146647
یه خط شعر برا بیوت :)))) کپی با ذکر منبع لطفا .
تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم
اندر صف دلسوختگان نام گرفتیم...
#سنایی
این چه آرام گرفتنی بود مسلمون؟!
@Nabz_e_shear
+ انگار آیینهات شکسته!
- میدونم، همینجوری دوستش دارم،
من رو همونطوری که هستم نشون میده!
+ شکستی آینه در مقابل خود را
کنون بیا به تماشا، شمايل خود را...
علی مقیمی
@Nabz_e_shear
#توئیت 🖇♥️
بله. درد اینجاست!
بقول #شفیعی_کدکنی :
"صدفِ خالیِ افتاده به ساحل بودم
چون گهر، زینتِ آغوش و کنارم نشدی..."
@Nabz_e_shear
توصیهی شبانه:
«جفا و نکبتِ ایّام، چون ز حد بگذشت
بیار باده که چون باد میرود ایّام»
#خواجوی_کرمانی
@Nabz_e_shear
〇
آن که از سکوت نگوید
نمیتواند عشقم را بسراید
آن که باد را به چشم نبیند
کوچِ مرا نمیتواند بنگرد
آن که صدای سنگ را نشنود
نمیتواند به آوای من گوش سپارد
و آن که «شب» نگردد
چگونه میفهمد تنهاییِ مرا؟
چگونه...
■شاعر: #شیرکو_بیکس
[کردستانعراق ۲۰۱۳-۱۹۴۰ ]
@Nabz_e_shear
✨
چه خبر؟
مرگ حق حق و هو هو،
لال شد مرغ و نغمه رفت از یاد،
تا که گُنگانِ ده زبانِ دو رو
ناز مستی کنند و جلوه گری ...!
#بیژن_الهی
@nabz_e_shear
*شاهنامه*
پیر طوس چنین اندرزی میدهد:
«غم و کامِ دل بیگمان بگذرد
زمانه دمِ ما همی بشمرد
همان بِه که ما جامِ می بشمریم
بدین چرخِ نامهربان ننگریم»
مثل خیّام سخن میگوید.
دم را غنیمت باید شمرد، که راهی جز این نیست:
«چنین است کردارِ گَردانسپهر
نه نامهربانیش پیدا، نه مهر»
@Nabz_e_shear
.
به زنده بودن من، نام زندگی مگذار
که این غریب فقط رنج زندگانی برد
#علی_مقیمی
@Nabz_e_shear
*نامههای کوتاه شبانه*
«سلام.
امروز نامهات رسید.
قربانِ بیتابیات.
جهان از سوگواریات آبرو میگیرد.*
امّا آرام باش.
خواهی دید که سرانجام، خروشِ مغان، کارگر خواهد افتاد.»**
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
«و سوگوارانِ ژولیده آبروی جهاناند.»*
#شاملو
به مرثیهی سیاوش، که با لحنی خاص خوانده میشد، «خروش مغان» میگفتند.**
#بهار میگوید:
«هر مرغکی به شاخِ گلی آشیان گرفت
جز من که دور ماندهام از جفت و آشیان
هر لحظهای خروشِ مغانی برآورم
زین آذری که هست به جان و دلم نهان
ای خستهی خدنگِ حوادث به صبر کوش
کآخر ز دستِ چرخ، فرو افتد این کمان»
@Nabz_e_shear
شبهای ما کم دلگیر است، #سیمین_بهبهانی هم از ناباوریِ خویش با ما میگوید:
«باور نداشتم که چنین واگذاریام
در موجخیزِ حادثه تنها گذاریام
عمری گذاشتی به دلم داغِ غم، بیا!
تا داغِ بوسه نیز به سیما گذاریام
با آنکه همچو جام، شکستم به بزمِ تو
باور نداشتم که چنین واگذاریام»
@Nabz_e_shear
باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را
که به اندازهی پیراهن تنهایی من جا دارد
بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست
رو به آن وسعت بیواژه
که همواره مرا میخواند
یک نفر باز صدا زد سهراب!
کفشهایم کو؟
#سهراب_سپهری
@Nabz_e_shear
📝
بیداریام چه دانی، ای خفتهای که شبها
ننشستهای به حسرت، نشمردهای ستاره
#فروغی_بسطامی
@Nabz_e_shear
ياراي گريه نيست، به آهي بسنده کن !
آري، به آه گاه به گاهي بسنده کن!
درد دل تو را چه کسي گوش ميکند؟
اي در جهان غريب! به چاهي بسنده کن!
دستت به گيسوان رهايش نميرسد
از دوردستها به نگاهي بسنده کن!
سرمستي صواب اگر کارساز نيست
گاهي به آهِ بعدِ گناهي بسنده کن!
اهل نظر نگاه به دنيا نميکنند
تنها به ياد چشم سياهي بسنده کن!
#سجاد_سامانی
@Nabz_e_shear
〇
و چه بارها
دلم هوای آن کس کرد
که دوستش داشتم
حالا دیگر رازِ فراموشکاری را
از همهی فراموشکاران بهتر آموختهام
دیگر به گذشتِ زمان اعتنایی نمیکنم
اما آن بوسههای نگرفته و نداده
آن نگاههای نکرده و ندیده را
که به من باز خواهد داد؟
■شاعر: #آنا_آخماتووا [ Anna Akhmatova / روسیه، ۱۹۶۶-۱۸۸۹ ]
■ترجمه: #احمد_پوری
@Nabz_e_shear
📝
من نمیمانم میانِ برزخِ وصل و فراق
باید امشب یا ببوسی یا فراموشم کنی...
#فاضل_نظری
@Nabz_e_shear
✨
گر مردِ رهی، میانِ خون باید رفت
وَز پای فتاده، سرنگون باید رفت
تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
#عطار_نیشابوری
@nabz_e_shear
از این کبوتر در زندان، امیدِ نغمه شنیدن نیست
ترانهای هم اگر باشد، دلی برای تپیدن نیست
دلم ز بازی گنجشکان دگر به وجد نمیآید
دلم بهانه نمیگیرد، هوا هوای پریدن نیست
حکایت من و این ایام، شبیه خواب پریشانیست
که هر طرف بروم جایی، نشانهای ز رسیدن نیست
بترس از آنکه جهانی را ز آه خویش بسوزانم
سلاح مردم غمدیده به غیرِ آه کشیدن نیست
سرم پُر از تب پرواز است، امید بال زدن دارم
ولی نتیجه این کوشش به غیر پیله تنیدن نیست
#زهرا_گلچین
📕معماری ابر
@Nabz_e_shear
.
بادهی انگور کافی نیست مخمور مرا
چارهی من، باغ را بر یکدگر افشردن است!
#صائب_تبریزی
@Nabz_e_shear
#صائب میگوید:
«دستگیری نتوان داشت توقّع ز غریق
اهلِ دنیا همه درماندهتر از یکدگرند...»
راست میگوید.
@Nabz_e_shear
که خواهد شد؟ بگویید ای رفیقان!
رفیقِ بیکسان، یارِ غریبان
مگر خضرِ مبارکپی درآید
ز یُمنِ همّتش کاری گشاید
مگر وقتِ وفا پروردن آمد
که فالم "لاٰ تَذَرْنِي فَرْداً" آمد...
#حافظ
اشاره به آیهی ۸۹ شریفهی انبیا:
رَبِّ لاٰ تَذَرْنِي فَرْداً (پروردگارا! مرا تنها مگذار!)
@Nabz_e_shear
*اندکی تأمل*
به نظرم شیواترین ترجمه این حدیث نبوی:
کادَ الفَقرُ أَن یَکونَ کُفراً
میشه این شعر #شاملو:
ای دریغ! ای دریغ!
که فقر
چه به آسانی احتضارِ فضیلت است...
@Nabz_e_shear
.
همچون انار
خون دل از خویش میخوریم
غم پروریم،
حوصلهی شرح قصه نیست...
#فاضل_نظری
@Nabz_e_shear
من نمیدانم که بُردم جنگ را یا باختم
زنده بیرون آمدم اما سپر انداختم
از جهنم هیچ باکی نیست وقتی سالها
با جهانی اینچنین هم سوختم هم ساختم
دوست از دشمن مخواه از من که بشناسم رفیق
من! که در آیینه خود را دیدم و نشناختم
آنچه باید میکشیدم را کشیدم، هر نفس
آنچه را بایست میپرداختم، پرداختم
سالها سازی به دستم بود و از بیهمتی
هیچ آهنگی برای دلخوشی ننواختم
زندگی شطرنج با خود بود و در ناباوری
فکر میکردم که خواهم بُرد... اما باختم...!
#حسین_زحمتکش
📕از عشق برگشته
@Nabz_e_shear
شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور بٍه، که طاقت شوقت نیاوریم...
#سعدی
میفرمان در جدایی شوق وصال هست ولی وقتی داریم نگاهش میکنیم میدونیم که به هیچ جاش هم نیست!
خب ناراحت میشیم دیگه!
سعدی که ترجیح میده جور نظر داشته باشه،
چون میترسه که از شوق سکته بکنه!
حالا دلت میخواد شوق وصال داشته باشی؟ ♥️
یا جور ِ نظر؟💔
@Nabz_e_shear
مهمانِ تواَم چند صباحی دگر ای عمر!
اینقدر میازار منِ سوختهجان را
گر نیست به جز خونِجگر مزد من از عشق
بر شانه چرا میکشم این بارِ گران را...؟!
#فاضل_نظری
@Nabz_e_shear
*عرفان*
بیایید در خلوت خویش، به این کلام ژرف قشیری بیندیشیم:
«خداوند وحی فرستاد به عیسی که خویشتن را پند ده اگر پند پذیرفتی؛
واِلّا شرم دار از من که مردمان را پند دهی!»
@Nabz_e_shear
بر حدیثِ من و حسنِ تو نیفزاید کس
حد همین است، سخندانی و زیبایی را!
#سعدی
پرواز نکرده مخاطب این بیت؟!
چرا احتمالا...
@Nabz_e_shear
بوتهی خارِ کویرم، همه تنْ دستِ نیاز
برقِ سوزان شو اگر ابرِ بهارم نشدی...
#شفیعی_کدکنی
حرف ما هم همینه.
فقط بلد نیستیم بگیم.
@Nabz_e_shear
*شاهنامه*
از احوال ما اگر میخواهید،
حالی داریم شبیه حالِ سیاوش در توران:
«ز ایران دلش یاد کرد و بسوخت
به کردارِ آتش همی برفروخت»
@Nabz_e_shear
- پرسیدم از طبیبی، احوال دوست، گفتا...
+ خب؟ چی گفت؟
- فی بُعدها عذابٌ، فی قُربهَا السلامة
+ ای بابا:)
#حافظ
@Nabz_e_shear