1246
✔ کانال درس رسانه زیرمجموعه پایگاه خبری-اختصاصی فردارسانه (دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) است. www.fardaresaneh.ir پست اول https://t.me/medialesson/5 ارتباط با ادمین: t.me/medialesson1 @medialesson2020 گروه درس رسانه
🔸وقتی «افق» رسانه از حقیقت دور میشود
معصومه رشیدی (فردارسانه) – پخش برنامهای از شبکه افق، با طرح ادعایی درباره میزان طلای موجود در کشور، بهسرعت به یکی از سوژههای داغ رسانهها و شبکههای اجتماعی تبدیل شد. در این برنامه کارشناس اقتصادی، حجم طلای موجود در بانک مرکزی را حدود ۵۰۰ میلیون تن، حجم طلای موجود در بازار و خانههای مردم را حدود ۵۰۰ میلیون تن و طلای کشفشده ثابتشده در معادن را حدود ۸۰۰ میلیون تن برآورد کرد که مجموع آنها به حدود یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تن میرسد. رقمی که بزرگی آن نیازمند بررسی ساده و طرح این سوال است که آیا اساسا چنین حجمی از طلا در جهان وجود دارد؟ این پرسش ابعاد موضوع را از یک اشتباه آماری فراتر برده و آن را به مسئله مهمی در بطن مسئولیت و وظیفه رسانهای تبدیل میکند که مشروعیت و اعتبارش را از اعتماد و توجه افکار عمومی کسب میکند.
برای درک عمق و ابعاد این اعداد، کافی است آن را با دادههای شورای جهانی طلا مقایسه کنیم که در آخرین برآورد خود، کل طلای استخراجشده توسط بشر را حدود ۲۲۲ هزار و ۶۰۰ تن و ذخایر زیرزمینی جهان را نیز در حدود ۶۱ هزار تن اعلام کرده است. با این حساب، مجموع ارقام مورد اشاره در برنامه، بیش از هشت هزار برابر تمام طلاهایی است که بشر تاکنون استخراج کرده است.
چنین اختلاف فاحشی را دیگر نمیتوان یک لغزش ساده یا بیدقتی گذرا دانست. وقتی این آمار نه در یک گفتوگوی خودمانی، بلکه از تریبون یک رسانه رسمی و در قالب یک برنامه تلویزیونی منتشر میشود، دیگر بحث بر سر درست یا غلط بودن ارقام نیست؛ بلکه درباره جایگاه رسانه در بازتولید اعتبار و مسئولیتش در برابر مخاطب است. در اینجا یکی از مسئولیتهای رسانه یعنی دروازهبانی اهمیت پیدا میکند. رسالت رسانه تنها انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه لازم است متناسب با ماهیت و موضوع هر برنامه در انتخاب کارشناس و نحوه طرح مباحث، ضوابط و معیارهای حرفهای مشخصی داشته باشد؛ بنابراین وقتی یک برنامه برای بررسی موضوعی از کارشناس دعوت میکند، باید پیش از هرچیز صلاحیت و ارتباط او با موضوع بررسی شود تا اطلاعات نادرست به ذهن افکار عمومی تزریق نشود و مرجعیت رسانه، فدای اظهارنظرهای بیاساس نشود. اگر یک بررسی و مقایسه ساده با برآورد کل طلای استخراجشده در جهان میتواند ابعاد یک ادعا را تا این اندازه زیر سؤال ببرد، صحتسنجی آن پیش از انتشار، بخشی از حداقلهای کار حرفهای رسانه است.
این نمود بیمسئولیتی در مواجهه مجری برنامه با اظهارات کارشناس نیز به اوج میرسد. در استانداردهای برنامهسازی، مجری فقط هدایتکننده زمان و یا تاییدکننده گفتههای مهمان برنامه نیست، بلکه نماینده عقلانیت و پرسشگری مخاطب است. عبور ساده از ارقام موردبحث و حتی تایید ضمنی چنین اعداد خارج از عرفی، بخش دیگری از ضعف پروتکلهای حرفهای را نشان میدهد که در آن خطای کارشناس با انفعال مجری تکمیل میشود.
بنابراین شاید پرسش اصلی این نباشد که چرا کارشناس برنامه چنین آماری را ارائه کرده است؟ رسانه، باید امکان طرح دیدگاههای مختلف را فراهم کند؛ اما آنجا که دادههای حساس و مرتبط با معیشت مردم، بدون راستیآزمایی از تریبون رسانه رسمی منتشر میشود، چه کسی مسئول دروازهبانی و آزمودن آن است؟ پاسخ به این سوال بیش از آنکه به یک کارشناس یا حتی یک برنامه تلویزیونی مربوط باشد، به سازوکار اطلاعرسانی، میزان نظارت و حساسیت نسبت به محتوای منتشرشده مربوط میشود. اعتبار رسانه زمانی حفظ میشود که دادهها پیش از آنکه به میلیونها مخاطبی که امروز دیگر فقط تماشاگر منفعل نیستند؛ برسد، حداقل یک بار با منطق و واقعیت سنجیده شود.
لینک به یادداشت در فردارسانه
www.fardaresaneh.ir
@medialesson
🔸 روزنامهنگاریِ راهحلمحور راهی برای حل اساسی مشکلات
#با_ویدئو_ببینید
سعید درویشی (فردارسانه) - در اروپا و امریکا، روزنامهنگاری راهحلمحور یکی از شاخصهای آزادی مطبوعات است.
روزنامهنگاران در سبک روزنامهنگاری راهحلمحور فقط به خودِ «مشکل» نمیپردازند بلکه گزارش میدهند که «چگونه با این مشکل مقابله میشود» و چه تلاشهایی برای حل آن در جریان است. این کار به معنای خوشبینبینیِ بیدلیل نیست. روزنامهنگاران در این حوزه، پاسخها و تلاشها را به صورت عمیق بررسی میکنند و از بیان نقاط ضعف و کاستیهای آن راهحلها نیز ترسی ندارند. یعنی فقط جنبههای مثبت را نمیگویند، بلکه نگاه علمی و انتقادی را هم حفظ میکنند.
🔸تهیه و ترجمه ویدئو: فردارسانه
www.fardaresaneh.ir
#روزنامهنگاری #روزنامه_نگاری_راه_حل
🔸دوازده فرمت جدید خبرنویسی
جیکوب گرینجر – www.journalism.co.uk
فردارسانه– «هرم وارونه» را فراموش کنید. در عصر دیجیتال، روشهای بسیار متنوعی برای روایت یک داستان خبری وجود دارد؛ از بومیسازیِ زمینهای و رتبهبندیها گرفته تا راهنماهای سریع، روایتهای بازگشتی و بسیاری موارد دیگر.
