7117
کانالی متفاوت،شامل : موسیقی ناب ایرانی، موسیقی ملل، کلیپ های رقص، موزیک ویدئوهای جذاب ، معرفی کتاب ، فیلم، و.... لینک پست اول https://t.me/royayemehr/23 ارتباط با ادمین. @eellight 🍂🌻🍂
🔸
۱۳ تیر؛ روز ملی دماوند و یادآور جشن کهن تیرگان
۱۳ تیر، روزی است که طبیعت، تاریخ و اسطوره در بلندترین قله ایران به هم میرسند. در این روز، دماوند را گرامی میداریم؛ قلهای که در سال ۱۳۸۷ بهعنوان نخستین اثر طبیعی ایران در فهرست آثار ملی به ثبت رسید و از دیرباز نماد استواری، شکوه و هویت ایرانزمین بوده است.
این روز همزمان با جشن باستانی تیرگان است؛ یکی از کهنترین آیینهای ایرانی که با تیشتر، ایزد باران، و آرزوی بارش، سرسبزی و زندگی پیوند دارد. در حافظه فرهنگی ایرانیان، تیرگان بیش از هر چیز با نام آرش کمانگیر شناخته میشود؛ پهلوانی که برای پایان دادن به جنگ ایران و توران، همه نیروی جان خود را در تیر نهاد تا مرز ایران را با ایثار و فداکاری رقم بزند. هرچند در متون کهن محل پرتاب تیر بهطور قطعی دماوند ذکر نشده، اما در سنت و فرهنگ امروز ایران، دماوند بیش از هر جای دیگر با این حماسه جاودان پیوند خورده است.
دماوند تنها بلندترین قله ایران نیست؛ کوهی است که هزاران سال در شعر، اسطوره و حافظه تاریخی ایرانیان حضوری ماندگار داشته و همچنان چون
نگهبانی استوار، بر فراز البرز ایستاده است؛ نمادی از پایداری، آزادگی و سربلندی ایران.
#دماوند
#تیرگان
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
پیش چشمم آسمان دریای گوهربار
از شراب زندگی بخشندهای سرشار
دستها را میگشایم، میگشایم بیشتر
آسمان را، چون قدح، در دست میگیرم
و آن زلال ناب را سر میکشم
سر میکشم
تا قطرۀ آخر...
میشود از روشنی سیراب
نور اینک نور، در رگهای من جاریست
آه اگر فریادم از این خانه تا کوی و گذر میرفت
بانگ برمیداشتم:
ای خفتگان، هنگام بیداریست.
#فریدون_مشیری
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
#صبح_آدینه_با_حضرت_حافظ
ترسم که اشک در غمِ ما پردهدر شود
وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود
گویند سنگ لَعل شود در مقامِ صبر
آری شود، ولیک به خونِ جگر شود
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دستِ غم خلاصِ من آنجا مگر شود
از هر کرانه تیرِ دعا کردهام روان
باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
ای جان حدیثِ ما بَرِ دلدار بازگو
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کیمیایِ مهرِ تو زر گشت رویِ من
آری به یُمْنِ لطفِ شما خاک زر شود
در تنگنایِ حیرتم از نخوتِ رقیب
یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غیرِ حُسن بِباید که تا کسی
مقبولِ طبعِ مردمِ صاحبنظر شود
این سرکشی که کنگرهٔ کاخِ وصل راست
سرها بر آستانهٔ او خاکِ در شود
حافظ چو نافهٔ سرِ زلفش به دستِ توست
دَم درکش ار نه بادِ صبا را خبر شود
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید
چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون
زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد
که هر تخته فروریزد ز گردشهای گوناگون
نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را
چنان دریای بیپایان شود بیآب چون هامون
چه دانمهای بسیار است لیکن من نمیدانم
که خوردم از دهان بندی در این دریا کفی افیون
#حضرت_مولانا
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
بعضی غمها فقط اندوه نیستند، شناسنامهاند...نشانی از اینکه هنوز چیزی در ما زنده است که از بیعدالتی میرنجد...از تحقیر انسان میشکند...سوگوار فقدان است و از ابتذال سر باز میزند....این غمها اگرچه سنگیناند، اما قامت آدم را خم نمیکنند، به او معنا میدهند...
در مقابل، شادیهایی هم هستند که بیش از آنکه از عمق جان بجوشند، از هیاهوی بیرون تغذیه میکنند....خندههایی که برای فراموش کردن خویشاند، نه برای یافتن خویش...لودگی وقتی نام خوشی به خود میگیرد، آرامآرام حساسیت روح را میفرساید و انسان را به تماشاگر زندگی خودش تبدیل میکند...شاید به همین دلیل، غمهای شریف از شادیهای سخیف ارزشمندترند...که اولی از حقیقت میآید و دومی گاه تنها نقابی بر چهره تهی بودن است... همه رنجها مقدس نیستند و همه شادیها کمارزش نیستند اما آنجا که انتخاب میان اصالت و ابتذال باشد، رنجِ هویتمند، شرافت بیشتری دارد تا خندهای که از انسان فقط پوستهای سبکسر بر جای میگذارد.
زندگی را نه با تعداد خندهها، که با کیفیت ایستادگیها باید سنجید. گاهی غمی که از شرافت برمیخیزد، از هزار شادیِ بیریشه، روشنتر و انسانیتر است...که آنچه به زندگی معنا میدهد، همیشه لذت نیست، گاهی وفاداری به حقیقتی است که برای حفظ آن، باید رنج کشید.
#دکتر_رضا_صائمی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
بعضی لحظهها را نمیشود خرید...
فقط باید کنار آب، زیر آسمانِ آبی نفس عمیق کشید و اجازه داد #طبیعت، آرامآرام حالِ دل را بهتر کند.
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
ای دل شکایت ها مکن تا نشنود دلدار من
ای دل نمیترسی مگر از یار بی زنهار من
ای دل مرو در خون من در اشک چون جیحون من
نشنیده ای شب تا سحر آن ناله های زار من
اندازه خود را بدان نامی مبر زین گلستان
این بس نباشد خود تو را کا گه شوی از خار من
یادت نمی آید که او میکرد روزی گفت گو
میگفت بس دیگر مکن اندیشه گلزار من
چون مهر دیدم رای او افتادم اندر پای او
گفتم نباشم در جهان گر تو نباشی یار من.
#حضرت_مولانا
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
با اين غروب از غمِ سبزِ چمن بگو
اندوه سبزه هاي پريشان به من بگو
انديشه هاي سوخته ي ارغوان بين
رمز خيال سوختگان بي سخن بگو
آن شد که سر به شانه ي شمشاد مي گذاشت
آغوش خاک و بي کسي نسترن بگو
شوق جوانه رفت ز ياد درخت پير
اي باد نوبهار ز عهد کهن بگو
آن آب رفته باز نيايد به جوي خشک
با چشم تر ز تشنگي ياسمن بگو
از ساقيان بزم طربخانه ي صبوح
با خامشان غمزده ي انجمن بگو
زان مژده گو که صد گل سوري به سينه داشت
وين موج خون که مي زندش در دهن بگو
سرو شکسته نقش دل ما بر آب زد
اين ماجرا به اينه ي دل شکن بگو
آن سرخ و سبز سايه بنفش و کبود شد
سرو سياه من ز غروب چمن بگو
#هوشنگ_ابتهاج
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🕹🕹🕹
💎برترین کانالهای تلگرام:
📒کتابهای نایاب و خواندنی:
@ketabsarayetaraneh1404
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
🔸
بی تو به سامان نرسم ، ای سر و سامان همه تو
ای به تو زنده همه من ، ای به تنم جان همه تو
من همه تو ، تو همه تو ، او همه تو ، ما همه تو
هر که و هر کس همه تو ، این همه تو ، آن همه تو
من که به دریاش زدم ، تا چه کنی با دل من
تخته تو و ورطه تو و ساحل و توفان همه تو
ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو هم
رمز میستان همه تو ، راز نیستان همه تو
شور تو ، آواز تویی ، بلخ تو ، شیراز تویی
جاذبه ی شعر تو و جوهر عرفان همه تو
همتی ای دوست ! که این دانه ز خود سر بکشد
ای همه خورشید تو و خاک تو ، باران همه تو
تا به کجایم بری ای جذبه ی خون ! ذوق جنون !
سلسله بر جان همه من ، سلسله جنبان همه تو
#حسین_منزوی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
چه برانی
چه بخوانی
چه به اوجم برسانی
چه به خاكم بكشانی…
نه من آنم كه برنجم
نه تو آنی كه برانی..
نه من آنم كه ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی كه گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد…
نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی...
كس به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی...
باز كن در كه جز این خانه مرا نیست پناهی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
تنهایی، همیشه شبیه یک اتاق خالی نیست. گاهی شبیه نیمکتی است که سالها زیر یک درخت مانده؛ هر بهار شکوفههای تازه را دیده، هر پاییز برگهای مرده را بدرقه کرده، اما هیچکس نپرسیده چند زمستان را با سرمای خودش سر کرده است.
خاطرات هم عجیباند؛ مثل عطر بارانی که سالها پیش روی خاک نشسته باشد و ناگهان در یک عصر معمولی، از لابهلای نفسهایت سر برآورد. کافی است آهنگی بشنوی، از کوچهای عبور کنی یا نوری از پنجره روی دیوار بیفتد؛ همان لحظه، گذشته آرام از پشت سرت میآید، دستش را روی شانهات میگذارد و بیآنکه چیزی بگوید، تمام دلت را به سالهایی میبرد که دیگر وجود ندارند.
#بهروز_یزدانی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
زندگی كن و
بگذار هر ممکنی پيش بيايد.
بخوان،
پايكوبی كن،
فرياد بزن، گريه كن،
بخند، عشق بورز، مكاشفه كن،
بپیوند
به بازار شو و گاه دركوهسار بيتوته كن.
زندگی كوتاه است،
زندگى كن.
#اوشو
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
گاهی باید قوی بودن را رها کرد
نشست و برای همه نتوانستن ها، نرسیدن ها و
نشدن ها
یک دل سیر، های های گریه کرد
سپس بلند شد
و قوی بودن را از سرگرفت.
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
آرزو میکنم خدا یک خوشحالی بهمون بده،که نگران پایانش نباشیم..
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
گاهی یک کوه، فقط یک کوه نیست...
دماوند، روایت ایستادگی است؛ قلهای که قرنهاست بر فراز ایران نفس میکشد و به ما یادآوری میکند که عظمت، در سکوت هم دیده میشود.
۱۳ تیر، روز ملی دماوند؛ روز پاسداشت بلندترین قله ایران و همه آنهایی که عاشق کوه، طبیعت و سرزمینشان هستند.
روز ملی دماوند گرامی باد.
#دماوند
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
#صبح_امروزت_بخیر_وطن
از دل تاریخ تا دنیای خیال
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
زندگی باید کرد
با کمی حس نسیم
با کمی واژه ی خوب
در هوای خنک استغنا
گاه با یک دل تنگ
گاه باید رویید
در کنار چشمه
در شکاف یک سنگ
به امید فردا ها
که پر از حادثه تقدیرند
گاه باید خندید
با کمی پنجره و نور و صدا
شاد باید بود....
#سهراب_سپهری
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
گاهی ماه لازم نیست کامل دیده شود تا ثابت کند هنوز میدرخشد... بعضی نورها، حتی از پشت ابر هم راهشان را پیدا میکنند.
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
گاهی برای پیدا کردن حالِ خوب، فقط کافیست چند دقیقه میان گندمزار قدم بزنی...
جایی که باد، خوشهها را به رقص درمیآورد و آفتاب، امید را روی زمین میپاشد.
گندم یادمان میدهد که هیچ بذری یکشبه به خوشه تبدیل نمیشود؛
صبوری، تلاش و امید، معجزهای میسازند که روزی به بار مینشیند.
اگر امروز مسیرت سخت است، ناامید نشو...
شاید فقط چند قدم تا فصل برداشت فاصله داشته باشی.
#امید را مثل یک دانه گندم در دلت بکار؛
فردا، زندگی خوشههای طلاییاش را به تو هدیه خواهد داد.
#حرف_دل
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
سنگی بزن به ظلمت،
ای صبح روشن من!
ای رو به سوی خورشید،
چشم تو روزن من
با من بمان که بی تو
هستی به جز تهی نیست
ای با تــو ماندن من،
توجیه بودن من
#حسین_منزوی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
ای دل
حضرت_مولانا
علیرضا_قربانی
برادران_پورناظری
🎼🍁🎼
@royayemehr
🔸
تنها در جایی دور از هیاهوی کلمات،
چیزی آرامآرام از معنا تهی میشود
و چیزی دیگر،
بیآنکه شکل بگیرد،
سنگینی حضورش را بر جان میگذارد
و ما،
در آستانهی نامیدن، هر بار اندکی از خود را در فاصلهی میان فهم و فراموشی
جا میگذاریم
نه نشانی از آغاز پیداست،
نه ردی از پایان؛
فقط لرزشی کمرنگ
بر سطح ناپیدا بودنمان
#نازنین_حبیبی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
گر چه در قلبهامان
تکه ای شکسته داریم
که می فشارد خویش را به جانمان هر روز!
اما هنوز
امید داریم
و کسی را در دل...
و چه کسی می تواند بگوید:
همین ها زندگی نیست؟...
#معصومه_صابر
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
#صبح_امروزت_بخیر_وطن
به خانه خوش آمدید ای غریبهایی که هیچ وقت از یادمان نرفتید. دریاچه وان ترکیه درسته که پر آب بود و مناسب زیستن برای شماها، اما هرگز وطن نبود و نمیتونست بشه.
شما برگشتید تا بگویید: "هنوز مادری زنده هست به نام دریاچه ارومیه."
#فلامینگو
#دریاچه_ارومیه
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
و من به تو قول میدهم....
و چه خوش است، رسم طبیعت....
هیچ شبی، شب نمیمانَد...
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
گاهی،
برای رهاشدن اززخم های زندگی باید بخشید وگذشت ....
میدانم که بخشیدن کسانی که ازآن زخم هاخورده ایم،سخت ترین کاردنیاست....
ولی،،
تازماتی که هرصبح چشمان خودرا باکینه بازکنیم
وآدمهای،خاطرات تلخ رازنده نگه داریم ودرذهن خود هرروزمحاکمه شان کنیم....رنگ آرامش رانخواهیم دید !!
گاه،،،
باید چشم ها رابست وازکنارتمام بد بودنها گذشت.
#تالش_گیلان
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
بهشتی که میگویند:
درخت دارد و رود و شراب،
شوقی در دلِ آدمِ تنهای امروز نمیاندازد...!
اگر میخواستند ما ایمان بیاوریم
باید میگفتند:
سوگند به بهشت،
سرزمینی که در آن
#دلتنگ نمیشوی...
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
زندگی همین است...
دوست داشتنیها را از دست بدهیم
تا معنی دوست داشتن را بفهمیم.
در سرمای جانسوز زمستان،
دست در جیبمان کنیم تا از گرمای آن
که ناشی از هیچ چیز جز
گرمای تن خودمان نیست، لذت ببریم.
در یک روز ابری غم آلود،
لبخند یک رهگذر ناشناس را ببینیم
تا به ارزش یک لبخند،
در لحظات بی حوصلگی پی ببریم.
زندگی تحمل بار سنگین دنیا،
روی شانههای خسته ماست.
طوری که هر لحظه احساس کنیم
شاید این بار، بشکنند.
زندگی همین اشتباهات و گناهان
و بی عدالتیهاست
که انگار هر روز هم بیشتر میشوند!
زندگی همین است...
نبرد برای اینکه درست بمانی،
وقتی که همه چیز،
خطا کردن را توصیه و تجویز میکند.
اینکه خوب باشی.
وقتی که هیچ منطقی
خوب بودن را توجیه نمیکند.
اینکه راضی باشی.
نه چونکه اوضاع خوب است.
بلکه چون «باید» راضی باشی.
و بخندی، وقتی که میدانی
حتی برای
«گریه کردن بی حساب» هم، حق داری.
زندگی همین است...
آسیب دیدن، نا امید شدن، رنج کشیدن،
کار کردن، گریه کردن، تحسین کردن.
زندگی همین است...
تجربهای با طعم خاص.
هدایت یک کشتی در دریایی طوفانی.
به امید رسیدن به مقصدی برای آرامش.
برای کشف جزیرههای کشف نشده.
و البته، وقتی که در آخر
به هیچ کدام هم نرسیدیم،
لبخندی از رضایت
که به هر حال: قایقران ماهری شدهایم…
#لبخند بزن، زندگی همین است.
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن مست است و هوشیارش کند.
ای آفتاب آهسته نه، پا در حریم یار من
ترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند.
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr