5843
ارتباط با مدیر: @Afshar_orginal گپ کانال: https://t.me/yekfenjantafakor_chat تبلیغات: https://t.me/ads_tafakor
ایده های عجیب ارسطو در یونان باستان
ارسطو،فیلسوف یونان باستان، همه نژادها غیر از یونانی ها را «بربر» می خواند و اعلام کرد که بردگان «کاملا بی حقوق» و «بی هوش» هستند. ارسطو همچنین معتقد بود که زنان در همه چیز از مردان پایین تر هستند و حتی آنها را زشت توصیف می کرد.
یک شلوار سفید دوست داشتنی داشتم که یک روز ابری پوشیدمش و موقع بازگشت به خانه باران گرفت ... گلی شد .
و من بی خیال پی اش را نگرفتم به هوای اینکه هر وقت بشویم پاک می شود
ولی نشد ...
بعدها هر چه شستمش پاک نشد ؛
حتی یکبار به خشکشویی دادم که بشویند ولی فایده نداشت !!!
آقایی که توی خشکشویی کار میکرد گفت :
"این لباس چِرک مرده شده!"
گفت :
"بعضی لکه ها دیر که شود ، می میرند ؛ باید تا زنده اند پاک شوند !"
چرک مُرده شد ...
و حسرت دوباره پوشیدنش را به دلم گذاشت !
بعید نیست اگر بگویم دل آدم هم کم ندارد از لباس سفید !
حواست که نباشد لکه می شود ؛
وقتی لکه شد اگر پی اش را نگیری ، می شود چرک ...
به قول صاحب خشکشویی "لکه را تا تازه است ، تا زنده است ، باید شست و پاک کرد"
گفته بودم اگر بوسه دهی توبه کنم
که دگر با تو ازین خطاها نکنم
بوسه دادی و چو برخاست لبت از لب من
توبه کردم که دگر توبه ی بیجا نکنم
#مولانا
@yekfenjan_tafakor
جلوی من راه نرو… ممکن است دنبال نکنم
پشت سر من راه نرو... ممکن است رهبری نکنم
کنارم قدم بزن...فقط دوست من باش
#آلبر_کامو
@yekfenjan_tafakor
پیروی کورکورانه از عقاید و رسم و رسومات گذشتگان این معنی را تداعی نخواهد کرد که آنها زنده اند! بلکه بدان معناست که زنده های آن جامعه در واقع مرده اند!
👤ابن خلدون مورخ و جامعه شناس قرن هشتم هجری/چهاردهم میلادی
لشکری از قوچ ها که توسط یک شیر رهبری می شود همیشه بر ارتشی از شیرها که توسط یک قوچ رهبری می شود پیروز می شوند.
#ناپلئون_بناپارت
هر چه فروپاشی امپراتوری نزدیک تر باشد، قوانین آن بی عقلانه تر است.
👤مارکوس تولیوس سیسرو/فیلسوف روم باستان
@yekfenjan_tafakor
روزی دو گوسفند کنار رودخانهای ایستاده بودند.
چیزی شبیه یک تکه چوب روی آب آرام شناور بود.
یکی گفت:
«نگاه کن، چه چوب صافی.»
دیگری با دقت نگاه کرد و گفت:
«چوب نیست. کروکدیل است.»
اولی خندید و گفت:
«نه، چوبه.»
گوسفند دوم دوباره گفت:
«کروکدیله. خطرناکه.»
اما اولی جلو رفت.
روی آن پرید. بالا و پایین جهید و فریاد زد:
«دیدی؟ چوبه!»
لحظهای بعد آب بسته شد.
و رودخانه دوباره آرام شد.
مدتی گذشت.
گوسفند دیگری از راه رسید.
چشمش به همان شکل افتاد و گفت:
«عه، چه چوب قشنگی.»
گوسفند باقیمانده گفت:
«چوب نیست. کروکدیل است. قبلی را کشت.»
آن یکی خندید.
«تو احمقی»
و باز همان اتفاق تکرار شد.
آب تکان خورد،
و دوباره آرام گرفت.
اگر مثل گاو گنده باشی ،
میدوشنت ...!
اگر مثل خر قوی باشی ،
بارت میکنند ...!
اگر مثل اسب دونده باشی ،
سوارت میشوند ...!
فقط از فهمیدن تو میترسند ...!!!
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﯾﻌﻨﯽ:
ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﮐﯿﻨﻪ ﯾﻌﻨﯽ:
ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
#کنفسیوس
@yekfenjan_tafakor
آدمی بیش از آنکه از رنج بترسد، از بیمعنا بودنِ رنجش هراس دارد.
#ویکتور_فرانکل
@yekfenjan_tafakor
آنچه ما را میشکند همیشه مصیبت نیست؛ گاهی عادت کردن به چیزی است که نباید به آن عادت میکردیم.
#داستایوفسکی
@yekfenjan_tafakor
شرحی از رفتار توهین آمیز اعراب با ایرانیان
متن کتاب: پرداختن به جزئیات رفتار توهینآمیز عربها با ایرانیان در زمان بنیامیه ملال آور و تکراری خواهد بود زرتشتیها که بنا بر قانون خود عربها میتوانستند با پرداخت جزیه دین خود را حفظ کنند، هرگز با پرداخت جزیه نمیتوانستند از حرمتی شایسته برخوردار باشند و با آزادی به انجام آیینهای دینی خود بپردازند. خواهیم دید که چگونه بسیاری از زرتشتیان ایران سرانجام تاب زورگوییهای اربابان عرب را نیاوردند و با تحمل دشواریهای فراوان به خارج از ایران کوچیدند.
روابط عربها با ایرانیان مسلمان نیز بر پایهی اخوت و مساوات موعود نبود. حتی مسلمانان ایرانی بلندپایه، ناگزیر از فرود آوردن سر تسلیم در برابر عربها بودند. ایرانیان تازهمسلمان میبایستی، بیآنکه حقوق برابری داشته باشند، با یکی از قبایل عرب درپیوند میبودند. این مسلمانان، موالی (بندگان آزاد ولی وابسته) نامیده میشدند. یعنی هر یک مولایی بود با یک ولی عرب. موالی، با اینکه در جهاد شرکت میکردند، حتی حق سوارشدن بر اسب را نداشتند.
📚مطلب از: کتاب سده های گمشده
آشتی با تاریخ،جلد اول،تالیف دکتر پرویز رجبی صفحه ۴۷
در مجلسى از ژولیده نیشابوری پرسیدند، میتوانی فی البداهه شعری بگویی که ده تا کلمه "دل" در آن باشد و هرکدام معانی مختلفی داشته باشند؟
ژولیده رباعی زیر را در همون مجلس سرود:
ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺑﺎ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺩﻝ ﺍﺯ ﮐﻔﻢ ﺩﺯﺩﯾﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ
ﻫﺮﭼﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺩﻝ، ﺳﻨﮕﺪﻝ ﻧﺸﻨﯿﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ
ﮔﻔﺘﻤﺶ ﺍﯼ ﺩﻟﺮﺑﺎ، ﺩﻟﺒﺮ ﺯ ﺩﻝ ﺑﺮﺩﻥ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ؟
ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺩﻝ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ....
@yekfenjan_tafakor
امپراتوری که برای جاودانگی تلاش می کرد!
امپراتور چین، شی هوانگ تی از سه سوء قصد جان سالم به در برد. او هرگز در یک مکان نمی خوابید و از طریق گذرگاه های مخفی زیرزمینی بین کاخ ها حرکت می کرد.
فکر مرگ هرگز امپراطور را تنها نگذاشت و از این رو او بیشتر عمر خود را صرف جستجوی اکسیر زندگی ابدی کرد. مرگ او ناشی از "قرص جاودانگی" حاوی جیوه بود!
@yekfenjan_tafakor
لینک گروه برای تبادل نظرات و بحث ☕ ❤️
لطفاً با حضور فعالتون تشریف بیارید 👇🏻
/channel/+dCFexDV2x4hhMjA0
دنیا براساس اینا میچرخه:
1. قانون پارکینسون: هرچی بیشتر وقت بذاری، بیشتر کشش میدی!
2. قانون خودباوری: تا خودتو باور نکنی، دنیا هم باورت نمیکنه!
3. قانون انتظار: از زندگی همونقدر میگیری که انتظار داری!
4. قانون مورفی: اگه فکر کنی خراب میشه، حتماً خراب میشه!
5. قانون باور: ذهن قبل از واقعیت، باید باور کنه!
6. قانون شکرگزاری: وقتی بابت چیزای کوچیک سپاسگزار باشی، چیزای بزرگتر میگیری!
7. قانون توان: هرچی بیشتر به تعادل نزدیک شی، زندگی آرومتر میشه!
8. قانون جذب: چیزهایی رو عمیقاً بخوای، بهطور ناخودآگاه به سمتت میان!
9. قانون کارما: هر کاری کنی، بهت برمیگرده!
10. قانون انعکاس: دنیا چیزی رو بهت نشون میده که درونت داری!
11. قانون علت و معلول: هیچچیز تصادفی نیست، هر چیزی دلیلی داره!
12. قانون سکوت: گاهی چیزی نگفتن، قویترین پاسخ دنیاست!
به لبهایم مزن قفل خموشی
که در دل قصه ئی ناگفته دارم
ز پایم باز کن بند گران را
کزین سودا دلی آشفته دارم
بیاای مرد، ای موجود خودخواه
بیا بگشای درهای قفس را
اگر عمری به زندانم کشیدی
رها کن دیگرم این یک نفس را
#فروغ_فرخزاد
@yekfenjan_tafakor
ما نمیدانیم اگر زندگی مان را به شکل دیگری پیش برده بودیم ، وضعیت بهتر میشد یا بدتر . زندگی های متفاوتی وجود دارد ، اما زندگی ما هم در جریان است و همین جریان زندگی است که باید رویش تمرکز کنیم .
#مت_هیگ
@yekfenjan_tafakor
رکورد مطلق گینس برای فرزندآوری متعلق به یک زن دهقان روسی است که 200 سال پیش می زیسته است.
همسر فئودور واسیلیف در 27 تولد 69 فرزند به دنیا آورد. او 16 بار دوقلو، هفت بار سه قلو و چهار بار چهار فرزند به دنیا آورد!
مهربان باش ڪه این عمر گران میگذرد
قدر این لحظه بدان چرخ زمان میگذرد
بر لبے گل بنشان دست فقیرے تو بگیر
هرچه با هر ڪه ڪنے، بر تو همان میگذرد
آسمان را به زمین با قلم عشق بدوز
زندگے از برت این گونه روان میگذرد
خنده ڪن غنچهے احساس برویان ڪه بهار
به همین سرعت بسیار جهان میگذرد
پاسح لطف نگاهے به محبت تو بده
در عوض از دلت آن آه و فغان میگذرد
اگر از عشق به هر سینه گلے هدیه ڪنی
غم پریشان شده افسوس ڪنان میگذرد
به تمناے دو چشمان بهارانهے تو
روز و شب سخت بر این سوخته جان میگذرد
با ابلهان صحبت کردن فایدهای ندارد.
وقتی چیزی در ذهنشان جا گرفته باشد، دیگر گوش نمیدهند.
در ذهن آنها، کروکدیل از قبل «چوب» شده است، چون کروکدیل ها این را میخواستند.
هرچقدر توضیح بدهی که خطر چیست،
هرچقدر هشدار بدهی،
تا وقتی فهمش را ندارند، باور نمیکنند.
ابلهان به جای فهمیدن، توهین میکنند.
به جای اندیشیدن، تمسخر میکنند.
و باورهای درست و سنجیدهی فرهیختگان را انکار میکنند،
چون پذیرش حقیقت برایشان سختتر از بلعیده شدن است.
فرهیختگان با ابلهان همصحبت نمیشوند،
نه از روی تکبر،
بلکه از سر تجربه.
زیرا ابلهان در بحث،
اول تو را همسطح خود میکنند،
بعد با لجاجت و غوغا میکوشند متقاعدت کنند
که کروکدیل همان چوب است.
و کسی که فرق این دو را بداند،
دیگر کنار رودخانه نمیایستد.
خلقت من در جهان يك وصله ناجور بود
من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود؟
خلق از من در عذاب و من خود از اخلاق خویش
از عذاب خلق و من یارب چه ات منظور بود؟
#میرزاده_عشقی
@yekfenjan_tafakor
آیا من دزدم؟
یکی از ایرانیان مقیم خارج از کشور مقاله زیبایی نوشته تحت عنوان "آیا من دزدم؟"
ایشان برای بیان این مطلب به دو رخداد که برای او پیش آمده است اشاره می کند
رخداد اول:
او می گوید: زمان امتحانات پزشکی من در ایرلند بود و مبلغی که برای امتحانات می بایست پرداخت میکردم ۳۰۹ پوند بود
در صورتی که پول خرد نداشته و من مبلغ ۳۱۰ پوند را پرداخت نمودم
امتحانات خود را دادم و بعد از گذشت زمان در حالی که به کشور دیگری رفته بودم .
در آن هنگام نامه ای دریافت نمودم که از ایرلند برایم ارسال شده بود.
در آن نامه آمده بود که:
(شما در پرداخت هزینه های امتحان اشتباه کردید و به جای مبلغ ۳۰۹ پوند ، ۳۱۰ پوند پرداخت کردید، و این چکی که به همراه این نامه برای شما ارسال شده به ارزش یک پوند می باشد ... ما بیش از حق خودمان دریافت نمی کنیم).
جالب اینجاست که ارزش آن پاکت نامه
و نامه ای که در آن تایپ شده بود خود بیش از مبلغ ۱ پوند بود!
اتفاق دوم:
او می گوید که من اکثر اوقات که در مسیر دانشگاه و خانه تردد میکردم، از بقالی (سوپر مارکت) که تو مسیرم بود و خانمی در آن فروشنده بود کاکائو به قیمت ۵۰ سنت میخریدم و به مسیر خودم ادامه می دادم .
در یکی از روزها قیمت جدیدی برای همان نوع از کاکائو که بر روی آن ۶۰ سنت نوشته بود در قفسه دیگر قرار داد.
برای من جای تعجب داشت و از او پرسیدم آیا فرقی بین این دو رقم جنس وجود دارد؟
در پاسخ ، به من گفت :
نه، همان نوع و همان کیفیت است !!
پس دلیل چیست؟!
چرا قیمت کاکائو در قفسه ای ۵۰ و در دیگری به قیمت ۶۰ به فروش می رسد؟
در پاسخ به من گفت :
به تازگی در کشور نیجریه، که کاکائو برای ما صادر میکرد
اتفاق جدیدی رخ داده که همراه با افزایش قیمت کاکائو برای ما بود
این جنس جدید قیمت فروش اش ۶۰ سنت و قبلی را چون قبلا خریدیم همان ۵۰ سنت است.
به او گفتم با این وضعیت کسی از شما جنس جدید خرید نمی کند تا زمانی که جنس قبل کامل به فروش نرود.
او گفت: بله، من می دانم
من به او گفتم: بیا یه کاری بکن همه جنس ها را قاطی کن و با قیمت جدید بفروش با این کار کسی نمی تواند متوجه شود و جنس قدیم از جنس جدید را تشخیص دهد.
در پاسخ در گوشی به من گفت : مگه شما یک دزدی ؟؟
شگفت زده شدم از آنچه او به من گفت
و مسیر خودم را پیش گرفتم و رفتم
در حالی که همیشه این سوال در گوش من تکرار می شود
و ذهن مرا در گیر کرده است که :
آیا من دزدم ؟؟!!!
این چه اخلاق و کرداری است؟!
ما از جهان غرب عقب تر نیستیم ، از باورهایمان عقب تر مانده ایم.
یکی از عجیب ترین بیماری های ذهنی مربوط به شارل ششم پادشاه فرانسه بود که نام فرزندان، همسر و حتی این که او یک شاه است را فراموش کرده بود!
قسمت خیلی عجیب تر این بیماری این بود که او فکر می کرد از شیشه ساخته شده و سعی می کرد جلوی شکستن خود را بگیرد و تا آخر عمرش هیچ تحرکی نداشت!
انسان تنها موجودی است که از بودنِ خودش مسئله میسازد.
#آلبر_کامو
@yekfenjan_tafakor
📖شرحی از جنایت هولناک و قتل عام چهل هزار نفر از مردم استخر (شهری باستانی در استان فارس) توسط لشکر عرب ها (تازیان) به دستور یک خونخوار به نام عبدالله بن عامر
و این خبر را در باب اهل قم نیز آورده اند.در سال های ۲۸ و ۳۰ هجری تازیان دو دفعه مجبور شدند استخر را فتح کنند. در دفعه دوم مقاومت مردم چندان با رشادت و گستاخی مقرون بود که فاتح عرب را از خشم و کینه دیوانه کرد. نوشته اند که چون عبدالله بن عامر فاتح مزبور از پیمان شکستن مردم استخر آگاه شد و دانست که مردم ضد عربان به شورش برخاستند و عامل وی را کشته اند [سوگند خورد که چندان بکشد از مردم استخر که خون براند. به استخر آمد و به جنگ بستد... وخون همگان مباح گردانید و چندان که می کشتند خون نمی رفت تا آب گرم بر خون می ریختند. پس برفت و عدد کشتگان که نام بردار بودند چهل هزار کشته بود. بیرون از مجهولان]
📚مطلب از کتاب دوقرن سکوت، تالیف: دکترعبدالحسین زرین کوب ،صفحه ۷۷
این قافله عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آره پیاله را که شب میگذرد
#خیام
@yekfenjan_tafakor
نمیدانم دارم روزهایم را میکشم
یا روز ها دارند مرا می کشند
در هر صوریت جنایتی در حال وقوع است..
#هراکلیتوس
@yekfenjan_tafakor
دریاب که از روح جدا خواهی رفت
در پرده اسرار فنا خواهی رفت
می نوش ندانی از کجا آمده ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
#خیام
@yekfenjan_tafakor