فرمت خبری دقیقاً چیست؟
بهطور معمول، فرمت خبری همان شیوه یا سبکی است که یک مطلب خبری با آن نوشته میشود.
فرمت سنتی، «هرم وارونه» است: چه کسی، چه چیزی، کجا، کِی و چرا؛ همگی در پاراگراف اول (لید) داستان گنجانده میشوند. این میراثی از دوران روزنامههای چاپی با فضای محدود ستونهاست که مهمترین اطلاعات را در صدر مطلب قرار میداد و سپس به ارائه جزئیات و پسزمینه میپرداخت.
اما محتوای خبری دیجیتال، آزادی عمل و خلاقیت بیشتری به ما میدهد. بیایید نگاهی به برخی از این فرمتها بیندازیم.
۱ – سبکهای خبری سفارشی: «ایجاز هوشمند» و «سِمافرم»
در سال ۲۰۱۶، وبسایت خبری آمریکایی آکسیوس نگاهی بسیار ساختارشکنانه به نحوه خوانش اخبار ارائه داد. آنها سبک اختصاصی خود را با نام «ایجاز هوشمند» ایجاد کردند که ایدهاش «گفتنِ بیشتر با کلمات کمتر» است.
مقالات آکسیوس با این سبک نوشته میشوند: اطلاعات در قالب بولتپوینتها، زیرِ مجموعهای از تیترهای فرعیِ پرکاربرد طبقهبندی میشوند؛ عناوینی مثل «چرا اهمیت دارد»، «زمینه»، «هشدار»، «تصویر بزرگ» و غیره. به اینها «آکسیوم» میگویند و پشت این سبک، تحقیقات کاربری و علوم رفتاری قابلتوجهی نهفته است. در اصل، این فرمت برای «اسکن سریع» اطلاعات بهینه شده است.
متن کامل مقاله در فردارسانه
www.fardaresaneh.ir
@medialesson
#خبرنویسی
🔸 سندیت عکس یا استعاره طرح؛ بازتعریف صفحه یک در همشهری
www.fardaresaneh.ir
🔸رسانه کاغذی هنوز حال آدم را خوب میکند
www.fardaresaneh.ir
🔸محمدعلی آقازاده الستی: آیا دیگری بهتر از جبلی عمل خواهد کرد؟
www.fardaresaneh.ir
🔸 مهرداد خدیر: به مدیریت جبلی نمره ۵ میدهم
مرجان بهبهانی (فردارسانه) – مهر ماه امسال دوره پنج ساله ریاست پیمان جبلی در سازمان صداوسیما به پایان میرسد و او به گمان رسانهها، صندلی ریاست رسانه ملی را به شخص دیگری خواهد سپرد. فردارسانه بدون پیشبینی پایان یا تمدید دوره ریاست جبلی در صداوسیما، در گفتوگو با مدیران رسانهها، کارنامه او را بررسی کرده است.
مهرداد خدیر که در چند روزنامه، سردبیر، معاون سردبیر و دبیر تحریریه بوده است، درباره عملکرد پیمان جبلی به فردارسانه گفت: «به نظر من آقای جبلی ضعیفترین رئیس سازمان صداوسیما در تاریخ جمهوری اسلامی بوده است. اگر بخواهم به ایشان نمرهای بدهم، نمره ۵ میدهم. بسیار متاسفم که حاصل عملکرد ایشان با استفاده از بودجه عمومی، موجب نارضایتی همگان شده است. من خودم پیش از دوره مدیریتی ایشان، در رادیو برنامه اجرا میکردم؛ اگرچه هیچگاه موقعیت رسمی و استخدامی در سازمان (صداوسیما) نداشتم، اما با فضای این مجموعه آشنا هستم. اکنون از طریق دوستانی که در آنجا مشغول به کار هستند، میدانم که این مقطع بدترین دوران رسانه ملی است. دغدغه من این است که نادیده گرفتن سلایق حداکثری مردم، موجب سوق دادن مخاطبان به سمت رسانههای خارجی شده است و تعجب میکنم که چطور فعالیت ایشان همچنان ادامه پیدا کرد. پس از جنگ ۴۰ روزه تصور میکردیم با عملکرد مثبت ایشان و تیمشان و مقاومت سازمان، شرایط تغییر کند؛ اما باید دید که آیا توانستند مرجعیت رسانهای خود را حفظ کنند؟ واقعیت این است که نتوانستند نگاه مردم را از رسانههای معاند برگردانند. رهبری شهید نیز همواره تاکید داشتند که انتصاب یک رئیس، لزوما به معنای تایید تمامی عملکردهای او نیست. اگر امکان حضور شورای سرپرستی وجود داشت یا نظارت و قدرت قوا بر سازمان افزایش پیدا میکرد، شاید شرایط بهتری رقم میخورد. اجمالا باید گفت یک مدیر باتدبیر باید به رئیسجمهور منتخب مردم احترام بگذارد و برای همه طیفها و تمام ردههای سنی، برنامههای سرگرمی متنوعی تولید کند. مشکل اینجاست که با حضور «ساترا»، این ساختار نهتنها خود قادر به ایجاد سرگرمی برای فرزندان ما نیست، بلکه قدرت جذب مخاطب در شبکه نمایش خانگی را هم محدود میکند. صداوسیما روزی میتواند چهرهای واقعا ملی به خود بگیرد که از موضع فراقوهای خارج شود. البته نمیخواهیم از دایره انصاف خارج شویم؛ واقعیت این است که ما به نوعی وارد دوره «پساتلویزیون» شدهایم و دیگر در فضای دهه ۶۰ و وجود تنها دو شبکه نیستیم. امروزه سلایق بسیار متنوع شده و گسترش شبکههای اجتماعی و فضای مجازی باعث شده هر فرد یک تلویزیون در جیب خود داشته باشد. با این حال، انتظار میرود که این رسانه در زمینه اطلاعرسانی، جانبداری یکطرفه را کنار بگذارد؛ چرا که هنوز در بسیاری از شهرها و روستاها، صداوسیما مرجعیت رسانهای دارد.»
www.fardaresaneh.ir
#مهرداد_خدیر #پیمان_جبلی #رئیس_صداوسیما
🔸رحمانیان: به جبلی نمره نمیدهم، در سناریوی تصمیمگیرندگان بازی میکند
بنت الهدی قدسیان سرشت (فردارسانه) – مهر ماه امسال دوره پنج ساله ریاست پیمان جبلی در سازمان صداوسیما به پایان میرسد و او به گمان رسانهها، صندلی ریاست رسانه ملی را به شخص دیگری خواهد سپرد. فردارسانه بدون پیشبینی پایان یا تمدید دوره ریاست جبلی در صداوسیما، در گفتوگو با مدیران رسانهها، کارنامه او را بررسی کرده است.
مهدی رحمانیان، مدیر مسئول روزنامه شرق درباره عملکرد پیمان جبلی به فردارسانه گفت: «من معتقدم آقای جبلی به تنهایی مدیر تلویزیون نیست؛ یعنی اگر بخواهیم دقیقا تعریفی از مدیریت ایشان ارائه دهیم باید بگوییم جبلی و شرکا یا رفقا. به گمان من ایشان تصمیم گیرنده اصلی در آنجا نیست. پس بنابراین نمرهای هم نمیتوان به ایشان داد، چون نمره را زمانی میدهند که ایشان خودش تصمیمگیرنده باشد و به معنای واقعی کلمه مدیر باشد. به نظر من آقای جبلی رسانه را میفهمد ولی با شناخت نسبی که من از ایشان دارم و یک زمانی هم به خود ایشان گفتم، مشکل اساسی این است که خودش تصمیمگیرنده نیست، برایش تصمیم میگیرند و ایشان در سناریوی تصمیمگیرندگان بازی میکند. از این حیث نمیتوان به ایشان نمره مدیریتی داد، چون مدیر و مدیریت تعریف متفاوتی دارد و یکی از مهمترین تعاریف مدیریت این است که مدیر کسی است که تصمیم میگیرد و آقای جبلی تصمیم نمیگیرد. این امر پاشنه آشیل ایشان شده است و شخصیت رسانهایاش را هم زیر سوال برده است. واقعا حیف است. بنابراین به نظر من نمیتوان به ایشان نمرهای داد.»
مدیر مسوول روزنامه شرق درباره اینکه این تیم، صداوسیما را به چه سمت و سویی برده است، افزود: «مهمترین سرمایه یک رسانه مخاطبش است و سازمان صدا و سیما در این سالها نهتنها مخاطبگریز بود، بلکه مخاطبستیز بود. از نظر من این آفت بزرگی برای یک رسانه است و صدا و سیما متاسفانه دچار این آفت شده است.»
عکس: مهلا زمانی
www.fardaresaneh.ir
#مهدی_رحمانیان #پیمان_جبلی
#رئیس_صداوسیما
🔸 بهروز بهزادی: رئیس صداوسیما رقص را باید بشناسد حتی اگر پخش نکند
بنت الهدی قدسیان سرشت (فردارسانه) – مهر ماه امسال دوره پنج ساله ریاست پیمان جبلی در سازمان صداوسیما به پایان میرسد و او به گمان رسانهها، صندلی ریاست رسانه ملی را به شخص دیگری خواهد سپرد. فردارسانه بدون پیشبینی پایان یا تمدید دوره ریاست جبلی در صداوسیما، در گفتوگو با مدیران رسانهها، کارنامه او را بررسی کرده است.
بهروز بهزادی، مدیرمسئول روزنامه اعتماد، درباره عملکرد پیمان جبلی به فردارسانه گفت: یک مشکل مربوط به آقای جبلی و مشکل دیگر قوانین ماست. مشکل قوانین این است که اصولا رادیو و تلویزیون در یک مملکت اگر دولتی شود، آن هم از جنس حکومتی، یعنی سالهای سال فقط حکومت یک نماینده در آنجا داشته باشد، و مجلس هم یک نماینده، که اینها هم نتوانند کاری کنند و صداوسیما در واقع حکومتی باشد، چیزی بهتر از این درنمیآید. صدا و سیما باید یک رسانه باشد، به ملزومات رسانه معتقد باشد، به مسائل سیاسی جامعه اعتقاد داشته باشد، اپوزیسیونها را خوب بشناسد، مملکت را خوب بشناسد و در راه فرهمندی و پیشرفت مملکت قدم بردارد. به مردم هم اعتقاد داشته باشد، برای مردم کار کند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، خواهی نخواهی قواعدی که الان هست کنار گذاشته میشود. آقای جبلی هیچ وقت این کاره نبودند. یک آدمی باید باشد که ساخت رسانه، ساخت خبر، تحلیل و انتقاد را بشناسد. صداوسیما، رسانهای است که با هنر سر و کار دارد، پس ساختار هنرهای مختلف را بشناسد، از کتاب نوشتن تا موسیقی اصیل ما، تئاتر و حتی رقص را، حتی اگر نخواهد به دلیل قوانین اسلامی پخش کند، بشناسد. اینها را هم ایشان نمیشناسد. در نتیجه چه نمرهای میخواهیم به ایشان بدهیم؟ ما باید نمره را به کسی بدهیم که تحصیل کرده این کار باشد. قوانین هم قوانین خوبی باشد. بعد بگوییم نتوانست از تحصیلاتش استفاده کند و از قوانین بهره ببرد. قوانین هم یک چیز تحمیل شده است. همین سایتی است که شما دارید و ما در روزنامه داریم. چیز خیلی عجیبی نیست. چون برای مردم منتشر میشود و آنجا برای جمع کثیری از مردم؛ وقتی که نمیتواند این جمع کثیری را راضی کند و حتی آنها را عصبانی میکند، این مشکلات خودش نشان می دهد که نه قانون درستی وجود دارد نه آدمی که در این زمینه تحصیل کرده باشد. بعد مثلا آقای جبلی در سیاست خیلی کاربلد باشد پس باید شغل سیاسی داشته باشد که بتواند به مملکت خدمت کند.
عکس: ایرنا
www.fardaresaneh.ir
@medialesson
#بهروز_بهزادی #پیمان_جبلی #صداوسیما
🔸 امیرحسین خیرخواه: مخاطب برایم مهمتر از سوژه است
مرجان بهبهانی (فردارسانه) – امیرحسین خیرخواه، عکاس ورزشی، به مناسبت روز جهانی عکاسی به پرسشهای فردارسانه درباره سوژه و مخاطب و خط قرمزهایی که ندارد، پاسخ داد. بخشهایی از مصاحبه او را در زیر میخوانید.
- با عکس نمیتوان دروغ گفت. عکس حقیقت را منتشر میکند؛ یعنی عکس تنها چیزی است که واقعیت را لو میدهد و عکاس باید جسارت انتشار آن را داشته باشد.
- در جام باشگاههای آسیا، عکسی از دو بازیکن پرسپولیس گرفتم که جلوی چشم آقای دایی یکدیگر را کتک میزدند. علی دایی بیتفاوت نگاه میکرد؛ همانطور که روی نیمکت نشسته بود. اما سرپرست تیم، آقای خوردبین، و بقیه عوامل فنی داشتند آنها را از هم جدا میکردند. بعدها همان عکس آنقدر مشکلساز شد که حبیب کاشانی، علی دایی را به کمیته انضباطی باشگاه خواست و گفت: «تو چه مسئولیتی داشتهای که این اتفاق میافتد؟» این اتفاق در شهر ابوظبی، در کشور امارات، رخ داده بود و جدا از حذف پرسپولیس، انتقادهای زیادی را متوجه آقای دایی کرد که چرا نظم نیمکت و رختکن رعایت نشده است. به قول معروف، این چیزها با انتشار یک عکس اتفاق افتاد.
