51
✍ شعر بنویسید و شعر بخوانید..!!!📖 ... چرخی بزن ، مستی نما، دل را بشوران و برو ..💫☺ ... 🔖توجه؛ از توهین، تحقیر،بی ادبی و مزاحمت در پی وی اعضا جداً خود داری کنید. #گروه_ادیبان_وشاعران_زبان_فارسی🍃
پایان شب سیه سپید است
نور بر تاریکی پیروز خواهد شد
به امید روز های خوب برای مردم با وقار ایران وافغانستان ❤️
سلام Atash Khurasani عزیز
به گروه شعر و مشاعره خوش امدید 😎
ساعت ›› ۱۳:۱۹ ( جمعه ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ )
.
نظری به کار من کن
که ز دست رفت کارم
به کسم مکن حواله
که به جز تو کس ندارم
#مولانا_جان
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.
آمد دل تا دردِ نهانم گفتن
گفتا ز برای او چه دانم گفتن
گفتا که از آن دو چشم یک حرف بگوی
گفتا که دو چشم را چه تانم گفتن
#مولانا_جان
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
چو شادی کم شود، با غم بسازیم.
#مولانا
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
مائیم که از بادهٔ بیجام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
مائیم که بیهیچ سرانجام خوشیم
#حضرت_مولانا
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
ما ز بالاییم و بالا میرویم
ما ز دریاییم و دریا میرویم
ما از آنجا و از اینجا نیستیم
ما ز بیجاییم و بیجا میرویم
لا مکان اصل مکان ما بود
این دکان را بر دکان میرویم
ما ز خورشیدیم و خورشیدیم ما
پیشِ خورشیدیم و آنجا میرویم
ما ز بادهٔ #عشق #مست و سرخوشیم
در ره #معشوق شیدا میرویم
___
#مولانا
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
مردمان حیلهها کردهاند تا خود را پنهان کنند!
او هزار طریق میکند تا خود را آشکار کند ...
#شمس_تبریزی
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
هزار جان مقدس
فدای روی تو باد
که در جهان چو تو
خوبی کسی ندید و نزاد
#مولانا
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
بگفت تو ز چه سیری؟
بگفتم از جُز تو ...
#مولانا
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
ما میوههای خامیم در تاب آفتابت
رقصی کنیم رقصی زیرا تو میپزانی
احسنت ای پزیدن شاباش ای مزیدن
از آفتاب جانی کو را نبود ثانی
#مولانا🌘
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
می روم در ره «فهم»، نه به آزارِ کسی
نزنم سنگ جفا بر در و دیوار کسی
ز تمسخر ننشینم پی تخریبِ کسان
و نه تحقیر، به پندار و به گفتارِ کسی
ندهم تکیه به دیوارِ کسی غیرِ خدا
نشوم کور و نسنجیده هوادارِ کسی
بروم در پیِ اندیشه ز آگاهیِ خویش
و نجنگم پیِ اثباتِ در افکارِ کسی
کاش احیا بشود،برگردد واژه ی عشق
در دیاری که دگر نیست کسی یار کسی
سجاد جنتمکان
تا دهن بسته ام از نوش لبان میبرم آزار
من اگر روزه بگیرم رطب آید سر بازار
تا بهار است دری از قفس من نگشاید
وقتی این در بگشاید که گلی نیست به گلزار
هرگز این دور گل و لاله نمی خواستم از بخت
که حریفان همه زار از من و من از همه بیزار
هر دم از سینه این خاک دلی زار بنالد
که گلی بودم و بازیچه گلچین دل آزار
شهریار
ایهاالناس جهان جای تن آسانی نیست
مرد دانا، به جهان داشتن ارزانی نیست
خفتگان را چه خبر زمزمهٔ مرغ سحر؟
حیوان را خبر از عالم انسانی نیست
داروی تربیت از پیر طریقت بستان
کادمی را بتر از علت نادانی نیست
روی اگر چند پری چهره و زیبا باشد
نتوان دید در آیینه که نورانی نیست
شب مردان خدا روز جهان افروزست
روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست
پنجهٔ دیو به بازوی ریاضت بشکن
کاین به سرپنجگی ظاهر جسمانی نیست
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی
صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
حذر از پیروی نفس که در راه خدای
مردم افکنتر ازین غول بیابانی نیست
عالم و عابد و صوفی همه طفلان رهند
مرد اگر هست به جز عارف ربانی نیست
با تو ترسم نکند شاهد روحانی روی
کالتماس تو به جز راحت نفسانی نیست
خانه پرگندم و یک جو نفرستاده به گور
برگ مرگت چو غم برگ زمستانی نیست
ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند
بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست
آخری نیست تمنای سر و سامان را
سر و سامان به از بیسر و سامانی نیست
آن کس از دزد بترسد که متاعی دارد
عارفان جمع بکردند و پریشانی نیست
وانکه را خیمه به صحرای فراغت زدهاند
گر جهان زلزله گیرد غم ویرانی نیست
یک نصیحت ز سر صدق جهانی ارزد
مشنو ار در سخنم فایده دو جهانی نیست
حاصل عمر تلف کرده و ایام به لغو
گذرانیده، به جز حیف و پشیمانی نیست
سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار برآید به سخندانی نیست
تا به خرمن برسد کشت امیدی که تراست
چارهٔ کار به جز دیدهٔ بارانی نیست
گر گدایی کنی از درگه او کن باری
که گدایان درش را سر سلطانی نیست
یارب از نیست به هست آمدهٔ صنع توایم
وانچه هست از نظر علم تو پنهانی نیست
گر برانی و گرم بندهٔ مخلص خوانی
روی نومیدیم از حضرت سلطانی نیست
ناامید از در لطف تو کجا شاید رفت؟
تو ببخشای که درگاه تو را ثانی نیست
دست حسرت گزی ار یک درمت فوت شود
هیچت از عمر تلف کرده پشیمانی نیست
#سعدی
- مواعظ
- قصاید
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - موعظه و نصیحت
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
هرکه بیند به چشم بیمارش
می شود درزمان پرستارش
توبه را می کند خراباتی
لب میگون و چشم خمارش
زندگانی به خضر بخشیده است
آب حیوان ز شرم گفتارش
صبح عیدست در دل شب قدر
درشبستان زلف، رخسارش
مغز دراستخوان شود شیرین
چون بخندد لب شکر بارش
سنگ برسینه می زند از کوه
کبک درروزگار رفتارش
صلح داده است آب و آتش را
آتش آبدار رخسارش
تاب نگذاشتند در دلها
خط مشکین و زلف طرارش
خون به دلهای عاشقان کردن
می چکد چون عرق ز رخسارش
خار دیوار می شود مژه اش
هرکه آید به سیر گلزارش
در ترازو به جای سنگ نهد
یوسف مصر را خریدارش
لرزش زلف یار بیجا نیست
شیشه صد دل است دربارش
قامت اوست سر خط صائب
چون نگردد بلند گفتارش ؟
#صائب_تبریزی
- دیوان اشعار
- غزلیات
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
نیل طغیان کرد وموسی هم عصا گم کرده است
فصلِ طاعون بوعلی سینا شفا گم کرده است
هرچه سوی آسمان ها دست بردیم هیچ بود !
یا زمین دوراست یا ما را خدا گم کرده است
هرکسی اندازه ی وسعش به دل دارد زیان
بینوا جانش ولی دارا طلا گم کرده است
مرحمی بر زخم هامان نیست ،از اقبال کج
مرگ ما را هم در این ماتم سرا گم کرده است
حسین وصال پور
هر چند کائنات گدای در تو اند
یک آفریده نیست که داند سرای تو
تاج و کمر چو موج و حباب است ریخته
در هر کنارهای ز محیط سخای تو
آیینهخانهای است پر از آفتاب و ماه
دامان خاک تیره ز موج صفای تو
هر غنچه را ز حمد تو جزوی است در بغل
هر خار میکُند به زبانی ثنای تو
یک قطره اشک سوخته، یک مهره گِل است
دریا و کان نظر به محیط سخای تو
خاک سیه به کاسه نمرود میکند
هر پشهای که بال زند در هوای تو
در مشت خاک من چه بود لایق نثار؟
هم از تو جان ستانم و سازم فدای تو
عام است التفات کهن خرقه عقول
تشریف عشق تا به که بخشد عطای تو
غیر از نیاز و عجز که در کشور تو نیست
این مشت خاک تیره چه دارد سزای تو؟
عمر ابد که خضر بود سایه پرورش
سروی است پست بر لب آب بقای تو
صائب چه ذره است و چه دارد فدا کند؟
ای صد هزار جان مقدس فدای تو
صائب تبریزی
میگه
دل خوش از آنکه ما حج میرویم
غافل از آنیم که کج میرویم
کعبه به دیدار خدا میرویم
خدا اینجاست ما کجا میرویم
.
هر ذره که بر بالا مِی نوشد و پا کوبد
خورشید ازل بیند وز عشق خدا کوبد
آن را که بخنداند خوش دست برافشاند
وان را که بترساند دندان به دعا کوبد
#مولانا_جان
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
#مولانا می گوید:
اى نسخه اسرار الهى كه تويى
وى آينه جمال شاهى كه تويى
بيرون ز تو نيست آنچه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهى كه تويى🤍
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
در #عشق اگر بیجان شوی
جان و جهانت #من بسم
#حضرت_مولانا
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
در قیامت ؛
چون نمازها را بیارند در ترازو نهند !
و روزه ها را همچنین ...!
اما چون ؛
محبت را بیارند، محبت در ترازو نگنجد !
پس اصل محبت است ...!
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
#مولانا
#فیه_ما_فیه
.
دوش از سر لطف یار در من نگریست
گفتا بیما چگونه بتوانی زیست
گفتم به خدا چنانکه ماهی بیآب
گفتا که گناه تست و بر من بگریست
#حضرت_مولانا
#دیوان_شمس
#رباعیات
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
سلام Hayeda عزیز
به گروه شعر و مشاعره خوش امدید 🎍
ساعت ›› ۱۱:۲۹ ( سهشنبه ۰۵ اسفند ۱۴۰۴ )
..☆..
معشوق را
دلارام میگویند
یعنی که دل به وی آرام گیرد
#مولانا
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.
و گفت : نماز و روزه بزرگ است لیک کبر و حسد و حرص از دل بیرون کردن نیکوتر است !
#تذکرة_الاولیاء
#شیخ_عطار
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
سلام 🎙🩵̶̶͟͞ ❖️⃟Fatemeh❖࿐. عزیز
به گروه شعر و مشاعره خوش امدید 🌺
ساعت ›› ۱۷:۳۵ ( شنبه ۰۲ اسفند ۱۴۰۴ )
هدف صائب تبریزی در این غزل:
نمایش قدرت مطلق زیبایی و عشق است؛ عشقی که دین، عقل، طبیعت، تاریخ و حتی زبان شعر را تسخیر میکند.
.
من دوش به خواب در بدیدم قمری
دریا صفتی عجایبی سیمبری
امروز بگرد هر دری میگردم
کز یارک دوشینه چه دارد خبری
#مولانای_جان
🆔 @biow_english | عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال