12730
💫 منبع رمان های کمیاب pdf تلگرام در ژانرهای ممنوعه،صحنه دار،ارباب رعیتی،مافیایی، همه در کانال بانک رمان تعرفه تبلیغات در کانال بانک رمان: 👇🏻♥️ @tarefeye_bank_roman
#هـــــ🔥ــات_رییس_کارمندی🥵
_خودتو از کی می پوشونی بی پــــدر؟ از شوهــــرت؟ الان حالیت میکنم دریغ کردن خودت از من چه عواقبی بــرات داره!❌
بی معطلی شورتک ساتنم رو از تنم کند و روم خیمه زد.
دستش که برای باز کردن پاهام پایین رفت
تنم از ترس منقبض شد.هر لحظه منتظر اون درد طاقت فرسا بودم.برخلاف انتظارم چشم بندم برداشته شد و نگاهم به چشم های بی قرارش افتاد.
_هیییش آروم بگیر، اینطوری اشک نریز با اون چشمای لامصبت، کی بهت آسیب زدم که اینطوری نفست پس رفته؟
گوشم انگارمنتظر همین نجواها بود که تنم میون دستش سست شد.
_همینه، شل کن تنتو نمیزارم دردت بیاد
پشت بندش دستش برای نوازش به وسط پاهایم رسید.
_عــاح...
_جونم، این تنت مال کیه عروسک؟رو دستای کی شل شدی اینطوری؟
تنم از لذت قوس گرفت
_عـاااح تو ، رییس بداخلاق و زورگوم...
با شنیدن حرفم پاهام رو باز کرد و ....🚫
/channel/+IXg8qXmPK8g4ZmE0
/channel/+IXg8qXmPK8g4ZmE0
معین رییس خشنی که آلارز کارمند کوچولوی بغلیش رو از یه رسوایی بزرگ نجات میده اما خودش هر شب...Читать полностью…
مَــن، ژیــوان آژنــد!
صاحــب امپراطوری آژنـد ها ،تاجـری بـــزرگ و قدرتــمـند.مــردی خــشمـگین با هیـبتی ترسـناک..
رحــم برای من یک شـوخیه ....دخــتر برام هیـچ مفـهوم ومعـنایی نداره ، جز اون چشــم نیلـوفری که سال ها پیـش تو یه مهـمونی با یک نـگاهش من و به مرز جنــون کشــید و بعد برا همیشه غیب شد...
و حـالا اون تــو چنـــگِ منــه ،،دخترک چشــم آبـی که بعد از سالها جسـت و جو پــیداش کردم
و هر شـــب تنـــش و به تـــاراج میـــــبرم🔞
تا عطـــش و جــــنونم سـیــــــراب بشه🔞کــــی مــیتونه اون و از چنـــــگال شــــیر درنده ای چـــون من نجـات بــده؟؟؟🔞🔥❤️🔥
حق نداری بهم دست بزنی روانی..آخ!
سنگینی هیکلشو روم انداخت.
پاهام و بین پاش گرفت
مکی به پشت گردنم زد، اونقدر عمیق که حس کردم گوشت گردنم پاره شده
- آخخ خداا، خواهش میکنم…
- خدا نه ،من اینجام منو صدا بزن عروسک!
صدای شهوتناک و خشمگینش بلند شد:
-با خودم عهد بسته بودم روزی ک پیدات کنم
روی همین تخت بلایی ب سرت بیارم
که صدای جیغت از لذت و درد توووو کل عمارت پخش بشه
اروتیک🔞خشن🔞ازدواج اجباری🔞عاشقانه
/channel/+lC0Awmc3-DY0MTJk
/channel/+lC0Awmc3-DY0MTJk
رمان : #اصالت_مرگ
ژانر : #عاشقانه #معمایی #جنایی #تراژدی
نویسنده: #ناز & #سویل
خلاصه :
روایتگرِ زندگی دو خواهر دوقلو اما با ذهنیتی متفاوت، خواهرانی که پیشفعال ذهنی هستند و بعد از گذر ماجراهای پیچیده در گذشته راهی تیمارستان میشوند اما بعد به طور مجهولی غیب میشوند. زندگی دخترهایی که رگهای سرخ چشمان مرگ، در رگههای سرخ چشمهایشان معما شد.
معمایی از جنس روانگری، روانگری با تکنیک مرگ، چشمهای مرگ صفحه سفید چشمهایشان را نیز نقاشی کردند. سرخقلمی که بیرحمانه، جریان زهری که نیز پادزهری به منظورِ مرگِ را سفاک نموده، از رگههای چشم مقتولها، به عمق دوگوی شلعهور آنها، ارتقاع کرد. نقاشی زندگی آنها خون چکیده شدن درونشون معنا شدند و در آخر چشمهای براقشون و چشمهای حیلهگر مرگ
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
نظر شما درباره این رمان چیست برای ما بنویسید👇🏻
رمان: #قلب_آینه_شکست |قلب آینه شکست
نویسنده: #نرگس_نجمی
ژانر : #جنایی #پلیسی #معمایی
خلاصه:
مخبر بعد از سالها قهر و قطع رابطه با تنها خواهرش، تصمیم میگیره با یه مهمونی شام خواهرش رو ملاقات کنه ولی صبح روز بعد جسد تکه تکه شده مخبر در حالی که تمام بدنش شِیو شده و و صورتش بصورت زنونه آرایش شده برای خانواده اش فرستاده میشه.. هر قسمت از بدنش برای یکی از اعضای خانواده اش.. پلیس برای تحقیق وارد ماجرا میشه که ……..
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
پسره مست میکنه و میخواد به دختری که فقط باهاش قراردادی ازدواج کرده تجاوز کنه...⛓
رمان: #روح_های_شکسته
#fractured_soul
جلد ششم مجموعه[ #زیبایی_ناقص]
نویسنده: #نوا_آلتاج
مترجم: #راحیل_احمدی
ژانر: #دارک #رومنس #مافیایی #اروتیک #اختلاف_سنی #ترومای_گذشته
خلاصه:
آسیا:
دیگه نمیتونم پیش خانوادم برگردم.
لیاقتشونو ندارم، هیچوقت دیگه نمیتونم یکیشون باشم.خواهری که میشناسن، دوست دارن و به یاد دارن، دیگه وجود نداره.
دیگه نه.
تا اینکه اون...
کسی که منو پناه داد،
منو از شر دیوهام نجات داد،
ترسهام.
زخم هام.
تکه تکه منو دوباره ساخت.
پاول:
من به کسی نزدیک نمیشم،
و قطعا به هیچکس نیاز ندارم.
تا اینکه اون...
حالا، اون تمام چیزیه که میخوام،
تمام چیزیه که نیاز دارم.اون حرومزاده خودخواه درونم،
میخواد اونو بدزده،
فقط برای خودم.
اما اون دیگه به من نیازی نداره.
باید بذارم بره.
بذارم پرواز کنه.
بال هایی که کمکش میکنن پرواز کنه رو نشکنم....
فایل جلد پنجم📥
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
رمان: #گرگ_بند
نویسنده: #پریسان_خاتون
ژانر : #پلیسی #عاشقانه
خلاصه:
میگویند توبهی گرگ مرگ است! بهراد افشار همان گرگی بود که میبایستی سرانجاماش مرگ باشد و بس. مردی که باغ وحش کاملی را در خود داشت، گرگ صفتی که بقایی برای کسی نداشت، مار خوش خط و خالی که همچون خفاش، خونخوارِ قهاری بود و این روباه حیلهگر موشِ موذی و کثیفیست که در تیز بودناش به عقاب شهرت دارد. بهراد قانونهای زیادی را دور زده است، ولی نقابها که بیافتند و پرده از حقایق برداشته شود؛ صفحهی جدیدی از باورها به نمایش می ایستد
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
رمان: #سروک
نویسنده: #پریسان_خاتون
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
خلاصه:
چاوان دختر جسور آبادی که در حرفه ی قالیبافی حرف اول را میزد؛ با ورود شخصی به نام سروک خان به جای
رئیس قبلی کارگاه قالی بافی رابطه ی پر از تنشی را از سر میگذراند.یک خفت گیری شبانه و برنامه ریزی شده
برای دیدار چاوان با چاووش خان!
مردی که قرار است راز های سر به مهر زیادی را فاش کند!
اما چاوان غافل از حمایت های عاشقانه ی سروک خان؛ با فکر اینکه هیچ عشق و احساسی بینشان نیست..
دل به گروی پویا میدهد.
مردی که برخلاف پرستیژ خاص و دختر کُشش ؛ مردی با ذات خرابیست که چاوان دیر
میفهمد که او همزمان با زن متاهلی نیز در رابطه اس!همان لحظه ریسمان این رابطه ی پوسیده از هم جدا شده و
حالا راه برای سروک خان باز میشودراهی سخت و دشوار که حالا پویا هم خواستار دوباره به دست آوردن دل چاوان
است...اما حالا باید دید سروک خان به راحتی از این برگ...
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
رمان :#عشق_بیمارگونه| That sik luvr
نویسنده: #Jescie_Hall
ژانر: #دارک #رومنس
خلاصه
داستان زندگیِ دختری که بعد از پشت سر گذاشتن یک رابطهی سخت، روی مرز فروپاشیه.
اون فقط میخواد آروم باشه و همه چیزو از نو شروع کنه.
اما وقتی با آرو — کسی که همه ازش فاصله میگیرن و اسمش با دردسر گره خورده — روبهرو میشه، همهی نقشههاش به هم میریزه.
آرو نه دنبال دوستیه و نه ادعای عشق داره؛
ولی جذابیتی داره که نمیشه نادیدهاش گرفت.
اونها ناخواسته وارد رابطهای میشن که نه قرار بوده شروع بشه و نه آسون ادامه پیدا میکنه.
🎁#جدید
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
وای خدارو شکر این بساط دزدی برچیده شد الان کانفیگفروشا دارن پشت فرمون بنزشون گریه میکنن و با دلار اشکاشونو پاک میکنن..
🌱@takstar_text
❌سلام عزیزان لطفا این پیام رو با دقت بخونید❌👇🏻
رمان: #عشق_و_مردانگی
ژانر : #عاشقانه ، #اجتماعی
نویسنده : #عطیه_شکری
خلاصه
دختری که قربانی شده ی دست افکار پوچ است.
مردی که پدر نیست ولی پدرانه خرج می کند در
حقش و پدری که پدریش را فدای خودخواهیش کرده......
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
نام رمان : #حبس_ابد
ژانر : #عاشقانه
نویسنده : #دل_آرا_دشت_بهشت #مهسا_رمضانی
خلاصه:
یادگار دختر پونزده ساله و عزیز دردونهی بابا، ناخواسته پاش به عمارت عطاخان باز می شه، اما نه به عنوان عروس؛ به عنوان خونبس...
اما سرنوشت جوری به دلش راه میاد که می شه عزیز اون خونه. یادگار برای همه دوست می شه و دوست می مونه به جز توحید... همسر شرعی و قانونیش که حالا بعد از ده سال برگشته...
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
رمان: #بارقه_های_دل
ژانر: #عاشقانه #تجاوزی
نویسنده: #پارا_طاهری
خلاصه:
من آسو هستم، تک دختر حاج صادق صبوری . شیرینی خورده ی شاهرخ پسر عموم بودم و از بچگی اسممون با هم میومد وسط، اما با اتفاقی که یه روز برای من افتاد و توی خرابه های یه ساختمون نیمه کاره روحم رو با بدترین شکل ممکن کشتن، من دیگه اون دختر سر به هوای قبل نشدم... شاهرخ هنوزم دوستم داره اما اگه بفهمه چه اتفاقی برام افتاده باز هم ادعای عاشقی میکنه؟ باز هم میتونه دم از عشق و علاقه بزنه..
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
سردی نگاهش از سرمای دستبند فلزی که به دستام بسته بود یخ تر بود ⛓💥🔞
صدای بم و مردونه اش سکوت رو شکست:
__مشکل تو اینه که فکر میکنی سکوتت شجاعته
چشم هام رو بستم تا ترس رو تو نگاهم نخونه
از سکوتم پوزخندی زد :
__مطمئن باش به نفع خودته که اینجا به حرف بیای
با وجود تمام ترسی که ازش داشتم
جواب دادم:
__و اگه حرف نزنم؟
سکوت بینمون کش اومد
بعد چنددقیقه صدای قدم هاش رو شنیدم
دور میز قدم زد...
مکثی کرد
ناگهان حضورشو پشت سرم حس کردم
هرم نفس های داغش به گردنم خورد
نزدیک لاله گوشم آهسته نجوا کرد:
__اونوقت دیگه اتاق بازجویی نیست که میارمت....
مکث بین جمله اش لرزی به تنم انداخت
با لحن مرموز تری حرفش رو کامل کرد :
__بلکه تو تختم ازت حرف میکشم... اون موقع اس که آرزو میکنی که کاش همینجا به حرف میومدی...
/channel/+XzVGn7VMtZU0MDQ0
/channel/+XzVGn7VMtZU0MDQ0
صصکی ترین و صحنه دارترین رمانِ تلگرام
پر از صحنه های اونجوری🤤🔞
لطفا فقط بالای ۱۸ درخواست بده❌بچه مچه نیاد🚫
#gay🔞❌ #bdsm⛓❤️🔥
کانالی پر از #پیدیاف کامل شدهی رمانها
اروتیک🚫
💜عاشقانه💜
مانگا 👙
مانهوا💦
/channel/+0U2JaUCeXDwyYTA0
/channel/+0U2JaUCeXDwyYTA0
❌صحنه دار❌
🏳🌈LGBTQ🏳🌈
⚠️bdsm⚠️
/channel/+0U2JaUCeXDwyYTA0
/channel/+0U2JaUCeXDwyYTA0
رمانهای ممنوعه و ترجمههای خارجی
بزن رو لینک عشق کن🤤💦🍑
-دنسر مرد ندیده بودم انقدر باسنش گرد و خوشگل باشه.
باسنمو جلوی صورتش تکون دادم و گفتم:
-هنوز بدون لباس ندیدیش ببینی چه سفید و نرمه!🔞
انگشتش رو روی نیپلم کشید
_ تو نمیدونی من کی ام توله سگ
چشام برق زد
_ تو هم نمیدونی من کی هستم مهرداد
یهو یه سمت باسنم رو چنگ زد که چرخیدم و اسلحه رو گرفتم سمتش
_ تو بازداشتی
پوزخند زد و یهووو...😱❌🔞🔞
Link : /channel/+iYowuHByT4U4OWI0
/channel/+iYowuHByT4U4OWI0
پسره پلیس برای دستگیر کردن مافیا خودشو جای یک دنسر جا میزنه#گی #معمایی #هیجانی Читать полностью…
اما اون مافیای بی رحم عاشقش میشه و کاری میکنه.... ❌❗️
سردی نگاهش از سرمای دستبند فلزی که به دستام بسته بود یخ تر بود ⛓💥🔞
صدای بم و مردونه اش سکوت رو شکست:
__مشکل تو اینه که فکر میکنی سکوتت شجاعته
چشم هام رو بستم تا ترس رو تو نگاهم نخونه
از سکوتم پوزخندی زد :
__مطمئن باش به نفع خودته که اینجا به حرف بیای
با وجود تمام ترسی که ازش داشتم
جواب دادم:
__و اگه حرف نزنم؟
سکوت بینمون کش اومد
بعد چنددقیقه صدای قدم هاش رو شنیدم
دور میز قدم زد...
مکثی کرد
ناگهان حضورشو پشت سرم حس کردم
هرم نفس های داغش به گردنم خورد
نزدیک لاله گوشم آهسته نجوا کرد:
__اونوقت دیگه اتاق بازجویی نیست که میارمت....
مکث بین جمله اش لرزی به تنم انداخت
با لحن مرموز تری حرفش رو کامل کرد :
__بلکه تو تختم ازت حرف میکشم... اون موقع اس که آرزو میکنی که کاش همینجا به حرف میومدی...
/channel/+XzVGn7VMtZU0MDQ0
/channel/+XzVGn7VMtZU0MDQ0
صصکی ترین و صحنه دارترین رمانِ تلگرام
پر از صحنه های اونجوری🤤🔞
لطفا فقط بالای ۱۸ درخواست بده❌بچه مچه نیاد🚫
- من زن برادرتم عوضی!😱🫢
نگاه خمارش رو دوخت بهم.
- کیان مُرده، تو الان زن منی…
دستش دور کمرم پیچیده شد.
- اسمت تو شناسنامه منه، چرا جسمت نباید مال من باشه؟!🔞❌
سعی کردم از حصار دستش بیرون بیام اما اون بیشتر منو به خودش چسبوند.
- اگر تقلا کنی خودت بیشتر اذیت میشی چون من ولت نمیکنم…
صورتش رو آورد پایین و گرمای نفسش که به صورتم خورد پلکام بسته شد…
/channel/+Lvck9CCxercwYzQ0
/channel/+Lvck9CCxercwYzQ0
برای نگه داشتن بچهم مجبور به ازدواج با مردی شدم که اسم و رسم خوبی نداشت اما قیم پسرم بود. قرار بود فقط یه اسم باشه تو صفحهی دوم شناسنامم اما زد زیر قولش. باهام کاری کرد که دیگه نتونم ازش جدا بشم…😱🚷⛔️⛓️Читать полностью…
لیست رمان های پریسان خاتون
#لیست_رمان_های_پریسان_خاتون
پریسان خاتون
#پریسان_خاتون
گرگ بند ✔️
#گرگ_بند
گیله نار ✔️
#گیلهنار
سروک ✔️
#سروک
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
رمان #گیلهنار #گیله_نار
نویسنده #پریسانخاتون #پریسان_خاتون
ژانر #معمایی #عاشقانه #اجتماعی
تعداد صفحات: ۷۴۵
خلاصه:
اَفرا دخترِ به ظاهر خجالتی و سربهزیرِ حاج فتاح سلطانی، به دنبال بهدست آوردن استقلال، ماهها پیش بعد از قبولِ شرط دردسرساز پدبزرگِ مستبد و متعصباش، با شراکت عمهی کوچکش کافهای در حومهی شهر برپا کردهاند. همهچیز خوب پیش میرود تا قبل از اینکه گندِ جبران نشدنیای به بار بیاورند و بهخاطر ترس از طرد شدن، ماهها روی آن سرپوش بگذارند. اما ماه همیشه پشت ابر نمیماند.
کینه و کدورت قدیمیِ شایانخان و سوءتفاهمی که برای او و خانوادهاش پیش آمده است، باعث میشود که شاهانِ جاوید پا به میدانِ بازی بگذارد و بعد از ماهها، بوی تعفنآور رسوایی، خانوادهی سلطانی را بیآبرو کند.
گیلهنار در زبان ترکی به معنای آلبالو میباشد.
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
رمان : #ال_تایر
نویسنده: #سارا_بهار
ژانر: #فانتزی
خلاصه:
دو گونه، هر دو اسیرِ طلسمی تاریک و مبهم!
لایکنترپهایی که در هیچ یک از شبهای ماهِ کامل تبدیل به گرگِ درونشان نمیشوند و خونآشامهایی که با برخوردِ نور آفتاب و حتی نورِ کمسوی مهتاب، میسوزند!
در این بین، همهچیز بهدست مخلوقی عجیبالخلقه از هم میپاشد. مخلوقی که باید ناجی باشد؛ اما ویرانگر میشود و نفرین نمیشکند هیچ که حتی نفرینی عظیمتر زاده میشود.
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
رمان: #شوهر_بی_رحم
نویسنده: #Lilith_vincent
ژانر: #خشونت #دارک_رومنس #اروتیک #عاشقانه #درام #هپی_اند
خلاصه
داستان یه ازدواجه اجباریه، ولی نه اون مدل کلیشهایش! این یکی پر از کشمکش، قدرتنمایی، حرص، هوس، و اون رابطههایی که مرز عشق و نفرت رو از بین میبرن. جوری که نمیفهمی کی دلت میخواد ازش فرار کنی، کی دلت میخواد باهاش بمونی...
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
پست موقت 🌱
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
❌سلام عزیزان لطفا این پیام رو با دقت بخونید❌👇🏻
از اول فقط تو این کشور سیاهی دیدم. از چشمای قشنگم برای دیدن این همه زشتی معذرت میخوام، لایق دیدن چیزهای زیبا بودی عزیز من.🕯
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
رمان : #تو_پاییز_زندگی_کن
ژانر #عاشقانه
نویسنده: #ا_اصغرزاده
خلاصه:
پاییز که میشه، طُ میان تمام خش خش برگ ها، میان باران، میان همه ی کوچه پس کوچه های پاییز زده، در دل تمام درختانی که زرد و نارنجی شدن هستی.. طُ اصلا میان همه ی لبخند های منی، هنگام قدم زدن تو دل پاییز، موقع خوردن شکلات داغ تو زرد های مهر ماه و بوییدن اولین نارنگی پاییزی.. طُ خود منی، در اول پاییز!
*گاهی مجبوری بر خلاف دلت تصمیم بگیری، بشکنی اما نذاری کسی که تمام وجودته نابود بشه! *
•اجبار به خاطر طُ، زیباترین خواستنِ دنیاست!
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
رمان: #مسابقه_عاشقم_کن
ژانر: #عاشقانه #صحنه_دار #اروتیک
نویسنده: #cool_gir و #yalda_ange
خلاصه:
پسری پولدار دو رگه ایرانی اسپانیایی در امریکا تصمیم میگیره که برای ازدواجش برنامه ی بسیار جالب و مناسبی رو ترتیب بده اینکه در تلویزیون و از طریق شبکه های ماهواره ای
اگهی میده دخترهایی که میخوان با این پسر خوشتیپ ازدواج کنن به این برنامه بیان تا شانس خودشونو امتحان کنن ویه دختر شرور ایرانی و بسیار زیبا هم برای تفریح پا به این برنامه میزاره ..
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext
رمان : #عشق_بلاتکلیف
نویسنده : #مهدیه_رزازپور
ژانر : #عاشقانه #اجتماعی
خلاصه :
آیفون زنگ خورد از روی مبل بلند شدم ، بهش نگاه کردم انگاری نگران بود ، روی مبل نشستم چند لحظه گذشت تا امد داخل ، دادم کنارم نشست پویان :حالت چطوره : حال کسی رو دارم که بهش خیانت شده پویان :نگاه موضوع اونی نیست که تو فکر میکنی از روی مبل بلند شدم و با عصبانیت گفتم.....
کانال ما را به دوستانتون معرفی کنید 😍👇🏻
╰⊱╮Join: @takstar_text╰⊱╮
彡♡
آنلاینکده:
/channel/onlinekade_bank_roman
گروهدرخواست:
• /channel/takstartext