30148
@Nashraasoo فرهنگ، اجتماع و نگاهی عمیقتر به مباحث امروز تماس با ما: 📩 editor@aasoo.org 🔻🔻🔻 آدرس سایت: aasoo.org اینستاگرام: instagram.com/NashrAasoo فیسبوک: fb.com/NashrAasoo توییتر: twitter.com/NashrAasoo
آیا مردم ایران به حقیقت حساسند؟
رزا محتسب
رزا محتسب عضو تحریریهی فکتنامه با توجه به تجربهی چند سال درستیسنجی رویدادهای ایران، در پاسخ به پرسش آسو، نشان میدهد که چرا گاهی مسئلهی اصلی مردم، درست یا غلط بودن یک ادعا نیست، بلکه جایگاه آن ادعا در منظومهی باورها و اهدافی است که برای خود ساختهاند.
«آیا مردم ایران نسبت به حقیقت حسّاسند؟» واقعیت این است که این سؤال بزرگی است و پاسخ قاطعی برای آن نداریم. اولین پاسخی که به ذهنم میرسد این است که فکر نمیکنم مواجههی مردم ایران با «حقیقت و واقعیت» تفاوت معناداری با مردم دیگر کشورها داشته باشد، یا لااقل اگر دارد من از آن بیخبرم. اما میتوانیم با توجه به واکنشهایی که مخاطبان به درستیسنجیهای ما نشان میدهند یک دستهبندی و توصیف کلی از این مواجهه ارائه کنیم که شاید بتواند وضعیت را روشنتر کند. تأکید به این موضوع هم ضروری است که سر و کار ما در درستیسنجی با واقعیت است و نه لزوماً با حقیقت که بیشتر جنبهی نظری و تفسیری دارد. چون درستیسنجی (فکتچک) اساساً با گزارههای قابلسنجش سروکار دارد نه با تفسیرهای فلسفی و ارزشی.
@NashrAasoo 💭
با وجود اینکه کمیسر متهم میکنددر ژانر حادثهای-هیجانی ساخته شده و ظاهرش با دنیای انتزاعی و ابزورد کرگدنها متفاوت است، اما هر دو اثر در لایههای زیرین خود به یک فاجعهی انسانی واحد میپردازند: اینکه چگونه افراد یک جامعه، استقلال فردیشان را فدای همرنگی با موجی ترسناک میکند. در نمایشنامهی یونسکو، شخصیت ژان (دوست صمیمی برانژه) به او خیانت میکند و کرگدن میشود. در فیلم کمیسر مولدووان هم شاهد شخصیتهایی هستیم که قبلاً جایگاه اجتماعی محترمی داشتند (وکیل، قاضی، افسر)، اما برای حفظ قدرت یا از روی ترس، با لژیونرها همرنگ میشوند. در مقابل، تنهاترین آدم فیلم، خودِ کمیسر مولدووان است. او دقیقاً مانند برانژه در پایان کرگدنها، آخرین فردی است که «انسان» باقی مانده و حاضر نیست رنگ عوض کند. وقتی همکارانش به او پشت میکنند یا به او فشار میآورند که با جریان روز (فاشیسم) همراه شود، او با ایستادگیاش بر «قانون» و «اخلاق فردی»، استقلال خود را حفظ میکند.
aasoo.org/fa/articles/5355
@NashrAasoo 💭
نسل زدیها چه میخواهند؟
🔸 نسل زد (Z) که در ایران به متولدین سالهای آخر دههی هفتاد و دههی هشتادی ها میگویند، نسلیست که با اینترنت و شبکههای اجتماعی بزرگ شده، بیش از هر نسل دیگری با جهان خارج در ارتباط بوده و به نظر میرسد که خواستههایی فراتر از محدودیتهای یک ساختار استبدادی دارد.
البته نسل زدیها مثل هر نسل دیگری ارزشها و نگرشهای بسیار گوناگونی دارند و نمیتوان تصویری یکدست از آنها داد. با این حال، برای شنیدن حرفهای آنها، در روزهای پیش از شروع جنگ با چند جوان نسل زد در تهران صحبت کردیم. از نوع زندگیشان، از تصویری که دیگران از این نسل دارند، از تفاوت سبک زندگیشان با زندگی نسل پیشین، از آروزها و امیدهایی که به آینده ایران دارند پرسیدیم. این قسمتی از پاسخ نیلا ۲۱ ساله است.
@NashrAasoo 💭
«انقلاب لزوماً و صرفاً نتیجهی اجتنابناپذیر بحرانهای اقتصادی نیست. بسیاری از دولتهای اقتدارگرا توانستهاند با ترکیبی از سرکوب، جیرهبندی، یارانههای گزینشی، توسل به احساسات ملیگرایانه و کنترل اطلاعات، دورههای طولانی تورم شدید را پشت سر بگذارند. امروزه یکی از پرسشهای مهم در مباحث اقتصادی این است که در این شرایط چه شکلهایی از اختلال اجتماعی محتملتر میشود و تا چه حد میتواند تشدید شود.»
aasoo.org/fa/articles/5387
@NashrAasoo 🔻
«بهرام بیضائی به گفتهی افشین هاشمی»؛ قالی طناز سخنگو
افشین هاشمی در گفتگو با شبنم طلوعی
«جالبترین چیز راجع به آقای بیضائی که در تصویر بیرونی کاملاً ناپیداست، طنّازیِ بهغایتِ ایشان است. یعنی وقتی عکسِ روی جلد کتاب زاون قوکاسیان را میبینیم با آن اخم و بعد مصاحبههای تند و بیپروایی که اصلاً هیچ تعارفی ندارد میگویی مگر ممکن است پشتِ همهی اینها یکی از بامزهترین آدمها ــ آره، بگذار بگویم بامزه! چرا بیخودی کلماتِ ادبیِ طناز و مفرّح و اینها به کار ببرم؟ نه؟ رسماً بامزه ــ وجود دارد؛ که به نظر من از هوشی سرشار میآید. خود طنز از کجا میآید؟ از کات زدن دو لحظه به هم که لزوماً بههم مرتبط نیستند ولی در یک چیدمان جدید، غریب بودنشان خنده میآفریند.»
@NashrAasoo 💭
نسل زدیها چه میخواهند؟
🔸 نسل زد (Z) که در ایران به متولدین سالهای آخر دههی هفتاد و دههی هشتادی ها میگویند، نسلیست که با اینترنت و شبکههای اجتماعی بزرگ شده، بیش از هر نسل دیگری با جهان خارج در ارتباط بوده و به نظر میرسد که خواستههایی فراتر از محدودیتهای یک ساختار استبدادی دارد.
البته نسل زدیها مثل هر نسل دیگری ارزشها و نگرشهای بسیار گوناگونی دارند و نمیتوان تصویری یکدست از آنها داد. با این حال، برای شنیدن حرفهای آنها، در روزهای پیش از شروع جنگ با چند جوان نسل زد در تهران صحبت کردیم. از نوع زندگیشان، از تصویری که دیگران از این نسل دارند، از تفاوت سبک زندگیشان با زندگی نسل پیشین، از آروزها و امیدهایی که به آینده ایران دارند پرسیدیم. این قسمتی از پاسخ امیر ۲۴ ساله است.
@NashrAasoo 💭
دو کار داستانی با حدود سی سال فاصله، فیلم «اجارهنشینها»ی داریوش مهرجویی و داستان کوتاه «سراسر حادثه»ی بهرام صادقی جهانی مشابه را تصویر میکنند که بازتاب شکست است.
