7117
کانالی متفاوت،شامل : موسیقی ناب ایرانی، موسیقی ملل، کلیپ های رقص، موزیک ویدئوهای جذاب ، معرفی کتاب ، فیلم، و.... لینک پست اول https://t.me/royayemehr/23 ارتباط با ادمین. @eellight 🍂🌻🍂
🔸
میپرسی:«واژهیِ وطن» به چه معناست؟
خواهند گفت: که خانه است وُ درختِ توت، لانهیِ ماکیان است وُ کندوی زنبور، عطرِ نان است وُ آسمانِ نخست...
میپرسی:«آیا یک واژه با سه حرف برایِ این همه مضامین وسعت دارد وُ بر ما تنگ آمده است؟»
#محمود_درویش
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
«گاهی فقط کافیه سرت رو بالا بگیری؛
همون نوری که دنبالش بودی، همیشه پشت ابرها منتظرته...
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
آیا روزی خواهد رسید
که سایه اندوه
از آسمان این سرزمین کوچ کند؟؟
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
گاهی آدم نمیفهمد دقیقاً از کِی زندگیاش از «زیستن» به «سر کردن» تبدیل شده است.
از جایی به بعد، دیگر آرزوها را مرور نمیکنی، موعد قسطها را مرور میکنی
به جای برنامهریزی برای آینده، فقط سعی میکنی از امروز جان سالم به در ببری
رویاهایت نمیمیرند، زیر آوارِ ضرورتها دفن میشوند.
انسانِ گرفتارِ بقا، کمکم از زندگی فاصله میگیرد، بیآنکه متوجه باشد.
دیگر انتخاب نمیکند، فقط واکنش نشان میدهد
دیگر رؤیا نمیسازد، فقط بحران را مدیریت میکند
آرزوهایش کوچک نمیشوند، به تعویق میافتند، آنقدر که روزی فراموش میکند اصلاً روزگاری چیزی جز دوام آوردن هم میخواسته است
تلخیِ ماجرا اینجاست که بقا، اگر طولانی شود، خودش را جای زندگی جا میزند. آدم خیال میکند همین دویدنهای بیوقفه، همین اضطرابهای همیشگی، همین حسابوکتابهای پایانناپذیر، همان معنای زیستن است،در حالی که زندگی، جایی میان مکثها، معاشرتها، کشف کردنها، عاشق شدنها و حتی بیدلیل خندیدنها اتفاق میافتد، چیزهایی که در حالت بقا، اولین قربانیاند.
جامعهای که شهروندانش مدام در وضعیت بقا زندگی میکنند، آرامآرام حافظه عاطفیاش را از دست میدهد. آدمها کمتر همدیگر را میبینند، کمتر میشنوند و بیشتر از آنکه همدل باشند، خستهاند. خستگی، زبان مشترکشان میشود و اضطراب، هویت جمعیشان.
شاید بزرگترین تراژدیِ زندگی در حالت بقا، مرگ تدریجی امید نباشد، عادی شدنِ آن باشد.
وقتی به نبودنِ آرامش عادت میکنیم، دیگر برای به دست آوردنش هم تلاشی نمیکنیم.
آن وقت بقا، نه یک وضعیت موقت، که سرنوشت میشود، سرنوشتی که آدم را زنده نگه میدارد، اما مجال زندگی کردن از او میگیرد!
#دکتر_رضا_صائمی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
چه آغازی، چه انجامی
چه باید بود و باید شد
در این گرداب وحشتزا…
#ایران
#جنوب
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🌷🌷🌷
💎برترین کانالهای تلگرام
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
🔸
#صبح_آدینه_با_حضرت_حافظ
دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی
فراغتی و کتابی و گوشهٔ چمنی
من این مقام به دنیا و آخرت ندهم
اگر چه در پِیام افتند هر دم انجمنی
هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد
فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی
بیا که رونق این کارخانه کم نشود
به زهدِ همچو تویی، یا به فسق همچو منی
ز تندباد حوادث نمیتوان دیدن
در این چمن که گلی بوده است یا سَمنی
ببین در آینهٔ جام، نقشبندیِ غیب
که کس به یاد ندارد چنین عجب زَمنی
از این سَموم که بر طَرْف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی
مزاجِ دَهر تَبَه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی؟
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
شب هرگز مطلق نیست !
سرانجام هر غمی
به پنجرهای باز ختم میشود...
پنجرهای که آنجا میدرخشد
همیشه رویایی بیدار میماند...
آرزویی که خشنود میکند گرسنهای را
قلبی سخی،دستی باز، چشمی مواظب
یک زندگی
زندگیای که بادیگران تقسیم کنیم...
#پل_الوار
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
ای که همه نگاه من خورده گره به روی تو
تا نرود نفس ز تن پا نکشم ز کوی تو
گر چه به شعله میکشی قلب مرا به عشوه ات
بر دو جهان نمیدهم یک سر تار موی تو..
مستی هر نگاه تو به ز شراب و جام می
کی ز سرم برون شود یک نفس آرزوی تو..
در قفس خیال تو تکیه زنم به انتظار...
تا که تو بشکنی قفس پر بکشم به سوی تو
#همایون_شجریان
#کمال_جعفری
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
دست از زنده بودن بردار و زندگی کن!
بخند، آن که مجال لبخند ندارد، هرگز مجال زندگی نخواهد یافت! بخند تا هوای تازه به ریه هایت تزریق کنی...
برقص، که با چرخش بدنت، عشق را به زمین می رسانی و با گامهای موزون ات، دنیای خاکستری را سبز میکنی...
عاشق شو، که بی عشق جهان تاریک است و بی رنگ! که بی عشق نگاهت نوری ندارد تا بپاشد بر تاریکی این حوالی! که اگر بی چیزترینی، اما صاحب قلب یک انسانی و گویی تمام دنیا دارایی توست...
عاشق شو، که حتی اگر نخندیدی و نرقصیدی، عشق راستین هم تو را به قهقهه و هم از شوق به پایکویی می اندازد...
دست از زنده بودن بردار و عاشق شو تا زندگی کنی!
#سیما_امیرخانی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است
تو رهرو دیرینه ی سر منزل عشقی
بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است
آبی که بر آسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
#هوشنگ_ابتهاج
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
گاهی فقط بیخیال باش...
وقتی قادر به تغییرِ بعضی چیزها نیستی؛
روزت را برایِ عذابِ داشتنها و افسوسِ نداشتنها خراب نکن!
دنیا همین است؛ همهی بادهای آن موافق،
همهی اتفاقات آن دلنشین، و همهی روزهای آن خوب نیست!
اینجا گاهی حتی آب هم سربالا میرود...
پس تعجبی ندارد اگر آدمها جوری باشند که تو دوست نداری!
گاهگاهی در انتخابهایت تجدیدنظر کن.
فراموش نکن؛
تو مجاز به انتخابِ آدمهایی، نه تغییرِ آنها...
#نرگس_صرافیان_طوفان
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
نی، میروید..
در برخی مناطقِ ایران، در یک روز خاص، بعد از اذان مغرب، آتش را در انبوه نیزار رها میکنند و میسوزانند، و این سوختن تا سحر ادامه مییابد..
در دل شب، بهنگام سوختن نیزارها، صداهایی عجیب و پر از اسرار بگوش میرسد و تا سحر غوغایی برپاست..!
دما دم صبح و قبل از طلوع آفتاب، به نیزار سوخته میروند..
بعضی از نیها نسوختهاند
و در آتش سرخ شده یا بقولی پخته شدهاند..
نیهای سرخ شده را جمعآوری میکنند و از بین آنها، جدا سازی آغاز میشود.
برخی از نیها که دارای هفت بند و کمتر از یک متر هستند به درد ساز نی اصیل میخورند.
برخی بدرد فلوت و نیلبک و دوسازه، قشمه و...
آن دسته از نیها که ساز میشوند، باید زمانی که نواخته میشوند، اسرار سوختن را بیان کنند.
یکشب آتش در نیــستانی فتــــــــاد
سوخت چون اشکیکه بر جانی فتاد
در میان نیهای سرخ شده، تعدادی نی سرخ شده و پخته کوتاه نیز میماند، که توان فریاد ساز را ندارد.. آنها نیز عاقبتی عجیب دارند..
آن نیها، قلم میشوند.
میگویند و میخروشند، شکوه میکنند و آگاه میکنند و گاهی نیز مینالند.
بیصدا و خاموش.
#روز_جهانی_قلم
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
کلبه ای خواهم ساخت ؛
در دیاری که در آن ، ردّی از آدم ها نیست ،
هیچکس آنجا نیست ...
دور خواهم شد از این شهر ، از این حصر ،
از اجبار ، جنون ...
میله های قفسِ عادت را ؛
به درَک خواهم داد ،
و به خورشید ، سلام ...
و رها خواهم شد ،
و رها خواهم زیست ...
بوف ها ، در دلِ شب همدمِ تنهایی من
ماه ، امّیدِ شب و ؛
رود ، لالاییِ من ...
خاکِ اطراف من از ریشه ی گل ها لبریز ،
بیشه ام غرق در آرامش اعجاب انگیز ...
آسمان ها آبی ،
شاپرک ها خندان ،
و زمین ، سبز و دلم بی خبر از بیتابی ...
دل به دریا که زدم ، خواهم رفت ،
کلبه ای خواهم ساخت ،
و خودم را به تماشای سکوت ،
و به آغوشِ خدا خواهم داد ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
ای دلِ من، گرچه در این روزگار
جامهی رنگین نمیپوشی به کام
بادهی رنگین نمیبینی به جام
نُقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن مِی که میباید تُهیست
ای دریغ از تو اگر چون گُل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشهی غم را به سنگ
هفترنگش میشود هفتاد رنگ!
#فریدون_مشیری
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
با شما هستم
اين درها را باز کنيد
من به دنبال فضايی می گردم
لب بامی
سر کوهی دل صحرايی
که در آنجا نفسی تازه کنم
آه
می خواهم فرياد بلندی بکشم
که صدايم به شما هم برسد
من به فرياد ، همانند کسی
که نيازی به تنفس دارد
مشت می کوبد بر در
پنجه می سايد بر پنجره ها
محتاجم
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا بايد اين داد کند
از شما خفته چند
چه کسی می ايد با من فرياد کند ؟
#فریدون_مشیری
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
کاش می توانستم
وطن را بغل کنم
بیرمش یک جای دور
جایی که دست جنگ، نفرت و آدم های بی رحم
به آن نرسد.
جایی که هیچ مادری داغ فرزندش را به آغوش نکشد،
هیچ کودکی
با صدای انفجار بزرگ نشود
و هیچ شهری
به جای خاطره
ویرانی را حفظ نکند.
#حرف_دل
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
چه آغازي
چه انجامي
چه بايد بود و بايد شد
در اين گرداب وحشت زا
چه اميدي
چه پيغامي
كدامين قصه شيرين براي كودك فردا
زمين از غصه ميميرد پر از باد زمستاني
شعور شعر نا پيدا در اين مرداب انساني
همه جا سايه وحشت همه جا چكمه قدرت
گلوي هر قناري را بريدند از سر نفرت
بجاي شستن گلها به باغ سبز انساني
شكفته بوته آتش نشسته جغد ويراني
چه آغازي
چه انجامي
چه بايد بود و بايد شد
در اين گرداب وحشت زا
كه ميگويد كه ميگويد
جهاني اينچنين زيبا جهاني اينچنين رسوا
كجا شايسته روياست
چه آغازي
چه انجامي
چه اميدي
چه پيغامي
سوالي مانده بر رگها
كه مي پرسم من از دنيا
به تكرار غم نيما
كجاي اين شب تيره
بياويزم بياويزم
قباي ژنده خودرا
قباي ژنده خودرا
#شهریار_دادور
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🍁
به تکرار غم نیما
#داریوش
شعر :شهریار_دادور
🎼🍁🎼
@royayemehr
🔸
#صبح_امروزت_بخیر_وطن
پیش از آنکه خورشید جهان را بیدار کند، مه آرام روی شاخهها مینشیند؛ گویی طبیعت برای لحظهای نفسش را در سینه حبس کرده است. در همین سکوت، پرندگان بال میگشایند و از دل سپیدی مه عبور میکنند؛ بیآنکه بدانند مرز آسمان کجاست و زمین از کجا آغاز میشود.
درختان، خاموش و استوار، نگهبانان این صبحِ رؤیاییاند؛ و مه، پردهای است که زیبایی را پنهان نمیکند، بلکه رازآلودترش میسازد.
گاهی زیباترین لحظههای طبیعت، نه در روشنایی کامل، بلکه میان مه و سکوت متولد میشوند.
#خوزستان
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
بر تو سلام
آهاى ! با توام ، دريچه ى بيدار
از كوچه ى هميشه ترين هرگز و هنوز،
آهاى...
با تو ....
مى شنوى ؟
باز هم سلام...
#مهدی_اخوان_ثالث
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
هیچوقت به درستی نمی توانی بفهمی پشت خنده های کسی چقدر بغض جمع شده
پشت بیخیال گفتنش چقدر حرف نگفته
پشت بی تفاوتی هایش چقدر دلتنگی ..
پشت آرایش غلیظ یک زن چقدر عشق، دلشوره، اشک، شک ..
پشت سکوت سنگین یک مرد چقدر غرور، ترس، درد ..
تو هیچوقت نمی توانی بفهمی پشت دستهای گره خورده یک زن و مرد چقدر فاصله خوابیده ..
پشت تعهد شناسنامه ای شان چقدر هوس ..
پشت قیافه منطقی یک آدم چقدر جنون ..
پشت عصبیت یک آدم چقدر مهربانی ..
پشت سر شلوغی های کسی چقدر تنهایی ..
پشت انزوای کسی چقدر دلیل ..
تو هیچوقت یک خود فروش را در تنهایی اش ندیده ای ..
همونطور که یک معتقدِ دو آتشه را در خلوتش ..
