358
تنها صداست که می ماند ادمین(تلگرام): t.me/FaribaAttarian اینستاگرام: https://instagram.com/fariba.attarian.sani لینک کانال: t.me/naghmehayefaribaei خوانش شعر، متون ادبی، کتب صوتی، میکس و تدوین پذیرفته می شود. هماهنگی: t.me/Mohammadian2
۷ علامتی که اکثر مردم نمیدانند از کمآبی بدن است!
🔸بدن شما قبل از تشنه شدن، این هشدارها را ارسال میکند.
@naghmehayefaribaei
لذت لب در قشنگے نیست در خندیدن است
چشم را آنڪس ڪه داد از بهر زیبا دیدن است
*♥️*
شیر باشے باز هم یک جاے ڪارت لَنگ هست
چرخ این دنیا گهے بر عڪس در چرخیدن است
*♥️*
خصلتِ دریاچه آبے بودن و دل پاڪے است
خصلتِ مرداب دائم در لجن گندیدن است
*♥️*
گرچه ماه آسمان ڪارش فقط ولگردے است
ڪار خورشید جهان بر زندگے تابیدن است
*♥️*
گر چه عاشق، آرزویش دیدن معشوقه هاست
بولهوس ذاتش لبے را در هوس بوسیدن است
*♥️*
مسلک پاییز در ویرانے و افسونگرے ست
گرچه پیغام بهار از بودن و روییدن است
*♥️*
من ڪه با شعرم همیشه در خودم زندانے ام
آرزویم به همین شعر و غزل بالیدن است
*❥❥✶••┄*
@naghmehayefaribaei
🔴❤️چیزهای زیادی «بر سر» ما میآید اما
چیزهای کمی «از دست» ما برمیآید
•
انتخاب در این دوراهی است:
مرثیهخوان باشیم برای «برسرآمدهها»
یا متوجه باشیم به «از دست برآمدنیها»
•
از دستم برمیآید که
لقمهها را آرامآرام بجوم
ارزان و بیبهانه لبخند بزنم
خیالم را بفرستم خیلی دور
بپرسم حالِ رفاقتِ خاکگرفتهای را
داروهایم را به وقت و امیدوار بخورم
از دستم برمیآید که... دیگر چه برمیآید؟
✍حسام_ایپکچی
☘🌸@naghmehayefaribaei
*زندگی دیگر سخت نیست؛*
*زندگی حالا به هیولایی بدل شده که هر صبح با دهان باز بالای سرمان ایستاده است.*
*دیگر از آینده نمیترسیم؛*
*از امروز میترسیم.*
*از صدای عجیب یخچال میترسیم..*
*از خراب شدن گاز..*
*از روشن شدن چراغ چک ماشین..*
*از رفتن به مطب دکتر..*
*از نسخهای که میدانیم توان خریدنش را نداریم..*
*از دعوت شدن به یک عروسی،*
*مهمانی دادن و یا مهمانی رفتن و حتی برای خرید هدیه برای عزیزان خود شرم داریم*
*و حتی از عیادت رفتن، زیرا خرج دارد و در کل، شرم هدیه نبردن از خودِ دعوت نشدن سنگینتر است.*
*از گوشت میترسیم.*
*از مرغ میترسیم.*
*از میوه میترسیم.*
*از هر چیزی که روزگاری جزو بدیهیات زندگی بود و امروز به کالایی لوکس تبدیل شده است.*
*از کتابفروشی میترسیم؛*
*کتاب شده کالایی اشرافی برای ثروتمندان. برای بیدردان*
*از سینما میترسیم.*
*از سفر میترسیم.*
*از کافه رفتن میترسیم.*
*حتی از خوشحال شدن میترسیم، چون قیمت دارد .*
*ترس، دیگر احساس نیست؛*
*"شیوهی زندگی ماست."*
*ما مردمی بودیم که سفرههایمان برای مهمان باز بود.*
*نان را نصف میکردیم و دل را دو برابر..*
*اما امروز اگر کسی در بزند، قبل از آن که به رویش لبخند بزنیم، حساب بانکیمان را مرور میکنیم.*
*دلمان میخواهد مهماننواز باشیم،*
*اما جیب خالی، اخلاق را هم گروگان میگیرد.*
*اگر کوروش از دل تاریخ بازگردد و از حال فرزندانش بپرسد، باید سر پایین بیندازیم و بگوییم :*
*ببخش ما را.*
*نه آن که نان نداریم ببخشیم، نه!*
*"که دیگر توان حفظ کرامت خودمان را هم نداریم."*
*کار به جایی رسیده که مرگ هم آرامش نیست.*
*زنده خرج دارد،*
*مرده خرج دارد.*
*کفن قیمت دارد.*
*سنگ قبر قیمت دارد.*
*خاکسپاری قیمت دارد.*
*آدم گاهی از خودش خجالت میکشد که چرا هنوز زنده است و هزینه تولید میکند.*
*مریض که میشویم، به جای امید به درمان، حساب دخل و خرج بازماندگان را میکنیم.*
*بیماری فقط بدن را از پا نمیاندازد؛*
*تمام خانواده را به احتضار میکشاند.*
*"جوانانمان را نگاه کنید."*
*انبوهی از نیرو،*
*انبوهی از استعداد،*
*انبوهی از آرزو...*
*اما پشت درهای بستهی بیکاری و بی آیندگی پیر میشوند..*
*چه بسیار مغزهایی که باید کارخانه و دانشگاه و پژوهشگاه را میساختند،*
*اما امروز در چهارراهها دود میشوند،*
*در قهوهخانهها خاک میخورند،*
*یا در رؤیای مهاجرت فرسوده میشوند.*
*و ما والدین آنها،*
*هر روز با شرمندگی به چشمان فرزندانمان نگاه میکنیم.*
*چون شرمندگی،*
*مالیات نانوشتهی فقر است.*
*من خودم استاد بقا شدهام.*
*آنقدر با نداری جنگیدهام که اگر دانشگاهی برای تحمل فقر وجود داشت، کرسی استادی اش را به من میدادند.*
*سفره را کوچک کردهام،*
*خواستهها را حذف کردهام،*
*آرزوها را قسطبندی کردهام،*
*و کرامت را وصله زدهام.*
*اما هنوز*
*گاهگاهی کتابی میخرم..*
*گاهی در کافهای، گوشهای مینشینم..*
*یک بستنی یا تکهای کیک سفارش میدهم و آرام آرام میخورم.*
*نه برای شکم،*
*برای یادآوری.*
*برای این که فراموش نکنم هنوز انسانم.*
*برای این که یادم بماند زندگی فقط زنده ماندن نیست..*
*اما تو، ای ترس لعنتی..*
*تو دیگر مهمان ِ خانهی من نیستی..*
*تو در خونم خانه کردهای.*
*در استخوانم ریشه دواندهای.*
*در جیبم جا خوش کردهای.*
*شب با من میخوابی،*
*صبح با من بیدار میشوی،*
*و هر روز در گوشم زمزمه میکنی :*
*«مواظب باش...*
*این بار نوبت آخرین چیز باقیماندهی زندگیات است.»*
دکتر احمدپناه
مدیر مجلهی دانش
@naghmehayefaribaei
اگر نتوانی به یک زن احترام بگذاری،
نمیتوانی به هیچکس دیگری احترام بگذاری.
زیرا شما از طریق زنان آمده اید.
زنی که نُه ماه در بطنش بوده ای
و سالها مراقب و عاشق تو بوده است.
تو نمیتوانی بدون یک زن زندگی کنی.
او مایه تسلی توست.
گرمای توست ...
زندگی بسیار ریاضی وار است،
زن برکت و شعر زندگی ات میشود.
مردی که اینها را در یک زن نبیند،
به جای قلب، سنگ در سینه دارد.
🍃@naghmehayefaribaei
در عوض همه نداشته هایمان
گاهی عزیزانی داریم که
به یک دنیا نداشتن بعضی
چیزهای دیگر می ارزد
خودشان، رفاقتشان،
مرامشان، وجودشان...
با خدا ببند،فقط اون میتونه
تو رو از فرش به عرش برسونه...
#شب_خوش...
@naghmehayefaribaei🦋
┄┅✿░⃟
شبی یک سرگذشت : امشب
سرگذشت نابغه موسیقی باربد (فهلبذ)
موسیقی درعهد ساسانی بمراحل عمده ای ازترقی وتکامل نائل شدوبنابرانچه ازتحقیقات مختلف ، معلوم میشودازجمله کامل ترین موسیقی های جهان بوده است دراین دوره موسیقی دانان دردربار پادشاهان ساسانی ازارج وقرب خاصی برخورداربوده اندبخصوص اوج این هنر درزمان خسروپرویز بوده است ازجمله میتوان به موسیقی دانان بزرگی مثل باربد ، رامتین ، نکیسا ، سرکیس(سرکب ) بامشاداشاره کرد .
ازالحان موسیقی عهدساسانی هم مورخین قرن اول ودوم هجری ودر کتب عربی وفارسی نام برده اند مانند راه های خسروانی که ازچند دستگاه کامل ترتیب یافته وگوشه های دیگری ازقبیل سوگ سیاوش ، گنج بادآورده ، گنج شایگان ، نوروزبزرگ ، جامه دران ، سروستاه سبزدرسبزه ، سبزه بهار ، تخت طاقدیس. وعددانهابطوری که نقل میکنندازعدد روزهای سال بیشتر است. موسیقی عهدساسانی والات آن دوره خلفای اموی به بعد به وسیله موسیقی دانان ایرانی نخست درمیان تازیان وسپس درتمامی ملل مسلمان نفوذ آشکاری پیداکرد وازمهم ترین کسانیکه دراین راه سهم بسزایی داشتند میتوان به نشیط فارسی ، ابراهیم ارگانی ، معروف به (موصلی)وبرادرش اسحاق ارگانی و زریاب نام برد ، حال بدنیست داستانی ازشگفتی موسیقی ایرانی بشنویم : درتاریخ آمده است خسرو پرویز اسبی نمونه ای داشت بنام شبدیزکه اورابشدت دوست داشت این اسب مریض میشودشاه که بشدت به این اسب علاقمند بوده به میراخور میگویداین اسب رادرمان کنید اگرکسی خبرمرگ این اسب رابمن بده اورابقتل میرسانم ازقضااسب میمیرد میرآخرکه ازجان ترسیده دست بدامان باربد میشودباربداهنگ محزونی میسازد وشبنگاه که جهت موسیقی به حضورپذیرفته میشود شروع به نواختن میکند شدت ضرب آهنگ بقدری گویاست که خسروپرویز ازجامیپردوباشگفتی میگوید شبدیزمرد؟ باربدمیگویدشاهنشاه خود فرمودندشبدیزمرد ، راه یافتن باربدبه دربار خودداستانی دیگر دارد ، سرکیس که مقام اول راازنظرموسیقی دردرباردارد اجازه نمیداد کس دیگری دردربار خودنمائی کند باربد توسط آشنایی که پیداکرده بودبطورمخفیانه دربزم خسرو درباغی خود را پنهان ودر یک فرصت آهنگ سبزدرسبزرامی نوازد هیجان شنیدن این آهنگ خسروپرویزرا ازخود بیخودنموده درصدد پرسش برمیآید وبدینسان باربد به دربار راه پیدا میکند شدت علاقه باربدبه خسرو انقدر زیاد بوده که میگویند پس ازمرگ شاه انگشتانش راقطع میکندکه دیگربرای کسی ننوازد ، فارابی درکتاب موسیقی کبیر تولد اورا شهر ری ومعتقد استکه خطوط موسیقی باربدازخدای نامه (خوزای نامک)گرفته امروزه باتوجه به تحقیق هایی که انجام شده بیشتر میگوینداودر جهرم بدنیاآمده است. سرانجام این نابغه موسیقی درتاریخ ۶۲۸میلادی درتیسفون ازدنیامیرود.
کاظم مزینانی تاجستاری دیگربدرود.
ماخذ:برهان قاطع
فارابی موسیقی کبیر
@naghmehayefaribaei
آدمی که پِـدر بالا سرش هست
محتاج هیچ بنی بشری نمیشه
قدر پدرت رو بدون...🦋
گر جهان پر شود از خوبیها
به خدا خوبتر از پدر و مادر نیست...🦋
امروز یکشنبه یازدهم خرداد ماه
ناب ترين " دعاهايم "
را بر تار خورشيد
و عرش كبريايى
به وديعه ميگذارم
تا هُمای سعادت بر زندگی
شما دوستان و عزیزانم لانه کند..
@naghmehayefaribaei🕊💫🦋
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نیست
هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست
از چشم خود بپرس که ما را که میکشد
جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست
او را به چشم پاک توان دید چون هلال
هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست
فرصت شمر طریقه رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو
حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست
درود بي پايان بر شما
با گلِ لبخند بر لبها
دلها را سرشارِ از عشق نماييد
با دل خونين لب خندان بياور همچو مي
ني گرت زخمي رسد ايي چو چنگ اندر خروش ...
ولی خوب بدانید که ،
“دردناکترین چیز آن است
که انسان حقش را آرزو کند...
◽️جایگزین طبیعی قرص سرماخوردگی و قوی کردن سیستم ایمنی بدن با دمکرده های بی نظیر طب سنتی👇 :
🔹دمکرده پونه:
رفع آبریزش بینی و حساسیت
🔹دمکرده گل گاوزبان:
تقویت سیستم عمومی بدن و درمان فوری مسمومیت معده و سرما خوردگی
🔹دمکرده نعنا:
ضد سرماخوردگی و اسهال عفونی
🔹دمکرده بنفشه:
رفع حساسیت و سرفه های خشک
🔹دمکرده آویشن:
رفع خلط و شستشوی مجاری گوارشی و درمان سرما خوردگی
🔹دمکرده بابونه:
رفع میکروب معده و خون تقویت سیستم ایمنی بدن.
@naghmehayefaribaei
خواص بی نظیر رب انار حتما مصرف کنید
▫️برای تصفیه خون و تنظیم سطح چربی و کلسترول بدن، هر روز یک قاشق رب انار بخورید.
▫️رب انار اثر چربی سوزی نیز دارد و سبب کاهش وزن سریع و عالی شما نیز میشود.
@naghmehayefaribaei
*عطاالله مهاجرانی شايد اساساََ فرد مورد تأیید و باصلاحیتی برای نظام فعلی نباشد ولی در مقاله زیر مطالب خوب و قابل تأملی بیان کرده که مطالعه آن مفید است .* البته خیلی دیر متوجه شده که آب از سرشون گذشته
*وقتی حضرت محمد بعنوان آخرین پیامبر خدا فرستاده خود را به دربار ایران فرستاد*
*ایرانیان هیجان زده با توهین به فرستاده و گوینده پیام وی را از دربار بیرون راندند و نامه وی را پاره کردند .*
*همین بهانهای شد تا ایران بدست عمر فتح شود.*
*نداشتن فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک توسط ایرانیان در مقابل اعراب بادیه نشین همان شد که می دانیم ایران زیر سم اسبان عربی تاخته شد .*
*وقتی ایرانیان فرستاده و تجار مغولان را کشتند*
*صدها هزار کشته دادند و خاک ایران زیر سم اسبان مغولی به آسمان می رفت .*
*اینجا هم ایرانیان فرهنگ دیپلماسی*
*و رفتار دیپلماتیک در برابر مغولان اسب چران نداشتند .*
*وقتی ایرانیان به سفارت روسیه تزاری حمله بردند ، انتقامش را در عهدنامه ترکمنچای و گلستان پس دادند .*
*اینجا هم فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک نداشتیم .*
*وقتی به سفارت آمریکا حمله شد*
*تاوانش را طی ٤٠ سال با* *تحریم و جنگ و .... دادیم .*
*اینجا هم ....*
*وقتی چهار سال پیش به سفارت انگلستان حمله شد ، تمام خسارتش را حتی شیشههای شکسته شده مشروبات الکلی را پرداخت کردیم .*
*اینجا هم فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک نداشتیم .*
*و چند وقت پیش که به سفارت عربستان حمله شد ، تمام تاریخ یادم آمد .*
*چقدر باید خسارت بپردازیم تاریخ برگشت سر نقطه شروع نبود فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک.*
*ما اصولا و بنیادین بلد نیستیم حرف بزنیم ، مخصوصاََ با جهانیان .*
*یعنی زبان دیپلماسی در زبان و فرهنگ ما تعریف نشده است .*
*حتی بین پدر و مادر و فرزندان و حتی توی این صفحات مجازی و توی خیابون وقتی* *ماشینهامون بهم میخوره ،*
*بین همسایهها و ... اول می زنیم تو سر و کله هم و بعد میریم سراغ قانون .*
*جهان سر به سر حکمت و عبرت است .*
*رمز پیشرفت آمریکا و اروپا میدانید چیست و از کجاست؟*
*و راز عقب ماندگی ما هم از کجا ناشی میشود؟*
*یک مسلمان کنیایی سیاهپوست حسین اوباما به آمریکا مهاجرت میکند و پسرش بعداََ میشود باراک حسین اوباما ريس جمهور.*
*یک خانواده پاکستانی دست تنگ در اواخر دهه شصت میلادی به انگلستان مهاجرت میکنند ، خانواده ۹ نفره ، شش پسر و یک دختر در خانه متعلق به شهرداری زندگی میکنند ، پدر راننده اتوبوس است و مادر خیاطی میکند ، پسرشان که حالا ۴۶ ساله است میشود شهردار لندن ، شغلی که علی القاعده با نخست وزیری پهلو میزند.*
*رقیبی که در انتخابات شهرداری لندن شکست خورده است هم تماشایی است .*
*زاک گلد اسمیت فرزند یک خانواده اصالتاََ یهودی آلمانی میلیاردر که در بهترین مراکز آموزشی انگلستان از قبیل کالج ایتون و دانشکاه کمبریج درس خوانده است و خانوادهاش همیشه با مرکزیت دولت و خاندان سلطنتی رابطه نزدیک داشته است.*
*ریاست جمهوری اوباما و شهردار شدن صدیق خان این افق را در برابر دید تمامی مهاجران مسلمان و غیر مسلمان ، خانواده های فقیر و متوسط میگشاید.*
*اگر تلاش کنند میتوانند به عالیترین موقعیتهای سیاسی و اجتماعی برسند*
*دین و قومیت و جنسیت هیچکدام سدّ راه نیستند .*
*از اول ژانویه ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) قرار بود دلار اوپک جایگزین دلار آمریکا در نظام پولی دنیا شود ، در ایران شورش به راه انداختند تا اوپک عقاب خود را از دست بدهد .*
*و این تغییر ارزی هیچ وقت اتفاق نیفتد ، ما مردم ساده لوح ایران خیال کردیم که انقلاب کردهایم.*
*زمانی که ۲۱ میلیارد دلار پسانداز*
*در آمریکا داشتیم و بیش از ۴۰ میلیارد قرارداد ، در ایران ۵۲ آمریکائی را گروگانمان کردند ،تا آمریکا بدون حمله به ایران یک شبه بیش از ۶۰ میلیارد دلار پولمان را بلوکه کرده و بالا بکشد .*
*با گروگانگیری کشورهای نفتی عربی فوراََ دلارهای خود را در بانکهای جهان تبدیل به طلا* *کردند ، قیمت هر اونس طلا ۱۵۱ دلار بود ،با هجوم اعراب برای تبدیل دلار به طلا ، قیمت هر اونس طلا از ۱۵۱ دلار به ۸۵۰ دلار افزایش یافت ، پس از آزادی گروگانها قیمت طلا به شدت سقوط کرد و اعراب طلای خود را به دلار آمریکا تبدیل کردند .*
*آمریکا در این جابجائی طلا با دلار ۱۸۶ میلیارد دلار سود برد ، خیال کردیم چه شجاعانه "لانه جاسوسی" را فتح کردیم !*
*و امروز ٤٠ سال است*
*که در نوکریشان و خدمتشان هستیم ،*
*اما با دهان کف کرده*
*مرگ بر آمریکا میگوییم ،*
*و تکه پارچهای بیارزش به شکل پرچمشان را آتش میزنیم .*
*آنها هم به ریشمان و حماقتمان میخندند .*
*عطاالله مهاجرانی*
@naghmehayefaribaei
چو این کرده شد سام بر پای خاست
که ای مهربان مهتر داد و راست
ز ماهی بر اندیشه تا چرخ ماه
چو تو شاه ننهاد بر سر کلاه
به مهر و به داد و به خوی و خرد
زمانه همی از تو رامش برد
همه گنج گیتی به چشم تو خوار
مبادا ز تو نام تو یادگار
#پندنامه
ابیات #منوچهر
@naghmehayefaribaei
شبی یک سرگذشت: امشب
سیبویه دانشمندایرانی
سال 140هجری کودکی در یکی از روستا های شهربیضا ، فارس چشم به چهان گشود هیج کس فکر نمی کردکه چند دهه بعد این کودک زبان عربی را متحول نماید ، نامش ابوبشرعمربن عثمان بن قنبر سیبویه نهادند ، فیروز آبادی معنای اسم او سیبویه به معنای بوی سیب است بیان می کند ، او را به مکتب فرستاده تا خواندن ونوشتن بیاموزد استعداد او در یاد گیری زمینه رفتن به بصره را فراهم کرد در آن شهر بود از دانش استاد بزرک (خلیل بن احمد) که صاحب علم عروض در شعر عربی بود بهره ها برد سپس به بغداد رفته به تحصیل ادامه داد از محضر استادان دیگری بنام عيسی بن عمر ، یونس بن حبیب ، حمادبن سلمه و اخفش اکبر استفاده کرد دیدار او با یحی بن خالد برمکی بر شهرت او افزود و همین باعث شد که مخالفان بر علیه او متحد شده در یک بحث علمی با عالم وابسته به حاکمیت بغداد (کسائی) مخالفان طرف کسائی را گرفته و آو را محکوم کردند این عمل آنقدر بیشرمانه بود که سیبویه را بشدت ناراحت و موجب شد که به اهواز برگردد.
اهمیت تاریخی سیبویه از آن جهت است که نخستین فردی بود که برای زبان عربی صرف و نحو نوشت و صداها را در این زبان مشخص ساخت بنا بر این علامات(ضمه ، فتحه ، کسره و تنوین ) را اختراع کرد وی با این عمل عنوان (سیبویه نحوی) را به خود اختصاص داد کار او در آن زمان یک شاهکار بود که پیشرفت زبان عربی بدون این علامات میسر نبود و استحکام این زبان به این صورت باقی نمی ماند .
بر طبق روزنگارهای بین المللی سیبویه زبان شناس معروف ایرانی در نخستین هفته ژانویه سال 793 میلادی در سال 180هجری هنگامیکه به عزم سفر خراسان اقدام کرد در حالیکه 40سال بیشتر نداشت روی در نقاب خاک کشید ودر قبرستان باهلیه مدفون شد( امروزه قبری در دروازه کازرون شیراز منسوب به اوست)
او در مدت عمر کوتاه خود توانست کتابی در زمینه نحو بنویسد این کتاب بنام ( الکتاب) مشهور است ، اوبا نوشتن این کتاب به زبان عربی آبرو و اقتدار بخشید.
اعراب دراین مورد هم به ایرانیان
مدیون هستند.
کاظم مزینانی تا جستاری دیگر بدرود
@naghmehayefaribaei
فرامرز اصلانی خواننده و آهنگساز محبوب ایرانی در سبک پاپ میباشد. او متولد ۲۲ تیر ماه 1333 است و تحصیلات خود را در خارج از کشور گذارنده و به ایران بازگشته است اما پس از انقلاب اسلامی دوباره خاک ایران را ترک کرده و در انگلستان به فعالیتهای هنری خود ادامه داده است.او میگوید «من سال ۱۹۷۲ بود که از انگلستان به لسآنجلس آمدم و چهار سالی اینجا بودم و بعد برگشتم به ایران و کارم را با CBS شروع کردم. یکی از دلایلی که به ایران برگشتم همین آهنگها بود که ساخته بودم. آن موقع «اگه یه روز»، «دیوار» و «دل اسیره» را ساخته بودم و دلم میخواست آنها را در ایران ضبط کنم.»
#آوا_نوا
#فرامرز_اصلانی
@naghmehayefaribaei
احســـــاس ❤️
وقتے قلبے را عاشـــــق کردے!
وقتے وجودے را وابستــــه کردے
وقتے نفس هــاے یکـــــ نفــــر را به نـــام خودتــــ زدے!
وقتے جــان کسے را به نفس هاے خودت گره زدے
وقتے احساسے را در کسے روشن کردے
وقتے قلب کسے را صاحب شدے
وقتے گفتے؛ ازجونــــم؛ بیشتر دوســـ ش دارے
فقط...
امانت دار خوبے باش
تنـــهایـــش نگـــــذار
ترکش نکـــــن
به او خیانتــــــ نکــــن
اگر بروے ...اگر ترکش کنے چه با خداحافظے چه بے خداحافظے او میمیــــــرد ..!! نـــه اینکه نفـــ س هایــــش قطـــع و تنش سرد شود نـــه!
احساسش میمیــــرد و هر عاشقے میداند مرگ احساســــ دردناک تریــــــن مرگـــــــــ دنیاستـــــــــ..
لعنت به کسایی که به آدم مرگ احساسو هدیه میدن
دکلــ🎤ـماتور: فریبـــــا عطـــاریان
میــ🎚ـکس: محـــمدیان
@naghmehayefaribaei
نقطهٔ عشق نمودم به تو هان سهو مکن
ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟
تاج شاهی طلبی، گوهر ذاتی بنمای
ور خود از تخمهٔ جمشید و فریدون باشی
ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان
چند و چند از غم ایام جگرخون باشی؟
👤حافظ
@naghmehayefaribaei
ترانه: صدا کن مرا
خواننده #عباس_مهرپویا
ترانه سرا: #پرویز_وکیلی
آهنگساز: #عباس_مهرپویا
تنظیم: #میلان_گومز
اجرا و پخش: سال ۱۳۴۷
صدا کن مرا صدا کن مرا
صدای تو گل تنهایی من
به یاد کودکی لالایی من
دل غمگین تو در دست من بود
بدست دیگری افتاد و گم شد
سیه زنجیر گیسوی بلندت
پریشان شد به دست باد گم شد وای
نه من با توام نه تو با منی
حریق جنگلم خاکسترم کن
نمی خواهم بمانم پرپرم کن
نمی خواهم بدانی من که بودم
برایت قصه بودم باورم کن
مرا جانم صدا کن
مرا عمرم صدا کن
مرا با یک کلام عاشقانه
مرا با مهربانی آشنا کن وای
صدا کن مرا صدا کن مرا
@naghmehayefaribaei
بعضی آدما فکر میکنن قوی بودن یعنی
هیچوقت زمین نخوردن،
درصورتی که قویترین آدمها هموناییان که
هزار بار شکست خوردن و باز بلند شدن.
همونایی که شبهای زیادی رو با فکر و
غصه صبح کردن، ولی صبحش لبخند زدن
و به مسیرشون ادامه دادن.
زندگی برای هیچکس آسون نیست؛
فقط بعضیا دردهاشونو پشت یه لبخند پنهان میکنن.
گاهی بزرگترین پیروزی اینه که با وجود
همه خستگیها ادامه بدی.
ادامه بدی حتی وقتی کسی باورت نداره.
ادامه بدی حتی وقتی نتیجهای نمیبینی.
چون یه روز میفهمی تمام اون روزای سخت،
داشتن تو رو برای چیزی بزرگتر آماده میکردن.
و اون روز، تنها کسی که به خودت افتخار میکنه خودتی.
🍃 @naghmehayefaribaei
جنگ پایان خواهد یافت
و رهبران با هم گرم خواهند گرفت
و باقى میماند آن مادر پیرى که چشم به راه فرزند خویش است و آن دختر جوانى که منتظر معشوق خویش است و فرزندانى که به انتظار پدر قهرمانشان نشستهاند نمیدانم چه کسى وطن را فروخت اما دیدم چه کسى بهاى آن را پرداخت...
#محمود_درویش
🍃 @naghmehayefaribaei
تو را با غیر میبینم، صدایم در نمیآید
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمیآید
نشستم، باده خوردم، خون گرستم، کنجی افتادم
تحمل میرود اما شب غم سر نمیآید
توانم وصف جور مرگ و صد دشوارتر زان، لیک
چه گویم جور هجرت چون به گفتن در نمیآید
چه سود از شرح این دیوانگیها، بیقراریها؟
تو مه، بیمهری و حرف مَنَت باور نمیآید
ز دست و پای دل، برگیر این زنجیر جور ای زلف!
که این دیوانه گر عاقل شود، دیگر نمیآید
دلم در دوریات خون شد، بیا در اشک چشمم بین
خدا را از چه بر من رحمت ای کافر نمیآید
#مهدی_اخوان_ثالث
@naghmehayefaribaei
یک بطری آب، بهجای بمب؛ روایتی از انسانیت در دل جنگ! 🥺🕊️
در سپتامبر ۲۰۲۴، ویدئویی از یک سرباز زخمی روس منتشر شد که پس از چند روز پنهان شدن در منطقهای از دونباس، از یک پهپاد اوکراینی درخواست آب و کمک میکرد.
اپراتور پهپاد بهجای حمله، بطری آبی برای او فرستاد؛ همراه با یادداشتی که راه تسلیم شدن و دنبال کردن مسیر پهپاد را به او نشان میداد.
این سرباز که از تشنگی و شرایط دشوار به ستوه آمده بود، با راهنمایی پهپاد به سمت مواضع اوکراینی حرکت کرد و در نهایت بهعنوان اسیر جنگی نجات یافت.
گاهی حتی در تاریکترین لحظات جنگ، یک تصمیم میتواند بهجای گرفتن جان یک انسان، زندگیاش را نجات دهد.
جنگ انسانها را مقابل هم قرار میدهد، اما انسانیت هنوز میتواند راه نجات را نشان دهد. 🕊️
(نوع پهپاد استفاده شده برای انتقال آب و تجهیزات پزشکی: پهپاد امدادی با مأموریت پشتیبانی پزشکی)
@naghmehayefaribaei
ترانه: برگ
خواننده: #ایرج_مهدیان
ترانه سرا: #علی_ناصری
آهنگساز: #ناصر_آهنیان_مقدم
اجرا و پخش: سال ۱۳۵۴
وقتی که برگی رو زمین میفته
حس میکنم گریه ی بی صداشو
حس میکنم چی میگذره تو قلبش
وقتی می بینه مرگ لحظه هاشو
آخه منم یه برگ خشک و زردم
که بی صدا یه عُمره گریه کردم
آخه منم یه برگ خشک و زردم
که بی صدا یه عُمره گریه کردم
وقتی با چشمام میبینم که یک برگ
سیلی بیجا میخوره از تگرگ
پا میذاره خزون به باغ دلم
باز کلاغا سر میدن آواز مرگ
یخ میزنه تو سینه قلب خونم
آخه من از تبار این خزونم
@naghmehayefaribaei
مفهوم کارما از زبان حسین ارا🌱📚
با دقت گوش کن...👌
@naghmehayefaribaei
شبی یک سرگذشت : امشب
دانشمندیکه نامه اش باعث مرگ اوگردید:
عبدالله ابن مقفع *
نامش روزبه بود بعد ازاسلام به عبدالله و کنیه اش ابو محمد لقب گرفت زادگاهش شهر جوز فارس( فیروزاباد) کنونی پدرش (داذویه) که از طرف حجاج مامور وصول مالیات بود چون دقت لازم را نداشت به مصارف غیر می رسانید تنبیه شد از ناحیه دست آسیب دید که برای همین اورا مقفع نامیدند ، او عربی و فارسی را نیک میدانست در خدمت امویان بود تا اینکه با انقراض امویان (۱۳۲) هجری ابن مقفع به خدمت عیسی بن علی درکرمان بسمت منشی وی اشتغال پیداکرد .
عبدالله بن علی عموی منصور که سودای خلافت داشت پس ازآنکه از ابومسلم شکست و نزد برادران خود عیسی وسلیمان گریخت عیسی وسلیمان به بصره رفتند تااز خلیفه برای برادرشان تامین بگیرند منصور پذیرفت ولی بشرطی که اقراربه کاریکه کرده دریک نامه بنویسد(توبه نامه) به وی تقدیم کند عیسی و سلیمان از ابن مقفع خواستند که برایشان نامه ای بنویسد که دست خلیفه را درکشتن برادرشان ببنددمقفع زنهارنامه ای نوشت که دست منصور را درکشتن عمویش بسته گردید منصورکه بشدت خشمگین شده بود ازسفیان فرمانداربصره نام نویسنده نامه پرسید هنگامی که نویسنده راشناخت دستورقتل مقفع را داد : توضیع اینکه ابن مقفع همواره سفیان رابه ریشخندمیگرفت ازجمله نقل کرده اندسفیان بینی بزرگی داشت وهرگاه ابن مقفع به اومیرسید میگفت سلام برشما دو نفر یا او را فرزند زن شهوتران میخواندسفیان همواره درپی فرصت کشتن او بود تا نامه خلیفه بدو رسیداو را باجمعی به منزل دعوت کرد پس ازرفتن مهمانان اورا دستگیرکردبه روایت( المداینی)چون ابن مقفع به حجره ی سفیان درآمدسفیان اورا گفت(آنچه مادر مرا بدان برمی شمردی به یادداری؟مادرمرا مغتلمه خواندی)سپس دستوردادتنوررابر افروختند اجزای بدن ابن مقفع رایکی یکی بریده درتنور اندختند سپس درب تنور را بستند سفیان گفت( درمرگ تو مواخذتی مرانیست زیراتو زندیقی ودین بر مردمان تباه میکردی) این واقعه دردناک بسال (۱۴۲) هجری اتفاق افتاد دران موقع ابن مقنع ۳۶سال بیشتر نداشت : ابن مقفع یکی ازبزرگترین فضلاو دانشمندان زمان خودش بودکه باهر فرصتی علاقه ودل بستگی خودش را به فرهنگ ایرانی ابراز میکرد به گفته ابن ندیم او یکی از مترجمان وناقلان حکمت وسایرعلوم از فارسی به عربی بود شعر به عربی میسرود اغلب مورخان از او به نیکی یادمیکنندازجمله کتابها و رسائلی که توسط این دانشمند و فاضل ایرانی ترجمه شده میتوان از خدای نامه ، کلیله ودمنه ، کتاب مزدک کتاب تاج درسیرت انوشیروان ، الادب الکبر ، الادب الصغر ووو را نام برد .
کاظم مزینانی تا جستاری دیگربدرود .
@naghmehayefaribaei
بامن از دین صحبت نکنید
بلکه بگذارید آن رادر رفتار شما ببینم
لئو تولستوی🦋🦋🦋🦋
حال دنيا را چو پرسيدم من از فرزانه ای؟
گفت: يا آب است؛ يا خاک است يا پروانه ای!
گفتمش احوال عمرم را بگو؛ اين عمر چيست؟
گفت يا برق است؛ يا باد است؛ يا افسانه ای!
گفتمش اينها که ميبينی؛ چرا دل بسته اند؟
گفت يا خوابند؛ يا مستند؛ يا ديوانه ای!
گفتمش احوال جانم را پس از مردن بگو؟
گفت يا باغ است؛ يا نار است؛ يا ويرانه ای!
✍ابوسعيد ابوالخير
@naghmehayefaribaei
ترانه قدیمی طنز و زیبای
🔸کله پاچه
🔹با صدای : بانو آفت
🔸ترانه و آهنگ : جعفر پورهاشمی
🔇
قلعه بابک.❤️😍
نمادسلحشوری - غیرت - غرور وعظمت
روحت شادبابک دلاور❤️💐
@naghmehayefaribaei