6863
امروز یه شروع تازست پروانه شو بگذار روزگار هرچقدر میخواهدپیله کند🍒
تو را
در پاییز جا گذاشته ام
چگونه از بهار پس بگیرم...؟
#علیرضا_فراهانی
🆔 @payunn
.
من خانه ای متروکه ام، گاهی دری بزن
تا بامِ ما ای آسمان! بال و پری بزن
ای حسرتِ همیشگی! ای شادیِ محال!
گاهی بیا به خانه ی ما هم سری بزن
هرچند سهم ما فقط اندوه و غصه است...
از غم نگو... نه! حرف های بهتری بزن
بر بومِ سرنوشتِ ما، ای آبیِ عزیز...
خاکستری بس است؛ رنگِ دیگری بزن
زخم تو مَردم میکند، تا مرد تر شوم...
ای دوست لطفی کن وَ زخمِ آخری بزن!
از حسرتِ مهمان پُرم، ای عابرِ خیال...
این خانه ی متروکه را گاهی دری بزن
#طاهره_اباذری_هریس
@payunn
.
او داشت گور تو را میکند تو نگران خستگی دستهایش بودی، بخواب آدم احمق
#فیودور_داستایفسکی
@payunn!
.
و آنجا
بر مزارمان بنویسید:
به سر آمدیم
تمام شدیم
غم هایمان اما
هنوز ادامه دارند...
#طاهره_اباذری_هریس
@payunn
.
تو اولین روز بهاران
من آخرین روزم
از اسفند
من با توام نزدیک نزدیک
تو
اندازه ی یک سال از من دور!
#یدالله_گودرزی
@payunn
.
صبرکن بر تلخکامیها که آخر روزگار
چشمهسارِ نوش سازد بوسهگاهِ نیش را
#صائب_تبریزی
@payunn
.
اشکیم و حلقه در چشم کس آشنای ما نیست
در این وطن چه مانیم دیگر که جای ما نیست
چون کاروان سایه رفتیم ازین بیابان
زان رو درین گذرگاه نقشی ز پای ما نیست
آیینه شکسته بی روشنی نماند
گر دل شکست ما را نقص صفای ما نیست
با آن که همچو مجنون گشتیم شهره در شهر
غیر از غمت درین شهر کس آشنای ما نیست
اِکولالیا در اینستاگرام
عمری خدا تو را خواست ای گل نصیب دشمن
عمری خدای او بود یک شب خدای ما نیست
#شفیعی_کدکنی
@payunn
بگذار در پناه شب از ماه بار بردارم
بگذار پر شوم
از قطرههای كوچك باران
از قلبهای رشد نكرده
از حجم كودكان به دنیا نیامده
بگذار پر شوم
شاید كه عشق من گهواره تولد عیسای دیگر باشد
#فروغ_فرخزاد
🆔 @payunn
من لا يملك الحب،
يخشى الشتاء...
ــــــــــــــــــــ
کسی که عشق ندارد،
از زمستان میترسد...
#محمود_درویش
برگردان: #سعیده_مولایی
🆔 @payunn
ارغوان
شاخهیِ همخونِ جداماندهیِ من
آسمان تو چه رنگست امروز؟
آفتابیست هوا
یا گرفتهست هنوز؟
من درین گوشه
که از دنیا بیرونست
آسمانی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه میبینم
دیوار است
#هوشنگ_ابتهاج
🆔 @payunn
.
من بسیار گریستهام
هنگام که آسمان ابر است
مرا نیت آن است
که از خانه بدون چتر بیرون باشم.
من بسیار زیستهام
اما اکنون مراد من است
که از این پنجره برای باری
جهان را آغشته به شکوفههای گیلاس بیهراس
بیمحابا
ببینم
این خوابها که در این اتاق آشفته است
مدام مرا با شتاب از خانه بیرون میبرد
بندرت از پنجره کوچه را نگاه میکنم
که ولگردان یک دیگر را
پند میدهند که امروز برای
ماندن در کوچه کافی است.
#احمدرضا_احمدی
@payunn
.
کسی آمار کشتهها را نداشت!
زخمیها درد را فریاد میزدنند.
و من در گوشه سنگری تاریک،
آنجا که کسی صدایم را نمیشنید،
تو را با تمام دردهایم
دوست داشتم...!
#مهران_رمضانیان
@payunn
.
از باغ میبرند چراغانیات کنند
تا کاج جشنهای زمستانیات کنند
پوشاندهاند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه که بارانیات کنند
یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار میبرند که زندانیات کنند
ای گل گمان مکن به شب جشن میروی
شاید به خاک مردهای ارزانیات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطهای بترس که شیطانیات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانهای است که قربانیات کنند
#فاضل_نظری
@payunn
.
هر که از من تخلصم را پرسیده است؛
گفتهام: "تو..."
احساسی که از سمت تو، جاری؛
و از قلمی لبریز گشته
که تو را ستایش میکند،
به تو ارتباط دارد!
من، تنها ناشناسی هستم که عاشق شده است؛
همین...
#آصف_گنجی
@payunn
#مینل🎙
اسیر خیالِ تو بودن راحت نیست!
چهار دیوارِ اتاق تصویر تو را دارد!
و چشمانِ کم سوی من مجبور به دیدن است.
میلرزم!
زمستان شده است...!
و یافتن زمستان در سپیدی موها
سادهتر از تقویمهاست...
#مهران_رمضانیان
@payunn
.
اگر جنگ شود و دیگر تو را نبینم، چه
کدام واژه
جای خالی تو را
در دستور زبان جهان پر میکند؟
من به مرگ فکر نمیکنم
مرگ همیشه کار خودش را بلد بوده
من به بیتو شدنِ ناگهانیِ هوا فکر میکنم
به روزی که خیابان
نام تو را بلد نباشد
و حافظه
از شدت انفجار
به قبل از تو برگردد
اگر جنگ شود و دیگر تو را نبینم،
عشق از کدام دروازه تبعید میشود؟
با چه مُهری
بر پیشانیاش مینویسند:
«اضافی»؟
تو آخرین دلیل من بودی
برای این که جهان
فقط میدان نباشد
و حالا
اگر بمانم
باید یاد بگیرم
چگونه بدون تو
از میان آوار
با وقار عبور کنم
انگار
هیچچیز
قابل نجات نبود
تو آخرین دلیل من بودی
برای این که جهان
فقط میدان نباشد
#عاطفه_مختاری
@payunn
#بیکلام
من با تو سخن میگویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه های تو را دریافته ام
با لبانت برای همه لبها سخن گفته ام
و دستهایت با دستان من آشناست
در خلوت روشن با تو گریسته ام برای خاطر زندگان
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام زیباترین سرودها را
زیرا که مردگان این سال
عاشقترین زندگان بوده اند
#احمد_شاملو
@payunn
.
فهمیدم که چقدر شیرین است
که تمام صبح را بی خیال
روی تخت خواب بیوفتم و به روز و ساعت تولدم
نفرین بفرستم.
#ایوان_تورگنیف
@payunn
به قول #اسکار_وایلد
من شیفته خوشیهای سادهام،
آنها آخرین پناه جانهای محزونند
🆔 @payunn
شاید
کسی در چشم من است،
که رفته است...
#بیژن_نجدی
(برشی از یکشعر)
📕 #واقعیت_رویای_من_است
🆔 @payunn
.
در روزهای آخرِ اسفند
کوچ بنفشه های مهاجر
زیباست.
در نیمروز روشن اسفند
وقتی بنفشهها را،
از سایه های سرد
در اطلس شمیمِ بهاران
با خاک و ریشه،
میهن سیّارشان ــ
در جعبههای کوچک چوبی
در گوشهی خیابان، میآورند
جوی هزار زمزمه در من
میجوشد:
ای کاش،
ای کاش آدمی وطنش را
مثل بنفشه ها
(در جعبه های خاک)
یکروز میتوانست
همراه خویشتن ببرد
هر کجا که خواست
در روشنای باران
در آفتابِ پاک.
#شفیعی_کدکنی
@payunn
.
تو بانوی غم های عمیقی
شعرهای غمگین
کلمات جانگداز
با چشمانت می توان عزاداری کرد
باگیسوانت ، لباس سیاهی برای همیشه پوشید
با دستانت ، جام زهر نوشید
تو بانوی تاریخ منی
یک تاریخ تلخ
یک تاریخ سیاه
#محمود_درویش
ترجمه:بابک شاکر
@payunn
در شهری که قلبها زخمیست،
کلمات تکثیر میشوند
تا درد
بینام بماند...
اما شبها
وقتی شهر ساکت میشود،
همان درد
نامِ همه را
صدا میزند..
#فهیمه_رزاقی
@payunn
.
مژگان به هم بزن که بپاشی جهان من
کوبی زمین من به سر آسمان من
درمان نخواستم ز تو من درد خواستم
یک درد ماندگار! بلایت به جان من
می سوزم از تبی که دماسنج عشق را
از هرم خود گداخته زیر زبان من
تشخیص درد من به دل خود حواله کن
آه ای طبیب درد فروش جوان من
نبض مرا بگیر و ببر نام خویش را
تا خون بدل به باده شود در رگان من
گفتی : غریب شهر منی این چه غربت است
کاین شهر از تو می شنود داستان من
#حسین_منزوی
@payunn