ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده ام
درکنج ویران مانده ام ، خمخانه را گم کرده ام
هم در پی بالائیان ، هم من اسیر خاکیان
هم در پی همخانه ام ،هم خانه را گم کرده ام
آهم چو برافلاک شد اشکم روان بر خاک شد
آخر از اینجا نیستم ، کاشانه را گم کرده ام
درقالب این خاکیان عمری است سرگردان شدم
چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم کرده ام
از حبس دنیا خسته ام چون مرغکی پر بسته ام
جانم از این تن سیر شد ، سامانه را گم کرده ام
در خواب دیدم بیدلی صد عاقل اندر پی روان
می خواند باخوداین غزل ، دیوانه را گم کرده ام
گر طالب راهی بیا ، ور در پی آهی برو
این گفت وبا خودمی سرود ،پروانه راگم کرده ام
چون نور پاک قدسی اش دیدم براو شیدا شدم
گفتم که ای جانان جان دردانه را گم کرده ام
گفتا که راه خانه ات را گر ز دل جویا شوی
چندین ننالی روز و شب فرقانه را گم کرده ام
این گفت وازمن دورشد چون موسی اندرطورشد
دل از غمش ویرانه شد ، ویرانه را گم کرده ام.
این که آدم یک جهان تنهاست بعضی وقتها
قصهای غمگین ولی زیباست بعضی وقتها
هرچه با خنده پنهان میکنی اندوه را
ماه پشت ابر هم پیداست بعضی وقتها
خندهی شیرین گل یا گریهی تلخ گلاب؟
مرگ، بخشی از زندگی ماست بعضی وقتها
برگی از سرشاخهای افتاد و چیزی کم نشد
زندگی اینقدر بیمعناست بعضی وقتها
قدر شادیها و غمها را بدان، این لحظهها
آخرین غمها و شادیهاست بعضی وقتها
☘ شعر: فاضل نظری
☘ خوشنویس: سیروس بیدلی
☘ اجرا: طاهره قائدیان
*نامه ای خیلی خیلی زیبا از سوی پروردگار به همه انسانها*
این نامه با استفاده از آیات قرآن و خطاب به همه بشر گفته شده و محتوی آن عین واقعیت است...
آن را در تنهایی خودتان و بطور واقعی از زبان خداوند با شخص خودتان بخوانید...
بسم الله الرحمن الرحیم
سوگند به روز وقتی نور می گیرد
و سوگند به شب وقتی آرام می گیرد
من نه تو را رها کردهام و نه با تو دشمنی کردهام.
(ضحی 1-2)
افسوس! هر کس را به سوی تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم، او را به سخره گرفتی.
(یس 30)
تا اینکه هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید و از پیامهایم روی گردانیدی.
(انعام 4)
و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام.
(انبیا 87)
مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان کردی خودت بر همه چیز قدرت داری.
(یونس 24)
این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری.
(حج 73)
پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند٫ و چشمهایت از وحشت فرو رفتند٫ و تمام وجودت لرزید٫ آن هم چه لرزشی؛
گفتم کمکهایم در راه است! چشم دوختم ببینم که باورم می کنی؟ اما به من گمان بردی! چه گمانهایی ...
(احزاب 10)
تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد، پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و اینجا بود که یقین کردی هیچ پناهی جز من نداری،
پس در این حال من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی،
براستی که من مهربان ترین ام در بازگشتن.
(توبه 118)
وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی، که اگر تو را برهانم با من می مانی، تو را از اندوه رهانیدم٫ اما باز مرا با دیگری شریک کردی.
(انعام 63-64)
آری این عادت دیرینه ات بود: هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را طرفی دیگر کردی٫ و هر وقت هم با سختی مواجه شدی ناامید گشتی.
(اسرا 83)
آیا من از دوش تو باری که پشتت را می شکست برنداشتم؟
(شرح 2-3)
غیر از من چه کسی برایت خدایی کرده است؟
(اعراف 59)
پس کجا می روی؟
(تکویر26)
و پس از این سخن٫ دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟
(مرسلات 50)
چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟
(انفطار 6)
مرا به یاد می آوری؟
من همانم که بادها را می فرستم
تا ابرها را در آسمان پهن کنند٫
و ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطرات باران از خلال آنها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند٫ تا تو فقط لبخند بزنی؛
این در حالی است که پیش از فرو افتادن قطرات باران، ناامیدی تو را پوشانده بود.
(روم 48)
من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحتهایی برمی دارد؟
شبانگاهان روحت را در خواب به تمامی باز می ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم ...
(انعام 60)
من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می دهم.
(قریش 3)
برگرد، مطمئن برگرد، تا بار دیگر در جمع دوستان من
داخل شوی و در جنت من درآیی.
(فجر 28-29)
تا بار دیگر من تو را دوست داشته و تو هم مرا دوست بداری.
(مائده 54)
انَ معَ العسرِ یُسرا ،فانَ مع العسرِ یسرا(انشراح) آیه ۱.
بعداز هر سختی گشایشی ست. پس بدان پس از هر مشکلاتی، آسانی و گشایشی ست..دوبار هم گفتم تا ته دلتون محکم و قرص باشه
و کیست راستگوتر از خدای تو.
(نسا۸۷) صَدق الله العلیُ العظیم.
@shine41
#تمرکز_روی_خودم
💬 ربع پایانی عمر
بیر یوهانسون، جامعهشناس سوئدی که در دانشگاه استکهلم جامعهشناسی تدریس میکرد، مقالهای برای سالمندان نوشته است که در آن تجربه شخصیاش پس از بازنشستگی را با عنوان «ربع پایانی عمر» بازگو میکند:
همانطور که میدانی... زمان طوری حرکت میکند که گویی تو را میرباید، بیآنکه متوجه سرعت گذرش باشی...
انگار همین دیروز بود که جوان بودم و تازه زندگی را آغاز میکردم... ولی به طرز عجیبی احساس میکنم که این اتفاق مربوط به قرنها پیش بوده، و از خود میپرسم: همهی آن سالها کجا رفتند؟
میدانم که همهی آنها را زندگی کردهام، خاطراتی از آن زمان و رویاهایی که در سر داشتم دارم...
اما ناگهان متوجه شدم که اکنون در ربع پایانی زندگیام هستم، و این کشف مرا شگفتزده کرد...
همهی آن سالها کجا رفتند!؟ جوانیام کی و کجا از من جدا شد؟
در طول عمرم با سالمندان زیادی روبهرو شدم، اما همیشه فکر میکردم پیری چیزی دور از من است... آن زمان در ربع اول مسیر زندگیام بودم و ربع چهارم آنقدر دور بهنظر میرسید که حتی نمیتوانستم تصورش را بکنم...
اما حالا، ربع چهارم در را کوبیده، از آستانهام گذشته و جوانیام را با خود برده است... دوستانم بازنشسته شدهاند، موهایشان سفید شده، آهسته راه میروند، به سختی میشنوند، به زحمت میفهمند...
برخی از آنها از من بهترند و برخی بدتر... اما بهوضوح میبینم که چقدر تغییر کردهاند... دیگر آن آدمهای پرشور و جوانی که در خاطرم بودند نیستند...
ما اکنون همان سالمندانی هستیم که زمانی نگاهشان میکردیم و هرگز تصور نمیکردیم روزی مثل آنها شویم...
امروز برایم حمام کردن خودش به هدف روز تبدیل شده!! و چرت نیمروزی دیگر اختیاری نیست، بلکه ضروریست!!
چرا که اگر خودم بهدلخواه نخوابم، همانجا که نشستهام خوابم میبرد...
و اینگونه وارد فصل جدیدی از زندگیام شدهام، بیآنکه برای دردها، ناتوانیها و کارهایی که میخواستم انجام دهم ولی هرگز نکردم آماده باشم...
چقدر برای کارهایی که نباید انجام میدادم پشیمانم... و چقدر برای چیزهایی که باید انجام میدادم و نکردم افسوس میخورم...
