خرد و شفقت ، از صفات كمال اند
اگر اين صفت در هماهنگی شما منعكس شوند ،
آنگاه كمال معنا پيدا ميكند.
خرد و آگاهی به معنای دانش و معلومات نيست ،
خرد به معنای هوشیاری است ،
به معنای سكوت ، دقت و مراقبت است
در چنين حالتی از تامل و سكوت است كه شفقت و مهر نسبت به موجودات زاده می شود و شكل میگیرد.
#اشو
@sedaye_daron
میان جنگ هم باشی سر اغت عشق می آید
که رکسانه سمرقندو سکندراهل مقدون است
نمی خواهم که بدگویم زعشق وعاشقی اما
نمی خواهم چنین باشدولی انگار قانون است
سمر قندوبخارا را به پای می هدر دادم
کجایی ترک شیرازی ؟که ازدستت دلم خون است
@sedaye_daron
چند سال داری؟
من کهنسالم.
میتوانی کمی دقیقتر بگویی؟
بسیار کهنسال.
اگر به چشمانم نگاه کنی، تمام گذشتهٔ بشریت را در آنها خواهی دید.
من به قدمت خودِ هستیام، زیرا همیشه بخشی از این وجود بودهام؛ همانگونه که تو نیز بخشی از این هستی هستی.
در بدنهای بیشماری زیستهام و اکنون دیگر نمیتوانم خود را با هیچ بدنی یکی بدانم.وقتی ناچار باشی بارها و بارها قطارت را عوض کنی، طبیعی است که احساس کنی هیچ قطاری واقعاً از آنِ تو نیست؛ زیرا در ایستگاه بعدی، دوباره باید سوار قطار دیگری شوی.
✍️ اشو
@sedaye_daron
آیا تا به حال به سکوت گوش دادهاید؟
ما معمولاً همیشه از چیزی آگاهیم؛ از یک فکر، یک احساس، یک خاطره یا چیزی که حواس ما را به خود مشغول کرده است. اما اکهارت توله در این بخش از «نیروی حال» تمرینی ساده و عمیق را پیشنهاد میکند: به جای توجه به صداها، به خودِ سکوت توجه کنید.
به سکون و فضای اطراف خود توجه کنید؛ به چیزی که معمولاً نادیده گرفته میشود.
وقتی دیگر موضوعی برای آگاهی وجود ندارد، چه چیزی باقی میماند؟
آگاهیای که از خودش آگاه است.
گاهی لازم نیست برای یافتن آرامش، چیزی به زندگی اضافه کنیم؛ کافی است برای لحظهای از تمام چیزهایی که ذهن به آنها چنگ زده فاصله بگیریم و فقط سکوت را بشنویم.
#اکهارت_توله
@sedaye_daron
غزل شمارهٔ ۱۳۲
به آبِ روشنِ می عارفی طهارت کرد
عَلَی الصَّباح، که میخانه را زیارت کرد
همین که ساغرِ زَرّینِ خور، نهان گردید
هِلال عید به دورِ قدح اشارت کرد
خوشا نماز و نیازِ کسی که از سرِ درد
به آبِ دیده و خونِ جگر طهارت کرد
امام خواجه، که بودش سرِ نمازِ دراز
به خونِ دخترِ رَز خرقه را قِصارت کرد
دلم ز حلقهٔ زلفش به جان خرید آشوب
چه سود دید ندانم که این تجارت کرد
اگر امامِ جماعت طلب کند امروز
خبر دهید که حافظ به می طهارت کرد
#حضرت_حافظ_جان
@sedaye_daron
هرگز چیزی واقعاً در گذشته اتفاق نیفتاده است؛
هر اتفاقی که آن را «گذشته» مینامیم، زمانی در لحظهی حال رخ داده است.
و هیچ اتفاقی هم در آینده رخ نمیدهد؛
زیرا وقتی آینده از راه برسد، آن اتفاق نیز فقط در زمان حال تجربه خواهد شد.
آنچه گذشته مینامید، مجموعهای از خاطرات است که اکنون در ذهن شما حضور دارند.
و آنچه آینده مینامید، تصویری ذهنی است که همین حالا در ذهن شما ساخته میشود.
