englishnutsbolts | Unsorted

Telegram-канал englishnutsbolts - انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

10322

زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بسته‌های درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi

Subscribe to a channel

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️Sapiens A Graphic History

◻️Volume 1, The Birth of Humankind (2020)

◻️Youval Noah Harari, Daniel Vandermeulen, Daniel Casanave

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◾️

Men are altogether unequal. Even between brothers there exist the most marked differences in physical and mental attributes.

ترجمه‌ی چاپ‌شده:
«انسان‌ها سراسر نابرابرند. حتی میان خواهر و برادر بزرگ‌ترین تفاوت‌ها در ویژگی‌های جسمی و روحی وجود دارد.»

🔳 درباره‌ی این ترجمه سه نکته هست که به‌ترتیب اشاره می‌کنم:

◻️نویسنده به برادرها - که هم‌جنس هستند - اشاره می‌کند که چه تفاوت‌های چشم‌گیری با هم دارند. مترجم محترم به‌درستی دریافته است که نویسنده - که حدود صد سال قبل این کتاب را نوشته - بنا به فرهنگ غالب آن روزگار و پیش از آن، توجه مستقیم به زنان ندارد و اصولاً خواسته یا ناخواسته زنان به چشمش نمی‌آید و به همین دلیل فقط به brothers اشاره می‌کند.
از همین‌رو، مترجم در برگردانِ این جمله، «خواهر» را هم اضافه کرده تا آن زن‌نبینی فرهنگی را خنثی کند. اما توجه نکرده که ترکیبِ «میان خواهر و برادر» ناخواسته چنین القا می‌کند که بحث بر سر تفاوت‌های دو جنسِ زن و مرد است (در صورتی که منظورِ نویسنده این نبوده است).
بنابراین، بهتر این است که به متن وفادار بمانیم.

◻️ ترجمه‌ی marked (با صدای ت در پایان) به «بزرگ‌ترین» درست نیست چون خواننده فکر می‌کند منظورِ نویسنده اندازه‌ی مطلق تفاوت است، که چنین نیست. منظور از marked یعنی چیزی که بارز و عیان و چشم‌گیر و برجسته باشد و به‌قول معروف سریع به‌ چشم بیاید (و این، لزوماً ربطی به بزرگی ندارد).

با این توضیح، ترکیبِ
the most marked differences
یعنی آشکارترین تفاوت‌ها یا برجسته‌ترین تفاوت‌ها یا چشم‌گیرترین تفاوت‌ها و از این دست.

◻️ترجمه‌ی mental به «روحی» درست نیست چون بار دینی و متافیزیکی دارد، در صورتی که نویسنده، اندیشمندِ سکولار عقل‌گرایی است که دغدغه‌ها و گرایش‌های دینی و مذهبی ندارد و به مولفه‌ای ماورایی به‌نام ‌روح ارجاع نمی‌دهد.
معادل mental ذهنی یا روانی است، یعنی دو واژه که نسبت به امور ماورایی سوگیری ندارند.

▪️mental process
فرایند ذهنی

▪️mental state
وضعیت روانی/ حالت ذهنی

▪️mental capacity
توانایی/ قابلیت ذهنی

▪️mental illness
بیماری روانی

با این توضیح، در برابر ترکیب mental attributes بهتر است ویژگی‌ها یا خصلت‌های ذهنی را قرار دهیم.


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

در مجموع دو دوره‌ی درک مطلب انگلیسی تالیف و تدریس کرده‌ام (برای تقویت بنیادیِ این مهارت):


🔳 دوره‌ی مبتدی تا متوسطه (شامل ۳ بسته)

▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.

➖➖➖➖➖➖

🔳 دوره‌ی متوسطه تا پیشرفته (شامل ۱۰ بسته)

▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
▫️معرفیِ این دوره را در قالب پادکست از اینجا بشنوید.



🟦 هر دو دوره ضبط‌شده است (شامل فایل‌های پی‌دی‌اف و فایل‌های صوتی تدریس).


🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بسته‌های دوره‌ی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کرده‌اند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.

🟫 این بسته‌ها برای کسانی مناسب‌ است که می‌خواهند با حوصله و دقت و صرفِ وقت، انگلیسی را در سطح جمله و متن عمیق و بنیادی بفهمند.


🟩 برای کسبِ اطلاع از چگونگی دریافت این دو دوره در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi

- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

🔳 بیشتر فرهنگ‌های انگلیسی‌به‌فارسی معادل regimen را «رژیم غذایی» نوشته‌اند که البته معادل کاملاً دقیق و جامعی نیست. چرا؟ چون regimen اعم از رژیم غذاییِ صِرف است و می‌تواند موارد دیگری را نیز در بر بگیرد، از جمله ورزش، نرمش، مصرف دارو، استراحت و انجام کارهایی که برای سلامتی مفیدند.
در مجموع، regimen به برنامه، نظام یا مجموعه‌ای منظم از فعالیت‌ها برای رسیدن به هدفی خاص اشاره دارد. البته کاربرد این واژه به حوزه‌ی سلامت محدود نمی‌شود و می‌تواند برای برنامه‌های منظم و هدفمند در زمینه‌های دیگر نیز به کار رود، هرچند کاربرد آن در حوزه‌ی سلامت، پزشکی و سبک زندگی بسیار رایج‌تر است. مانندِ

▫️برنامه‌ی تمرینی
training regimen


▫️برنامه‌ی ورزشی (روزانه)
exercise regimen


▫️برنامه‌ی دارویی
drug regimen / medication regimen


▫️برنامه‌ی مراقبت از پوست
skincare regimen


▫️برنامه‌ی مطالعه
study regimen
◾️البته رایج‌ترین و طبیعی‌ترین اصطلاح برای «برنامه‌ی مطالعه» در زبان روزمره study plan است و به یک برنامه‌ی مشخص و عملی برای زمان‌بندی و سازمان‌دهی مطالعه اشاره دارد، در حالی که study regimen رسمی‌تر و کم‌کاربردتر است و بیشتر بر یک برنامه‌ی منظم، منضبط، سخت‌گیرانه و پیوسته‌ی مطالعه تاکید می‌کند (مثلاً در ایام امتحانات)، نه صرفاً برنامه‌ریزی معمول.

◽️After his heart attack the doctor put him on a strict regimen.
بعد از حمله‌ی قلبی، دکتر رژیم سختی برای او تجویز کرد.
▪️در اینجا، «رژیم» اعم از نوع مواد غذایی است و شامل نرمش، ورزش، مصرف دارو و سایر توصیه‌های مربوط به سبک زندگی نیز می‌شود.


◽️Whatever regimen has been prescribed should be rigorously followed.
رعایتِ جدیِ هر رژیمِ تجویزشده لازم است.

🔳 کلمهٔ diet به مجموعه‌ی خوراکی‌ها و نوشیدنی‌هایی گفته می‌شود که یک فرد یا گروهی از افراد معمولاً مصرف می‌کنند. این واژه بسته به بافت می‌تواند به الگوی غذاییِ معمول، رژیم کاهش وزن یا رژیم درمانی نیز اشاره داشته باشد. معادل‌هایی مانند «رژیم غذایی»، «برنامه‌ی غذایی» و «الگوی تغذیه» برای آن مناسب‌اند.

◽️It's never too late to improve your diet.
برای بهبود رژیم غذایی‌ات هیچ‌وقت دیر نیست.

◾️معادل «رژیم» یا «رژیم غذایی» را نیز در بسیاری از بافت‌ها می‌توان برای diet به کار برد.

◽️a salt-free diet
رژیم غذاییِ فاقد نمک

◽️sugar-free diet drinks
نوشیدنی‌های رژیمیِ بدونِ شکر

◽️Not all diets are good for you.
هر رژیم غذایی برای شما خوب نیست.

◽️Have you been on a diet? You've lost a lot of weight.
رژیم گرفته‌ای؟ خیلی وزن کم کرده‌ای.

◽️I really ought to go on a diet.
حتماً باید رژیم بگیرم.

◽️Most people find it hard to stick to a diet.
برای بیشتر آدم‌ها پایبند ماندن به یک رژیم غذایی سخت است.

🔳 اگر فرد به‌دلایلی (اغلب برای کاهش وزن یا بهبود سلامتی) و به توصیه‌ی پزشک یا متخصص تغذیه، یا بر اساس یک برنامه‌ی دقیق و هدفمند، تغییراتی عامدانه در شیوه‌ی تغذیه‌ی خود ایجاد کند، می‌توان گفت از یک dietary regimen (یا به‌طور کلی یک رژیم غذاییِ ساختارمند) پیروی می‌کند.
در واقع، diet بر خودِ الگوی غذایی یا نوع تغذیه دلالت دارد، در حالی که dietary regimen بیشتر بر برنامه‌ی منظم، ساختارمند و هدفمندِ رعایت آن رژیم غذایی تاکید می‌کند. البته در بسیاری از موقعیت‌ها، به‌ویژه در گفتار و نوشتار غیررسمی، diet به‌تنهایی نیز به‌معنای چنین برنامه‌ای به کار می‌رود و این کاملاً طبیعی است. با این حال، آگاهی از این تفاوت می‌تواند درک دقیق‌تری از متن و مقصود گوینده به دست دهد.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

یادداشت‌ها و ترجمه‌های مرا در حوزه‌ی زبان و زبان‌شناسی و مغز و زمینه‌های مرتبط در کانال "زبان و مغز" بخوانید.👇👇👇
@LingBrain

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

گروه پرسش و پاسخ انگلیسی در پیام رسان بله.👇👇
🇺🇸http://ble.ir/join/FLF9oBrHZN

فحش انگلیسے یاد بگیــریم ••
🇺🇸
@mrSaddiqienglishlearning

فقط گرامر
🇺🇸
@usuk1

تحلیل معنایی و درکِ عمیقِ انگلیسی
🇺🇸
@Englishnutsbolts

تقویت (مکالمه) با ۳۶۳ کارتون ۸ دقیقه ای
🇺🇸
@EnglishCartoonn2024

نکات کاربردی زبان
🇺🇸
@English_ili

برگزاری دوره های مترجمی زبان انگلیسی
🇺🇸
@policyinact

اشتباهات رایج زبان
🇺🇸
@Fixenglish1
تقویت (لغات) با ۱۰۴ خبر ۶ دقیقه ای BBC
🇺🇸
@bbcenglish104

تقویت (دیالوگ) با ۱۸۰ قسمت ۲۰ دقیقه ای
🇺🇸
@dialogue_180

اصطلاحات بی ادبی زبان انگلیسی
🇺🇸
@m_bayan164

با تست زدن انگلیسی بیاموز- کوئیز
🇺🇸
@QuizWorld310

کوئیز انگلیسی / نکات IELTS
🇺🇸
@rahmaniquiz

انگلیسی کامل Complete English

🇺🇸
@englishteaching1398

مکالمه‌های روزمره انگلیسی
🇺🇸
@EnglishWithMima

تقویت ریدینگ IELTS
🇺🇸
@ImproveReading

پادکست انگلیسی امریکاییMP3+PDF
🇺🇸
@VOA_Learning_English

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️Authoritarianism: A Very Short Introduction (2024)

◻️James Loxton


اقتدارگرایی (Authoritarianism) به نظامی سیاسی گفته می‌شود که در آن قدرت در دست گروهی محدود یا یک رهبر متمرکز است و رقابت سیاسی، آزادی‌های مدنی و مشارکت عمومی به‌شدت محدود می‌شود. اما در توتالیتاریسم (Totalitarianism) نه‌تنها سیاست، بلکه فرهنگ، آموزش، رسانه، اقتصاد و حتی زندگی خصوصی افراد نیز زیر سلطه‌ی یک ایدئولوژی فراگیر قرار دارد. در یک کلام، اقتدارگرایی عمدتاً خواهان اطاعت سیاسی است، اما توتالیتاریسم در پی کنترل همه‌جانبه‌ی جامعه و حتی ذهن شهروندان است.

یک نمونه‌‌ی بارز از رژیم‌های اقتدارگرا در دنیای امروز در روسیه است و نظام سیاسی حاکم بر کره شمالی نیز نمونه‌ی اعلای (quintessential) رژیم توتالیتر محسوب می‌شود.

◾️جیمز لوکستون، استاد سیاست تطبیقی در دانشگاه سیدنی، در کتاب کوتاه بالا، چرخه‌ی زایش تا مرگ رژیم‌های اقتدارگرا را می‌کاود، راز دوام آنها را زیر ذره‌بین می‌برد، میراثشان را بررسی می‌کند و به چند‌و‌چونِ ربط و نسبتِ اقتدارگرایی با دیگر رژیم‌های هم‌خانواده، خصوصاً توتالیتاریسم، می‌پردازد.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

اگر از پارسال این موقع تا الان، با پراکنده‌خوانی انگلیسی و بدون پیروی از یک برنامه‌ی آموزشی منسجم به پیشرفت خاصی در درک مطلبِ انگلیسی نرسیده‌ای (که حتماً چنین بوده)، شک نکن که با همین فرمان تا یک سال بعد هم اتفاق خاصی نخواهد افتاد.

فراموش نکن که نه همیشه زمان کافی برای یادگیری هست و نه همواره شور و علاقه برای آموختن در ما وجود دارد.

فرصت را از دست نده و در مسیر درست یادگیری انگلیسی گام بگذار.💐

- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی


@abdorrezashahbazi

➖➖➖➖➖

🔳 دوره‌ی درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا متوسطه (۳ بسته)


🔳 دوره‌ی درک مطلب انگلیسی از متوسطه تا پیشرفته (۱۰ بسته)

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

من معمولاً توصیه می‌کنم همه‌ی بسته‌های ده‌گانه‌ی دوره‌ی درک مطلب انگلیسیِ متوسطه‌تا‌پیشرفته تهیه و کار شود.
ولی اگر برخی دوستان می‌خواهند در سطح پیشرفته، فقط متن‌خوانی را کار کنند، می‌توانند سه‌بسته‌ی هشتم و نهم و دهم را جداگانه تهیه کنند که متن‌خوانی انگلیسیِ پیشرفته است.

اگر هر سه‌بسته‌ی هشتم و نهم و دهم را یکجا تهیه می‌کنید، تخفیف ویژه‌ای به شما تعلق می‌گیرد.

برای کسب اطلاع از چگونگی دریافت این بسته‌ها، در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi

◾️این سه بسته نمونه‌ی تدریس ندارند، چون دوستانی که این بسته‌ها را تهیه می‌کنند قبلاً هفت بسته‌ی نخست را تهیه و کار کرده‌اند و با سبک من آشنا هستند.
ولی برای آن دسته از دوستانی که آشنا نیستند و می‌خواهند با سبک تدریس من آشنا شوند، توصیه می‌کنم درس اول از بسته‌ی اولِ این دوره را با تمرکز گوش دهند (از اینجا).


- عبدالرضا شهبازی
مدرس و مترجم زبان انگلیسی

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◽️We'll Meet Again (1939)

▪️Dame Vera Lynn (1917–2020)

آهنگ We'll Meet Again بی‌تردید یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین آهنگ‌های ایام جنگ جهانی دوم بود و مضمونش امید به پایان جنگ و برگشتن سربازان به آغوش همسران و خانواده‌هایشان و برطرف شدنِ رنج و اندوه جنگ است.

این آهنگ را نخستین‌بار خواننده‌ی انگلیسی دَیم ویرا لین در سن ۲۲‌سالگی و در طلیعه‌ی جنگ جهانی دوم خواند و طی دهه‌های بعد فراوان بازخوانی شده است.

در سال ۲۰۱۸، گروه The D-Day Darlings این آهنگ خاطره‌انگیز را در برنامه‌ی استعداد‌یابی انگلستان (Britain's Got Talent) اجرا کردند (از اینجا ببینید).

▫️منظور از D-Day یا departed day حمله‌ی سهمگین متفقین، از جمله‌ی نیروهای انگلیسی و آمریکایی، به سواحل نورماندی در فرانسه‌ی اِشغالی در تاریخ ششم ژوئن ۱۹۴۴ و پیاده کردن ده‌ها هزار سرباز در سواحل شمالی فرانسه است که از آن به بزرگ‌ترین حمله‌ی دریا به خشکی در طول تاریخ یاد می‌کنند.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

در فرهنگ‌های انگلیسی به فارسی معادل coworker (یا co-worker) و colleague را «همکار» می‌نویسند.این معادل‌گذاری به فارسی درست است ولی باید به خاطر داشته باشیم که این دو کلمه در زبان انگلیسی کاملاً مترادف نیستند.

◼️منظور از coworker افرادی هستند که در یک محل کار و احیاناً دوش‌به‌دوش هم در کنار یکدیگر کار می‌کنند. این افراد معمولاً - و نه لزوماً همیشه - در سطح سازمانی و اداری یکسانی یا تقریباً یکسانی قرار دارند. بنابراین، در محل کارمان با افراد هم‌رده‌ی یا تقریباً هم‌رده‌ی خود coworker هستیم. البته در کاربرد واقعی زبان انگلیسی، رئیس و زیردست نیز ممکن است coworker یکدیگر محسوب شوند، زیرا ملاک اصلیِ این واژه کار کردن در یک محل کار یا سازمان مشترک است.

◼️ منظور از colleague فردی است که در همان حرفه، حوزه‌ی تخصصی یا محیط حرفه‌ایِ ما فعالیت می‌کند. مثل معلمان یک مدرسه (در این مثال، coworker را هم می‌توانیم به‌ کار ببریم). ولی colleague می‌تواند به معنی همکاران حرفه‌ای و تخصصی‌ای باشد که لزوماً در یک محل کار نمی‌کنند. مثلاً استادی فیزیک در فلان دانشگاه در بهمان کشور با بسیاری از استادان فیزیک در دانشگاه‌های دیگر colleague محسوب می‌شود (و نه coworker).

◼️ به این نکته دقت کنید که مثلاً فلان متخصص قلب در بهمان بیمارستان با دیگر متخصصان قلب در همان بیمارستان هم colleague محسوب می‌شود و هم coworker، ولی با دیگر متخصصان قلب در سایر بیمارستان‌ها - در سراسر دنیا - فقط colleague است و نه coworker.

بنابراین، اگر مثلاً خواستیم بگوییم فلان پزشک متخصص با همکارانش درباره‌ی بهمان بیماری مشورت (consult) کرد، باید حواسمان باشد که:

▫اگر منظورمان همکارانش در همان بیمارستان است، هم colleague را می‌توانیم به ‌کار ببریم و هم coworker را.

▫ولی اگر منظورمان همکارانش در هر بیمارستانی - از جمله‌ی بیمارستانِ محل کارش - باشد، فقط می‌توانیم colleague را به کار ببریم.

◼️ نکته‌ی مهم پایانی که بالاتر هم به نوعی به آن اشاره شد این است که coworkerها معمولاً همدیگر را می‌شناسند، یعنی انتظار می‌رود که همدیگر را بشناسند چون در یک محل کار می‌کنند.
ولی colleagueها لزوماً همدیگر را نمی‌شناسند، چون ممکن است در محل‌های متفاوتی کار کنند.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

وقتی می‌خواهیم بگوییم «فلانی تنها هنرش اینه که بهمان کار رو انجام بده.» یا «فلانی فقط بلده بهمان کار رو انجام بده.» یا «تنها کاری که از فلانی برمی‌آد اینه که بهمان کار رو انجام بده»، می‌توانیم از ساختار زیر استفاده کنیم.

☚ معمولاً منظور در جملات بالا اشاره‌ای کنایه‌آمیز به عادتی (احتمالاً) ناپسند به کار آن شخص و احیاناً تنبلی‌اش و یا ناتوانی‌اش در انجام دیگر امور است.

◽️تنها هنرش اینه که تلویزیون تماشا کنه.
All she does is watch TV.


◽️فقط بلده بخوره.
All he does is eat.


◽️تنها کاری که ازش برمی‌آد اینه که دردسر درست کنه.
All he does is make trouble.


◽️تنها هنرش خوابیدن بود.
All he did was sleep.


◽️فقط بلدند سرِ این و اون داد بزنند.
All they do is yell at people.

◼️این ساختار خیلی وقت‌ها واقعاً بار انتقادی یا کنایه‌آمیز دارد، اما همیشه هم لزوماً متضمن تنبلی یا ناپسند بودن رفتار نیست. مثلاً:

◻️All he does is work.

می‌تواند صرفاً شکایت یا گلایه‌ی گوینده از کارِ بیش از حد فرد باشد، نه کنایه به اینکه آن فرد تنبل یا ناتوان باشد.

◾کاملاً دقت کنید فعلی که بعد از فعلِ to be می‌آید حتماً مصدر بدون to باشد (bare infinitive)، و بنابراین، شکل ingدار فعل را در اینجا به‌کار نبرید.

استفاده از مصدر با to بعد از to be هرچند در برخی متون و سبک‌های خاص دیده می‌شود، اما در انگلیسیِ امروز شکلِ رایج و طبیعیِ این ساختار نیست و غالبِ انگلیسی‌زبانان از مصدرِ بدون to استفاده می‌کنند.

🔳 ساختاری را که بالا دیدید، همچنان که ظاهرش هم نشان می‌دهد، برای به‌ تصویر کشیدنِ کنایه‌آمیزِ عادتی (احتمالاً) ناپسند در شخصی به‌کار می‌رود، یعنی رفتاری که در او تثبیت شده است و مربوط به مقطعِ زمانیِ مشخصی نیست.

حالا اگر قرار شد، اتفاقاً، رفتارِ غالب شخصی را در مقطع خاصی در گذشته و حال نشان دهیم، که لزوماً عادت غالب او نیست، از ساختار زیر استفاده می‌کنیم.

◽️فقط بلد بود غُر بزنه.
All she was doing was complaining.

☜ همانگونه که می‌بینید، در این ساختار خودِ فعلِ do به‌صورت doing درآمده است (ساختار استمراری) و با این کار فعل بعد از was دوم هم به‌صورت ingدار تغییر کرده است.

◾️بنابراین به تفاوت ساختاریِ ساختار اول (برای بیانِ عادتِ کلی) و ساختار دوم (برای بیانِ رفتار موقت) دقت کنید.

◽️تنها کاری که الان بلده انجام بده اینه که کمتر فحش بده.
All he is doing now is cursing less.


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

یووال نوح هراری، نویسنده‌ی کتاب «انسان خردمند»، را تقریباً همگی می‌شناسیم و نیازی به‌معرفی خاصی ندارد. همچنان که کتاب بسیار تاثیر‌گذار «انسان خردمند» او هم کاملاً شناخته‌شده است.
هراری این کتاب نسبتاً مفصل را برای مخاطب بزرگ‌سالِ پرحوصله نوشت.

ولی چه خوب می‌شد این کتاب را بسیار مختصر کرد و به‌شکلی کاملاً مصّور درآورد، یعنی خطوط علمی و تاریخیِ کتاب اصلی را در قالب داستان مصّور (comic strip) بازآفرینی کرد تا بزرگ‌سالانی که روایتِ کمیک‌استریپی دوست دارند، و همچنین نوجوانان، نیز با مفاهیم محوریِ آن آشنا شوند.

این البته کاری است که انجام شده است، در سه‌جلد:

۱- تاریخ مصورِ انسان خردمند: تولد انسان (۲۰۲۰)

۲- تاریخ مصورِ انسان خردمند: ستون‌های تمدن (۲۰۲۱)

۳- تاریخ مصورِ انسان خردمند: اربابانِ تاریخ (۲۰۲۴)

🔳 این سه جلد در واقع با الهام از کتاب اصلی نوشته شده‌اند و بنا به نوع روایتِ آنها، با کلی شخصیت‌های واقعی و خیالی در طول و عرض تاریخ و علم رو‌به‌رو می‌شویم و حتی نویسنده (یووال نوح هراری) هم در اکثر صحنه‌ها حضور دارد و صحبت می‌کند.

🔳 دوستانی که بسته‌های دوره‌های ضبط‌شده‌ی درک مطلب انگلیسی مرا را تا سطح پیشرفته کار کرده باشند این سه‌ جلد را روان خواهند خواند.

◽️نسخه‌ی پی‌دی‌افِ این سه مجلد را در ادامه می‌توانید دانلود کنید.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

ترکیب let alone به‌معنی «چه رسد به» یا «... پیشکش» است.

◼️ بخش قبل از let alone ساختار منفی یا معنایی منفی دارد.

◽️There isn’t enough room for us, let alone any guests.
برای خودِ ما هم به قدر کافی جا نیست، چه رسد به مهمان‌ها.

◽️I can’t afford a bicycle, let alone a car.
من دوچرخه هم نمی‌توانم بخرم، ماشین پیشکش.

◽️His cabin is uninhabitable in summer, let alone in winter.
کلبه‌اش در تابستان قابل سکونت نیست، چه رسد به زمستان.

◼️بعد از این ترکیب می‌توان از اسم، صفت، عبارت قیدی یا فعلِ بدونِ to استفاده کرد.

◽️The baby can’t even sit up yet, let alone walk.
بچه هنوز راست هم نمی‌تواند بنشیند، چه رسد به اینکه راه برود.

➖➖➖➖➖➖
دیالوگ‌های تکه‌فیلم‌ها‌ی بالا

◽️You haven't the maturity to take care of yourself, let alone your mother.

◽️You can't even find the bastard, let alone shoot him.

◽️You're not even supposed to be in here, let alone talking.

◽️You could barely lift up the bat, let alone hit anything.

◽️We can't get off this planet, let alone get back on course.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

گوشه‌ای از برخی ترجمه‌های رسانه‌ای داخلی

🔳 تیتر نمی‌گوید کل ذخایر نفت آمریکا، می‌گوید ذخایر اضطراری نفت آمریکا.

▪️Strategic Petroleum Reserve (SPR)
ذخیره‌ی راهبردی نفت


▪️Oil reserves
ذخایر قابل‌استخراجِ نفت (کشور)


منظور از oil reserves نفتی است که در میدان‌های نفتی و منابع زیرزمینی کشور وجود دارد و از نظر فنی و اقتصادی قابل استخراج است و یکی از شاخص‌های ثروت و منابع نفتی کشور است.
اما SPR نفتی است که دولت از قبل استخراج و/یا خریداری کرده و در مخازن ویژه نگه می‌دارد و در زبان رسانه‌ای به آن ذخیره‌ی اضطراری (emergency) هم می‌گویند. این ذخیره‌ی راهبردی در شرایط اضطراری و بحران‌های عرضه‌ی انرژی (جنگ، تحریم، اختلال در عرضه، جهش شدید قیمت‌ها، بلایای طبیعی و ...) استفاده می‌شود.

🔳 ترکیب about to hit یعنی «در آستانه‌ی رسیدن است» یا «به‌زودی خواهد رسید» یا «در حال نزدیک شدن به ... است»
نه اینکه «رسیده است».


◻️ با توجه به توضیحات بالا، ترجمه‌ی صحیح تیتر می‌شود:

ذخیره‌ی اضطراری (راهبردی) نفت آمریکا در آستانه‌ی رسیدن به پایین‌ترین سطح خود از زمان ریگان است.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

چرا؟

The bartender, who is a chemist, actually gives the second one a glass of hydrogen peroxide (H₂O₂).
پراکسید هیدروژن را به فارسی آب اکسیژنه هم می‌گویند که خوردن مقداری از آن می‌تواند موجب مرگ شود.

- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

در فارسی معمولاً واژه‌هایی مانند
ceasefire
truce
armistice
suspension of hostilities
cessation of hostilities

همگی به «آتش‌بس» ترجمه می‌شوند، اما در انگلیسی این اصطلاحات از نظر میزان رسمیت، مدت‌زمان و پیامدهای سیاسی یکسان نیستند.

◼️Ceasefire
رایج‌ترین اصطلاح است و به توقف عملیات نظامی یا شلیک اشاره دارد. این توقف می‌تواند موقت یا دائمی، محدود یا سراسری باشد و در گزارش‌های خبری معمولاً همین واژه معادل «آتش‌بس» است.

▫️The UN has passed a resolution calling for an immediate ceasefire.
سازمان ملل قطعنامه‌ای را برای برقراری فوری آتش‌بس تصویب کرده است.

▫️There are concerns that the ceasefire might not hold.
نگرانی‌هایی وجود دارد که آتش‌بس پایدار نمانَد.

▫️The government had failed in numerous attempts to achieve a ceasefire through negotiation.
دولت در تلاش‌های متعدد خود برای دستیابی به آتش‌بس از طریق مذاکره ناکام مانده بود.

▫️So far no one has violated the three-day ceasefire.
تا این لحظه هیچ‌یک از طرف‌ها آتش‌بس سه‌روزه را نقض نکرده‌اند.


◼️Truce
بر موقتی و شکننده‌بودنِ توقف درگیری تأکید دارد. در truce، اختلاف اصلی همچنان پابرجاست و طرفین صرفاً برای مدتی نبرد را متوقف می‌کنند؛ مثلاً برای مذاکره، تبادل اسرا یا ارسال کمک‌های انسانی. این واژه عموماً از ceasefire غیررسمی‌تر و کوتاه‌تر است و حتی در روابط شخصی نیز به معنای «آتش‌بس» یا «آشتی موقت» به کار می‌رود.

▫️The priest helped to negotiate a truce between the warring sides.
این کشیش به میانجی‌گری برای دستیابی به آتش‌بس میان طرف‌های درگیر کمک کرد.

▫️The two-day truce collapsed in intense shellfire.
آتش‌بس دو روزه در پی گلوله‌باران شدید فروپاشید.

▫️They renewed the war as soon as the truce expired.
به محض پایان یافتن/ منقصی شدنِ آتش‌بس، جنگ را از سر گرفتند.


◼️Armistice
رسمی‌ترین اصطلاح در این حوزه است که معمولاً «متارکه‌ی جنگ» یا «آتش‌بس موقت» یا «ترک مخاصمه» معادل‌گذاری می‌شود. این واژه به توافقی رسمی در بالاترین سطوح برای پایان دادن به عملیات جنگی میان دولت‌ها یا نیروهای نظامی اشاره دارد و معمولاً مقدمه‌ای برای مذاکرات صلح محسوب می‌شود. آتش‌بس ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ که به نبردهای جبهه‌ی غربی در جنگ جهانی اول پایان داد، مشهورترین نمونه‌ی آن است.

▫️Since the 1953 armistice the two sides have never signed a peace treaty.
از زمان امضای متارکه‌ی جنگ در سال ۱۹۵۳، دو طرف هرگز پیمان صلحی امضا نکرده‌اند.

▫️President Chissano had offered an immediate armistice, but this had been turned down by the rebel leader.
رئیس‌جمهور چیسانو پیشنهاد برقراری فوری متارکه‌ی جنگ را مطرح کرده بود، اما رهبر شورشیان آن را رد کرد.

◼️در متون حقوقی و دیپلماتیک نیز دو اصطلاح دیگر رایج‌اند، یکی suspension of hostilities که بیشتر در قطعنامه‌ها و اسناد رسمی دیده می‌شود و بر توقف موقت اقدامات خصمانه دلالت دارد، و دیگری، ترکیب cessation of hostilities است که به آن نزدیک است، اما معمولاً بر توقف یا پایان یافتن مخاصمات تأکید می‌کند، نه صرفاً تعلیق موقت آنها.

◼️اصطلاحِ
Humanitarian pause
یعنی «وقفه‌ی بشردوستانه» نیز در سال‌های اخیر رایج شده است و به وقفه‌ای کوتاه، محدود و هدفمند اشاره دارد که برای انتقال کمک‌های انسانی، تخلیه‌ی غیرنظامیان یا اقدامات مشابه برقرار می‌شود و معمولاً از ceasefire محدودتر است.

با این همه، مرز بین این اصطلاحات همیشه کاملاً شفاف نیست و در کاربرد واقعی گاه با هم هم‌پوشانی دارند، خصوصاً در روزنامه‌نگاری و شبکه‌های خبری معمولاً truce و ceasefire به‌جای یکدیگر استفاده می‌شوند.

از نظر تاریخی truce واژه‌ای کهن‌تر است و از اواخر قرون وسطی برای اشاره به توقف موقت نبرد به کار می‌رفت، در حالی که ceasefire جدیدتر است که با جنگ‌های مدرن و عصر سلاح‌های آتشین رواج یافت و بر «توقف آتش» تأکید می‌کند. از همین رو، truce غالباً رنگ‌وبوی تاریخی‌تر و غیررسمی‌تری دارد، در حالی که ceasefire کلمه‌ی استانداردِ حقوقی، دیپلماتیک و خبری در جهان معاصر است.


◼️ نمونه‌‌ای تاریخی

پس از پایان جنگ کره (Korean War) در ۱۹۵۳، معاهده‌ی صلح امضا نشد، بلکه Korean Armistice Agreement امضا شد. بنابراین، از نظر حقوقی و فنی، وضعیت میان کره شمالی و کره جنوبی آتش‌بس (armistice) است، نه صلح. جنگ متوقف شد، اما رسماً پایان نیافت.
به همین سبب هنوز منطقه‌ی غیرنظامی (demilitarized zone) میان دو کشور وجود دارد و هر دو طرف نیروهای نظامی گسترده‌ای در مرز مشترکشان مستقر کرده‌اند. پس به‌طور فنی دو طرف هنوز در وضعیت جنگی هستند، هرچند بیش از هفتاد سال است که نبرد گسترده‌ای میان آنها رخ نداده است.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

چاقی شکمی را در موقعیتی کاملاً رسمی و پزشکی abdominal obesity (یا در برخی بافت‌ها abdominal fat) می‌گویند.

اما در موقعیتی غیررسمی belly fat و در موقعیتی کاملاً راحت و خودمانی tummy fat می‌گویند.

وقتی چربی شکم به‌شکلی باشد که خصوصاً در حالت نشسته شکم را به‌صورت چند لایه یا چند چین نشان دهد، در انگلیسی معمولاً از rolls استفاده می‌کنند. منظور از rolls در اینجا خودِ چاقی شکمی نیست، بلکه چین‌ها یا لایه‌های برجسته‌ی چربی است که بر اثر آن ایجاد می‌شود.

این مفهوم را معمولاً با ترکیب‌هایی مانندِ
belly rolls
fat rolls
belly fat rolls
بیان می‌کنند. البته tummy rolls نیز ممکن است به‌کار رود، اما لحن صمیمی‌تر و خودمانی‌تری دارد.

البته اگر بافتِ کلام مشخص کند که درباره‌ی چه چیزی صحبت می‌کنیم، می‌توان rolls را به‌تنهایی هم به‌کار برد.

◽️ I can't wear this dress. I have rolls!

☚ دقت کنید فعلی که معمولاً برای بیانِ داشتنِ این چین‌های چربی به‌کار می‌رود to have است.

ـ عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️suffrage /ˈsʌfrɪdʒ/
حق رأی

◼️women's suffrage (woman suffrage)
حق رأیِ زنان


◻️Women’s suffrage in the United States was achieved in 1920 with the ratification of the 19th Amendment.
حق رأی زنان در ایالات متحده‌ی آمریکا در سال ۱۹۲۰ با تصویب متمم نوزدهم قانون اساسی به دست آمد./ با تصویب متمم نوزدهم قانون اساسی در سال ۱۹۲۰، زنان در آمریکا واجد حق رأی شدند.


◻️Women’s suffrage in Iran was officially granted in 1963, as part of the White Revolution initiated by the Shah.
حق رأی زنانِ ایران در سال ۱۳۴۱، با انقلاب سفیدِ شاه، به‌ رسمیت شناخته شد.


◻️The British women’s suffrage movement, led by figures like Emmeline Pankhurst, used both peaceful protest and civil disobedience to demand voting rights.
در جنبش حق رأی زنان در بریتانیا، به‌ رهبری افرادی چون املین پنکهِرست، هم از اعتراضات مسالمت‌آمیز و هم از نافرمانی مدنی برای مطالبه‌ی حق رأی استفاده شد.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

کلمه‌ی /puncture/ /ˈpʌŋktʃər/ را ــ چه در حالت اسمی و چه در حالت فعلی ــ می‌دانیم که به‌معنی پنچری و پنچر کردن و پنچر شدن است.

◻️She was cycling home when she had a puncture.
داشت با دوچرخه می‌آمد خانه که پنچر کرد. / داشت می‌آمد خانه که دوچرخه‌اش پنچر شد.

◻️a slow puncture
پنچریِ ریز (که آهسته باد را خالی می‌کند)

◻️A piece of glass punctured the back tire.
تکه‌ای شیشه لاستیکِ چرخ عقب را پنچر کرد.

🔳 ولی puncture علاوه بر ارتباطش با لاستیک، معنی‌های دیگری ــ حقیقی و مجازی ــ هم دارد.

◼️[حقیقی] سوراخ شدن، سوراخ کردن، (بادکنک) ترکاندن

◻️One bullet punctured his lung.
گلوله‌ای ریه‌اش را سوراخ کرد.

◻️The doctor was worried that the broken rib might puncture the woman's lung.
دکتر نگران بود مبادا دنده‌ی شکسته‌ی زن ریه‌اش را سوراخ کند.

◻️a puncture wound
(زخم)ِ سوراخ‌شدگی

▪️منظور زخمی است که به‌سبب شیئی نوک‌تیز به‌صورت متمرکز در پوست ایجاد می‌شود و تا بافت یا بافت‌های زیرین راه پیدا می‌کند.

◻️Workers accidentally punctured a natural gas main.
کارگران تصادفاً شاه‌لوله‌ی گاز طبیعی را سوراخ کردند.

◻️She had used a screwdriver to puncture two holes in the lid of a paint tin.
با یک پیچ‌گوشتی دو سوراخ روی درِ یک قوطی رنگ ایجاد کرده بود. / درِ یک قوطی رنگ را با پیچ‌گوشتی در دو نقطه سوراخ کرده بود.

◼️[مجازی] خراب کردن، لطمه زدن به، مخدوش کردن، خدشه‌دار کردن، نقش بر آب کردن

▪️دقت کنید که در این ردیف معنایی، نوعی موقعیت طنزگونه ایجاد می‌شود، انگار چیزی که از آن صحبت می‌کنیم (از جمله احساسات فرد یا عقاید و حس‌وحالش) مثل بادکنک می‌ترکد یا مثل لاستیک پنچر و بادش خالی می‌شود. در واقع، انگلیسی‌زبان چنین تصویری در ذهنش شکل می‌گیرد، هرچند این تصویر در ترجمه معمولاً قابل انتقال نیست.

◻️My positive mood was rather punctured by the news.
حال خوبم با شنیدن آن خبر تا حدی خراب شد.

◻️He wasn’t hurt, but his dignity was punctured.
آسیبی ندید، ولی شأن و منزلتش لطمه خورد / خدشه‌دار شد.

◻️Larry Gonick's books puncture the myths about American history.
کتاب‌های لَری گانیک افسانه‌های مربوط به تاریخ آمریکا را مخدوش می‌کنند.

◻️The harsh reality of the job market punctured his dreams of instant success.
واقعیتِ خشن و بی‌رحمِ بازار کار، رؤیاهای او را برای موفقیت آنی نقش بر آب کرد.

◼️ در کاربردهای مجازی، puncture معمولاً فقط به معنی «خراب کردن» نیست، بلکه اغلب بار معناییِ از بین بردن یک توهم، غرور، خودبزرگ‌بینی، ادعا یا خوش‌بینیِ اغراق‌آمیز را نیز دارد. به همین دلیل در روزنامه‌نگاری و نثر تحلیلی زیاد دیده می‌شود:

◻️The scandal punctured the government's image of competence.
رسوایی، تصویرِ دولت در نقشِ نهادی کارآمد را مخدوش کرد.

◻️The election results punctured the myth that the party was unbeatable.
نتایج انتخابات، افسانه‌ی شکست‌ناپذیر بودن آن حزب را فروریخت.

◻️His sarcastic comment punctured the atmosphere of self-congratulation.
اظهارنظر طعنه‌آمیز او فضای خودستایی و رضایت‌ازخود را درهم شکست.

◾️در این دسته از کاربردها، puncture از نظر تصویری به افعالی مانند burst، deflate و pierce نزدیک می‌شود، اما معمولاً عنصرِ از بین بردن ادعا، توهم یا اعتمادبه‌نفسِ متوهمانه در آن پررنگ‌تر است.
به همین دلیل ترکیب‌هایی مانند این‌ها نیز نسبتاً رایج‌اند:

◻️puncture someone's confidence
اعتمادبه‌نفسِ کسی را خدشه‌دار کردن/ فرو ریختن

◻️puncture someone's ego
به غرورِ کسی ضربه زدن

◻️puncture a myth
افسانه یا باورِ رایج را باطل کردن

◻️puncture an illusion
توهمی را از میان بردن

◻️puncture the mood
حال‌وهوا را خراب کردن

◻️puncture the excitement
از شور و هیجان کاستن

در مجموع، هسته‌ی معنایی puncture در همه‌ی کاربردهای حقیقی و مجازی تقریباً ثابت است: ایجاد یک شکاف یا سوراخِ کوچک که باعث از دست رفتنِ فشار، نیرو، انسجام یا اثرگذاریِ چیزی می‌شود. این «چیز» ممکن است لاستیک باشد، ریه باشد، یک لوله‌ی گاز باشد، یا حتی غرور، خوش‌بینی، اعتبار، اعتماد‌به‌نفس، باور یا رؤیاهای یک فرد.


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

تماشای رفتار، سروقیافه، حرکات، سکنات، گفتار و واکنش‌های آدم‌های دیگر ــ از سر کنجکاوی، سرگرمی یا صرفاً برای وقت‌گذرانی ــ را در انگلیسی people-watching (یا people watching) می‌گویند.

نمی‌دانم در فارسی معادل جاافتاده و دقیقی برای آن وجود دارد یا نه، اما می‌توان از تعابیری مانند «مردم‌بینی»، «تماشای مردم» یا «تماشای آدم‌ها» استفاده کرد. مقصود البته صرفاً نگاه کردن به دیگران نیست، بلکه مشاهده‌ی شیوه‌ی لباس پوشیدن، زبان بدن (body language)، حالات چهره (facial expressions)، تعاملات اجتماعی و حتی عادت‌ها و رفتارهای روزمره‌ی آنان است.


◻️ There are plenty of cafes for cappuccino and people-watching.
کافه‌های زیادی برای نوشیدن کاپوچینو و تماشای مردم وجود دارد.

◻️ You go there for shopping, dining, people-watching, culture and local heritage.
مردم برای خرید، صرف غذا، تماشای مردم و آشنایی با فرهنگ و میراث محلی به آنجا می‌روند.

◻️ I could sit here all afternoon just people-watching.
می‌توانم تمام بعدازظهر را همین‌جا بنشینم و فقط مردم را تماشا کنم.

◻️ One of my favorite travel activities is people-watching in busy city squares.
یکی از فعالیت‌های موردعلاقه‌ی من در سفر، تماشای مردم در میدان‌های شلوغ شهری است.

◼️برخی همایندهای رایج

◾️go people-watching
◾️love/enjoy people-watching
◾️spend hours people-watching

◾️در انگلیسی، در کنار people-watching از ترکیبِ
◾️watch the world go by
نشستن و تماشای گذر زندگی و مردم

هم استفاده می‌شود، که بیشتر بر تجربه‌ی منفعلِ تماشای جریان زندگی و گذر زمان تأکید دارد، نه صرفاً تماشای فعالانه‌ی رفتار آدم‌ها. بنابراین، دقیقاً مترادف people watching نیست.

◻️ We found a sidewalk cafe and spent an hour watching the world go by.
یک کافه‌ی کنار خیابان پیدا کردیم و ساعتی نشستیم و رفت‌وآمد مردم و جریان زندگی را تماشا کردیم.

◼️در فرهنگ انگلیسی‌زبانان، چه بریتانیا و چه آمریکا، people-watching یکی از لذت‌های ساده‌ی زندگی شهری و یکی از سرگرمی‌های (pastime) بی‌ضرر تلقی می‌شود، به‌خصوص در فضاهای عمومی مثل کافه‌ها، پارک‌ها، میدان‌ها و خیابان‌های شلوغ.

◾️در داستان کوتاه Birthday Party (اینجا را ببینید)، راوی، دیده‌ها و شنیده‌هایش را که از طریق people watching به‌دست آورده برای ما روایت می‌کند.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

نهایت آرزوی من این است که زبان‌آموزانم به چنین سطحی از درک مطلب انگلیسی برسند، یعنی رجوع بی‌باکانه و مستقیم و هرچه‌بیشتر به منابع انگلیسی و رهایی از اسارت ترجمه.
درود بر شما👏👏

دوره‌های درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته را دقیقاً برای رسیدن به چنین هدفی تالیف و تدوین و تدریس کرده‌ام.

▪️بعد از بسته‌ی هشتم، دو بسته‌ی دیگر - نهم و دهم - هم آماده و عرضه شده است که سطح فهم زبان‌آموز را بسیار عمیق‌تر خواهند کرد.

- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

در مجموع دو دوره‌ی درک مطلب انگلیسی تالیف و تدریس کرده‌ام (برای تقویت بنیادیِ این مهارت):


🔳 دوره‌ی مبتدی تا متوسطه (شامل ۳ بسته)

▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.

➖➖➖➖➖➖

🔳 دوره‌ی متوسطه تا پیشرفته (شامل ۱۰ بسته)

▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
▫️معرفیِ این دوره را در قالب پادکست از اینجا بشنوید.



🟦 هر دو دوره ضبط‌شده است (شامل فایل‌های پی‌دی‌اف و فایل‌های صوتی تدریس).


🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بسته‌های دوره‌ی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کرده‌اند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.

🟫 این بسته‌ها برای کسانی مناسب‌ است که می‌خواهند با حوصله و دقت و صرفِ وقت، انگلیسی را در سطح جمله و متن عمیق و بنیادی بفهمند.


🟩 برای کسبِ اطلاع از چگونگی دریافت این دو دوره در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi

- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

ترکیب so as to به‌معنی «تا»، «تا این‌که»، «به‌منظور این‌که» و «برای این‌که» است و در بافت‌های رسمی و کاملاً رسمی، بعد از فعل اصلی می‌آید تا دلیل انجام فعل اصلی را توضیح دهد. از این نظر، به‌لحاظ سطح رسمی‌بودن تقریباً هم تراز با in order to است هرچند از این ترکیب هم کمی رسمی‌تر است.

◻️She left very early so as to catch the train.
برای این‌که به قطار برسد بسیار زود حرکت کرد.

◾️در اینجا فعل اصلی left است و راوی به‌کمک so as to می‌خواهد توضیح دهد چرا she فعلِ left را به‌شکل very early انجام داده است.

▪️بدیهی است که این ترکیب را در بافت‌های غیررسمی و محاوره به‌کار نمی‌بریم و به‌جای آن معمولاً از to استفاده می‌کنیم.
بازنویسی جمله‌مثال بالا:
◻️ She left early to catch the train.
خیلی زود حرکت کرد تا به قطار برسد.

اگر قرار بود جمله‌مثال اول را تقریباً در همان سطح رسمی‌بودن با ترکیب هم‌ترازی بازنویسی کنیم، به این جمله می‌رسیدیم:
◻️She left very early in order to catch the train.
یا حتی این جمله:

◻️She left very early with the purpose of catching the train.

🔳 برای منفی کردن جمله هم کافی است بعد از as یک not اضافه کنیم.

◻️He left quietly so as not to disturb anyone.
آرام و بی‌صدا حرکت کرد/ رفت مبادا برای کسی مزاحمتی ایجاد کند.

🔲 در زیر، سه‌جمله‌مثال با to می‌نویسم و بعد به‌کمک so as to سطح رسمی‌ بودنِ آ‌ن‌ها را افزایش می‌دهم:

◽️He studied hard to pass the exam.
برای قبولی در امتحان به‌سختی مطالعه کرد.

◽️He studied hard so as to pass the exam.
به‌منظور قبولی در امتحان او سخت مطالعه کرد.


◽️They hired a consultant to improve their performance.
برای بهبود عملکردشان مشاوری استخدام کردند.

◽️They hired a consultant so as to improve their performance.
به‌منظور ارتقای سطح عملکردشان مشاوری را استخدام کردند.

▪️در فارسی معمولاً هم consultant و هم‌ counselor را مشاور می‌گویند، حال آن‌که اولی به‌معنی مشاور در زمینه‌های فنی و حقوقی و تقریباً هر زمینه‌ای است (به‌جز مسائل روان‌شناختی) ولی دومی اختصاصاً مشاور در زمینه‌های روان‌شناختی است.


◽️She spoke quietly to avoid waking the baby.
آهسته حرف زد مبادا کودک‌ را بیدار کند.

◽️She spoke quietly so as to avoid waking the baby.
برای جلوگیری از بیدار شدن کودک آهسته سخن گفت.

🔲 چون این ترکیب مخصوص بافت‌های رسمی و کاملاً رسمی است، جمله‌مثال‌های بعدی را از چنین بافت‌هایی انتخاب می‌کنم.

◻️The company invested in new technology so as to improve efficiency.
به‌منظور افزایش کارایی/راندمان، شرکت در فناوری جدید سرمایه‌گذاری کرد.

◻️The report was simplified so as to be accessible to a wider audience.
به‌منظور این‌که گزارش برای طیف وسیع‌تری از مخاطبان قابل فهم شود آن را به‌ زبان ساده‌تری نوشتند.

◻️The experiment was carefully designed so as to minimize errors.
به‌منظور کاهش خطا‌/ ضریب خطا به حداقل ممکن، آزمایش را به‌دقت طراحی کردند./ ... آزمایش به‌دقت طراحی شد.

◻️The policies were implemented so as to foster innovation in the industry.
به‌منظور حمایت از/ میدان دادن به نوآوری در صنعت، این سیاست‌ها اِعمال شدند.

◻️They took precautions so as not to damage the equipment.
به‌منظور احتراز از وارد آمدنِ آسیب به تجهیزات، اقدامات احتیاطی را انجام دادند.

◻️She explained the process twice so as to ensure everyone understood.
برای حصول اطمینان از این‌که همه مطلب را فهمیده‌اند، فرایند را دو بار تشریح کرد/ توضیح داد.


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…
Subscribe to a channel