10322
زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
فکر میکنید این جمعیت که اینگونه به داخل کتابفروشی هجوم میآورند، چه میخواهند؟
میخواهند کتابِ
A Court of Splintered Harmony (2026)
نوشتهی فانتزینویس آمریکایی، خانم Sarah J. Maas، که ۲۷ اکتبر عرضه شده را بخرند.
امروز، طی فرستهای، جملهای از این کتاب را بررسی کردم (اینجا).
این کتاب جلد ششم از یک سری است که جلد نخستش با عنوانِ
A Court of Thorns and Roses
در سال ۲۰۱۵ عرضه شد.
همچنین، ACOTAR نیز سرنامی (acronym) است که از حرف اول کلمات عنوانِ همین کتاب نخست ساخته شده است و جامعهی هواداران (fandom) این مجموعه را هم به همین دلیل
ACOTAR Fandom
مینامند.
خانم ماس در حال حاضر یکی از پرفروشترین نویسندگان فانتزی در جهان است؛ کتابهایش تاکنون ۷۵ میلیون نسخه فروش رفته و به حدود ۴۰ زبان نیز ترجمه شدهاند.
او از چهرههای بسیار شاخص و کلیدی در زیرژانرِ رمانتزی (فانتزی+رمانس) و از عوامل اصلی فراگیرشدن این زیرژانر است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
قبلاً دربارهی تِد چیانگ، این فیلسوفترین علمیتخیلینویس معاصر، نوشتهام (اینجا و اینجا).
نوشتهی کوتاه بالا در واقع پیشگفتاری است که چیانگ بر کتابِ
The History of Science Fiction (2021)
نوشته است و در آن نگاه خاص خود به ژانر علمیتخیلی را تبیین میکند. این قطعه در کتاب مذکور صرفاً با عنوان Foreward مشخص شده است. عنوان فعلی را خودم برایش نوشتهام و در واقع، این پیشگفتار را به یک فایل پیدیافِ مستقل تبدیل کردهام.
اگر به این ژانر علاقهمندید، توصیه میکنم این نوشتار کوتاه را بهدقت و حتی چندبار بخوانید تا با نوع نگاه چیانگ به این عرصه آشنا شوید.
هر دو مجموعهی داستان کوتاه چیانگ به فارسی ترجمه شدهاند ولی از کیفیت آنها هیچ اطلاعی ندارم.
چیانگ مانند زرگر کهنهکاری است که جواهرات ریز کلمات را بهدقت و با وسواس کنار هم میچیند و برای کوچکترین انتخاب واژگانیاش کلی فکر میکند. هر واژهای یا اصطلاحی یا تعبیری درست سرجای خود قرار دارد و فریمبهفریم داستان با کلی وسواس و دقت در پی هم قرار میگیرند.
ترجمهی هر اثری از این نویسنده، کار فکری فراوان و دقت بیاندازه میطلبد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
واژهی crater بهمعنیِ گودالی است که معمولاً در اثر انفجار یا برخورد شهابسنگ (meteorite) روی زمین (یا سطح سنگی هر جِرم سماوی) ایجاد میشود (impact crater).
◻️craters on the moon's surface
گودالهایی روی سطح ماه
◻️When the bomb exploded it left a huge crater in the ground.
انفجار بمب گودال عظیمی در زمین بر جای نهاد.
▪️البته crater بهمعنی دهانهی آتشفشان هم هست.
◻️We peered over the lip of the crater into the volcano.
از لبهی دهانهی آتشفشان به درون آن سرک کشیدیم.
◼️ فعل کمبسامدتر crater نیز بهمعنی گود انداختن، چاله درست کردن و گودال کندن است.
🔳 اینها را گفتم تا برسم به تعبیری که P. A. Vasey در رمان Harbinger (2023) بهکار برده.
نویسنده در توصیف صورت پزشک میگوید:
a face cratered with acne scars
چنین تعبیر جالبی را معمولاً فقط جسارت زبانی نویسندهی نیتیو میسازد.
در فارسی میگوییم (اثر) زخمِ جوش صورتش را آبلهگون یا پر از چالهچوله کرده بود، ولی تصویر استعاری که نویسنده بهکمک cratered میسازد به فارسی منتقل نمیشود.
رمان بخوانید و شکارچی چنین تعبیراتی باشید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در صورتی که به اطلاعات بیشتری دربارهی دورههای تالیفی درک مطلب انگلیسی (از مبتدی تا پیشرفته) نیاز دارید یا پیرامون مسیر تقویتِ درک مطلبِ انگلیسیِ خود (بهطور کلی) پرسشهایی دارید، میتوانید در خصوصی بپرسید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
🔳 فعل go در این تیتر خبری معنی «ماندن» میدهد. با این حساب، ترکیبِ go hungry، که ترکیبِ رایجی است، میشود گرسنه ماندن.
دو مثال دیگر:
◽️Thousands of families go hungry every day.
هر روز هزاران خانواده گرسنه میمانند.
◽️The mother bird will often go hungry to keep her babies alive.
پرندهی مادر غالباً گرسنه خواهد ماند تا جوجههایش را زنده نگاه دارد.
🔳 میدانیم که bin در حالت اسمی بهمعنیِ سطل آشغال است. ولی اینجا با فعل bin سروکار داریم که عمدتاً در انگلیسیِ بریتانیایی و در بافتهای غیر رسمی بهکار میرود و معنیاش «دور ریختن» و «دور انداختن» است.
دو مثال دیگر:
◽️He decided to bin his paintings.
تصمیم گرفت تابلوهای نقاشیاش را دور بیندازد.
◽️Shall I bin these old shoes?
اشکالی نداره این کفشهای کهنه رو دور بیندازم؟
◾️توجه داشته باشید که binned در این تیتر در حالت مجهول است (are binned)، یعنی دور ریخته میشود، ولی ملاحظات تیترنویسی (اینجا را ببینید) موجب حذف are شده است.
🔹منبعِ این تیتر خبری:
روزنامهی گاردین (۲۷ مارس ۲۰۲۴)
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
کاش میشد مثل همهجای دنیا کتاب مورد علاقهات را از آمازون سفارش میدادی و درِ خانه تحویل میگرفتی و از دست پیدیاف راحت میشدی.
این هم حسرتی بر حسرتهای بسیار.
Red Rising (2014)
@Englishnutsbolts
از همهی مواهب کاپیتالیسم استفاده کنی ولی آلت دست (pawn) جریانی شوی و هر ذنب لایغفری را به گردن کاپیتالیسم بیندازی، بیآنکه هیچ درکی از کاپیتالیسم داشته باشی!
@Englishnutsbolts
◼️On Time: The Physics That Makes the Universe Tick (2026)
◻️Jim Al-Khalili
🔳 جیم الخلیلی، فیزیکدان، نویسنده و مستندساز بریتانیایی، نیازی به معرفی خاصی ندارد، هم کتابهای زیادی نوشته و هم مستندهای خوبی ساخته است.
الخلیلی بیتردید از استادان بیان مفاهیم علمی برای مخاطب غیرمتخصص است؛ هم خوشقلم است و هم خوشبیان.
کتاب On Time آخرین اثر اوست که بهتازگی منتشر شده است و پدیدهی پیچیده و رازآمیز زمان را عمدتاً از سه منظر مکانیک کوانتوم، نظریهی نسبیت عام و قوانین ترمودینامیک بررسی میکند.
دربارهی زمان کم نوشته نشده است، هم از نظر فلسفی، مثل کارهای Robin Le Poidevin، فیلسوف بریتانیایی، و هم از نظر فیزیکی، مثل The Order of Time نوشتهی Carlo Rovelli، فیزیکدان ایتالیایی.
در کتاب بالا ولی قرار است روایت الخلیلی را از زمان بخوانیم و شاهد کندوکاوهایش در این پدیدهی اسرارآمیز باشیم.
فراموش نکنیم که کتاب برای مخاطب عام و غیرفیزیکدان نوشته شده است، پس همهی ما غیرفیزیکدانها میتوانیم آن را بخوانیم و لذت ببریم.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳شمارهی ۵ اکتبر ۲۰۲۶ هفتهنامهی وزینِ نیویورکر
کسانی که به ترجمهی ادبی از انگلیسی به فارسی علاقهمندند، لازم است خواندن این نشریه را جزو واجبات خود قرار دهند.
▪️قبلاً این هفتهنامه را به اختصار معرفی کردهام (اینجا).
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
قید effectively دو ردیف معنایی دارد (که با دومی ممکن است کمتر آشنا باشیم):
🔳 ردیف اول معنایی زمانی بهکار میرود که بخواهیم بگوییم هدف یا اهدافِ مد نظر از کاری یا برنامهای بهشکل مطلوب و موثر انجام شود یا میشود.
معمولاً معادلهای «با کارآمدی» و «بهطور موثری» و «بهنحو کارامدی» و از این دست را برای آن بهکار میبریم.
◻️Children have to learn to communicate effectively.
بچهها باید یاد بگیرند بهطور موثری ارتباط برقرار کنند./ بچهها باید یاد بگیرند ارتباطهای کارآمدی داشته باشند.
◻️The tablets work more effectively if you take a hot drink after them.
اگر بعد از مصرف این قرصها نوشیدنی گرمی بخورید، تاثیرشان بیشتر خواهد شد.
◼️در اکثر مواقع، نه لزوماً همیشه، هروقت effectively بعد از فعل اصلی بیاید (بهجز فعل to be)، در ردیف اول معناییاش، یعنی بهطور موثری و ...، معنی میدهد.
🔳 ردیف دوم معنایی effectively زمانی استفاده میشود که شرایط و وقایع بهگونهای پیش رفته است یا پیش میرود که در عمل نتیجه یا نتایجی را به بار آورده است، هرچند رسماً یا صراحتاً گفته نشود.
در واقع، با این قید، نتایج یا پیامدهای قهریِ کاری یا امری را آنگونه که میبینیم یا عیان است ذکر میکنیم.
پرکاربردترین معادل این قید در این ردیف معنایی «عملاً» است، هرچند معادلهای دیگری نظیر «در عمل» و «در واقع» و از این دست هم ممکن است گاه متناسب با فضای جمله استفاده شوند.
◽️Effectively, it has become impossible for us to help.
کمکرسانی ما عملاً ناممکن شده است./ در عمل محال است بتوانیم کمکی بکنیم.
▪️رسماً و صراحتاً نمیگوییم ولی در حقیقت و در واقع، کمکی از دست ما عملاً ساخته نیست.
◻️Most of the urban poor are effectively excluded from politics.
بیشتر فقرای شهری/شهرنشین عملاً از سیاست کنار گذاشته میشوند.
▪️رسماً و صراحتاً گفته نمیشود، ولی در حقیقت و در واقع، این قشر عملاً اجازهی مشارکت در سیاست را ندارند.
چند مثال دیگر:
◻️New threats of violence have effectively torpedoed the peace talks.
تهدیدهای تازه مبنی بر خشونتورزی عملاً مذاکرات صلح را مختل کرده است.
▪️کلمهی torpedo بهمعنیِ اَژدر است، یعنی موشکِ باریکی که کشتی یا زیردریایی شلیک میکند و زیرِ سطح آب حرکت میکند تا به هدف اصابت کند.
این کلمه در حالت فعلی هم بهکار میرود:
▫️[حقیقی] اژدر انداختن به، با اژدر زدن، با اژدر غرق کردن
▫️[مجازی] بر هم زدن، خراب کردن، فلج کردن، مختل کردن، اخلال کردن در
◻️Effectively, we have to start again from scratch.
عملاً باید دوباره از اولِ اول/ از صفر شروع کنیم.
◻️The region was effectively independent.
این منطقه عملاً استقلال داشت.
◻️When Hitler died, the war was effectively over.
هنگامی که هیتلر مرد، جنگ هم عملاً به پایان رسید.
◻️His wife left him when the children were small, so he effectively brought up the family himself.
زنش وقتی که بچهها کوچک بودند ترکش کرد، یعنی این مرد عملاً خودش بچهها را بزرگ کرد.
◻️This effectively means that the government does not agree with the proposals.
این عملاً به این معنی است که دولت با طرحهای پیشنهادی موافق نیست.
◼️در اکثر مواقع، نه لزوماً همیشه، هروقت effectively در آغاز جمله بیاید، یا قبل از فعل اصلی یا بعد از فعل to be قرار بگیرد، در ردیف دوم معناییاش، عملاً و ...، معنی میدهد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
قبلاً رمان علمیتخیلی Massif (2026) نوشتهی گارث نیکس را به اختصار معرفی کردم (اینجا).
در این ویدیو هم میتوانید از زبان خود نویسنده معرفی کوتاهی از این کتاب را بشنوید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️A Court of Thorns and Roses (2015)
◻️Sarah J. Maas
🔳 شاید شما هم جزو ACOTAR Fandom شوید.
اینجا را ببینید.
@Englishnutsbolts
یکی از پرتکرارترین پرسشهای دوستان طی چند سال گذشته این بوده که آیا بستههای «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی» به تسلط بیشتر آنها در انگلیسی تخصصیِ رشتهی آنها هم کمک میکند یا خیر.
جمعبندی پاسخهای من به این دوستان:
زیربنای هر انگلیسی تخصصی (فیزیک، شیمی، مدیریت، مهندسی برق، حقوق، فلسفه و ...)، انگلیسی عمومی است.
محال است بدون دانش و تسلطی درخور در انگلیسی عمومی بتوان در فهمِ انگلیسی تخصصی موفق ظاهر شد.
اصولاً انگلیسی عمومی مثل اقیانوسی است که انگلیسیهای تخصصی مانند جزایر پراکنده در آن هستند. بدون اقیانوس، جزایر هم بیمعنا میشوند.
هدف اصلی این بستهها تقویت اساسی و زیرپوستی انگلیسی عمومی (در سطح متوسطه تا پیشرفته) است. اگر این بستهها خوب و دقیق و با حوصله کار شوند و در کنار آنها و بهموازات آنها فراوان انگلیسی بخوانید و مدام با انگلیسی کلنجار بروید، در انگلیسی عمومی به جایی میرسید که خیلی راحت بتوانید شروع به پیشرفت در انگلیسی تخصصی رشتهی خود کنید.
دربارهی انگلیسی تخصصی چند نکتهی زیر را بهخاطر داشته باشید:
▫️هر رشتهی تخصصی معمولاً چند صد اصطلاح و ترکیب مخصوصبهخود دارد که با یادگیری آنها، بهلحاظ واژگانی، مشکل چندانی در فهم متون رشتهی خود نخواهید داشت.
▫️رشتههای علوم طبیعی و فنیمهندسی و زمینههای وابسته، بنابهطبیعت خود، زبانی بسیار دقیق و شفاف و روشن دارند و از درازگویی و تعقیدات کلامی و سبکهای خاص و متمایز در آنها خبری نیست.
در رشتههای علوم انسانی ولی معمولاً چنین نیست (که بیشتر بر میگردد به طبیعتِ بیشتر انتزاعی و کمتر ملموسِ مفاهیمِ در این حوزهها) و بههمین دلیل، فرد لازم است هم زبان عمومیاش را خیلی بیشتر تقویت کند و هم با جملات گاه دراز و پیچیدهی این قبیل رشتهها کلنجار برود.
افزون بر این، سبک نوشتاری در علوم طبیعی و فنیمهندسی چندان بارز و مشخص نیست (و همهی نویسندگان و پژوهشگران این عرصه تقریباً شبیهبههم مینویسند)، ولی در رشتههای علوم انسانی و خصوصاً در تالیفات چهرههای بنیانگذار یا بسیار سرشناس این حوزهها سبکهای متمایز بهوفور دیده میشود که فرد لازم است زمان زیادی صرف کند تا بهتدریج با سبک نوشتاری آن صاحبنظر خاص انس بگیرد و آن را بفهمد.
▫️بدیهی است که فهم انگلیسی هر رشتهی تخصصی کاملاً منوط است به سطح دانش فنی ما از آن رشتهی خاص. بنابراین، بخشی از دشواری در فهم زبان تخصصی زبانی نیست بلکه دانشی است.
🔳 ملخص کلام اینکه زبان هر عرصهی تخصصی را که میخواهید بفهمید هیچ چارهای ندارید جز اینکه نخست زبان عمومی خود را بهشکلی اساسی تقویت کنید (هر کس جز این به شما گفته است جدی نگیرید).
اینجاست که اهمیت دورهی «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی» روشن میشود.
بعد از اینکه در فهم زبان عمومی بهحد قابل قبولی رسیدید لازم است بر اصطلاحات و ترکیبات رشتهی تخصصی خود یا همان ترمینولوژی آن مسلط شوید و همزمان، با ساختارهای دستوریِ رایج در بیان مفاهیم رشتهی خود آشنا شوید. اینجا، دانشآموختههای رشتههای علوم طبیعی و فنیمهندسی کمتر و دانشآموختههای رشتههای علوم انسانی بیشتر کار دارند.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
◾️یک مطلبِ مرتبط
@Englishnutsbolts
واژهی crest بهمعنی [پرندگان] کاکل و [خروس] تاج است و همچنین بهمعنی قله یا ستیغ کوه و تپه و موج هم هست.
◻️It took us over an hour to reach the crest of the hill.
بیش از یک ساعت طول کشید تا توانستیم به ستیغ تپه برسیم.
▪️این کلمه همچنین بهمعنی آرم یا نشان نیز هست.
◻️a royal crest
نشان سلطنتی
◻️a family crest
نشان خانوادگی
◼️فعل crest که عمدتاً (و نه لزوماً همیشه) در بافتهای رسمی و نوشتاری ظاهر میشود بهمعنی به بالاترین نقطهی چیزی رسیدن، به قله رسیدن، سربرآوردن، به اوج رسیدن و از این دست است.
◻️They crested a wooded hill shortly before sunset.
اندکی پیش از غروب به ستیغ تپهای جنگلپوش رسیدند.
◻️The flood waters crested Thursday.
سطح آب سیلاب روز پنجشنبه به بیشترین ارتفاع خود رسید.
🔳 قطعهی بالا، برگرفته از رمانِ
A Court of Splintered Harmony (2026)
نوشتهی فانتزینویس آمریکایی، خانم Sarah J. Maas، است.
«خورشید تازه از افق سربرآورده بود که آز، نوئالا و سریدوِن را به خانهی کنار رودخانه فراخواند.»
در این کانال بارها به اَشکال مختلف تاکید کردهام که برای افزایش تسلط خود در مهارت خواندن و عمق بخشیدن به فهم خود از متن انگلیسی و طبعاً تثبیت و افزایش واژهها و اصطلاحات و ترکیبات انگلیسی، لازم است بهشکلی روزانه و فراوان انگلیسی بخوانیم.
وقتی میگویم انگلیسی بخوانیم، ممکن است برخی به غلط بپندارند که انگلیسیخوانی را موکول کنیم به سطح پیشرفته. منظورم قطعاً این نیست. منظورم این است که در هر سطحی که هستید (از مبتدی تا پیشرفته)، متناسب با سطحتان مطالب انگلیسی پیدا کنید و بخوانید (مخصوصاً داستان کوتاه و رمان).
کار غلط این است که پول و زمان و انرژی صرف کنیم و دورههای درک مطلب انگلیسی را تهیه کنیم و فقط به همان بسنده کنیم و بعد از اتمام بستهها فکر کنیم کار تمام است (یعنی نه به موازات کار با بستهها و نه بعد از اتمام آنها سمت انگلیسیخوانی نرویم!). این یعنی استفادهی نادرست از منابع خود.
با بستهها کار تمام نمیشود، کار تازه شروع میشود. بستههای درک مطلب انگلیسی محور کار شماست. در کنارشان و متناسب با سطحتان باید روزانه و فراوان انگلیسی بخوانید. بعد از اینکه بستهها را به پایان رساندید، مثل کسی هستید که دورهی آموزش رانندگی را تمام کرده است. چنین فردی چه باید بکند؟ برود لم بدهد و بخوابد؟ خیر. مدام باید رانندگی کند، در شهر و جاده. تا آموختههایش تثبیت و بر تجربهاش هر روز اضافه شود. بهقول معروف، هر روز پختهتر از دیروز شود.
بنابراین، اگر تاکنون راهی جز این رفتهاید، از همین امروز (و نه از فردا)، انگلیسیخوانی را شروع کنید (و کمکم از ترجمهخوانی فاصله بگیرید).
- عبدالرضا شهبازی
مترجم و مدرّس زبان انگلیسی
@abdorrezashahbazi
➖➖➖➖➖
🟩 از طریق هایپرلینکهای پایین با ساختار دورههای تالیفی من (با تمرکز بر درک مطلب انگلیسی) آشنا شوید و نمونههای تدریس را گوش دهید.
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا متوسطه (۳ بسته)
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از متوسطه تا پیشرفته (۱۰ بسته)
@Englishnutsbolts
◼️The Receiver (2025)
◻️Seth Jaffe
🔳 دو سرِ طیفِ ادبیات علمیتخیلی (باوجود زیرژانرهای مختلفی که دارد) عبارت است از:
▪️سایفای سخت یا hard sci-fi که دغدغهی مهمش، درست بودنِ توضیحات و توصیفات و جهانسازیهایش بهلحاظ علمی (scientifically correct) است. بااینهمه، رمانهای این دسته میتوانند عمیقاً فلسفی و اجتماعی هم باشند.
▪️سایفای نرم یا soft sci-fi که توجهش عمدتاً معطوف به امور اجتماعی و تعاملات انسانی و پیامدهای انسانی و اجتماعیِ جهان خیالیای است که نویسنده میسازد، هرچند این بهمعنی بیتوجهی به علم نیست.
رمان پرکشش The Receiver به دستهی اول تعلق دارد و ماجرای نخستین تماس انسانها با یک تمدن هوشمند بیگانه است و حوادث مختلف و تعقیبوگریزهای نفسگیری که در پی آن رخ میدهد.
نویسنده، چهرهای نوظهور است و همین کتاب را هم با سرمایهی خودش چاپ کرده است ولی نزدیک به ۱۵ سال در مرکز کنترل ماموریتهای ناسا (NASA Mission Control) کار کرده و برای فعالیت در برنامههای شاتل فضایی و ایستگاه فضایی بینالمللی صلاحیت حرفهای داشته است.
بازخوردهای این رمان عمدتاً مثبت بوده است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
چگونه بگوییم - مثلاً - شهر بوشهر مرکز استانی است به همین نام؟
برای بیان چنین مفهومی از صفت eponymous (اِپانیمِس) استفاده میکنیم.
◽️Boushehr is the capital city of an eponymous province.
مثالی دیگر
◽️حَسَکه مرکز استانی به همین نام در سوریه است.
Hasakah is the capital city of an eponymous province in Syria.
🔳 کاربرد این صفت به همین موارد محدود نمیشود و دربارهی رمان، فیلم و نمایش هم میتواند بهکار رود، یعنی زمانی که میخواهیم نشان دهیم که فلان شخصیتِ قهرمان در بهمان رمان یا فیلم یا نمایش همان است که نامش عنوان آن کتاب یا فیلم یا نمایش شده است.
◽️دُن کیشوت، قهرمانِ رمانِ بزرگِ سروانتِس به همین نام
Don Quixote, eponymous hero of the great novel by Cervantes
☚ آوانگاری صحیح عنوان این رمان «دُن کیخوتّه» است ولی چون این رمان نخست نه از اصلِ اسپانیایی که از زبان واسطِ فرانسه به فارسی ترجمه شد، و در این زبان این نام دُن کیشوت تلفظ میشود، این آوانگاری فرانسوی عیناً وارد زبان فارسی شد، پابرجا ماند و همچنان هم استفاده میشود و به نوعی بهشکل غلط مصطلح در آمده است.
◼️در انگلیسی آمریکایی این نام را «دان کیهَوتَی» و در انگلیسی بریتانیایی بهصورت «دُان کوئیکسِت» تلفظ میکنند.
◽️قهرمان زن فیلم جین ایر که نامش برگرفته از عنوان فیلم است/ عنوان فیلم جین ایر که نام قهرمان زن فیلم نیز هست
the eponymous heroine in the film Jane Eyre
🔳 این صفت حتی ممکن است زمانی استفاده شود که خوانندهای نام نخستین آلبومش را به نام خود نامگذاری میکند.
◽️نخستین آلبوم بیانسه که بهنام خودش منتشر شد/ نخستین آلبوم بیانسه که همنام خودش بود
Beyoncè's eponymous debut album
🔲 صفت eponymous در بافتهای رسمی بهکار میرود (خواه کتبی و خواه شفاهی). در بافتهای نیمهرسمی و غیر رسمی (و حتی رسمی) میتوان از ترکیب of the same name استفاده کرد.
مثلاً همان مثال بوشهر را میتوان اینگونه بازنویسی کرد:
◽️Boushehr is the capital city of a province of the same name.
یا در مورد جین ایر (بازنویسی بهشکل جملهی کامل):
◽️Jane Eyre is the heroine in a film of the same name.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Trad Wife (2026)
◻️Sarah Langan
🔳 خانم سارا لَنگن، نویسندهی آمریکایی، رمان بالا را در ژانر وحشت روانشناختی نوشته است و طی آن، با خانم اینفلوئنسر مشهوری آشنا میشویم که همسری سنتی (trad wife) است و زندگی ظاهراً آرمانیای را بر پایهی ارزشهای سنتی خانواده و همسرداری در کنار شوهر و فرزندانش پیش میبرد. اما ورود یک روزنامهنگار به خانه و مزرعهی او، از رازهایی هولناک پرده برمیدارد.
این رمان بسیار تحسین شده است ولی چه تحسینی بالاتر از تحسین استیون کینگ، سلطان ژانر وحشت (King of Horror) از این رمان:
TRAD WIFE, Sarah Langan: The best horror novel of 2026. Hands down.
بنابراین، اگر به ژانر وحشت علاقه دارید، دیگر هیچ عذری در نخواندن این رمان پذیرفته نیست.
خانم لنگن سه بار برندهی جایزهی ادبی Bram Stoker در ژانر وحشت شده است و رمان Trad Wife ششمین رمان اوست.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
حالا من هر قدر هم درباب مزایا و جنبههای مفید دورههای تالیفی درک مطلب انگلیسی حرف بزنم، باز به اندازه این تکجملهی کوتاه از این زبانآموزم تاثیر ندارد.
حق همین است که ایشان میگوید.
خیر الکلام ما قَلّ و دَلّ.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️دورهی درک مطلب انگلیسی تالیفیِ من در سطح متوسطه تا پیشرفته با عنوانِ «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی» شامل ۱۰ بسته است.
هفت بستهی نخستِ این دوره ساختار یکسانی دارند، شامل بخش واژه و جمله و متنهای کوتاه (اینجا).
🟩 اما سه بستهی هشتم و نهم و دهم فقط شامل متنهای انگلیسی پیشرفته است:
◻️بستهی هشتم (عمدتاً) شامل تحلیل معنایی ریدینگهای آزمونهای GRE و TOEFL و IELTS است (اینجا و اینجا را ببینید).
◻️بستهی نهم شامل تحلیل معنایی بریدههایی از هشت کتاب در موضوعات مختلف است (اینجا را ببینید).
◻️بستهی دهم - سنگینترین بسته - شامل تحلیل معنایی بریدههایی از پنج کتاب در موضوعات مختلف است (اینجا را ببینید).
🟫 من معمولاً توصیه میکنم از بستهی نخست شروع کنید تا به بستهی دهم برسید.
ولی کسانی هستند که به هر دلیلی مایلاند فقط سه بستهی هشتم و نهم و دهم را تهیه و با متونِ انگلیسی پیشرفته دستوپنجه نرم کنند.
دوستانی که چنین قصدی دارند میتوانند برای تهیهی این سه بسته با تخفیف خاص در خصوصی پیام بدهند:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
I have always imagined that Paradise will be a kind of library.
- Jorge Luis Borges (1899-1986)
@Englishnutsbolts
آنچه در دورههای تالیفی درک مطلب انگلیسی میآموزید، پایه و اساس فهم شما از انگلیسی را میسازد، درست مثل کسی که اصول رانندگی را در آموزشگاه طی جلسات متعدد میآموزد.
این فرد اما برای تقویت و ورز دادن آموختههایش باید پشت فرمان بنشیند و به خیابان و اتوبان و جاده بزند و سالها تجربه کسب کند.
داستانخوانی انگلیسی (خصوصاً) در حکم همان رانندگی در خیابان و اتوبان و جاده است در تمثیل بالا.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
◼️Angel Down (2025)
◻️Daniel Kraus
فکر میکنید هر جملهای را تا چه مقدار میتوانید طولانی کنید؟ دو سطر؟ یک پاراگراف؟ چند صفحه؟
دنیل کراوس، نویسندهی آمریکایی، کل رمان بالا را - در بیش از ۳۰۰ صفحه - فقط در قالب یک جمله نوشته است؛ البته با کمتر از یک جمله، چون شروع داستان از میانهی جملهای شروع میشود و در پایان نیز جمله ناتمام میماند.
داستان در اواخر جنگ جهانی اول و در یکی از جبهههای فرانسه میگذرد. صداهای جیغمانند عجیبی همه را بهستوه آورده. فرماندهی از نیروهای آمریکایی، پنج سرباز با ویژگیهای متفاوت را برای یافتن منشاء صدا میفرستد. سربازان با فرشتهای مواجه میشوند که ظاهراً با آتش توپخانه بر زمین سقوط کرده. فرشته را باید به جای امنی برسانند و این تازه شروع کشمکشهای روانی و اخلاقی سربازهاست.
این رمان برندهی جایزهی معتبر پولیتزر ۲۰۲۶ شده است.
نثر کراوس در این داستان تا حدی شاعرانه است و پارههایی مثل این در آن کم نیست:
... and when a soldier out here gains an upper hand, two things reliably follow, the cough of a cartridge and the whine of death, ...
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در مجموع دو دورهی درک مطلب انگلیسی تالیف و تدریس کردهام (برای تقویت بنیادیِ این مهارت):
🔳 دورهی مبتدی تا متوسطه (شامل ۳ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
➖➖➖➖➖➖
🔳 دورهی متوسطه تا پیشرفته (شامل ۱۰ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
▫️معرفیِ این دوره را در قالب پادکست از اینجا بشنوید.
🟦 هر دو دوره ضبطشده است (شامل فایلهای پیدیاف و فایلهای صوتی تدریس).
🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بستههای دورهی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کردهاند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.
🟫 این بستهها برای کسانی مناسب است که میخواهند با حوصله و دقت و صرفِ وقت، انگلیسی را در سطح جمله و متن عمیق و بنیادی بفهمند.
🟩 برای کسبِ اطلاع از چگونگی دریافت این دو دوره در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts