پس از دیگری در حال فرو ریختناند:
اسطوره چپ، اسطوره امتگرایی،
اسطوره «ژن، ژیان، آزادی»، افسانه کنشگران رانتیِ حقوق بشری، و اکنون
اسطوره سلبریتیها بهعنوان مرجع اخلاقی و سیاسی نیز در حال فروپاشی است.
پایان افسانه «کردهای همتبار» بهمثابه یک روایت ذاتگرایانه و همزمان افول ایده پوچ «ایرانشهری» بهعنوان پروژهای انتزاعی و ناکارآمد و حامی پانکردیسم که نتیجه آن سکوت در برابر پانکردیسم و مالهکشی خیانتهای آنان بوده است ، یک روز پربرکت خواهد بود .
@iranban_kord
اینجوری که پیش میره باید صد تا کارخونه تو ممسنی ساخت
Читать полностью…
🎥 فیلمی از تظاهرات خشونت آمیز کردها در انگلستان و حمله آنان به اتومبیلهای شهروندان لندنی .
انگلیسیها در کامنتها خواستار دیپورت کردها به کشورهای خود شده و پرسیدهاند که BBC کجاست و برخی پاسخ دادهاند که BBC تظاهرات را مسالمت آمیز گزارش کرده است ! برخی دیگر نیز از کینگ چارلز خواستار برکناری دولت شدهاند .
سانسور شورشهای خیابانی کردها و حتی مسالمتآمیز خواندن آن توسط رسانههای چپ جهانی مانند بیبیسی باعث شده که حتی مردم این کشورها نیز ، آنان را غیر قابل اعتماد بدانند اما متأسفانه یک چهارم از جمعیت ایران پیج بخش فارسی این فیک نیوز چپ را دنبال میکند .
@iranban_kord
📝 تأملی بر نوای حزنانگیز «چَمَری» و شاهنامهخوانی در میان لُرها و لَکها، و طنین ارگ یاماها در میان کُردهای اهلسنت
در سنتهای آیینیِ سوگ در زاگرسِ میانی و جنوبی، «چَمَری» جایگاهی تثبیتشده، دیرپا و هویتساز دارد؛ آیینی–موسیقایی که در انسانشناسی آیینها ذیل مفهوم (آیین سوگواری ) تحلیل میشود. چَمَری صرفاً یک قطعهی موسیقایی نیست، بلکه یک کنش آیینیِ نمایشی است که بدن، صدا، حرکت جمعی و حافظهی تاریخی را در وضعیت فقدان به هم میدوزد و تجربهی مرگ را درون نظمی نمادینِ بومی قابلتحمل میکند.
کارکرد اجتماعی–هویتیِ این آیین را باید ذیل کنش ارتباطی فهم کرد: چَمَری فقط «اطلاعرسانیِ عاطفی» نمیکند، بلکه «پیوند اخلاقی و تاریخی» میسازد؛ پیوند سوگواران با یکدیگر و با لایههای دیرپای حافظهی جمعی. از این منظر چَمَری حاملِ رسوبهای نمادینِ پیوند لُری–لَکی_کردی جنوبی با سنتهای ایرانیِ سوگِ حماسی است؛ جایی که شاهنامهخوانی نیز بهمثابه صورتبندیِ رواییِ همان حافظهی تاریخی عمل میکند و «خانهی نمادین» سوگ را درون افق هویت ایرانی استوار میسازد.
از حیث جغرافیای فرهنگی–قومنگارانه، چَمَری آیینی ریشهدار در میان لُرها و لَکهاست و از رهگذر انتشار ناحیهای به حوزهی کُردهای جنوبی و گورانها راه یافته یا مشترک است .
در برابر این الگوی آیینیِ بومیِ سوگِ موسیقایی، در مناطق کُردنشینِ اهلسنت چنین صورتبندیِ آیینیِ ریشهداری از سوگواری وجود ندارد و الگوهای دیگری از کنش جمعی مسلط است. در میان کردهای اهل سنت رسومی مانند نماز میت و آنچه در مراسم جانباختگان اعتراضات ۱۴۰۱ و نیز قربانیان اطفای حریقِ کوه آبیدر مشاهده شد، قاتل ،فاشیست و اشغالگرخواندن مردم ایران بود. این تمایزِ کارکردی، نه صرفاً اختلافِ سلیقهی فرهنگی، بلکه نشانهی دو منطق هویتیِ متفاوت است.
