7745
🌐 mentalskills.ir ارتباط با ادمین👇👇👇 @Majidkeramatimoghadam پیج اینستاگرام👇👇👇 Majid.keramatimoghadam سایت های مرتبط https://sportssciencejournal.ir https://cognitivesportsjournal.ir https://drmajidkeramati.ir
6 ستون اعتماد به نفس :
1- خودآگاهی:یعنی حواست به فکرها،احساس ها و رفتارت باشه،نه اینکه روی حالت "خنثی" باشی.هرچندساعت یکبار از خودت بپرس:الان به چی فکر میکنم؟چه احساسی دارم؟چی لازم دارم؟وقتی خودت رو واضح تر میبینی،کمتر گیج میشی و تصمیم های درستی میگیری.
2- انضباط فردی:یعنی کاری رو که باید انجام بدی رو انجام بدی چه دلت بخواد چه دلت نخواد اینکار باعث میشه اعتماد به نفست بالا باشه.
3- ذهنیت برنده:یعنی همیشه با خودت تکرار کنی:"من الان کامل نیستم ولی میتونم بهتر بشم."اشتباه رو فاجعه نمیبینه و ازش یاد میگیره.به جای بهونه آوردن میپرسه:"الان من چه کاری میتونم انجام بدم؟"
4- مدیریت ترس:ترس رو نمیتونیم حذف کنیم اما میتونیم یاد بگیریم باهاش حرکت کنیم.اسم ترست رو مشخص کن،چندتا نفس عمیق بکش؛کاری که باید انجام بدی رو تیکه تیکه کن و فقط "قدم بعدی" خودت رو بردار.
5- مهارت داشتن:اعتماد به نفس واقعی از "بلد بودن" میاد،هرچی بیشتر یه مهارت رو یاد بگیری و تمرین کنی،کمتر میترسی و مطمئن تر عمل میکنی.از کارهای ساده شروع کن،که مهارتت بالا بره تا اعتماد به نفست هم بیشتر بشه.
6- اکوسیستم رشد:رشد فقط به اراده تو نیست،به محیطی که داری توش کار و زندگی میکنی هم ربط داره.اگه میخوای رشد کنی کم کم محیطتت رو شبیه آدم آینده ات کن،نه آدمی که تو گذشته بودی.
@mentalskills
با خودتان به همان کیفیت و احترامی رفتار کنید که انتظار دارید دیگران با شما رفتار کنند.
استانداردهای خود را آگاهانه تعیین کنید و سپس مشاهده کنید چه کسانی توان همسطح شدن با آن را دارند.
@mentalskills
هر روزی که به پایان میرسد آن را به کناری بگذار،
آنچه در توانت بوده است را انجام دادهای.
بعضی اشتباهات و کارهای احمقانه انجام شدهاند،
هرچه زودتر فراموششان کن.
فردا روز جدیدی است؛
آن را با اشتیاق و امید شروع کن و درگیر افکار کهنهی گذشته نشو، فردا هم روز خداست، میشود دوباره تلاش کرد و همه چیز را از نو ساخت...
@mentalskills
چرا بعضیها اینقدر حواسپرت هستند؟
برخی افراد، همیشه دچار حواس پرتی هستند، وسایلشان را گم میکنند، مطالب و کارها و قرارها را فراموش میکنند، زیاد تصادف میکنند، توجه و تمرکزشان ضعیف است، مدام دچار پرش توجه میشوند و فکر میکنند، حافظهشان ضعیف شده است و دنبال روشهای تقویت حافظه و یا دارودرمانی هستند.
بدن ما انسانها و سایر پستانداران در مواقع زخم و درد شدید، مکانیسمی دارد که در اون لحظه بحرانی ،خیلی درد را متوجه نشویم و روی آن متمرکز نشویم تا بتوانیم یا از خطر (مثل شیر و پلنگ و تصادف) فرار کنیم یا بدون غرق شدن در درد خوب مبارزه کنیم تا شکست نخوریم.
اصولا هر دردی یک نشانه هست ،درد میگه به اون منطقه توجه کن اگر نیاز به مراقبت و ترمیم هست انجام بده، تصور کنید سیستم درد نداشتیم ممکن بود بخاطر عفونت جایی از بدن که به راحتی قابل تشخیص بود، خیلی راحت بمیریم.
حالا همین شرایط را درباره مسایل روانی هم داریم ،بیشتر دردهای انسانهای مدرن، درد روانیست، وقتی در کودکی، ضعیف و کمتوان هستیم و نه امکان فرار و مبارزه هست، تجربه درد کشیدن خیلی عذابآورست ،سیستم روان ما یک تکنیک موثری را به کار میبرد؛ یعنی به جای توجه به دنیای بیرون به دنیای درون پناه میبرد، و خیلی متوجه نیست در دنیای بیرون چه اتفاقی میافتد ...!!
@mentalskills
بدن ما طوری طراحی شده که باید حتما ابراز احساسات کنیم و احساسات تخلیه بشن.
✔️بدن ما تحمل سرکوب و نگه داشتن احساسات توی خودش رو نداره اما اغلب این کار رو انجام میدن.
✔️وقتی اجازه نداشته باشیم احساساتمون رو بیان کنیم، بدن ما یاد میگیره که اونها رو مخفی کنه یا به شکل های دیگه ابراز کنه که مهم ترین اونها دردهای روان تنیه، شما اغلب این درد ها رو موقع عصبانیت یا اضطراب بصورت سر درد یا کمر درد و معده درد حس می کنید.
✔️معمولا از بچگی به ما یاد داده میشه که احساسات خودمون رو پنهان کنیم یا حتی بخاطرش تنبیه میشیم.
✔️همهی ما کم و بیش توی دوران کودکی موقع گریه کردن جای درک شدن و همدلی، تنبیه شدیم تا دیگه گریه نکنیم.
این رفتارها و این طرز فکر رو خیلیهامون با خودمون به بزرگسالی هم میبریم.
✔️لطفا بدونید "سرد و یخ بودن" یا " پوست کلفتی" و "بی تفاوتی" نشونه قوی بودن نیستند، انسان باید عواطف و احساسات خودش رو تجربه کنه.
ما جوری تکامل یافتیم که چه بخوایم و چه نخوایم، بقیه برامون مهماَند
رابطه و ارتباط با بقیه برای ما التیام بخشه، گاهی اوقات به تنهایی نمی تونیم لحظات سخت زندگی رو پشت سربذاریم و باید ابرازش کنیم این هیچ چیز بد یا به معنای ضعیف بودن نیست.
✔️بدن ما نیاز به ابراز احساسات داره
ما نیاز داریم گریه کنیم تا هورمون های تسلی بخشی توی بدن ترشح بشه، ما نیاز داریم در آغوش گرفته بشیم و صحبت کنیم.
@mentalskills
خستگی روانی چیست؟
خستگی روانی حالتی از فرسودگی شناختی و هیجانی است که در اثر فشارهای ذهنی طولانیمدت، استرس مزمن، تصمیمگیریهای مکرر، یا درگیری هیجانی ممتد ایجاد میشود. در این حالت، تواناییهای شناختی مانند تمرکز، توجه پایدار، حافظه کاری و کنترل هیجان کاهش پیدا میکند و فرد احساس «تهیشدن ذهنی»، کندی فکری، بیحوصلگی و کاهش کارایی روانی را تجربه میکند.
برخلاف خستگی جسمی که با استراحت بدنی سریعتر بهبود مییابد، خستگی روانی اغلب به دلیل فشارهای مزمن شناختی و هیجانی پایدار میماند و میتواند با علائمی مانند تحریکپذیری، کاهش انگیزه، افت عملکرد شغلی یا تحصیلی، خطاهای بیشتر در تصمیمگیری و حتی نشانههای شبهافسردگی یا اضطرابی همراه شود.
@mentalskills
یاد بگیرید که
این سختیها هستند
که هدفمان را مشخص میکنند
مارک منسون
@mentalskills
بیکلام
زندگی همیشه آسون نیست
ولی تو هم اون آدمی نیستی که با سختیها کنار بکشه
@mentalskills
گاهی فرسودگی ما نه از ناامیدیِ کامل، بلکه از نوسانِ طولانی بین امید و ناامیدی میآید.
برای تابآوری در این وضعیت، روان به فشار برای «حال بهتر» نیاز ندارد؛ به ثباتهای کوچک و قابلاتکا نیاز دارد: کاهش ورودی خبر، ریتم منظم خواب، و ارتباط انسانیِ امن.
اینها ضعف نیستند؛ ابزارهای بقا و ادامه دادن هستند.
@mentalskills
گرشا رضایی
بمیرم برات سرزمینم
🖤🖤
روزى در تاريخ مينويسند؛
درد آنقدر بزرگ بود كہ اشكها نميدانستند
براى كدام نام،
براى كدام شهر و
براے كدام زخم ايران فرو بريزند...💕
شرایط پول توجیبی دادن به کودکان
1⃣ شروع از سن مناسب:
بهترین زمان برای شروع پول توجیبی دادن به کودکان، زمانی هست که اونها مفهوم پول و ارزشش رو درک کنن؛ معمولاً این درک در سنین ۵ یا ۶ سالگی شکل میگیره.
2⃣ تعیین مقدار مناسب پول توجیبی:
مقدار پول توجیبی باید متناسب با سن کودک و نیازهای روزمرهش باشه. برای کودکان کوچکتر، مبلغی که برای خرید خوراکیهای مدرسه کافیه مناسبه و با افزایش سن، میتونید مقدار رو بیشتر کنید تا مسئولیتهای بیشتری رو به عهده بگیرن.
3⃣ تعیین بازههای زمانی منظم:
پرداخت منظم پول توجیبی، مثلاً به صورت هفتگی یا ماهانه، به کودکان کمک میکنه تا برنامهریزی مالی رو یاد بگیرن و برای مخارجشون بودجهبندی کنن.
4⃣ آموزش پسانداز و مدیریت مالی:
پول توجیبی فرصتی عالی برای آموزش پسانداز به کودکان فراهم میکنه. تشویقشون کنید بخشی از پولشون رو کنار بذارن تا برای خریدهای بزرگتر آماده باشن.
5⃣ عدم ارتباط مستقیم با انجام کارهای خانه:
بعضی متخصصان معتقدن که نباید پول توجیبی رو مستقیماً به انجام کارهای خانه مرتبط کرد، چون وظایف خونه بخشی از مسئولیتهای هر عضو خانوادهست. اما میتونید برای کارهای اضافی و فراتر از وظایف روزمره، پاداش مالی در نظر بگیرید.
6⃣ نظارت بر نحوه خرج کردن:
با اینکه باید به کودکان آزادی در خرج کردن پولشون بدید، اما نظارت ملایمی داشته باشید تا مطمئن بشید پولشون رو در مسیرهای مناسب خرج میکنن و از خریدهای نامناسب پرهیز میکنن.
پس برای فرزندتان قانون بگذارید.
7⃣ آموزش مسئولیتپذیری و تصمیمگیری:
پول توجیبی به کودکان کمک میکنه تا تصمیمگیری کنن که پولشون رو چطور خرج یا پسانداز کنن و این مهارتها در آینده بهشون کمک میکنه.
8⃣ ایجاد تعادل و جلوگیری از افراط و تفریط:
مهمه که در دادن پول توجیبی تعادل رو رعایت کنید؛ نه اونقدر کم که کودک احساس کمبود کنه و نه اونقدر زیاد که ارزش پول رو درک نکنه.
9⃣ تشویق به بخشندگی و کمک به دیگران:
با آموزش اینکه بخشی از پولشون رو به امور خیریه اختصاص بدن، میتونید حس همدلی و بخشندگی رو در کودکان تقویت کنید.
