jenaschannel | Unsorted

Telegram-канал jenaschannel - [جنآس]

10505

#بیندیش علوم انسانی یعنی همه چیز... 💬 تالار گفتگو https://t.me/+hKro7t8GyBRiMDQ0 ©️ احتراماً در صورتی که محتوای خاصی قانون مالکیت معنوی شما را نقض کرده است اطلاع دهید.

Subscribe to a channel

[جنآس]

هیچ گاه دولتی منحصرا مبتنی بر ابزار خشونت وجود نداشته است.
حتی حاکم توتالیتر که ابزار اصلی حکومت او شکنجه است به یک تکیه گاه قدرت، یعنی پلیس مخفی و شبکه ای از مخبران نیاز دارد.
تنها فراهم آوردن سربازان روباتی است که همان گونه که پیشتر گفته شد میتواند عامل انسانی را کاملاً از میان بردارد و به طور توجیه پذیری به یک فرد با یک دکمه برای فشار دادن اجازه دهد تا هر کسی را که دوست دارد از میان بردارد و اساس تعالی قدرت خود بر خشونت را تغییر دهد.

حتی استبدادی ترین استیلایی که ما از آن آگاه هستیم یعنی حکومت اربابان بر بردگان که از نظر تعداد نیز از فرد حاکم بیشتر هستند مبتنی بر نیروی قهریه ای از این دست نبوده است اما بر اساس یک سازمان برتر از قدرت یعنی بر اساس وحدت یک دست سازمان یافته اربابان مستقر بوده است افراد تک و تنها بدون کسانی که از آنها حمایت کنند هرگز قدرت کافی را برای استفاده موفقیت آمیز از قدرت نداشته اند. بنابراین در امور داخلی خشونت به عنوان آخرین دستاویز قدرت عليه مجرمان و شورشیان یعنی علیه افرادی کاربرد دارد که از سر سپردگی سرباز میزنند که مورد قبول همگان است و از حیث جنگاوری ما در ویتنام دیده ایم که چگونه یک برتری گسترده در ابزار خشونت میتواند نومید گردد اگر با دشمنی دارای تجهیزات ضعیف اما سازمان یافته روبرو شود که بسیار قدرتمندتر است. باید اطمینان داشت که این درسی است که باید از تاریخ جنگ های چریکی گرفت دست کم قدمتی به اندازه شکست اسپانیا از ارتش شکست ناپذیر ناپلئون است.

هانا آرنت، در باب خشونت


منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

حکومت با ظاهر خشن خود زمانی وارد گود میگردد که قدرت از میان رفته است.

هانا آرنت


منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

⁨ فلسفه رقص عزا یا رقص چپ و همینطور گیس بریدن، از زبان دکتر اردشیر صالح پور، نویسنده و پژوهشگر⁩

Читать полностью…

[جنآس]

‍ جایی که همه گناهکارند هیچ‌کس گناهکار نیست. گناه، بر خلاف مسئولیت، همیشه جدا می‌کند و بیرون می‌کِشد؛ گناه چیزی است اکیداً شخصی. گناه راجع به یک عمل است، نه راجع به قصدها یا قابلیت‌های بالقوه. فقط در معنایی استعاری است که می‌توانیم بگوییم خود را برای معصیت‌های پدرانمان یا مردممان یا نوع بشر، خلاصه برای کارهایی که نکرده‌ایم گناهکار احساس می‌کنیم، هرچند هیچ بعید نیست که جریان رویدادها سبب شود که تاوان آن معاصی را ما بدهیم. و چون احساس‌های گناه، یا عذاب وجدان، آگاهی از انجام کار نادرست، در داوریِ حقوقی و اخلاق چنین نقش مهمی بازی می‌کند، شاید عاقلانه باشد که از این‌گونه بیان‌های استعاری بپرهیزیم، که وقتی در معنای لفظی در نظر گرفته می‌شوند، فقط می‌توانند موجب نوعی احساساتی‌گریِ قلابی شوند که در آن تمام مسائل واقعی پنهان می‌شوند.

مسئولیت و داوری ، هانا آرنت


منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

🚨 ۱. شروین باقریان ۱۸ ساله حکم اعدامش قراره اجرا بشه. ۲. صالح محمدی کشتی گیر تیم ملی به اعدام‌ در میدان نبوت قم و در ملاعام محکوم شده.

لطفا لطفا توییت بزنین براشون.

🚨 URGENT:
18-year-old #ShervinBagherian is at imminent risk of execution in . He has been sentenced to death on fabricated murder charges after a sham trial. We must be his voice before it’s too late.


🚨URGENT: #SalehMohammadi is at serious risk of execution. He is a 19 year old national freestyle wrestler. He has the right to live. Do not stay silent speak up before it’s too late.
#StopExecutionsInIran
#IranMassacre
#صالح_محمدی

Читать полностью…

[جنآس]

Blood's Spilled For God, Again | Mahan farzad
🔻Youtube:
https://www.youtube.com/watch?v=Ujqy_u8qFIk

متن شعر:
باز به نام خدا، خون کسی شد روا
باز به نام خدا، خون خدا شد روا
کوچه پر از های و هوست، شهر پر از ماجرا
سکه به نامت زدند، سنگ تمامت زدند
نام تو را می‌برند بر سر بازارها
باز به فتوای تیغ، خون کسی شد دریغ
فتنه بسی پیش روست، کشته بسی در قفا
قحط وفا، قحط جود، خشکی آواز رود
گریه‌ی یاس کبود، مرگ سپیدارها
آنچه فراوانی است، وحشتِ ویرانی است
این چه مسلمانی است؟ وای به دیندارها!


منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

هر که هستید، برای ایران ...
 
محمد فاضلی
 
شما در کدام دسته از آدم‌های زیر قرار می‌گیرید؟
اصول‌گرا هستید یا اصلاح‌طلب؟ سلطنت‌طلب هستید یا طرفدار جمهوری سکولار؟ چپ هستید یا راست؟ دنبال سازش با نظم جهانی آمریکامحور هستید یا دوست دارید بخشی از نظم شرق‌محور به رهبری چین باشید؟ امنیت را مقدم بر توسعه می‌دانید یا توسعه را مقدم بر امنیت یا به همبسته امنیت‌توسعه معتقدید؟ دنبال تداوم و اصلاح رادیکال وضع موجود هستید یا در پی براندازی هستید؟ اقتدارگرایید یا دموکراسی‌خواه؟
 
چند ثانیه وقت بگذارید و با خودتان به توافق برسید که در کدام دسته جا می‌گیرید. البته ممکن است در هیچ کدام از آن‌ها که نام بردم جا نگیرید، اما نکته مهم این است که در هر دسته‌ای که جا بگیرید یا نگیرید، دو واقعیت بسیار سهمگین و دردناک پیش روی شماست. دو واقعیتی که هیچ اهمیتی نمی‌دهند شما که هستید و چه موضعی دارید.
 
واقعیت اول، وضعیت اقتصاد ایران است. توصیفات بسیاری درباره اقتصاد ایران ارائه شده، اما در ۱۵ دی ۱۴۰۴ گفت‌وگویی با مسعود نیلی انجام دادم که روز ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ با عنوان «اقتصاد مستهلک ایران: بیست سال اشتباه راهبردی» منتشر شد. مسعود نیلی به استناد مطالعه، عدد و رقم، تصویری از صنعت‌زدایی، وابسته شدن به منابع محدود، فرسایش منابع طبیعی، بی‌کیفیت شدن اشتغال، و قطع ارتباط با اقتصاد جهانی ارائه می‌دهد که به شدت هشداردهنده و حتی هولناک است.
 
هیچ کسی (هر که هستید) و هیچ گروه سیاسی نمی‌تواند تصویری از آینده میان‌مدت و بلندمدت ایران ارائه دهد مگر آن‌که تکلیفش را با چگونگی گذار از این #وضع_موجود به هر #وضع_مطلوب اقتصادی را مشخص کند. زمان کلی‌گویی و گفتن کلمات انگیزشی، یا طرح‌های صد تا یک غاز هم نیست. بیش از همه باید به دولتیان و همه مردان و زنان اثرگذار نظام سیاسی توصیه کرد که روایت مسعود نیلی از اقتصاد ایران را ببینند.
 
واقعیت دوم، وضعیت نظام جهانی است. ایران در تحریم است، شدیدترین تحریم‌هایی که در طول تاریخ بر کشوری تحمیل شده است. ایران در محاصره نظامی هم هست. ایران در میانه رقابت‌های ژئوپلتیک و ژئواکونومیک قدرت‌های جهانی هم هست. ایران خودش پرونده است (به دلیل جایگاهش، مواضعش، سابقه رابطه‌اش با آمریکا و اسرائیل، و دلایل دیگر) و بخشی از پرونده رقابت آمریکا و چین هم هست؛ و به بخشی از پرونده روسیه-اروپا هم هست.
 
هیچ کسی (هر که هستید) و هیچ گروه سیاسی نمی‌تواند تصویری از آینده میان‌مدت و بلندمدت ایران ارائه دهد مگر آن‌که تکلیفش را با چگونگی گذار از این #وضع_موجود به هر #وضع_مطلوب امنیتی مشخص کند. زمان کلی‌گویی، رؤیابافی، نمایش رسانه‌ای ارائه کردن با کارشناسان متوهم فضایی، قیافه گرفتن‌های تحلیلی و لاف زدن‌های گزافه نیست. پای موجودیت ایران در میان است.
 
سخن آخر
دو تیغه قیچی، ایران را تهدید می‌کنند. تیغه اول، اقتصادی است که پس از بیست سال اشتباه راهبردی و تحت فشار سنگین‌ترین تحریم‌ها، فرسوده و مستهلک شده است. تیغه دوم، طوفان ژئوپلتیک و ژئواکونومیک برخاسته در جهان رقابت‌های بین ابرقدرت‌هاست. طوفانی که بعد از ۷ اکتبر خاورمیانه را نیز به دلایلی دیگر در بر گرفته است.

هر که هستید با هر تفکر و رویکردی، اگر به ایران می‌اندیشید و اگر اصلاً آن‌قدر عاقل هستید که فکر کنید ایرانی باید بماند تا بخواهید توسعه و سعادت مردمانش را رقم بزنید؛ یا فقط حاکم آن باشید یا در آن ارزش‌ها و سبک زندگی‌تان را ترویج کنید؛ یا نه اصلاً فقط می‌خواهید شیرش را بدوشید و به کیسه بریزید؛ باید راه، طرح و برنامه‌ای برای مواجهه با این دو واقعیت درهم‌تافته و به شدت پیچیده داشته باشید.
 
بهتر است #همه_برای_ایران، برای بقا و ارتقای نود میلیون جان که در این سرزمین زندگی می‌کنند، از طرح‌های یک‌خطی، ایده‌های فرتوت، گفته‌های پوسیده و هر اصرار و تجویز ناکارآمدی دست بردارند و به این بیندیشند که چگونه می‌توانیم از چاهی که در آن فروافتاده‌ایم و از راهی که فروبسته است، و از گردابی چنین هایل خارج شویم.
 
«اقتصاد مستهلک ایران: بیست سال اشتباه راهبردی»
 
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
 
@fazeli_mohammad

Читать полностью…

[جنآس]

مجال مناسبی است تا سطح شناخت خود را از ایدئولوژی‌ها و نظام‌های سیاسی ارتقا دهیم؛ تا خطایی را که یک ملت در سال ۵۷ مرتکب شد، دوباره تکرار نکنیم و آیندگان ما نیز، همانند خود ما، گرفتار مشکلات عدیده نگردند.
اگر فرض کنیم همین اکنون صندوق رأی را پیش روی ما قرار داده‌اند و این رأی، به‌راستی سرنوشت‌ساز است، آیا آمادگی آن را داریم که مسئولیت پیامدهایش را بر عهده بگیریم؟
یا ما نیز، همچون آنان که در دههٔ ۵۰ دست به انقلاب زدند، خطای خود را با توجیهات گوناگون نخواهیم پذیرفت؟

امروز در برهه‌ای از تاریخ ایستاده‌ایم که ماهیتی تعیین‌کننده دارد. پس از این همه خونی که ریخته شد، آیا ما که باقی مانده‌ایم قادر خواهیم بود مسئولیت خود را به‌درستی ایفا کنیم؟

بهتر آن است که امروز به آینده‌ای دورتر بنگریم، تا باقی عمر خویش را زیر سیطرهٔ دیکتاتوری‌ای با پالانی تازه سپری نکنیم.
ایدئولوژی حاکم بر جامعه تأثیری مستقیم و عمیق بر قانون‌گذاری و شیوهٔ حکمرانی دارد. آنان که وعده می‌دهند "مردم خود همه‌چیز را خودشان انتخاب خواهند کرد"، در واقع مسئولیت را بر گردن ما، یعنی جامعه، انداخته اند که این امر زمینه ساز هر فتنه دیگری است که در آینده میتواند رخ بدهد.فلذا این مسئولیت باید به حد لازم بی‌نقص و کامل انجام شود.

گلدن‌تایم اکنون آغاز شده است؛ و پس از پایان این زمان، دیگر هیچ‌چیز آسان نخواهد بود.

با هم، برای ایران


منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

ماه ژوئن رسید و یونجه تقریبا آماده درو بود. در شب نیمه تابستان که مصادف با شنبه بود آقای جونز به ولینگدن رفت و آنجا در میخانه شیر سرخ چنان مست شد که تا ظهر یکشنبه بازنگشت. کارگرها صبح زود گاوهارا دوشیدند و بعد بی آنکه فکر دادن خوراک به حیوانات باشند دنبال شکار خرگوش رفتند. آقای جونز پس از بازگشت بلافاصله روی نیمکت اتاق پذیرایی اش با یک نسخه از روزنامه اخبار جهان روی صورتش خوابش برد، بنابراین تا شب حیوانات بی علوفه ماندند. بالاخره طاقتشان طاق شد، یکی از گاوان در انبار آذوقه را با شاخش شکست و حیوانات جملگی مشغول خوردن شدند. درست در همین موقع جونز بیدار شد و یک لحظه بعد او و چهار کارگرش شلاق به دست وارد انبار شدند و شلاقها به حرکت درآمد...
این دیگر فوق طاقت حیوانات گرسنه بود، با آنکه از قبل نقشه نکشیده بودند همه با هم بر سر دشمنان ظالم ریختند. جونز و کسانش ناگهان از اطراف در معرض شاخ و لگد قرار گرفتند عنان اختیار از دستشان خارج بود هرگز چنین رفتاری از حیوانات ندیده بودند و این قیام ناگهانی از ناحیه موجوداتی که هر وقت هرچه خواسته بودند با آنها کرده بودند چنان ترساندشان که توان فکر کردن از آنها سلب شد. پس از یکی دو لحظه از دفاع منصرف شدند و فرار را برقرار ترجیح دادند.
دقیقه ای بعد هر پنج نفر آنان در جاده ارابه رو که به جاده اصلی منتهی میشد با سرعت تمام میدویدند و حیوانات مظفرانه آنها را دنبال میکردند.

Читать полностью…

[جنآس]

زندگی یک حیوان فقر و بردگی است.

منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

🔸وقتی «شکست» حتمی‌ست؛ ادامه‌ی بازی فقط لحظه‌ی پایانی را عقب می‌اندازد.


در شطرنج، وضعیتی وجود دارد به نام Zugzwang؛ حالتی که بازیکن مجبور است حرکت کند، اما هر حرکتی که انجام دهد، وضعیتش بدتر می‌شود.
اگر نوبت حرکت نداشت، شاید هنوز می‌توانست بازی را نجات دهد، اما اجبار به تصمیم‌گیری و حرکت، او را قدم‌به‌قدم به شکست نزدیک‌تر می‌کند. اینجا دیگر بحث حرکت درست و غلط مطرح نیست؛ مسئله این است که اشتباه از قبل صورت گرفته، اکنون حرکت خوب وجود ندارد و بازیکن فقط حق دارد لحظه‌ی موعود شکستش را انتخاب کند. یعنی یا همان لحظه‌ شکست را بپذیرد، یا به امید یک معجزه - که در یک بازیِ حساب‌شده و مقابل یک بازیکن حرفه‌ای، تقریباً هیچوقت رخ نمی‌دهد - به بازی ادامه دهد.

منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

گویا بیهوده زیاد نوشتم

"امشب 18 دی ماه است"

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

- مامان ماسکم کوو؟!
مامان توروخدا مواظب باش
- قربونت برم مواظبم شما بخوابین میام

♦️چند خط حقیقت

با غروب آفتاب، کم کم احساس میکردم که انگار یک جرم سنگینی مثل پوست روی بدنم نشسته... علیرغم اینکه امروز آسوده بودم اما گمان کردم از خستگی ذهنی یا فیزیکی است. به خودم نگرفتم و به محض ورود به خانه مجددا به ادامه کارهایم پرداختم اما نمیتوانستم روی آن متمرکز شوم، البته دلیلش را میدانستم، همه میدانیم.
ناگهان متوجه شدم که با خودم شعری از استاد کریمخانی را آهسته مرور میکنم...

مستان همه افتاده و ساقی نمانده
یک گل برای باغبان باقی نمانده
صحرا همه گلگون شده
هر بلبلی دل خون شده
مظلوم حسینم
مظلوم حسینم

مغز گاهی کار خودش را میکند و شما فقط مترسک خیمه شب بازی او هستید. امشب، هجدهم دی ماه و فردا 19 دی ماه است. نمیخواهم نمک روی زخم باشم، البته این زخم که بر پشت و پهلو و سینه و فرق سر ما خورد نیازی به نمک ندارد، سالها خواهد سوزاند و تاریخ چه ها خواهد نوشت...

تاریخ چه ها خواهد نوشت...

30 روز پیش هزاران نفر از هموطنان ما آخرین بار از پدر و مادرشان، فرزندانشان، خواهر و برادرشان، شریک زندگیشان خداحافظی کردند، شام را خورده یا نخورده با کوله باری از ناکامی، فقط برای درخواست مدنی‌شان که دهه ها سرکوب میشد و نادیده گرفته میشد دل به دریا زدند و با ترس و لرز و ضربان قلب بالا و حجم زیادی از کورتیزول به بیرون رفتند، با ترس از کوچه و پس کوچه ها گذر کردند تا خودشان را به سایر همشهری ها و هم میهنانشان برسانند.
خیلی از آنها که در خانه ماندند به هر چه ایمان داشتند چنگ می انداختند که به خیر بگذرد...
اما آن شب یک شب معمولی نبود
فرزند عزیز، جگرگوشه مادرش، حامی پدرش، برای احقاق حق مسلم خود و خانواده اش به بیرون رفت
برای اینکه نمیتوانست برای خودش کتاب بخرد
برای اینکه نمیتوانست برای فرزندش لپ لپ بخرد
برای اینکه نمیتوانست روز تولد مادرش کادو بخرد
برای اینکه نمیتوانست برای خواهرش عروسک بخرد
برای اینکه نمیتوانست برای همسرش طلا و لباس بخرد
برای اینکه نمیتوانست در خانه 50 متری به آینده فکر کند
برای اینکه نمیتوانست برای نوزادش پوشاک و سرلاک بخرد
برای اینکه نمیتوانست پدر پولدار و قابلی برای کودکش باشد
برای اینکه نمیتوانست برای خانواده اش برنج ایرانی مرغوب بخرد
برای اینکه نمیتوانست یک خودروی آشغال را به قیمت میلیاردی بخرد
برای اینکه نمیتوانست یک دکوراسیون ساده برای خانه اش داشته باشد
برای اینکه نمیتوانست هزینه های درمان عزیزش را به سادگی پرداخت کند
برای اینکه نمیتوانست خوراکی و کیف و لباس مناسبی برای مدرسه بچه اش تهیه کند
برای اینکه نمیتوانست پمپ آب بخرد تا هنگام قطع چند ساعته برق، آب خانه را تامین کند
برای اینکه نمیتوانست موتور برق بخرد تا هنگام قطع چند ساعته برق، کولر را روشن نگهدارد و گریه های نوزادش را از فرط گرما ساکت کند
برای اینکه نمیتوانست مسافرت برود، اگر میرفت نمیتوانست برای نهار تخم مرغ آب پز نبرد، اگر نمیبرد نمیتوانست موقعی که غذا سفار ش میدهد به قیمت ها نگاه نکند، اگر نگاه نمیکرد نمیتوانست موقع کارت کشیدن دلش نلرزد .
برای اینکه تا آخر در حسرت یک خودروی 2008 ماند
برای اینکه از تخم مرغ و املت خوردن خسته شده بود
برای اینکه نمیخواست زیر منت فامیل باشد و قرض کند
برای اینکه نمیخواست غروش جلوی فرزندش جریحه دار شود
برای اینکه هر چقدر کار میکرد نمیتوانست از زیر بار قسط ها فرار کند
برای اینکه با دندان درد میخوابید چون میدانست پدرش پول دندان پزشک ندارد
برای اینکه جرات نداشت با کودکش به مغازه برود مبادا فرزندش دست روی چیزی بگذارد
برای اینکه دیگر طاقت نداشت ببیند که در ثلث اول ماه، 80 درصد حقوقش خرج شده و نمیداند کجا و چطور خرج شده
برای اینکه دیگر نمیتوانست خودش را توجیه کند و گول بزند که خواستن توانستن است!
برای اینکه از تکرار مکررات خسته شده بود
برای اینکه
برای اینکه
برای اینکه...

برای خیلی چیز ها
بخدا مگر زندگی چیست به جز همین ها؟
مگر چقدر وقت داشت؟
مگر منو شما چقدر وقت داریم؟

القصه پیِ شکست ما بسته صفی / مرگ از طرفی و زندگی از طرفی

جوانان بسیاری ناکام شدند و آن شب دیگر به خانه برنگشتند، در خیابان ماندند
خیلی ها برگشتند و فردا را هم رفتند، اما خیلی از آنها هم برنگشتند
خیلی از آنها که فرار کردند در بیمارستان ماندند
خیلی از آنها که خانه بودند هم دیگر برنگشتند

کلمات گنجایش بیشتری ندارند،
کلمات چند روزی است خیلی کم طاقت شدند

اما اثر ظلم محال است به ظالم نرسد / ناله پیش از هدف از پشت کمان می‌خیزد

تاریخ قضاوت خواهد کرد


به یاد همه کسانی که امروز نتوانستند هوای بارانی را ببینند🖤


منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

⭕️بیانیه انجمن جامعه‌شناسی ایران
در ارتباط با محکومیت دکتر مهرآیین



انجمن جامعه‌شناسی ایران، به‌عنوان نهادی علمی و حرفه‌ای، بر اهمیت آزادی آکادمیک، گفت‌وگوی علمی و نقش نقد اجتماعی در فهم و تحلیل مسائل جامعه تأکید دارد. در شرایط کنونی کشور، صیانت از فضای علمی و امکان طرح دیدگاه‌های انتقادی بیش از پیش واجد اهمیت است.

در این چارچوب، صدور حکم زندان برای دکتر مصطفی مهرآیین، جامعه‌شناس و عضو جامعه علمی کشور، موجب نگرانی جدی جامعه دانشگاهی شده است. انجمن جامعه‌شناسی ایران خواستار توقف اجرای این حکم است. 

 این انجمن تأکید می‌کند که برخورد قضایی با فعالیت‌ها و اظهارنظرهای علمی، نه‌تنها به تضعیف گفت‌وگوی علمی می‌انجامد، بلکه ظرفیت جامعه برای فهم و مواجهه‌ی عقلانی با مسائل پیچیده اجتماعی را نیز کاهش می‌دهد. 

امید است با در نظر گرفتن ملاحظات علمی، اجتماعی و شرایط حساس کنونی، امکان تداوم فعالیت دانشگاهیان در فضایی امن و مسئولانه فراهم شود.

۱۷ بهمن ۱۴۰۴
@iran_sociology

#انجمن_جامعه_شناسی_ایران

Читать полностью…

[جنآس]

وحشت همانند خشونت نیست؛ بلکه در عوض گونه ای از دولت است که زمانی موجودیت مییابد که خشونت با ویران سازی کلی قدرت نه تنها پا پس نمیکشد، بلکه بر عکس کاملاً کنترل اوضاع را در اختیار دارد. همیشه این امر گوشزد گردیده است که اثرگذاری وحشت تقریباً به طور کلی به مقیاس اتوماسیون اجتماعی بستگی دارد.
قبل از بکارگیری کامل نیروی وحشت باید هر گونه اتوماسیون سازمان یافته ای از میان برود. این اتوماسیون - که یک واژهٔ رنگ پریده آکادمیک برای ایجاد وحشت است- از طریق حضور مخبر حفظ و تقویت میگردد کسی که میتواند در آن واحد در همه جا حضور داشته باشد. چون که او دیگر یک مأمور حرفه ای در نهاد پلیس نیست، بلکه به طور بالقوه می تواند هر کسی را که با او رابطه داریم شامل شود.

هانا آرنت


منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

این طبیعی است که نسل جدید بایستی با آگاهی بیشتری در مورد احتمال وجود رستاخیز به نسبت افراد بالای سی سال سن زندگی کند. این نه به این دلیل است که آنها جوانتر هستند، بلکه به این دلیل که این اولین تجربه سرنوشت ساز آنها در جهان بوده است.
آنچه در نظر ما "مسئله" به نظر میرسد، در گوشت و خون جوانان شکل میگیرد. اگر شما از یکی از اعضای این نسل دو پرسش ساده انجام دهید که: میخواهید جهان در پنجاه سال آینده چگونه باشد؟ و میخواهید از اکنون تا 50 سال آینده زندگی شما چگونه باشد؟ جواب هایی داده خواهد شد که اینگونه خواهد بود: "نشان دهید که هنوز جهانی وجود دارد، و نشان دهید که من هنوز زنده هستم.
در کلام جرج والد آمده است که آنچه ما با آن روبه رو هستیم، نسلی است که به هیچ وجه قبول ندارد آینده ای دارد. از دیدگاه اسپندر، آینده همچون یک بمب ساعتی مدفون است اما تیک تاک آن هنوز شنیده میشود.
در مورد پرسش غالبی که پرسیده میشود این نسل جدید که هستند؟ میشود پاسخ داد: آنهایی که تیک تاک این بمب ساعتی را میشنوند.
در پاسخ به این که چه کسانی آنها را کاملا حاشا میکنند؟ باید پاسخ داد: آنهایی که نمیدانند و یا این که از رویارویی با اموری سرباز میزنند که وجود دارند.

هانا آرنت،درباب خشونت


منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

هیچ...


منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

هر حیوان که از دور دیدی و ندانستی
گرگ است یا آهو، ببین رو به سمت مرغزار و سبزینه است یا لاشه و استخوان؟
آدمی را نیز، چون نشناسی ببین به کدام سوی می‌رود

منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

سکوئیلر همیشه کلمه «تعدیل» را به جای «تقلیل» به کار میبرد.

قلعه حیوانات


منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

هانا آرنت در تحلیل نظام‌های توتالیتر می‌نویسد:
این حکومت‌ها نه فقط بدن‌ها، بلکه "توان داوری انسان‌ها" را هدف می‌گیرند. آن‌ها با تکرار، با زبان رسمی، با ایدئولوژی، انسان را به موجودی بی‌صدا و قابل‌جایگزین تقلیل می‌دهند.


منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

خواهش میکنم این روزها از هر متنی مثل همیشه بی تفاوت عبور نکنید
این روزها نباید طبق عادت زندگی‌کنیم
چون هیچ چیزی طبق روال پیش نرفته و گمان میرود که عادی پیش نخواهد رفت
اینکه به هر دلیلی بخواهیم با جهل و سبک سری به اطراف نگاه کنیم به معنای واقعی کلمه «شکار» خواهیم بود.

به گمانم در رمان ویکتورفرانکل بود که متوجه شدیم تنها کسانی زنده ماندند که بدبین بودند... خوشبین ها مرگ را برای خودشان خریدند اگرچه از آن هراس داشتند.

خوشبین و فارغ بودن را بر خودتان حرام کنید. با نهایت دقت به همه چیز فکر کنید، با درایت تمام تحلیل کنید، با تیزبینی تمام نگاه کنید.


منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

🔸پادشاهی مشروطه، مطلقه و جمهوری ریاستی
شرح توسط
fusepodcast">چنل یوتیوب فیوز



منتشر شده در:
آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

سیبهای زودرس داشت می رسید و زمین باغ میوه از سیبهای بادزده پوشیده شده بود حیوانات تصور کرده بودند که طبعاً سيبها بین همه و به تساوی تقسیم میشود، ولی دستور صادر شد که سیبها جمع آوری شود و برای خوراک خوکها به یراق خانه فرستاده شود.
بعد از صدور دستور، چندتایی از حیوانات زمزمه ای سردادند ولی نتیجه نداشت چون همۀ خوکها، حتى سنوبال و ناپلئون در این امر توافق نظر کامل داشتند و سکوئیلر مأمور شد که توضیحات لازم را به سایرین بدهد. به صدای رسا گفت:
«امیدوارم رفقا تصور نکرده باشند که ما خوکها این عمل را از روی خودپسندی و یا به عنوان امتیاز میکنیم. بسیاری از ما خوکها از شیر و سیب خوشمان نمی آید. و من به شخصه از آنها بدم می آید. تنها هدف از خوردن آنها حفظ سلامتی است. شیر و سیب (از طریق علمی به ثبوت رسیده رفقا) شامل موادی است که برای حفظ سلامتی خوک کاملاً ضروری است. ما خوکها کارمان فکری است تمام کار تشکیلاتی مزرعه بسته به ماست. ما شب و روز مواظب بهبود وضع همه هستیم. صرفاً به خاطر شماست که ما شیر را مینوشیم و سیب را میخوریم. هیچ میدانید اگر ما به وظایفمان عمل نکینم چه خواهد شد؟ جونز بر می گردد!
بله جونز بر می گردد...
و در حالیکه جست و خیز میکرد و دمش را می جنباند با لحنی تقریباً ملتمسانه فریاد کشید، «رفقا به طور حتم کسی بین شما نیست که طالب مراجعت جونز باشد اگر تنها یک موضوع بود که هیچ حیوانی در آن تردید نداشت عدم تمایل به بازگشت جونز بود.
وقتی که مطلب به این شکل عرضه شد دیگر جای حرف نبود اهمیت حفظ سلامتی خوکها هم که روشن و واضح بود بنابراین بدون چون و چرا موافقت شد که شیر و سیبهای بادزده (همچنین محصول اصلی سیب پس از رسیدن) منحصراً مال خوکها باشد.

Читать полностью…

[جنآس]

این روبانی که تو تا این پایه به آن علاقه مندی نشان بردگی است.

منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

«قلم در دست گرفتیم تا بیانیه‌ای در محکومیت جنایات و کشتار اخیر بنویسیم، اما از فرط استیصال کلام در برابر توحش، قلم بر زمین نهادیم.
جایی که حقیقت سلاخی می‌شود، سخن به بی‌راهه نمی‌فرستیم.
ما را دیگر با شما، زبان گفت‌وگو نیست.»
مجمع انجمن‌های علمی دانشگاه صنعتی شریف.

Читать полностью…

[جنآس]

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

منتشر شده در:
آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

ما که حقیقت را گفتیم (بازگوکردیم) شاید ما هم برنگردیم
زمانه به مردم ندانسته شد
خرد خوار گشت و دل‌آراسته شد
اما خواهش میکنم اگر به نظر شما سخنان بالا گمراه کننده و تشویشی بر اذهان عمومی یا شاید حتی محاربه میدانید در کامنت ها مطرح کنید شاید من از جهل مرکب خارج شدم

اما مطمئنم هرچه میکشیم از بیخردی است
پس #بیندیش

Читать полностью…

[جنآس]

هیچ چیز طبیعی نیست!
یک جای کار میلنگد.
حواستان به خودتان و عزیزانتان باشد.

Читать полностью…

[جنآس]

وقتی شاه اسماعیل صفوی، نوه شیخ صفی الدین اردبیلی، برای اعتلای ایران در آذربایجان قیام می‌کند؛ چرا خان ۸۲ ساله استاجلو سوار اسب میشه و به دنبال او فرمانبری می‌کند؟!

راز بقا ایران در همین کارهاست
در همین نقطه‌ها و نکته‌هایی که در تاریخ ما باقی مونده
مرد هشتاد و دو ساله در کنار دیوار حیات، در کنار چاه فنا، در کنار گور در لحظات آخر زندگیش چی می‌خواد؟
چرا می‌دوه؟ می‌دوه که اسم ایران فرار نکند و فراموش نشود!
می‌رود که پرچم استقلال ایران رو برپا کند، باقی بگذارد و ایرانِ دورانِ مشعشعِ صفویه به وجود می آید.
کدوم ملتی رو می‌شناسید که پسر یک پوستین دوز خراسانی اش، در طول ۱۳ سال، مملکتشو با اون اوج از قدرت برساند که مورد حسادت تاریخ بشرها قرار بگیره.
این جز اینکه قبول کنیم در ذات ما ملت، عشق به وطن، عشق به ایران و عشق به ایرانی قوی‌تر از بسیاری ملل دیگر بوده است و ما از طریق حساب و تعقل و معامله و محاسبه با وطنمون مانوس نبوده‌ایم
بلکه از طریق عشق و انس و عرفان ایرانمون رو دوست داشتیم به هیچ دلیل دیگری قادرتر از این نیستیم
کوروش اعلامیه حقوق بشر منتشر کرد
اردشیر بابکان پندنامه برای شاپور می‌نویسد
خسرو انوشیروان زنجیر داغ بر کاخ خودش می‌آویزد
یعقوب لیث خانه جوانمردان و مکتب شیرمردان درست می‌کند
و ایرانی از این پندها از این نصیحت‌ها از این دلالت‌ها و از این رهبری‌ها، بر معنویت خودش افزوده است و دنیای مادی و شکست‌های مادی و عدم موفقیت های مادی را اصلا به حساب بقا و زندگی نگرفته
اگر می‌گرفت در همون عصر مغول، مثل سعدی در ایران پیدا نمیشد.
اگر شکست‌هایی سوری رو قبول می‌کرد فردوسی از توش برنمی‌خواست
فردوسی در عصری شاهنامه ساخته است که در ایران شاهی وجود نداشته...

کی فردوسی را تشویق کرده است که در عصر بی شاهی شاهنامه بسازد؟
کی مشوق فردوسی بوده؟
کی به فردوسی گفته است برو مدح پادشاهانی بکن که سر در نقاب خاک کشیدند؟ -در عصری که شرق ایران در دست ترکان غزنوی و قلب ایران به دست خلفای بغداد سپرده شده -
کی به فردوسی پابرهنه بی کس، کی به فردوسی بی سرمایه مادی، کی به فردوسی بی‌پناه، گفت برو و بساز و بگو که: «چو ایران نباشد تن من مباد، بدین بوم و بر زنده یک تن مباد»
پسرم! کی اینو به فردوسی یاد داده؟
فرزند من! کی فردوسی را وادار کرده است بدون مشوق، بدون مربی، بدون حامی ، بدون مزد، برود شاهنامه بسازد؟
تصور نکنید شاهنامه چیز پیش پا افتاده است!
پسرم! شاهنامه رو فردوسی در عصری ساخته که این مداد و کاغذ معمولی که من و تو به دست داریم نمی‌شناخته مداد چیه؛ کاغذ به این صورت در دسترسش نبوده.
این نور و وسیله و زمین و زمان و ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار نبوده است...


منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش

Читать полностью…
Subscribe to a channel