در اینجا موسیقی، کنش و بدن به شاخصهای میدانیِ مرزبندی نمادین بدل میشوند و شکاف میان دو منطق هویتی را عیان میکنند: در جامعه لر ،لک و کردهای جنوبی که سالها کوشیده شد یکسان، پیوسته و «امتداد طبیعیِ کردستان» وانمود شود، نوای حزنانگیز چَمَری طنین میاندازد؛ شاهنامه خوانده میشود و شعارهای ملیگرایانه بیهیچ لکنتی سر داده میشود ،نه بهمثابه ژست رسانهای، بلکه بهمثابه فعالسازی آیینی حافظه؛ سازوکاری که حافظهی جمعی را در لحظهی فقدان بیدار میکند و سوگ را به استمرار اخلاقیِ پیوند با ایران تاریخی گره میزند. اینجا بدنِ سوگوار حامل معناست و آیین، خانهی نمادینِ فقدان را برپا میکند.
در مقابل، در مناطق کُردنشینِ سورانیزبانِ اهلسنت ،جایی که حتی در یک شهر کُردِ سنینشین نیز تجمع معناداری شکل نگرفت ،الگوی کنش جمعی به تداوم مناسک بزنوبکوب با صدای ارگ یاماها و خوانش ترانههای بعضا مبتذل ادامه یافت.
نکتهی تعیینکننده اینجاست که پانکردها، بیآنکه هزینهای متناظر در میدان پرداخته باشند، خود را مالک خونهای ریختهشده در کرمانشاه، ایلام، لرستان، کهگیلویه و خوزستان معرفی میکنند و جانباختگان این حوزهها را «شهدای کردستان» مینامند؛ اما از پاسخ به این پرسش بدیهی طفره میروند: چرا خودِ کردستانیها برای کردستان هزینه ندادند؟ گویی برای آنان همه چیز قابل دزدیدن است : تصاحب نام، خاک، هویت، اسطوره، آرمان و حتی خون .
این شکافِ میدانی، بهطرزی متناقض با پررنگیِ حضور نمایندگان همان طیفِ کُردِ سورانی در تلویزیونها و مجامع بینالمللی همزمان شده است؛ در شهرهای خود نه کشتهای دادند، نه زخمی برداشتند و نه سوگی را زیستند؛ ترومای جمعی ایرانیان را به هیچ گرفتند و بیوقفه به
پایکوبی ادامه دادند، اما کشتههای لُرها، لَکها و کُردهای جنوبی را به نام «کردستان» مصادره کردند و چهرههایی چون سردار پاشایی سقزی بر خون ایرانیان اسکی رفتند.
در مقابل، فضا در شهرهای لُر و لَک واجد ترکیبی از سوگ، حماسه و پایداری است؛ بیان فولکلوریکِ یک پیوند تاریخی با هویت ایرانی؛ پیوندی که در بزنگاههای سرنوشتساز خود را در کنش جمعی و آیینِ سوگِ جمعی عینیت میبخشد.
ملت نه پروژهی رسانهای است و نه محصول مهندسی گفتمان و تزریق منابع مالی و نمادین ، ملت یک پیکرهی تاریخی–اخلاقی است که در تداوم میاننسلی و درون شبکهای از حافظهی جمعی و سرمایهی نمادین قوام مییابد.
آنچه ادموند برک از آن بهمثابهی «پیمان میان مردگان، زندگان و زادگان آینده» یاد میکرد و آنتونی اسمیت آن را تداوم روایتها، آیینها و نمادهایی که هویت ملی را در لحظههای بحرانی به کنش جمعی بدل میکنند میدانست. سازوکارهایی که اندوه را به حماسهی اخلاقی ترجمه میکنند و جماعت را حول اخلاق وفاداری بازسامان میدهند.
@iranban_kord
🎥چند شهروند سقزی با به اهتزار دراوردن پرچم کردستان ،اتحاد احزاب کرد را تبریک گفتند .
@iranban_kord
این یارو سنش از جمهوری اسلامی کمتره بعد چجوری پهلوی باباشو کشته؟
Читать полностью…
◼️ استاد عبدالمجید ارفعی درگذشت
استاد ارفعی از معدود متخصصان برجسته در حوزهٔ آشورشناسی و ایلامشناسی بود که با تسلط بر زبان اکدی و ایلامی سهمی بنیادین در خوانش و تفسیر خط میخی و بازسازی لایههای تاریخی تمدنهای باستانی فلات ایران و بینالنهرین داشت. پژوهشهای او نهتنها در حوزهٔ زبانشناسی تاریخی-متنی، بلکه در بستر مطالعات خاور نزدیک باستان جایگاهی مرجع و ماندگار یافته است.
یاد و میراث علمی این استاد فقید در حافظهٔ جامعهٔ علمی ایران و جهان زنده خواهد ماند؛ میراثی که نهتنها در قالب آثار مکتوب، بلکه در پرورش افقهای تازه برای فهم تاریخیِ ریشههای تمدنی ما استمرار مییابد.
یادش گرامی و روانش مینوی باد .
@iranban_kord
ملیگرایان با شرف که از قبای آبدانان، جامه وطنپرستی، غیرت و مردانگی برای کردها میدوزن، آیا خبر دارن مردم لر آبدانان که در فضای مجازی از ایران و هویت خود دفاع میکنن، از سوی برخی کردها تهدید میشن تا ایلام رو صرفاً کردنشین معرفی کنن؟
Читать полностью…
🎥سخنان سردار پاشایی نوچه معصومه قمیکلا و کشتیگیر سقزی در کنار سفیر آمریکا و در سازمان ملل
پاشایی کشتیگیر دوپینگی پیشین و کنشگر سیاسی کرد کنونی که با دوپینگ جریانهای کرد و چپِ ژن ژیانی هر بار به یکی از مجامع بینالمللی راه پیدا میکند ،بی هیچ شرمی بر خون ایرانیان میرقصد و از سوی آنان سخن میگوید.
نوچه قمی از سلاخی دهها هزار نفر (که کردهای اهل سنت در میان آنان نبودند چرا که کارهای مهمتری مانند رقص و سرسره بازی داشتند) و خواستههای اتنیکها و کردها و زنان میگوید و اینکه مردم میخواهند دموکراسی را تجربه کنند چرا که در حکومت پادشاهی ،شاه مالک سرزمین و مردم رعیت هستند و در حکومت اسلامی امام مالک مردم است و مردم باید اطاعت کنند اما اکنون مردم تحصیلکرده حاضر نیستند زیر سلطه ولی فقیه یا شاه زندگی کنند بلکه میخواهند پادشاهِ زندگی و سرنوشت خودشان باشند و ما (مردم ایران)نه حکومت سلطنتی میخواهیم و نه شریعت اسلامی بلکه دموکراسی میخواهیم.
کف زدن حضار.
➖ نوچهٔ قمی با وقاحتی آشکار، حکومت ایران را به دلیل دینیبودن تخطئه میکند؛ این در حالی است که در طول و عرض خاورمیانه، تنها کردهای سوریه، تقدیس ایدئولوژیک رهبر سیاسی را به جایی رساندهاند که او را میپرستند و شهادتین میدهند که عبدالله اوجالان رسول خداست!
همچنین تنها در اقلیم کردستان نمونههایی از شخصیتپرستی سیاسی پیرامون رهبران حزبی دیده میشود تا جایی که خود را سگ در خانه بارزانی میخوانند !
در میان کردهای ایران نیز روایتسازیهای اسطورهای و اطلاق القاب قدسی به رهبران سیاسی مانند پیغمبر آشتی نامیدن قازی محمد و قاسملو مزدوران شوروی و صدام وجود دارد .
جامعهٔ کردی، بر محور عشیره و مرجعیت مذهبی بنا شده و در دورههای متأخر، لایهای از ایدئولوژی وارداتیِ کمونیسم بر این بستر سنتی تزریق شده است. حاصل این ترکیب ناسازوار بازتولید الگوهای و روابط تبعیت پاتریمونیالیسم (patrimonialism/ حکومت اربابـرعیتی) بوده است؛ بهگونهای که فرد، تاریخی طولانی از «رعیتِ خان»، «مریدِ شیخ» یا «پیادهنظامِ کادر حزبی مارکسیست» بودن را تجربه کرده است.
در چنین بسترهایی، امکان شکلگیری فرد خودآیین لیبرال بهشدت تضعیف میشود، زیرا گذار به شهروندی مدرن و حاکمیت قانون غیرشخصی حاکمیت عملاً مسدود میماند. .
جامعهٔ کرد مانند هر جای دیگر واجد تکثر درونگروهی گسترده و طیفی متنوع است .پاشایی و امثال او، در بهترین حالت، میتوانند مدعی نمایندگی بخش قابل توجهی از کردهای سورانی زبان و با احتمال کمتر، بخشهای محدودی از کردهای شیعه و کرمانج باشند. تردیدی نیست که در مناطق کردنشین اهلسنّت نیز با جامعهای ناهمگن و دارای پلورالیسم اجتماعی ـ سیاسی مواجهایم. با این حال، نمیتوان کنشگرانی مانند سردار پاشایی و احزاب کردی را محصول «خلأ اجتماعی» معرفی کرد و بهکلی منکر پایگاه اجتماعی آنان شد اما مسئلهٔ اصلی، عدم تناسب میان میزان هزینهپردازی اجتماعی و سطح دسترسی به تریبونها و منابع نمادین است ،مسئله این است که حضور و تریبونیابی فعالان کردِ سورانی زبان بههیچوجه با میزان هزینههایی که متحمل شدهاند، همتراز نیست؛ هزینهای که در رخداد اخیر عملاً نزدیک به صفر بوده است. اگر هزینهای ندادهاند، دلیلی ندارد چنین سطحی از بازنمایی و تریبون در اختیارشان قرار گیرد!
با این حال، میبینیم افرادی مانند سردار پاشایی خود را نمایندهٔ کردها، مردم ایران و تحصیلکردهها جا میزنند آن هم در حالی که بسیاری از کردها حتی حرمت شرایط عمومی را رعایت نکرده، پیدرپی محتوای رقص و پایکوبی را در برگههای خود منتشر میکنند.
همچنین کنشگران کرد بیش از حد بر تحریک شکافهای قبیلهای و هویتی در میان لر، عرب، آذری و بلوچ حساب کرده بودند؛ برآوردی که در عمل توخالی از آب درآمد. با این وجود، هنوز از تلاش برای تقسیم «ننگ خیانت و خونفروشی» میان تیرههای وطنپرست ایرانی دست نکشیدهاند تا از پذیرش مسئولیت مستقیم کنشهای خود بگریزند. در حالی که مطالبات این تیرهها روشن است: وفاداری به تمامیت ملی، پرهیز از ابزاریسازی رنج جمعی و نفی پروژههای گسستطلبانه و خیانت به کشور در لحظات کلیدی .
@iranban_kord
چمنآرا از کدام «میلیونها» لُر، ترک، ترکمن، بلوچ، عرب، دانشگاهی، معلم و این خیلهای عظیمِ ادعایی دیگر میگوید؟
کنشگران کُرد، اگر قرار است صادقانه حرف بزنند، فقط میتوانند دربارهی جامعهی کرد نظر بدهند؛ آنهم با دقت نه چندان زیاد، نهایتاً دربارهی جامعهی کُردِ سورانی که کنشهایش تا امروز با گفتمان کنشگران کُرد همسو بوده است. این «خیلهای عظیم»ی که چمنآرا از آنها نام میبرد، عملاً راه خودشان را از کُردهای اهلسنت جدا کردهاند و از هم اکنون به چشمانداز آیندهی پیشِرو مینگرند .
نه زبان مشترکی با این جماعت دارند، نه خواستهای مشترک، و نه حتی افق فکری مشترک برای آینده.
@iranban_kord
اسکار سریعترین قهوهای شدن رو هم میدیم به سردار پاشایی دوپینگی.
Читать полностью…
🎥 همزمان با روز جهانی زبان مادری، تظاهرات کردهای ایران در پشتیبانی از اعتراضات به اصطلاح کردستان ایران برگزار شد؛ با این توضیح که منظور از «کردستان ایران» ، استانهای لرستان، ایلام و کرمانشاه است و مناطق اهلسنّت را دربر نمیگیرد. در ادامه، سخنان این فرد ایلامی را میشنوید:
یک کرد ایلامی به زبان سورانی:
«ببخشید که به سورانی صحبت میکنم! ما اینجا برای ملت کرد گرد هم آمدهایم. تنها چیزی که میتواند ما را آزاد کند، داشتن دولت است تا از ژنوساید و کشتار نجات پیدا کنیم. ما بدون دولت و کشور مستقل نمیتوانیم کاری کنیم. ما شعار برادری ملتها را نمیخواهیم (برایتی گلان: شعاری از پ.ک.ک با معنای برادری ملتهاست؛ واژهی گلان در زبان کردی همریشه با واژهی گله در فارسی است که در کردی برای توصیف جمعیتهای انسانی مانند جامعه و ملت بهکار میرود). ما اشغال شدهایم؛ نمیتوانیم زیر پرچم اشغالگر به دموکراسی برسیم. ما فقط زیر پرچم کردستانِ مستقل به دموکراسی میرسیم و تنها کردستان میتواند برای ما آزادی به ارمغان بیاورد. بژی کردستانِ مستقل.»
@iranban_kord