- من به واسطه اینکه در ۴۰ سالگی دوست دارم همچنان در چشم باشم و کارهایم دیده شود مخاطب برایم مهمتر است. به همین دلیل، خیلی وقتها حتی اگر از دوستانم که ورزشکار هستند عکسی بگیرم، یعنی دوستان قدیمیای که شاید بیشتر از ۱۰، ۱۲ سال است میشناسمشان یا در اردوها با آنها بودهام یا در باشگاه با آنها بهعنوان عکاس همکاری کردهام، عکسهایی را که از آنها دیدهام و منفی بوده، بیرحمانه منتشر کردهام.
متن کامل گفتوگو در فردارسانه
www.fardaresaneh.ir
@medialesson
🔸سریال کارآگاه علوی (۳) از جمعه شب روی آنتن است
فردارسانه - سریال «کارآگاه علوی ۳» تولید مرکز سیمافیلم، از جمعه ۳۰ مردادماه، ساعت ۲۲:۱۵ به صورت هفتگی از شبکه یک سیما پخش میشود.
منبع: صداوسیما
www.fardaresaneh.ir
🔸 پاسخ مدیرمسئول همشهری به فردارسانه: همشهری تخصصی نیست
بنتالهدی قدسیان سرشت (فردارسانه) – در حالی که همشهری پیش از این یک روزنامه اجتماعی و فرهنگی شناخته میشد و سوژههای این حوزهها برای آن در اولویت قرار داشت اما اخیرا غلبه رویکرد سیاسی در صفحه اول همشهری مشهود است. محسن مهدیان، مدیرمسئول روزنامه همشهری، در خصوص این مسئله با فردارسانه گفتوگو کرده است. مدیرمسئول همشهری درباره اینکه آیا این تصمیم از سمت شهردار تهران بوده یا این رسانه به صورت مستقل این رویکرد را اتخاذ کرده پاسخی نداد.
مهدیان با بیان اینکه همشهری یک رسانه جامع است نه یک رسانه تخصصی، گفت: «رسانه جامع نمیتواند بخشی از واقعیت زندگی مخاطب را ببیند و بخش دیگر را نادیده بگیرد. نمیشود به مخاطب گفت مسائل شهری، اجتماعی و فرهنگی زندگیات را ببین، اما نسبت به سیاست، حکمرانی، جنگ، امنیت یا تصمیماتی که مستقیماً بر زندگیات اثر میگذارد بیاعتنا باش.»
🔸 جنگ، سیاست را در رسانه فربه کرده است
او افزود: «اساسا مرز روشنی میان سیاست و بسیاری از حوزههای دیگر وجود ندارد. بیکاری فقط مسئله اقتصادی نیست؛ آثار اجتماعی و فرهنگی دارد و به کیفیت حکمرانی نیز مربوط است. مسکن، مهاجرت، آموزش، آسیبهای اجتماعی و حتی بسیاری از مسائل شهری نیز بدون دیدن تصمیمات سیاسی و مدیریتی درست فهمیده نمیشوند. حذف سیاست، در بسیاری موارد یعنی ناقص دیدن مسئله.»
مدیرمسئول همشهری در پایان صحبتهایش با اشاره به شرایط جنگی کشور گفت: «وزن موضوعات در رسانه باید تابع وزن آنها در جامعه باشد. رسانه جامع به همه حوزهها سهم مساوی نمیدهد؛ متناسب با اهمیت وقایع به آنها وزن میدهد. طبیعی است در روزگاری که کشور با جنگ، تهدیدهای امنیتی و تحولات بزرگ منطقهای و بینالمللی مواجه است، سیاست در رسانه نیز فربهتر شود.»
لینک گفتوگو در فردارسانه
www.fardaresaneh.ir
#روزنامه #همشهری #محسن_مهدیان
🔸روایت عکاس اطلاعات از نامرئی بودن در شهر
www.fardaresaneh.ir
🔸بیست سال پس از ورود روزنامهها به عرصه ویدئو: آینده روزنامهنگاری
www.fardaresaneh.ir
🔸 کانون توجه بر هنر مصاحبه
عکس از متن اصلی گزارش در www.niemanstoryboard.org
www.fardaresaneh.ir
🔸وقتی «افق» رسانه از حقیقت دور میشود
www.fardaresaneh.ir
🔶️ چرا زنان روزنامهنگاری را ترک میکنند؟
فردارسانه - پژوهش مشترک و جدید بیبیسی مدیا اکشن و سه موسسه پژوهشی دیگر در انگلیس، به این پرسش پاسخ داده است.
🔶️ تهیه و ترجمه ویدئو: پایگاه خبری-اختصاصی فردارسانه
www.fardaresaneh.ir
@medialesson
#زنان_خبرنگار #روزنامهنگاری
🔸 سندیت عکس یا استعاره طرح؛ بازتعریف صفحه یک در همشهری
سعید درویشی (فردارسانه) – روزنامه همشهری ماههاست که گرافیک صفحه یک خود را از سنت به مدرنیته تغییر داده و «طرح» را جانشین «عکس» کرده است تا نگاه مخاطب را در ویترین دکه و روی صفحه وب جلب کند. اما این رویکرد چه امتیازات و ضررهایی برای یک روزنامه دارد؟
همشهری بهجای عکس خبری، از طراحی، کولاژ و اینفوگرافیک مفهومی استفاده میکند؛ تکنیکی که در مطبوعات اروپا ریشه دارد و همشهری آن را بومیسازی کرده است.
نقطه قوت این الگو، ارتقای جذابیت بصری، انتقال سریع عقیده سردبیری و تحریریه به بیننده مطلب و قابلیت ترکیب آمار با پیامهای سوژه است که صفحه یک را به یک پوستر مفهومی تحلیلی تبدیل میکند.
در عین حال، توجه به آسیبهای احتمالی این رویکرد نیز باید مد نظر قرار گیرد. نخست اینکه حذف عکس مستند خبری، وظیفه ثبت واقعیت را از صفحه اول میگیرد.
دوم؛ گرفتار شدن در دام شلوغی بصری، برجستهسازی شعاری دادهها و تقلیل روایتهای پیچیده به نمادهای سادهانگارانه، از خطرات جدی این سبک است. در نهایت، تکرار مداوم این فرم میتواند حس یکنواختی در چشم بیننده ایجاد کند و ارزش تازگی آن را کاهش دهد.
سیاست همشهری گامی قابل قبول برای بازتعریف کارکرد روزنامه چاپی در عصر دیجیتال است، اما پایداری و اثربخشی آن در درازمدت بستگی به این دارد که چگونه میان استعارههای گرافیکی تعادل به وجود آورد و از شلوغی بصری پرهیز کند.
www.fardaresaneh.ir
#روزنامه #همشهری #گرافیک
🔸رسانه کاغذی هنوز حال آدم را خوب میکند
سعید درویشی (فردارسانه) – امشب وقتی از قطار مترو پیاده شدم آقایی جوان، عینکی، با شلوار جین و تیشرت سفید را دیدم که هفتهنامه امید جوان در دست داشت. نظرم جلب شد که هنوز رسانه کاغذی مشتری دارد.
از کنار هم گذشتیم. چند متر که از مرد دور شدم، دلم گفت برگرد با او صحبت کن.
سرم را برگرداندم، خوشبختانه از مترو بیرون نرفت. کمی جلوتر روی یکی از صندلیهای زرد رنگ نشست.
به سویش رفتم. خودم و فردارسانه را معرفی کردم.
پرسیدم برایم جالب بود که امید جوان میخوانید. حالتی غرورانگیز روی لبها و صورتش نشست.
گفت:« ۲۰ سال است میخوانم».
پرسیدم: امید جوان؟ گفت: «بله».
ادامه داد: «قبلا آفتاب یزد میخواندم و زمانی هم که اوضاع کمی خوب بود شرق میخواندم.»
پرسیدم چرا رسانه مکتوب میخوانید؟ امید جوان سایت و کانال هم دارد؟ گفت بله. از روی صندلی بلند شد، امید جوان را برگرداند تا در شناسنامه هفتهنامه در صفحه آخر، آدرس وبسایت آن را به من نشان دهد.
باز پرسیدم چرا رسانه مکتوب میخوانید؟ این بار خوشحالی روی صورتش نقش بست.
با لبخندی گفت: «بوی کاغذ حس خوبی میدهد، حال خوب کن است، وقتی ورق میزنم یک جور نوستالژیک است.»
پرسیدم چند سال دارید؟ جواب داد: «حدود ۵۰ سال». اما ۵۰ ساله به نظر نمیرسید پرسیدم متولد چند هستید؟ گفت: ۵۷ و بلافاصله با خندهای معنادار ادامه داد: «بچه انقلاب».
آدرس فردارسانه را به او دادم. خداحافظی کردیم و مانند اول این داستان واقعی دوباره نظرم جلب شد. نظرم جلب شد که هنوز آدمهای عاشقی هستند که بوییدن معشوقی به نام کاغذ روزنامه و دست کشیدن روی آن را با لمس صفحه مجازی گوشی تلفن همراه عوض نمیکنند.
لینک گزارش در فردارسانه
www.fardaresaneh.ir
#روزنامه #هفته_نامه #کاغذ_روزنامه
🔸محمدعلی آقازاده الستی: آیا دیگری بهتر از جبلی عمل خواهد کرد؟
مرجان بهبهانی (فردارسانه) – مهر ماه امسال دوره پنج ساله ریاست پیمان جبلی در سازمان صداوسیما به پایان میرسد و او به گمان رسانهها، صندلی ریاست رسانه ملی را به شخص دیگری خواهد سپرد. فردارسانه بدون پیشبینیِ پایان یا تمدید دوره ریاست آقای جبلی در صداوسیما، در گفتوگو با استادان علوم ارتباطات و مدیران رسانهها، کارنامه او را بررسی میکند.
محمدعلی آقازاده الستي، عضو هیئت علمی واحد تهران مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی در گروه مطالعات فرهنگی و رسانه، درباره عملکرد پیمان جبلی به فردارسانه گفت:
_ هر مدیری در رسانه ملی باید بداند که اخبار و اطلاعات باید به طور یکدست و شفاف به مخاطبان برسد، حتی صداهای مخالف؛ چون غیر از بینندگان و شنوندگان داخلی و وطندوست، رسانههای داخلی توسط دشمنان خارجی و معاند هم رصد میشود و در نوع واکنش دشمنان موثر است.
- اگر با نگاه حرفهای رسانهای بخواهیم به ایشان نمره بدهیم من از ۱ تا ۲۰ به ایشان نمره ۹ میدهم.
- چون نگاه منصفانه داریم عملکرد رسانه ملی در دو جنگ سال گذشته، بسیار خوب و در انتشار روحیه مقاومت موفق بود. صداوسیما با پایداری در آسیب بخشهایی از ساختمان شیشهای و شهید و مجروح شدن تعدادی از عزیزانِ مشغول در سازمان، توانست اقتدار رسانه ملی را حفظ کند و شکست متصور ایران را برای دشمن خنثی سازد.
- مشکلی تاریخی و همیشگی در جامعه ما وجود دارد و آن اینکه گاهی ما میدانیم که چه چیز داریم و از آن راضی نیستیم اما نمیدانیم چه چیز میخواهیم، از وضع موجود راضی نیستیم اما اگر از ما بپرسند چگونه باید باشد نمیتوانیم نسخه صریح و جامعی ارائه کنیم. در مورد مدیریت آقای جبلی هم همین گونه است، یعنی ممکن است که تمایلی به ابقای دوباره ایشان وجود نداشته باشد اما آیا تضمینی هست فرد دیگری بیاید که بهتر عمل کند یا حداقل از نظر فنی و حرفهای آسیبی به رسالت رسانه ملی در کشور نزند؟»
متن کامل گفتوگو در فردارسانه
www.fardaresaneh.ir
#الستی #پیمان_جبلی #رئیس_صداوسیما
🔸 وقتی روزنامهها بوی بنزین میدهند: ترجمه بحران به ۵ زبان بصری
مریم سلیمی، مدرس سواد بصری
فردارسانه - ماجرای بنزین در این چند روز فقط یک خبر اقتصادی نبود. صفها، شایعهها، خبرهای متناقض و نگرانی از سرایت هزینه سوخت به زندگی روزمره، پیش از آنکه تصمیمی قطعی شکل بگیرد، تصویری از یک بحران در ذهن جامعه ساخت. در نهایت، سخنگوی دولت اعلام کرد که سهمیههای بنزین با نرخهای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومان بدون تغییر حفظ میشوند و تاکنون تصمیمی برای افزایش قیمت گرفته نشده است.
صفحه اول روزنامههای «امتیاز»، «سازندگی»، «همشهری»، «صمت» و «کائنات» در روایت تصمیم دولت در خصوص بنزین، برخوردهای بصری متفاوتی داشتند که در ادامه به آنها اشاره میشود.
متن کامل گزارش در فردارسانه
www.fardaresaneh.ir
#روزنامه #تیتریک #بنزین
🔸مهرداد خدیر: به مدیریت جبلی نمره ۵ میدهم
www.fardaresaneh.ir
🔸رحمانیان: به جبلی نمره نمیدهم، در سناریوی تصمیمگیرندگان بازی میکند
www.fardaresaneh.ir
🔸 بهروز بهزادی: رئیس صداوسیما رقص را باید بشناسد حتی اگر پخش نکند
www.fardaresaneh.ir
🔸امیرحسین خیرخواه: مخاطب برایم مهمتر از سوژه است
www.fardaresaneh.ir
🔸 پاسخ مدیرمسئول همشهری به فردارسانه: همشهری تخصصی نیست
www.fardaresaneh.ir
🔸 روایت عکاس اطلاعات از نامرئی بودن در شهر
مرجان بهبهانی (فردارسانه) – امروز روز جهانی عکاسی است. مجید شادماننژاد، عکاس باسابقه روزنامه اطلاعات، قدیمیترین روزنامه ایران، در گفتوگو با فردارسانه درباره نقشهای یک عکس در جامعه، خط قرمزهایش در عکاسی و ... صحبت کرده است.
یک عکاس خبری و مطبوعاتی چطور میتواند مانند یک خبرنگار، به حل مشکلات جامعه کمک کند؟
اگر خبرنگار با محدودیتهای فرهنگی روبهرو نباشد، میتواند با تکیه بر تجربه خود در حوزه فعالیتهای فرهنگی، بهراحتی وارد موضوع شود و از طریق انجام و انتشار یک مصاحبه، به فردِ گرفتارِ مشکل در جامعه کمک کند. بااینحال، در عمل، عبور از خط قرمزهایی که دولت آنها را سیاسی تلقی میکند، برای خبرنگاران بسیار دشوار است. البته طرح مشکلات مردم در مطبوعات و خبرگزاریها نیز همیشه کارساز نیست؛ همانطور که عرض کردم، اگر خبرنگاری بخواهد مشکلات را بهصورت اساسی و ریشهای در جامعه مطرح کند، با دشواریهای بسیاری مواجه میشود و گاه ناچار است گزارش خود را با محدودیتهایی منتشر کند یا از کیفیت و صراحت آن بکاهد. در عکاسی، تصویر میتواند پیام خود را مستقیم و بیواسطه منتقل کند، اما قلم در شرایط کنونی تا حد زیادی کیفیت و اثرگذاری خود را از دست داده است.
خط قرمزهای شما در عکاسی خبری چیست؟
خط قرمز و محدود بودن عکاسان خبری این است که مردم در سطح جامعه نگرانیهای فراوانی را احساس میکنند و با توجه به اینکه دولت برای عکاسان خبری هیچ امتیاز مثبتی را در جامعه و نیروهای امنیتی تعریف نکرده و دوربین عکاسی برای مردم جامعه سلاح دیده میشود و با خبرنگاران در جامعه امروزی برخوردهای نامناسب میشود، کارت خبرنگاری نه برای مردم معنا دارد و نه برای نیروهای امنیتی. کارت خبرنگاری و مجوز سطح شهر تا زمانی که اتفاقی نیفتاده مجوز فقط نام خودش را دارد. عکاسان خبری اکثر اوقات در سطح شهر باید پنهانی و نامرئی عکاسی کنند، اگر عکاس خبری چه مطبوعاتی و چه از طرف خبرگزاریها، اگر از مردم سطح شهر عکس گرفته باشد یا باید رضایت بگیرد و یا عکس مورد نظر را پاک کند، در غیر این صورت باید با ماموران انتظامی مشکل خود را حل کند، بنابراین نه کارت خبری و نه کارت وزارت ارشاد و نه مجوز سطح شهر هیچ مصونیتی برای عکاس ندارد. و واقعا عکاسان خبری با مشکل جدی شغلی دست به گریبانند. برای بنده که 35 سال است عکاس خبری هستم. چند سالی بود که امکان نداشت هنگام عکاسی در سطح شهر با نیروی انتظامی راهی کلانتریها نباشم و نهایتا مجبورم گزارشهای تصویری را پنهانی و سریع پاک کنم و از آن منطقه دور شوم. ما صنفی به نام انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی ایران داریم که بنده سالها دبیر آن انجمن بودم ولی نتوانستیم با وزارت ارشاد به راهکاری دست یابیم که در مقوله عکس و عکاسی خبری به موفقیتی دست یابیم و از این انجمن فقط نامی باقیست. ان شاء الله با تمهیدات دولت و نیروهای امنیتی امیدوارم شرایط را برای عکاسان خبری مشکلگشا کنند.
برای شما سوژه مهم است یا مخاطب عکس؟ یعنی در هر شرایطی، مثلا سوانح، حاضرید محرمانهها و مسائل شخصی سوژه را فدای جذب مخاطب کنید؟
برای عکاس خبری هم سوژه مهم است و هم مخاطب. ولی اگر شرایط مناسب باشد و عکاس خبری محدود نباشد و تجربه او مشکلات صحنه را ببیند بستگی به سوژه و شرایط دارد. اگر تعریف درستی از صحنه عکاسی باشد بهتر میتوان توصیه منطقی داد. ولی اگر مثلا تصادف شدیدی باشد و عکاس قبل از نیروی انتظامی در صحنه جرم باشد به محض ورود ماموران انتظامی باید صحنه را ترک کند وگرنه باید تاوان شغلاش را بدهد. این قصه برای همه عکاسان تعریف شده است.
آیا هوش مصنوعی به عکاسی خبری لطمه زده است؟
هوش مصنوعی، هم کمک کرده و هم متاسفانه برخی افراد به جهت ابزار جدید و آسیب زدن به این هنر قدیمی مبادرت کردهاند و افرادی هم به جهت کمک گرفتن و زیبایی، استفاده بهینه از هوش مصنوعی کردهاند. امید است افراد صالح و هنرمند با افرادی که از هوش مصنوعی استفاده ابزاری منفی میکنند برخورد صنفی کنند تا شاهد معضلات عکاسی در سطح جامعه نباشیم.
لینک گفتوگو در فردارسانه
www.fardaresaneh.ir
#عکاسی #عکاس_خبری
🔸 بیست سال پس از ورود روزنامهها به عرصه ویدئو: آینده روزنامهنگاری
دکتر دیوید دانکلی گیما
دانشیار رسانه و روزنامهنگاری شبکهای در دانشگاه کاردیف
منبع: www.journalism.co.uk
(متن اصلی با حفظ نکات کلیدی و جملات محوری، در فردارسانه خلاصه شده است)
فردارسانه - امسال بیستمین سالگرد یکی از رادیکالترین تحولات مطبوعات بریتانیا است: گذار از روزنامهنگاران کاغذی به روزنامهنگاران ویدئویی.
با گذشت دو دهه از این تحول، پرسش بنیادین این است که چه چیزی باید جایگزین قالبهای قدیمی شود. در حالی که فناوری، پلتفرمها و مخاطبان بهشدت دگرگون شدهاند، «بسته خبری تلویزیونی» که میراث دوران «کمبود اطلاعات» در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ است، همچنان به عنوان فرم غالب روایت بر فضای رسانهای سلطه دارد. این استمرار نشان میدهد که گذار از متن به تصویر، لزوما به معنای گذار از ساختارهای روایی قدیمی به زبانهای جدید نبوده است.
روزنامهها به سمت ویدئو رفتند، پهنای باند امکان توزیع آنلاین را فراهم کرد و روزنامهنگاران مهارتهای فیلمبرداری و تدوین را آموختند. اما با ورود به عصر دیجیتال، چالشها از سطح ابزار فراتر رفت. جهان از وضعیت «کمبود اطلاعات» به عصر «فراوانی اطلاعات» رسیده است و در این میان، «توجه مخاطب» به کالایی کمیاب و بحرانی تبدیل شده است. روزنامهنگاری امروز با حجم عظیم اطلاعات نادرست، محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی و پدیده «اجتناب از اخبار» روبهرو است؛ وضعیتی که در آن مخاطبان نه تنها اشباع شدهاند، بلکه فعالانه از اخبار فاصله میگیرند.
در این میان، مفهوم «روزنامهنگاری سینمایی» (Cinema Journalism) مطرح میشود. این مفهوم نباید با «روزنامهنگاری با فیلمبرداری بهتر» اشتباه گرفته شود؛ بلکه یک «روش طراحی» برای گسترش جعبهابزار روایت داستان است. روزنامهنگاری سینمایی با بهرهگیری از ظرفیتهای سینما در زمینههای «توجه، غرقشدگی، دیدگاه و حافظه»، تلاش میکند پیوندی عمیقتر با مخاطب برقرار کند. این رویکرد، جایگزینی برای گزارشگری سنتی نیست، بلکه تکمیلکننده آن است؛ چرا که گزارشگری سنتی برای سرعت، شفافیت و انتقال فوری اطلاعات طراحی شده است، در حالی که روزنامهنگاری سینمایی به دنبال پاسخ به پرسشی متفاوت است: «نه فقط اینکه مخاطب چه میداند، بلکه اینکه چه چیزی را به خاطر میسپارد؟»
این پیوند میان روایت و حافظه، ریشههای خود را در تاریخ سینما مییابد. از فیلمهای کوتاه و بصری «لوئی لومیر» در سال ۱۸۹۵ تا تکنیکهای مدرن، همواره تلاش بر این بوده که تصویری خلق شود که فراتر از یک گزارش ساده باشد. بسیاری از ویژگیهایی که امروزه در پلتفرمهای جدید مانند تیکتاک مشاهده میکنیم، از جمله ضرباهنگ بصری قوی، روایتهای بدون صدا و توالیبندی تصویری، در واقع بازگشت به همان اصول بنیادین روایت هستند که سینما طی بیش از یک قرن آنها را صیقل داده است. روزنامهنگاری سینمایی در واقع به دنبال بازگشت به این توانایی است: خلق تجربهای که در ذهن مخاطب رسوخ کند.
بنابراین، مسئله اصلی روزنامهنگاری در قرن بیست و یکم، دیگر صرفاً دسترسی به اطلاعات نیست، زیرا اطلاعات در این عصر فراوان و در دسترس است. چالش واقعی، طراحی روایتی است که بتواند در میان هیاهوی اطلاعاتی و بیتفاوتی مخاطب، جایگاهی برای خود باز کند. اگر بخواهیم تفاوت دو عصر را در یک عبارت خلاصه کنیم، باید گفت: «چالش تعیینکننده روزنامهنگاری قرن بیستم، ارائه اطلاعات بود. چالش تعیینکننده روزنامهنگاری قرن بیست و یکم، ممکن است خلق حافظه باشد.»
جستجو برای یافتن این زبان روایی جدید، نیازمند بازنگری در آموزش، شیوههای تولید و ساختار اتاقهای خبر است. روزنامهنگاری سینمایی به عنوان یک متدولوژی، فرصتی برای روزنامهنگاران فراهم میکند تا از بند قالبهای صلب و قدیمی رها شوند و ابزارهای خود را برای خلق تجربههایی که ارزش به خاطر سپردن دارند، گسترش دهند. در نهایت، آینده روزنامهنگاری در گروی توانایی آن در تبدیل شدن از یک «ارائهدهنده خبر» به یک «خالق تجربه و حافظه» است.
لینک مقاله در فردارسانه
www.fardaresaneh.ir
#آینده_روزنامهنگاری #روزنامهنگاری_سینمایی
🔸کانون توجه بر هنر مصاحبه
نویسنده: کیم کراس
منبع: www.niemanstoryboard.org
فردارسانه – خانم کیم کراس (Kim Cross) نویسنده پرفروش «نیویورک تایمز» و خالق کتابهای «آنچه در طوفان ایستاده است» و «در پرتو تمام تاریکیها» است. او علاوه بر فعالیت به عنوان دبیر ارشد نشریه ساندی لانگ رید (Sunday Long Read) و دبیر همکار نشریه فود اند واین (Food & Wine)، درس «نگارش گزارشهای ویژه» را در مقطع کارشناسی ارشدِ دانشکده توسعه هاروارد، مرکز ادبی لری مکمورتی در تگزاس و اردوی نویسندگی ساوتوث در آیداهو تدریس میکند.
مصاحبه برای نوشتن یک روایت، مانند جستوجو برای یافتن چیزی در یک انبار تاریک و مطلق با یک چراغقوه است. البته یک چراغقوه خوب؛ از آنهایی که میتوانید با چرخاندن سرِ آن، شکل و بُرد نور را تغییر دهید. با این حال، یافتن آنچه به دنبالش هستید، زمانبر و نیازمند فرآیندی حسابشده است.
در طول نزدیک به سه دهه فعالیت روزنامهنگاری، شامل دوران کارشناسی و کارشناسی ارشد، هرگز در کلاسی شرکت نکردهام یا کارگاهی ندیدهام که منحصراً بر «مصاحبه» تمرکز کرده باشد، و قطعاً نه بر الزامات خاصِ مصاحبه برای «داستانپردازی» در مقابل گزارشهای خبری ساده. این آموزشها وجود دارند، حداقل در چند جای خاص، اما زمانی که بیش از هر زمان دیگری به آنها نیاز داشتم، نمیدانستم چگونه پیدایشان کنم یا اینکه چقدر میتوانستم از آنها بیاموزم.
اکنون، پس از نوشتن سه کتاب روایتِ غیرداستانی و نگارش بسیاری از گزارشهای بلندِ مجلهای (Features)، به خوبی دریافتهام که مصاحبه برای انواع مختلف آثار، نیازمند رویکردها، مهارتها، روابط و ریتمهای متفاوتی است.
این موضوع بهویژه هنگام انجام «روایتهای بازسازیشده» (Reconstructed Narratives) اهمیت مییابد؛ یعنی روایتِ وقایع گذشتهای که شما نمیتوانید شخصاً شاهد آنها باشید. بازسازیِ زنده و باورپذیر، رکن اصلیِ بیشترِ روزنامهنگاری روایی است؛ از مقالات مجلهای گرفته تا کتابها، و حتی زمانی که میخواهید یک موقعیتِ آنی را در بافت (Context) کاملترِ زمانی قرار دهید.
گزارشگریِ غوطهورانه (Immersive reporting) بر صحنههای مشاهدهشده تکیه دارد، اما بررسیهای گستردهتر یا کاوش در وقایع گذشته، بر پایه «صحنههای بازسازیشده» بنا میشوند.
هر نویسنده روایتگر، فرآیند منحصربهفرد خود را دارد. اما پس از گفتوگو با تعدادی از نویسندگان متخصص در حوزه روایت، معتقدم یک روند کلی وجود دارد: از حالت کلی و باز به سمت حالت محدود و مشخص.
من در آثار خود و در دورههای روزنامهنگاری غیرداستانی که تدریس میکنم، این فرآیند را به چهار مرحله یا فاز اصلی (اما چندوجهی) تقسیم کردهام:
۱. پیش از مصاحبه (Pre-interviewing): برای یافتن و متمرکز کردن یک ایده داستانیِ قابل اجرا، شناسایی شخصیت اصلی و جمعآوری اطلاعات مورد نیاز برای ارائه یک طرح منسجم.
۲. مصاحبه برای ترسیم ساختار (Interviewing for arc): جهت مشخص کردن قوس روایی و تنشِ داستان، با تمرکز بر چالش یا مانعی که شخصیت اصلی با آن روبرو شده است.
۳. مصاحبه برای ترتیببندی (Interviewing for sequence): جهت ساخت یک خط زمانی از لحظات و صحنههای کلیدی که شخصیت یا موقعیت را از نقطه پیچیدگی عبور داده و از نقاط عطفی و تنشها به سمت گرهگشایی هدایت میکند.
۴. مصاحبه برای صحنهها (Interviewing for scenes): با داشتن یک زاویه دید و لنز دوربین مشخص (با قابلیت زوم کردن به داخل و خارج) برای ایجاد ساختار سینمایی و جزئیات دقیق.
لینک گزارش در فردارسانه
www.fardaresaneh.ir
#مصاحبه
🔸پایان روتوش در گفتوگوهای تلویزیونی رئیس جمهور؟
مرجان بهبهانی (فردارسانه) – گفتوگوی تلویزیونی اخیر رئیس جمهور با مردم، تجربهای بکر در رویکرد رسانهای دولت چهاردهم بود؛ گفتوگویی بدون روتوشهای مرسوم که در آن چهار روزنامهنگار و یک فعال مدنی، بیرون از نهاد ریاست جمهوری، پرسشهای چالشی خود را بیواسطه با مسعود پزشکیان در میان گذاشتند. سیدحسن بلاغی مبین، مدیرکل تولیدات رسانهای دفتر رئیس جمهور، در خصوص محتوای این گفتوگو، به پرسشهای فردارسانه پاسخ داده است.
گفتوگوی رئیس جمهور با مردم که اخیرا در چند قسمت از شبکه خبر پخش شد، این بار تفاوت آشکاری با برنامههای پیشین داشت و پیشرفت محسوسی را شاهد بودیم. چطور شد که تصمیم گرفتید گفتوگوی تلویزیونی رئيس جمهور، با طرح جدید ضبط و پخش شود؟
از ابتدای دولت چهاردهم بنا بر این شد در رویکردهای رسانهای به ویژه گفتوگوهای تلویزیونی ریاست محترم جمهوری تغییراتی ایجاد شود و گفتوگوهای رسانهای واقعی و بدون روتوشهای مرسوم باشد. در همین رابطه گفتوگوهای سه نفره با رئیس جمهور در دو مقطع انجام گرفت، مقطع اول آقایان معزی، ابطحی و گنجی با رئیس جمهور گفتوگو کردند و مقطع دوم هم آقایان شمسالواعظین، عبدالکریمی و جلاییپور روبهروی دکتر پزشکیان نشستند. این گفتوگوی اخیر هم در ادامه همان رویکرد و البته با هدف ارائه گزارش به مردم در آغاز سومین سال ریاست جمهوری دکتر پزشکیان توسط معاونت ارتباطات و اطلاعرسانی و اداره کل تولیدات رسانهای طراحی و اجرا شد.
سه مجری یا خبرنگار در پشت دوربین از رئيس جمهور پزشکیان سوال میکردند. آیا این افراد از خبرنگاران روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری بودند؟
سه نفر که نبودند، چهار روزنامهنگار به همراه یکی از فعالان مدنی در این گفتوگو حضور داشتند و سوالاتشان را پرسیدند، غیر از یک مصاحبهکننده، مابقی همکاران خارج از نهاد ریاست جمهوری و به عنوان روزنامهنگار و فعال مدنی حضور داشتند.
پرسشهای گفتوگو نیز کاملا مطابق با پرسشهای جامعه بود که بدون مصلحتاندیشی از رئيس جمهور پرسیده میشد و این گفتوگو را دلخواه مخاطب کرد. باز چطور شد به این نتیجه رسید که پرسشهای مصاحبه چالشی باشد؟
هدف این سوالات شنیده شدن همه صداهای سیاسی و اجتماعی کشور بود و تلاش شد در چارچوب همان ایده آقای رئیس جمهور باشد که صداهای مختلف را به رسمیت میشناسد و از آنها برای اداره کشور همراهی میخواهد. رویکرد کلی رسانهای معاونت ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیس جمهور در دولت چهاردهم، واقعبینی و صراحت بوده و تلاش شده در همه بستههای رسانهای که تدارک دیده شده این موضوع رعایت شود و در این گفتوگوی اخیر هم همین موضوع دیده میشود.
متن مصاحبه در فردارسانه
www.fardaresaneh.ir
#رئیس_جمهور #پزشکیان #تلویزیون