7091
«انعکاس» به بازتاب تحقیقات جدید در مطالعات اسلامی اختصاص دارد. در اینجا بخوانید: #انعکاس_مقاله #انعکاس_کتاب #انعکاس_رویداد #رویداد_انعکاس #انعکاس_وبسایت https://inekas.org https://instagram.com/inekas_org ارتباط با ما: @inekas_admin info@inekas.org
🎞 ارائۀ «یک تفسیر قرآنی بر تورات» (با زیرنویس فارسی از انعکاس)
👤عبدالله گلدری (دانشگاه خلیفه، ابوظبی)
گلدری در این ارائه، ضمن ارائۀ بحثی کلی دربارۀ نسبت قرآن و تورات و همچنین، بحثی دربارۀ ایدۀ یک «تفسیر قرآنی بر تورات» و نیز بحثی دربارۀ کتاب روشنساختن پیوندهای کراسهای، از جمله به این نکته اشاره میکند که پیامبر اسلام رسالت خود را نه در چارچوبی بیرون از سنت ادیان ابراهیمی، که در واقع در درون این سنت و در امتداد رسالت پیامبران پیش از خود درمییافته است (برای نمونه، بنگرید به احقاف: ۹)، و در همین چارچوب میبایست آیات متعددی در قرآن را دریافت که آن را نه ردکننده، بلکه «تصدیقکننده»ی کتابهای آسمانی پیشین (و در میان آنها، تورات) برمیشمارند؛ کتابهای آسمانیای که در دسترس مخاطبان «اهل کتاب» قرآن قرار داشتهاند:
"و آمِنوا بما أنزلتُ مُصَدّقاً لما معکُم و لا تکونوا أولّ کافرٍ بهِ و لا تشتروا بِآیاتي ثمناً قلیلاً و إيّايَ فاتّقونِ"
(بقره: ۴۱) (همچنین بنگرید به: آلعمران:۳، بقره:۹۷، فاطر:۳۱، نساء:۴۷ و بقره:۹۱).
فهرست محتوایی ارائهٔ کامل (نسخهٔ آپارات):
۰۰:۴۲ بستر تاریخی: قرآن در گفتوگو با جامعۀ یهودی حجاز و مسئلۀ وجود تورات مکتوب
۰۵:۰۸ مهمانان ابراهیم: همسویی قرآن با میدراش و تفسیرهای ربّنی
۰۸:۰۱ چرا روایتهای قرآن کوتاهاند؟ سورۀ یوسف، تفاوت مخاطبها و اهداف
۱۴:۴۷ ساختار کتاب: ۵۴ پاراشا و تفسیر موضوعی (نمونۀ نامگذاری آدم)
۱۸:۰۳ چرا این کتاب لازم است؟ ناآشنایی دو جامعه با یکدیگر و پدیدۀ «قرآنهراسی»
۲۳:۴۸ حرمتنهادن قرآن به تورات و مسئللۀ آیات بهظاهر ضدیهودی در سنت هشدار پیامبرانه
۳۱:۳۲ تأیید تورات نه نسخ آن؛ عبری و عربی همچون زبانهای خواهر
۳۵:۳۱ «اِقرأ /وَیِقرا» و «الیوم/ هَیوم»: آغاز و پایان قرآن (ریک سوفِر)
۳۹:۳۷ پیشینۀ خانوادگی سوفر در بغداد و مسیر رسیدن و توجه او به قرآن
۴۶:۴۵ بازی واژگانی «یوسف/ أسف» در روایت تورات و قرآن
۴۸:۰۲ چرا مسلمانان تورات را و یهودیان قرآن را نمیخوانند؟
۵۱:۴۰ پرسش و پاسخ: نسبت قرآن و میدراش، نسبت حدیث و تلمود، جایگاه فتوا و مفتی
۵۷:۱۸ فرایند نگارش کتاب و ترجمههای بهکاررفته
۰۱:۰۱:۳۹ اسماعیل یا اسحاق؟ تحول تاریخی مفهوم «تحریف»
۰۱:۰۵:۰۹ جمعبندی
💠 درسگفتارهای «زبانشناسی تاریخی و قرآن»
👤 وحید صفا (انعکاس | دانشگاه تهران)
قرآن به عنوان متنی که در بافت زبانی و فرهنگی عربستان در دورۀ باستان متأخر پدیدارشده، تا به امروز نقشی بیبدیل در حیات فرهنگی و دینی مسلمانان دارد و موضوع مطالعۀ بسیاری از غیرمسلمانان در فضای دانشگاهی غربی نیز هست. در عین حال، پژوهشهای جدید نشان دادهاند قرآن با متون مسیحی و یهودیِ پیش از خود وارد گفتوگویی بینامتنی شده است. بر این اساس، متن قرآن در میانۀ یک بازۀ زمانی طولانی قرار میگیرد؛ بازهای که در طول آن زبانها ناگزیر دستخوش تغییر میشوند. از سوی دیگر، زبانشناسی تاریخی به عنوان یکی از پرسابقهترین شاخههای زبانشناسی به مطالعۀ تغییرات زبان در گذر زمان میپردازد. بر این اساس زبانشناسی تاریخی ظرفیتهای ارزشمندی برای مطالعات قرآنی در اختیار پژوهشگران قرار میدهد.
این درسگفتار فرصتی را فراهم میکند تا پژوهشگران با آشنایی با زبانشناسی تاریخی آن را در مطالعات خود در خصوص قرآن مورد استفاده قرار دهند؛ درسگفتار حاضر مشتمل بر دو دورۀ مجزاست و علاقهمندان میتوانند به انتخاب خود در هر کدام از این دورهها شرکت نمایند.
⭐️ دورۀ اول: «مقدمهای بر زبانشناسی تاریخی: با تکیه بر زبان عربی و زبانهای سامی»
این دوره فرصتی برای آن دسته از پژوهشگران مطالعات قرآنی است که علیرغم درک ضرورت آشنایی با این دانش، تاکنون فرصت آشنایی نظاممند با آن را نداشتهاند. بدین منظور، در این دوره، کلیۀ مباحث اصلی زبانشناسی تاریخی بهصورت عمومی و با ارائۀ مثالها و نمونههایی از زبانهای سامی -بهویژه زبان عربی که مورد نیاز پژوهشگران مطالعات قرآنی است- مورد بحث قرار میگیرد.
این دوره ناظر به علاقۀ فزایندهای است که توسط قرآنپژوهان ایرانی در دو دهۀ اخیر به ریشهشناسی پیدا شده است؛ حوزهای مهم از دانش زبانشناسی تاریخی به شمار میآید. این علاقه معمولاً به دلیل عدم آشنایی کافی با پیشنیازها و روششناسی آن، صرفاً به مقایسۀ اطلاعات موجود در لغتنامههای زبانهای سامی و فرهنگهای ریشهشناختی تقلیل داده میشود. از این گذشته، استفاده از نتایج بهدستآمده در مطالعات قرآنی، گاه با افراطها و خطاهای روششناختی مختلفی نیز همراه است. در این دوره، شرکتکنندگان علاوه بر آموختن روش ریشهشناسی مفردات قرآنی با فرصتها و محدودیتهای آن در مطالعات قرآنی نیز آشنا خواهند شد.
وحید صفا پژوهشگر فرهنگ و زبانهای سامی در انعکاس است. جدا از برگزاری دورههای متعدد زبانهای سامی، در موضوعات مرتبط با این درسگفتار، او دبیری علمی مدرسۀ سوم مدار، دورهٔ آموزشی کهن خطشناسی و کتیبهشناسی عربی، سخنرانی در پیشنشست سومین مدرسهٔ انعکاس با عنوان «کاربست شواهد مادی در بازسازی بافتار تاریخی عصر نبوی» و همچنین مجموعه ارائهای دربارۀ دین و آیینهای عربستان پیشااسلامی را در کارنامه دارد. پژوهش تازۀ وی در خصوص تحولات معناشناختی برخی مفاهیم کلیدی اخلاقی از کتیبههای عربی پیش از اسلام تا قرآن و پس از اسلام، به زودی در مجموعهٔ Islamization and Arabization of the Arabian Peninsula in Light of Material Evidence به سرویراستاری ایلکا لیندستت و هگیت نول منتشر میشود.
👥 ارائهٔ «رمزگشایی از نام محمد»
👤 هادی تقوی
🔻 این فایل صوتی، گزیدهای است از ارائهٔ هادی تقوی در مرکز پژوهشی پویافکر (سهشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۳) که در آن ایدۀ خود در مقاله اخیرش «رمزگشایی از نام محمد» را ارائه کرده است:
Taghavi, H., & Heidari, A. (2026). Decoding Muhammad: a Scriptural and Historical Journey into a Prophetic Name. Studia Islamica, 121(1).
⬇️ دریافت فایل مقاله به همراه چکیده
🔵 آیا نام «محمد» پیش از ظهور اسلام سابقه داشته یا عنوانی است که پس از آن رواج یافته است؟ این سخنرانی با تکیه بر شواهدی از سکهها، کتیبههای جنوب عربستان (یمن) و پاپیروسهای کهن دوزبانه، به بررسی خاستگاه تاریخی و زبانشناختی این نام در بستر مطالعات عهدینی میپردازد. در این ارائهٔ بینرشتهای، فرضیهٔ خاستگاه منجیگرایانهٔ نام «محمد» و پیوند احتمالی آن با برخی عبارات عهد عتیق مورد بررسی و نقد قرار میگیرد؛ موضوعی که میتواند در بازخوانی تاریخ صدر اسلام راهگشا باشد.
00:00:00 طرح مسئله، پرسشهای اصلی پژوهش و معرفی روششناسی بینرشتهای تحقیق (واکاوی نام پیامبر در تلاقی زبانشناسی، تبارشناسی عرب و مطالعات عهدین)
00:02:34 بررسی ندرت نام محمد در تبارنامههای پیش از اسلام و غیبت آن در اسناد مادی اولیه اسلامی (کتیبهها، پاپیروسها و سکهها) تا دوره خلافت عبدالملک مروان
00:05:00 بررسی دیدگاههای مستشرقان غربی (آلویس اشپرنگر، هانری لمانس، گابریل سعید رینولدز و رابرت هویلند) و نقد فرضیه نام اولیه پیامبر (رد روایت نام «قُثَم»)
00:10:43 بررسی کتیبههای باستانی جنوب عربستان (یمن)، وفور ریشه «حمد» و معرفی نامهای کهن «یَحمد»، «یَهحمد»، «مَحمد» و «احمد»
00:16:26 تحلیل دقیق کتیبه حِمیَری-یهودی «Ja 1028» (مورخ ۵۲۳ میلادی در بئر حِما) و رمزگشایی از عبارت پایانی «بِمحمد» (b-mḥmd) و ارتباط آن با ماجرای ملاقات عبدالمطلب با سیف بن ذییَزَن، نوه شرحبیل ذییَزَن
00:26:12 بررسی شش پلات داستانی در احادیث تولد پیامبر و واکاوی انگیزه عبدالمطلب از انتخاب نام بیسابقه «محمد»
00:30:11 تبارشناسی شخصیتهای انگشتشمار با نام «محمد» پیش از اسلام (مانند محمد بن مَسلمه و محمد بن اُحیحه) و ارتباطات تنگاتنگ آنان با جامعه یهودی یثرب و خیبر
00:36:06 ریشهشناسی واژه «محمد» در زبانهای سامی؛ انشعاب معنایی ریشه ḥmd میان «ستایش» (در عربی قرآنی) و «اشتیاق و محبوبیت» (در عبری، آرامی، اوگاریتی و فینیقی)
00:41:28 واکاوی مفاهیم منجیگرایانه (مسیانیک) ریشه ḥmd در کتاب مقدس عبری و تفاسیر آرامی
00:48:20 تحلیل آواشناختی و بازسازی تلفظ کهن نام پیامبر (Maḥmid / Maḥmed) بر اساس اسناد دوزبانه یونانی، قبطی، سریانی و مندایی قرون اول و دوم هجری
01:01:15 فرضیه خاستگاه منجیگرایانه (مسیانیک) نام پیامبر بر اساس واژه «مَخمَد» در کتاب هوشع نبی (هوشع ۹: ۶-۷)، بازتاب آن در مجادلات ضداسلامی یهودی (مانند پیوط ۷۵۲ میلادی و اسرار ربی شمعون بن یوحای) و جمعبندی نهایی
#انعکاس_مقاله
@inekas
💎 راز نام پیامبر: پیوند کتیبههای باستانی، متون مقدس و تاریخ صدر اسلام
🖋 معرفی مقالۀ "رمزگشایی از نام «محمد»: سیری تاریخی و مبتنی بر متون مقدس در واکاوی یک نام پیامبرانه" نوشتۀ هادی تقوی و علیرضا حیدری (۱ از ۲)
Taghavi, H., & Heidari, A. (2026). Decoding Muhammad: a Scriptural and Historical Journey into a Prophetic Name. Studia Islamica, 121(1).
⬇️ دریافت مقاله به همراه چکیده
👥 شنیدن ارائه مقاله توسط نویسنده
💠 آیا نام «محمد»، چنانکه برخی پژوهشگران تجدیدنظرطلب اظهار کردهاند نه یک نامِ خاص، بلکه صفتی موعودگرایانه بوده است که تنها بعدها بر پیامبر اسلام اطلاق شده است؟ آیا نام حقیقی ایشان «محمد» بوده است؟ آیا میتوان دیدگاه سنت اسلامی دربارۀ نام پیامبر را پذیرفت؟ اگر بله، آیا نام «محمد» یک نام ساده بوده یا واجد دلالتهای دینی معیّنی بوده است؟
مقالۀ حاضر با رویکردی چندرشتهای و با بررسی دقیق شواهد تاریخی، کتیبهشناختی و زبانشناختی، ابعاد تازهای از پیشینۀ این نام را روشن میکند. این پژوهش نشان میدهد این نام یک واژۀ ساده و بیهیچ دلالتی، و یا لقبی که بعدها توسط مسلمانان بر پیامبر اطلاق شده باشد نیست، بلکه ریشۀ در بستر انتظارات موعودگرایانۀ عهد باستان متأخر دارد.
🔵 از «ستایش» تا «اشتیاق»
در حالی که ریشۀ «ح-م-د» در عربی قرآنی و کتیبههای جنوب شبهجزیرۀ عربستان بهمعنای «ستایش» بهکار رفته است، همین ریشه و معادلهایش در عبری و آرامی تداعیگر «آرزو»، «میل»، «اشتیاق» و «محبوبیت» هستند. بهعبارت دیگر، واژهای که برای اعراب بهمعنای «ستوده» بود، برای یهودیان عبریزبان و آرامیزبان، بر معنای «محبوب» یا «فردی که منتظرش بودند» دلالت میکرد.
🔵 کتیبههای حمیری و استمداد از «محمد» پیش از ولادت پیامبر
در میان کتیبههای کشفشده در جنوب عربستان، یک کتیبۀ مهم حمیری بهنام Ja 1028 (مربوط به سال 523م.، حدود نیمسده پیش از ولادت پیامبر؛ تصویر بالای پست بعدی) وجود دارد که در فضای یهودی و بهدستور پادشاهی بهنام «شَرَحئیل یقبول ذو یزن» نگاشته شده است. در پایان این کتیبه، نویسنده پس از نامبردن از «رحمان»، به واژۀ «بسیار ستودهشده (mḥmd)» اشاره میکند. یوزف فاناس، با مرتبطدانستن این واژه با نام پیامبر، پیشنهاد میکند که این عبارت را میتوان نشاندهندۀ نوعی انتظار موعودگرایانه در میان جماعتهای یهودی جنوب عربستان دانست که معطوف به ظهور شخصیتی بهنام «محمد» بوده است. در سنت اسلامی نیز به نقلی از ابنعباس دربارۀ دیدار عبدالمطلب با «سیفبنذییزن» برمیخوریم؛ در این نقل او با عنایت به میراث مکتوب خویش، نسبت به نام و مشخصات پیامبر آگاه نمایانانده میشود و جالب آنکه کریستین روبن، «سیفبنذییزن» را نوادۀ شرحئیل، یعنی همان پادشاه حمیری میداند که مسئول نگارش کتیبۀ Ja 1028 بوده است.
بهنظر میرسد بقره: 89 را نیز بتوان شاهدی بر این دانست که جماعتهای یهودی پیشااسلامی واجد نوعی انتظار موعودشناختی برای شخصیتی بهنام «محمد» بودهاند؛ در این آیه میخوانیم:
وَلَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَكانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرين.
و آنگاه که کتابی از سوی خداوند برای آنان آمد که همخوان با کتابشان بود، با آنکه پیش از آن در برابر کافران (از فرارسیدن پیامبر اسلام و قرآن) یاری میجستند، چون آنچه (از پیش) میشناختند به نزدشان آمد، آن را انکار کردند؛ لعنت الاهی بر کافران باد.
(ترجمۀ فارسی از بهاءالدین خرمشاهی)
در جاهلیت میان قبائلی چند از عرب و میان یهود عداوت و خون بود و پیوسته قوم یهود ایشان را تهدید و وعید کردندی بهظهور پیغمبر ما -صلوات الله علیه-، وگفتندی: ای عرب، زود باشد که پیغمبر آخرالزمان که ما احوال وی بدانستهایم از تورات، ظاهر شود و ما متابعت وی کنیم و آنگاه شما [را] چون عاد و ارم بهقتل آوریم و ما از روزگار شما دمار برآوریم. و دیگر چون جنگ با ایشان درپیوستندی و بهروی مصاف درآمدندی، بهحق و حرمت پیغمبر -صلوات الله علیه- از حق تعالی نصرت طلبیدندی و نجات وی و ظفر بر دشمنان بخواستندی...
(سیرت رسولالله، ترجمۀ قاضی ابرقوه، بهتصحیح اصغر مهدوی، ج1، ص185).
🔵 ششمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس (بخش انگلیسی) | آنلاین | با ترجمهٔ همزمان | ۱۲-۱۴ شهریور ۱۴۰۵
💠فلسفه فراتر از «فلسفه»: بازاندیشی در تاریخنگاری فلسفۀ اسلامی
👥 با مشارکت موسسۀ مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه اکستر، دانشگاه حبیب و مرکز دینپژوهی حنیف
🔻 ۳۰ ساعت ارائهٔ علمی مبتنی بر مقالات مهم منتشر شده بههمراه پرسش و پاسخ
🔻 ۱۲ تا ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ | ۳ تا ۵ سپتامبر ۲۰۲۶ | از ساعت ۱۳ تا ۲۱ به وقت تهران
🔻 با حضور ۱۵ استاد برجسته از دانشگاههای ییل، برکلی، جورجتاون، تورنتو، مونیخ، فرایبورگ، اکستر، ناتینگهام، بیرمنگام، اوکلاهما و ترینیتی
🗒 برای مطالعهٔ چکیدهٔ ارائهها و معرفی ارائهکنندگان به کتابچهٔ مدرسه رجوع کنید.
⏲ مهلت ثبتنام: تا چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
🎓 تخفیف ویژه دانشجویی
📄 اعطای گواهینامه
🌐 برگزاری جلسات مجازی در Zoom
💬 با ترجمهٔ همزمان فارسی
👥 شبکهسازی و تعامل علمی
⬇️ ترجمهٔ فارسی کامل تمام مقالات ارائهشده
معمولاً وقتی از «فلسفه در جهان اسلام» سخن میگوییم، منظورمان همان سنّت فلسفه/ حکمت است که با ترجمۀ آثار یونانی به عربی آغاز شد. ششمین مدرسه تابستانی انعکاس این پرسش را مطرح کرده و بدان میپردازد: آیا سنت عقلانی در جهان اسلام فقط همین بوده است؟ سنّتهای دیگری هم در جهان اسلام وجود داشتهاند -کلام، اصول فقه، تصوف و عرفان، ادب و ...- که در آنها استدلال میشود، مفهوم ساخته میشود و نظریهپردازی میشود؛ یعنی همان کاری که از فلسفه انتظار داریم. پرسش محوری رویداد این است که چه چیزی «فلسفه» به شمار میآید و مرزهای آن بر چه اساسی و از سوی چه کسی تعیین میشود. بسیاری از این مرزبندیها را مورخان اروپایی و آمریکایی در سدههای اخیر ترسیم کردهاند و بازنگری در آنها، یعنی بازنگری در کاری که یک مورخ فلسفه انجام میدهد.
🍔برنامهٔ مدرسه
⭐️ روز نخست | پنجشنبه ۱۲ شهریور
۱. فلسفه فراتر از فلسفه؟ بررسی موردی ژانر «ادب» - نادیا گرمان (دانشگاه فرایبورگ)
۲. غزالی، علّیت و مبانی معرفتشناختیِ برهان جهانشناختی - عایشهنور اونوگور تابور (دانشگاه بیرمنگام)
۳. چه چیزی فلسفه به شمار میآید؟ فراتر از واژهها، و تحلیل سنّتهای فکری اسلامی پس از دورهٔ کلاسیک - دیمیتری گوتاس (دانشگاه ییل)
۴. نظریههای اخباری و انشائی درباره کلام الهی در اصول فقه کلاسیک — دیوید ویشانوف (دانشگاه اوکلاهما)
۵. فلسفه در جنوب آسیای اسلامی اواخر دورهٔ پیشمدرن چه بود؟ - اسد ق. احمد (دانشگاه کالیفرنیا، برکلی)
۶. بهکارگیری متافیزیک عقلی در خدمت الهیات: مطالعه موردی میر زاهد و نظامالدین گیلانی - سجاد رضوی (دانشگاه اکستر)
۷. آیا کلام [نوعی] فلسفه بود؟ - پیتر آدامسون (دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیانِ مونیخ)
۸. مخالفت با فلسفه یا با «الفلسفة»؟ نقد فلسفیِ میرزا مهدی اصفهانی (د. ۱۳۶۵ق.) بر فلسفه - امیرمحمد امامی (دانشگاه اکستر)
۹. مسئلهٔ غیبت در تشیع دوازدهامامی: مطالعهای موردی در الهیات تحلیلی اسلامی — هاشم مروارید (دانشگاه ترینیتی)
۱۰. اخلاق و قیاس در اصول فقه سدهٔ پنجم هجری - فلیسیتاس اوپویس (دانشگاه جورجتاون)
۱۱. زبان و یگانگی انسان: بررسی مباحث ابومحمد ابنمتّویه درباره کلام و زبان - لورا حسن (پژوهشگر مستقل)
۱۲. راههای بهشت: ابوحامد غزالی (۴۵۰–۵۰۵ق) و ترزای آویلایی (۱۵۱۵–۱۵۸۲) در بستر تاریخی و در گفتوگو - یان ریچارد نتون (دانشگاه اکستر)
۱۳. خدا بهمنزله موجودی تجربی: گسترش دامنه ادراک حسی در مکانگرایی اهل حدیث سنّی - جان هوور (دانشگاه ناتینگهام)
۱۴. فردگرایی و ضدفردگرایی در معرفتشناسی اسلامی - جان گرکو (دانشگاه جورجتاون)
۱۵. سه پاسخ به مبناگرایی کلاسیک در اسلام سدههای میانه - جان مکگینیس (دانشگاه تورنتو)
🔺این روزها با انتشار فراخوان مدرسۀ تابستانی ششم انعکاس، که بخش فارسی آن هیبرید (حضوری و آنلاین) است، پرسشهای متعددی دربارۀ چگونگی برگزاری دورههای حضوری به ما رسید که در این پست به آنها میپردازیم.
🔵پنج سال پیش در گیرودار همهگیری کرونا، انعکاس با نخستین مدرسۀ تابستانی خود به صورت آنلاین و مجازی شروع به کار کرد.
ارتباط انعکاس با مخاطبان از دریچۀ صفحۀ نمایش لپتاپ، و شناختش از شرکتکنندگان، محدود به صفحههای پروفایلی بود که عموماً دوربین خاموش در مدرسهها حاضر میشدند.
پس از برگزاری دومین مدرسه و در حین برنامهریزی برای مدرسۀ سوم، نیازی دوسویه شکل گرفت؛ در یک سمت، مخاطبان درخواست داشتند دورههایی مقدماتی و مهارتپرور برای شرکت در مدارس تابستانی برگزار شود، از سوی دیگر انعکاس به حضور مخاطبان خود نیاز داشت تا در دنیایی واقعی، تعامل و معاشرت پژوهشگران حوزۀ مطالعات اسلامی را رقم بزند.
🔴نتیجۀ این نیاز، طراحی دورههای حضوری انعکاس بود.
دورههای حضوری انعکاس تا کنون، شامل سه مدرسۀ مدار با عنوانهای «بوتکمپ متنپژوهی دیجیتال»، «جعبۀ ابزار مطالعات قرآنی» و «رویکردهای جدید در مطالعۀ اسلام نخستین» و مدرسۀ بهاری ۱۴۰۴ با عنوان «عینیت و بیطرفی در مطالعات اسلامی» بوده است.
با مشاهده ویدئوی بالا و نیز این ویدئو، لذت این تجربه خوب از مدرسههای حضوری و تجربیات شرکتکنندگان آن را با ما شریک شوید.
👥برای آشنایی بیشتر با دورۀ حضوریِ پیش رو، به فراخوان مدرسۀ ششم انعکاس مراجعه کنید.
مهلت ثبتنام: ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
#رویداد_انعکاس
@Inekas
🎞«فلسفه» در جهان اسلام چیست؟ | با زیرنویس فارسی
👤 پیتر آدامسن (دانشگاه LMU مونیخ)
❗️ ویدئوی فوق گزیدهای است از سخنرانی آدامسن در یکی از سخنرانیهای سالانهٔ موسسهٔ فلسفهٔ خرونینگن (GRIPh) با عنوان «فلسفه در جهان اسلام» که در آن ایده خود را درباره چیستی فلسفه در جهان اسلام شرح داده است.
🍔 وقتی از «فلسفه» در جهان اسلام صحبت میکنیم، دقیقاً از چه چیزی حرف میزنیم؟ آیا این عنوان تنها به «الفلسفة»، یعنی روندِ دریافت، ترجمه و تفسیر آثار یونانی و سنت ارسطویی بهدست متفکرانی چون کندی، فارابی، ابنسینا و ابنرشد محدود میشود، یا سنتهای بومی دیگری مانند «کلام» نیز بخشی از تاریخ «فلسفه» در جهان اسلام هستند؟
پیتر آدامسن، استاد فلسفه در دانشگاه LMU مونیخ، خالق پادکست History of Philosophy Without any Gaps و یکی از ویراستاران مجموعه «فلسفه در جهان اسلام، در بافتار»، در این سخنرانی به بازخوانی مفهوم فلسفه در جهان اسلام پرداخته است.
آدامسن با نقد نظریهٔ «مشعلداری» که مسلمانان را صرفاً واسطهگرانی برای انتقال فلسفهٔ یونان به اروپای سدههای میانه میداند، و همچنین با نقد نظریهٔ «انحصار سنت عقلانی در جهان اسلام به فلسفه» نشان میدهد که چگونه متکلمان حتی پیش از نهضت ترجمه، دربارهٔ مسائل پیچیدهای چون یگانگی خدا، صفات الهی، اختیار و ذرهگرایی (الجزء الذي لا يتجزأ) بحث میکردند و متفکرانی مانند کندی، در حقیقت آراء خود را در تعامل و در مقام پاسخگویی به متکلمان ارائه دادهاند؛ امری که این پرسش چالشبرانگیز را مطرح میکند که آیا کلام را هم باید گونهای از فلسفه دانست یا خیر؟
▶️ مشاهدۀ نسخۀ کامل این ارائه در یوتوب
⭐️ معرفی مجموعهٔ «فلسفه در جهان اسلام، در بافتار»
🔵 پیتر آدامسن یکی از ارائهدهندگان ششمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس است.
🔗برای کسب اطلاعات تکمیلی و ثبتنام در این مدرسه، به این پیوند مراجعه کنید.
@Inekas
💠 درباره ششمین مدرسه تابستانی انعکاس (شهریور ۱۴۰۵)
🔵 انعکاس از سال گذشته الگوی «دو فصل، دو مدرسه» را طراحی کرد که در آن، هر مدرسه اهداف آموزشی خاص خود را دنبال میکرد. امسال از آنجا که شرایط برای برگزاری مدرسه بهاری فراهم نشد، تصمیم گرفتیم محتوای آن را به مدرسه تابستانی منتقل کنیم.
به این ترتیب، در ابتدای شهریورماه طی دو هفته متوالی، میزبان شما در دو رویداد خواهیم بود. اطلاعات و جزئیات هر دو رویداد در قالب یک پوستر و فراخوان مشترک با عنوان «ششمین مدرسه تابستانی انعکاس» به اطلاع شما میرسد.
🗒 این مدرسه شامل دو بخش است: بخش اول (که در واقع جایگزین مدرسه بهاری است) به زبان فارسی و به صورت ترکیبی (حضوری و مجازی) برگزار میشود. بخش دوم (معادل مدرسه تابستانی سال گذشته) به زبان انگلیسی و کاملاً مجازی خواهد بود.
شما میتوانید بسته به علاقه و نیازتان، در هر یک از این رویدادها به صورت مستقل و یا در هر دو برنامه با هم ثبتنام کنید. امیدواریم در این مسیر یادگیری همراه ما باشید. منتظر حضورتان در ششمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس هستیم.
@Inekas
🎞 ارائهٔ «تحلیل احادیث امامیه در پارادایم حدیثپژوهی غربی»
👤مصطفی موحدیفر پژوهشگر همکار در مرکز بینالمللی پژوهشهای پیشرفتهٔ اسلامی (ICAIR) در لندن
🟣 ویدئوی بالا گزیدهای است از ارائهٔ مصطفی موحدیفر در موسسهٔ پویافکر (سهشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴) که در آن ایدۀ خود در کتاب اخیرش «خاستگاههای حدیث امامی» را ارائه کرده است:
Movahedifar, Mostafa. The Origins of Imāmī Ḥadīth: A New Methodological Framework for Isnād Analysis. Islamic Thought and History 5. Leiden: Brill, 2026
⬇️ دریافت ۵۰ صفحۀ نخست کتاب
⭐️ معرفی تفصیلی کتاب و خلاصهای از فصول آن
▶️ مشاهدۀ نسخۀ کامل ارائه (۱ ساعت و ۲۰ دقیقه) در آپارات و یوتوب انعکاس
موحدیفر ارائه را با مقدمهای دربارهٔ تجربهٔ شخصیاش در دکترا و تفاوت رویکرد آکادمیک غربی و رویکرد سنتی حوزوی آغاز میکند. سپس مروری کوتاه از پیشینۀ پژوهش به دست میدهد: روش مدرسی طباطبایی در Tradition and Survival ("میراث مکتوب شیعه") و نقد استوارت بر آن، مقالهٔ کمیل راجانی دربارهٔ کتاب عبیدالله بن علی الحلبی، و تلاش ناموفق سیفالدین کارا برای اعمال تحلیل توأمان متن-اسناد (ICMA) بر حدیث شیعه.
او سپس تفاوت نگاه سنتی-حوزوی و نگاه آکادمیک غربی به حدیث را شرح میدهد. در نگاه سنتی، اصل توجه به حجیت خبر است؛ در نگاه آکادمیک، به صحت تاریخی انتساب. روشهای سنتی مانند سنجش وثاقت و ضعف راوی برای تاریخگذاری علمی کافی نیستند، چنانکه نقدهای گلدتسیهر و شاخت بر اسناد نشان میدهد. همچنین دادههای اعتقادی مانند علم غیب امام نیز در چارچوب آکادمیک قابل استناد نیستند. موحدیفر با تکیه بر تعریف شولر از اصالت -انتقال حدیث در نظامی مستند از آموزش و یادگیری- تأکید میکند پژوهش غربی دربارهٔ حدیث شیعه هنوز بسیار ابتدایی و ناقص است.
مهمترین پیشنیاز برای ارائهٔ روشی منطبق با تاریخ انتقال حدیث شیعه، ارائهٔ رویکردی نظاممند، دقیق و متناسب با ویژگیهای خاص منابع امامیه برای تحلیل اسانید موجود در مجموعههای حدیثی شیعه است. بر همین مبنا، موحدیفر روش خودش را معرفی میکند: بر پایهٔ مدل چهارفازیِ انتقال حدیث در مدینه (بر اساس نظریات موتسکی و شولر)، جایگاه امام باقر و امام صادق را در نظام آموزشی آن دوره جایگذاری میکند، و دو ابزار تحلیلیِ «تحلیل آماری اسناد» و «پدیدهٔ منابع واسطه» را برای سنجش اصالت لایههای سند معرفی میکند؛ با تحلیل آماریِ نسبتِ روایاتِ هر راوی از استادش، لایههای انتقال هر سند شناسایی میشود. این نظمِ آماری خود معیار اصالت است: انتقال از طریق واسطهٔ مشخص با الگوی جعل ناسازگار است، و خروج یک حدیث از این الگو نشانهٔ منبعی نادر یا نقل شفاهی است. و البته هشدار میدهد منابع پس از سدهٔ پنجم برای این تحلیل بیفایدهاند.
🔵 مطالعهٔ ترجمهٔ فارسی بخش مرتبط از فصل دوم کتاب: «کتب اربعه» و دفترچههای متقدم «حدیث»
در پایان، برای تبیین این رویکرد، این روش را در یک مطالعهٔ موردی حدیثی دربارهٔ "عالم ذر" بهکار میبندد تا نشان دهد چگونه میتوان با استفاده از این روش، لایههای مختلف انتقال یک حدیث امامی را از نیمۀ اول سدۀ دوم هجری تا زمان تدوین آثار اصلی امامیه، همچون الکافی، رهگیری و تحلیل کرد. (این بخش اخیر از ارائه در کتاب نیامده، اما به طور جداگانه در مقالهای مستقل منتشر شده است.)
⭐️ معرفی تفصیلی کتاب و فصلها
▶️ مشاهدۀ نسخۀ کامل ارائه (۱ ساعت و ۲۰ دقیقه) در آپارات و یوتوب انعکاس
#انعکاس_کتاب
#انعکاس_یافتهها
@inekas
گزارشی از مقالۀ جدید احسان روحی: «آیا غسّانیان و بیزانسیان در پسِ هجرت پیامبر بودند؟: بررسی تاریخی به همراه بازخوانی سورۀ روم»
[بخش ۲ از ۲ - ادامه از بخش اول]
⭐️ یهودیان و پیمان عقبه
در تقابل با این دیدگاهها، مقالۀ روحی نشان میدهد برخلاف روایت رایج، شمار قابل توجهی از شرکتکنندگان در نشست عقبه احتمالاً دارای پیشینۀ یهودی بودهاند، اما هویت دینیِ آنان در تاریخنگاری متأخر اسلامی -بهتدریج- حذف یا پنهان شده است — نمونۀ بارز این امر، شخص ابوالهیثمبنتیهان است که هرچند هم از سوی مادر و هم -بهاحتمال بسیار- از سوی پدر به قبیلههای یهودیِ بنیزعوراء و بلی تعلق داشت، اما در روایتهای اسلامی در قامت سخنگوی موضعی ضدیهودی پدیدار شده است. این وارونگی را باید در پرتو گرایشهای مدافعهجویانۀ منابع اسلامی دریافت، که میکوشیدند هرگونه پیشینۀ یهودیِ صحابیان را کمرنگ یا حذف کنند. مقالۀ روحی نشان میدهد که روش تبارشناسی و پروسوپوگرافی (prosopography) و تأمل در پیوندهای سببی و نسبی صحابه میتواند پیشینۀ دینی بسیاری از نخستین مسلمانان را بهخوبی بازسازی نماید — بسیار دقیقتر از روایات سیره و حدیث، که اغلب رنگوبوی مدافعهجویانه دارند.
بهرهگیری از این روشها دربارۀ نقبای قبیلههای مدنیِ حاضر در عقبه نشان میدهد که افزون بر ابوالهیثم، شخصیتهایی چون اسعدبنزراره، اُسیدبنحضیر، سعدبنربیع و عبداللهبنرواحه نیز از طریق پیوندهای خانوادگی با یهودیان ارتباط نزدیک داشتهاند. گذشته از این افراد، در میان شرکتکنندگان عادی حاضر در عقبه نیز به افرادی از قبیلۀ بَلی -قبیلهای عمدتاً یهودی- و اشخاصی مانند سلمهبنسلامه بنوقش و معاذبنجبل برمیخوریم که دارای پیشینۀ یهودی بودهاند. شواهد این مسئله بهتفصیل در مقاله ارائه شده است.
شواهد موجود نشان میدهند نشست عقبه، برخلاف تصور رایج نه توطئهای ضدیهودی، که مجمعی بوده که یهودیان نیز بخشی از آن بودهاند. این نتیجه، با تصویرِ عموماً مثبت یهودیان در قرآن مکی نیز سازگار است. در این اشارات قرآن، یهودیان کسانی هستند که از نزول وحی بر پیامبر شادمان میشوند (رعد: ۳۶)، به آن ایمان میآورند (قصص: ۵۲–۵۳؛ عنکبوت: ۴۷)، و گواهی میدهند که این کتاب حقیقتاً از جانب خداوند نازل شده است (انعام: ۱۱۴؛ شعراء: ۱۹۷).
از همینرو، هرگز بعید نیست که شماری از یهودیان مدینه از همان آغاز به جنبش پیامبر پیوسته، در فراهمآوردن پناهگاهی امن برای او نقش داشته باشند. با اینحال، چنانکه از سورههای مدنی قرآن میتوان دریافت، بخش مهمی از این یهودیان بر پیمان خود ثابتقدم نماندند (آلعمران: ۱۸۷) — از همینروست که یهودیان در سورههای نازلشده در اواخر دورۀ مدنی -مشخصاً سورۀ مائده و توبه- مورد عتاب شدید قرار گرفتهاند.
⭐️ سورۀ روم و گرایشات سیاسی در اسلام آغازین: آیا مسلمانان نخستین هوادار بیزانس بودند؟
یکی از مهمترین شواهدی که لکر بدانها استناد میورزد، آیات آغازین سورۀ روم (روم: ۲-۶) است. در تفسیرهای سنتی، این آیات به جنگهای ایران و روم اشاره دارند؛ همچنانکه شادیِ مؤمنان در پایان این جنگها نیز نشانۀ همدلیِ آنان با رومیانِ مسیحی در برابر ساسانیانِ «مشرک» تلقی شده است. پژوهشهای غربی اخیر، تردیدهای مهمی در این برداشت سنتی افکندهاند، و مقالۀ روحی نیز کوشیده است تا با ارائۀ شواهدی تازه، این آیات را مورد بازنگری قرار دهد.
پژوهشهای آکادمیکِ مربوط به عهد باستان متأخر نشان دادهاند جنگهای ایران و روم هرگز رخدادهای سادۀ سیاسی-نظامی نبودهاند؛ بلکه این جنگها توسط یهودیان و مسیحیان در چارچوبی آخرالزمانی تفسیر میشدهاند. براساس این نگرش آخرالزمانی، تاریخ جهان مطابق الگوی موجود در کتاب دانیال پیش میرفت و امپراتوریِ روم، همان «چهارمین حکومت» یا «وحش چهارم»ای بود که بنا بود پیش از فرارسیدن پایان جهان، حکمرانیاش به پایان برسد. از اینرو، فرجام امپراتوری روم برای بسیاری از یهودیان و مسیحیان مستقیماً با زمان وقوع قیامت یا ظهور مسیحا پیوند خورده بود. مقالۀ روحی به مجموعۀ وسیعی از منابع عهد باستان متأخر استناد میورزد که جملگی، جنگهای ایران و روم را نشانۀ نزدیکی پایان جهان میدانستند: منابعی همچون تلمود بابلی، برشیت ربّه (میدراش بر کتاب پیدایش)، رسالۀ Doctrina Jacobi. در این میان، اقدامات امپراتور هراکلیوس -مانند بازگرداندن صلیب مقدس به اورشلیم- نیز انتظارات آخرالزمانی را در میان مسیحیان و یهودیان شدت بخشیده بود.
🔵 آیات سورهٔ روم
محتمل است آیات آغازین سورۀ روم در واقع اعلام موضعی دربارۀ باورهای رایج یهودی-مسیحی دربارۀ نقش آخرالزمانی امپراتوری روم بوده باشد. این آیات از این قرارند:
غُلِبَتِ الرّوم
في أدْنَى الأرضِ وَهُم مِن بَعدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبون
في بِضع سِنين لِلّه الأمر من قبل ومن بعدُ ويومئذٍ يَفرحُ المُؤمنون
بِنصرِ اللّهِ يَنصُرُ مَن يَشاء وَهو العزِيز الرّحيم
وعد اللّه لا يخلفُ اللّه وعده ولكنّ أكثرَ الناسِ لا يَعلمون
رومیان مغلوب شدند.
در نزدیکترین سرزمین؛ اما آنان پس از این شکست پیروز خواهند شد.
امر -پیش از این و پس از این- یکسره در اختیار خداست، و در آن روز مؤمنان بهیاری الهی شادمان خواهند شد.
خدا هرکه را بخواهد یاری میرساند و اوست توانای شکستناپذیر و مهربان.
این وعدۀ خداست و خدا هرگز از وعدۀ خود تخلف نمیکند؛ هرچند بیشتر مردم از آن آگاه نیستند.
* مرجع تصویر: کتابخانۀ چستربیتی، نسخۀ شمارۀ Is 1615I
رومیان، با وجود شکستهای اخیر، سرانجام در زمانی معین به پیروزی خواهند رسید. اما این دگرگونی در سرنوشت سیاسی و دنیوی آنان را نباید با فرارسیدن پایان جهان یکی انگاشت؛ زیرا زمان تحقق آخرالزمان تنها در قلمرو علم و ارادۀ خداوند قرار دارد. و تنها با تحقق نهایی قیامت و حکمرانی الهی است که مومنان مجال شادمانی حقیقی خواهند یافت.
🎞 ارزیابی کمی و موضوعی قرآن آغازین در مکه | با زیرنویس فارسی
👤 ریموند فرین| ترجمهٔ ویدئوی منتشر شده در کانال یوتوبی بنیاد علم، فلسفه و دین
▶️ مشاهدۀ نسخۀ با کیفیت ارائه با زیرنویس فارسی اختصاصی در آپارات انعکاس
ریموند فرین در این ارائه، روش مورد استفاده در کتاب جدیدش: قرآن آغازین در مکه را ارائه میدهد. فرین با محاسبۀ میانگین طول آیات در هر سوره بر پایه شمارش مدینۀ اول، فهرست پنجاه سوره با آیات کوتاه را محتملترین لایۀ آغازین وحی مکی برمیشمارد و آیات با طول نامتعارف را افزودههای متأخرتر مدنی میداند. در این ارائه او روش و مبنای خود را برای این ادعا به روشنی توضیح میدهد.
⭐️ معرفی کتاب و فصلها
🗂 فهرست محتوایی ارائه
00:00 — مقدمه پژوهش و معرفی طرح تحقیق
معرفی پروژه جدید فرین درباره قرآن آغازین مکی، پیوند آن با پژوهشهای پیشین او و توضیح هدف کلی مطالعه.
01:45 — تاریخگذاری زمان نزول سورهها و روششناسی پژوهش
نقطۀ عزیمت او شاخص «میانگین طول آیه (MVL)» است که نیکولای سینای در سال ۲۰۱۷ برای ردیابی روند گذار از آیات کوتاه به آیات بلند همراستا با انتقال از دورۀ مکی به مدنی به کار برد و بر این اساس سورههای نخستین قرآن شناسایی میشوند.
06:57 — استدلالهایی به نفع نظام شمارش آیاتِ «مدنی اول»
فرین با مقایسه هفت نظام کهن شمارش آیات (تعیین محل اتمام یک آیه و شروع آیه بعد) و تحلیل آماری اختلافات میان آنها استدلال میکند نظام آیهشماری «مدینۀ اول» محتملترین نظام اصیل است.
16:15 — شواهد ادبی و تاریخی در تأیید نظام «مدنی اول»
فرین این یافته را با شواهد درونمتنی (تناظر تقسیم آیات در سورههای بقره و ابراهیم) و گزارش ابنمنادی درباره متقدمبودن این نظام تقویت میکند.
23:34 — تحلیل مضمونی سورههای آغازین قرآن
تحلیل موضوعی این پیکره نشان میدهد نزدیک به هفتاد درصد آیات به توصیف قیامت، دوزخ و بهشت اختصاص دارد.
31:22 — قرار دادن پیام قرآن آغازین در بستر تاریخی خود
تفسیر یافتهها در چارچوب فضای فکری اواخر عهد باستان و مقایسه با سنتهای آخرالزمانی یهودی و مسیحی.
36:57 — پرسش و پاسخ درباره مسائل انتقال قرآن
▶️ مشاهدۀ نسخۀ با کیفیت ارائه با زیرنویس فارسی اختصاصی در آپارات انعکاس
#انعکاس_کتاب
#انعکاس_یافتهها
@inekas
💠 معرفی رویداد ۲۰۲۶ «انجمن بینالمللی مطالعات قرآنی (IQSA)»
نشست سالانه انجمن بینالمللی مطالعات قرآنی (IQSA) مهمترین رویداد سالانۀ مطالعات قرآنی در سراسر جهان است و برخی از برجستهترین پژوهشگران مطالعات قرآن و اسلام از سراسر جهان در آن مساهمت دارند. از همینرو، 🔵 انعکاس همهساله با پوشش دادن این نشست، تلاش میکند تا مخاطبان خود را در جریان آخرین و تازهترین پژوهشهای بروندینی در زمینه مطالعات قرآنی قرار دهد. (معرفی رویدادهای پیشین در کانال انعکاس: ۲۰۲۳، ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵).
✅ کنفرانس امسال IQSA از ۸ تا ۱۱ ژوئیه (چهارشنبه ۱۷ تا شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵) در دانشگاه وین در حال برگزاری است؛ در قالب ۱۴ پنل و دستکم ۵۱ ارائه، بهصورت کاملاً حضوری و بدون امکان حضور مجازی.
✅پژوهشگران ایرانی که در رویداد امسال ارائه دارند، عبارتند از: مهدی شاددل، فاطمه توفیقی، سید حسین مرکبی، امیرمحمد امامی، زهرا محققیان و مریم آیاد.
🗂 فهرست عناوین ارائههای پنلی در نشست ۲۰۲۶ IQSA (ترجمه از انعکاس)
⭐️سنت و روایات یهودی در قرآن (رئیس: هولگر زلنتین)
- شری لوین: «آیا نمیدانی خداوند از ربیهای چاق بیزار است؟» دربارۀ انعام:۹۱ و چاقی ربنی در تفسیر و میدراش
- سلیمان دوست: گسترۀ دانش بایبلی در قرآن: گسترده، فشرده یا هیچکدام؟
- طغرل کورت: از اسرائیلیات به اسماعیلیات؟ بازاندیشی ترجمۀ سعدیا گائون از پیدایش ۳: ۵ در پرتو اعراف:۲۰
- نیکیتا آرتیوموف: پاداش اینجهانی و آنجهانیِ ابراهیم: بینامتنیت میان عنکبوت:۲۷ و پیدایش ۱۵: ۱
⭐️بافتار سریانی و مسیحی قرآن (رئیس: عمران البدوی)
- مهدی شاددل: بازخوانی مسیحیت و رسالت عیسی در قرآن
- فرانک فاندرفلدن: «جدل» چنین است: قطعهای دیگر از معمایی بهنام بینامتنیت سریانی
- آدریان پیرتیا: کهنترین اشاره به تدوین قرآن؟ وقایعنامۀ مارونی سال ۷۱۳ و...
- فاطمه توفیقی: جنگ و پناهگاه بهمثابۀ مسئلهای در عهد باستان متأخر
⭐️چهرهها و روایتهای کتابمقدسی در قرآن (رئیس: اندرو اوکانر)
- هیثم صدقی: نه مسیحا، نه مسیح: محمد بهمثابۀ تحقق جانشینانه در قرآن
- عمران البدوی: موسلی سیاهپوست و حجر: ۲۸-۲۲
- آنا داویتاشویلی: «افسانۀ سرگردان» در تفسیر طبری از کهف ۱۰ و ۱۹: بازخوانی روایت اسلامی متقدم
- دنیل واتلینگ: «ذُرّیّه» و مفهوم وجود پیشینی در قرآن
⭐️قرآن، طبیعت و محیطزیستگرایی (رئیس: دوین استوارت)
- یوهانه لوئیز کریستینسن: نظمدهی به آفرینش: دربارۀ آنالوژی و قرآن
- سارا تلیلی: عاملیت الهی و منطق «تسخیر» در قرآن
- مگنوس براندت نیلسن: طبیعت، طبایع و طبیعی: سیر تحول معنایی ریشۀ «طبع» از قرآن تا علوم اسلامی متقدم
- زنیا هنریکسن: روایتِ متنِ سبز: اخلاق زیستمحیطی قرآنی و عمل نبوی در باغ گیاهشناسی قرآنی
⭐️قرآن و ادبیات بایبلی (رئیس: ونسا دیجیفیس)
- هولگر زلنتین: حکمت و جادوی سلیمان: بایبل عبری، عهد سلیمان و جادوی یهودی میان مکه و مدینه
- دوین استوارت: «ادونای/ادونی» و «ربّی» کتابمقدسی در قرآن
- نورا اشمید: سراسربین الهی: مراقبت الهی و مراقبت درونیشده در قرآن و سنتهای بایبلی
- سارا عمر: وقفکردن مریم [برای معبد]: نذر مادرانه و آیینهای معبد در تفسیر قرآن
⭐️عربستان پیش از اسلام: کتیبهها، دین و زبان (رئیس: ماراین فانپوتن)
- سلمی البزره: الله و شرکای او: تحلیل آماری نمایههای استغاثهای در شواهد کتیبهشناختی عربیِ شمالیِ باستان
- احمد شاکر: قرآن فراتر از مصحف: کارکرد آیات قرآنی در کتیبههای سنگی تاریخگذاریشده
- احمد الجلاد: سخنگفتن از شیطان: نامگذاری عربی و پیشینۀ «شیطان» قرآنی
⭐️قرائات و سنتهای آن (رئیس: هیثم صدقی)
- جرمی فارل: شبکۀ نقل قرائات در حدود 30 تا 400ق.: معرفی اطلس تاریخی پایگاه دادههای مهاجرت، تراث و نقل قرائات قرآنی (HAMaLaT-Quran)
- ایوب ایوب: بافتارمندسازی وحی: کنش متقابل قرائات و اسبابنزول در تفسیر متقدم
- ماراین فانپوتن: پیدایش نظام ورش + حمزه در مصر
- رضوان البکری و همکار: مصحف سبز: رمزگشایی از کدگذاری رنگی و نمادهای حرفیِ هفت قرائت
⭐️رؤیت، حواس و غیب (رئیس: کارن باوئر)
- هانلیس کولوسکا: آنچه دیدنی است: آفرینش حواس در قرآن و معرفتشناسی فقه اسلامی متقدم
- یونس والرین هنچل: آفریدهشده در نیکوترین صورت، فرمانیافته به فروهشتن نگاه: بصریبودن و بدن نبوی در اسلام متقدم
- یهوناتان یهاو: نظر و غیب: ابنقتیبه (د. ۲۷۶ق.) و تنش میان نظر و غیب در قرآن
⭐️شعر، ترکیببندی و بینامتنها (رئیس: نورا ک. اشمید)
- نادیا ابوحسین: «آنکه از دهر پند نگیرد، از آدمیان هم پند نگیرد»: زمان، پند و عاملیت الهی در شعر پیشااسلامی تا قرآن
- آن-سیلوی بوالیوو: قرآن مکیِ متقدم و امکان «جابهجایی معنا»
- اریک دویلیرز: «برایتان از خودتان جفت آفرید»: بینامتن برای شوری:۱۱
⭐️تفسیر: حاشیهها، شبکهها و انتقال (رئیس: یوهانا پینک)
- کانر دوب: تفسیری تازهمنتشرشده در بافتار فرامدیترانهای آن: یبوع الحیاة ابنظفر
- مچ. رفلی تری رمضانی: فراتر از خلاصۀ تفسیری: مداخلۀ ابنبنتالعراقی در نقدهای ابنمنیّر بر کشاف
- مصطفی طلحه آققیرآز: فراتر از متون: انتقال کشاف از طریق شبکههای اجازه و نقش زینب الشعریه
- نجمالدین صالح اکیز: روایتی از سانسور؟ ایدئولوژی، ژانر و بازنمایی مفسران متقدم در طبقاتنگاریها
⭐️زبان قرآن: معنا، ترجمه و اعجاز (رئیس: ایرم کورت)
- ریکاردو آمریگو ویلیرمو: آزمودن گردشکارهای هوش مصنوعی در دوازده ترجمۀ ایتالیایی قرآن از ریشۀ «شهد»
- سید حسین مرکبی: جهانهای متعدد قرآن در یک زبان: واسازی اصطلاحی مکرر و بازجهانسازی در ترجمههای متقدم فارسی
- آزاد قزاز: فراتر از اعجاز: چالش قرآنی (تحدی) و هستیشناسی متون
- رضا باقی: مفهومی از ایمان در قرآن مکیِ متقدم
⭐️ فقه، شهریاری و تداول قرآن (رئیس: یوهانا کریستینسن)
- ایرم کورت: فراتر از چهارگانه: انعام:۱۴۵-۱۴۶ و بسط فقهی احکام خوراک در قرآن
- ملکی الشرمانی: اسباب نزول و طلاق در قرآن: بسط فقه از طریق روایتها
- آلیاژ کرینتس: عبارت «خلیفه» و ساختار معنایی سلطنت الهی و بشری در قرآن
- ونسا دیجیفیس: تداول از طریق روایتمندی: پیرنگ قرآنی بهسان منبع هرمنوتیکی در یک مراسم انتصاب مملوکیان
⭐️نسخهها، رسمالخط و قرائت (رئیس: طغرل کورت)
- الیور سالم: شکلگیری مصاحف باستانی قرآن و عنوانهای سورهها: رویکردی دادهبنیاد
- عبدالرحمن حسین: نقش روایات نافع در انتساب مصاحف به سنت رسمالخطیِ مدنی
- طلیب ظفیر: شیءوارهسازیِ آموزشی و فراتصحیح در سنت تجوید
⭐️روش تفسیری و مرجع آن (رئیس: شوکت طوراوا)
- احمد خاطر: جایگاه قرآن در احیای اصول [فقه] توسط ابنتیمیه
- پائولا پیتزی: «واقعیت (الواقع)» بهمثابۀ اپیستمۀ قرآنی: بازاندیشی در «نسخ» در اندیشۀ یحیی محمد (روشنفکر عراقی)
- امیره ابوطالب: صناعت مفسر: کشمکشهای الاهیاتی قرآن در گذر زمان
✅ در اینجا میتوانید چکیدهٔ ارائهها را مطالعه کنید.
#انعکاس_رویداد
#IQSA
@inekas
💠 کنفرانس «غالیان در تشیع متقدم: جریانهای باطنی و تنشهای فکری»
✅ این کنفرانس در ۹ - ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۶ (۱۹ - ۲۰ تیر ۱۴۰۵) به صورت حضوری در مؤسسۀ المهدی (برمینگام) برگزار میشود.
جریان موسوم به «غلات» در میان شیعیان متقدم (بهویژه در کوفۀ متقدم) با آنکه از قدرت سیاسی محروم ماند، اما اثری ژرف بر تحولات فرهنگی، اجتماعی و کلامی جامعه شیعی برجای گذاشت و در شکلگیری تفسیرهای رقیب از مرجعیت دینی نقش داشت.
این کنفرانس، با گرد هم آوردن متخصصان از سراسر جهان، به ویژه با حضور پژوهشگران ایرانی، بستری برای بررسی عمیق جریانهای غلو در بافتار تاریخی-الهیاتی خود فراهم میکند و بدینوسیله، گامهایی در جهت واکاوی دقیق تعامل این جریانها با سنت روایی امامیه، نقششان در تکوین آگاهی مذهبی و کشمکشهای مرتبط با مرجعیت دینی و تفسیر متون در سدههای نخستین اسلامی برمیدارد.
⬇️دریافت دفترچۀ رویداد شامل خلاصهٔ فارسی، چکیدههای تفصیلی و معرفی افراد
🗂 فهرست عناوین ارائهها
⭐️تعریف غلو؛ مفاهیم، روششناسی و مرزها
سید علی حر کامونپوری (دانشگاه اسلامی علیگر): گذار به «النُّمْرُقَةُ الوُسْطیٰ»: تبیین غلو از طریق شاخصههای قرآنی در اندیشۀ معاصر امامیه
عارف عبدالحسین (موسسه المهدی): ناهمگونی اعتبارسنجی و جایدهیِ مفاهیمِ هممرز با غلو در ادبیات امامیه
تبریز قاسموف (مرکز تحقیقات طوسی): تعریف غلات
⭐️برساختن بدعت و هویت فرقهای
اقبال اختر (دانشگاه بینالمللی فلوریدا): نوکیش یهودی به عنوان معمار غلات: عبدالله بن سبا و برساخت دگراندیشی در تشیع متقدم
عمار مسلم (پژوهشگر مستقل): تحلیل ادبی حکایاتِ جدلی: منبعی مغفول برای مطالعۀ غلات متقدم
⭐️هرمنوتیک باطنی و مرجعیت دینی
محمد خلیل طراف (دانشگاه USAL، بیروت): غلو و تفسیر باطنی قرآن در سدههای نخستین اسلامی: مطالعۀ موردی جابر بن یزید جعفی
عبدالله عَنصَر (دانشگاه شیکاگو) و محمد الموسوی (دانشگاه کپنهاگ): آموزۀ تجسم مثالی (Docetism) و تصویر امام در ادبیات متقدم غلات
سید امیر اصغری (دانشگاه ایندیانا، بلومینگتون): اتهام، باطنیگری و سیاست غلو: ابن تیمیه، سوریه در دورهٔ ممالیک و جرمانگاری الهیات عرفانی
⭐️تداول، مجادلات و حافظهٔ اندیشهای
موشغ آساطریان (دانشگاه کلگری): غلات و مجادلات فرهنگی عباسیان در «کتاب الصراط»
عایشه اوزون (دانشگاه ییلدیریم بیازیت آنکارا): غلات در سنت تفسیری اهل سنت: سیر تاریخی و کارکرد این مفهوم از دورۀ کلاسیک تا معاصر
⭐️امامت، باطنیگری و میراث اندیشه غلات
محسن کدیور (دانشگاه دوک): ردیابی میراث غلاتِ مفوّضه در الهیات شیعه امامیه
وسام ح. حلاوی (دانشگاه لوزان): میان باطن و شریعت: دروزیان به مثابۀ غلات در تشیع متقدم
محمد عنب (دانشگاه فیوم): تجسم باطنیگری: ردپای اندیشۀ غلات و بیان نمادین در معماری اسلامی یمن
⭐️ روایات غلات و شکلگیری حدیث امامیه
پیمان اونوگور تکین (دانشگاه ییلدیریم بیازیت آنکارا): ردپای غلات در ادبیات حدیثی شیعه: تحلیل رایانهای و موضوعی روایات مرتبط با غلات در «الکافی» کلینی
مصطفی موحدیفر (مرکز بینالمللی تحقیقات پیشرفته اسلامی - ICAIR): نگاشت انتقال حدیث امامیه: تحلیل شبکۀ اجتماعی از میزان نفوذ غلات
حسین براتی و سبحان رنجبرزاده (دانشگاه فردوسی مشهد): پیوند تاریخی میان عیسی [ع] و غلو: کارکرد عیسی در اندیشۀ غلات و بازتاب آن در حدیث شیعه
⬇️دریافت دفترچۀ رویداد شامل خلاصهٔ فارسی، چکیدههای تفصیلی و معرفی افراد
⭐️ برای ثبتنام و دریافت جزئیات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید:
https://almahdi.edu/ghulat-conference
#انعکاس_رویداد
@inekas
💎 معرفی کتاب ابومخنف: پژوهشی در تاریخنگاری عصر اموی به همراه ترجمهٔ فارسی بخش مقتل الحسین
😀 اُرسُلا سزگین
🔵اطلاعات کتابشناختی:
Ursula Sezgin, Abū Miḫnaf: ein Beitrag zur Historiographie der umaiyadischen Zeit. xi, 251 pp. Leiden: E. J. Brill, 1971.
(معرفی بهکوشش: امیرحسن خوروش)
ابومخنف از مهمترین مورّخان کوفی در قرن دوم است. او تکنگاریهای متعددی در موضوعات متنوعی داشته که منبع تواریخ بعدی قرار گرفته؛ از جمله کتاب مقتل الحسینِ او منبع اساسی مورخان بعدی است تا جایی که بخش عظیمی از منقولات ابن سعد، بلاذری، ابوحنیفۀ دینوری، طبری، ابوالفرج اصفهانی، و شیخ مفید در باب نبرد کربلا به همین کتاب بازمیگردد.
⬇️ دریافت فایل ۵۰ صفحهٔ نخست کتاب
اُرسُلا سزگین (همسر فؤاد سزگین) در این کتاب بر بازشناسی تاریخنگاری ابومخنف متمرکز شده است. این کتاب که از معدود آثار آکادمیای غرب دربارۀ مکتب تاریخنگاری کوفه و مهمترین تکنگاری موجود دربارۀ ابومخنف است، بیش از پنچ دهۀ پیش در سال ۱۹۷۱م به زبان آلمانی منتشر شد. این کتاب بازنشر رسالۀ دکتری نویسنده است که در سال ۱۹۶۸م از آن دفاع کرد؛ رسالهای که شامل تصحیح و ترجمۀ نسخۀ مختصر کتاب الغارات ابومخنف میشد.
سزگین در این کتاب به مسائل اساسی دربارۀ شخص ابومخنف و تاریخنگاری او میپردازد. او تکنگاریهای مختلف ابومخنف (مانند مقتل الحسین، کتاب صفین، و دیگر رسالههایی که ابنندیم از آنها نام برده) را در آثار مورّخانی چون طبری و بلاذری شناسایی میکند و در باب نقش راویان واسطه میان منابع تاریخی ثانویه و ابومخنف مانند ابن کلبی بحث میکند و به ارزش تاریخی و قدمت سندهای ابومخنف و منابع ابومخنف میپردازد.
🗂 فهرست کتاب
🔵مقدمه
🔵قضاوتهای شرقشناسانِ مدرن دربارۀ فعالیتهای ادبی ابومخنف: وستنفلد، برونو، ولهاوزن، فان آردونک، و پیترسون.
🔵ابومخنف به عنوان منبعِ مورّخانِ بعدی: طبری، نصر بن مزاحم، بلاذری، ابنهلال ثقفی، ابوالفرج اصفهانی، و مسعودی.
🔵نتایج تحلیل اِسناد ابومخنف: کاربرد اِسناد، دستهبندی شاهدانِ اولیه، نتیجهگیریها دربارۀ قدمت اِسناد، دستهبندی راویان مستقیم ابومخنف، روش کار راویان ابومخنف، و...
🔵نوشتههای ابومخنف: منبعشناسی نقلقولها، مقتل الحسین، کتاب صفین، کتاب الخرّیت بن راشد وبني ناجیة، و کتاب الغارات.
🔵پیوست: راویان ابومخنف به ترتیب الفبا با اطلاعات زندگینامهای و ذکر منبع نقلقولهای منتسب به آنها
سزگین در فصل اول به نگاه مستشرقان پیشین به ابومخنف و مسئلۀ اعتبار احادیث میپردازد و در فصل دوم چگونگی استفادۀ مورّخان بعدی (مانند طبری) از تکنگاریهای ابومخنف و میزان امانتداری آنان را به بحث میگذارد. او نشان میدهد که طبری در تاریخ از حداقل ۳۲ تکنگاری از ابومخنف (البته گاه به واسطۀ آثار دیگر) استفاده کرده است. او همچنین نشان میدهد که نصر بن مزاحم، بخش عظیمی از وقعة صفین را از کتاب صفین ابومخنف گرفته و با این حال تلاش کرده در اغلب اسناد نام ابومخنف را حذف کند.
سزگین در ادامه روش استفادۀ أنساب الأشراف، الغارات، مقاتل الطالبیین، و مروج الذهب از آثار ابومخنف را به بحث میگذارد. همچنین با مقایسۀ متون موازی در آثار مختلف نشان میدهد که با وجود تفاوتهای جزئی، تطابق کاملی میان این نقلقولها وجود دارد و نقلقولهای پراکنده از ابومخنف در منابع ثانویه (مانند طبری و نصر بن مزاحم) کاملاً معتبر و قابلاعتماد است.
فصل سوم هستۀ مرکزی بحث سزگین برای نشاندادن اصالت تاریخی روایات ابومخنف است. او در این فصل به طور جزئی ۳۲ اثر ابومخنف در تاریخ طبری را بررسی میکند. در این بررسی ناهمگونی توزیع تعداد راویان در آثار مختلف ابومخنف، استفادۀ ابومخنف از مورّخان نسل قبلی و از شاهدان عینی وقایع، و روش کار راویان منبع ابومخنف را بررسی میکند و اصالت روایات ابومخنف و وابستگیاش به مورّخان پیشین را نتیجه میگیرد.
در فصل چهارم، سزگین ابتدا منقولات هریک از تکنگاریهای ابومخنف را در منابع ثانویه (بهویژه طبری) شناسایی میکند. سپس بحثهای موردی دربارهٔ کتاب صفین، الغارات، و مقتل الحسین ابومخنف مطرح میکند. او در این بخش، به ارزیابی بحث وستنفلد در کتاب مرگ حسین بن علی و انتقام پرداخته و اعتبار نسخههای متأخر از مقتل الحسینِ ابومخنف را ارزیابی میکند.
🔹 ترجمهٔ فارسی انعکاس از بخش مقتل الحسین کتاب ابومخنف
در پیوست، سزگین تمام راویان مستقیم و غیرمستقیمی را که ابومخنف اخبار تاریخی خود را از آنها دریافت کرده، استخراج کرده و به ترتیب الفبا سازماندهی کرده است. او در این بخش اطلاعات زندگینامهای برای هر راوی ارائه میکند و آدرس تمام نقلقولهای ابومخنف از آن راوی را فهرست میکند.
⬇️ دریافت فایل ۵۰ صفحهٔ نخست کتاب
#انعکاس_کتاب
@inekas
💎 "کتاب مبین": کتابی «روشن» یا «روشنگر»؟
🔵بر اساس مقالهٔ «مُبین و واژگان همریشهٔ آن در قرآن»؛ نوشتهٔ دوین استوارت
Stewart, D. (2023). Mubīn and Its Cognates in the Qurʾān. Journal of the International Qur’anic Studies Association, 8(1), 115-156.
آیات بسیاری از قرآن، وحی را با مفهومی توصیف میکنند که با مشتقات ریشۀ «ب-ی-ن» بیان میشود: در همین راستاست که «آیات» خداوند، «برهان»های خداوند، زبان عربی و البته، خود قرآن با صفات برآمده از ریشۀ «ب-ی-ن» توصیف میشوند. همچنین، نهتنها «کتاب» بدینگونه توصیف شده ("تِلكَ ءايَتُ ٱلكتَبِ ٱلمبينِ")، بلکه وظیفۀ پیامبر نیز بارها با صفت «مبین» مورد اشاره قرار گرفته است: "فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ" (مائده:۹۲). با اینحال، علیرغم کاربرد پرتکرار و پراهمیت واژۀ «مبین» و همریشههای آن در قرآن، اختلاف نظرهایی بر سر معنای دقیق آن درکار است:
مفسران، مترجمان و قرآنپژوهان معاصر در فهم معنای «مبین» در قرآن اغلب به دو دسته تقسیم میشوند: عدهای معنای لازم را برگزیده و آن را به معنی «روشن» دانستهاند و عدهای دیگر معنای متعدی آن، یعنی «روشنگر» یا «روشنکننده» را ترجیح دادهاند.
بیشتر مترجمان قرآن به فارسی، از جمله ابوالفتوح رازی (در روضالجنان)، صفیعلیشاه (در تفسیر صفی)، محمدعلی کوشا، بهاءالدین خرمشاهی و محمدمهدی فولادوند و بسیاری از قرآنپژوهان مانند محمد صادقی تهرانی، کلود ژیلیو، دنیل مدیگان و رابرت هویلند به دستهٔ دوم تعلق دارند و مبین را «روشنگر» ترجمه کردهاند.
در مقابل، برخی از ترجمهها، نظیر ترجمۀ تفسیر طبری، تفسیر سورآبادی و رشیدالدین میبدی (در کشفالأسرار) و در میان معاصران، مترجمانی چون ولیالله دهلوی، الهی قمشهای یا محمدکاظم معزی و قرآنپژوهانی مانند گابریل رینولدز، رودی پارت، هارتموت بوبتزین و مانفرد کروپ معنای لازم مبین -یعنی «روشن»- را قبول کردهاند. دنیل ژیماره معنای «واضح، آشکار، غیرقابل انکار و قابل فهم» را برای مبین پیشنهاد داده است که مورد قبول پژوهشگرانی مانند بوالیوُ نیز واقع شده است.
برخی مترجمان همچون جلالالدین مجتبوی هر دو معنای «روشن و روشنگر» را با هم به کار بردهاند. مستنصر میر و محمد اسد در ترجمهٔ انگلیسی قرآن خود هر دو معنا را، بسته به زمینهٔ آیه پذیرفتهاند؛ ابنمنظور در لسانالعرب وجود همین دوگانه را در سنت اسلامی گزارش کرده و خود معنای «روشن» را میپذیرد.
🔵برای مشاهدۀ تفاوت ترجمههای فارسی از عبارت «کتاب مبین» در قرآن، اینجا را ببینید.
در سال ۲۰۱۸ دنیل برنشتیل (Daniel Birnstiel)، زبانشناس زبانهای سامی، با نگارش مقالهای مستقل و اتخاذ رویکردی متفاوت، هر دو معنی «روشن» و «روشنگر» را برای «مبین» رد کرده و به جای آن، معنای «قابل تشخیص (identifiable)» را برگزیده و در مقابل، «بیِّن» را به معنای «آشکار و واضح» دانسته است.
دوین استوارت اما در این مقاله، با درنظر داشتن پژوهشهای پیشین، میکوشد با توجه به تفسیر «مبین» و واژگان همخانوادهاش در قرآن و همچنین نقش سجع و الزامات قافیههای پایانی در قرآن و پراکندگی صفتهای «بیِّن» (مذکر) و «بَیِّنة» (مونث)، نشان دهد که «مبین» همیشه در معنای لازم بهکار رفته و برخلاف دیدگاه برنستیل، به معنای «قابل تشخیص (identifiable)» نیست؛ همچنانکه «مبین» نه واجد معنایی متمایز از «بیّن»، که عملاً هممعنای آن است.
🔵استوارت در مقالۀ حاضر نشان میدهد «مبین» و «بیّن» در تقریباً تمامیِ موارد کاربردشان در قرآن، بهمعنای «آشکار و روشن» هستند نه «روشنگر» یا «قابل تشخیص». بهعلاوه، او دست بهتحلیل و بررسی برخی دیگر از واژگان همریشه با «مبین» میزند؛ از جمله دربارهٔ واژۀ مفرد مونث «مُبَیِّنة» -که یک شکل غیرعادی است که سه بار در قرائت حفص تکرار شده-، و به این امکان اشاره میکند که این واژه به جای «بَیِّنَة» یا «مُبِینَة» آمده باشد، که در هر دو صورت تاییدکنندهٔ معنی «روشن» است.
در مقام جمعبندی میتوان گفت براساس مقالۀ استوارت، «مبین» در قرآن در دو معنای کلی بهکار رفته است: در یک مورد (زخرف: ۱۸) بهمعنای «خود را بهروشنی بیانکردن» و تبعاً نامترادف با «بیّن»، و در تمامی دیگر موارد، در ترادف با «بیّن»، بهمعنای «آشکار و روشن».
معرفی بهکوشش: محمدحسن فیروزبه
دوین استوارت دانشآموختهٔ رشتۀ مطالعات خاور نزدیک از دانشگاه پرینستون و فارغالتحصیل مطالعات عربی و اسلامی از دانشگاه پنسیلوانیا است. او در حال حاضر استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه اِموری است. او از سخنرانان🔵 پنجمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس بوده و نویسندهٔ کتابهای راستکیشی فقهی اسلامی (1998)، و مجموعۀ مقالات «مرجعیت دینی زنان در اسلام شیعی» (2021) است.
🟥 انتشار کتاب «روشنساختن پیوندهای کراسهای: یک تفسیر قرآنی بر تورات»
🔵اثر ریک سوفر و عبدالله گلدری، جامعۀ انتشارات یهودی، ۲۰۲۶
Rick Sopher & Abdulla Galadari, Illuminating Scriptural Connections: A Qur'anic Commentary on the Torah, Philadelphia The Jewish Publication Society (JPS), 2026
⬇️ دریافت صفحات آغازین کتاب در کتابخانه انعکاس
▶️ ویدئوی ارائهٔ ایده و روش کتاب توسط نویسنده
این که قرآن -در یکسو- و تورات -در سوی دیگر- ارتباطات بینامتنی وثیقی با هم دارند، بینشی است که از نخستین گامهای قرآنپژوهی مدرن در سدۀ نوزدهم عموماً درنظر بوده و کوششهای پراهمیتی برای آشکار ساختن جوانب آن انجام شده است؛ اثر حاضر را نیز میتوان مساهمت جالب توجهی در همین چارچوب برشمرد. گلدری و سوفر در اینجا، یکی در مقام فردی مسلمان و دیگری در مقام فردی یهودی، به آشکار ساختن روابط قرآن و تورات و نیز موارد همگرایی یا واگرایی این دو در هر یک از فقرات میپردازند.
عبدالله گلدری عمدتاً بر هرمنوتیک قرآنی، مطالعات فیلولوژیک قرآنی و پژوهشهای بینامتنی قرآن و سنتهای یهودی و مسیحی تمرکز دارد. پیشتر از او آثاری همچون هرمنوتیک قرآنی در میانۀ علم، تاریخ و بایبل (2018)، استعارههای مرگ و رستاخیز در قرآن (2023)، و معانی روحانی مناسک حج (2021) منتشر شده است. ریک سوفر، نویسندۀ دیگر کتاب نیز«پروژۀ قرآن و بایبل» را در مؤسسۀ وولف تأسیس و مدیریت میکند؛ پروژهای که کتاب حاضر را میتوان از جمله دستآوردهای آن برشمرد.
"و فرستادیم به تو قرآن بهراستی، گواهی استواردارِ آن را که پیش از آن فرابود از کتاب، و گوشوان [نگهبان] و استوار بر سر هر کتاب که پیش از آن آمد؛ حکم کن میان ایشان به آنچه الله فروفرستاد..." (ترجمهٔ رشیدالدین میبدی)
واژۀ «مهیمن»، که با فعل عربی «هَیمَن» (بهمعنای کسی که آمین میگوید) مرتبط است، از ریشۀ «أ-م-ن» میآید؛ ریشهای بهمعنای «ایمنی»، «امنیت» و «اعتماد»، که بر همین اساس ما آن را به «اعتمادکننده بر آن» ترجمه کردهایم. براساس این تفسیر [از «مهیمن»]، آیۀ مذکور بیان میکند که قرآن متون مقدس پیشین -یعنی تورات و انجیلها- را تصدیق میکند و به آنها اعتماد دارد. [... لذا] میتوان قرآن را بهگونهای درنظر گرفت که خود را نوعی تفسیر یا مکمل برای متون مقدس پیش از خود معرفی میکند؛ قرآن بهجای تلاش برای جایگزینساختن خود با متون مقدس پیشین، در جای دیگری ادعا میکند که برای فهم درست احکام خداوند، متون مقدس پیشین میبایست آورده شده و تلاوت شوند.
🎞 روششناسی مطالعه و استفاده از میراث فلسفی جهان اسلام
👤 محمدصالح زارعپور (دانشگاه منچستر)
❓ پژوهشگران و دانشجویان فلسفۀ اسلامی در مواجهه با متون این رشته دقیقاً چه کاری انجام میدهند و چه نکات روششناختیای را میبایست در نظر داشته باشند؟
زارعپور در این ارائه، با تکیه بر تجربۀ زیستۀ خود در دو رشتۀ ریاضیات و فلسفه، به یکی از کمبودهای مهم در پژوهشهای فلسفۀ اسلامی -بهویژه در ایران- میپردازد: غفلت از تأمل و خودآگاهی روششناختی در فرآیند پژوهش و مطالعه.
🔵 زارعپور در ارائۀ حاضر، که در ششمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس انجام پذیرفته، تأملات خود را در راستای ایجاد نوعی بازاندیشی در شیوههای کار و شفافسازی پیشفرضها و مسائل روششناختی پژوهش در فلسفۀ اسلامی ارائه میکند.
🔺زارعپور بحث خود را بر پایۀ مقالۀ کلاسیک ریچارد رورتی، چهار ژانر در تاریخنگاری فلسفه (1984)، سامان میدهد؛ بر این اساس، میتوان چهار رویکرد کلی در مواجهۀ با متون فلسفۀ اسلامی در پیش گرفت:
۱. بازسازی تاریخی (Historical Reconstruction)، که در پی ارائۀ پاسخ به پرسش «اندیشمند الف در بافتار فکری و تاریخیاش چه مقصودی داشته است؟» و متضمن کوششی برای فهم اندیشههای فیلسوف در زمینه و زمانۀ تاریخی اوست؛ زمینهای که نهتنها به مسائل مشخصاً فلسفی و اندیشهورزانه محدود نمیماند، بلکه صرفاً به زمینۀ فلسفی بلافصل فعالیت او نیز محدود نیست، بلکه میتواند -برای نمونه- در مورد ابنسینا، از اندیشههای فارابی و متکلمان، تا اندیشههای فیلسوفان یونانی دورۀ هلنیستی و پیش از آنها را نیز دربرگیرد.
۲. بازسازی عقلانی (Rational Reconstruction)، که در پی ارائۀ پاسخ به پرسش «ما امروز چه صورتبندی فلسفیای از اندیشههای اندیشمند الف میتوانیم داشته باشیم؟» و متضمن کوشش برای بازخوانی استدلالها و اندیشههای یک فیلسوف با استفاده از ابزارها، مفاهیم و زبان فلسفۀ معاصر، و صورتبندی دوبارۀ آن در همین چارچوب است؛ در اینجا، حساسیت کمتری نسبت به بافتار تاریخی اندیشههای فلسفی درکار است و کوشیده میشود از بصیرتهای فلسفی فیلسوفان گذشته، برای حل مسائل فلسفی امروز بهره برده شود.
۳. تاریخ اندیشه (Intellectual History)، که در اینجا، با کوشش برای ارائۀ پاسخی به پرسش «اندیشمند الف چه نقشی در تاریخ کلانتر اندیشۀ فلسفی ایفا کرده است؟»، بهبررسی نقش و جایگاه یک اندیشمند در ضمن سیر تحول و دگرگونی کلانتر اندیشهها و ارتباط آنها با یکدیگر پرداخته میشود. در اینجا مسألۀ درست و نادرستبودن استدلالها و اندیشهها نیست؛ بلکه مسألۀ اساسی، سیر کلان تحول اندیشهها و جایگاه هر اندیشمند در این چارچوب کلی است.
۴. عقیدهنگاری (Doxography)، که با ارائۀ پاسخ به پرسش «موضع اندیشمندان دربارۀ مسألۀ ب چه بوده است؟»، بهبحث و بررسی دربارۀ پاسخها و رویکردهای اندیشمندان گوناگون دربارۀ یک مسألۀ معین میپردازد.
🔺زارعپور در ادامه، با توسعه دستهبندی رورتی، به ارائۀ تصویری کلی از رویکردهای گوناگون متعاطیان فلسفۀ اسلامی میپردازد: گروهی از آنان، کسانی هستند که خود را نه «مورخ»، که «فیلسوف اسلامی» میدانند و به فلسفهورزی در چارچوب سنت عقلانی اسلامی و در امتداد آن میپردازند؛ گروه دیگر آناناند که بر بازسازی تاریخی اندیشههای فلسفی سنت اسلامی تمرکز کردهاند و بسته به رویکردشان، یا بهلحاظ فیلولوژیک و متنی حساسیت بیشتری بهخرج میدهند، یا بهلحاظ فلسفی و استدلالی؛ گروه سوم کسانیاند که به تاریخ اندیشههای فلسفی در سنت اسلامی در ضمن چارچوب کلانتر کلیت تاریخ فلسفه میپردازند و نهایتاً، گروهی که با نگریستن به میراث اندیشههای فلسفی در سنت اسلامی، آن را بهسان منبعی از اندیشهها، استدلالها و بصیرتهای فلسفیای میبینند که میتوان آن را بازسازی عقلانی کرد و از آن برای حل مسائل فلسفی در فلسفۀ معاصر بهره برد.
زارعپور با اشاره به لزوم خودآگاهی پژوهشگر اندیشههای فلسفی در سنت اسلامی نسبت به این که در کدام یک از «ژانر»های بالا مشغول به فعالیت است و نیز نسبت به روششناسی پژوهش خویش، بر این نکته تأکید میکند که در اینجا، مسئله بر سر درستی و نادرستی یک روش نیست؛ نکتۀ اساسی عبارت است از لزوم آگاهی پژوهشگر نسبت به این که در کدام ژانر فعالیت میکند، و این که نسبت به قواعد و معیارهای آن ژانر وفادار مانده است یا خیر.
▶️ مشاهدهٔ نسخۀ کامل ارائه محمدصالح زارعپور در ششمین مدرسۀ تابستانی انعکاس (۴۷ دقیقه) در آپارات و یوتوب انعکاس.
🔵 بخش انگلیسی ششمین مدرسۀ تابستانی انعکاس از ۱۲ تا ۱۴ شهریور بهصورت آنلاین برگزار میشود؛ در این مدرسه گروهی از پژوهشگران برجسته به ارائۀ مطالعات موردی خود پیرامون تاریخ اندیشههای فلسفی در جهان اسلام میپردازند.
🔹آخرین مهلت ثبتنام:
پایان چهارشنبه ۱۱ شهریورماه ۱۴۰۵
🔵@Inekas
🖋 ادامۀ معرفی مقالۀ "رمزگشایی از نام «محمد»: سیری تاریخی و مبتنی بر متون مقدس در واکاوی یک نام پیامبرانه" نوشتۀ هادی تقوی و علیرضا حیدری (۲ از ۲)
⬇️ دریافت مقاله به همراه چکیده
👥 شنیدن ارائه مقاله توسط نویسنده
🔵 تبارشناسی نام «محمد»
نویسندگان به این نکته اشاره میکنند که هرچند نام «محمد» پیش از اسلام نامی نادر بوده است، اما چند استثنا برای این مسئله میتوان یافت: کسانی چون «محمدبنمسلمه» و «محمدبناحیحه»، و نکته اینجاست که این افراد پیوندهای عمیق خویشاوندگی با جماعتهای یهودی عربستان داشتهاند. مقاله در همین راستا به بررسی روایتهای گوناگون منابع اسلامی دربارۀ نامگذاری پیامبر توسط عبدالمطلب میپردازد و نشان میدهد که این نام در میان اعراب چنان نادر بوده که باعث تعجب اطرافیان شده است؛ در واقع، نقطۀ اشتراک تمامی این روایتها آن است که عبدالمطلب این نام را برگزید با این امید که نوهاش «ستودهشده توسط آسمانیان و زمینیان» باشد ("یحمده أهل السماء وأهل الأرض")؛ در واقع، عبدالمطلب از دلالتهای موعودگرایانه و بایبلی این نام آگاه بوده است، امری که هرگز غریب نیست؛ چه اینکه او از سوی مادر خویش -سلمی- با قبیلۀ بنینجار از قبیلۀ خزرج در یثرب پیوند داشته است، قبیلهای که پیوندهای اثباتشدهای با یهودیان مدینه داشتهاند.
🔵 ارتباط نام «محمد» با متون بایبلی
در بایبل اشارات متعددی به ریشۀ «ح-م-د» میتوان یافت؛ یک نمونۀ برجسته، کتاب حجّی 2:7 است — فقرهای پراهمیت برای تفسیرهای موعودگرایانۀ مسیحی و یهودی که حتی سراغ آن را در عهد جدید نیز میتوان گرفت. در اینجا میخوانیم:
וְהִרְעַשְׁתִּי, אֶת-כָּל-הַגּוֹיִם, וּבָאוּ, חֶמְדַּת כָּל-הַגּוֹיִםجروم (سدۀ 4و5م.) نیز «חֶמְדַּת (ḥemdat)» را عنوانی مسیحایی دریافته و از همین رو، این فقره را بهصورت زیر ترجمه کرده است (میدانیم که زبان مبدأ ترجمۀ جروم -وولگات- عبری بوده است):
... همۀ قومها را خواهم لرزانید، و آرزوی تمامی اقوام خواهد آمد.
(ترجمۀ فارسی از نسخۀ کینگ جیمز)
Et movebo omnes gentes, et veniet desideratus cunctis gentibus: et implebo domum istam gloria, dicit Dominus exercituum.آگوستین (سدۀ 4و5م.) نیز همانند او این فقره را بهنحوی موعودگرایانه و در ارتباط با پاروسیا تلقی کرده است (بنگرید به اینجا). نیز در تلمود بابلی (سنهدرین 97ب)، ربی عقیوا از این فقره بهسان شاهدی بر هویت مسیحایی بار کوخبا بهره میگیرد.
و من تمامی قومها را بهلرزه درخواهم آورد، و مطلوبِ همۀ قومها فراخواهد رسید؛ و این خانه را از جلال آکنده خواهم ساخت.» — خداوند لشکرها چنین میگوید.
(اینجا)
"مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ"🔵 راز تلفظ کهن نام «محمد»
(احزاب: 40)
💠معرفی کتاب «فلسفه و فقه در جهان اسلام» به ویراستاری پیتر آدامسن
Adamson, Peter (ed.). Philosophy and Jurisprudence in the Islamic World. De Gruyter, 2019.
🔺نخستین جلد از مجموعۀ «فلسفه در جهان اسلام در بافتار» با عنوان فلسفه و فقه در جهان اسلام (بهویراستاری پیتر آدامسن)، به اندیشههای فلسفی در فقه و اصول فقه پرداخته و نشان میدهد که بسیاری از مباحث مطرحشده در این دو رشته -مانند ماهیت استدلال فقهی، اعتبار قیاس، نسبت زبان و معنا، مبانی داوری اخلاقی و...- دارای ابعاد جدی و مهم فلسفی است.
علاوه بر این، مقالات این مجلد نشان میدهد که مرز میان فلسفه و فقه در جهان اسلام باید مورد بازاندیشی قرار گیرد؛ چه، فیلسوفانی چون فارابی و ابنسینا، علیرغم جایگاهشان در سنت فلسفی، از مباحث فقهی زمانۀ خود آگاه بودند و جوانبی از اندیشۀ فلسفی آنان در تعامل با این مباحث شکل گرفته است. از سوی دیگر، کسانی چون محمد غزالی نیز، حتی در آثار فقهیشان، با پرسشهایی با ماهیت فلسفی مواجه بودهاند و برای پاسخ به آن از ابزارهای مفهومی و استدلالی فلسفه بهره بردهاند.
🔻در ادامه عناوین مقالات این جلد ارائه میشود و معرفی اجمالی تکتک این مقالات را میتوانید در کتابخانۀ انعکاس ملاحظه بفرمایید.
🍔عناوین مقالات این مجلد:
🔺تأملات فلسفی در شعر شافعی
جرج تامر (دانشگاه فریدریش الکساندر ارلانگن-نورمبرگ)
[معرفی اجمالی]
🔺اخلاق و فقه در فلسفۀ فارابی
فریال بوحافه (دانشگاه وورتسبورگ)
[معرفی اجمالی]
🔺هستیشناسی اخلاقی و نظریهٔ شرع در اندیشهٔ ابنسینا
هانا سی. ارلوین (مؤسسۀ تاریخ علم ماکس پلانک)
[معرفی اجمالی]
🔺در مسیر ابنسینا؟ مناقشهٔ اصولیان دربارۀ مفهوم مخالف
نورا کالبارچیک (پژوهشگر مستقل)
[معرفی اجمالی]
🔺دیدگاههای غزالی دربارۀ فلسفه و فقه
اولریش رودولف (دانشگاه زوریخ)
[معرفی اجمالی]
🔺منطق قیاسی در اصول فقه؛ استدلالهای غزالی برای یقینآوری قیاس فقهی
فلیسیتاس اوپویس (دانشگاه جورجتاون)
[معرفی اجمالی]
🔺موجهات تکلیفی در اندیشهٔ ابنحزم
یوپ لامیر (پژوهشگر مستقل)
[معرفی اجمالی]
🔺تفکیک میان فرآیند و نتیجه: فلسفه از منظر شرعی در فصل المقال ابنرشد
زیاد بوعقل (مدرسۀ عملی پژوهشهای عالی فرانسه؛ EPHE)
[معرفی اجمالی]
🔺مبانی فایدهگرایی دینی ابنتیمیه
جان هووِر (دانشگاه ناتینگهام)
[معرفی اجمالی]
🔺هستیشناسی ارزش و فرض «برائت اصلی» در اصول فقه شیعی دورۀ پساکلاسیک
رابرت گلیو (دانشگاه اگزتر)
[معرفی اجمالی]
🔺تجرّی بهمثابۀ شانس دینی
امیرمحمد امامی (دانشگاه اگزتر) و میرزا محمدکاظم عسکری (حوزۀ علمیۀ قم)
[معرفی اجمالی]
🔺از همراهی تا علیت: بحث در باب «دَوَران» در «آداب البحث» آغازین
والتر ادوارد یانگ (دانشگاه مکگیل)
[معرفی اجمالی]
📎 دفترچۀ ششمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس: بازاندیشی در تاریخ فلسفه اسلامی | ۱۴۰۵
با همکاری پژوهشکدۀ فلسفۀ تحلیلیِ پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM)
🗓️ ۴ تا ۶ شهریور | حضوری و مجازی
تاریخ فلسفۀ اسلامی را معمولاً روایتی خطی و ناگزیر میدانیم: آغازی با فارابی و ابنسینا، بسطی در ابنرشد و سهروردی، و اوجی در حکمت متعالیۀ ملاصدرا. اما آیا این روایتِ تکخطی، یگانه تصویر ممکن از سنت عقلانی جهان اسلام است؟ ششمین مدرسۀ تابستانی «انعکاس» با عبور از این نگاه کلیشهای، خودِ «تاریخنگاری فلسفۀ اسلامی» را بهعنوان یک مسئله و موضوع پژوهشی مستقل در کانون توجه قرار میدهد؛ اینکه بازاندیشی در شیوههای تاریخنگاری چه بصیرتهای تازهای برای فهمی انتقادی و پویا از فلسفۀ اسلامی بههمراه دارد.
📖 روز اول (چهارشنبه ۴ شهریور) — میان فلسفه و تاریخ | روششناسی: آیا فلسفه از تاریخ خویش جداییپذیر است؟
▫️ فلسفه و تاریخش: رابطهای ضروری و پرتنش | سید محمدحسن شیرازی (دانشگاه شهید بهشتی)
▫️ روششناسی مطالعه و استفاده از میراث فلسفی جهان اسلام | محمدصالح زارعپور (دانشگاه منچستر)
▫️ میان تاریخ و فلسفه: ملاحظاتی روششناختی دربارۀ بازخوانی متون فلسفۀ اسلامی | محمد یارندی (پژوهشگاه دانشهای بنیادی، IPM)
▫️ امکانِ بازخوانیِ زنانهنگر از تاریخ فلسفۀ اسلامی | مریم نصر اصفهانی (پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)
▫️ میان خردِ زبانی و خردِ فلسفی: فخرالدین رازی و امکانِ الگویی تازه | مصطفی نجفی (دانشگاه لوتسرن)
📖 روز دوم (پنجشنبه ۵ شهریور) — تاریخِ تاریخنگاریِ فلسفۀ اسلامی | «فلسفۀ اسلامی» چگونه و به دست چه کسانی پدید آمد؟
▫️ تاریخ تاریخنگاریِ فلسفه در ایران | حنیف امینبیدختی (دانشگاه بوخوم)
▫️ تأثیر ابنرشد بر متفکران صفوی | رضا پورجوادی (دانشگاه کلن)
▫️ پارادایم صدرایی در اندیشۀ اسلامی: روایت تاریخی | مهدی گلپرور روزبهانی (دانشگاه امیرکبیر)
📖 روز سوم (جمعه ۶ شهریور) — فراروی از تاریخنگاریِ رسمی | آیا هرآنچه بیرون مرز رسمی فلسفه است -کلام، اصول فقه، منطق- غیرفلسفی است؟
▫️ حجیت، الزام اخلاقی و شایستگی سرزنش | محمود مروارید (پژوهشگاه دانشهای بنیادی، IPM)
▫️ فلسفۀ ریاضی متکلمان مسلمان | فاطمه مینایی (بنیاد دائرة المعارف اسلامی)
▫️ تحول مفهوم ماده و کمیت در اتمگرایی کلام | بنفشه افتخاری (CNRS-ENS)
👥 اطلاعات بیشتر: https://inekas.org/2026/
🗓 پایان مهلت ثبتنام حضوری: ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
پایان مهلت ثبتنام مجازی: ۳ شهریور ۱۴۰۵
👥 جهت ثبتنام مجازی به این لینک مراجعه کنید.
✈️ ارتباط با ادمین: @Inekas_admin
#رویداد_انعکاس
🔵@Inekas
💎 معرفی مجموعه کتابهای «فلسفه در جهان اسلام، در بافتار»
P. Adamson, N. Germann, R. Hajatpour, U. Rudolph and G. Tamer (eds.), Philosophy in the Islamic World in Context, Leiden: Brill (2019-2026)
💠 وقتی از «فلسفه» در جهان اسلام سخن میگوییم، مرادمان چیست؟ آیا تنها از سنتی فکری در امتداد ترجمهٔ میراث یونانی حرف میزنیم، یا معنایی عامتر و گستردهتر مد نظر است که هرگونه تلاش عقلانی برای صورتبندی مفاهیم مختلف را دربرمیگیرد؟
⭐️پاسخ به این پرسش بنیادین، هستهٔ اصلی پروژهٔ «Philosophy in the Islamic World in Context» را تشکیل میدهد؛ مجموعهای به ویراستاری پیتر آدامسون، نادیا گرمان، رضا حاجتپور، اولریش رودلف و جورج تامر که با هدف بازاندیشی در تاریخنگاری «فلسفه» در جهان اسلام شکل گرفته است.
پاسخ مختصر ویراستاران و نویسندگان مقالات این مجموعه به پرسش بالا چنین است:
طبقهبندی سنتی علوم اسلامی را نباید با تاریخنگاری فلسفه در جهان اسلام یکی انگاشت.
🔵ششمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس (حضوری-مجازی) | شهریور ۱۴۰۵
🔗توضیح دربارهٔ دو بخش مدرسۀ تابستانی
ℹ️ششمین مدرسۀ تابستانی انعکاس به دنبال چیست؟
تاریخنگاری فلسفۀ اسلامی تنها بازخوانی منفعلانه متون گذشته نیست، بلکه مواجههای انتقادی، روششناختی و سنجشگرانه با سیر تحول اندیشهها در بستر تاریخی و اجتماعی آنهاست. در نگاهی رایج، تاریخ فلسفۀ اسلامی غالباً به مثابۀ روایتی خطی و ضروری انگاشته میشود؛ روایتی که گویی ناگزیر از کندی آغاز میگردد، با فارابی و ابنسینا قوام مییابد، در اندیشههای ابنرشد و سهروردی ابعاد تازهای پیدا میکند، در حکمت متعالیۀ ملاصدرا به کمال میرسد و پس از آن، تنها به عصر شارحان محدود میشود.
اما آیا این روایتِ تکخطی، یگانه تصویر ممکن از سنت عقلانی ماست؟ ششمین مدرسۀ تابستانی «انعکاس» بر آن است تا با عبور از این نگاه کلیشهای، خودِ «تاریخنگاری فلسفه اسلامی» را به عنوان یک مسئله و موضوع پژوهش مستقل در کانون توجه قرار دهد. ما در این مدرسه در پی آنیم که ببینیم پرسش از این کلانروایتها و بازاندیشی در شیوههای تاریخنگاری، چه بصیرتهای تازهای برای فهم انتقادی و پویای فلسفه اسلامی به همراه خواهد داشت.
این رویداد با هدف گشودن همین افقهای نو در مواجهه با تراث فلسفی، امسال با همراهی برجستهترین اساتید و پژوهشگران داخلی و بینالمللی برگزار میشود.
👥 با همکاری پژوهشکدهٔ فلسفهٔ تحلیلی پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM)
🔻 ۲۵ ساعت ارائۀ آموزشی
چهارشنبه، پنجشنبه، جمعه، ۴، ۵ و ۶ شهریور ۱۴۰۵ از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۹ (به وقت تهران) در محل پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM) در تهران
🔻 با ارائۀ ۱۱ استاد و پژوهشگر
🗂 محورهای اصلی:
◀️میان فلسفه و تاریخ: روشها و رویکردها در تاریخنگاری فلسفهٔ اسلامی
◀️تاریخِ تاریخنگاری فلسفهٔ اسلامی
◀️فراروی از تاریخنگاری رسمی فلسفهٔ اسلامی
🔗کسب اطلاعات بیشتر
👥 با همکاری مرکز دینپژوهی حنیف، موسسۀ مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه اکستر و دانشگاه حبیب
🔻 ۲۲.۵ ساعت ارائۀ آموزشی «به زبان انگلیسی | با ترجمۀ همزمان»
پنجشنبه، جمعه، شنبه، ۱۲، ۱۳ و ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ از ساعت ۱۳ تا ۲۱ به وقت تهران
🔻 با ارائۀ ۱۵ استاد و پژوهشگر
🗂 محورهای اصلی:
◀️فراروی از تاریخنگاری رسمی فلسفهٔ اسلامی
◀️چیستی فلسفهٔ اسلامی در نسبت با دیگر علوم اسلامی
◀️بینشهای فلسفی در کلام، فقه و اصول، ادب، عرفان
🔗کسب اطلاعات بیشتر
💠 کنفرانس «اسلام آغازین و یهودیت عهد باستان متأخر»
✅ این کنفرانس در 3-4 آگوست 2026 (۱۲-۱۳ مرداد ۱۴۰۵) بهصورت حضوری در مدرسۀ الاهیات دانشگاه هاروارد، بهکوشش محسن گودرزی، شری لووین و هولگر زلنتین برگزار میشود.
رابطۀ اسلام آغازین و قرآن با یهودیت از دیرباز، چه در متون سنت اسلامی (برای نمونه، ذیل مفاهیمی همچون «اسرائیلیات») و چه در پژوهشهای مدرن مورد توجه بسیار بوده است؛ در واقع، بخش مهمی از نخستین نسل اسلامپژوهان غربی، نظر به پیشینۀ یهودیشان، توجه بسیاری نسبت به این رابطه معطوف داشتهاند (برای نمونه میتوان از پژوهش کلاسیک آبراهام گایگر و پژوهش کلاسیک هاینریش اشپایر با عنوان روایتهای بایبلی در قرآن نام برد)؛ همچنانکه این رابطه، بخش قابل توجهی از پژوهشهای نسلهای بعدی اسلامپژوهان غربی را بهخود اختصاص داده است. در واقع، برخی پژوهشگران برآن شدهاند که «یهودیتشناسی (Wissenschaft des Judentums)» رشتهای بوده است که پژوهش انتقادی قرآن از دل آن بیرون آمده است. با اینحال، پژوهش در جوانب متعددی از این رابطه کماکان در گامهای آغازین خود قرار دارد. این کنفرانس، که با حضور چهرههای برجستۀ این حوزه برگزار شده است میکوشد تا مساهمتی در پرتو افکندن بر رابطۀ یهودیت عهد باستان متأخر در یکسو، و اسلام آغازین و قرآن در سوی دیگر ارائه کند.
🗂 فهرست عناوین ارائهها
⭐️ آیا میتوان کیستیِ یهودیانِ قرآنی را بازسازی کرد؟ اگر بله، چگونه؟
آیزاک دبلیو. اولیور (دانشگاه کبک): پدیدههای شگرف، آموزههای خارقالعاده؛ تشخیص خاستگاه و الگوهای در پس گزینش تعالیم ربّنی در قرآن
این مقاله به بررسی چگونگی بازتولید سنتهای ربّنی در قرآن برای ساخت هویت مؤمنان پرداخته و راههای احتمالیِ انتقال این تعالیم یهودی به محیط قرآنی را تحلیل میکند.
نیکلای ساینای (دانشگاه آکسفورد): جدلهای قرآن و مسئلۀ واقعنمایی
ساینای در این پژوهش بهبررسی خصلت جدلهای قرآن با مخالفانش میپردازد و با تفکیک جدلهای قرآن با گروههای گوناگون مخالفان -مسیحیان، یهودیان و مشرکان-، نشان میدهد که میزان واقعنمایی این جدلها به این مسئله ارتباط دارد که قرآن با کدام گروه از مخالفان در جدل است.
اری ام. گوردون (دانشگاه پنسیلوانیا): بازشناسیشده اما واکاوینشده؛ فضای آیینی مشترک در عهد باستان متأخر و اسلام آغازین
مقاله با بررسی تحولات مربوط به قبله در سنتهای گوناگون یهودی، مسیحی، سامری و اسلامی، نشان میدهد که چگونه اشتراک در مناسک آیینی در عهد باستان متأخر، به شکلگیری هویتهای متمایز جمعی در اسلام آغازین کمک کرده است.
اشتفانی رودولف (موسسۀ تاریخ علوم ماکس پلانک): «صلوة» تا چه حد یهودی است؟ دربارۀ حدود الگوهای ربّنی برای نماز در قرآن
این ارائه ادعایِ ریشۀ صرفاً یهودیِ «صلوة» را به چالش کشیده و استدلال میکند که نماز قرآنی برآمده از یک بستر عبادیِ گستردهتر -شامل سنتهای مسیحی و پیشااسلامی- است.
راشد اس. گویال (دانشگاه توبینگن): آیین ختنۀ اسلامی: بافتار یهودی دیدگاه شرعی ابنعباس دربارۀ «أرغل [مرد ختنهنشده]»
این پژوهش بهبررسی دیدگاه شرعی سختگیرانۀ ابنعباس دربارۀ نجاست افراد ختنهنشده (دیدگاهی متأثر از یهودیت) میپردازد و سیر تحول جایگاه ختنه را از یک نشانۀ الزامیِ ایمان به یک عمل مربوط به بهداشت ردیابی میکند.
محسن گودرزی (دانشگاه هاروارد): اسرائیل بهسان آدم؛ تاریخ، برگزیدگی و ویرانی در قرآن
مقاله استدلال میکند که قرآن ،تاریخ اسرائیل را نه بر اساس الگوی نابودیِ جمعی (مانند قوم لوط)، بلکه با الهام از پارادایم داستان آدم و حوا (لغزش، توبه و اخراج) روایت میکند.
ثاقب حسین (دانشگاه لویولا مریمونت): تبعید اسرائیل و دیاسپورا در قرآن
این پژوهش مفهوم قرآنیِ «تبعید» (جلاء) برای یهودیان را با متون بایبل و تلمود مقایسه میکند تا دریابد قرآن با کدام سنت فکریِ یهودی (برای نمونه، تلمود بابلی یا فلسطینی) تعامل داشته است.
یَعرا پرلمان (پژوهشگر مستقل): ارزیابان [ارسالشده توسط] محمد برای محصولات خرما در خیبر
این پژوهش نشان میدهد که پیامبر اسلام، ارزیابانِ محصول خرمای خیبر را بر اساس دو معیارِ راهبردی انتخاب کرده است: آشنایی پیشینِ آنها با یهودیان و وفاداری مطلقشان به شخص پیامبر.
نادیا ابوحسین (دانشگاه توبینگن): آزمودهشده با «کلمات»؛ ابراهیم و کلام الاهی در بقره:۱۲۴ و پیوتهای [شعرهای نیایشی یهودی] فلسطینی
مقاله با مقایسۀ بقره:۱۲۴ و شعرهای نیایشی یهودی، نشان میدهد که قرآن آزمونهای ابراهیم را نه بهعنوان چند عمل نامشخص، بلکه بهعنوان وفاداری به «کلام» و فرمان شفاهی خداوند مفهومپردازی میکند.
آنا داویتاشویلی (دانشگاه توبینگن): «تو را به خونریزی خواهم انداخت، چنانکه تو این درخت را به خونریزی انداختی»؛ کیفر حوا و پیدایش قاعدگی در اسرائیلیات
این روایت بهردیابی و تحلیل ریشههای روایتی در ضمن «اسرائیلیات» سنت اسلامی میپردازد که قاعدگی زنان را برآمده از مجازات حوا برای بهخونریزیانداختن درخت بهشتی میداند.
هیثم صدقی (دانشگاه شیکاگو): خواندن از روی شانههایشان؛ ردیابی متون آپوکریفایی و جادونامههای یهودی در بستر قرآن
این مقاله ادعا میکند که قرآن بهطور مستقیم با جادونامههای یهودی آشنا بوده و بهنحوی هدفمند با آنها جدال کرده است تا ادعاهایشان را باطل کرده و از شخصیتهایی چون سلیمان و ابراهیم اعادۀ حیثیت کند.
مهدی صالح (دانشگاه هاروارد): فرشتگان در بابل؛ هاروت و ماروت (بقره: ۱۰۲) از دیوشناسی قرآن مکی تا جدلهای قرآن مدنی
مقاله داستان هاروت و ماروت را پاسخی جدلی به اتهاماتِ یهودیان و مشرکان مبنی بر منشأ شیطانیِ قرآن میداند و آن را تلاشی برای تبرئۀ سلیمان از بهکارگیری جادو ارزیابی میکند.
شان دابلیو. آنتونی (دانشگاه ایالتی اوهایو): «سزاوار الرحمن نیست که فرزندی بگیرد...»؛ عربستان عهد باستان متأخر و جدل قرآن علیه فرزند داشتن خداوند
این پژوهش بهبررسی احتمال وجود ارتباط میان جدلهای قرآن علیه فرزند داشتن خدا در یکسو، و تحولات الاهیاتی یکتاپرستیِ پیشااسلامی در پادشاهی حمیَر در جنوب عربستان میپردازد.
هولگر زلنتین (دانشگاه توبینگن)؛ چقدر نزدیکبودن، بیشازحد نزدیکبودن است؟ خوانش غزل غزلها ربّا [میدراش بر غزل غزلهای سلیمان] و قرآن در گفتوگو با یکدیگر
این پژوهش، با مقایسۀ روایت قرآنیِ «معلق شدن کوه طور بر سر بنیاسرائیل» و روایت مشابه آن در میدراش بر غزل غزلهای سلیمان، بر وجود تعاملات نزدیک ادبی میان یهودیان حجاز و یهودیان فلسطین در قرن هفتم میلادی تأکید میکند.
شری لووین (کالج استونهیل): دربارۀ یهودیان همچون خران بارکش، سگانِ لهلهزن و کوه واژگون در قرآن و میدراش
این پژوهش نشان میدهد که قرآن چگونه با استفاده از تمثیلِ «خرِ بارکش»، روایات ستایشآمیزِ ربّنی را وارونه کرده و با تلفیقِ جدلهای مسیحی، اسرائیل را بهعنوان قومی جاهل به تصویر کشیده است.
شلومو تسوکیر (مؤسسۀ مطالعات پیشرفتۀ پرینستون): «تورات شفاهی» در میانۀ گفتمان تلمودی متأخر و گفتمان اسلامی متقدم
این پژوهش بهبررسی دیدگاهی میپردازد که ممنوعیت کتابت حدیث در اسلام آغازین را الهامگرفته از رویکردی مشابه در یهودیت میداند (برای نمونه، مقالۀ مایکل کوک)، و آن را مردود برمیشمارد؛ و نشان میدهد که مخالفتهای تلمودی با کتابت سنت شفاهی، واکنشی همزمان به تحولات اسلام آغازین بوده است.
الیاف گروسمن (دانشگاه وندربیلت): امالکتاب: یک فقرۀ تفسیری تلمودی (سوگیا) اسلامیشده
این پژوهش با بررسی دو اصطلاح تلمودی «yesh em la-miqra» و «yesh em la-masoret»، نشان میدهد که معنای این دو اصطلاح را بهبهترین نحو در پرتو اصطلاحات و مفاهیم متناظر اسلامی، و مشخصاً اصطلاح «امالکتاب» در قرآن میتوان دریافت. گروسمن بر همین اساس پیآمدهای این مسئله را برای تاریخگذاری تدوین تلمود مورد بررسی قرار میدهد.
ماریانا کلار (دانشگاه آکسفورد): تحلیلی سینوپتیک از توازیهای ربّنی با تشریع طلاق در قرآن
این پژوهش به بررسی شباهتها و همپوشانیهای چشمگیر میان احکام طلاق در قرآن و متون ربّنی پرداخته و تأملاتی دربارۀ مسئلۀ روششناختی استفاده از ترجمههای رایج از تلمود (ترجمۀ سونسینو و گوگنهایمر) در مطالعات قرآنی ارائه میکند.
روون فایرستون (کالج اتحاد عبری - مؤسسۀ یهودیِ دین): انکار و یافتن محمد در بایبل؛ دربارۀ پاسخهای یهودیان به ادعاهای قرآن مبنی بر وجود ارجاعات/ اشاراتی به محمد در بایبل (اعلامالنبوة/ دلائلالنبوة)
این پژوهش استدلالها و واکنشهای یهودیانِ ساکن در قلمرو اسلامی را در برابر ادعای وجود پیشبینی ظهور پیامبر اسلام در بایبل مورد بررسی و تحلیل قرار میدهد.
🟥 انتشار کتاب «خاستگاههای حدیث امامی: یک چارچوب روششناختی نوین برای تحلیل اسناد»
🔵اثر مصطفی موحدیفر، انتشارات بریل، ۲۰۲۶
Movahedifar, Mostafa. The Origins of Imāmī Ḥadīth: A New Methodological Framework for Isnād Analysis. Islamic Thought and History 5. Leiden: Brill, 2026
⬇️ دریافت صفحات آغازین کتاب در کتابخانهٔ انعکاس
▶️ ویدئوی ارائهٔ ایده و روش کتاب توسط نویسنده
⭐️ مسئلهٔ اساسی کتاب
هرچند از نخستین پژوهشهای مدرن دربارۀ حدیث، تاکنون راه درازی پیموده شده و پژوهشهای بسیاری در این خصوص انجام شدهاند، اما بخش عمدۀ این پژوهشها و روشهای سنجش تاریخی حدیث، معطوف به احادیث اهل سنت بودهاند. نهتنها پژوهش دربارۀ حدیث امامیه در گامهای آغازین خود قرار دارد، بلکه روشهایی که برای بررسی حدیث اهلسنت بهکار رفتهاند همواره در بررسی حدیث امامیه راهگشا نبودهاند.
پژوهش انتقادی-تاریخی حدیث از سدهٔ نوزدهم میلادی و با آثار پیشگامانی چون ایگناتس گلدتسیهر آغاز شد و در ادامه با نظریه «حلقه مشترک» شاخت، تدقیقهای یُنبل، و تحلیل توامان متن-اسناد (ICMA) نزد هارالد موتسکی و گرگور شولر به بلوغ روششناختی چشمگیری رسید. اما این همه دستاورد، تقریباً بهتمامی بر حدیث اهل سنت متمرکز بوده است.
پژوهشهای غربی دربارهٔ حدیث امامیه، با وجود موارد جزئی ارزشمند و پراکنده، هرگز از چارچوب روششناختی مستقل و نظاممندی برای تحلیل اسناد خود برخوردار نشد و پرسشهای بنیادین دربارۀ شیوۀ انتقال، تدوین و تطور آن همچنان بیپاسخ مانده است. کتاب حاضر دقیقاً همین خلأ را هدف گرفته است.
🔵 نویسنده میکوشد در این کتاب به این پرسشها پاسخ دهد:
۱. احادیث امامی در دوره شکلگیری خود، در چه محیطها و به چه شیوهای منتقل میشدند؟
۲. خاستگاه مجموعههای حدیثی موجود امامی، بهویژه کتب اربعه، چیست و مؤلفان آنها در برخورد با سند و متن چه روشی داشتهاند؟
۳. اطلاعات موجود در آثار رجالی-فهرستی امامیه مانند رجال نجاشی تا چه اندازه از نظر تاریخی معتبر هستند و چگونه میتواند در خدمت پژوهش تاریخی-انتقادی مدرن قرار گیرد؟
⭐️ راهکار نویسنده برای پاسخ به این مسائل
ایدۀ اصلی موحدیفر این است که در نیمۀ نخست سدهٔ دوم هجری، در محیط علمی مدینه و در سایۀ فعالیت آموزشی امام باقر و بهویژه امام صادق، یک سنت نگارشی در میان اصحاب و شاگردان ایشان شکل گرفت که حاصل آن، انبوهی از دفترهای شخصی موسوم به «کتاب» و «اصل» بود که در فضایی آمیخته از شفاهی و مکتوب، عمدتاً از طریق سماع و قرائت، به نسلهای بعد انتقال مییافت و سرانجام، محتوای آنها، مستقیم یا از طریق منابع واسط، در جوامع حدیثی سدههای ۳ تا ۵ هجری از جمله کتب اربعه (الکافی، من لایحضره الفقیه، تهذیب الاحکام و الاستبصار) ادغام شد.
چارچوب نظریِ مؤلف ترکیبی از «تحلیل کمّیِ اسناد» و «تطبیق آنها با دادههای رجالی-فهرستی» است تا بتوان لایههای متوالیِ انتقال متن را بهصورت دقیق شناسایی کرد. به باور نویسنده، شناخت فرایند مکتوبشدن حدیث، ارتباط تنگاتنگی با دادههای موجود در آثار رجالی-فهرستی مثل رجال نجاشی و فهرست طوسی دارد؛ چرا که این دو اثر، مسیرهای انتقال کتابشناختی آثار مکتوب پیشین را ثبت کردهاند. با تطبیق نظاممند این مسیرها بر ساختار اسناد، همراه با تحلیل کمّی اسناد، میتوان لایههای پیاپی انتقال حدیث را بازسازی، و خاستگاه و وثاقت تاریخی احادیث امامی را ارزیابی کرد.
نویسنده همچنین به نظریهٔ «تحلیل فهرستی» از سید احمد مددی میپردازد؛ نظریهای که آن نیز بر پایۀ انتقال مکتوب حدیث امامی و دادههای موجود در فهارس استوار است و معتقد است مسیرهای انتقال دفاتر متقدم - آنگونه که در منابع رجالی و فهرستی، ثبت شدهاند - بازتابدهندهٔ نسخههای متمایز آن آثار هستند که در دورهٔ نخستین رواج داشتهاند.
موحدیفر در عین تقدیر از نوآوریهای این نظریه، این پیشفرض اصلی مددی را به چالش میکشد و نشان میدهد که صرفِ اشاره به یک کتاب یا اصل متقدم در منابع رجالی، فهرستی یا حدیثی، لزوماً به معنای دسترسی مستقیم به متن کامل آن اثر نیست؛ بلکه نویسندگان متأخر امامی در بسیاری موارد از طریق آثار واسطهای با این منابع آشنا شدهاند و محتوای آن کتاب یا اصل، یا حتی صرفِ آگاهی از وجود آن، از طریق همین آثار واسطه به آنان منتقل شده است.
🔹 مقدمه: چرا به چارچوب روششناختی نوینی برای حدیث امامیه نیاز است؟
🔹 فصل اول: پیدایش حدیث امامی:
این فصل به ماهیت انتقال حدیث امامیه در مدینۀ سدۀ دوم هجری و در دوران امامت امام باقر و امام صادق میپردازد.
نویسنده با استفاده از مفهوم «آموزش آکادمیک»ِ گرگور شولر (Gregor Schoeler)، چهار مرحلۀ اصلی را برای ثبت رسمی حدیث در مدینه ترسیم میکند که از یادداشتهای شخصی و سخنرانی آغاز شده و به متون تدوینشده برای عموم ختم میشود.
در این فصل، اقدامات علمیِ امام پنجم (بهویژه در باب مناسک حج) و امام ششم شیعیان بررسی شده و تولید حجم عظیمی از دفترچههای شخصی (کتابها و اصلها) توسط شاگردان آنها برجسته میگردد.
همچنین نشان داده میشود که چگونه این مکتوبات از طریق فرآیند «سماع و قرائت» در قالب آثاری تکامل یافتند که برای جامعۀ شیعی در دسترس بودند.
🔹 فصل دوم: کتب اربعه و دفترهای نخستین حدیثی:
این فصل نشان میدهد که چگونه انتقالِ مکتوبِ کتابها و اصلها بر نحوهی برخوردِ مؤلفانِ کتب اربعه با اسناد تأثیر گذاشته است.
نویسنده شواهدی از دریافت، انتقال و تدوینِ این سوابق اولیۀ مکتوب در الکافی، الفقیه، تهذیب الاحکام و الاستبصار ارائه میدهد.
از طریق چهار مطالعۀ موردی (وهب بن وهب قرشی، سکونی، سماعه بن مهران و حذیفة بن منصور)، روشی برای انتخاب و اعتبارسنجیِ احادیث توسط کلینی، صدوق و طوسی شناسایی میشود.
این بررسی نشان میدهد که رویکردِ این محدثان پیش از شکلگیریِ مکتب حله، بیشتر بر ارزیابیِ محتوای متون و وثاقتِ مؤلفِ اولیۀ اثر متمرکز بوده است تا نقدِ تکتکِ راویانِ موجود در زنجیرۀ سند.
🔵 در بخش آغازین این فصل، نمودار ۲.۱ تحلیل کمّی اسناد علی بن ابراهیم بن هاشم - راوی اصلی الکافی از پدرش ابراهیم بن هاشم- را به تصویر میکشد. این نمودار بهخوبی نشان میدهد که چگونه تمرکز آماری روایات یک راوی بر یک یا دو منبع محدود، میتواند نشانۀ دسترسی مستقیم او به یک اثر مکتوب مشخص باشد؛ همین ایده، هستۀ اصلی روش تحلیل کمّی اسنادی است که نویسنده در سراسر کتاب به کار میبندد. 🔵 ترجمهٔ فارسی این بخش را در اینجا بخوانید.
🔹 فصل سوم: تحلیل کمّی اسناد:
این فصل با تکیه بر رویکردِ منبعشناختیِ هارالد موتسکی (Harald Motzki)، که در بررسی مصنف عبدالرزاق صنعانی به کار رفته بود، روش مشابهی را برای اسناد امامیه توسعه میدهد.
هدفِ این فصل، تدوین منطق و روششناسیِ استفاده از تحلیل کمّی اسناد برای بازسازی منابع اولیۀ مکتوب (نظیر کتاب عبیدالله حلبی) و ردیابیِ انتقال آنها در طول زمان است.
نویسنده برای اثبات اعتبار تاریخیِ اسناد امامیه دو استدلال مرکزی ارائه میکند: نخست، اهمیت منابعِ واسطهای در شکلدهی به شبکۀ انتقال؛ و دوم، تنوع ساختارهای اسناد (مانند تنوعات ساختاری و سبکیِ موجود در اسناد کلینی) که نشاندهندۀ انتقالِ مکتوبِ واقعی و عدم جعلِ نظاممند است.
🔹 فصل چهارم: چارچوبی برای تحلیل اسناد امامی:
این فصل ابزارهای تحلیلیِ توسعهیافته در فصول قبل را با هم ترکیب میکند تا روشی ساختاریافته برای تحلیل اسناد امامیه از طریق چک کردن نظاممند آنها با منابع رجالی-فهرستی ارائه دهد.
دو کارکردِ اصلی برای این فرایند تعریف میشود: نخست، کشف و شناساییِ منابعِ واسطهای؛ و دوم، شناساییِ اسناد مشکوک و جعلی.
نویسنده این روش را بهصورتِ عملی بر روی تمامیِ اسناد ارائهشده در چهل و شش مدخل از بخش «مشیخۀ» کتاب تهذیب الاحکام و الاستبصارِ طوسی پیادهسازی میکند (از جمله در خصوص متونی نظیر آثار کلینی، علی بن ابراهیم، محمد بن یحیی عطار و دیگران) تا منابع اصلی و واسطهایِ طوسی را به دقت مشخص سازد.
🔹 نتیجهگیری: جمعبندی چارچوب پیشنهادی و پیامدهای آن برای مطالعۀ تاریخی-انتقادی حدیث امامی.
مصطفی موحدیفر پژوهشگر همکار در مرکز بینالمللی پژوهشهای پیشرفتهٔ اسلامی (ICAIR) در لندن است. او دکترای خود را در مطالعات اسلامی در سال ۲۰۲۳ در دانشگاه بیرمنگام به پایان رساند.#انعکاس_کتاب
پژوهشهای او تاریخ انتقال حدیث امامیه، شکلگیری سنتهای علمیِ متقدمِ شیعه، و رویکردهای نوآورانه به تحلیل اسناد و متون را دربرمیگیرد؛ او در این پژوهشها روشهای تاریخی-انتقادیِ نقد حدیث را با ابزارهای دیجیتال ترکیب میکند تا مطالعهٔ شبکههای انتقال حدیث و شکلگیریِ دانشِ امامیهٔ متقدم را نظاممندتر و دقیقتر سازد.
کتاب حاضر، حاصل رسالهٔ دکتری نویسنده در دانشگاه بیرمنگام بوده که وی ایدهٔ اصلی و چارچوب روششناختی آن را در مقالهٔ اخیر خود، «انتقال کتابمحور: تطبیق ICMA برای تحلیل حدیث امامیه» (۲۰۲۶) نیز بیشتر بسط داده و در یک نمونه به آزمون گذاشته است.
💎 آیا غسّانیان و بیزانسیان در پسِ هجرت پیامبر بودند؟: بررسی تاریخی به همراه بازخوانی سورۀ روم
🖋 نظریۀ مایکل لکر دربارۀ هجرت پیامبر و معرفی مقالۀ تازهانتشاریافتۀ احسان روحی (پژوهشگر انعکاس) در نقد آن
🔻منتشر شده در ژورنال مطالعات مدیترانهای دانشگاه اکستر انگلیس (المساق):
Roohi, Ehsan. "The Purported Role of the Ghassānids and the Byzantines in Muḥammad’s Migration to Medina: A Reappraisal", Al-Masāq (2026).
⬇️دریافت مقاله
در دیدگاه سنتی مورخان مسلمان، هجرت پیامبر و مسلمانان به مدینه یکی از جلوههای مداخله و امداد خداوند محسوب شده، این واقعه در همین چارچوب تبیین میگردد. رویکرد پژوهشگران غربی اما در پی یافتن عوامل و محرکهای ملموس سیاسی و اقتصادی برای تبیین این واقعه برآمده است؛ عواملی که در تاریخنگاریهای اسلامی اشارهای به آنها نمیتوان یافت.
🔵مقالۀ اخیر احسان روحی با عنوان «ارزیابی نقش ادعایی غسانیان و بیزانسیان در هجرت پیامبر به مدینه» به نقد یکی از پرمخاطبترین و در عین حال بحثبرانگیزترین آثار در موضوع هجرت پیامبر، نوشتۀ میخائیل لِکر، سیرهپژوه شهیر اختصاص دارد.
🔵 لکر در مقالهای با عنوان «آیا غسانیان و بیزانسیان در پسِ هجرت محمد به مدینه بودند؟» بهبررسی زمینههای هجرت پرداخته و این دیدگاه را مطرح میکند که منابع اسلامی، علیرغم گزارشهای نسبتاً تفصیلیشان از هجرت پیامبر، توضیح پذیرفتنیای دربارۀ عوامل سیاسی و تاریخیِ زمینهساز این رویداد بهدست نمیدهند. از همینرو او میکوشد هجرت را نه صرفاً در چارچوب تحولات داخلی مکه و مدینه، بلکه در بستر منازعات گستردۀ خاور نزدیک در اوایل سدۀ هفتم میلادی -مشخصاً جنگهای ایران و روم (بیزانس)- تفسیر کند؛ جنگهایی که ابتدا با پیروزی خسرو پرویز آغاز شد و نهایتاً با ضدحملات مؤثر هراکلیوس و شکست ساسانیان پایان یافت.
🔵 مرور مقالهٔ لکر
لکر با اشاره به همزمانی هجرت پیامبر با آغاز ضدحملات هراکلیوس علیه ساسانیان در سال ۶۲۲ میلادی، آن را نشانهای از وجود پیوندی میان این دو رخداد برمیشمارد؛ و استدلال میکند که بیزانسیان پس از همکاری بخشی از یهودیان فلسطین با سپاه ساسانی، نسبت به گروههای یهودی بدگمان شده و آنان را متحدان بالقوۀ ایرانیان میپنداشتند. در چنین فضایی، پیدایش یک نیروی سیاسی-مذهبی نوظهورِ ضدیهودی در عربستان میتوانست در راستای منافع بیزانس قرار گیرد. در تفسیر لکر از هجرت، استقرار پیامبر در مدینه نهایتاً به تضعیف شدید موقعیت سیاسی و اقتصادی یهودیان این شهر انجامید؛ امری که هم با منافع بیزانس سازگار بود و هم -از سوی دیگر- برای انصارِ خزرجی سودمند بهشمار میرفت: در آستانۀ هجرت شاهد نبرد «بعاث» هستیم که در آن، خزرجیان متحمل شکست شده، موقعیت سیاسی آنان تضعیف گردید. از اینرو، رهبران خزرج در جستوجوی عاملی بودند که بتواند این موازنه را برهم زده، آنان را از زیر سایۀ تهدید برتری اوس و همپیمانانِ یهودیشان بیرون آورد.
براساس تفسیر لکر، دعوتِ پیامبر به یثرب را میبایست در چارچوب این اوضاع دریافت. او استدلال میکند که انگیزۀ خزرجیان صرفاً کسب برتری سیاسی نبود، بلکه پای منافع اقتصادی نیز در میان بوده است: میدانیم که بخشی از زمینهای حاصلخیز و منافع اقتصادی یثرب در اختیار قبیلههای یهودیای قرار داشت که عمدتاً با اوس پیوندهای سیاسی و نظامی داشتند، و تضعیف این ائتلاف میتوانست منافع اقتصادی قابل توجهی برای خزرج در پی داشته باشد. در این برداشت، خزرجیان در پی آن بودند که از طریق دعوت پیامبر و بهتبع آن تغییر ساختار قدرت در یثرب، دسترسی بیشتری به منابع و زمینهای شهر پیدا کنند — هدفی که در نبرد بعاث در دستیابی بدان ناکام مانده بودند. در همین چارچوب، خزرجیان -که برخی از آنان بستگانِ مادری پیامبر بودند- زمینه را برای هجرت او به مدینه مهیا کردند تا از این طریق به اهداف سیاسی-اقتصادی خود دست یابند (در ارزیابیِ لکر، هرچند اوسیان نیز در میان صحابیانِ متقدم حضور داشتند، اما باید خزرجیان را یاران اصلی پیامبر در طول یک دهه حضور در یثرب برشمرد؛ چه، آنان در بیعت عقبه نیز حضور حداکثری داشتند).
از سوی دیگر، لکر پیوند خویشاوندی میان خزرجیان و قبیلههای شمالیِ غسان را نیز امری واجد اهمیت میداند. از دید او، غسانیانِ متحد بیزانس، نقش واسطه میان بیزانس و پیامبر را برعهده داشتند. او، با تکیه بر پیوندهای خویشاوندی میان غسانیان و برخی شاخههای خزرج، و نیز روابط خانوادگی پیامبر با برخی خاندانهای خزرجی، این احتمال را مطرح میکند که غسانیان در ترغیب انصار به حمایت از پیامبر نقشی مؤثر ایفا کرده باشند.
در نگاه لکر، یک دهه حضور پیامبر در مدینه موجب تسلط پیامبر و حامیان خزرجیِ او بر زمینهای حاصلخیز جنوب مدینه گردید؛ زمینهایی که تا پیش از آن، در اختیار یهودیانِ همپیمان با اوس قرار داشت. لکر مینویسد:
"با تضعیف شدید جامعۀ یهودیان مدینه و تبعید آنان از زمینهایشان، نهتنها امپراتوری بیزانس توانست در شبهجزیرۀ عربستان، بر یهودیان که دشمنان سنتیاش محسوب میشدند فائق آید، بلکه خزرجیان نیز توانستند به هدفی دست یابند که در جنگ بعاث در دستیابی بدان ناکام مانده بودند — اما اینبار با رهبری محمد".
🟥 انتشار کتاب «قرآنِ آغازین در مکه: انتظار آخرالزمانی در سپیدهدم اسلام»
🔵اثر ریموند فرین، انتشارات کمبریج، ۲۰۲۶
Farrin, Raymond K. The Early Qur'an in Mecca: Apocalyptic Expectation at the Dawn of Islam. Cambridge: Cambridge University Press, 2026.
ریموند فَرین، استاد مطالعات عربی، در کتاب جدید خود با بهرهگیری از روشهای آماری، سبکشناختی و تحلیل ادبی قرآن، میکوشد لایههای نخستین متن قرآن را بازسازی کند و فضای فکری سالهای آغازین دعوت پیامبر در مکه را از نو ترسیم نماید.
⬇️ دریافت صفحات آغازین کتاب در کتابخانهٔ انعکاس
▶️ ویدئوی ارائهٔ مختصر ایده و روش کتاب توسط نویسنده
نویسنده با الهام از دیدگاههای پژوهشگرانی چون فرد دانر و آنگلیکا نویورت، این کتاب را نگاشته است تا شکلگیری ساختاری و موضوعی قرآن در پنج سال نخست بعثت پیامبر را در مکه بررسی کند. فرین «قرآن آغازین مکی» را بهعنوان یک دورهٔ نسبتاً مستقل تعریف میکند و معتقد است این دورهٔ تقریباً پنج سال نخست وحی را دربر میگیرد. هدف اصلی وی این است که پیام قرآن را در این دوره، مستقل از پیام سورههای بعدی تحلیل کند. او همچنین استدلال میکند که لایهٔ اولیهٔ «قرآن» بسیار زودتر از آنچه تاکنون تصور میشده، در همان دورهٔ ۵ سالهٔ آغازین، به عنوان یک «کتاب مقدس» شکل گرفت.
فرد دانر، استاد سرشناس تاریخ خاور نزدیک دانشگاه شیکاگو دربارهٔ کتاب مینویسد:
کتاب قرآنِ آغازین در مکه اثر ریموند فارین پژوهشی ممتاز است که با ژرفاندیشی و نهایت روشنی نگاشته شده است. نویسنده با مهارت از طیف گستردهای از پژوهشهای پیشین بهره میگیرد، به حضور اندیشههای آخرالزمانی در قرآن توجهی جدی نشان میدهد و قویترین استدلالی را که تاکنون برای تعیین زمانبندی سورههای قرآن بر پایهٔ سبکسنجی دیدهام ارائه میکند. من سالها نسبت به این فرضیه تردید داشتهام، اما اکنون ناچارم در دیدگاه خود تجدیدنظر کنم. این کتاب اثری مهم است که شایستهٔ توجه همهٔ پژوهشگران و دانشجویان قرآن است. (منبع: سایت ناشر)
این ۵۰ سوره به ترتیب عبارتاند از:
۱. انشراح| ۲. عصر| ۳. بروج| ۴. مدثر| ۵. عبس| ۶. قریش| ۷. تکویر| ۸. علق| ۹. اعلی| ۱۰. بلد| ۱۱. قارعه| ۱۲. غاشیه| ۱۳. شمس| ۱۴. کوثر| ۱۵. لیل| ۱۶. طارق| ۱۷. عادیات| ۱۸. نبأ| ۱۹. تین| ۲۰. تکاثر| ۲۱. ضحی| ۲۲. نجم| ۲۳. همزه| ۲۴. مسد| ۲۵. مرسلات| ۲۶. نازعات| ۲۷. انفطار| ۲۸. واقعه| ۲۹. انشقاق| ۳۰. فجر| ۳۱. قیامت| ۳۲. ماعون| ۳۳. فیل| ۳۴. مطففین| ۳۵. زلزال| ۳۶. صافات| ۳۷. حاقه| ۳۸. معارج| ۳۹. الرحمن| ۴۰. شعراء| ۴۱. قلم| ۴۲. ذاریات| ۴۳. قدر| ۴۴. دخان| ۴۵. طور| ۴۶. مزمل| ۴۷. قمر| ۴۸. فاتحه| ۴۹. اخلاص| ۵۰. حجر
نویسنده استدلال میکند که وقتی این وحیها در پایان سال ۵ بعد از بعثت، به وضعیت یک کتاب یا متن مقدس (Scripture) رسیدند، سوره فاتحه و اخلاص به عنوان یک «قاب» (Frame) عمل کردند تا مجموعهای از تعالیم اخلاقی و انذارهای آخرالزمانی را در بر بگیرند. چیدمان این «کتاب نخستین» به این ترتیب زیر است:
سوره فاتحه به عنوان نماز آغازین یا مقدمهای برای کل مجموعه.
بدنه اصلی (متن داخلی) شامل ۴۸ سوره (از شماره ۱ تا ۴۷ در لیست بالا + سوره حجر).
سوره اخلاص به عنوان پایانبخش (خاتمه)
نکتهٔ جالب این است که در این بازسازی، سورههایی مانند رحمن، شعراء، ذاریات، دخان، طور و حجر نیز هنوز جزو «قرآن آغازین» محسوب میشوند؛ در حالی که در بسیاری از تقسیمبندیهای رایج، این سورهها معمولاً به مراحل متأخرتر مکی نسبت داده میشوند.
۱. سبکسنجی و پالایش گاهشمار قرآنی: مروری بر سنت دیرینهی مسلمانان و خاورشناسان در تعیین توالی نزول سورهها؛ سپس با معیار طول متوسط آیات، پنجاه سورهٔ آغازین شناسایی میشوند.
۲. زمینهٔ تاریخی و الهیاتی (۱) با تکیه بر مفهوم «باستان متأخر»، گذار تدریجی به یکتاپرستی در سدههای پیش از اسلام، اوجگیری روحیهٔ آخرالزمانی با نزدیکشدن به هزارهٔ هفتم تقویم آفرینش، و بررسی جایگاه عربستان بهعنوان همسایهٔ تأثیرپذیر از تمدنهای ایران و روم شرقی.
۳. زمینهٔ تاریخی و الهیاتی (۲) بحثی دربارهٔ اعتبار نسبی منابع مکتوب و شفاهی زندگی پیامبر، از جمله احتمال کتابت قرآن در همان زمان بر پوست؛ در کنار مروری بر رویدادهای بزرگ منطقهای در ۵ سال نخست رسالت پیامبر، مانند جنگهای ساسانی-بیزانس، که به گمان نویسنده در مکه بازتاب داشتهاند.
🔵 نویسنده در چهار فصل بعد، قرآن آغازین را به چهار دورهٔ زمانی تقسیم میکند و سورههای مرتبط با هر دوره را به طور جداگانه تحلیل میکند:
۴. نخستین وحیها: بررسی ۲۱ سورهٔ اول با کوتاهترین آیات، که به احتمال زیاد نخستین وحیها بودهاند: آغاز وحی، اشاره به پیامبران بایبلی و شخصیتهای عربی، توصیف بهشت و دوزخ، نشانههای الهی در طبیعت، نابرابری اجتماعی مکه، و مسئولیت فردی هر انسان.
۵. رویارویی: تحلیل ۱۴ سورهٔ بعدی، که با خوانشی دقیق از سورهٔ نجم و رؤیای عرش الهی آغاز میشود؛ تقابل صریحتر میان توحید و شرک، تأکید فزاینده بر نزدیکی پایان جهان، و نشانههایی از افزایش تدریجی پیروان پیامبر در آن دیده میشود.
۶. تفکیک انسان و جن: تحلیل ۷ سورهٔ بعد که در پاسخ به اتهام مشرکان مبنی بر الهامگیری وحی از جن، خاستگاه الهی قرآن و تمایز انسان و جن را روشن میکنند؛ در کنار افزایش ارجاع به روایات تاریخی و فهرست فضایل مؤمنان که از شکلگیری هویتی مستقل برای جامعهٔ نوپای پیرامون پیامبر خبر میدهد.
۷. در انتظار «ساعت»: تحلیل واپسینگروه از سورههای قرآن آغازین، که با نزدیکشدن شمار وحیها به پنجاه، لحن خودارجاعی قرآن پررنگتر میشود؛ استناد به داستانهای موسی به عنوان الگوی مشابهی برای حوادث دوران مکه دیده میشود، سبکی تازه در آغاز سورهها شکل میگیرد (حروف مقطعه)، و به رویدادی نجومی (سال ۶۱۴) و فاجعهای در بیتالمقدسِ آنزمان اشاره میشود.
نتیجهگیری: جمعبندی دو استدلال اصلی کتاب: ۱) شکلگیری زودهنگام قرآن بهمثابه یک کتاب مقدس در همان ۵ سال نخست مکه، شامل حدود ۵۰ سوره، که بهعنوان کهنترین لایهٔ قرآن قابل شناسایی است، ۲) پیام محوری قرآن در کهنترین لایۀ خود متضمن هشداری دربارۀ «ساعت» و داوری الهی است. مرور این لایه حکایتگر آن است که پیامبر [ص] در این پنج سال مسیری را طی میکند که از دریافتکنندهٔ تنهای وحی شروع شده و به رهبر جماعتی کوچک و همچنان حاشیهای در مکه خاتمه مییابد.
🟥 انتشار مجموعه مقالات «تعریف کردنِ الهیاتِ تطبیقیِ اسلامی»
🔵به سرویراستاری ادریس ناصری و ذیشان غفار، انتشارات دوگرویتر، ۲۰۲۶
Nassery, Idris and Ghaffar, Zishan. Defining Islamic Comparative Theology, De Gruyter, 2026
⬇️ دریافت فایل تمام متن کتاب (دسترسی آزاد)
این کتاب، نخستین جلد از مجموعۀ «الهیات تطبیقی، اسلام و جامعه» است که توسط انتشارات دوگرویتر با دسترسی آزاد منتشر شده و دربردارندۀ مجموعۀ مقالاتی است که نخستینبار در همایشی با همین عنوان در دانشگاه پادربورن آلمان (دسامبر ۲۰۲۲) و با حضور دو نفر از پژوهشگران ایرانی ارائه شدند.
این همایش و این مجلد در پی طرح این پرسش هستند که: آیا میتوان از موضعی اسلامی و با تکیه بر منابع، روشها و مقولات خودِ سنت اسلامی، از «الهیات تطبیقی» (حوزهای که تاکنون عمدتاً در بستر سنتهای مسیحی شکل گرفته) سخن گفت؟ به بیان دیگر، آیا کلام، تفسیر و اصول فقه در سنت اسلامی میتوانند خود بستری برای گفتوگوی الهیاتی با ادیان دیگر باشند؟ ویراستاران این اثر، هدف این مجموعه را گام برداشتن در جهت تأسیس رویکردی اسلامی به الهیات تطبیقی میدانند.
این اثر نشان میدهد الهیات اسلامی چگونه باید از تکثر ادیان برای بهبود بینشهای خویش بهره گیرد و بیاموزد که در جهان متکثر امروز، با تفاوتهای دینی از سرِ کنجکاوی الهیاتی روبهرو شود. این اثر با تکیه بر سنتهای فکری اسلام، الهیات اسلامی را بهجای پذیرش الگوهای وارداتی، به کنشگر گفتوگوهای بیندینی تبدیل میکند. در نهایت، اثر حاضر نشان میدهد مواجهه با «دیگری» نگرش دینی فرد را عمیقتر کرده و الگویی عملی برای گفتوگوی ادیان ارائه میدهد؛ الگویی فراتر از تساهل صوری، یا رویکردهای جدلی یا دفاعیاتی.
ساختار کتاب مبتنی بر دوگانههای «مقاله و پاسخ» است؛ به این معنا که پس از طرح مبحثی توسط یک نویسنده (معمولاً مسلمان)، محققی از سنتی دیگر به آن پاسخ انتقادی یا تکمیلی میدهد. بدین ترتیب، خودِ کتاب به مصداقی زنده از کنش متقابل الهیات تطبیقی تبدیل شده است. هدف این ساختار آن است که نشان دهد تفاوت و اصلاح متقابل، نه یک مانع، بلکه منبعی برای خلاقیت الهیاتی و تعمیقِ نگاه و ادعاهای طرفین است.
🗂 فهرست مقالات (به همراه لینک به ویدئوی ارائههای مرتبط)
🔵مقدمه: تعریف الهیات تطبیقی اسلامی#انعکاس_کتاب
ادریس ناصری و ذیشان غفار (دانشگاه پادربورن)
🔵 ۱: حوزۀ نوظهور الهیات تطبیقی اسلامی
کلاوس فون اشتوش (دانشگاه بن)
🎞 ویدئوی ارائه
🔵۲: الهیات تطبیقی: دیدگاه اسلامی
عبدالرحمن مصطفی (دانشگاه لاهور)
🔵۳: الهیات تطبیقی از دیدگاه اسلامی: یک مطالعۀ موردی
اوفوک توپکارا (دانشگاه هومبولت برلین)
🔵۴: آیا کنارگذاشتن دعاوی حقیقت به پروژۀ الهیات تطبیقی اسلامی کمک میکند؟
آرون لانگنفلد (دانشگاه پادربورن)
🔵۵: الهیات عهد در قرآن: چالشها و بینشهایی برای الهیات تطبیقی از منظر یک مسلمان
ذیشان غفار (دانشگاه پادربورن)
🎞 ویدئوی ارائه
🔵۶: الهیات تطبیقی اسلامی از منظر تفسیر قرآن: پاسخی مسیحی به پروفسور غفار
پیم فالکنبرگ (دانشگاه کاتولیک آمریکا)
🔵۷: هرمنوتیکِ ناجایگزینگرایانۀ (Non-Supersessionism) قرآنی
وحید مهدوی مهر (دانشگاه بن)
🔵۸: پاسخی به وحید مهدوی مهر
ماریان مویارت (دانشگاه کاتولیک لوون)
🔵۹: اجتهاد فراتر از مرزها: غیرمسلمان به عنوان مجتهد در میان شایستگی و اقتدار
ادریس ناصری (دانشگاه پادربورن)
🎞 ویدئوی ارائه
🔵۱۰: شناخت خدا به عنوان دوست خوب آدمی: مصلحت به مثابۀ شالودهای برای الهیات انسانگرایانۀ اسلامی
احمد عاطف احمد (دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا) و محمد السید السیاد (پژوهشگر و فقیه مصری)
🔵۱۱: متون شرعی، شروح و فتاوا: کارکرد ژانرهای شرعی در فقه اسلامی و یهودی
حقی آرسلان (مؤسسه دوبنو، لایپزیگ)
🎞 ویدئوی ارائه
🔵۱۲: انگیزههای تجربی برای تعریف الهیات تطبیقی اسلامی
فهیمه اولفت (دانشگاه مونستر)
🎞 ویدئوی ارائه
🔵۱۳: از منظری دیگر: پاسخی به برخی انگیزههای تجربی برای الهیات تطبیقی
یان وپوا (دانشگاه آسنابروک)
🔵۱۴: تنوع ادیان در جوامع دموکراتیک. چشماندازهای الهیاتی و پداگوژیک برای آموزشِ حساس به [تعامل] بینالادیانی
ناجیه کامچیلی-ییلدیز (دانشگاه پادربورن)
🎞 ویدئوی ارائه
🔵۱۵: تنوع دینی در جوامع پسادینی و پساسکولار ... پاسخی متقابل
مونیکا تاوتز (دانشگاه کلن)
🔵۱۶: الهیات تطبیقی اسلامی و جنسیت: تفسیر فمنیستی و بهلحاظ جنسیتی عادلانه از متون چه نقشی میتواند در الهیات تطبیقی ایفا کند؟
دینا العمری (دانشگاه مونستر)
🎞 ویدئوی ارائه
🔵۱۷: «و لیس الذَّکرُ کالأُنثیٰ» (آلعمران: ۳۶): فمینیسم اسلامی و چالش عاملیت زنانه در قرآن
سعیده میرصدری (دانشگاه ژنو)
🔵۱۸: جنسیت در بافت، محتوا و روش: بازتعریف الهیات تطبیقی اسلامی
جروشا تنر رودز (حوزۀ یونیون، نیویورک)
🎞 ویدئوی ارائه
📎 «کتاب مقتل الحسین: بازنگری در بحثِ مؤلفِ نسخههای خطی همنامی که وستنفلد ترجمه کرده است»
اُرسُلا سزگین
این نوشتار، ترجمهای از بخشی از کتاب مهم اُرسُلا سزگین، پژوهشگر آلمانی، با عنوان ابومخنف: پژوهشی در تاریخنگاری عصر اموی (لیدن: بریل، ۱۹۷۱) است که برای اولین بار توسط انعکاس به فارسی ترجمه شده است.
⭐️️مرور تفصیلی کتاب ابومخنف اثر اُرسُلا سزگین
محور اصلی این پژوهش، بازخوانی روششناختی و منبعشناختی نسخههای خطی موجود از «مقتل الحسین» منسوب به ابومخنف است.
پیش از سزگین، در سال ۱۸۸۳ میلادی فردیناند وستنفلد با نگارش کتاب مرگ حسین بن علی و انتقام، برای اولین بار دست به تحقیق و ترجمۀ نسخههای خطی مقتلالحسین (موجود در کتابخانههای برلین، لایدن، گوتا و سنتپترزبورگ) زده و ادعا کرده بود که اگر ابومخنف را مؤلف حقیقی این گزارشها بدانیم، او تا سطح یک نقّال قهوهخانهای پیشپاافتاده تنزل مییابد. وستنفلد به دلیل وجود مطالب داستانی، خوارق عادات و اغراقهای فراوان در نیمۀ دوم متون، اصالت تاریخی آنها را رد کرد و این نسخهها را یک «رمان تاریخی» دانست که تنها شالودهای از کار ابومخنف را در خود جای داده است.
سزگین در این پژوهش مستقیماً با رویکرد وستنفلد مخالفت میکند. استدلال اصلی او این است که نمیتوان صرفاً به دلیل وجود عناصر مابعدالطبیعی یا داستانی (مانند بارش باران خون، ...)، اصالت یا قدمت یک اثر تاریخی متقدم را نفی کرد؛ چرا که در آثار دیگر مورخان کهن و معتبر اسلامی (مانند نصربنمزاحم یا ابندیزیل) نیز نمونههای متعددی از نقض قوانین طبیعت روایت شده است.
سزگین برای اثبات فرضیۀ خود، روش تحقیق را از ارزیابی صرفِ محتوا، به سمت نقد ساختاری اِسناد (سلسلۀ راویان) و مقایسۀ این متون با تاریخ طبری و مقاتلالطالبیین ابوالفرج اصفهانی تغییر میدهد. شواهد و استدلالهای او عبارتند از:
-تحلیل اسناد آغازین و داخلی راویان اصلی: در صدر سلسله اسناد این نسخهها، هشام بن محمد کلبی، پدرش محمدبنسائب کلبی و عوانهبنحکم هستند که این دلالت بر نقش متاخرترین آنها در تدوین [حداقل بخشی از] نسخه دارد.
- تناقضات محتوایی با روایت واقعی ابومخنف: در این نسخهها روایاتی آمده که در تاریخ طبری از طریق ابنکلبی، اما از راویانی غیر از ابومخنف نقل شدهاند.
- ردپای متون ثانویه: تکرار مداوم عبارت «قال ابومخنف» در متن، ناشی از این است که منبع بیواسطه این متون، کتاب مقتلالحسینِ «هشامبنکلبی» بوده که او خود به عنوان شاگرد ابومخنف، اثر استادش را ثبت، بازنویسی و با منابع دیگر ترکیب کرده است.
🟥 انتشار مجموعه مقالات «قرآن و مسیحیت سریانی: مضامین و بنمایههای تکرارشونده»
🔵به سرویراستاری آنا داویتاشویلی، انتشارات بریل، ۲۰۲۶
Ana Davitashvili (ed), The Qurʾan and Syriac Christianity: Recurring Themes and Motifs, Brill: 2026.
⬇️ دریافت فایل تمام متن کتاب (دسترسی آزاد)
این مجموعه مقالات با گرد هم آوردن پژوهشگرانی از سنتهای گوناگون -از جمله چند پژوهشگر ایرانی- و با بهرهگیری از جدیدترین دستاوردهای پژوهشها دربارهٔ قرآنی و مسیحیت سریانی، تلاش میکند افقهای تازهای را برای درک بهتر قرآن در بافت تاریخی و فرهنگی خود بگشاید.
مقالات این کتاب در ابتدا در کنفرانس «قرآن و مسیحیت سریانی: مضامین و بنمایههای تکرارشونده» ارائه شده بودند. این کنفرانس که پیش از این در انعکاس معرفی شده، از ۵ تا ۷ دسامبر ۲۰۲۲ و در چارچوب طرح «قرآن بهمثابه منبعی برای دوران باستان متأخر» (QaSLA) در دانشگاه توبینگن آلمان برگزار گردید.
موضوع اصلی این مجموعه مقالات، بررسی مضامین و بنمایههای مشترک یا متفاوت میان قرآن و متون مسیحیت سریانی –از جمله روایتهای پیامبران، استعارههای نور و تاریکی و...– و تلاش برای پاسخ به این پرسش است که قرآن تا چه اندازه میتواند منبعی برای شناخت مسیحیت سریانی باشد و برعکس.
⭐️ این مجموعه در ادامهٔ سنتی دیرینه از مطالعهٔ تطبیقی قرآن و مسیحیت سریانی قرار دارد که از قرن نوزدهم، با کسانی چون ساموئل لی و تور آندره، آغاز شد و در دهههای اخیر، بهویژه با پژوهشهای دقیق ژوزف ویتسوم، از پیشداوریهای جدلیِ دورهٔ نخست فاصله گرفته و به رویکردی فقهاللغوی-تاریخی و بیطرفانهتر رسیده است. اهمیت این پژوهشها در چند نکته نهفته است:
نخست، شناخت محیط دینی شبهِجزیرهٔ عربستان در دوران باستان متأخر و حضور گستردهٔ مسیحیان سریانیزبان در آن، که زمینهٔ نزول قرآن را روشنتر میسازد.
دوم، فهم دقیقتر اینکه قرآن چگونه و چرا با روایتها و مفاهیم مسیحی تعامل کرده و آنها را تأیید یا رد میکند؛ رویکردی که دیگر تفاوت بین قرآن و این منابع را «خطا» یا «سوءبرداشت» پیامبر نمیداند، بلکه آنها را بازخوانیهای آگاهانه و هدفمند در چارچوب پیام الهیاتی قرآن میشمارد.
سوم، گشودن باب گفتوگو میان قرآنپژوهی، مطالعات سریانی و تاریخ ادیان که هم به غنای مطالعات اسلامی و هم به شناخت بهتر میراث مسیحیت شرقی یاری میرساند.
🗂 فهرست مقالات
درآمد — آنا داویتاشویلی (دانشگاه توبینگن)
بخش اول: پیامبران و انسانهای پیرامون آنان
۱. «نوزاد سخنگو (مریم: ۳۰)، خواهر هارون (مریم: ۲۸)، مریمی که خدا نیست (مائده: ۱۱۶): دشوارههای قرآنی و بینامتنهای سریانیِ آنها» — نستور کاواداس (دانشگاه بُن)
۲. «"شما او را به صلیب کشیدید و شما او را کشتید؛ منتظر باشید که خدا او را برانگیخته است": الگوهای اعتقادی و مسئلهٔ تصلیب در قرآن» — رایان الیزابت کریگ (دانشگاه جورجتاون)
۳. «یک پیامبر، دو روایت: ترتیب زمانی داستان یونس در دوران باستان متأخر» — محمد قندهاری (انعکاس) و محمدرضا معینی (انعکاس)
۴. «مادر موسی بهمثابه چهرهای پیامبرشناسانه: بازخوانی قرآنی داستان تولد موسی» — محمد حقانی فضل (دانشگاه پادربورن)
۵. «"دشمنان همیشگی" در پیامبرشناسی قرآن: بازآرایی بنمایههای ضد یهودی مسیحیت؟» — جیکوب ام. کیلدو (مؤسسهٔ نانوویک)
بخش دوم: جهادهای غیرنظامی و نظامی
۶. «زندگی بهمثابه نزاعی روحانی با شیطان در متون سریانیِ پیش از اسلام: زمینهٔ الهیاتی مفهوم جهاد روحانی در قرآن؟» — کریستیان لانگه (دانشگاه نورنبرگ-ارلانگن)
۷. «عطش کشتن و کشتهشدن در روایت سریانیِ اوسبیوس و در قرآن» — دیمیتری اف. بومازنوف (دانشگاه گوتینگن)
بخش سوم: تاریکی و روشنایی
۸. «کفر، حفاظت و ظرفها: استعارههای تاریکی میان قرآن و نوشتههای سریانی» — یوهانه لوئیز کریستیانسن (دانشگاه دانمارک جنوبی)
۹. «جامهٔ نور و جلال در قرآن؟ نکاتی تازه درباره «لباس» در آیهٔ ۲۷ سورهٔ اعراف در پرتو آیات قرآنی و متون سریانیِ پیشااسلامی» — آنا داویتاشویلی (دانشگاه توبینگن)
بخش چهارم: بهشت و دوزخ
۱۰. «بازتاب سرودهای افرم سریانی در باب بهشت در قرآن» — دانیل بانورا (دانشگاه نوتردام)
۱۱. «متهمکنندگانِ ملعون و آتشهای افروخته: بازتاب سریانیِ باب سوم کتاب دانیال و اصحابالاخدود در آیات ۴ تا ۱۱ سورهٔ بروج» — لاسه لوولوند توفت (دانشگاه اسلو)
بخش پنجم: آیا قرآن منبعی اساسی برای [شناخت] مسیحیت سریانی است و متنی سریانی منبعی اساسی برای [شناخت] قرآن؟
۱۲. «طهارت جسمانی در مسیحیت سریانی و قرآن» — مارک هوور (دانشگاه توبینگن)
۱۳. «[کتاب سریانیِ] غار گنجها و قرآن: بازبینیِ دوباره» — گاوین مکداول (مدرسهٔ عالی مطالعات، پاریس)
💎 معرفی کتاب تازه انتشاریافتهٔ «زبان و عقل در اندیشۀ اسلامی: همگرایی منطق و بیان نزد فخرالدین رازی»، نوشتهٔ مصطفی نجفی
Najafi, M. (2025). Language and Reason in Islamic Thought: Faḫr al-Dīn al-Rāzī’s Reconciliation of Manṭiq and Bayān. De Gruyter.
⬇️ دریافت فایل کامل کتاب
کتاب زبان و عقل در اندیشۀ اسلامی: همگرایی منطق و بیان در نزد فخرالدین رازی به بررسی تعامل دو سنت فکری پراهمیت در تمدن اسلامی میپردازد: سنت فلسفی و سنت زبانشناختی-ادبی. این اثر با تمرکز بر اندیشههای فخرالدین رازی میکوشد نشان دهد او چگونه توانسته شکاف تاریخی و معرفتشناختی میان پیروان منطق ارسطویی و عالمان علوم بلاغی و ادبی را پر کند. نویسنده در این کتاب، رازی را نه صرفاً در مقام یک متکلم اشعری یا مفسر قرآن، بلکه به عنوان فیلسوفی معرفی میکند که نظریهای نوین و منسجم در باب فهم زبانی ارائه کرده است.
هدف اصلی این کتاب، بازسازی نظریۀ عمومی فخرالدین رازی در باب «فهم زبانی» است. نویسنده میکوشد از روایت رایج در تاریخ فلسفۀ اسلامی فراروی کند: روایتی که رازی را عمدتاً در سایۀ ابنسینا و یا در مقام منتقد او مدنظر قرار میدهد؛ و از اینطریق، میکوشد جنبهای کمترشناختهشده از میراث فکری او را آشکار سازد. کتاب به طور خاص بر دو محور کلیدی تمرکز دارد: نخست، نظریۀ معرفتشناختی رازی در باب «تصور» بهسان یک عمل معرفتی وحدتبخش و غیرحکمی؛ و دوم، تعامل نظاممند او با نظریۀ «نظم» عبدالقاهر جرجانی. هدف نهایی این است که نشان داده شود در نظام فکری رازی، معنا نه صرفاً از طریق بازنمایی ذهنی واقعیت خارجی (آنگونه که فیلسوفان میپنداشتند)، بلکه از طریق ساختارهای زبانی و بلاغی شکل میگیرد.
اهمیت عمدۀ این در جایگاهبخشی مجدد به رازی در نقطهتلاقی دو کلانسنت «عقلگرایی فلسفی» (به نمایندگی ابنسینا) و «عقلگرایی زبانی» (به نمایندگی جرجانی) نهفته است. در حالی که منطقدانانِ سنت فلسفی بر جدایی لفظ از معنا و تطابق اندیشه با واقعیت تأکید داشتند، عقلگرایان زبانی بر درهمتنیدگی لفظ و معنا و سازوکارهای درونزبانیِ تولید معنا تمرکز میکردند. پژوهش حاضر نشان میدهد رازی چگونه با نقد مبانی معرفتشناختی پیشینیان و تعلیق تعهدات وجودشناختی در ساحت تصورات، الگویی ارائه میدهد که در آن دستور زبان و منطق در یکسو، و استدلال و برهان در سوی دیگر، نه به عنوان رقیب، بلکه به مثابۀ مکمل یکدیگر عمل میکنند.
هدف نهایی نویسنده در این کتاب، اثبات این مدعاست که فخرالدین رازی موفق شده است علم «بیان» را از بستر صرفاً الهیاتی (اعجاز قرآن) یا ادبی خارج کرده و آن را به مثابۀ یک علم عقلی و دقیق، همتراز با منطق، بازسازی کند. در این چارچوب نوین معرفتی، منطق مسئولیت سنجش صدق و کذب و مدیریت «تصدیقات» را بر عهده دارد، در حالی که علم بیان مسئولیت تضمین صحت، دقت و وحدت «تصورات» زبانی را عهدهدار میشود. بدینترتیب، کتاب استدلال میکند که پروژۀ فکری رازی، تلاشی موفق برای ایجاد یک نظام معرفتی منسجم است که در آن هر مسیری به سوی دانش از معبر زبان میگذرد و فهم زبانی پیششرط هرگونه تفکر برهانی است.
🔵کتاب در دو بخش اصلی و شش فصل تنظیم شده است. بخش نخست با عنوان «زبان در سنت عقلگرایی فلسفی»، به بررسی دیدگاههای فارابی (فصل ۱) و ابنسینا (فصل ۲) در مورد اکتساب معرفت و نقش زبان میپردازد و سپس در فصل ۳، موضع خاص رازی در باب «دستنایافتنی بودن معرفت تصوری» را تشریح میکند. بخش دوم «زبان در سنت عقلگرایی زبانی» نام دارد؛ در اینجا ابتدا در فصل ۴، مواجهۀ رازی با زبان انسانی و الهی و مسئلۀ اعجاز قرآن بررسی شده، در فصل ۵ به بازخوانی علم بیان نزد عبدالقاهر جرجانی پرداخته میشود و در پایان، فصل ۶ چگونگی بازسازی و نظاممند کردن سنت عقلگرایی زبانی توسط رازی و تلفیق آن با مبانی معرفتشناختیاش را تبیین مینماید.
🔵کتاب حاضر حاصل بازنگری و تکمیل رسالۀ دکتری نویسنده در گروه فلسفۀ دانشگاه آلبرت-لودویگ در فرایبورگ آلمان است. مصطفی نجفی، نویسندۀ این اثر، از سال ۲۰۲۱ به عنوان استادیار ارشد در کرسی فلسفۀ دانشکدۀ الهیات و نیز، به عنوان پژوهشگر پسادکتری (SNSF) در پروژۀ تحقیقاتی «Senses of Being» فعالیت میکند.
#انعکاس_کتاب
@inekas