6863
امروز یه شروع تازست پروانه شو بگذار روزگار هرچقدر میخواهدپیله کند🍒
.
ای کاش به آغوش تو جان را برسانم
کافیست همینقدر اگر زنده بمانم
بگذار در آغوش تو آرام بگیرم
دلتنگی این فاصله ها را بتکانم
#علی_صفری
@payunn
.
رنج و محنت تو را
چه کسی درک خواهد کرد؟
ای نجات یافته از طوفانها با طوفان
ای پاکیزهسرشت،
در منجلاب تناقضها...
#محمود_درویش
ترجمه: #سعید_هلیچی
@payunn
.
قدمزنان
در خیابان
به دنبال تویی میگردم
که در این شهر نیستی!
لابلای این گشتنها
بوی عطری مشامم را پر میکند
دنبال رد بویش میگردم
آن رایحه من را مست و مدهوش
به دنبال خود میکشاند
اما میدانم تو در این شهر نیستی!
و این همان دلتنگیست که من را
کوچه به کوچه دنبال بوی آن عطر میکشاند
حیف که رایحهات هست
اما خودت نیستی ...
#مهدی_فیض
@payunn
.
ما لحظات تلخ و روزهای سختی را
تجربه کردیم.
ما قید خیلی آرزوها را زدیم
و با خیلی دلخوشیها وداع کردیم.
ما از خیلی چیزها چشم پوشیدیم
و با خیلی چیزها کنار آمدیم.
ما از یکجایی به بعد، دیگر آن آدمِ سابق
که بودیم، نشدیم.
از یکجایی به بعد،
لبخند و دلخوشیهای عمیق در ما مرد
و ما بازهم ادامه دادیم و بازهم دوام آوردیم،
اما روحمان برای همیشه سوگوار ماند...
#نرگس_صرافیان_طوفان
@payunn
.
صبحگاهان که خورشید
بوسه بر گیسوان شب میزند
واژههایم بیدار میشوند
میدوند در جادهی نگاهت
تا هر لحظه، قصیدهای از عشق را
در چشمهایت به شکوفه بنشانند.
#ثریا_شجاعی_اصل
@payunn
.
ما دوام آوردیم …
با بیپولی … با بیعشقی…
با چیزهایی که خواستیم و نداشتیم
با کنایههای کسی که کافی نبودیم براش
با لحظههای دلتنگی…
با خاطرات
ما دوام آوردیم
با سختگیریهای خانواده
با آزادیهای دلهرهآور و پنهانی
با شغلی که از سر نیاز بود نه علاقه !
با سگدو زدنهای بینتیجه
با ذوقهای سرکوب شده…
ما زندگی نمیکنیم…
ما مدام در حال دوام آوردنیم!
#علی_سلطانی
@payunn
.
سپس خواهی دید که همیشه چقدر به تو عشق میورزیدهام، حتی زمانی که معتقد بودم
فراموش شدهام...
#ویکتور_هوگو
@payunn
.
جهان حریر سپیدی نیست
که با سخاوت دستانت
نگین های عقیقت را
به تارهاش بیاویزی
چنین مکن
من از اهالی این شهرم
که خانه خانه تن خود را فروختم به امیدی کور
امید یافتنی چون تو
مکن چنین
میان کوچه خیابانها مگرد در پی هر چیزی
عمارتیست پشیمانی
دری میانه ی خود دارد
دری شبیه دگر درها
که روی هر احدی باز است
و عشق خانه برانداز است…
#سیدتقی_سیدی
@payunn
.
آنگاه که سرنوشت
برگی نو و پاک را در آغوشت گذاشت،
آتشی میان سینهاش انداختی تا بسوزاند هستیاش را.
از باغ جدایش کردی.
آسمان را وسوسه کردی تا نبارد
که مبادا شبنمی التیامش شود.
قلبش را به روی گل سرخ بستی
که تنها بماند و بمیرد.
آسمان اما بارید از آه برگ که امید داشت
و قلبی که نظاره میکرد. آسمان آتشی بارید
و رقصی میان آتش به پا شد.
تو را سوزاند و به آن برگ تولدی تازه داد.
تو سوختی با آتشی که خودت برپا کرده بودی
و بنایی را سوزاندی. رقصی در آتش.
در آتشی که خودت برپا کرده بودی.
و تمام شد آنچه که بود
و رفت و در خاطر باغ ماند.
#شیما_سبحانی
@payunn
.
وقتی که صبحدم
در آب چشمهها تن میشوید،
شهر من
میان تصاویر ساکن ناپدید میشود.
آواز دوردست غوکها،
نورِ ماه
و گریهی غمگین جیرجیرکها را
به یاد دارم.
دشتها ناقوسهای نماز شبانه را بلعیدند
اما من در برابر صدای آن ناقوسها
غریبانه جان سپردم
احساس میکنم:
لطافت از میان کوهستانها به من باز نمیگردد.
من روحِ عشقام
که از ساحلهای دور به خانه باز میگردم.
#پیر_پائولو_پازولینی
ترجمه از محمد فلاحنیا
@payunn
.
قدمزنان
در خیابان
به دنبال تویی میگردم
که در این شهر نیستی!
لابلای این گشتنها
بوی عطری مشامم را پر میکند
دنبال رد بویش میگردم
آن رایحه من را مست و مدهوش
به دنبال خود میکشاند
اما میدانم تو در این شهر نیستی!
و این همان دلتنگیست که من را
کوچه به کوچه دنبال بوی آن عطر میکشاند
حیف که رایحهات هست
اما خودت نیستی ...
#مهدی_فیض
@payunn
#مینل🎙
وقتی از خواب بیدار شدی،
تصور کن که در خوابِ من بیدار شدهای
و چیزی از من و ما به یاد نداری...
من نگاهت میکنم که عاشق شدنت چگونه است و آرزو میکنم که
هیچوقت از این خواب بیدار نشوم
عزیزم...!
#امیرحسین_سرمنگانی
@payunn
.
در تاریکی با تو سخن میگویم
با تو که دلیل منی
دلیل نوشتنهایم
دلیل خندهها و اشکهایم
دلیل نفسهایم
تو دلیل منی،
مثل ماه که دلیل زیبایی شد برای تاریکی
مثل درخت که دلیلیست برای رنگ سبز
مثل پرنده که دلیلیست برای آسمان
مثل تو که دلیلی شدی برای عشق
بودن دلیل میخواهد
زندگی دلیل میخواهد
نفس کشیدن دلیل میخواهد
و تو دلیل منی
#رهاصابر
@payunn
.
برگشتیم...
ولی امید و دلخوشی با ما برنگشت.
برگشتیم اما تاریک بود و خیلی تاریک بود
و ما خیلی چیزها را پشتسر جاگذاشتیم. برگشتیم اما ذوقمان برنگشت.
#نرگس_صرافیان_طوفان
@payunn
.
گاهی خوابت را میبینم
بیصدا
بیتصویر
مثلِ ماهی در آبهای تاریک
که لب میزند و
معلوم نیست
حبابها کلمهاند
یا بوسههایی از دلتنگی
#توماس_ترانسترومر
@payunn
#چاوشی
دير شد آمدنت روح من از جانم رفت
مثل يك شاخهى خشكم كه به آب افتاده
#سیدتقی_سیدی
@payunn
.
کی گفته دلم میخواست قوی باشم؟
منی که خسته بودم از تنهایی جنگیدن
و تنهایی دوام آوردن
و کسی نبوده مرا بکشد کناری
و محکم درآغوشم بگیرد
و بگوید: این جنگها برای تو نیست عزیز من،
عقب بایست و بقیهاش را بسپار به من.
هیچکس اندوه و خستگی مرا ندید
و هیچکس غصهی مرا نخورد
و هیچکس مرا کنار نکشید.
دلم آغوش و پناه داده شدن میخواست
و به من نمیآمد
بخواهم پناه ببرم و مثل بچهی لجباز و چشمسفیدی که پاهایش
از درد و خونریزی بیحس شده
و لبها را به هم فشار داده تا گریهاش نگیرد،
ایستادهام وسط میدان و دارم دوام میآورم...
#نرگس_صرافیان_طوفان
@payunn
.
تمام آدمهای دیگر به تدریج ا
ز نظر من غایب شدهاند تنها تو را میتوانم ببینم...
#فرانتس_کافکا
@payunn
.
آه..
همهچیز گویی اندازهی
چشمانداز پنجرهای کوچک از چشمهایمان
عبور میکند،
جهانِ هرکسی پنجرهایست که از آن
بهنظاره نشسته است
جهانی که چون کارتپستالِ خاکگرفته
در گوشهی گیشهی کتابفروشی
از آن گذشتهایم
آه…
قلبم
چون کودکیست نابینا
افتان و خیزان…
آتایول بهراماوغلو
#بهرنگ_قاسمی
@payunn
.
من از ماه آمده بودم؛
دستانم بوی ستاره میداد
و لبانم طعم شهاب سنگ،
در نگاهم مغناطیس عطارد جریان داشت و در آغوشم گرمای ونوس.
و دوست داشتنم، به اندازهی کهکشانهای ناشناخته وسعت داشت.
من از ماه آمده بودم؛
زمین برای من جای ترسناکی بود،
و آدم ها، آه ... آدم ها؛
موجوداتِ بیگانهای که هرگز نمیشناختم!
#نرگس_صرافیان_طوفان
@payunn
#بیکلام
به یاد آر!
سال بلند باران و سال کوچک شادمانی را به یاد آر،
سالی که تمام روزهایش را
تنها
کودکی می توانست
یکی
یکی
بشمرد و
هرگز به «جمعه» نرسد
#سیدعلی_صالحی
@payunn