-
دکلمه ها و دلنوشته های نگار هادی @negarhadi2
══ 🔻 ══ ❥
🛑 قدرت های درونی را بشناسیم !
◉ Gognus•Kimiagar
⚘️⚘️
"آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگو
آنقَدَر دوری تو داده عذابم که نگو
مثل یک پیچک غمگین شده از رفتن تو
تا بیایی همه جا در تب و تابم که نگو
فکر کردی بروی مثل تو آرام شوم
به خدا کوره ی سوزان و مذابم که نگو
ناگهان دست به دامان خرافات شدم
آنقَدَر دلخوش آن وقت جوابم که نگو
خنده دارست ولی عشق کجا عقل کجاست
دل پشیمان شده ی درس و کتابم که نگو
با تو انگار شب و روزِ خدا مال من است
بی تو آنقدر تهی مثل حبابم که نگو
دوست دارم همه ی فاصله ها کم بشود
توی آغوش تو آنقدر بخوابم که نگو"
@negar_hadi_dek
شاعر #رضا_جمشیدی
صدا #نگار_هادی
تنظیم #اکبر_ترکان
دلنوشته ی مهرناز عزیز برای مادر آسمونیشون که با یه کمی ویرایش و خوانش من 🥰🥰
تقدیم به فروردین بهاری (مامان پری زیبا)
زنی، هر شب، طناب دارش را میبوسد
و فردا، به آن آویخته میشود.
زنی که عصیان را نمیداند
و از تنش شرم دارد،
همآغوشِ هوس است،
نه تجربهگر عشق.
مترسک خاموشیست
که لباس دارد،
اما قدرت حرکت نه...
بالهای زخمیاش،
قدرت پرواز که نه،
قدرت پریدن هم ندارند.
و او، از زیباییاش میترسد،
که مبادا اسیر دست هوسرانان شود.
خاموش مانده،
تا مبادا محکوم به کفر و نافرمانیاش کنند.
حتی افکارش،
در قالب اندیشههای زندانبانانش شکل گرفتهاند.
و قرنهاست
در قفسی از آیهها
و نامهای مقدسِ آلوده
زندانیست؛
در سرزمینی
که ناعادلانهترین قوانین خود را
«حکم الهی» میخوانند،
و درکی از پیوند دو روح و عشق ندارند،
و آن را با در اختیار قرار دادن تن زن
در برابر مبلغی ناچیز
تاخت میزنند.
خدایی ساختهاند
که زن را ناقصالعقل،
ابزار هوس،
و کشتزاری میداند
که هرطور بخواهند، در آن در می آیند.
و اما،
در جایی که عشق مرده است
و زن، خودش را از خود پس گرفته...
در جایی که سرکوب زن،
تناش را به رنج و بیماری کشانده،
و روحش را به بیهویتی و حس پوچی...
و جهانی
که از رحمت، شهود
و زیبایی بیبدیل او تهی شده...
آیا واقعاً
جای زیباییست؟
#نگار_هادی
══ ❤️ ══ ❥
🛑 دانـش ریڪی • انرژیدرمانـی
◉ Reiki•Knowledge
▪️▪️
آهنگ لُریِ دایه دایه
یکی از قدرتمندترین آهنگ های حماسیِ دنیا شناخته شده
که به انگلیسی هم خونده شده
اندازه ی تمامِ دونههای انار
برات آرزوی قشنگ دارم.
یلدات مبارک🍉❤️
خیلی وقت بود شعری به این زیبایی نشنیده بودم 🩷
@negar_hadi_dek
══ 🔻 ══ ❥
🛑 خودشنـاســی/معـمـاری درون
◉ Gognus•Kimiagar
🛑 آمــوزش مــاســاژ و یــوگــا
◉ Youga•Sozok
▪️▪️
تبسم کو
هوای خانه را در لمسِ لبهایت
نوازش کو
غزل ، حافظ ، دوبیتی های شوریده
نظامی ، لیلی وُ مجنون
گرایشهای دستِ مهربانی
لمسِ تار مو
عزیزم کو؟؟؟
نمیدانم ، تو هم شاید گرفتاری
وَ میترسی
شفق در دود مدفون است
هوای مزرعه خشکیده
بارانی نمیبارد
چه یارانی که در خوابِ زمستانند
یا در خانه زندانند
شاعر #محمدمحسن_خادمپور
اجرا : #نگارهادی
این دردها نیستند که روحِ انسان را به شکستن وامیدارند،
بلکه حقیقتیست که پشتِ آن درد پنهان شده است...
انسان میتواند از بیماری و جراحتِ تن عبور کند و همچنان پابرجا بماند،
اما با مواجهه با بدذاتی ، خیانت و دروغِ کسی که روزی پناهش بود و به او اعتماد داشت،فرو بپاشد.
زیرا ما همیشه دیگران را شبیه خود میبینیم ولی ناگهان با چهره ای دیگر روبه رو میشویم
اینجاست که باید یاد بگیریم دست از آرمانی سازی و دیدن خود در دیگران برداریم .
از دردِ حقیقت نباید گریخت،
زیرا تلخیِ حقیقت، بهتر از شیرینیِ دروغ است.
و فروپاشی، آغازیست برای زاده شدن از درونِ خویش
و ریشه زدن از همانجایی که شکستهای... 🌿
#نگار_هادی
@negar_hadi_dek
ما بخشی از خود را در رویاهایمان جا گذاشته ایم؛در اوهام شیرینی که هرگز به آنها بازنمیگردیم
و هیچ کس نمی پرسد : به چه جُرم،
آن همه زیباییِ حک شده در خیال ما به یغما رفت....
#نگار_هادی
لمس لحظه ها
خواننده : آستاره بختیاری
آهنگساز : سیامک حیدری
تنظیم : پویا محسنی
شاعر : دکتر احمد رحیم خانی سامانی
══ 🔻 ══ ❥
🔴 قدرت های درونی را بشناسیم
◉ SiLence•of•mind2
◉ SiLence•of•mind2
⚘️⚘️
تصویری از من در کنار مامان پری زیبا (فروردین بهاری ) که مهرناز عزیز با هوش مصنوعی درست کردن
Читать полностью…
دلنوشته ی مهرناز عزیز برای مادر آسمونیشون که با یه کمی ویرایش و خوانش من 🥰🥰
Читать полностью…
من فکر میکنم انسان نباید خود را جز هیچ گروه ، دسته ،فرقه،مذهب و هیچ باوری قرار بدهد
هر انسان، آزادانه میتواند تک و منحصر به فرد خودش فکر کند و باورهای خودش را داشته باشد.
مدتی افرادی که خود را معنوی و آگاه معرفی میکردند و عقاید آنها را دنبال میکردم و یک برداشت کلی که میتوانم داشته باشم این است که آنها هم شکل دیگری از مذهب بودند که خود را بهتر و بالاتر ، جز دسته سربازان نور و بقیه را دنباله روان تاریکی میدانستند.
تعصب روی هر عقیده ای سدی است که تورا از دیدن باز میدارد
#نگار_هادی
══ 💙 ══ ❥
🟦 ڪنـج دنج « آرامــش »
◉ ArameSh•konj07
▪️▪️
══ 💜 ══ ❥
🕉 فــانــوس
◉ Fanoos7277
🕉 شڪــوه ثروت، موفقیـت
◉ Shokoh_Servat
▪️▪️
@negar_hadi_official
@negar_hadi_dek
شاعر #هوشنگ_ابتهاج
آلبر کامو در افسانه سیزیف از شکافی میگوید میان آرزوهای انسان و آنچه در توانِ رسیدن اوست.
میگوید انسان محکوم است به رؤیا دیدن و در عینِ حال، محکوم است به نرسیدن.
و من سالهاست این شکاف را زیستهام.
میدوم، میکوشم، فرو نمیافتم... اما میدانم هیچ دستی به تمامیِ رؤیا نمیرسد.
در دلِ هر تلاش، اندوهِ ناتمامی خوابیده است.
سیزیف سنگش را تا قله میبرد، و میداند که سنگ باز خواهد گشت.
اما باز میرود، باز میکوشد،
چراکه در همان رفتن، در همان تکرارِ بیسرانجام، معنایی پنهان است.
شاید رازِ زندگی همین باشد؛
بدانی که نمیرسی،
اما هنوز با دلِ خسته و امیدی نحیف،
به سمتِ قله بروی...
هر روز،
#افسانه_سیزیف #آلبر_کامو
ما بخشی از خود را در رویاهایمان جا گذاشته ایم؛در اوهام شیرینی که هرگز به آنها بازنمیگردیم
و هیچ کس نمی پرسد به چه جُرم،
آن همه زیباییِ حک شده در خیال ما به یغما رفت.
جهان همیشه به سمتی رفت که ما را از خوب بودن پشیمان کرد؛ و به چشم خود دیدیم که چگونه با بی عدالتی سازگار است و پیش میرود .
من شریف ترین انسانها را دیدم که در رنج غوطه ور بودند.
و درد را جرعه ،جرعه سرمیکشیدند؛
با این حال...
ما نتوانستیم برخلاف شرافتمان عمل کنیم، حتی جایی که حقیقت تلخ جهان را فهمیدیم.
ما به خود وفادار ماندیم ...
وارزش و اصالت خود را حفظ کردیم
و شاید تنها داراییِ ما همین باشد
در جهانی که خیلی چیزها را از ما گرفت.
#نگار_هادی
@negar_hadi_dek
سروده ای از #محمد_محسن_خادمپور
با صدای #نگار_هادی
@negar_hadi_dek
وقتی آدمی رو وارد زندگیت میکنی که خودش هنوز ارزش خودشو نمیشناسه؛
کسی که مدام خودش رو تو موقعیتهایی گذاشته که بیشتر و بیشتر تو باتلاق فرو رفته،
کسی که حتی به خودش تعهد نداشته…
فکر نکن میتونه ارزش تو رو بفهمه
یا حتی، تو بتونی نجاتش بدی...
نه اینکه کمک نکنیا... میتونی دورادور کمکش کنی، ولی این آدم انتخاب خوبی برای رابطهی عاطفی یا حتی دوستی صمیمی نیست.
کسی که ارزش خودشو نمیدونه، توانایی اینو هم نداره که قدر تو رو بدونه.
کسی که نتونسته پای خودش وایسه و به خودش تعهد بده ، چطور میخواد به تو، متعهد باشه؟
#نگار_هادی
به وسعت تمام جهان
درون تو جهانی دگر است که هرگز ندیده ای
آنچه میبینی فقط گذرگاهی است
و آنچه از دیدنش پرهیز میکنی همان جایی است که
باید بازگردی
#نگار_هادی
به سکوت رسیده صدای فریادم...
و در عمقِ درد، چشمهایم را میبندم و به هیچ فکر میکنم.
کاش هنوز باوری زیبا در من باقی مانده بود؛
به عشق فکر میکردم، به راهی هموار و نگاهی پرشور در گذر از زندگی...
به یادِ باورهای معصومانهی گذشتهام لبخند میزنم،
و اشکی آرام از گوشهی چشمم بر گونهام میغلتد.
من نقابِ آدمها را میدیدم،
و نقشهایی را که بازی میکردند، میفهمیدم؛
اما چیزی نمیگفتم،
مبادا از زشتیِ چهرهی پنهانشان بترسند.
میدیدمشان که شرارتِ خود را پشتِ نقابِ معصومیت،
و هوسشان را پشتِ ابرازِ عشق،
و گناهشان را پشتِ مظلومنمایی پنهان میکردند.
میفهمیدم،
چون قبلا تا اعماقِ تاریکیهای خویش رفته بودم.
اما من،
دردِ خنجری را که بر جانم نشاندند را
به عشق تبدیل کردم و به آنها بازگرداندم؛
نه از بیارزشیِ خویش،
بلکه از درکِ عمیقِ زخمی که درونِ آنهاست.
نه از ضعف بلکه از فهم ...
چون میدانستم روحی که از حقارت لبریز است،
جز زخم زدن راهی نمیداند.
و من نخواستم با انتقام،
حالِ پریشانشان را پریشانتر کنم.....
#نگار_هادی
@negar_hadi_dek