1095
مقالات و مطالب فلسفي و علوم اجتماعى توسط: شايان طالع ماسوله کد شامد : ۱-۱-۷۲۰۶۶۴-۶۱-۴-۱ جهت احراز صحت کانال : http://t.me/itdmcbot?start=philosophia اینستاگرام: https://Instagram.com/shayantalle
اخلاق و قدرت فاصله گزینی
✍ دکتر محمدجواد کاشی
🔸️ واکنش طبیعت زندگی است. یکی ناسزا میگوید، ناسزایی میشنود. ضربهای میزند، ضربهای دریافت میکند. اما فرض کنید شما به طور منظم و سیستماتیک نسبتتان با کسی واکنشی شود. در نقطه مقابل همه اشکال و اطوار و عقاید و باورهای او میایستید. با هر چه موافق است، مخالف میشوید. به هر چیز حمله میکند از آن دفاع میکنید. به هر طرف میرود مسیر معکوس را اختیار میکنید. بعید است در زندگی شخصی کسی اینهمه واکنشی زیست کند
اما در زندگی جمعی و سیاسی اغلب همین طور رفتار میکنیم. هنگامی که با یک نظام یا یک گروه سیاسی در موضع تقابل قرار میگیریم، یکی از طرفین و در اغلب مواقع هر دو در موضع واکنش سیستماتیک قرار میگیرند. نظام جمهوری اسلامی اکثر مردم را در موضع واکنش سیستماتیک نسبت به خود قرار داده است. نمونه آشکار آن، واکنش مردم نسبت به رویدادهای غزه است.
کسی که حیات واکنشی اختیار کرده چند و چون و هستیاش به حریف گره خورده است. اگر روزی روزگاری فلانی به کلی از مسیر دید شما خارج شود. قرارگاه زندگی خود را از دست میدهید. یاد گرفته بودید با جهت گیریهای حریف جایگاه خود را پیدا کنید. اگر حریف رفته، انگار شما را هم با خود برده است. برای دوباره پیدا کردن خود نیازمند یک حریف تازهاید. زندگی واکنشی در عرصه سیاست، رابطه ارباب و بردگی را تثبیت و تشدید میکند. آنکه در صحنه منازعه غلبه کرده، به رفتارها و گفتارهای بندگانش به دید تمسخر مینگرد. میداند با هر رفتار و گفتارش چگونه مخالفین مغلوب واکنش نشان میدهئد. در واقع او میتواند همیشه مخالفین خود را مدیریت کند، اگرچه به نحوی واژگون.
جامعهای که در کنش و واکنشهای هر روزی زندگی میکند هم از عقل تهی میشود هم از اخلاق.
هر چه نظام مستقر هیکل بزرگتری داشته باشد و پهنتر بنشیند، فاجعه عمق بیشتری پیدا میکند. نظام جمهوری اسلامی تلاش میکند مثل خدا موجودی همه جا حاضر باشد. هر جا که از موجودیت او خالی باشد، فورا پر میکند. بنابراین هستی واکنشی نیز به یک وضعیت همه جایی و هرروزی تبدیل میشود. هر چه نظام مستقر رادیکالتر باشد، هستی واکنشی مخالفیناش هم رادیکالتر میشود. هر چه نظام مستقر فعالتر باشد، هستی واکنشی مخالفین نیز فعال و پرهیاهو است. ما در میدان کنش و واکنش دوران پهلوی زاده شدیم. اما آن نظام نه مدعای حضور همه جایی داشت، نه اینهمه پرکار و پرهیاهو بود. جامعه فراغتی داشت کمی بیرون میدان نفس بکشد.
فاصله گزینی از چند و چون صحنه سیاست داخلی و در پرانتز نهادن آنچه نظام میگوید و انجام میدهد، برای کسب آگاهی صادق و بهرهمندی از وجدان داوری کننده و منصف ضروری است. این کار البته دشوار و گاهی ناممکن است. جامعه مملو از حس تحقیر و سرکوب شدگی است. نباید انتظار نابجا داشت. اما جامعهای که به خود فرصت فاصله گزینی نمیدهد، همیشه در محیط یک دایره میچرخد، هیچ چیز دگرگون نمیشود.
دست کم برای نجات نسلهای بعد خوب است فرصتهایی تولید کنیم برای فکر و داوری بیرون از میدان صرف واکنش به حریف سیاسیمان.
@philosophia
هر چه عظیم است، در طوفان است. (افلاطون، جمهور، 497 d,9)
🔸️ هایدگر به مناسبت ریاست دانشگاه فرایبورگ خطابهای ایراد می کند که آن خطابه را اینگونه آغاز می کند: "شناخت دانشگاه امروز و گذشته حاکی از ماهیت آن نیست، مگر اینکه ما وضوح و شدت این ماهیت را در آینده محدود کنیم، تا بخواهیم وضع آینده را خود تعیین کنیم و اینکه خود در این خواست سهیم باشیم. خودگردانی فقط وقتی ممکن است که ما به خود بیاندیشیم و این تنها زمانی ممکن است که دانشگاه آلمان مستقل باشد."
🔹️ اخراج معلم ارزشمند و دلسوز فلسفه، جناب آقای دکتر عبدالکریمی از دانشگاه آزاد اسلامی با آن اتهامات واهی، بی اساس، غیر علمی و مضحک، جسارت اهل سیاستِ نا اهل و نادان بود بر ساحت علم و خسرانی برای دانش آموزان، جوانان، طالبان علم و معرفت و آینده سازان فراموش شده کشور عزیزمان.
🔸️ بلا شک حضور امثال آقای دکتر عبدالکریمی به آن دانشگاه، ارزش، اعتبار و معنا می داد، و اخراج ایشان بیش از آنکه لطمهای باشد بر معاش و زندگی آن معلمِ شریف، ضربه ای جبران ناپذیر است بر حیثیت و آبروی آن مثلا دانشگاه!
✍ شایان طالع ماسوله
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
میرشمسالدین ادیبسلطانی (۱۳۱۰ - ۱۴۰۲)
@philosophia
🔶خبر حیرت برانگیز اخراج دکتر بیژن عبدالکریمی به بهانه آنچه «دفاع از رژیم پهلوی» خوانده میشود، آنقدر تکان دهنده است که باور آوردن به آن نیازمند زمان است. ولی باور به ماوقع داشته باشیم یا نه، گویی این اتفاق رخ داده است.
🔶این ماجرا یادآور سکانسی از سریال شبهای برره است که در آن کیانوش در حالی که با طیب خاطر برای دوستانش توضیح میدهد صرفاً یک مقاله انتقادی اقتصادی نوشته و هیچ عاقلی بخاطر این نقد او را دستگیر نمیکند، همان آن دستگیر و تبعید میشود.
🔶بیژن عبدالکریمی استادی است که صرف از نظر از هر رهیافتی و هر قوت و ضعفی که از نظر سایر اصحاب دانش و اندیشه داشته باشد، سالها در برابر حملات فکری دشمنان این کشور، مقاومت داشته و آبروی خود را صرف دفاع علمی و نظری از جوهره نظام جمهوری اسلامی کرده و بابت آن هزینهها داده است.
🔶قطعاً عبدالکریمی هم مانند قاطبه کسانی که با دانش و دانشگاه نسبتی دارند، منتقد شرایط کنونی کشور است، این انتقادها، هر چند خود قابل نقد باشند ولی اجمالا تنها راه نجات کشور از بن بستهایی هستند که به آن گرفتار شده است. کسی که خاموش است و سخن نمی گوید، شاید در نگاه اول بی خطر و محبوب به نظر برسد، اما درست مانند پزشکی است که ما را به آزمایشگاه نمی فرستد و معاینه نمیکند و ما را دلخوش به سرابی واهی و آرزوهای دراز بی پایه و اساس و اقاویل سطحی و بی مایه میسازد. کسی که نقد میکند، محبوبیت و موقعیت خود را قربانی میکند تا حقیقت کشف گردد و راهی پیش روی آدمیان باز شود.
🔶آدمیان. آدمیان کسانی هستند که زندگی می کنند و حق دارند که خوب زندگی کنند و از جهل و خرافه و فریب و توهم، نجات یابند. ما در برابر آدمیان مسؤول هستیم و باید که ایشان را محترم بدانیم. ما قیمومیتی بر مردمان نداریم. به قول بزرگی، ولایت فقیه هم به معنای ولایت حکومت نیست.
🔶 نگاهی که حضور امثال عبدالکریمی را بر نمی تابد، یک نگاه امنیتی زده در غیر موضع خودش و در منحط ترین و عقب افتاده ترین شکل خودش است. در بین قاطبه دانشجویان و دانشگاهیانی که «منتسب به انقلاب هستند»، حتی یک نفر هم نیست که با شنیدن اتهام دفاع از پهلوی درباره عبدالکریمی، دچار خنده و تأسف نشود. اینکه چطور همه ما می فهمیم این اتهام، مضحک و احمقانه و شرم آور است ولی دستگاه امنیتی مستتر در دانشگاه آزاد نمیفهمد، دقیقاً افشاگر همان نگاه ابلهانه امنیتی زده کسانی است که در جای خود قرار ندارند و بدون صلاحیت ورود به دانشگاه ها، در مسند و مصدر تصمیم گیری درباره آن قرار گرفته اند.
🔶ماجرای پیش آمده، آزمون مهمی برای دانشگاهیان و دانشجویان است. اگر دانشگاهیان با پیشگامی استادان صاحب نام در این باره سکوت کنند و منفعت محوری و محافظه کاری پیشه کنند، باید بدانند که این آتش آماده به شعله وری به زودی دامان همه آنها را خواهد سوزاند تا جایی که نه از تاک نشانی ماند و نه از تاک نشان. این ماجرا آزمون شرافت و وجدان دانشگاهیان است تا همین اندک سرمایه اجتماعی باقی مانده در دانشگاه را قربانی نکنند و از حیثیت و اعتبار خود در برابر هیولای شهوت رانی های عدهای نامعلوم و بی منطق، مقاومت کنند.
🔺سید مهدی ناظمی قرهباغ
@sayyedmahdinazemi