163916
🧡 تیم آکادمی زبان لینگانو؛ در کنار شماست تا هر روز با برنامهای مشخص؛ باهم زبان انگلیسیمون رو تقویت کنیم. اینستاگرام: 📱 instagram.com/lingano_official کانال یوتیوب: https://www.youtube.com/@lingano_academy پشتیبانی و مشاوره: 👤 @Lingano_Support
🤔 Countable & Uncountable
1️⃣ Experience
🔖 Experience (کلی = غیرقابل شمارش)
🔖 An experience (یک اتفاق خاص)
❌ I had many experiences in my job. (اگر کلی میگی)
✅ I have a lot of experience in this field.
در این حوزه تجربه زیادی دارم.
اما:
✅ I had an interesting experience yesterday.
دیروز یک تجربه جالب داشتم.
2️⃣ Research (همیشه غیرقابل شمارش)
❌ He did many researches.
✅ He conducted a lot of research.
او تحقیقات زیادی انجام داد.
3️⃣ Evidence (غیرقابل شمارش)
❌ The police found many evidences.
✅ The police found a lot of evidence.
پلیس شواهد زیادی پیدا کرد.
4️⃣ Damage (غیرقابل شمارش)
❌ The storm caused many damages.
✅ The storm caused serious damage.
طوفان خسارت جدی وارد کرد.
5️⃣ Knowledge (غیرقابل شمارش)
❌ She has many knowledges.
✅ She has extensive knowledge of history.
او دانش گستردهای درباره تاریخ دارد.
6️⃣ A paper vs Paper
🔖 Paper = کاغذ (غیرقابل شمارش)
🔖 A paper = مقاله
✅I wrote a paper about climate change.
من یک مقاله درباره تغییرات اقلیمی نوشتم.
7️⃣ Work vs A work
🔖 Work = کار (غیرقابل شمارش)
🔖 A work = اثر هنری / ادبی
✅ This is a work of art.
این یک اثر هنری است.
8️⃣ Room
🔖 Room = فضا (غیرقابل شمارش)
🔖 A room = اتاق
✅ There isn’t enough room for everyone.
برای همه جا نیست.
✅ We booked a room.
ما یک اتاق رزرو کردیم.
امروز میخوایم اشتباهات رایج #گرامر بین اکثر زبانآموزا رو بهتون بگیم. ⌛
Читать полностью…
🤔 اصطلاحهای کاربردی متن آهنگ
1️⃣ Move on time
🔴 معنی: طبق برنامه عمل کردن / وقتشناس بودن.
🗣️ در این متن یعنی «عجله نمیکنم، دقیقاً وقتی که باید، کار رو انجام میدم».
✏️ مثال: Don't rush, just make sure you move on time.
2️⃣ Show off / Flex
🔴 معنی: پز دادن / خودنمایی کردن.
🗣️ کلمه Flex در انگلیسی مدرن (اسلنگ) خیلی پرکاربرد شده و دقیقاً یعنی بخوای دارایی یا قدرتت رو به رخ بکشی.
✏️ مثال: He’s just flexing his new watch. (داره ساعت جدیدش رو به رخ میکشه).
3️⃣ By design
🔴 معنی: از قصد / طبق برنامه قبلی.
🗣️ وقتی چیزی اتفاقی نیست و خودت براش نقشه کشیدی، از این اصطلاح استفاده میکنی.
✏️ مثال: The silence was by design. (اون سکوت عمدی و از روی نقشه بود).
4️⃣ Roll the dice
🔴 معنی: دل رو به دریا زدن / ریسک کردن.
🗣️ ریشه این اصطلاح از تاس ریختن در بازیهاست و یعنی نتیجه قطعی نیست ولی تو حرکتت رو میزنی.
✏️مثال: I don’t know if it works, but I’ll roll the dice.
5️⃣ Read the room
🔴 معنی: موقعیتشناس بودن / درک جوِ محیط.
🗣️ این یعنی قبل از حرف زدن یا کار خاصی، بفهمی حال و هوای بقیه چطوریه و فضا سنگینه یا دوستانه.
✏️ مثال: You need to read the room before telling that joke.
6️⃣ Get lost in the hype
🔴 معنی: جوگیر شدن / فریب هیاهو را خوردن.
🗣️ وقتی همه درباره چیزی سر و صدا میکنن و تو هم بدون فکر دنبالشون میری، یعنی در Hype گم شدی.
✏️ مثال: Don't get lost in the hype; do your own research.
7️⃣ Stack wins (or anything)
🔴 معنی: روی هم چیدن / جمع کردن.
🗣️ فعل Stack یعنی چیزی رو به صورت مرتب روی هم گذاشتن. در اینجا یعنی پیروزیها رو یکی پس از دیگری به دست آوردن.
✏️ مثال: Keep working hard and start stacking your achievements.
8️⃣ Sway
🔴 معنی: تلوتلو خوردن / تحت تاثیر قرار گرفتن و تغییر عقیده دادن.
🗣️ در متن یعنی «با حرف بقیه نظرم عوض نمیشه».
✏️ مثال: She’s firm; she doesn't sway easily. (اون محکمه، راحت تحت تاثیر قرار نمیگیره).
9️⃣ Settle in
🔴 معنی: جا افتادن / عادت کردن به شرایط جدید.
🗣️ وقتی فشار زیاد میشه، این فرد به جای فرار، در اون موقعیت «جاگیر» میشه و بهش مسلط میشه.
✏️ مثال: Give him a few days to settle into his new job.
🎤 Artist: Cain Walker
🎵 Music: Pressure
📱 @lingano_com
🔥 The future starts today, not tomorrow.
✍️ Pope John Paul II
🔵 آینده از امروز آغاز میشود، نه از فردا.
👀 اول متن زیر رو بخونید!
✔️ بعد گزینه درست و مناسب جاهای خالی رو از بین گزینههای دیگه انتخاب کنید.
🤔 اصطلاحات استارتاپ و دنیای دیجیتال
🔴 Startup
✅ استارتاپ
🔖 He works for a tech startup.
✍️ او در یک استارتاپ فناوری کار میکند.
🔴 Launch
✅ راهاندازی کردن
🔖 They will launch the app next month.
✍️ آنها ماه آینده اپلیکیشن را راهاندازی میکنند.
🔴 Beta version
✅ نسخه آزمایشی
🔖 The beta version has some issues.
✍️نسخه آزمایشی چند مشکل دارد.
🔴 User experience (UX)
✅تجربه کاربری
🔖 Good UX attracts more users.
✍️ تجربه کاربری خوب کاربران بیشتری جذب میکند.
🔴 Interface
✅رابط کاربری
🔖 The interface is simple and clean.
✍️ رابط کاربری ساده و تمیز است.
🔴 Tech support
✅ پشتیبانی فنی
🔖 Contact tech support for help.
✍️ برای کمک با پشتیبانی فنی تماس بگیر.
🤔 اصطلاحات مربوط به هوش مصنوعی و نرمافزار
🔴 Artificial intelligence (AI)
✅ هوش مصنوعی
🔖 AI is changing many industries.
✍️هوش مصنوعی بسیاری از صنایع را تغییر میدهد.
🔴 Machine learning
✅ یادگیری ماشین
🔖 Machine learning improves over time.
✍️ یادگیری ماشین با گذر زمان بهتر میشود.
🔴 Algorithm
✅ الگوریتم
🔖 The algorithm recommends videos.
✍️الگوریتم ویدیو پیشنهاد میدهد.
🔴 Bug
✅ باگ / خطای نرمافزاری
🔖 There is a bug in the system.
✍️ در سیستم یک خطا وجود دارد.
🔴 Update
✅بهروزرسانی
🔖 You should update the software regularly.
✍️ باید نرمافزار را مرتب بهروزرسانی کنی.
🔴 Automation
✅خودکارسازی
🔖 Automation saves time and money.
✍️ خودکارسازی در زمان و هزینه صرفهجویی میکند.
🤔 اصطلاحات پایه دنیای تکنولوژی
🔴 Cutting-edge technology
✅ تکنولوژی پیشرفته و نوآورانه
🔖 This company develops cutting-edge technology.
✍️ این شرکت تکنولوژی پیشرفته توسعه میده.
🔴 User-friendly
✅ کاربرپسند
🔖 The app is very user-friendly.
✍️ این اپلیکیشن خیلی کاربرپسند است.
🔴 High-speed internet
✅ اینترنت پرسرعت
🔖 We need high-speed internet for online meetings.
✍️ برای جلسات آنلاین به اینترنت پرسرعت نیاز داریم.
🔴 Digital footprint
✅ ردپای دیجیتال (اطلاعاتی که از ما آنلاین باقی میماند)
🔖 Be careful about your digital footprint.
✍️ مراقب ردپای دیجیتال خودت باش.
🔴 Tech-savvy
✅ وارد و ماهر در تکنولوژی
🔖 She is very tech-savvy.
✍️او خیلی در تکنولوژی ماهر است.
🔴 Upgrade
✅ ارتقا دادن
🔖 I need to upgrade my laptop.
✍️ باید لپتاپم را ارتقا بدهم.
🔖 نکته مهم
💦 از Infinitive of purpose بیشتر وقتی استفاده میشه که فاعل هر دو جمله یکی باشه.
✅ I went home to rest.
✍️ من رفتم خونه تا استراحت کنم.
💦 اما وقتی فاعل فرق داره، معمولاً از so that استفاده میکنیم:
✅She explained it clearly so that we could understand.
✍️ او واضح توضیح داد تا ما بتوانیم بفهمیم.
🔖 منفی کردن Infinitive of Purpose
💦 برای گفتن «برای اینکه … نکنم» از not to + verb استفاده میکنیم.
🤔 ساختار:
to not + verb یا معمولتر: not to + verb
🗣️ مثالها:
✅ I whispered not to wake the baby.
✍️ آهسته صحبت کردم تا بچه بیدار نشه.
✅ She left early not to be late.
✍️ زود رفت تا دیر نکنه.
✅ He hid the letter not to upset her.
✍️ نامه را پنهان کرد تا او ناراحت نشه.
امروز میخوایم یه #گرامر خیلی کاربردی بهتون آموزش بدیم که برای صحبت کردن از هدف و دلیل پشت کارامون میتونیم ازش استفاده کنیم.💬
Читать полностью…
🤔 استعفا و تغییر شغل
🔴 Quit a job
✅ معنی: از شغل استعفا دادن
🔖 Example: She quit her job last month.
✍️ اون ماه گذشته از کارش استعفا داد.
🔴 Look for a job
✅ معنی: دنبال کار گشتن
🔖 Example: I’m looking for a new job.
✍️ من دنبال کار جدیدم.
🔴 Change careers
✅ معنی: تغییر مسیر شغلی دادن
🔖 Example: He changed careers at 35.
✍️ او در ۳۵ سالگی مسیر شغلیاش رو عوض کرد.
🔴 Be self-employed
✅ معنی: خوداشتغال بودن
🔖 Example: She is self-employed.
✍️ اون خوداشتغاله.
🔴 Gain experience
✅ معنی: کسب تجربه کردن
🔖 Example: This job helped me gain experience.
✍️ این شغل به من کمک کرد تجربه کسب کنم.
🤔 روابط کاری
🔴 Team player
✅ معنی: فردی که خوب در تیم کار میکند
🔖 Example: Employers like team players.
✍️ کارفرماها افراد تیمی را دوست دارن.
🔴 Get along with
✅ معنی: با کسی کنار آمدن
🔖 Example: I get along well with my coworkers.
✍️ من با همکارام خوب کنار میام.
🔴 Give feedback
✅ معنی: بازخورد دادن
🔖 Example: My boss gave me positive feedback.
✍️ رئیسم بازخورد مثبتی به من داد.
🔴 Deal with a problem
✅ معنی: رسیدگی کردن به یک مشکل
🔖 Example: We need to deal with this issue quickly.
✍️ باید سریع به این مشکل رسیدگی کنیم.
🔴 Take initiative
✅ معنی: پیشقدم شدن
🔖 Example: She always takes initiative at work.
✍️ اون همیشه تو کار پیشقدم میشه.
🤔 استخدام و مصاحبه
🔴 Apply for a job
✅ معنی: برای شغلی درخواست دادن
🔖 Example: I applied for three jobs last week.
✍️ هفته پیش برای سه شغل درخواست دادم.
🔴 Job interview
✅ معنی: مصاحبه شغلی
🔖 Example: I have a job interview tomorrow.
✍️ فردا مصاحبه شغلی دارم.
🔴 Hire someone
✅ معنی: استخدام کردن کسی
🔖 Example: The company hired two new employees.
✍️ شرکت دو تا کارمند جدید استخدام کرد.
🔴 Fire someone
✅ معنی: اخراج کردن
🔖 Example: He was fired for being late too often.
✍️ اون به خاطر دیر اومدنهای زیاد اخراج شد.
🔴 Resume / CV
✅ معنی: رزومه
🔖 Example: Make sure your resume is updated.
✍️ مطمئن شو رزومهات بهروزه.
🔵 Prepositions
1️⃣ Responsible for vs Responsible to
🔖 Responsible for = مسئولِ انجام چیزی بودن
🔖 Responsible to = پاسخگو بودن به یک شخص/سازمان
❌ She is responsible to managing the team.
✅ She is responsible for managing the team.
او مسئول مدیریت تیم است.
❌ I am responsible for my manager.
✅ I am responsible to my manager.
من در برابر مدیرم پاسخگو هستم.
2️⃣ Capable of (نه for / to)
بعدش همیشه gerund میاد.
❌ She is capable to solve the issue.
✅ She is capable of solving the issue.
او توانایی حل مسئله را دارد.
3️⃣ Accused of
❌ He was accused for stealing money.
✅ He was accused of stealing money.
او به دزدی متهم شد.
4️⃣ Insist on
❌ She insisted to pay the bill.
✅ She insisted on paying the bill.
او اصرار داشت صورتحساب را پرداخت کند.
5️⃣ Succeed in
❌ He succeeded to pass the exam.
✅ He succeeded in passing the exam.
او موفق شد امتحان را قبول شود.
6️⃣ Object to
بعدش gerund میاد.
❌ I object to pay extra fees.
✅ I object to paying extra fees.
من با پرداخت هزینه اضافی مخالفم.
7️⃣ On time vs In time
🔖 On time = دقیق سر وقت
🔖 In time = قبل از دیر شدن
✅ The train arrived on time.
قطار دقیق سر وقت رسید.
✅ We arrived in time to catch the train.
به موقع رسیدیم که قطار را بگیریم.
8️⃣ By vs Until
🔖 By = حداکثر تا یک deadline
🔖 Until = تا ادامه داشتن یک زمان
✅ Submit the report by Friday.
گزارش را حداکثر تا جمعه تحویل بده.
✅ I will wait until Friday.
تا جمعه صبر میکنم.
🤔 Knowledge is power. Information is liberating. Education is the premise of progress, in every society, in every family.
✍️ Kofi Annan
✍️ دانش قدرت است.
اطلاعات رهاییبخش است.
آموزش، زیربنای پیشرفت است. در هر جامعه، در هر خانواده.
🤔 متن اصلی آهنگ و ترجمهی فارسی
I don't move fast, I move on time
من تند حرکت نمیکنم، بهموقع حرکت میکنم
Pressure don't push me, I let it decide
فشار من رو وادار به کاری نمیکنه، میذارم خودش (مسیر رو) مشخص کنه
Head stays up, hands stay low
سرم بالاست، دستام پایین (آماده و پنهان)
I don't reveal what I know
چیزی رو که میدونم فاش نمیکنم
I don't show off, I don't flex
خودنمایی نمیکنم، به رخ نمیکشم
I don't chase threats, I collect
دنبال تهدیدها نمیدوئم، مهارشون میکنم (جمعشون میکنم)
Stand right here, I don't slide
همینجا محکم میایستم، لغزش ندارم
If I say less, it's by design
اگه کم حرف میزنم، از روی برنامهریزیه
I say it once, I don't speak twice
یکبار میگم، دوبار تکرار نمیکنم
I don't gamble, but I roll the dice
قمار نمیکنم، اما تاس رو میریزم (ریسک حسابشده میکنم)
I don't rush plays, I let it sit
توی بازی عجله نمیکنم، میذارم جا بیفته
I don't force moves, I commit
حرکات رو اجبار نمیکنم، (وقتی تصمیم گرفتم) پایش میایستم
📱 @lingano_com
I don't need noise to get respect
واسه احترام گرفتن نیازی به سر و صدا ندارم
I don't throw shots, I stay direct
تیکه نمیندازم، مستقیم حرفم رو میزنم
I don't leave gaps, I don't guess
شکافی باقی نمیذارم، حدس و گمان نمیزنم
When the pressure hits, I'm at my best
وقتی فشار زیاد میشه، من در بهترین حالتم هستم
I don't play tough, I stay calm
نقش آدمای سخت رو بازی نمیکنم، (واقعاً) آرام میمونم
I don't fake heat, I stay armed
ادای داغ کردن در نمیارم، (همیشه) مسلح و آمادم
I don't overthink what's ahead
درباره چیزی که پیش روئه بیش از حد فکر نمیکنم
I read the room, then I step
اوضاع رو میسنجم و بعد قدم برمیدارم
I don't get lost in the hype
غرقِ جو و هیاهو نمیشم
I don't move wrong just to be right
فقط برای اینکه بر حق بهنظر بیام، حرکت اشتباه نمیکنم
I don't chase wins, I stack them
دنبال برد نمیدوئم، بردها رو روی هم میچینم
I don't react even when I win
حتی وقتی برنده میشم، واکنشی نشون نمیدم
I don't lean left, I don't sway
به چپ متمایل نمیشم، تلوتلو نمیخورم (ثبات دارم)
I won't change course by what they say
با حرف بقیه مسیرم رو عوض نمیکنم
I don't give much, I don't show
زیاد وا نمیدم، چیزی از خودم بروز نمیدم
It may come late, but never slow
ممکنه دیر برسه، اما هیچوقت کند نیست
I don't stall out, I don't panic
متوقف نمیشم، وحشت نمیکنم
I don't speak loud, I just manage
بلند حرف نمیزنم، فقط اوضاع رو مدیریت میکنم
When the pressure goes up, I settle in
وقتی فشار بالا میره، من جاگیر میشم (مسلط میشم)
I've been there before, I'll be there again
قبلاً اونجا بودم، باز هم اونجا خواهم بود
Yeah I'm at my best
آره، من در بهترین حالتم هستم
📱 @lingano_com
❤️🔥 امروز میخوایم با یه #آهنگ فوقالعاده، زبان یاد بگیریم.
🎤 Artist: Cain Walker
🎵 Music: Pressure
📱 @lingano_com
The weather was ...1..., with the sun shinning brightly overhead. I decided to take a walk in the park to enjoy the ...2... of nature. As I strolled along the path, I noticed the colorful flowers ...3... everywhere. The sound of birds chirping made the atmosphere even more ...4... and relaxing.
Читать полностью…
🦋In the midst of endings, there are always beginnings waiting to unfold.
در میان پایانها، همیشه آغازهایی در انتظار آشکار شدن هستند.
@lingano_com
🤔 اصطلاحات امنیت سایبری
🔴 Data breach
✅ نشت اطلاعات
🔖 The company experienced a data breach.
✍️ شرکت دچار نشت اطلاعات شد.
🔴 Firewall
✅ فایروال
🔖 Install a firewall to protect your system.
✍️ برای محافظت از سیستم فایروال نصب کن.
🔴 Encryption
✅ رمزگذاری
🔖 Encryption keeps your data safe.
✍️ رمزگذاری اطلاعاتت را ایمن نگه میدارد.
🔴 Phishing
✅ کلاهبرداری اینترنتی (از طریق فریب)
🔖 Be aware of phishing emails.
✍️ مراقب ایمیلهای فیشینگ باش.
🔴 Malware
✅ بدافزار
🔖 Malware can damage your computer.
✍️ بدافزار میتواند به کامپیوتر آسیب بزند.
🔴 Privacy settings
✅ تنظیمات حریم خصوصی
🔖 Check your privacy settings regularly.
✍️ تنظیمات حریم خصوصیات را مرتب بررسی کن.
🤔 اصطلاحات مربوط به اینترنت و شبکه
🔴 Go viral
✅ وایرال شدن
🔖 The video went viral overnight.
✍️ آن ویدیو یکشبه وایرال شد.
🔴 Bandwidth
✅ پهنای باند
🔖 We don’t have enough bandwidth for streaming.
✍️ برای پخش آنلاین پهنای باند کافی نداریم.
🔴 Server crash
✅ از کار افتادن سرور
🔖 The website stopped working due to a server crash.
✍️ وبسایت به خاطر از کار افتادن سرور متوقف شد.
🔴 Log in / Log out
✅ وارد شدن / خارج شدن از حساب
🔖 Don’t forget to log out of your account.
✍️ یادت نره از حسابت خارج شوی.
🔴 Two-factor authentication
✅احراز هویت دو مرحلهای
🔖 Enable two-factor authentication for security.
✍️ برای امنیت، احراز هویت دو مرحلهای را فعال کن.
🔴 Cloud storage
✅ فضای ذخیرهسازی ابری
🔖 I save my files on cloud storage.
✍️ فایلهایم را در فضای ابری ذخیره میکنم.
امروز میخوایم #اصطلاح مربوط به تکنولوژی رو بهتون آموزش بدیم. 💡
Читать полностью…
🔖 ساختار مشابه "so that"
💦 گاهی میتونیم به جای to از ساختارهای دیگه استفاده کنیم.
🤔 to + verb (رایج و ساده)
✅ I called him to ask a question.
so that + subject + can/could
✅ I called him so that I could ask a question.
ترجمه هر دو:
✍️ بهش زنگ زدم تا یه سوال بپرسم.
🔴 تفاوت؟
ساختار so that رسمیتره و وقتی فاعل دوم فرق داره بیشتر استفاده میشه.
🗣️ مثال:
✅ She spoke slowly so that everyone could understand.
✍️ آهسته صحبت کرد تا همه بتوانند بفهمند.
🔖 به این ساختار میگن Infinitive of Purpose
💦 وقتی میخوایم بگیم «برای اینکه…» یا «به قصدِ اینکه…»، از to + verb استفاده میکنیم.
🤔ساختار:
Subject + verb + to + base verb
این ساختار نشون میده هدف از انجام یک کار چی بوده.
🗣️ مثالها:
✅ I study hard to pass the exam.
✍️ من سخت درس میخونم تا امتحان رو قبول بشم.
✅ She went to the gym to lose weight.
✍️ او به باشگاه رفت تا وزن کم کنه.
✅ They saved money to buy a house.
✍️ آنها پول جمع کردند تا خانه بخرند.
🤔 Change is the law of life. And those who look only to the past or present are certain to miss the future.
✍️ John F. Kennedy
✍️ تغییر، قانون زندگی است.
و کسانی که فقط به گذشته یا حال نگاه میکنند، بیشک آینده را از دست خواهند داد.
🤔 کسبوکار حرفهایتر
🔴 Launch a project
✅ معنی: راهاندازی پروژه
🔖 Example: The company launched a new project.
✍️ شرکت پروژه جدیدی راهاندازی کرد.
🔴 Close a deal
✅ معنی: نهایی کردن قرارداد
🔖 Example: They closed an important deal.
✍️ آنها یک قرارداد مهم را نهایی کردند.
🔴 Run a business
✅ معنی: اداره کردن یک کسبوکار
🔖 Example: She runs her own business.
✍️ اون کسبوکار خودش را اداره میکند.
🔴 Make a profit
✅ معنی: سود کردن
🔖 Example: The company made a big profit last year.
✍️ شرکت سال گذشته سود زیادی کرد.
🔴 Expand the company
✅ معنی: گسترش دادن شرکت
🔖Example: They plan to expand the company internationally.
✍️ آنها قصد دارند شرکت رو بینالمللی گسترش دهند.
🤔 محیط کار
🔴 Meet a deadline
✅ معنی: تحویل کار در زمان مقرر
🔖 Example: We must meet the deadline.
✍️ باید کار را سرِ موعد تحویل بدیم.
🔴 Work under pressure
✅ معنی: کار کردن تحت فشار
🔖 Example: She works well under pressure.
✍️ اون تحت فشار خوب کار میکنه.
🔴 Take responsibility
✅ معنی: مسئولیت پذیرفتن
🔖 Example: He took responsibility for the mistake.
✍️ اون مسئولیت اشتباه را پذیرفت.
🔴 Call in sick
✅ معنی: خبر دادن که به دلیل بیماری سر کار نمیآیی
🔖 Example: I had to call in sick yesterday.
✍️ دیروز مجبور شدم بگم بیمارم و نمیام.
🔴 Take a day off
✅ معنی: مرخصی گرفتن
🔖 Example: I’m taking a day off on Friday.
✍️ جمعه مرخصی میگیرم.
🤔 اصطلاحات رایج محل کار (Workplace Basics)
🔴 Climb the corporate ladder
✅ معنی: پیشرفت کردن در یک شرکت و گرفتن پستهای بالاتر
🔖 Example: She worked hard to climb the corporate ladder.
✍️اون سخت کار کرد تا در شرکت پیشرفت کنه.
🔴 Get promoted
✅ معنی: ترفیع گرفتن
🔖 Example: He got promoted after just one year.
✍️ اون فقط بعد از یک سال ترفیع گرفت.
🔴 Dead-end job
✅ معنی: شغلی که آینده و پیشرفت نداره
🔖 Example: I don’t want to stay in a dead-end job.
✍️ نمیخوام تو یه شغل بدون آینده بمونم.
🔴 Work overtime
✅ معنی: اضافهکاری کردن
🔖 Example: We had to work overtime to finish the project.
✍️ برای تموم کردن پروژه مجبور شدیم اضافهکاری کنیم.
🔴 Be in charge of
✅ معنی: مسئولِ چیزی بودن
🔖 Example: She is in charge of the marketing team.
✍️ اون مسئول تیم بازاریابیه.