2499
از یک عکس، یک جمله؛ از یک جمله، یک زاویهی تازه. نوشتن را با نگاه آغاز میکنیم. با هم میآموزیم متنهای کوتاه، الهامهای بلند، و آموزههایی موجز برای نوشتن. @ShSepehri1 ادمین @shotnote1 ✍️ #شهلا_سپهری 🎬کانال سینمایی @Honarefilmnameh
به آسمان پيام مىفرستادم، اما جوابى نمى آمد. آسمان حتى از نامِ من بى خبر است.
من هر لحظه از خودم مىپرسيدم كه آيا من در چشمِ خدا چيستم! حالا جوابش را مى دانم: هيچ چيز.
خدا مرا نمىبيند، خدا صداى مرا نمىشنود، خدا مرا نمىشناسد.
اين خلأ را كه بالاى سر ماست مىبينى؟ اين خداست.
سكوت، خداست.
نيستى، خداست.
خدا، تنهايى انسان است.
فقط من وجود داشتم؛ من به تنهايى تصميم به بدى گرفتم، من به تنهايى خوبى را اختراع كردم. من بودم كه تقلّب كردم، من بودم كه معجزه كردم، منم كه امروز خودم را متّهم مى كنم، تنها منم كه مىتوانم خودم را تبرئه كنم؛ من، انسان !
اگر خدا هست، انسان عدم است و اگر انسان هست...
ژان پل سارتر / شیطان و خدا
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh🎬🎬
On The Edge Of The Great Precipice (feat.Gaspar Claus) Frédérc D. oberland
@shotnote1 ✍ نویسنده تک شات
@honarefilmnameh
دعوت به نوشتن» دوریس دوریه بر تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره برای ایجاد روایتهای ملموس و باورپذیر تأکید دارد.
📝تمرینهایی برای نوشتن آزاد و خودسانسورینکردن و کاهش ترس از صفحه سفید.
تمرینهای ساده:
- هر روز زمانی کوتاه (مثلاً ۱۰ دقیقه) بنویسید بدون فکر کردن به غلط یا ساختار درست. فقط اجازه دهید کلمات جاری شوند.
- نوشتن جریان سیال ذهن (free writing) روی کاغذ یا صفحه کامپیوتر، بدون توقف و سانسور.
- نوشتن درباره هر چیزی که به ذهنتان میرسد، حتی اگر نامرتبط یا نامفهوم باشد.
- رد کردن نگرانی درباره قضاوت خود و دیگران در این مرحله ابتدایی.
- گاهی نوشتن با دست (دفترچه و قلم) برای احساس ملموستر جریان نوشتن.
- بعد از پایان نوشتن، مدتی از متن فاصله بگیرید و بازنویسی نکنید.
روایت حرفهای:
یعنی خلق تجربهای دقیق و حسابشده که خواننده را به همراه خود در دل داستان میکشاند. در هر لحظه، نویسنده نقشهای در دست دارد تا بداند چه اطلاعاتی را به مخاطب بدهد و چه نکاتی را در پسزمینه نگه دارد تا کنجکاویاش بیدار بماند.
این کنترل هوشمندانه باعث میشود خواننده درگیر روایت شود، گاهی حدس بزند و گاهی غافلگیر شود. داستان باید به گونهای پیش برود که احساسات و دیدگاهها به تدریج شکل بگیرند و هر بخش از داستان بتواند برگ جدیدی از احساس و فهم را به او اضافه کند.
همین بازی دقیق با اطلاعات و حسها، پایهی روایت حرفهای و ماندگار است. در نهایت، هدف این است که مخاطب نه تنها بخواند بلکه حس کند و همراه داستان نفس بکشد.
@shotnote1✍
شعر کيارستمی
آن را که می ستايم
دوست نمی دارم ،
آن را که دوست می دارم
نمی ستايم.
@shotnote1✍
شخصیت شناسی در یک دسته بندی جامع
ویژگی های هر شخصیت :
💢 افراد #درونگرا introversion#
۱) از تنهایی انرژی میگیرند
۲) نمیخواهند کانون توجه باشند
۳) شنونده های خوبی هستند
💢افراد #برونگرا extraversion#
۱)از تعامل با دیگران لذت میبرند
۲)بیش از انکه گوش بدهند حرف میزنند
۳)دوست دارند کانون توجه باشند
💢 افراد #حسی sensing#
۱)تمرکز بر دریافت اطلاعاتشان با حواس پنجگانه است
۲)به زمان حال توجه دارند
۳)از تکرار یک مهارت خسته نمی شوند
💢 افراد #شهودی Intuition#
۱)به الهام و دریافت قلبی معتقدند
۲)از تکرار یک مهارت خسته می شوند
۳)برای نوآوری و تخیل ارزش زیادی قائلند
💢 افراد #احساسی feeling#
۱)به همدلی و درک دیگران اهمیت میدهند
۲)به راحتی از دیگران تشکر می کنند
۳)از طرف دیگران بیش از اندازه عاطفی ارزیابی میشوند
💢 افراد #منطقی Thinking#
۱)بیش از حد برای منطق و عدالت بها قائل اند
۲)از طرف دیگران خشک و بی انعطاف ارزیابی می شوند.
۳)بزرگترین انگیزه ی آنها در کار موفق شدن است
💢 افراد #قضاوت_کننده judging#
۱)معتقدند اول کار بعد تفریح
۲)زمان را منبع تمام شدنی می دانند
۳)نتیجه گرا هستند.
💢افراد #دریافت_کننده perciving#
۱)اول تفریح بعد کار
۲)زمان را منبع تجدید شدنی می دانند
۳)نتیجه گرا نیستند.
منبع کلینیک روانشناسی تارا
تمرینهای عملی نوشتن پیشنهادی براساس کتاب "دعوت به نوشتن" اثر دوریس دوریه
🔻طبیعت گفتوگو
دیالوگ باید طبیعی باشه. مردم در زندگی واقعی جملههای کامل و ادبی نمیگن.
🔻کشمکش و تنش
دیالوگ بدون تنش مثل غذا بدون نمکه. همیشه یه نوع تضاد باید وجود داشته باشه؛ احساسی، فکری
یا زبانی.
@shotnote1 🍃✨
" بی بال پریدن"
قیصر امین پور
در کتاب «بی بال پریدن» قیصر امین پور، جملات و صحنههایی که حامل تمهای اصلی مانند عدالت اجتماعی، نابرابری، امید و تلاش برای پیشرفتاند، نمونههای برجستهای هستند.
💢 این جمله نمادی است از انسانهایی که باوجود محدودیتها، با عقل و عشق توان پرواز و پیشرفت دارند.@shotnote1 Читать полностью…
«پرندگانی که بال دارند و پرواز میکنند، پرندگانی که بال دارند و پرواز نمیکنند، و پرندگانی که بال ندارند ولی پرواز میکنند.»
💢 در داستان «زندگی در حاشیه» به مشکلات طبقه محروم و نادیده گرفته شده اشاره میشود؛
«من در حاشیه بزرگ شدم و به مدرسه رفتم. در مدرسه گفتند: جا نداریم!»
این جمله بیانگر نابرابری و تبعیض اجتماعی است.
💢این جمله حامل پیام امید و قدرت درون انسان برای غلبه بر مشکلات است.
«انسان میتواند دو بال برای خود دست و پا کند و با آنها تا جایی پرواز کند که پر عقاب هم در آنجا میریزد...»
💢 تصویر چراغ سبز به مثابه نشانه راهنمایی در مسیر زندگی، نمادی از امید و شروعی دوباره است:
«ناگهان چراغ راهنما پیش روی ما سبز میشود؛ به راه میافتیم.»
میتوانم یک صندلی بردارم، یک بسته سیگار، یک فنجان قهوه و شروع کنم به خواندن. کتابهای زیادی هست که فرصت خواندنش را نداشتهام و کتابهای دیگری که میخواهم برای چهارمین یا هفتاد و چهارمین بار بخوانم. این کار تا پایان عمر برایم کافی است.
