1042
🤍بخشیدن شفا یافتن است. ادمین هماهنگی جهت آموزش و سفارش کتاب ودریافت لینک #کانال_VIP @freedom_eft مدرس:👇👇 @farahnaz_asadi 📚#کتاب_آرزوی_جادوگر #کتاب_والدین_آرام_کودکانی_شاد ✅جلسات آنلاین ای اف تی #رایگان روزهای ششم و بیستم هر ماه است ساعت ۲۱
مجموعهٔ «بدن، روایتگر تجربههای ما»
قسمت ششم: پوست؛ مرز میان من و جهان
پوست نخستین مرز میان بدن ما و جهان بیرون است؛ مرزی که هم از ما محافظت میکند و هم امکان ارتباط ما با محیط را فراهم میسازد.
گاهی وقتی تحت فشار روانی هستیم، پوستمان واکنش نشان میدهد؛ خارش بیشتر میشود، بعضی التهابها شدت میگیرند یا پوستمان حساستر به نظر میرسد.
آیا این یعنی پوست، احساسات پنهان ما را آشکار میکند؟ نه به این سادگی. اما ارتباط میان دستگاه عصبی، استرس و پوست موضوعی واقعی و قابل بررسی است. بیایید این ارتباط را از دو زاویهٔ علمی و خودشناسانه ببینیم.
۱. پوست چه وظایفی دارد؟
پوست بزرگترین اندام بدن است و وظایف مهمی بر عهده دارد:
محافظت: ایجاد سد در برابر بسیاری از عوامل محیطی، مواد محرک و میکروبها.
تنظیم دما: کمک به تنظیم دمای بدن از طریق تعریق و تغییر جریان خون پوست.
حسکردن: دریافت لمس، فشار، درد و تغییرات دما.
حفظ آب بدن: جلوگیری از دسترفتن بیش از اندازهٔ آب.
نقش ایمنی: مشارکت در شناسایی و مقابله با عوامل آسیبرسان.
پوست فقط یک پوشش بیرونی نیست؛ عضوی زنده است که با دستگاه عصبی و سیستم ایمنی ارتباط دارد.
۲. استرس چگونه بر پوست اثر میگذارد؟
هنگام استرس، پیامهای عصبی و تغییرات هورمونی و ایمنی میتوانند بر عملکرد پوست اثر بگذارند. این ارتباط در همهٔ افراد و همهٔ بیماریهای پوستی یکسان نیست.
برای مثال:
استرس ممکن است در بعضی افراد علائم اگزما یا پسوریازیس را تشدید کند.
نگرانی میتواند چرخهٔ خارش و خاراندن را تقویت کند.
برخی افراد هنگام اضطراب بیشتر سرخ میشوند یا عرق میکنند.
مشکلات پوستی ممکن است خودشان نیز باعث خجالت، نگرانی یا کاهش اعتمادبهنفس شوند.
پس رابطه دوطرفه است: استرس میتواند بر پوست اثر بگذارد و مشکلات پوستی نیز میتوانند فشار روانی ایجاد کنند.
نکتهٔ مهم این است که بیماریهای پوستی علتهای گوناگونی دارند؛ از عوامل ژنتیکی و ایمنی گرفته تا حساسیتها، عفونتها و شرایط محیطی. هیچ احساس خاصی را نمیتوان علت قطعی یک بیماری پوستی دانست.
۳. پوست و مرزهای شخصی؛ دریچهای برای خودشناسی
در زبان استعاری، پوست را میتوان نمادی از مرز میان خود و جهان دانست؛ مرزی که به ما کمک میکند میان نزدیکی و فاصله، ارتباط و خلوت، و خواستههای خودمان و دیگران تعادل برقرار کنیم.
این استعاره میتواند ما را به پرسشهایی مهم برساند:
🔸آیا به دیگران اجازه میدهم بیش از اندازه وارد حریم شخصیام شوند؟
🔸آیا برای نهگفتن احساس گناه میکنم؟
🔸آیا از قضاوتشدن یا دیدهشدن میترسم؟
🔸آیا برای پذیرفتهشدن، بخشهایی از وجودم را پنهان میکنم؟
🔸آیا نزدیکی با دیگران برایم لذتبخش است یا گاهی احساس ناامنی ایجاد میکند؟
🔸آیا وقتی کسی از مرزهایم عبور میکند، میتوانم ناراحتیام را بیان کنم؟
این پرسشها بهویژه زمانی مفیدند که فرد در روابط خود با دشواری مرزبندی روبهروست.
اما یک تمایز اساسی را فراموش نکنیم: مشکل پوستی بهخودیخود نشانهٔ ضعف مرزهای شخصی نیست. ممکن است فردی مرزهای سالمی داشته باشد و همچنان با بیماری پوستی روبهرو شود.
ما از استعاره برای شناخت تجربههای درونی استفاده میکنیم، نه برای متهمکردن ذهن به ایجاد بیماری جسمی.
تپینگ #ای_اف_تی:
...،
این مجموعه (بدن روایتگر تجربه های ما)را در کانال وی آی پی دنبال کنید
هماهنگی دریافت لینک کانال
@freedom_eft
محرومیت فقط نداشتن پول، محبت یا حمایت نیست؛ گاهی تجربهای است از دیده نشدن، جدی گرفته نشدن و نادیده ماندن نیازهایی که حق طبیعی ما بودهاند.
گاهی کسی که خود درگیر احساس کمبود، ترس یا ناامنی است، ناآگاهانه همان محرومیتی را به دیگران منتقل میکند که شاید خود نیز تجربه کرده باشد. البته این موضوع، رفتار ناعادلانه را توجیه نمیکند.
شاید رهایی از چرخه محرومیت، از جایی آغاز شود که بهجای آرزوی رنج برای کسی که ما را محروم کرده، آرزو کنیم آنقدر از آگاهی، امنیت، عشق و برکت سرشار شود که دیگر برای احساس برخورداری، چیزی را از دیگری دریغ نکند.
🟢تپینگ چهارم: بازسازی احساس حق برخورداری
این مرحله زمانی مناسب است که شدت احساسات اولیه کمتر شده باشد. قرار نیست با چند جمله مثبت، واقعیت مشکلات مالی را انکار کنیم؛ هدف این است که فضای بیشتری برای انتخاب و اقدام ایجاد کنیم.
نقطه کاراته دست
«با اینکه گذشتهام ممکن است تجربههایی از محرومیت و بیعدالتی داشته باشد، میخواهم بهتدریج این امکان را بپذیرم که من هم شایسته برخورداری، حمایت و آسودگی هستم. میتوانم نیازهایم را جدی بگیرم و برای بهتر شدن شرایط مالیام قدم بردارم، بدون اینکه مجبور باشم تمام زندگیام را در احساس محرومیت سپری کنم.»
دور چهارم تپینگ
بالای سر: من هم حق دارم نیازهایم را جدی بگیرم.
ابتدای ابرو: حق دارم برای امنیت مالی خودم تلاش کنم.
کنار چشم: لازم نیست رنج گذشته را انکار کنم.
زیر چشم: اما میتوانم امکانهای تازه را هم ببینم.
زیر بینی: میتوانم یاد بگیرم حمایت را دریافت کنم.
زیر لب: میتوانم ارزش کار و تواناییهایم را به رسمیت بشناسم.
ترقوه: میتوانم برای برخورداری بیشتر، قدمهای واقعی بردارم.
زیر بغل: گذشته من تمام امکانهای آیندهام را تعیین نمیکند
🟣تپینگ دوم: دردِ دیده نشدن و حمایت نشدن
گاهی در عمق احساس محرومیت، این تجربه وجود دارد که نیازهای دیگران مهمتر از نیازهای ما بوده است.
نقطه کاراته دست
«با اینکه هنوز درونم دردی وجود دارد از اینکه چرا وقتی به حمایت نیاز داشتم، آنطور که انتظار داشتم حمایت نشدم، میپذیرم که این تجربه برای من دردناک بوده است. لازم نیست درد خودم را انکار کنم یا وانمود کنم که این اتفاق برایم مهم نبوده است.»
دور دوم تپینگ
بالای سر: نیازهایی که دیده نشدند.
ابتدای ابرو: وقتهایی که احساس کردم تنها ماندهام.
کنار چشم: وقتی دیدم دیگران حمایت میشوند.
زیر چشم: و من باید خودم به فکر خودم باشم.
زیر بینی: شاید هنوز از این بیعدالتی ناراحتم.
زیر لب: شاید هنوز دلم میخواهد کسی ببیند که من هم نیاز دارم.
ترقوه: من هم به حمایت و آسودگی نیاز داشتم.
زیر بغل: و این نیاز، نیاز طبیعی من بوده است.
اگر خاطره مشخصی از گذشته به ذهنت آمد، لازم نیست خودت را مجبور کنی وارد جزئیاتش شوی. میتوانی فقط احساس فعلی را دنبال کنی.
باورهای پنهان در احساس محرومیت مالی
این احساس ممکن است با باورهایی مانند اینها همراه باشد:
🔶سهم من از زندگی کمتر از دیگران است.
🔶برای داشتن چیزهایی که دیگران دارند، باید بیشتر رنج بکشم.
🔶هیچکس به فکر نیازهای من نیست.
🔶همیشه باید خودم بهتنهایی از پس مشکلاتم بربیایم.
🔶دیگران حمایت میشوند، اما من نه.
🔶زندگی با من منصفانه رفتار نکرده است.
🔶برای به دست آوردن پول باید بجنگم.
🔶اگر برای خودم نخواهم و تلاش نکنم، کسی چیزی به من نمیدهد.
🔶من همیشه باید با کمبود کنار بیایم.
🔶شاید هیچوقت نوبت من نرسد که با آسودگی زندگی کنم.
🔹لازم نیست همه این باورها در تو وجود داشته باشند. هنگام تپینگ، فقط روی جملهای کار کن که واقعاً با تجربه درونیات هماهنگ است.
این لیست کمک میکند دغدغه هاو ترس های مالی خود رابیابید و تکنیک #ای_اف_تی را انجام دهید ..
🔶در ادامه چند مورد تپینگ رو میزارم
ناامنی مالی 💰
انواع، ریشههای ذهنی و باورهای پنهان
ناامنی مالی فقط به معنای نداشتن پول نیست.
🔶گاهی فرد درآمد خوبی دارد، اما همچنان از آینده مالی خود میترسد؛
🔶گاهی پول دارد، اما نمیتواند با آسودگی خرج کند؛
🔶و گاهی حتی در زمان برخورداری نیز منتظر اتفاقی است که همهچیز را از او بگیرد.
برای بررسی ناامنی مالی، میتوانیم آن را به چند لایه تقسیم کنیم.
تپینگ EFT | اجازه میدهم خودِ واقعیام حضور داشته باشد 🌱
نقطه کاراته دست
🔶با اینکه گاهی از ترس اینکه خودخواه به نظر برسم، خودم را محدود میکنم و اجازه نمیدهم خودِ واقعیام در زندگی حضور پیدا کند، میخواهم این الگو را در خودم ببینم و بپذیرم.
🔶با اینکه گاهی احساساتم را پنهان میکنم، خواستههایم را نادیده میگیرم و حرفهایم را فرو میخورم تا مبادا کسی ناراحت شود، به خودم اجازه میدهم آنچه را در درونم میگذرد، ببینم.
🔶با اینکه شاید یاد گرفتهام برای دوستداشتنی بودن، باید همیشه مراقب احساسات دیگران باشم و خودم را فراموش کنم، میخواهم راه تازهای را تجربه کنم؛ راهی که در آن، من هم به اندازه دیگران حق حضور دارم.
🔶🔸دور اول: دیدن محدودیتها
فرق سر: جاهایی که خودم را محدود کردهام.
ابتدای ابرو: ترس از اینکه خودخواه به نظر برسم.
کنار چشم: احساساتی که در خودم نگه داشتهام.
زیر چشم: خواستههایی که بیان نکردهام.
زیر بینی: حرفهایی که از ترس قضاوت، فرو خوردهام.
چانه: نگرانی از ناراحت شدن دیگران.
ترقوه: عادت به نادیده گرفتن خودم برای راضی نگه داشتن دیگران.
زیر بغل: تمام لحظههایی که حضور واقعیام را محدود کردهام.
🔶🔸دور دوم: نزدیک شدن به ریشهها
فرق سر: شاید یاد گرفتهام خودم بودن خطرناک است.
ابتدای ابرو: شاید فکر میکنم اگر خواستهام را بیان کنم، خودخواه هستم.
کنار چشم: شاید برای پذیرفته شدن، باید همیشه ملاحظه کنم.
زیر چشم: شاید از ناراحت کردن دیگران احساس گناه میکنم.
زیر بینی: شاید به نیازهای دیگران بیشتر از نیازهای خودم اهمیت دادهام.
چانه: شاید فراموش کردهام که احساسات من هم ارزشمندند.
ترقوه: میخواهم این باورهای قدیمی را ببینم.
زیر بغل: و به خودم فرصت بدهم انتخابهای تازهای داشته باشم.
🔶🔸دور سوم: اجازه دادن به حضور واقعی خودم
فرق سر: من هم حق دارم در زندگی حضور داشته باشم.
ابتدای ابرو: حق دارم احساساتم را بشناسم و بیان کنم.
کنار چشم: حق دارم خواستهها و نیازهایم را جدی بگیرم.
زیر چشم: لازم نیست برای دوستداشتنی بودن، خودم را پنهان کنم.
زیر بینی: میتوانم خودم باشم و در عین حال به دیگران احترام بگذارم.
چانه: ناراحت شدن دیگران همیشه به معنای اشتباه بودن من نیست.
ترقوه: میتوانم بدون احساس گناه، از خودم مراقبت کنم.
زیر بغل: اجازه میدهم احساساتم جریان پیدا کنند و حضور واقعیام آشکار شود.
🟢پایان: مکثی برای خودکاوی 🕊️
چند لحظه آرام بمان و از خودت بپرس:
در کدام بخش زندگی، برای اینکه خودخواه به نظر نرسم، خودم را نادیده گرفتهام؟
کدام احساس را پنهان کردهام؟ کدام خواسته را بیان نکردهام؟ و اگر قرار نبود از قضاوت دیگران بترسم، امروز چه چیزی در من فرصت ظهور پیدا میکرد؟
لازم نیست همین حالا پاسخی پیدا کنی. فقط به خودت اجازه بده آنچه در درونت جریان دارد، دیده شود.
🌿 تپینگ ایافتی برای خشم از خودخواهی دیگران
دور اول: پذیرش خشم
نقطه کاراته دست
🔶با اینکه از خودخواهی آدمها خشمگینم، از اینکه فقط به فکر خودشان هستند و احساسات و نیازهای مرا نمیبینند، این احساس را در خودم میپذیرم.
🔶با اینکه خستهام از اینکه همیشه باید دیگران را درک کنم و ملاحظه کنم، به احساسات خودم حق میدهم.
🔶با اینکه گاهی احساس میکنم هیچکس به فکر من نیست، میخواهم با مهربانی به این رنج درونم گوش بدهم.
دور دوم: نقاط تپینگ
🔸ابتدای ابرو: این همه خودخواهی در اطراف من
🔸کنار چشم: انگار هرکس فقط به فکر خودش است
🔸زیر چشم: پس نیازها و احساسات من چه میشود؟
🔸زیر بینی: چرا من باید همیشه ملاحظه کنم؟
🔸چانه: چرا دیگران به احساسات من توجه نمیکنند؟
🔸ترقوه: این خشم از بیانصافی
🔸زیر بغل: خستهام از اینکه همیشه باید من درک کنم
🔸فرق سر: انگار کسی مرا نمیبیند و درکم نمیکند
🟣دور سوم: نزدیک شدن به ریشه خشم
🔹ابتدای ابرو: شاید از نادیده گرفته شدن خسته شدهام
🔹کنار چشم: شاید سالها نیازهای خودم را عقب انداختهام
🔹زیر چشم: شاید انتظار داشتم دیگران هم به اندازه من ملاحظه کنند
🔹زیر بینی: و وقتی این اتفاق نمیافتد، عمیقاً میرنجَم
🔹چانه: شاید پشت خشمم، غمی قدیمی وجود دارد
🔹ترقوه: غمِ دیده نشدن و جدی گرفته نشدن
🔹زیر بغل: غمِ اینکه چرا من هم به اندازه دیگران اهمیت ندارم
🔹فرق سر: میخواهم این رنج را ببینم، بدون اینکه خودم را سرزنش کنم
🟢دور چهارم: رهایی و انتخاب آگاهانه
🌿ابتدای ابرو: میتوانم خشمم را ببینم و به آن گوش بدهم
🌿کنار چشم: لازم نیست رفتار دیگران را تأیید کنم
🌿زیر چشم: لازم نیست همیشه کوتاه بیایم
🌿زیر بینی: نیازهای من هم اهمیت دارند
🌿چانه: میتوانم برای خودم مرز بگذارم
🌿ترقوه: لازم نیست مسئول اصلاح رفتار دیگران باشم
🌿زیر بغل: میتوانم از خودم مراقبت کنم، بدون اینکه در خشم بمانم
🌿فرق سر: انتخاب میکنم با آگاهی از خودم و احترام به نیازهایم زندگی کنم
🤍 مکث پایانی
چند نفس آرام بکش و دوباره به یکی از موقعیتهایی فکر کن که خودخواهی دیگری تو را خشمگین کرده است. شدت خشم را از صفر تا ده بسنج.
اگر هنوز شدت احساس بالاست، دورهای پذیرش را تکرار کن و ببین آیا خاطره، فکر یا احساس مشخصی پشت آن ظاهر میشود. لازم نیست خودت را مجبور به بخشیدن یا مثبتاندیشی کنی؛ هدف، کم شدن فشار هیجانی و روشنتر شدن انتخابهای توست.
🌈و در نهایت تپینگ روی خاطرات خاص رهایی بخش است
🟢 تمرین ایافتی رویدادی که هنوز در سکوت نگه داشتهام
اکنون در جایی آرام بنشین، چشمهایت را ببند و اگر احساس امنیت میکنی، بهآرامی به آن رویداد فکر کن؛ فقط به اندازهای که برایت قابلتحمل است. لازم نیست جزئیات آن را به یاد بیاوری.
با دست راست، بهآرامی به قسمت کاراتهای دست چپت ضربه بزن و در ذهنت بگو:
«با اینکه هنوز فکر کردن به این اتفاق برایم دشوار است، میخواهم با مهربانی به احساساتم گوش بدهم.»
حالا شدت احساست را از صفر تا ده بسنج.
سپس با نوک دو یا سه انگشت، بهترتیب روی نقاط زیر ضربههای ملایم بزن:
• بالای سر
• ابتدای ابرو
• کنار چشم
• زیر چشم
• زیر بینی
• چانه
• زیر استخوان ترقوه
• زیر بغل
در هر نقطه، بدون تلاش برای تغییر دادن احساساتت، یکی از این عبارتها را تکرار کن:
«این خاطره هنوز مرا ناراحت میکند.»
«شاید هنوز از قضاوت شدن میترسم.»
«شاید بخشی از وجودم هنوز احساس شرم یا گناه دارد.»
«شاید هنوز از پیامدهای آشکار شدن این اتفاق میترسم.»
«این احساسات را میبینم و به خودم اجازه میدهم آنها را احساس کنم.»
«لازم نیست امروز همهچیز را حل کنم.»
یک دور دیگر روی نقاط تپینگ حرکت کن و بگو:
«من امروز اینجا هستم؛ در زمان حال.»
«آنچه اتفاق افتاده، بخشی از داستان زندگی من است، نه تمام هویت من.»
«میتوانم قدمبهقدم، بدون اجبار و بدون قضاوت، با خودم مهربانتر باشم.»
اکنون مکث کن، چند نفس آرام بکش و دوباره شدت احساست را از صفر تا ده بسنج.
اگر هنوز احساس سنگینی میکنی، لازم نیست خودت را به آرامش مجبور کنی. میتوانی تمرین را متوقف کنی، چشمهایت را باز کنی و به محیط اطرافت توجه کنی.
🤍 به یاد داشته باش: قرار نیست با این تمرین خاطره را پاک کنیم؛ میخواهیم رابطهمان را با احساساتی که در پی آن تجربه کردهایم، آرامآرام تغییر دهیم.
🟣مجموعه ی بیست قسمتی بدن روایتگر تجربه های ما
توضیحی در مورد تمام اندام های بدن با بخش های زیر :
۱. این اندام چه میکند؟
توضیح ساده و دقیق دربارهٔ عملکرد زیستی اندام.
۲. چه ارتباطی با روان ما دارد؟
بررسی علمی ارتباط استرس، هیجانها، رفتارها و تجربههای زندگی با عملکرد آن اندام؛ با تفکیک شواهد از فرضیهها.
۳. چه چیزی را در خودم بررسی کنم؟
پرسشهای تأملی دربارهٔ تجربهها، نیازها، مرزها، باورها و هیجانها، بدون فرض اینکه حتماً یک مشکل روانی پشت علامت جسمی وجود دارد.
۴. تپینگ برای خودآگاهی و تنظیم هیجان
یک تمرین EFT با چند دور تپینگ، بررسی شدت احساس پیش و پس از تمرین و یک دور پایانی برای آرامش و احساس حمایت.
۵. منبع و توضیح احتیاطی
معرفی منبع معتبر و یادآوری اینکه تمرین eft مکمل درمان است، نه جایگزین بررسی پزشکی یا درمان ضروری.
🟢می توانید کل مجموعه را در کانال #وی_آی_پی داشته باشید
🌿این کانال شامل بخش های مختلفی از آموزش و تپینگ eft است و گروه پرسش و پاسخ🌿.
هزینه ی ورود به کانال یکبار برای همیشه ۵۵۰ت
هماهنگی :
🟣احساسات همراه با این باور
🔶خستگی عاطفی و فرسودگی
🔶تنهایی، حتی در حضور شریک عاطفی
🔶رنجش و احساس بیعدالتی
🔶ترس از دست دادن رابطه
🔶اضطراب و احساس گناه هنگام تلاش نکردن
🔶ناامیدی از دیده نشدن
🔶خشم فروخورده و احساس نادیده گرفته شدن
🔶ترس از اینکه اگر دیگر تلاش نکنم، هیچکس برای ماندن کنارم قدمی برندارد
و..
@shafabakhsh_eft
باور:
من همیشه باید برای بهبود رابطه تلاش کنم و این تلاش یکطرفه است.
این باور معمولاً دو بخش دارد: «مسئولیت حفظ رابطه با من است» و «اگر من تلاش نکنم، رابطه از بین میرود.»
فردی که با این باور زندگی میکند، ممکن است همیشه آغازگر گفتوگو و آشتی باشد، احساسات طرف مقابل را در اولویت بگذارد، رفتارهای او را توجیه کند و حتی وقتی خسته و دلشکسته است، باز هم برای بهتر شدن رابطه تلاش کند.
ترس از ازدواج؛ وقتی بخشی از ما عشق میخواهد و بخشی دیگر میترسد.
احساسات و ترسهای مرتبط با ازدواج
🔸ترس از طرد شدن و انتخاب نشدن
🔸ترس از خیانت و ترک شدن
🔸ترس از صمیمیت و تعهد
🔸ترس از شکست ازدواج و تنهایی
🔸اضطراب درباره آینده رابطه
و..
«اگر مطمئن بودم که قرار است ازدواج کنم، بیشتر از همه میترسیدم که...»
🌿می توانید پاسخ خود را تپینگ کنید 🌿
مبحث این هفته : گیر افتادن در تله ی محرومیت
✅انواع محرومیت ، شناسایی علل ، موانع ایجاد کننده ،ریشه و مرجع و شناسایی خاطرات مرتبط
و انجام تکنیک #ای_اف_تی
@shafabakhsh_eft
خدایا،
آنقدر از عشق، آگاهی، امنیت و برکت سرشارش کن که دیگر کسی را از محبت، حمایت و برخورداری محروم نکند.
زخمهایش را به آگاهی، ترسهایش را به اعتماد و احساس کمبودش را به وسعت تبدیل کن؛ تا از سرِ ناآگاهی، رنجش را به دیگران منتقل نکند.
و خدایا، مرا نیز از آثار آن محرومیتها آزاد کن و به من بیاموز که حق برخورداری، عشق، حمایت و آرامش دارم.
🌿به او وسعت ببخش، به من گشایش ببخش و چرخه محرومیت را به آگاهی و برکت تبدیل کن. 🌿
آمین🙏❤️
.
بررسی نهایی
بعد از پایان تپینگ، دوباره به جمله «زندگی از نظر مالی با من منصفانه رفتار نکرده است» فکر کن و شدت احساس آن را از صفر تا ده بسنج.
اگر هنوز شدت بالاست، لازم نیست خودت را به مثبتاندیشی مجبور کنی. به همان بخش از احساس که هنوز فعال است برگرد.
اگر شدت کمتر شده، از خودت بپرس:
آیا بیشتر احساس خشم دارم، غم یا ترس؟
آیا درد اصلی من کمبود پول است یا احساس تنها ماندن و حمایت نشدن؟
آیا خاطره یا باور مشخصی هنوز برایم سنگین است؟
اکنون چه اقدام واقعی میتواند کمی امنیت و اختیار بیشتری به زندگی من اضافه کند؟
نکته مهم: احساس بیعدالتی همیشه یک خطای ذهنی نیست؛ ممکن است بازتاب محرومیت یا رفتار ناعادلانهای باشد که واقعاً اتفاق افتاده است. هدف ایافتی پاک کردن حقایق یا وادار کردن خودمان به بخشش نیست. هدف، کاهش بار هیجانی تجربه و کمک به این است که بتوانیم با وضوح بیشتری از حقوق، نیازها و آینده خود مراقبت کنیم.
🟣تپینگ سوم: رهایی از باور «من همیشه باید بیشتر رنج بکشم»
این دور برای زمانی است که احساس میکنی برخورداری برای دیگران آسانتر است و تو باید برای هر چیزی بیش از حد تلاش کنی.
نقطه کاراته دست
«با اینکه شاید در عمق وجودم باور کردهام که برای داشتن امنیت و برخورداری باید بیشتر از دیگران تلاش کنم و بیشتر سختی بکشم، میخواهم این باور را بررسی کنم. شاید این باور از تجربههای گذشتهام آمده باشد، اما لازم نیست بدون بررسی، آن را قانون همیشگی زندگیام بدانم.»
دور سوم تپینگ
بالای سر: انگار همیشه باید بیشتر تلاش کنم.
ابتدای ابرو: انگار برخورداری برای من آسان نیست.
کنار چشم: شاید به سختی کشیدن عادت کردهام.
زیر چشم: شاید انتظار دارم همیشه چیزی کم باشد.
زیر بینی: شاید باور کردهام که زندگی باید سخت باشد.
زیر لب: اما آیا این تنها شکل ممکن زندگی من است؟
ترقوه: آیا میتوانم راههای دیگری را هم ببینم؟
زیر بغل: آیا میتوانم بدون انکار گذشته، امکان تجربهای متفاوت را بپذیرم؟
🟣تپینگ اول: پذیرش احساس بیعدالتی
نقطه کاراته دست، سه بار
با توجه به شدت احساست، یکی از عبارتهای زیر را انتخاب کن:
«با اینکه احساس میکنم در زندگی از نظر مالی حقم آنطور که باید ادا نشده و این موضوع در من خشم، غم و احساس محرومیت ایجاد کرده، میپذیرم که این احساس اکنون در من وجود دارد و به خودم اجازه میدهم آن را بدون سرزنش تجربه کنم.»
«با اینکه از اینکه بعضیها حمایت میشوند و من مجبورم بهتنهایی از پس مشکلاتم بربیایم، احساس بیعدالتی میکنم، به خودم اجازه میدهم درد این تجربه را ببینم.»
«با اینکه بخشی از وجودم خسته است از اینکه همیشه باید بیشتر تلاش کند و کمتر برخوردار باشد، میخواهم به این بخش از وجودم گوش بدهم.»
دور اول تپینگ
ترتیب نقاط: بالای سر، ابتدای ابرو، کنار چشم، زیر چشم، زیر بینی، زیر لب، ترقوه، زیر بغل
بالای سر: این همه تلاش و هنوز این احساس محرومیت.
ابتدای ابرو: چرا من باید اینقدر سختی بکشم؟
کنار چشم: چرا احساس میکنم سهم من کمتر بوده؟
زیر چشم: چرا بعضیها حمایت میشوند و من نه؟
زیر بینی: انگار همیشه باید خودم همهچیز را درست کنم.
زیر لب: از اینکه همیشه باید قوی باشم خستهام.
ترقوه: این احساس که زندگی با من منصفانه نبوده.
زیر بغل: این همه خشم، غم و خستگی درون من.
یک لحظه مکث کن و ببین چه احساسی در بدنت وجود دارد. لازم نیست احساست را تغییر بدهی یا فوراً مثبت فکر کنی.
ایافتی | رهایی از احساس بیعدالتی و محرومیت مالی 🌿
احساس بیعدالتی مالی همیشه فقط به مقدار پولی که داریم مربوط نیست؛ گاهی به این احساس عمیق مربوط میشود
که چرا من باید برای چیزهایی که دیگران بهآسانی دارند، اینقدر تلاش کنم؟
چرا بعضیها حمایت میشوند، اما من باید بهتنهایی از پس همهچیز بربیایم؟
چرا وقتی به کمک نیاز دارم، کسی کنارم نیست؟
چرا سهم من از امنیت، آسودگی و برخورداری کمتر از چیزی بوده که انتظار داشتهام؟
این احساس ممکن است از
تجربههای کودکی، تبعیض در خانواده،
محرومیت،
مقایسه با دیگران
یا تجربههای واقعی بیانصافی شکل گرفته باشد.
گاهی هم درد اصلی فقط نداشتن پول نیست؛ بلکه دردِ تنها ماندن در برابر مشکلات، دیده نشدن نیازها و احساس نادیده گرفته شدن حق خودمان است.
۱. ترس از نداشتن پول
میترسم پولم تمام شود.
میترسم روزی نتوانم نیازهای اولیهام را تأمین کنم.
میترسم در آینده بیپول شوم.
میترسم درآمدم برای زندگی کافی نباشد.
احساس میکنم همیشه باید نگران پول باشم.
۲. ترس از آینده مالی
نمیدانم در سالهای آینده چگونه زندگی خواهم کرد.
میترسم در دوران سالمندی بیپناه بمانم.
نمیتوانم به درآمد آیندهام اطمینان کنم.
احساس میکنم آینده مالی من نامعلوم و تهدیدکننده است.
میترسم اتفاقی بیفتد که نتوانم از پس هزینههایش بربیایم.
۳. ناامنی در کسب درآمد
نمیتوانم به توانایی خودم در پول درآوردن اعتماد کنم.
میترسم نتوانم درآمدم را حفظ کنم.
احساس میکنم فرصتهای مالی برای من محدودند.
میترسم تلاش کنم، اما نتیجهای نگیرم.
فکر میکنم درآمد داشتن همیشه باید با سختی و رنج همراه باشد.
۴. ناامنی در حفظ پول
پول به دستم میآید، اما نمیماند.
میترسم هرچه جمع کردهام از دست بدهم.
نمیتوانم با خیال راحت پساندازم را ببینم.
احساس میکنم هر لحظه ممکن است داراییام نابود شود.
اگر پول داشته باشم، نگران از دست دادن آن میشوم.
۵. احساس نداشتن تکیهگاه مالی
اگر مشکلی پیش بیاید، کسی نیست که از من حمایت کند.
فقط خودم مسئول تأمین امنیت مالیام هستم.
نمیتوانم روی کمک دیگران حساب کنم.
اگر بیمار یا ناتوان شوم، چه کسی از من حمایت خواهد کرد؟
احساس میکنم در برابر مشکلات مالی تنها هستم.
۶. ناامنی در خرج کردن
اگر پول خرج کنم، ممکن است بعداً به آن نیاز پیدا کنم.
خرید کردن برایم با اضطراب همراه است.
حتی برای نیازهای ضروری هم احساس نگرانی میکنم.
بعد از خرج کردن خودم را سرزنش میکنم.
برای احساس امنیت باید همیشه مقداری پول دستنخورده داشته باشم.
۷. ناامنی در دریافت پول
درخواست پول یا دستمزد برایم دشوار است.
از اینکه مبلغی را که شایستهاش هستم مطالبه کنم، احساس ناراحتی میکنم.
میترسم دیگران مرا مادیگرا بدانند.
برای دریافت پول احساس گناه میکنم.
گاهی خدماتم را کمتر از ارزش واقعیشان قیمتگذاری میکنم.
۸. احساس نالایق بودن برای برخورداری مالی
شاید شایسته زندگی مرفه نباشم.
احساس میکنم دیگران بیشتر از من حق برخورداری دارند.
پولدار بودن با تصویری که از خودم دارم سازگار نیست.
میترسم اگر وضع مالی خوبی داشته باشم، دیگران دربارهام قضاوت کنند.
احساس میکنم برای داشتن پول زیاد باید بیشتر از دیگران رنج بکشم.
۹. تعارض میان پول و ارزشهای درونی
شاید پول داشتن مرا از مسیر معنویام دور کند.
نمیتوانم هم انسان معنوی باشم و هم به رفاه مالی اهمیت بدهم.
پول ممکن است مرا خودخواه یا مادیگرا کند.
اگر به دنبال درآمد باشم، شاید از خدمت به دیگران دور شوم.
احساس میکنم میان معنویت و ثروت باید یکی را انتخاب کنم.
۱۰. ترس از وابستگی مالی
اگر به کسی از نظر مالی وابسته شوم، آزادیام را از دست میدهم.
کسی که پول دارد ممکن است بخواهد بر من مسلط شود.
دریافت کمک مالی ممکن است مرا بدهکار عاطفی کند.
اگر استقلال مالی نداشته باشم، نمیتوانم برای زندگیام تصمیم بگیرم.
ترجیح میدهم سختی بکشم، اما زیر بار منت کسی نروم.
۱۱. ترس از موفقیت مالی
اگر درآمدم بیشتر شود، مسئولیتهایم سنگینتر میشوند.
ممکن است دیگران از من توقع مالی بیشتری داشته باشند.
اگر موفق شوم، ممکن است حسادت یا مخالفت دیگران را تجربه کنم.
میترسم نتوانم موفقیتم را حفظ کنم.
اگر درآمد زیادی داشته باشم، شاید روابط من تغییر کنند.
۱۲. احساس بیعدالتی و محرومیت مالی
چرا دیگران از حمایت برخوردارند، اما من باید همهچیز را بهتنهایی بسازم؟
احساس میکنم سهم من از زندگی کمتر از دیگران بوده است.
برای به دست آوردن چیزهایی که دیگران بهآسانی دارند، باید بیش از حد تلاش کنم.
میترسم دوباره حقم نادیده گرفته شود.
احساس میکنم زندگی از نظر مالی با من منصفانه رفتار نکرده است.
@shafabakhsh_eft
ناامنی فقط به معنای ترس از دست دادن یا نداشتن امنیت نیست. انسان ممکن است در بخشهای مختلف زندگی احساس ناامنی کند؛ حتی وقتی از بیرون، زندگیاش کاملاً عادی و باثبات به نظر میرسد.
برای بررسی ریشههای ذهنی ناامنی، بهویژه در کار با ایافتی، میتوانیم آن را به چند تقسیم کنیم :
🔶ناامنی عاطفی
🔶ناامنی در روابط
🔶ناامنی مالی
🔶ناامنی وجودی
🔶ناامنی درونی و شخصی
🔶ناامنی در ارزشمندی و دوستداشتنی بودن
🔶ناامنی جسمی و سلامتی
🔶ناامنی در تعلق و پذیرفته شدن
🔶ناامنی در استقلال و آزادی
🔶ناامنی در آینده و ناشناختهها
🔶ناامنی در تصمیمگیری
🔶ناامنی در ابراز خود
🔶ناامنی در شایستگی و موفقیت
🔶ناامنی در مسیر معنوی و معنای زندگی
🔶ناامنی در خانواده
🔶ناامنی در ازدواج و تعهد
🔶ناامنی در قضاوت و انتقاد دیگران
🔶ناامنی در مرزبندی و نه گفتن
🔶ناامنی در دیده شدن و شنیده شدن
🔶ناامنی در کنترل و از دست دادن کنترل
🔶ناامنی در اعتماد به خود
🔶ناامنی در اعتماد به دیگران
🔶ناامنی در تنهایی و رهاشدگی
🔶ناامنی در تغییر و شروعهای تازه
🔶ناامنی در ابراز نیازها و خواستهها
🔶ناامنی در رقابت و مقایسه با دیگران
🔶ناامنی در جایگاه اجتماعی
🔶ناامنی در آینده شغلی
🔶ناامنی در دریافت عشق، حمایت و کمک
🔶ناامنی در از دست دادن داشتهها و عزیزان
🔶ناامنی در خلاقیت
در ادامه به بعضی موارد می پردازیم
@shafabakhsh_eft
گاهی از ترس اینکه خودخواه به نظر برسیم، آنقدر خودمان را محدود میکنیم که فراموش میکنیم حق داریم خودِ واقعیمان باشیم.
احساساتمان را پنهان میکنیم، خواستههایمان را نادیده میگیریم و حرفهایمان را فرو میخوریم تا مبادا کسی ناراحت شود یا دربارهمان قضاوت کند.
کمکم یاد میگیریم بهجای زندگی کردن، خودمان را کنترل کنیم؛ بهجای بیان آنچه درونمان میگذرد، آن را در خودمان نگه داریم.
اما مراقبت از دیگران نباید به بهای نادیده گرفتن خودمان تمام شود.
ما میتوانیم خودمان باشیم، احساساتمان را بیان کنیم و خواستههایمان را جدی بگیریم، بیآنکه حقوق دیگران را نادیده بگیریم.
شاید وقت آن رسیده است که از خودمان بپرسیم:
کجای زندگی، از ترس خودخواه به نظر رسیدن، اجازه ندادهام خودِ واقعیام حضور و جریان پیدا کند؟
#شفای_ادراک🕊️ 🌿
🌿 چرا آدمهای خودخواه اینقدر خشمگین مان میکنند؟
وقتی در زندگیمان مدام با آدمهای خودخواه روبهرو میشویم، شاید وقت آن باشد که علاوه بر رفتار آنها، به زخمهای درون خودمان هم نگاه کنیم.
شاید خشم ما از
🔸نادیده گرفته شدنهای قدیمی،
🔸تجربهی بیعدالتی
یا این باور میآید که
🔸«همیشه من باید ملاحظه دیگران را بکنم ».
🔹گاهی ریشه در خاطراتی در کودکی ست که من نیز خودخواه بودام و احساس عذاب وجدان دارم ..
🔶وقتی خودخواهی دیگران مرا خشمگین میکند،
دقیقاً کدام زخم در من لمس میشود؟
چه چیزی را مدتهاست دیگران از من دریغ کرده اند ؟
🟢امروز در ایافتی میخواهیم با مهربانی به این پرسش نزدیک شویم:
«آیا رویدادی در زندگی من هست که هنوز از آشکار شدنش میترسم؟»
لازم نیست آن را برای کسی تعریف کنی. لازم نیست جزئیاتش را به یاد بیاوری یا خودت را مجبور به روبهرو شدن با آن کنی.
فقط لحظهای مکث کن و ببین فکر کردن به آن چه احساسی در تو ایجاد میکند.
ترس؟ شرم؟ گناه؟ اندوه؟ یا چیزی که هنوز نامی برایش پیدا نکردهای؟
رهایی، همیشه از گفتن رازهایمان آغاز نمیشود؛ گاهی از اینجا آغاز میشود که بتوانیم بدون قضاوت، کنار خودمان بمانیم.
/channel/shafabakhsh_eft
تپینگ برای این باور
نقطه کاراته دست؛ سه بار تکرار:
🔶با اینکه احساس میکنم همیشه باید برای بهتر شدن رابطه تلاش کنم و این تلاش بیشتر بر دوش من است، میپذیرم که این وضعیت چقدر مرا خسته و دلگیر کرده است.
🔶با اینکه میترسم اگر من تلاش نکنم، رابطه از هم بپاشد، میخواهم به احساسات و نیازهای خودم هم توجه کنم.
🔶با اینکه شاید یاد گرفتهام برای حفظ عشق باید بیشتر از سهم خودم تلاش کنم، آمادهام این الگو را با مهربانی بررسی کنم.
🟣دور اول: دیدن خستگی و رنج
🔹بالای سر: من همیشه باید تلاش کنم.
🔹ابتدای ابرو: انگار مسئولیت رابطه با من است.
🔹کنار چشم: منم که باید گفتوگو را شروع کنم.
🔹زیر چشم: منم که باید رابطه را درست کنم.
🔹زیر بینی: انگار اگر من تلاش نکنم، هیچ اتفاقی نمیافتد.
🔹زیر لب: چقدر از این تلاش یکطرفه خستهام.
🔹ترقوه: چقدر دلم میخواهد من هم دیده شوم.
🔹زیر بغل: دلم میخواهد کسی هم برای من قدمی بردارد.
🟣دور دوم: لمس ترس پنهان
🔶بالای سر: شاید میترسم اگر تلاش نکنم، او را از دست بدهم.
🔶ابتدای ابرو: شاید فکر میکنم باید عشق را با تلاش به دست بیاورم.
🔶کنار چشم: شاید نمیتوانم تحمل کنم که رابطه در خطر باشد.
🔶زیر چشم: شاید نیازهای خودم را کنار میگذارم تا او بماند.
🔶زیر بینی: شاید سکوت و بیتوجهی او را هم به خودم نسبت میدهم.
🔶زیر لب: شاید احساس میکنم اگر بیشتر تلاش کنم، بالاخره همهچیز درست میشود.
🔶ترقوه: چقدر سخت است که برای دو نفر، یک نفر تلاش کند.
🔶زیر بغل: من هم حق دارم خسته شوم و به حمایت نیاز داشته باشم.
🟣دور سوم: رها کردن مسئولیت یکطرفه
🌿بالای سر: من مسئول تمام رابطه نیستم.
🌿ابتدای ابرو: سهم خودم را میپذیرم، نه سهم دیگری را.
🌿کنار چشم: لازم نیست برای دو نفر تلاش کنم.
🌿زیر چشم: میتوانم نیازهایم را بیان کنم.
🌿زیر بینی: میتوانم ببینم آیا طرف مقابل هم برای رابطه قدم برمیدارد.
🌿زیر لب: لازم نیست با فداکاری مداوم، شایستگی خودم برای عشق را ثابت کنم.
🌿ترقوه: رابطه سالم به مشارکت هر دو نفر نیاز دارد.
🌿زیر بغل: من هم حق دارم محبت، توجه و تلاش متقابل را تجربه کنم.
🌸دور چهارم: تثبیت احساس تازه
🌹بالای سر: من شایسته رابطهای دوطرفه هستم.
🌹ابتدای ابرو: میتوانم دوست بدارم، بدون اینکه خودم را فراموش کنم.
🌹کنار چشم: تلاش من ارزشمند است، اما نباید جای تلاش دیگری را بگیرد.
🌹زیر چشم: میتوانم به رفتارهای واقعی طرف مقابل توجه کنم.
🌹زیر بینی: لازم نیست برای نگه داشتن کسی، خودم را فرسوده کنم.
🌹زیر لب: من حق دارم رابطهای بخواهم که در آن هر دو نفر مسئولیت بپذیرند.
🌹ترقوه: میتوانم با عشق، مرزهای خودم را هم حفظ کنم.
🌹زیر بغل: من انتخاب میکنم که عشق را با مشارکت، احترام و مسئولیت متقابل تجربه کنم.
@shafabakhsh_eft
🟣ریشههای احتمالی این باور
🔹کودکی و خانواده: احساس اینکه برای دریافت محبت باید تلاش کنم یا حال خوب خانواده به رفتار من وابسته است.
🔹ترس از رها شدن: اگر تلاش نکنم، ممکن است مرا ترک کند.
🔹محبت مشروط: باور به اینکه برای دوستداشتنی بودن باید مفید، فداکار یا همیشه همراه باشم.
🔹تجربه روابط گذشته: عادت به رابطههایی که در آنها طرف مقابل کمتوجه یا از نظر عاطفی در دسترس نبوده است.
🔹احساس مسئولیت افراطی: تصور اینکه اگر رابطه مشکل دارد، حتماً من باید آن را درست کنم.
احساسات همراه با ترس از ازدواج
🔹اضطراب و ناامنی
🔹احساس گیر افتادن
🔹احساس وابستگی
🔹احساس از دست دادن کنترل
🔹شک و دودلی
🔹احساس درماندگی
🔹بیاعتمادی
🔹احساس آسیبپذیر شدن
🔹احساس گناه از نه گفتن یا نپذیرفتن خواستههای طرف مقابل
🌿 تپینگ EFT | «باید تغییر کنم تا کسی مرا بخواهد»
نقطه کاراته دست، ۳ بار
🔶با اینکه باور دارم باید تغییر کنم تا کسی مرا بخواهد و دوستم داشته باشد، خودم را با تمام ترسها و احساساتم میپذیرم.
🔶با اینکه میترسم اگر خود واقعیام باشم، انتخاب نشوم و تنها بمانم، به این بخش ترسیده وجودم عشق و توجه میدهم.
🔶با اینکه شاید سالها تلاش کردهام آنطور باشم که دیگران میخواهند تا محبتشان را از دست ندهم، میپذیرم که این ترس در من وجود دارد.
🟣دور اول:
بالای سر: باید تغییر کنم تا کسی مرا بخواهد.
ابرو: شاید خود واقعی من کافی نیست.
کنار چشم: میترسم اگر خودم باشم، مرا نخواهند.
زیر چشم: میترسم به اندازه کافی خوب نباشم.
زیر بینی: باید خودم را تغییر بدهم تا انتخاب شوم.
زیر لب: باید طوری رفتار کنم که دیگران از من راضی باشند.
ترقوه: میترسم اگر مطابق میلشان نباشم، ترکم کنند.
زیر بغل: چقدر خستهکننده است که همیشه بخواهم خودم را تغییر بدهم.
🟣دور دوم:
بالای سر: شاید زمانی احساس کردم خودم بودن کافی نیست.
ابرو: شاید برای دریافت محبت مجبور بودم مطابق انتظار دیگران باشم.
کنار چشم: شاید وقتی خود واقعیام بودم، پذیرفته نشدم.
زیر چشم: شاید یاد گرفتم برای دوست داشته شدن باید تلاش کنم.
زیر بینی: شاید هنوز از طرد شدن میترسم.
زیر لب: شاید فکر میکنم اگر تغییر نکنم، تنها میمانم.
ترقوه: این ترس قدیمی از پذیرفته نشدن.
زیر بغل: و این تلاش همیشگی برای دوستداشتنی بودن.
🟣دور سوم:
بالای سر: شاید لازم نباشد برای دوست داشته شدن، خودم را انکار کنم.
ابرو: لازم نیست همیشه دیگران را راضی نگه دارم.
کنار چشم: میتوانم احساسات و نیازهای واقعیام را بشناسم.
زیر چشم: میتوانم رشد کنم، بدون اینکه از خودم بیزار باشم.
زیر بینی: میتوانم تغییر کنم، چون خودم انتخاب کردهام.
زیر لب: نه از ترس اینکه مبادا مرا نخواهند.
ترقوه: لازم نیست برای حفظ عشق، خودم را کنار بگذارم.
زیر بغل: میتوانم خودم باشم و اجازه بدهم دیگران نیز مرا بشناسند.
🌱 دور پایانی مثبت
بالای سر: من مجبور نیستم برای دوستداشتنی بودن نقش بازی کنم.
ابرو: ارزش من وابسته به تأیید دیگران نیست.
کنار چشم: من حق دارم خود واقعیام باشم.
زیر چشم: میتوانم با تمام ویژگیها و احساساتم خودم را بپذیرم.
زیر بینی: میتوانم رشد کنم، بدون اینکه خودم را انکار کنم.
زیر لب: من هم حق دارم انتخاب کنم، نه اینکه فقط برای انتخاب شدن تلاش کنم.
ترقوه: شایسته رابطهای هستم که در آن پذیرش و احترام دوطرفه وجود داشته باشد.
زیر بغل: من میتوانم دوست داشته شوم، بدون اینکه برای به دست آوردن عشق، خودم را گم کنم.
جمله پایانی:
🌸🌿 «قرار نیست برای دوستداشتنی شدن، به شخص دیگری تبدیل شوم؛ میتوانم رشد کنم و همچنان خودم باشم.»
@shafabakhsh_eft