10322
زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
🔳شمارهی ۲۸ سپتامبرِ ۲۰۲۶ هفتهنامهی وزینِ نیویورکر
کسانی که به ترجمهی ادبی از انگلیسی به فارسی علاقهمندند، لازم است خواندن این نشریه را جزو واجبات خود قرار دهند.
▪️قبلاً این هفتهنامه را به اختصار معرفی کردهام (اینجا).
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
If you want to build a ship, don’t drum up people to collect wood and don’t assign them tasks and work, but rather teach them to long for the endless immensity of the sea.
- Antoine de Saint-Exupéry (1900–1944)
@Englishnutsbolts
فرهنگ فارسی به انگلیسی قاعدتاً باید به منِ مخاطب، معادلِ انگلیسیِ مناسبِ واژهی فارسی را معرفی کند و چگونگی کاربرد آن را در بافت دستکم طی یک مثال آموزش دهد. طبیعی است اگر چندین واژه در آن حوزهی معنایی باشند، فرهنگنگار باید تفکیک معنایی کند و ظرافتهای بین مترادفها را بهقدر لازم آشکار سازد.
فرهنگنگار اگر چنین نکند و صرفاً به آوردنِ فهرستی از واژههای انگلیسی در برابر واژهی فارسی اکتفا کند، نهتنها کار مهمی نکرده که کاربر را در تشخیص معادل مناسب تنها گذاشته است. منِ مخاطبِ نوعی اگر چنان قوهی تشخیصی میداشتم که میفهمیدم کدامیک از آن واژهها مناسبِ نیاز من است، که دیگر لزومی نداشت به چنان فرهنگی مراجعه کنم.
در عکس بالا، برگرفته از فرهنگ جامعِ پیشرو فارسی به انگلیسیِ آریانپور (چهارجلدی)، فعل فارسیِ «آبپز کردن» را میبینیم که در مقابلش چندین فعل انگلیسی ردیف شده است.
آیا در هر بافتی از هرکدام میتوانیم استفاده کنیم؟
قطعاً خیر
اینجا همان جایی است که فرهنگنگار باید به کمکِ منِ کاربر بیاید، ولی چنین نمیکند.
▫️فعل boil آبپز کردن با آب یا مایعِ در حال جوش و پُرحباب است و البته فعلِ عامِ جوشیدن هم محسوب میشود.
▫️فعل parboil نیمهآبپز کردن یا نیمپز کردن است. بسامد استفاده از این فعل پایین است.
▫️فعل poach آبپزکردنِ تخممرغِ بدون پوسته در آب (یا مایعی دیگر نظیر شیر) که داغ (ولی غیرِ جوشان) است. برای پخت ماهی به این شیوه هم از همین فعل استفاده میکنیم.
▫️ فعل seethe ربطی به کار ما ندارد. روزگاری به معنی جوشاندن و جوشیدن بهکار میرفته است ولی اکنون دیگر تقریباً به این مفهوم بهکار نمیرود و عمدتاً در معنیِ مجازیِ از شدتِ خشم بهخود پیچیدن استفاده میشود.
▫️فعل stew آرام پختن و جوشاندنِ گوشت یا ماهی یا سبزیجات یا میوهجات در آب یا مایعی دیگر رویِ شعلهی ملایم و معمولاً در ظرفِ دربسته است. این فعل گاه ممکن است برای آبپز کردنِ تخممرغ هم بهکار رود.
▫️فعل coddle آبپز کردن تخممرغ در دمایِ زیرِ جوش است ولی بسامد استفاده از این فعل بالا نیست.
▫️فعل fricassee پختن قطعاتِ کوچک گوشت یا مرغ در سُسِ سفید غلیظ یا سُسِ گوشت است و اصولاً fricassee در حالت اسمی به این نوع غذا اطلاق میشود و حالت فعلیِ آن کمتر بهکار میرود.
◾️از ذکر مثال (جمله و ترکیب) برای فعلهای بالا درمیگذرم.
▫️یک فعل دیگر هم که زندهیاد آریانپور میتوانست به این مجموعه اضافه کند blanch است که نوعی آبپزکردنِ کوتاه و سریع است که عمدتاً برای انواعی از سبزیجات و حبوبات بهکار میبریم. این شکل آبپز کردن معمولاً زمانی استفاده میشود که بخواهیم پوست حبوبات یا برخی سبزیجات را که پوست دارند با قرار دادن در آب جوشان جدا کنیم یا اینکه بخواهیم رنگ سبزیجات بپرد و به سفیدی بزند یا اینکه بو و رایحهی قوی و تند آنها کمتر شود.