کریشتف کیشلوفسکی
@shotnote1
ﭼﻄﻮﺭ ﻣﻦ ﺷﺪﻡ ﺷﺒﯿﻪ ﮐﺎﻓﮑﺎ؟
ﮐﺎﻓﮑﺎ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﻧﺎﻥ ﻭ ﺁﺑﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ،
ﻧﺎﻣﺰﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ،
ﮐﺘﺎﺏﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﭼﺎﭖ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ …
ﻣﻦ ﺑﺮﻋﮑﺲ
ﻧﻪ ﻧﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ، ﻧﻪ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﻭ ﺑﺨﺼﻮﺹ ﻧﻪ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ.
صادق هدایت
آشنایی با صادق هدایت
مصطفی فرزانه
@shotnote1 ✨🍃
پابلو پیکاسو:
«الهام مسلما وجود دارد… اما [برای آمدن] باید ببیند که شما دارید کار میکنید!»
@shotnote1✍✨
استیون کینگ / از نوشتن
□سه جمله آخر ضعیفتر از سه جمله اول است. در سهتای آخر جملات قید دارند و متن حالت کلیشه دارد. جملاتی مانند او با شجاعت فریاد زد، با پرویی گفت و... لطفا هرگز اینطور ننویسید. بهترین شکل برای دیالوگ «گفت» است. کاری که به شکست منتهی میشود، وجود بیش از حد قیود در آن بیتأثیر نیست.
قیدها مانند گلهای قاصدکاند. اگر یکی در چمن خانهتان داشته باشید زیبا و منحصر به فرد است اما اگر از ریشه درش نیاورید روز بعد پنجتا پیدا میکنید و روز بعد پنجاه تا. بعد کل خانه و چمن خانهتان به کلی و به صورت هرزه با آن پوشیده میشود و وقتی آه از نهادتان برمیآید که دیگر خیلی دیر شده است.
قیدهای زیاد در متن به ما میگوید که نویسنده میترسد به خوبی احساساتش را بیان نکرده باشد.
🔖نویسندگی بازی با نقابها نیست.💌 فلیسه نازنیم..
ساده بنویس، انگار با دوستی قدیمی نشستهای.
وقتی صداقت کلماتت را حس کردی،
بدان که صدایت را یافتهای.
❇️تشریح سبک نوشتن با الهام از فضای آهنگ
🔻 فضاسازی احساسی و ظریف: موسیقی فضای حساسی دارد که بیشتر روی احساسات عمیق و پیچیده تمرکز دارد. نوشتن با این سبک باید به صورت احساسی و با دقت در جزئیات روان ذهنی انجام شود.
🔻 استفاده از جملات کوتاه و بلند متناوب: همانند جریان موسیقی که نرم و گاهی قدرتمند است، متن نیز با جملاتی ترکیبی و ریتم ملایم ساخته شود.
🔻 تصویرسازی دقیق و استعارههای قدرتمند: متن باید با تصویرسازیهای قوی و استعارههایی از مرزها، پرتگاهها و نقطه اوج درونی نوشته شود.
🔻 تمرکز بر واژههای کلیدی معنادار: کلماتی مانند پرتگاه، لبه، لحظه، تنهایی، تصمیم، گذار و آستانه باید در متن تکرار و تأکید شود.
مثلا:
"لبهی پرتگاه ایستادهام،
در سکوتی که نفسها را میشکند،
لحظهها چون سایههایی گذرا،
تنهایی در قلب من حک شده است.
گذر از این آستانه،
تصمیمی است که جهان را میسازد."
این متن با جملات نرم و تأکید بر واژههای مهم، تلاش میکند همان فضای عمیق و تأملانگیز موسیقی را منتقل کند و ریتمی متناسب با حال و هوای آهنگ ایجاد نماید.
چند تمرین و مثال کاربردی برای دادن ریتم به نوشتن با الهام از موسیقی، :
. نوشتن جملات هماهنگ با موسیقی
ضربهای موسیقی را بشمارید و سعی کنید کلمات یا جملاتتان هماهنگ با آن ضربها بیایند. مثلاً اگر موسیقی ۴ ضرب در هر میزان دارد، سعی کنید جملات کوتاه چهارکلمهای بسازید و یا در هر ضرب کلمهای قرار دهید.
3. استفاده از جملات کوتاه و بلند در تناوب
با الهام از گامهای آرام و سریع موسیقی، جملاتتان را در ترکیبی از کوتاه و بلند بچینید تا حرکت متن شبیه نواختن یک ریتم باشد.
4. صدای موسیقی را به عنوان راهنما قرار دهید
گوش کنید و همزمان بنویسید، وقتی ضرب تند میشود، سرعت نوشتن را بالاتر ببرید و وقتی آرام است، جملات نرمتر و طولانیتر بسازید.
مثال :
فرض کنید موسیقی آرام با ضرب ۴/۴ (چهار ضرب در هر میزان) در تمپو ۶۰ است؛
- ضرب اول: «صبح»
- ضرب دوم: «سکوت»
- ضرب سوم: «نور»
- ضرب چهارم: «میتابد»
هر کلمه یا ترکیب کوتاه، با ضرب موسیقی هماهنگ است و جملات به نوعی نشانگر حرکت ریتمیک موسیقی میشوند.
در نوشتار بلندتر میتوانید این ریتم را با ترکیب جملات کوتاه و بلند به شکل زیر تنظیم کنید:
"صبح. سکوت عمیق است. نور آرام میتابد، در میان شاخهها میرقصد."
در اینجا کلمات و جملات کوتاه و بلند با ریتم موسیقی هماهنگ شدهاند.
☆ نکات مهم ☆
- موسیقی را کمصدا کنید تا صدای خودتان و جریان نوشتن واضح باشد.
- ریتم موسیقی باید با موضوع و لحن نوشته هماهنگ باشد.
- نوشتن با ریتم موسیقی میتواند حس هماهنگی و جریان بهتر به متن بدهد و خستگی ذهنی را کاهش دهد.
این روش باعث میشود نوشتار شما روان، زندہ و جذاب شود، مانند قطعه موسیقیای که گوش میدهید و حس مثبت و حرکت دارد.
من پیش از تو
جوجو مویز
من میدانم كه میتوانم خوشحالت كنم
و مطمئنم كه تو هم میتوانی خوشبختم كنی.
تو از من آدمی ساختی كه اصلاً تصورش را هم نمیکردم.
حتی با اين شرایطی كه داری باز هم میتوانی شادم کنی. از تمام آدم های دنيا فقط میخواهم كنار تو باشم، تو را به هر کسی ترجيح میدهم، حتی اين تویی كه به نظر خودت از دست رفته است..
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh
🫧
" زندگی " اين واژه پنج حرفی پُر است از پله هایی كه خواسته يا ناخواسته ما را با خود همراه میكند.
" با آن ها يا بايد همراه شد يا هموار "
كسانی كه همراه اين راه شوند
آگاهانه دست به تغييراتی زده
و سرنوشت خود را رقم می زنند
در غير اين صورت زندگی آن ها را هموار كرده
و آنگاه تنها مسيری می شوند برای عبور ديگران!
پله ها /افروز صمدی
@shotnote1✍🍃
صبحانه در تیفانی
نویسنده: ترومن کاپوتی
آن هفتههای آخر، اواخر تابستان و اوایل پاییز دیگر خیلی محو در خاطرم ماندهاند، شاید به این دلیل که فهم متقابل ما به آن عمق دلپذیر رسیده بود، آنجا که واسطۀ ارتباط میان دو نفر بیشتر سکوت است تا کلمه، وقتی سکوتی محبتآمیز جانشین درگیریها، گفتوگوها و رفتوآمدهای پرتنشی میشود که لحظات پُرنمودتر و به ظاهر پُرشورتر دوستی را میسازند.
@shotnote1✍
حافظه مردی به تدریج در حال از کار افتادن بود. پزشکی پس از معاینهی دقیق، گفت که میتواند با عمل جراحی حافظهی مرد را برگرداند اما این کار یک خطر بزرگ دارد و آن این که ممکن است مرد، بینایی هر دو چشماش را از دست بدهد.
پزشک گفت: کدامیک را انتخاب میکنید؟ بینایی یا حافظهتان را؟
بیمار کمی فکر کرد و گفت: بیناییای را ترجیح میدهم که ببینم به کجا خواهم رفت تا این که به خاطر بیاورم به کجا رفتهام ...
آیندهی مقدس
چارلز کترنیگ
@shotnote1
«توی خودم خورد میشدم و از این که در خانه اینقدر غریبه هستم اشک توی چشمهایم جمع میشد و سعی میکردم خفه بشوم و به کسی کاری نداشته باشم.»
- از نامههای فروغ فرخزاد به پدر
@shotnote1 ✍
از نامه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
آنقدر دوستت دارم که میترسم؛ چه کنم اگر ناگهان ناپدید شوی. شبیه چاهی خالی خواهم شد.
@shotnote1✨
🫧
مرتکب گناه می شوم ولی شیطان نیستم
کسی که لبخندی همیشگی در چهره اش وجود دارد، می خواهد یک مشکل تقریبا وحشتناک را پنهان کند!
گرتا گاربو
@shotnote1
جنایت و مکافات
این صاحبخانه خیلی اذیت میکرد. دو روزمانده به آخرهفته میآمد و از من میخواست یادم نرود پسفردا چه روزی است. هی حرص میخوردم. بهفکر افتادم کتاب جنایات و مکافات را بخوانم. از راسکولنیکوف خیلی خوشم میآمد. داستایوفسکی آن رمان را نوشته بود.او زن صاحبخانهاش را با تبر میکشد.
کتاب را باز کردم دو مأمور امنیتی کارتشان را نشانم دادند. مرا بردند. تبر خونین را بعدها در اتاق سرایدار پیدا کردند.
نویسنده: آلبرت بلز
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh
داستان کوتاه "پستچی مـا"
#شهلا_سپهری
در بخش داستان کوتاه جستجو کنید.
@shotnote1 ✍
ماهنامهی مجازی بلوط: 💠💠Читать полностью…
/channel/mah_name_balot/84
❇️ایماژ در ادبیات به مجموعهای از تصویرسازیهای ظریف اشاره دارد که به خواننده کمک میکند احساسات و موضوع داستان یا شعر را عمیقتر درک کند.
مثالی ساده و معروف از ایماژ در ادبیات فارسی شعری است از فروغ فرخزاد:
زندگی شاید
یک خیابان دراز است
که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد
در این مثال، "خیابان دراز" و "زن با زنبیل" تصویری ذهنی و ملموس ایجاد میکند که احساس گذر زمان و تکرار زندگی را به خواننده منتقل میکند. این تصویرگرایی یا ایماژ باعث میشود مخاطب تجربهای حسی و واضح از موضوع شعر داشته باشد.
به این نتیجه رسیدهام که بیشترِ مردم بزرگ نمیشوند. ما جای پارک خودمان را پیدا می کنیم و به کارت های اعتباری مان افتخار می کنیم. ازدواج می کنیم و جرات می کنیم بچه دار شویم و به آن بزرگ شدن می گوییم. اما فکر کنم بیشترین کاری که می کنیم پیر شدن است. ما تراکم سال ها را در بدن های مان و روی صورت های مان این طرف و آن طرف می بریم اما معمولا خود حقیقی ما، کودک درون مان، هنوز بی گناه است و مثل گیاه مگنولیا خجالتی است.
نامهای به دخترم 💌
مایا آنجلو
@shotnote1✨🍃
فرانتس کافکا
حالتی از تیمارستان را در زندگی خودم احساس میکنم. بیگناه و در عین حال خطاکار، نه در یک سلول، بلکه در این شهر زندانیام.
@shotnote1✨
چارلز بوکوفسکی
از تنهاییام راضی بودم.
حس خوبی دارد که تنها بنشینی و بنوشی و
سیگار بکشی؛
من همیشه همنشین خوبی برای خودم بودهام.
@shotnote1✨🍃