maryam_abasi_abri | Unsorted

Telegram-канал maryam_abasi_abri - .اَبری.

358

˒‌ نویسنده، داستان‌نویس ˓ 𓆝𓅩 - ' ' ' آبیِ غَمرَنگ؛ t.me/HidenChat_Bot?start=5737407194

Subscribe to a channel

.اَبری.

یکی می‌گفت: «چرا دیگه مثل قبل نمی‌نویسی؟ همه چی کوتاه و مختصره»
حقیقتا از اونجایی که دیگه حوصله‌ی خوندن متن‌های طولانی رو ندارم، متن‌های طولانی هم نمی‌نویسم. حس می‌کنم درطول روز به اندازه کافی از ذهن و چشمم کار میکشم، به اندازه‌ی کافی غم بهم تحمیل میشه که بعدش دیگه رمقی برام نمی‌مونه و همین حس رو هم نسبت به دیدگاه مخاطب دارم.
محرزِ که همه‌مون درگیریم، دغدغه داریم، روح‌مون خسته‌ست...
و دلیل کم‌کاری اخیرم همینه!
پس بر من ببخشید؛ اگر میل به زیستن و نوشتن رو گم کردم.
@maryam_abasi_abri

Читать полностью…

.اَبری.

روزت مبارك پسر؛
که هرچی زندگی سخت‌‌تر شد، تو قوی‌تر شدی.✨

Читать полностью…

.اَبری.

وطَن؟
نمی‌دانیم غمش پیرمان کرد
یا سیاست‌مدارانش...

- مریم عباسی

Читать полностью…

.اَبری.

کتابِ « کــــوچ » در سایت ایران‌کتاب مجدد شارژ شد.
برای تهیه‌ی کتاب با قیمت پایین‌تر، می‌تونید از این سایت اقدام به خرید کنید‌.
ممنون از هر دستی که کــــوچ رو برداشت و خوند𖹭

Читать полностью…

.اَبری.

بُگذار تَلَف شود
رویاهایی که در غیاب تو
قصد زیستن دارند
بُگذار جهان در اندوه خویش
بارها و بارها خورشید را طَواف کند
اگر سهم چشمی از تو
فقط تماشا باشد
ترجیح می‌دهم
دست از زندگی بردارم
چرا که خیالِ از تو بی‌نصیب مانده
منصبی هم در عالم ندارد . . .
#مریم_عباسی
@maryam_abasi_abri

Читать полностью…

.اَبری.

عزیزانی که کتاب رو خریداری کردید و به دست‌تون رسیده؛ خوشحال میشم درصورت تمایل، ازش عکس ارسال کنید برام و دیدگاه‌تون رو بگید. به عنوان یادگاری حتماً سیو‌شون می‌کنم و خیلی ارزشمنده برام.🤍

Читать полностью…

.اَبری.

به امید روزی که منم خبر چاپ کتابتو بخونم گل‌دختر، ممنونم از محبتت عزیز🤍

Читать полностью…

.اَبری.

به برخورد گلوله فکر می‌کنم؛ فکرم درد می‌کند‌.
به قلب خواهرت فکر می‌کنم؛ قلبم درد می‌کند.
به آن شب فکر می‌کنم
و آن ثانیه
که دستی به سمت ماشه رفت
تا تمام شوی از جهانِ ما
تا چشم‌های‌ پر از امیدت
بارها و بارها
کسانی که ماندند را
به سوگ بکشاند.

تولدت مبارک پسر ایران🖤
جاوید نام: #مهرداد_مشتاقی

Читать полностью…

.اَبری.

کسی که از اول نویسندگی، صفر و صدمو دیده؛ دختر خوش‌ذوق و خوش‌قلم.🤍
می‌بینم یه روزی موفقیتت رو...

Читать полностью…

.اَبری.

چیزی نمونده‌ دیگه . . .

Читать полностью…

.اَبری.

من به اندازه‌ی عَزیز بودنت ازت دلخور میشم، نه اشتباهت!

Читать полностью…

.اَبری.

جوانی؟
ما را یا به دار آویختند
یا گلوله‌باران کردند . . .

- مریم عباسی

🖤

Читать полностью…

.اَبری.

رازی برملا می‌شود
که چشمم به هوای دیدنت
آن‌سوی خیابان را نشانه می‌رود
که باد خساست به خرج می‌دهد
تا عطر تو
قبل از رسیدن به من
سهم عابران شود
تا که شعله‌ور‌تر شوم
وقتی می‌بینم دست‌هایت
در دلتنگی‌ام
با خیابان‌ها دست دارد . . .
#مریم_عباسی
@maryam_abasi_abri

Читать полностью…

.اَبری.

خواب دیدم موهایمان به دست باد رها بود و می‌خندیدیم.
می‌خندیدیم؟
چه واژه‌ی غریبی!
انگار هنوز کسي تیر نخورده بود، کسی زیر آوار مدرسه نمانده بود، کسی توی دریا غرق نشده بود، کسی در پادگان نسوخته بود.
انگار نمی‌دانستیم خاورمیانه کجاست و چرا فراموش کرده‌ایم زندگی کنیم‌.
انگار چشم‌هایمان فقط خوشی دیده بود و ذوق
نه جنازه و ماتم و گریه
نه گلوله و موشک و کاور.
ماه‌هاست که دسته جمعی فقط دوام می‌آوریم!
دسته جمعی غمگین می‌شویم
دسته جمعی به فرسودگی مشغولیم
مامان می‌خواهد که از امید بنویسم؛ اما نمی‌شود مامان‌جان.
نمی‌توانم از چیزی حرف بزنم که در من تمام شده . . .
نمی‌توانم آدم‌های خسته را رنجیده‌تر و غمگین‌تر کنم.
ما از وعده‌های واهی بریده‌ایم
از روزهای خوبی که نمی‌آیند
از معجزه‌ای که رخ نمی‌دهد
کافیست هرچه فریب خورده‌‌ایم. من ترجیح میدهم به همین غم مشغول باشم و خود را قانع کنم که جشن زندگی کسالت‌بار را تحمل کنم؛ که شاید آخرش نوبت رقصیدن ما هم شد، یا شاید هم همین آرزو را با خود به گور بردیم!
#مریم_عباسی
@maryam_abasi_abri

Читать полностью…

.اَبری.

ببخش اگه زخم‌های روانم نمیذاره آدم خوبی برات باشم.
@maryam_abasi_abri

Читать полностью…

.اَبری.

و کاش وقتی اَبر غم
به گلوی کوچکت می‌رسد
از یاد نبری شانه‌ای در کار نیست
و بهتر است بپذیری همیشه
قرار است در آغوش باد گریه کنی
زیرا رنج تنهاست و رنجور تنهاتر
@maryam_abasi_abri

Читать полностью…

.اَبری.

'¹¹⁷⁸⁰'🖤
نویسنده: #مریم_عباسی
گوینده: #مهدیه_سالاروند
@maryam_abasi_abri

Читать полностью…

.اَبری.

ما ادبیات دوست داشتیم
ما عاشق می‌شدیم
ما قدری احساس برای ادامه‌ی زندگی داشتیم؛ اما اکنون بر همه‌ی حس‌هایمان، قدری خستگی، مقداری ملال و یک مشت سردرگمی پاشید‌ه‌اند!
@maryam_abasi_abri

Читать полностью…

.اَبری.

ذوق دیدن عکس‌هایی که؛ اسم خودمو روی صفحه‌ی کتاب‌ها می‌بینم>>>>>

Читать полностью…

.اَبری.

درحال حاظر کتاب توی سایت ایران کتاب به اتمام رسیده، اگر مایل بودید از سایت‌های دیگه می‌تونید تهیه کنید، در غیر اینصورت منتظر باشید هرزمان که مجدد شارژ شد اطلاع میدم خدمت‌تون.🌱

Читать полностью…

.اَبری.

رسیده‌ام به تَنهایی
به دَست‌هایت
رسیده‌ام مثل نارنج‌های رامسر
مثل اَنارهای ساوه
و در چَشم‌ زَدنی
سُقوط خواهم کرد
اگر نچینی مَرا
از شاخه‌های دلتنگی . ‌. .
#مریم_عباسی
@maryam_abasi_abri

Читать полностью…

.اَبری.

بله خانم هایده: غم با ما زاده شده ما رو رها نمی‌کنه!
@maryam_abasi_abri

Читать полностью…

.اَبری.

مفتخرم از هم‌مسیر شدن با شما آقا یاسین خوش‌قلم✨

Читать полностью…

.اَبری.

کــــوچ؛
روایت عاشقانه‌هایی بی‌ثَمر، در جهانی که حوادثش، تقدیر را تغییر می‌دهد . . .
.
.
آنچه خواهید خواند روایت شماست و من تنها راوی آن هستم.
.
.
حاصل چهارسال مداوم خوندن و نوشتن، نُه ماه صرف تکمیل و بازنویسی داستان‌ها، ده‌ماه انتظار برای چاپ و عرضه‌ی کتاب.
ارزششو داشته؟ شک ندارم.
این رویایی که به حقیقت تبدیل شده، یه یادگاری کوچیکه از من، به جهانی که یه روزی قراره ترکش کنم.

.
امیدوارم از خوندنش لذت ببرید و برای ثانیه‌‌ای، احساسی که سعی داشتم بهتون منتقل کنم رو تجربه کنید.
.
.

برای سفارش و دریافت کتاب «کــــوچ» می‌تونید از سایت‌های مربوطه اقدام به خرید کنید:
https://www.iranketab.ir/book/196095-migration ;ایران کتاب


https://arvin-bookstore.com/books/single/2181792 ;کتاب آروین


https://tikbooks.ir/books/single/901364481 ;تیک‌بوک


https://share.google/frYf5csfEa6WriuB3 ;سی‌بوک

خرسند از همراهی‌ شما✨

@maryam_abasi_abri

Читать полностью…

.اَبری.

من فقط خواستم حسرتش به دلم نمونه!
وگرنه می‌دونستم همیشه اونی که میخوام نمیشه
می‌دونستم انقد طول می‌کشه تا ذوقم کور شه
می‌دونستم تهش جدا میشیم
می‌دونستم دیر میشه...
دیر میرسم، دیر می‌بینم، دیر میخرم.
می‌دونستم و باز تلاش کردم براش، باز تصورش کردم، باز رویا بافتم؛
چون تنها راه نجاتم همین بود!
#مریم_عباسی
@maryam_abasi_abri

Читать полностью…

.اَبری.

بیهوده‌ام اِنگار
مثل جنگل‌هایی که کبریت می‌شوند
برای سوزاندن کاغذها
و صَبر
از خمیدگی استخوان‌هایم بیرون زده
درست از لحظه‌ای که
میان من وَ تو
واوی اضافه شد
حالا؛
حتی اگر خواب‌هایم
رویای شیرین لبخندهای تو باشد
یقین بدان
که کابوس رفتنت را هم
مثل کودکی
که تا محو شدن رنگین‌کمان
خیره به آسمان می‌ماند
دَست از تَماشایت نمی‌کشم . . .
#مریم_عباسی
@maryam_abasi_abri

Читать полностью…

.اَبری.

فقط می‌دانم که جهان در رنجاندن ما کوتاهی‌ نکرد.

⁵'⁵'⁵

Читать полностью…

.اَبری.

ازم پرسید: چی باعث می‌شه یک نفر نویسنده بشه؟
گفتم: خیلی ساده ست. یا حرفاتو روی کاغذ می‌نویسی، یا خودتو از پل پرت می‌کنی پایین.

Читать полностью…

.اَبری.

حالم؟
جنوب است!
بی‌تاب، غَم‌زده
آشوب، آشوب، آشوب . . .
@maryam_abasi_abri

Читать полностью…

.اَبری.

گفت: «می‌خوام از این به‌بعد روزی 15ساعت کار کنم»
یعنی دیگه نمی‌رسم که هر روز برم باشگاه
دیگه نمی‌تونم آخر هفته‌ها برم کافه
دیگه وقت زیادی برای معاشرت با آدما رو ندارم
کمتر می‌خوابم
یعنی قراره سیگار بیشتری بکشم
کافئین بیشتری مصرف کنم
بیشتر سگ‌دو بزنم
یعنی قراره کمتر زندگی کنم . . .
کمتر زندگی کنیم!
-مریم عباسی
@maryam_abasi_abri

Читать полностью…
Subscribe to a channel