تا اینجا متوجه شدیم تالیف و تدوین فرهنگِ فارسیبهانگلیسیِ ایدهآل چقدر کار میبرد و اگر بهخوبی انجام شود چقدر به مخاطب در تولید گفتاری یا نوشتاری کمک میکند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
کلمات و ترکیبات و تعبیرات و اصطلاحاتِ انگلیسی را از فرط فراوان خواندن، در ذهنمان تثبیت کنیم. این نکتهی مهمی است که بارها گفتهام.
ترکیبِ to the effect that یعنی چه؟
قبلاً مفصل دربارهاش نوشتهام (اینجا).
◾️منبع بریدهی بالا:
رمان علمیتخیلی Seveneves (2015) نوشتهی Neal Stephenson
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
این هم رفت در لیست انتظار.
@Englishnutsbolts
دو صفت wounded و injured (و همچنین حالت اسمی آنها یعنی wound و injury و همچنین حالت فعلی آنها یعنی to wound و to injure) بهلحاظ معنایی با هم فرقهایی دارند.
🔳 صفت wounded اشاره به زخمی است که هم با خشونت ایجاد شده باشد (مثلاً با انواع سلاح سرد و گرم) و هم در ایجاد آن عمد باشد. از این گذشته، wound بهزخمی میگویند که پوست در آن پاره شده باشد، یعنی زخم بازی بهوجود آمده باشد که خون بیاید و بشود آن را دید.
◽️a wounded soldier
سربازی زخمی
◽️a wounded animal
حیوانی زخمی
یا در حالت فعلی:
◽️The soldier was wounded in the battle.
سرباز در این نبرد زخمی شد/ زخم برداشت.
◽️He was wounded by a gunshot.
با شلیک گلوله زخمی شد.
یا در حالت اسمی:
◽️A nurse cleaned and bandaged the wound.
پرستاری زخم را تمیز و پانسمان کرد.
◽️It took several months for his wounds to heal.
التیام زخمهایش چندماه طول کشید./ چندماه طول کشید تا زخمهایش التیام یابد.
◽️open/ bleeding/ deep wound
زخمِ باز/ خونچکان/ عمیق
◼️ همانگونه که میبینید، جنبههای مختلف معنای wounded و حالتهای اسمی و فعلیاش لزوماً در ترجمهی فارسی پدیدار نمیشود.
🔳 در مقابل، صفت injured (و اسم و فعلش) مفهوم عمومیتری دارد و هر آسیبی را اعم از بریدگی، کبودی، پیچخوردگی، رگبهرگشدگی، شکستگی و لطماتِ داخل بدن (که طبعاً دیده نمیشوند) را شامل میشود و عنصر عمد هم معمولاً در آن وجود ندارد، هرچند در مواردی با wounded همپوشانی معنایی دارد.
از این گذشته، در موارد نسبتاً زیادی ممکن است معادل زخمی بهکارمان نیاید و لازم باشد از معادلهای دیگری مثلِ آسیبدیده یا مصدوم استفاده کنیم.
◽️her injured ankle
مچ پایِ آسیبدیدهاش
◽️ She was told to stay in bed and to rest her injured back.
از او خواستند در بستر بماند تا به کمر مصدومش استراحت دهد.
◾️بافت معمولاً به ما کمک میکند injured را زخمی ترجمه کنیم یا مصدوم و آسیبدیده. مثلاً اگر صحبت بر سر جنگ و میدان نبرد باشد زخمی و اگر سخن بر سر فوتبال باشد، مصدوم ترجمه میکنیم.
◽️Chelsea have three injured players.
تیم فوتبال چلسی سه بازیکن مصدوم دارد.
در حالت فعلی:
◽️Grandpa was badly injured in the war.
بابابزرگ بدجور در جنگ زخمی شد.
◽️Several people were injured in the accident.
چندنفر در سانحه زخمی شدند.
در حالت اسمی:
◽️a head/back/knee injury
آسیبدیدگی سر/ کمر/ زانو
◽️He suffered an injury to his back at work.
در محل کار از ناحیهی کمر آسیب دید.
◽️She was taken to hospital with serious head injuries.
او را که چند زخم وخیم در ناحیهی سر برداشته بود به بیمارستان منتقل کردند.
◽️minor/serious/ internal injury
زخم سطحی/ وخیم و جدی/ داخلی
◼️درمجموع، بسامد استفاده از فعل injure بسیار بیشتر از فعل wound است، جز در متون رسمی و ادبی یا هنگامی که لازم است بر خشونتی تاکید کنیم.
◼️بهرغم تفاوتهای برشمرده بین دو صفت wounded و injured (و اسم و فعلشان)، کاملاً محتمل است، بهویژه در مطبوعات، این صفات و اسمها و فعلها بهجای هم بهکار روند.
🔲 آنچه تا اینجا گفته شد مربوط به معنای حقیقیِ این دو صفت (و اسم و فعلشان) بود.
دو صفت wounded و injured (و اسم و فعلِ آنها) معنی مجازی هم دارند.
◽️wounded pride
غرور جریحهدارشده
◽️She was deeply wounded by his betrayal.
قلبش از خیانت او سخت جریحهدار شد.
◽️I was deeply wounded by his comments.
از سخنانش سخت آزرده شدم.
◽️injured feelings
احساسات جریحهدارشده
◽️injured pride
غرور جریحهدارشده
◾️همانگونه که میبینید، برای توصیف pride هم از wounded و هم از injured استفاده میشود. آیا هر دو بهلحاظ معنایی یکساناند؟ نه.
ترکیب wounded pride شدتش بیشتر است و عمدتاً لحنی ادبی یا حتی شاعرانه دارد و بیشتر چنین القا میکند که به شرافت و اصالت فرد توهین شده است. ولی injured pride شدتش کمتر است و لحنی نسبتاً خنثی دارد.
◽️injured party
[حقوق] طرفِ زیاندیده
◽️injury time
[در مسابقههای ورزشی نظیر فوتبال و راگبی و ...] وقت تلفشده
◽️to add insult to injury
بد را بدتر کردن، قوز بالاقوز شدن، روی زخم کسی نمک پاشیدن
◾️ این ترکیب اصطلاحی بهصورت عبارت معترضه هم بهکار میرود. در این حالت، معادلهای «بدتر از آن این که» و «قوز بالاقوز این که» برای آن مناسب است.
◽️She not only deceived him, to add insult to injury, allowed him to pay for her meal.
زن نهتنها مرد را فریب داد، بدتر از آن این که، اجازه داد پول غذایش را هم حساب کند.
◽️He says that the allegations have caused serious injury to his reputation.
او میگوید این اتهامات بهشدت به حیثیتش لطمه زدهاند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Elder Race (2021)
🔳 رمان کوچک Elder Race نوشتهی آدریان چایکوفسکی، نویسندهی بریتانیایی
این رمان ترکیبی از دو ژانر فانتزی و علمیتخیلی است. درواقع، لایهی بیرونی و ظاهریاش فانتزی و لایهی درونیاش علمیتخیلی است.
داستان در سیارهای دوردست میگذرد، یکی از مستعمرههای قدیمی زمین، جایی که مردم با موجودات و نیروهای ماورایی روبهرو هستند.
شاهزادهی جوان میکوشد سرزمینش را از دیوی که به مردمش آسیب میزند و سرزمینش را تهدید میکند رهایی بخشد.
I believe there is a demon ... that it controls minds and feeds on people and cannot be fought by normal ways.
بنابراین، به سراغ جادوگری به نام Elder Nyr میرود که چند قرن است در خواب مصنوعی به سر میبرد.
از اینجا به بعد رگههای علمیتخیلی داستان کمکم نمودار میشوند و مثلاً متوجه میشویم Nyr جادوگر بهمعنی متعارف کلمه نیست و باقی قضایا.
داستان در آیندهای دور اتفاق میافتد ولی چون حالوهوای افسانههای شوالیهای و فانتزی قرونوسطایی بر داستان حاکم است، چایکوفسکی عمداً از سبک روایی و زبانی کهنهنمایی استفاده کرده است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 شمارهی ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶ از هفتهنامهی The Gusrdian Weekly
قبلاً این نشریهی پرتیراژ انگلیسی را معرفی کردهام (اینجا).
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
Sydney J. Harris (1917 - 1986), American journalist
@Englishnutsbolts
فرستهی مربوط به این عکسها را اینجا ببینید.
@Englishnutsbolts
در دو تصویر بالا بهشکلی ملموس، سیر حرکت از سطح مبتدی تا پیشرفته را در دورههای درک مطلب انگلیسی که تالیف و تدریس کردهام میبینید.
تصویر بالا، درس نخست از بستهی اولِ دورهی درک مطلب انگلیسیِ مبتدیتامتوسطه را نشان میدهد.
تصویر پایین، پاراگرافِ آخر از درس پنجم (آخر) از بستهی دهمِ دورهی درک مطلبِ انگلیسیِ متوسطهتاپیشرفته را نشان میدهد.
اگر شما هم دوست دارید در درک مطلب انگلیسی به چنان رشدی برسید، به جمع صدها نفر از دوستانی بپیوندید که این بستهها را کار کردهاند یا در حال کار با آنها هستند.
✅ این مسیر پیمودنی است، اگر وقت و انرژی اختصاص دهید و در این مسیرِ مطمئن گام بردارید.
◽️مشخصات این دو دوره و نمونههای صوتیِ تدریس را از اینجا بخوانید و بشنوید (و بازخوردهای برخی از دوستان را از نظر بگذرانید).
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
🔲 جایگاه both در جمله
کلمهی both، که عمدتاً در نقش پیشمُعرِّف (predeterminer) و مُعرِّف (determiner) ظاهر میشود، هنگامی بهکار میرود که بخواهیم در جملهای مثبت به دو چیز یا دو فرد اشاره کنیم.
ولی برای استفاده از این کلمهی پرکاربرد لازم است جای حضور آن را در جمله دقیقاً بشناسیم و رعایت کنیم.
در ادامه، مروری میکنیم بر جایگاه آن در ساختارهای مختلف:
🔳 میتوانیم از both برای اشاره به دو فرد یا چیز مفرد استفاده کنیم که با and در کنار هم قرار گرفتهاند.
◽️Both his mother and father ...
▪️در چنین حالتی از of استفاده نمیکنیم.
❌Both of his mother and father ...
🔳 زمانی از ترکیب both of استفاده میکنیم که اسم یا گروه اسمی در حالت جمع قرار داشته باشد.
◻️Both of his parents
◻️Both of the players
◻️Both of these jobs
◻️Both of them
▪️نکتهی مهم:
حرف اضافهی of را میتوانیم قبل از اسم یا گروه اسمی حذف کنیم:
◻️Both the players
◻️Both these jobs
ولی نمیتوانیم آن را قبل از ضمیر مفعولی حذف کنیم:
◻️Both you
◻️Both us
درستش این است که بگوییم:
◻️Both of you
◻️Both of us
▪️نکتهی دیگر اینکه میتوانیم حرف تعریف the را بعد از both حذف کنیم:
◻️Both (the) players
◻️Both (the) teams
فقط توجه داشته باشید که حضور the در این ساخت، اشاره را تا حدی مشخصتر و خاصتر میکند (در قیاس با هنگامی که the را بهکار نمیبریم). به بیان دیگر، هر دو حالت (با the یا بدون the) بهلحاظ دستوری درست است ولی بهلحاظ معنایی کمی با هم فرق دارند.
🔳 همیشه both بعد از ضمایر فاعلی و مفعولی میآید.
◻️They both like music.
◻️I'd like to invite you both to dinner.
▪️در مثال دوم میتوان both of you هم گفت، گرچه کمی رسمیتر از you both است.
🔳 جایگاه آن قبل از فعل to be است، اگر این فعل، فعل اصلی جمله باشد و both نیز در آغاز بیاید.
◻️Both of my grandfathers are farmers.
◻️Both Helen's parents are doctors.
▪️اگر both در میانهی جمله بیاید، بعد از فعل to be قرار میگیرد.
◻️His father and mother were both excellent cooks.
🔳 جایگاه both قبل از فعل است اگر فعل to be نباشد.
◻️They both started speaking together.
◻️The two scientists both made the same discovery.
◻️We both loved the movie.
◻️You both need to calm down.
🔳 اگر در کنار فعل اصلی، فعل کمکی هم داشته باشیم (مثل have seen, are working و نظایر اینها)، both بین فعل کمکی و فعل اصلی میآید.
◻️We have both worked in Scotland.
◻️The team have both scored a goal.
◻️They are both coming here.
🔳 در ساخت منفی از both استفاده نمیکنیم.
بنابراین، جملهی زیر غلط است:
❌Both of these methods are not perfect.
بهجای آن از neither استفاده میکنیم:
✅ Neither of these methods is perfect.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
میدانیم که یکی از تفاوتهای اساسی میان فعلهای کمکی (یعنی سه فعل do، have و be بهعلاوهی تمامی فعلهای مودال یا وجهی) با سایر افعال این است که فعلهای کمکی میتوانند مستقیماً با عنصر منفیساز not که بعد از آنها میآید منفی شوند، در حالیکه سایر افعال چنین امکانی را ندارند و برای منفی شدن به do-support یا دیگر فعلهای کمکی نیاز دارند:
✅ John could not come to the party.
✅ John did not come to the party.
بنابراین، ساختهایی مانند جملهی زیر از نظر دستوری کاملاً ناممکن نیستند، اما در انگلیسی معیار امروزی بسیار نشاندار (marked) و غیرطبیعیاند و معمولاً بهکار نمیروند:
❌John came not to the party.
حال به این جمله دقت کنید:
◻️John decided not to come to the party.
آیا در اینجا قاعدهی بالا نقض شده و فعل decide مستقیماً با not منفی شده است؟خیر.
عنصر منفیساز not در اینجا در واقع عبارت مصدری to come را منفی کرده است (یعنی متمم مصدری یا infinitive complement)، نه خود فعل decided را.
به بیان دیگر، فعل decide مثبت است، اما متمم آن منفی است.
البته این تمایز از نظر معنایی نیز مهم است:
◻️John did not decide to come to the party.
(نفیِ تصمیم)
◻️John decided not to come to the party. (تصمیم به نیامدن)
اگر ساختار جمله را تغییر دهیم، جایگاه not در جمله روشنتر میشود:
What John decided was not to come to the party.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
من اگر بخواهم تِد چیانگ، نویسندهی آمریکایی تایوانیتبار، را توصیف کنم، او را فیلسوفِ علمیتخیلینویسان دنیا مینامم.
اگر هم بخواهم فقط سه نویسندهی زندهی طراز اول حوزهی سایفای را نام ببرم، قطعاً تد چیانگ یکی از آنهاست.
خب، با این مقدمه، دیگر عذری نمیماند که مجموعهداستان او تحت عنوانِ
Stories of Your Life and Others (2002)
را نخوانیم.
تخصص چیانگ در پیگیری پرسشی علمیفلسفی در دنیای خیال است: تحلیل پرسش، رشتهرشته کردن آن، رسیدن به عمقش و گشودن دری که به درهای بیشمار دیگری ختم میشود.
بر اساس داستان Story of Your Life از این مجموعه، فیلم تأثیرگذار Arrival (2016) ساخته شد.
آثار چیانگ، که مهندسی نرمافزار خوانده، کمشمارند، ولی شمار جوایز معتبری که برای همین آثار کسب کرده حیرتانگیز است:
- ۴ جایزه Hugo
- ۴ جایزه Nebula
- ۶ جایزه Locus
- ۱ جایزه Theodore Sturgeon
- ۱ جایزه Sidewise
- ۱ جایزه John W. Campbell Award
- ۱ جایزه BSFA
و چند جایزهی بینالمللی دیگر
او در ۲۰۲۰ به Science Fiction Hall of Fame راه یافت و در ۲۰۲۴ هم جایزهی PEN/Malamud را دریافت کرد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
دو دورهی تالیفی درک مطلب انگلیسی - مبتدیتامتوسطه (۳ بسته) و متوسطهتاپیشرفته (۱۰ بسته) - از شنبه (۱۱ مهر) با قیمتهای افزایشیافته عرضه خواهند شد.
علاقهمندان تا پایان جمعه (۱۰ مهر) فرصت دارند این دورهها و بستههای مربوطه را همچنان با قیمت قدیم تهیه کنند.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@abdorrezashahbazi
◼️Best of British Science Fiction 2023 (2024)
◻️Edited by Donna Scott
@Englishnutsbolts
خب، این هم بازخورد خانم Sarah Smith بعد از خواندن رمان Elder Race نوشتهی آدریان چایکوفسکی.
این رمان فانتزیعلمیتخیلی را قبلاً معرفی کردهام و فایل پیدیافش را هم در کانال قرار دادهام (اینجا).
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
برای forest و jungle در فارسی معمولاً معادل جنگل را بهکار میبریم و بین این دو نوع پوشش گیاهی تمایزی قائل نمیشویم.
ولی در انگلیسی این دو واژه با هم تفاوتهایی دارند.
🔳 واژهی forest معمولاً این موارد را شامل میشود:
۱- جنگلی وسیع است.
۲- در هر منطقهی آبوهوایی وجود دارد.
۳- انواع کاملاً متنوعی از درختان (و جانداران) در آن حضور دارند و درختان بلند در آن دیده میشود.
۴- تراکم آن آنقدر زیاد نیست که مانع از رسیدنِ پرتوهای خورشید به کف آن شود.
۵- رُستنیهای کف آن فراوان نیست و از این نظر خلوت است.
۴- در گسترهی آن فضاهای خالی از درختی (open space) هم هست.
۵- دسترسی انسانی به آن وجود دارد (از طریق جاده و احیاناً ساختوسازهایی).
🔳 واژهی jungle معمولاً این موارد را شامل میشود:
۱- بافتی متراکم با درختانی گاه درهمتنیده دارد و گستردگیاش بسیار کمتر از forest است.
۲- از شدت تراکم، نور خورشید در خیلی از جاهای آن ممکن است به کف نرسد.
۳- کفِ آن مملو از رُستنیهای متراکم است.
۴- عمدتاً در مناطق گرم و مرطوب استوایی و نواحی حارّهای یافت میشود.
۵- شدت تراکم و درهمتنیدگی گیاهان و درختچههای کف آن، رسیدن به نواحی داخلی آن را عموماً سخت و دشوار میکند و بههمین دلیل، دسترسی انسانی در آن، حتی بهشکل پیادهرویِ گردشگری، بهندرت ممکن است دیده شود.
۶- با توجه به بند ۵، jungle در قیاس با forest ماهیتی اساساً وحشیتر دارد.
🔲 مرتبط با forest، واژهی wood یا the woods را هم داریم که به جنگلی بهمراتب کوچکتر و تُنُکتر اطلاق میشود و درختان بلند معمولاً در آن دیده نمیشود. درواقع، the woods نوعِ کوچک و خلوتِ forest است.
معادل فارسی آن همان جنگل است هرچند برای دقت بیشتر، اگر بافت و جمله اجازه دهند، میشود جنگل کوچک یا حتی بیشهزار را هم بهکار برد، هرچند، معادل دقیق بیشهزار در انگلیسی، thicket است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
“I believe that the long-term future of the human race must be in space.”
- Stephen Hawking (1942 - 2018), English astrophysicist and cosmologist
@Englishnutsbolts
آدریان چایکوفسکی، نویسندهی بریتانیایی، یکی از بهترین علمیتخیلینویسان روزگار ماست. در این هیچ تردیدی نیست. حرف من هم نیست فقط. کسی مثل گَرِث پاول، که خود یکی از بزرگان این عرصه است، دربارهی چایکوفسکی میگوید:
Tchaikovsky is one of our finest writers.
کتابهای بالا هم فقط شماری از آثار چایکوفسکی است. مثلاً رمان کوچک و پرکششِ Elder Race (2021) در بین کتابهای بالا حضور ندارد.
آدم چقدر باید وقت و عمر داشته باشد که فرصت کند این همه کتابهای جذاب و سرشار از دنیاهای شگفتانگیز و ایدههای حیرتانگیز و داستانپردازیهای تودرتو را بخواند.
تازه چایکوفسکی صرفاً یکی از بزرگان این عرصه است.
بههرحال، اگر به فضاهای علمیتخیلی علاقه دارید، خواندن این کتابها را قویاً توصیه میکنم. لازم به گفتن نیست که خواندن این کتابها چقدر به تقویت انگلیسیتان کمک میکند.
◼️فوتوفنهای نویسندگی و دغدغههای چایکوفسکی را از زبان خودش از اینجا بشنوید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 هدف از درج مجلات مختلف انگلیسیزبان در کانال این نیست که شما جایی ذخیره کنید تا بعد که فرصت مناسب پیدا شد (که هیچوقت پیدا نمیشود) آنها را بخوانید.
این حوالهدادن به فردای رویایی (که با خیال راحت و فراغ بال بنشینیم و بخوانیم) یکی از بزرگترین بلاهایی است که بر سر زبانآموز نازل میشود.
با خودمان صادق باشیم. چقدر مجله انبار کردهایم تا سر فرصت و در آن فردای رویایی بخوانیم؟
راه درست این است که مجله را باز کنیم و یک دفتر هم کنار دستمان بگذاریم و مطالبی را که از آن دوست داریم و جذبمان میکند (من نمیگویم همهی مطالبش را) خط به خط بخوانیم و بفهمیم و کشفیات جدیدمان را اعم از واژه و اصطلاح و تعبیر جدید در دفتر یادداشت کنیم و بعد با مراجعه به فرهنگهای انگلیسیبهانگلیسی، تعریفها و همایندهای واژهها را هم کنارشان بنویسیم و اصطلاحات و تعبیرات را بفهمیم و اگر بیشتر وقت داشتیم، چند جملهمثال مرتبط را هم کنارشان بنویسیم و احیاناً معادلهای فارسی آنها را هم در فرهنگهای معتبر انگلیسیبهفارسی پیدا کنیم.
طبق این روش و با روزی حدوداً یکساعتونیم، هر مجله را حدوداً ظرف ده روز تا دو هفته میتوانید تمام کنید. برخی مجلات مثل نیویورکر البته زمانبرتر هستند.
◾️این مسیر وقتگیر و سخت است؟ بله
◾️راه کارآمد دیگری هست؟ خیر
◾️مقدار و زمان یادداشتبرداریمان رفتهرفته کمتر میشود؟ بله
وقتی چندماه پیوسته این کار را انجام دهید، بهوضوح میبینید مقدار یادداشتهایتان رفتهرفته کمتر و کمتر میشود چون شما در حال رشد هستید و دایرهی دانش انگلیسیتان در حال گسترش. بعدها میبینید که یادداشتهایتان عمدتاً منحصر میشود به کلمات و تعبیرات و اصطلاحات خاص. یعنی رفتهرفته از خواندن بیشتر لذت میبرید چون نقش زبان از هدف به ابزار تغییر میکند. درواقع، زبان دیگر مزاحمی نیست بین شما و متن. زبان بهتدریج شفافتر و شفافتر میشود، جوری که بهجای توجه به آن، متن و مطلب را در پس آن میبینید.
بنابراین، از انبارکردن مجلات به امید فردای رویایی دست بردارید و به خواندن و فهمیدن آنها (طبق روش بالا) روی بیاورید.
🔳 دوستانی که بستههای درک مطلب تالیفی مرا در سطح متوسطهتاپیشرفته کار میکنند، همانطور که بارها تاکید کردهام، محور کارشان بستهها باشد و انگلیسیخوانی جانبیشان (که بسیار مهم است) خواندن امثال این مجلات باشد. درواقع، منبع تغذیهی اصلی بستههاست و منبع تقویتی، خواندن مجلات و کتابها و از این دست.
برای کسانی هم که اصرار دارند همچنان دیمیخوانی و پراکندهخوانی کنند (و از میانبُر بستهها استفاده نکنند)، آرزوی موفقیت دارم.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
🔳 شمارهی ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۶ از هفتهنامهی پرتیراژ و پرخوانندهیNew Scientist
این نشریهی معتبر علمی چاپِ انگلستان را قبلاً به اختصار معرفی کردهام (اینجا را ببینید).
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 داروخانه را در انگلیسی هم pharmacy و هم drugstore میگویند. ولی این دو با هم تا حدی فرق دارند.
◾کلمهی pharmacy به داروخانهای گفته میشود که تقریباً فقط داروهای نسخهای (prescription drugs) عرضه میکند.
با این تعریف، میتوان گفت داروخانههای نسبتاً کوچکی که در بیمارستانها و مراکز درمانی میبینید عمدتاً pharmacy هستند.
◾در مقابل، drugstore که در انگلیسیِ آمریکایی کاربرد دارد داروخانهای است که معمولاً بزرگتر از pharmacy است و علاوه بر اینکه خدمات pharmacy را ارائه میکند کلی چیزهای دیگر هم میفروشد، از قبیل لوازم آرایشی و بهداشتی، اقلام کمکهای اولیه، نوشیدنیهای گازدار، نوشیدنیهای الکلی، خوراکیهای سرد، اِسنَک، مجلات، مواد تمیزکننده و از این دست.
☚ بنابراین، میتوان گفت pharmacy بهنوعی زیرمجموعهی drugstore است، هر چند ممکن است همیشه و لزوماً اینگونه نباشد.
◽در انگلیسیِ بریتانیایی کلمهی drugstore کاربردی ندارد. بهجای آن میگویند pharmacy یا the chemist's.
کلمهی اخیر درواقع، the chemist's shop بوده که در محاوره و گفتار، shop حذف شده است.
با این همه، روی تابلوی داروخانه یا از این دست معمولاً chemist - بدونِ s' - نوشته میشود.
دیگر اینکه در داروخانههای انگلستان، معمولاً اقلام متفرقه، مثل آنچه در drugstore آمریکا فروخته میشود، یافت نمیشود.
🔲 «داروخانهی شبانهروزی» را معمولاً
an all-night pharmacy
میگویند.
▪️در انگلیسیِ بریتانیایی بهصورتِ
a 24-hour pharmacy
یا
a late-night chemist
هم میگویند.
▪️در انگلیسی آمریکایی بهصورتِ
an all-night drugstore
هم گفته میشود.
🔲 در آمریکا CVS و Walgreens دو شرکت داروخانهای زنجیرهای بزرگ و رقیب هستند و معمولاً داروخانهها متعلق به یکی از این دو هستند.
در انگلستان، شرکت Boots بزرگترین داروخانههای زنجیرهای را در اختیار دارد.
◾️این تصاویر را هم ببینید.
◾️فرستهی مرتبط
◾️فرستهی مرتبط
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 چالهها و گودالهایی را که به سبب فرسودگیِ ناشی از عبور و مرور و تاثیرات جوی (wear and weathering) در خیابانها و جادهها ایجاد میشوند (مثل آنچه در عکسهای بالا میبینید) به انگلیسی pothole میگویند.
در ادامه، همایندهای رایج و لازمی را یاد میگیریم تا در تولید شفاهی یا کتبیمان با محوریت pothole به ما کمک کنند.
◻️I hit a pothole on the highway.
در بزرگراه از روی یک چاله رد شدم./ در بزرگراه روی یک چاله رفتم.
◻️The car’s suspension is so good that when you hit a pothole you hardly notice it.
سیستم تعلیق این ماشین آنقدر خوبه که وقتی روی چالهای رد میشی تقریباً متوجهش نمیشی.
◻️Potholes are increasing, and they are getting deeper.
چالهها هم دارند بیشتر میشوند و هم دارند گودتر میشوند.
◻️Try to avoid the potholes on this road.
سعی کن روی چالههای این جاده نروی.
◻️It is going to cost the city at least $500,000 to patch potholes created by winter rains.
شهرداری حداقل باید پانصدهزار دلار خرج پر کردن/ برطرف کردنِ چالههایی کند که با بارانهای زمستانی درست میشوند.
◻️Potholes on this road should be repaired/ patched/ fixed as soon as possible.
چالههای این جاده باید در اسرع وقت رفع/لکهگیری/ درست شوند.
▪️در این بافت، فعل repair رسمی، فعل patch فنی و فعل fix عمومی است.
◻️Workers are filling potholes with asphalt.
کارگران دارند با آسفالت چالهها را پر میکنند.
▪️در فارسی عمدتاً از فعل «پر کردن» برای رفع یا برطرف کردن این چالهها استفاده میکنند. در واقع، «پر کردن» را میتوان علاوه بر معادل فعل fill در این بافت، معادل فعلهای repair و patch و fix نیز در نظر گرفت.
همچنین، «ترمیم کردن» را وقتی دربارهی آسفالت یا خیابان یا جاده بهکارببریم، آن را در انگلیسی معمولاً با فعل repair بیان میکنند.
«لکهگیری کردن» - در ارتباط با آسفالت و خیابان و جاده - را هم معمولاً با فعل patch بیان میکنند که هم شامل پر کردن potholes میشود و هم برطرف کردن آسیبهای جزئیترِ دیگر.
▪️to patch the road
▪️Workers are patching the damaged sections.
کارگران مشغول لکهگیری قسمتهای آسیبدیده هستند.
◻️The potholes go half way up the tire.
چرخ تا نصفه در این چالهها میرود./ عمق این چالهها تا نصف چرخ است.
◻️Drivers were swerving to avoid a massive pothole.
رانندگان برای اینکه روی چالهی خیلی بزرگی نروند ناگهان تغییر جهت میدادند.
▪️وقتی در مسیر روبهجلو (معمولاً با وسیلهی نقلیه) به هر دلیلی تغییر جهت ناگهانی به طرفین میدهیم، یعنی مسیر را ناگهانی منحرف میکنیم تا مثلاً به مانعی برخورد نکنیم یا به کسی یا چیزی نزنیم فعل swerve را انجام دادهایم.
◾️The bus driver swerved to avoid hitting a cyclist.
رانندهی اتوبوس ناگهان تغییر مسیر داد تا به دوچرخهسوار برخورد نکند.
▪️فعل swerve تغییر مسیر ناگهانی به طرفین است، جوری که از کنار آن مانع یا خطر گذر شود.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 هفتهنامهی پرتیراژ Newsweek شمارهی ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶
این نشریهی معتبر را قبلاً به اختصار معرفی کردهام (اینجا).
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
کسی که عادت میکند متون علمی و درسی و خبری و ... را مستقیم به انگلیسی بخواند، دیگر بهسختی میتواند تن به خواندن متون ترجمهای بدهد. در انگلیسیخوانی لذتی است که در ترجمهخوانی هرگز نیست (جز ترجمههای بسیار خاص که تعدادشان بسیار معدود است).
وقتی شیوایی نثر انگلیسیِ متون (خصوصاً کتابهای درسیِ دانشگاهی) را در ارتباطی بیواسطه حس میکنی، تازه میفهمی نویسندگان چنین متونی چه رنجها کشیدهاند و مشقها کردهاند در نگارش.
آن وقت میفهمی کسی که فارسی معمولی را بیغلط و سکته نمیتواند در حد چند پاراگراف بنویسد، در ترجمهی چنین متونِ چندصدصفحهای چه جنایتی میکند اول در حق فارسی، بعد در حق فرآیند انتقال دانش و بعد در حق خوانندهی بینوایی که تاوان تکزبانی را میدهد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts