746
⛱️خیلی وقت ها نمیشه احساسی که داری را به زبون بیاری ولی میشه با یه شعر، موزیک یا ویدئو آن را انتقال داد💌 تاسیس کانال (۱۴۰۲/۱۰/۱۴)
دوباره گم شدم باید به دنبال خودم باشم
بگردم ده به ده جویای احوال خودم باشم
توهرجوری که عشقت می کشد بگذار تامن هم
همان جوری که عشقم می کشد مال خودم باشم
بگیرم دامن تنهایی ام دور ازهمه محکم
بنالم یک دل سیر و کمک حال خودم باشم
چه می دانی چه کرد م باخودم شب های دلتنگی
به غارت رفته ام بگذار پامال خودم باشم
منم یک خواهش عریان وشبگردی که حق دارم
شبی آسوده باید کنج پاچال خودم باشم
شبیخونم زدی اشغالگر بودی نفهمیدم
اجازه می دهی یک شب در اشغال خودم باشم
اگر در شاعری وبنده گی مال ومنالی هست
همان بهتر که بنده جز اموال خودم باشم
زبان روستایی لهجه ها دارد نمی فهمی
ولم کن تا به فکر بخت واقبال خودم باشم
@shernab90
تا دیدمت هر غصه ای انگار یادم رفت
حتی سلام ساده هم اینبار یادم رفت
می خواستم ساده بگویم دوستت دارم
لکنت گرفتم ناگهان گفتار یادم رفت
در جاده تا تو پیچ و خم های فراوان بود
اما مسیر و مانع بسیار یادم رفت
ای صبح روشن عطر پاشیدی به یک لبخند
شب های وحشت زا وتلخ و تار یادم رفت
تا پلک خود را باز کردی شاعری گل کرد
اما چه بد شد دفتر و خودکار یادم رفت
از بس حواسم پرت شد چیزی نفهمیدم
گفتی کجا آن وعده ی دیدار یادم رفت
#صابر_فتحی
@shernab90
مثل یک پنجره که زل زده تا ماهش را..
عاشقی قسمت ما کرده فقط آهش را
حسرت دیدنت از دور برایم کافیست
کم نکن از دل من لذت کوتاهش را
من که خوشبختی از این عمر ندیدم، ای کاش
شانه های تو نشانم بدهد راهش را
جرم من باش در این شب که خودش می بخشد
پیش از مدعیان، بنده گمراهش را
مهربان است خدایی که مقدر کرده
عشق کافر بکند مومن درگاهش را
این سکوتی که قسم خورده زمینم بزند
کاش پنهان بکند ناله جانکاهش را
همه گفتتد دعا وقت سحر می گیرد
آه از این شب که "ندیدیم سحرگاهش" را
سهمم از دیدن عکس تو فقط حسرت شد
مثل یک پنجره که زل زده تا ماهش را..
#علی_صفری
دلی که عاشق و صابر بوَد، مگر سنگ است
ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است
برادران طریقت نصیحتم مکنید
که توبه در ره عشق، آبگینه بر سنگ است
دگر به خفیه نمیبایدم شراب و سَماع
که نیکنامی در دین عاشقان ننگ است
چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم
مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ است
به یادگار کسی دامن نسیم صبا
گرفتهایم و دریغا که باد در چنگ است
به خشم رفتهٔ ما را که میبرد پیغام؟
بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است
بکش چنان که توانی که بی مشاهدهات
فراخنای جهان بر وجود ما تنگ است
ملامت از دل سعدی فرونشوید عشق
سیاهی از حبشی چون رود؟ که خودرنگ است
#سعدی
@shernab90
در نمازم فکر میکردم چه کاری داشتم؟
یادم آمد با دل سنگت قراری داشتم
بر همین سجاده در مستی دلم را باختم
در همین میخانه با هستی قماری داشتم
شیشهی مِی را اگر نشکسته بودم دستِکم
با خود از لبهای سرخت یادگاری داشتم
آنچه ما آموختیم از عمر، درسِ رنج بود
ای فلک من سنگدل آموزگاری داشتم
چون صدف بر خاک ساحل ماندم اما مثل موج
باز میگشتم اگر چشمانتظاری داشتم
در دلت یادی هم از من نیست میدانم ولی
من زمانی در دلِ سنگت مزاری داشتم
#فاضل_نظری
@shernab90
نصفِ قلبم واسه تو
نصفِ دیگه اش فدایِ تو.
تو همان
عطر نجیبی
که دلم
کرده هوایش....
@shernab90
قرنطینہ ڪردم
تو را در قلبم
ڪہ تا ابــد
بہ عشـقِ دوستداشتنت بتپد
@shernab90
دردک بی درمانی دلو🥲
"خالیام، اما لبریز از حرفهای نگفته.🥲❤️🩹
به امید روزهای خوب برای تمام ملت ایران🙏🏻🥺🌹
#کرمانجی
@shernab90
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران، غم مخور
• آواز: محمدرضاشجریان
@shernab90
ما را زمانه گر چه به ظاهر خراب کرد
دلداده ای برای غزل انتخاب کرد
دارُالْاَمان من بُوَد آغوش او ولی
آن هم حوالتش به فراسوی خواب کرد
رنگین کمان، تَوهّم رویای زندگیست
بیچاره عاشقی که سفر در سراب کرد
حاصل چه بوده است، به غیر از نگاه سرد
شوریده ای که خاطره اش را کتاب کرد
آهنگ دیگری مگر آید ز نای نی
این مویه ها، دل از همه عالم کباب کرد
ممنون طالعم که درین قحط خوش دلی
انگور باغ عاطفه ام را شراب کرد
آسوده گشتم از غم بی همرهی،ولی
احساس تازه ای ز درونم شتاب کرد
واسع، چه کرده ای که دعای تو را سحر
لطف نهان حضرت حق مستجاب کرد ...
@shernab90
جسمی
در
اینجا،
قلبی
در
آنجا
و
خیالی
بسیار
دور..!
@shernab90
هــــر دو دلتنـگیــم، امّــــا مــــن بـــــرایـت بیشتــر
مـیزنــم هــوهـــو، ولیکـن در هــوایـت بیشتــر
تا که در نِـی میدَمَد گالش، دلم پَــر میکشد
مـیرود تــا عــــرشِ اعلــــی، از نــوایـت بیشتــر
بلبـلــی تـا مـینـــوازد، ســــازِ خـــود را در بهـــار
مـیشــــوم دیـــوانـه، امّـــا از صـــدایـت بیشتــر
گـــر بمـــانـــی، شعــــــر میـــارم بــرایـت تازه دَم
هر چه خواهی،از غـزل جانم فدایت بیشتــر
بـوسه بـاران مینمایم، مـاهٔ رخسارت مُـــدام
میکشم بر روی چشمم خاکِ پایت بیشتــر
قــافیــه در قــافیــه، شـد تــارِ زلفـــانت ردیـف
مـیپسنــدم گفتـهام،گیســـو طـلایـت بیشتــر
حــرمتـم بردی، زمـانی کردهای تَـرکـم، عــزیــز
هـــر دو دلتنگیــــم، امّـــا مــن بـرایـت بیشتــر
#محمدرضا_فتحی
@shernab90
بیا مرا ببر ای عشق با خودت به سفر
مرا ز خویش بگیر و مرا ز خویش ببر
مرا به حیطه محض حریق دعوت کن
به لحظه لحظه پیش از شروع خاکستر
به آستانه برخورد ناگهان دو چشم
به لحظههای پس از صاعقه، پس از تندر
به شبنشینی شبنم، به جشنواره اشک
به میهمانی پر چشم و گونه تر
به نبض آبی تبدار در شبی بی تاب
به چشم روشن و بیدار خسته از بستر
من از تو بالی بالا بلند میخواهم
من از تو تنها بالی بلند و بالا پر
من از تو یال سمندی، سهند مانندی
بلند یالی از آشفتگی پریشانتر
دلم ز دست زمین و زمان به تنگ آمد
مرا ببر به زمین و زمانهای دیگر
@shernab90
هر کس سزاوار یک نفر است
که بتواند به چشم هایش نگاه کند و بگوید:
"تو کافی هستی. تو با تمام
زخم هایت، بی نقصی"
@shernab90
ماییم و همین آرزوی یار و دگر هیچ
قاصد برسان مژدهی دیدار و دگر هیچ
هر مشکلی از دولت عشقت شده آسان
دل مانده، همین عقدهی دشوار و دگر هیچ
ما از طمع وصل تو در عشق گذشتیم
بگذر ز هم آغوشی اغیار و دگر هیچ
طرفی که من از عشق بتان بستهام این است
در خاک برم حسرت دیدار و دگر هیچ
سهل است اگر چرخ نگردد به مرادم
محروم نگردد کسی از یار و دگر هیچ
مستی ست،که درمان دل سوختهی ماست
ساقی برسان ساغر سرشار و دگر هیچ
برتاب حزین ، از دو جهان دیدهی دل را
عشق است درین دایره، درکار و دگر هیچ
#حزين_لاهیجی
@shernab90