🔟 استفاده از تجربیات واقعی برای آموزش:
اجازه بدید کودکان با اشتباهات کوچیک در مدیریت پولشون مواجه بشن تا از این تجربیات درس بگیرن و مهارتهای مالیشون تقویت بشه.
@mentalskills
کلاف سر در گم جهان گره در ایران دارد،
و آن گشوده خواهد شد.
راهمان پیداست،
و بیش از دوگام نیست.
پاسداران انسانیت،
پیشگامان برتر منشی،
نیکی پناهتان باد!
مادر امروزی شاید
تعداد فرزندانش مثل مادران گذشته
زیاد نباشه
ولی انتظاری که از خودش داره
و همچنین انتظاری که جامعه ازش داره
و نوع سختیهاش
خیلی متفاوت تر از مادران گذشته است
سخت ترین کارش هم
قطع زنجیره ی
انتقال تروماهاشه.
مادر امروزی دیگه نمیتونه
فقط پشت مادر شدن و زایمان کردن
قایم بشه،نمیتونه مهرطلبی کنه ،
اون باید محکم بلند شه و مراقب خودش ،تواناییهاش ،عزت نفسش ،
سلامت فیزیک و روانش باشه
تا بتونه مراقب کودکش باشه ،
چون قراره آینه ی فرزندش باشه
قراره به فرزندش
علاوه بر مهارت های فیزیکی،
مهارت های نرم هم یاد بده،
قراره پاره تنش رو آماده کنه
برای دنیایی
پر از تغییر و پر از تفاوت
و همه ی اینا نیاز به هشیاری داره
نیاز یه دانش و خودآگاهی داره
نیاز به وقت و انرژی داره
اون دیگه هر کاری غریزه اش گفت
نمیتونه انجام بده
اگه تو این مسیری ،
بدون خیلی ارزشمندی.
@mentalskills
این تکنیک ها را به بچه هامون یاد بدیم...
یاد دادن سواد هیجانی به بچهها، از هر درس دیگهای واجبتره.
وقتی حسی توی دلت بیدار شد، این کارها رو امتحان کن 😊
🔥 خشم = آتشفشان درونی
· ۱۰ تا شمردن آروم
· نفس عمیق، مثل بادکنک
· رفتن یه گوشه آروم، نقاشی کشیدن یا یه لیوان آب خوردن
😢 غم = دل ابری
· بغل کردن کسی که دوستش داری
· حرف زدن با مامان یا بابا
· گریه کردن اشکالی نداره، دل رو سبک میکنه
😳 شرمندگی = وقتی دلت میخواهد زمین دهان باز کند و تو را قورت بدهد
· به خودت بگو: «همه گاهی اشتباه میکنن»
· یه نفس عمیق بکش و به کار بعدی فکر کن
· بغل شدن حسابی حال آدم رو خوب میکنه
😰 اضطراب = قلب تند تند، دستای لرزان
· چشماتو ببند و به جای قشنگ فکر کن
· نفس عمیق بکش، مثل وقتی گل بو میکنی
· نقاشی بکش، خمیربازی کن، یا یه کار آروم انجام بده
😔 افسردگی = دل سنگین، بیحالی
· برو توی حیاط یا پارک، یه کم آفتاب بگیر
· به یه کار کوچیک و ساده فکر کن و انجامش بده
· با کسی که دوستش داری بازی کن
یادمون باشه: هیچ احساسی بد نیست. احساسها میآیند و میروند، مثل ابرهای آسمون.
@mentalskills
دشمن اصلی انسان، "ناراحتی و استرس" است.
وقتی ناراحت میشویم، بدن هورمون کورتیزول ترشح میکند.
این هورمون، هم بدن را بیمار میکند (ضعف سیستم ایمنی، چاقی، بیخوابی) و هم روان را (اضطراب، افسردگی و مهمغزی).
پس برای سلامتیتان، دشمنی به نام ناراحتی را جدی بگیرید.
مشکلات و ناراحتیها همیشه در مسیر زندگی ما پدیدار میشوند.
گاه از بیرون میآیند، مثل خرابی وسیلهای یا کمبود امکانات، و گاه درون ما ریشه میگیرند و ذهن و احساسمان را آشفته میکنند.
اما چه بیرونی باشند و چه درونی، در نهایت مشکل همان مشکلی است که آرامش ما را برهم میزند.
ما اغلب میدانیم کدام شغل میتواند نیازهای مالی و اجتماعیمان را تأمین کند، اما کمتر به این اندیشیدهایم که چه دانشی میتواند مشکلات درونی خود ما را درمان کند.
روانشناسی درست برای همین هدف پدید آمده است؛ تا دست یاری به سوی انسان دراز کند و به او بیاموزد چگونه با رنجهای درونیاش روبهرو شود.
چرا که ارزش وجود انسان، بهمراتب والاتر از اشیاء و لوازمی است که پیرامون او قرار دارد.
@mentalskills
اگر زندگی راحتی میخواهی، خونسرد باش. خونسرد در تصمیمگرفتن، واکنش نشان دادن، قضاوت کردن و ابراز کردن. خونسرد که باشی زود تصمیم نمیگیری و پیش از هر کار یا رفتاری، فکر میکنی. زود کسی را و اتفاقی را قضاوت نمیکنی و هر حرف و اشارهای را به خودت نمیگیری و خشمگین و اندوهگین نمیشوی برای هر چیزی. خونسرد که باشی، راحت احساست را ابراز نمیکنی و اگر کردی هم برایت اهمیتی ندارد که پاسخ این ابراز را چگونه دریافت خواهیکرد.
خونسرد که باشی تمام کنشها، واکنش نمیخواهند و تمام اتفاقات حوالیات به تو مربوط نمیشوند و تمام هیجانات و رفتارهای آدمها از روی منظور نیست.
خونسرد که باشی، همهچیز آرامتر پیش میرود و جهان زیباتر میشود و رابطهات با آدمها در درستترین حالت ممکن قرار میگیرد.
نرگس_صرافیان_طوفان
@mentalskills
«هیچکس بینهایت نیست و اگر کسی در میانهی رنج، سرپاست و در حرکت، شاید فقط برای این است که آخرین پرندهی اندوه، هنوز بر شاخهی امیدش ننشسته است...»
@mentalskills
چگونه از فروپاشی روانی جلوگیری کنیم؟
فروپاشی روانی معمولاً ناگهانی اتفاق نمیافتد؛ نتیجهٔ فشارهای انباشته، ترسهای گفتهنشده و نادیده گرفتن نیازهای درونی است.
پیشگیری از آن، بیش از هر چیز، نیازمند آگاهی و مراقبت آگاهانه از خود است.
اول: دیدن و پذیرفتن فشارها
انکار خستگی، غم، خشم یا ترس، آنها را از بین نمیبرد؛ فقط عمیقترشان میکند. اولین قدم این است که به خودمان اجازه دهیم بپذیریم «حالم خوب نیست». همین پذیرش، بخش بزرگی از فشار را کاهش میدهد.
دوم: تنظیم حد و مرزها
ذهن انسان ظرفیت محدودی دارد. پیگیری مداوم اخبار، تحمل روابط فرساینده یا مسئولیتهای بیشازحد، ذهن را به مرز فرسودگی میرساند. نه گفتن، فاصله گرفتن موقت و کمکردن ورودیهای استرسزا، نشانهٔ ضعف نیست؛ نشانهٔ بلوغ روانی است.
سوم: بدن را جدی بگیریم
خواب ناکافی، تغذیهٔ نامنظم و بیتحرکی مستقیماً روان را تخریب میکنند. مراقبت از بدن حتی در سادهترین شکلش مثل پیادهروی کوتاه یا نفس عمیق
پیام امنیت به مغز میفرستد.
چهارم: حرف زدن، نه فرو خوردن
احساساتِ گفتهنشده، به شکل اضطراب، حملهٔ عصبی یا افسردگی بازمیگردند. صحبت با یک دوست امن، نوشتن، یا کمک گرفتن از متخصص، راه تخلیهٔ سالم فشار است.
پنجم: معنا ساختن در دل آشوب
ذهن بدون معنا فرو میریزد. حتی در سختترین شرایط، داشتن یک هدف کوچک، یک مسئولیت انسانی یا یک امید روزانه، روان را سرپا نگه میدارد.
در نهایت، پیشگیری از فروپاشی روانی یعنی بهموقع ایستادن، گوش دادن به خود، و کمک گرفتن قبل از شکستن. مراقبت از روان، یک ضرورت است.
@mentalskills
ورزش قویترین راه برای درمان افسردگی و اضطراب است
◽️ورزش یکی از مؤثرترین راهها برای کاهش افسردگی و اضطراب است و اثر آن قابل مقایسه با دارودرمانی و رواندرمانی است. فعالیتهای هوازی مثل پیادهروی و شنا حتی در مدت کوتاه هم مفیدند
برنامههای منظم، مربی و تعامل اجتماعی نقش مهمی در اثربخشی دارند.
@mentalskills
نظم، کورتیزول را پایین می آورد
سربازها اول احساساتشان را بررسی نمیکنند.
اول بدنشان را آرام میکنند:
با حرکت، تنفس، غذا و خواب.
بعد که بدن آرام شد، تازه حرف میزنند.
کورتیزول از بینظمی بدش میآید.
برنامه نظامی سخت است، اما ثابت:
ساعت بیداری، غذا و خواب همیشه یکی است.
قابل پیشبینی بودن = احساس امنیت.
اگر روزهایت بینظم است، کورتیزول بالا میماند.
دستگاه عصبی ما احساسی نیست، عملگراست:
میخواهد پایان واضح، نظم، و اطمینان از پایان خطر را حس کند.
فقط ۵ شب خوابیدن در ساعت مشخص میتواند کورتیزول را پایین بیاورد.
بدن آزادی نمیخواهد — نظم و ریتم میخواهد.
حرف زدن در زمان استرس زیاد، استرس را بیشتر میکند.
کورتیزول با آرامش ذهنی از بین نمیرود.
وقتی بدن احساس امنیت و «پایان» میکند، از بین میرود.
به همین دلیل، فرسودگی با انگیزه درست نمیشود — با «احساس پایان کار» درست میشود.
آرامش بعد از امنیت میآید، نه قبل از آن.
به همین دلیل، «انضباط» احساس امنیت میدهد — نه چون سفت و سخت است، بلکه چون نااطمینانی را از بین میبرد.
@mentalskills
سرنوشت، بیهیاهو کار خودش را میکند.
تو فقط آرام بمان؛
آشوبِ درون، هیچ تقدیری را تغییر نمیدهد.
@mentalskills
وقتی شما نگران هستید، یک تصور غیر واقعی از آینده را در ذهن خود ایجاد می کنید؛ و اعتقاد به این تصور، موجب ایجاد احساس منفی در شما میشود…
به عبارت ساده تر، شما بدون هیچ دلیل قابل قبولی، خودتان را از آینده می ترسانید.
نگرانی را از خود دور کنید، در زندگی با امید زندگی کنید و اجازه دهید انرژی های مثبت وجودتان آزاد شود، نگذارید امواج منفی، قدرت فکر و اراده و پشتکار شما را مسدود کند…
@mentalskills
همانطور که موفقیت یک شبه حاصل نمیشود، زندگی نیز در چشم بر هم زدنی از هم نمیپاشد. بیشتر رفتارهای ناسودمند یا ناسالم نتیجه ی انتخابهای اشتباه ما در طول زمان هستند که به تدریج روی هم انباشته و عادتهای بد را شکل داده اند...
از کتاب : قدرت شروع ناقص
جیمز_کلیر
@mentalskills
بر اساس کلی مقاله و تحقیق روانشناسی، یه سری آدمها هستن که بحث کردن باهاشون معمولاً وقت تلف کردنه. نه چون بدجنسن، بلکه چون مغزشون تو حالت «قفلشده» کار میکنه.
اینها معروفتریناشن:
۱. کسایی که دانینگ–کروگرشون فعاله
اینها یه ذره از یه موضوع میدونن، اما همون یه ذره باعث میشه فکر کنن همهچی رو بلدن. مشکل اصلی اینه که چون دانششون کمه، اصلاً نمیتونن بفهمن کجاشون اشتباهه.
بحث چرا به جایی نمیرسه؟
چون فرق بین «نظر شخصی» و «واقعیت علمی» رو نمیبینن. از نظر خودشون، حرفشون همون فکته.
۲. آدمهای خودشیفته
اینا بحث نمیکنن که چیزی یاد بگیرن؛ بحث میکنن که برنده بشن. تو ذهنشون، عقبنشینی یعنی باخت. همدلی هم معمولاً تو لیست امکانات پیشفرضشون نیست.
نشونه واضحش چیه؟
هیچوقت نمیگن «اشتباه کردم». اگه هم گیر بیفتن، سریع تقصیر رو میندازن گردن تو یا بحث رو طوری میچرخونن که شک کنی نکنه خودت اشتباه میکنی.
۳. آدمهایی که باورهاشون خیلی سفت و سخت شده
وقتی یه واقعیت جدید با باور عمیق یه نفر جور درنمیاد، مغز وارد حالت دفاعی میشه. به جای اینکه بگه «خب، شاید اشتباه میکردم»، میگه «نه، این فکت لابد غلطه».
جالبش اینه که:
هرچی مدرک و سند بیشتر بیاری، بعضی وقتا لجشون بیشتر درمیاد و محکمتر میچسبن به همون باور اشتباه. یعنی دقیقاً نتیجه برعکس میده.
۴. کسایی که بلد نیستن درست بحث کنن
بهجای جواب دادن به حرفت، به خودت حمله میکنن. یا بحث رو میبرن یه جای دیگه که اصلاً ربطی نداره.
الگوی رفتارشون چطوره؟
از این شاخه به اون شاخه میپرن، حرفای تکراری میزنن و آخرشم میرسی به این نتیجه که اصلاً قرار نیست چیزی حل بشه.
@mentalskills
نمیتوانید به ساختن
دنیای بهتر امید داشته باشید؛
مگر آنکه تک تک افراد اجتماع پیشرفت کنند.
به این منظور هریک از ما
باید علاوه بر اینکه به پیشرفت خود میاندیشد.
در برابر عموم افراد بشر نیز احساس مسئولیت کند،
وظیفه ما این است که برای کسانی که میتوانیم، مفید واقع شویم.
ماری_کوری
@mentalskills
چطور از زندگی لذت ببریم وقتی درد و رنج داریم؟
همه میگن "لحظههات رو زندگی کن، از زندگی لذت ببر!" ولی مگه میشه وقتی دلت گرفته، سرت پر از فکرای سنگینه یا یه درد همیشگی رو با خودت حمل میکنی؟ بعضی روزا فقط دوست داری تموم بشن، چه برسه به اینکه بخوای ازشون لذت ببری!
ولی شاید مفهوم "لذت بردن" رو اشتباه فهمیدیم. لذت همیشه یه خنده از ته دل یا یه روز بیدردسر نیست.
گاهی لذت یعنی:
یه جرعه چای گرم تو سکوت یه روز خستهکننده
یه نفس عمیق قبل از طلوع آفتاب، وقتی هنوز همهجا آرومه
گوش دادن به یه آهنگ قدیمی که یه خاطره قشنگ رو زنده میکنه
یه لحظه کوتاه که توش حس میکنی هنوز امیدی هست
قرار نیست همیشه تو اوج باشیم، قرار نیست هر لحظه شاد باشه. اما توی هر روز سخت، یه گوشه کوچیک از آرامش رو میشه پیدا کرد.
@mentalskills