manebabarname | Unsorted

Telegram-канал manebabarname - منِ با برنامه

3746

﷽ دست یابی به حیات برتر و حال خوب را با داشتن افق و برنامه‌ی قابل اجرا، تجربه کنیم. آپارات من با برنامه : ‌https://www.aparat.com/playlist/940872 ارتباط با پشتیبان ثبت سفارش دفتر برنامه‌ریزی: @babarname_admin ارتباط با مدرس: @cheshmehjushan

Subscribe to a channel

منِ با برنامه

۴. تحقیر تدریجی
وقتی مرزهای شخصیت شکسته بشه، احتمال سوء استفادهٔ عاطفی بالا میره. البته اگر محبوب این فرد، آدم خوبی باشه، نه. فقط از شدت محبت این آدم اذیته و نمی دونه چه کنه. چون هرکاری کنه، باز اون فرد راضی نمیشه. چون بیشتر میخواد. محبتِ همیشگیِ دائمیِ هر لحظهٔ کاملِ انحصاری... که خب شدنی نیست. البته ممکنه به زبان بگه نه اینطور نیست. اما قلبا دقیقا همین رو میخواد و این در توان محبوب نیست که مثل ربات در اختیار اون باشه...

اما اگر محبوب این فرد کسی باشه که آدم خوبی نباشه خدای نکرده. دیگه انواع سوء استفاده‌ها محتمل هست. و متاسفانه این مورد در بین نوجوان‌ها بسیار بیشتر رخ میده...

۵. دور شدن از رشد واقعی
وقتی تمام انرژی آدم صرف یک رابطه بشه،
نه علم، نه معنویت، نه ورزش، نه هدف، نه آینده، وقتی برای هیچ کدام به نحو احسن نمی‌تونه بگذاره. چون هرچه زمان خالی داشته باشه، دوست داره صرف با «او» بودن بشه... خلاصه که بعد یک سال، دو سال، چند سال، به خودش میاد و می‌بینه، محبوب به پیشرفت‌های قابل توجهی رسیده، اما خودش هیچی نشده... این باعث میشه حتی گاهی عشق به کینه و نفرت تبدیل بشه. یعنی مقصر وضعیتی که مبتلا شده را گردن محبوب بندازه...

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

❤️‍🩹آسیب‌ها و عوارض این نوع رابطه

۱. فرسایش عزت نفس
بزرگترین آسیب چنین علاقه‌های افراطی همین هست.
فرد کم‌کم باور می‌کنه که:
«من خواستنی نیستم مگر اینکه مدام درخواست کنم، التماس کنم یا حسابی هزینه در وقت کنم تا «او» به من توجه کنه...
از برنامه‌های شخصی حتی خانوادگی خودش می‌زنه که ساعتی بیشتر کنار «او» باشه. و این در حالیه که «او» همیشه برنامه شخصی و خانوادگی خودش رو داره و هیچ وقت مثل اون برنامه خودش رو بخاطر با این فرد بودن حذف نمی‌کنه. نه اینکه بی‌احساس هست. نه اینکه درک نداره. نه. چون نوع محبتش طبیعی و معمولی هست. و همه زندگیش در اون فرد خلاصه نمیشه. همین. بیشتر نیست.

مثلا اگر بخواهیم درصدی حرف بزنیم. کسی که عاشق میشه، ۹۹ درصد زندگیش متمرکز و مرتبط و وابسته با کسی است که بهش علاقه داره. اما کسی که محبت معمولی داره، اون فرد مثلا ۲۰ درصد زندگی و ذهنش رو گرفته و بقیه بین همسر و دوستان دیگه و خانواده و کارش و ... تقسیم شده.

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

چرا انسان گرفتار چنین عشقی می‌شود؟

این مسئله معمولا فقط مربوط به همان لحظه نیست.
ریشه‌هایش بسیار قدیمی‌ترند. دلایل زیادی می‌تواند وجود داشته باشد. که به چند مورد می‌تونیم اشاره کنیم:

۱. کمبود محبت در گذشته
کسی در کودکی:
ـ دیده نشده
ـ تایید نگرفته
ـ محبت امن تجربه نکرده
ـ یا عشق را مشروط دریافت کرده

ممکن است در بزرگسالی تشنه‌ٔ شدید محبت شود.
پس وقتی اندکی توجه می‌بیند، یا کسی به چشمش می‌آید که یک شخصیت جذاب است و آنچه او ندارد در او می‌بیند، بیش از حد به او می‌چسبد.

۲. عزت نفس پایین
کسی که در درون خود احساس ارزشمندی ندارد،
ارزش را از دوست داشته شدن می‌گیرد.
یعنی: «اگر او مرا بخواند، پس من ارزشمندم».
و همین است که خطرناک است...

۳. ترس از تنهایی
بعضی از خودِ تنهایی وحشت دارند. نه از فقدان آن شخص.
پس هر رابطه‌ای ـ حتی تحقیرآمیز ـ را تحمل می‌کنند تا تنها نمانند.

۴. ایده‌آل سازی افراطی
طرف مقابل را بیش از حد بزرگ می‌کند:
ـ او خاص‌ترین است.
ـ بدون او زندگی بی‌معناست.
ـ کسی مثل او پیدا نمی‌شود.

در حالی که این تصویر، اغلب واقعی نیست؛ بلکه ساخته‌ٔ ذهنِ وابستهٔ اوست. و متاسفانه اگر این رابطه به وضعیتی برسد که این فرد دیگر نتواند تحمل کند و بخواهد جدا شود، حالا برعکس از فشار زیاد روحی، شروع می‌کند به تحقیر همان کسی که روزی او را در ذهنش به بت تبدیل کرده بود... که تو هیچی نبودی و من اشتباه می‌کردم و تو خودشیفته و از خود متشکر هستی و...

و آن محبوب هاج و واج می‌ماند...

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

🔻نشانه‌ها و علائم این وابستگی ناسالم

۱.ترس دائمی از دست دادن طرف مقابل
حتی وقتی خطری وجود ندارد.

ذهن دائم در اضطراب است:
ـ نکنه سرد شده.
ـ نکنه دیگه دوسم نداره.
ـ نکنه کس بهتر پیدا کنه؟

۲. پیش قدم شدن افراطی
همیشه او پیام می‌دهد. او تماس می‌گیرد. او آشتی می‌کند. او توضیح می‌دهد. او رابطه را روی دوش خود حمل می‌کند.

ببینید دلایل همه اینها بخاطر این است که این مدل محبت غیرطبیعی شدید و ناسالم هست. اینکه انتظار دارد آن فرد مقابل به همین میزان که او می‌خواهد، کنارش باشد، وقت بگذارد و برای او باشد و نه هیچکس دیگر. رفتارش بد و تند و بداخلاق می‌شود و بهانه‌گیر. چون احساس می‌کند به میزانی که من دارم برای او وقت می‌گذارم، او این کار را نمی‌کند. ولی اصلا فکر نمی‌کند که خب از ریشه این فرد اشتباه می‌کند که انقدر ذهنش درگیر یک نفر شده. و در مرحله اول مشکل به خود این فرد برمی‌گردد، نه آن کسی که دوستش دارد. او این فرد را دوست دارد اما زندگی مستقل خود را هم دارد و محبت واقعی معنی‌اش وابستگی حاد به هم و باخبری هر لحظه از هم و ابراز عشق دمادم نیست...

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

این وضعیت دقیقا چه شکی است؟

این را باید توضیح دهیم، چون،‌ اگر به تازگی مبتلا شده باشید می‌توانید سریع‌تر خود را نجات دهید، اگر هم مشکل شما نباشد می‌توانید مراقب خود باشید. یا به دیگران کمک بدهید. اما اگر در شما ریشه کرده باشد، صادقانه عرض می‌کنم، یکی از سخت‌ترین و کشنده‌ترین تلاش‌ها را می‌طلبد تا بتوانید خود را از این اسارت آزاد کنید. نجات از این وضعیت مثل حالات ترک اعتیاد است. و نیاز به تحمل درد زیاد روحی دارد تا بلاخره روح از این وابستگی و رنج تحمل احساس حقارت، و فروپاشی عزت نفس، آزاد شود.

البته ناامید نباید بشوید. افراد قابل توجهی موفق شده‌اند از این وضعیت بلاخره خلاص شوند و به حس آزدی و آزادگی دست پیدا کنند. توسل در این زمینه هم بسیار کاراست. چون این افراد معمولا به شدت مضطر و دل‌شکسته و بی‌قرار هستند... البته ارادهٔ خود انسان، شرط لازم حل این مساله است.

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

🍃 یکی از سوالات پر تکرار
از دست رفتن عزت نفس
در روابط عشق و عاشقی است...

این موضوع بسیار مهم است، چون گاهی حتی چندین سال از عمر مفید یک انسان را از بین می‌برد...

امشب به صورت خاص به این دغدغه و پرسش پاسخ خواهیم داد. ان شالله

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

🌾به پایان آمد این دفتر،
حکایت همچنان باقی...

لطفا نظرات، تجارب، نکات، ایده‌ها و پیشنهادات خود را
در خصوص فصل اول دورهٔ عزت نفس برای ما بفرستید.
@babarname_admin

کسری و کوتاهی‌ها و کم‌سوادی‌های ما را ببخشید.
ان شاالله این محتوا در قالب چند جلسه منسجم صوتی به علاوه یک فایل مسنجم پی‌دی‌اف در اختیار همهٔ شما عزیزان در کانال قرار خواهد گرفت.

ملتمس دعای عاقبت بخیری

📚🔅📚🔅📚🔅
@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

۳. فرق «عزت نفس تاریخی» با «اعتماد به نفس ملی»

عزت نفس تاریخی: احساس ارزشمندیِ ریشه‌دار هست. یک حس درونی:‌ «ما شایسته ایم».
اعتماد به نفس ملی: احساس توانمندی در عمل: «ما می‌توانیم».

ممکنه ملتی عزت نفس داشته باشه اما اعتماد به نفس اقدام نداشته باشه.
یا برعکس، اعتماد به نفس ظاهری داشته باشه ولی در عمق، دچار حقارت باشه.

الان ما در کشورمون مردمانی داریم که خیلی ظاهر شیک و باپرستیژ و خوش‌پوش و با ظاهر پول‌داری هستند، ولی در برابر غربی‌ها به شدت احساس حقارت دارند. خودشان را گم می‌کنند. کوچکی می‌کنند و اصلا نمی‌تونن باور کنن الان از اونها خیلی وضع بهتر و بالاتری دارند...
البته بسیاری از این افراد بعد زندگی بلندمدت در غرب و آشنایی با حقیقت زندگی مردمان آنجا نظر متفاوتی پیدا می‌کنند.

البته ملتی هم هستند که از سال ۱۳۵۷ ظهور کردند و اینها به شدت عزت نفس دارند، اعتماد به توانمندی خود دارند. و البته با یک ره‌بری فوق‌العاده این اعتماد به نفس را پیدا کردند و دست به کارهایی زدند که جهان را حیرت زده کرده است.
در همه عرصه‌های علمی و عملی...

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

4️⃣💭 تفکر دوقطبی سازی

ما در مورد افراد، موقعیت‌ها و رویدادها حداکثر با عناوینی مثل خوب یا بد فکر می‌کنیم. «من یا باید از هر نظر کامل باشم و یا شکست خورده‌ام.» «اگر من رتبه اول نشده‌ام پس دیگر هیچ رتبه‌ای ارزش ندارد.» «اگر من به زیبایی فلانی نیستم پس اصلا من زشت محسوب می‌شوم».

در مغز چنین فردی هیچ بخش میانی‌ای وجود ندارد. مشکل این است که ما معمولا خود را در کرانهٔ انتهایی منفی از افکار قطبی شدیدمان می‌یابیم. بنابراین اگر نتوانیم عالی و کامل باشیم، باید از همهٔ لحاظ بد باشیم! اگر در شغلی که به آن علاقه داریم پذیرفته نشویم، آیندهٔ ما خراب و ویران می‌شود. اگر رابطهٔ ما بدرستی پیش نرورد، پس ما هرگز عشقی واقعی را نخواهیم یافت. یا همه یا هیچ.

آن‌هایی که به جهت ملی و هویت اجتماعی خود نیز دچار عزت نفس پایین هستند، همین مشکل را دارند، یا ایران باید از روزی که اینها به دنیا آمده‌اند همه چیز تمام می‌بود، یا به نظر یک ویرانه می‌آید که در هیچ چیز نمی‌تواند اول بشود، پیشرفت کند و یا به قله برسد... حتی اگر به چشم موفقیت یا پیروزی یا دستاوردی در ایران ببیند، ذهنش می‌گردد دلیلی بیرونی بیاورد و یا نقصی به آن وارد کند. مثلا اگر بگویی ایران در صنعت پزشکی و درمان فلان بیماری و تولید داروی بومی آن رتبه برتر جهان شده است، نمی‌تواند از این دستاورد و موفقیت کشورش لذت ببرد و سریع می‌گوید: چه فایده وقتی... و یک مشکل را که بلافاصله به ذهنش رسیده به زبان می‌آورد...

البته قبلا هم گفتیم که شبکه‌های هدفمند فارسی زبان با این قواعد روان‌شناسانه آشنا هستند و دقیقا بر این مبنا عمل می‌کنند تا عزت نفس افراد را هر روز پایین‌تر و پایین‌تر از قبل ببرند و کسی که عزتی برایش نمانده باشد و با واقعیت قطع ارتباط شده باشد، راحت‌تر تن به تسلیم یا رها کردن سرزمینش یا بخشیدن خاکش می‌دهد. و خب هدف آن‌ها همین است.

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

2️⃣ 💭 ذهن‌خوانی

ذهن‌خوانی یکی از خطاهای فکری متداولی است که در صورت پایین بودن عزت نفس رخ می‌دهد. بدون اینکه افراد چیزی بگویند، «ما می‌دانیم!» مردم به چه مسئله‌ای فکر می‌کنند و دلیل رفتار آن‌ها چیست؛ ما می‌توانیم پیشگویی کنیم که مردم نسبت به ما چه احساسی دارند! این پدیده بسیار مهلک است و به عزت نفس آسیب وارد می‌کند. زیرا فکر می‌کنیم که همه با عقیده و دیدگاه منفی ما موافق هستند.
برای مثال:
💬من می‌دانم او فکر می‌کند من آدم خسته‌کننده‌ای هستم...
💭می‌توانم بگویم او مرا دوست ندارد...
👀مطمئنم آن‌ها نمی‌خواهند من در گروهشان باشم...

ما باز هم بدون در نظر گرفتن شواهد واقعی به این نتیجه‌گیری‌ها دست پیدا می‌کنیم و بنا به دلایلی فقط به نظر می‌رسد که این دیدگاه‌های منفی را بعنوان هدیه‌ای از ذهن‌خوانی افکار دیگران داریم.

به نظر می‌آید ما به ندرت استعداد مهارتی را برای تقویت افکار مثبت ذهن خوانی ایجاد می‌کنیم.
یادداشت کردن چنین افکاری در قسمت ثبت افکار و نگاه دقیق و چندبار خواندن آن به ما کمک می‌کند که این توانایی تفکر فوق العاده را ارزیابی مجدد کنیم و واقعیات و حتمی بودن امور ذهن‌خوانی خود را به چالش کشیده و با آن مخالفت کنیم.

همه ما می‌دانیم که خداوند به شدت با سوء‌ظن به بندگانش مخالف است و برخی را از این افکار را حتی گناه می‌داند و از ما می‌خواهد با حسن‌ظن زندگی کنیم. در مواردی هم که واقعا فردی نسبت به ما نگاه منفی داشته باشد، ما بخاطر حسن ظنی که به او داشته‌ایم اصلا متوجه نمی‌شویم و بدون آسیب از کنار آن فرد عبور می‌کنیم...

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

💭🌪 ترکیب خطاهای فکر ما

باید بدانیم که احساسات به وجود آمده در اثر عزت نفس پایین مثل افسردگی، اضطراب و نگرانی‌ باعث و عاملی به نام افکار تحریف شده دارند.

مشکل این است که وقتی ما مرتکب خطاهای فکری می‌شویم، به آن‌ها می‌چسبیم و با خطاها همکاری می‌کنیم. آن‌ها - هماهنگونه که تا کنون یاد گرفته ایم - فرضیات و باورهایی هستند که تا وقتی برای شناخت و تغییر دادن آن‌ها تلاش نکنیم، آن‌ها را همچنان حفظ خواهیم کرد.

روان‌شناسان خطاها و اشتباهات فکری رایج را مشخص کرده‌اند که گاهی اوقات ما و برخی همیشه، دچار آن‌ها هستیم. اگر شما این افکار تحریف شده را بشناسید و تشخیص دهید، رد کردن آن‌ها ساده‌تر خواهد شد:


@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

توکل، یک آزمایشگاه خداشناسی
قسمت دوم

مثلا من دلم می‌خواهد در دنیا و آخرت سعادتمند باشم، خداوند آبروی من را در میان مردم حفظ کند، خیر و سعادت دنیا و آخرت را می‌خواهم. یک وقت خودم مستقیما می‌خواهم بروم دنبال آن کاری که فکر می‌کنم خیر و سعادت است، خودم این کار را انتخاب می‌کنم و فکر می‌کنم که خیر من در آن کار است، هیچ در فکر وظیفه نیستم که خدا در این جا برای من چه وظیفه‌ای معین کرده؛ و یک وقت می‌گویم من سرنوشتم را به خدا می‌سپارم.

معنی توکل این نیست که می‌روم در خانه می‌خوابم، مسئولیتی را انجام نمی‌دهم و می‌گویم: خدایا تو بیا درست کن. آن که توکل نیست، تنبلی است. من مسئولیتم را به عهده می‌گیرم و فقط دربارهٔ تعهدها و مسئولیت‌های خودم می‌اندیشم نه دربارهٔ سرنوشتم.

تو وظیفهٔ خودت را انجام بده ببین او آیا تو را وا می ‌گذارد یا نه؟ در چنین شرایطی است که اگر انسان خودش را برای خدا خالص و مخلص کند، عنایت خدا را در زندگی لمس می‌کند؛ در بیداری، در خواب، در شدائد، در سستی‌ها، در سختی‌ها، می‌بیند گویی همیشه یک دست غیبی هست که او را در جهت خیر و سعادت حفظ و نگهداری و راهنمایی می‌کند.

این را می‌گوییم خداشناسی تجربی، خداشناسی آزمایشی؛ نه اینکه خدا را مثل یک ماده می‌خواهیم آزمایش کنیم، بلکه او خدای ماست و ما بندهٔ او؛ ما او را بندگی می‌کنیم تا خداییِ او را دربارهٔ خودمان ببینیم.

تو فقط دربارهٔ بندگی خودت بیندیش، آن‌وقت می‌بینی او خدایی خودش را دربارهٔ تو چگونه انجام می‌دهد.

تو بندگی و اطاعت به شرط مزد مکن
که خواجه خود روش بنده پروری داند...

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

چشم‌انداز نویسی با جهان‌بینی الهی

در عموم آموزش‌های چشم‌انداز نویسی، شاید ما بخاطر نگاه دنیایی افراد، دچار خطای محاسباتی شویم.

از آنجایی که عموم این آموزش‌ها ترجمه‌‌ای و از غرب به ما منتقل شده، گاهی ما فراموش می‌کنیم که جهان بینی ما الهی است نه مادی و تعریف ما از موفقیت و دستیابی به اهداف و حس رضایت از خود یا زندگی با جهان‌بینی مادی متفاوت است...

لذا کسب معارف دینی همیشه باید جزء چشم‌انداز نویسی ما در بخش تحصیل باشد تا درست فکر کنیم و درست انتخاب کنیم و درست حرکت کنیم.

شهید مطهری یک کتابی دارند با عنوان «خدا در زندگی انسان» که نسبتا جدید چاپ شده. بنده این کتاب را برای مطالعه فروردین ماه خود قرار داده بودم. واقعا عالی بود. بر شما باد به خواندن آن.

يک بخش از این کتاب که بخشی با عنوان توکل است به نظر اثر مهمی بر نوع نگاه ما در زمانی که در حال ثبت آرمان‌ها، آرزوها و چشم‌انداز خود هستیم، خواهد داشت. که در مسیر درست حرکت کنیم.

در ادامه این بخش تقدیم می‌شود..

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

آموزش زبان فرانسوی بنده

همانطور که دوستان قدیمی در جریان هستند بنده ۵ سال در فرانسه زندگی کردم. در اون ایام زبان فرانسوی را در دانشگاه سپری کردم و پس از آن مدرک دلف را هم گرفتم. پس از آن هم دومین کارشناسی ارشد خود را در رشته علوم آموزشی فرهنگی در دانشگاه فرانسه گرفتم. گرایش اصلی این رشته نحوه کاربردی آموزش‌های مجازی بود. کارشناسی ارشد اولم از ایران و در رشته مدیریت آموزشی بود. کارشناسی هم علوم اجتماعی با گرایش پژوهشگری. الان هم که ساکن هلند هستم...

برای اهداف و آرمانی که داشتم تدریس و آموزش این زبان را هم شروع کردم و در حال حاضر کانالی داریم که این زبان را از صفر به صورت رایگان ارائه کرده‌ام.

از یک مقطع به بعد برای کسانی که به شکل جدی علاقه‌مند به ارتقا زبان خود هستند کلاس‌های خصوصی آفلاین هم راه اندازی کردیم که علاقه‌مندان اگر عضو کانال شوند،‌ توضیح در آن قرار دارد.

این کانال در حال حاضر در ایتا، بله، روبیکا و تلگرام به نشانی زیر بر قرار است:

eitaa.com/ninfrance2
https://ble.ir/ninfranc2
rubika.ir/ninfrance2
/channel/ninfrance2
/channel/ninfrance2


 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی از فرانسه، هلند و ایران
@ninfrance

Читать полностью…

منِ با برنامه

ما به عنوان یک مسلمان، نگاه‌مون به زمان فقط دنیایی نیست.
ما باور داریم این عمر، یک امانته… و قرار هست بابتش پاسخ بدیم.

پس برنامه‌ریزی برای ما یک کار لوکس یا فانتزی نیست؛
یک نیاز جدی و یک مسئولیت واقعی است.

از این جهت است که در کنار آموزش‌های چشم‌انداز نویسی، هدف‌گذاری و روش‌های مدیریت زمان، #دفتر_برنامه‌ریزی هم طراحی کردیم و به لطف خداوند تا امروز افراد بسیار زیادی با استفاده از این دفتر به اهداف ارزشمند خود دست پیدا کرده‌اند. اهدافی که مدت‌ها زمین مانده بود...

📚📚📚
@mabebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

۲. اضطراب و فرسودگی روانی

ذهن دائما در حالت آماده باش هست. چرا؟ چون یا باید منتظر پیامی ازش باشه. یا وقتی پیامی میده منتظر جوابی ازش باشه. یا ببینه طرف آنلاین شده، چرا به این پیام نداده؟ الان داره یعنی با کی چت می‌کنه؟ یا وقتی بینه با یکی دیگه بیشتر از اون وقت می‌گذرونه یا جواب یکی دیگه رو هم با محبت میده یا متوجه بشه یکی دیگه هم به «او» علاقه داره... همه اینها بهش اضطراب و حال بد میده و ممکنه هر مورد کل روزش رو خراب کنه و حوصله هیچ کاری رو نداشته باشه...

۳. از بین رفتن شخصیت مستقل
فرد دیگه خودش نیست. همش برای حفظ رابطه نقش بازی می‌کنه. یعنی ممکنه در موارد زیادی نظرش متفاوت باشه اما بخاطر اینکه از چشم محبوب نیفته تظاهر به موافقت و همراهی می‌کنه. همه اینها رو هم نشونه محبت میدونه که عشق یعنی همرنگ اونی بشو که دوسش داری. اما واقعیت اینه که اینا همه تله ذهنی هست و فرد سرکار میگذاره خودش رو با این نجواهای درونی و در واقع داره مدام شخصیت مستقل خودش رو از دست میده و حتی شان و شخصیتش با در کنار اون بودن تعریف میشه.

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

در پست بالا به چهار مورد اشاره کردیم که چرا انسان گرفتار چنین عشق‌های زمینی می‌شو.
مورد پنجم به نظر شما چی می‌تونه باشه؟

۵. فقر معنوی و هویتی
وقتی انسان:
۱. ماموریت شخصی برای خودش تعریف نکرده در این دنیا،
۲. هدف بزرگی نداره که اصل وقتش صرف تحقق اون بشه،
۳. به فکر رشد فردی خودش به شکل مستقل نیست و همیشه خودش رو در کنار یکی دیگه میخواد ببینه،
و...

تمام انرژی روانیش روی یک انسان دیگه متمرکز می‌شه.
و این تمرکز افراطی، وابستگی تولید می‌کنه...

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

🔻نشانه‌ها و علائم این وابستگی ناسالم

۳. تحمل بی‌احترامی

چون می‌ترسد اگر اعتراض کند، طرف مقابل را از دست بدهد، حتی کار به تحمل بی‌احترامی دیدن از طرف مقابلش هم می‌رسد. بخاطر همین حواسش نیست که عزت نفسش در حال آب شدن است...

۴. وابستگی شدید به توجه
حال روحی‌اش وابسته به رفتار آن فرد می‌شود:
جواب پیامش را بلافاصله بدهد = شادی و لبخند رضایت
ـ محبوب پیام را ببیند اما جواب ندهد = فروپاشی
ـ سردی در رفتارش ببیند = اضطراب و بی‌قراری
ـ توجه خاص ببیند = سرخوشی و قند در دل آب شدن

۵. از دست دادن عزت و هویت شخصی
کم‌کم علایق، برنامه‌ها، دوستان، رشد فردی و حتی شخصیت خودش را فراموش می‌کند.
تمام جهانش می‌شود: «او الان دربارهٔ من چه فکری می‌کند؟» و تصور می‌کند طرف مقابل هم باید همین حس را داشته باشد! وگرنه در بیان اینکه او را دوست دارد صادق نیست!

۶. احساس حقارت پنهان
ظاهرا عاشق است؛ اما در عمق وجودش حس می‌کند: «من کافی نیستم.» وگرنه او هم باید مرا به همین میزان که من می‌خواهمش، بخواهد...

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

❓این وضعیت دقیقا چه شکی است؟

در ظاهر شاید اسمش «عشق» باشد؛ اما در باطن، فرد کم کم احساس می‌کند:
ـ من باید بیشتر تلاش کنم که دوستم داشته باشد.
ـ اگر عقب بکشم، او از دست می رود.
ـ ارزش من، وابسته به، توجه اوست.
ـ بدون او احساس پوچی می‌کنم.
ـ اگر او سرد شود، من فرو می‌ریزم.

اینجاست که رابطه از «محبت» تبدیل می‌شود به «التماسِ عاطفی»

فرد دائم پیام می‌دهد، پیگیری می‌کند، توضیح می‌دهد، منتظر می‌ماند، کوتاه می‌آید، خود را تغییر می دهد، تحقیر را تحمل می‌کند، فقط برای اینکه اندگی محبت دریافت کند.

و دردناک‌تر اینکه: هرچه بیشتر خود را کوچک می‌کند، معمولا احترام کمتری می‌بیند.
چون انسان‌ها ناخودآگاه، کسی را که خودش خودش را بی‌ارزش می‌کند، کمتر جدی می‌گیرند.

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

❤️‍🔥❤️‍🩹💔 وقتی عشق، عزت نفس را می‌بلعد...
قسمت اول

عشق با دوست داشتن فرق می‌کند.
همان‌طور که شنیده‌ایم عشق از واژه عَشَقَه گرفته شده که نام گیاهی است که دور گیاهان دیگر می‌پیچید، و گاهی کار به جایی می‌رسد که از آن‌ گیاه اصلی تغذیه می‌کند، و حیاتش را می‌گیرد و آن را خشک می‌کند. عشق‌هایی هم که بین دو انسان معمولا شکل می‌گیرد. (فرقی ندارد که بین زن و مرد باشد، یا بین دو زن، یا بین دو مرد) چنین ویژگی‌ و اثری دارد و معمولا فرد را تا فروپاشی درونی پیش می‌برد.

این یکی از عمیق‌ترین زخم‌های عزت نفس است؛ عشقی که به جای رشد دادن انسان، او را کوچک می‌کند. رابطه‌ای که در آن، یک نفر آرام‌آرام احساس می‌کند برای «دوست داشته شدن» باید خودِ واقعی‌اش را قربانی کند.

این وضعیت فقط یک «عشق زیاد» نیست؛
ترکیبی است از وابستگی عاطفی، ترس از رهاشدگی، کمبود عزت نفس، و گاهی نوعی گرسنگیِ قدیمیِ روح برای دیده شدن و مورد توجه یک فرد خاص قرار گرفتن...

لطفا این پست را برای هرکس می‌دانید با این موضوع به نوعی درگیر است بفرستید.
شاید با عنایت الهی گره بزرگی از زندگی ایشان هم باز شد و به زندگی طبیعی و استفاده درست از فرصت عمر، بازگشت...

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

✨ «باقی‌ماندهٔ عمر مومن، قیمت ناپذیر است.
به وسیلهٔ آن، گذشته را جبران می‌کند، و آنچه را مرده است، زنده می‌‌گرداند.»✨

🪷امام علی علیه السلام

⏳⏳⏳⏳
@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

🔅🌱 درمان

همان طور که درمان عزت نفس فردی، بازسازی روایت زندگی با یک ذهن معقول، تعریف شد.
درمان عزت نفس تاریخی هم، بازسازی روایت تاریخ سرزمینمان به شکل حقیقی و واقعی است.

ما سه لایه بازسازی روایت داریم:
۱. بازخوانی گذشته
کجا خودمان را اشتباه تعریف کرده‌ایم؟ یا برای ما اشتباه تعریف کرده‌اند؟

۲. بازتعریف اکنون
واقعا چه توانمندی‌هایی داریم که ندیده‌ایم؟ یا نگذاشته‌اند ببینیم؟

۳. بازطراحی آینده:
اگر باور کنیم ارزشمندیم، توانمندیم، چه تصمیم‌های جمعی می‌گیریم؟

باز تکرار می‌کنیم:
عزت نفس، نتیجه‌ٔ آن چیزی نیست که بر ما گذشته؛
*نتیجهٔ روایتی است که از آن ساخته‌ایم
...

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

۳. استمرار یا گسست تمدنی

ملت‌هایی که:
🔸 پیوندشون با ریشه‌های تمدنی‌شون قطع نشده
🔹 خودشون رو ادامهٔ یک مسیر می‌دونن

احساس «هویت و معنا» دارند.

ولی اگر:
🔸 تاریخشون تحقیر بشه
🔹 گذشته یا نفی بشه یا تحریف
🔸نسل جدید احساس کنه که گذشته و آینده نداره

عزت نفس جمعی، فرو می‌ریزه...

ما به وضوح در کشورمان این هر دو را شاهد هستیم. یک گروه که پیوند با دین و انقلاب و تاریخ و باورهای مستقل از فرهنگ غرب و شرق دارند، دارای یک عزت نفس غنی، یک حس سربلندی و یک روحیه مقاومت تا رسیدن به قله‌های جهان دارند.
ولی گروه دوم که اتصال خود نسبت به گذشتهٔ پر افتخار خود را هرگز تجربه نکرده‌. به دین و آیین و فرهنگ و تمدن خود، بخاطر نفی و تحریف، حس افتخار نداره و از دستاوردهای گذشته اطلاعی نداره، به شدت افسرده، عبوس، بی‌هدف و انگیزه و ناامید از هر نوع رشد و پیشرفت و حرکت و کسی شدن در سرزمین خودش هست.

نتیجه هر دو را هم شاهدیم. برخی در همین ایران به قله‌های دانش و قدرت و ثروت و اثرگذاری و موفقیت و مدال‌های افتخار ملی و بین المللی می‌رسند. عده‌ای با عقده و حسرت با همه داشته‌ها که برای برخی در دیگر کشورها حسرت است روزگار می‌گذارند و یا سرزمین خود را ترک می‌کنند و به دنبال خوشبختی به سرزمین‌های دیگر مهاجرت می‌کنند و از دستاوردهای مردمان کشورهای دیگر ارتزاق می‌کنند و خدمات خود را هم در اختیار آنان قرار می‌دهند و البته همچنان، هیچ وقت هم احساس عزت نفس و سربلندی و شخصیت و کسی بودن را تجربه نمی‌کنند. و همیشه زیرمجموعه هستند. شخصیت وابسته دارند و هرگز تصور نمی‌کنند خودشان مستقل بتوانند به جایی برسند.

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

3️⃣💭 فیلترسازی ذهنی

ما جزئیات منفی را از یک موقعیت می‌گیریم و سپس آن‌ها را بزرگ می‌کنیم در حالیکه همزمان تمامی جنبه‌های مثبت را فیلتر کرده و کنار می‌گذاریم.
مثلا:
شما موفق شده‌اید که یک کتاب بنویسید. این یک دستاورد بزرگ برای شماست که بلاخره توانستید یک کار را به پایان و سرانجام برسانید. همه از شما تعریف و تقدیر می‌کنند تا اینکه یکی دو نفر به بخش‌هایی از کتاب نقد وارد می‌کنند... ناگهان شما خود را می‌بازید و دیگر این دستاورد به چشم شما نمی‌آید و به خود حق نمی‌دهید که طبیعی است و هیچ کار بی‌نقصی وجود ندارد و دیگر حال خوبی از این کار ارزشمندی که انجام داده‌اید ندارید و دیگر هرچقدر از شما تعریف شود شما به حساب تعارف و دل خوش کردن می‌گذارید و اصلا نمی‌توانید بپذیرید...

در واقع بیشتر و سریعا به جنبه‌های منفی می‌اندیشید و از کنار جنبه‌های مثبت به راحتی عبور می‌کنید. یک مغز باعزت نفس پایین چنین ابتلائاتی دارد...

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

1️⃣💭 تعمیم اختصاصی

اگر مبتلا به این خطای فکری باشیم، بر اساس شواهد کمی از یک اتفاق یا پیشامدی به یک نتیجهٔ کلی دست می‌یابیم. اگر یک تصادف آینهٔ ماشین حین رانندگی داشته باشیم، به خومان می‌گوییم که رانندهٔ توانمندی نیستیم. و اگر کمی تصادف جدی‌تر باشد شاید تصمیم بگیریم دیگر رانندگی نکنیم.

اگر چند بار پخت غذای ناموفق داشته باشیم ممکن است با خود بگوییم که ما نمی‌توانیم آشپزی کنیم و در خیاطی اگر نتوانیم به صورت مرتب کوک درست بزنیم و یا برش خوبی داشته باشیم به خود بگوییم ما اصلا هنری خیاطی نداریم.

ممکن است برخی اشخاص با شما ناعادلانه برخورد کنند و شما با خود بگویید هیچ کس مرا دوست ندارد...
از کلماتی مثل «هیچکس«، «هرگز»، «همیشه»، و «همه» استفاده می‌کنید تا یک قانون کلی از یک شواهد جزئي و موقعیت خاص بسازید.

زمانی که با تفکرات خود می‌جنگید از خودتان بپرسید آیا موقعیت خاصی را مدنظر گرفته‌اید و یک فرضیه کلی برای آن دارید؟ این موقعیت را به افکار خاص برگردانید.

برای مثال اگر مرتکب اشتباهی شدید به خودتان تلقین کنید که ناامید هستید، بلکه بگویید شما آن کار خاص را به خوبی همیشه انجام نداده‌اید.
اگر در رابطه‌ای پذیرفته نشدید به خودتان نگویید که دوست داشتنی نیستید بگویید این شخص خاص برای من مناسب نبوه است...

🪴 بینش درست این است که:
*احساسات به وجود آمده در اثر عزت نفس پایین ـ مثل افسردگی و اضطراب ـ ناشی از افکار تحریف شده است نه در اثر تفکر منطقی...*
و این را مدام باید با خود مرور کنید...

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

🌿ادامهٔ مبحث عزت نفس...
به زودی این مباحث دسته بندی و به شکل فایل‌های صوتی در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.

Читать полностью…

منِ با برنامه

توکل، یک آزمایشگاه خداشناسی
قسمت اول

یه کتابی هست از شهید مطهری بنام خدا در زندگی انسان. خیلی کتاب خوبی بود برای کسب معارف الهی که وظیفه ماست.

یه بخشیش دربارهٔ معنای دقیق توکل بود گفتم خدمت شما تقدیم کنم:

« آن چیزی که در اسلام نامش «توکل» است می‌تواند برای انسان یک لابراتور باشد برای خداشناسی. توکل یعنی چه؟ توکل هم از آن کلمه‌های عجیبِ پر معنی در قرآن است. قرآن توکل را با کلمهٔ «علی» ذکر می‌کند نه با کلمه «إلی». می‌گوید: و علی الله فتوکلوا. «توکل» از باب «تفعل» و غیر از «توکیل» است.

توکل یعنی به عهده گرفتن نه به عهده سپردن. توکل یعنی وظایف و مسئولیت‌هایی که خدا برای انسان مشخص و معین کرده است، انسان همیشه دربارهٔ آن‌ مسئولیت‌ها و وظیفه‌ها بیندیشد و متعهد مسئولیت‌های خودش بشود.

اینجا انسان با خود می‌گوید: در این صورت سرنوشتم چه می‌شود؟ من دربارهٔ مسئولیت‌هایم فکر کنم یا دربارهٔ سرنوشتم؟

ما اغلب دربارهٔ سرنوشت خودمان فکر می‌کنیم: این کار را بکنم فلان منفعت گیرم بیاید، آن کار را بکنم برای این که زندگی‌ام چنین بشود؛ دنبال سرنوشت خودمان هستیم.

توکل می‌گوید: تو وظیفه را در نظر بگیر، تو متوکل و متعهدِ وظیفه باش ولی علی اللهِ، یعنی اعتماداً علی الله، در سرنوشت تکیه‌ات به خدا باشد. این می‌شود معامله. خیلی عجیب است!...

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

#پیامهای_انگیزه‌بخش
#پیام_نور

سلام خسته نباشید؛
نمیدونم دارم به ایدی درستی پیام میدم یا نه...
فقط یادمه همسرم ب شدت پیگیر دوره های مجموعه من با برنامه بود و دفترهای برنامه ریزی رو سالانه میخرید، و ویس های یک خانمی که فکنم مدرس دوره هایی مثل چهل حدیث بودن رو گوش میداد...
همسرم خیلی این مجموعه رو دوست داشت.
با جدیت زمان هایی که بین شیفت هاش خونه بود پیگیر بود.
تو ماشین بین نوحه ها میدیدم یهو صدای خانمی پلی میشد میگفت این مال دوره های من با برنامم هست.
ایشون وقتی از سوریه برگشتند مجبور شدند تمام وسایلشون رو بزارن و فقط خودشون بیان.

یادمه تنها جایی که ازش حرف زد، همون خانم بود ک بهشون گفت من تمام وسایلم رو گذاشتم و اومدم و دفتر برنامه ریزی شما هم جزشون بوده(اتمام موجودی زده بودید دفترهای اون سال رو) و اگه امکانش هست و یک دونه موجود هست، من بخرم
و خرید ازشون و از این بابت هم خوشحال بود‌‌.
نمیدونم اون خانم یادشون هست ایشون رو یا نه...
خواستم بگم همسرم چند وقت پیش شهید شدن...
نمیدونم چرا بین وسایلش وقتی یاد دفترهای این مجموعه افتادم، دلم خواست بیام و بهشون بگم.
واقعا هم نمیدونم چرا این پیام رو دادم...

🌷🌷🌷🌷
چه سخت و سنگین و در عین حال قوت قلب شد این پیام...
ممنونیم از شما بانوی بزرگوار که ما را خبردار کردید. تبریک و تسلیت به شما... اجر صبر جمیل شامل حال شما.
امیدواریم همگی، همهٔ اعضای کانال منِ بابرنامه، شامل شفاعت این شهید والامقام شویم. ایشان بابرنامه به هدف والا و آرزوی بلند خود رسیدند و امید که ما نیز پس از انجام وظایف و تکالیفی که بر عهده داریم، به چنین دستاورد عظیمی دست پیدا کنیم... اللهم ارزقنا...

@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

پروین اعتصامی چه زیبا و خاص در قالب گفتگوی تمثیلی رفوگر و سوزن گفت:

جهد را بسیار کن، عمر اندکی است
کار را نیکو گزین، فرصت یکی است

کاردانان چون رفو آموختند
پاره‌های وقت بر هم دوختند

عمر را باید رفو با کار کرد
وقت کم را با هنر، بسیار کرد...


و این هنر، یعنی یادگرفتن هنر برنامه‌ریزی و مدیریت زمان...


@manebabarname

Читать полностью…

منِ با برنامه

ما به ظریف‌ترین و پنهان‌ترین قسمت داستان عزت نفس رسیده‌ایم.
غالب افراد ناخواسته تصور می‌کنند واقع‌گرایی یعنی منفی‌گرایی. حتی اگر انکار کنند باز همیشه در گفتارشان منفی‌گویی بسیار پررنگ‌تر از مثبت‌گویی است.

حالا اگر تمرین کنیم و این داستان برعکس شود، یعنی تبدیل به یک انسان واقع‌گرا شویم که هم نقاط قوت را ببینیم و هم نقاط ضعف‌ را و نسبت این برابر باشد. به چشم خواهیم دید که به راحتی درباره بسیاری از تصمیمات با اعتماد به نفس شروع می‌کنیم. بسیاری از کارهای نیمه تمام رها شده را از سر می‌گیریم. بسیاری از حرف‌هایی که ترس از بیانش داشتیم با مرتب کردن ذهن و جملات و انتخاب زمان مناسب،‌ بیانش می‌کنیم.

و در همه موارد با خود می‌گوییم چه خوب شد که گفتم. چه خوب شد که اقدام کردم. چه خوب شد که شروع کردم. چه خوب شد از همان جایی که متوقف شده بودم دوباره شروع کردم...
چرا؟ چون آموختیم که کار شیطان وسوسه یاس و ناتوانی است و کار ملائکه الهام تو می‌توانی... و خداوند با شیطان نیست با ملائکه است و از این رو بی‌شک به حرکت شما نور و برکت و ثمر می‌دهد...

@manebabarname

Читать полностью…
Subscribe to a channel