23074
اشعار، ترانهها، داستانها و... مرا فقط از این کانال و همچنین اینستاگرام، فیسبوک و کانال یوتیوب شخصیام دنبال کنید
تقدیم به پرندهی ناباورم غزل!
تقدیم به همیشهی غم: دخترم غزل
- «بابا چرا تو شاعر خوبی نمیشوی؟!»
هی گریه میكند وسط دفترم غزل
هی جیغ میكشد كه به دنیا بیاید از...
هی مشت میزند به خودش در سرم غزل
من از وسط دو نصف شدم: مهدیِ... همین!
و نیمهی جداشدهی دیگرم: غزل
از من نخواه، هیچ! كه این عمر مانده را
در انتظار مرگ به سر میبرم غزل
اصلاً برو... و دختر یك مرد خوب شو
من احمقم، گهم، لجنم، من خرم غزل!
بابا تو را كتك زده؟! بابا بد است! بد!
دیوانهام! ببخش مرا! شاعرم غزل!!
چیزی نمانده است برایم بهغیر تو
اوّل غزل، همیشه غزل، آخرم غزل...
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
این پیج را اگر دوست داشتید، دنبال کنید.
به موازات پیج خودم عمل میکند و آثاری را منتشر میکند که در اینجا پیدا نخواهد شد:
@moosavibooks
و منتظر خبرهای کتاب جدید هم باشید.
برنامهی «بامداد»
شنبهها ساعت ۱۳:۳۰ بهوقت تهران
(۱۲ ظهر به وقت اروپای مرکزی)
تنها برنامهی زندهی ادبی به زبان فارسی
از شبکهی «کانال وان»
هر هفته در هنگام پخش برنامه
با واتساپ شبکه تماس بگیرید و شعر بخوانید:
+4740572356
یا در طول هفته
دکلمههایتان از اشعارتان را
بهصورت ویس یا فایل صوتی به همین واتساپ بفرستید.
@seyedmehdimoosavi2
حتما این کانال را هم عضو شوید:
@moosavibooks
قرار است کتابهای رایگان، عکسهای منتشرنشده و هر چیزی را منتشر کند که بسیاری از آنها را در هیچ جای دیگر پیدا نخواهید کرد.
صدای خندهی تو در سکوتِ خواهشِ من
شبی بلندتر از موی روی بالش من
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
چقدر زیر تگرگ
به ترسِ رفتنِ تو فکر میکنم
شبیه برگ
که در انتظار پاییز است
#مهدی_موسوی
@seyedmehdimoosavi2
پاییز
خواننده و آهنگساز: محسن وحیدی
شعر: سید مهدی موسوی
تنظیم: بهنام رهنما
میکس و مسترینگ: میلاد فرهودی
@seyedmehdimoosavi2
همیشه در قفس چشمهات خواهم ماند
اگر پرندهی بیبالوپر قبول کنی
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
عشق، روباهِ اهلیِ چشمم
عشق، ماریست قبل نیش زدن
حرفهای «پرنسس کوچولو»
با گلِ توی قوطیِ حلبیست
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
دوستان! ظاهرا مشکل فنیای برای شبکه پیش آمده و ارتباط ما در «برنامهی بامداد» برقرار نمیشود.
برنامهی زنده است و از این دست مشکلات طبیعی است.
هفتهی بعد در خدمت شما خواهیم بود. ❤️❤️
دوستان نروژی را هم در برنامهی امروز شعرخوانی خواهیم دید. با عشق...
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
شعر، ای رنج پیوستهی من!
لب بگیر از لبِ بستهی من
سکس کن با تن خستهی من
احتیاجی به آغوش دارم
درک کن عمق تنهاییام را
دوستان مقواییام را
روزهای هیولاییام را
گرچه لبهای خاموش دارم
خسته از دوست و دشمن، از شهر!
آرزویم فقط رفتن از شهر
شهر میترسد از من، من از شهر!
مطمئنّم توهّم ندارم
خانهی خالی از رنگ هستم
حسّ آرامشِ جنگ هستم!
بیتفاوتتر از سنگ هستم
هیچ حسّی به مردم ندارم
غیرِ هر سال، جشنی و کیکی!
غیرِ با یادی از دوست، پِیکی!
جز سلامی و گاهی علیکی
بین ما ارتباطی نمانده
بینقابم! حجابی ندارم
عینک آفتابی ندارم
در دلم اضطرابی ندارم
چونکه راه نجاتی نمانده
خسته از یار هم شعر گفتم
بر سرِ دار هم شعر گفتم
بعد انکار هم شعر گفتم
چون ندارم عزیزی بهجز شعر
بغض تاریخ در چشمهایم
وارث رنج بیانتهایم
توی غربت نمانده برایم
واقعاً هیچچیزی بهجز شعر
راهِ من، آن تنِ بیگناهت
توی پیراهن راهراهت
قبلهام چشمهای سیاهت
عشقبازی، نماز شبم بود!
بی چپ و راست، مابِین بودم!
زخمِ بر گردنِ دِین بودم!
«طاهره قرةالعین» بودم
عشق تو تا ابد مذهبم بود
با تنِ غرقِ غم، سکس کردم!
از ازل تا عدم سکس کردم
با خود شعر هم سکس کردم
چون یکی بودن ما، رهاییست!
چیزهای زیادی ندارم
خستهام! شوق شادی ندارم
غیر تو اعتقادی ندارم
تا ابد مذهبم بیخداییست
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
امسال هم پیراهن خونی من، مُد بود
امسال هم رؤیایمان آنچه نمیشد بود
امروز هم با گریه و گیتار میخوابی
امروز هم غمگینترین جشنِ تولّد بود
از گریهام در خانهای در حال ویرانی
از چیزهایی که نمیگویم... که میدانی...
شهریور است و شهر ما عمریست پاییز است
چیزی نمیگویم که میدانی دلم چیز است
این روزها... این روزها بدجور بیرحمند
این هیچکسهایی که دردت را نمیفهمند
چشمان تو خونی، لبت خونی، دلت خونی
از تو بدش میآید این دنیای طاعونی
میترسی از این دشنهها که داخل سینیست
میترسی از دنیا که قبرستان غمگینیست
قبل از شروع بازیات، زد سوت پایان را
در ماه تیرش تجربه کردیم باران را
که روزها خوابید و خوابیدیم در رؤیا
شبها جلوی چشممان بردند یاران را
که مرده بودیم و هنوز این زندگی جان داشت
یک درصدِ ناچیزتر، امّید، امکان داشت
میسوخت از تب، خوابهای واقعی میدید
بیمار روی تخت من، بدجور هذیان داشت
نصف جهان در رقص شد، نصف جهان در خون
گل داد آخر سینههای عاشقان در خون
خاموش شد مثل چراغی آخرِ دنیا
فریادهای آخرین آوازهخوان در خون
خاموش شد تاریخ... قرن بیفروغی بود
جز فصل سرد تو، همهچیزش دروغی بود!...
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
منم و غربت و یک گوشیِ خاموششده
مردگیکردنِ یک اسم فراموششده...
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
اشعار خاقانی شروانی در برنامه بامداد
با اجرای مهدی موسوی
به همراه موسیقی و شعرخوانی زندهی جمعی از شاعران
اگر برنامه را از ماهواره ندیدهاید،
تکرارش را در اینجا تماشا کنید:
https://youtu.be/7ny9rZrGNDU
⭕️ گزارشها از اصفهان حاکی از بازداشت یک دختر ۲۰ساله بهدلیل نداشتن شال و مطالبه وثیقه چهار میلیارد تومانی است.
✍️ گزارش تحلیلی امید رحیمی
📌 تحریریه MIROV24؛ گزارشها از اصفهان حاکی از بازداشت یک دختر ۲۰ساله بهدلیل نداشتن شال و انتقال او به زندان زنان دولتآباد است. برای آزادی او وثیقهای به مبلغ چهار میلیارد تومان درخواست شده که خانوادهاش قادر به تأمین آن نیستند. این پرونده بار دیگر اجرای سلیقهای قانون و فشار امنیتی در ایران را نمایان کرده است. در حالی که جمهوری اسلامی از خطر تجزیه کشور میگوید، ناهماهنگی در اجرای قانون، حاکمیت قانون را به چالش کشیده است. این وضعیت نشاندهنده بحران ساختاری است که قدرت امنیتی و قضایی را از نظارت و پاسخگویی دور کرده است.
🔗 مشاهده متن کامل این خبر در وبسایت MIROV24
وب سایت خبرگزاری | ارتباط امن و ارسال گزارش
@mirov24news
نگاهی به ترانههای #شهیار_قنبری در برنامهی بامداد
این هفته به مروری بر آثار این ترانهسرای بزرگ، با صدا و اجرای خود او، پرداختیم.
اگر برنامه را زنده از ماهواره ندیدهاید،
میتوانید در اینجا تماشا کنید:
https://youtu.be/Ns_ZS8Nf7so
بی هیچ سؤال یا جوابی دیگر
بی حسرت روز و آفتابی دیگر
عمریست برای دیدن رؤیایت
از خواب پریدهام به خوابی دیگر
مهدی موسوی
@moosavibooks
بیداریِ تا صبح روی بالشی خسته
با گریه خوابیدن کنار ساکِ دربسته...
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
از خواب میپرم، از گریهی زیاد
از یک پرنده که خود را به باد داد...
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
در خانهی من، عصرِ غمانگیزِ بدیست
در پشت بهارها چه پاییز بدیست!
از مهر و محبت شما میترسم
ثابت شده است عاشقی چیز بدیست...
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
پاییز آمدهست که خود را ببارمت!
پاییز: نامِ دیگرِ «من دوست دارمت»
بر باد میدهم همهی بودِ خویش را
یعنی تو را به دست خودت میسپارمت!
باران بشو، ببار به کاغذ، سخن بگو...
وقتی که در میان خودم میفشارمت
پایان تو رسیده گلِ کاغذیِ من
حتی اگر که خاک شوم تا بکارمت
اصرار میکنی که مرا زودتر بگو
گاهی چنان سریع که جا میگذارمت!
پاییز من، عزیزِ غمانگیزِ برگریز!
یک روز میرسم... و تو را میبهارمت!!
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
ویدئوی کامل شعرخوانیام در اسلو
در جشنوارهی بینالمللی «اسلو پوئسی»
به یاد تمام جاویدنامان:
دیگر بس است مردنِ با لبخند
کافیست این شکنجه و خاموشی
من انتقامِ حرکتِ تاریخم
دیگر نه بخششی، نه فراموشی!
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
از این موی سپید و آن خطوط زیر چشمانت
جوان بودیم در تقویم و فهمیدیم پیری را
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
برنامهی «بامداد»
شنبهها ساعت ۱۳:۳۰ بهوقت تهران
(۱۲ ظهر به وقت اروپای مرکزی)
تنها برنامهی زندهی ادبی به زبان فارسی
از شبکهی «کانال وان»
هر هفته در هنگام پخش برنامه
با واتساپ شبکه تماس بگیرید و شعر بخوانید:
+4740572356
یا در طول هفته
دکلمههایتان از اشعارتان را
بهصورت ویس یا فایل صوتی به همین واتساپ بفرستید.
@seyedmehdimoosavi2
خستهام از جهان و آدمهاش
بغلم کن! مرا ببر به اتاق
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
فیلمی مستند دربارهی من (فاطمه اختصاری)
به کارگردانی Iveta Grófová
https://youtu.be/hok_g44kyro?is=4Q45fpqNxzNH_HnA
@Fatemeh_Ekhtesari
تو آن سروی که در طوفان سرت بالاست با لبخند
منم آن بید مجنون! دوست دارم سربهزیری را
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
بیتوجّه به هر درست و غلط
شعر من مثل زندگیست فقط
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2