در عین حال، کارهای زیادی هم هست که از انجامشان در گذشته خوشحالم...
پس اگر تو هنوز وارد ربع پایانی زندگیات نشدهای... بگذار به تو یادآوری کنم که زودتر از آنچه فکرش را میکنی از راه میرسد...
بنابراین، هرچه در زندگیات میخواهی انجام دهی، همین حالا انجامش بده...
کار را به فردا نینداز!!
زندگی با سرعت میگذرد... پس هرچه میتوانی امروز انجام بده، چون هیچگاه نمیتوانی مطمئن باشی که در کدام ربع از زندگیات هستی...
هیچ تضمینی نیست که همهی فصلهای عمرت را ببینی... پس امروز را زندگی کن و هرچه میخواهی انجام دهی یا بگویی تا عزیزانت بهیاد بسپارند، همان امروز بگو و انجام بده...
امیدوار باش که قدردانت باشند و بهخاطر همهی آنچه برایشان در این سالها کردهای، دوستت داشته باشند...
«زندگی» هدیهای است برای تو و نحوهی زندگیات، هدیهایست برای کسانی که بعد از تو میآیند...پس آن را عالی کن... زندگیات را خوب زندگی کن.از روزت لذت ببر...کاری مفرّح انجام بده...شاد باش...برای تو روزی فوقالعاده آرزو دارم...
به یاد داشته باش که «سلامتی» ثروت واقعیست، نه طلا و نقره...و بهتر است این موارد را هم در نظر داشته باشی:بیرون رفتن خوب است...بازگشت به خانه بهتر....فراموش کردن اسامی اشکالی ندارد... چون بعضیها حتی فراموش کردهاند که تو را میشناسند!
میدانی که قرار نیست در همهچیز حرفهای باشی، مثل گلف.کارهایی که قبلاً انجام میدادی، دیگر برایت مهم نیستند، و اینکه اهمیتی هم نمیدهی که دیگر علاقهای نداری روی صندلی راحتی و با تلویزیون روشن بهتر از تخت میخوابی.دلت برای روزهایی که فقط با کلید «روشن» و «خاموش» همهچیز کار میکرد تنگ شده.تمایل داری از کلمات کوتاهتری استفاده کنی: «چی؟»... «کی؟»... «کجا؟»...لباسهای زیادی در کمد داری... که بیش از نیمی از آنها را دیگر هرگز نخواهی پوشید.چیزهای قدیمی برایت ارزشمندتر میشوند:آهنگهای قدیمی.فیلمهای قدیمی و از همه بهتر: دوستان قدیمی!!
این را برای دوستان قدیمیات بفرست...بگذار بخندند و با تو همنظر باشند...و به یاد داشته باش: مهم نیست چه اندازه جمع کردهای، بلکه مهم این است که چه چیزهایی پخش کردهای...و این نشان میدهد که چه نوع زندگیای داشتهای...در پایان... و گمان میکنم این خلاصهی خرد زندگیام باشد:ما خوب میدانیم که نمیتوانیم زمانی به عمرمان بیفزاییم، اما میتوانیم زندگی را به زمانمان بیفزاییم...
ح-درویشی🍏
@shine41
آیا خداوند خودش را به ما تحمیل میکند؟
حضرت حق، خود را بر انسان تحمیل نمیکند.
اگر انسانی صادقانه در جستوجوی حقیقت باشد، خداوند میتواند کتابی، استادی یا انسانی آگاه را در مسیر او قرار دهد تا چراغی باشد برای عبور از تاریکی جهل و رسیدن به نور خرد.
استادِ خودشناسی، کسی است که میتواند همچون یک آینه، انسان را به دیدن حقیقتِ درون خویش نزدیک کند؛ گویی حضرت حق از مسیر ادراک خالص او، راه را به جوینده نشان میدهد.
اما سکوت خداوند به معنای بیرحمی یا بیتفاوتی او نیست؛
این سکوت، احترام به آزادی انسان است.
خداوند به ما اختیار داده است تا انتخاب کنیم، تجربه کنیم و سرنوشت خویش را بسازیم. او نمیخواهد آزادی ما را از ما بگیرد و خودش را به ما تحمیل کند.
اما گاهی همین آزادی را به فراموشی میسپاریم؛ از او دور میشویم، در هیاهوی ذهن و زندگی گم میشویم و بعد، درمانده میپرسیم:
«پس خدا کجاست؟»
شاید پاسخ این باشد:
او همیشه حاضر است؛ اما برای شناختنش باید جویای او باشیم.
تا زمانی که حقیقتاً طالب شناخت حضرت حق نباشیم، هرچقدر در وادیهای معنوی قدم بگذاریم، هنوز آن ارتباط عمیق و زنده را تجربه نکردهایم.
حضرت حق از هر چیزی حقیقیتر است؛
اما نخستین قدم این است که صادقانه او را بخواهی.
وقتی جویای حقیقت باشی، راه نیز خود را به تو نشان خواهد داد.
@shine41
✾࿐༅🍃🦋🍃༅࿐✾
نردبان نور، مأمن شما برای رسیدن به نور آرامش
@shine41
استاد حقیقی؛ چراغی در مسیر شناخت خداوند ✨
گاهی انسان سالها در جستوجوی خداوند است؛
میخواند 📖، میداند، عبادت میکند و میپرسد...
اما همچنان در تاریکیِ پرسشهای درون خود سرگردان است 🌑.
چرا؟ ❓
چون برای عبور از تاریکی، تنها دانستن کافی نیست؛ چشمی روشن لازم است که راه را دیده باشد 🌟.
خداوند، نه از طریق اسرار و پیچیدگیها، بلکه از طریق روحهای روشنشده تعلیم میدهد. همانگونه که در تاریکی برای یافتن راه به کسی نیاز داریم که بینا باشد، در مسیر معنوی نیز انسان به راهنمایی نیاز دارد که خود، طعم حقیقت را چشیده و از تاریکی جهل عبور کرده باشد. 🕯️
در سنتهای عرفانی، به چنین انسانی «استاد» یا «پیر» میگویند.
استاد حقیقی کسی نیست که صرفاً پیروان بسیاری داشته باشد یا دیگران او را تحسین کنند.
استاد حقیقی کسی است که خود را به خداوند سپرده و جز هدایت الهی را دنبال نمیکند 🙏.
ممکن است انسان در زندگی معلمان بسیاری داشته باشد؛ اما استاد، یکی است.
کسی که حضورش تو را بیشتر به حقیقت، آگاهی، آزادی و خداوند نزدیک میکند؛ نه اینکه تو را وابسته به شخصیت خودش سازد. 🕊️
در زندگی حضرت مسیح نیز میتوان این معنا را دید؛ او همواره خود را فرستاده و در خدمت پدر معرفی میکرد و میآموخت که خدمت به او، در حقیقت خدمت به پدری است که او را فرستاده است.
پس اگر میخواهی بدانی راهی که انتخاب کردهای درست است یا نه، فقط به تعداد پیروان، شهرت، سخنان زیبا یا ظاهر یک مسیر نگاه نکن. 🚫
از خود بپرس:
در باطن این مسیر چه کسی هدایت میکند؟
آیا این راه مرا به آزادی و آگاهی نزدیکتر میکند؟
آیا استادی که از او پیروی میکنم، مرا به خداوند نزدیک میکند یا به خودش وابستهتر؟
آیا حضور او چراغی برای شناخت حقیقت است؟ 🔦
زیرا باور کورکورانه، حتی اگر در میان جمعیتی بزرگ باشد، میتواند انسان را در جهل و رکود معنوی نگه دارد. ⛓️
رفتن به کلیسا، مسجد، معبد یا هر مکان مقدسی بهتنهایی تضمینکننده رهایی نیست؛ رهایی حقیقی زمانی آغاز میشود که انسان از درون بیدار شود، خود را بشناسد و راهنمایی را بیابد که خود از جنگلِ جهل عبور کرده است. 🌲
استاد حقیقی، مقصد نیست؛ چراغی است که راهِ رسیدن به حقیقت را روشن میکند. 🏮
وقتی دل تو حقیقتاً در جستوجوی خداوند باشد، راهنما نیز در زمان مناسب ظاهر میشود؛
و آنگاه میآموزی که بزرگترین سفر زندگی، سفر از «ناآگاهی» به «شناخت» و از «سرگردانی» به «رهایی» است. 🚶♂️✨
دل را بیدار کن؛ راهی که به سوی خداوند میرود، از درون تو آغاز میشود. ❤️
✾࿐༅🍃🦋🍃༅࿐✾
لینک یاب 📎
گروه مسیر ارتقا:
🚀 /channel/+k-0OHl0Nwtc1NjNk
کانال کتاب سفر به روشنای رهایی
📖 @safarerahaee
کانال نردبان نور تلگرام:
✨ @shine41
کانال نردبان نور ایتا:
🌟https://eitaa.com/nardebanenoor
دوستان همراه
ازتون خواهش می کنم تا زمانی که کتابی رو خواندید و آنچه با وجدانتان در کتاب هماهنگی داشت و فهمیدید ولــــــــــی عمل نکردید. هیچ کتاب دیگری نخرید.
کتاب ها برای آگاهی و رشد هستند. نه صرفا خریدن و انباشت اطلاعات.
کتاب سفر به روشنای رهایی برای تامل و تقکر در مقاطع زندگی فرد نگاشته شده که هفت مرحله مهم از زندگی تمام افراد فارغ از هر آیینی را به ما یاد می دهد.
اگر فقط بخوانید و عمل نکنید، چیزی به دست نخواهید آورد و اگر مرد عمل هستید همین کتاب برای روشن شدن یک زندگی بس است.
همه چیز به خود شمـــــــا بستگی دارد.
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.
تمام
چهار #آگاهی_در_مسیر_نور
یکم: نبین
۱- عیب مردم را نبین
۲- مسائل جزئی در زندگی خانوادگی را نبین
۳- کارهای خوب خودت را که برای دیگران انجام می دهی نبین
۴- گاهی باید وانمود کنی که ندیدی (اصل تغافل)
دوم: نگو
۱- هرچه شنیدی نگو
۲- به کسی که حرفت در او تاثیرندارد نگو
۳- سخنی که دلی بیازارد نگو
۴- هرسخن راستی را هرجا نگو
۵- هرخیری که درحق دیگران کردی نگو
۶- راز را نگو حتی به نزدیکترین افراد
سوم: نشنو
۱- هر سخنی ارزش شنیدن ندارد
۲- وقتی دونفر آهسته سخن می گویند سعی کن نشنوی
۳- غیبت را نشنو
۴- گاهی وانمود کن که نشنیدی (اصل تغافل)
چهارم: نپرس
۱- آنچه را که به تو مربوط نیست نپرس
۲- آنچه که شخص از گفتنش شرم دارد نپرس
۳- آنچه باعث آزار شخص می شود نپرس
۴- آن پرسشی که در آن فایده ای نیست نپرس
۵- آنچه که موجب اختلاف و نزاع می شود نپرس
@shine41
سوال:
دوستان همراه هر کدام از شما داستانی برای آشنا شدن با این کانال دارید خوشحال می شوم بدانم چگونه وارد این جمع شدید و در طول این مدت کدام نوشته، موضوع یا لحظه باعث شد احساس نزدیکی بیشتری با اینجا پیدا کنید؟
خوشههای انگور ، ذکرِ رسیدن میگویند و من، در سایهسارِ این حیاط 🏡، نامِ تو را زمزمه میکنم.
مهربانم!
میدانم که هستی... 🤲
پی نوشت: این انگور از دانه شروع به رشد در باغچه منزل کرده و الان به بار نشسته
از یک دانه این همه برکت... ✨
معجزه هست واقعا. 🙏
۱۴۰۵/۵/۱٠
#آگاهی_در_مسیر_نور
اگر تو خالصانه و با درون پاک قدم در راه خیر بگذاری، همه چیز مهیا می شود.
هفته جدید
چالش جدید 🚀
در گروه مسیر ارتقا 📈
به ما بپیوندید. 💚 👇
/channel/+k-0OHl0Nwtc1NjNk
#تمرکز_روی_خودم
نظم از سرزنش کردن خودت شروع نمیشود.
از دیدن سیستمهایی شروع میشود که ذهنت و رفتارت را شکل دادهاند.
اول ببین:
بعد طراحی کن.
اصطکاک را کم کن
و رفتاری بساز که بتوانی ادامهاش بدهی.
تو فقط محصول ارادهات نیستی؛
تا حد زیادی محصول سیستمهایی هستی که هر روز در آنها زندگی میکنی.
حالا از خودت بپرس:
اگر محیط اطرافم را تغییر بدهم، کدام نسخه از من فرصت ظهور پیدا میکند؟
@shine41
# تلنگر
انسان
در ابتدای زندگی میپرسد: «چه چیزی میتوانم به دست بیاورم؟»
در میانه راه میپرسد: «چه چیزی واقعاً ارزشمند است؟»
و در بلوغ میپرسد: «از زندگی من چه چیزی برای خودم و دیگران باقی خواهد ماند؟»
شما در کدام مرحله اید و چه پاسخی برای سوال خود دارید؟
#قائدیان
#آگاهی_در_مسیر_نور
خداوند ، نور مطلق ، شاه جهان است
او تنها راه زندگیست
او تنها کلید قفلهای زندگیست
هرگز هرگز به قدرت خدا شک نکن
او همان معجزه ناشناخته است
او همان خلق کننده از هیچ است
او همان است که تمام کیهان مثل پنبه ای در کف اراده اوست و معلق در آغوش او
تو در حمایت کامل خداوند هستی
شک نکن در قدرت او ، خودت را هر لحظه به او بسپار
نگران عملکرد خدا نباش او بهتر میداند که چه میکند
بدان که او تمام قد دارد برای برطرف کردن مشکلات و موانع تو که خودت با ذهنت ساخته ای ، میجنگد
میلیون ها فرم را جابجا میکند تا تو را در بهترین موقعیت قرار دهد
پس تو هم به حرمت عظمت و شکوه و عشق پروردگارت ، تمام قد بنده او باش
تسلیمش کن تمام اراده و قدرت خودت را
بجای اینکه ارباب خدا باشی و هر روز امر و نهیش کنی که چه بکند و چه نکند
بنده خالص خدا باش
بنده خالصش باشی او تو را بر سر صدر قرار میدهد و پادشاه زندگیت میشوی
در هر شرایطی از زندگیت قرار داری ، قطعا این وضعیت لازمه ی رشد و صعود و نجات تو بود
شاکر باش و هر دم خودت را از این افکار و وسوسه های ذهنت به خداوند بسپار
اگر این پیامها را کامل نمیتونی درکش کنی
و مفهوم تسلیم شدن برات گنگه
مدتی ساکت باش
سکوت کن بدون واکنش
بعد از مدتی به تو گفته خواهد شد و راه بعدی تو آشکار میشود
حقیقت عجیب اینست که ؛
خداوند هر لحظه منتظرت هست که تو آگاه بشی و خودت رو برگردونی به دست قدرتمند خدا
او منتظر است ، تو یک نگاه خالصانه نه از روی التماس و خواسته ها و پول و ... به سمت خداوند داشته باشی
و بگویی خدایم عشقم تنها نفسم ، من برگشتم بعد از سفری طولانی
در اختیار توام
از اینجا ببعد همه کنترل زندگی ام را بدست بگیر
تو صاحب و مالک این زندگی هستی
و این یک پایان بی نظیر برای دوره ای طولانی از گذشته است
و شروعی دوباره و باشکوه برای زندگی جدید در قلمرو خداوند
و خواهی دید که زندگی تو ، تازه از اینجا شروع میشه و تابحال زندگی نکرده بودی
عشق در درون توست
عشق را کشف کن تا جاری شود
مولانا: از کجا بدانیم در راه خداییم
شمس:
اگر هر روز دلت مهربانتر شود
اگر کینهها کمتر و آرامشت بیشتر شود
اگر در سختیها امیدت را از دست نمیدهی
بدان که راه را درست آمدهای
@shine41
#تمرکز_روی_خودم
☔️حال خوبت را به هیچکس گره نزن
یاد بگیر بدونِ نیاز به دیگران شاد باشی،
بخندی و امیدوار باشی
باور کن؛
این مردم حوصله ی خودشان را هم ندارند،
تو باید خودت دلیل اتفاقات خوب زندگی ات باشی ...
@shine41
📕📔📒📗📘📙📓
... بسیاری بی آن که بدانند چرا آمده اند
و کجا می روند، گام در راه زندگی می نهند، دل خوش به سایه ای؛
سرگرم به سرابی...
و غافل از نور درون
اما در میان این بی جهتی
برخی یافتگان اند...
آنان که از سنگ های راه نردبان می سازند
از شکست ها شعله
و از زخم ها زایش...
💫 از کتاب سفر به روشنای رهایی
✍ به قلم طاهره قائدیان
@safarerahaee
🌱 اطلاعیه
همراهان گرامی نردبان نور!!!
با احترام به اطلاع میرسانیم، با توجه به درخواست آقایان محترم برای حضور در جمع مسیر ارتقا، از این هفته حضور آقایان در گروه
مسیر ارتقا بلامانع است.
امیدواریم با حفظ فضای محترمانه، امن و سازنده گروه، حضور همه عزیزان زمینهساز گفتوگویی ارزشمند و تجربهای مؤثر در مسیر رشد و ارتقا باشد.
از همراهی و اعتماد شما سپاسگزاریم. 🌷
قائدیان
شروع چالش هفتگی جدید از امروز شنبه ۱۴۰۵/۵/۲۴📅✨
در گروه مسیر ارتقا:
/channel/+k-0OHl0Nwtc1NjNk 📲
مایل بودید شما هم همراه شوید.
#تلنگر 📢
اگر عقاب هستید، به مدرسه غازها نروید. 🦅🚫🪿
حتی اگر فردی هدفمند و روشنبین و با اراده باشید، همنشینی با افراد ضعیف و سستاراده شما را شبیه آنها خواهد کرد. 📉
@shine41 ✨
دوستان عزیزی که متمایل به شنیدن مباحث عرفانی هستید می توانید به کانال نردبان نور در ایتا سر بزنید. شرح کتاب صد میدان خواجه عبدالله انصاری در حال ارائه می باشد.
https://eitaa.com/nardebanenoor
#تمرکز_روی_خودم ✨🧘♂️
مدتی است دریافتهام که جان آدمی، بیش از آنکه به انبوه خبرها و هیاهوی جهان نیاز داشته باشد، محتاج سکوت، تأمل و بازگشت به خویشتن است. 🤫🌿 از این رو، برای آرامش بیشتر و رشد درونی، تصمیم گرفتهام فاصلهای آگاهانه از اخبار و حاشیهها بگیرم و زمان و انرژی خود را صرف شناخت عمیقتر خویش، مطالعه، اندیشیدن و پرورش نور درون کنم. 📚💡
جهان همواره پر از صدا و آشوب خواهد بود؛ اما آرامش، آن لحظهای متولد میشود که انسان راهی به سوی درون خود مییابد و در سکوت، حقیقت را جستوجو میکند. 🌌🧭
باشد که در میان شتاب روزگار، هر یک از ما پناهگاهی از نور، سکوت و آگاهی در قلب خویش بیابیم. 🕊️🌟
@shine41
#تمرکز_روی_خودم
اندیشیدن را جدی بگیریم، اندیشیدن!
آنچه ما کم داریم مردان و زنانی است که اندیشیدن را جدی گرفته باشند. اندیشیدن باید به مثابهی یک کار مهم تلقی بشود. اندیشه ورزیدن؛
بند زبان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم.
📕نون نوشتن
✍محمود دولت آبادی