10322
زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
موقت
دوستانی که در بازهی زمانی تخفیف بزرگ و ویژه برای دریافت یکجای دو دورهی درک مطلب انگلیسی (مبتدیتامتوسطه و متوسطهتاپیشرفته) پیام دادند ولی موفق به تهیهی دورهها نشدند، نهایتاً تا امشب ساعت ۱۲ میتوانند از این تخفیف فوقالعاده استفاده کنند.
@abdorrezashahbazi
تخفیف بسیار ویژه
🔳 دوستانی که خواهان دریافت هر کدام از دورههای درک مطلب انگلیسی (مبتدیتامتوسطه یا متوسطهتاپیشرفته) بهصورت یکجا هستند، میتوانند با تخفیفِ بسیار ویژهای این دورههای کارآمد را تهیه کنند.
▪️مشخصات این دو دوره و نمونههای رایگان تدریس را از اینجا ببینید و بشنوید.
▪️این تخفیف ویژه مخصوصِ کسانی است که میخواهند هر کدام از دورهها را یکجا تهیه کنند.
◾️برای جزییات بیشتر در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi
◼️قبل از ارسال پیام لطفاً با ساختار دورهها آشنا شوید و نمونههای تدریس را بشنوید.
◻️این تخفیف ویژه تا دوشنبه (۵ مرداد) برقرار است.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
🔳 مجلهی علمی Science News، که از سال ۱۹۲۲ در آمریکا منتشر میشود، نزدیک به یک قرن بهشکل هفتهنامه چاپ میشد ولی طی سالهای اخیر به ماهنامه تغییر یافته است.
این نشریهی معتبر یافتههای تازهی پژوهشهای علمی را با زبانی دقیق اما قابلفهم برای مخاطبان تحصیلکرده و علاقهمندانِ علم بهشکلی فشرده و گزارشگونه روایت میکند. دامنهی موضوعات آن بسیار گسترده است و از فیزیک، زیستشناسی، پزشکی و علوم اعصاب گرفته تا نجوم، فناوری، محیطزیست و دیرینهشناسی را دربر میگیرد.
▪️پیدیاف بالا نسخهی ماه اوت این نشریه است که، مطابق روالی رایج در صنعت نشر مجلات، پیش از آغاز اوت منتشر شده است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
فعل to say در حالت گذشته و اسم مفعول بهشکل said میآید.
این را میدانیم.
ولی با said ترکیب اصطلاحیِ کوتاهی هم ساخته میشود (... ,That said) که تقریباً ربطی به معنای اصلی فعل to say ندارد.
این ترکیب که در نگارش در آغاز جمله میآید و بعد از آن ویرگولی گذاشته میشود، بهمعنی با این همه، با وجود این، البته، البته باید گفت، اما، با این حال، و از این دست است.
مثلاً
◽️This phone is expensive. That said, the quality is really good.
قیمت این تلفن بالاست. ولی کیفیتش واقعاً خوب است.
◽️My husband and I have been much happier lately. That said, we still argue quite a lot.
من و شوهرم این اواخر خیلی شاد و خوشحالتر بودهایم. با این همه، هنوز هم زیاد با هم جروبحث میکنیم.
◽️The economy's improving. That said, unemployment's still a problem.
اقتصاد رو به بهبودی است. اما بیکاری هنوز معضلی است.
☚ ترکیب that said درمجموع، بهلحاظ سیاق (register) خنثی (neutral) است، یعنی نه کاملاً رسمی است نه کاملاً گفتاری. با این همه، تا حدی گرایش بهسمت رسمی بودن دارد.
از این رو، میتوانیم آن را در نوشتار رسمی و جدی و گفتار سطح بالا بهکار ببریم.
نوشتار رسمی:
◻️The data suggest a positive trend. That said, more research is needed to confirm the results.
دادهها روند مثبتی را نشان میدهند. هرچند، برای تایید نتایج به پژوهش بیشتری نیاز است.
گفتار نسبتاً رسمی (سطح بالا):
◻️I agree with most of what you said. That said, I still have a few concerns.
با بیشتر حرفهای شما موافقم. با این همه، هنوز نگرانیهای چندی دارم.
🔳 البته that said بیشتر از اینکه یک حرف ربط ساده مثل but باشد، یک عبارت انتقالی (transitional expression) است. نقشش این است که خواننده یا شنونده را از یک نکته به نکتهای برساند که آن را تعدیل، محدود یا متوازن میکند.
🔳 کلمهی said حالت صفتی هم به خود میگیرد. در این حالت بهمعنی مذکور، مزبور، ذکرشده، عنوانشده، پیشگفته و از این دست است و عمدتاً در موقعیتهای حقوقی و اداری یا نوشتههای بسیار رسمی بهکار میرود و در گفتار و نوشتار غیررسمی تقریباً کاربردی ندارد.
◽️The said weapon was later found in the defendant's home.
اسلحهی مزبور بعدها در خانهی متهم یافت شد./ اسلحهی مزبور را بعدها در خانهی متهم یافتند.
◽️The said party has denied the charges.
حزب مذکور اتهامات را رد/تکذیب کرده است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◻️ نه با نوکزدن به این کانال تلگرامی و آن صفحهی اینستاگرامی میتوان انگلیسی را عمیق و نظاممند آموخت و نه با دسترویدست گذاشتن و صرفاً در سودای چنان هدفی روزگار گذراندن.
◽️برای یادگیری عمیق انگلیسی، علاوه بر تلاش و صبوری و تمرکز و درگیریِ روزانه با انگلیسی، باید از راه درست و شیوهی مطمئن و برنامهی منسجم پیروی کرد.
◻️دو دورهی درک مطلب انگلیسی -
مبتدیتامتوسطه شامل ۳ بسته و متوسطهتاپیشرفته شامل ۱۰ بسته
- را دقیقاً به این منظور تالیف و تدریس کردهام که مشتاقان یادگیریِ اصولیِ انگلیسی را بهلحاظ درک مطلب در مسیر درست قرار دهم و با چارچوبی نظاممند و منسجم بهسوی فهم عمیقتر این زبان سوق دهم و از سرگردانی نجات دهم.
◻️خواستن توانستن است. با کار، کوه را میکنند. یادگیری انگلیسی دشوارتر نیست. از امروز شروع کنید. فردا دیر است.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@abdorrezashahbazi
🔳 کلمهی running در حالت قیدی یعنی متوالی، پیدرپی، پیاپی، پشت سر هم.
◻️for the third day running
برای سومین روز متوالی
◻️for five years running
برای پنج سال پشت سر هم
◻️for three weeks running
برای سه هفتهی پیدرپی
◻️She won the prize for the fourth year running.
او برای چهارمین سال متوالی این جایزه را از آنِ خود کرد.
◻️We have seen a rise in the unemployment rate for several months running.
طی چند ماه متوالی شاهد افزایش نرخ بیکاری بودهایم./ نرخ بیکاری طی چند ماه متوالی افزایش یافته است.
◻️He said drought had led to severe crop failure for the second year running.
او گفت خشکسالی برای دومین سال پیاپی موجب کاهش شدید محصولات کشاورزی شده است.
◻️Communications and internet services were down for the third day running in parts of Gaza. (BBC, January 14, 2024)
◻️Earth, for the second year running, is nearing apocalypse, a science-oriented advocacy group said, pointing to its famous “Doomsday Clock” that shows 90 seconds till midnight. (Associated Press, January 23, 2024)
چند نکتهی بسیار مهم:
◼️ هیچ مهارت زبانی بر دیگر مهارتهای زبانی برتری ذاتی ندارد. یعنی اینگونه نیست که - مثلاً - مهارت حرف زدن در هر شرایطی و برای همگان مهمترین مهارت باشد نسبت به مهارت خواندن و نوشتن و درک شنیداری.
اهمیت و برتری مهارتی بر مهارت دیگر را نیاز زبانآموز است که تعیین میکند.
دانشجویی که برای پژوهشهایش مجبور است انواع کتابهای درسی انگلیسیزبان (textbook) را بخواند و کلی مقاله به این زبان را زیر و رو کند بیشک مهارت خواندن (reading) برای او در اولویت قرار دارد.
یا کسی که دوست دارد بنا به علاقهاش اخبار سیاسی دنیا را روزانه به انگلیسی پیگیری کند یا فردی که عاشق خواندن رمانها و داستانهای کوتاه انگلیسی است نیز مهمترین و واجبتربن مهارت زبانی را مهارت خواندن میبیند.
در مقابل، کسی که مثلاً کارش ترجمهی فیلم و سریال برای زیرنویسگذار است مهمترین و ضروریترین مهارت را درک شنیداری (listening) میداند.
کسی هم که مثلاً راهنمای تورهای خارجی به انگلیسی یا مجریمفسرِ خبری به انگلیسی است نیز طبیعی است که مهارت حرف زدن (speaking) برایش از هر چیزی مهمتر باشد.
یا فردی که تخصصش نگارش مکاتبات خارجی یک شرکت است مهارت نگارش (writing) از هر مهارتی برایش واجبتر است.
مثالهای فراوان دیگری هست که خودتان میتوانید بیابید.
بنابراین، مهارتهای زبانی بنا به نیاز و علاقهی فرد اولویتبندی میشوند و هیچکدام بر دیگری برتری ذاتی ندارد.
◼️ آنچه در بالا گفته شد هرگز به این معنی نیست که مهارتهای زبانی دیوارکشی شدهاند و ربط و نسبت و بدهبستانی با هم ندارند. هرگز چنین نیست.
فردی که زیاد میخواند (اخبار، رمان، داستان کوتاه و ...) مسلماً بسیار سریعتر از کسی که چندان اهل خواندن نیست میتواند مهارت نگارش خود را پیشرفت دهد چون ذهنش سرشار از کلمات است که با تمرین باید از حوزهی غیر فعال به حوزهی فعال بیایند.
حتی چنین فردی کیفیت مکالمهاش هم بالا خواهد رفت اگر تمرینات مناسب را انجام دهد. چون مکالمه که فقط امور ابتدایی و روزمره نیست. خیلی وقتها قرار است دربارهی موضوعات جدیتر و سنگینتر حرف بزنیم. این موضوعات هم نیاز به کلمات و ساختارهای جدیتری دارند که عمدتاً در خواندن به آنها میرسیم.
مهارت درک شنیداری و حرف زدن هم به نوعی دو رویِ یک سکهاند. با تمرینات مناسب میتوان آموختهها در شنیدنها را بهتدریج بر زبان جاری کرد.
◼️در مجموع، یادگیری و تسلط بر مهارتهای دریافتی (receptive) مثل خواندن و درک شنیداری آسانتر از یادگیری و تسلط بر مهارتهای تولیدی (productive) مثل حرف زدن و نوشتن است.
از این میان، مهارت نوشتن را میتوان دشوارترین مهارت زبانی دانست که برای رسیدن به تسلط نسبی بر آن باید تمرینات فراوان انجام داد، تمرکز بالا داشت و انرژی زیاد صرف کرد.
حتی در زبان مادری - مثل فارسی - هم زیاد دیدهاید کسانی را که سخنوران بسیار خوبیاند ولی از نوشتن چند پاراگراف جدی به فارسی عاجزند.
این نشان میدهد مهارت نوشتن چقدر دشوار و دیریاب است و برای رسیدن به تسلطی در آن چه میزان کار باید کرد.
نکتهی بسیار مهم دربارهی مهارت نوشتن (و حتی مهارت حرف زدن در سطوح بالا) این است که فرد باید حرفی برای گفتن داشته باشد (something to say). اگر انگلیسیتان در پیشرفتهترین وضعیت ممکن هم باشد ولی حرفی برای گفتن و تحلیلی (از هر چیزی) برای عرضه نداشته باشید، چه چیزی برای نوشتن یا گفتن خواهید داشت؟ عملاً هیچ.
از این نظر، به گمان من مهارت خواندن بسیار مهم است چون فرد هرقدر توانایی بیشتری در این مهارت داشته باشد، بیشتر میخواند و بیشتر میآموزد. طبیعی است که هرقدر بیشتر بخوانید و بدانید حرف بیشتری برای نوشتن و گفتن هم خواهید داشت.
➖➖➖➖➖
🔳 بستههای دورهی ضبطشدهی "افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی" دقیقاً با هدف تقویت اساسیِ مهارت خواندن در سطح متوسطه تا پیشرفته تهیه و تدوین شدهاند.
🔳 برای سطح مبتدی تا متوسطه میتوانید از دورهی ضبطشدهی "درک مطلب انگلیسی: از مبتدی تا متوسطه" استفاده کنید.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@abdorrezashahbazi
@Englishnutsbolts
کلمهی nest در حالت اسمی عمدتاً بهمعنی آشیانهی پرندگان است و در حالت فعلی بهمعنی آشیانه ساختن.
اما ترکیب empty nesters به چه معنی است؟
این ترکیب برای توصیف پدر و مادری بهکار میرود که فرزندانشان بزرگ شدهاند، مستقل شدهاند و برای ادامهی زندگی از خانه رفتهاند. به هر یک از این والدین an empty nester گفته میشود و به خانهای که پس از رفتن فرزندان، فقط والد یا والدین در آن زندگی میکنند an empty nest میگویند.
◾ این ترکیب، چنین پدر و مادرهایی را به پرندگانی تشبیه میکند که آشیانهشان خالی شده و جوجههایشان آن را ترک کردهاند.
🔳 همچنین، در روانشناسی اصطلاح empty nest syndrome (سندرم آشیانهی خالی) به احساس غم، تنهایی یا خلائی گفته میشود که برخی از والدین پس از مستقل شدن و ترک خانهی فرزندانشان تجربه میکنند. البته همهی والدین لزوماً دچار این احساس نمیشوند. برخی این مرحله را فرصتی برای پرداختن به علایق شخصی، سفر یا آغاز فصل تازهای از زندگی مشترک خود میدانند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️The Bolshevik Revolution, 1917 - 1923
◻️ Volume Three
◻️Edward Hallett Carr
@Englishnutsbolts
◼️The Bolshevik Revolution, 1917 - 1923
◻️ Volume One
◻️Edward Hallett Carr
@Englishnutsbolts
◼️تاریخ روسیهی شوروی - جلد دوم
◽️نوشتهی ادوارد هَلِت کار
◽️ترجمهی نجف دریابندری
◽️انتشارات زندهرود، ۱۳۷۱
@Englishnutsbolts
🔳 ادوارد هَلِت کار (۱۹۸۲ - ۱۸۹۲)، مورخ و دیپلماتِ پرآوازهی انگلیسی، را بیشتر به سبب نگارش اثر عظیم «تاریخ روسیهی شوروی» در ۱۴ جلد میشناسیم که انقلاب بلشویکی روسیه را از شروع در ۱۹۱۷ تا ۱۲ سال بعد - یعنی ۱۹۲۹ - در بر میگیرد. در واقع این اثر مفصل، تاریخ دوازدهسالِ نخست شوروی را موشکافانه بررسی میکند.
🔳 زندهیاد استاد نجف دریابندری (۱۳۹۹ - ۱۳۰۸) سه جلد نخست این تاریخ مفصل را - که انقلاب بلشویکی تا پایان جنگهای داخلی در سال ۱۹۲۳ را شامل میشود - در نیمهی دوم دههی شصت ترجمه کرد ولی با تاخیر نهایتاً در سال ۱۳۷۱ انتشارات زندهرود آن را منتشر کرد و اکنون نایاب است.
یازده جلد دیگر این تاریخ عظیم که به وقایع و تحولات بعدی شوروی تا ۱۹۲۹ میپردازد - از جمله بنیادهای اقتصادِ برنامهریزیشدهی سوسیالیستی که ششجلد پایانی این مجموعه را به خود اختصاص داده است - تا جایی که میدانم همچنان به جامهی فارسی در نیامده است.
🔳 از دیگر آثار هلت کار، چهار اثر مهم او بهخوبی به فارسی ترجمه شده است:
◽️تاریخ چیست؟/ نوشتهی ادوارد هلت کار/ ترجمهی حسن کامشاد/ انتشارات خوارزمی
سه کتاب دیگر درواقع یک سهگانه است دربارهی سهچهرهی شاخص فکری روسیهی قرن نوزدهم.
◽️داستایفسکی؛ جدال شک و ایمان/نوشتهی ادوارد هلت کار/ ترجمهی خشایار دیهیمی/ انتشارات طرح نو
◽️تبعیدیان سودایی [زندگی و سوانح عمرِ الکساندر هرتسن]/ نوشتهی ادوارد هلت کار/ ترجمهی خشایار دیهیمی/ انتشارات طرح نو
◽️میخاییل باکونین؛ شورشیِ سودایی/ نوشتهی ادوارد هلت کار/ ترجمهی محمود حبیبی/ نشر نو.
🔳 در ادامه، فایلهای پیدیاف سهجلد ترجمهی دریابندری از انقلاب بلشویکی را قرار میدهم و در پی آن، متن انگلیسیِ این سه جلد را (برای کسانی که میخواهند اصل انگلیسی را بخوانند یا با ترجمهی دریابندری مقابله کنند).
▫️در درس چهارم از بستهی نهم از دورهی «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی» به گوشههایی از انقلابِ فوریهی ۱۹۱۷ روسیه و زمینههای آن پرداخته میشود.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
As our circle of knowledge expands, so does the circumference of darkness surrounding it.
- Albert Einstein (1879-1955)
@Englishnutsbolts
برخی افراد همچنان دربهدر دنبال موجودی بهنام «انگلیسی» هستند که میشود خیلی راحت ظرف دو سه ماه سروتهش را جمع کرد و یادش گرفت و از شرش خلاص شد!
من که طی قریب به ۴۰ سال گذشته چنین موجودی را نیافتهام. تمنای من این است که این دوستان هروقت این موجود را یافتند، سلام مرا هم به او برسانند!
آن انگلیسی که من میشناسم با کار شبانهروزی و تمریناتِ مکرر و فراوان خواندن بهتدریج آموخته میشود و لازم است سالهای مدید با آن کلنجار برویم تا هرچه بیشتر رامِ ذهنمان شود و فهممان عمیقتر گردد و هیچ انتهایی هم بر این مسیر متصور نیست.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
در اینفوگرافیک بالا نامهای رسمی و بینالمللی انواع ابرها را - طبقِ نامگذاری پذیرفتهشدهی سازمان جهانی هواشناسی (World Meteorological Organization) - میبینید، یعنی نامهایی که در هواشناسی در دنیا به کار میروند.
البته طبقهبندی ابرها صرفاً بر اساس یک عکس یا گیف همیشه قطعی نیست. هواشناسان علاوه بر ظاهر ابر، عواملی مثل ارتفاع، ضخامت، ساختار و شرایط جوی را هم لحاظ میکنند.
◻️cirrus /ˈsɪrəs/
◻️cirrocumulus /ˌsɪroʊˈkjuːmjələs/
◻️cirrostratus /ˌsɪroʊˈstreɪtəs/
◻️cumulus /ˈkjuːmjələs/
◻️cumulonimbus /ˌkjuːmjələˈnɪmbəs/
◻️altostratus /ˌæltoʊˈstreɪtəs/
◻️lenticular /lenˈtɪkjələr/
◻️mammatus /məˈmeɪtəs/
◻️stratocumulus /ˌstreɪtoʊˈkjuːmjələs/
◻️altocumulus /ˌæltoʊˈkjuːmjələs/
◻️nimbostratus /ˌnɪmboʊˈstreɪtəs/
◻️stratus /ˈstreɪtəs/
◼️در فارسی معمولاً از همان صورتهای وامگرفتهی انگلیسی (در اصل ریشهی لاتین) استفاده میکنیم:
سیروس، سیروکومولوس، سیروستراتوس، آلتوکومولوس، آلتواستراتوس، استراتوس، استراتوکومولوس، نیمبواستراتوس، کومولوس، کومولونیمبوس، لنتیکولار، ماماتوس
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در مجموع دو دورهی درک مطلب انگلیسی تالیف و تدریس کردهام (برای تقویت بنیادیِ این مهارت):
🔳 دورهی مبتدی تا متوسطه (شامل ۳ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
➖➖➖➖➖➖
🔳 دورهی متوسطه تا پیشرفته (شامل ۱۰ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
▫️معرفیِ این دوره را در قالب پادکست از اینجا بشنوید.
🟦 هر دو دوره ضبطشده است (شامل فایلهای پیدیاف و فایلهای صوتی تدریس).
🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بستههای دورهی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کردهاند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.
🟫 این بستهها برای کسانی مناسب است که میخواهند با حوصله و دقت و صرفِ وقت، انگلیسی را در سطح جمله و متن عمیق و بنیادی بفهمند.
🟩 برای کسبِ اطلاع از چگونگی دریافت این دو دوره در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
فعل گروهی و غیررسمیِ boot out بهمعنی اخراج کردن یا بیرون کردن کسی از جایی یا از مقامی با قاطعیت و تحقیر است، به همین دلیل معادلهای بیرون انداختن یا با اردنگی بیرون انداختن در فارسی برای آن مناسب است.
◻️His fellow students booted him out of the class.
همکلاسیهایش او را با اردنگی از کلاس بیرون انداختند.
◻️The company booted out its CEO after the financial scandal.
شرکت پس از رسوایی مالی، مدیرعامل خود را بیرون انداخت.
◻️He was booted out of the party for violating its rules.
او را بهدلیل نقض قوانین حزب، از حزب بیرون انداختند.
▪️شاید در دو مثال بالا ترجیح دهیم اخراج کردن یا برکنار کردن را بهکار ببریم. شاید هم چنین کنیم. ولی boot out واقعاً همان معنایی را دارد که در ترجمهی دو جملهی بالا بهکار بردم.
🔳 فعل گروهی throw out هم تقریباً هممعنای boot out است، اما boot out معمولاً عامیانهتر و تحقیرآمیزتر است.
◾️تیتر:
شی جینپینگ رکورد تازهای در بیرون انداختنِ اعضای پولیتبورو بر جای گذاشته است.
▪️مراد از the Politburo در اینجا دفتر سیاسی حزب کمونیست چین است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
نظر یکی دیگر از دوستان بعد از اتمام بستهی نهم از دورهی ضبطشدهی «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی»
@Englishnutsbolts
◼️The Bolshevik Revolution, 1917 - 1923
◻️ Volume Two
◻️Edward Hallett Carr
@Englishnutsbolts
◼️تاریخ روسیهی شوروی - جلد سوم
◽️نوشتهی ادوارد هَلِت کار
◽️ترجمهی نجف دریابندری
◽️انتشارات زندهرود، ۱۳۷۱
@Englishnutsbolts
◼️تاریخ روسیهی شوروی - جلد اول
◽️نوشتهی ادوارد هَلِت کار
◽️ترجمهی نجف دریابندری
◽️انتشارات زندهرود، ۱۳۷۱
@Englishnutsbolts
در این تیتر خبری، نکته در erase gains است.
در زبان اقتصاد، gain لزوماً بهمعنی سود و منفعت نیست، بلکه میتواند بهمعنی افزایش قیمت، افزایش ارزش یا افزایش شاخص هم باشد.
مثلاً میگوییم:
Oil prices posted strong gains.
قیمت نفت افزایش قابلتوجهی داشت.
▪️همچنین، gain در حالت فعلی:
◻️Oil prices gained 3%.
قیمت نفت ۳ درصد افزایش یافت.
◻️The stock gained 5%.
قیمت سهام ۵ درصد افزایش یافت.
▪️حالا اگر به هر دلیلی قیمتهای بالارفته پایین بیایند، میتوانیم بگوییم:
◻️Oil prices erased their gains.
یعنی آن افزایشها (gains) از بین رفتند.
◼️ تیتر بالا بهصورت یک جملهی کامل چیزی شبیه به این خواهد بود:
Oil prices erased their gains after Iran said that talks with the United States could be pursued based on national interests.
یعنی پس از آنکه ایران اعلام کرد مذاکرات با آمریکا میتواند بر اساس منافع ملی دنبال شود، قیمت نفت افزایشهای قبلی خود را از دست داد (و افت کرد).
◻️talks could be pursued
مذاکرات میتواند / امکان دارد دنبال شود. (ساختار مجهول با could)
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 مجلهی National Geographic آنقدر مشهور است که شاید به معرفی خاصی نیاز نداشته باشد. با اینهمه، معرفی کوتاه زیر را برای کسانی که شناخت چندانی از این مجله ندارند، مینویسم.
این مجله را انجمن نشنال جئوگرافیک آمریکا در سال ۱۸۸۸ برای نخستینبار منتشر کرد و از قدیمیترین مجلات علمی-تصویری جهان است.
محتوای غالب این مجله جغرافیا، طبیعت، حیاتوحش، علوم، باستانشناسی، محیطزیست، فرهنگهای انسانی و سفرهای اکتشافی و کاوشهای جغرافیایی (رسیدن به مناطق ناشناخته، قطبها، اعماق اقیانوسها و غارها) است و بهخاطر گزارشهای میدانی و عکاسی برجستهاش شهرت جهانی دارد.
این مجله در آغاز ماهانه منتشر شد و نسخهی اصلی آمریکایی آن نیز همچنان بهصورت ماهانه منتشر میشود. کشورهای بسیاری نیز نسخهی محلی آن را به زبان خود منتشر میکنند که بخش عمدهی مطالب آن معمولاً ترجمه یا اقتباسی از نسخهی آمریکایی است.
▪️پیدیاف بالا شمارهی ژوئیهی ۲۰۲۶ این مجله است که در انگلستان چاپ شده است.
▪️لازم نیست تاکید کنم خواندن این مجله چقدر به تقویت درک مطلب انگلیسی و آموختن واژهها و ترکیبات جدید کمک میکند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts