10322
زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
دوستانی که خواهان تهیهی یکجای دورهی درک و تحلیل متون مطبوعاتی انگلیسی (شامل ۳ بسته) هستند، در خصوصی پیام بدهند تا آن را با تخفیفی بسیار ویژه دریافت کنند.
@abdorrezashahbazi
◾️لطفاً قبل از ارسال پیام، با ساختار بستههای سهگانهی این دوره آشنا شوید. (اینجا را ببینید)
◾️این بستهها نمونهی تدریس ندارند. کسانی که اصلاً با سبک تدریس من آشنا نیستند میتوانند یک قطعهی مطبوعاتی را که قبلاً برای کانال تحلیل معنایی کردهام گوش دهند. (اینجا را ببینید)
◾️سطح این بستهها پیشرفته است.
🔺این تخفیف ویژه برای دریافت یکجای این دوره تا پایان دوشنبه (۱۵ تیر) برقرار است.
ارادت
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
➖➖➖➖➖➖
◼️برای تقویت اساسیِ درک مطلبِ انگلیسیِ عمومی از سطح مبتدی تا پیشرفته اینجا را ببینید.
@Englishnutsbolts
کلمهی have را در حالت فعلی میشناسیم ولی شاید ندانیم که این کلمه حالت اسمی هم دارد (یعنی اسمی که مبتنی بر فعل ساخته شده) و بهصورت the haves است، یعنی ثروتمندان، پولدارها، اغنیا، داراها یا حتی در اشاره به کشورها، یعنی کشورهای غنی.
صورت متضاد آن هم the have-nots است که طبیعتاً بهمعنیِ نادارها، فقرا، تهیدستان، مردمِ بیچیز و در اشاره به کشورها یعنی کشورهای فقیر.
◽️a country where the have-nots far outnumber the haves
کشوری که جمعیت فقرایش بسیار بیشتر از ثروتمندانش است
▪️دربارهی فعل outnumber قبلاً اینجا نوشتهام.
◽️The have-nots promised not to acquire nuclear weapons.
کشورهای فقیر قول دادند که صاحب تسلیحات هستهای نشوند.
◽️The government's change of policy is intended to reduce the gap between the haves and have-nots in our society.
هدف از تغییرِ سیاستِ دولت کاهشِ فاصلهی میان فقرا و ثروتمندان در جامعهمان است.
➖➖➖➖
◽️That widening gulf between the haves and the have-nots could help explain why Americans are losing confidence about the economic outlook. (CNN, November 1, 2023)
در فایل صوتی بالا متن نسبتاً کوتاهی را خواندهام با عنوان Hermit Crabs.
در واقع، روخوانی را من انجام دادهام. شما هم برای تمرین بیشتر در متنخوانی انگلیسی در سطح upper-intermediate، لازم است تحلیل معنایی را انجام دهید. ببینید چقدر از آن میآموزید.
دربارهی محتوای متن در مقدمهی فایل صوتی توضیحات مختصری دادهام.
▪️پیدیاف متن را هم از اینجا ببینید و دانلود کنید.
ارادت
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
اگر میبینید بعد از سالها پراکندهآموزی و دیمیخوانی انگلیسی و بدون کمک گرفتن از راهنماییهای حرفهای همچنان در درک مطلب انگلیسی در خم یک کوچهاید، عاقلانه نیست که این مسیر اشتباه را برای سالهای بعد هم ادامه دهید.
بدون پیروی از یک برنامهی اصولی و حسابشده و منسجم، در درک مطلب انگلیسی پیشرفت خاصی نخواهید کرد.
دو دورهی درک مطلب انگلیسی را دقیقاً برای شما تالیف و تدوین کردهام تا از این گمگشتگی و هدررفتِ وقت و انرژی رها شوید و در مسیر مطمئنِ درک عمیق انگلیسی گام بردارید.
همین امروز اقدام کنید. فردا دیر است.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@abdorrezashahbazi
➖➖➖➖➖
🟩 از طریق هایپرلینکهای پایین با ساختار هر دوره آشنا شوید و نمونهی تدریس را گوش دهید.
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا متوسطه (۳ بسته)
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از متوسطه تا پیشرفته (۱۰ بسته)
@Englishnutsbolts
ترکیبهای «و اَندی» یا «و خُردهای» را در عباراتی مثل "شصت و اندی" یا "پنجاه و خردهای" در انگلیسی (گفتاری) بهکمک odd میتوانیم بیان کنیم.
◽️We invited 30-odd guests.
سی و اندی میهمان دعوت کردیم.
◽️I have another 20-odd years to work before I retire.
بیست و اندی سال دیگه تا بازنشستگیم مونده./ بیست و اندی سال دیگه بازنشسته میشم.
◽️She must be in her forty-odd.
باید چهلواندی سالی داشته باشه (یعنی در دههی پنجم زندگیاش است).
◽️He made ten-odd thousand dollars from the project.
از این پروژه، دههزار دلار و خردهای درآورد.
◼️از این معنای odd، علاوه بر محاوره، در بافتهای غیررسمی و حتی در زبان مطبوعات هم استفاده میشود.
▪️هنگام نوشتن، معمولاً عددِ رقمی و odd را با یک خطِ تیرهی کوتاه بههم وصل میکنند.
◽️How many pages was it, 500-odd?
چند صفحه بود، ۵۰۰ و خردهای؟
◽️She has lived here 70-odd years.
هفتاد و اندی سال اینجا زندگی کرده.
◽️He has now appeared in 60-odd films.
تا الان در شصت و خردهای فیلم بازی کرده.
◽️Many of her 40-odd books are unavailable and her poetry is not widely read. (The New York Times, January 1982)
◽️In Europe, 49-year-old Gunnar Gunnarsson, author of 30-odd books and plays, ranks with Scandinavian writers of the calibre of Selma Lagerlöf. (Time Magazine, January 1938)در اروپا، گونار گونارسونِ ۴۹ساله، مولفِ سی و اندی کتاب و نمایشنامه، در حد و اندازهی/ همردیفِ نویسندگانِ اسکاندیناویایی مثلِ سِلما لاگرلوو است.
◾آخرین برآوردهای Ethnologue نشان میدهد امروزه بیش از یکونیم میلیارد نفر در سراسر جهان از زبان انگلیسی استفاده میکنند. از این میان، حدود ۳۹۰ میلیون نفر گویشور بومیاند (یعنی زبان مادریشان انگلیسی است) و بیش از ۱٫۱ میلیارد نفر نیز انگلیسی را در قالب زبان دوم یا زبان خارجی آموختهاند و به کار میبرند.
این آمار نشان میدهد آموختن انگلیسی مدتهاست از حد علاقهای صِرف فراتر رفته و به ضرورتی انکارناپذیر برای ارتباطات، آموزش، پژوهش و فعالیتهای حرفهای در جهان امروز تبدیل شده است.
◾یادگیری انگلیسی را جدی بگیریم.
- عبدالرضا شهبازی
➖➖➖
▪️انگلیسی در نقش زبان دوم (ESL): انگلیسی در جامعه نقش واقعی و روزمره دارد (مانند آموزش، کسبوکار، اداره، رسانه)، مثل شماری از کشورها از جمله هند، سنگاپور و فیلیپین.
یک حالت دیگر برای ESL هنگامی است که مهاجرانی غیرانگلیسیزبان در کشوری انگلیسیزبان ساکن میشوند و انگلیسی میآموزند.
▪️انگلیسی در نقش زبان خارجی (EFL): انگلیسی فقط در کلاس یا برای نیازهای محدود آموخته میشود و در جامعه کاربرد واقعی و روزمره ندارد، مثل خیلی از کشورها از جمله ایران، چین و ژاپن.
@Englishnutsbolts
فعل hear در بافتِ حقوقی بهمعنی «رسیدگی کردن» و «استماع کردن» است (که هر دو به یک مفهوم اشاره دارند). زمانی که دربارهی پرونده یا دعوی صحبت میکنیم معمولاً از «رسیدگی کردن» و هنگامی که دربارهی اظهارات شهود سخن میگوییم معمولاً «استماع کردن» را بهکار میبریم.
◽️The Supreme Court heard the case on Tuesday.
دیوان عالی (کشور) روز سهشنبه به پرونده/ دعوی رسیدگی کرد.
◽️The case will be heard by the High Court.
دادگاه عالی به پرونده/ دعوی رسیدگی خواهد کرد.
◽️The jury have heard evidence from defense witnesses.
هیئت منصفه اظهاراتِ شهودِ (احضارشده به درخواستِ) وکیلمدافع را استماع کردهاند.
◽️He had to wait months before his case was heard.
مجبور بود ماهها صبر کند تا در نهایت به پروندهاش/ دعویاش رسیدگی کنند./ چارهای نداشت جز اینکه برای رسیدگی به پروندهاش/ دعویاش ماهها صبر کند.
◽️The Revolutionary Tribunal hears political offenses.
دادگاه انقلاب به جرایم سیاسی رسیدگی میکند.
◼️نفسِ استماع و رسیدگی یا جلسهی مربوط به آنها را hearing میگوییم.
◽️The case came up for hearing in December.
پرونده جهت رسیدگی در ماه دسامبر مطرح شد.
◼️به جلسهی محاکمه the hearing of a trial میگوییم.
➖➖➖➖
🔳 سه نمونه از مطبوعات و رسانههای خبری:
◽️The court put its ruling on hold, sending the matter back to a lower court to hear additional arguments about the legislation’s constitutionality. (The New York Times, April 9, 2024)
◽️Her remains were then stored in the kitchen larder for nearly a week before they were disposed of in the River Witham at Bassingham, the court heard. (BBC, April 8, 2024)
◽️In Wales, you can also challenge the decision during an appeal hearing, which will examine the arguments from both sides. (BBC, April 4, 2024)در وِلز، در جلسهی استیناف هم میتوان به حکم اعتراض کرد. در این جلسه ادلهی ارائهشده از سوی طرفین دعوا بررسی خواهد شد.
Standing on our microscopic fragment of a grain of sand, we attempt to discover the nature and purpose of the universe which surrounds our home in space and time. We find the universe terrifying because of its vast meaningless distances, terrifying because of its inconceivably long vistas of time which dwarf human history to the twinkling of an eye, terrifying because of our extreme loneliness, and because of the material insignificance of our home in space—a millionth part of a grain of sand out of all the sea-sand in the world.
◼️James Jeans/ The Mysterious Universe/ 1930
@Englishnutsbolts
در صورتی که به اطلاعات بیشتری دربارهی دورههای تالیفی درک مطلب انگلیسی (از مبتدی تا پیشرفته) نیاز دارید یا پیرامون مسیر تقویتِ درک مطلبِ انگلیسیِ خود (بهطور کلی) پرسشهایی دارید، میتوانید در خصوصی بپرسید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
◼️An A-Z of English Grammar & Usage (2001)
◻️Geoffrey Leech, Benito Cruickshank, Roz Ivanič
🔳 این کتاب ویراست دوم اثری است که زبانشناس و دستورپژوهِ صاحبنامِ انگلیسی، جفری لیچ (۲۰۱۴-۱۹۳۶)، در سال ۱۹۸۹ منتشر کرد.
این کتاب فوقالعاده سودمند، دستورزبان انگلیسی و انبوهی نکات کاربردی - در سطح متوسطه تا پیشرفته - را به ترتیب حروف الفبا بررسی و تشریح میکند.
نکتهی برجسته دربارهی این کتاب این است که توضیحات بسیار حسابشده و بدون طول و تفصیلاند و زیادهگویی و رودهدرازی اصلاً در آن بهچشم نمیخورد.
ویراست نخستِ این کتاب را - که در نخستین سالهای انگلیسیآموزی، کتاب بالینیام در دستور و کاربرد انگلیسی بود - لیچ بهتنهایی نوشت ولی برای ویرایش دوم، دو نویسندهی دیگر را هم بهکمک گرفت.
لیچ یکی از چهار مولفِ یکی از ستونهای دستورزبان انگلیسی است (اینجا را ببینید).
این کتاب در بازار کتاب ایران (و شاید خیلی جاهای دیگر) نایاب است. حتی نسخهی پیدیاف آن هم نایاب است. نسخهی فعلی را هم بهزحمت پیدا کردم (در واقع، از جایی خریدم).
امیدوارم از این مرجعِ مفید نهایت استفاده را ببرید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
نظر یکی دیگر از دوستان بعد از اتمام بستهی دوم از دورهی ضبطشدهی «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی»💐
@Englishnutsbolts
فرض کنید من غذایی یا نوشیدنیای را دوست دارم و از طعم آن خوشم میآید ولی شما چنین نیستید و طعمش را دوست ندارید. من به شما میگویم «کمکم از آن خوشتان خواهد آمد» یا «کمکم طعم و مزهی آن را دوست خواهید داشت». عبارتهای داخل گیومه را چگونه به انگلیسی میگوییم؟
میگوییم:
(It) grows on you.
در اینجا it به کلِ آن خوردنی یا نوشیدنی برمیگردد.
◻️Sushi was too strange for me initially, but now I love it. It grows on you.
اوایل، سوشی برای من خیلی عجیبوغریب بود ولی الان عاشق آن هستم. کمکم از آن خوشتان خواهد آمد.
▪️ضمیر you همیشه و لزوماً بهمعنی دوم شخص نیست. میتواند، بسته به فضای جمله، معنی کلی داشته باشد مثل «آدم» در «آدم کمکم ازش خوشش میآد».
◻️I wasn’t a fan of dark chocolate at first, but it grows on you after a while.
اولش طرفدار شکلات تلخ نبودم ولی کمی که میگذرد، آدم از طعمش خوشش میآید.
🔳 این ترکیب غالباً به همین صورت، یعنی در زمان حال ساده و ضمیر you، بهکار میرود. ولی همیشه هم چنین نیست.
◻️At first, I hated olives, but the taste grew on me over time.
اوایل، از زیتون متنفر بودم ولی کمکم از طعمش خوشم آمد.
◾️خیلی کم ممکن است بهجای it، از the taste استفاده شود. مثل مثال بالا. البته بسامد استفاده از it خیلی بیشتر است و توصیه میشود از it استفاده کنید.
◻️I really couldn't stand beer at first, but now it has grown on me.
اوایل، واقعاً نمیتونستم با آبجو کنار بیام، ولی الان دیگر به طعمش عادت کردهام و از آن خوشم میآید.
🔳 استفاده از این ترکیب منحصر به خوردنیها و نوشیدنیها نیست و تقریباً دربارهی هر چیزی که پسند و ناپسند ما را میطلبد بهکار میرود.
◻️Her abstract paintings are unusual, but the more you look at them, the more they grow on you.
نقاشیهای آبسترهاش غیرعادیاند، ولی هرقدر بیشتر به آنها نگاه کنید، بیشتر از آنها خوشتان میآید.
◻️I didn’t like the first season of the series, but as the characters develop, it grows on me.
فصل اول این سریال را دوست نداشتم، ولی شخصیتها که شکل میگیرند، از آن کمکم خوشم میآید.
◻️He seems a bit rude at first, but once you get to know him, he grows on you.
اوایل، بهنظر کمی گستاخ میآید، ولی بهمحض اینکه او را بیشتر بشناسی، کمکم به دلت مینشیند.
◻️I never thought I’d enjoy yoga, but it’s really growing on me now.
هیچ فکرش را نمیکردم روزی از یوگا لذت ببرم، ولی الان واقعاً کمکم دارم جذبش میشوم.
◻️Her sense of humor grows on you once you spend more time with her.
بیشتر که با او وقت بگذرانی، کمکم از حس شوخطبعیاش خوشت میآید.
🔳 در وجه منفی هم میشود این ترکیب را استفاده کرد.
◻️I tried to like opera, but it never really grew on me.
سعی کردم از اپرا خوشم بیاد، ولی هیچوقت واقعاً از آن خوشم نیامد.
🔲 این ترکیب عمدتاً در موقعیتهای غیررسمی بهکار میرود.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Somewhere in Time (1980)
◻️Starring: Christopher Reeve & Jane Seymour
➖➖➖➖
The man of my dreams has almost faded now.
The one I have created in my mind...
The sort of man ... each woman dreams of in the deepest...and most secret reaches of her heart.
I can almost see him now before me.
What would I say to him...if he were really here?
“Forgive me!”
I've never known this feeling.
I've lived without it all my life.
Is it any wonder then I failed to recognize you?
You've ... brought it to me for the first time.
Is there any way that I can tell you how my life has changed?
Any way at all to let you know what sweetness you have given me?
There is so much to say, I cannot find the words.
Except for these:
I love you.
And, such would I say to him if he were really here …
@Englishnutsbolts
◼️Regime Change: Inside the Imperial Presidency of Donald Trump (2026)
◻️Jonathan Swan & Maggie Haberman
🔳 این کتاب جدید را دو خبرنگار ارشدِ نیویورکتایمز با نگاهی شدیداً انتقادی به دانلد ترامپ نوشتهاند و مبتنی بر بیش از هزار مصاحبه با افراد مختلفی است که بهنوعی به ترامپ نزدیک بودهاند و یکسالهی نخستِ دور دوم ریاست جمهوری ترامپ را محور کار قرار دادهاند.
نویسندگان - همچنان که در عنوان فرعی کتاب هم پیداست - مدعیاند ترامپ با تقویت هرچهبیشتر قدرت رئیسجمهور و تضعیف نهادهای معارض درواقع نوعی پادشاهی را در قالب ریاستجمهوری بنیان نهاده است و تغییر رژیم نه لزوماً در سایر نقاط دنیا، که در خود آمریکا رخ داده است.
این اثر، پژوهشی دانشگاهی نیست ولی یکی از بهترین نمونههای ژورنالیسم تحقیقی است. هدفم نیز از قرار دادن کتاب در کانال صرفاً این بود که زبانآموزان سطح پیشرفته از نثر روان، واژگان غنی، سبک حرفهای روزنامهنگاری سیاسی آمریکایی و انبوه اصطلاحات مطبوعاتی و رسانهای آن نهایت استفاده را ببرند. از این نظر، این کتاب منبعی ارزشمند برای تقویت مهارت خواندن انگلیسی است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Time (Special Edition, 2026)
◻️America at 250 - The People, The Progress, The Promise
@Englishnutsbolts
کلمهی margin را احتمالاً بیشتر بهمعنیِ اولیهاش یعنی «حاشیه» و «کناره» میشناسیم ولی این معادلها در ترکیبِ رایجِ
by a wide/ narrow margin
به کارمان نمیآید.
این ترکیب را معمولاً «با اختلافِ زیاد/کم» معادلگذاری میکنیم.
◻️She won the presidential election by a wide margin.
در انتخابات ریاستجمهوری با اختلاف زیاد پیروز شد.
◻️He won the election by the very narrow margin of only 185
votes.
با اختلاف بسیار اندکِ ۱۸۵ رای انتخابات را بُرد.
◻️They’re a world-class team and it was no surprise that they
won by such a wide margin.
تیم آنها در سطح جهانی است و هیچ تعجبی نداشت که با چنین اختلاف زیادی پیروز شوند.
🔳 در این ترکیب فقط ملزم به استفاده از دو صفت narrow و wide نیستیم و دیگر صفتهای مترادف آنها را هم میشود بهکار برد.
مثلاً برای «کم یا اندک» از slim یا tight و برای «زیاد» از significant یا huge هم میشود استفاده کرد.
در متون خبری، خصوصاً، صفتهای خلاقانهای هم بهکار میرود.
◻️The president won the election by a razor-thin margin.
رئیسجمهور انتخابات را با اختلافی بسیار اندک برد.
▪️بهترکیب razor-thin دقت کنید (که خصوصاً در اخبار مربوط به انتخابات زیاد بهکار میرود).
◻️In May, the House of Representatives passed their version of a budget bill by a one-vote margin. (BBC, July 1, 2025)
خوانش این متن را از اینجا بشنوید.
@Englishnutsbolts
قفلهایی مثل قفلی را که در عکس میبینید به انگلیسی padlock میگویند، چه کوچک باشند، چه بزرگ و چه شکلشان با این کمی فرق کند. مهم این است که معمولاً فلزی باشند و میلهی Uشکلی داشته باشند.
◽️The old chest was fastened with a rusty padlock and no one could find the key.
صندوق قدیمی با قفلی زنگزده بسته شده بود و هیچکس نمیتوانست کلیدش را پیدا کند.
◽️The theif used a bolt cutter to cut the padlock and break into the shed.
دزد از قیچیِ مفتولبُر استفاده کرد تا قفل را ببُرد و وارد اتاقکِ انباری شود.
◾️برای شکستن قفل از طریق خرد کردن یا کوبیدن از فعل break استفاده میکنیم و برای شکستن آن از طریق بریدن (که دقیقتر و ظریفتر است) فعل cut را بهکار میبریم.
🔳 از padlock فعل هم ساختهاند.
◽️The box was securely padlocked and no one had the key.
درِ جعبه را محکم با قفل بسته بودند و هیچکس هم کلیدش را نداشت.
◾️صفت مفعولی padlocked را هم فراموش نکنیم.
مثلاً در توصیف عکس بالا میتوانیم بگوییم:
a padlocked door
🔳 قفل کتابی را (که معمولاً مستطیلشکل است) shutterlock میگویند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
اشتباهی که معمولاً عموم زبانآموزان مرتکب میشوند این است که فکر میکنند قرار است در فرصتهای دور و نزدیک فقط با انگلیسیزبانان (از آمریکا و کانادا و انگلیس و استرالیا و ...) صحبت کنند!
از همین رو، فقط فیلمها و سریالهای آمریکایی و بریتانیایی میبینند و فایلهای صوتی از محصولات این دو لهجهی انگلیسی میشنوند.
در صورتی که انگلیسی زبانِ بینالمللی است (international language) و قرار است در نقش بزرگترین زبانِ میانجی (lingua franca) انجام وظیفه کند، یعنی به فرد انگلیسیدان این توانایی را بدهد که با افرادی از «ملیتهای مختلف در سراسر زمین» که انگلیسی میدانند ارتباط برقرار کند.
به همین دلیل لازم است در کنار دیدن و شنیدن محصولات زبانی آمریکایی و بریتانیایی، وقتی را هم اختصاص بدهیم برای گوش سپردن به لهجهی انگلیسی افراد کشورهای غیر انگلیسیزبان (از هند و پاکستان و ژاپن و کره و چین گرفته تا روسیه و لهستان و نیجریه و برزیل و ...).
چنین تمرینی مسلماً موجب میشود هنگام مکالمهی انگلیسی با مردم این کشورها هاج و واج نمانیم و تفاهم زبانی به همواری برقرار شود.
☚ فقط نکتهی مهمی را فراموش نکنیم:
عادت دادن گوش به لهجهی انگلیسیِ افرادِ کشورهای غیر انگلیسیزبان، و حتی زیرلهجههای مهم آمریکا و انگلیس، صرفاً برای تقویت درک شنیداری است و نه الگوگیری.
الگوگیری تلفظ و لهجهی انگلیسیِ ما همچنان توصیه میشود از انگلیسیِ استاندارد بریتانیایی (یا لهجهی بیبیسی؛ RP ) باشد یا انگلیسی استاندارد آمریکایی (General American)، یعنی آنچه معمولاً از شبکههای خبری بزرگ همچون CNN و FOX NEWS و CNBC و از این دست میشنویم.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
نظر یکی دیگر از دوستان بعد از کار با بستهی نخستِ دورهی ضبطشدهی «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی»💐
@Englishnutsbolts
ببینیم چه چیزهایی میتوانیم از این تیتر خبری بیاموزیم.
◼️US Supreme Court
دیوان عالی آمریکا
◼️bid
تلاش، کوشش، اقدام
(این کلمه، بهویژه بهدلیل کوچکیاش، در تیترهای خبری زیاد به کار میرود.)
◼️ appeal
(حالت اسمی) فرجامخواهی، استیناف، تقاضای تجدیدنظر، پژوهشخواهی
(حالت فعلی) فرجامخواهی کردن، استیناف دادن، تقاضای تجدیدنظر کردن، پژوهش خواستن
◼️verdict
رای هیئت منصفه
▫️appeal a verdict
◾️کلمهی verdict رای هیئت منصفه (jury) دربارهی مقصر یا مسئول بودن فرد است. در مقابل، ruling را هم داریم که هرگونه تصمیم یا حکم قاضی یا دادگاه است دربارهی یک موضوع حقوقی یا آیین دادرسی.
▫️appeal a ruling
◼️find sb liable (for sth)
کسی را از نظر حقوقی مسئول شناختن
◾️البته liable با guilty تفاوت دارد و الزاماً به جرم کیفری اشاره نمیکند.
◼️ defame
تهمت زدن به، افترا زدن به، بدنام کردن
▫️defamation
افترا، تهمت، هتکِ حیثیت
▫️defamatory statement
اظهارات افتراآمیز
◻️ columnist
ستوننویس مجله یا روزنامه
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
قبلاً (اینجا) کتاب Fluency in English را معرفی کردم بهعنوان منبعی برای خواندنیهایی در سطح انگلیسی پیشرفته.
پیشتر هم گفتم دوستانی که بستههای دورهی تالیفی و ضبطشدهی مرا با عنوان «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی» تهیه کردهاند میتوانند (ترجیحاً) از بستهی پنجم بهبعد از متنهای این کتاب برای تقویت بیشتر مهارت خواندن استفاده کنند.
در فایل صوتی بالا، برای تشویق بیشتر دوستان برای شروعِ این کتاب خوب، متن اول آن را (صفحهی 5) خواندهام و تحلیل معنایی کردهام. این متن را از اینجا هم میتوانید بخوانید.
امیدوارم اینکار فتح بابی باشد برای دوستان تا بقیهی متون این کتاب را نیز خود بهتدریج کار کنند و پیش بروند.
دو نکته:
◻️ در فایل صوتی ، منبع متن اول را بهقدر کافی معرفی کردهام، با این توضیح که تاریخ تقریبی خروج انسان خردمندخردمند از آفریقا حدود هفتاد هزار سال قبل است.
◻️اصل کتابِ Finding Fossil Man را چون ممکن است مورد علاقهی همگان نباشد در کانال قرار ندادم. با این همه، هر کدام از دوستان که مایل به دریافتِ این کتاب است در خصوصی پیام بدهد تا برایش بفرستم.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Illustrated Dictionary of Science (2024)
◻️Edited by Canan Cengiz
@Englishnutsbolts
دفتر اسناد رسمی (یا محضر) را به انگلیسی
notary (public) office
میگویند، یعنی مکانی که در آن اسناد را notarize (تصدیق کردن یا گواهی کردن) میکنند.
سردفتر یا محضردار (یعنی فرد مسئولِ دفترخانه) را هم (notary (public میگویند.
چند جملهمثال:
◽️دفتر اسناد رسمی مکلف است کلیه اسناد رسمی را بهترتیب تاریخ و شماره در دفتر مربوطه ثبت نماید.
The notary public office is required to record all official documents in chronological and numerical order in the designated ledger.
◽️دفاتر اسناد رسمی موظفاند از هویت متعاملین اطمینان حاصل نموده و هرگونه جعل یا تخلف را فوراً به مراجع قضایی گزارش دهند.
Notary public offices must verify the identities of the contracting parties and immediately report any forgery or violations to judicial authorities.
◽️سردفتر باید پیش از تأیید هر سندی اطمینان حاصل کند که هر دو طرف به سن قانونی رسیده و از سلامت عقل برخوردارند.
The notary public must ensure that both parties are of legal age and sound mind before certifying any document.
◽️سردفتر موظف است هر سندی را که فاقد مدارک پشتیبان لازم باشد، رد کند.
The notary public is required to reject any document that lacks the necessary supporting evidence.
◽️هر سند حقوقی که فاقد مُهر رسمی سردفتر باشد، در دادرسی مدنی معتبر قلمداد نمیشود.
Any legal document lacking the official stamp of the notary shall not be considered valid in civil proceedings.
🔳 چند ترکیبِ مرتبط:
◽️رونوشت مصدق
notarized copy
◽️سند محضری
notarized deed
◽️کپی برابر اصل
certified (true) copy
◽️دفتریار
notary assistant
◾️تفاوت notarized copy و certified copy در این است که certified copy را هر مرجع معتبر و رسمی، از جمله دفتر اسناد رسمی، میتواند صادر و تایید کند ولی notarized copy را اختصاصاً دفتر اسناد رسمی صادر میکند؛ یعنی به مهر و امضای دفترخانهی مشخصی میرسد. در واقع، notarized copy زیرمجموعه و نوع خاصی از certified copy است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
نظر یکی دیگر از دوستان بعد از اتمام چهار بستهی نخستِ دورهی ضبطشدهی «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی»💐
@Englishnutsbolts
در این فایل صوتی چند پاراگراف از کتابِ
The Handy Science Answer Book (2020)
را تحلیل معنایی کردهام، با این هدف که تشویقی باشد برای دوستان تا کل کتاب را بهتدریج بخوانند و کمکم از دنیای ترجمهها رها شوند.
امیدوارم دوست داشته باشید.
▫️کتاب را از اینجا ببینید و دانلود کنید.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
🔲 ولرم را در انگلیسی معمولاً lukewarm میگویند.
◻️ صورتتان را با آب ولرم بشویید.
Wash your face with lukewarm water.
◻️ قهوه کمرنگ و ولرم بود.
The coffee was weak and lukewarm.
◻️ حمام با آب ولرم
a lukewarm bath
🔳 واژهی دیگری که برای بیان مفهوم ولرم به کار میرود tepid است. در موارد زیادی lukewarm و tepid بهجای هم بهکار میروند.
◻️ حمام با آب ولرم
a tepid bath
◼️ولی tepid وقتی در توصیف نوشیدنی یا غذایی بهکار رود معمولاً حسی منفی و ناخوشایند منتقل میکند (یعنی غذا یا نوشیدنی بهقدر کافی و مطلوب گرم نیست و فرد به همین دلیل حس خوبی به آن ندارد).
◻️ چایِ ولرم
tepid tea
☚ این عبارت معمولاً چنین القا میکند که چای آنقدر که انتظار میرفته داغ نیست.
اگر فقط بخواهیم دمای چای را بدون القای نارضایتی بیان کنیم، lukewarm tea انتخاب مناسبتری است.
◻️ سوپ حالبهمزن، چرپ، ولرم و آبکی بود.
The soup was disgusting, greasy, tepid, and watery.
☚ در این جمله، قرار گرفتن tepid در کنار صفتهای منفی دیگر نشان میدهد که ولرم بودن سوپ نیز یکی از ویژگیهای ناخوشایند آن بوده است. هرچند استفاده از lukewarm از نظر دستوری نادرست نیست، اما tepid در این بافت طبیعیتر است.
◾️بهرغم آنچه بالاتر دربارهی تفاوتهای معنایی میان lukewarm و tepid گفتم، مرزبندی معنایی میان این دو کاملاً واضح و مشخص (clear-cut) نیست و بیشتر بافت است که مشخص میکند هرکدام را گوینده یا نویسنده با چه قصدی بهکار برده است.
🔳هر دو واژه میتوانند در حالت مجازی هم به کار بروند و نهچندان مشتاق/ مشتاقانه، نهچندان گرم، (تاحدی)سرد، کمرمق، نصفهنیمه و از این دست معنی بدهند. با این همه، lukewarm در این کاربرد بسیار رایجتر است.
◻️ a lukewarm response
واکنشی/ پاسخی نهچندان مشتاقانه
◻️ a lukewarm welcome
استقبال نهچندان گرم
◻️ lukewarm support
حمایت نصفهونیمه، حمایت کمرمق
همانگونه که بالاتر هم اشاره کردم، کلمهی tepid هم گاهی در همین معنی به کار میرود - مثلاً a tepid response - اما بهنظر میرسد نسبت به lukewarm رسمیتر و کمکاربردتر باشد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
عبارت لاتینی
prima facie /ˌpraɪmə ˈfeɪʆi $ -ʆə/
که عمدتاً در زبانِ حقوقی بهکار میرود، در نگاه اول، در نظر اول، علیالظاهر، بهظاهر معنی میدهد.
◽️Her claims are prima facie true.
مدعیات او علیالظاهر برحق است.
▪️این عبارت را «محمول بر صحّت» هم ترجمه میکنیم؛ مثلاً در وصفِ دعوی (case)، یعنی دعویِ محمول بر صحّت (یا دعوی بهظاهر مستدل یا دعوی قابل استماع).
نکتهی مهم این است که prima facie ذاتاً قابل نقض (rebuttable) است، یعنی آنچه در نگاه نخست درست یا موجه بهنظر میرسد، تا زمانی معتبر است که خلافش اثبات نشده باشد.
به بیان دیگر، در متون حقوقی و فلسفهی حقوق هرگاه prima facie را عنوان میکنند، آن را تقریباً همیشه بهصورت rebuttable by counter-evidence در نظر میگیرند.
◽️prima facie cases
دعاوی محمول بر صحّت
◽️prima facie evidence
مدارک/ ادلهی محمول بر صحّت
◽️Prima facie cases typically involve civil claims in which the burden of proof lies with the claimant.
دعاوی محمول بر صحّت (قابل استماع) نوعاً دعاوی حقوقیاند که در آنها بار اثبات بر عهدهی مدعی است.
▪️تعبیرِ
The burden of proof lies with the claimant.
خود جملهای مستقل و در واقع، معادلِ انگلیسی قاعدهی فقهی «البینة علی المدعی» است که در بحث و مناظره بهکار میرود.
این قاعده، پاسخ به مغالطهی
shifting the burden of proof
یا طلب برهان از مخالفان است که در آن مدعی بهجای اثبات دعوی خود، از مخالفانش طلبِ ابطال میکند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts