arsacid_chronicle | Unsorted

Telegram-канал arsacid_chronicle - تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

5729

بازبینی و بررسی آکادمیک تاریخ اشکانیان و عناصر مربوط به آن(هخامنشیان-سلوکیان-کوشانیان-ساسانیان) از این کانال حمایت کنید: t.me/boost/Arsacid_Chronicle گروه: https://t.me/Arsacid_Chronicle_GP

Subscribe to a channel

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

🔶مرغ پارتی ، غذای دیرینه ایرانی متعلق به عصر اشکانی


آپیکیوس رومی به یک غذای اشکانی با نام pullum particum اشاره کرده که این غذا با مرغ، فلفل سیاه، تره فرهنگی، آنقوزه ، شراب قرمز، خرما، سس ماهی، جعفری، پیاز، سیر و زیره خرد شده در دمای ۴۰۰ درجه تهیه و پخت میشود.


تصویر بالا تهیه شده توسط آشپز فارل موناکو (Farrell monaco ) براساس دستورالعمل ذکر شده توسط آشپز رومی آپیکیوس (Apicius)



🔻آموزش پخت قدم به قدم با فارل موناکو

🔻مواد لازم و خلاصه پخت از دانشگاه میشیگان

🔻متن آپیکیوس رومی درباره مرغ اشکانی

🔻توضیحات و پخت در یوتیوب


@ARSACID_CHRONICLE 🏹

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

نقشه ۳.۱: مصر هلنیستی و خاور نزدیک؛ امپراتوری‌های لاگیدی و سلوکی، حدود ۲۶۰ پیش از میلاد. برگرفته از ژان-فرانسوا سال

Bonnet, C. (2023). On imperial intermediaries: Elites and the promotion of the Hellenistic ruler cult in Ptolemaic Phoenicia and Cyprus.

@Arsacid_Chronicle

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

مسیحیان در ایران باستان

تاریخ طولانی و غنیِ حضور مسیحیان در سرزمین‌هایی که تحت کنترل دودمان‌های ایرانی نخست اشکانیان و سپس ساسانیان قرار داشتند احتمالاً به سدهٔ دوم میلادی بازمی‌گردد

اگرچه منابع ما برای این دوره بسیار محدود است، به نظر می‌رسد که در دوران حکومت اشکانیان مسیحیان ساکن در قلمرو آنان از نوعی صلح نسبی برخوردار بوده‌اند

با این حال، وضعیت آنان زمانی که دودمان جدید ساسانی در سال ۲۲۴ میلادی به قدرت رسید، به‌طور چشمگیری تغییر کرد.

تاریخ بعدی مسیحیان در سرزمین‌های ایران با مجموعه‌ای از آزار و سرکوب‌ها همراه بود؛ یا دست‌کم چنین تصویری را ادبیات تولیدشده توسط مسیحیان ایران، مانند «اعمال شهیدان پارسی» که عمدتاً به زبان سریانی نوشته شده‌اند، می‌خواست به خوانندگان خود منتقل کند.

Minov, S. (2020). Memory and Identity in the Syriac Cave of Treasures. Leiden, The Netherlands: Brill.

@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

پوشاک در دوره اشکانی(۲)

تونیک معمولاً با کمربندی شل و نسبتاً پایین، در ناحیهٔ لگن، بسته می‌شد. این کمربندها می‌توانستند نوارهای پهن و ساده، احتمالاً از چرم، باشند یا با تعداد گوناگونی از مدالیون‌ها و پلاک‌های تزئینی آراسته شوند. نمونه‌ای کامل از یک کمربند زرین با طراحی مشابه در شمال افغانستان کشف شده است (Sarianidi). هرچند این منطقه مستقیماً تحت فرمانروایی اشکانیان یا دودمان ارشکی نبود، این یافته به دورهٔ اشکانی تاریخ‌گذاری شده است.

در نیمهٔ دوم دورهٔ اشکانی، در تصاویر و نقش‌برجسته‌ها می‌توان دو گونهٔ متفاوت از تونیک را تشخیص داد. نوع نخست که همراه با کمربندی پهن و مجلل پوشیده می‌شد، دامنی گشاد داشت که نشان‌دهندهٔ پارچه‌ای صاف و نسبتاً خشک بود. این نوع با پوشاک کوشانیان و دیگر گروه‌های وابسته در شرق شباهت‌هایی دارد (Ghirshman؛ Colledge؛ Kawami).

نوع دوم با چین‌های ظریف و نرم و کمربندی باریک شناخته می‌شود و با پوشاک هم‌زمانِ شهر پالمیرا در سوریه ارتباط دارد (Ghirshman). هر دو گونهٔ تونیک در خوزستان ثبت و مستند شده‌اند؛ منطقه‌ای که محل تلاقی مسیرهای بازرگانی شرق و غرب آسیا بود.

مهم‌ترین تفاوت منطقه‌ای که در پوشاک اشکانی مشاهده می‌شود، این است که در بیشتر نواحی غربی پارس، نیم‌تنه یا کت کوتاهِ کمربنددار محبوبیت بیشتری داشت، در حالی که در خوزستان تونیک بلندتر و پرچین‌تر ترجیح داده می‌شد

یکی دیگر از عناصر شاخص پوشاک، طومار یا لوله‌ای بلند و باریک از پارچه بود که بر روی شانهٔ چپ انداخته می‌شد. این پوشش تنها در خوزستان شناخته شده است. این عنصر به‌طور منظم در تصاویر فرمانروایان بر سکه‌های نخستین ایلامِ مستقل (اِلیمایی) که به‌وسیلهٔ دودمان کامناسکیر (سدهٔ یکم پیش از میلاد تا سدهٔ یکم میلادی) ضرب شده‌اند دیده می‌شود و بعدها نیز در پیکره‌ها و نقش‌های همان منطقه مشاهده می‌گردد (Kawami, 1987).

این پوشش هرگز توسط شاهان اشکانی استفاده نشده و بیرون از خوزستان تنها یک‌بار، در بیستون، مشاهده شده است. از آنجا که این پارچه در تصاویر بیشتر بر تن شخصیت‌های دینی و کاهنان دیده می‌شود تا افراد عادی یا سیاسی، آن را نشان یا علامت منصب مذهبی دانسته‌اند. در این صورت، شواهد سکه‌های کامناسکیری نشان می‌دهد که این فرمانروایان خود نیز دارای چنین مقام دینی بوده‌اند (Henning).

خاستگاه این پارچهٔ لوله‌شده روشن نیست. یکی از فرضیه‌ها این است که از پیچ یا حلقه‌ای پارچه مشتق شده باشد که در نقش‌برجسته‌ای از خزانهٔ تخت جمشید، توسط شخصی که پشت سر شاه ایستاده حمل می‌شود (Schmidt)

Kawami, Trudy S.. "CLOTHING iii. In the Arsacid period." Encyclopaedia Iranica. Published December 15, 1992. https://www.iranicaonline.org/articles/clothing-iii/


@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

لوح LXVII. پیکرهٔ مفرغیِ ریخته‌گری‌شده و در اندازهٔ طبیعیِ یک نجیب‌زادهٔ اشکانی از شامی، خوزستان؛ اکنون در موزه ایران باستان، تهران، نگهداری می‌شود. عکس برگرفته از وندن برگه، لوح ۹۲a.

@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

🔸جذب سنت های نظامی اشکانیان در کره


پادشاهی گوگوریو در کره که امروز یکی از ایالات کره به آن نام گذاری شده است، یک پادشاهی باستانی با عمر طولانی بود که شاهد ظهور اشکانیان و جاده ابریشم در زمان آنها بوده، کره نیز از جاده ابریشم سهمی داشته است.
این جاده علاوه بر اقتصاد با خود تبادل فرهنگی نیز به همراه داشته. در مقبره ای معروف به مقبره رقص ( 舞踊塚 ) متعلق به پادشاه امپراتوری گوگوریو (Goguryeo) آثاری از یک گارد ویژه سوار نظام های تیرانداز اشکانی دیده میشود، گسترش این سبک نظامی به کره یک نمونه از تبادل فرهنگی است که میان پادشاهی های مختلف از جمله اشکانیان و گوگوریو صورت گرفته است.


📌گسترش پوشش ایرانی در کره در عصر اشکانیان (بنگرید)

📚| Rosén, S. (2009). KOREA AND THE SILK ROADS. Jones, R. A. (Ed). Centaurs on the silk road: recent discoveries of Hellenistic textiles in western China. p. 9


@ARSACID_CHRONICLE 🏹

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

اشکانیان در نگاه یونانی‌ها و رومی‌ها، مفاهیم شجاعت و بزدلی

تصویر اشکانیان در سنت باقی‌مانده یونانی-رومی پیچیده است. یونانی‌ها و رومی‌ها که برای قرن‌ها در شکست دادن رقیب شرقی خود ناکام ماندند، ناچار بودند مهارت جنگی، شجاعت فردی و موفقیت امپراتوری اشکانیان را به‌نوعی بپذیرند؛ زیرا اشکانیان جنگاورانی نیرومند و موفق بودند که از طریق اقدامات شجاعانه پادشاهان اولیه خود به قدرت رسیدند.

با این حال، هرچند یونانی‌ها و رومی‌ها اشکانیان را به‌عنوان رقیبی نظامی و امپراتوری پذیرفتند، هرگز آنان را هم‌سطح از نظر قومی یا فرهنگی نپذیرفتند. با وجود خشونت در جنگ و موفقیت در تشکیل امپراتوری، اشکانیان همچنان «بربر» باقی ماندند. نویسندگان یونانی و رومی مجموعه‌ای از کلیشه‌های تثبیت‌شده را بر اشکانیان فرافکنی کردند تا «بربریت ذاتی» آنان را برجسته کنند.

در این نگاه، ضعف ذاتی در استقامت، دوچهرگی، تکبر و خشونت، به‌عنوان تعادلی در برابر ویژگی‌های مثبت‌تر آنان عمل می‌کرد. به‌طور کلی، نویسندگان یونانی و رومی یا انگیزه‌ها و کنشگری واقعی اشکانیان را نادیده می‌گرفتند یا کم‌اهمیت جلوه می‌دادند و به‌جای آن از قالب‌های بلاغی و کلیشه‌ای درباره اقوام بربر استفاده می‌کردند.

به همین شکل، کسانی که از اشکانیان شکست می‌خوردند در این روایت یا بزدل معرفی می‌شدند یا قربانی فریب. هرچند سرنوشت مرگبار کراسوس در سال ۵۳ پیش از میلاد در نبرد حران مشهورترین نمونه از این موضوع است.

در نهایت، مفاهیم شجاعت و بزدلی در شکل‌گیری دولت اشکانی نقش پررنگی دارند و همچنان بر درک ما از دستاوردهای اشکانیان اثر می‌گذارند.

Overtoom, N. L. (2020). Concepts of courage and cowardice in the formation of the Parthian state. In J. Finn (Ed.), Brill’s Companion to Courage and Cowardice in Ancient Warfare. Leiden: Brill.


@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

✴️تامغا های سرمتی


Niccolò Manassero, (2013).

@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

✴️یک نمونه تامغا از دوره ساسانی

Niccolò Manassero, (2013).

@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

🔶 توضیحات نیکلاس ماناسرو درباره ریشه تامغا

از اواخر عصر آهن تا اندکی پیش از اسلام، گویشوران زبان های ایرانی در مناطق شرقی اروپا تا مغولستان داخلی در چین زندگی میکردند و از نماد ها و سنت های مشترکی استفاده میکردند، یکی از آنها تامگا بود، بنظر می‌آید که این واژه از یک واژه ترکی آمده است، و احتمالا به این دلیل که پس از ایرانیان در بین ترک‌ها، مغول‌ها، قزاق‌ها و حتی اسلاوها رواج یافت، این لفظ امروز رایج و مقبول گردیده‌است؛ امروز مغولستان و قزاقستان همچنان سنت استفاده از تامغا را حفظ کرده اند، به طوری که محققان می‌توانند انتقال و تغییرات آنها را در طول نسل‌ها در آنجا مطالعه کنند (وادینگتون ۱۹۷۴).

با اینکه لفظ تامگا به طور قراردادی برای مطالعه بر روی نمونه های هخامنشی، اشکانی، ساسانی و... در ایران باستان پذیرفته شده و بکار میروند شاید صحیح باشد محققین برای مردمان ایرانی استپ و ایران که پیش از ترکان از آن استفاده می‌کردند، بجای اصطلاح ترکی «تامغا» از اصطلاح پارسی «نشان» (nišān) استفاده کنند.


از طرفی دیدگاه جالبی وجود دارد که ریشه کلمه «تامگا» را به طور احتمالی در زبان آلانی جستجو میکند، زبانی ایرانی که مستقیماً از زبان سکایی-سرماتی قدیمی‌تر گرفته شده و بنابراین به خانواده زبان‌های ایرانی شرقی تعلق دارد. به گفته ورنادسکی (۱۹۵۶، صفحه ۱۸۹)، «تامگا» از اصطلاح آلانی «damyghœ» به معنای «نشان قبیله» گرفته شده است که به نوبه خود با کلمه «dœ myg» به معنای «اسپرم شما» مرتبط است. و در نتیجه این کلمه به وضوح به روابط خانوادگی و خونی مربوط می‌شود. علاوه بر این، اخیراً ریشه قدیمی‌تری برای کلمه "تامگا" پیشنهاد شده است (پرین ۲۰۱۰، ص ۲۴، شماره ۱): وام‌گیری از یک واژه دگرگون شده یونانی، در نهایت فارغ از منشأ واقعی این واژه، تامگا برای نشانه گذاری در زمینه‌های هویت و روابط خونی، مالکیت و مدیریت بکار می‌رفت
.

🔖نمونه هخامنشی
🔖 نمونه ساسانی
🔖نمونه اشکانی
🔖نمونه سرمتی
🔖هیسپائوسین

📌برگرفته از مدخل مقاله نیکلاس ماناسرو درباره تامغا های دوره اشکانی


📚| Manassero. N. (2013). TAMGAS, A CODE OF THE STEPPES. IDENTITY MARKS AND WRITING AMONG THE ANCIENT IRANIANS, The Silk Road 11, p. 60.


@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

آیا ساسانیان میراث اشکانیان را نابود کردند ؟

مقاله از دکتر مهرداد قدرت دیزجی

🕯سخن ادمین: ادعای نابودی میراث اشکانیان توسط ساسانیان به طور پیوسته خیلی کلی، و فاقد هرگونه دقت کامل به محتوا دقیق منابع بررسی شده است؛ در این مقاله دکتر دیزجی به خوبی این دیدگاه تکراری و ضعیف را به چالش کشیده اند.

@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

🔻رویکرد یوسف فلاوی برای روایت جان هیرکانوس: تلاش برای توجیه همدستی با اشکانیان و خیانت به آنتیوخوس ؟

مسلم است که لشکرکشی فاجعه‌بار سیدتس و سرنوشت بسیاری از مردانش که در ایران اسیر شدند، در دوران باستان به طور گسترده شناخته شده بود. برخی از منتقدان بدبین رومی یوسف فلاوی، درست در زمانی که خود یوسف و‌ یهودیان متهم به همدستی با اشکانیان علیه امپراتوری روم بودند، می‌پرسیدند که چرا او شکست سیدتس توسط اشکانیان را از اثر خود حذف کرده است، آیا او خیانتی را پنهان می‌کرده؟

یوسفوس تصمیم گرفت آن را در کتاب بعدی خود یعنی «آثار باستانی» توضیح دهد. او با نقل نویسندگانی چون نیکولاس دمشقی و با استفاده توجیه دینی ادعا می‌کند به دلیل جشن پنطیکاست یهودیان مجاز به سفر و همراهی سلوکیان نبودند و در نتیجه اصلا توسط اشکانیان اسیر نشدند!


پس از شکست دادن اینداتس، سردار اشکانی، و برپایی بنای یادبود پیروزی در رودخانه لیکوس، آنتیوخوس به درخواست هیرکانوس یهودی، به دلیل جشن اجدادش که در طول آن یهودیان از سفر منع شده‌اند، دو روز در آنجا ماند."
یوسف با نقل عبارات بالا از دمشقی ذکر می‌کند که حرف دمشقی اشتباه نیست زیرا واقعا جشن پنطیکاست پس از سبت فرا رسیده بود و یهودیان مجاز به سفر در روز سبت یا در یک جشن نبودند. این روایت مبهم حاکی از آن است که سیدتس و ارتشش مجبور بودند هیرکانوس و یهودیان را پشت سر بگذارند و تنها به سراغ اشکانیان بروند. اگرچه ممکن است سیدتس قبل از اینکه هیرکانوس و افرادش بتوانند به لشکرکشی بپیوندند، کشته شده باشد، اما شاید محتمل‌تر باشد که هیرکانوس صرفاً سیدتس را رها کرده باشد. این امر ناپدید شدن مرموز ارتش حشمونیان از داستان را توضیح می‌دهد. یوسفوس اقدامات بیشتر هیرکانوس در ایران را توضیح نمی‌دهد. او صرفاً می‌نویسد که به محض دریافت گزارشی مبنی بر کشته شدن سیدتس در نبرد، از غیبت ارتش سلوکی برای شروع یک سری فتوحات موفق در آن سوی رود اردن، در سامره و در ادومه استفاده کرد تا مقدار بی‌سابقه‌ای از قلمرو را به دولت حشمونیان اضافه کند. اما بنظر می‌آید که یوسفوس شرح مختصر و بسیار گمراه‌کننده‌ای از فتوحات نظامی بعدی هیرکانوس ارائه داده است. او ممکن است این کار را کرده باشد تا از اشاره به استفاده هیرکانوس از دین برای خیانت به سیدتس خودداری کند. جای تردید است که هیرکانوس قصد بازگشت به لشکرکشی را داشته باشد. او احتمالاً سیدتس و افرادش را در سرزمین دشمن رها کرده است.

📚| Atkinson, K (2016). A HISTORY OF THE HASMONEAN STATE Josephus and Beyond. pp. 63-67.


@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

🔻روایت رها کردن آنتیوخوس هفتم توسط بنیانگذار دولت حشمونی در نبرد با اشکانیان

درست در زمانی که آنتیوخوس هفتم اورشلیم را محاصره کرده بود، فرزند مهرداد اول ( فرهاد دوم) به ادامه سیاست پدر خود یعنی به پیش روی در قلمرو سلوکیان پرداخت. احتمالاً او تصمیم گرفت که از محاصره طولانی مدت اورشلیم توسط سیدتس برای الحاق قلمرو سلوکی بیشتر استفاده کند. این تهدید سبب شد آنتیوخوس هفتم سیدتس به صلح با جان/یحیی هیرکانوس(حاکم اورشلیم و بنیانگذار دولت حشمونی) روی بیاورد و ارتش یهودی را برای نبرد با اشکانیان مجبور کند، با اینحال پس لشکرکشی فاجعه‌بار سیدتس که همراه با مرگ او و اسارت لشکریانش در ایران اتمام یافت، یحیی کاملا آزاد باقی ماند! یوسف فلاوی نویسنده یهودی نیز این لشکرکشی را از اثر خود حذف کرد، که این زمینه شک به همدستی یهودیان با اشکانیان توسط رومیان شد؛ در ادامه یوسف فلاوی در اثر بعدی خود تلاش کرد غیبت یهودیان را به دلیل یک تعطیلات دینی توجیه کند.


📚| Atkinson, K (2016). A HISTORY OF THE HASMONEAN STATE Josephus and Beyond. pp. 63-67.


@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

🔶خنجری با سردیس بلاش اول در مقبره سرمتی

تریستر در مقاله خود به یک خنجر دسته عاجی با سردیس پادشاه اشکانی( احتمالاً بلاش اول) یافت شده در مقبره شماره ۱ تپه تدفین شماره ۱۸/۱۹۸۹ در گورستان کراسنوگوروکا-III در مجاورت آزوف (مربوط به نیمه اول قرن دوم میلادی) اشاره می‌کند. این خنجر نیز بمانند نمونه های دیگر، احتمالاً یک غنیمت یا یک هدیه سلطنتی از سوی اشکانیان برای سرمتی های شمال قفقاز بوده است.

📚| Treister, M. (2021). Parthian Carved Ivory from the Burials of the Nomads of Asian Sarmatia. German Archaeological Institute, Berlin.



@Arsacid_chronicle

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

این پست کانال دوست ارجمندم، فرزاد عزیزم را به زبان پهلوی ترجمه کردیم:

/channel/Arsacid_Chronicle/9309

ترجمه از دری به Pārsīg توسط #فرنام و #خسرو‌؛ متحدترین تیم دونفره تاریخ:

zofrtar nigāh-ē ō Aškānān wazurgīh hamišn: passāxt ī pargandag ud kišmakišēnāg ayāb pōyāg?

dānēm kū Aškānān xwadāyīh, wazurgī-dastgāh winjēnīd ī was zōrīg ud tuwānīg kē-š meh dūdagān (nāmcišt pad Ērānšahr burzbūmān) zamīg ud dastgird ī frāx dāšt, gyāg kū sahēd kū-šān wēš ud kem xwadkāmag ud pad xwēš āhang tuwān būd warzīd. ēn wazurgān abāg mowān, nišastgāh-ē ī brīngar passāxt kē pad ēwcōn paywastān ī pad pāyag padisār, ēk andar did ud Šāhān-Šāh ēwgānag būd hēnd u-šān pad pastāg ī xwēš, amar bandagān būd. dūdag ī framūdār ē Aškānān abāg ēd kū pad aɣr ī ēn passāxt būd, bē xwad-iz pad bastagīh ī hamkārīh ī abārīgān dūdag ī wazurgān būd. padisāy baxr-ē nōgēwēn srawēnišn ud padiškal nē hangārišn kū miyān Šāh ud wazurgān, mādayān asāzīh ud saxt kišākiš-ē āfīd, bē šōnīhā hazōšān ud hamēstārān ī nūnēn framūdār pad aɣrīpāyag wazurgān būd hēnd ud šōnīhā wisp andarkār nēmagzīg agumān pad hamkārīh-ē ī abēdān ud pōyāg, wispān hamsūdīh rāy, sūdbar būd hēnd. nē tuwān hangārd kū mādayān asāzīh miyān šāh ud wazurgān būd hād; bē šāhīh rāyāgīh pad sūd-čit būd ī wizīdagān ī āwāmzīg ud dēnwar ī xwēštan-sūd pad andarīg āšt ud ōstīh. ēn cim rāy, wazurgīh-ē ī zōrīg nē pad cim būd ī Aškānān pādixšāyīh nizōrīh, ci abēd būd šāhīh sūdān ud ahangōnīh paymānīgīh.

Stefən Hauzər nēk nimūdag kū amaragānīhā Aškānān andarīg āyōz pad-dūr kem az ān ast būd ci bāstān hangārd. az sōg-ē sahēd kū Aškānān dar, kē mādayānīhā pad Tēsifōn winīrd, gyāg būd ī wazurgānīg spardišn, kū Šāh šāyist warnām ud padixšar ud pāyagān ī nē pad dūdag raēxnīg būd hēnd, ā-š awiš baxšād. az ēd rāy, ēwgānagīhān šāyist bawīhist ud spardišnīg būd. hanišn ī Aškānān ān ī purr-xwāstag Miyānrōdān nazd ō miyān ī didom sadag ī pēš-Yīšō az Selūkānān urwaēs-ē būd, ci šahrān ī was rēw ud šahrestānīg miyān Hufrāt ud Diglit, nūn pāyaggāh ī xwadāyīh zōr bē būd anānd. ēwāz az ēn zamān frāz būd kē framūdār xwad “Šāhān Šāh” xwand u-š šāyēdīhā mizdwarān grāmag tuwān būd abgārd. abāg ēn stād, mehtar raškarbarišnīh rāy, darbār nūn-z abar wazurgān harg grād ud ēd ahanūz mādīg būd.

harwcōn ē-z gōwišn kū ēn wazurgān padišgar kunāg pad payrām ī Aškānān franamišn pad Hufrāt dōšastar-marzān būd hēnd, ōyšān ō ēn jahišn jastagīh nē frāzāhang būd hēnd, ci wistarišn ī ēdōn istem nē-šān pad dūdag sūd, ī-šān zōr-bungāh mādayān pad Ērānšahr burzbūmān nibast būd, bē pad sūd ī Aškānān xwad būd ud tarāzišn frehbūdīhā pad sūd ī Šāh padīrag awēšān wardēnīd hē. ēn xīr gyāggāh ī wizīdagān ud padiš bar, andarīg āšt uzwist. tagān ciyōn ān ī Pakōr ō Hrōmīgān pad āwām ī Wērōd ī fradom juttar jādag būd, ci imīn tag rōbbar andar būd ī widārdag ī hambaxšišnīg. az ān sōg, sahēd hanišnān ī Farāt-dōšastar šāh rāy ašāy būd. nē ēn cim rāy kū Šāh wazurgān-nišānd būd, bē-š cim ēd kū-šān frehbūd-zōrīh ī tāg ud taxt abāz xwāst dāšt. agar Aškānān Asūrestān bunxānān dastras būd hē, tuwān-šān būd hē pad yāzišn ī xwēš wazurgān āšād tuxšīd. az Miyānrōdān hanišn abāz, Šāhān padišān šnāsēnišn rāy Hellēnistīg xwadāyīh zahāgān yōžīd būd; bē wazurgān nē abāyist hē pahikasīd kū Aškānān rāstīhā Selūkānān pasāgrīw hānd ud xwadāyīh ī ēkrāst abar wazurgān šahrān winārānd; pad ēn sān Aškānān wistarišn ō dōšastar rōn pad Hufrāt zambān az wazurgān juddādestānīh nē kirdīhist.

ka Sāsānagān pad šahr ēstād hēnd, passāxt ī-šān pad fradomīh nāmcišt wizih abāg ān ī Aškānān nē būd, nē abd sahēd kū frahist Aškānān wazurgān pēš ayāb pas az andarīg jang, abāg Sāsānagān padisārīgīh sāxt u-šān xwēš pāyag tuwān būd pād. axšēndišn-rām ud ōstīh ī Sāsānagān bawēnīd aōn padišgar ud padīriftag būd ī wahānīd Pahlawīg wazurgān padīrānd Sāsānagān pad pasēn pasāgrīwīh ī xwadāyīh ī panj-sadag-humānāg ī Aškānān.

Pārsīg-wizārān: #Husraw_ud_Farrnām

مترجمان زبان پارسیگ: خسرو و فرنام

#زبان_پهلوی
#احیای_پارسیگ

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

🔶آرای ولسکی درباره بازیابی جایگاه اشکانیان در سلسله های ایران باستان


بسیاری از پژوهشگران تمایل دارند فقط به دوره‌های هخامنشی-ساسانی اهمیت دهند و آنها را به عنوان نمایندگان فرهنگ ایرانی در نظر بگیرند، اما امروزه دیگر دلیلی وجود ندارد که اشکانیان را بیگانه از سنت اصیل ایرانی و جدا از تداوم دو سلسله دیگر بدانیم، با اینکه در آغاز صرفاً کوچ‌نشینان ایرانی با یونانی مآبی نسبی بودند، اما در قرن اول ق.م از اهمیت جایگاه بزرگ خود آگاه شدند، در نتیجه به دنبال ابزاری رفتند که بتواند به آنها هویتی متمایز بدهد، درنتیجه شیفته جذب و تداوم بخشی به گذشته باشکوه ایران، که تقریباً دو قرن رها شده بود رفتند. آنها از سنت‌های هخامنشیان الهام گرفتند و آنها را برنامه خود قرار دادند. شایستگی اصلی اشکانیان توانایی آنها در جستجو و یافتن مسیر درست برای دنبال کردن بود و این گواه ظرفیت‌های فکری حاکمان اشکانی است.

📚| Wolski, J. (1966). LES ACHIPMINIDES ET LES ARSACIDES Contribution a I'histoire de la formation des traditions iraniennes. Syria, T. 43, Fasc. 1/2, Institut Francais du Proche-Orient. pp. 65-89.


@Arsacid_Chronicle

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

پوشاک در دوره اشکانی(۳)

پاپوش رایج این دوره، چکمه‌هایی از چرم نرم بود که ادامهٔ سنتی شناخته‌شده از دورهٔ هخامنشی به شمار می‌رفت. با این حال، در نقش‌برجسته‌های آپادانای جمشید، نمونه‌های هخامنشی این چکمه‌ها تنها بر پای نمایندگان سرزمین‌های شمال‌شرقی دیده می‌شوند.

این تصاویر نشان می‌دهند که منشأ این نوع پاپوش در همان مناطقی بوده که دودمان اشکانی از آنجا برخاست. سادگی این چکمه‌ها اجازهٔ تشخیص بسیاری از جزئیات کاربردی را نمی‌دهد؛ تنها تفاوت‌هایی در ارتفاع ساق چکمه و گاه استفاده از بندهایی با سگک‌های تزئینی برای محکم کردن پارچهٔ آزاد در ناحیهٔ مچ پا دیده می‌شود.

نمونه‌هایی از این سگک‌ها در محوطهٔ اشکانی تیلگا تپه در شمال افغانستان کشف شده‌اند، اما تاکنون نمونه‌ای از آن‌ها در خود پارس شناخته نشده است. همچنین بندهای متعدد که در برخی تصاویر هخامنشی دیده می‌شوند، در هنر اشکانی نمایش داده نشده‌اند.

پوشاک زنان

زنان به‌ندرت در نقش‌برجسته‌های اشکانی به تصویر کشیده شده‌اند. به نظر می‌رسد پوشاک اصلی آنان از جامه‌ای بلند و گشاد تشکیل می‌شد که در کمر با کمربند بسته می‌شد و تا مچ پا امتداد می‌یافت. این جامه با چین‌های فراوان و ظریف آراسته بود.

تفاوت اصلی این پوشش با تونیک مردانهٔ گشاد، تنها بلندی بیشتر آن بود. عنصر دوم پوشاک زنان، روبندی یا پوششی برای پشت سر بود. چنین پوشش‌هایی از دورهٔ هخامنشی تا دورهٔ اشکانی در سراسر خاور نزدیک و نواحی اژه رواج داشتند.

احتمالاً پاپوش زنان نیز مشابه مردان بوده است، اما شمار اندک تصاویر باقی‌مانده از زنان آن‌قدر محدود و ساده است که نمی‌توان دربارهٔ جزئیات آن با اطمینان بیشتری اظهار نظر کرد

Kawami, Trudy S.. "CLOTHING iii. In the Arsacid period." Encyclopaedia Iranica. Published December 15, 1992. https://www.iranicaonline.org/articles/clothing-iii/


@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

خونگ اژدر
نگاره شاهنشاه مهرداد بزرگ یکم اشکانی و کامناسکیر دوم پادشاه الیمائی
———————————

https://www.instagram.com/p/DZQNBUEDTgj/?img_index=7&igsh=ZTZoZ29objQ0aHMx

—————————-
@AshkaniPodcast

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

لوح LXVIII. نقش‌برجستهٔ سنگی از بردِ نشانده، خوزستان، که اکنون در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود. عکس از تی. اس. کاوامی.

@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

پوشاک در دوره اشکانی(۱)

پوشاک مردانه: متمایزترین پوشش دورهٔ اشکانی، شلوار (šalwār) بود که از پارچه‌ای نسبتاً ظریف ساخته می‌شد و تا مچ پا به صورت چین‌های بیضوی فرو می‌افتاد (Kawami, 1987). در قسمت مچ، لبه‌های شلوار گاه به‌طور محکم بسته می‌شد یا درون چکمه فرو می‌رفت. برخی پژوهشگران پیشنهاد کرده‌اند که در بعضی از پیکره‌های اشکانی، از جمله تندیس مشهور مفرغی شامی در خوزستان (الیمایی باستان)، آنچه به‌عنوان شلوار نمایش داده شده در واقع ساق‌پوش‌های چرمی بوده که برای محافظت هنگام سواری استفاده می‌شده است. با این حال، «شاهزادهٔ شامی» واقعاً ساق‌پوش‌هایی از ماده‌ای نامشخص بر تن دارد، اما این ساق‌پوش‌ها روی شلوار پوشیده شده‌اند، نه به جای آن. افزون بر این، حالت نرم و افتان پارچه بیشتر یادآور پارچه‌ای لطیف است تا چرم.

نوع دوم شلوار دارای چین‌های عمودی و تیز بود. استحکام ظاهری این چین‌ها و پهنای قابل‌توجه آنها نشان می‌دهد که احتمالاً از پارچه‌ای ضخیم مانند پنبه، کتان یا پشم ساخته می‌شد. نوع سوم تنها بر روی نقش‌برجسته‌ای از بردنشانده در خوزستان دیده می‌شود؛ در آنجا شلوارهایی با چین‌ها یا چروک‌های افقی به تصویر کشیده شده‌اند. شلوارهای دارای چین‌های بیضوی یا چین‌های عمودی در نقش‌برجسته‌های هخامنشی تخت جمشید دیده نمی‌شوند. اما نوع سوم در پوشش هیئت بلخی بر نقش‌برجسته‌های آپادانای تخت جمشید مشاهده می‌شود که احتمال منشأ شمال‌شرقی این پوشش را مطرح می‌کند.

دو نوع جامهٔ آستین‌دار همراه با شلوار پوشیده می‌شد: یکی نیم‌تنه یا جاکتی چسبان که از جلو بسته می‌شد، و دیگری تونیکی گشاد که شکاف یا دهانهٔ مشخصی نداشت. هر دو با کمربند بسته می‌شدند و هم در تصاویر شاهان و هم افراد عادی دیده می‌شوند.

کهن‌ترین گونهٔ این جاکت به نمونه‌های هخامنشی شباهت داشت و در آشورِ میان‌رودان شمالی در اوایل سدهٔ نخست میلادی ثبت شده است. این پوشش، جامه‌ای کوتاه تا روی لگن بود که به صورت مورب روی سینه پیچیده می‌شد و به‌وسیلهٔ کمربندی باریک در کمر محکم می‌گردید. چنین لباسی برای فعالیت‌هایی مانند شکار سواره مناسب بود، زیرا چین‌های آزاد مانع حرکت نمی‌شدند. این نوع جاکت در پیکره‌های خوزستان، سکه‌های شاهان اشکانی و تصاویر افراد غیرسلطنتی دیده می‌شود.

گونه‌ای مرتبط با آن، بالاپوشی بلند تا زانو بود که از جلو باز می‌ماند و تونیک زیرین را نمایان می‌کرد. این جامه نیز در بسیاری از تصاویر هخامنشی شناخته شده است. با این تفاوت که در نمونه‌های هخامنشی، همواره به صورت آزاد روی شانه‌ها انداخته شده و آستین‌های آن در دو طرف بدون استفاده آویزان است. حتی یک پوستین متعلق به سده‌های پنجم تا چهارم پیش از میلاد باقی مانده که آستین‌های آن آن‌قدر تنگ بوده‌اند که عملاً نمی‌توانسته‌اند پوشیده شوند.

تصاویر اشکانی این بالاپوش اندکی متأخرتر از تصاویر جاکت کوتاه و چسبان هستند. در ایران، این پوشش تنها در بردنشانده دیده می‌شود؛ جایی که هم شاه اشکانی و هم همراهانش آن را بر تن دارند. اما بیرون از ایران، این جامه در تصاویر شاهانه از هترا در میان‌رودان تا قلمرو کوشانیان در سرزمین‌های امروزی پاکستان و افغانستان به‌خوبی مستند شده است.

دومین گونهٔ اصلیِ پوشاک آستین‌دار، تونیک بلند بود که یا زیر کتِ باز پوشیده می‌شد یا که رایج‌تر بود به‌تنهایی مورد استفاده قرار می‌گرفت. بیرون از ایران، این تونیک‌ها گاه با نقش‌های لوزی‌شکل در سراسر پارچه تزئین می‌شدند؛ نقشی که بر روی شلوارها نیز دیده می‌شد. تونیک‌های ایرانی با نوارهایی در ناحیهٔ مچ‌ها و یقه آراسته می‌شدند که احتمالاً گلدوزی یا بافت تزئینی داشتند. گاهی نیز یک تا سه نوار تزئینی در جلوی جامه از بالا به پایین امتداد می‌یافت که یادآور تونیک‌های آراستهٔ اواخر دورهٔ هلنیستیِ مدیترانه بود (Kawami, 1987؛ Trilling)

Kawami, Trudy S.. "CLOTHING iii. In the Arsacid period." Encyclopaedia Iranica. Published December 15, 1992. https://www.iranicaonline.org/articles/clothing-iii/


@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

🔶جمشید بر روی جام اشکانی ؟

ریتون شماره ۸ در نسا ( با تاریخ گذاری فرضی سده نخست ق.م) شخصیت اورفئوس را با ساز دهنی کارنیکس در حال نواختن نزدیک چند حیوان نشان می‌دهد. دلایلی وجود دارد که به دلیل همسانی میان اورفئوس و یمه (جمشید)، از اوفئوس برای تجسم جمشید استفاده شده باشد.

در این مقاله ماناسرو نشان می‌دهد که اورفئوس در اینجا ساز کارنیکس دارد، درحالی که برخلاف تصویر مورد بحث، در روایت اساطیری یونانی خود، همواره یک ساز زهی چنگ(لیر) داشت که آپولو به او بخشیده بود، او با تکیه بر خوانش کلنز مبنی بر اینکه در تعدادی از متون اوستا ذکر شده که جمشید با نواختن ساز ذهنی، حیوانات را به سمت صدای ساز هدایت می‌کند، استدلال می‌کند این تصویر متعلق به جمشید است. لاورگرن در بررسی خود نشان داده ساز دهنی آمودریا صدای گاو ماده را در حال جفت‌گیری را برای به دام انداخته نر ها ایجاد می‌کرده است، چیزی که با روایت کلنز و تصویر جام مطابقت دارد. در واقع از ویژگی‌ رایج هنر اشکانی چنین است که ایزدان ایرانی را با همتای یونانی خود به نمایش درآورد.


📚| | Manassero, N. (2011). A Celtic track in Parthian Nisa. pp. 80-81.


@Arsacid_chronicle

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

✴️تامغا هیسپائوسین بنیانگذار دودمان پارسی میشان و جانشینش اپوداکوس


📚| In DE ZILVEREN MUNTSLAG OP NAAM VAN HYSPAOSINES (132/1 -121/0 V.CHR.) EN ZIJN OPVOLGER APODAKOS (112/1 – 103/2 V.CHR.), KONINGEN VAN CHARACENE. By Patrick Pasmans.



@Arsacid_chronicle

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

✴️تامغا های دوره اشکانی از مهر های نسا


📌بعضی از این نماد ها در دوره ساسانی نیز حفظ شدند و توسط دودمان ساسانی استفاده شدند

Niccolò Manassero, (2013).

@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

✴️تامغا های هخامنشی در آناتولی

Niccolò Manassero, (2013).

@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

📌رویکرد سیاسی اردوان دوم در مرزهای غربی شاهنشاهی اشکانی

امین بابادی
امیرعباس صفی‌زاده

@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

🔻اشاره لوح بابلی به همسر و خواهر شاه

می‌دانیم که تقریبا هیچ گزارش قابل توجهی از سلطنت ارد اول در ادبیات کلاسیک رومی-یونانی نداریم، اما الواح بابلی می‌توانند تا حدی به درک و اوضاع سیاسی و بازسازی حکومت او کمک کنند، از موارد جالب در کتیبه های بابلی که آثار آنها را متعلق به ارد اول میداند، اشاره به ایسپوبرزه خواهر و ملکه پادشاه است (رسمی رایج در دوره هلنی و سنت ایرانی خویدودث/Xwaētwadaθ).

📚| Assar, G. F. (2006). AREVISED PARTHIAN CHRONOLOGY
OF THE PERIOD 91-55 BC
.parthica, No, 8. pp. 75-76.


@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

🔻روایت لشکرکشی آنتیوخوس هفتم/سیدتس به سوی اشکانیان


فرهاد دوم پس از به تخت نشستن مایل به ادامه سیاست پدرش مهرداد اول یعنی حمله به بقایای سلوکیان بود. او تصمیم گرفت که از محاصره طولانی مدت اورشلیم توسط سیدتس برای الحاق قلمرو سلوکی استفاده کند؛ این تهدید سبب شد آنتیوخوس هفتم سیدتس به صلح با جان هیرکانوس برود و اورا مجبور به همراهی در نبرد با اشکانیان کند، لشکرکشی سیدتس یک اقدام خطرناک بود. به گفته دیودور سیسیلی در بهار به سمت اشکانیان لشکرکشی کرد و ظاهراً فرهاد دوم فرستادگانی را برای بحث در مورد شرایط صلح فرستاد. آنتیوخوس خواستار آزادی برادرش و واگذاری سرزمین های ایران، و پرداخت خراج به عنوان غرامت جنایات گذشته اشکانیان علیه امپراتوری سلوکی شد. فرهاد دوم از این خواسته‌ها عصبانی شد. دیودوروس سیسیلی ادعا می‌کند که همراهان سیدتس از او التماس کردند که برای خنثی کردن تهدید سواره نظام اشکانی به کوه‌ها پناه ببرد. سیدتس ظاهراً آنقدر به موفقیت خود اطمینان داشت که حتی تعداد زیادی از افراد غیرنظامی نزدیک خود را همراه کرده بود برد[جهت استقرار بعد پیروزی]. این امر او را آسیب‌پذیرتر کرد زیرا حرکت ارتش او را در زمین‌های دشمن کند می‌کرد. با این وجود، سیدتس در ابتدا عملکرد بسیار خوبی داشت. به گفته یوستین، او در سه نبرد پیروز شد و اشکانیان را مجبور به فرار از از میان رودان به سمت فلات ایران کرد؛ افرادش شروع به لقب «کبیر» به او کردند. این عنوان برای یادآوری همنام او، آنتیوخوس سوم که پارت و بلخ را بازپس گرفته بود، در نظر گرفته شده بود. این پیروزی‌های اولیه، سیدتس را متقاعد کرد که هرگونه مذاکره با اشکانیان را رد کند و از آنجایی که تاکنون پیروز میدان بوده، به تهاجم خود ادامه دهد.


یوستین می‌گوید که فرهاد برای جلوگیری از پیش روی آنتیوخوس، زندانی سابقا پادشاه، یعنی دمتریوس دوم (که او نیز برادر سیدتس بود) را آزاد کرد به این امید که او به سوریه بازگردد و جنگی داخلی را آغاز کند که سیدتس را مجبور به عقب نشینی کند. این ترفند ناموفق بود؛ سیدتس به پیشروی خود ادامه داد و قبل از اواخر تابستان در ژوئیه/آگوست ۱۳۰ ق.م (S.E.B. 182) به بابل رسید و در سال ۱۲۹ قبل میلاد (S.E.M. 183) برای جشن گرفتن پیروزی خود، یک سکه برنزی در آنجا ضرب کرد. او تقریباً از ژوئیه ۱۳۰ ق.م تا اکتبر ۱۲۹ ق.م در شهر ماند. مشخص نیست که این لشکرکشی چگونه به پایان رسید. یوستین اشاره می‌کند که سیدتس سربازان خود را برای زمستان در سراسر منطقه مستقر کرد و مردم محلی را مجبور به تهیه آذوقه برای آنها نمود. احتمالاً این افراد، یونانی‌های محلی ساکن در شهرک‌های تحت حکومت اشکانی بودند که او آنها را مجبور به کمک به خود کرده بود. طبق روایت یوستین، رفتار توهین‌آمیز سربازان سلوکی باعث شورش مردم محلی شد. سیدتس که قادر به تهیه آذوقه نبود، مجبور شد افراد خود را در سراسر حومه شهر پراکنده کند. این امر ارتباط بین واحدهای او را تقریباً غیرممکن کرد. اشکانیان از وضعیت نامطلوب سیدتس استفاده کردند و حمله نهایی خود را آغاز کردند. سکه‌هایی که به نام سیدتس در سوریه ضرب شده‌اند و مربوط به سال ۱۲۸ پیش از میلاد هستند، نشان می‌دهند که او در پاییز ۱۲۹ ق.م کشته شده است. خبر مرگ او تا پس از پایان سال بعد به پادشاهی سلوکی نرسید، زمانی که آخرین سکه‌های حاوی نام او ضرب شدند. مشخص نیست که او چگونه درگذشت. دیودوروس سیسیلی صرفاً بیان می‌کند که فرهاد دوم ۳۰۰۰۰۰ نفر از افراد سیدتس را کشت. به گفته یوستین فرهاد برخی از سربازان سلوکی را اسیر کرد و آنها را مجبور کرد تا به عنوان سرباز وظیفه در ارتش خود برای جنگ با سکاها خدمت کنند. با اینحال یحیی هیرکانوس زنده ماند و به سرزمین خود برگشت!


📚| Atkinson, K (2016). A HISTORY OF THE HASMONEAN STATE Josephus and Beyond. pp. 63-67.


@ARSACID_CHRONICLE

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

با درود فراوان

لازم به رفع یک سوءتفاهم درباره بعضی پست های کانال می‌باشد که مایلم مختصر صحبت کنم...

من مالک اصلی کانال مسئول تمامی پست های دوره اشکانی هستم، اما عزیزان زیادی در این راه به ما کمک رسانده اند ...

بسیاری از اساتید بزرگ که در گپ حضور دارند سبب شدند من نگاهی عمیق تر به مقالات البریخت، آثار، لوتر و... داشته باشم و از این عزیزان بسیار آموختم. منتها یک مسئله حاشیه ای که بار ها دیده ام با برداشت اشتباه در بعضی گروه ها پیرامون کانال مطرح می‌شود را مایل هستم کامل شفاف کنم.

در گذشته، این کانال ادمین دیگری هم داشت که از دوستان بسیاری قدیمی و نزدیک من بودند، ایشان یعنی ابوالفضل، نقش مهمی در پست هایی با تمرکز بر مزدیسنا، زبان شناسی، ریشه شناسی قوم و ژنتیک داشت(تقریباً ۹۹ درصد چنین پست هایی از ایشان بودند و تمرکز من غالباً بر اشکانیان بود). متاسفانه به دلیل مسائلی کاملاً شخصی و اختلافاتی شدید، من ارتباطم با ایشان را برای همیشه قطع کردم و ایشان هم دیگر در کانال و گروه نیست. بعضی از عزیزان مدعی هستند ایشان تقاضای حذف پست هایش را کرده که با پیگیری مشخص شد صحت ندارد و ایشان خواهان حذف فعالیت سابقش نیست. برخی دیگر اصرار دارند دستکم در کانال یکبار گفته شود که چنین پست هایی حاصل تلاش این دوست ما هستند، تا زحمات ایشان در این چند سال بی ارزش و فراموش نشود که به خواسته آنها احترام گذاشتیم.

از دوست سابق مان ابوالفضل با وجود تمامی کدورت ها و اختلافات، بابت فعالیت هایی که به مدت چهار سال داشتند تشکر میکنم، و همچنین به عنوان یک دوست سابق چهار ساله برای ایشان آرزوی موفقیت و آرامش میکنم. بنابراین فکر میکنم با این توضیحات مختصر دیگر حرفی برای بعضی حاشیه ها باقی نمی‌ماند‌‌....

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

🔻نگاره پادشاه اشکانی در یک گورستان در روسیه

آثار متنوعی از گورستان های سرمتی-سکایی وجود دارند که در کارگاه های ایرانی از دوره های هخامنشی،اشکانی و ساسانی تولید شده اند؛ بعضی آنها شمایل نگاری شاهان را نشان داده اند، برای مثال این کنده‌کاری عاجی از گورستان شماره ۱ (تپه تدفین ۱/۲۰۰۳ در محل گورستان گورلی-۱ از ساراتوف روسیه) یافت شده، چهره یک پادشاه اشکانی با یک ملکه را به نمایش می‌گذارد که هردو شمایل رایج مردان و زنان سلطنتی را به تصویر می‌کشیدند،


🏛️ محل نگهداری: مجموعه موزه محلی لور در انگلس در روسیه (شماره ثبت ۱۵۳۵۵).

📌عکس از میخائیل تریستر (گرفته شده در سال ۲۰۱۵).


📚| Treister, M. (2021). Parthian Carved Ivory from the Burials of the Nomads of Asian Sarmatia. German Archaeological Institute, Berlin.


@Arsacid_chronicle

Читать полностью…

تاریخ اشکانیان | ARSACID CHRONICLE

🔻جایگاه ایزد بهرام/ورهرام زرتشتی در پادشاهی میشان و نگاهی به نقش اشکانیان در گسترش فرهنگ ایرانی در میان رودان سفلی


پانتئون و آیین بومی میشان به ایزد نرگال پیوند خورده بود که با ایزد ایرانی بخت و اقبال، وهرام (ورثرغنه) ایرانی و هرکول یونانی نمایش و یکی دانسته می‌شد. بر اساس سکه های حکام میشان تجسم اصلی این ایزد در آیین میشان یک ایزد نشسته بر روی تخت بوده است¹. اما این ایزد چه جایگاهی در دربار شاهان میشان داشت و چگونه عناصر ایرانی آن نسبت به یونانی و سامی غالب شدند؟

🔻سکه ها و متون آرامی ؟

لوپیری معتقد بود ایزدی که برای سه قرن و نیم بر روی سکه های حاکمان هیسپائوسین در خاراکنه تجسم شده، در واقع همان ایزد بهرام بود و در معابد سلطنتی مورد توجه بود. بعد ها ایزد بهرام به طور صریح در متون مندایی که به نوعی بازتاب دهنده آیین بومی میشان هستند بازتاب یافت(در متونی مانند دراشا د یحیی، طومار آباتور و قلاستا میتوان حضور ایزد ایرانی بهرام را یافت) و حتی غسل تعمید مندائیان به عنوان "غسل تعمید بهرام بزرگ" شناخته می‌شود، پرستش ایزد بهرام با خاطره اشکانیان مرتبط است، زیرا خاطره حاکمان میشان و ایزد بهرام در متون مندایی به اشکانیان تعمیم داده می‌شود و حتی «اردوان» پادشاه اشکانی نیز به عنوان پادشاهی ناجی یاد شده است(حران گوایثا)² ، در متن «تاریخ پادشاهان»اثر یحیی بار سروان مندائیان از نوادگان اردوان پنجم دانسته شده اند.³

🔻تغییر گرایش هیسپائوسین ها از موضع یونانی مآب و ضد اشکانی تا پذیرش غالب فرهنگ ایرانی
باید توجه داشت که هیسپائوسین ها خود ابتدا شاهانی ایرانی با منشا پارسی یا سغدی-بلخی در عصر سلوکیان بودند،⁴ آنها ابتدا در نفع سلوکیان علیه اشکانیان و ایرانی سازی آنها جنگیدند. هویت فرهنگی سلطنتی آنها غالبا فرهنگ یونانی آمیخته به تاثیرات شرقی و ایرانی بود، و در ابتدا ایزدان ترجیحی آنها قلو های دیوسکوروئی (کاستور و پولوکس) از پانتئون یونانی بودند که با اشوین‌ها(دو قلوی اسطوره‌ای هندو-ایرانی) تلفیق شده بودند.⁵ در مورد شاهک ایرانی همچون هیسپائوسین ها در دوره سلوکی باید گفت برخلاف حاکمان پارت و پارس که گرایشات ایران مآبانه داشتند، آنها گرایشی کاملا یونانی داشتند و این موضوع در بررسی سکه های پارت، پارس و میشان کاملا مشخص است. دلیل این امر این است که در ربع سوم قرن دوم پیش از میلاد، الگوی پادشاهی سلوکی در مناطق گسترده ای هنوز حیاتی و تأثیرگذار بود و هیچ‌کس نمی‌توانست پیش‌بینی کند که سلوکیان هرگز نتوانند به‌طور کامل از بحران‌های آن دوره رهایی یابند و قدرت خود را در منطقه دوباره برقرار کنند. بنابراین طبیعی بود که آنها از همان نماد های بصری استاندارد سلوکیان استفاده کنند. با این حال با برتری نظامی اشکانیان و فتح ایران، سبب شد تصاویر سلطنتی سکه های میشان از سنت سلوکی با الگوهای ایرانی-اشکانی جایگزین شوند، نمایان شدن پوشش ایرانی⁶و حتی استفاده از تقویم اشکانی⁷ و برجسته شدن آیین پرستش ایزد بهرام از این تأثیرات مهم هستند


🗂 [References]:
📚1| Potter, D .S. (1991). THE INSCRIPTIONS ON THE BRONZE HERAKLES FROM MESENE: VOLOGESES IV'S WAR WITH ROME AND THE DATE OF TACITUS' ANNALES. Zeitschrift für Papyrologie und Epigraphik 88, pp 277–290.

📚2| lupieri, E. (1993). the mandaeans book. pp. 162-164.

📚3| HÄBERl, C. (2024). The Book of Kings and the Explanations of This World A Universal History from the Late Sasanian Empire. pp. 71.
📚4| Schuol, M. (2000) Die Charakene. Ein mesopotamisches Königreich in hellenistisch-parthischer Zeit
(Stuttgart).291, n.495.

📚5| Kosmin, P. (2013). RETHINKING THE HELLENISTIC GULF: THE NEW GREEK INSCRIPTION FROM BAHRAIN. Journal of Hellenic Studies 133, pp. 69-76.

📚6| Sinisi, F. (2018). Exchanges in Royal Imagery across the Iranian World, 3rd Century BC – 3rd Century AD. Ancient Civilizations from Scythia to Siberia, No 24. pp. 160-163.

📚7| Pasmans, P. (2020). A bronze drachm of the Characenian king Attambelos IV. mélanges. pp. 498_499.


@Arsacid_chronicle

Читать полностью…
Subscribe to a channel