10322
زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
در مواردی، زمانی که فعل to be در کنار فاعلِ پوچواژه (اینجا) بهکار میرود، هنگام ترجمه، بهصورت "بودن" و مشتقات آن به فارسی برگردانده نمیشود بلکه لازم است فعلی را که با نهاد واقعیِ جمله (real subject) همایندی دارد بهکار ببریم.
◽️There was a heavy rain last week.
در ترجمهی این جمله نمیگوییم: هفتهی گذشته باران شدیدی "بود."
بلکه میگوییم: هفتهی گذشته باران شدیدی "بارید."
به بیان دیگر، چون "باریدن" با باران همایندی دارد همان را بهکار میبریم تا مطابقِ هنجار فارسی رفتار کرده باشیم.
در این جمله، فاعل واقعی heavy rain است و there صرفاً فاعل نحوی و غیرواقعی (پوچواژهای) است.
◽️In 2016, there was a coup d'etat in Turkey.
در ترجمهی این جمله هم نمیگوییم: سال ۲۰۱۶، کودتایی در ترکیه "بود."
بلکه میگوییم: در سال ۲۰۱۶، کودتایی در ترکیه "رخ داد" یا "بهوقوع پیوست."
چند مثال دیگر:
◽️There will be a football match in the new stadium next month.
ماه آینده، مسابقهی فوتبالی در ورزشگاه جدید برگزار خواهد شد.
◽️There were sporadic clashes between Ukrainian and Russian forces last night.
شب گذشته، درگیریهای/ زدوخوردهای پراکندهای بین نیروهای اوکراینی و روسی رخ داد/ ... بهوقوع پیوست.
◽️There have been massive demonstrations across the country since the military coup d'etat.
از زمان وقوع کودتای نظامی تاکنون، تظاهرات عظیمی در سراسر کشور صورت گرفته است./ ... برپا شده است.
◽️It's three years since I last saw her.
سه سال از آخرین باری که او را دیدم سپری شده است./ ... گذشته است.
◽️There was a sudden silence in the room when the principal entered.
هنگامی که مدیر وارد اتاق شد ناگهان سکوت حکمفرما شد./ ... ناگهان همه ساکت شدند.
◽️There have been numerous reports of fraud and corruption in the company over the past few months.
طی چند ماه گذشته، گزارشهای متعددی از فساد و تقلب در این شرکت منتشر شده است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در فرهنگهای انگلیسی به فارسی معادل grasshoper و locust را «ملخ» مینویسند. این معادلگذاری غلط نیست ولی تفاوت این دو را نشان نمیدهد.
🔳منظور از grasshoper همان ملخ معمولاً سبزرنگی است که در باغ و چمنزار میبینیم و معمولاً هم تنهاست چون گروهزی (gregarious) نیست.
🔳 در مقابل، locust ملخِ گروهزی و آفتی است که در جمعیتهای گاه میلیونی و بهشکل سیلآسا به مزارع کشاورزی حملهور میشود و خسارتهای بسیار سنگینی به بار میآورد.
◼️ برعکسِ grasshoper که تنهازی (solitary) است، locust هم در دورهای میتواند تنهازی باشد و هم در دورهای گروهزی شود و جمعیتهای انبوه تشکیل دهد و در همین مرحلهی اخیر است که رنگش معمولاً قهوهایِ روشن یا زرد و بالهایش بلندتر میشود (تصویر بالا).
◼️ملخِ locust نوعی grasshoper است ولی هر grasshoper ملخِ locust نیست.
◻️A swarm of locusts descended on the countryside.
سیلی از ملخ در نواحی روستایی فرود آمد.
▪️رایجترین همایندِ locust کلمهی swarm است که در حالت اسمی و در این بافت بهمعنی سیل یا لشکر یا حتی طوفان و در حالت فعلی بهمعنی هجوم آوردن یا هجوم بردن یا سیلآسا حرکت کردن است.
◻️The locusts swarmed through the valley, devouring every crop in their path.
ملخها در دره سیلآسا حرکت کردند و تمامِ محصولات کشاورزیِ سر راهشان را بلعیدند.
چند مثال دیگر:
◻️The government deployed several planes to spray pesticides over the swarm of locusts.
دولت چندین هواپیما اعزام کرد تا بر سرِ سیل ملخها انواع حشرهکش بپاشند.
◻️The locusts have destroyed a lot of the crops.
ملخها بسیاری از محصولات کشاورزی را از بین بردهاند.
◻️In the countryside, the absence of government measures to ensure pest control made farmers' efforts to deal with a swarm of locusts futile.
عدم اقدامات دولت در فراهم کردن شرایط لازم برای کنترل آفات در نواحی روستایی، تلاشهای کشاورزان را برای مقابله با هجومِ سیلی از ملخها بینتیجه گذاشت.
◼️ برای جلوگیری از خلط grasshoper و locust در ترجمه، میتوانیم در برخی بافتها locust را «ملخِ آفت» بگوییم.
◻️Scientists are studying the conditions that trigger a solitary locust to join a swarm.
دانشمندان در حال بررسی شرایطی هستند که هر ملخِ آفتِ تنهازی را وا میدارد به سیلی از همنوعان خود بپیوندد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
کم نیست شمار جملهمثالهای ضعیف و بیخاصیتی که در فرهنگهای انگلیسیبهانگلیسی زبانآموز پیشرفته راه یافتهاند.
پیش از اینکه به یکی از این مثالها اشاره کنم، این توضیح را بدهم که جملهمثال از دو جنبهی کلی میتواند به کاربر چنین فرهنگهایی کمک کند:
۱- جنبهی رمزگشایی (decoding) که مولفه یا مولفههای معنایی بخش تعریف را تقویت میکند و احیاناً اطلاعات بیشتری را نیز - علاوه بر بخش تعریف - به کاربر منتقل میکند؛ یعنی به تکمیل بخش تعریف کمک میکند.
۲- جنبهی رمزگذاری (encoding) که به کاربر کمک میکند چگونگی کاربرد واژهی سرمدخل را در تولید کتبی یا شفاهی خود بیاموزد.
با توضیح مختصر بالا، یک جملهمثال را در یکی از این فرهنگها صرفاً از جنبهی رمزگشایی بررسی میکنم.
در فرهنگ زبانآموز پیشرفتهی آکسفورد (OALD) - ویراست نهم - ذیل سرمدخل قیدِ abroad تعریف زیر آمده است:
▪️In or to a foreign
country
این تعریف مشخصاً واجدِ مولفهی معناییِ در کشوری خارجی بودن است.
این فرهنگ، مثال زیر را ذیل این مدخل آورده است:
◽️She worked abroad for a year.
🔳 شمارهی ۱۵ اوتِ ۲۰۲۶ از هفتهنامهی پرتیراژ و پرخوانندهی New Scientist
این نشریهی معتبر علمی چاپِ انگلستان را قبلاً به اختصار معرفی کردهام (اینجا را ببینید).
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
برای توصیف مار به سمی بودن درست این است که صفت venomous بهکار رود نه poisonous.
با این همه، در محاوره و بین مردم عمدتاً poisonous بهکار میرود، هر چند از نظر فنی درست نیست. فرق این دو در این است که venomous زمانی استفاده میشود که جانور سم (venom) خود را به بدن جاندار مقابل تزریق (inject) میکند (یعنی آسیبرسانی بهصورت active انجام میشود).
ولی poisonous زمانی بهکار میرود که مادهای سمی (poison) از طریق تماس، خوردن یا جذب وارد بدن جاندار مقابل شود، مانند بعضی قورباغهها که روی برخی نواحی پوستشان سم ترشح (secrete) میکنند (یعنی آسیبرسانی بهصورت passive انجام میشود).
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 فایل پیدیاف کتاب دوم از دورهی قدیمی Welcome to English را که اینجا به اختصار معرفی کردم میتوانید از بالا دانلود کنید.
با تورق همین کتاب میشود تا حد زیادی با ساختار کتابهای این دورهی مبتدیتاپیشرفتهی آموزشگاهی آشنا شد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
از جِرم تا جُرم!
◽️برای جِرمگیر معمولاً bathroom cleaner را بهکار میبرند، یعنی برطرفکنندهی عمومیِ هر جِرم و کثیفی در دستشویی و حمام.
پاککنندهی لکههای آهکی (روی شیرآلات و ...) را limescale remover یا descaler و پاککنندهی لکههای ناشی از شستشو با صابون را soap scum remover میگویند.
◽️از ترکیب عجیب و بیمعنیِ "liquid pipe" که بگذریم، برای اشاره به محلولِ «لولهبازکن» معمولاً میگویند:
drain opener
یا
drain cleaner
برای اشاره به غلظت بالای این محلول و قدرت پاککنندگی زیاد آن هم
معمولاً از heavy duty استفاده میکنند.
◽️گرفتگی داخل لوله را هم clog میگویند و برای رفع آن معمولاً از فعل remove استفاده میکنیم.
ترکیب clog remover معمولاً برای اشاره به ابزارآلاتی مثل سیم و فنر مخصوصی است که برای رفع گرفتگی در لولههای روشویی و توالت و ... بهکار میرود.
◽️شیشهشور یا شیشهپاککن را هم میگویند:
glass cleaner
انگلیسیزبان از glass washer لیوانشور را میفهمد.
🔳 از carpet shampoo بیشتر شامپوموکت فهمیده میشود. برای شامپوفرش rug shampoo مناسبتر است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 شمارهی سپتامبر ۲۰۲۶ ماهنامهی معتبر Science News
این نشریهی علمی آمریکایی را قبلاً معرفی کردهام. اینجا را ببینید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳🔳 فصلنامهی New Philosopher نشریهی فلسفی مستقلی است که از سال ۲۰۱۳ در استرالیا منتشر میشود.
هر شماره از این نشریه - که در ماههای فوریه، مه، اوت و نوامبرِ هر سال بهچاپ میرسد - حدود ۱۳۰ صفحه دارد و بدون تبلیغات است.
مطالب این نشریه (که لزوماً فلسفهی آکادمیک نیست) به موضوعاتی مانند زندگی و خوشبختی، اخلاق، جامعه و فرهنگ، فناوری، محیطزیست، علم و مسائل بنیادین زندگی انسانی از منظری فلسفی میپردازد. هر شماره از این فصلنامه نیز معمولاً حول یک موضوع محوری شکل میگیرد، مثلاً فضا، آبوهوا، ادراک، ثروت، حقیقت، هوش و از این دست.
مخاطب این نشریه بیشتر فرد کتابخوان و علاقهمند به مباحث فلسفی است که لزوماً تحصیلات دانشگاهی در رشتهی فلسفه ندارد. بنابراین از نظر دشواری، بیشتر فلسفهی عمومیِ جدی و نسبتاً سطحبالا است تا فلسفهی تخصصی دانشگاهی.
◾️فایل پیدیاف بالا شمارهی تابستان (اوت) ۲۰۲۶ از این نشریه است و موضوع محوری آن نیز حافظه است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◻️ اگر میبینید بعد از سالها پراکندهآموزی و دیمیخوانی انگلیسی و بدون کمک گرفتن از راهنماییهای حرفهای همچنان در درک مطلب انگلیسی در خم یک کوچهاید، عاقلانه نیست که این مسیر اشتباه را برای سالهای بعد هم ادامه دهید.
◻️اگر از پارسال این موقع تا الان با پراکندهخوانی انگلیسی پیشرفت خاصی در درک مطلب انگلیسی نداشتهاید (که به احتمال زیاد چنین بوده)، از این به بعد هم با این فرمان به جای خاصی نخواهید رسید.
🔳 بدون پیروی از یک برنامهی اصولی و حسابشده و منسجم، در درک مطلب انگلیسی پیشرفت ملموسی نخواهید کرد.
✅ دو دورهی درک مطلب انگلیسی را دقیقاً برای شما تالیف و تدوین کردهام تا از این گمگشتگی و هدررفتِ وقت و انرژی رها شوید و در مسیر مطمئنِ درک عمیق انگلیسی گام بردارید.
همین امروز اقدام کنید. فردا دیر است.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@abdorrezashahbazi
➖➖➖➖➖
🟩 از طریق هایپرلینکهای پایین با ساختار هر دوره آشنا شوید و نمونهی تدریس را گوش دهید.
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا متوسطه (۳ بسته)
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از متوسطه تا پیشرفته (۱۰ بسته)
@Englishnutsbolts
نظر یکی دیگر از دوستان بعد از اتمامِ بستهی پنجم از دورهی ضبطشدهی درک مطلب انگلیسی در سطح متوسطه تا پیشرفته با عنوان "افرایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی" 💐
@Englishnutsbolts
لباس سنتیِ مردان اسکاتلندی در پایینتنه نوعی دامن است که به آن kilt میگویند.
در قسمت جلوی این دامن چیزی شبیه کیفی کوچک از جنس چرم یا خز آویزان میکنند که به آن sporran میگویند.
در این علامت (sign) روی درِ دستشویی البته نمیتوان sporran را مشخص کرد تا kilt با دامن خانمها (skirt) متمایز شود، جز اینکه مثلاً بدهند این کیف اسکاتلندی را بهشکل embossed (نقشبرجسته) روی دامن مشخص کنند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
اگر انگلیسیآموزان میدانستند کندوکاوِ مداوم و هرروزه در فرهنگهای معتبر انگلیسیبهانگلیسی و بررسیِ تطبیقی هر واژه یا اصطلاحی در همهی این فرهنگها چقدر در عمقبخشی فهمشان از انگلیسی و افزایش دقت نظرشان در شناخت کلمات و ترکیبات موثر است، لحظهای در انجام این کار کوتاهی نمیکردند.
فاصلهی زبانآموزی که چنین کاری را خستگیناپذیر و با اشتیاق و با جدیّت و با تمرکز و حوصله، روزانه انجام میدهد (و تعاریف و ردیفهای معنایی و جملهمثالها را زیرورو میکند) با زبانآموزی که چنین نمیکند، بعد از یکسال، بیاغراق فاصلهی زمین تا آسمان خواهد بود.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
هرقدر هم نسخههای پیدیافِ فرهنگهای شاخص انگلیسیبهانگلیسی زبانآموز پیشرفته امتیاز داشته باشند (که ندارند)، نسخهی کاغذی آنها بهقول قدما از لونی دیگر است؛ مخصوصاً اگر این نسخهی کاغذی اورجینال هم باشد.
در نسخهی کاغذی لذتی است که در نسخهی پیدیاف هرگز نیست. در نسخهی کاغذی اورجینال هم لذتی است که در نسخهی کاغذی اُفسِت مطلقاً نیست.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 تفاوت معنایی شرطی نوع دوم با شرطی نوع سوم چیست؟
تفاوت اصلی این دو نوع شرطی را در ادامه، با کمک گرفتن از مفهوم جهانهای ممکن (possible worlds) در معنیشناسی صوری و منطق موجّهات توضیح میدهم.
🔲 شرطی نوع دوم را بهدرستی حال غیرواقعی (unreal present) یا حال خیالی میگوییم.
◻️If I had money, I would lend you some.
این نوع شرطی، با وجودی که در آن، جملهی شرط گذشتهنماست، ولی روی در حال و آینده دارد. یعنی اگر من اکنون پول داشتم (که الان ندارم)، مقداری به تو قرض میدادم (که نمیدهم چون ندارم).
در اینجا جهان واقعی (real world) این است که من فعلاً پول ندارم، پس پول قرض دادن به تو هم منتفی است.
اما با ساخت این جملهی شرطی در واقع، جهان ممکنی را میسازیم که در آن من پول دارم و بنابراین، به تو هم مقداری قرض خواهم داد.
به بیان دیگر، جهان واقعی در پشت این جهان ممکن پنهان است.
اما نکتهی مهمتر این است که این جهان ممکن منطقاً قابل دسترسی (accessible) است و راه ورود به آن بسته نیست، یعنی این جهان ممکن امکان تبدیل شدن به جهانی واقعی را دارد (جهانی که من اکنون پول دارم و به تو هم میتوانم مقداری قرض بدهم).
◾️یک مثال دیگر:
◻️If you went to bed earlier, you would not be so tired.
در اینجا نیز جهان واقعی این است که بهدلیل دیر خوابیدن، اینهمه خستهای.
ولی جهان ممکن، که در این جملهی شرطی ترسیم شده است، میگوید اگر زودتر به رختخواب بروی، (فردایش) اینهمه خسته نخواهی بود.
آیا این جهان ممکن منطقا قابل دسترسی و قابل حصول است؟ بله. یعنی پروندهی این جهان ممکن بسته نیست. میتوان آن را به جهان واقعی تبدیل کرد.
🔲 شرطی نوع سوم را گذشتهی غیرممکن (past impossible) میگوییم.
◻️If I had had money, I would have lent you some.
در این نوع شرطی ما با جهان ممکنی مواجهیم که برای ما غیرقابل دسترسی (inaccessible) است چون در گذشته رخ داده و پروندهاش برای همیشه مختومه شده است.
در جهان واقعِ آن گذشته، من پولی نداشتم و نتیجتاً قادر نبودم که مقداری پول هم به تو قرض دهم.
جملهی شرطی جهان ممکنی را در گذشته ترسیم میکند که من پول داشتم و قادر به قرض دادن هم بودم ولی این جهان ممکن مسدود است و منطقاً هم نمیتوان وارد آن شد.
◻️If you had gone to bed earlier, you would not have been so tired.
در اینجا و در این جهان واقعی، فرد در گذشته هم دیر خوابیده و هم فردایش حسابی خسته بوده است.
جهان ممکن ترسیمی در این نوع شرطی نیز خلاف واقعیت است و صرفاً در حد یک ای کاش یا حسرت است و امکان ورود به آن وجود ندارد.
در این جهان ممکنِ غیرقابل دسترسی، فرد اگر زود خوابیده بود، فردایش آن همه خسته نبود. ولی هم دیر خوابیده و هم فردایش بسیار خسته بوده است و تمام. پرونده هم بسته شده است.
🔳 ملخص کلام آنکه در شرطی نوع دوم راه ورود به جهان ممکنِ ترسیمی منطقا باز است و محقق ساختن آن در حال یا آینده غیرممکن نیست.
ولی در شرطی نوع سوم، راه ورود به جهان ممکنِ ترسیمی کاملاً مسدود است و هرچه بوده، رخ داده و پرونده نیز مختومه شده است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
درک مطلب انگلیسی را عمیق کار کنیم نه لزوماً برای آیلتس و تافل و آزمونهای دیگر. این آزمونها هدفِ انگلیسیآموزی ما نیستند؛ نهایت اینکه ایستگاههای بازرسی بینراهیاند.
درک مطلب انگلیسی را بهشکلی منسجم، منظم، هدفمند و طبق برنامهی مطمئن کار کنیم تا از منابع انگلیسی (اعم از کتاب و مجله و ادبیات و غیرادبیات و ...) مستقیم استفاده کنیم و هرچه بیشتر از ترجمهخوانی فاصله بگیریم. چرا فاصله بگیریم؟ اینجا توضیح دادهام.
◾️برای رسیدن به این هدف و قرار گرفتن در مسیر مطمئن، میتوانید دو دورهی تالیفی و ضبطشدهی مرا با تمرکز بر درک مطلب انگلیسی (در سطح مبتدی تا پیشرفته) تهیه و کار را شروع کنید و به جمع صدها نفری بپیوندید که پا در این مسیر نهادهاند و به پیش میروند.
◻️ از همین امروز هم اقدام کنیم. فردا دیر است.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@abdorrezashahbazi
➖➖➖➖➖
🟩 از طریق هایپرلینکهای پایین با ساختار هر دوره آشنا شوید و نمونهی تدریس را گوش دهید.
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا متوسطه (۳ بسته)
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از متوسطه تا پیشرفته (۱۰ بسته)
@Englishnutsbolts
🔳 وقتی کسی چندین قسمت از یک سریال یا حتی یک فصل کامل را پشتِ هم (one after another) و در زمانی کوتاه (مثلاً طی چند ساعت یا در طول یک بعدازظهر یا یک شب) میبیند، به انگلیسی میگوییم او آن سریال را
binge-watch /ˈbɪndʒˌwɑːtʃ/
کرده است.
در فارسی معمولاً از پشتِ هم یا پشت سر هم برای انتقالِ مفهوم این فعلِ غیررسمی کمک میگیریم.
◻️We binge-watched an entire season of Breaking Bad on Sunday.
یکشنبه، یک فصلِ کاملِ سریال «Breaking Bad» را پشتِ هم تماشا کردیم.
◻️It's not uncommon for viewers to binge-watch a whole season of programs in just a couple of evenings.
برای بینندگان غیرمعمول نیست که یک فصل کامل از مجموعهای تلویزیونی را فقط در عرض یکی دو شب پشت سر هم تماشا کنند.
◻️In 2020, Courteney Cox said that she did not remember many of the episode plots of Friends and had begun binge-watching the series.
کورتنی کاکس [بازیگر نقش مونیکا] در سال ۲۰۲۰ گفت که داستان بسیاری از قسمتهای سریال «Friends» را به یاد نمیآورد و شروع کرده بود این سریال را پشت سر هم تماشا کند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Understanding The Solar System (4th Edition 2026)
🔳 کتاب تمامرنگی و کاملاً مصور بالا در واقع کتابمجلهی (bookazine) ویژهای است از نشریهی All About Space که ناشر بریتانیایی Future منتشر کرده است.
پیدیافِ ۱۳۲صفحهای که از بالا میتوانید دانلود کنید ویرایش چهارم این کتابمجله است که بهتازگی (اوتِ ۲۰۲۶) منتشر شده است (ویراست اول سال ۲۰۲۳، ویراست دوم سال ۲۰۲۴، ویراست سوم سال ۲۰۲۵ ).
این کتابمجله تماماً به جنبههای مختلف سامانهی خورشیدی میپردازد؛ از خورشید، سیارات هشتگانه، ماهها و شکلگیری این سامانه گرفته تا سیارههای کوتوله، سیارکها، دنبالهدارها، طوفانهای سیارهای، بارشهای شهابی و اکتشافات فضایی گذشته و آینده. حتی بخش مفصلی هم دربارهی ماه، تاریخچهی اکتشاف آن و برنامهی Artemis دارد.
مخاطب این کتابمجله فردی است که اخترشناس نیست ولی علاقهمند جدی موضوعات نجومی است.
▪️بخوانید و لذت ببرید.
▪️دوستانی که چند بستهی نخستِ دورهی ضبطشدهی درک مطلب انگلیسی متوسطهتاپیشرفته (اینجا) را خوب کار کردهاند، در خواندن و فهمیدن این کتابمجله مشکل خاصی ندارند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 مجموعهی Welcome to English یکی از دورههای رایج انگلیسی در دههی شصت خورشیدی بود، شامل ۶ کتاب و ۸۲ نوار کاست (کتابهای اول تا چهارم هر کدام ۱۲ نوار و کتابهای پنجم و ششم هر کدام ۱۷ نوار داشتند).
این مجموعه که در دههی هفتاد میلادی در آمریکا تولید شد مبتنی بر روش شنیداری-گفتاری (Audiolingual Method) است که دیرزمانی است منسوخ شده است ولی آن ایام رونق داشت و از مشخصههای بارز آن تکرارهای فراوانِ جملات الگو بود (بیجهت نیست که این دوره ۸۲ نوار داشت).
لهجهی آمریکایی این دوره اما دلچسبترین و زیباترین لهجهی آمریکاییای بود که تاکنون شنیدهام. حرفم لزوماً علمی و زبانشناختی نیست، میدانم، صرفاً بیان حسوحالِ شخصی است. اصلاً دلیل اصلی علاقهام به این دوره همین لهجهی شیرین آن بود.
کل دوره (کتابها+کاستها) در اواخر دههی شصت، ۴۵۰۰۰ تومان بود که برای منِ نوجوانِ شیفتهی انگلیسی اصلاً پول کمی نبود. نهایت توانستم کتاب اول و ۱۲ کاستش را تهیه کنم و حسرت کل دوره همیشه به دلم ماند.
▪️متاسفانه هیچجا نتوانستم صوتی از این دوره بیابم که در کانال بگذارم.
- عبدالرضا شهبازی
▪️کتاب دومِ این دوره
@Englishnutsbolts
ترکیب «بیجهت نیست که ...» را چطور به انگلیسی بیان کنیم؟
مثلاً میخواهیم بگوییم:
- بیجهت نیست که به او کِرمِ کتاب/ خورهی کتاب میگوییم.
- بیجهت که اینقدر معروف نشده است.
- بیجهت نیست که مردم او را پادشاهِ راک اَند رول میدانستند.
برای بیان چنین ترکیبی در انگلیسی از ترکیب not for nothing میتوانیم استفاده میکنیم.
بنابراین، معادل انگلیسی سه جملهی بالا بهترتیب میشود:
◽️It's not for nothing that we call him a bookworm.
◽️It's not for nothing that he has become so famous.
◽️Not for nothing did people call him the king of rock and roll.
☚ همانطور که میبینید دو جملهی اول با It is شروع شده و جملهی سوم با خود ترکیب.
این دو بیان به لحاظ معنایی تفاوت محسوسی با هم ندارند و من هم دلبخواهی دو جملهی اول را با It is بیان کردم و جملهی سوم را بدون آن.
با این توضیح، هر سه جمله را میتوان با ساختار It is بیان کرد یا بدون آن (مثل جملهی سوم).
🔳 دو نکتهی مهم:
۱ - اگر با ساختار ... It is شروع کنیم، بعد از آن با بندِ thatدار آغاز میشود.
۲- اگر با ساختار بدونِ It is شروع کنیم، بعد از nothing اول فعل میآید و بعد بقیهی اجزای جمله؛ یعنی از ساختار وارونگی (inversion) استفاده میکنیم.
در وارونگی، اگر فعل to be باشد یا ساختِ مجهول باشد، شکل مناسب فعل to be قبل از فاعل یا نهاد میآید ولی اگر فعل غیر از to be باشد، فعل کمکی مناسب قبل از فاعل یا نهاد میآید.
▪️زمانی که فعل اصلی to be باشد:
◽️Not for nothing was our exile from Eden a punishment.
بیجهت نیست که تبعیدمان از بهشت (برای ما در حُکم) مجازات بود.
▪️زمانی که ساختِ مجهول بهکار رفته باشد:
◽️Not for nothing was General Patton feared as much as he was respected.
بیجهت نیست که همانقدر که از ژنرال پَتِن میترسیدند، همانقدر هم به او احترام میگذاشتند.
▪️زمانی که فعلی غیر از to be فعل اصلی باشد:
◽️Not for nothing did I spend 25 years as a cab driver.
بیجهت نیست که ۲۵ سال رانندهی تاکسی بودم.
چند مثال بیشتر:
◽️بیجهت که به شتر لقب کشتی صحرا ندادهاند.
Not for nothing is the camel known as the ship of the desert.
◽️بیجهت که برای قدرتش معروف نشده است.
Not for nothing is he famous for his strength.
◽️بیجهت که نمیگویند کمربند ماشین را ببندیم.
It's not for nothing that we're told to wear a seatbelt.
◽️بیجهت نیست که از پیش ما نمیرود.
It's not for nothing that he doesn't leave us.
◽️بیجهت نیست که او را بزرگترین نویسندهی دنیا میدانند.
It is not for nothing that he is seen as the greatest author in the world.
◽️بیجهت نیست که ۲۰ سال پایانی اتحاد جماهیر شوروی را دورهی رکود خواندهاند.
It is not for nothing that the last 20 years of the Soviet Union are known as the period of stagnation.
◽️بیجهت نیست که میگویند این خیابان بیشتر از هر جای دیگری در شهر نقاط دیدنی دارد.
Not for nothing is this street said to have more sights than anywhere in the town.
🔲 اگر قرار بر ترجمه از انگلیسی به فارسی باشد، اکنون باید بتوانیم جملهی زیرا را که از نمایشنامهنویس و داستاننویس بریتانیایی سامرست موام است به فارسی برگردانیم:
◽️It is not for nothing that artists have called their works the children of their brains and likened the pains of production to the pains of childbirth.▫خب، ترجمهی نقل قول بالا را میشود اینگونه انجام داد:
There are always some human beings who live to be a hundred. More do so today than ever before, but there have always been some. I have known three quite well, two of them public figures: the politician Emmanuel Shinwell and the musical philanthropist Robert Mayer. (Robert knew Brahms, who was a friend of his family and stayed with them in Mannheim.)همیشه بودهاند انسانهایی که تا صدسالگی عمر کردهاند و شمار این افراد امروزه بیشتر از هر زمان دیگری در گذشته است، ولی در این که همیشه چنین انسانهای درازعمری بودهاند شکی نداریم. حداقل من یکی سه نفر از این آدمها را خوب میشناسم، دو نفرشان از چهرههای شناختهشدهاند: اِمانوئل شینوِلِ سیاستمدار و رابرت مییرِ انساندوست و حامی موسیقی. (رابرتْ یوهانس برامسِ موسیقیدان را میشناخت که دوست خانوادگیشان بود و با آنها در مانهایمِ آلمان زندگی میکرد.)
When Robert was born there must have been individuals who were then a hundred years old, whom a person could have met and got to know in the same way as I got to know him (or as he got to know Brahms, who died when Robert was seventeen).
When those others were born, there must have been yet other such individuals. And so on: one could go further and further back, putting the lives of nameable human beings together, end to end, without any gaps in between. It comes as a shock to realize that the whole of civilization has occurred within the successive lifetimes of sixty people— which is the number of friends I squeeze into my living room when I have a drinks party.
Twenty people take us back to Jesus, twenty- one to Julius Caesar. Even a paltry ten take us back before 1066 and the Norman Conquest. As for the Renaissance, it is only half a dozen people a way.(Bryan Magee/ Ultimate Questions/2016)
🔳شمارهی هفدهم اوت هفتهنامهی وزینِ نیویورکر
کسانی که به ترجمهی ادبی از انگلیسی به فارسی علاقهمندند، لازم است خواندن این نشریه را جزو واجبات خود قرار دهند.
▪️قبلاً این هفتهنامه را به اختصار معرفی کردهام (اینجا).
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 ترکیب as opposed to را زمانی بهکار میبریم که بخواهیم دو گزینه، وضعیت یا امکان را در تقابل با یکدیگر قرار دهیم و یکی را در برابر دیگری برجسته کنیم و بر آن تاکید بگذاریم.
مثلاً در جملهی
We ate in the restaurant, as opposed to the bistro.
تاکید میکنیم که ما در رستوران غذا خوردیم، و نه در بیسترو (اغذیهفروشی) یا ما بهجای بیسترو، در رستوران غذا خوردیم.
◼️معادلهای این ترکیب در فارسی معمولاً بهجای (اینکه)، و نه (اینکه)، برخلافِ، برعکسِ، در مقابلِ، در تقابل با و از این دست هستند و البته باید دید کدامیک بیشتر و بهتر در ترجمه مینشیند.
◻️I'd prefer to go in May, as opposed to September.
ترجیح میدهم در ماه مه بروم، و نه سپتامبر.
◻️Students discuss ideas, as opposed to just copying from books.
دانشجویان دربارهٔ ایدهها بحث میکنند، بهجای اینکه صرفاً مطالب کتابها را رونویسی کنند.
◻️Why did you become a Republican, as opposed to a Democrat?
چرا جمهوریخواه شدید، و نه دموکرات؟
◻️Analysts believe that the healthy results can be attributed to an increase in trade as opposed to interest rate fluctuations.
تحلیلگران بر این باورند که نتایج مطلوب را میتوان به افزایش تجارت نسبت داد، و نه به نوسانات نرخ بهره.
◻️Melville uses the eyes of the whale to suggest something of the duality of nature as opposed to the singularity of man.
ملویل از چشمهای نهنگ استفاده میکند تا چیزی از دوگانگی طبیعت را در تقابل با یگانگی انسان القا کند.
◻️Analysts had expected an uptick in the number of jobs being added to the economy last month of 80,000, as opposed to a loss of 23,000. (BBC August 7, 2026)
برای بیان «مضمونِ» یا «به این مضمون که» یا «در این مایه که» از to the effect that یا to that effect استفاده میکنیم.
🔳 ترکیب to the effect that را زمانی بهکار میبریم که بخواهیم، در جمله، بعد از این ترکیب به مطلب مورد نظر اشاره کنیم.
◽️مضمونِ نامه این بود که دیگر احتیاجی به او نیست.
The letter said something to the effect that she was no longer needed.
◽️او به ضربالمثلی چینی استناد کرد به این مضمون که آدم هیچوقت نباید بدِ همسایهاش را بخواهد.
He cited a Chinese proverb to the effect that you should never wish ill on your neighbor.
◽️مضمونِ چیزی که به من گفت این بود که اگر وضعیت فعلی ادامه یابد، مجبور است شغلش را تغییر دهد.
He told me something to the effect that he would have to change jobs if the situation continued.
🔳 در مقابل، از ترکیب to that effect زمانی استفاده میکنیم که بخواهیم، در جمله و قبل از این ترکیب، به مطلب مورد نظر اشاره کنیم.
◽️فکر کردم اشتباه میکند و وقت شام چیزی به این مضمون گفتم.
I thought he was wrong and I said something to that effect at dinner.
🔲 در موارد بالا، همچنان که دیدید، بعد از فعل say یا tell یا افعال دیگری با معنای مشابه یا نزدیک، مثلِ suggest، کلمهی something را به ابتدای to that effect یا to the effect that اضافه کنیم.
◼️ ترکیب to this effect را زمانی بهکار میبریم که در جمله یا جملاتِ قبل به مطلب مورد نظر اشاره کرده باشیم.
◽️من مطمئنم که بخشنامهای به این مضمون ظرف چند هفتهی آینده صادر خواهد شد.
I'm sure that a circular to this effect will be issued in the next few weeks.
☚ کلمهی circular در حالت صفتی به معنیِ دایرهشکل یا مُدوّر است، ولی در حالت اسمی به معنی بخشنامه یا اطلاعیه است.
◼️ ترکیب to that effect را میتوانیم به انتهای جمله نیز منتقل کنیم. در این صورت، غالباً or words هم به قبلش اضافه میشود.
◽️آرش گفت که از شغلش راضی نیست، یا چیزی به این مضمون/ در این مایه.
Arash said he was unhappy in his work, or words to that effect.
◽️مریم گفت که شاد نیست، یا چیزی در این مایه/ به این مضمون.
Maryam said she was unhappy, or words to that effect.
🔳 ترکیبات بالا از effect بیشتر در نوشتار یا انگلیسی رسمی بهکار میروند و عمدتاً در گزارشنویسی و خلاصهنویسی استفاده میشوند و اگر هم در گفتار معمول بهکار روند، به کلام وزن میدهند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
نظر یکی دیگر از دوستان بعد از اتمامِ بستهی نخست از دورهی ضبطشدهی درک مطلب انگلیسی در سطح متوسطه تا پیشرفته با عنوان "افرایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی" 💐
@Englishnutsbolts
سایه را در انگلیسی هم shadow و هم shade میگویند، ولی این دو با هم تفاوتهایی دارند.
🔳 کلمهی shadow زمانی بکار میرود که هر منبع نوری (اعم از آفتاب) آن را تشکیل داده باشد و حد و اندازهاش تقریباً مشخص باشد؛ یعنی تاریکیِ شکلداری بهوجود آمده باشد.
همچنین، آن شی یا شخصِ پدیدآورندهی shadow هم مهم و مورد توجه باشد.
◽️The children were having fun, chasing each other's shadows.
بچهها دنبال سایههای هم میدویدند و کیف میکردند.
◽️The ship's sail cast a shadow on the water.
بادبانِ کشتی سایه بر آب انداخت.
◽️The shadows lengthened as the Sun went down.
هرچه خورشید بیشتر رو به غروب میرفت سایهها درازتر میشدند.
◽️The candels on the table threw huge flickering shadows against the wall.
(نور) شمعهایِ روی میز سایههای بزرگ و لرزانی روی دیوار انداختند.
🔳 در مقابل، shade را زمانی بکار میبریم که تاکید روی خود آن محوطهی تاریک(تر)ی باشد که از نرسیدن نور خورشید بر زمین ایجاد شده باشد، و در آن محوطه، که حد و اندازهاش هم خیلی مشخص و واضح نیست، هوای خنکتری بهوجود آمده باشد.
◽️We searched for a patch of shade to rest in.
دنبال یک تکه/گُله سایه گشتیم که در آن استراحت کنیم.
◽️I was sitting in the shade.
در سایه نشسته بودم.
◽️We had lunch at the park under the shade of a big tree.
زیر سایهی درختی بزرگ در پارک ناهار خوردیم.
◽️The temperature is 40 degrees Centigrade in the Sun, but 30 degrees in the shade.
دما در آفتاب ۴۰ درجهی سانتیگراد ولی در سایه ۳۰ درجه است.
☚ تفاوت دیگر این دو کلمه با هم این است که در اکثر مواقع، و نه لزوماً همیشه، shadow را منبع متحرکی ایجاد میکند، در صورتی که shade را چیزی ثابت بهوجود میآورد.
با این توضیح، خودِ shade هم ثابت است، و فقط با حرکت تدریجی خورشید در آسمان کمکم جابجا میشود، ولی shadow جابجایی بسیار سریعتر و بیشتری دارد.
◾برای درخت - مثلاً - که ثابت است هم میتوان shadow را به کار برد و هم shade را. ولی کی کدام را بکار ببریم؟
اگر تاکید روی درخت باشد و سایهای که انداخته است (بدون توجه به کارایی سایه در محافظت در برابر نور و گرمای خورشید)، از shadow استفاده میکنیم.
◽️The tree cast its shadow on the building.
درخت سایهاش را روی ساختمان انداخت. / سایهی درخت روی ساختمان افتاد.
☜ ولی اگر آنچه مهم است سایهی درخت است در ایجاد فضایی خنک و به دور از نور خورشید، و خود درخت مورد توجه نباشد، از shade استفاده میکنیم.
◽️We finally found a shade of a tree to sit in.
سرانجام سایهی درختی پیدا کردیم و در آن نشستیم.
☚ تفاوت بعد این است که معمولاً shade امر مطلوبی است، چون زیر آفتاب تابان محیط تاریکتر و خنکتری ایجاد میکند، ولی shadow اینگونه نیست و ممکن است نامطلوب هم باشد.
◾️تفاوت دیگر بین این دو این است که shade در فرآیندی بالا به پایین ایجاد میشود، چون خورشید بالاست. ولی shadow ممکن است در هر جهتی ایجاد شود، چون منبع تولیدش لزوماً خورشید نیست.
🔳 سایهشکلکهایی را که با دست روی دیوار یا ... ایجاد میکنیم چگونه به انگلیسی بیان میکنیم؟
سایهشکلک درست کردن
◾️to make/ do shadow puppets
◽️Can you make shadow puppets with your hands on the wall?
میتونی با دست روی دیوار سایهشکلک درست کنی؟
◽️I love to do shadow puppets.
عاشق اینم که سایهشکلک درست کنم.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
«اما برای توضیح اینکه چرا دیدگاه خوشبینانه درباره تأثیرات صنعتیسازی به دیدگاهی بدبینانه تغییر کرد، آنچه احتمالاً بیش از این بیداری و وجدان اجتماعی اهمیت داشت این واقعیت بود که به نظر میرسد این تغییر عقیده نه در محلات صنعتی-کارخانهای که درباره آنچه در شرف وقوع بود آگاهی دست اول داشتند، بلکه در بحثهای سیاسی کلانشهر انگلستان سر برآورده بود که تا حدی از این توسعه و تحول جدید دور بود و سهم اندکی در آن داشت.»◻️ترجمهی چاپشده، ۱۴۰۵