3746
﷽ دست یابی به حیات برتر و حال خوب را با داشتن افق و برنامهی قابل اجرا، تجربه کنیم. آپارات من با برنامه : https://www.aparat.com/playlist/940872 ارتباط با پشتیبان ثبت سفارش دفتر برنامهریزی: @babarname_admin ارتباط با مدرس: @cheshmehjushan
جایگزینی برای افکار و باورهای خودشکنانه
برای بهبود عزت نفسمان
وقتی با افرادی که به آرزوهای خود و به بالاتر از آن دست یافتهاند صحبت میکنید. عموما میشنوید که میگویند:
هیچ رویای غیر ممکنی وجود ندارد. فقط محدودهٔ ادراک ما است که تعیین میکند چه چیزی ممکن است.
حالا شما هم یاد گرفتهاید که افکار خودشکنانه و هیجانات و احساسات و الگوهای رفتاری همراه با آن را در خودتان شناسایی کنید.
هرچند تاکنون عیبیاب شخصی ما، یا همان شیطانک وجود ما بر ما غلبه کرده و کنترل ما در دست اوست. اما حالا زمانش رسیده تا او را از وجود خود بیرون کنیم و در نظر داشته باشیم که خداوند به ما قدرتی بخشیده که از پس این کار بر خواهیم آمد...
ما آموختیم که چگونگی احساس کردن ما بر اساس چیزی است که که به آن فکر میکنیم. پس اگر میخواهیم حس خوبی در مورد خودمان داشته باشیم باید واقعگرایانه فکر کنیم نه منفیگرایانه.
@manebabarname
🔅 برای دوستانِ بابرنامه
📖 برای دوستانی که #دفتر_برنامهریزی دارند...👏
یک ماه و اندی از سال گذشت.
نه کم است، نه زیاد…
اما به اندازهای هست که اگر حواسمان نباشد، جهت زندگیمان را عوض کند.
حالا وقتش است خیلی صادقانه با خودمان بیندیشیم:
- این یک ماه را چگونه گذراندم؟
- چقدر به چشماندازم نزدیک شدم؟
- برنامه داشتم یا بیشتر واکنشی زندگی کردم؟
-زمانم دست خودم بود یا دست شرایط و آدمها؟
ما قرار نبود فقط روزها را رد کنیم؛
قرار بود «حرکت» کنیم.
اگر خوب بودیم: شکر، تثبیت، ادامه.
اگر متوسط بودیم: اصلاح، جدیتر شدن.
اگر ضعیف بودیم: نه توجیه، نه سرزنش؛ فقط «شروع دوباره، دقیقتر».
💡یادمان باشد:
موفقیت، محصول یک تصمیم بزرگ نیست…
نتیجه «محاسبههای کوچکِ مداوم» است.
🖌🖌
@manebabarname
#پاسخ
#عزت_نفس_سالم
قسمت دوم
۴. درباره آیهٔ «بدی را با خوبی دفع کنید».
این آیه گاهی اشتباه فهمیده میشه.
معنیش این نیست: «هرچقدر طرف بدتر شد، تو هی کوتاه بیا».
معنیش اینه: چرخهٔ اذیت رو با رفتار درست مدیریت کن، نه اینکه خودت رو له کنی.
یعنی:
- گاهی با نرمی.
- گاهی با قاطعیت.
- گاهی با فاصله گرفتن.
۵. یک مهارت کلیدی که شاید نداریم (و باید بسازیم)
مشکل اصلی اینه: شاید جرأتمندی بلد نیستیم.
یعنی: بتونیم بدون دعوا و بدون سکوت، اینطوری حرف بزنیم:
«این مدل صحبت برای من قابل قبول نیست. لطفا ادامه نده.».
«من این موضوع رو نمیپذیرم».
«اگر این رفتار ادامه پیدا کنه، من فاصله میگیرم».
- نه دعواست.
- نه مظلومی.
این یعنی عزت نفس سالم
ادامه دارد...
@manebabarname
#پاسخ_ما
این خیلی سوال عمیق و واقعیایه… و اتفاقاً نقطهایه که خیلیها توش گیر میکنن ولی کمتر به این دقت بیانش میکنن.
از این جهت در کانال قرار دادم که شاید سوال شما هم باشه و برای همه کمک کننده باشه.
پاسخها در چند بخش میآید.
👇👇👇
@manebabarname
#پرسش_شما
#عزتنفس
سلام خانم مهاجر عزیز
ممنون از دوره عزت نفس، عالیه و حرف دلمون هست
یه سوال داشتم
درباره ترس از شکست و راه حلی که براش ارائه دادید؟
ببینید بنده قبلا کم کم به این باور رسیده بودم که دنیا آزمایشگاهه و من بدون ترس میتونم آزمون و خطا کنم و هر شکستی تجربه است و گور بابای حرف مردم
چون عشق واقعی خداست
اما در خصوص روابط با آدم ها که من تو این تله گیر کردم، اونم به دلیل ربطی که به خدا پیدا میکنه
وقتی رفتار یا کلام اشتباه یا تندی داشته باشم با فردی(البته نه همینطوری بلکه در پاسخ به رفتارهای آزاردهنده خودشون)، احساس گناه بهم دست میده فکر میکنم حق الناس به گردنم میافته و چون نمیتونم دائم راه بیفتم حلالیت بطلبم
پس ناخودآگاه آدم گریز میشم در موارد بعدی، یا رفتار بدشون باخودم یا خانواده ام را به جون میخرم و هیچی نمیگم چون قرآن گفته جواب بدی را با خوبی دفع کنید که در نتیجه این احساس میکنم درحق خودم ظلم میکنم چون خودمو فراموش کردم و طفلکی و مظلوم میشم و دلم برای خودم میسوزه
یا اینکه بعضی وقتا میگم دیگه نمیشه سکوت کرد چون طرف داره وقیح تر میشه میگم بذار جواب بدم، من باید از خودم درمقابل گستاخی بعضی ها دفاع کنم و معمولا طوری میشه که روابط سرد میشه، چون اونا خیلی خودشیفته و حق به جانب هستند
من واقعا محتاج ارتباط گرفتن با آدما نیستم و از این نظر مستقلم
فقط از جهت احکام و دین دچار عزت نفس پایین شدم، حس میکنم دستم بسته اس
و این احساس عذاب وجدان درباره فامیل برای من شدید تره چون بحث صله ارحام هم مطرح میشه در کنار حق الناس
گاهی به خودم میگم اولا حقشون بوده، تو پاتو فراتر نذاشتی و مثل خودشون بودی...
برای اینکه خودم را ببخشم و احساس عذاب وجدان نداشته باشم
گاهی هم میگم از کجا معلوم خدا منو ببخشه و اون دنیا مواخذه ام نکنه
پس تا الان زنده ام، باید کاری کنم
اما چون کاری از دستم برنمیاد این حس باهام میمونه، و این هم عزت نفسمو تحت الشعاع قرار میده هم نمیذاره به روزمره ام برسم
نظرشما چیه؟ میشه کمک فکری بهم کنید
آخه من نمیدونم چرا کتاب احکام روابط با افراد و حد و حدود و کیفیتش، چه در حد صمیمی چه در حد فامیل و غیره نیست
حتی اینکه بیاد آموزش بده چطوری باهرکس رفتار کنیم چطور از خودمون دفاع کنیم که خداپسند باشه
من واقعا اینارا بلد نیستم
سیاست هم بلد نیستم
کاش دین اینارو بهم یاد میداد
خانواده ام که یادم ندادند چون خوشونم بلد نیستن
منم بیچاره و سرگردون نمیدونم کدوم طرف زندگیم را بگیرم.
@manebabarname
💭💬 تمرین
کسی که در حال درمان خود است یاد گرفته است که با موضوعی مثل از دست دادن شغل خود چنین برخورد کند:
آنچه در فکرش میگذرد: شکست خوردن در یک شغل به معنای شکست در مشاغل دیگر نیست. مشاغل دیگری هم وجود دارد که با پشتکار به آنها دست خواهم یافت.
فرایندی که انتخاب میکند:
۱. در نظر گرفتن مشاغل بیشتر
۲. بررسی دورههای آموزشی
۳. مصمم و متمرکز بودن
۴. مطرح کردن مشاغل مورد علاقه به دوستان اگر موردی بود پیشنهاد دهند.
۵. حفظ خونسردی و صبر راهبردی تا پیدا کردن مورد مطلوب
۶. تحقیق اینترنتی و کمک از هوش مصنوعی
۷. مضاعف کردن تعداد درخواستها با ارسال رزومه به مجموعههای بیشتر
و در نهایت دستیابی به یک شغل پیشنهادی.
حالا ممکن است آن شغل هنوز فاصله داشته باشد با مطلوبش. لذا اینجا هم در سرش چنین فکری میگذرد:
چیزی که میخواهم نیست هنوز اما یک شروع تازه برای کسب موفقیت است.
این اتفاق ممکن است برای دو نفر همزمان بیفتد.
این وضعیت کسی است که با افکار منفی خود مبارزه کرده و سعی میکند درست فکر کند و بیشتر انرژی خود را بر اقدام بگذارد.
اما کسی که عزت نفس خود را پایین نگه داشته فقط یک گوشه نشسته و بدون تلاش خاص و اقدام ویژهای، مدام این افکار در سرش میچرخد:
۱. این مملکت بدرد نمیخورد.
۲. من به درد نمیخورم.
۳. چه تلاشی؟ مثلا آخرش چی به دست میارم؟
۴. شاید برم خارج موفق بشم...
۵. چه کسی با این رزومه مرا قبول میکند/
۶. اگر پیشنهادی بشود که دوستش نداشته باشم چه پس ولش کن اصلا.
۷. اگر اینهمه تلاش کنم نتیجه نداشته باشه احساس شکست بیشتری میکنم پس شروع نکنم بهتر است...
و ما با هم بارها بررسی کردیم که این نجواهای شیطانک وجود ماست که با این اما و اگه ها ما رو برای قرار نگرفتن در مسیر حرکت و تلاش، با فکر زمین گیر میکند. در حالی که معارف الهی به ما آموختند که برکت در حرکت است نه سکون و توقف و آیه یأس خوندن...
@manebabarname
#پیامهای_انرژیبخش
#دوره_عزتنفس
سلام و احترام
خدمت گروه منِ با برنامه و خانم مهاجر عزیز
واییی
چقدر این دوره عزت نفس عالی بود
چقدر هرچقدر بگم کم گفتم
انگار حرف داشت برای همه ادمهایی که دچار این مشکلات شدند
من حدودا ۱۵ تا پیام تون د این رابطه رو خواندم و قانع شدم که با هیجان زنگ بزنم و تلفنی بسیاری از دوستانم را ترغیب به شرکت و خواندن دوره کنند
واقعا محتوای نابی بود
گرچه الحمدالله من آدم با عزت نفسی بودم طبق تستها اما میدونستم نیاز خیلی از آدمهای دور و اطرافم هست.
و من هر روز با هیجان میام کانال چک کنم تا ببینم محتوای جدیدی از این دوره گذاشتید😍👀
🌷🌷🌷
الحمدلله رب العالمین.
خدا را شاکریم که این محتوا موثر بوده.
@manebabarname
✍️ ثبت خاطرهای دیگر...
در تاثیر افکار و رفتار خودشکنانه در عزت نفس
دوستی میگفت: من و دوستم آزمون بین المللی زبان انگلیسی ثبت نام کردیم. من خیلی جدی نمیخوندم فکر میکردم در هر حال قبولم. نتیجه که اومد شوکه شدم. دوستم قبول شده بود. من نه.
خیلی از لحاظ روحی بهم ریختم. یه حس ناامیدی که من نمیتونم تو این سطح موفق بشم. کمی بعد اما گفتم یک بار دیگه باید این آزمون رو شرکت کنم و من نباید به این زودی ناامید بشم.
رفتم مجدد آزمون رو ثبتنام کردم. با یک تفاوت اساسی. اینبار غرور رو کنار گذاشتم و تقریبا سه برابر دفعه قبل درس خوندم. نتیجه؟ قبول شدم...
این اتفاق درس بزرگی بود برام. ما خیلی مواقع بخاطر عدم کنترل احساسات و هیجانات خود، بخاطر افکار و رفتارهای خودشکنانه، باعث عدم موفقیت خود و کاهش عزت نفس میشیم. ربطی به شرایط بیرونی و موقعیتهایی که در آن قرار میگیریم نداره. و مدیریت اینها ما را از چرخه باطل تصورات اشتباه و تلقینات منفی و کاهش انرژی خارج میکنه...
@manebabarname
💯 ثبت یک خاطره
دوستی میگفت: برای مصاحبه وارد یک مجموعه شدم. انقدر اعتماد به نفس داشتم که نگو. تازه غیر از خودم چند نفر از دوستانم را هم با خود برده بودم. تک به تک مصاحبه انجام شد. به طرز عجیبی نتوانستم چند سوال را به خوبی جواب بدم. دوستانم پذیرش شدند من پذیرش نشدم.
اول خیلی حالم بد شد. اعصابم خورد شد. بهم برخورد. گفتم دیگه امیدی نیست و باید بیخیال بشم. اما یک روز بعد سعی کردم بر خودم مسلط بشم. گفتم من که میدونم آنچه آنها میخواهند هستم. نباشم هم میتوانم خودم را برسانم. پس ممکن است حالا سوالاتی به من رسیده باشد که جواب آن را نمیدانستم. همین.
شماره مسئول مجموعه را پیدا کردم. تماس گرفتم. گفتم من در آزمون شفاهی شما رد شدم. اما در مراحل دیگه خوب بودم. و به نظرم اگر یک بار دیگه بهم فرصت بدید در این مصاحبه هم قبول میشم. همچنین اگر چیزی رو ندونم خیلی زود می تونم یاد بگیرم... مشخص بود از پیگیری من خوشش آمده. یک وقت مصاحبه دیگه داد. رفتم. انجام شد و قبول شدم.
در آن مجموعه مشغول به کار شدم. هیچ یک از دوستانم نتوانستند مثل من ادامه دهند. همه حذف شدند و من سالها در آن مجموعه ماندم و به بالاترین جایگاه شغلی هم رسیدم...
میبینید... گاهی فقط یک رفتار درست بدون توجه به احساسات لحظهای و هیجانات میتواند مسیر زندگی انسان را تغییر دهد و از پرورش عزت نفس پایین هم جلوگیری کند.
@manebabarname
تمرین:
به مدت یک هفته روزی یک مورد از احساسات خود را برای خود مثل الگوی زیر مکتوب کنید:
۱. احساسی که تجربه کردم: اضطراب
۲. اتفاقی که باعث برانگیخته شدن این احساس شد: دوستم یک قرار ملاقات را با من فراموش کرده بود.
۳. زمانی که این اتفاق افتاد به چی فکر میکردم؟: مرا جدی نگرفته. مهم نیستم براش...
عیبیاب شخصی خود را میبینید چه دقیق بر اعصاب شما کار میکند؟
در حالیکه به هزار دلیل شاید آن فرد واقعا فراموش کرده. همین.
و چه ظریف است معارف دینی ما که فرمود: اگر از دوست مومن تو اشتباهی سر زد. تا ۷۰ دلیل برای خود بیاور که برای اشتباه او توجیه بیاوری و بگذری...
معارف عمیق و دقیقی که از سوی حق برای ما آمده، همه برای این بوده که درست و سالم زندگی کنیم و جلوی تهاجم شیطانک را به وجود خود بگیریم...
@manebabarname
💥 نقش هیجانات در عزت نفس پایین
هر طور فکر میکنید، همانطور احساس میکنید. اگر با فکر با رنج خود کنار بیایید، آرامش دارید. اگر بیتابی کنید و افکار منفی داشته باشید، زیر فشار رنجها له میشوید.
بخاطر داشته باشید: حوادث زندگی احساس ما را تعیین نمیکنند، بلکه چگونگی درک و تفسیر ما از حوادث،آنها را به وجود میآورد...
یک مطالعه موردی: عدم پذیرش در محل کار
به یک همکار سلام میدی، جواب نمیده. چه احساسی پیدا میکنی؟
یک فرد افسرده: کاملا واضحه که منو دوست نداره.
یک فرد عصبانی: چه بیادب و گستاخ. حتی جواب سلام نداد.
یک فرد مات و متحیر: خنگ! حتما دوباره عینکش رو جا گذاشته!
یک فرد دلواپس: خیلی گرفتاره. همیشه فکرش مشغوله. امیدوارم بهتر بشه.
یه فرد ملایم: طبیعیه. مهم نیست.
یک فرد ناامید: اون اصلا متوجه من نشد.
یک اتفاق ساده افتاده ولی میتواند ۶ احتمال متفاوت و ۶ احساس مختلف داشته باشد.
یعنی وجود افکار مختلف دربارهٔ یک اتفاق.
پس بستگی دارد که شما چه کسی هستید. وگرنه واقعه یکی است. و حالا فکر کنید شما واقعا کدام واکنش را در درون خود داشتید و عیب یاب شخصی شما اینجا چه میگفت؟
نکته پایهای برای عزت نفس: به جای اینکه مجبور باشید همهٔ شرایط زندگیتان را تغییر دهید، میتوانید روی تغییر دادن تفکرتان تمرکز کنید که احساس شما را تغییر میدهد...
@manebabaename
💡بازنویسی باورها؛ اولین قدم در ساخت عزت نفس واقعی
📝 تمرین:
هرگونه عقاید منفی یا باوری که در مورد خودتان دارید را مد نظر بگیرید.
آنها را یادداشت کنید.
حالا از خود بپرسید: چقدر این باورها را قبول داری؟ از ۱ تا ۱۰ به هر کدام نمره دهید.
حالا به چشم ببینید چه باورهایی دارید که هیچ منشا عقلانی و منطقی ممکن است نداشته باشد و حتی تابحال به آن فکر هم نکرده بودید که در وجود شما ریشه کردهاند...
قوانینی برای زندگی کردن
فرضیههای منفی، باورهای شما را به افکار روزانه متصل میکنند و تبدیل به قوانین زندگیتان میشوند.
مثلا اگر شما باور داشته باشید که فرد خستهکنندهای هستید، ممکن است اینگونه فرضیه بسازید: اگر من در گروه صحبت کنم،متوجه میشوند که من فرد خستهکنندهای هستم.
نتیجه؟ صحبت نمیکنم...
خروجی؟ عزت نفس کمتر و کمتر میشود...
و توانایی صحبت کردن در جمع را کامل از دست میدهید...
@manebabarname
این پیام روح ما را به پرواز درآورد. قلب ما را شاد کرد. لذت بردیم که چنین فرزندانی دارد این سرزمین و میدانیم هزار هزار مشابه ایشان با همین همت و جدیت مشغولند...
این پیام ارسال شد که این حال خوب را با همه شما به اشتراک بگذاریم....
🪷🪷🪷🪷
یک تمرین و تکلیف بسیار مهم:
با اینکه سخت به نظر میرسه، اما یک مدت افکارتون رو یادداشت کنید. هرچی تو سرتون وارد میشه. هرچی نجوا یا زمزمه می کنید با خودتون.
بعد مقابل چشمتون قرار بدید.
حالا بگید این افکار مشکلی رو حل میکنه از شما یا تقویت حال بد و کاهش عزت نفس میشه؟
هر فکری که مشکلی را حل میکنه علامت مثبت بگذارید و هر فکری که فقط حس بد و حس ناتوانی به شما میده، علامت منفی.
بعد محاسبه کنید چند فکر شما در روز منفی و چند فکر شما در روز مثبت است...
نتیجه را برای خود ثبت کنید.
@manebabarname
🇮🇷 البته میدونم همه در این یک ماه، در شرایط و یا حس و حال #جنگی زندگی کردیم...
اگر بخواهیم خیلی خشک نگاه کنیم، به خودمون میگیم «باید دقیق طبق برنامه جلو میرفتم».
اما واقعیت زندگی این نیست… مخصوصاً وقتی شرایط، شرایط عادی نیست.
در موقعیتهای سنگین مثل بحران یا جنگ،
تمرکز پایین میاد، ذهن درگیر میشه، انرژی تحلیل میره…
پس «عقب افتادن» تا حدی طبیعیه. اینو باید بپذیریم.
اما یه خط باریک این وسط هست:
فرق بین «درک شرایط» و «رها کردن خود».
ما حق داریم بگیم:
«شرایط سخت بوده، پس خروجیام کمتر شده»
اما حق نداریم بگیم:
«پس دیگه کاری از من ساخته نیست»
مدیریت یعنی همینجا شکل میگیره…
یعنی:
به جای اینکه بگی «نشد»، بگی «چقدرش رو میتونم جلو ببرم؟»
مثلاً:
اگر برنامهات روزی ۵ ساعت بود و نشد: تبدیلش کنیم به ۲ ساعت مفید.
اگر تمرکز عمیق نداریم: کارهای سبکتر ولی پیوسته انجام بدیم.
اگر ذهنت درگیره: زمانهای کوتاه اما با حضور ذهن واقعی کار کنیم.
یعنی از «ایدهآل» بیایم روی «ممکن».
یه اصل مهم:
در شرایط سخت، قهرمان کسی نیست که عالی عمل میکنه…
کسیه که «قطع نمیکنه».
ما قراره در این شرایط:
- انعطاف داشته باشیم، نه کارها رو ول کنیم.
- حجم رو کم کنیم، نه مسیر رو.
- آرامتر بریم، اما «ادامه بدیم».
پس هم به خودمون حق بدیم…
هم از خودمون انتظار «در حد شرایط» داشته باشیم.
نه سرزنش افراطی، نه توجیه افراطی.
تعادل یعنی همین.
و آخرش اینو یادمون باشه:
کسی که در شرایط سخت هم «حداقلی ولی مستمر» حرکت میکنه،
وقتی شرایط عادی بشه، چند برابر جلو میافته.
پس نه خودت رو سرزنش کن.
نه خودت رو رها کن.
@manebabarname
#پاسخ_ما
#عزت_نفس_سالم
قسمت سوم
۶. درباره فامیل و صله رحم
اینجا یه سوءبرداشت رایجه:
صله رحم = تحمل هر نوع رفتار
صله رحم = قطع نکردن کامل ارتباط
یعنی چی؟
میتونی:
- ارتباط رو محدود کنی.
- کمتر ببینی.
- فاصله سالم بذاری.
- ولی قطع کامل نکنی.
پس: لازم نیست برای حفظ صله رحم، خودت رو قربانی کنی.
۷. درباره عذاب وجدان مداوم
این خیلی مهمه:
اگر:
نیتت بد نبوده،
از خودت دفاع کردی،
بیاحترامی عمدی نکردی.
این عذاب وجدان، «وسواس فکری»ه، نه تقوا.
و باید مدیریت بشه، نه اینکه بهش گوش بدی.
۸. یک راهکار عملی خیلی مهم
بعد از هر موقعیت این کار رو بکنین:
۳ تا سوال از خودتون بپرسین:
- آیا حق با من بود؟
- آیا زیادهروی کردم؟
- دفعه بعد چطور بهتر بگم؟
اگر اشتباه کردی:
- فقط اصلاح کن.
- نه خودخوری، نه سرزنش شدید.
۹. یک جمله کلیدی برای آرامش قلب که باید به خود بگوییم:
- خدا از تو عدالت میخواد، نه مظلومیتِ دائمی.
- و از تو مهربانی میخواد، نه بیدفاع بودن»
پس:
شما الان بین این دو تا گیر کردین:
- آدم خوب بودن.
- حفظ عزت نفس.
در حالی که مسیر درست اینه:
آدم خوبِ با عزت باشیم، نه آدم خوبِ لهشده.
@manebabarname
#پاسخ
#عزت_نفس_سالم
قسمت اول
🌱 ۱. اول یک اصلاح مهم در نگاه:
شما بین دو تا «افراط» گیر کردین، نه بین حق و باطل.
الان ذهن شما اینطوری دو قطبی شده:
یا سکوت کامل = آدم خوب و مورد رضایت خدا
یا دفاع از خود = گناه، حقالناس، عذاب
در حالی که هیچکدوم این دو حالت کامل نیستن.
🔹 دین از شما «مظلوم بودن» نخواسته.
🔹 همزمان «ظالم شدن» هم نخواسته.
بلکه خواسته: محکم + محترمانه + بدون تعدی
🧠 ۲. ریشهی احساس گناه شما چیه؟
احساس گناهی که دارین، لزوماً نشونه تقوا نیست.
گاهی نشونهی اینه که:
❗️ مرز بین اینها قاطی شده:
دفاع از خود.
مقابله به مثل.
ظلم کردن.
شما هر نوع «ایستادن» را دارین میذارین تو دسته ظلم.
در حالی که: دفاع از خود، اگر بدون بیعدالتی باشه، نه تنها گناه نیست، بلکه لازمه.
⚖️ ۳. یک معیار طلایی برای روابط (خیلی کاربردی)
هر رفتاری که میخوای انجام بدی، با این ۳ تا فیلتر بسنج:
✅ ۱. حق داری یا نه؟
آیا واقعاً طرف مقابل از حدش عبور کرده؟
(تحقیر، بیاحترامی، دخالت بیجا…)
اگر آره: واکنش نشون دادن مجازه
✅ ۲. نیتت چیه؟
اصلاح و دفاع از حق: سالم
تخلیه عصبانیت و تلافی: خطرناک
✅ ۳. شیوهات چطوره؟
- محترمانه، شفاف، بدون تحقیر: درست
- تند، تحقیرآمیز، زخمیکننده: مشکلدار
📌 اگر این ۳ تا رعایت بشه:
- نه حقالناس به گردنت میاد.
- نه لازم داری عذاب وجدان بگیری.
ادامه دارد...
@manebabarname
این سوالی که برای مخاطب عزیز ما ایجاد شده با دقت بخوانید. پاسخ احتمالی را برای خود بررسی کنید. تا نکاتی که به ذهن بنده هم میرسد در پاسخ تقدیم شود.
Читать полностью…
دقت کنید:
افکار منفی تبدیل به رفتار منفی میشه، رفتار منفی تبدیل به باورهای خودشکنانه و خودتحقیری میشه.
در هر کدام از این بخشها تغییراتی ولو کوچک ایجاد کنید، بقیه هم ناگزیر تغییر میکنه...
شما باید از دفتر برنامهریزی خود اینجا به خوبی استفاده کنید.
مثلا مورد تهذیب نفس شما مبارزه با افکار منفی که به مغز شما هجوم میآورد باشد.
یک روز کامل هربار افکار منفی به شما حمله کرد یک چوب خط ثبت کنید و تا شب بشمرید چند بار این حمله و بمباران برای شما رخ میدهد...
آیا این مغز سالم می ماند؟؟
معلوم است که مغز بسیاری از ما بسیار بیمار و زار شده است...
وقتی به چشم دیدیم روزانه با خود چه میکنیم،مصمم میشویم که علیه خود قیام کنیم و راه را بر حمله دشمن ببندیم. و بجنگیم و او را پس بزنیم...
با همین روشهایی که تا امروز یاد گرفته ایم.
بها ندادن به فکر منفی، جایگزین کردن یک فکر مثبت دقیقا ضد اون و نقطه مقابلش.
فکر منفی: نکنه امروز در جلسه ارائه خوب نتونم ارائه بدم و ضایع بشم؟
فکر مثبت: ان شا الله امروز بهترین ارائه عمرم رو با کمک خدا خواهم داشت و بعدش سجده شکر به جا میآورم...
@manebabarname
ادامه مبحث عزت نفس...
🧠 نکته مهم که باید همه بدانیم
هر هیجان و عمل منفی که شما در پاسخ به افکار منفی خود دارید، بازتاب آن به سمت شما بر میگردد تا اعتقاد راسخ شما را تقویت کند که با خود بگویید نگرشهای منفی شما صحیح بوده است.
بعبارت دیگر، هیجانات و اعمالی که از طریق تفکرات سرچشمه میگیرند، آن فکر را حفظ میکنند.
قطعا در این فرمول چیزی نیست که چرخهٔ ناامیدی و یأس را بشکند. این مورد خودش باعث تقویت خودش میگردد. و هیچ چیزی تغییر نمیکند.
قسمت غم انگیز این است که این افکار منفی ممکن است کلا نادرست باشند.
هرچی منفیتر فکر کنیم، احساس بدتری خواهیم داشت و رفتارمان منفیتر میشود. و رفتار منفی باعث میشود حتی احساس بدتری داشته باشیم و نسبت به قبل بدبینانهتر فکر کنیم. آیا این عاقلانه است؟؟
خبر خوب این است که ما میتوانیم تغییرات کوچکی در این بخش ایجاد کنیم تا به مرور این چرخه باطل شکسته شود.
مثلا شبکهای مثل اینترنشنال کاملا طبق همین قواعد روانشناختی شناختی بر مغز و روح مخاطب کار میکند.
یک حرف منفی، یک خبر منفی و یک تجزیه تحلیل و بحث و گفتگو منفی نسبت به ایران، مردم ایران، کشور ایران، اتفاقات ایران پخش میکند. حال مخاطب نسبت به خودش، کشورش، مردمش، سرزمینش، زبان مادریاش، تصورش درباره خودش و توانمندیاش دچار تشکیک میشود. بعد دوباره برنامه بعدی، خبر منفی بعدی، میزگرد منفی بعدی و ...
سالهاست این چرخه تکرار میشه و شما تمام اشخاصی که این اخبار را دنبال میکنند مورد مطالعه شخصی قرار دهید و ببینید چند ویژگی مشترک دارند:
۱. عزت نفس پایین درباره خود و کشور خود،
۲. مضطرب و حس افسردگی
۳. حس خشم و حس قربانی بودن و حس تنفر
آیا این فرایند عاقلانه است؟
آیا فرد انقدر بیمار نمیشود که از غم و خشم و ترس و تنفر تغذیه کند و اصلا نتواند حال خوب را تجربه کند؟
این دوره عزت نفس به این افراد هم خیلی کمک میکند که خودشان را از این چرخه باطل و بیهوده و بدفرجام نجات دهند...
@manebabarname
#پیامهای_انرژی_بخش
#دوره_عزتنفس
ممنون از پیام ارزشمند و پر لطف شما.
بله اصلا نگران نباشید.
پیش از این هم عرض شد.
پس تکمیل ارائه محتوا به شکل متنی.
در این قالب منسجم و دستهبندی شده،
یک دوره صوتی هم ضبط و در اختیار شما عزیزان قرار خواهد گرفت.
@manebabarname
✍️ ثبت رفتارهای خودشکنانه
برای مدتی رفتارهای خود را در مواجه با اتفاقات پیرامونی خود ثبت کنید:
قهر کردم، لجباری کردم، فرار کردم، ناامید شدم، صبوری کردم، حلش کردم. کدام؟
باید ریشه شکستهای خود را پیدا کنیم. و همه را گردن روزگار و سرنوشت نیندازیم...
@manebabarname
💭💬 رفتارهای خود شکنانه در ایجاد عزت نفس پایین
فرد برای شغلی که به شدت به آن نیاز دارد پذیرفته نمیشود.
عیب یاب شخصی او (شیطانک وجودش) فعال میشود:
تو فرد بیکفایتی هستی. هیچ وقت شغل خوبی نخواهی داشت. همیشه افراد بهتر از تو برای شغلهای مورد نظر تو، وجود دارند...
همین میشود که دیگر درخواست مجدد نمیکند. انصراف میدهد. بیکار میماند. و با خود میگوید دیدی درست میگفتم. من همینم. و احساس کمارزشی و عزت نفس پایین بیشتری میکند.
درحالی که کافی بود به خود بگوید: خیلی طبیعی است. هیچ کس هر جا اقدام کرده موفق نبوده. گاهی پیش میآید. ممکن است آنها در تشخیص اشتباه کرده باشند. ممکن است واقعا من چند موردی که آنها نیاز داشتند نداشته باشم. باید خود را بهتر کنم... همین...
@manebabarname
احساسات یک کلمه است: خوشحال، ناراحت، عصبی
افکار به شکل جمله است: امیدوارم به ارتقا دست یابم.
نکته مهم بینشی: با تغییر تفکرات، میتوانیم احساسات خود را نیز تغییر دهیم.
@manebabarname
💡بازنویسی باورها؛ اولین قدم در ساخت عزت نفس واقعی
📝 تمرین۲:
آیا میتوانید قوانین جدیدی برای زندگی خود وضع کنید؟ برای این کار به باورهای اساسی که در نظر گرفته بودید بنگرید. احتمالا باید دقیقا چیزی ضد آن باشد.
به طور مثال باور داشتید که دوست داشتنی نیستید. حالا قانون زندگی خود را اینطور بگذارید: من به طور معمول دوست داشتنی هستم مگر اینکه خلافش ثابت شود.
چرا باید چنین کرد چون پیشفرضها، باورها و تصورات بر نحوه عملکرد ما اثر میگذارد. ناخواسته کسی که احساس میکند دوستداشتنی نیست، بیتوجه به رفتارهای خود است و لذا رفتارهایی انجام میدهد که واقعا کاهش محبوبیت میآورد. اما کسی که قانون خود را دوست داشتنی بودن گذاشته، هوشیار است و رفتارهایی که از محبوبیت او بکاهد را انجام نمیدهد...
سه قانون از قوانینی که علاقه دارید از همین الان تغییر کند برای خود بنویسید و روزانه و مدام تکرار کنید. احتمالا این قوانین دقیقا بر خلاف قوانین گذشته شماست. لذا برای تثبیت آن باید خیلی تلاش کنید وگرنه عیبیاب شخصی یا همان شیطانک شما را بر میگرداند به تنظیمات سابق...
اینجاست که بحث مراقبه آغاز میشود... مفهومی که ما در دین خود آموختیم... اینکه در طول روز مراقب خودت باش که خلاف آنچه با خود شرط کردهای عمل نکنی...
و در نهایت پایان روز هم وقت محاسبه است. بررسی کن که چقدر مراقب بودی و چند بار کنترل را از دست دادی...
اگر مدتی این مراقبه را ادامه دهیم، به وضوح میبینیم که در حال تغییر روحیه و تفکر هستیم. و دیگر مثل گذشته خود را تضعیف و تحقیر نمیکنیم...
حتما برای ثبت و مراقبه روزانه از دفتر برنامهریزی خود استفاده کنید...
@manebabarname
💡بازنویسی باورها؛ اولین قدم در ساخت عزت نفس واقعی
شما باید یاد بگیرید که باورهای غیرمفید را شناسایی کنید، آنهایی که شما را از تفکر مثبت نسبت به خود و تواناییهایتان باز میدارد و به شما یاد میدهند چگونه آنها را با باورهای واقعگرایانهای که سودمند هستند جابجا کنید.
ما از باورهای منفیمان کمتر از افکار منفی روزمرهمان آگاه هستیم. زیرا خودمان را متقاعد کردهایم که باورهایمان «حقیقی» هستند و بنابراین احتیاجی به ملاحظات ویژه و یا ارزیابی نداریم.
به طور مداوم به خودتان یادآوری کنید که باورهای منفی، تنها نقطه نظراتی هستند که ممکن است حقیقت نداشته باشند...
@manebabarname
و ما رهبری اینچنین داشتیم که با مدیریت و تلاش بدون توقف خود، ایران و ایرانی را ظرف ۴۰ سال، از سطحی با رتبههای پایین در همه چیز، در جهان، به سطح رتبههای تک رقمی رساند...
در انواع علوم و تخصص...
در همهٔ زمینهها الگو بود. نبود مثلش...
و ما مصمم هستیم با قدرت راهش را ادامه دهیم. ان شالله.
@ninfrance
#پیامهای_انرژیبخش
قسمت دوم
«بنده کانال «من با برنامه» و «تا انتهای افق» رو همیشه دنبال میکنم.
فکر میکنم بجز یک یا دو دوره در تمامی دوره هاتون شرکت کردم.
و از دو یا سه سال پیش که باهاتون آشنا شدم دومین باره که دفتر من با برنامه رو سفارش میدم و خیلی برام پر برکت بوده الحمدلله .
تمام دوره هاتون برای بنده تاثیر گزار بود اما #دوره_عزت_نفس حلقه مفقوده زندگی من بود و چیزی بود که باعث شد بقیه دوره ها و دانسته ها مهارت ها به کار بیان و دوام داشته باشن بنده قبل از شما ۳ دوره عزت نفس دیگه رو گذراندم ولی گویا همگی دیدگاه توحیدی و اصالتی وجودی رو کم داشتند.
تقریبا از ۱۲ یا ۱۴ سالگی دغدغه نظم و برنامه ریزی و تاثیرگذاری جهانی رو داشتم
و همیشه در جستجوی رسالت گمشدم میگشتم تا بلاخره در ۲۵ سالگی برای اولین بار احساس میکنم خیلی به پیدا کردنش نزدیک شدم...
در #دوره_کشف_رسالت_زندگی بعد از فکر کردن بسیار به این نتیجه رسیدم که رسالت من تربیت نسلیه که سرباز نه بلکه فرمانده سپاه بقیه الله باشن.
یا از ذریه خودم یا از ذریه بانوانی که باید ارزشی در زندگیشان بیافرینم و تاثیری داشته باشم.
چند روز پیش دو ساعت عمیق و متمرکز داشتم فکر میکردم که در زندگی شغلی به دنبال چه چیزی میگردم وقتی همه چیز را در کنار هم چیدم دیدم اینها همان منِ با برنامه است در ابعاد جهانی البته مطمئنم منِ با برنامه هم همین جهت را دارد. کسب و کار دانش بنیان پژوهش محور در حوزه به اصطلاح رشد فردی.
کلیدواژه های من هم همین بود کسب و کار دانش بنیان پژوهش محور تاثیرگذار در عرصه جهانی تشکیلاتی و...
فکر میکنم ترکیب فلسفه صدرایی به ویژه مبحث علم النفس با مباحث تربیتی و روانشناختی میتونه همون محصول و محتوایی بشه که دنبالش میگردم.
من هنوز اول راهم سطح 3 ترم 2 رشته فلسفه اسلامی و چیز زیادی درمورد مسیر پیش روم نمیدونم ولی فعلا دارمم سعیمو میکنم و همون مقدار از مسیر که برام روشنه رو طی میکنم تا خدا قدم بعدی رو بهم نشون بده.
دارم روی مهارت زبان انگلیسی، چینی، تندپژوهی، تندخوانی، تایپ ۱۰ انگشتی و یکسری مهارت های دیگه کار میکنم برخی رو از ۳۲ روز پیش برخی رو از ۶ روز پیش و برخی رو از سالها پیش شروع کردم هم چنین در برنامم هست که مارکتیگ و پرسونال برند رو تا حدی بیاموزم.
سابقه کار تیمی و مدیریت تشکیلات و سابقه اندکی در ارائه دارم که قصد دارم تجربه هامو بیشتر کنم و در ساخت پاور حرفه ای مهارت دارم و در رقابت با هوش مصنوعی قطعا پیروز این میدانم.
در کنار این مهارت اندوزی ها سعی میکنم نظم و سیر عمل رو حفظ کنم تا بتونم مدرسی بشم که علاوه بر پشتوانه علمی پشتوانه تجربه زیسته شده خودش رو هم داره.
و برای ارتقای این مهارت هم برنامه دارم.
امروز از استادم خواستم که برای مطالعه در مبحث علم النفس راهنماییم کنند تا مطالعات در این زمینه رو هم آغاز کنم ان شاءالله و ایشون هم فرمودن به عنوان پایان نامه یا مقاله ترکیب علم النفس با مباحث روانشناسی و رشد میتونه خیلی خوب باشه.
سال ۴۰۶ اگر عمری بود به حول قوه الهی میام اینجا و بهتون گزارش میدم که تا کجای مسیرو پیمودم...»
@manebabarname