aasoo.org/fa/articles/5385
@NashrAasoo 💭
ادگار مورن، اندیشهی درهمتنیدگی و امید در دل عدم قطعیت
سعید پیوندی
من ادگار مورن را از نزدیک در زمان یک کار مشترک میدانی در سال ۲۰۰۰ شناختم. در آن سال مورن به دعوت وزیر آموزش و پرورش وقت فرانسه (کلود الگر) قرار بود رهیافت میانرشتهای، مهارتهای روششناختیِ کلیدی و اصلاح شیوهی تفکر را وارد برنامهی درسی کند. کار میدانی جامعهشناختیِ مشترک یک گروه ۳۵ نفره بر روی دو میلیون جوان با پرسشی دربارهی دانش و یادگیری آغاز شد. بحث بر سر این بود که چگونه باید از یادگیری دروسِ جدا از هم به سوی برنامهی درسیای رفت که در آن علوم در ارتباط با یکدیگر و پدیدههای اجتماعی و طبیعی آموخته شوند و پرسش، تردید و ابهام بخشی از فرایند یادگیری باشد. این پروژهی به دلیل مخالفت سندیکاهای معلمان شکست خورد اما من از آن تجربه و کار مشترکِ پربار چیزهای زیادی از جمله در روششناسی کار میدانی یا پژوهش نظری آموختم. شبی که از کنفرانس لیون با قطار به پاریس برمیگشتیم در جمع کوچک ما بحث بر سر چرایی ناکام ماندن نسبی این پروژه بود. او مفهوم «بازخورد» و واکنش و اهمیت ادغام آن در پروژهای که هدفش بهبود جامعه است را مطرح کرد.
@NashrAasoo 💭
عشقورزی و رهایی از دیکتاتوریِ تصویر در اندیشهی ماکس فریش
فرشته قادری
ما، بدون عشقورزی به خود و دیگران، حتی در لحظات معنادار سختی، خودمان و آنها را در تصاویری ثابت محبوس میسازیم. و رهایی واقعی از همین نقطه آغاز میشود: آنجا که تصمیم میگیریم که امکانهای متفاوت دیگران را به رسمیت بشناسیم و خود نیز، از بند تصاویری که دیگران از ما برساختهاند رها شویم. به باور فریش، هر نظر ثابتی که توسط دوستان، والدین یا معلمانمان بیان میشود، مانند یک اوراکل یا پیشگوی باستانی بر سرنوشت بسیاری از ما سایه میافکند. آزادی ما، رهایی ما از این قبیل اوراکلها است. داستان مادرِ فریش، بهخوبی بیانگر این نوع رهایی است: معلم مادرش در کودکی به او گفته بود که هرگز بافندگی را یاد نخواهد گرفت. در مقابل، مادرش کوشید تا این تصویر را در هم شکند؛ او در نهایت، به بافندهای زبردست بدل گردید. فریش در دفتر خاطرات خود به طنز مینویسد: «به خاطر تمام جورابها، کلاهها، دستکشها و پلیورهایی که بعدها پوشیدم، مدیون آن پیشگویی آزاردهنده هستم!»
@NashrAasoo 💭
در آستین مرقع تجریش چه میگذرد؟ چند برش پراکنده از هشتاد شب دورهمی حامیان حکومت
یادداشت از تهران
«شب از نیمه گذشته اما هنوز عدهای اینطرف و آنطرف جمعاند، روضهخوانی تمام شده و مجری دارد از مهمانهای شبهای آینده میگوید، از حضور مداح مشهور خبر میدهد و از تجمعکنندگان میخواهد شبهای آینده هم همینجا باشند.
پیادهرو، خیابان، و چمنهای گوشهوکنار پر است از پرچمهای کاغذی کوچک، لیوانهای یکبار مصرف و کاسههای آش و تکههای نان باگت. کارگرهای لباس نارنجی با وانت از راه میرسند، بیشترشان جوانند. لای پرچمها و زنهایی با چادرهای سیاه در تابلوی نقاشی رنگ روغن هم یکی از این رفتگرهای لباس نارنجی را تصویر کردهاند، اما نه با جاروی رفتگری که با پرچم. رفتگر احتمالاً تنها عنصر این نقاشی است که روزهای میدان هم همراه با باقی شهروندها به چشم میآید، در قاب نقاشی هیچ کدام از عناصری که تجریش را چشموچراغ تهران و شمیران کردهاند، حضور ندارد. تجریش روز اینجا غایب است.»
@NashrAasoo 💭
مهسا این روزها با بیکاری دست و پنجه نرم میکند، بیشتر از خودش نگران اینترنت نداشتن آروین، پسر ۱۳ سالهاش است. او میگوید: «اینترنت برای بچههای همنسل پسرم مثل هواست. وقتی اینترنت را از آنها بگیری مثل این است که بگویی نفس نکش! آنها حتی بازیهایشان را هم آنلاین انجام میدهند.»
aasoo.org/fa/articles/5382
@NashrAasoo 🔻
جستجوی نانِ خشک در حوالی میرداماد
یادداشتی از تهران
«فکرش را بکنید نمیدانید کدام خانه در اطراف شما زامبی دارد که آدمفضاییهایی که هیچ درکی از زندگی شما روی زمین ندارند، میخواهند آنها را به هر قیمتی از بین ببرند. حالا شما نگرانید نکند همسایهی بغلی ما هم زامبی است و قرار است به خاطر او ما هم کشته شویم. بعد این وسط زامبیهای فعالشده هم هر شب در خیابانها جولان بدهند... و این البته دیگر داستان تخیلی-ترسناک نیست، واقعیت زندگی امروز ماست. »
@NashrAasoo 💭
بخشی از سخنرانی عباس امانت دربارهی نوروز و گاهشماری خورشیدی در جلسهای که روز جمعه ۱۷ آوریل با همکاری آسو و گالری آب انبار برای رونمایی کتاب او در لندن برگزار شد. کتاب گاهشماری خورشیدی و پایداری نوروز در هویت فرهنگی ایران اخیرا توسط انتشارات آسمانا منتشر شده است.
در یوتیوب آسو ببینید.
@NashrAasoo 💭
بیژن بیضایی:
محیط خانوادگی ما حال و هوایی فرهنگی داشت. چشم ما با کتاب به روی دنیا باز شد؛ کتابخانهی پدرمان و رنگ جلد این کتابها را به یاد دارم ــ چه میخواندیم؟ کدام کتاب؟ در کودکی و پیش از دورهی دبستان، ما کتابها را با رنگشان تشخیص میدادیم. هنگامی که بزرگتر شدیم، با ادبیات، زبان، شعر و ادب و تاریخ آشنا شدیم.
ما چهار خواهر و برادر بودیم. بهیندخت، که اوّلزاد بود، و بهرام فقط یک سال فاصلهی سنی با ایشان داشت. من چهار سال از بهرام کوچکترم، و بدیعالله نیز هشت سال پس از من به دنیا آمد. او متأسفانه در سال ۲۰۱۵ در شصتوپنجسالگی از دنیا رفت. در دانشِ جغرافیای جهان و در ایرانگَردی از همهی فامیل سَر بود.
بهرام و بهیندخت همیشه همهجا با هم میرفتند. برای مثال، در «دبستان خسرو خاور» هر دو در یک کلاس بودند. بهرام همیشه از طرف همشیرهاَش حمایت میشد؛ هر وقت کسی در مدرسه او را اذیت میکرد، بهین بود که از بهرام دفاع میکرد. بهرام و بهین با هم به کلاسهای هفتگی «درس اخلاق» بهائی هم میرفتند.
یک کتاب: «بحث سیاسی در عصر دودستگی»
🎙 عرفان ثابتی ــ سپهر عاطفی
«برای مواجههی مدنی با اختلاف نظر، بهویژه در عرصهی سیاست، پیش از هر چیز باید بپذیریم که همهی عقاید درست، معقول و قابل دفاع منحصر به کسانی نیست که به جناح یا طیف سیاسیِ ما تعلق دارند. به همین ترتیب، باید اذعان کنیم که افرادی با گرایشهای سیاسیِ متفاوت نیز ممکن است نظراتی سنجیده، موجه و قابل دفاع داشته باشند.»
در این قسمت از پادکست «یک کتاب» در گفتوگو با عرفان ثابتی، پژوهشگر علوم اجتماعی، به معرفی کتاب بحث سیاسی در عصر دودستگی، نوشتهی اسکات اف. آیکین و رابرت بی. تالیس، میپردازیم.
▪️پادکستها و نسخهی شنیداری مقالات ما را در وبسایت آسو و همچنین در شبکههای اجتماعی و اپهای پادخوان با شناسهی NashrAasoo بشنوید.
[Castbox] [Google] [Spotify] [Apple]
@NashrAasoo 🎧
«در روزگار بحران، جنگ، اعتراض و قطبیشدن جامعه، پرسش از نسبت مردم با حقیقت اهمیت بیشتری پیدا میکند. آیا انسانها در چنین شرایطی بیش از گذشته به دنبال واقعیت میروند یا برعکس، آنچه را که با باورها و هویتشان سازگار است ترجیح میدهند؟ چرا گاهی ارائهی شواهد و دادههای مستند نه تنها باعث تغییر نظر مخاطب نمیشود، بلکه خشم و واکنش منفی او را برمیانگیزد؟»
aasoo.org/fa/articles/5394
@NashrAasoo 🔻
قیمت نان شب، ناامیدی از فردای کار
فرهاد ثابتان
✍️ تجربهی تاریخی نشان میدهد که هرگاه تورم (بهویژه تورم پایدار در قیمت کالاهای ضروری) و بیکاری همزمان رخ میدهد، پیامد آن نه فقط دشواریِ معیشتی بلکه رکود تورمی است: اقتصادی که در آن قیمتها افزایشی تصاعدی دارد، در حالیکه فرصتهای شغلی از میان میرود و تولید کاهش مییابد. چنین ترکیبی یکی از خطرناکترین وضعیتهای سیاسی برای حکومت هر کشوری است. درک این فرایند و اینکه تا چه اندازه میتواند به وضعیت اجتماعی ایران آسیب برساند، برای ترسیم مسیر آیندهی کشور ضروری است.
aasoo.org/fa/articles/5387
@NashrAasoo 💭
قیمت نان شب، ناامیدی از فردای کار
فرهاد ثابتان
✍ در بهار ۱۴۰۵، هر خانوار تهرانیای که برای خرید مایحتاج هفتگی به بازار میرود، با قیمتهایی روبهرو میشود که بیش از دو برابر سال پیش است. روغن، برنج، مرغ، نان. قیمت این کالاهای اساسی که بخش اصلیِ بودجهی خانوار را تشکیل میدهد دچار جهشی بیسابقه شده، در حالی که دستمزدها کموبیش راکد مانده و ریال نزدیک به نیمی از ارزش خود را در برابر دلار از دست داده است. برای میلیونها خانوار ایرانی، این تجربهای است روزمره: مواجهشدن با این واقعیت که درآمد ناچیزشان برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی کافی نیست.
✍ تورم در حالت عادی آسیبهای فراوانی دارد؛ اما تورم بالا و مزمن، بهویژه وقتی قیمت مواد غذایی، سوخت، اجاره و دارو را بالا میبرد، ماهیتی متفاوت پیدا میکند: رنج اقتصادی به خشم سیاسی تبدیل میشود. این فرایند از کاهش قدرت خرید آغاز میشود. وقتی قیمتها سریعتر از دستمزدها و مستمریها افزایش مییابد، خانوارها سقوط مستقیم و مداوم سطح زندگی خود را تجربه میکنند. اما این فرسایش به شکل یکسانی توزیع نمیشود. خانوارهای ثروتمندتر و افرادی که از ارتباطات سیاسی برخوردارند، میتوانند پسانداز خود را به دلار، طلا، مسکن یا داراییهای خارجی تبدیل کنند و مانع از کاهش امکانات مالیِ خود شوند. اما اکثریت بزرگی از مردم عادی ــ آموزگاران، پرستاران، کارگران، کارمندان دولت، بازنشستگان و کسانی که به حقوق ثابت یا مستمری وابستهاند ــ چنین امکانی ندارند. در واقع، تورم مثل نوعی مالیاتِ تنازلی عمل میکند و بارِ خود را بر دوش آسیبپذیرترین افراد میاندازد؛ به عبارت دیگر، کسانی که درآمد کمتری دارند مالیات بیشتری میپردازند. این مالیاتِ پنهانی برای طبقهی متوسط و فقیر نوعی تجربهی ملموس بیعدالتی و ناامنی اجتماعی است زیرا صاحبان مال و مکنت از آن مصوناند.
✍ در ایران امروز، افزایش هزینهی کالاهای اساسی و گسترش بیکاری صرفاً نوعی فشار اقتصادی نیست بلکه نشانهی شکافی است میان فشارهای تحمیلی به خانوارها و تواناییِ نهادهای سیاسی برای پاسخگویی مؤثر به آن. اینکه این بحران به بیثباتی اجتماعیِ بلندمدت بینجامد یا بهتدریج مهار شود، به عوامل مختلفی بستگی دارد که مهمترینشان سیاستهای آیندهی حکومت ایران، دولتهای غربی و نهادهای بینالمللی است. آنچه اکنون بهوضوح دیده میشود، وضعیتِ بحرانیِ نابسامانی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است، وضعیتی که بیاعتنایی به آن پیامدهایی فراتر از قیمت نان خواهد داشت.
@NashrAasoo 💭
نقشِ یک اجبار بر شانههای کوه، نگاهی به مجموعه کولبرانِ ناصر قاضیزاده
🎥 زانیار عمرانی
کولبران در آثار ناصر قاضیزاده تنها کارگرانی در مرزهای جغرافیایی نیستند، بلکه نماد انسانهاییاند که در مرزهای بقا حرکت میکنند، میان زندگی و مرگ، میان امید و ناامیدی. بدنهای خمیده، مسیرهای صعبالعبور و بارهای سنگین، در نقاشیهای او به زبان بصریِ رنجی تاریخی و تکرارشونده بدل میشوند.
ناصر قاضیزاده، متولد ۱۹۴۶ در سقزِ کردستان، از کودکی، با الهام از سنتهای حماسی کهن، به نقاشی روی آورد و خیلی زود جهان خود را از خلال تصویر و روایت شکل داد. تحصیل در دانشکدهی هنرهای زیبا در تهران و سپس مهاجرت به پاریس پس از انقلاب، نقطهی عطفی در شکلگیری نگاه هنری او بود، جایی که به گفتهی خودش، در مواجهه با هنر اروپا و تجربهی زیستهی تبعید، زبان بصریاش دگرگون شد.
@NashrAasoo 💭
«افشین هاشمی نویسنده، بازیگر و کارگردان، چهرهی آشنای سینما و تئاتر ایران است و در چندین کار بهرام بیضائی چه در ایران و چه در آمریکا به عنوان بازیگر و دستیار کارگردان حضور داشته است. آنچه میخوانید چکیدهی گفتگوی شبنم طلوعی است با افشین هاشمی در مورد سالیانِ همکاری او با بهرام بیضائی تا لحظهی درگذشت استاد.»
aasoo.org/fa/podcast/5388
@NashrAasoo 🔻
بازتاب شکست در «اجارهنشینها»ی داریوش مهرجویی و «سراسر حادثه»ی بهرام صادقی 🔻
✍️ شباهت فیلم «اجارهنشینها»ی داریوش مهرجویی (۱۳۶۵) با داستان کوتاه «سراسر حادثه»ی بهرام صادقی (۱۳۳۸) از همان نگاه اول آشکار است: مکانهایی مشابه، شخصیتهایی نزدیک به هم، همسرنوشتی ساکنان خانهها، و پیرنگهایی که در نقطههای مهمی با یکدیگر همپوشانی دارند. این شباهتها خواننده را وسوسه میکند که، شتابزده، «اجارهنشینها» را اقتباسی مستقیم از «سراسر حادثه» بداند.
✍️ «اجارهنشینها» یکی از آثار شاخص سینمای اجتماعی ایران در دههی ۱۳۶۰ است. فیلم با ساختار یک کمدی موقعیت، داستان ساکنان یک ساختمان بساز و بفروشی را روایت میکند که درگیر اختلافهای بیپایان بر سر تعمیر و مدیریت آن میشوند. در ظاهر کمدی جمعی است، اما در عمق، نقدی است به ناکارآمدی روابط اجتماعی، بحران همکاری جمعی، و فرسایش اعتماد میان آدمها. اهمیت فیلم در تاریخ سینمای ایران از آنروست که در قالب طنز، تصویری تمثیلی از جامعهای ارائه میدهد که در آن تصمیمگیری جمعی همواره به شکست میانجامد و نظم اجتماعی مدام در آستانهی فروپاشی است.
«سراسر حادثه» یکی از نمونههای مهم ادبیات مدرن فارسی در دههی سی و چهل شمسی است که جهان روایتش بر پایهی نوعی آشفتگی مداوم و بیثباتی ادراکی شکل میگیرد. صادقی مرز روشنی میان واقعیت، سوءتفاهم، و اضطراب روانی نمیکشد و شخصیتها را در فضایی قرار میدهد که در آن حادثه نه رخدادی استثنائی، بلکه وضعیت دائمی زندگی است.
@NashrAasoo 💭
مرجان ساتراپی، نویسنده و کارگردان نامآشنای ایرانی که بیشتر با داستانهای مصور «پرسپولیس» معروف است، امروز در ۵۶ سالگی درگذشت.
این ویدئو گزارشی از کتاب مصوّر «زن، زندگی، آزادی» است که به کوشش مرجان ساتراپی منتشر شده بود.
نسخهی رایگان کتاب را از اینجا دانلود کنید.
aasoo.org/fa/multimedia/videos/4547
@NashrAasoo 💭
«ادگار مورن اندیشمند سرشناس فرانسوی در سن ۱۰۴ سالگی درگذشت. او به بشریتی میاندیشید که ساکنان یک سیارهاند، آیندهی مشترکی دارند و باید «جامعهی سرنوشت مشترک زمینی» را بسازند. نظر مورن دربارهی بشر و آیندهی بشریت را میتوان ترکیبی از نگرانی و امید دانست. او فراتر از خوشبینی یا بدبینی افراطی معتقد بود آینده باز و نامطمئن است و به انتخابهای انسانها بستگی دارد. مورن از نوعی «انسانگرایی سیارهای» دفاع میکرد که در آن هم تنوع فرهنگی و بومی باید حفظ شود و هم همبستگی جهانی تقویت گردد.»
aasoo.org/fa/articles/5386
@NashrAasoo 🔻
«سوئیس در جنگ جهانی، تصویری بیعیبونقص از بیطرفی و ثبات را به دنیا ساطع میکرد. تصویری که سوئیس را در گذشتهاش منجمد و محبوس میساخت. ماکس فریش، نویسندهی سوئیسی این تصویر ملی را بازتابی از انفعال و گریز از مسئولیت و موضعگیری میدانست. او جدایی فرهنگ و سیاست را محکوم میکرد و در ۱۹۴۸ در دفتر خاطرات خود نوشت: «هر که به سیاست نپردازد، پیشاپیش، طرفِ همان سمت و سوی سیاسی را میگیرد که میخواهد از آن اجتناب کند: او به حزب حاکم خدمت میکند.»
aasoo.org/fa/articles/5358
@NashrAasoo 🔻
زندگیِ روزمره بدون اینترنت
سحر کرامت
نازنین معلم زبان است و حالا پانزده سالی میشود که آنلاین تدریس میکند. شاگردانش هم داخل و هم خارج ایرانند و چون در فضای آنلاین تدریس میکرد برایش مهم نبود که از کدام کشور میخواهند شاگرد او باشند. اما در یک سال گذشته، او روزهای بسیاری را دور از شاگردانش، بدون درآمد گذرانده. نازنین میگوید چون موافق اپلیکیشنهای داخلی نبوده و نیست در دوران قطعی اینترنت در جنگ ۱۲ دوره و پس از اتفاقات دی ماه، آنقدر صبر کرده تا بالاخره اینترنت وصل شده و به روال کاریاش برگشته است: «اما این دوره با همهی دورههای قبلی که دیدیم فرق دارد. هیچکس باور نمیکرد اینها بتوانند این همه وقت اینترنت را به روی ما ببندند.»
@NashrAasoo 💭
آن سوی چهره؛ نگاهی به آثار باسم دحدوح
نهال تابش
«در نقاشیهای باسم دحدوح، بدن انسانی نه بازنمایی واقعیت، بلکه صحنهی رویارویی با تراژدی، آشوب و خشم فروخورده است. این هنرمند سوریهای در مرز میان بیان و حذف، معنا و ابهام، تلاش میکند تجربههای عاطفیِ متضاد را با زبانی بصری بیان کند؛ زبانی که ریشه در بیعدالتی، جنگ، پریشانی و رؤیای مقاومت دارد.»
@NashrAasoo 💭
«گفته بود میخواهد زیرساختها را نابود کند. از جمله نیروگاههای برق را بزند، یعنی بمبباران کند. پیش از شروع جنگ گفته بودند ملزوماتی را تهیه کنیم و بگذاریم خانه. همه را تهیه کرده بودم. در خانهی مادرم بودم. روزی که شبش بنا بود نیروگاهها بمباران شوند، حوالی دو بعدازظهر دوستدخترم که به شهر خودشان و پیش خانواده برگشته بود از من پرسید نان خشک گرفتید؟ و من یادم افتاد از اجاق گاز کوچک کمپی تا چراغ قوه و بستههای آب معدنی، کنسرو لوبیا ... را گرفته بودم ولی نان خشک یادم رفته بود. نان خشک در منطقهی ما، حوالی میرداماد-میدان نجمآبادی-خیابان شمس تبریزی، دیگر گیر نمیآمد. و تهیهی نان خشک به مأموریتی یکروزه تبدیل شد. »
aasoo.org/fa/articles/5381
@NashrAasoo 🔻
حقیقت و مرد دانا: بهرام بیضائی از نگاه برادرش
بیژن بیضائی در گفتگو شبنم طلوعی
▪️پادکستها و نسخهی شنیداری مقالات ما را در وبسایت آسو و همچنین در شبکههای اجتماعی و اپهای پادخوان با شناسهی NashrAasoo بشنوید.
[Castbox] [Google] [Spotify] [Apple]
@NashrAasoo 🎧
✍️ هرکدام از ما پیشداوریها و گرایشهای فکری خاصی داریم که بر تصمیمها و قضاوتهای ما اثر میگذارند. آگاهی از این گرایشها کمک میکند که محتاطتر فکر کنیم. گاهی مفید است که از حصار باورهای خودمان بیرون بیاییم، و عمدا نظرات کسانی را بشنویم که با ما مخالفاند. شنیدن این نظرات میتواند تصویر کاملتری از واقعیت به ما بدهد. مهم این است که ذهنمان باز باشد، و اگر شواهد موثقی خلاف نظرمان دیدیم، حاضر باشیم نظرمان را اصلاح کنیم.
طرحها از کیوان مهجور
@NashrAasoo 💭
یک کتاب: «بحث سیاسی در عصر دودستگی»
عرفان ثابتی ــ سپهر عاطفی
✍ اختلاف عمیق به خودیِ خود مسئلهی مهمی محسوب میشود اما وجودش نشانهی نوعی سلامت در ساختار سیاسیِ جامعه است. این موضوع چندان عجیب نیست. در سایهی آزادیهای فکریای که دموکراسی برای شهروندان به ارمغان میآورد، انتظار میرود که شاهد تکثیر دیدگاههای متنوع باشیم. تداوم اختلافات در سطوح مختلف محصول فرعیِ عملکرد صحیح یک نظام دموکراتیک است.
✍ جامعهای عاری از اختلافات عمیق، تنها در سایهی کنترل شدید اجتماعی و فکری قابل دوام است. جوامع فاقد تنوع فکری به احتمال زیاد محصول سرکوب آزادی هستند و اصل برابریِ سیاسی را زیر پا میگذارند. بنابراین، باید بر جنبهی مثبت اختلافاتِ عمیق تأکید کرد: چنین اختلافاتی مؤید این حقیقت است که در آن جامعه از آزادیهای فکریِ شهروندانی که از نظر سیاسی برابر شمرده میشوند، حفاظت میشود.
✍ باید از خود بپرسیم: آخرین باری که نظرمان را تغییر دادیم چه زمانی بود و چطور چنین اتفاقی رخ داد؟ آیا آن تغییر حاصل گفتوگویی جدی و صادقانه نبود؟ نظرمان اغلب وقتی تغییر میکند که با استدلالهایی مواجه شویم که نتوانیم به راحتی آن را رد کنیم، نه زمانی که طرف مقابل را تحقیر یا ساکت کنیم. اگر گفتوگو به جدل، تمسخر یا طرد بینجامد، احتمال تغییر و رشد فکری به حداقل میرسد.
@NashrAasoo 💭