15983
🕷آموزش جامع روانکاوی گردآوری تمامی منابع و مآخذ مربوط به علم روانکاوی از جمله درسگفتارها، پژوهشها و پاراگراف های حائز توجه از آغاز تا به امروز به روانکاوی خوش امدید. ▫️ارتباط @Irani9
.
🕷برای زنده ماندن، انسان باید در گفتار ثبت شود؛ وگرنه میمیرد.
برای لکان، چیزی به نام دوره پیشزبانی یا جهان پیشزبانی وجود ندارد، زیرا پیش از آنکه نوزاد سخن بگوید، با او صحبت شده و دربارهٔ او صحبت میشود. هنگامی که نوزادی به دنیا میآید، او وارد زبان میشود؛ زبانی که توسط فرهنگ و میراث او برایش آماده شده است. نوزاد در زبان و از طریق زبان به دنیا میآید، زبان دیگری، و بقا روانی نوزاد وابسته به زبان است. از همان روزهای نخست، نوزاد پاسخی میطلبد؛ بدون پاسخ، هیچ کسب زبان و هیچ نوزادی وجود نخواهد داشت.
هیچ هویتی خارج از زبان وجود ندارد که از طریق زبان ایجاد یا اعطا نشده باشد، راستی و دروغ هویت در زبان نهفته است، نه در شخص. نوزاد زبان را جذب میکند و توسط زبان جذب میشود که به گفتهٔ لکان، سوژه را شکل میدهد.
Theory and Practise in Child Psychoanalysis
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
🕷 لکان؛ سه مفهومی که سوژه را میسازند
دیلن ایوانز
برگرفته از «فرهنگنامهی مقدماتی روانکاوی لکانی»
سه واژهی «رانش»، «طرد» و «رد» در نظریهی ژاک لکان، ستونهای اصلیِ ساختمان سوژهی انسانی هستند. هر یک به یکی از سه ساحت روان امر واقع (Real)، نمادین (Symbolic)، تخیلی (Imaginary) گره خوردهاند و مسیر شکلگیریِ رواننژندی (neurosis)، روانپریشی (psychosis) و روانکری (perversion) را از هم جدا میکنند.
۱. رانش
ساحت: امر واقع
لکان مفهوم «رانش» را از فروید وام میگیرد، اما معنایش را دگرگون میکند. در فروید، بهمعنای «دورانداختنِ چیزی بهقدری هولناک که حتی نمیتوان به آن اندیشید». لکان این ایده را به نامِ پدر پیوند میزند.
در روانپریشی، نامپدر رانده میشود یعنی هرگز به ساحت نمادین راه نمییابد.
نتیجه: روانپریش از نمادهای فرهنگ، زبان و قانون بیگانه میماند و امر واقع، بیواسطه و آتشین به درونش هجوم میآورد.
هذیان و توهم، زبانِ خاموشی هستند برای آن چیزی که نمیتوانست نمادین شود.
۲. طرد
ساحت: تخیلی
«طرد» مکانیزمِ بنیادیِ تخیلی است: سوژه برای آنکه خود را بهعنوان «من» تثبیت کند، هر چیز «دیگری» را به بیرون میراند.
نوزاد با جدا شدن از بدن مادر، خود را از «غیر» متمایز میکند.
این «غیر» به دنیای بیرون طرد میشود و سوژه، خود را در آینهی «دیگری» بازمیشناسد.
اما آنچه طرد شده، هرگز واقعاً نمیرود. در رواننژندی بازمیگردد: بهصورت ترس، وسواس، و تکرارهایی که زندگی روزمره را فلج میکنند.
نرگسِ اساطیری، نخستین نمادِ این ساحت است.
۳. رد یا استنکاف
ساحت: نمادین
«رد» در لکان، میراث فرویدی دیگریست: انکار واقعیت، نهبهخاطر جهل، بلکه بهخاطر لذت.
در روانکری، سوژه نمادین را میپذیرد، اما واقعیتِ فقدان را انکار میکند.
او جهان را به صحنهای برای لذتِ جایگزین تبدیل میکند.
نمادین حضور دارد، اما «نه»ِ نمادین یعنی قانون، مرگ، فقدان شکسته میشود.
تفاوت رواننژند، روانپریش و روانکر، نه در شدتِ آسیب، که در مکانیزمیست که سوژه برای فرار از واقعیت برمیگزیند.
لکان این سه را نه بیماری، بلکه سه ساختارِ وجود میداند.
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
.
🕷 عقدهی مادر؛ زخمی که از نسلی به نسلی میرود
🔹 زرهی فولادی بر تنِ نوزاد
جیمز هیلمن نشان میدهد که مردانگی خشن، نشانهی قدرت نیست؛ نقابی است بر چهرهی وابستگی. مردی که در درون، کودکی نوزاد باقی مانده، در بیرون زره میپوشد تا کسی ضعفش را نبیند. خشونت، زبانیست که او برای فریاد کمک اختراع کرده.
🔹 کوریِ غریزه
ماری لوئیز فونفرانتس، شاگرد وفادار یونگ، فاش میکند که مادریِ سرد، قطبنمای درونی مرد را از کار میاندازد. مرد بهجای یافتن پارتنری گرم و پذیرا، ناخودآگاه جذب زنانی میشود که تجلی همان سردی مادرند. این انتخابِ بهظاهر عشق، بازآفرینی مکانیکی محرومیت اولیه است؛ خودآزاریای که ناخودآگاه آن را «سرنوشت» میخواند.
🔹 مقاومتِ منفی؛ زنجیری که خودت به پایت بستهای
یونگ از سمت دختران به تلخترین تجلی این عقده اشاره میکند: «مقاومتِ منفی». دختری که تمام هویتش را بر پایهی نفی مادر و «شبیهِ او نبودن» بنا میکند، در واقع عمیقتر از همه به مادر متصل است. قطبنمای روانش هنوز مادر است، فقط در جهت معکوس. شوخی تلخ ناخودآگاه اینجاست: برای فرار از سایهی مادر، با مردی ازدواج میکند که تجسم تمام سایههای همان مادر است. این تلهی همسر، تکرار همان زخم است در لباسی تازه.
🕷 روبهرو شدن با سایه
اما هیچ زخمی ابدی نیست، اگر نگاه کردن را بیاموزیم. روانشناسیِ تحلیلی چهار گام پیشنهاد میدهد:
بازشناسی: تا زمانی که تکرار را نمیشناسی، «تقدیر»اش میخوانی.
نامگذاری: سایه نامی میخواهد: «این زن، مادر من نیست. این مرد، پدر من نیست.»
سوگواری: باید برای مادرِ ایدهآلی که هرگز نداشتیم، عزاداری کنیم.
جداییِ آگاهانه: نه جدایی فیزیکی، بلکه استقلالِ درونی؛ جاییکه رضایت مادر، دیگر قطبنمای زندگی نباشد.
عقدهی مادر، زندانیست که کلیدش درونِ خودِ آن است. کلید، «دیدن» است.
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
.
🕷انسان مضطرب در میان بودن و نبودن سردرگم و لرزان است؛ نه بر بودن و نه بر نبودن نمی تواند محكم تكيه کند و آرامش یابد. سردرگم و لرزان پرسش هستی را پاسخ می دهد؛ میان ادامه دادن و ندادن سردرگم و لرزان است.»
برداشتی از منبع
Cioran, E. M. (1998). The trouble with being born (R. Howard, Trans.). Arcade Publishing.
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
🕷از منظر لکان
رفتارهایی مثل رفتارهای اعتیادی یا انحراف جنسی یا سادیسم یا رفتارهای خطرناکی مثل رانندگیهای چالشی یا سفرهای فراوان یا کوهنوردی یا تفریحات مثل هیجانخواهی های شهربازیها برخی از شغلهای پر ریسک و خطرناک، چتربازی و... ( لذت بردن از تحقیر شدن) ترک یک رابطه عاطفی عمیق با کوچکترین مشکل، عادتهای نسبتا مخرب مثل موکنی، پرخوری، کمخوری، برخی وسواسها، پرحرفی، اجتناب، ورزش سنگین با منطق سادهی دنبال خوشی بودن قابل توضیح نیست.
این رفتارها در قلمرو ژوییسانس (لذت دردناک) و رانه مرگ قرار میگیرند.
شاید ازدواج، فرزنداوری که ریسک بالایی دارد هم در این زمره قرار بگیرد. البته غرض، ازدواج با افرادی که ریسک بالایی برای خیانت یا شکست دارند.
حال پرسش این است چرا برای برخی لذتدردناک از التذاذ عادی برتر است؟ پاسخ به روایت بنده یک اصطلاح است؛ (مهراکین) ادمی طیفی از هیجانات و اندیشههای مثبت و منفی از جمله عشق و نفرت، امید و پوچی است بنابراین افراد با تجربهی اکثر طیفهای هیجانی و شناختیست که به تمامیت خود میرسد.
مجتبی روستا
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
🕷لکان و راز هویت انسان
ایگو پادکست
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
🕷عقدهها معمار رویاهای ما هستند.
جمیز هالیس
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
🕷«عقدهها سرچشمه ضعفها و از طرفی منشا قدرت ما هستند.»
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
🕷 گرچه افراد خودشکوفا لزوما هنرمند نیستند، ولی به روش خودشان خلاق هستند.
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
.
🕷روانکاوی از جمله شعب علمی ست که توانسته است دقت و جدیت علمی را با اصول انسانی تلفیق کند.
در دنیایی که این چنین سرسام اور شاهد گسترش علوم عصبی هستیم روانکاوی از معدود سنگرهاییست که چنان در مقابل این علوم ایستادگی کرده به دفاع از انسانیت آدمی میپردازد.
کرامت موللی
مبانی فروید_لکان
▪️برای دسترسی به کتاب شنیداری مبانی فروید لکان به پیوند زیر بروید.
/channel/anbar100/6125
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
🕷این پدیده را در کدام افراد جامعه بیشتر دیدهایم؟
.
.
پ.ن۱: در این مجال، منظور از شخصیت وسواسی یک ساختار یا سبک شخصیتی در معنای روانکاوانه است و نه الزاماً اختلال وسواس فکری عملی (OCD) در معنای روانپزشکی.
شخصیت وسواسی به شیوهای نسبتاً پایدار از تجربه جهان، رابطه با قانون، کنترل، مسئولیت و کمالطلبی اشاره دارد؛ در حالی که اختلال وسواس فکری ـ عملی بیشتر به وجود افکار مزاحم تکرارشونده و اعمال وسواسی اجباری مربوط میشود. این دو مفهوم میتوانند با هم ارتباط داشته باشند، اما یکسان نیستند.
.
پ.ن۲: گاهی اعتراض به بیعدالتی میتواند با جراحتهای نارسیسیستک نیز پیوند داشته باشد؛ یعنی زمانی که فرد تجربه کرده است که ارزش، جایگاه یا تصویر مطلوبی که از خود دارد مورد انکار یا تهدید قرار گرفته است. در این حالت، مطالبه عدالت ممکن است تلاشی برای بازگرداندن احساس حقانیت و ترمیم تصویری آسیبدیده از خود باشد. البته این به معنای بیاعتبار کردن مطالبه عدالت نیست؛ بلکه به بررسی این موضوع میپردازد که عدالت در تجربه روانی فرد چه نقشی پیدا کرده است.
.
.
پویان مقدم
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
🕷زنی که بدن خود را برای احساس دوست داشته شدن واگذار میکند. ممکن است خواسته شدن را با ارزشمند بودن اشتباه گرفته باشد.
گاهی برای کسیکه با زخم رهاشدگی، طردشدگی یا تنهایی عاطفی زندگی کرده، نزدیکی جسمی میتواند موقتاً احساسِ انتخابشدن، خواستنیبودن و تعلق ایجاد کند. در این شرایط، سکس ممکن است به بخشی از فرایند emotion regulation تنظیم هیجانی تبدیل شود؛ یعنی او از صمیمیت جسمی برای کاهش موقت یک نیاز یا تنش هیجانی استفاده کند. اینجاست که ممکن است «خواستهشدن» با «دوستداشتهشدن» و «نزدیکی جسمی» با «امنیت عاطفی» اشتباه گرفته شود. این به معنای آن نیست که هر رابطه جنسی ناشی از تروماست؛ بلکه تجربههای قبلی میتوانند بر معنایی که فرد به صمیمیت میدهد اثر بگذارند. ترمیم با شرمندهکردن خود شروع نمیشود، بلکه با شناختن نیاز پشت رفتار آغاز میشود: «من واقعاً از این نزدیکی چه چیزی میخواستم دریافت کنم؟» عشق، اطمینان، تأیید، تعلق یا احساس کافیبودن؟ و اگر انجام نمی دادم در درونم حس بیقراری یا تهی بودن می کردم؟
نیلوفر جلالی
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
.
🕷در روانکاوی فرویدی، سابلیمیشن یعنی تبدیل انرژی و تکانههای غریزی، مثل میل جنسی یا پرخاشگری، به فعالیتهای پذیرفتنی، مانند هنر و ورزش. از این منظر، میتوان رقص افراطی در برخی آثار سینمای ایران را نوعی برونریزی نمادینِ میلهای محدودشده دانست؛ لازم به ذکر است که این توضیح، یک تفسیر روانکاوانه است، نه علت قطعی.
.
محمد معلمیزاده
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
.
🕷میل و ارزومندی در رابطه مستقیم با ممنوعیت بوده و خارج از قلمرو ان وجود نمیتواند داشت.
این تصوری باطل است که میل و ارزومندی مقدم از قانون است.
مبانی فروید لکان
کرامت موللی
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
🕷اگر قرار باشد از میان انبوه آثار فروید، تنها یک کتاب را به مثابهی ستون فقرات روانکاوی برگزینیم، اجماع چنان است که انگار همهی نقشهها تا وقتی که مشتی به دهانشان نخورده، به همان سو خیرهاند: تعبیر رویا (۱۹۰۰).
این کتاب نه یک اثر صرفاً بالینی، که جوهر کلام فروید و نقطهی عطفی است که سیر حکمت را در قلمرو ناخودآگاه دگرگون کرد.
تعبیر رویا
(The Interpretation of Dreams / Die Traumdeutung)
چاپ ۱۹۰۰
این کتاب نقطهی آغاز روانکاوی بهشمار میرود؛ چون فروید در آن مفاهیم کلیدی مثل ناخودآگاه، رویا بهمثابهی تحقق آرزو، واپسرانی، و ساختار دستگاه روانی را مطرح میکند. به همین دلیل بسیاری آن را کتاب مقدس روانکاوی میدانند.
البته اگر کسی بخواهد پایههای نظری فروید را کاملتر بفهمد، این کتابها هم بسیار ضروریاند:
1️⃣ سه مقاله درباره نظریه جنسی
برای نظریهی روانی و جنسی و رشد کودک
2️⃣ روانشناسی زندگی روزمره
برای لغزشها و خطاهای روزمره
3️⃣ فراسوی اصل لذت و خود و نهاد
برای مدل ساختاری ذهن
میخواهم به سهم خویش، تالیف کتاب مبانی فروید و لکان را از کرامت موللی را هم توصیه کنم. (ویژهی همبودگاه ایرانیان)
البته در اینجا به ذکر این امر میتوان پرداخت که
این کتاب از صنایع سخت ادبی استفاده کرده و برای افرادی که ادبیات غیر فنی دارند نفعی ندارد.
[اما پاسخ کوتاه و اصلی همان تعبیر رویاست]
اجازه بدهید اشاره کنم در رابطه با ایرانیان در ابتدای فصل نخست کتاب " تعبیر رویا" فروید برای نشان دادن این که محتوای رویا ریشه در زندگی بیداری دارد به روایتی از تاریخ ایران باستان اشاره میکند. او این نقل را از کتاب رادِشتوک میگیرد و چنین مینویسد
خشایارشا، شاه پارس، پیش از لشکرکشی به یونان، از تصمیم خود بازگردانده شد؛ اما خوابها پیوسته او را به جنگ ترغیب میکردند. در این هنگام، آرتابانوس، پیرِ خردمندِ تعبیرگرِ خوابِ پارسیان، بهدرستی به او گفت که خوابها غالباهمان چیزی را در بر دارند که آدمی در بیداری به آن میاندیشد.
فروید از این مثال تاریخی نتیجه میگیرد که حتی در دوران باستان، نگاه خردورزانهای به رویا وجود داشته است رویا نه پیامی از سوی خدایان، بلکه ادامهی افکار و هیجانهای روزانه تلقی میشده. آرتابانوس در واقع همان هشدار را به شاه میدهد که
مپندار که خواب از جهانی دیگر میآید آنچه در شب میبینی زاییدهی همان دلمشغولیهای روزت است
و فروید این گفته را یکی از دستمایههایش قرار میدهد تا نشان دهد
رویا نه الهام غیبی بلکه تحقق آرزوست.
مجتبی روستا
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
.
خلاصه کتاب تفسیر خواب
(زیگموند فروید)
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
.
داستان زندگی ما اغلب تازه زمانی آغاز می شود که با طرد شدن یا فقدانی بزرگ رو به رو می شویم.
فیلپس
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
فاجعه « عادی شدن » رابطه در زن و شوهرها
محمد رضا ابراهیمی
متخصص روانشناسی-روانکاو
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
.
🕷سندرم شاهزاده؛ پسری که هیچوقت دیده نشد، مردی میشود که باید همه او را ببینند؛ تختپادشاهیاش، جبرانِ همان اتاقِ خالی از کودکیست.»
#کوهات معتقد است هر کودکی برای شکلگرفتنِ یک «خودِ» سالم، نیاز دارد کسی واقعاً او را ببیند؛ حسهایش، تلاشهایش، وجودش را بازتاب بدهد و تأییدش کند، چیزی که او آن را «آینهداری»Mirroring مینامد. وقتی این دیدهشدن بهاندازهی کافی اتفاق نمیافتد، بخشی از روانِ آدم همانجا، در کودکی، متوقف میماند؛ در همان «خودِ بزرگمنشانه»ایGrandios-selfکه هنوز منتظرِ تأیید است. این بخشِ متوقفمانده، بعدها در بزرگسالی خودش را در قالبِ توقعِ توجهِ دائم، حساسیتِ شدید به کوچکترین انتقاد، و نیاز به تحسینِ بیوقفه نشان میدهد؛
همان الگویی که آن را «سندرم شاهزاده»مینامیم.
سید حمید آتشپور
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
.
🕷تا حالا فکر کردی چرا بعضی خوابها اینقدر واقعی و عجیب به نظر میرسن؟
چرا انسانها در فرهنگهای مختلف، با وجود تفاوتهایشان، بارها و بارها از نمادهایی مثل مرگ، تولد دوباره، قهرمان، سایه، مادر و خدا استفاده کردهاند؟
یونگ معتقد بود بخش بزرگی از روان انسان در سطحی عمیقتر از آگاهی روزمره فعالیت میکند؛ چیزی که او آن را ناخودآگاه جمعی مینامید.
در «انسان و سمبولهایش»، یونگ و همکارانش تلاش میکنند نشان دهند که نمادها چگونه در رؤیاها، اسطورهها، ادیان و زندگی روزمره ظاهر میشوند و چه معنایی برای روان انسان دارند.
یکی از جذابترین بخشهای کتاب، نگاه یونگ به نمادهای مذهبی و مفهوم خداست.
البته این کتاب قرار نیست وجود یا عدم وجود خدا را اثبات کند؛ بلکه از زاویه روانشناسی بررسی میکند که تصویر خدا، امر مقدس و نمادهای دینی چگونه در ناخودآگاه انسان شکل میگیرند و چه نقشی در روان او دارند.
از طرف دیگر، یونگ درباره مفاهیمی مثل سایه، ناخودآگاه، رؤیاها و کهنالگوها صحبت میکند؛ مفاهیمی که بعدها تأثیر زیادی بر روانشناسی و حتی ادبیات، هنر داشت.
پارسیان بوک
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
.
🕷تحلیل فروید در مقاله «درباره نوعی خاص از انتخاب اُبژه در مردان»، پرده از الگوی روانی پیچیدهای برمیدارد که در آن، میل جنسی و عاطفیِ مرد تنها در بستر ممنوعیت و رقابت شکوفا میشود.
فروید معتقد است گروهی از مردان دچار نوعی «فلج عاطفی» هستند که تنها با حضور یک «رقیب» درمان میشود. این مردان قادر نیستند به زنی که در دسترس است یا تعهدی به دیگری ندارد، دل ببندند. در واقع، حضور یک «دیگری» (شخص ثالث) به عنوان معشوقِ زن، برای این مردان یک مانع نیست، بلکه «شرطِ لازم» برای شعلهور شدن عشق و شهوت است.
برای این دسته از مردان، تصاحب زنی که متعلق به مرد دیگری است، ابزاری برای ارضای خصومت و رقابت ناخودآگاه با آن «دیگری» است. ارزش زن برای آنها نه در ذاتِ خودِ او، بلکه در «متعلق بودن به دیگری» تعریف میشود. تا زمانی که زن آزاد است، برای این مردان «بیارزش» یا «ناخواستنی» به نظر میرسد؛ اما به محض اینکه زن وارد رابطهای میشود، به هدفِ مطلوب و شورانگیزِ این مردان تبدیل میگردد.
فروید در این تحلیل به پیششرط دومِ عجیبی اشاره میکند: نیازِ فرد به تجربه حسادت. در این ساختار روانی، میل جنسی و هیجان عاشقانه بدون وجود عنصرِ «حسادت» فعال نمیشود. این مردان برای اینکه بتوانند عشق بورزند یا شهوت را تجربه کنند، باید رنجِ حسادت را احساس کنند.
▪️ دوشاخهشدنِ ابژه (تقلیل زن):
این الگو اغلب با تمایل به تحقیر زن (شبیه به تصویر روسپی) همراه است. از نظر فروید، این مردان دچار نوعی شکاف ذهنی هستند؛ آنها نمیتوانند «عشق محترمانه» و «شهوت بدوی» را در یک فرد ترکیب کنند. بنابراین، زنانی که برایشان در حکم «مقدس» یا «مادرانه» هستند، فاقد جذابیت جنسی میشوند و برعکس، زنانی که میتوانند آنها را «درگیرِ رقابت با دیگری» ببینند، به عنوان ابژهی میل جنسی انتخاب میشوند.
در این دیدگاه، «ممنوعیت» به جای آنکه مانعی بر سر راه باشد، به عنوان یک «کاتالیزور» عمل میکند. این مردان در پیِ وصالِ پایدار نیستند، بلکه به دنبالِ «تسخیر» در فضایی هستند که در آن «شکست دادنِ یک رقیب» و «تجربه حسادت»، تنها راههای رسیدن به لذت و احساسِ زنده بودن است. به بیان دیگر، تمنای آنها نه متوجهِ خودِ زن، بلکه متوجهِ وضعیتِ تصاحب است.
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
.
🕷«همانطور که عشق و نفرت نسبت به یک شخص، در محمِل سینه همزمان با هم وجود دارند،
تمام زندگی نیز ترکیبی از میل به بقا و احساس متضاد آن یعنی نابودی است.»
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
🕷دفاع را از مراجع نگیرید فروپاشی میکند
تا چیزی به مراجع ندادید؛ چیزی ازش نگرید
.
دکتر آرش رمضانی
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
.
🕷روان از همان آغاز نوزادی به شکلی دوگانه وابسته است:
از یک سو به بدن زندهای که تکیهگاه آن است
و از سوی دیگر به محرکها، باورها، هنجارها، سرمایهگذاریهای عاطفی (کاتکسیس)
و بازنماییهایی که از گروههایی که فرد به آنها تعلق دارد خانواده و، فراتر از آن، محیط فرهنگی سرچشمه میگیرند.
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
🕷بهترین شرایط روان شناختی ممکن برای کارکردهای ایگو
فروید برای روانکاوی صحبت میکنه و صراحتا با این تصور مخالفت میکند که هدف روانکاوی تبدیل فرد به یک «هنجار» استاندارد يا حذف كامل شورها و تعارض های درونی باشد. از نظر او حتی فردی که به خوبی تحلیل شده همچنان می تواند دچار کشمکش و احساسات شدید شود؛ معیار موفقیت تحلیل ایجاد است. بنابراین تحلیل قرار نیست شخصیت فرد را صاف و یکدست کند، بلکه باید ظرفیت ایگو را برای مواجهه و کارکردن با واقعیت تعارض و زندگی روانی افزایش دهد. او همچنین پیشنهاد میدهد روانکاوان پس از پایان روانکاوی پس از گذشت پنج سال بهتر است مجدد به درمان روانکاوی وارد شوند.
هدف تحليل، تراشیدن هر خصوصیت انسانی برای رسیدن به یک طبیعت مطلق شماتیک نیست، بلکه ایجاد بهترین شرایط روانی ممکن برای کارکرد من است. (فروید؛ ۱۹۳۷)
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
.
🕷تحلیل روان باید علمی از زبان باشد که توسط خود فرد درک میشود. از دیدگاه فروید، انسان، موجودی است که توسط زبان به دام افتاده و شکنجه میشود.
— لاکان
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
🕷نر دوره پارینه سنگی برای فرزند پروری ساخته نشده بود. ماده ها در گله این وظیفه ذاتی را بر عهده داشتند.
نرهای متمدن کنونی هم از به آغوش کشیدن نوزادها متنفرند.
تمدن به ضرب زور و فشار قانون نرها را با تله ازدواج در کنار ماده ها نشاند تا ادای نرهای «عاشق فرزند» را درآورند.
محمد رضا ابراهیمی
روانکاو
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
🕷سرکوب شاید بتواند صداها را برای مدتی خاموش کند، اما خواستهای را که به وجود آمده از بین نمیبرد.
گاهی حتی برعکس
فشار بیشتر، خشم را عمیقتر و مطالبه را ماندگارتر میکند.
واتسلاو معتقد است وقتی بخش بزرگی از یک جامعه چیزی را میخواهد، راهحل، جنگیدن با آن خواسته نیست، شنیدن، فهمیدن و پذیرفتنِ واقعیتی است که دیگر نمیشود نادیدهاش گرفت.
پذیرش
یعنی بهجای حذف صداها، آنها را شنیدن
بهجای سرکوب اعتراض، دیدنِ دلیل آن
و بهجای جنگیدن با خواست مردم، راهی برای گفتوگو و تغییر پیدا کردن.
برخی از خواستهها با سرکوب از بین نمیروند،
فقط ریشهدارتر میشوند.
درواقع قدرت، با تلاش برای نابود کردن یک مطالبه، خودش به ماندگاری آن کمک میکند.
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
.
🕷یونگ میگوید: هر چیزی که در دیگری ما را آشفته میکند، میتواند ما را به شناخت خودمان برساند. ویژگیهایی که شدیداً در پارتنر شما را خشمگین میکنند، اغلب بخشهای سرکوبشده یا نپذیرفتهشده از سایه خودتان هستند.
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
بازی درمانی آدلری
تری کاتمن
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100