hosseinentezami | Unsorted

Telegram-канал hosseinentezami - آیند ::: حسین انتظامی

2357

Subscribe to a channel

آیند ::: حسین انتظامی

واژه‌زدگی یا عملگرایی؟

بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر اسم جدید یا قلمبه-سلمبه استفاده کنند کار هم تغییر می‌کند. چند سالی است تب «اقتصاد خلاق و صنایع فرهنگی» به جان مدیران نوگرای فرهنگی افتاده و اصرار به استفاده از این عبارت دارند (مدیران سنتی که البته راحت‌تر از این حرف‌ها هستند!)
مشکل از کجا به وجود می‌آید؟ یک نفر در یک مقاله انگلیسی، واژه یا عبارتی جدید می‌بیند. سپس بر اساس «فیل‌شناسی در تاریکی» همان را رواج می‌‌دهد. با پاورپوینت به سراغ مدیران کم‌عمق که دوست دارند نوگرا و باسواد جلوه کنند می‌رود و آن عبارت، شوخی شوخی به سکه غالب تبدیل می‌شود؛ چیزی که بیشتر از یک زر ورق نبوده است.
صنایع خلاق فرهنگی چیزی در عرض محصولات فرهنگی و یک مفهوم نوبنیاد نیست. مگر یک نقاش که اثر خود را می‌فروخته، یک هنرمند صنایع دستی که محصول خود را می‌فروخته، یک انیمیشن که اکران در خارج از کشور یا فروش به وی-اُ-دی‌ها را دنبال می‌کرده صنایع خلاق نبوده‌اند؟

این مفهوم به دنبال بازارسازی است تا کیک اقتصاد فرهنگ و هنر را بزرگتر کند و سبب رونق بیشتر شود. بازارسازی در ۵۰ سال پیش، یک چیز بوده و حالا چیزی دیگر. بله، دیگر روش‌های کهنه در عرضه-تقاضا جواب نمی‌دهد. طبیعی است با توجه به روند جهانی و سبک زندگی ناشی از آن، اوقات فراغت بیشتر می‌شود و سفر و مصرف فیلم و بازی و ادبیات و هنر، افزایش می‌یابد. و باز هم طبیعی است همه صنایعی که به این موضوعات مرتبط‌اند در این چرخه‌ی هم‌افزا قرار بگیرند مثل تبلیغات؛ و باز هم بدیهی است که در عصری که فناوری اطلاعات، همه چیز را متحول کرده، روش‌های انقلاب‌آفرین ظهور کنند. جمع‌سپاری، توکنایز، nfd و ... بر محصول، سوار می‌شوند؛ چه محصول فرهنگی، چه کارخانه صنعتی، چه پروژه عمرانی. پس اگر در یک محصول فرهنگی (یا صنعت) از این تکنیک‌ها استفاده شد اسمش عوض نمی‌شود و چیز دیگری نمی‌شود! نقاشی، نقاشی است. نمی‌دانم چرا عده‌ای می‌خواهند با عوض کردن اسامی وانمود کنند که کشف تازه‌ای کرده‌اند.

در دولت آقای احمدی نژاد معاونت اداری- مالی به عنوان پرطمطراق «توسعه مدیریت و منابع» تغییر کرد. آیا واقعاً مفهوم و رویکرد هم تغییر کرد؟ آن هم از انبان یک ترجمه درآمده بود؛ ترجمه‌ای از موج‌ دو‌ سه دهه پیشتر که طبق معمول با تاخیر به مدیران غرب‌زده و مرعوب ما رسیده بود .
اخیراً دیدم در جایی می‌خواهند عنوان معاونت رسانه را تبدیل به «معاونت رسانه و نبرد شناختی» بکنند. آیا می‌خواهیم مخاطب را مرعوب کنیم؟ آیا می‌خواهیم سواد خود را به رخ بکشیم؟ سواد که چه عرض کنم، همان فیل‌شناسی در تاریکی و اطلاع با واسطه از مقالات ترجمه‌ای!

#تجربه‌نگاری_مدیریت
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

یک ویژه‌نامه خواندنی👇
https://B2n.ir/nz1283

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

از آن مهمتر، چیزی که معمولاً در ناشرهای دولتی غایب است: رصد مداوم شبکه‌ی توزیع و چاپ‌های بعدی را بدون معطلی زدن، نه پس از فروکش کردن عطش بازار.

پیشنهاد می‌شود دکتر جهانگیری به فکر مجلدات بعدی هم باشد. پرونده‌های دیگر را هم مطرح کند که شمار آن‌ها از ده‌ها فراتر است و البته صریح‌تر هم باشد. ضمناً به تیم رسانه‌ای مرتبط با ایشان پیشنهاد می‌شود با توجه به آن‌که کتابخوانی در بین مدیران تقریباً صفر است پاراگراف‌های مهم را -که به نظرم حداقل ۱۰۰ مورد است- با تیترهای جذاب در شبکه‌های اجتماعی توزیع کند. این ضمنا در اقبال به خود کتاب هم مؤثر است.

#مرور_کتاب
@hosseinentezami
منتشر شده در ibna.ir

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

باز هم ترجمه نادرست

اخیراً جمله‌ای از رهبر روسیه، هم‌رسانی شده است که می‌گوید دوران استیلای آمریکا گذشته است و اینجور نیست که او رهبر دنیا باشد چرا که امروز، روسیه و چین و ایران هم هستند.
واقعیت این است که‌ آقای پوتین چنین جمله‌ای را نگفته است و طبق معمول چنین عبارتی دسته گل ناآگاهان رسانه‌ای است که عمدتا از سر خوش‌نیتی چنین می‌کنند. تازه برای باورپذیر کردن این خبر، ویدیویی از او هم گذاشته‌اند که به روسی سخن می‌گوید و گوینده انگلیسی‌زبان ترجمه‌ی همزمان می‌کند و از قضا در همین ترجمه هم صحبتی از آن خبر نیست!

این که ایرانِ قبل از جنگ رمضان با ایرانِ بعد از جنگ، فرق دارد امری واضح و مبرهن است. همچنان که آمریکای قبل و بعد از این جنگ، تفاوت دارد. عزت و عظمت ایران بشدت افزوده شده و در قامت یک قدرت ظهور کرده و هیمنه آمریکا فرو ریخته و در چشم رقبا و ایادی، خوار شده است. این‌ها گزاره‌های درستی است ولی دلیلی ندارد برای تصویرسازی و دل دادن به یکدیگر به دروغ هم متوسل شویم.
فریب و دروغ که از اصول جنگ روانی است خودش فنونی دارد! ضمنا منهای حرمت اخلاقی، در عصر ارتباطات هم کارآیی چندین سده‌‌ای خود را از دست داده است.
چنین دسته گل‌هایی علاوه بر آنکه ممکن است به مناسبات دوجانبه آسیب برساند سبب بی‌اعتمادی مخاطب به اولین منتشر کننده (و به تبع آن، کل رسانه‌ها) می‌شود و مرجعیت رسانه‌ای را نزد افکار عمومی ایرانیان از بین می‌برد. ضمن آن که «داده‌ی غلط» به خطای تحلیلی تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران می‌انجامد که در شرایط بحران، بسیار مخاطره‌آمیز است.

این روش‌ها -که از فهم ناقص و نادرست پدیده‌ای به نام رسانه می‌آید- متعلق به یک مکتب خاص رسانه‌ای است. ما نیازی به دروغ‌سازی نداریم. انبوهی از کارشناسان زبده با ملیت‌های متفاوت و از زوایای گوناگون به ظهور درخشان ایران در جنگ اخیر اشاره کرده‌اند. همان‌ها را اگر درست بازتاب دهیم نیازی به جعل نداریم.

#رسانه
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

جنگ برساختی

ملانصرالدین سر کوچه‌ای ایستاده بود و به مردم می‌گفت در این کوچه آش می‌دهند. مردم هم به‌شتاب می‌رفتند و از منزل خود قابلمه و ظرف می‌آوردند و به ته کوچه می‌شتافتند. ملا که این وضع را دید خودش هم باورش آمد. با عجله به منزل رفت؛ ظرف برداشت و به ته کوچه دوید.
حالا حکایت ماست! ترامپ که گمان دارد جنگ را فرماندهان ارشد معزول نمی‌فهمند «واقعا» فکر می‌کند جنگ همان است که در فیلم‌های هالیوودی، برساخت شده است: سربازانی ورزیده، نترس، میهن‌پرست، همه فن‌حریف با تجهیزاتی افسانه‌ای و نقشه‌ای رد نخور در مقابل مُشتی مترسک ِهالو. این در حالی است که سیمور هرش روزنامه‌نگار کهنه‌کار که آثارش بویژه در روزنامه‌نگاری تحقیقی، الگو است در مقاله اخیرش درباره قمار احتمالی ترامپ (عملیات زمینی) عبارت‌پردازی جالبی کرده و ارتش آمریکا را بیم داده است: «چرخ گوشت هرمز»

یک ویژگی اصلی برای مدیران راهبردی و سیاستمداران بزرگ بویژه آنان که رهبری کشورها را به عهده می‌گیرند این است که خودشان اسیر رسانه و تبلیغات و بلوف‌هایی که می‌زنند نشوند یعنی از اینها برای عملیات روانی استفاده کنند اما خودشان باور نکنند. بَرسازی بکنند اما باورمند و بازیچه برساخت‌ها نشوند تا بتوانند بازی را براساس واقعیت جلو ببرند.
فرید زکریا روزنامه‌نگار برجسته آمریکایی بیست سال پیش در کتاب جنجالی خود (جهانِ پسا آمریکایی) اظهار نگرانی کرد که ایالات متحد در حال از دست‌دادن اولین‌ها و بزرگترین‌هاست. نگرانی او عمدتا به حوزه‌های پیشران اقتصادی معطوف بود و حتی به مخیله‌اش هم نمی‌رسید که روزی در سطح رهبری هم شاهد چنین افولی باشند. کشوری که در سال‌های نه چندان دور با نظریه «قدرت نرم» به عنوان مکمل قدرت سخت در پی آقایی دنیا بود امروز اسیر رهبری شده است که به جای متانت و برآمدگی از نظام نخبگی، یک شومن و یک خالی‌بند بلوف‌زن یعنی همان کاراکتر مناسب قمارخانه‌های لاس‌وگاس است تا در پی هر سخنرانی، فکت‌چکینگ‌ها ادعاهای او را یکی یکی به چالش کشند و دروغ و توهماتش را عیان سازند. رسوایی اپستین هم مزید بر علت؛ لکه ننگی برای جمهوری‌خواهان که همه پُزشان تا حالا ارزش‌های اخلاقی‌ خانوادگی بود.

تمام روسای جمهور آمریکا در دهه‌های اخیر، چه خوش‌مان بیاید و چه نیاید، برکشید‌ه‌ی نظام نخبگی و به قول خودشان سیستم بوده‌اند. این سیستم، محصول یا برآمده‌ی نوعی سرمایه‌داری سنتی بوده است. به همین جهت تفاوت یک رئیس جمهور دمکرات با جمهوری‌خواه، به قول آن صاحب‌نظر خوش‌قریحه، تفاوت پپسی‌کولا و کوکاکولا بود. یعنی در اصول، یکسان اما در طعم و ظاهر متفاوت. پدیده ترامپیسم این قانون را شکست و هواخواهان او از تیره‌ای دیگر درآمدند: جوان‌تر، ماجراجو (به سبک اجداد مهاجر از اروپا در دو سه قرن پیش) و چالش‌گرِ نظم ِ ساختاریِ پذیرفته شده. از یاد نبرده‌ایم که گردن‌قرمزهای هواخواه او که حاضر نبودند شکست انتخابات ٢٠٢٠ را بپذیرند در نخستین روزهای سال نو با حمایت رئیس‌جمهور مستقر چگونه به ساختمان کنگره هجوم بردند و جلوه‌ای جدید از وندالیسم را در تاریخ ثبت کردند. برای مردم آمریکا باید متاسف بود که چنین رهبری، ویترین آنهاست. آنان زمانی رؤسای جمهوری داشته‌اند که اسباب افتخارشان بوده است اما رئیس حاضر به تنهایی ظرفیت این را دارد که کل تمدن امروز و کل جهان را به عصر حجر ببرد. شاید هم حق با آن متفکری باشد که سال‌ها پیش گزار‌ه‌ای عمیق بیان کرد: مردم هر کشور، شایسته‌ی رهبران خود هستند.

@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

رزمنده‌ جنگ روایت‌ها

علیرضا شیروی یک الگوی مدیریتی بود. ترکیبی از کاردانی و بی‌ادعایی و فروتنی و کار راه‌اندازی. او به جای این شاخه-آن شاخه پریدن، عمر مدیریتی خود را در یک حوزه متمرکز کرده، تجربه اندوخته بود: کارشناس، ریاست اداره خبرنگاران خارجی (یکی از مهمترین ادارات در معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ)، معاونت اداره کل رسانه‌های خارجی و سرانجام مدیرکلی این واحد.
خبرنگاران خارجی که در سه دهه اخیر، به ایران آمده‌اند همگی او را می‌شناسند و خاطرات خوشی از همکاری و کار راه‌اندازی او دارند. تدابیر او در شکستن قالب‌های ایران‌هراسی نقشی موثر داشت. و مگر دیپلماسی عمومی چیست؟

چند سال از مدیرکلی او می‌گذشت ولی خودرو تحویل نگرفت. رفت و آمدش به اداره با وسایل نقلیه عمومی بود. حتی روی این فضیلت، خودنمایی نکرد و شبیه دیگران –که حتی برای کارِ نکرده هم فاکتور صادر می‌کنند- نبود. اصولا اهل دکان‌سازی از گذشته‌ی پر افتخار خود نبود. در زمره‌ی آزادگان سرافراز بود اما این سابقه را دستمایه‌ی مطرح کردن خود یا کسب امتیاز نمی‌کرد. گمان می‌کنم وزارت فرهنگ از نظر تعداد مدیران ستادی با سابقه‌ی ایثارگری سرآمد وزارتخانه‌ها باشد. ١٣ تن از معاونان و مدیران کل ستادی، سابقه ایثارگری در دفاع ٨ساله دارند. این سبب می‌شود روحیه بسیجی و فرهنگ ایثار و ارزش‌های دفاع مقدس بدون نیاز به اسناد و بخشنامه‌های بعضا مناسکی و ظاهرگرایانه عملا در سیاست‌ها و رفتار، جاری شود.
در وقایع امسال (جنگ ١٢ روزه، ناآرامی‌های دی‌ماه و جنگ رمضان) فعالانه و مبتکرانه ظاهر گشت و با پشتیبانی معاون فهیم رسانه‌ای وزارت فرهنگ، بعضی ملاحظات یا تنگ‌نظری‌ها یا سیاست‌های نادرست را اصلاح می‌کرد و بازخورد خوبی از این سنت‌شکنی و ریسک‌ها گرفت. جنگ‌های امروزی، تفاوتی ماهوی با جنگ‌های سنتی یافته‌اند. علاوه بر رقابت فناورانه، بخشی از نبرد اصلی، در روایت‌ها رخ می‌دهد. رسانه از دیرباز به نفع جریان صهیونی، ناترازی داشته است و کسانی که بتوانند به رفع این ناترازی‌ها همت گمارند و حقیقت را روایت کنند، همراه ِ میدانی‌ها رزمنده‌ی این عرصه‌اند.

شیروی عزیز در آستانه عید فطر و نوروز، از قفس تن رها شد و در آغوش ِصاحب این ماه آرام گرفت.
روحش قرین آمرزش و آرامش.

@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

نامه‌بازی

درک نادرست از مکاتبات اداری، ما را به ورطه نامه‌‌سالاری و نامه‌بازی می‌اندازد و بوروکراسی را می‌کاهد و منحرف می‌کند. در واقع، ضد بوروکراسی (به مفهوم اصلی و اصیلش) است.
یکی از ویژگی‌های عمومی مدیران سنتی آن است که همکاران‌شان هر چیزی را که زیر دست‌شان می‌گذارند امضا می‌کنند. این جمله مرسوم «رویه است» آنان را میخکوب و مرعوب و مسحور می‌سازد؛ انگار هیپنوتیزم!

اگر بتوانیم گزاره‌های نادرست را در ذهن‌‌مان بشکنیم از کلافگی و کلاف سردرگم، رها می‌شویم و کارآمدی اداری بالا می‌رود؛ گزاره‌هایی که همان کارمندان اینجور القاء کرده‌اند که گویی وحی است:
١- نامه خیلی مهم است و نشانه پرکاری و عملکرد است.
٢- جواب هر نامه را باید داد (حتی اگر بی‌ربط بوده)
٣- نامه، سند و سابقه است و اگر بعدا یکی پرسید دست‌مان پر است.
۴- با نامه‌نگاری، توپ را از زمین خودمان خارج می‌کنیم. (انگار، خدمت‌دهی اداری، بازی شطرنج است که هر بازیکن پس از حرکت، بلافاصله کرنومتر حریف را فعال کند. سنگ‌قلاب کردن ارباب رجوع، از همین نگاه و نگره بر می‌خیزد)
۴- نامه طولانی، فضیلت است و نشانه‌ فضل.
۵- رونوشت، هر چه بیشتر، بهتر.

البته مقررات ِتودرتو و بعضا احمقانه هم در این نامه‌سالاری، بی‌تاثیر نیست که بحثی جداگانه می‌طلبد.

#تجربه‌نگاری_مدیریت
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

اولویت‌ها؟

ناکارآمدی حکومت شاید اصلی‌ترین دلیل نارضایتی مردم باشد چون علت‌العلل بسیاری از مشکلات، ناکارآمدی و ندانم‌کاری است.

یکی از دلایل ناکارآمدی، وقت نداشتن مدیران ارشد برای حل مسائل است. یعنی اولا به‌قدری درگیر جلسات بی‌حاصل‌اند که فرصت نمی‌کنند برای نقاط گلوگاهی وقت بگذارند و به حل آن متمرکز شوند. حتی اساسا فرصت نمی‌کنند این نقاط را شناسایی کنند!
ثانیا تودرتویی نهادی و کارتراشی‌ دستگاه‌های متعدد، مانع از دیده شدن مسائل اصلی و تمرکز و هماهنگی در حل آنها می‌شود.

نترسید. جلسات بی‌حاصل تکراری و شوراها و دستگاه‌های متداخل و متعارض را تعطیل کنید.

#تجربه‌نگاری_مدیریت
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

«پرگار»
یادداشت‌هایی درباره رسانه، قدرت و تصمیم‌گیری
از تجربه‌ی کسی که در متن این میدان بوده.
نویسنده: حسین انتظامی
کتابخوان: حمیدرضا جعفری

❗️❗️این کتاب رو با کد pargar60 با ۶۰ درصد تخفیف از طاقچه بشنوید.


https://taaghche.com/audiobook/214493/%D9%BE%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D8%B1

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

جلسه‌پرَستی‌

اگر هر مدیر، نیمی از جلسات روتین خود را تعطیل و در عوض، جلسات کوتاه ِموردی را جایگزین کند بخش قابل توجهی از مشکلات مدیریتی و بلکه مشکلات کشور حل می‌شود. چرا می‌گویم حتی مشکلات کشور؟ چون یکی از دلایل مزمن شدن مشکلات، کم‌آمدن وقت برای تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران است؛ آنان در کلاف سر در گم جلسات ِ فاقد خروجی و کارتابل و نامه‌پراکنی گرفتارند و زیر آنها دفن شده‌اند و فرصت سر خاراندن هم ندارند. حکایت ملانصرالدین و سوزن زدن به تن خود و آخ گفتن!

یکی از نشانه‌های مدیران سنتی، عشق وافر آنان به جلسات روتین است. استاندارد این جلسات هم دو ساعت است، چه حرف حساب داشته باشد و چه در عرض نیم‌ساعت تمام شده باشد! آن را چون یک آیین مقدس پاس می‌دارند: دعوت‌نامه، دستور جلسه، آفیش، تشریفات، دبیر جلسه، ارسال صورتجلسه، مسئول پیگیری و ...

مدیر تحول‌گرا و با شهامت، این بازی را به هم می‌زند چون خود را و سازمان خود را اسیر رویّه نمی‌سازد. این جلسات را عملا تعطیل می‌کند تا بتواند به کارهای بنیادی برسد. به جای آن جلسات عریض و طویل بی‌فایده، جلسات موردی و عملیاتی با مدیران ذیربط می‌گذارد و حواسش هست که این جلسات موردی‌ -که قرار است معطوف به حل یک مسئله خاص باشد- خودش تبدیل به نهاد و ساختار نشود.

یادمان باشد جلسه، فی‌نفسه موضوعیت ندارد. ارزشش به حل مسئله است و اگر نمی‌تواند حل کند یا همچنان مشغول رسیدگی به مسائلی است که دوره‌اش گذشته یا خودش یک مسئله شده، راهش حذف یا ادغام یا تغییر مسیر است.

#تجربه‌نگاری_مدیریت
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

شفافیت در اعتبارات

ریز برنامه‌ها و فعالیت‌های وزارت فرهنگ و نحوه توزیع اعتبارات در ٩ ماه نخست امسال:
https://B2n.ir/yk6892

این جدول که ماهانه به‌روز رسانی می‌شود به فعالان و ناظران کمک می‌کند بتوانند سیاست‌ها و اقدامات را نقد کنند تا امور، اصلاح شود.

#تجربه‌نگاری_مدیریت
#شفافیت
#داده_باز
#بودجه‌ریزی
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

اسم‌زدگی

عده‌ای فکر می‌کنند با تغییر اسم، رسم هم عوض می‌شود. برخی دیگر فکر می‌کنند حالا که نمی‌توانیم خروجی مشخص و دستاورد داشته باشیم تابلوها را عوض کنیم. عده‌ای دیگر در لوای اسامی، دکان می‌زنند و ...
قبلا که در دوره آقای احمدی‌نژاد نام پُرطمطراق «معاونت توسعه مدیریت و منابع» جایگزین «اداری- مالی» شد، چه تغییر رویکردی پدید آمد؟

سالها پیش یکی از واحدهای شهرداری تهران، نامه‌ای به معاون توسعه مدیریت و منابع نوشته بود. قرار بوده تعدای سکه تحویل بگیرند و در مراسمی به دست شهردار برسانند تا هدیه دهد. هر چه از آن معاون پیگیری کرده‌اند نداده است. علت را که جویا شده‌اند پاسخ داده چرا سِمتم را نوشته‌اید معاون اداری-مالی و آن عنوان زیباتر را ننوشته‌اید؟!

#تجربه‌نگاری_مدیریت
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

میان هایک و پوپر

این کتاب ترجمه مقالات و مصاحبه‌های پراکنده نویسنده است. جرمی‌ شی‌یرمر سال‌ها دستیار پوپر فیلسوف مشهور علم بوده است و از طرفی رساله دکتری‌ و فعالیت‌های بعدی‌اش در مدرسه اقتصاد لندن به کارهای هایِک نوبلیست اقتصادی، متمرکز بوده است. هایک (١٩٩٢-١٨٩٩) و پوپر (١٩٩۴-١٩٠٢) اگر چه دوست یکدیگر اما حوزه‌های تخصصی مجزایی داشته‌اند. با این حال خاستگاه و رویکرد هر یک در نقد مارکسیسم و سوسیالیسم، آنها را هم‌اُفق ساخته است به‌نحوی‌که کتاب راهی به‌سوی بردگی (١٩۴۴، هایک) عملاً جلد سوم جامعه باز و دشمنان آنان (‌۱۹۴۴، پوپر) تلقی می‌شود با وجود آنکه دو نویسنده، بی‌اطلاع از کار یکدیگر بوده و رهیافت‌های مستقلی داشته‌اند.

حسن دیگر این کتاب که نشان از همت مترجم و ناشر (طرح نو) دارد اخذ مقدمه نویسنده برای مخاطب ایرانی و نگارش پی‌نوشت‌های جدید برای ترجمه فارسی است. نویسنده از سایر نظریه‌پردازان و سیاسیون غربی، عمیق‌تر است چون تفاوت خوانش‌های گوناگون اسلام را می‌داند و از قضا به سیاستگذاران عمومی در انگلستان نقد می‌کند که چرا در تعامل با مسلمانان، عمدتا نگاه‌ اِخوانی‌ را می‌بینند. او به ایران هم سفر کرده و متوجه قرائت ایرانی اسلام و رویکردهای نواندیشان دینی است. یکی از تراژدی‌های جهان مدرن را تحمیل ایده‌ها و اَشکال حکومتی غرب بر دیگران می‌داند و از این جهت معتقد است «غرب‌زدگی» جلال آل‌احمد هنوز حرفی برای گفتن دارد.
او در مقدمه کتاب، خاطراتی از حضورش در ایران می‌گوید: «از رانندگی ایرانی‌ها در اتوبان تهران-کاشان چنان ترسیدم که شاید هیچگاه در زندگی‌ام تا این اندازه نترسیده بودم» باید به حضرات ایشان گفت آن بزرگراه، تازه بهترین جلوه رانندگی ما ایرانی‌ها است. جاهای دیگر را پس ندیده‌ای!
کتاب دارای ۱۲ مقاله/مصاحبه است که البته همگی آنها به هایک یا پوپر یا تطبیق این دو برنمی‌گردد. از جمله مباحثی درباره اخلاق، رهیافت‌های غیر دینی، و تجربه نویسنده از اسلام در استرالیا. به نظر می‌رسد آخرین مقاله (سال ۲۰۲۴ اوضاع چگونه به نظر می‌رسد؟) نیز به درخواست مترجم برای کتاب حاضر نوشته شده است؛ مقاله‌ای روشنگرانه که روندهای اصلی مثبت و مخرب را مرور و از جمله رأی آوری ترامپ در آمریکا را پیش‌بینی می‌کند.

پوپر و هایک، ویژگی مشترک دیگری هم دارند. هر دو به نحوی روشنفکر عمومی هم هستند. دانشمندان عادی صدایشان فقط در دانشگاه‌ها و مراکز علمی شنیده می‌شوند و نهایتاً می‌توانند همتایان دانشگاهی خود را تحت تاثیر قرار دهند. اما آنهایی که به تعبیر هابرماس در حوزه عمومی به‌ویژه رسانه‌ فعالند سلبریتی اندیشه می‌شوند و ایده‌هایشان شهره‌تر. و شاید به‌دلیل میان‌رشته‌گی و موج‌آفرینی در طبقه متوسط، بر سیاست‌گذاری عمومی هم تأثیر می‌گذارند. (هرچند این متفکران معمولاً کم عمق‌ترند. ژیژک یکی از آنهاست!)
مثال‌های متعددی از تاثیرگذاری‌ اندیشه‌وران بر تاریخ‌سازان حکایت دارد. در میانه قرن بیستم می‌توان به تأثیر آرای هوفر و هایدگر بر هیتلر اشاره کرد. خانم تاچر نخست‌وزیر محافظه‌کار انگلستان که به بانوی آهنین شهره بود و سیاست‌هایش در دو دهه (١٩٩٠-١٩٧٩) نقطه عطف دانسته می‌شود و خصوصی‌سازی گسترده در دوره او رواج گرفت کتاب بنیان آزادی (١٩۶٠، هایک) را در پارلمان انگلستان روی میز کوبید و گفت این چیزی است که بدان باور داریم.
شاید هم ماجرا بر عکس است یعنی سیاسیون به دنبال شاهد مدعا می‌گردند!

طبیعی است با بعضی ایده‌های پوپر همداستان نباشم اما نمی‌توان تلاش او برای جایز الخطا دانستن نظریه‌های علمی را نادیده گرفت؛ همچنین ابداع اصل «فایده‌انگاری منفی» که دولت‌ها به‌جای افق‌های دست نیافتنی به دنبال کاهش درد و رنج مردم باشند.
پوپر با وجودی که اعتقاد دینی نداشت اما با پیشنهاد انجمن نویسندگان که روشنفکران جهان باید از اثر سلمان رشدی (آیات شیطانی) حمایت کنند مخالفت کرد چون معتقد بود این دفاع ضمنا به معنای دفاع از توهینی است که سلمان رشدی علیه معتقدان مذهبی مرتکب شده است و همچنین بی‌توجهی به این واقعیت که رشدی، عذرخواهی نکرده است.

کتاب همچنین کدهایی از تعاملات بت‌های اندیشه‌ای قرن بیستم را بیان می‌دارد و تفاوت‌های ظریف دیدگاه‌ها، به‌رغم شهرت یکسانی را خلاصه و موجز می‌گوید.

قابل توجه ناشران و مترجمان: نویسنده به کتاب جذاب «مدینه در بیرمنگام، نجف در برنت» (٢٠١۴) اشاره می‌کند که حاصل ۷ سال گفتگوی نویسنده (اینس بوئن، خبرنگار بی‌بی‌سی) با مسلمانان مختلف بریتانیا است و به نحوه همزیستی دو جهان اشاره دارد.

#مرور_کتاب
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

جلسه‌زدایی

ما زیرِ انبوه جلسات و نامه‌ها دفن می‌شویم. هر مدیری را که در نظر بگیریم تعداد جلساتی که الان عضویت دارد و قاعدتا باید شرکت کند قطعا خیلی بیشتر از مدیری است که ١٠ سال پیش روی همان صندلی نشسته بوده.
دلیلش این است که با ساختارسازی‌های جدید، با وجود آدم‌های بیش‌فعالِ ساختارستیز، با «هرکه آمد عمارتی نو ساخت»های بی‌انتها، با انفعال موجود در مدیران سنتی، هر کسی ضرورت تشکیل یک شورا و جلسات ادواری آن را کشف می‌کند؛ بدون آن که شورای قدیمی را تعیین تکلیف کند. اگر ماموریت‌های جدید ضروری است می‌توان در یکی از شوراهای‌ متعدد قبلی ادغام کرد و اصطلاحا غنی‌سازی کرد. اگر هم شدنی نیست، در ازای اضافه کردن یک شورا و ساختار جدید، یک شورا و ساختار ناکارآمد و جلسه ثابت را حذف کرد.

برای چالاکی نظام دیوانی به نهضت زدایش جلسات متعدد و نامه‌‌پراکنی‌های بی‌پایان و گزارش‌خواهی‌های تو در تو نیازمندیم و ضمن تبارشناسی، جلسات زاید را شناسایی و جرأت تغییر داشته باشیم.
مثلا سالهاست معاون توسعه وزارت فرهنگ عضو شورای‌عالی شهرسازی است که هر دو هفته یکبار با حضور وزیر راه تشکیل می‌شود. معاونان وزارت فرهنگ هم به طور مرتب شرکت می‌کرده‌اند. شاید یک دلیلش سطح بالای این شورا و پرستیژ و امکان ارتباطی است که برای فرد ایجاد می‌کند چون علاوه بر وزیر راه، شهردار تهران و معاونان دو-سه دستگاه مهم دیگر هم عضویت دارند. در این مدت کسی از خود نپرسیده شأن نزول وزارت فرهنگ در این شورا چیست؟ عضویت وزارت فرهنگ به زمانی بر می‌گردد که حوزه میراث فرهنگی در ساختار وزارت فرهنگ بوده است تا ملاحظات مربوط را منتقل کند اما از زمانی که سازمان مستقل (و سپس وزارت مستقل) تشکیل شده است آیا حضور وزارت فرهنگ همچنان «علت مُبقیه» داشته است؟ اضافه شدن وزارت میراث به ترکیب این شورا قاعدتا باید همراه با حذف عضویت وزارت ارشاد می‌بوده‌ است. اگر هم منظور، توجه به پیوست‌های فرهنگی است این کار با الزام طرح‌های مطالعاتی، شدنی است.

به دور و بر خود نگاهی بیندازیم. از این جلسات، زیاد داریم؛ جلساتی که وقت مدیر را می‌گیرد و مانع از فکر و کار می‌شود. یادمان باشد: تا نتوانیم فکر کنیم، اسیر روزمرگی و در واقع به اسب عصاری، ماننده می‌شویم.

#تجربه‌نگاری_مدیریت
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

جلسه هفتگی مدیران مسئول روزنامه‌ها -سال ١٣٧۴
آن ایام فقط ٨ روزنامه سراسری منتشر می‌شد. مدیران مسئول این روزنامه‌ها به‌صورت هفتگی جلسه داشتند؛ یک هفته چرخشی بین خودشان و یک هفته به میزبانی معاونت مطبوعاتی. روزنامه ایران را هم که بتازگی راه افتاده بود به جمع خود دعوت نمی‌کردند اما جلساتی که ارشاد میزبان بود دعوت می‌شد.

این مدیران با وجود اختلاف مشرب (و بلکه تنازع) اما در مسائل صنفی کاملا متحد بودند و در درک منافع ملی، با توجه. برخی از آنان، همزمان مسئولیت‎های دیگری هم داشتند: دبیرکل مجمع روحانیون مبارز، قائم‌مقام وزیر کشاورزی، شهردار تهران، معاون وزیر اطلاعات و عضو مجمع تشخیص.

از چپ به راست: آقایان موسوی خوئینی‌ها (سلام)، حسین شریعتمداری (کیهان) مرحوم دعایی (اطلاعات)، علی‌اکبر اشعری (معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد)، حسین انتظامی (مدیرکل مطبوعات داخلی)، مرحوم سید محمد صفی‌زاده (ابرار)، غلامحسین کرباسچی (همشهری)، علی ربیعی (کار و کارگر)، مسیح مهاجری (جمهوری اسلامی) و سید مرتضی نبوی، پشت به دوربین (رسالت)

خاطرم است در این جلسه -به میزبانی مرحوم صفی‌زاده- فرمول جدید یارانه روزنامه‌ها را برای آقایان تشریح کردم.

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

ترامپ‌شناسی
ارزیابی مرکل از اولین دیدارش با ترامپ (مارچ ٢٠١٧) دو ماه پس از استقرار در کاخ سفید.

منبع: آزادی و توسعه، خاطرات صدر اعظم آنگلا مرکل، ترجمه علی اشرف افخمی، انتشارات نیستان، ١۴٠۴

@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

خود نمایی

بعضی از کسانی که از بزرگان خاطره می‌گویند هدف اصلی‌شان، نه بزرگداشت یا بیان فضایل و زوایای شخصیتی آن بزرگ، بلکه اثبات خود است!
چند روز پیش آقایی می‌گفت کاش به من هم می‌گفتید یادداشتی برای دکتر لاریجانی می‌نوشتم. دو تا از خاطراتش را هم به عنوان مثال گفت:

۱-در فلان موضوع، دکتر لاریجانی «خواهش کرد» مرا ببیند. [این ملاقات با چند بار پیگیری خود این آقا جور شده بود!] وقتی نکاتی را به آن شهید توضیح دادم گفت هیچکس به اندازه تو نمی‌فهمد.
۲ـ در فلان مسجد که دکتر لاریجانی مرا دید جلوی پایم بلند شد و به همه گفت ایشان جواهر و از نوادر است.

بعضی از کسانی که این روزها خاطراتی از رهبر شهید می‌گویند هم از این جنس‌اند. بماند که بعضی از این خاطرات، شاهد هم ندارد.

@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

آقای معاون اول

سنت خاطره‌نویسی و تجربه‌نگاری در مدیران ایرانی رایج نیست. می‌تواند چند دلیل داشته باشد. بی‌حوصلگی، آزردگی و دست به قلم نبودن را می‌توان در زمره دلایل برشمرد. اما از بخل، غافل نشویم. فوت و فن کوزه‌گری را نمی‌خواهند لو بدهند. دلیل اصلی‌تر اما شاید نگرانی از کدورت، دشمن‌تراشی، قضاوت شدن و پرونده‌سازی‌های احتمالی است.
مرحوم آیت‌الله هاشمی این سنت را با انتشار خاطرات روزانه شکست. وزرای خارجه (آقایان دکتر ولایتی و دکتر علی‌اکبر صالحی) نیز خاطرات خود را منتشر کرده‌اند که دوره فشرده‌ای برای کادر وزارتخارجه و علاقمندان سیاست خارجی به‌شمار می‌آید. خاطرات دکتر ولایتی که تاکنون چهار جلدش منتشر شده همچنان ادامه دارد. دکتر ظریف هم «پایاب شکیبایی» را عمدتاً متمرکز بر برجام منتشر ساخته است، نه خاطرات ٨ساله‌. پیشتر هم از او «آقای سفیر» را معطوف به دوره سفارتش در سازمان ملل دیده بودیم. بیست سال پیش هم دکتر علی لاریجانی خاطرات خود از دوره مدیریتش بر سازمان صدا و سیما را با نام «هوای تازه» انتشار داده بود که خط‌شکنی به شمار می‌آمد. به این سیاهه، چند مورد خاطرات یا تجربه‌نگاری در سطح معاون وزیر هم را باید افزود. در میان رجال دوره پهلوی هم صرف‌نظر از چند «تاریخ شفاهی» برجسته‌ترین خاطرات را می‌توان به روزنوشت‌های اسدالله علَم وزیر دربار و انیس ِشاه دانست که دو دهه پس از مرگش انتشار یافت. اما در میان این همه، کتاب دکتر جهانگیری از نظر سطح مدیریتی (پس از آقای هاشمی) بالاترین و از این جهت مهمترین است. هر چند با درآمدن خاطرات دکتر حسن روحانی -که ظاهرا دور هم نیست- رتبه‌ی دوم از آنِ رئیس‌جمهور پیشین خواهد شد.
این‌که مدیری جرات کند و ضمن بیان خاطرات، تحلیل هم بکند و بعضی اسرار مگو را فاش سازد فی‌نفسه ارزشمند است و برای فعالان و پژوهشگران و روَندگان، آموزه‌های فراوان دارد. جهانگیری مدیری پرتجربه و چند وجهی است. دو دوره نمایندگی مجلس، استانداری استان مهم اصفهان، هدایت دو وزارتخانه‌ی ادغام شده و ۸ سال معاون اولی در دوره‌ای پرتنش. او از نظر کمّیت، پس از مرحوم دکتر حسن حبیبی -که ۱۲ سال در این سمت بود- رکورد دار است و از نظر کیفیت، از سرآمدان است. هیچ یک از پیشینیان، کارنامه متنوع و شبکه گسترده ارتباطی او را نداشته‌اند. این کارنامه، پختگی و جامعیتی به فرد می‌دهد که از پس ِسِمت حساس معاون اولی برآید و اگر چه هدایت تیم اقتصادی دولت از او دریغ شد -که موجب دلگیری‌اش هم بود- اما انصافاً صلاحیت این کار را داشت.

خاستگاه دکتر جهانگیری و من، متفاوت است. او با سابقه‌ای روشن در جبهه اصلاحات تعریف می‌شود و امثال من در جریان مقابل؛ هرچند بنیادگرایانِ نو آمده، گروه سنتی و میانه‌روی اصولگرایی (و بلکه اقطاب و مؤسسان اصولگرایی یعنی آقایان مهدوی کنی و ناطق نوری و عسگر اولادی و لاریجانی و باهنر و ...) را به‌ زعم خود از اردوگاه اخراج کرده باشند و سکه را به نام خود زده باشند!
جهانگیری، هم به واسطه خوی و خُلق و هم
تجربه بالای مدیریتی با اصلاح‌طلبان تندرو متفاوت است و از حذف دیگران و خودکامگی و رفتار قبیله‌ای فاصله دارد و از این رو با نگاهی ملی می‌تواند با طیف وسیعی از مدیران کار کند. باید اقرار کنم همواره با لطف ویژه‌ای که به من داشته است با همه مشغلات، وقت می‌گذاشته و خواسته‌ها را عملی می‌کرده است. از جمله با اضافه کردن ماده‌ای به آیین‌نامه اجرایی قانون منع به‌کارگیری لغات بیگانه، شورای هماهنگی پاسداشت زبان فارسی به ریاست وزیر فرهنگ و حضور همه دستگاه‌های مرتبط ایجاد شد. همچنین تکلیف ویژه به دستگاه‌های اجرایی و پیگیری از آنان برای جدی گرفتن قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات.

کتاب شامل ۱۹ پرونده یا موضوع (برجام، کرونا، انتخابات ۱۳۹۶ و...) است و از این جهت تجربه‌نگاری به‌شمار می‌آید نه خاطره‌نویسی. در گونه‌ی دوم، اقدامات و دیدارها و جلسات به صورت کرونولوژیک بیان می‌شود و خواننده از میان آن روایت‌ها، چیزهایی دستگیرش می‌شود. خاطرات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از این نمونه است. در تجربه‌نگاری، یک موضوع یا پرونده بیان می‌شود همراه با شرح اقدامات و تحلیل. و طبعا بازگویی خاطرات مرتبط با آن موضوع.
کتاب، پی‌گفتاری هم دارد حول دغدغه اصلی جهانگیری. او از توسعه می‌گوید و راه فلاح کشور را در تمرکز به این مفهوم می‌داند و پیشنهادهای کاربردی و کم‌هزینه هم دارد.
دکتر پدرام الوندی که از روزنامه‌نگاران موفق است با ۵٠ ساعت مصاحبه حضوری، این کتاب را به‌خوبی سر و سامان داده است، با نثری روان و خواندنی. انتشارات موسسه اطلاعات هم با خوش‌سلیقگی، کتابی تر و تمیز در آورده است. همه چیز به قاعده: نوع حروف، صفحه‌آرایی، کاغذ، صحافی، بخش عکس، نمایه و...

ادامه👇

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

کوتاه در باره شهید دکتر لاریجانی👇
https://www.farhang.gov.ir/fa/album/54864/
‏

@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

دو یادداشت در باره شهید دکتر لاریجانی:

عقل سرد

ettelaat.com/news/141301/


عقل سرخ
isna.ir/xdW8qD

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

قصه‌های قرآنی

ماه مبارک رمضان، بهار قرآن است. یکی از جذابیت‌های قرآن، داستان‌های آن دانسته می‌شود. هدف این داستان‌ها، نه صرفا حکایت‌گویی بلکه دعوت و تربیت است. قصه‌های قرآن صرفا یک حکایت جدابافته و مستقل نیستند که چون هنرهای بشری صرفا هدفی هنری داشته باشند.
این کتاب نسبتا کم‌حجم، ساختار و بافتار تقریبا همه قصه‌های قرآن را از زاویه موضوع، بیان، دلالت و هدف مرور می‌کند و نکات بدیعی را باز می‌گوید. نویسنده که از محققان برجسته است راز تکرار قصه‌های قرآنی را به بافتار آنها نسبت می‌دهد. او معتقد است بسته به زمینه و زمانه‌ی نزول آیات، موضوع، کارکرد و هدف هر قصه، مشخص می‌شود تا بر اساس آن بخش‌هایی از یک داستان -که پیشتر یا بعدتر هم در مصحف شریف به آن پرداخته شده- برجسته‌تر شود.

همچنان که می‌دانیم موضوعات کلی قرآن به چهار بخش تقسیم می‌شوند: عقاید، اخلاقیات، عبادات و قانونگذاری. در آیات مکّی، بُعد چهارم وجود ندارد و بخش سوم هم خیلی برجسته نیست. (تنها عبادتی که در مکه، تشریع و واجب شد نماز بود) پس عقاید و اخلاقیات، دو موضوع کلی‌اند که بیشتر آیات مکی به آن می‌پردازند. قصه‌ها هم که عمده آنها در آیات مکی رونمایی شده‌اند در خدمت همین موضوعات‌اند.
عمده داستان‌های قرآن در دوره ١٣ساله مکه نازل شده است که ضمن پیگیری هدف اصلی (دعوت مومنان به صبوری در مسیر خدا و انذار مشرکان از سرنوشت تکذیب‌کنندگان پیشین) فی‌نفسه دلیل محکمی در اثبات ِوحیانی بودن قرآن است چرا که اصل بعضی وقایع یا جزئیات آنها قبلا شناخته شده نبود. حتی بعضی از آنها به اشاره علمای یهود از رسول‌خدا(ص) سوال شده است (قصه اصحاب کهف و ذوالقرنین) که فقط علمای برجسته یهود از آن اطلاع داشتند و به قریشیان گفته بودند اگر محمد شما درباره این موضوعات پاسخ داد از او تبعیت کنید چرا که او فرستاده واقعی خداست.

نویسنده چند رویکرد در بررسی قصه‌های قرآنی را نقد می‌کند:
١- گروهی که وقتی می‌بینند بعضی مشخصات تاریخی حوادث در قرآن نیامده، آن را در اسرائیلیات جستجو می‌کنند.
٢- گروهی که داستان‌های قرآن را جزو متشابهات قرانی می‌دانند.
٣- عده‌ای که رویکردی صرفا بلاغی دارند.
۴- گروهی که داستان‌های قرآن را تنها یک هنر آزاد از نوع بشری می‌دانند که در آن اسطوره و نماد و تمثیل است.
در بسیاری از قصص قرآن، شخصیت‌ها کمرنگ‌اند و تا حد پنهان شدن پیش می‌روند و به جای آن رویدادها پررنگ‌اند و صرفا در داستان یوسف (احسن‌القصص) است که عنصر شخصیت، برجسته می‌نماید؛ داستانی که هدفش تقویت روح ایمان است و ضمنا با استانداردهای بشری داستان‌پردازی هم مطابقت دارد؛ اما سایر قصه‌های قرآنی، شخص‌محور نیستند بلکه رویداد را برجسته می‌کنند و به همین جهت صرفا تا حدی به جزئیات می‌پردازند که در خدمت هدف باشد و چنانچه بیان بیشتر جزئیات، سبب کاهش تاثیر قصه باشد از آن صرف نظر می‌کند.

باید ممنون ناشر این کتاب (مدرسه اسلامی هنر) بود که دغدغه‌ی تقویت نسبت دین و هنر دارد و در عمر حدودا بیست ساله خود، بدون ادعا بروندادهای ارزشمندی در تأمین محتوا، سرفصل‌های درسی بدیع و تربیت کادر داشته است.

#مرور_کتاب
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

واجب و مستحب

همه ما فکر می‌کنیم اداره‌مان خیلی مهم است، مسئولیت و پست‌مان مهم است و همه شرح وظایف‌مان هم مهم‌اند.
اما در شرایط بحرانی، شرایط انقباضی، در نبود منابع یا در بازسازی ساختاری آیا همچنان اداره ما و پست من دارای اولویت‌اند و همه کارویژه‌هایی که روی پست من تعریف شده همچنان باید انجام گیرند؟
وقتی در برودت یا آلودگی یا شرایط خاص، همه ادارات بجز مراکز درمانی و انتظامی تعطیل می‌شوند، چه پیامی دارد؟ معنایش این است که در آن شرایط، بقیه کارها غیر مهم‌اند.

اگر همه ادارات با تمام ظرفیت خود و در ایفای همه نقش‌های خود کار کنند نمی‌توان شرایط بحرانی یا خاص را مدیریت کرد. تازه این با فرض نبود اختلالات ساختاری و تودرتویی نهادی است که به‌تنهایی می‌تواند ماشین بوروکراسی را زمین‌گیر کند.
بعضی ادارات، بعضی پست‌ها و بعضی وظایف مثل اَعمال نماز، جنبه رکنی دارند، بعضی‌ واجب‌اند و بعضی مستحب. وقتی بیم جان می‌رود یا وقت، تنگ است مستحبات ساقط می‌شود. مثلا قنوت و ذکر سه‌باره تسبیحات اربعه و دو تا از سلام‌های تشهد را نباید خواند؛ همچنان که تحت هر شرایطی ۵ رکن نماز، عمدا و حتی سهوا نمی‌تواند ترک شود چون بدون آن «رکن»ها نماز بی‌معناست.

مدیریت بوروکراسی هم در شرایط بحران یا کمبود منابع یا اصلاحات ساختاری همین وضع را دارد. یعنی در چنین شرایطی، فعال بودن همه ادارات، کارکردن آنها با همه ظرفیت و انجام همه تکالیفی که برایشان نوشته شده کاری است نا بخردانه و ضد بوروکراتیک.
یکی از ویژگی‌های مدیرانی که نگاه راهبردی دارند این است که قدرت تمیز بین اینها را دارند و در شرایط خاص، چراغِ کارهای غیرضرور، جلسات غیرضرور و نامه‌نگاری‌های غیرضرور را عجالتا خاموش می‌کنند تا قدرت تنفس به کارهای اصلی (رُکنی) بدهند وگرنه کارویژه‌های اصلی، زیر آن امور مستحبی مدفون می‌شوند.
طبیعی است که ادارات غیر مهم، پست‌های غیر مهم و حتی پست‌های غیر مهم از ادارات مهم و کار ویژه‌های غیر مهم از پست‌های مهم بخواهند خود را نشان دهند اما وظیفه مدیر تحول‌گرا و راهبردی این است که در شرایط خاص به آنها اجازه نمود ندهد وگرنه بود ِکل سیستم را به مخاطره می‌افکند.

#تجربه‌نگاری_مدیریت
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

چهارمین جلد از حماسه سجادیه منتشر شد. واقعیت آن است که در ادبیات فارسی، هر چقدر درباره امیرالمومنین و سیدالشهدا و امام رضا و امام زمان علیهم‌السلام کارهایی شده است اما امام سجاد(ع) از این حیث مظلوم بوده است و از سکوت آن حضرت در مقابل حکومت اموی و مروانی، رمزگشایی نشده است.
بسیاری از مردم که شاید بتوانند چند دقیقه در باره آن چهار امام سخن بگویند اما از امام سجاد چیزی نمی‌دانند. نهایتا از منابر شنیده‌اند که در روز عاشورا و به دلیل بیماری، جهاد از حضرتش ساقط شده تا سلسله امامت قطع نشود و نطقی تاریخی در کاخ یزید داشته‌اند و صحیفه سجادیه، متعلق به آن حضرت است. اما از ریزه‌کاری‌های دوران ٣۵ ساله امامت ایشان مطلع نیستند.
سید مهدی شجاعی که به این کار سترگ، همت گماشته است در هر جلد به مقطعی از زمانه و زندگی آن حضرت (از عاشورا تا شهادت) می‌پردازد. او بر بستر این روایت‌گری‌ها چند مضمون یا نکته کلیدی را دنبال می‌کند:

١- تمایزگذاری بین اسلام علوی (نبوی) و اسلام اموی. شاخص‌ها و نشانه‌های هر یک را روشن می‌سازد تا به‌راحتی بتوانیم هر حکومت مدعی اسلام را باز شناسیم.
٢- لقمه حرام، نقش اصلی را در سقوط یک انسان بازی می‌کند.
٣- موسس حلقات فکری، امام سجاد بوده‌اند و تلاش‌های باقرین علیهم‌السلام در ادامه مکتبی بوده است که پدر بنا نهاده‌اند.
۴- امام با خرید و آزاد کردن صدها برده و کنیز، آنان را مبلغان عملی اسلام علوی ساخت.

در مجلدات پیشین به معاویه، یزید، واقعه حَرّه، قیام توابین، انصراف فرزند یزید از خلافت، حکومت زبیریان و فرصت‌طلبی مروان پرداخته شده و در این مجلد به برآمدن عبدالملک مروان و حجاج بن یوسف و شرح سفاکی‌های بی‌نظیر او می‌رسیم.
یکی از محاسن و سبک نگارشی «حماسه سجادیه» استقلال هر یک از فصول است. به این معنا که بسیاری از فصول به قاعده‌ی یک داستان کوتاه‌اند که سر و شکل خود را دارند و خوانش و فهم آنها ضرورتا نیازمند خواندن مجلدات یا فصول پیشین نیست؛ هر چند درک کامل در گرو مطالعه این رمان ۵-۴ هزار صفحه‌ای است که پیش‌بینی می‌شود به ۶ جلد برسد.
شجاعی از زمره نویسندگانی است که برای کار داستانی به منابع دست اول مراجعه می‌کند و به مثابه یک پژوهشگر، روایت‌های ضعیف ولو مشهور را پالایش می‌کند. در این اثر ضمن آشنایی با ده‌ها شخصیت معاصر حضرت، نقش تاریخ‌سازانی چون معاویه، یزید، عبدالله‌بن زبیر، مختار، مروان‌بن‌حکم، عبدالملک مروان، حجاج و ... بیان می‌شود و از نقش دیگرانی چون ابو حمزه ثمالی، عطیه عوفی، یحیی‌بن ام‌الطویل، مصعب‌بن زبیر، ابوبکر شهاب زهری و چند شخصیت دیگر غافل نمی‌ماند.
راوی بعضی فصول در این جلد هم شیطان است که از تدابیر خود در پرورش و راهبری شخصیت‌های منفی پرده بر می‌دارد.
نامگذاری هر جلد، برگرفته از اشعار صائب و بیدل است که چهارمین جلد هم از بیدل، وام گرفته است:
هر جا صلای محرمی راز داده‌اند
آهسته‌تر ز بوی گل آواز داده‌اند

تصویر جلد در هر مجلد، شبیه قبلی است اما با افزودن درخت و درختچه‌های بیشتر؛ تا نشان دهد چگونه درختی واحد در واحه، اطراف خود را آباد می‌کند.

#مرور_کتاب
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

تمرّد، اولین رمان این نویسنده جوان است که بتازگی از سوی #نشر_نیستان منتشر شده است.
داستان که در سال ١٣۵۶ می‌گذرد درباره ٣ دوست دوران نوجوانی است که اینک میانسالی را طی می‌کنند: اسحاق، قاضی در خدمت ظلم، حسین معلم مدرسه و خلیل کارآگاه جنایی. صادق فرزند اسحاق و داماد حسین است؛ دو خاستگاه و دو تربیت متفاوت. او دل در گرو همسرش پرتو دارد که تربیت‌یافته پدری متدین و با اصول اخلاقی است. حسین که از ظلم‌های سیستماتیک اسحاق، مطلع شده و افشاگری می‌کند به جنوب کشور، تبعید می‌شود و در حالی که دخترش پرتو نیز به همراه او هجرت کرده، مظلومانه جان می‌دهد. خلیل که کارآگاهی زبردست است هم به عملکرد و سوابق دوست قدیمی خود اسحاق، ظنین می‌شود و به دنبال کشف روابط است.
در پس‌زمینه‌ی روابط خانوادگی و عاطفی، شاهد رقابت و تاخت و تاز سرویس‌های جاسوسی آمریکا، اسرائیل و شوروی در ایران هستیم: پرونده‌ای محرمانه در شرکت نفت رقم می‌خورد که در قبال جابجایی مبالغی کلان به نفع اسرائیل، موشک‌های هسته‌ای در نقاط مرکزی ایران مستقر شوند. روس‌ها با شبکه گسترده اطلاعاتی خود در ایران به دنبال سر درآوردن از این پروژه‌اند و در این میان، طرفین از خشونت و حذف عوامل خود و رقیب، ابایی ندارند.

اگرچه خط سیر اصلی داستان، قابل اعتناست اما در بیان و تصویرسازی ِخرده روایت‌ها کاستی‌هایی دارد.
داستان‌های مرتبط با تاریخ سیاسی بویژه تاریخ سیاسی انقلاب اسلامی معمولا دچار شعارزدگی و باورناپذیری می‌شوند. این آسیب در رمان تمرد، دیده نمی‌شود. از ویژگی‌های آن شعارزدگی و سفارشی‌نویسی، قلمداد کردن همه مدیران و رده‌های میانی رژیم گذشته به عنوان افرادی فاسد است اما در این داستان با افرادی پاکدست و صادق هم مواجه می‌شویم که حتی بعضا در ساواک اشتغال دارند؛ هر چند کلیت رژیم را غیر ملی، وابسته و چپاولگر معرفی می‌کند.
تعلیق و کشش و جنبه‌های جنایی-پلیسی داستان، زمینه‌ی تصویری کردن آن را دارد تا در قالب یک سریال عرضه شود.

#مرور_کتاب
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

دموکراسی دیجیتال

دموکراسی با همه اشکالاتی که دارد اما در حال حاضر بهترین شیوه برای اداره امور است. ظهور و همه‌گیری فناوری اطلاعات می‌تواند بعضی از کاستی‌های آن را مرتفع کند. از جمله:
۱- در دموکراسی سنتی وقتی کسی انتخاب می‌شود اگر انتخاب‌کنندگان بعداً پشیمان شوند مجبورند او را تا پایان دوره تحمل کنند اما در دموکراسی دیجیتال این امکان وجود دارد که او را هر زمان برکنار و جایگزین کنند. به عبارت بهتر هر زمان که فرد، افراد یا حزب نتوانست وعده‌های خود را عملی کند یا ناکارآمد جلوه کرد یا به جای خدمت به دنبال مطامع شخصی بود امکان هشداردهی و حتی تنبیه آنی او (عزل) وجود دارد. پس او مجبور است مرتباً خود را با منشأ مشروعیت مطابقت دهد چرا که نمایندگی، فرایندی دائمی است و حکایت رد شدن خر از پل بی‌معناست.
۲- در دموکراسی دیجیتال این امکان وجود دارد که مسیر سیاست‌ها یا پیشنهادها مرتبا با موکلان، مطرح و نظر آنان خواسته شود. این امکان، مانع از خودکامگی و حس خودبسندگی می‌شود. در این صورت مشارکت معنای واقعی می‌یابد.

در این زمینه، رسانه‌گران کشور با ایجاد «مجمع رسانه‌ها» majres_ir پیشتازی و الگوسازی کرده‌اند. قریب ۱۵۰۰ مدیر مسئول رسانه در این مجمع -که بزرگترین تشکل مدیران رسانه‌‌ای است- حضور دارند و انتخاب نمایندگانی از خود برای ماموریت‌های گوناگون یا مشورت و تصمیم‌گیری با سهولت صورت می‌گیرد. با تشکیل اتاق‌های گفتگو و رأی دیجیتال، ایده‌ها پخته و همگرا می‌شود. از همه جالب‌تر، در اتاقی شیشه‌ای همه‌ی آرا برای همگان قابل مشاهده است. این شفافیت اولاً فرایند رأی‌دهی را مسئولانه‌تر می‌کند و ثانیاً مانع از نفاق می‌شود.

این مجمع، امروز انتخاباتی الکترونیک را برگزار کرد تا از بین خود نماینده‌ای برای شرکت در جلسه‌ای را برگزیند؛ تجربه‌ای جذاب.

#رسانه
#تجربه‌نگاری_مدیریت
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

مشارکت‌پذیری

انتخابات الکترونیک تعیین نمایندگان کارکنان وزارت فرهنگ برگزار شد. دو ماه پیش هم همین کار برای کارکنان ستاد صورت پذیرفته بود. چند نکته:

١- مدیران سنتی با چنین فرایندهایی مخالف‌اند. مدیر سنتی اولا خود را عقل کل می‌پندارد (اگر چه معمولا به زبان نمی‌آورد!) و ثانیا به قول خودش از «شاخ» درست‌کردن گریزان است. ثالثا با هر پدیده جدیدی ذاتا مخالفت می‌ورزد چون معتقد است کاری که دارد به قول او به نحو احسن انجام می‌شود، چه نیازی به تغییر و اصلاح و تلنگر؟!

٢- در انتخابات، دو دیدگاه وجود دارد. یک دیدگاه معتقد است (اما معمولا به زبان نمی‌آورد!) جامعه‌ی رای‌دهندگان، بلوغ کافی ندارد و خیر و شر خود را تشخیص نمی‌دهد و لذا لازم است ابتدا پالایش صورت گیرد تا از بین خوب‌ها، بهتر انتخاب شود. دیدگاه دوم معتقد است فرایند انتخابات به خود رای‌دهندگان سپرده شود. در این رویکرد ضمنا برای جلوگیری از ورود افراد ناباب یا ناصالح یا غیرِ این‌کاره به دایره رقابت، سازِ کارهایی هم دیده شده. مثلا نظام حزبی یا ضرورت جمع‌آوری امضا برای ثبت‌نام اولیه.
خطر پوپولیسم یا بناپارتیسم در هر دو دیدگاه وجود دارد چرا که از اشکالات ذاتی دمکراسی است. هر چند وجود این ایراد دلیلی نمی‌شود که زیرآب کل دمکراسی را بزنیم و از مزایای متعدد آن صرف نظر کنیم.
انتخابات یاد شده در قالب دیدگاه دوم برگزار شد تا ضمنا به کسانی که نگران از دست رفتن دین و مُلک‌اند این پیام را بدهد که در این پایلوت، همچنان که دیدید آسمان به زمین نیامد. همان کسانی را که می‌خواستید رد صلاحیت کنید و بابتش هزینه بدهید خودشان رای نیاوردند. به پیشگیری‌‌های پدرسالارانه نیازی نشد؛ کسی رد صلاحیت نشد (بجز کسانی که در هیات تخلفات اداری پرونده داشتند) و به حرف این و آن و سایر پرونده‌ها ترتیب اثر داده نشد؛ هیچ نامزدی حین برگزاری انتخابات حذف نشد و منتخبان هم به خاطر مصلحت‌اندیشی‌ها حذف یا مجبور به استعفا نشدند.
به تجربه دریافته‌ایم که رد صلاحیت‌ها به تحریک رقبا اتفاق می‌افتد. رگ دین و صلاح را در شورای تصمیم‌گیری می‌جنبانند و به دست آنان به خواسته خود می‌رسند. وِزر و وبال و حق‌الناس و پاسخ آخرت هم به گردن آن شورا می‌افتد.

٣- در بیان گفته می‌شود که پیشرفت در سایه مشارکت است. این جمله‌ی تعارف‌گونه در کجای نظام برنامه‌ریزی کشور تعبیه شده است؟ مناطق عملا مجری نظام برنامه‌ریزی متمرکز و دستوری‌اند. به نهادهای مدنی هم یا اعتنا نمی‌شود یا اگر بشود در حد زینت‌المجلس‌اند. (البته این که نهادهای مدنی و تشکل‌های صنفی تا چه حد با استانداردهای بین‌المللی و اصل نمایندگی تطابق دارند بحث دیگری است)؛ تو درتویی نهادی، اجازه مشارکت‌پذیری را نمی‌دهد و از همه مهمتر: از مشارکت، برداشت واحد وجود دارد.
بعضی مسئولان خیال خود را راحت کرده‌اند و حتی به آن جمله تعارف‌گونه، اشاره‌ هم نمی‌کنند. این گروه، بهترند زیرا لااقل نفاق یا بی‌عملی ندارند!

۴- تشکیل گروه نمایندگان کارکنان، مانع از تشکیل سازمان‌های غیررسمی می‌شود؛ سازمان‌هایی که عمدتا بر بال شایعه و تحریک و ترور (شخصیتی) حرکت می‌کنند. همچنان که در جدول مشاهده می‌فرمایید https://B2n.ir/eq1042 میزان مشارکت حدود ٧٠٪‏ بوده است و در چند استان‌ ٩٠ را هم رد کرده است. نماینده‌ها بخوبی نقش واسط را بازی می‌کنند. مدیران از برج عاج‌نشینی فاصله می‌گیرند و «خود عقل کل‌پنداری» و استبداد مستتر در «همینی‌ که هست» رنگ می‌بازد و بدنه هم در این رفت و آمدها متوجه می‌شود که برخی انتظارات، بلاوجه است و مطالبات، تعدیل می‌شود. اما از همه مهمتر، مشارکت صورت می‌پذیرد. ایده‌های اداری-رفاهی که با حضور نمایندگان کارکنان شکل گیرد پخته‌تر و مطمئن‌تر است و به دلیل همراهی کارکنان، قابلیت اجرایی بالاتری می‌یابد. ضمنا اگر چه نامزد شدن مدیران، ایراد حقوقی و منطقی نداشت اما از مدیران خواسته شد نامزد نشوند چرا که آنان خود به اندازه کافی در چرخه‌های تصمیم‌گیری حاضرند و امروز نیاز به شنیدن و درک زوایای جدید داریم.

#تجربه‌نگاری_مدیریت
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

بوروکراسی هم از واژگان مظلوم است. وقتی هرج و مرج اداری موجود را بوروکراسی می‌نامیم تنِ ماکس وبر را در گور می‌لرزانیم.
ما در واقع از نبود بوروکراسی رنج می‌بریم نه از بود آن. بوروکراسی افلیج و بلکه ضد بوروکراسی داریم: کاغذبازی، نامه‌بازی، جلسه‌بازی، مرحله تراشی، سنگ قلاب کردن ارباب رجوع، پیچیده کردن و پیچاندن، ساختارهای متعارض، تودرتویی نهادی، تکثر مقررات، شهوت سندنویسی، فرار حساب شده از دولت الکترونیک و شفافیت‌گریزی (پیش‌بینی‌ناپذیری)

به تجربه عرض می‌کنم نقطه عزیمت بسیاری از اصلاحات، درک و دریافت درست از بوروکراسی و نهضت زدایش‌هاست: ساختارزدایی، جلسه‌زدایی، مقررات‌زدایی، نامه‌زدایی، گزارش‌زدایی و ...

#تجربه‌نگاری_مدیریت
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

رضا امیرخانی آبروی ادبیات معاصر است. من در ورای آثارش و قلم درخشانش و ذوق و تکنیکش و انبوه دنبال‌کنندگانش که همگی رشک‌برانگیزاند او را از زاویه شخصیت‌اش می‌ستایم و دوست می‌دارم.
هوش سرشار، روز آمدی و نوجویی، شبکه‌سازی، بی‌تفاوت نبودن به زمینه و زمانه یعنی روشنفکریِ مسئول و از همه مهمتر معرفت و فروتنی و اخلاق‌مداریِ بی ادا از او دردانه‌ای ساخته که شایسته این همه محبوبیت است.
خیل دوستداران آقا رضا از خدای مهربان می‌خواهند او را به حق صاحب اسمش بهبود و سلامت بخشد.
آمین

@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

دود سفید

هر یک از تمدن‌ها، فرهنگ‌ها و آیین‌ها آموزه‌هایی برای یادگیری دارند. سازِ کار انتخاب پاپ را همه شنیده‌ایم: کاردینال‌ها یعنی بالاترین مقام مذهبی کلیسای کاتولیک از سراسر جهان در واتیکان گرد هم می‌آیند. دسترسی آنها به جهان خارج قطع می‌شود و تا پاپ را انتخاب نکنند دود سفید از دودکش بیرون نمی‌آید.

اما آموزه: درست است که همه ۱۵۰-۱۰۰ کاردینال به این مجلس خبرگان فراخوانده می‌شوند اما صرفاً کسانی حق رأی دارند که سن‌شان زیر ۸۰ باشد.
حکمت چیست؟ آدم‌ها در سنین کهنسالی ظاهرا بشدت تحت تأثیر این و آن هستند و آن کمال و پختگیِ میان‌سالی و سالمندی، از حدی به بالا نتیجه معکوس می‌دهد.

برای خود پاپ هم چنین می‌کنند. یعنی درست است که تا آخر عمر در آن مقام حضور دارد اما سنّش در زمان انتخاب باید زیر ۸۰ باشد.

#حکمرانی
#تجربه‌نگاری
@hosseinentezami

Читать полностью…

آیند ::: حسین انتظامی

تمرین دمکراسی

توسعه، چیزی نیست جز توسعه فرهنگی. سد و نیروگاه و زیرساخت اگر چه مهم‌اند و تولید ناخالص داخلی و سرانه را بالا می‌برند اما تا فرهنگ و مبنا عوض نشود نهایتا رفاه بی‌پایه درست می‌کند؛ شبیه نو کیسه‌ها. به قول مرحوم دکتر حسین عظیمی توسعه باید از مهد کودک‌ها آغاز شود. مفاهیمی چون جامع‌نگری، مشارکت‌جویی، دانش‌محوری، اصلاح خُلقیات ضد توسعه‌ای و ... در نظام آموزشی و تربیتی شکل می‌گیرد و تبدیل به فرهنگ عمومی می‌شود.
توسعه‌خواهی با گسترش‌طلبی و دایره‌گستری تفاوت دارد. هر مدیری که ساختمان بیشتری ساخت و کارمند بیشتری گرفت و بودجه‌اش از دولت (نفت) را با لطایف‌الحیل دو برابر کرد ضرورتا توسعه‌خواه نیست. توسعه‌خواهی توجه به الگوی جدید حکمرانی (دولت بسترساز، پلتفرمی) و مشارکت‌طلبی است.

ایده جالبی در ستاد وزارت فرهنگ شکل گرفته است: ایجاد شورای همکاران. قرار است فردا انتخابات الکترونیک برگزار شود و ٧ نفر از همکاران به عنوان نماینده صدها همکار انتخاب شوند. در تایید صلاحیت نامزدها از شیوه مرسوم، خبری نبود. هر نامزد همین که در کمیته تخلفات اداری، محکوم نشده باشد صلاحیت بالقوه برای نمایندگی دارد چرا که بهترین شاخص، رأی است.
دو تبعیض مثبت هم لحاظ شده است:
١- قرار شد مدیران کل به بالا نامزد نشوند.
٢- اگر هیچ خانمی جزو ٧ نفر انتخاب نشد دو بانویی که رأی نسبی بیشتری داشته باشند عضو علی‌البدل شورا می‌شوند. (هر چند به احتمال زیاد، نیازی به فعال شدن این تبصره نباشد و شاهد انتخاب تعداد قابل توجهی از خانم‌ها در ترکیب شورا باشیم)

سازمان‌های غیر رسمی همواره یکی از معضلات نهادها بوده‌اند. چنانچه با مهارت مدیریت، تعامل خوبی صورت بگیرد بعضا منافعی برای سازمان دارد اما تجربه نشان داده که عمدتا به گروه فشار (به نفع فردی که خرج‌شان را می‌دهد) و یا فرصت‌ساز برای خودشان تبدیل می‌شوند. راه زمین‌گیر کردن سازمان‌های غیر رسمی مخرب، استقبال از مسیرهای دمکراتیک و اقتداربخشی به آنهاست. سازمان‌های غیر رسمی معمولا متکی به رأی نیستند. چند فرد با انگیزه (مثبت یا منفی) جلو می‌افتند و به صورت خودخوانده ادعای نمایندگی می‌کنند. چند نفر هم همراه می‌‌شوند. قاطبه هم ساکت و نظاره‌گر، تا ببینند چه می‌شود. اگر کامیابی‌هایی رخ داد پشت این رهبران خودخوانده قرار می‌گیرند و اگر کار به قلع و قمع رسید خود را عیان نمی‌کنند. آن رهبران خود‌خوانده هم به یکی از این دو سرانجام می‌رسند: یا توده را وجه‌المعامله و نردبان ترقی می‌سازند و یا در لیست سیاه حاکمان قرار می‌گیرند و مطرود می‌شوند. لذا نتیجه این فرایندهای تک‌ستاره و خودجوش، تولید بذر ناامیدی نسبت به فعالیت‌های مدنی است.

وقتی کارکنان، توسعه‌یافتگی خود را با مشارکت و انتخاب آدم‌های منطقی، آگاه، مسئول و حساس نسبت به حقوق موکلان نشان می‌دهند متقابلا سیستم هم باید توسعه‌یافتگی و شعور خود را نشان دهد. به شورا میدان دهد. او را در بعضی تصمیم‌گیری‌ها مداخله دهد. باور داشته باشد که خودش عقل کل نیست و اگر در خانواده‌‌ خود، کاست‌گرایی نکند و مشارکت و صمیمت داشته باشد اولا مانع از ظهور رابین هودها و خود صالح پندار‌ها می‌شود و ثانیا توجیه و حمایت عمومی از تصمیمات شکل می‌گیرد چرا که خود کارکنان در آن تصمیمات دخیل بوده‌اند. شبکه هم شکل می‌گیرد. از همه مهمتر، تمرین دمکراسی می‌شود که اساس توسعه‌یافتگی است.

#تجربه‌نگاری_مدیریت
@hosseinentezami

Читать полностью…
Subscribe to a channel