ashaarmolana | Unsorted

Telegram-канал ashaarmolana - اشعار حضرت مولانا

-

🔹️﷽🔹️ یک دست جام باده و یک دست جعد یار رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست! ''حضرت مولانا '' ↫ڪپے ونشــــرحلال

Subscribe to a channel

اشعار حضرت مولانا

از‌ جایگاه بالای بی‌عقلان ناراحت نشید،
به قول عالیجناب
#صائب که میگه:

"گر ببینی ناکسان بالا نِشینند، صبر کن
روی دریا کف نِشیند، قعر دریا گوهر است"




🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

این عشق چو بارانست
ما برگ و گیا
ای جان

باشـد که دمـــی باران
بر برگ و گیا
کوبــد

#مولانا

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.

بس بگردید و بگردد روزگار
دل به دنیا درنبندد هوشیار

ای که دستت می‌رسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

اینکه در شهنامه‌ها آورده‌اند
رستم و رویینه‌تن اسفندیار

تا بدانند این خداوندانِ ملک
کز بسی خلق است دنیا یادگار

این همه رفتند و ما ای شوخ‌چشم
هیچ نگرفتیم از ایشان اعتبار

ای که وقتی نطفه بودی بی‌خبر
وقت دیگر طفل بودی شیرخوار

مدتی بالا گرفتی تا بلوغ
سروبالایی شدی سیمین‌عذار



سعدی

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

پروردگارا...

من آن‌گونه که پیامبرﷺ تو را عبادت کرد، عبادت نمی‌کنم؛
آن‌گونه که داود روزه می‌گرفت، روزه نمی‌گیرم؛
و اگر بیمار شوم، آن‌گونه که ایوب صبر کرد، صبر نمی‌کنم؛
و در ستایش تو، آن‌گونه که یونس در شکم ماهی تو را تسبیح گفت، تسبیح نمی‌گویم؛
و دینم را با آن استواری و جدیتی که یحیی در پیش گرفت، در آغوش نمی‌گیرم؛
و آن‌گونه که یوسف تمام وجودش را از گناه حفظ کرد، چشم از حرام فرو نمی‌بندم؛

اما با همهٔ این کوتاهی‌ها، ای پروردگار...
من نیز همچون آنان، تو را دوست دارم.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.

به هر رنگی که خواهی جامه می‌پوش
من از طرز خرامت می‌شناسم


بیدل

🆔
@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

من صدای نفس ِ باغچه را می‌شنوم...


~ سهراب سپهری

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

سعدیا گر همه شب شرح غمش خواهی گفت
شب به پایان رود و شرح به پایان نرود


~ سعدی
منظور سعدی به نظرتان کیست



🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

🍏🍎🍏


💎معرفی برترین کانال‌های تلگرام:

☕️📚 ڪافه شعر و متن

@caffee_sabo
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

این روی به صحرا کند آن میل به بستان
من روی ندارم مگر آنجا که تو داری


~ سعدی


🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.


دزدیده چون جان می‌روی اندر میانِ جانِ من
سروِ خرامانِ منی ای رونقِ بستانِ من

چون می‌روی بی‌من مرو ای جانِ جان بی‌تن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای شعله‌یِ تابانِ من

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جانِ سرگردانِ من

تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدنِ تو دینِ من وی رویِ تو ایمانِ من

بی‌پا و سر کردی مرا بی‌خواب‌وخور کردی مرا
سرمست و خندان اندرآ ای یوسفِ کنعانِ من

از لطفِ تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هستِ تو پنهان‌شده در هستیِ پنهانِ من

گل جامه‌در از دست تو ای چشمِ نرگس مستِ تو
ای شاخ‌ها آبستِ تو ای باغِ بی‌پایانِ من

یک لحظه داغم می‌کشی یک دم به باغم می‌کشی
پیشِ چراغم می‌کشی تا وا شود چشمانِ من

ای جانِ پیش از جان‌ها وی کانِ پیش از کان‌ها
ای آنِ پیش از آن‌ها ای آنِ من ای آنِ من

منزلگهِ ما خاک نی گر تن بریزد باک نی
اندیشه‌ام افلاک نی ای وصلِ تو کیوانِ من

مر اهل کشتی را لحد در بحر باشد تا ابد
در آبِ حیوان مرگ کو ای بحرِ من عمانِ من

ای بویِ تو در آهِ من وی آهِ تو همراهِ من
بر بویِ شاهنشاهِ من شد رنگ‌وبو حیرانِ من

جانم چو ذره در هوا چون شد ز هر ثقلی جدا
بی‌تو چرا باشد چرا ای اصلِ چار ارکانِ من

ای شه صلاح‌الدینِ من ره‌دانِ من ره‌بینِ من
ای فارغ از تمکینِ من ای برتر از امکانِ من


#حضرت_مولانا
#دیوان_شمس


🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

شکر قدرت قدرتت افزون کند
جبر نعمت از کفت بیرون کند

جبر تو خفتن بود در ره مخسپ
تا نبینی آن در و درگه مخسپ

~ مولانا


🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

از چند و چون قصه دلبستگی مپرس

آیین مهر فارغ از این چون و چندهاست

علی_مقیمی

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

ای آنکه به جز شادی و جز نور نه‌ای
چون نعره زنم که از برم دور نه‌ای

هرچند نمک‌های جهان از لب تست
لیکن چکنم چو اندر این شور نه‌ای



#مولانا

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

داد از این طرز مسلمانی که هر کس در نظر
قبله را می جوید اما از خدا برگشته است

خیمه ی خورشید را "دین دار ها" آتش زدند
آه معنای حقیقت تا کجا برگشته است

جاءَ نور اشبهُ الناسُ بٍخیر الاولیاء
گوییا پیغمبر از غار حرا برگشته است

هر که آن خورشید را در خون شناور دید گفت
حکم قتل نور از شام بلا برگشته است

از بد و نیک جهان جای شکایت هست و نیست
خوب یا بد هرچه هست از ما به ما برگشته است

#فاضل_نظری

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

گر نروی به سوی او، راست بگو کجا روی
هر طرفی که بنگری ملک وی است و کوی او

مولانای جان

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

📕هفت هزار سالگان

@abcdef123456_Hafthezarsalegan
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
💎معرفی برترین کانال‌های تلگرام:

🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

او
چیز
دگر
داند؛
او
چیز
دگر
سازد!

#مولانا

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.

اگر در برادرِ خود عیبی می‌بینی،
آن عیب در توست که در او می‌بینی.

عالَم همچون آینه است،
نقشِ خود را در او می‌بینی ...
آن عیب را از خود جدا کن،
زیرا آن چه از او می‌رنجی،
از خود می‌رنجی.

گفت: پیلی را آوردند بر سرِ چشمه‌ای که آب خورَد. خود را در آب می‌دید و می‌رَمید.
او می‌پنداشت که از دیگری می‌رمد، نمی‌دانست که از خود می‌رمد.

همه اخلاق بد از ظُلم و کین و حَسد و حرص و بی‌رحمی و کِبر چون در توست نمی‌رنجی،
چون آن را در دیگری می‌بینی می‌رمی و می‌رنجی.
پس بدان که از خود می‌رمی و می‌رنجی.


#فیه_ما_فیه
#حضرت_مولانا

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

*اَللّهُمَّ صَلَّ عَلیَ مُحَمَّدٍ وَّ عَلیَ الِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلیَ اِبرَاهِیمَ وَعَلیَ الِ اِبرَاهِیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.*

*اَللّهُمَّ بَارِک عَلیَ مُحَمَّدٍ وَّ عَلیَ الِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارکتَ عَلیَ اِبرَاهِیمَ وَعَلیَ الِ اِبرَاهِیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.*

*قلب فراموش تان نشود!! ♥️*

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

چون مرا دلخستگی از آرزوی روی توست
این چنین دل خستگی زایل به مرهم کی شود

غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم
تا تو از در در نیایی از دلم غم کی شود


~ عطار

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

تا عاشق آن یارم بی‌کارم و بر کارم
سرگشته و پابرجا ماننده پرگارم


~ مولانا‌

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

گر چه او هرگز نمی‌گیرد ز حال ما خبر
درد او هر شب خبر گیرد ز سر تا پای ما !

~ صائب تبریزی


🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.

ای جان تو و جان‌ها چو تن
بی‌جان چه ارزد خود بدن

دل داده‌ام دیر است من
تا جان دهم جانا بیا

تا برده‌ای دل را گرو
شد کشتِ جانم در درو

اول تو ای دردا برو
و آخر تو درمانا بیا

ای تو دوا و چاره‌ام
نور دل صدپاره‌ام

اندر دل بیچاره‌ام
چون غیر تو شد لا بیا

نشناختم قدر تو من
تا چرخ می‌گوید ز فن

دی بر دلش تیری بزن
دی بر سرش خارا بیا

ای قاب قوس مرتبت
وان دولت بامکرمت

کس نیست شاها محرمت
در قرب او ادنی بیا

ای خسرو مه‌وش بیا
ای خوشتر از صد خوش بیا

ای آب و ای آتش بیا
ای دُرّ و ای دریا بیا

مخدوم جانم شمس دین
از جاهت ای روح‌الامین

تبریز چون عرش مکین
از مسجد اقصی بیا




مولانا

🆔
@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.

شب‌گریه‌ام به آن همه سامان شکست و ریخت
کز هر سرشک شیشهٔ توفان شکست و ریخت

در راه انتظار توام اشک بود و بس
گرد مصیبتی که ز دامان شکست و ریخت

توفان دهر شورش آهم فرو نشاند
این گردباد، گرد بیابان شکست و ریخت

از چشمت آنچه بر قدح می فتاده است
کس را کم اوفتاد بدین‌سان شکست و ریخت

اشکم ز دیده ریخت به حال شکست دل
مشکل‌غمی که عشق تو آسان شکست و ریخت

آخر چکید موج تبسم ز گوهرت
شور نمک نگر که نمکدان شکست و ریخت

عمری عنان گریه کشیدم ولی چه سود
آخر به دامنم جگرستان شکست و ریخت

باید به نقش پای تو سیر بهار کرد
کاین برگ از آن نهال خرامان شکست و ریخت

گرداب خون ز هر دو جهان موج می‌زند
در چشم انتظار که مژگان شکست و ریخت؟

در عالم خیال تو این غنچه‌وار دل
آیینه‌خانه‌ای به گریبان شکست و ریخت

از خویش هرچه بود شکستیم و ریختیم
غیر از دل شکسته که نتوان شکست و ریخت

بیدل ز فیض عشق به مژگان گذشته‌ایم
در بیشه‌ای که ناخن شیران شکست و ریخت



بیدل


🆔
@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

مولانا: از کجا بدانیم در راه خداییم

شمس:
اگر هر روز دلت مهربان‌تر شود
اگر کینه‌ها کمتر و آرامشت بیشتر شود
اگر در سختی‌ها امیدت را از دست نمی‌دهی
بدان که راه را درست آمده‌ای

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

به‌نامِ آن خدای که مهرِ او،
بلانشینان را کشتیِ نوح است.


‌‌~ خواجه عبدالله انصاری


🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

📚📚📚


💎معرفی برترین کانال‌های تلگرام:

📕کتابخوانی با ترنج

@toranjebook
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.


با او دلم به مهر و مودت یگانه بود
سیمرغ عشق را دل من آشیانه بود

بر درگهم ز جمع فرشته سپاه بود
عرش مجید جاه مرا آستانه بود

در راه من نهاد نهان دام مکر خویش
آدم میان حلقهٔ آن دام دانه بود

می‌خواست تا نشانهٔ لعنت کند مرا
کرد آنچه خواست آدم خاکی بهانه بود

بودم معلم ملکوت اندر آسمان
امید من به خلد برین جاودانه بود

هفصد هزار سال به طاعت ببوده‌ام
وز طاعتم هزار هزاران خزانه بود

در لوح خوانده‌ام که یکی لعنتی شود
بودم گمان به هر کس و بر خود گمان نبود

آدم ز خاک بود من از نور پاک او
گفتم یگانه من بوم و او یگانه بود

گفتند مالکان که نکردی تو سجده‌ای
چون کردمی که با منش این در میانه بود

جانا بیا و تکیه به طاعات خود مکن
کاین بیت بهر بینش اهل زمانه بود

دانستم عاقبت که به ما از قضا رسید
صد چشمه آن زمان ز دو چشمم روانه بود

ای عاقلان عشق مرا هم گناه نیست
ره یافتن به جانبشان بی رضا نبود


#سنایی_غزنوی

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

گویند؛ مگو سعدی، چندین سخن از عشق
می‌گویم و بعد از من، گویند به دوران‌ها

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

در دیده من جمله خیال‌اند و تو نقشی...

~ امیرخسرو دهلوی

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…
Subscribe to a channel