وقتی به گذشته فکر میکنید، این فکر کردن در زمان حال اتفاق میافتد.
وقتی آینده را تصور میکنید، باز هم در همین لحظه مشغول انجام آن هستید.
پس گذشته و آینده، به خودیِ خود واقعیت مستقلی ندارند.
تنها واقعیتی که همیشه با شماست، همین لحظه است.
زندگی نه در خاطرات گذشته پنهان شده و نه در رؤیاهای آینده منتظر شماست...
زندگی همین حالاست.
#نیروی_حال #اکهارت_تله
@sedaye_daron
پذیرش موقعیتها در زندگی چیست و به چه چیزی اشاره دارد؟
و مواجه و پذیرش موقعیتها چگونه به آرامش منتهی می شود؟
پذیرش موقعیتها ، برای اینکه بتوانی رازهای هستی را بشنوی ، ببینی و لمس کنی و برای اینکه بتوانی راهنمایی و یاری اساتید را دریافت کنی باید خودت را آماده ی پذیرش کنی؛ پذیرشی عمیق
با مدیتیشن این پذیرش بر تو رخ میدهد و راه دیگری وجود ندارد
فقط با سکوت می توانی چیزی که از ماوراء می آید را بشنوی
همواره یک چیز را به یاد داشته باش که: باید بیشتر و بیشتر ساکت شوی و بیشتر و بیشتر در درونت مرکزیت بگیری. هر وقت زمان داشتی چشمانت را ببند و به درون برو. وقتی کاری وجود ندارد خودت را بیهوده مشغول نکن
افراد بسیاری در زمان فراغت شان بیهوده مشغول اند. آنها کاری برای انجام دادن ندارند ولی نمیتوانند خالی بمانند.
مراقبه گون بودن یعنی:
آموختن چگونه تهی ماندن ، چگونه با خود ماندن.
@sedaye_daron
هر چه که در جهان است دو وجه دارد. وجه عینی، که واقعیتِ آن است و وجه ذهنی، که ساخته ذهن ماست. سعادت در ذهن معنی میگیرد. در واقع ما با ذهنمان میتوانیم سعادت را برای خود بیافرینیم، نه با وابستگی به پدیدههای بیرون که ممکن است اصلا واقعیت نداشته باشند.
خوشبختی در عمق ذات ماست. جایی که کسی به آن دسترسی ندارد و از چیزی تاثیر نمیپذیرد. وقتی سعادت وابسته به عوامل بیرونی باشد، هر لحظه با از دست دادن هرکدام از این عوامل فرد میشکند.
#آرتور_شوپنهاور
@sedaye_daron
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
وَز جان و دل یارم شوی تا عاشقِ زارت شوم
من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران
اول به دام آرم تُرا و آنگه گرفتارت شوم
#رهی_معیری
@sedaye_daron
گاهی تعیین هدف و تلاش برای رسیدن به آن، کاملاً طبیعی و ضروری است. در این حالت از «زمان ساعتی» استفاده میکنیم؛ یعنی میدانیم از کجا شروع کردهایم و قرار است به کجا برسیم.
اما مشکل زمانی آغاز میشود که بیش از حد در هدف آینده غرق میشویم؛ زمانی که فکر میکنیم رسیدن به آن هدف قرار است ما را شادتر، موفقتر یا کاملتر کند.
در این حالت، لحظهی حال دیگر برای ما ارزشی ندارد و فقط به پلی برای رسیدن به آینده تبدیل میشود.
اینجاست که «زمان ساعتی» به «زمان روانشناختی» تبدیل میشود.
و شاید یکی از مهمترین آموزههای اکهارت توله همین باشد:
هدف داشته باش، اما لحظهی حال را قربانی رسیدن به هدف نکن.
#اکهارت_توله
@sedaye_daron
پذیرش موقعیتها در زندگی چیست و به چه چیزی اشاره دارد؟
و مواجه و پذیرش موقعیتها چگونه به آرامش منتهی می شود؟
پذیرش موقعیتها ، برای اینکه بتوانی رازهای هستی را بشنوی ، ببینی و لمس کنی و برای اینکه بتوانی راهنمایی و یاری اساتید را دریافت کنی باید خودت را آماده ی پذیرش کنی؛ پذیرشی عمیق
با مدیتیشن این پذیرش بر تو رخ میدهد و راه دیگری وجود ندارد
فقط با سکوت می توانی چیزی که از ماوراء می آید را بشنوی
همواره یک چیز را به یاد داشته باش که: باید بیشتر و بیشتر ساکت شوی و بیشتر و بیشتر در درونت مرکزیت بگیری. هر وقت زمان داشتی چشمانت را ببند و به درون برو. وقتی کاری وجود ندارد خودت را بیهوده مشغول نکن
افراد بسیاری در زمان فراغت شان بیهوده مشغول اند. آنها کاری برای انجام دادن ندارند ولی نمیتوانند خالی بمانند.
مراقبه گون بودن یعنی:
آموختن چگونه تهی ماندن ، چگونه با خود ماندن.
@sedaye_daron
سفر درونی ، سفری ست به سوی تنهایی محض .
در این سفر ، هیچکس دیگری نمیتواند شما را همراهی کند
شما هرگز نمیتوانید هسته مرکزی وجود خود را
با کس دیگری سهیم باشید ، حتی عزیز ترین فرد زندگی تان .
هنگامی که شما به درون میروید، تمام ارتباط خود
با دنیای بیرون را قطع میکنید .
در واقع در این زمان ، دنیای بیرون برای شما ناپدید میشود.
#اشو
@sedaye_daron
وقتی بتوانید ذهن خود را مشاهده کنید، دیگر بهسادگی در دام آن نمیافتید.
از طریق مشاهدهی خود، بهطور طبیعی حضور بیشتری را در زندگی احساس خواهید کرد. لحظهای که متوجه میشوید حضور ندارید، همین آگاهی به شما کمک میکند دوباره به حضور بازگردید.
هر بار که بتوانید افکار و فعالیت ذهن را مشاهده کنید، دیگر کاملاً با آن یکی نمیشوید؛ زیرا عاملی تازه وارد شده است، عاملی که از جنس ذهن نیست: آگاهی.
گاهی تنها کافی است متوجه شوید که درگیر ذهن شدهاید؛ همین مشاهده میتواند آغاز بازگشت به لحظهی حال باشد.
#اکهارت_تول
@sedaye_daron
#جوار_قرب_دوست
بدان كه راه خدا ،
نه از جهت راست است
و نه از جهت چپ
و نه بالا
و نه زير
و نه دور
و نه نزديك.
راه خدا در دل است
و يك قدم است
خود را از همه آلودگی ها بَرى و پاك كن
و بالاترين رذيلت كه منيت است
و آن اساس تمام بدبختی هاست ،
از خود بريز و آن گاه به جوار قرب حركت كن.
#عين_القضات_همدانی
@sedaye_daron
گاهی فکر میکنیم ریشه مشکلاتمان در شرایط بیرونی است؛ در آدمها، اتفاقات، گذشته یا آیندهای که از آن میترسیم. اما اگر ذهن همچنان درگیر گذشته و آینده باشد و لحظه حال را انکار کند، حتی با تغییر شرایط بیرونی، الگوهای قبلی میتوانند دوباره به شکل دیگری ظاهر شوند.
تا زمانی که این اختلال در عملکرد ذهن و وابستگی آن به زمان روانی را نبینیم، ممکن است فقط مشکلهایمان جای خود را به مشکلهای دیگری بدهند.
شاید نقطه شروع تغییر، تغییر دادن همهچیز در بیرون نباشد؛ شاید لازم باشد ابتدا ببینیم ذهن ما چگونه گذشته و آینده را به زندگی اکنونمان وارد میکند.
#اکهارت_توله #نیروی_حال
@sedaye_daron
ایگو و روح
تفاوت اصلی ایگو و روح در نوع نگاه ما به جهان شکل میگیرد. ایگو همواره درگیر هویت، ترس، رقابت و وابستگی به گذشته و آینده است؛ در حالی که آگاهی عمیقتر، ما را به سمت عشق، پذیرش، رشد و زیستن در لحظه حال هدایت میکند.
زمانی که عجله جای خود را به صبر میدهد، مقاومت به پذیرش تبدیل میشود و کنترلگری جای خود را به همراهی با جریان زندگی میدهد، دگرگونی در رابطه ما با خودمان آغاز میشود.
خودشناسی تنها به معنی تحلیل افکار نیست؛ بلکه درک و آگاهی از حقیقتِ پنهان در پس افکار، ترسها و هویت ذهنی ماست.
@sedaye_daron
.
تو، در گذشته، چیزی جا گذاشتی که الان، تو رو با خودش، همراه می کنه. اگه میخوای از گذشته بیرون بیای، باید «توجه» خودت رو از اون پس بگیری.
هر بار که ذهنت به یک خاطره، حسرت یا اتفاق قدیمی برمیگرده، در واقع، داره «لحظه»ی تو رو می دزده و «توجه» تو رو به خودش جلب می کنه. اینجاست که باید آگاهانه متوقفش کنی و «توجه» خودت رو به همین لحظه بیاری.
یک نفس عمیق بکش. بدنت رو احساس کن. چیزی رو که میبینی و میشنوی، واقعاً آگاهانه ببین و بشنو.
هر کاری داری انجام میدی، تماماً و صد در صد خودت رو وقف اون کار کن. اگه داری غذا می خوری، فقط غذا بخور. نه فیلم ببین و نه با گوشی ور برو! اگه داری چیزی می نویسی یا می خونی، گوشی خودتو کاملا خاموش یا روی حالت پرواز بذار و ...!
از خودت بپرس: «الان، در این لحظه، چه چیزی واقعاً به توجه من نیاز داره؟»
گذشته رو نمیتونی تغییر بدی؛ اما میتونی تصمیم بگیری امروز دیگه اون رو زندگی نکنی.
@sedaye_daron
«شاهد بودن یک فعالیت ذهنی نیست ؛ فکر کردن یک فعالیت ذهنی است. در واقع بهتر است بگوییم فکر کردن همان ذهن است. وقتی ذهن نیست، وقتی ذهن غایب است، وقتی ذهن ناپدید شده است،آنگاه شاهد بودن را تجربه می کنی. شاهد بودن چیزی است که پشت ذهن قرار دارد.
اگر در حال فکر کردن باشی، شاهد بودن را از دست می دهی. اگر شاهد باشی، نمیتوانی همزمان فکر کنی؛آن گاه ذهن در کار نیست
فکر کردن چیزی آموخته شده است؛اما شاهد بودن طبیعت توست. فکرها از بیرون به دست می آیند،اما شاهد بودن در درون است. آگاهی با تو متولد شده است؛ فکرها اکتسابی اند
فکر کردن ذهن است؛آگاهیِ بدون فکر،شاهد بودن است
پس تلاش کن شاهد افکارت باشی. آرام بنشین ، چشمانت را ببند و اجازه بده افکارت مانند تصاویری که روی پرده حرکت می کنند،عبور کنند. آنها را ببین؛درباره شان فکر نکن. یک فکر پدیدار میشود، فقط آن را ببین.اگر شروع کنی درباره اش فکر کردن،دیگر شاهد نیستی؛دوباره در دام افتاده ای
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانی جریان فکرها را بدون فکر کردن درباره شان ببینی، چیزی از شاهد بودن را تجربه کرده ای.»
#اوشو
@sedaye_daron
وظیفه ی تو این نیست که زندگی دیگری را به جای او زندگی کنی
یا او را به چیزی که فکر می کنی «بهتر» است تبدیل کنی ؛
فقط می توانی کنارش باشی ، آگاهی و آزادی به او بدهی
و اجازه دهی خودش مسیر منحصر به فرد زندگی اش را کشف کند.
#اشو
@sedaye_daron
«ناخودآگاه فقط از طریق آگاهی میتواند دگرگون شود. دشوار است ، اما راه دیگری وجود ندارد. روش های بسیاری برای آگاه بودن وجود دارد ، اما آگاهی ضروری است. می توانی از روشهایی برای آگاه شدن استفاده کنی ، اما در نهایت باید خودت آگاه باشی.
اگر کسی بپرسد آیا راهی برای از میان بردن تاریکی جز نور وجود دارد ، هرچقدر هم دشوار باشد ، پاسخ این است: تنها راه ، آوردن نور است ؛ زیرا تاریکی چیزی جز نبودِ نور نیست.
ناخودآگاهی نیز چیزی جز نبودِ آگاهی نیست.»
#اوشو
@sedaye_daron
گاهی فکر میکنیم احساسات منفی خودشان به سراغ ما میآیند و کنترلشان از دست ما خارج است؛ اما آیا ممکن است چیزی که آن احساس را زنده نگه میدارد، افکار خود ما باشند؟
اکهارت توله میگوید یکی از مهمترین گامها برای رها شدن از یک احساس دردناک، قطع کردن ارتباط میان «فکر» و «احساس» است.
وقتی متوجه میشوید ذهن دائماً در حال بازگو کردن یک داستان قدیمی است، میبینید که همین افکار، آن احساس را دوباره و دوباره تغذیه میکنند.
شاید سالهاست یک ناراحتی، خشم، ترس یا رنج قدیمی را با فکر کردن به آن زنده نگه داشتهاید.
اما وقتی آگاهی شما بیشتر شود، میتوانید ببینید که این داستان دیگر هیچ هدفی ندارد؛ جز اینکه شما را ناراحت نگه دارد و همان احساس را تداوم ببخشد.
رهایی زمانی آغاز میشود که دیگر به آن داستان ذهنی سوخت ندهید.
گاهی لازم نیست با احساسات منفی بجنگیم؛
فقط کافی است آگاهانه آنها را ببینیم و اجازه دهیم بدون تغذیه شدن توسط ذهن، از بین بروند.
#اکهارت_توله
@sedaye_daron
پاداش حقیقیِ هر تلاش ، نه در دستاوردهای پایانِ مسیر، بلکه در آن چیزی است که در طولِ راه به آن بدل می شوید. هر لحظه ی دشوار شخصیت شما را شکل می دهد ، هر فداکاری اراده تان را استوار می سازد و هر مانع ، قدرتی را آشکار می کند که پیش از آن از وجودش در خود آگاه نبودید. روزی به گذشته خواهید نگریست و درخواهید یافت که بزرگ ترین دستاوردتان ، نه آن نتیجه ی نهایی ، بلکه همان انسانی بوده است که در مسیرِ رسیدن به آن ، ساخته شده اید.
@sedaye_daron
این باور که آینده از گذشته بهتر خواهد بود، همیشه هم توهم نیست. ممکن است زمان حال واقعاً دشوار باشد و طبیعی است که بخواهید آینده بهتر شود.
اما اغلب، آینده نسخهای کپیشده از گذشته است. تغییرات سطحی امکانپذیر هستند، اما تحول واقعی به این بستگی دارد که آیا میتوانید به اندازه کافی در زمان حال حضور داشته باشید تا با دست یافتن به قدرتِ حال، گذشته را حل کنید؟
گذشته زمانی میتواند تغییر کند که دیگر آن را به شکل ناخودآگاه با خود به آینده نبرید.
آیا میتوانید به جای فرار از اکنون و امید بستن به آینده، همین لحظه را به نقطه آغاز تحول تبدیل کنید؟
#اکهارت_توله
چیزی از بیرون ذهن شما نمی آید. ما معمولاً از ذهن خودمان به عنوان وصول تأثیرها و تجربه های بیرون فکر می کنیم ، اما آن درک درستی از ذهن خودمان نیست. درک درست آن است که ذهن همه چیز را در بر می گیرد ؛ وقتی شما فکر کنید که چیزی از بیرون میآید او معنایش فقط آنست که چیزی در ذهن خودتان پدیدار می شود. چیزی بیرون خودتان نمی تواند باعث هرگونه دردسری شود. شما خودتان موج ها را در ذهن خودتان می سازید. اگر ذهن خودتان را همان گونه که هست رها کنید ، شما آرام خواهید شد. این ذهن ، ذهن بزرگ نامیده می شود.
استاد ذن #شونریو_سوزوکی
@sedaye_daron
ای که شمشیر جفا بر سر ما آختهای
دشمن از دوست ندانسته و نشناختهای
من ز فکر تو به خود نیز نمیپردازم
نازنینا تو دل از من به که پرداختهای
چند شبها به غم روی تو روز آوردم
که تو یک روز نپرسیده و ننواختهای
گفته بودم که دل از دست تو بیرون آرم
باز دیدم که قوی پنجه درانداختهای
تا شکاری ز کمند سر زلفت نجهد
ز ابروان و مژهها تیر و کمان ساختهای
لاجرم صید دلی در همه شیراز نماند
که نه با تیر و کمان در پی او تاختهای
ماه و خورشید و پری و آدمی اندر نظرت
همه هیچند که سر بر همه افراختهای
با همه جلوه طاووس و خرامیدن کبک
عیبت آن است که بی مهرتر از فاختهای
هر که میبیندم از جور غمت میگوید
سعدیا بر تو چه رنج است که بگداختهای
بیم مات است در این بازی بیهوده مرا
چه کنم دست تو بردی که دغل باختهای
#سعدی
@sedaye_daron
تو چیزهای بسیاری را سرکوب کردهای
این سرکوب شدگیها همیشه در ناخودآگاهت هستند و همواره تو را اذیت میکنند، تو را مسموم میکنند. تا زمانی که رها نشوند، نمیتوانی با خودت آسوده باشی
و اگر نتوانی با خودت راحت باشی، چگونه میتوانی با جهان هستی راحت باشی؟
تو با خودت غریبهای و به سرکوب کردن همه چیز ادامه میدهی
زمان زیادی است که عمیقاً فریاد نزدهای، نخندیدهای، اصالتاً نگریستهای، هیچ کاری نکردهای که تمامیتت درگیرش باشد.
در اصل دیوانگی را جمع کردهای. و این سرکوبها آتشفشانی است که هر لحظه میتواند فوران کند
احساس آسودگی و سبکبالی و بیوزنی فقط زمانی میآید که چرندیات جمع شده در تو رها شود و بیرون انداخته شود.
هر آنچه که در تو سرکوب شده را آزاد کن؛
اگر میخواهی فریاد بزنی، فریاد بزن
اگر میخواهی گریه کنی، گریه کن
اگر میخواهی بپری، بپر
اگر میخواهی برقصی، برقص
خجالت نکش
نگران قضاوت دیگران نباش. فقط نگران خودت باش. اگر نگران دیگران باشی نمیتوانی یک اینچ هم از جایی که هستی تکان بخوری
شجاع باش و تمام دیوانگیات را بیرون بریز
@sedaye_daron
همهی «زمانها» یکسان نیستند.
برای انجام کارهای ضروری زندگی، میتوانیم از زمان ساعتی استفاده کنیم؛ برنامهریزی کنیم، به گذشته رجوع کنیم یا آینده را در نظر بگیریم.
اما وقتی کارمان تمام شد، میتوانیم دوباره به آگاهیِ لحظه حال بازگردیم.
در این حالت، دیگر زمان روانشناختی را روی خودمان تلنبار نمیکنیم؛ یعنی دائماً در گذشته زندگی نمیکنیم و آینده را نیز به شکلی وسواسگونه در ذهن خود تکرار نمیکنیم.
یاد بگیریم از زمان استفاده کنیم، بدون اینکه اجازه دهیم زمان، تمام زندگی ما را دربر بگیرد.
#اکهارت_تول
@sedaye_daron
ارتباط ذهن و بدن یک پدیدهی شناختهشده است
وقتی با محبت و آرامش با بدنت “صحبت” میکنی، در واقع:
•سیستم عصبی پاراسمپاتیک (حالت آرامش) فعال میشود و استرس کاهش مییابد
•کورتیزول (هورمون استرس) پایین میآید، که بهطور غیرمستقیم به بهبود عملکرد ایمنی و ترمیم بدن کمک میکند
•توجه آگاهانه به بدن (شبیه mindfulness) میتواند درد و اضطراب را کاهش دهد
•خودمحبتی (self-compassion) با کاهش افسردگی و اضطراب مرتبط است
@sedaye_daron