jafarian1964 | Unsorted

Telegram-канал jafarian1964 - رسول جعفریان

12487

Subscribe to a channel

رسول جعفریان

/channel/jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

این کتاب در نسخ بسیار اندک منتشر شده و در تهران، توس، و در قم، کتاب شهر آن را عرضه می کنند.

Читать полностью…

رسول جعفریان

کتاب «ارمغان فکری» دفتری است که به همت مرحوم رمضانعلی شاکری فراهم آمده است. وی از مورخان و ادیبان برجسته خراسان بود و در دوره تولیت مرحوم آیت‌الله طبسی، سال‌ها ریاست کتابخانه آستان قدس رضوی را بر عهده داشت. او به رسم اهل فضل در گذشته، از دوستان و آشنایان دانشمند خود خواسته بود که یادداشت یا نوشته‌ای در این دفتر به یادگار بنگارند. همچنین گاه پرسش‌هایی را نیز در اختیار آنان می‌گذاشت و برخی از نویسندگان، در پاسخ به آن پرسش‌ها، دیدگاه‌های خود را درباره موضوعاتی چون معنای حیات، نقش اسلام در زندگی و مسائل مشابه بیان می‌کردند.
بسیاری از چهره‌های علمی و فرهنگی روزگار وی در این مجموعه یادداشت‌هایی از یک تا چند صفحه، و گاه مفصل‌تر، به یادگار نهاده‌اند. از جمله می‌توان به مرحوم ایرج افشار، آیت‌الله سید عزالدین حسینی، دکتر عبدالکریم سروش، مهندس سیدعلی شهرستانی، احسان نراقی، محمدجواد صباغیان و بسیاری دیگر اشاره کرد. برخی از این نوشته‌ها در حد یک مقاله مستقل‌اند؛ چنان‌که یادداشت مرحوم واعظ‌زاده خراسانی بسیار مفصل بوده و به بررسی عوامل اختلاف میان فرقه‌های اسلامی اختصاص یافته است.
از دیگر کسانی که یادداشت‌های آنان در این دفتر آمده است می‌توان به عبدالحمید مولوی، جواد فلاطوری، محمدجعفر یاحقی، مهدی رکنی، محمدمهدی ناصح، عبدالفتاح عبدالمقصود، ساشادینا، مهدی محقق، محمدحسن پاپلی یزدی، محمدحسن گنجی، آذرنگ، عبدالله انوار، محمدرضا شفیعی کدکنی، سیدمحمد خاتمی و میرزا خلیل کمره‌ای اشاره کرد.
این اثر به کوشش فرزند مرحوم شاکری، آقای حمید شاکری، منتشر شده است. آقای شاکری برای هر کدام از نویسندگان در کنار عکس آنان، شرح حالی نسبتا دقیقی در ابتدای یادداشت آورده اند. با این همه، جای آن دارد که متن حروف‌چینی‌شده و دیجیتال این مجموعه نیز برای بهره‌برداری بیشتر پژوهشگران و علاقه‌مندان در دسترس قرار گیرد. کتاب توسط کتابخانه ملی ایران منتشر شده است.
/channel/jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

The ḥadīth of Ghadīr or the day of Ghadīr is a reference to an event that took place in 10th hijri on the 18th of Dhi al-Ḥijjah, near a location called Ghadīr Khumm. As historical reports transmit, the Messenger of Allah was returning to Medina after completing his Hajj Tamattu‘ and asked people to stop near this pond and described ‘Alī (a) as a Walī of the believers in his famous statement, “Man Kunto Mawla Fa-Hadhā ‘Alīyun Mawla” – ‘Of whomsoever I am their mawla, Alī is (also) their mawla.’ Thus, the narration and day of Ghadīr became rooted in this event.

Continue Reading: https://iqraonline.net/from-the-narration-of-ghadir-to-eid-of-ghadir/

Читать полностью…

رسول جعفریان

/channel/jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

/channel/jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

لکنهو شیعه خانه هند
شهر لكنهو پای تخت سلاطين بوده است و شيعه خانۀ هند است و مردمانش خوش خو و حريف دلجوى و ظريف هر زن مردش متخلق به خلق حسن و شيمه مستحسن اند. صغير و کبیرش در فصاحت و بلاغت و خوشبیانی بدیع زمان اند و در اكل و شرب شهرۀ آفاق، در پوشش و پوزش طاق امير و وزير برنا و پیرش به کبوتربازى وبادبان بر هوا كردن مشتاق و اقسام خوردنی های مرغوب ومذق هاى مطلوب و مطعومات لذيذه وحلويات خوش مزه در هند منحصر به آن شهر است. زن و مردش صاحب جمال وكمال پير و جوانش عياش و خوشحال ذكاوت و فطانتشان به حدى است كه هرچه بينند به عينه سازند وبه تحصيل هر فن که مشغول به سرحد کمال رسانند.
.... بارى محل سياحت و گشت در لكنهو، اغلب بلکه همه، دیدن کربلا ونجف وامام باره و تکیه است. یعنى نوابان و وزراء شبيه كربلاء ونجف را ساخته اند، در آن امكنه تخريب دارى مى نمايند. ليكن اغلب مخروبه شده مگر امام باره وحسينيه حسين آباد كه بحال خود باقى است وما بقى را خراب كرده اند. مثلا امام بارة آصف الدوله را كه اوسع از همه و مکان عالی است حضرات انگلیسىها توپخانه کرده اند وعمارات سلطنتی را بعضى را كلوب و مهمانخانه نموده اند، وبعضى را كرت عدالت وبعضى را داروغه و كلانتر اقامت کرده اند و بعضی را به مردم کرایه داده اند.

از سفرنامه هند، کشمیر برمه، چاپ شده در نورنامه ش 8، ص 180

فایل شماره 8 را از اینجا بردارید
https://cdn.imgurl.ir/uploads/f33343__8.pdf

@jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

پرسش دیگری از میرزای قمی:

آیا به سخن مورخان می شود اعتماد کرد؟


سؤال:
آیا در شناخت و بررسی تاریخ، می‌توان به سخن یکی از عالمان اعتماد کرد، حتی اگر گمانی که از گفته او حاصل می‌شود ضعیف باشد، یا نه؟
جواب:
در این مسئله، میان علومی مانند نحو، لغت، تاریخ و مانند آن تفاوتی نیست. هر چیزی که اجتهاد بر آن متوقف باشد، در بیشتر موارد خود نیز نیازمند نوعی اجتهاد است. برای نمونه، فهم معنای واژه‌هایی مانند «صعید» و «أنفخه» وابسته به ترجیح دادن سخن برخی لغویان بر برخی دیگر است؛ زیرا لغویان در معنای این واژه‌ها اختلاف کرده‌اند. برخی گفته‌اند «صعید» به معنای خاک است و برخی آن را به معنای سطح زمین دانسته‌اند. همچنین درباره «أنفخه» اختلاف کرده‌اند که آیا خودِ شیردان است یا تنها مایه پنیر، یعنی همان ماده بسته‌شده‌ای که از آن پنیرمایه به دست می‌آید.
نتیجه این اختلاف‌ها در احکام فقهی ظاهر می‌شود؛ مثلاً بر اساس معنای «صعید»، جواز یا عدم جواز تیمم روشن می‌شود، و بر اساس معنای «أنفخه»، حکم طهارت و حلال بودن شیردانِ حیوان مردار مشخص می‌گردد.
در مسائل تاریخی نیز وضع به همین گونه است. برای مثال، درباره سرزمین‌هایی که با جنگ فتح شده‌اند، میان مورخان و عالمان اختلاف وجود دارد.
بنابراین، همان‌گونه که در علوم دیگر به گمان و ظن معتبر اکتفا می‌کنیم، در تاریخ نیز می‌توان به ظن اکتفا کرد. ظاهر آن است که اگر در برابر یک نقل تاریخی معارضی وجود نداشته باشد، و آن مطلب را یکی از عالمان تاریخ که مورد اعتماد است و به وثاقت و اعتبار شهرت دارد تصریح کرده باشد، همان مقدار کافی است؛ مانند ابن جریر طبری، صاحب مغازی، واقدی، بلاذری، مدائنی، مسعودی، ابن اثیر و کسانی مانند آنان. این اعتماد، حتی اگر آنان از مخالفان مذهبی باشند، بلکه حتی اگر از ناصبیان یا کافران باشند، در جای خود ممکن است؛ چنان‌که در علم هیئت و تعیین قبله، به گفته حکمای یونان عمل می‌شود.
دلیل حجیت این‌گونه ظن، همان دلیلی است که ظنون در دیگر علوم را معتبر می‌سازد. توضیح آنکه اگر به امر مظنون عمل نکنیم، یا باید قول مرجوح را بر قول راجح ترجیح دهیم، یا بدون هیچ مرجّحی یکی از دو طرف را برگزینیم؛ به‌ویژه در جایی که راه دست‌یابی به علم قطعی بسته باشد.
خلاصه آنکه، از این جهت تفاوتی میان عمل به سخن جوهری یا فیروزآبادی در لغت، و عمل به سخن ابن اثیر یا طبری در تاریخ وجود ندارد.
البته اگر ظن قوی به دست نیاید و راه دیگری هم در دسترس نباشد، ظن ضعیف نیز می‌تواند کافی باشد؛ اما این در صورتی است که معارضی در برابر آن وجود نداشته باشد. اگر معارضی باشد، یا حتی احتمال قابل توجهی داده شود که معارضی وجود دارد، آن ظن ابتدایی کافی نیست؛ بلکه در چنین موردی باید جست‌وجو، بررسی و اجتهاد بیشتری انجام داد. [جامع الشتات، 1/353 چاپ نورالثقلین]
[متن توسط هوش مصنوعی بازنویسی شده است]
/channel/jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

دخل أبو الطّفيل عامر بن وائلة الكنانيّ على معاوية فقال له: أنت من قتلة عثمان؟ قال: لا. و لكنّني ممن حضره فلم ينصره. قال: و ما منعك من نصره؟
قال: لم ينصره المهاجرون و الأنصار. قال معاوية: لقد كان حقّه واجبا، و كان يجب عليهم أن ينصروه. قال: فما منعك من نصرته يا أمير المؤمنين و معك أهل الشّام؟ قال: أ و ما طلبي بدمه نصرة له؟ فضحك عامر فقال: أنت و اللّه و عثمان كقوله:
لأعرفنّك بعد الموت تندبني‏ و في حياتي ما زوّدتني زادي‏
فقال له معاوية: دع هذا عنك و قل لي: ما بقّاه الدهر من ثكلك على عليّ بن أبي طالب فقال: ثكل العجوز المقلات، و الشّيخ الرّقوب قال: فكيف حبّك له؟
فقال: حبّ أمّ موسى لموسى، و إلى اللّه أشكو التّقصير.


ابوالطفیل عامر بن واثله کنانی بر معاویه وارد شد.
معاویه به او گفت:
آیا تو از کشندگان عثمان بودی؟
گفت:
نه؛ اما از کسانی بودم که هنگام کشته شدن او حاضر بودند و یاری‌اش نکردند.
معاویه گفت:
چه چیز مانع شد که او را یاری کنی؟
گفت:
مهاجران و انصار او را یاری نکردند.
معاویه گفت:
حق عثمان واجب بود و بر آنان لازم بود که او را یاری کنند.
عامر گفت:
پس ای امیرالمؤمنین، چه چیز مانع شد که تو او را یاری کنی، در حالی که مردم شام همراه تو بودند؟
معاویه گفت:
آیا همین که من خون‌خواهی او را طلب کردم، یاری او نبود؟
عامر خندید و گفت:
به خدا سوگند، حکایت تو و عثمان همانند این سخن شاعر است:
پس از مرگم تو را خواهم شناخت که بر من می‌گریی،
در حالی که در زندگی‌ام توشه‌ای برایم فراهم نکردی.
پس معاویه به او گفت:
این سخن را رها کن و به من بگو: روزگار از اندوه تو بر علی بن ابی‌طالب چه باقی گذاشته است؟
عامر گفت:
اندوه زنی سالخورده که فرزند بسیار کم دارد، و اندوه پیرمردی که فرزندی برایش نمی‌ماند.
معاویه گفت:
پس محبت تو به علی چگونه است؟
عامر گفت:
مانند محبت مادر موسی به موسی؛ و از کوتاهی خود به درگاه خدا شکایت می‌برم.
/channel/jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

‏عکس از ras jafarian

Читать полностью…

رسول جعفریان

به شرح زیر مراجعه فرمایید

Читать полностью…

رسول جعفریان

/channel/jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

سخنان کوتاه بنده در مراسم بزرگداشت مرحوم شهید لاریجانی و دکتر خرازی در کتابخانه مرکزی (21 / 2/1405)

چند نکته درباره شخصیت شهید لاریجانی
نکته اول این که اگر بخواهم یک صفت برجسته ایشان را معرفی کنم، بی‌شک اخلاق و رفتار ایشان است. بدون اغراق عرض می‌کنم که در جمع دوستان نمونه اخلاق بود. رعایت ادب نسبت به دیگران، به‌کار بردن الفاظ و کلمات بسیار مودبانه و نشست و برخاست با همراهان بدون تکبر از ویژگی‌های ایشان بود. بیفزایم که ایشان از زهدورزی سالوسانه که در ادبیات ما هم بسیار مورد مذمت قرار گرفته، پرهیز داشت.

نکته دوم همراهی با علما، دانشمندان و متخصصان بود. لاریجانی خود دانشجوی زبده و استادی برجسته بود و مقام علم و عالم را درک می‌کرد و به دانشمندان احترام می‌گذاشت. این برای سیاستمداران فضیلتی است که با علما سخن بگویند و آگاهی‌های تازه به دست آورند. از قدیم در متون کلاسیک ما، در نصایح به امرا و سیاستمداران گفته شده که عالمان را حرمت نهند و به سخن آنان گوش دهند. شهادت می‌دهم که در تمام این سال‌ها ایشان را چنین دیدم.

بنده در باره توانایی‌های سیاسی ایشان چیزی نمی‌گویم. سه دوره ریاست مجلس، و پیش از آن دبیری شورای امنیت ملی، و کار بزرگی که در باره مسائل اتمی ایران انجام دادند و به نتایج خوبی رسیدند، و در مقابل عده‌ای که چوب لای چرخ او گذاشتند و پس از رفتن او بود که قطعنامه پشت قطعنامه علیه ما تصویب شد، نمونه‌ای از قدرت سیاسی ایشان بود.

نکته دیگر که باید عرض کنم این است که ایشان به دلیل تربیت خانوادگی، درک درستی از کار فرهنگی داشت. بنده شخصاً همیشه فکر می‌کردم کاش آقای لاریجانی وارد سیاست نشده بود. متأسفانه و در واقع، این یکی از آثار جنگ تحمیلی عراق بود که افراد زیادی از اهل درس و مدرسه و فرهنگ به فاز نظامی و سیاسی منتقل شدند.

در «کلک و کتاب» دفتر اول جزییات زیادی درباره افکار ایشان آورده‌ام. این مجلد خاطرات و نوشته‌های سال‌های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۱ است. با اینکه رئیس مجلس بود، روی تجربه صدا و سیما و ارشاد و شخصیت فرهنگی و کتابی که داشت، از درک فرهنگی بالایی برخوردار بود.

نشان این درک فرهنگی برای کسانی که دوره کوتاه وزارت ارشاد را یکی از بهترین ادوار و دوره‌ای تأسیسی می‌دانند، یا شاهدانی که در صدا و سیما بودند و تنوع و گسترش آنجا را می‌دیدند، آشکار است.

الف: بنده در دوره کتابخانه مجلس این درک را می‌دیدم. یک تصمیم شگفت‌انگیز که گرفتیم این بود که همه نسخ خطی را در سال ۱۳۸۷ اسکن کنیم و همه آن‌ها را روی وب‌سایت بگذاریم. ایشان بلافاصله موافقت کرد و در جلساتی که برای رونمایی از این کارها می‌گذاشتیم، حضور پیدا می‌کرد و رسماً حمایت می‌کرد.

ب: نمونه دیگر این بود که من در سفر کوتاه به یمن، کسی را یافتم که چند هزار تصویر از نسخ خطی یمن را حاضر بود در مقابل مبلغی، شاید پنج هزار دلار، ارائه دهد. ایشان موافقت کرد و ما این مجموعه را گرفتیم و در اختیار موسسات گذاشتیم.

ج: خدای رحمت کند مرحوم عبدالحسین حائری را. همان آغازین روزهای فعالیت بنده ایشان بیمار شدند. من از آقای لاریجانی خواستم برای ایشان منزلی در نزدیکی مجلس بخرند که این کار را انجام دادند. و ایشان سال‌های آخر عمر خویش را در همان خانه بودند و ما هم به دیدنشان رفتیم.

تسلط ایشان در مباحث فرهنگی عالی بود. وقتی در باره نسخ خطی صحبت می‌کرد، با تسلط وضع را توضیح می‌داد و راه حل نشان می‌داد. این عبارت را ببینید در مراسم رونمایی از مجموعه ده جلدی «دنا»:

سپس دکتر علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، به عنوان آخرین سخنران این برنامه با این جمله که «بخش کتاب‌های خطی قسمت مهمی از میراث کشورهای اسلامی و کشور ما هستند» سخنان خود را آغاز کرد و گفت: از این جهت در دنیای اسلام دچار نوعی پارادوکس هستیم. کشورهایی که از تاریخ کهنی برخوردارند، به این فکر نیفتاده‌اند که در حوزه کتاب‌های خطی سرمایه‌گذاری درست انجام دهند و جوامعی که تاریخی و تمدن دیرپایی ندارند، در این زمینه سرمایه‌گذاری‌هایی کرده‌اند تا برای تمدن خود حیثیتی ایجاد کنند. وی با اشاره به این که «ما در این زمینه وضعیت بینابینی داریم» اظهار داشت: از میان یک و نیم میلیون کتاب خطی که در جهان است، تمامی آثاری که در دست مردم‌اند، به درستی جمع‌آوری نشده‌اند. در ایران نیز افراد زیادی نگران‌اند که آثار و نسخه‌های خود را به چه مرجعی بسپارند. در این زمینه باید قواعدی در کشور سازماندهی کنیم که به نحوی از بخش خصوصی حمایت شود تا از حقوق کتاب‌های خطی صیانت کند، چرا که کتاب‌های خطی برای کشورهایی نظیر ایران نقش شناسنامه را دارند. باید در این باره تدابیری بیندیشیم. چنانچه لازم باشد، در مجلس نیز با تصویب لوایحی از این موضوع حمایت خواهیم کرد.

Читать полностью…

رسول جعفریان

نمای داخلی یک مسجد قدیمی در داخل روستای قهی

Читать полностью…

رسول جعفریان

این دیوان را که از بهترین دیوان های شیعی قرن نهم هجری است، بر اساس تک نسخه سلطنتی متعلق به شاهرخ پسر تیمور، (متعلق به کتابخانه ملی ایران) در سال 1390 چاپ عکسی کردم و مقدمه مفصلی بر آن نوشتم.
/channel/jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

فهرست و مقدمه کتاب کلیسا و مسجد

Читать полностью…

رسول جعفریان

چاپ شده در کتاب «کلیسا و مسجد»

Читать полностью…

رسول جعفریان

چهارده مسأله به فارسی در یک اثر معروف حنفی قرن هفتم
کتاب کنز الدقائق، اثر امام ابوالبرکات عبدالله بن احمد نسفی (۶۲۰ـ۷۱۰ق)، متنی عربی در فقه حنفی است که حدود چهل هزار مسئله فقهی را در ابواب گوناگون دربر دارد (تصحیح سائد بکداش، بیروت، ۲۰۱۱). این کتاب بارها از سوی فقیهان بزرگِ پس از نسفی شرح شده است.
با آنکه متن کتاب یکسره عربی است، در بخشی از آن، ذیل «مسائل شتّی»، چند واژه و ترکیب فارسی به کار رفته که بیشتر به باب‌های نکاح و طلاق و سوگند مربوط است. مصحح کتاب از این کاربرد شگفت‌زده شده، حال آنکه اگر با ساختار ادبی و آموزشی فقه حنفی آشنایی بیشتری داشت، این امر برایش چندان عجیب نمی‌نمود.
بکداش در پاورقی همان موضع یادآور شده است که بدرالدین عینی در شرح خود بر کنز الدقائق، همه این تعبیرات فارسی را نقل کرده و با تفصیل به عربی ترجمه و توضیح داده است؛ در حالی که برخی دیگر از شارحان کنز الدقائق، مانند زیلعی و طائی، این موارد را حذف کرده‌اند.
 
[1]: تو زَن من شدى، فقالت: شُدمْ؛ لم ينعقد
[2] خویشتن را زن من گردانیدی، فقالت: گردانیدم، و قال: پذیرفتم. ینعقد
[3] دختر خویشتن را به بپسر من ارزانی داشتی. فقال: داشتم. لاینعقد
[4]: قالت: مرا طلاق ده. فقال: داده گیر، و قال: کرده گیر، او قال: داده باذ، و : کرده باز. ینوّی.
[5] و لو قال: [طلاق] داده است، و کرده است، یَقَع، نوی ام لا.
[6] و لو قال: داده ان کار، و کرده ان کار، لایقع و إن نوی.
[7] وی مرا نشاید تا قیامت، او: همه عمر، لایقع إلاّ بنیّة. [آن زن تا قیامت بکار من نمی آید]
[8] حیله زنان کن، اقرارٌ بالثلاث. [حیلة النساء، کنایه از نگه داشتن عده، و اینجا کنایه از سه طلاقه کردن].
[9] حیله خویش کن. لا
[10] کابین تو را بخشیدم مرا جنگ بازدار. إن طلقها سقط المهر، و الاّ لا.
[11] بر من سوکند است کی این کار نکنم. اقرارٌ بالیمین بالله تعالی.
[12] و إن قال: بر من سوکند است بطلاق. لزمه ذلک
[13] و لو قال: مرا سوکند خانه است کی این کار نکنم. فهو اقرارٌ بالیمین بالطلاق. [سوکند خانه، کنایه از طلاق است که به آن قسم می خورد].
[14] قال للبائع: بها را بازده. فقال البائع: باز دهم. یکون فسخا للبیع. [پول من را برگردان، و او برگرداند. بیع باطل است].
/channel/jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

https://www.khabaronline.ir/news/2228014

Читать полностью…

رسول جعفریان

/channel/jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

/channel/jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

/channel/jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

گفتگوی ملاحسن بشرویی با میرزا محمد باقر همدانی در باره پیشگویی سید کاظم رشتی در باره جانشینش

میرزا محمد باقر همدانی (م 1319ق) فرمودند: ملا حسین بشروئی چیزی نوشته بود از برای من که از سیّد مرحوم [رشتی] سؤال کرده بودند که جانشین شما کیست؟ فرمودند:
«هُوَ الظَّاهِرُ وَ الظَّاهِرُ الطَّاهِرُ وَ عَینُ الغَایِبِ».
«هو»ها پنج است و واو شش، جمعاً یازده می‌شود. یازده را بسط می‌کنیم، صد و ده می‌شود، و صد و ده اسم علی است، و «عین الغایب» هم مراد محمّد است، پس علی محمّد می‌شود. پس باید جانشین سیّد مرحوم، علی محمّد باشد.
من نوشته‌اش را بردم نگاه کردم. روز دیگر آمدم، گفت: دیدی چه‌طور بود؟
گفتم: خوب نوشته بود و نحو و صرفش را هم خوب نوشته بود.
گفت: دیگر شکّ داری؟
گفتم: نه؛ یعنی شکّ ندارم که مزخرف است.
گفت: حالا چه می‌گویی؟
گفتم: می‌شود این «هو الظاهر» الخ را یک کاری کرد که یک محمّد بیرون بیاید و یک کریم و یک خان و یک کرمانی.
گفت: چرا؟
گفتم: اگر می‌گویید نمی‌شود، من بیرون می‌آورم و اگر می‌گویی می‌شود، پس چه‌طور دلیل می‌شود از برای این‌که سید علی‌محمّد باید باشد و محمّد کریم‌خان نباید باشد؟
لال شد و جوابی نگفت و خیلی کوچک شد.
/channel/jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

وقتی از یک مرجع تقلید در باره معنای یک شعر عاشقانه سوال می کنند، او چه پاسخی می دهد؟
متن سوال و جواب زیر در کتاب جامع الشتات میرزای قمی (1/328 ـ 329 آمده است:

سؤال: مجنون عامري گفته‌ است:
أتوب إليك يا رحمن ممّا
جنيت فقد تكاثرت الذنوب

وأمّا من هوي ليلي و تركي
زيارتها فإنّي لا أتوب

چه معني دارد؟ عطف ترك زيارت بر هواي ليلي؟

جواب: علما، معاني متعدّده گفته‌اند. و اظهر در نزد حقير اين است كه مراد مجنون اين است كه: خداوندا! من از هر گناهي توبه مي‌كنم به غير محبّت ليلي كه آن را گناه نمي‌دانم، بلكه خوب مي‌دانم.
و «تركي زيارتها» گويا جواب سؤالی است كه گويا كسی به او می‌گويد كه: هرگاه عشق ليلی و محبّت او خوب است، پس چرا ترك زيارت او مي‌كنی؟
با قدرت بر آن جواب مي‌گويد كه: من ترك زيارت را هم خوب مي‌دانم (و) منافاتي نيست ما بين كثرت محبّت و خوب دانستن ترك زيارت و من از هيچ كدام از اينها توبه نمي‌كنم.
و اين چند وجه دارد: يكي طريقة ‌عرفا است كه محبّت مجنون را به ليلي عشق الهي مي‌دانند كه او گويا مظهر جمال الهي شده؛ پس مجنون محو معني ليلي است نه صورت ليلي؛ پس ميلي به زيارت كه از توابع ملاقات حسّي است ندارد و همان به مطالعه معني مي‌كوشد:
به مجنون گفت روزی عيب‌جويي
كه پيدا كن به از ليلي نکويي

ز گفت و گوي او مجنون برآشفت
ولي بر روي او خندان شد و گفت

اگر بر ديده مجنون نشيني
به غير از خوبي ليلي نبيني
و بعضي حكايت كرده‌اند كه: شخصي رحمش آمد به حال مجنون و سعي كرد تا ليلي را حاضر كرد در نزد او، و مجنون را خبر كردند، مجنون گفت: من در مرتبه‌اي هستم از محبّت كه محتاج نيستم در آن مرتبه به لقاي حبيب (خود)؛ چنانكه شاعري گفته:
گفت رو رو كه آنچنانم من
كه به جز عشق تو ندانم من

عشق تو اي نگار فرزانه
آنچنان كرد در دلم خانه

كه تو را هم نماند کنجايي
بعد از اين خوش دلم به تنهايي

و ممكن است كه مراد او اين باشد كه لقاي او سوء ادب است و من به محبّت او اكتفا مي‌كنم؛ چنانكه مشهور است كه عبدالله مسكان كه از اعاظم اصحاب ائمّـه است (بسيار) كم به خدمت امام (ع) مي‌رسيد و روايت نكرد از امام الّا نادري از جهت خوف اينكه مبادا پاس ادب نگاه ندارد. [معجم رجال الحدیث: 11/348]
و مي‌تواند شد كه آنچه حكايت كرديم از مجنون و حاضر كردن ليلي و اظهار عدم حاجت او به ملاقات، وجه ديگر باشد. و توضيح آن اين است كه در مرتبة عشق و محبّت غير محبوب در نظر نيست، امّا در مرتبة لقاء و وصال، استلذاذ عاشق به وصل در ميان است و اين معني دقيق است.
/channel/jafarian1964
این هم ترجمه منظوم چت جی پی تی از شعر مجنون:
به درگاه تو بازآیم، خداوندا، ز عصیانم
که بسیار است جرم من، فزون گشته‌ست طغیانم

ولی از عشق لیلا و ز ترک دیدن رویش
نخواهم توبه‌ای کردن؛ همین است عهد پنهانم

Читать полностью…

رسول جعفریان

مشروطه ایران، از علائم ظهور است، چنان که راه آهن و تلگراف بی سیم
کتابچه ای در 56 صفحه به سال 1350 ق [1310ش) با عنوان مجموعه مبارکه علائم ظهور منتشر شده که نام نویسنده ندارد. در صفحه دوم آن آمده است: تلخیص از کتاب علائم ظهور للمهدی و اشعار شاه نعمت الله ولی در ظهور». شاید برگرفته از کتاب بزرگی بوده است. به باور نویسنده پاره ای از علائم ظهور آشکار شده و ظهور برخی هم نزدیک است. بنابر این وظیفه آن است تا مردم از این وضعیت آگاه باشند. در ادامه روایاتی در زمینه علائم ظهور انتخاب و به فارسی گزارش شده است. این روایات از بحار، برخی آثار صدوق، کتاب نور الانوار، مظاهر انوار و آثار دیگر نقل می شود. به جز این گزارش ها، نویسنده در توضیحات خود، اشاره به تحقق برخی از علائم دارد که برداشت های خود او یا منبعی است که نامش را نیاورده است. از جمله می‌نویسند: بدان که وقت ظهور آن حضرت را جز خدا کسی نداند و تعیین وقت از برای شهور نشده است و لیکن علائمی از برای ظهور آن حضرت از ائمه اطهار رسیده ممکن است چند سال قبل از ظهور استنباط کرد. مثلا می فرماید از «علائم ظهور مشروطه شدن دولت اسلامی است و پس از گرفتن مشروطیت دیگر از دست آنها کسی نخواهد گرفت تا این که بدهند آن را به صاحب الامر، و هر مسلمانی که در گرفتن مشروطیت کشته شود شهید است و ممکن است یک نفر درک کند اول مشروطیت را» (ص 11). معلوم است که وی طرفدار مشروطه بوده است. سپس به ترجمه برخی از روایات پرداخته و باز «مشروطه شدن ایران» را «یکی از علائم قریب به ظهور حضرت قائم» می داند «چه در اخبار لزوم مشروطه را به طریق کنایه و اشاره بیان فرموده‌اند» (ص 13). آنگاه مطالبی از تحفة الملوک سید جعفر کشفی آورده از روایات مربوط به نفس زکیه و طالقان و جز آن یاد می کند. سپس می نویسد: «یکی از علامات، ایجاد راه آهن است در ممالک اسلامیه است. دیگر از علائم احداث تلگراف بی سیم است که مومن از مشرق با برادرش که در مغرب است تکلم می کند» (ص 21). از بین رفتن علم در نجف و آشکار شدن آن در قم هم از دیگر علائم ظهور است (ص 22). نیز تأکید بر این که یاران حضرت، اولاد عجم هستند نه عرب. روایت است که فرمود: از عرب بپرهیزید زیرا که در خصوص ایشان خبر بدی هست و آن این است که آگاه شوید که قائم ـ عج ـ با احدی از ایشان خروج کند نخواهد کرد. یاران و انصار حضرت قائم از عجم است (ص 28). در ادامه باز مطالبی از تحفة الملوک کشفی و منابع دیگر آورده و نویسد: «از علائم قریب به ظهور واقع شدن پول ایران است به نجف و کربلا که دیگر اهل ایران، پول به عراق عرب نمی فرستند با این که پول ایران در آنجا رواج نباشد یا به جهت قدغن حکومت دولت زمان یا علت دیگر بی اعتقاد مردم» (ص 36). از ص 38 تا 49 اشعاری از شاه نعمت الله ولی آورده است. بعد از آن باز از تذکرة الائمه مجلسی و منابع دیگر مطالبی نقل می کند. در پایان رساله آمده است: در تاریخ 11 ربیع الاول 1350قمری قلمی گردید. (رسول جعفریان، 4 خرداد 1405)
/channel/jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

سوال و جواب از میرزای قمی در باره کسی که در اصول دینش شک دارد؟

سؤال: هرگاه كسي در اصول دين خود شكّ داشته باشد؛ مثل آنكه خدا موجود است يا نه؟ و محمّد (ص) رسول خدا هست يا نه؟ و قيامت بر پا خواهد شد يا نه؟
          و ادلّه مذكوره در علم كلام و حكمت، موجب اذعان براي آن شخص نمي‌شوند و هرچه فكر، بيشتر مي‌كند در احوال ادلّه، شكوك و اوهام (او) بيشتر مي‌شود، و چون تفتيش احوال خود مي‌كند، خود را بسيار خواهان اين مطلب مي‌بيند كه براي او ـ اذعان ـ به اصول مذكوره اذعان حاصل شود، و تا به حال يقين (از) براي او حاصل نشده و دايم مضطرب و متوحّش [است] (و) باكي في آناء الليل و أطراف النهار‌.
استدعا آنكه بيان فرمايند كه تكليف او چه چيز است؟ و او مسلمان است يا كافر؟ تقليد بكند يا نه؟ و اگر قلب خود را به اصول مذكوره ببندد بدون يقين، خوب است يا نه؟ و آنچه تكليف او هست در شرع، هرگاه به قدر الوسع والطاقه به عمل آورد صحيح است يا فاسد؟ (مراتب معروضه را به خط شريف نوشته و مهر نمايند).
جواب: ... اينكه، واقعاً در عقايد (و اصول) خود شاك باشد؛ پس يا اين است كه مقصّر است در تحصيل يقين يا مقصّر نيست، و مقصّر معذور نيست.
و امّا غير مقصّر؛ هرگاه ممكن باشد در حقّ او عذري كه تحصيل يقين نتوانست كرد؛ پس آن معذور است، و هرگاه ممكن نباشد قبول عذري در حقّ او؛ پس آن معذور نيست‌.
و مسايل اصول دين در اين احكام، متفاوت است: و همچنين اشخاص هم در اين معني متفاوت مي‌باشند؛ مثلاً مسأله امامت نسبت به عوام اهل سنّت كه اتّفاق معاشرت براي آنها با علماي شيعه نيفتاده باشد و به محض استماع اينكه مذهب ديگر هست غير مذهب ايشان، هم تزلزلي در دين خود به جهت ايشان حاصل نشود و در اعتقاد خود جازم باشند، و [به] هيچ نحو بر ذهن ايشان نگذرد كه تأمّل و تفحّص ضرور است [و] شايد اين مذهب، باطل باشد و آن حقّ باشد. و همچنين عوام يهود و نصارا در بلاد كفر.  خلاصه اينكه؛ جاهل غافل، بي‎شبهه معذور است، و فرض جهل و غفلت هم امر نادري نيست‌.
و امّا مثل (مسأله) وجود صانع و حقيقت پيغمبر آخر الزمان، بلكه (معاد) هم، نه از آن باب است كه بر اكثر اهل بلاد مسلمانان مخفي بماند؛ خصوصاً بر طلبه و علما، و اگر بر فرض بسيار بعيد، بدون (تقصير) و بعد از تأمّل و اجتهاد با تخليه كامل، تشكيكي باقي بماند، آن نيز بايد معذور باشد؛ به جهت آنكه تكليف ما لا يطاق قبيح است‌.
و بدان كه، بعد از آنكه تحصيل يقين ممكن نشد، اعتماد به ظنّ ـ مي‌كند ـ مي­تواند بكند؟ و باز آن شخص، مسلمان است؛ بلكه هرگاه در مرتبه شكّ باقي بماند هم حكم به كفر مشكل است، يعني كفر ظاهري، وگرنه حكم به كفر قيامتي، به معني معذّب بودن، پس آن به هيچ وجه دليلي بر آن قايم نيست؛ بلكه دليل بر خلاف آن قايم است كه آن، قبح تكليف ما لايطاق است، و لزوم ظلم بر خدا‌.
و امّا كفر ظاهري، به معني اينكه حكم به نجاست او بشود و ذبيحه‌اش حرام باشد و زن و مال او و اسير كردن او حلال باشد؛ پس آن نيز در صورت شكّ، حكم به آن مشكل است؛ چنانكه مذكور شد‌.
و احاديث بسيار كه وارد شده است در كفر شاك؛ مثل صحيحه عبدالله بن سنان، از حضرت صادق7 كه فرمود: «من شكّ في الله تعالی و في رسوله ص، فهو كافر» [الكافي 2: 386، ] و غير آن، [وسائل الشيعة 28: 355] محمول است بر مقصّر در اجتهاد يا بر جاحد در صورت شكّ؛ به جهت آنكه شكّ، مستلزم جحود نيست، لا اقلّ بايد در حيرت بماند. و شاهد بر اين دو حمل هم، در اخبار موجود است‌.
[جامع الشتات، ج 1، ص 88]
/channel/jafarian1964

Читать полностью…

رسول جعفریان

نکته دیگر، آقای لاریجانی اهل ریسک بود و در این زمینه واهمه‌ای از انجام کارهای بزرگ نداشت. در ارشاد، در صدا و سیما و بعداً در مجلس، هم سیاستمدار قدرتمند و توانمندی بود. هر تصمیم مهمی که می‌گرفتیم، حمایت می‌کرد و پای کار می‌ایستاد.

اهل سیاست همیشه در معرض انتقاد هستند، همان‌طور که قضات نیز چنین‌اند، اما نقش مهم آن‌ها در حل دشواری‌ها بیش از آن است که وقعی به انتقادهای بی‌اساس بگذارند. سیاستمداران یکسره در معرض قضاوت‌اند و ممکن است از ابعاد مختلف قضایا بی‌اطلاع باشند. ضمن انتقاد، نباید زیاد به آن‌ها گیر داد. عالم الغیب که نیستند. مهم این است که در مجموع مدافع دین، فرهنگ، کشور و مردم باشند و صداقت و برادری خود را ثابت کنند.

یادداشت بنده در سال ۱۳۹۰ در «کلک و کتاب» درباره مرحوم لاریجانی

روزنامه‌ای صفحه‌ای برای انتخابات به آقای لاریجانی اختصاص داده بود و از بنده خواستند که به لحاظ تجربه کاری در مجلس، پاراگرافی درباره ایشان بنویسم که نوشتم:

تجربه کاری بنده از همکاری با دکتر لاریجانی طی سه سال و نیم گذشته، وجود چندین ویژگی مثبت را در این عزیز نشان می‌دهد:

در انتصابات خود تناسب فرد را با کاری که مسئولیت آن به او واگذار می‌شود، در نظر می‌گیرد.
پس از گذاشتن وی هیچ نوع دخالتی در کارهای او نکرده و هیچ شرط و پیش‌شرطی برای او قرار نمی‌دهد.
هر گونه حمایت مادی و معنوی از وی کرده و کمترین محدودیت و تنگ‌نظری را اعمال نمی‌کند.
او را وجه المصالحه کارهای دیگر قرار نداده و هیچ کاری که در فضای کاری و مسئولیتی اوست، به او تحمیل نمی‌کند.
آنچه بنده مشاهده کردم، افق و بینش بلندی است که او در تصمیمات خود از آن بهره‌مند بوده و اگر امکاناتی در اختیارش باشد، به راحتی می‌تواند در باره کارهای بزرگ تصمیم بگیرد.
به لحاظ اخلاق و ادب، معاشرت با اطرافیان، آرامش کاری و توجه به گفتار دیگران، شخصیت مثبت و ستوده‌ای دارد.
نگاه همه‌جانبه آقای لاریجانی به عنوان یک چهره سیاسی-فرهنگی، شخصیتی با افق باز و قابل انعطاف ارائه داده که در عین انعطاف، تصمیم‌گیر و قاطع است.
متواضع، فروتن و متدین است و گرفتار کیش شخصیت نیست. اهل توهم و توطئه هم نیست و قصد مدیریت جهانی ندارد، بلکه تلاش می‌کند در محدوده کاری خود به وظایفش فکر کند.

دکتر در استفاده از اصطلاحات خاص تبحر داشت و روزگاری باید همه این‌ها را جمع کرد. بحث خالص‌گرایی که خودش هم چوب آن را خورد و بسیاری دیگر، و سبب شد عده زیادی از قطار پیاده شوند، یکی از آنهاست که با ظرافت طرح کرد.
خواستم در پایان بگویم، با تجربه ای که در همراهی دکتر لاریجانی داشتم، یاد گرفتم که باید در مقابل جریان افراطی ایستاد. در دور دومی که ایشان انتخاب شد، اتهام زنی را به اوج رساندند. حتی در دوره سوم بدتر کردند. اما دکتر ایستاد. زنده نگه داشتن نام دکتر لاریجانی، زنده نگه داشتن ادبیات اعتدال و میانه روی است.

Читать полностью…

رسول جعفریان

نماهنگ ویژه | «شهید عزت و عقلانیت»

نماهنگی از شعرخوانی آقای محمد رسولی به مناسبت چهلمین روز شهادت دکتر علی لاریجانی بهمراه تصاویر دیده‌نشده‌ای از شهید والامقام، بنده‌ی خدا، دکتر علی لاریجانی

@alilarijani_ir • @larijanioffice

Читать полностью…

رسول جعفریان

برخی از بناهای دیگر از روستای قهی در نزدیکی هرند

Читать полностью…

رسول جعفریان

نوادر الوقایع برخلاف نامش، کتاب تاریخ نگارانه نیست، اما یک اثر ادبی سنگین از اواخر قرن نوزدهم میلادی، از بخارای شریف است که در حوزه های مختلف ادبی ـ به معنای وسیع کلمه ـ انبوهی از داده های علمی از سنت های علمی جاری را در این مجموعه بدست داده است. این کتاب، در واقع، ترکیبی از 22 رساله ـ نه لزوما تحت عنوان رساله ـ است که می شود آنها را شبیه متون ادبی ـ عربی قدیمی دانست که همه معارف اجتماعی و ادبی و سیاسی جاری را دارد. در هر رساله، انواع آیات و روایات و حکایات با نثری بسیار سخته و پخته آمده است. غالب آن حکایات از متون قدیم برگرفته شده و البته با نثری استوار بازنویسی شده است. به راستی نثر زیبای آن آدمی را شیفته خود می کند. نگاه ها همچنان برگرفته از آیین های فکری و مذهبی بخارای سنتی است نه مدرن، گرچه نیم نگاهی به عصر تازه هم دارد.
نخستین رساله با عنوان «رساله در نظم تمدن و تعاون» مانند سیاستنامه های قدیمی در اخلاق ملوک و رفتار با رعیت و متقابلا رفت رعیت با حاکم است، با همان طنین عدالتخانه و ضعیف گرایانه. رساله ای در تاریخ عالم و معنی حدوث و قدم، رساله دیگر در معنی حدیث «سقف الجنة عرش الرحمن»، رساله در تحقیق هیأت ارض، رساله در سبب نکبت عقلا و علت دولت سفها، رساله در اثبات حقوق ابوین، رساله در فرج بعد از یأس، رساله در آداب نکاح و تحقیق بی عقلی زنان! رساله در حکایت فرامشخانه و بیان علت قرب ساعت، رساله در حکایت مرد عجمی و رفتن او به گرداب اسکندر، رساله در تحقیق معنای عشق، رساله حکایت مرد حاجی و بیان منافع سفر و بیان خصلت زنان، رساله در نوادر حالات کسانی که از چنگ سباع و از دست دزدان رهایی یافته اند، حکایت میمون هوشمند، و رساله در وصایا فرزندان.
تورج اتابکی در مقدمه ای که نگارش آن را از درسته اندرزنامه ها به شمار آورده است. وصفی هم از اوضاع فرهنگی ماوراءالنهر از دوره تیموری تا افتادن آن به دست روسها آورده است. او از احمد دانش بخارایی هم یاد کرده که سال 1828 ـ 1829 به دنیا آمده، شرحی از زندگی او بدست داده است. او در سال 1874 از سن پترزبورگ دیدن کرده و شرح سفر خود را به این کتاب ضمیمه کرده است. در همین سفر است که کاظم بیگ را هم دیده و با هم مراوداتی داشه اند. در واقع، کتاب حاوی این سفرنامه او هم هست و از این جهت اطلاعات جالبی از مسکو و سن پترزبورگ دارد.
کتاب نوادر الوقایع، به جز این مقدمه، کتاب تصحیح استاد محمد کریم اشراق است که بر اساس دو نسخه تصحیح شده و مقدمه ای هم در باره روش تصحیح آن دارد. فهارس دقیقی نیز برای کتاب تنظیم شده که از حیث زبان شناسی هم مفید است.
این کتاب بدون شک یکی از مهم ترین آثار ادبی برآمده از بخارای قبل از تصرف و تسلط روسهاست. به علاوه از نظر ادبیات فارسی نیز بسیار مهم و سودمند و از آخرین حلقه های ادبی سنگین زبان فارسی و تولید شده در آن دیار است. کتاب نوادر الوقایع را دانشگاه مطالعات خارجی کیوتو در 2025 چاپ کرده است. امیدواریم نسخی از آن به ایران برسد. [قابل توجه آقای کندو]ی عزیز.

Читать полностью…
Subscribe to a channel