تو از خاطرات کودکی یک قاتل زنجیره ای،
یک دزد حرفه ای،
یک معتاد الکلی چیزی نمی دانی ..
تو از آرزوهای آدم ها،
عشق هاشان،
نفرت هاشان،
اجبارهاشان،
مصلحت هاشان و فریاد فروخورده در گلوشان
هیچ چیز نمی دانی ..
تو شاید ندانی مقیاسی که با آن اندازه میگیری چقدر می تواند درصد خطا داشته باشد ..
و اعتقاداتی که به سخره میگیری چگونه می تواند دلیل ادامه راه باشد ..
تو خیلی وقتها
خیلی جاها
در خیلی شرایط نبودی
اما راجع بهش گفتی !
قضاوت کردی
رای دادی
محکوم کردی
تو خدا نبودی اما خدایی کردی...
#پریسا_زابلیپور
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسطِ نور
روی شانه آنهاست!...
#سهراب_سپهری
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
تماشای بازیهای جام جهانی هم دیگر آن لذت ناب پیشین را ندارد....نه از آن رو که چیزی از زیبایی فوتبال کم شده باشد، بلکه چیزی در درون ما فرو ریخته و زخمهایمان ضخیمتر شده...وقتی حال آدم خوب نباشد، حتی باشکوهترین نمایشها هم نمیتوانند پردهای بر رنج روزگار بکشند....
فوتبال همیشه پناهگاهی موقت بوده....نود دقیقه فرصت برای فراموش کردن جهان...اما این روزها، زخم زمانه سماجت عجیبی برای به یاد آوردن خودش دارد....شاید در هیاهوی یک ضدحمله، در ظرافت یک پاس یا التهابِ یک موقعیت گل، برای لحظهای از درد فاصله بگیری....اما این فاصله، به کوتاهی همان لحظه است.....کافی است هیجان فروکش کند تا زخمِ زمان دوباره خودش را نشان دهد و حافظه، آنچه را دلت میخواست از آن فرار کنی، دوباره پیش چشمت بگذارد......
فوتبال هنوز زیباست، هنوز میشود شیفتهی ظرافت بازی شد و مسحور نبوغ ستارههایش.....اما حقیقت این است که بعضی اندوهها، از هر شور و هیجانی بزرگترند....درد، وقتی به اقلیم زندگی بدل شود، دیگر با طعم فوتبال هم درمان نمیشود.... آنوقت سهم ما از این روزگار، نه خاطرهی یک مسابقهی بزرگ، که زخمی است که شُکوه هیچ شوتی مرهمش نیست...دل به گِل نشسته را گُل چاره نمیکند.....ما میراثدار شُکوه و شادی مسی و رونالدو و امپابه و نیمار نیستیم....ما وارث دردهای بیشماریم!
#دکتر_رضا_صائمی
#فوتبال
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
خانه دوست کجاست؟
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
نرسیده به درخت
کوچه باغی است
پس به سمت گل تنهایی میپیچی،
دو قدم مانده به گل..!
#سهراب_سپهری
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
14تیرماه(۱۳۹۸)،سالروز ثبت جهانی #جنگل_هیرکانی
درشمال ایران،آنجاکه دامنه های البرزبه آغوش دریای مازندران می رسند،سرزمینی سبز و رازآلود نفس می کِشد؛سرزمینی که پیش ازتولدبسیاری ازکوه ها ودشت های امروز،برپهنه ی زمین گسترده بودوقرن هاوهزاره ها،روایتگرتاریخ طبیعت شده است.
هیرکانی،تنهایک جنگل نیست؛کتابی است که برگ هایش ازجنس درختان کهنسال است وهرشاخه ی آن،روایتی ازمیلیون هاسال پایداری وحیات رادرخودنهفته دارد.
درختان سربه فلک کشیده،مه صبحگاهی،آوازپرندگان، چشمه های زلال ورنگ های بی شمارطبیعت،درکنارهم،سمفونی باشکوهی اززندگی رامی آفرینند.!
این جنگل ها،یادگاری ازدوران بسیاردورزمین شناسی اند؛روزگاری که بخش بزرگی ازنیمکره ی شمالی پوشیده ازجنگل بودوگذربسیاری ازآن هارا ازمیان برد،اماهیرکانی همچنان استوارماندتاامروز،همچون موزه ای زنده ازتاریخ طبیعت جهان،دربرابردیدگان ماقرارگیرد.
هیرکانی،تنهاجنگل نیست؛
خاطره ی سبززمین است،
صدای دیرپای طبیعت است.
ومیراث است که ریشه درمیلیون هاسال تاریخ داردوشاخه درفردای انسان......
#حسینعلی_مهجوری
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
قسم به اُمیدی که میان هزار یأس در سینه،
به تنهایی فریاد میزند:
به آسمان
به پرواز
به عشق…
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr